Forwarded from نغمه های سكوت
و بیتابی ، تنها ثروت من است
خدایا !
در گوشه ای از این دنیای بی انتها ، که البته برای من فقط به اندازه یک چشم برهم زدن " در طول عمر جاودانگی ام از آغاز نزول از آسمان کمال الهی تا نهایت صعود به بارگاه او " می باشد ، در خود شکسته ام . تا این لحظه از حیات دنیایی خود را بسان ابری که گذشته و حتی رد پایی از خود بر جای نگذاشته ، از دست داده ام و نمی دانم در کجای راه قرار داشته و تا اینک به چه انجامی رسیده ام !؟ و آیا در بعد این لحظه ، به کدامین مسیر خواهم بود ؟ !
اشک در چشمانم حلقه زده ، گویی ، قطرات خونین قلبم به بیرون ، سر بازکرده ، از بودن با من شرم و ندامت بر دوش می کشد .
نمی خواهم به عقب بازگردم و از زمان نیز شکایتی ندارم ، من اینگونه تشخیص دادم و در نقشی که خود پذیرفتم ، بخوبی ظاهر شده و حال در جایگاهی قرار دارم که باید .
اما خدایا !
دلم بیتاب خلق رویاهایی است که یکروز ، باید به واقعیت پیوند خورد و وجودم تشنه آرامشی است که جز در وجود تو نخواهم یافت .
نمی دانم ! طرحی که از کتاب آفرینش به من سپردی ، تا اینک به کجا رسانده ام و آنگاه که پرده درافتد و آنرا در آینه وجود خود به تماشا بنشینم ، مجبور به چه خواهم گشت ؟ آیا حتی یک نقطه مثبت در آن خواهم یافت و یا که بایست همه پاک کرده ، از نو شروع کنم ! و این در حالیست که مدت کوتاه حیات دنیایی که می توانستم همه چیز به رنگ خدا نقش کنم ، را از دست داده و اکنون باید به عذاب دورافنادن از آغوش عشق او آنقدر بسر کنم تا آن همه غلط را پاک کرده ، اجازه یابم روبرویش بایستم و خود را آینه اش کرده و او در وجود خود خلق کنم ؛ آنگاه در جذبه جمالش ، آنجا بروم که او کشاند .
خدایا !
قبل از آنکه من بخواهم ، تو خواسته ای و می دانم با اراده تو هر چیزی به وجود خواهد پیوست ؛ پس آن کن که برایم خواسته ای و به فراموشی بسپار ، آنچه من کرده ام ، که من همه نادانی و جهل و یا حتی دیوانگی و غفلت بوده ام .
19/8/88
محمد صالحی
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
خدایا !
در گوشه ای از این دنیای بی انتها ، که البته برای من فقط به اندازه یک چشم برهم زدن " در طول عمر جاودانگی ام از آغاز نزول از آسمان کمال الهی تا نهایت صعود به بارگاه او " می باشد ، در خود شکسته ام . تا این لحظه از حیات دنیایی خود را بسان ابری که گذشته و حتی رد پایی از خود بر جای نگذاشته ، از دست داده ام و نمی دانم در کجای راه قرار داشته و تا اینک به چه انجامی رسیده ام !؟ و آیا در بعد این لحظه ، به کدامین مسیر خواهم بود ؟ !
اشک در چشمانم حلقه زده ، گویی ، قطرات خونین قلبم به بیرون ، سر بازکرده ، از بودن با من شرم و ندامت بر دوش می کشد .
نمی خواهم به عقب بازگردم و از زمان نیز شکایتی ندارم ، من اینگونه تشخیص دادم و در نقشی که خود پذیرفتم ، بخوبی ظاهر شده و حال در جایگاهی قرار دارم که باید .
اما خدایا !
دلم بیتاب خلق رویاهایی است که یکروز ، باید به واقعیت پیوند خورد و وجودم تشنه آرامشی است که جز در وجود تو نخواهم یافت .
