#لاك_ناخن ، #رنگ و موارد ديگر در اعضاي #وضو و غسل
🍇• مرحوم #غروي :
وضوء و غسل با #لاك ناخن و ساير #رنگ ها كه زائل كردن آنها ايجاد #عسر و حرج مي كند جايز است .
http://www.arbabehekmat..com
.........................................
🍇• احمد #عابديني :
1- مسأله 353: دليلي براي وجوب برطرف كردن #لاك وجود ندارد زيرا با وجود آنها نيز شستن، به طور متعارف صدق ميكند.
2- مسأله422 : بعيد نيست در مواردي كه رنگهاي روغني يا #قير ، #چسب موكت و امثال آن بر اعضاي وضو چسبيده و به راحتي قابل برطرف كردن نيست و يا مواردي كه خانمي براي زيبايي از لاك ، #سورمه ، #سايه و... استفاده كرده است و نميخواهد آنها را زايل كند مشمول حكم وضوي #جبيرهاي باشد.
3- مسأله 382: #جوهر خودكار و رنگ مو، چون جسميّت ندارد مانع از وضو يا مسح نيست.
4- مسأله461 : #رنگهايي كه خانمها بر موهاي خود ميزنند حتي اگر جسميّت داشته باشد به غسل آنان ضرري نميزند زيرا در غسل، شستن مو لازم نيست.
www.ahmadabedini..ir
............................................
🍇• محسن #كديور :
1- جواز صحت وضو در مورد ناخن #لاک زده شده چه در دستها چه در پاها و موی رنگ شده بعید نیست .
2- #سرمه خارج از چشم اگر غلیظ نباشد ، مانع صحت وضو یا غسل نیست.
3- شرط صحت وضو ، رسیدن آب به پوست بدن خصوصا صورت است . در مورد #رژ لب و کرمهای پوست لازم است با امثال دستمال صورت را پاک کرد و سپس وضو گرفت.
kadivar.com
...............................................
🍇• مرحوم احمد #قابل :
وضو ( یا غسل ) با #لاک ناخن برای بانوان جایز است .
کتاب " فقه ، کارکردها و قابلیت ها ، ص 184
......................................................
محمد صالحي – 12/1/93
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🍇• مرحوم #غروي :
وضوء و غسل با #لاك ناخن و ساير #رنگ ها كه زائل كردن آنها ايجاد #عسر و حرج مي كند جايز است .
http://www.arbabehekmat..com
.........................................
🍇• احمد #عابديني :
1- مسأله 353: دليلي براي وجوب برطرف كردن #لاك وجود ندارد زيرا با وجود آنها نيز شستن، به طور متعارف صدق ميكند.
2- مسأله422 : بعيد نيست در مواردي كه رنگهاي روغني يا #قير ، #چسب موكت و امثال آن بر اعضاي وضو چسبيده و به راحتي قابل برطرف كردن نيست و يا مواردي كه خانمي براي زيبايي از لاك ، #سورمه ، #سايه و... استفاده كرده است و نميخواهد آنها را زايل كند مشمول حكم وضوي #جبيرهاي باشد.
3- مسأله 382: #جوهر خودكار و رنگ مو، چون جسميّت ندارد مانع از وضو يا مسح نيست.
4- مسأله461 : #رنگهايي كه خانمها بر موهاي خود ميزنند حتي اگر جسميّت داشته باشد به غسل آنان ضرري نميزند زيرا در غسل، شستن مو لازم نيست.
www.ahmadabedini..ir
............................................
🍇• محسن #كديور :
1- جواز صحت وضو در مورد ناخن #لاک زده شده چه در دستها چه در پاها و موی رنگ شده بعید نیست .
2- #سرمه خارج از چشم اگر غلیظ نباشد ، مانع صحت وضو یا غسل نیست.
3- شرط صحت وضو ، رسیدن آب به پوست بدن خصوصا صورت است . در مورد #رژ لب و کرمهای پوست لازم است با امثال دستمال صورت را پاک کرد و سپس وضو گرفت.
kadivar.com
...............................................
🍇• مرحوم احمد #قابل :
وضو ( یا غسل ) با #لاک ناخن برای بانوان جایز است .
کتاب " فقه ، کارکردها و قابلیت ها ، ص 184
......................................................
محمد صالحي – 12/1/93
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
👍1
😳🍎من بر این باورم که در #عبادات هم باید #تجدید_نظرهایی بشود *
گفتو گو: مولود بهرامیان با استاد #محمد_مجتهد_شبستري
🍇1- من بر این باورم که در عبادات هم باید تجدیدنظرهایی بشود ، ... به نظر من در عبادات باید مفهوم « #وجوب » را کنار گذاشت و بهجای آن، مفهوم « #توصیه » را باید قرار داد.
مفهوم وجوب که واجب است ظهر چنین نماز بخوانید و واجب است که روزه بگیرید . این مفهوم به باور من اعتبار خود را از دست داده است.
🌹#عبادات را بهعنوان یک سلسله اعمال بدنی- روحی روانی که به منظور #تعالی_روحی مفیدند، میتوان «توصیه» کرد.
این عبادات (اگر) با مراعات اصول اخلاقی و زیستن اخلاقی باشد، برای عدّهی زیادی بهداشت روانی بهدنبال داشته و آنان را تعالی میبخشد.
من عرض میکنم: آنچه اصل و اساس تقرّب انسان به خداست، #فضیلتهای اخلاقی و اعمال متناسب با آنها است .
«#خُلُق» شریف است نه #دولا راست شدن.
باید توصیه کرد که خُلق عوض شود و ساختار فضیلتی تغییر یابد.
اگر آن ساختار فضیلتی تغییر نکند هزار بار هم آدمی عبادت کند، به هیچ جایی نمیرسد.
یعنی درست برعکس آنچه اکنون رایج است که به عبادات اصالت داده میشود. من با این رویّه کاملاً مخالفم.
توصیه باید به کسب فضایل اخلاقی و متزیّن شدن به خلقهای انسانی باشد.
🍇2- من از تعابیری که از آنها تکلیف در زمینهی عبادات برمیآید، اجتناب میکنم.
با یک مثال این را روشن کنم. وقتی بچّهای #بدغذا است و غذا نمیخورد، پدر و مادرش میگویند: فرزندم اگر فلان غذا را نخوری، وقتی بزرگ شدی، بیماری پوکی استخوان میگیری.
همین معنا را هم میتوان برای کسب تعادل روحی روانی و تعالی به عبادات #توصیه کرد نه آن معنایی که در وجوب هست، نوعی تکلّف و رنج در آن موجود است.
🌹به مخاطبان باید گفت اگر میتوانید این اعمال را آنطور که در طبیعت افعال عبادی هست، ...، توصیه میکنیم که این کارها را انجام دهید؛
امّا اگر به هر علّت نتوانستید چنین کنید، به #قدر_مقدور این اعمال را بهجا آورید.
.... هر قدر که میتوانید #ارتباط خود را با خداوند قطع نکنید و کارهایی در این زمینه انجام دهید.
به نظر من دستور از بالا ، تغییری در این وضعیت ایجاد نمیکند.
🌹باید به آنان گفت اگر نمیتوانید مثلاً نمازهای یومیّه را یا روزهی سی روز ماه رمضان را با آن شرایط و آمادگیهای لازم روحی و اخلاقی انجام دهید، اعمال سبکتری را بهعنوان جایگزین انجام دهید نه اینکه اگر نمازها را نخوانی و روزهها را نگیری گناه دارد و معذَّب خواهی شد!
نکتهی دیگر این است که من نوع رایج در دعوت به عبادات رسمی با برچسپ و خطاب تکلیفی را کاملاً در بحران میبینم. افراد بسیاری هستند که در رودربایستی گیر کردهاند و این اعمال را انجام میدهند ولی در خلوت خود آنها را انجام نمیدهند و این وضع موجب شیوع #نفاق و #ریا شده است.
آنطور که گفتم اگر عبادات جنبهی توصیهای پیدا کنند، در خانوادهها اختلاف پیدا نمیشود و تفاوتهای فردی و سنخ روانی اعضای آن که از همدیگر متفاوت است، در نظر گرفته میشود.
🍇3- به نظر من #آیاتی که در قرآن از مادّهی تکلیف به کار گرفته شده است، به هیچوجه به معنای #تکلیف کلامی و #فقهی نیست.
🌹واژهی تکلیف در معنای کلامی و فقهی ،#تاریخ_پیدایش دارد.
هم اکنون کتابی در نظرم هست که رسالهی دکتری یک دانشمند خارجی است، در این کتاب بررسی شده که واژهی تکلیف در معنای رایج فعلی، چگونه در میان مسلمانان پیدا شده است.
البتّه من منکر این نیستم، ممکن است کسی در اثنای ارتباط معنوی با خدا در مراحل تعالی روانی خودش برای خودش، تکلیف تجربه کند. این غیر از آن تکلیف است که در بیان و خطاب دینی رایج ما حضور دارد و باید آنرا کنار گذاشت.
توصیه میکنم علاقهمندان این بحث، #مقالهای را که اخیراً با عنوان «چگونه دوران علم اصول و اجتهاد فقهی سپری شده است» در اینترنت منتشر کردهام، بخوانند.
http://3danet.ir
🍇* احكام فقهي از دو مقوله اند – عبادي و غير عبادي
🍁#احكام_عبادي شامل عبادياتي از قبيل نماز و روزه و حج و ... مي شود و تکنیکهایی برای تعالی روحی هستند كه نوعا تاسيس شارعند .
🍁#احكام_غير_عبادي كه شامل معاملات و سياسيات و ... ( كلا احكام اجتماعي ) بوده و نوعا گزينش پيامبر از قوانين عصر نزول و امضاي آنها جهت اجرا بوده است و لذا مبتني بر عقل عرفي و در راستاي تحقق اخلاق و عدالت اجتماعي اند و به همين دليل تابع شرايط زمان و زمينه اجراي خود بوده و قابل تغييرند .
https://telegram.me/beshnofekrkon
🍇دو مطلب زير نيز قابل توجه است :
آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/391
رعایت تدریج و مرحله ای در وجوب تکلیف نومسلمانان 🍁
https://telegram.me/beshnofekrkon/689
http://mahsan.rasekhoonblog.com
گفتو گو: مولود بهرامیان با استاد #محمد_مجتهد_شبستري
🍇1- من بر این باورم که در عبادات هم باید تجدیدنظرهایی بشود ، ... به نظر من در عبادات باید مفهوم « #وجوب » را کنار گذاشت و بهجای آن، مفهوم « #توصیه » را باید قرار داد.
مفهوم وجوب که واجب است ظهر چنین نماز بخوانید و واجب است که روزه بگیرید . این مفهوم به باور من اعتبار خود را از دست داده است.
🌹#عبادات را بهعنوان یک سلسله اعمال بدنی- روحی روانی که به منظور #تعالی_روحی مفیدند، میتوان «توصیه» کرد.
این عبادات (اگر) با مراعات اصول اخلاقی و زیستن اخلاقی باشد، برای عدّهی زیادی بهداشت روانی بهدنبال داشته و آنان را تعالی میبخشد.
من عرض میکنم: آنچه اصل و اساس تقرّب انسان به خداست، #فضیلتهای اخلاقی و اعمال متناسب با آنها است .
«#خُلُق» شریف است نه #دولا راست شدن.
باید توصیه کرد که خُلق عوض شود و ساختار فضیلتی تغییر یابد.
اگر آن ساختار فضیلتی تغییر نکند هزار بار هم آدمی عبادت کند، به هیچ جایی نمیرسد.
یعنی درست برعکس آنچه اکنون رایج است که به عبادات اصالت داده میشود. من با این رویّه کاملاً مخالفم.
توصیه باید به کسب فضایل اخلاقی و متزیّن شدن به خلقهای انسانی باشد.
🍇2- من از تعابیری که از آنها تکلیف در زمینهی عبادات برمیآید، اجتناب میکنم.
با یک مثال این را روشن کنم. وقتی بچّهای #بدغذا است و غذا نمیخورد، پدر و مادرش میگویند: فرزندم اگر فلان غذا را نخوری، وقتی بزرگ شدی، بیماری پوکی استخوان میگیری.
همین معنا را هم میتوان برای کسب تعادل روحی روانی و تعالی به عبادات #توصیه کرد نه آن معنایی که در وجوب هست، نوعی تکلّف و رنج در آن موجود است.
🌹به مخاطبان باید گفت اگر میتوانید این اعمال را آنطور که در طبیعت افعال عبادی هست، ...، توصیه میکنیم که این کارها را انجام دهید؛
امّا اگر به هر علّت نتوانستید چنین کنید، به #قدر_مقدور این اعمال را بهجا آورید.
.... هر قدر که میتوانید #ارتباط خود را با خداوند قطع نکنید و کارهایی در این زمینه انجام دهید.
به نظر من دستور از بالا ، تغییری در این وضعیت ایجاد نمیکند.
🌹باید به آنان گفت اگر نمیتوانید مثلاً نمازهای یومیّه را یا روزهی سی روز ماه رمضان را با آن شرایط و آمادگیهای لازم روحی و اخلاقی انجام دهید، اعمال سبکتری را بهعنوان جایگزین انجام دهید نه اینکه اگر نمازها را نخوانی و روزهها را نگیری گناه دارد و معذَّب خواهی شد!
نکتهی دیگر این است که من نوع رایج در دعوت به عبادات رسمی با برچسپ و خطاب تکلیفی را کاملاً در بحران میبینم. افراد بسیاری هستند که در رودربایستی گیر کردهاند و این اعمال را انجام میدهند ولی در خلوت خود آنها را انجام نمیدهند و این وضع موجب شیوع #نفاق و #ریا شده است.
آنطور که گفتم اگر عبادات جنبهی توصیهای پیدا کنند، در خانوادهها اختلاف پیدا نمیشود و تفاوتهای فردی و سنخ روانی اعضای آن که از همدیگر متفاوت است، در نظر گرفته میشود.
