باورهای قدیم و اندیشه های نو
4.01K subscribers
166 photos
303 videos
46 files
1.97K links
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸

محمد صالحی

m.salehy@gmail.com

@m_salehy
Download Telegram
بيائيم زندگي را دوباره معنا كنيم ،
بيائيم زندگي را دوباره زندگي كنيم
https://telegram.me/naghmehsokout
Forwarded from رسولان
کانال ♦️رسولان♦️ با نشر نویافته های علامه صادقی تهرانی، نگاهی جدید و متفاوت از دیگر علما نسبت به دین برای شما ایجاد خواهد کرد.

⭐️آدرس کانال ما⭐️
➡️ @Rasoulan

🎁گاهی حقیقت خلاف باور ماست.
الزامات تبليغ و مديريت در كلام پيامبر(ص)

وقتي پيامبر اكرم (ص) فرد و يا افرادي را جهت تبليغ و يا قضاوت و يا اداره يك منطقه اعزام مي كردند ، دستوراتي را جهت رعايت كردن ، صادر و الزام مي كردند .

يكي از آن موارد ، شش الزامي است كه پيامبر(ص) موقع اعزام معاذ بن جبل و ابو موسي به يمن در سال دهم هجرت ، به آنها امر كرده و فرمودند :

يسرا و لا تعسرا ، و بشرا و لا تنفرا ، و تطاوعا و لا تختلفا 1

بر مردم آسان بگيريد و كار را بر آنها سخت نكنيد ، و آنها را به پاداش بشارت دهيد و موجب گريزاني آنها نشويد ، و حد پذيرش آنها را درنظر بگيريد و باعث اختلاف و تخلف آنها نشويد .

اجمال دستورات پيامبر(ص) به ذكر زير است :

1- تشويق و جذب مردم
2- عدم ايجاد نفرت در مردم
3- تسهيل و آسانگيري بر مردم
4- عدم سخت كردن كار مردم
5- مدارا و رعايت حد پذيرش مردم
6- عدم تحريك مخالفت در آنها

آنچه كه از الزامات فوق فهميده ميشود بشرح زير است :

1- بجاي تهديد به استفاده از روشهاي تنبيه در صورت تخلف ، از قول به استفاده از روشهاي تشويق و جذب در صورت رعايت هنجارها ، بكار گرفته شود .

2- از برخوردهاي متكبرانه و زورمدارانه كه باعث ايجاد نفرت در مردم شود ، پرهيز شود .


3- در موقع ابلاغ و يا الزام فرامين و احكام ، آسانترين روشها درنظر گرفته شود .

4- هنگام اعمال قوانين و احكام و يا ارزيابي عملكرد مردم ، بر آنها سخت گرفته نشود .


5- حد فهم و درك مردم از هنجارها و ناهنجاريها و تاثير اجراي احكام در اصلاح جامعه ، و حد پذيرش آنها ، رعايت و با آنها مدارا شود .

6- بگونه اي رفتار نشود كه باعث تحريك مردم به مخالفت و يا تخلف گردد .


زيرنويس :

1- صحيح بخاري ج2 ح 2873 - حدثنا يحيى، حدثنا وكيع، عن شعبة، عن سعيد بن أبي بردة، عن أبيه، عن جده: أن النبي (ص) بعث معاذا و أبا موسى إلى اليمن، قال:


محمد صالحي 2 / 10/ 94 -
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🍁 برخورد تاريخي امام علي با كساني كه با او بيعت نكردند 🍁

چنانكه مي دانيم امام علي پس از قتل خليفه سوم ، با يك #درخواست عمومي از طرف سران و نامداران و گروه هاي مختلف مردم ، جهت پذيرش حلافت مواجه شدند .

و ليكن ايشان طي دو سه روزي كه بشدت تحت فشار براي پذيرش آن بودند ، به انحا مختلف از قبول آن #خود داري كردند و صريحا اعلام نمودند كه خلافت از #حقوق مردم است و تا اكثريت بر آن متفق نشوند ، هيچكس حق تصاحب آن را ندارد .

از جمله آنها ، رفتن و مشغول شدن در مزرعه در خارج مدينه و يا #سخنانشان در 11 مورد به مناسبتهاي مختلف بود . 1

ولي پس از آنكه #ازدحام مردم براى بیعت با ايشان بسیار شدید شد ، ايشان از آنجا كه خود را شايسته آن و توانا در احقاق حقوق مردم و رعايت عدالت مي دانستند آن را پذيرفتند . 2

ماجراى بیعت به پایان رسید ، بعد معلوم شد بعضى از اشخاص معروف، مثل حسان بن ثابت ، کعب بن مالک ، مسلمه بن مخلَّد ، محمد بن مُسًلمه ، عبدالله بن عمر ، زيد بن ثابت ، اسامه بن زيد و سعد بن ابى وقاص #بیعت نكرده اند. 3

امام آنها را احضار كرده و علت عدم بيعتشان را جويا شد .

هر كس دليلي آورد و امام بدون هيچگونه تندي و يا سخن اهانت آميزي ، آنها را مرخص كرد ، عليرغم آنكه دليل بعضي ها را بهانه اي بيش نمي دانست .

و تنها تعهدي كه به آنها گوشزد مي فرمود ، اين بود كه در هيچ امري عليه خلافت اقدام نكنند .

و حتي جلو برخورد تند بعض ياران را نيز گرفته و اجازه هيچگونه بيعت اجباري را به كسي نداد .

ذيلا سه مورد از آنها بعنوان نمونه آورده مي شود :

💐 1- سخن امام با #طلحه در روز جنگ جمل :

طلحه به امام گفت : کار خلافت را رها کن.
على(ع) به او گفت : در حالى که با من بيعت کردي ؟
طلحه گفت: در حالى با تو بيعت کردم که شمشیر بالاى گردنم بود.
على گفت: من هیچ کس را مجبور به بيعت با خود نکرده‏ ام؟ اگر قرار بود کسى را مجبور کنم، سعد بن ابى وقاص، عبد الله بن عمر، محمد بن مسلمه را مجبور مى‏ کردم.
آنان از بیعت با من خوددارى کردند و در گوشه‏ اى نشستند من نیز آنان را رها کردم‏. 4

💐 2- سخن امام با #سعد وقاص :

بعد از بیعت طلحه و زبیر با امام ، سعد را آوردند و گفتند: « با علی بیعت کن » ،
او گفت: « بیعت نمی‌کنم تا همه مردم بیعت کنند، به خدا مایه زحمت نخواهم شد.
امام نیز فرمود: بگذارید برود. » 5

💐 3- ماجراي #عبداله ابن عمر

پس از بیعت عمومی مردم، امام علی‏(ع) به عبداللَّه بن عمر فرمود:
برخیز و بیعت کن.
گفت: بیعت نمی‏کنم تا همه بیعت کنند.

حضرت امیرالمؤمنین‏(ع) فرمود :
پس عهد کن که مخالفت نکنی .
پاسخ داد: هیچ عهدی نمی‏کنم .