نمی دانم ! طرحی که از کتاب آفرینش به من سپردی ، تا اینک به کجا رسانده ام و آنگاه که پرده درافتد و آنرا در آینه وجود خود به تماشا بنشینم ، مجبور به چه خواهم گشت ؟ آیا حتی یک نقطه مثبت در آن خواهم یافت و یا که بایست همه پاک کرده ، از نو شروع کنم ! و این در حالیست که مدت کوتاه حیات دنیایی که می توانستم همه چیز به رنگ خدا نقش کنم ، را از دست داده و اکنون باید به عذاب دورافنادن از آغوش عشق او آنقدر بسر کنم تا آن همه غلط را پاک کرده ، اجازه یابم روبرویش بایستم و خود را آینه اش کرده و او در وجود خود خلق کنم ؛ آنگاه در جذبه جمالش ، آنجا بروم که او کشاند .
خدایا !
قبل از آنکه من بخواهم ، تو خواسته ای و می دانم با اراده تو هر چیزی به وجود خواهد پیوست ؛ پس آن کن که برایم خواسته ای و به فراموشی بسپار ، آنچه من کرده ام ، که من همه نادانی و جهل و یا حتی دیوانگی و غفلت بوده ام .
19/8/88
محمد صالحی
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
Forwarded from نغمه های سكوت
خدایا می دانم که همواره در نگاه تو هستم
ای خدای من !
می دانم که من همیشه در نگاه تو بوده و خواهم بود ، اما چه کنم ، که تو هیچگاه در نگاه بی ریای من جای ثابتی نداشته ای !
هر گاه از غمی به کنجی خزیده ام ، به ناچار ، جز تو را نتوانستم دید و تبعا تو را صدا زدم و تو نیز بی هیچ گلایه ای ، به ندایم گوش جان دادی و بر یاریم هیچ دریغ نکردی .
ای عزیز من !
تو از ازل و تا ابد ، خلق کرده ای و خواهی کرد و به مقدار بی شمار و بی نهایت .
اما هیچگاه ، به من به عنوان یک جزئ ناچیز از این بی شمار مخلوقاتت ، نگاه نکردی و همواره ، آنچه در خور خودت بوده به من دادی ، نه آنگونه که من شایسته اش بودم .
ای هستی من !
سالهای حضورم در دنیای زمینی رو به تمام است ، و می دانم به آنچه که باید ، نرسیده ام ! مطمئنا جزایش را در ادامه حرکت تکاملی خود بسوی تو ، در ﹶبعد این دنیا خواهم دید .
اما تو ، عزیزتر از آنی که به انتظار انتقام و یا حتی پاداشی در خور اعمال من نشسته باشی ، پس بیا و در باقی این عمر ، به راهی بکشانم که چیزی جز تو را جزایی غیر نباشد .
محمد صالحی
7/11/88
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ای خدای من !
می دانم که من همیشه در نگاه تو بوده و خواهم بود ، اما چه کنم ، که تو هیچگاه در نگاه بی ریای من جای ثابتی نداشته ای !
هر گاه از غمی به کنجی خزیده ام ، به ناچار ، جز تو را نتوانستم دید و تبعا تو را صدا زدم و تو نیز بی هیچ گلایه ای ، به ندایم گوش جان دادی و بر یاریم هیچ دریغ نکردی .
ای عزیز من !
تو از ازل و تا ابد ، خلق کرده ای و خواهی کرد و به مقدار بی شمار و بی نهایت .
اما هیچگاه ، به من به عنوان یک جزئ ناچیز از این بی شمار مخلوقاتت ، نگاه نکردی و همواره ، آنچه در خور خودت بوده به من دادی ، نه آنگونه که من شایسته اش بودم .
ای هستی من !
سالهای حضورم در دنیای زمینی رو به تمام است ، و می دانم به آنچه که باید ، نرسیده ام ! مطمئنا جزایش را در ادامه حرکت تکاملی خود بسوی تو ، در ﹶبعد این دنیا خواهم دید .
اما تو ، عزیزتر از آنی که به انتظار انتقام و یا حتی پاداشی در خور اعمال من نشسته باشی ، پس بیا و در باقی این عمر ، به راهی بکشانم که چیزی جز تو را جزایی غیر نباشد .