🍇3- به نظر من #آیاتی که در قرآن از مادّهی تکلیف به کار گرفته شده است، به هیچوجه به معنای #تکلیف کلامی و #فقهی نیست.
🌹واژهی تکلیف در معنای کلامی و فقهی ،#تاریخ_پیدایش دارد.
هم اکنون کتابی در نظرم هست که رسالهی دکتری یک دانشمند خارجی است، در این کتاب بررسی شده که واژهی تکلیف در معنای رایج فعلی، چگونه در میان مسلمانان پیدا شده است.
البتّه من منکر این نیستم، ممکن است کسی در اثنای ارتباط معنوی با خدا در مراحل تعالی روانی خودش برای خودش، تکلیف تجربه کند. این غیر از آن تکلیف است که در بیان و خطاب دینی رایج ما حضور دارد و باید آنرا کنار گذاشت.
توصیه میکنم علاقهمندان این بحث، #مقالهای را که اخیراً با عنوان «چگونه دوران علم اصول و اجتهاد فقهی سپری شده است» در اینترنت منتشر کردهام، بخوانند.
http://3danet.ir
🍇* احكام فقهي از دو مقوله اند – عبادي و غير عبادي
🍁#احكام_عبادي شامل عبادياتي از قبيل نماز و روزه و حج و ... مي شود و تکنیکهایی برای تعالی روحی هستند كه نوعا تاسيس شارعند .
🍁#احكام_غير_عبادي كه شامل معاملات و سياسيات و ... ( كلا احكام اجتماعي ) بوده و نوعا گزينش پيامبر از قوانين عصر نزول و امضاي آنها جهت اجرا بوده است و لذا مبتني بر عقل عرفي و در راستاي تحقق اخلاق و عدالت اجتماعي اند و به همين دليل تابع شرايط زمان و زمينه اجراي خود بوده و قابل تغييرند .
https://telegram.me/beshnofekrkon
🍇دو مطلب زير نيز قابل توجه است :
آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/391
رعایت تدریج و مرحله ای در وجوب تکلیف نومسلمانان 🍁
https://telegram.me/beshnofekrkon/689
http://mahsan.rasekhoonblog.com
صدانت
صدانت | صدای اندیشه؛ فلسفه و علوم انسانی
صدانت مرجعی مستقل برای اندیشه به زبان فارسی است؛ آرشیوی از مقالات، درسگفتارها و گفتگوهای اندیشمندان کلاسیک و معاصر.
👍2❤1
آیا « #انا_الحق » گفتن #حلاج ، شرک و یا دعوی خدایی بود ؟- 1 **
🍇1- #جایگاه_انسان در خلقت از دیدگاه حلاج
#حلاج در ترانه های عاشقانه اش ، بیش از هر عارف دیگری ، درجه فهم خویش را از جایگاه انسان در آفرینش بصورت کاملا واضح نشان داد و تئوری خود را ، بر اساس #درک_اشراقی و الهامی خود از او به عنوان « #انسان_خدایی » اظهار کرد .
او معتقد بود که : #انسان_عارف ، مومن ، ایثارگر و شهید ، بی شک علت غایی و هدف اصلی خلقت 1 است . و هموست که عنوان « خلیفه خداوند در زمین 2 » را به خود اختصاص داده است .
جهان بینی ، طریقت و #مشرب_حلاج ، بطور خلاصه از انسان خدایی سرچشمه می گیرد . هر جانی را جهانی می داند ، بشرط آن که حجاب ها عاشقانه برداشته شود تا انسانی که منزلت خلیفه حق به روی زمین را داراست به نقد حال خویش پرداخته و بداند که چرا فرشتگان عالم بالا به حضرت آدم سجده کردند 3 .
🍇2- چگونگی #خدایی_شدن در کلام حلاج !
#شعر زیر حقیقتی است که حلاج آن را با تمام وجود ، #عاشقانه سر داده و « #خودیت_دنیایی » و « منیت این زمینی » را حجاب و مانع دیدن روح هستی که غیری جز خداوند نیست ، می داند و از همو می خواهد که این حجاب و مانع را از بین او و خداوند بردارد ( لا اله ) آنگاه آنچه می ماند فقط خداوند است و بس ( الا الله ) .
بینی و بینک انی یزاحمنی فارفع بانک انی من البین
" بین من ( حلاج ) و بین تو ( خدا ) فقط « #منیت_من » مانع و حجاب است . پس ای خدا این « منیت من » را از میان بردار 4
آری حلاج معتقد بود که « #انسان_خدایی » ، عروج مومنانه به سوی لایتناهی است که با « #فنای_سالک » همراه است .
و مرادش از ترانه « انسان خدایی » این است که هر عاشق مومن ، باید تعینات شخصی را از ساحت وجود بزداید تا قائم به حق شود ، و همین که « #منی ، #مایی و #تویی » از میان برود جز او ( #خدا ) چیزی باقی نمی ماند .
🍇3- روش پیمودن راه در #سیره_حلاج !
حلاج معتقد بود که : #عشق ، معراجیست به سوی #بام_سلطان_جمال !
و بدین رو بود که آشکارا به خانقاه داران و #صوفیان زمانه خود نوشت :
" #راه_طریقتی_حلاج از راه شما ( که فقط در شور و مستی خانقاه بسر برده ) متمایز و #جداست ، در سلوک عارفانه من عشق و درون بینی نقش موثر و سازنده ای دارد . لحظاتی که در بی خودی و #سرمستی عارفانه می گذرانم ، حقیقت را در سایه « #انا_الحق » ، ( که تنها چیزی که می بینم وجود حق است و لا غیر ) به خوبی درک ، حتی لمس می کنم . "
#عشق_حلاجی که تار و پودش از جلالی خاص برخوردار است ، #عشق_شیفتگی است ، چون آتش و باد ، او را در تب و تاب افکنده است ، عشقی که در لحظات بیخودی و سرمستی ، روح مشتاقش ، گوش به نغمه درون می دهد و بی پروا صلا می دهد :
« انا الحق » .
و این #شیفتگی چنان او را به #وجد و کمال رسانده بود که ، هر آن تمنای وصال و #یگانگی با محبوب و معشوق خود ( خدای ازلی و ابدی و حقیقت کائنات ) را داشت و این امر محقق نمیشد جز برکندن تن و رهایی از زندگی این دنیایی .
بدین جهت یک رشته مضامین عرفانی را در ترانه هایش منعکس کرد که :
" #مرگ پایان گسیختگی و #سرآغاز_پیوستگی با محبوب است . و شهادت در راه او که برای عاشق ، آینه شفاف کائنات است ، نمایشگر حقیقت هستی است ، نشانه ای از حیات جاودانی است که عاشق به هستی واقعی می پیوندد ، چراکه اقتضای یکرنگی ، همرنگی با محبوب است . "
و این عشق و جذبه بیکرانه او بود که فریاد برمی آورد :
" اقتلونی یا ثقاتی ان فی قتلی حیاتی "
" ای آنها که می شناسیدم ، مرا بکشید که حیات جاودانه من در ممات و مرگ من نهفته است .
محمد صالحی – 6 / 12 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/778
🍇1- #جایگاه_انسان در خلقت از دیدگاه حلاج
#حلاج در ترانه های عاشقانه اش ، بیش از هر عارف دیگری ، درجه فهم خویش را از جایگاه انسان در آفرینش بصورت کاملا واضح نشان داد و تئوری خود را ، بر اساس #درک_اشراقی و الهامی خود از او به عنوان « #انسان_خدایی » اظهار کرد .
او معتقد بود که : #انسان_عارف ، مومن ، ایثارگر و شهید ، بی شک علت غایی و هدف اصلی خلقت 1 است . و هموست که عنوان « خلیفه خداوند در زمین 2 » را به خود اختصاص داده است .
جهان بینی ، طریقت و #مشرب_حلاج ، بطور خلاصه از انسان خدایی سرچشمه می گیرد . هر جانی را جهانی می داند ، بشرط آن که حجاب ها عاشقانه برداشته شود تا انسانی که منزلت خلیفه حق به روی زمین را داراست به نقد حال خویش پرداخته و بداند که چرا فرشتگان عالم بالا به حضرت آدم سجده کردند 3 .
🍇2- چگونگی #خدایی_شدن در کلام حلاج !
#شعر زیر حقیقتی است که حلاج آن را با تمام وجود ، #عاشقانه سر داده و « #خودیت_دنیایی » و « منیت این زمینی » را حجاب و مانع دیدن روح هستی که غیری جز خداوند نیست ، می داند و از همو می خواهد که این حجاب و مانع را از بین او و خداوند بردارد ( لا اله ) آنگاه آنچه می ماند فقط خداوند است و بس ( الا الله ) .
بینی و بینک انی یزاحمنی فارفع بانک انی من البین
" بین من ( حلاج ) و بین تو ( خدا ) فقط « #منیت_من » مانع و حجاب است . پس ای خدا این « منیت من » را از میان بردار 4
آری حلاج معتقد بود که « #انسان_خدایی » ، عروج مومنانه به سوی لایتناهی است که با « #فنای_سالک » همراه است .
و مرادش از ترانه « انسان خدایی » این است که هر عاشق مومن ، باید تعینات شخصی را از ساحت وجود بزداید تا قائم به حق شود ، و همین که « #منی ، #مایی و #تویی » از میان برود جز او ( #خدا ) چیزی باقی نمی ماند .
🍇3- روش پیمودن راه در #سیره_حلاج !
حلاج معتقد بود که : #عشق ، معراجیست به سوی #بام_سلطان_جمال !
و بدین رو بود که آشکارا به خانقاه داران و #صوفیان زمانه خود نوشت :
" #راه_طریقتی_حلاج از راه شما ( که فقط در شور و مستی خانقاه بسر برده ) متمایز و #جداست ، در سلوک عارفانه من عشق و درون بینی نقش موثر و سازنده ای دارد . لحظاتی که در بی خودی و #سرمستی عارفانه می گذرانم ، حقیقت را در سایه « #انا_الحق » ، ( که تنها چیزی که می بینم وجود حق است و لا غیر ) به خوبی درک ، حتی لمس می کنم . "
#عشق_حلاجی که تار و پودش از جلالی خاص برخوردار است ، #عشق_شیفتگی است ، چون آتش و باد ، او را در تب و تاب افکنده است ، عشقی که در لحظات بیخودی و سرمستی ، روح مشتاقش ، گوش به نغمه درون می دهد و بی پروا صلا می دهد :
« انا الحق » .
و این #شیفتگی چنان او را به #وجد و کمال رسانده بود که ، هر آن تمنای وصال و #یگانگی با محبوب و معشوق خود ( خدای ازلی و ابدی و حقیقت کائنات ) را داشت و این امر محقق نمیشد جز برکندن تن و رهایی از زندگی این دنیایی .
بدین جهت یک رشته مضامین عرفانی را در ترانه هایش منعکس کرد که :
" #مرگ پایان گسیختگی و #سرآغاز_پیوستگی با محبوب است . و شهادت در راه او که برای عاشق ، آینه شفاف کائنات است ، نمایشگر حقیقت هستی است ، نشانه ای از حیات جاودانی است که عاشق به هستی واقعی می پیوندد ، چراکه اقتضای یکرنگی ، همرنگی با محبوب است . "
و این عشق و جذبه بیکرانه او بود که فریاد برمی آورد :
" اقتلونی یا ثقاتی ان فی قتلی حیاتی "
" ای آنها که می شناسیدم ، مرا بکشید که حیات جاودانه من در ممات و مرگ من نهفته است .
محمد صالحی – 6 / 12 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/778
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
آیا « #انا_الحق » گفتن #حلاج ، شرک و یا دعوی خدایی بود ؟- 2 **
🍇4- #راز « انا الحق » در کلام حلاج
از آنچه در بالا گفته شد ، حقیقت راز « انا الحق » گفتن حلاج به وضوح معلوم می گردد .
که به فرموده عارف بزرگ ابو سعید #ابوالخیر :
" #حلاج ، همیشه در علو حال بود و #مجذوب ! "
اینست که حلاج همیشه نغمه های موزون در ستایش محبوب و در #آرزوی_وصال و فنا ساز می کرد و با تمام ذرات وجودش به دنبال هر آوایی که از کائنات می شنید ، طنین آسمانی « انا الحق » را بر زبان جاری می کرد و می سرود :
" رایت ربی بعین قلب فقلت من انت ، قال انت
...
و فی فنایی فنا فنائی و فی فنایی وجدت انت "
" به دید دل آمد خداوند من بگفتم : که باشی ؟ ، بگفتا : توام !
....
و شد در فنایم ، فنایم ، فنا و من یافتم در فنایم تو را 5
و او ( #حلاج ) در مسیر سلوک خود ، به آنجا رسیده بود که با #محبوب خود یکی شده ( چونان قطره ای که به دریا متصل شده است ) و جز او نمی دید و بقول #خواجه_نصیر الدین طوسی :
آن کس که گفت « انا الحق » ، نه دعوی الوهیت کرد ، بلکه دعوی #نفی « #انیت_خود » و « ثبات انیت غیر خود ( خداوند ) » کرد .