مالك اشتر كه از لجاجت عبدالله، ناراحت شده بود، به امام عرض كرد : این شخص خود را از تازیانه و شمشیر تو ایمن مى بیند، اجازه بده گردنش را بزنم.

امام علی‏ (ع) فرمود:
من نمى خواهم از روى اجبار بیعت كند، رهایش كن برود.. 6

🍁 زيرنويسها :

1- اى مردم! اين امر (حكومت) ، امر شما است . هيچ كس به جز كسى كه شما او را امير خود گردانيد ، حق امارت بر شما را ندارد . ما ديروز هنگامى از هم جدا شديم كه من قبول ولايت را ناخوشايند داشتم ولى شما جز به حكومت من رضايت نداديد ..."
" وَلَمَّا أَصْبَحُوا يَوْمَ الْبَيْعَةِ، وَهُوَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ، حَضَرَ النَّاسُ الْمَسْجِدَ، وَجَاءَ عَلِيٌّ فَصَعِدَ الْمِنْبَرَ وَقَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ، عَنْ مَلَإٍ وَإِذْنٍ، إِنَّ هَذَا أَمْرُكُمْ لَيْسَ لِأَحَدٍ فِيهِ حَقٌّ إِلَّا مَنْ أَمَّرْتُمْ، وَقَدِ افْتَرَقْنَا بِالْأَمْسِ عَلَى أَمْرٍ وَكُنْتُ كَارِهًا لِأَمْرِكُمْ، فَأَبَيْتُمْ إِلَّا أَنْ أَكُونَ عَلَيْكُمْ...؛ " الكامل ابن اثير ج 2 ص 556

2- فما راعني الا والناس کعرف الضبع الي, .... ! اما والذي فلق الحبة، و برا النسمة، لولا #حضور الحاضر، و قيام الحجة بوجود الناصر، و ما اخذ الله علي العلماء الا يقاروا علي کظة ظالم، و لا سغب مظلوم، لالقيت حبلها علي غاربها، ولسقيت آخرها بکاس اولها، ولالفيتم دنياکم هذه ازهد عندي من عفطة عنز ... خطبه 3 ، شقشقيه

3- مروج‌ الذّهب‌ ج2 ص 353 ، الطبري ج4 ص 430

4- قال طلحة : بايعتك و السيف على عنقي . قال : ألم تعلم أني ما أكرهت أحدا على البيعة ، و لو كنت #مكرها أحدا لاكرهت سعدا و ابن عمر و محمد ابن مسلمة ، أبوا البيعة ، واعتزلوا ، فتركتهم - الامامه و السیاسه ج 1 ص 70 ، ترجمه، ص 103.

5- مفید، الجمل، ص51 و 131.

6- فأمر بإحضار عبد الله بن عمر فقال له بايع قال لا أبايع حتى يبايع جميع الناس فقال له ع فأعطني حميلا ألا تبرح قال و لا أعطيك حميلا ، فقال الأشتر يا أمير المؤمنين إن هذا قد أمن سوطك وسيفك فدعني أضرب عنقه فقال لست أريد ذلك منه على #كره خلوا سبيله - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدت ج ۴، ص ۹.

محمد صالحي – 15/8/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.co
مهجوريت قرآن در حوزه هاي علميه – علامه طباطبايي

در روش مرسوم حوزه يك طلبه مي تواند حتى به پايه اجتهاد نيز برسد، ولى اصلا دست به هيچ قرآنى نزده باشد .

حتى عامه شيعه آنچنان افراط كردند كه جمعى قائل شدند به اينكه ظواهر قرآن حجت نيست ، ولى كتابهائى ديگر از قبيل مصباح الشريعه و فقه الرضا و جامع الاخبار حجت است ، و افراط را از اين حد نيز گذرانده به جائى رساندند كه گفتند :

حديث هر چند كه مخالف صريح قرآن باشد مى تواند قرآن را تفسير كند، و اين حرف نظير و هم سنگ سخنى است كه بيشتر اهل سنت گفته اند، و آن اين است كه حديث اصلا مى تواند قرآن را نسخ كند، و به نظر مى رسد قضاوتى كه دانشمندان در باره رفتار امت اسلام كرده اند قضاوت درستى باشد،

آنها گفته اند: اهل سنت كتاب را گرفتند و عترت را رها كردند و سر انجام كارشان بدانجا كشيده شد كه كتاب هم از دستشان رفت ،

و شيعه عترت را گرفته ، كتاب را رها كردند، و سرانجام كارشان بدينجا كشيده شد كه عترت هم از دستشان رفت .
پس مى توان گفت كه امت اسلام بر خلاف دستور صريح رسول خدا (ص ) كه فرموده : ( انى تارك فيكم الثقلين ...)، هم قرآن را از دست دادند، و هم عترت را، هم كتاب را و هم سنت را.

اين راهى كه امت در مورد حديث پيش گرفت يكى از عواملى است كه در قطع رابطه علوم اسلامى يعنى علوم دينى و ادبى از قرآن كريم اثرى به سزا داشت .... چون اگر در باره اين علوم دقت به خرج دهى خواهى ديد كه طورى تنظيم شده كه پيدا است گوئى هيچ احتياجى به قرآن ندارد .

حتى ممكن است يك محصل همه آن علوم را فرا بگيرد ، متخصص صرف و نحو و بيان و لغت و حديث و رجال و درايه و فقه و اصول بشود ، و همه اين درسها را تا آخر بخواند و قهرمان اين علوم نيز گردد ، و حتى به پايه اجتهاد نيز برسد ، ولى قرآن را آنطور كه بايد نتواند قرائت كند، و يا به عبارتى اصلا دست به هيچ قرآنى نزده باشد.

پس معلوم مى شود از اين ديدگاه ، هيچ رابطه اى ميان آن علوم و ميان قرآن نيست و در حقيقت مردم در باره قرآن به جز قرائت هيچ وظيفه اى ندارند، و العياذ بالله قرآن ارزشى جز خواندن و يا آويزان كردن به گردن نوزاد تا از حوادث ناگوار محفوظ بماند ندارد، پس شما خواننده عزيز اگر از اين قسم مسلمانان هستى عبرت بگير و در رفتارت با قرآن تجديد نظر كن ، حال بر سر سخن آمده و مى گوئيم .

علامه طباطبايي ، ذيل تفسير - يا اهل الكتاب قد جاءكم رسولنا يبين لكم على فترة من الرسل – 15 مائده - ترجمه الميزان ج 5

محمد صالحی 18/8/94

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍ ‍ #نقدی_بر_فقهای_شیعه

یادداشتی از #شهید_مطهری

تقسیم کار !!! #روحانیت


🌹علمای شیعه و #فقهای_شیعه خود را #نایب حضرت حجه بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه) معرفی میکنند ، ولی فقط در #بعضی_کارها نه در همه کارها.

🌹هر کاری که #منفعت دارد و از آن کار #پولی و #مقامی در می آید ، #نیابت آن کارها را قبول دارند ، مثل گرفتن #وجوه و ولایت بر صغار و قُصّر و غُیَّب و #افتاء و اقضاء ،
و هر کاری که فقط #زحمت و مجاهده می خواهد ، میگویند خود #حضرت بیایند و آن کار را درست کنند.