محمد صالحی
7/11/88
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Forwarded from نغمه های سكوت
از هر قيد دنيايي آزاد باش تا خدايي شوي
https://telegram.me/beshnofekrkon
https://telegram.me/naghmehsokout
https://telegram.me/beshnofekrkon
https://telegram.me/naghmehsokout
Forwarded from اتچ بات
#نظرات نوانديشانه فقهي سيد #احمد_قپانچي روحاني شيعه عراقي
#سيد_احمد_قبانچى کیست؟
او متولد ١٩٥٨ در کشور #عراق است. در ١٦ سالگى به حوزه علميه نجف رفته اما پنج سال پس از تحصيل در آن حوزه، مجبور به ترك عراق و هجرت به #ايران شده و ادامه تحصيلاتش را در دو حوزه علميه قم و بيروت تا مدارج عالى ادامه داده است. آيت الله سيد #محمد_باقر_صدر از نخستين اساتيد او در نجف بوده و علامه سيد #محمد_حسين_فضل الله از آخرين اساتيد او در بيروت و اين هر دو در دين شناسىِ متقاوت قبانچى تأثير گذار بوده اند.
🍇1- #حكومت_انساني نه حكومت اسلامي
🖍• قبانچى نگاه اساتيدش در استناد به #روح_عام_قرآن و #حكمت_احكام را توسعه مى دهد و مى گويد :
#روح عام قرآن، با «#نفع_مردم و #سود_جامعه» تعريف مى شود (...وأما ما ينفع الناس فيمكث في الأرض - سوره رعد/ آيه ١٧)
و خواست و #دستور_محورى_خداوند، «#عدالت و #نيكويى» است (إن الله يأمر بالعدل و الإحسان- سوره نحل- آيه ٩٠)؛
آنگاه مى گويد #جامعه_جديد، دريافت ها و تجربه هاى تازه اى از #عدالت دارد و اين جامعه روزگار ماست كه مصاديقِ سود و عدل و نيكويى را تعيين مى كند؛ وقتى انسان جديد با #فهم_خودش به عدالت عمل كرده، همان امر خدا را اطاعت و به روح قرآن عمل كرده حتى اگر تاريخِ پاره اى از #مصداق_هاى_قرآنى را سپرى شده بداند و به آنها عمل نكند.
🖍• احمد قبانچى به صراحت مى گويد #التزام به «ما انزل الله» ايجاب مى كند كه #قوانين_مدنى و #حقوق_بشرى كه مورد احترام و اتفاق جهان امروز است؛ بر تمام #احكام_متضاد با آنها ترجيح داده شود.
از جمله احكامى كه به نظر قبانچى، تاريخ شان سپرى شده، #نابرابرى موجود در متون اسلامى ميان #زن و #مرد و نيز مجازات #ارتداد است.
او شكل كنونى #حجاب در ميان زنان مسلمان را شكلى لزوما اسلامى نمى داند؛ بلكه آن را ميراث صورتى تاريخى مى داند كه زاييده محيطهاى اجتماعىِ عصر پيامبر گرامى اسلام است؛ او به ارتباط پوشش زنان با انضباط جنسى جامعه اسلامى توجه مى كند و مى گويد با تغيير عُرف جامعه، شكل حجاب هم تغيير مى كند.
🖍• قبانچی در کتاب "الله و الانسان" ، از "تجاری شدن دین و علم دینی" گلایه کرده و می گوید:
"متاسفانه تشکیل #حکومت_دینی، مجالی را برای #دنیا_طلبانِ حریص گشود تا به #لباس_رجال_دینی درآمده و به پندار خویش، هم در دنیا صاحب مال و جاه و مقام باشند و هم در آخرت به فوز و سعادت نایل آیند!!!
از همین رو می بینیم در هر شهر و روستایی، یک یا چند #مدرسه_علمیه تشکیل می شود در حالی که در عصر حاضر با وجود این همه رسانه ها مانند کتاب و مجله و تلویزیون و رادیو و تریبون نماز جمعه و... به این مقدار مدرسه علمیه نیاز نیست."
🍇2- #آگاهي به همه #انديشه ها ، راه جلوگيري از #خطا_رفتن است :
قبانچی در #کتاب "الله و الانسان" مي نويسد :
🖍• "اولین چیزی که برای دورماندن از گناه و خطا باید انجام داد؛ آگاهی از #اندیشه_های_دیگران و ادله آن ها و پذیرا بودن جریان ها و مکتب های فکری مختلف اسلامی و غیراسلامی است.