و #حلاج خود می فرمود :
" دلم از #فروغ_الهی ، غرق شور و شوق و اشتیاق است . احساس می کنم از سراسر طبیعت ، « انا الحق » به گوش ما می رسد ، احساس می کنم #نزدیک_کانون_نورم و همه شما ، اگر مقام خود را به عنوان خلیفه حق به روی زمین تشخیص دهید ، مانند حلاج در خود ، انواری دلپذیر و هیجانی شوق انگیز ، سیر ناشدنی و تسکین نایافتنی احساس می کنید ، که برای روح فرسوده و ستمدیده شماها آرامش ، اخلاص و عشق همراه خواهد داشت . آن زمان یا آن لحظات مقدس ، یک خروش ابدی وادارتان می کند که ادعای اتحاد عارفانه و وصال صوفیانه در سر داشته باشید . "
و یا در جایی دیگر عاشقانه با خدایش #نجوا می کند :
" والله ما طلعت الشمس و لاغربت الا وحیک بقرون بانفاسی
و لاخلوت الی قوم احدتهم الا و انت حدیثی بین جلاسی "
" بخدا سوگند ، نشد #خورشید سر از خاور بزند و یا به چاهسار مغرب فرو رود ، و #مهر_تو از نفس های من دور باشد ؛ نشد به صحبت با دوستان تنها نشینم و در آن محفل سخنی جز درباره عظمت تو بر زبان آرم ؛ نشد به یاد تو در اندوه یا به شادی ، چیزی جز تو بر سویدای دلم نقش بندد ؛ نشد هنگامی که برای رفع تشنگی ، جام آب را بر لب های عطشناکم می چسبانم ، سیمای تو را در #جام_آب نبینم ؛ اگر توانایی آمدنم بود به سوی تو شتابان و پویان می دویدم و یا به سر می آمدم . "
و همین عشق آتشین او بود که آنگاه که به سوی دار می بردندش در حالی که لبخندی بر لب داشت به #حلوانی که #علت_تبسم را پرسیده بود ، پاسخ داد :
" دلال الجمال الجانب الیه اهل اوصال "
" ناز و زیبایی جمال برای یاران وصال جالب و مطبوع است . "
و سپس ادامه داد :
" الهی نحن شواهدک . "
" خدایا به دیدار توئیم . "
و همو بود که در #آخرین_کلام خود ، آنگاه که دستها و پاهایش بریده بوده و بر #دارش کرده بودند و قبل از آنکه زبانش ببریده و بسوزانندش ، با وجدی عاشقانه ، اتصال خود به حقیقت کائنات را که عمری به انتظارش لحظه ها را خسته کرده بود ، اعلام فرمود :
"حسب الواجد ، افراد الواحد "
" برای یک #عاشق ، کافی است که #وجودش در #معشوق مستحیل شود تا #عشق و #عاشق و #معشوق یکی شوند . "
و براستی که او عاشق دلخسته ای بود که با معشوق یکی شده بود و دیگر دویی ( به نام عاشق ( حلاج ) و معشوق ( خداوند )) وجود نداشت و همین دلیل بر آن بود که عشق نیز از میان برداشته شده بود . 6
محمد صالحی – 6 / 12 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/777
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/779
🍇4- #راز « انا الحق » در کلام حلاج
از آنچه در بالا گفته شد ، حقیقت راز « انا الحق » گفتن حلاج به وضوح معلوم می گردد .
که به فرموده عارف بزرگ ابو سعید #ابوالخیر :
" #حلاج ، همیشه در علو حال بود و #مجذوب ! "
اینست که حلاج همیشه نغمه های موزون در ستایش محبوب و در #آرزوی_وصال و فنا ساز می کرد و با تمام ذرات وجودش به دنبال هر آوایی که از کائنات می شنید ، طنین آسمانی « انا الحق » را بر زبان جاری می کرد و می سرود :
" رایت ربی بعین قلب فقلت من انت ، قال انت
...
و فی فنایی فنا فنائی و فی فنایی وجدت انت "
" به دید دل آمد خداوند من بگفتم : که باشی ؟ ، بگفتا : توام !
....
و شد در فنایم ، فنایم ، فنا و من یافتم در فنایم تو را 5
و او ( #حلاج ) در مسیر سلوک خود ، به آنجا رسیده بود که با #محبوب خود یکی شده ( چونان قطره ای که به دریا متصل شده است ) و جز او نمی دید و بقول #خواجه_نصیر الدین طوسی :
آن کس که گفت « انا الحق » ، نه دعوی الوهیت کرد ، بلکه دعوی #نفی « #انیت_خود » و « ثبات انیت غیر خود ( خداوند ) » کرد .
و #حلاج خود می فرمود :
" دلم از #فروغ_الهی ، غرق شور و شوق و اشتیاق است . احساس می کنم از سراسر طبیعت ، « انا الحق » به گوش ما می رسد ، احساس می کنم #نزدیک_کانون_نورم و همه شما ، اگر مقام خود را به عنوان خلیفه حق به روی زمین تشخیص دهید ، مانند حلاج در خود ، انواری دلپذیر و هیجانی شوق انگیز ، سیر ناشدنی و تسکین نایافتنی احساس می کنید ، که برای روح فرسوده و ستمدیده شماها آرامش ، اخلاص و عشق همراه خواهد داشت . آن زمان یا آن لحظات مقدس ، یک خروش ابدی وادارتان می کند که ادعای اتحاد عارفانه و وصال صوفیانه در سر داشته باشید . "
و یا در جایی دیگر عاشقانه با خدایش #نجوا می کند :
" والله ما طلعت الشمس و لاغربت الا وحیک بقرون بانفاسی
و لاخلوت الی قوم احدتهم الا و انت حدیثی بین جلاسی "
" بخدا سوگند ، نشد #خورشید سر از خاور بزند و یا به چاهسار مغرب فرو رود ، و #مهر_تو از نفس های من دور باشد ؛ نشد به صحبت با دوستان تنها نشینم و در آن محفل سخنی جز درباره عظمت تو بر زبان آرم ؛ نشد به یاد تو در اندوه یا به شادی ، چیزی جز تو بر سویدای دلم نقش بندد ؛ نشد هنگامی که برای رفع تشنگی ، جام آب را بر لب های عطشناکم می چسبانم ، سیمای تو را در #جام_آب نبینم ؛ اگر توانایی آمدنم بود به سوی تو شتابان و پویان می دویدم و یا به سر می آمدم . "
و همین عشق آتشین او بود که آنگاه که به سوی دار می بردندش در حالی که لبخندی بر لب داشت به #حلوانی که #علت_تبسم را پرسیده بود ، پاسخ داد :
" دلال الجمال الجانب الیه اهل اوصال "
" ناز و زیبایی جمال برای یاران وصال جالب و مطبوع است . "
و سپس ادامه داد :
" الهی نحن شواهدک . "
" خدایا به دیدار توئیم . "
و همو بود که در #آخرین_کلام خود ، آنگاه که دستها و پاهایش بریده بوده و بر #دارش کرده بودند و قبل از آنکه زبانش ببریده و بسوزانندش ، با وجدی عاشقانه ، اتصال خود به حقیقت کائنات را که عمری به انتظارش لحظه ها را خسته کرده بود ، اعلام فرمود :
"حسب الواجد ، افراد الواحد "
" برای یک #عاشق ، کافی است که #وجودش در #معشوق مستحیل شود تا #عشق و #عاشق و #معشوق یکی شوند . "
و براستی که او عاشق دلخسته ای بود که با معشوق یکی شده بود و دیگر دویی ( به نام عاشق ( حلاج ) و معشوق ( خداوند )) وجود نداشت و همین دلیل بر آن بود که عشق نیز از میان برداشته شده بود . 6
محمد صالحی – 6 / 12 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/777
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/779
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
آیا « #انا_الحق » گفتن #حلاج ، شرک و یا دعوی خدایی بود ؟- 3 **
🍇5- و در يك كلام
#حلاج در مراتب كمال ، به آنجا رسيده بود كه به #محبوب خود پيوسته و ديگر او بود كه تار و پود وجودش را به تسخير خود درآورده و از زبانش نداي « #انا_الحق » مي سرود .
و بقول #ابن_خفيف عارف نامدار شيرازي كه در #زندان بغداد حلاج را ملاقات كرده بود :
" حلاج #سيمرغ_كوه_قاف حقيقت بود ."
او پس از ملاقات طولاني و مباحثات زيبايش با حلاج ، به او چنين مي گويد :
" اكنون با مباهات #اعتراف مي كنم ، حلاج #مظهر_عشق ناب و در اختيار محبوب و مسخر معشوق است كه اين غلبه بر جسم و روح عاشق موجب افشاگري مي شود و فرجام چنين عشقي شهادت است .
عرفاي ديگر در معرفت عشق فقط به مقام تحير رسيدند بدين جهت ناگزير شدند بگويند :
مرا كه خلعت سلطان عشق پوشيدند
ندا زدند كه حافظ خموش باش خموش
اما شما در معرفت عشق به مقام انسان خدايي نايل گرديده ايد ، اين است كه مخالفان مي گويند مسير انديشه ات به صورت عصيان متجلي شده است . "
و يا جلال الدين #مولانا در كتاب " فيه ما فيه " آورده است :
" ... #منصور را چون #دوستي_محبوب به نهايت رسيد خود را نيست گردانيد و گفت : « انا الحق » ، يعني « من فنا گشتم »، حق ماند و بس ، و اين به غايت تواضع است و #نهايت_بندگي است يعني « اوست و بس » . آدمي با دل هاي پاك و روحي بي آلايش پذيراي جلوه گري معبود و اشراق حقايق شود . "
و يا وقتي از امام ابوحامد #غزالي عارف و فيلسوف خراساني درباره انالحق حلاج مي پرسند ، مي گويد :
" #كلام_عاشقان را در حال بي خودي و سرمستي ، بايد سربسته نگاه داشت و از آنها حكايت نكرد . اينها بيان حال دروني عارف است و نمايانگر دنيايي است كه او درك مي كند و داراي وجوه و معاني بسيار است و حداكثر چيزي كه عارف در سير و سلوك مي تواند ادعا كند قرب و نزديكي با خدا است . "
محمد صالحی – 6 / 12 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/777
ادامه دارد ( زيرنويسها ) :
https://telegram.me/beshnofekrkon/780
🍇5- و در يك كلام
#حلاج در مراتب كمال ، به آنجا رسيده بود كه به #محبوب خود پيوسته و ديگر او بود كه تار و پود وجودش را به تسخير خود درآورده و از زبانش نداي « #انا_الحق » مي سرود .
و بقول #ابن_خفيف عارف نامدار شيرازي كه در #زندان بغداد حلاج را ملاقات كرده بود :
" حلاج #سيمرغ_كوه_قاف حقيقت بود ."
او پس از ملاقات طولاني و مباحثات زيبايش با حلاج ، به او چنين مي گويد :
" اكنون با مباهات #اعتراف مي كنم ، حلاج #مظهر_عشق ناب و در اختيار محبوب و مسخر معشوق است كه اين غلبه بر جسم و روح عاشق موجب افشاگري مي شود و فرجام چنين عشقي شهادت است .
عرفاي ديگر در معرفت عشق فقط به مقام تحير رسيدند بدين جهت ناگزير شدند بگويند :
مرا كه خلعت سلطان عشق پوشيدند
ندا زدند كه حافظ خموش باش خموش
اما شما در معرفت عشق به مقام انسان خدايي نايل گرديده ايد ، اين است كه مخالفان مي گويند مسير انديشه ات به صورت عصيان متجلي شده است . "
و يا جلال الدين #مولانا در كتاب " فيه ما فيه " آورده است :
" ... #منصور را چون #دوستي_محبوب به نهايت رسيد خود را نيست گردانيد و گفت : « انا الحق » ، يعني « من فنا گشتم »، حق ماند و بس ، و اين به غايت تواضع است و #نهايت_بندگي است يعني « اوست و بس » . آدمي با دل هاي پاك و روحي بي آلايش پذيراي جلوه گري معبود و اشراق حقايق شود . "
و يا وقتي از امام ابوحامد #غزالي عارف و فيلسوف خراساني درباره انالحق حلاج مي پرسند ، مي گويد :
" #كلام_عاشقان را در حال بي خودي و سرمستي ، بايد سربسته نگاه داشت و از آنها حكايت نكرد . اينها بيان حال دروني عارف است و نمايانگر دنيايي است كه او درك مي كند و داراي وجوه و معاني بسيار است و حداكثر چيزي كه عارف در سير و سلوك مي تواند ادعا كند قرب و نزديكي با خدا است . "
محمد صالحی – 6 / 12 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/777
ادامه دارد ( زيرنويسها ) :
https://telegram.me/beshnofekrkon/780
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
آیا « #انا_الحق » گفتن #حلاج ، شرک و یا دعوی خدایی بود ؟- 4 **
🍇زیرنویسها :
** به مطالب زير مراجعه شود :
• " سرنوشت انسان ، جبر یا اختیار ؛ محمد صالحي " – http://mahsan.parsiblog.com/-1798339.htm
• " جایگاه خداوند در هستی و نقش او در سرنوشت انسان؛ محمد صالحي "- http://mahsan.parsiblog.com/1713221.htm
• " درخت ممنوعه چه بود ؟ و چرا آدم و حوا عريان شدند ؟ محمد صالحي "- http://mahsan.parsiblog.com/1984253.htm
1- 🍁• " كنت كنزاً مخفياً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكي أعرف " - بحارالانوار، ج 84 ، ص 198
" من گنج پنهان بودم . دوست داشتم كه آشكار شوم . پس خلق را آفريدم تا شناخته شوم "
🍁• " يابن آدم خلقت الاشياء كلها لاجلك و خلقتك لاجلي . " - المواعظ العدديه ، الباب الثاني عشر ، الفصل الثاني ص 255 به نقل از كتاب گنج حكمت
" اي فرزند آدم ! همه چيزها را براي تو آفريدم و تو را براي خودم . "
🍁• " عبدى اطعنى اجعلك مثلى . " – جواهر السنية فى الاحاديث القدسيه، محمد بن حسن بن على بن حسين حرّعاملى، ص 284.