🌹علیهذا #بودجه_مصالح_عامه را آقایان میگیرند و به خود #اصلاحات_عمومی کاری ندارند و بلکه ایمان به آن کار هم ندارند و عقیده خلاف دارند
و درست مثل #قوم [بنی] اسرائیل می گویند:
فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّکَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ .

🌹از اینجا باید فهمید که چرا در #روایات وارد شده که فقها به #قتل_حجه بن الحسن فتوا خواهند داد

(هرچند آقایان تأویل می کنند و میگویند مقصود ، فقهای عامه می باشند!!!).

🌹البته قضیه #علت_طبیعی دارد ؛ وقتی که کسی ظاهر شود که #دکان آقایان را می‌بندد ، با او کاری ندارند ، بلکه صد درصد با او مخالف اند.

🌹اینها امروز از #نام او ، از #جشن تولد او و از مقام او بهره برداری می کنند و این بهره برداری در صورتی است که خود او حاضر نباشد ؛
اگر خود او حاضر باشد این بهره برداری میسر نیست .

به نقل از دکتر رسول جعفریان در کانال خود
@jafarian1964
https://telegram.me/beshnofekrkon
Forwarded from نغمه های سكوت
و بیتابی ، تنها ثروت من است

خدایا !


در گوشه ای از این دنیای بی انتها ، که البته برای من فقط به اندازه یک چشم برهم زدن " در طول عمر جاودانگی ام از آغاز نزول از آسمان کمال الهی تا نهایت صعود به بارگاه او " می باشد ، در خود شکسته ام . تا این لحظه از حیات دنیایی خود را بسان ابری که گذشته و حتی رد پایی از خود بر جای نگذاشته ، از دست داده ام و نمی دانم در کجای راه قرار داشته و تا اینک به چه انجامی رسیده ام !؟ و آیا در بعد این لحظه ، به کدامین مسیر خواهم بود ؟ !


اشک در چشمانم حلقه زده ، گویی ، قطرات خونین قلبم به بیرون ، سر بازکرده ، از بودن با من شرم و ندامت بر دوش می کشد .

نمی خواهم به عقب بازگردم و از زمان نیز شکایتی ندارم ، من اینگونه تشخیص دادم و در نقشی که خود پذیرفتم ، بخوبی ظاهر شده و حال در جایگاهی قرار دارم که باید .


اما خدایا !


دلم بیتاب خلق رویاهایی است که یکروز ، باید به واقعیت پیوند خورد و وجودم تشنه آرامشی است که جز در وجود تو نخواهم یافت .


نمی دانم ! طرحی که از کتاب آفرینش به من سپردی ، تا اینک به کجا رسانده ام و آنگاه که پرده درافتد و آنرا در آینه وجود خود به تماشا بنشینم ، مجبور به چه خواهم گشت ؟ آیا حتی یک نقطه مثبت در آن خواهم یافت و یا که بایست همه پاک کرده ، از نو شروع کنم ! و این در حالیست که مدت کوتاه حیات دنیایی که می توانستم همه چیز به رنگ خدا نقش کنم ، را از دست داده و اکنون باید به عذاب دورافنادن از آغوش عشق او آنقدر بسر کنم تا آن همه غلط را پاک کرده ، اجازه یابم روبرویش بایستم و خود را آینه اش کرده و او در وجود خود خلق کنم ؛ آنگاه در جذبه جمالش ، آنجا بروم که او کشاند .


خدایا !


قبل از آنکه من بخواهم ، تو خواسته ای و می دانم با اراده تو هر چیزی به وجود خواهد پیوست ؛ پس آن کن که برایم خواسته ای و به فراموشی بسپار ، آنچه من کرده ام ، که من همه نادانی و جهل و یا حتی دیوانگی و غفلت بوده ام .


19/8/88
محمد صالحی

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
Forwarded from نغمه های سكوت
خدایا می دانم که همواره در نگاه تو هستم

ای خدای من !

می دانم که من همیشه در نگاه تو بوده و خواهم بود ، اما چه کنم ، که تو هیچگاه در نگاه بی ریای من جای ثابتی نداشته ای !

هر گاه از غمی به کنجی خزیده ام ، به ناچار ، جز تو را نتوانستم دید و تبعا تو را صدا زدم و تو نیز بی هیچ گلایه ای ، به ندایم گوش جان دادی و بر یاریم هیچ دریغ نکردی .

ای عزیز من !

تو از ازل و تا ابد ، خلق کرده ای و خواهی کرد و به مقدار بی شمار و بی نهایت .

اما هیچگاه ، به من به عنوان یک جزئ ناچیز از این بی شمار مخلوقاتت ، نگاه نکردی و همواره ، آنچه در خور خودت بوده به من دادی ، نه آنگونه که من شایسته اش بودم .

ای هستی من !

سالهای حضورم در دنیای زمینی رو به تمام است ، و می دانم به آنچه که باید ، نرسیده ام ! مطمئنا جزایش را در ادامه حرکت تکاملی خود بسوی تو ، در ﹶبعد این دنیا خواهم دید .

اما تو ، عزیزتر از آنی که به انتظار انتقام و یا حتی پاداشی در خور اعمال من نشسته باشی ، پس بیا و در باقی این عمر ، به راهی بکشانم که چیزی جز تو را جزایی غیر نباشد .


محمد صالحی
7/11/88
كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Forwarded from نغمه های سكوت
از هر قيد دنيايي آزاد باش تا خدايي شوي
https://telegram.me/beshnofekrkon
https://telegram.me/naghmehsokout
Forwarded from اتچ بات
‍ #نظرات نوانديشانه فقهي سيد #احمد_قپانچي روحاني شيعه عراقي

#سيد_احمد_قبانچى کیست؟

او متولد ١٩٥٨ در کشور #عراق است. در ١٦ سالگى به حوزه علميه نجف رفته اما پنج سال پس از تحصيل در آن حوزه، مجبور به ترك عراق و هجرت به #ايران شده و ادامه تحصيلاتش را در دو حوزه علميه قم و بيروت تا مدارج عالى ادامه داده است. آيت الله سيد #محمد_باقر_صدر از نخستين اساتيد او در نجف بوده و علامه سيد #محمد_حسين_فضل الله از آخرين اساتيد او در بيروت و اين هر دو در دين شناسىِ متقاوت قبانچى تأثير گذار بوده اند.

🍇1- #حكومت_انساني نه حكومت اسلامي

🖍• قبانچى نگاه اساتيدش در استناد به #روح_عام_قرآن و #حكمت_احكام را توسعه مى دهد و مى گويد :

#روح عام قرآن، با «#نفع_مردم و #سود_جامعه» تعريف مى شود (...وأما ما ينفع الناس فيمكث في الأرض - سوره رعد/ آيه ١٧)

و خواست و #دستور_محورى_خداوند، «#عدالت و #نيكويى» است (إن الله يأمر بالعدل و الإحسان- سوره نحل- آيه ٩٠)؛

آنگاه مى گويد #جامعه_جديد، دريافت ها و تجربه هاى تازه اى از #عدالت دارد و اين جامعه روزگار ماست كه مصاديقِ سود و عدل و نيكويى را تعيين مى كند؛ وقتى انسان جديد با #فهم_خودش به عدالت عمل كرده، همان امر خدا را اطاعت و به روح قرآن عمل كرده حتى اگر تاريخِ پاره اى از #مصداق_هاى_قرآنى را سپرى شده بداند و به آنها عمل نكند.

🖍• احمد قبانچى به صراحت مى گويد #التزام به «ما انزل الله» ايجاب مى كند كه #قوانين_مدنى و #حقوق_بشرى كه مورد احترام و اتفاق جهان امروز است؛ بر تمام #احكام_متضاد با آنها ترجيح داده شود.

از جمله احكامى كه به نظر قبانچى، تاريخ شان سپرى شده، #نابرابرى موجود در متون اسلامى ميان #زن و #مرد و نيز مجازات #ارتداد است.
او شكل كنونى #حجاب در ميان زنان مسلمان را شكلى لزوما اسلامى نمى داند؛ بلكه آن را ميراث صورتى تاريخى مى داند كه زاييده محيطهاى اجتماعىِ عصر پيامبر گرامى اسلام است؛ او به ارتباط پوشش زنان با انضباط جنسى جامعه اسلامى توجه مى كند و مى گويد با تغيير عُرف جامعه، شكل حجاب هم تغيير مى ‏كند.

🖍• قبانچی در کتاب "الله و الانسان" ، از "تجاری شدن دین و علم دینی" گلایه کرده و می گوید:

"متاسفانه تشکیل #حکومت_دینی، مجالی را برای #دنیا_طلبانِ حریص گشود تا به #لباس_رجال_دینی درآمده و به پندار خویش، هم در دنیا صاحب مال و جاه و مقام باشند و هم در آخرت به فوز و سعادت نایل آیند!!!

از همین رو می بینیم در هر شهر و روستایی، یک یا چند #مدرسه_علمیه تشکیل می شود در حالی که در عصر حاضر با وجود این همه رسانه ها مانند کتاب و مجله و تلویزیون و رادیو و تریبون نماز جمعه و... به این مقدار مدرسه علمیه نیاز نیست."


🍇2- #آگاهي به همه #انديشه ها ، راه جلوگيري از #خطا_رفتن است :

قبانچی در #کتاب "الله و الانسان" مي نويسد :

🖍• "اولین چیزی که برای دورماندن از گناه و خطا باید انجام داد؛ آگاهی از #اندیشه_های_دیگران و ادله آن ها و پذیرا بودن جریان ها و مکتب های فکری مختلف اسلامی و غیراسلامی است.

🕴اما متاسفانه ما با این بدعت روبرو هستیم که برخی #فقیهان بدون داشتن دلیل شایسته ای از قرآن و سنت و عقل، مومنین را از آشنایی با اندیشه ها و فلسفه های دیگر منع می کنند و حتی #فتوا به حرمت بعضی کتاب های اسلامی می دهند ، تنها به این خاطر که آن کتاب ها را گمراه کننده می دانند.

🕴ولی این فقیهان با این کار، به جهل و #تعصب در میان پیروان خویش دامن می زنند. به اعتراف خود این فقیهان، هیچ آیه یا روایت حتی ضعیفی وجود ندارد که این فتوا را ثابت کند و مستمسک این فقیهان تنها این است که این گونه کتاب ها عقاید مردم را منحرف می کند....

🕴مشکل این فقیهان از این جا ناشی می شود که #حقیقت را در ملکیت کامل خودشان می دانند و معتقدند اسلامی نیز که پیامبر آورده؛ دقیقا همان چیزی است که خودشان می گویند."

🖍• "آیا تو ( فقيه ) برای دین اسلام از #پیامبر و امامان دلسوزتری؟! حال آن که آن ها خواندن هیچ کتابی را#حرام نکردند خاصه در زمان #حضرت_صادق که کتاب هایی از دیگر تمدن ها و اندیشه ها، به عربی ترجمه می شد و بسیاری از آن کتب سرشار بود از خرافات و اباطیل و اندیشه های غیراسلامی و با این حال هیچ موردی را نمی توان یافت که امام خواندن این کتاب ها را ممنوع و حرام کرده باشد!"

🖍• "ما شیعیان به #وهابیت معترضیم چرا شیعه را متهم به کفر می کنند در حالی که کتاب های ما را نخوانده و با عقاید ما به درستی آشنا نشده اند؟!"

آن گاه این سوال را از فقیهان می پرسد که اگر خود را بر حق می دانند پس چرا پیروان خود را از مواجهه و آشنایی با اندیشه های مخالف پرهیز می دهند؟!


https://t.me/foghaha
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
هدايت و گمراهي انسان بدست خود اوست نه خداوند

بحث هدايت انسان توسط خداوند از مباحثي است كه در سه بخش قابل طرح است :

1- هدايت خدا يا خود شخص ؟

2- تاثير خواست شخص چگونه است ؟

3- مقدمات هدايت چيست ؟

1- هدايت خدا يا خود شخص ؟

آیات زيادي در قرآن وجود دارد كه بسياري از مترجمين و مفسرين ، هدايت و ضلالت انسان را بر اساس خواست و اراده خداوند تعبير كرده اند .

از جمله آنها آيه زير است :

...فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاء... 1

... خداوند هر كس را بخواهد گمراه مى سازد و هر كس را بخواهد هدايت مى‏كند ...

اما از آنجا كه خود قرآن ، مفهوم و معناي خودش را در دل خود به مخاطب القا ميكند ، بر اساس آيات مشابه ديگر ، اين معنا نه تنها درست نبوده كه نقض غرض هدايت الهي است .

هر چند از نظر ترجمه نيز به نظر مي رسد مترجم دچار اشتباهي عجيب شده است چرا كه ؛

ضمير فاعلي مستتر در" يشائ " را به " الله " منتسب كرده ، در حاليكه منطقا بايد به اسم نزديكتر به خود كه " من " هست ارجاع داده شود .

و از طرف ديگر جمله اسميه " من يشائ ، " مفعول " يضل " و " يهدي " است كه خودش از نظر معنا كامل بوده با اين مفهوم كه خداوند گمراه و يا هدايت مي كند ، هر كس را كه گمراهي و يا هدايت بخواهد .

بنابر اين ترجمه درست تر چنين است :

پس اگر كسي خواهان گمراهي باشد ، خدا او را گمراه مي كند و همچنين اگر هدايت بخواهد ، خدا او را هدايت مي كند .

تذكر : مفهوم آيه چنين است كه خدا ( سنت حاكم بر هستي ) به خواست شخص ، اثر مي بخشد .