" بنده من ، مرا اطاعت كن تا تو را مانند خود سازم "
🍁• #محی_الدین_عربی عارف نامدار اسلامی در کتاب " فصوص الحکم " خود چنین می نویسد :
" #کائنات بسان پیکری بی جان است که #انسان ، جان این پیکر و روح این بدن است . انسان علت حقیقی هستی و مقصود اصلی آفرینش و بذر جهان وجود و میوه نهال هستی است که از جهت وجود ، نخست موجود است و بر همه مقدم و در رتبه ظهور ، آخرین مخلوق است و از همه موخر . خداوند متعال دنیا را بسان جسم بی جانی آفرید و آراست که به آئینه ای تار می ماند و مناسب بود که این آئینه راصیقل دهد ، پس انسان ، صفای آئینه وجود ، و روح ، کالبد عالم شد . انسان را بر سیمای خود آفرید و در سینه اش دلی نهاد که به وسعت ، از رحمت گسترده تر و از ساحت عرش و سپهر لاجوردین ، فراختر است . این دل خانه خدا و خلوتگاه حق است ، خدایی که از عظمت و بزرگواری، در زمین و زمان و مکان و کائنات و عرش نمی گنجد . با این خانه خدایی ، جام جهان نما و عالم صغیری از جهان کبیر نیز هست . یعنی آنچه در عالم خارج است ، در درون او فراهم آمده و هر چه را که بخواهد بی آن که از بیگانه تمنا کند ، در خود دارد و این است سر دیگری از انسان نامیدن و خلیفه خواندنش . چه به دلیل جامعیت و جمعیتش ، با حقایق همه عوالم آشنا است ، و از جهت قلب و قابلیتش ، آئینه تمام نمای اسما و صفات خداست و راز مسجود ملک گردیدن و از دیگر موجودات افضل و اشرف آمدنش نیز در همین است .
2- " اني جاعل في الارض خليفة " - سوره بقره – آیه 30
" من در روى زمين، جانشينى قرار خواهم داد . "
3- " و اذ قلنا للملائکة اسجدوا لادم فسجدوا – بقره – آیه 34
" و فرشتگان را گفتیم بر آدم سجده کنند پس چنین کردند . "
4- • شعر حافظ :
" میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز "
• و یا کلام بایزید بسطامی ( عارف نامدار ) در پاسخ به سوال :
" راه حق چگونه است ؟ " می فرماید :
" تو از راه برخیز که به حق رسیدی ."
• و یا سروده شیخ عطار ( عارف شوریده ) :
" نیست شو تا هستیت از وی رسد تا تو هستی ، هست در تو کی رسد ؟ "
5- کتاب " اشعار حلاج " – ترجمه بیِژن الهی ، ص 65 و 66
6- نفس مطمئنه ای که خدایش ندایش می دهد :
" یا ایتهاالنفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی –" سوره فجر - آیه 27 تا 30
" تو اى روح آراميافته ! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است ، پس در سلک بندگانم درآى ، و در بهشت من وارد شو ! ."
منبع : با الهام و برداشت آزاد از کتاب " حلاج و راز انا الحق – عطاالله تدین "
محمد صالحی – 6 / 12 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/777
🍇زیرنویسها :
** به مطالب زير مراجعه شود :
• " سرنوشت انسان ، جبر یا اختیار ؛ محمد صالحي " – http://mahsan.parsiblog.com/-1798339.htm
• " جایگاه خداوند در هستی و نقش او در سرنوشت انسان؛ محمد صالحي "- http://mahsan.parsiblog.com/1713221.htm
• " درخت ممنوعه چه بود ؟ و چرا آدم و حوا عريان شدند ؟ محمد صالحي "- http://mahsan.parsiblog.com/1984253.htm
1- 🍁• " كنت كنزاً مخفياً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكي أعرف " - بحارالانوار، ج 84 ، ص 198
" من گنج پنهان بودم . دوست داشتم كه آشكار شوم . پس خلق را آفريدم تا شناخته شوم "
🍁• " يابن آدم خلقت الاشياء كلها لاجلك و خلقتك لاجلي . " - المواعظ العدديه ، الباب الثاني عشر ، الفصل الثاني ص 255 به نقل از كتاب گنج حكمت
" اي فرزند آدم ! همه چيزها را براي تو آفريدم و تو را براي خودم . "
🍁• " عبدى اطعنى اجعلك مثلى . " – جواهر السنية فى الاحاديث القدسيه، محمد بن حسن بن على بن حسين حرّعاملى، ص 284.
" بنده من ، مرا اطاعت كن تا تو را مانند خود سازم "
🍁• #محی_الدین_عربی عارف نامدار اسلامی در کتاب " فصوص الحکم " خود چنین می نویسد :
" #کائنات بسان پیکری بی جان است که #انسان ، جان این پیکر و روح این بدن است . انسان علت حقیقی هستی و مقصود اصلی آفرینش و بذر جهان وجود و میوه نهال هستی است که از جهت وجود ، نخست موجود است و بر همه مقدم و در رتبه ظهور ، آخرین مخلوق است و از همه موخر . خداوند متعال دنیا را بسان جسم بی جانی آفرید و آراست که به آئینه ای تار می ماند و مناسب بود که این آئینه راصیقل دهد ، پس انسان ، صفای آئینه وجود ، و روح ، کالبد عالم شد . انسان را بر سیمای خود آفرید و در سینه اش دلی نهاد که به وسعت ، از رحمت گسترده تر و از ساحت عرش و سپهر لاجوردین ، فراختر است . این دل خانه خدا و خلوتگاه حق است ، خدایی که از عظمت و بزرگواری، در زمین و زمان و مکان و کائنات و عرش نمی گنجد . با این خانه خدایی ، جام جهان نما و عالم صغیری از جهان کبیر نیز هست . یعنی آنچه در عالم خارج است ، در درون او فراهم آمده و هر چه را که بخواهد بی آن که از بیگانه تمنا کند ، در خود دارد و این است سر دیگری از انسان نامیدن و خلیفه خواندنش . چه به دلیل جامعیت و جمعیتش ، با حقایق همه عوالم آشنا است ، و از جهت قلب و قابلیتش ، آئینه تمام نمای اسما و صفات خداست و راز مسجود ملک گردیدن و از دیگر موجودات افضل و اشرف آمدنش نیز در همین است .
2- " اني جاعل في الارض خليفة " - سوره بقره – آیه 30
" من در روى زمين، جانشينى قرار خواهم داد . "
3- " و اذ قلنا للملائکة اسجدوا لادم فسجدوا – بقره – آیه 34
" و فرشتگان را گفتیم بر آدم سجده کنند پس چنین کردند . "
4- • شعر حافظ :
" میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز "
• و یا کلام بایزید بسطامی ( عارف نامدار ) در پاسخ به سوال :
" راه حق چگونه است ؟ " می فرماید :
" تو از راه برخیز که به حق رسیدی ."
• و یا سروده شیخ عطار ( عارف شوریده ) :
" نیست شو تا هستیت از وی رسد تا تو هستی ، هست در تو کی رسد ؟ "
5- کتاب " اشعار حلاج " – ترجمه بیِژن الهی ، ص 65 و 66
6- نفس مطمئنه ای که خدایش ندایش می دهد :
" یا ایتهاالنفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی –" سوره فجر - آیه 27 تا 30
" تو اى روح آراميافته ! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است ، پس در سلک بندگانم درآى ، و در بهشت من وارد شو ! ."
منبع : با الهام و برداشت آزاد از کتاب " حلاج و راز انا الحق – عطاالله تدین "
محمد صالحی – 6 / 12 / 89
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/777
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from اتچ بات
🔴 روش #فهم_دین از دیدگاه آیت الله #حیدری (چکیدۀ کلّ بحث)
در مباحث كانال ايشان #سه_موضوع بحث شد كه چكيده آن بشرح زير مي باشد :
🍇🔹 در مبحث اول گفته شد:
در زمینۀ «#روش_فهم_دین»، سه شیوۀ متفاوت «#بیانی»، «#عقلی» و «#مقاصدی» وجود دارد.
🍁• «#روش_بیانی» تلاش می کند تا دین را صرفاً از طریق #منظومۀ_لفظی_آیات و روایات و بررسی ظاهری ادلّۀ دینی بفهمد؛ یعنی نه حکم عقل را در فرایند فهم دین دخالت می دهد و نه مقاصد و روح شریعت را در نظر می گیرد.
🍁• معتقدان به «#روش عقلی» هم بر این باورند که «عقل قطعی» باید بر #متون_نقلی - اعم از اصول و فروع - #حاکم باشد. به عبارت دیگر، در این شیوه، عقل در تکوّن و شکل¬دهی معرفت دینی مدخلیّت بسزا دارد، بر خلاف روش بیانی که برای عقل در فرایند دین¬فهمی هیچ سهمی قائل نیست!
«#ابن رشد» را می¬توان یکی از برجسته¬ترین نمایندگان این نظریه دانست.
🍁• «#روش مقاصدی» نیز همان روشی است که «شاطبی» در کتاب پنج جلدی خود به نام «الموافقات» طرح و تبیین کرده است. شاطبی معتقد است ابتدا باید دید روح و #مقاصد_شریعت چیست و سپس بر اساس آن، آموزه های دینی را فهم کرد.
برخی از مطالب شهید مطهری و شهید صدر هم بر پایۀ همین مبنا مطرح شده است.
🍇🔹🔹 در مبحث دوّم این مسأله مطرح شد که:
آیا دو عنصر #زمان و #مکان در فهم آموزه¬های دینی – اعم از عقیدتی، اخلاقی، تربیتی، فقهی و غیره - دخیل و مؤثرند یا نه؟
به دیگر سخن، آیا شارع مقدس در بیانات و تعالیم خود، شرایط «مختلف» زمانی و مکانی را لحاظ نموده است یا خیر؟
دراین¬باره اجمالاً باید گفت اگر کسی قائل به مطلق، فرازمانی و فرامکانی بودن بیانات دینی باشد، با کسی که دستورات دین را مقیّد به شرایط زمانی و مکانی خاصّی می داند، فهمش از دین بسیار متفاوت و حتّی در مواردی متعارض خواهد بود!
🍇🔹🔹🔹 و در مبحث سوم که بخش اصلی نظریه را تشکیل می دهد:
پس از بر شمردن رویکردهای مختلف در مواجهه با قرآن و روایات و نسبت سنجی بین این دو منبع اصلی شناخت دین، به تبیین اجمالی دیدگاه برگزیده مبنی بر «محوریت قرآن و مداریّت سنّت» یا «#اصل_بودن_قرآن و #فرع_بودن_سنّت» پرداخته شد.
😳در پاسخ به این سؤال که در #دین_شناسی، قرآن اصل است یا روایات و یا هر دو، #چهار_مبنا و رویکرد مختلف مطرح شدند.
🖍 #رویکرد_اوّل، #قرآن را #یگانه_منبع شناخت دین می داند و #سنّت را از اساس نفی می کند (#قرآنیون).
🖍در #رویکرد_دوّم - بر خلاف نگرش اوّل – #حجّیت_ظواهر_قرآن مورد انکار قرار گرفته و به جای آن، #روایات به عنوان #مرجع_اصلی و نهایی برای فهم دین قلمداد شده اند (#اخباریون).
🔸 لازم به ذکر است که #اصولیون_شیعه هم ذیل همین رویکرد تعریف می شوند؛ با این تفاوت که اگر چه ممکن است در مقام نظر، اولویت در شناخت معارف دینی را از آنِ قرآن بدانند، اما در عمل و در #فرایند_استنباط و اجتهاد، اساس کار خود را بر #پایۀ_احادیث بنا نهاده اند؛ یعنی بدون اینکه در ابتدا، مبانی و خطوط کلّی مباحث را از آیات قرآن استخراج و اصطیاد کنند، و نیز پیش از آنکه عرضه بر قرآن را شرط اصلیِ اخد یا طرد روایات بدانند، به نحو حداکثری به آنها عمل نموده اند.
این رجوع محدود و حداقلی به قرآن، یک رجوع «صوری» محسوب می شود که - از جهت عدم اصالت¬قائل¬شدن برای قرآن در تکوّن و شکل دهی معرفت دینی – با رویکرد اخباری تفاوت چندانی نمی کند!
🖍#رویکرد_سوّم که بیشتر به علمای #اهل_سنّت تعلّق دارد، #قرآن و #روایات را در #عرض_هم دانسته، هر دو را اصیل تلقّی کرده ¬ و برای عرضۀ احادیث به قرآن - جهت مشخص شدن صحّت یا ضعف آنها - هیچ ضرورتی نمی بینند.
🖍#رویکرد_چهارم نیز که شیوۀ برگزیدۀ آیت الله #حیدری است، «#اصالت» را در شناخت معارف دین، از آنِ #قرآن می داند و #روایات را منبع «#فرعی» دین شناسی معرفی می نماید.
✔️ در این منهج، اولین و مهمترین معیار در سنجش صحت و سقم روایات، ارجاع آنها به قرآن کریم - قبل از عمل به آنها - است.
تنها حدیثی معتبر و قابل قبول است که بتوان اصل و ریشۀ آن را در قرآن یافت؛ در غیر این صورت، آن روایت هر چه قدر هم که سندش محکم باشد، طرد می شود.
پروژۀ بزرگ اصلاحیِ نظریه¬پرداز محترم تحت عنوان «اسلام محوریة القرآن» و ضرورت خروج از «اسلام محوریة الحدیث» که در خلال مباحث بدان اشاره شد، در همین راستا قابل ارزیابی است.🍃🍃🍃
@alhaydarii_fa
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🍇يادآوري : کمال حیدری (زادهٔ ۱۳۳۵ هجری شمسی در کربلا) یکی از علمای اسلامی در رشتههای مختلف و از مراجع تقلید شیعه است. وی از مدرسین خارج فقه و اصول و فلسفه و عرفان و تفسیر و عقاید در حوزه علمیه قم میباشد. وی بر مباحث عقیدتی تسلط زیادی دارد .
در مباحث كانال ايشان #سه_موضوع بحث شد كه چكيده آن بشرح زير مي باشد :
🍇🔹 در مبحث اول گفته شد:
در زمینۀ «#روش_فهم_دین»، سه شیوۀ متفاوت «#بیانی»، «#عقلی» و «#مقاصدی» وجود دارد.
🍁• «#روش_بیانی» تلاش می کند تا دین را صرفاً از طریق #منظومۀ_لفظی_آیات و روایات و بررسی ظاهری ادلّۀ دینی بفهمد؛ یعنی نه حکم عقل را در فرایند فهم دین دخالت می دهد و نه مقاصد و روح شریعت را در نظر می گیرد.
🍁• معتقدان به «#روش عقلی» هم بر این باورند که «عقل قطعی» باید بر #متون_نقلی - اعم از اصول و فروع - #حاکم باشد. به عبارت دیگر، در این شیوه، عقل در تکوّن و شکل¬دهی معرفت دینی مدخلیّت بسزا دارد، بر خلاف روش بیانی که برای عقل در فرایند دین¬فهمی هیچ سهمی قائل نیست!
«#ابن رشد» را می¬توان یکی از برجسته¬ترین نمایندگان این نظریه دانست.
🍁• «#روش مقاصدی» نیز همان روشی است که «شاطبی» در کتاب پنج جلدی خود به نام «الموافقات» طرح و تبیین کرده است. شاطبی معتقد است ابتدا باید دید روح و #مقاصد_شریعت چیست و سپس بر اساس آن، آموزه های دینی را فهم کرد.
برخی از مطالب شهید مطهری و شهید صدر هم بر پایۀ همین مبنا مطرح شده است.
🍇🔹🔹 در مبحث دوّم این مسأله مطرح شد که:
آیا دو عنصر #زمان و #مکان در فهم آموزه¬های دینی – اعم از عقیدتی، اخلاقی، تربیتی، فقهی و غیره - دخیل و مؤثرند یا نه؟
به دیگر سخن، آیا شارع مقدس در بیانات و تعالیم خود، شرایط «مختلف» زمانی و مکانی را لحاظ نموده است یا خیر؟
دراین¬باره اجمالاً باید گفت اگر کسی قائل به مطلق، فرازمانی و فرامکانی بودن بیانات دینی باشد، با کسی که دستورات دین را مقیّد به شرایط زمانی و مکانی خاصّی می داند، فهمش از دین بسیار متفاوت و حتّی در مواردی متعارض خواهد بود!
🍇🔹🔹🔹 و در مبحث سوم که بخش اصلی نظریه را تشکیل می دهد:
پس از بر شمردن رویکردهای مختلف در مواجهه با قرآن و روایات و نسبت سنجی بین این دو منبع اصلی شناخت دین، به تبیین اجمالی دیدگاه برگزیده مبنی بر «محوریت قرآن و مداریّت سنّت» یا «#اصل_بودن_قرآن و #فرع_بودن_سنّت» پرداخته شد.
😳در پاسخ به این سؤال که در #دین_شناسی، قرآن اصل است یا روایات و یا هر دو، #چهار_مبنا و رویکرد مختلف مطرح شدند.
🖍 #رویکرد_اوّل، #قرآن را #یگانه_منبع شناخت دین می داند و #سنّت را از اساس نفی می کند (#قرآنیون).
🖍در #رویکرد_دوّم - بر خلاف نگرش اوّل – #حجّیت_ظواهر_قرآن مورد انکار قرار گرفته و به جای آن، #روایات به عنوان #مرجع_اصلی و نهایی برای فهم دین قلمداد شده اند (#اخباریون).
🔸 لازم به ذکر است که #اصولیون_شیعه هم ذیل همین رویکرد تعریف می شوند؛ با این تفاوت که اگر چه ممکن است در مقام نظر، اولویت در شناخت معارف دینی را از آنِ قرآن بدانند، اما در عمل و در #فرایند_استنباط و اجتهاد، اساس کار خود را بر #پایۀ_احادیث بنا نهاده اند؛ یعنی بدون اینکه در ابتدا، مبانی و خطوط کلّی مباحث را از آیات قرآن استخراج و اصطیاد کنند، و نیز پیش از آنکه عرضه بر قرآن را شرط اصلیِ اخد یا طرد روایات بدانند، به نحو حداکثری به آنها عمل نموده اند.
این رجوع محدود و حداقلی به قرآن، یک رجوع «صوری» محسوب می شود که - از جهت عدم اصالت¬قائل¬شدن برای قرآن در تکوّن و شکل دهی معرفت دینی – با رویکرد اخباری تفاوت چندانی نمی کند!
🖍#رویکرد_سوّم که بیشتر به علمای #اهل_سنّت تعلّق دارد، #قرآن و #روایات را در #عرض_هم دانسته، هر دو را اصیل تلقّی کرده ¬ و برای عرضۀ احادیث به قرآن - جهت مشخص شدن صحّت یا ضعف آنها - هیچ ضرورتی نمی بینند.
🖍#رویکرد_چهارم نیز که شیوۀ برگزیدۀ آیت الله #حیدری است، «#اصالت» را در شناخت معارف دین، از آنِ #قرآن می داند و #روایات را منبع «#فرعی» دین شناسی معرفی می نماید.
✔️ در این منهج، اولین و مهمترین معیار در سنجش صحت و سقم روایات، ارجاع آنها به قرآن کریم - قبل از عمل به آنها - است.
تنها حدیثی معتبر و قابل قبول است که بتوان اصل و ریشۀ آن را در قرآن یافت؛ در غیر این صورت، آن روایت هر چه قدر هم که سندش محکم باشد، طرد می شود.
پروژۀ بزرگ اصلاحیِ نظریه¬پرداز محترم تحت عنوان «اسلام محوریة القرآن» و ضرورت خروج از «اسلام محوریة الحدیث» که در خلال مباحث بدان اشاره شد، در همین راستا قابل ارزیابی است.🍃🍃🍃
@alhaydarii_fa
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🍇يادآوري : کمال حیدری (زادهٔ ۱۳۳۵ هجری شمسی در کربلا) یکی از علمای اسلامی در رشتههای مختلف و از مراجع تقلید شیعه است. وی از مدرسین خارج فقه و اصول و فلسفه و عرفان و تفسیر و عقاید در حوزه علمیه قم میباشد. وی بر مباحث عقیدتی تسلط زیادی دارد .
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
#هستي_انسان از #مُلك تا #ملكوت امتداد دارد
🌹یک #امر_محسوس، در #مرتبه_عقل ”معقول” است و یک #امر_معقول در #جایگاه_حس ”محسوس” است.
این سخن به معنای آن است که #معقول می تواند از جایگاه رفیع خود #فرود آید و به صورت یک امر #محسوس خودش را نشان دهد و برعکس، یک امر محسوس نیز می تواند از پوست حسی خود خارج گردد و با شکستن چارچوب طبیعت، به برتر از عالم طبیعت راه یابد.
این #فرود و #فراز در هستی انسان تحقق پیدا می کند و هستی او از مُلک تا ملکوت و از هیولا تا عقل اول، امتداد وجودی دارد.
انسان اگر از #عالم_عقل به #مرحله_حس فرود نیاید و از معقول بدون ادراک محسوس سخن بگوید، در واقع در همه شئون هستیِ خود ظاهر نگشته است و اگر از #جهان_محسوس به #عالم_معقول راه نیابد و فقط در مرحله حس فرو ماند، بیش از آنکه یک انسان شناخته شود، یک #حیوان راست قامت به شمار می آید.
از معقول به محسوس فرود آمدن و از محسوس به معقول فرا رفتن، در #حیطه_هستی_انسان تحقق می پذیرد و به حکم این که هستیِ انسان، طراز عالم هستی شناخته می شود، می توان گفت که این فرود و فراز در همه شئون هستی ساری و جاری است.
📘فراز و فرود فکر فلسفی
(اثر جدید استاد دکتر ابراهیمی دینانی، ص۱۷۲)
🍃 @DrEbrahimiDinani
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🌹یک #امر_محسوس، در #مرتبه_عقل ”معقول” است و یک #امر_معقول در #جایگاه_حس ”محسوس” است.
این سخن به معنای آن است که #معقول می تواند از جایگاه رفیع خود #فرود آید و به صورت یک امر #محسوس خودش را نشان دهد و برعکس، یک امر محسوس نیز می تواند از پوست حسی خود خارج گردد و با شکستن چارچوب طبیعت، به برتر از عالم طبیعت راه یابد.
این #فرود و #فراز در هستی انسان تحقق پیدا می کند و هستی او از مُلک تا ملکوت و از هیولا تا عقل اول، امتداد وجودی دارد.
انسان اگر از #عالم_عقل به #مرحله_حس فرود نیاید و از معقول بدون ادراک محسوس سخن بگوید، در واقع در همه شئون هستیِ خود ظاهر نگشته است و اگر از #جهان_محسوس به #عالم_معقول راه نیابد و فقط در مرحله حس فرو ماند، بیش از آنکه یک انسان شناخته شود، یک #حیوان راست قامت به شمار می آید.
از معقول به محسوس فرود آمدن و از محسوس به معقول فرا رفتن، در #حیطه_هستی_انسان تحقق می پذیرد و به حکم این که هستیِ انسان، طراز عالم هستی شناخته می شود، می توان گفت که این فرود و فراز در همه شئون هستی ساری و جاری است.
📘فراز و فرود فکر فلسفی
(اثر جدید استاد دکتر ابراهیمی دینانی، ص۱۷۲)
🍃 @DrEbrahimiDinani
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
Forwarded from اتچ بات
احوال و انديشه مولانا در #كتاب_آينه_جان – دكتر #آرش_نراقي ( دانشیار دین و فلسفه ، دانشگاه پنسیلوانیای آمریکا )
بخشی از مقدمه کتاب 👇👇👇
"احوال و اندیشههای #مولانا چشم و زبان و نیز مفاهیمی در اختیار ما میگذارد كه به مثابه آینهای فرهنگی، ما را در درك خویشتن و وضعیت بشریمان در این جهان یاری میكند.
كتاب حاضر در 8 فصل ، مجموعه #مقالاتی است درباره جهاناندیشی مولانا و بازتابنده تجربههای شخصی او در این سیر الهامبخش.
🍇چهار مقاله نخست نگاهی است به پارهای از سویههای درونی زندگی مولانا از دوران #كودكی تا هنگام #مرگ.
🍇مقاله پنجم با عنوان «#بخوانید_مرا» درباره دعا، یا رابطه زبانی میان انسان و خداوند است.
🍇در مقاله پنجم تحت عنوان «در #پنجه_تقلیب_رب» انواع تحولات روحی سالك طریق و نقش و معنای آن تحولات از منظر مولانا مورد بررسی قرار گرفته است.
🍇مقاله هفتم «#مفهوم_فقر» است و 🍇مقاله هشتم با عنوان «#بار_عدم» درباره مفهوم عدم كه سرچشمه سوگناك زندگی بشر در این عالم تلقی میشود از دیدگاه مولانا و خیام است.
سعی نگارنده بر آن بوده است كه نگاهی كمابیش تازه بر پارهای از زوایای زندگی و تعالیم مولانا بیافكند.
☝️☝️☝️☝️
(( در کل، «#آینه_جان» را کتابی خواندنی می دانم که در حجمی بسیار کم، مطالبی بسیار عمیق را بیان کرده است.
کتابی که هم برای مبتدیان و هم برای پژوهشگرانِ حوزه مولانا پژوهی، گهرهای تابناک در دست دارد، با تقسیم بندی هایی راهگشا و نثری دلگشا، روان و روشن. دکتر نراقی با تسلط بر #اندیشه_های_مولانا، در بیشتر موارد استشهادات مطابق واقع و موجه به ابیات ِمولانا داشته، برخلاف ِ بیماریی که برخی از #مولانا_پژوهان به آن مبتلا شده اند، که صحبت خود را در دهان مولانا می گذارند و در بسیاری از موارد، استشهادات ِآن ها به ابیات مولانا، با تصورات ِ آن ها از اندیشه های مولانا؛ تقریباً نسبتی ندارند.
خواندن این کتاب برای افرادی که خواهانِ شناختِ #جهان_اندیشگی_مولانا هستند توصیه می شود، اگر هم به هر دلیلی نمی توانند تمام این کتاب کم حجم را بخوانند، پیشنهاد می شود فصول چهارم و هشتم را حتماً بخوانند، که حقیقتاً این فصول استادانه نوشته شده و حامل ِ گهرهایِ درخشانی است، و شاید بتوان این میناگری های دکتر نراقی را اعجاز ِ ایجاز خواند.
منبع: منتشر شده در روزنامه شهروند، 26 آذر 1392 ))☝️☝️☝️☝️
” از منظر مولانا آن کس که از خود #خالی شود و به مقام #خاموشی رسد ، خالی نمی ماند و از #خداوند پر میشود"
ص 99
https://telegram.me/eshghonava
http://mahsan.rasekhoonblog.com
بخشی از مقدمه کتاب 👇👇👇
"احوال و اندیشههای #مولانا چشم و زبان و نیز مفاهیمی در اختیار ما میگذارد كه به مثابه آینهای فرهنگی، ما را در درك خویشتن و وضعیت بشریمان در این جهان یاری میكند.
كتاب حاضر در 8 فصل ، مجموعه #مقالاتی است درباره جهاناندیشی مولانا و بازتابنده تجربههای شخصی او در این سیر الهامبخش.
🍇چهار مقاله نخست نگاهی است به پارهای از سویههای درونی زندگی مولانا از دوران #كودكی تا هنگام #مرگ.
🍇مقاله پنجم با عنوان «#بخوانید_مرا» درباره دعا، یا رابطه زبانی میان انسان و خداوند است.
🍇در مقاله پنجم تحت عنوان «در #پنجه_تقلیب_رب» انواع تحولات روحی سالك طریق و نقش و معنای آن تحولات از منظر مولانا مورد بررسی قرار گرفته است.
🍇مقاله هفتم «#مفهوم_فقر» است و 🍇مقاله هشتم با عنوان «#بار_عدم» درباره مفهوم عدم كه سرچشمه سوگناك زندگی بشر در این عالم تلقی میشود از دیدگاه مولانا و خیام است.