به همين دليل است كه حتي خواست پيامبر نيز در هدايت شخص بي تاثير خواهد بود آنجا كه خداوند در قرآن مي فرمايد :

إنّک لاتهدى من أحببت و لکنّ اللّه یهدى من یشاء و هو أعلم بالمهتدی 2

تو نمی‌توانی کسی را که دوست داری هدایت کنی ؛ ولی هر کس بخواهد خداوند او را هدایت می‌کند؛ و او به هدایت یافتگان آگاهتر است!

و اگر كسي به غير اين معتقد باشد نه تنها از انسان سلب مسئوليت كرده است كه خداوند را موجودي خودسر كه مخلوقات خود را به گمراهي مي كشد و سپس به عذاب گمراهيشان دچار مي كند معرفي كرده است !!

در حالي كه خود خداوند در قرآن مي فرمايد :

ولو شاء الله لجعلکم امة واحدة و لکن یضل من یشاء و یهدی من یشاء و لتسئلن عماکنتم تعملون 3

اگر خداوند مي خواست ، همه شما را امت واحده اي قرار مي داد ولي هر كس خودش هدايت يا گمراهي بخواهد ، خداوند به خواست او اثر مي بخشد و ( بدانيد ) قطعا از آنچه كه خودتان عمل كنيد مورد سوال واقع خواهيد شد .

2- تاثير خواست شخص چگونه است ؟

بنابراين ، طبق تعبير فوق ، خود شخص بايد هدايت را بخواهد تا هدايت خداوند به او برسد ؛
اما اين خواستن ، چگونه خداوند را قانع مي كند و به هدايت او مي رساند ؟

بر اساس آيه :

و الذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا 4

ما راه هايمان را به افرادی که تلاش گرانه در مسير رسيدن به حقيقت حركت مي كنند نشان خواهیم داد .

پس شرط هدايت خداوند ، تهيه مقدمات آن توسط خود شخص انساني مي باشد كه در دو چيز بيان شده است :

• خواست دروني شخص ( عدم مقاومت در مقابل حقيقت )

• جستجو و تلاش براي رسيدن به حقيقت

3- مقدمات هدايت چيست ؟

خداوند مقدمات هدايت را طبق آيه زير :

فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئك الّذين هدئهم اللّه و اولئك هم اولوا الالباب.5

پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مى‏شنوند و از نيکوترين آنها پيروى مى‏کنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدايتشان کرده ، و آنها صاحبان خردند.

در دو چيز معرفي كرده است :

• مواجهه با نظريه ها و اقوال مختلف در هر زمينه

• تبعيت از بهترين نظريه ( كه مي تواند يكي از آنها و يا تلفيقي از آنها و يا حتي نظريه جديدي باشد )

بر اساس آيه فوق ، كسي كه مقدمات مذكور را فراهم كند ، گويي شامل هدايت الهي شده است و همانها هستند كه خداوند بعنوان صاحبان خرد و انديشه مي شناسد و نتيجتا در گروه بندگان و عباد خاص خود معرفي مي نمايد .

و كسي كه در زمره عباد خداوند قرار گيرد ، همنشين او در محفل انسش خواهد شد ، در حاليكه هم او و هم خداوند از بودن با يكديگر شادمان هستند .

آنجا كه خداوند مي فرمايد :

يا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی 6

ای جان آرام یافته ، به سوی پروردگارخویش بازگرد در حالی که تو از او خشنود و او از تو خشنود است . پس در میان بندگان من درآی و در بهشت من داخل شو .

4- در يك كلام :

براي مشمول هدايت خداوندي شدن سه مرحله زير الزاميست :

1- خواست و اراده شخص مبني بر نياز به هدايت

2- تلاش براي تهيه مقدمات آن

3- مواجهه و شنيدن اقوال مختلف و تبعيت از بهترينها ، بعنوان مقدمات هدايت .

5- سه يادآوري :

1- خداوند را باكي نيست كه بنده اش پس از هدايت ، بدليل اختياري كه دارد ، به راه مستقيم قدم گذارد و يا
راه به بيراهه برود آنجا كه ميفرمايد :

انا هديناه السبيل اما شاکرا و اما کفورا 7

ما راه را به او نشان داديم، خواه شاکر باشد (و پذيرا گردد) يا بر آن چشم بپوشد !

چرا كه خداوند است كه بي نياز از هر كفر و ايمان بنده اش بوده و ليكن بنده حتي در بودنش محتاج خداست آنجا كه ميفرمايد :

يا ايها الناس انتم الفقراء الى الله و الله هو الغني الحميد 8

اى مردم شما (همگى) نيازمند به خدائيد ؛ تنها خداوند است که بى‏نياز است و شايسته هر گونه حمد و ستايش .

2- كتب پيامبران ، بعنوان يك نگاه توحيدي به هستي ، كتاب هدايت بوده 9 كه در صورتي كه شخص ، در كنار ديگر نظريه هاي جهان بيني بشري ، تلاشگرانه و حقيقت جويانه به آنها نگاه كند ، قطعا راه هاي رسيدن به حقيقت را ، در آنها خواهد يافت ، همانطور كه اگر بر مبناي عقل ، و بدون هيچگونه تعصب و يا عناد ، تلاشش را براي يافتن حقيقت بكار گيرد هدايت شده و به آن خواهد رسيد . 10

3- هستند كساني كه در پي جستجوي حقيقت وجودي خود ، كه همان خداوند هستي است ، پاي در راه كشف شهودي ميگذارند و عاشقانه مراقبه نفس ميكنند .

اينها عارفانه ميزبان حضور حضرتش ميگردند و جز وصال او نه لذتي مينوشند و نه ماسوايي ميبينند و اينان كميابانند كه عشق را مذهبند و دل را كوتاهترين راه برگزيدند .

زير نويسها :

1- فاطر آيه 8
2- قصص 5
3- بطور مثال : زمر آيه 3 و غافر آيه 28 و ...
4- عنکبوت آيه 69
5- زمر – آیات 17 و 18
6- سوره فجر آيات 27 تا 30
7- انسان آيه 3
8- فاطر آيه 15
9- انّا انزلنا التوراة فیها هدیً و نور (مائده/ 44) ؛ و آتیناه الانجیل فیه هدیً و نور (مائده/46 (؛ان هذا القران يهدي للتي هي اقوم ( اسرا / 9 )
10- و قالوا لو کنا نسمع او نعقل ما کنا في اصحاب السعير (سوره ملك – 10 ) و ( زيانكاران در آخرت ) اعتراف مي كنند كه اگر در دنيا به سخن پيامبران و شرايع آنها گوش سپرده بوديم ، و يا در فهم و مديريت سرنوشت خود ، راه عقلاني را پيش گرفته بوديم ، اكنون از جهنميان نبوديم .