سعی نگارنده بر آن بوده است كه نگاهی كمابیش تازه بر پارهای از زوایای زندگی و تعالیم مولانا بیافكند.
☝️☝️☝️☝️
(( در کل، «#آینه_جان» را کتابی خواندنی می دانم که در حجمی بسیار کم، مطالبی بسیار عمیق را بیان کرده است.
کتابی که هم برای مبتدیان و هم برای پژوهشگرانِ حوزه مولانا پژوهی، گهرهای تابناک در دست دارد، با تقسیم بندی هایی راهگشا و نثری دلگشا، روان و روشن. دکتر نراقی با تسلط بر #اندیشه_های_مولانا، در بیشتر موارد استشهادات مطابق واقع و موجه به ابیات ِمولانا داشته، برخلاف ِ بیماریی که برخی از #مولانا_پژوهان به آن مبتلا شده اند، که صحبت خود را در دهان مولانا می گذارند و در بسیاری از موارد، استشهادات ِآن ها به ابیات مولانا، با تصورات ِ آن ها از اندیشه های مولانا؛ تقریباً نسبتی ندارند.
خواندن این کتاب برای افرادی که خواهانِ شناختِ #جهان_اندیشگی_مولانا هستند توصیه می شود، اگر هم به هر دلیلی نمی توانند تمام این کتاب کم حجم را بخوانند، پیشنهاد می شود فصول چهارم و هشتم را حتماً بخوانند، که حقیقتاً این فصول استادانه نوشته شده و حامل ِ گهرهایِ درخشانی است، و شاید بتوان این میناگری های دکتر نراقی را اعجاز ِ ایجاز خواند.
منبع: منتشر شده در روزنامه شهروند، 26 آذر 1392 ))☝️☝️☝️☝️
” از منظر مولانا آن کس که از خود #خالی شود و به مقام #خاموشی رسد ، خالی نمی ماند و از #خداوند پر میشود"
ص 99
https://telegram.me/eshghonava
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
😳ماجرایي واقعی از بسط #خرافات در #عقاید
یکی از #شاگردان مرحوم استاد آیه اله#ایزدی از بزرگان فقه و فلسفه در استان اصفهان از قول ایشان نقل میکنند که :
#من و دیگر دوستم در اوایل #طلبگی جهت درس خواندن ، از نجف آباد به #اصفهان می رفتیم . ( 80 سال پیش )
چون پول کرایه را نداشتیم ، اجبارا مسیر 30 کیلومتری را #پیاده می رفتیم .
یک روز ، جهت #نشانه_گذاری مسیر ، به یکی از #درختان که بزرگتر و مشخص تر بود نخ یا #پارچه ای بستیم .
پس از چندی که از آن مسیر می گذشتیم ،وقتی به آن درخت رسیدیم ، با وضعیت عجیب و اسفناکی روبرو شدیم .
مردمی را دیدیم که به آن درخت ، انواع نخ ها و پارچه ها جهت #حاجت بسته بودند و حتی#نذری می پختند و .. .
از کار خودمان بسیار ناراحت شدیم که باعث چنین وضع خرافی و زشت گشته ایم .
تصمیم گرفتیم درخت را #قطع کنیم .
#روزی که در آن حوالی کسی نبود ، درخت را بریدیم و از آن محل دور کردیم .
فردای آن روز ، افرادی را دیدیم که #دور_ریشه درخت گریه و #مویه می کنند و بر عامل قطع آن نفرین .
برای آنها از #توحید و خداوند و بی شریک بودنش ، سخنها گفتیم ولی کو گوش شنوا ، که متهم به #کفر هم شدیم .
#راه_خود کج کردیم و رفتیم .
اما چه کنیم ، از دست #مردمانی که سالهاست #راه را کج می روند !!؟
محمد صالحی 18/8/94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
یکی از #شاگردان مرحوم استاد آیه اله#ایزدی از بزرگان فقه و فلسفه در استان اصفهان از قول ایشان نقل میکنند که :
#من و دیگر دوستم در اوایل #طلبگی جهت درس خواندن ، از نجف آباد به #اصفهان می رفتیم . ( 80 سال پیش )
چون پول کرایه را نداشتیم ، اجبارا مسیر 30 کیلومتری را #پیاده می رفتیم .
یک روز ، جهت #نشانه_گذاری مسیر ، به یکی از #درختان که بزرگتر و مشخص تر بود نخ یا #پارچه ای بستیم .
پس از چندی که از آن مسیر می گذشتیم ،وقتی به آن درخت رسیدیم ، با وضعیت عجیب و اسفناکی روبرو شدیم .
مردمی را دیدیم که به آن درخت ، انواع نخ ها و پارچه ها جهت #حاجت بسته بودند و حتی#نذری می پختند و .. .
از کار خودمان بسیار ناراحت شدیم که باعث چنین وضع خرافی و زشت گشته ایم .
تصمیم گرفتیم درخت را #قطع کنیم .
#روزی که در آن حوالی کسی نبود ، درخت را بریدیم و از آن محل دور کردیم .
فردای آن روز ، افرادی را دیدیم که #دور_ریشه درخت گریه و #مویه می کنند و بر عامل قطع آن نفرین .
برای آنها از #توحید و خداوند و بی شریک بودنش ، سخنها گفتیم ولی کو گوش شنوا ، که متهم به #کفر هم شدیم .
#راه_خود کج کردیم و رفتیم .
اما چه کنیم ، از دست #مردمانی که سالهاست #راه را کج می روند !!؟
محمد صالحی 18/8/94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
Forwarded from نغمه های سكوت
ما راه پيماياني هستيم در مسير زندگي نه افرادي در ميدان مسابقه https://telegram.me/naghmehsokout
🍇 #ثبات یا #تغییرپذیری #احکام_فقه اسلامی؟! (بیان قاعدۀ اشتراک و نقد آن)/ از دیدگاه آیت الله #حیدری
1⃣ طرح مسأله⁉️
«#قاعدۀ_اشتراک» با این سؤال پیوند خورده است که آیا احکام اسلامی در هر شرائطی و به طور مطلق، ثابت و مشترک هستند یا بنا به اقتضائات زمانی و مکانی - که باعث تغییر موضوع احکام می شوند - تغییر می کنند؟
2⃣ تعریف و تبیین قاعدۀ اشتراک
این مسأله بین علماء مشهور است که اگر حکمی در زمان صدور برای عده ای ثابت شد، این حکم شامل همۀ مسلمانان در هر زمانی و در هر مکانی می شود. بر این اساس، تغییرات زمانی، مکانی، اوضاع اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و … هیچ تأثیری در تغیّر احکام نداشته و این احکام تا روز قیامت ثابت و غیرقابل تغییرخواهند بود.
3⃣ #دلایل مدّعا و #نقد آنها
مهمترین ادلۀ قائلین به «قاعدۀ اشتراک» و نقد آنها عبارت اند از:
🌹🔸 دلیل اوّل
#اجماع علماء اسلام (اعم از شیعه و سنی)
🔺 نقد
در جای خود این مسأله ثابت شده است که #اجماع_بدون_کشف از نظر #معصوم اعتباری ندارد!
🌹🔸 دلیل دوّم
روایت «ان حکم الله فی الأولین و الآخرین و فرائضه علیهم سواء» (حکم خداوند و فرائضش برای انسان ها در تمام دوران ها مساوی است). (کافی، ج ۵، ص ۱۸).
🔺 نقد
در این جا سخن از «#حکم» است. بله این مطلب صحیح است که اگر حکمی صادر شد، این حکم در هیچ شرائطی تغییر نخواهد کرد اما مسأله این است که #شرائط_زمانی و #مکانی باعث #تغییر_موضوعات احکام می شوند و وقتی موضوعِ حکمی تغییر کرد، دیگر آن حکم، محلّی برای اجرا نخواهد داشت؛ زیرا موضوعی که آن حکم برای آن مترتّب بوده، از بین رفته و موضوعی دیگر بر جای آن نشسته.
🌹🔸 دلیل سوّم
#روایت_مشهور «حلال محمد حلال الی یوم القیامة و حرامه حرام الی یوم القیامة» (حلال حضرت محمد ص حلال است تا روز قیامت و حرامش حرام است تا روز قیامت). (المحاسن، ج ۱، ص ۲۶۹؛ بصائر الدرجات، ج ۱، ص ۱۴۸).
🔺 نقد اوّل
این روایت نیز از «#حکم» سخن می گوید؛ به این معنا که هر آنچه اسلام آن را حلال می داند، تا ابد حلال و هر آنچه که حرام اعلام می کند، تا ابد حرام خواهد بود، اما روایت مذکور سخنی در باب تأثیر شرایط زمانی و مکانی در «#موضوعات» احکام به میان نیاورده است.
بنابراین، وقتی شرایط زمانی و مکانی، موضوعِ حکمی را تغییر بدهند، این حکم، دیگر موضوع و محلّی برای اجرا شدن ندارد، نه اینکه آن حکم – در فرض ثبوتِ موضوع - تغییر کرده باشد. پس می توان گفت معنای روایت فوق این است که تا زمانی که موضوع ثابت است، حکم آن نیز تا ابد ثابت خواهد بود و این سخن قابل قبول است، نه اینکه در صورتِ تغییرِ موضوع نیز، باز همان حکم به قوّت خود باقی خواهد ماند!
🔺🔺 نقد دوّم
#جملۀ مذکور از روایت، تنها #بخشی از یک #روایت_طولانی تر است که متأسفانه فقط این فقره از آن مشهور شده و مورد استناد قرار گرفته است، حال آنکه ادامۀ حدیث، به وضوح مدّعای فوق؛ یعنی سخن گفتن دربارۀ ابدی بودن «حکم» – و نه ابدی بودن «موضوع»! - را تأیید می کند. در ادامۀ حدیث، مسألۀ نسخ ادیانِ پیش از اسلام و احکام آنها مطرح شده است و وقتی به اسلام می رسد، آن را دینی جاودانه دانسته و «احکامش» را تا ابد ثابت می داند نه اینکه بفرماید «موضوعات» احکام اسلامی نیز تا ابد ثابت هستند.
بنابراین با ملاحظۀ مجموع صدر و ذیل روایت فوق، به این نتیجه می رسیم که مسألۀ مورد بحث در این حدیث، خودِ «#احکام» هستند – که با #قید_ثباتِ موضوع، ثابت اند - و نه «#موضوعاتِ» آن ها که بسته به شرایط گوناگونِ زمانی و مکانی قابل تغییرند و به دنبال تغییر آنها، طبعاً احکامشان نیز عوض می شوند؛ چراکه رابطۀ بین موضوع و حکم، به مثابۀ رابطۀ بین علت و معلول است.
❤️4⃣ #نتیجۀ_بحث:
اثبات #قابل_تغییر بودن احکام، به دلیل #تغيير_موضوعات بنا به #اقتضائات زمانی و مکانی
بنا بر توضیحات فوق، این صحیح و ثابت است که احکام اسلامی و حلال و حرام آن هیچ گاه نسخ نخواهند شد و تا ابد پابرجا خواهند بود.
اما ثابت بودن یک حکم به معنی جاری بودن آن در هر زمان و مکانی نیست. بلکه بدین معناست که اگر #موضوع آن (طبق همان شرائطی که در #زمان_صدور داشته است) در هر زمانی تا آخر دنیا، به همان شکل موجود بود، همان حکم نیز به طور ثابت بر آن جاری می شود، اما چنانچه موضوع به دلیل اقتضاءات گوناگون از بین رفته و یا تغییر یافته باشد، حکم قبلی (علیرغم ثابت بودنش) موضوع و مجالی برای جاری شدن ندارد.
🍇✔️ پس #حکم، ثابت و #ابدی است اما با این قید که #موضوع به #قوّت_خود باقی باشد، ولی در صورتی که موضوعات احکام، در شرایط گوناگون زمانی و مکانی تغییر می یابند، ابدی و غیرقابل تغییر بودن احکام، دیگر معنا ندارد!🍃🍃🍃
✅ @alhaydarii_fa
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1⃣ طرح مسأله⁉️
«#قاعدۀ_اشتراک» با این سؤال پیوند خورده است که آیا احکام اسلامی در هر شرائطی و به طور مطلق، ثابت و مشترک هستند یا بنا به اقتضائات زمانی و مکانی - که باعث تغییر موضوع احکام می شوند - تغییر می کنند؟
2⃣ تعریف و تبیین قاعدۀ اشتراک
این مسأله بین علماء مشهور است که اگر حکمی در زمان صدور برای عده ای ثابت شد، این حکم شامل همۀ مسلمانان در هر زمانی و در هر مکانی می شود. بر این اساس، تغییرات زمانی، مکانی، اوضاع اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و … هیچ تأثیری در تغیّر احکام نداشته و این احکام تا روز قیامت ثابت و غیرقابل تغییرخواهند بود.
3⃣ #دلایل مدّعا و #نقد آنها
مهمترین ادلۀ قائلین به «قاعدۀ اشتراک» و نقد آنها عبارت اند از:
🌹🔸 دلیل اوّل
#اجماع علماء اسلام (اعم از شیعه و سنی)
🔺 نقد
در جای خود این مسأله ثابت شده است که #اجماع_بدون_کشف از نظر #معصوم اعتباری ندارد!
🌹🔸 دلیل دوّم
روایت «ان حکم الله فی الأولین و الآخرین و فرائضه علیهم سواء» (حکم خداوند و فرائضش برای انسان ها در تمام دوران ها مساوی است). (کافی، ج ۵، ص ۱۸).
🔺 نقد
در این جا سخن از «#حکم» است. بله این مطلب صحیح است که اگر حکمی صادر شد، این حکم در هیچ شرائطی تغییر نخواهد کرد اما مسأله این است که #شرائط_زمانی و #مکانی باعث #تغییر_موضوعات احکام می شوند و وقتی موضوعِ حکمی تغییر کرد، دیگر آن حکم، محلّی برای اجرا نخواهد داشت؛ زیرا موضوعی که آن حکم برای آن مترتّب بوده، از بین رفته و موضوعی دیگر بر جای آن نشسته.
🌹🔸 دلیل سوّم
#روایت_مشهور «حلال محمد حلال الی یوم القیامة و حرامه حرام الی یوم القیامة» (حلال حضرت محمد ص حلال است تا روز قیامت و حرامش حرام است تا روز قیامت). (المحاسن، ج ۱، ص ۲۶۹؛ بصائر الدرجات، ج ۱، ص ۱۴۸).
🔺 نقد اوّل
این روایت نیز از «#حکم» سخن می گوید؛ به این معنا که هر آنچه اسلام آن را حلال می داند، تا ابد حلال و هر آنچه که حرام اعلام می کند، تا ابد حرام خواهد بود، اما روایت مذکور سخنی در باب تأثیر شرایط زمانی و مکانی در «#موضوعات» احکام به میان نیاورده است.
بنابراین، وقتی شرایط زمانی و مکانی، موضوعِ حکمی را تغییر بدهند، این حکم، دیگر موضوع و محلّی برای اجرا شدن ندارد، نه اینکه آن حکم – در فرض ثبوتِ موضوع - تغییر کرده باشد. پس می توان گفت معنای روایت فوق این است که تا زمانی که موضوع ثابت است، حکم آن نیز تا ابد ثابت خواهد بود و این سخن قابل قبول است، نه اینکه در صورتِ تغییرِ موضوع نیز، باز همان حکم به قوّت خود باقی خواهد ماند!
🔺🔺 نقد دوّم
#جملۀ مذکور از روایت، تنها #بخشی از یک #روایت_طولانی تر است که متأسفانه فقط این فقره از آن مشهور شده و مورد استناد قرار گرفته است، حال آنکه ادامۀ حدیث، به وضوح مدّعای فوق؛ یعنی سخن گفتن دربارۀ ابدی بودن «حکم» – و نه ابدی بودن «موضوع»! - را تأیید می کند. در ادامۀ حدیث، مسألۀ نسخ ادیانِ پیش از اسلام و احکام آنها مطرح شده است و وقتی به اسلام می رسد، آن را دینی جاودانه دانسته و «احکامش» را تا ابد ثابت می داند نه اینکه بفرماید «موضوعات» احکام اسلامی نیز تا ابد ثابت هستند.
بنابراین با ملاحظۀ مجموع صدر و ذیل روایت فوق، به این نتیجه می رسیم که مسألۀ مورد بحث در این حدیث، خودِ «#احکام» هستند – که با #قید_ثباتِ موضوع، ثابت اند - و نه «#موضوعاتِ» آن ها که بسته به شرایط گوناگونِ زمانی و مکانی قابل تغییرند و به دنبال تغییر آنها، طبعاً احکامشان نیز عوض می شوند؛ چراکه رابطۀ بین موضوع و حکم، به مثابۀ رابطۀ بین علت و معلول است.
❤️4⃣ #نتیجۀ_بحث:
اثبات #قابل_تغییر بودن احکام، به دلیل #تغيير_موضوعات بنا به #اقتضائات زمانی و مکانی
بنا بر توضیحات فوق، این صحیح و ثابت است که احکام اسلامی و حلال و حرام آن هیچ گاه نسخ نخواهند شد و تا ابد پابرجا خواهند بود.
اما ثابت بودن یک حکم به معنی جاری بودن آن در هر زمان و مکانی نیست. بلکه بدین معناست که اگر #موضوع آن (طبق همان شرائطی که در #زمان_صدور داشته است) در هر زمانی تا آخر دنیا، به همان شکل موجود بود، همان حکم نیز به طور ثابت بر آن جاری می شود، اما چنانچه موضوع به دلیل اقتضاءات گوناگون از بین رفته و یا تغییر یافته باشد، حکم قبلی (علیرغم ثابت بودنش) موضوع و مجالی برای جاری شدن ندارد.
🍇✔️ پس #حکم، ثابت و #ابدی است اما با این قید که #موضوع به #قوّت_خود باقی باشد، ولی در صورتی که موضوعات احکام، در شرایط گوناگون زمانی و مکانی تغییر می یابند، ابدی و غیرقابل تغییر بودن احکام، دیگر معنا ندارد!🍃🍃🍃
✅ @alhaydarii_fa
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from نغمه های سكوت
#زندگي از تولد تا مرگ ، #مسيري است رو به #جلو
#زندگي از تولد تا مرگ ، مسيري است رو به جلو ، كه در #پستي_بلنديها و سرعت گيرهاي بيشماري تنيده شده است . ( مرگ و ميرها و خسارات اقتصادي و .... )
ابعاد آن #موانع ، #فاصله زماني و مكاني بين هر دو مانع ، #نحوه_روبروشدن با هر كدام و ... براي فرد ، مشخص نيست .
ولي با #شروع_حركت در مسير زندگي ، هر چند ممكن است با برخورد به #اولين_مانع ، چون آمادگي قبلي نداشته ايم ، #ضربه اي بخوريم ولي بايد #آگاهيهاي لازم از آن را از نظر #شكل و ابعاد آن مانع و #فاصله اي كه قبل از آن طي كرده بوديم بدست آورده و از آن #عبور كرده و ادامه دهيم .
كه بتوانيم در #ادامه_مسير ، جهت #كنترل_سرعت حركت خود ، بكار برده و با رسيدن به #موانع بعدي ، و #آگاهيهاي جديدي كه بدست مي آوريم ، #خطاهاي_محاسباتي خود را كاهش داده و نهايتا با كمترين خطا ، به ادامه مسير بپردازيم .
در اينجاست كه مي توانيم #فاصله تا مانع بعدي را حدس زده و يا با #ديدن_علائم آن از دور ، بسرعت با فيدبكي كه از #آگاهيهاي خود مي گيريم ، نسبت به نحوه برخورد به آن ، #تصميمات لازم را گرفته تا كمترين آسيب به ما وارد شود .
البته ، #تجربه_ديگران نيز براي ما بعنوان #تلنگرهايي قابل استفاده اند .
پس در مواجه شدن با #موانع مختلف در مسير زندگي ، فقط سعي كنيم ، ضمن #كسب_آگاهيهاي كافي و لازم ، از آنها #عبور كرده و اينكه #چرا آن مانع وجود داشته و يا #چقدر خسارت به من وارد كرده است ، را رها كرده و به فكر #ادامه_مسير و #مراقبتهاي لازم بعدي باشيم .
لكيلا تاسوا علي ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم – حديد 23
🍇توجه : يكي از مهمترين دلايل #ارسال_پيامبران(س) توسط خداوند ، ارائه #طرح_كلي_مسير و #معناي_مثبت و زيبا كردن از موانع ، بعنوان #علائم_بين_راه بوده است . ( #معنويت_ديني )
و لنبلونكم بشي ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرين – بقره 155
محمد صالحي – 10/12/95
https://telegram.me/naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com
#زندگي از تولد تا مرگ ، مسيري است رو به جلو ، كه در #پستي_بلنديها و سرعت گيرهاي بيشماري تنيده شده است . ( مرگ و ميرها و خسارات اقتصادي و .... )
ابعاد آن #موانع ، #فاصله زماني و مكاني بين هر دو مانع ، #نحوه_روبروشدن با هر كدام و ... براي فرد ، مشخص نيست .
ولي با #شروع_حركت در مسير زندگي ، هر چند ممكن است با برخورد به #اولين_مانع ، چون آمادگي قبلي نداشته ايم ، #ضربه اي بخوريم ولي بايد #آگاهيهاي لازم از آن را از نظر #شكل و ابعاد آن مانع و #فاصله اي كه قبل از آن طي كرده بوديم بدست آورده و از آن #عبور كرده و ادامه دهيم .
كه بتوانيم در #ادامه_مسير ، جهت #كنترل_سرعت حركت خود ، بكار برده و با رسيدن به #موانع بعدي ، و #آگاهيهاي جديدي كه بدست مي آوريم ، #خطاهاي_محاسباتي خود را كاهش داده و نهايتا با كمترين خطا ، به ادامه مسير بپردازيم .
در اينجاست كه مي توانيم #فاصله تا مانع بعدي را حدس زده و يا با #ديدن_علائم آن از دور ، بسرعت با فيدبكي كه از #آگاهيهاي خود مي گيريم ، نسبت به نحوه برخورد به آن ، #تصميمات لازم را گرفته تا كمترين آسيب به ما وارد شود .
البته ، #تجربه_ديگران نيز براي ما بعنوان #تلنگرهايي قابل استفاده اند .
پس در مواجه شدن با #موانع مختلف در مسير زندگي ، فقط سعي كنيم ، ضمن #كسب_آگاهيهاي كافي و لازم ، از آنها #عبور كرده و اينكه #چرا آن مانع وجود داشته و يا #چقدر خسارت به من وارد كرده است ، را رها كرده و به فكر #ادامه_مسير و #مراقبتهاي لازم بعدي باشيم .
لكيلا تاسوا علي ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم – حديد 23
🍇توجه : يكي از مهمترين دلايل #ارسال_پيامبران(س) توسط خداوند ، ارائه #طرح_كلي_مسير و #معناي_مثبت و زيبا كردن از موانع ، بعنوان #علائم_بين_راه بوده است . ( #معنويت_ديني )
و لنبلونكم بشي ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرين – بقره 155
محمد صالحي – 10/12/95
https://telegram.me/naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
نغمه های سكوت
سكوتت را باور كن ، كه خدايي درون تو نغمه پرداز شده است .
دلنوشته هاي محمد صالحي
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
دلنوشته هاي محمد صالحي
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from اتچ بات
🍎زيستن در مرزهاي #مكاشفه – سخنراني دكتر آرش #نراقي دانشیار دین و فلسفه ، دانشگاه پنسیلوانیای آمریکا
در اين سخنراني ، #مباحثي بسيار شيوا ، روشن و قابل فهم در زمينه هاي #زير ارائه شده است :
🍁• مكاشفه
🍁• چيستي وحي
🍁• نظريه حكماي اسلامي (فارابي و ابن سينا ) در بيان و مدل سازي وحي با بهره گيري از مبحث علم النفس ارسطو
🍁• تبيين نظريه فوق الذكر به روش هاي نوين و امروزي
🍁• مراقبه
🍁• آگاهي مفهومي ، آگاهي فرامفهومي و آگاهي متعالي
و...
🍎بطور خلاصه :
🍇 #مكاشفه : دريافت و كشف جهاني ، ماورا جهان مادي محسوس بوده كه اين كشف بر حواس باطني انسان استوار است .
🍇 #جهان_مكاشفه : جهان ميانه ايست بين جهان حس و جهان ماورا حس .
🍇 #حالت_مكاشفه : حالت تعليقي است كه #آگاهي انسان از عالم حس به عالم ماورا حس ، توسعه يافته و دركي عميق و جديد از جهان هستي ميابد ولي هنوز پاي به جهان ماورا حس نگذاشته است .
بنابراين #مكاشفه : #تجربه ايست كه ما را پشت پنجره ماورا حس قرار مي دهد و آن طرف را براي ما قابل حس مي كند .
فلذا ، مكاشفه نوعي خاص از جنس آگاهي است .
🍎🍇 وحي : عالي ترين نوع مكاشفه است .
🍎از نظر حكماي مسلمان ( فارابي و ابن سينا كه وامدار فلسفه يونان هم بودند ) براي بيان #چيستي_وحي ، لازم است كاركرد دو عنصر #عقل و #تخيل واكاوي شود .
از نظر آنان :
🌹 #تجربه_وحي : اتصال و اتحاد بين دو #عقل_فعال ( دهمين مرتبه صورت نازله خداوند ) و #عقل_مستفاد ( عقل كمال يافته فرد ) است .
🌹 #عقل_فعال : #آخرين_مرتبه_نازله_خداوند و نزديك ترين به عالم حس است كه خداوند را از حالت بي تعيني وحدت محض ، به جهان كثرت نزديك مي كند . ( كه خود دو نوع است : #عقل_متعالي كه از دسترس انسان خارج است و روح القدس يا #جبرئيل كه وجهي از آن عقل است كه مي تواند با انسان وارد تعامل شود .)
🌹 #اتصال با خداوند : اتصال با اين عقل است از طريق وجه دوم عقل فعال امكان پذير مي شود .
🌹 #قوه_خيال : قوه #صورت_بخشي و نماد پردازي در انسان است كه بين #دو_اقليم حس و عقل قرار دارد .
#قوه_خيال ، دائم يا در حال تصوير برداري از محسوسات و تغيير دادن آنها ( #خلاقيت ) كه در #بيداري اتفاق مي افتد مي باشد ،
و يا تصوير بخشي به #مفاهيم موجود در عقل انسان است كه در #خواب اتفاق مي افتد .
🍁در اين نظريه ، #چيستي_وحي :
🙏 #حقايق_متعالي كه عقل فعال ( = خداوند ) ، به عقل مستفاد ( = انبيا ) رسانده و الغا كرده ، در #پرده_خيال دميده شده و اين پرده آنها را در #قالب صورتها ، رنگها ، آواها و ... قابل حس مي كند . ( #روياي_صادقه )
🙏 البته عرفا معتقدند كه #قوه_خيال_قوي_پيامبر اين امكان را داشت كه صورت بخشي دريافتهاي عقل مستفاد ، از عقل فعال را ، در #بيداري نيز انجام دهد . ( به شكل ملائك ، انسانها ، اتفاقات و ... )
🍎 اين نگرش به مكاشفه و وحي ، #بصيرتي را به انسان مي دهد كه يك #آگاهي_كيهاني در جهان وجود دارد ، كه آگاهي خرد آدمي مي تواند در شرايطي با آن آگاهي كيهاني #ارتباط برقرار كند و تجربه هاي مكاشفه آميز ، تجربه هايي است كه در اين اتصال بوجود مي آيد .
و ......