19 / 9 /94 - محمد صالحی
http://mahsan.parsiblog.com /
مباحثي در دين و شريعت در كانال " باورهاي قديم و انديشه هاي نو " - 1

1- تفكيك بين دين و شريعت
https://telegram.me/beshnofekrkon/413
2- دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 1 ( در ده قسمت از مرحوم استاد منتظري )
https://telegram.me/beshnofekrkon/202
3- اسلام بمثابه اصولي ايماني اخلاقي فراتاريخي ، يا احكامي متعلق به عصر نزول ؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/251
4- احكام اجتماعي فقه و چالش عقلاني ، عدالتي و اخلاقي پيش رو
https://telegram.me/beshnofekrkon/465
5- شرط دينداري در عصر حاضر
https://telegram.me/beshnofekrkon/412
6- رجحان عقل بر شرع در كلام فقيه عاليقدر
https://telegram.me/beshnofekrkon/379
7- ویژگی های احکام امضایی در سیره پیامبر چیست ؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/470
8- احکام غیرعبادی ( اجتماعی ) اسلام در نظرگاه بزرگان
https://telegram.me/beshnofekrkon/346
9- كميت و كيفيت احكام شريعت عصر نزول و تعداد و پيچيدگيهاي مسائل و موضوعات عصر امروز
https://telegram.me/beshnofekrkon/174
10- ارزيابي و قضاوت فهم گذشتگان ، با معيارهاي امروزين ، كاري غيرعقلاني است
https://telegram.me/beshnofekrkon/464
11- نوع و نحوه حكومت از حقوق مردم است – امام علي(ع)
https://telegram.me/beshnofekrkon/297
12- آيه " فأتوا بكتاب من عند الله هو أهدي منهما .. " در كلام مرحوم فقيه عاليقدر منتظري
https://telegram.me/beshnofekrkon/284
13- اگر احكام شريعت امضائي اند چرا خداوند گفته حكم من اينست ؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/283
14- وحی ، جهت دهنده عقل انسان اولیه و حامی عقل انسان مدرن ** - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/271
15- استمرار ظواهر یا روح احکام اسلامی
https://telegram.me/beshnofekrkon/238
16- تلازم بين حكم عقل و حكم شرع
https://telegram.me/beshnofekrkon/190
17- جايگاه احكام حدود اسلامي از نظر آيه اله احمد عابديني
https://telegram.me/beshnofekrkon/111
18- شریعت ، جریانی سیال در قانون گذاری در گذر زمان ( شريعت و حقوق زن )
https://telegram.me/beshnofekrkon/85
19- در تعارض احتمالی رضایت مردم با احکام شرعی چه باید کرد؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/66
20- راهكاري برای بررسی عقلانی و عادلانه بودن احکام شریعت در صدر اسلام
https://telegram.me/beshnofekrkon/60
21- آيا احكام شريعت غير قابل تغيير است ؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/54
22- نگاه اسلام به مسئوليت حاكميت سياسي يك جامعه
https://telegram.me/beshnofekrkon/32
23- تفاوتها ي زن عصر نزول و زن امروز و احكام شريعت
https://telegram.me/beshnofekrkon/13
24- آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/391
25- مهجوريت قرآن در حوزه هاي علميه – علامه طباطبايي
https://telegram.me/beshnofekrkon/336
26- آواتار مفهوم پيامبر در آيين هندو
https://telegram.me/beshnofekrkon/261
27- راز آفرينش – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/112
28- شريعت فقهي و كالايي به نام زن – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/106
..........................................
آدرس اين پست
https://telegram.me/beshnofekrkon/482
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قوام به معنای برتری مردان نیست ، به معنای پشتوانه زنان است . https://telegram.me/beshnofekrkon
Forwarded from اتچ بات
‍ #خدمتكار_بد_خلق پيامبر(ص)

یک #پیرمردی در منزل حضرت #خدمتکار بود.

آن پیرمرد پیامبر (ص) را خیلی #اذیت می کرد؛ #بد_خلقی می کرد.

#اصحاب_پیامبر (ص) از او بدشان می آمد.

بارها به حضرت عرض می کردند: یا رسول الله او را #بیرون کنید. پیر شده است، اسباب #زحمت شماست.

حضرت سری تکان می داد و می گذشت.

این بود تا وقتی که آن پیرمرد #مرحوم شد.

اصحاب خیلی #خوشحال شدند.

چون هروقت به آن جا می رفتند چیزی به آن ها میگفت و از او اذیت می دیدند.

با این وجود حضرت #پيامبر(ص) در مرگ او #گریه می کرد.

🍇گفتند: یا رسول الله همه ما #راحت شدیم شما برایش گریه می کنید؟!

❤️فرمود: او برای اخلاق من خیلی #نافع بود. اخلاقی که خدا به من داده بود سزاوار این مرد بود.

ان شاالله اگر با کسی #دم_خور هستی اگر #تند است هر چه می توانی #تحمل کن که خدا چیز بزرگی را برایتان فرستاده است.

بعضی وقت ها خداوند چیزهای خوب و #قیمتی را داخل جل می پیچد و به انسان می دهد. اگر کسی تند است، خوش اخلاق نیست، درست با آدم حرف نمی زند، معنایش این است که خدا چیز قیمتی را داخل جل کهنه پیچیده است.

برای این که #اجنبی آن را نگیرد. مال خود شماست و باید به دست شما برسد.

جل کهنه را کسی باز نمی کند ببیند چه چیز داخل آن است، ولی شما باز کنید.

#حقیقت درون آن است. همان جایی که #ناگوار است.

منبع : طوبای محبت، مجالس حاج محمد اسماعیل #دولابی

🌹#هر_كسي در مسير زندگي ما ، فقط #وسيله اي است براي #تحريك_ويژگيهاي دروني ما و #ابزاري است براي #سنجش ميزان #رشد ما در تخلق به اخلاق الهي .
https://telegram.me/eshghonava
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Forwarded from اتچ بات
‍ 💔❤️#راز_كرشمه – #شمس با #مولانا چه كرد ؟

.... #مولانا در آغاز ميانسالي ( 38 سالگي – 642 ه) و پيش از #ديدار_شمس دروني ناآرام داشت ، و احساس مي كرد كه بيماري جانكاهي خوره آسا سرمايه هاي #روح او را مي بلعد .

او نيك مي ديد كه تن خودش را دارد ، اما #گرفتار_دل است .

از اين رو از خداوند مي خواست كه #وليي از اولياي خود را براي #درمان_روح بيمار و رنجور او بفرستد .

#مولانا وقتي كه به احوال خويش نظر مي كرد ، وجود خود را مانند #كرمي مي ديد كه در درون #پيله اش پس از سالها رياضت و مراقبه رفته رفته تبدل يافته و به #پروانه اي بدل شده است ، اما اين پروانه خوش خط و خال و رنگارنگ هر چه مي كوشد نمي تواند #حصار پيله اي را كه بر گردش تنيده شده بدراند و در فراخناي باغ دلگشايي كه در بيرون پيله مي بيند جولان كند .

او به چشم خود مي ديد كه اين #پروانه پرورده و زيبا زنده زنده در #گور آن پيله مي ميرد ......

تمام وجود او #تمناي حضوري بود كه شمشيرآسا پيله خودي هاي او را بدرد و پروانه گرفتار روح او را رهايي بخشد .....

😭اما آن زاري و گرفتاري دل چه بود ؟

#شمس بيماري دل مولانا را به ظرافت تشخيص داد : دل او گرفتار " #عشق_زرگر " بود .

در اينجا " #زرگر " نمادي است از تمام زرق و برق ها و جاه و #حشمت هاي چشم پركن #زندگاني_مادي .

#شمس به نيكي مي ديد كه مولانا اگرچه تحت ارشاد پيران خود صاحب دل شده است ، اما #خاري_عميق در دل او نشسته است .

اگر چه #انبان او سرشار از دانه هاي درشت #گندم است ، اما #موشي در آن انبار لانه كرده است .

💔#درد_مولانا همانا #دلبستگي نهان و عميق او به پاره اي از جلوه ها و زرق و برق هاي جهان مادي و درصدر آنها #صدر_نشيني و استغراق در علوم ظاهر بود .

#شمس مي ديد كه دل مولانا در هنر عشق ورزيدن بسي تواناست ، اما افسوس كه آن هنر و استعداد سرشار را نثار معشوق هاي زوال پذير و كم بها كرده است ......

😍او بايد اين بيماري مولانا را درمان مي كرد .

💔#شيوه_درمانگري شمس طبيب چه بود ؟ .....

#شمس تبريزي ، همچون طبيب الهي داستان پادشاه و كنيزك ، دست بر #نبض_روح_مولانا نهاد و نام زرق و برق هاي چشمگير جهان را يك به يك بر زبان آورد ، و هر بار كه نبض روح مولانا جهيدن گرفت ، دريافت كه #تعلق_نامباركي در ميانه است .

وقتي كه #شمس طبيبانه زرگرهاي روح مولانا را بازشناخت ، #مولانا را واداشت كه آن رشته هاي تعلق را كه در واقع چيزي جز " #خود_پنداري " او نبودند ، يك به يك بگسلد .

😍#مولانا خود اين ماجراي دلكش را در غزلي مشهور و دل انگيز براي ما #بازگفته است ، ...

🌷او نخست تصويري زنده از #استحاله_وجودي خود بدست مي دهد :

مرده بودم زنده شدم گریه بودم خنده شدم
دولت عشق آمده و من دولت پاینده شدم

دیده ی سیر است مرا جان دلیر است مرا
زهره ی شیر است مرا زهره ی تابنده شدم

🌷و سپس براي ما فاش مي كند كه اين استحاله وجودي #چگونه در حيات او رخ داد .

#كيمياي اين تبدل چيزي نبود جز #دل_بركردن از تمام تعلقاتي كه شالوده و شاكله " #خودپنداري " او را تشكيل مي داد :

گفت که #دیوانه نه ای لایق این خانه نه ای
رفتم و دیوانه شدم سلسله بندنده شدم

گفت که #سر_مست نه ای رو که ازین دست نه ای
رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم

گفت که تو #زیرککی مست خیال و شککی
گول شدم هول شدم وز همه بر کنده شدم

گفت که تو #شمع شدی قبله ی این جمع شدی
جمع نیم شمع نیم دوده پراکنده شدم

گفت که #شیخی و سری پیشرو راهبری
شیخ نیم پیش نیم امر تورا بنده شدم

گفت که با #بال و پری من پر و بالت ندهم
در هوس بال و پرش بی پر و پرکنده شدم

گفت که تو #کشته نه ای در طرب آغشته نه ای
پیش رخ زنده کنش کشته و افکنده شدم

😍و سرانجام وقتي كه اين #آزمون_عظيم را از سر گذرانيد ، و خودي خود را در پاي عشق درباخت ، يكباره وجودش #روشنايي پذيرفت ، " #وجودي_نو " يافت ، و مرغ وجودش از #دام_زوال جست :

#تابش_جان یافت دلم واشد و بشکافت دلم
اطلس نو بافت دلم دشمن این ژنده شدم

زهره بدم ماه شدم چرخ دو صد تاه شدم
یوسف بودم ز کنون یوسف زاینده شدم

#مرده بودم زنده شدم گریه بودم #خنده شدم
#دولت_عشق آمده و من #دولت_پاینده شدم

برگرفته از ص 28 و 54 و 68 كتاب " #آينه_جان " دكتر آرش نراقي ، استاد دين و فلسفه دانشگاه پنسيلوانياي آمريكا

محمد صالحي - 12/12/95
https://telegram.me/eshghonava
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آيا قرآن راي اكثريت را باطل مي داند ؟

دو آيه در قرآن وجود دارد كه مستمسك دست افراد بدفهم و يا نافهم و يا سودجو شده

كه به كمك آنها جايگاه اكثريت را در امور اجتماعي و سياسي زير سوال برده و بگويند كه چون بيشتر مردم صغير و سفيه هستند پس راي آنها باطل بوده و ضرورت تابع بودن را اثبات كنند .

ذيلا ، آن دو آيه و اينكه هنگام نزول ، مربوط به چه بوده بيان شده و ثابت مي شود كه خداوند به هيچ وجه در مقام حذف اكثريت در تصميمات اجتماعي نبوده است .

1- عبارت " اکثر الناس لایعلمون " در قرآن ، مربوط به مسائل غیبی و ماورائ طبیعی مانند " وقت قیامت " و " تقدیر رزق بندگان " است که دانستن رموز آنها از دسترس مردم خارج است ولی بیشتر مردم این مطلب را نمی دانند . و این آیات ، مربوط به رای اکثریت در مسائل اجتماعی نیست .

2- عبارت " اکثرهم لایعقلون " مربوط به کارهای ضد فضیلت بعض افراد مانند " افترا به خداوند " و یا " خطاب بی ادبانه پیامبر " است که آنها عقل خود را بکار نمی اندازند و این آیات نیز ،مربوط به رای اکثریت در مسائل اجتماعی نیست .

منبع : ( ص 109 کتاب ولایت فقیه - حکومت صالحان ، مرحوم صالحي نجف آبادي)

محمد صالحي – سال 1387

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
Audio
جايگاه زن در تاريخ اروپا - عبدالعلي بازرگان https://telegram.me/beshnofekrkon
Forwarded from اتچ بات
‍ #تفسيق و تخريب طلاب توسط يكديگر در مسير #رقابت_براي_مرجعيت در حوزه

خاطره اي از شهيد #مطهري

🔸من یک #درس_شخصی را برای شما می‌‌گویم. در سال 1325 که مرحوم آقا #سید_ابوالحسن فوت کرد و آقای #بروجردی مرجع شد ، من در فاصله چند روز گفتم تمام مشکلات من در باب «خلافت» حل شد، یعنی گذشته را در پرتو حال شناختم.

آقای آقا سید ابوالحسن «مرجع کل فی الکل» بود و من حدود #هشت سال بود که در قم بودم و افراد زیادی را می‌شناختم که آدم‌های خوبی بودند.

🔹در آن چند روز یک‌مرتبه می‌خواست یک #قدرت_بزرگ_روحانی از #مقامی به #مقام_دیگر منتقل شود، یک امتحان بسیار بزرگ.

🌹من یک‌مرتبه دیدم مثل اینکه #حوزه_قم زیرورو شد.
یک حالت هول عجیبی به افراد افتاد.

🌹حال، هرکسی #گرایشی به یک آقا داشت.