محمد صالحي - 1395
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
در اين سخنراني ، #مباحثي بسيار شيوا ، روشن و قابل فهم در زمينه هاي #زير ارائه شده است :
🍁• مكاشفه
🍁• چيستي وحي
🍁• نظريه حكماي اسلامي (فارابي و ابن سينا ) در بيان و مدل سازي وحي با بهره گيري از مبحث علم النفس ارسطو
🍁• تبيين نظريه فوق الذكر به روش هاي نوين و امروزي
🍁• مراقبه
🍁• آگاهي مفهومي ، آگاهي فرامفهومي و آگاهي متعالي
و...
🍎بطور خلاصه :
🍇 #مكاشفه : دريافت و كشف جهاني ، ماورا جهان مادي محسوس بوده كه اين كشف بر حواس باطني انسان استوار است .
🍇 #جهان_مكاشفه : جهان ميانه ايست بين جهان حس و جهان ماورا حس .
🍇 #حالت_مكاشفه : حالت تعليقي است كه #آگاهي انسان از عالم حس به عالم ماورا حس ، توسعه يافته و دركي عميق و جديد از جهان هستي ميابد ولي هنوز پاي به جهان ماورا حس نگذاشته است .
بنابراين #مكاشفه : #تجربه ايست كه ما را پشت پنجره ماورا حس قرار مي دهد و آن طرف را براي ما قابل حس مي كند .
فلذا ، مكاشفه نوعي خاص از جنس آگاهي است .
🍎🍇 وحي : عالي ترين نوع مكاشفه است .
🍎از نظر حكماي مسلمان ( فارابي و ابن سينا كه وامدار فلسفه يونان هم بودند ) براي بيان #چيستي_وحي ، لازم است كاركرد دو عنصر #عقل و #تخيل واكاوي شود .
از نظر آنان :
🌹 #تجربه_وحي : اتصال و اتحاد بين دو #عقل_فعال ( دهمين مرتبه صورت نازله خداوند ) و #عقل_مستفاد ( عقل كمال يافته فرد ) است .
🌹 #عقل_فعال : #آخرين_مرتبه_نازله_خداوند و نزديك ترين به عالم حس است كه خداوند را از حالت بي تعيني وحدت محض ، به جهان كثرت نزديك مي كند . ( كه خود دو نوع است : #عقل_متعالي كه از دسترس انسان خارج است و روح القدس يا #جبرئيل كه وجهي از آن عقل است كه مي تواند با انسان وارد تعامل شود .)
🌹 #اتصال با خداوند : اتصال با اين عقل است از طريق وجه دوم عقل فعال امكان پذير مي شود .
🌹 #قوه_خيال : قوه #صورت_بخشي و نماد پردازي در انسان است كه بين #دو_اقليم حس و عقل قرار دارد .
#قوه_خيال ، دائم يا در حال تصوير برداري از محسوسات و تغيير دادن آنها ( #خلاقيت ) كه در #بيداري اتفاق مي افتد مي باشد ،
و يا تصوير بخشي به #مفاهيم موجود در عقل انسان است كه در #خواب اتفاق مي افتد .
🍁در اين نظريه ، #چيستي_وحي :
🙏 #حقايق_متعالي كه عقل فعال ( = خداوند ) ، به عقل مستفاد ( = انبيا ) رسانده و الغا كرده ، در #پرده_خيال دميده شده و اين پرده آنها را در #قالب صورتها ، رنگها ، آواها و ... قابل حس مي كند . ( #روياي_صادقه )
🙏 البته عرفا معتقدند كه #قوه_خيال_قوي_پيامبر اين امكان را داشت كه صورت بخشي دريافتهاي عقل مستفاد ، از عقل فعال را ، در #بيداري نيز انجام دهد . ( به شكل ملائك ، انسانها ، اتفاقات و ... )
🍎 اين نگرش به مكاشفه و وحي ، #بصيرتي را به انسان مي دهد كه يك #آگاهي_كيهاني در جهان وجود دارد ، كه آگاهي خرد آدمي مي تواند در شرايطي با آن آگاهي كيهاني #ارتباط برقرار كند و تجربه هاي مكاشفه آميز ، تجربه هايي است كه در اين اتصال بوجود مي آيد .
و ......
محمد صالحي - 1395
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
Forwarded from اتچ بات
#وحي از نظر استاد #ديناني
🖊هر #فهمی، وحی است.
منتها تنها #فهم_مستقیم و بلاواسطه، فهمِ حضرت ختمی مرتبت است.
دیگری فهم باواسطه است که گاهی هم کج و کوله می رود.
#وزوز_زنبور، وحی است.
اگر وحی نبود، نمی توانست مُسَدّس بسازد. شش گوشه که می گویند از نظر هندسی خیلی هم سخت است.
یک #وحی_الهی_کامل، همانی است که برای حضرت #ختمی_مرتبت آمده است. نقص هم ندارد.
این تئوری ما در وحی است که لزومی هم ندارد، #خواب باشد.
#پیغمبر، دیگر در سرّ سویدایش خالص می شود.
خلوتِ خلوت اش است؛ و #وصل به حق تعالی است.
آن وقت #جبرئیل اش ظاهر می شود. جبرئیل از #درون_حضرت می آید، نه بیرون.
هیچ کس نمی تواند جبرئیل را ببیند. در درون پیغمبر است. خود حضرت می دید.
آن هم که به صورت #دحیه_کلبی در روایات آمده است، ظهور #برون_پیغمبر است.
در یک لحظه هایی جبرئیل را در تمام وجود حضرت می بیند. باطن که خودش بود، خواست بیرون را هم ببیند، یک دحیه هم اینجا ظاهر شد.
همان دحیه که حضرت می دید، مردم هم می دیدند یا نه؟ یک دحیه کلبی بود که آن را هم می دیدند. اما آن دحیه که حضرت می دید، عایشه می دید؟
وقتی وحی نازل می شد، عایشه کنار پیغمبر نشسته بود، ولی آیا او هم همان دحیه را می دید؟ نمی دید. اگر سلمان بود می دید؟ چه کسی می دید؟
💡شاگرد: فقط خودش می دید.
🖊استاد: فقط خودش می دید. این وحی است.
📖 {کتاب ژرفای اندیشه، ص 194}
🖊 غلامحسین ابراهیمی دینانی
🍃🍃@DrEbrahimiDinani
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🖊هر #فهمی، وحی است.
منتها تنها #فهم_مستقیم و بلاواسطه، فهمِ حضرت ختمی مرتبت است.
دیگری فهم باواسطه است که گاهی هم کج و کوله می رود.
#وزوز_زنبور، وحی است.
اگر وحی نبود، نمی توانست مُسَدّس بسازد. شش گوشه که می گویند از نظر هندسی خیلی هم سخت است.
یک #وحی_الهی_کامل، همانی است که برای حضرت #ختمی_مرتبت آمده است. نقص هم ندارد.
این تئوری ما در وحی است که لزومی هم ندارد، #خواب باشد.
#پیغمبر، دیگر در سرّ سویدایش خالص می شود.
خلوتِ خلوت اش است؛ و #وصل به حق تعالی است.
آن وقت #جبرئیل اش ظاهر می شود. جبرئیل از #درون_حضرت می آید، نه بیرون.
هیچ کس نمی تواند جبرئیل را ببیند. در درون پیغمبر است. خود حضرت می دید.
آن هم که به صورت #دحیه_کلبی در روایات آمده است، ظهور #برون_پیغمبر است.
در یک لحظه هایی جبرئیل را در تمام وجود حضرت می بیند. باطن که خودش بود، خواست بیرون را هم ببیند، یک دحیه هم اینجا ظاهر شد.
همان دحیه که حضرت می دید، مردم هم می دیدند یا نه؟ یک دحیه کلبی بود که آن را هم می دیدند. اما آن دحیه که حضرت می دید، عایشه می دید؟
وقتی وحی نازل می شد، عایشه کنار پیغمبر نشسته بود، ولی آیا او هم همان دحیه را می دید؟ نمی دید. اگر سلمان بود می دید؟ چه کسی می دید؟
💡شاگرد: فقط خودش می دید.
🖊استاد: فقط خودش می دید. این وحی است.
📖 {کتاب ژرفای اندیشه، ص 194}
🖊 غلامحسین ابراهیمی دینانی
🍃🍃@DrEbrahimiDinani
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
Forwarded from اتچ بات
#قرائت آيات سوره نوح پيامبر و #ترجمه شيواي آن توسط بانو #هايده در مجلسي زنانه
🙏بيائيم شروع كنيم :
از #جاي_خدا بلند شويم .
و #خلق_خدا كه خودش گفته اهل خانواده اويند ( الخلق عيال الله - بحارالانوار ، ج 74، ص 316 )
را به اين #بهشت و آن #جهنم نبريم !
كه خودش #گفته است :
ان الينا ايابهم ثم ان علينا حسابهم – غاشيه 25 و 26
هر آينه #بازگشتشان به سوي ماست سپس #حسابشان با ماست .
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🙏بيائيم شروع كنيم :
از #جاي_خدا بلند شويم .
و #خلق_خدا كه خودش گفته اهل خانواده اويند ( الخلق عيال الله - بحارالانوار ، ج 74، ص 316 )
را به اين #بهشت و آن #جهنم نبريم !
كه خودش #گفته است :
ان الينا ايابهم ثم ان علينا حسابهم – غاشيه 25 و 26
هر آينه #بازگشتشان به سوي ماست سپس #حسابشان با ماست .
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
attach 📎
خواهشی از دوستان عزیز کانال :
در صورتی که در مورد کلیپ صوتی بالا ، اطلاعاتی در اختیار دارند و در خصوصی بفرمایند متشکر می شوم .🙏🙏
در صورتی که در مورد کلیپ صوتی بالا ، اطلاعاتی در اختیار دارند و در خصوصی بفرمایند متشکر می شوم .🙏🙏
Forwarded from اتچ بات
#دشواری_مباحثه با #مذهبیون_متعصب
دشواری مباحثه با مذهبیون متعصب بسیار بیشتر از آن است که به سادگی امیدبخش و مفید فائده باشد .
آخر با کسی که #فکر و ذکرخود را در اخبار و #روایت محصور و مسحور سازد با چه زبانی می توان سخن گفت ؟
کسی که افزون بر #بدیهیات_عقلی حتی اطلاقاتِ با صراحت در آیات قرآن را هم توسط اخبار و #احادیث منسوب به مذهب مقید می بیند یا همه ی آموزه ها و اندیشه های تجربت دیده و صیقل یافته در طول تاریخ را به بند می کشد تا از میان ببرد چگونه می تواند با انسان زبان مشترکی برای تفاهم داشته باشد ؟!
آخر مگر جز با #عقل و اندیشه آزاد ، فهم و درک معنایی یا سخنی ممکن است؟!
به #اخباری دلبسته و فریفته اند که گاهی #ظنّی_الصدور گاهی #ظنّی_الدلاله و گاهی دچار هر دو مشکل می باشند و بسیاری با فاصله چندین قرن صورت مکتوب یافته اند و صدها بار نقل به معنا شده اند و پوست عوض کرده اند تا به عصر چاپ و نشر رسیده اند و باز از دام تحریفگران نرهیده اند که تازه به ترفندهای دیگری از تحریف دچار شده اند.
تازه این همه یک عرصه از عرصات سختی است که مباحثه با #مذهبیون_متعصب دارد زیرا قطع نظر از #اخباریگری که مشکل #غلو و #تفویض را نیز بیشتر به دنبال دارد خود مذهبیِ متعصب بودن و در نتیجه انسان و جهان را فقط از دریچه ی مذهبی خاص دیدن و تنها خود را حقدار دانستن دردیست #عقلکُش که اخلاق را هم به بد بلایایی دچار می کند.
خدایا پناه بر تو ؛ الامان الامان ای خدای مهربان!
محمد صحتی سردرودی / 14 / 12 / 95 / قم.
@m_sehati
https://telegram.me/beshnofekrkon
دشواری مباحثه با مذهبیون متعصب بسیار بیشتر از آن است که به سادگی امیدبخش و مفید فائده باشد .
آخر با کسی که #فکر و ذکرخود را در اخبار و #روایت محصور و مسحور سازد با چه زبانی می توان سخن گفت ؟
کسی که افزون بر #بدیهیات_عقلی حتی اطلاقاتِ با صراحت در آیات قرآن را هم توسط اخبار و #احادیث منسوب به مذهب مقید می بیند یا همه ی آموزه ها و اندیشه های تجربت دیده و صیقل یافته در طول تاریخ را به بند می کشد تا از میان ببرد چگونه می تواند با انسان زبان مشترکی برای تفاهم داشته باشد ؟!
آخر مگر جز با #عقل و اندیشه آزاد ، فهم و درک معنایی یا سخنی ممکن است؟!
به #اخباری دلبسته و فریفته اند که گاهی #ظنّی_الصدور گاهی #ظنّی_الدلاله و گاهی دچار هر دو مشکل می باشند و بسیاری با فاصله چندین قرن صورت مکتوب یافته اند و صدها بار نقل به معنا شده اند و پوست عوض کرده اند تا به عصر چاپ و نشر رسیده اند و باز از دام تحریفگران نرهیده اند که تازه به ترفندهای دیگری از تحریف دچار شده اند.
تازه این همه یک عرصه از عرصات سختی است که مباحثه با #مذهبیون_متعصب دارد زیرا قطع نظر از #اخباریگری که مشکل #غلو و #تفویض را نیز بیشتر به دنبال دارد خود مذهبیِ متعصب بودن و در نتیجه انسان و جهان را فقط از دریچه ی مذهبی خاص دیدن و تنها خود را حقدار دانستن دردیست #عقلکُش که اخلاق را هم به بد بلایایی دچار می کند.
خدایا پناه بر تو ؛ الامان الامان ای خدای مهربان!
محمد صحتی سردرودی / 14 / 12 / 95 / قم.
@m_sehati
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
attach 📎