در راه #گرایش به این آقا و #کوبیدن بقیه آقایان همه چیز #فراموش شده بود.
مثل اینکه موقتاً همه، همه چیز را فراموش کرده بودند.
یک حالت #جنون_‌آمیزی به وجود آمده بود.
این آن را #تعدیل می‏‌کرد و آن یکی را #تفسیق، و دیگری به عکس.

🔸گفتم سبحان الله! #بشر چه موجودی است! پس اگر روزی #پیغمبری بخواهد بمیرد و یک خلافت به آن عظمت بخواهد منتقل شود، می‏‌بیند آن عادل‌ترین عادل‌ها تبدیل می‌‏شود به فاسق‌ترین فاسق‌ها.

🔹از #امتحان‌هایی که در زمان حاضر برای بشر پیش می‌‏آید انسان می‌‏تواند طبیعت بشر در گذشته را بفهمد، که می‌فهمد. همین ماها هم اگر بودیم از همین کارها می‌کردیم.


📙 استاد مطهری، فلسفه تاریخ، ج1، ص180.
🔻کانال رسمی «بنیاد شهید مطهری»🔻telegram.me/joinchat/BCxjdjv9308VaZgLIZ-uTQ
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
نگاه اسلام به مسئوليت حاكميت سياسي يك جامعه

مقدمه : با نگاهي اجمالي به آيات قرآن و سيره پيامبر(ص) در نحوه شكل گيري حكومت ايشان پس از هجرت به مدينه ، به خواست خود بخودي عموم مسلمانان منطقه ، و نيز برخورد امام علي(ع) با موضوع حكومت پس از قتل عثمان ، چه سخنان ايشان مبني بر امتناع از پذيرش امر حكومت ، در مواجهه با درخواستهاي مردم ، و چه قبول آن پس از پيگيري و اصرار عمومي آنها و همچنين نحوه انتخاب امام حسن(ع) به حكومت پس از امام علي(ع) ، به نتايج قابل تاملي مي رسيم كه ذيلا به اختصار بيان مي شود : **

1. هر جامعه اي ناچار از تشكيل يك حكومت سياسي جهت مديريت آن جامعه و تعيين راهبردهاي رشد و پيشرفت آن مي باشد :

• امام علي (ع) در جواب خوارج مي فرمايند :

سخن حقّى است كه از آن باطلى اراده شده . آرى ، حكم جز از آن خدا نيست ، ولى اينان مى‌گويند كه امارت و حكومت ويژه خداوند است و بس ، و حال آنكه ، چاره‌اي براي مردم از وجود فرمانروا و امير نيست .

كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ نَعَمْ إِنَّهُ لَاحُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ وَ لَكِنَّ هَؤُلَاءِ يَقُولُونَ لَا إِمْرَةَ إِلَّا لِلَّهِ وَ إِنَّهُ لَابُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ 1

• از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود:
« امور مردم اصلاح نمي­شود، مگر به واسطه پيشوا و رهبري و جز به وسيلۀ او زمين به سمت آباداني پيش نمي­رود. »

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: لَايَصْلُحُ النَّاسُ إِلَّا بِإِمَامٍ وَ لَاتَصْلُحُ الْأَرْضُ إِلَّا بِذَلِك . 2

2. نوع و شكل حكومت و نحوه تشكيل آن از حقوق مردم مي باشد نه از حقوق خداوند يا پيامبرانش .

• خداوند در قرآن كريم ، پس از بيان علت ارسال پيامبران ، تشكيل حكومت را از حقوق مردم مي شمارد :

" ما رسولان خود را همراه با معارف و ادله روشـن ، فرستادیم ، و بـا ايـشـان كـتـاب ( برای آگاهی بخشی و نهادینه کردن ارزشهای الهی در تفکر و عمل آنها) و مـيـزان ( برای امکان سنجش و مدیریت جامعه ) ، نازل كرديم تا آنها خود به برپایی عدالت قیام کنند " .

" لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط " 3

• امام علي (ع) پس از قتل عثمان ، وقتي مواجه با درخواست هاي مختلف براي پذيرش حكومت مي شوند در يك سخنراني صريح مي فرمايند :

" اى مردم! اين امر (حكومت) ، امر شما است . هيچ كس به جز كسى كه شما او را امير خود گردانيد ، حق امارت بر شما را ندارد .

ما ديروز هنگامى از هم جدا شديم كه من قبول ولايت را ناخوشايند داشتم ولى شما جز به حكومت من رضايت نداديد ..."

" ايها الناس عن مَلاء و اُذُن انّ هذا امركم ليس لاحد فيه حق الاّ من امرتم و قد افترقنا بالامس على امر و كنت كارهاً لامركم فابيتم الاّ ان اكون عليكم ...؛ " 4

3. تنها توصيه و خواست خداوند از تشكيل حكومت ، اجراي عدالت است :

• خداوند به شما فرمان مى‏دهد که امانتها را به صاحبانش بدهيد!
و هنگامى که ميان مردم حكومت مى‏کنيد ، به عدالت حكومت کنيد! خداوند ، اندرزهاى خوبى به شما مى‏دهد! خداوند، شنوا و بيناست.

ان الله يامرکم ان تؤدوا الامانات الى اهلها و اذا حکمتم بين الناس ان تحکموا بالعدل ان الله نعما يعظکم به ان الله کان سميعا بصيرا 5

• خداوند به عدل و احسان و هم چنين بخشش به نزديکان فرمان مى‏دهد ؛ و از فحشا و منکر و ستم، نهى مى‏کند؛ خداوند به شما اندرز مى‏دهد، شايد متذکّر شويد!

ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذي القربى و ينهى عن الفحشاء و المنکر و البغي يعظکم لعلکم تذکرون 6

4. روش انتخاب حاكم ، به استفاده از آراي مردم و يا جمع مشورتي مورد تاييد مردم است :

خداوند در قرآن ، يكي از خصوصيات اهل منطق و ايمان را ، به شور و اراده عموم گذاشتن امرحكومت مي داند نه خودكامگي فرقه اي يا ادعاي قيمومت گروه خاصي :

• و حکومت خود را بر اساس مشورت با یکدیگر انتخاب می کنند .

و امرهم شوری بینهم 7

5. پس از انتخاب حاكم ، مهمترين دستور خداوند به حاكم ، ايجاد فضاي آرامش و امنيت براي مردم و استفاده از آراي آنها در اخذ تصميمات مختلف كشور و پرهيز از خود رايي اوست و مردم نيز در اين مرحله نه تنها حق اطاعت كور كورانه از حاكم را ندارند كه موظف به شركت در تبادل آراي با او هستند :

• خداوند در قرآن كريم به پيامبر مي فرمايد :

به (برکت) رحمت الهى ، در برابر مردم‏ نرم ( و مهربان ) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى ، از اطراف تو ، پراکنده مى‏شدند .
پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب ! و در کارها و امور حكومت ، با آنان مشورت کن ! . 8

فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم في الامر ..

ادامه دارد :

محمد صالحی – 5/7/94
http://mahsan.parsiblog.com