🕴اما متاسفانه ما با این بدعت روبرو هستیم که برخی #فقیهان بدون داشتن دلیل شایسته ای از قرآن و سنت و عقل، مومنین را از آشنایی با اندیشه ها و فلسفه های دیگر منع می کنند و حتی #فتوا به حرمت بعضی کتاب های اسلامی می دهند ، تنها به این خاطر که آن کتاب ها را گمراه کننده می دانند.
🕴ولی این فقیهان با این کار، به جهل و #تعصب در میان پیروان خویش دامن می زنند. به اعتراف خود این فقیهان، هیچ آیه یا روایت حتی ضعیفی وجود ندارد که این فتوا را ثابت کند و مستمسک این فقیهان تنها این است که این گونه کتاب ها عقاید مردم را منحرف می کند....
🕴مشکل این فقیهان از این جا ناشی می شود که #حقیقت را در ملکیت کامل خودشان می دانند و معتقدند اسلامی نیز که پیامبر آورده؛ دقیقا همان چیزی است که خودشان می گویند."
🖍• "آیا تو ( فقيه ) برای دین اسلام از #پیامبر و امامان دلسوزتری؟! حال آن که آن ها خواندن هیچ کتابی را#حرام نکردند خاصه در زمان #حضرت_صادق که کتاب هایی از دیگر تمدن ها و اندیشه ها، به عربی ترجمه می شد و بسیاری از آن کتب سرشار بود از خرافات و اباطیل و اندیشه های غیراسلامی و با این حال هیچ موردی را نمی توان یافت که امام خواندن این کتاب ها را ممنوع و حرام کرده باشد!"
🖍• "ما شیعیان به #وهابیت معترضیم چرا شیعه را متهم به کفر می کنند در حالی که کتاب های ما را نخوانده و با عقاید ما به درستی آشنا نشده اند؟!"
آن گاه این سوال را از فقیهان می پرسد که اگر خود را بر حق می دانند پس چرا پیروان خود را از مواجهه و آشنایی با اندیشه های مخالف پرهیز می دهند؟!
https://t.me/foghaha
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
#سيد_احمد_قبانچى کیست؟
او متولد ١٩٥٨ در کشور #عراق است. در ١٦ سالگى به حوزه علميه نجف رفته اما پنج سال پس از تحصيل در آن حوزه، مجبور به ترك عراق و هجرت به #ايران شده و ادامه تحصيلاتش را در دو حوزه علميه قم و بيروت تا مدارج عالى ادامه داده است. آيت الله سيد #محمد_باقر_صدر از نخستين اساتيد او در نجف بوده و علامه سيد #محمد_حسين_فضل الله از آخرين اساتيد او در بيروت و اين هر دو در دين شناسىِ متقاوت قبانچى تأثير گذار بوده اند.
🍇1- #حكومت_انساني نه حكومت اسلامي
🖍• قبانچى نگاه اساتيدش در استناد به #روح_عام_قرآن و #حكمت_احكام را توسعه مى دهد و مى گويد :
#روح عام قرآن، با «#نفع_مردم و #سود_جامعه» تعريف مى شود (...وأما ما ينفع الناس فيمكث في الأرض - سوره رعد/ آيه ١٧)
و خواست و #دستور_محورى_خداوند، «#عدالت و #نيكويى» است (إن الله يأمر بالعدل و الإحسان- سوره نحل- آيه ٩٠)؛
آنگاه مى گويد #جامعه_جديد، دريافت ها و تجربه هاى تازه اى از #عدالت دارد و اين جامعه روزگار ماست كه مصاديقِ سود و عدل و نيكويى را تعيين مى كند؛ وقتى انسان جديد با #فهم_خودش به عدالت عمل كرده، همان امر خدا را اطاعت و به روح قرآن عمل كرده حتى اگر تاريخِ پاره اى از #مصداق_هاى_قرآنى را سپرى شده بداند و به آنها عمل نكند.
🖍• احمد قبانچى به صراحت مى گويد #التزام به «ما انزل الله» ايجاب مى كند كه #قوانين_مدنى و #حقوق_بشرى كه مورد احترام و اتفاق جهان امروز است؛ بر تمام #احكام_متضاد با آنها ترجيح داده شود.
از جمله احكامى كه به نظر قبانچى، تاريخ شان سپرى شده، #نابرابرى موجود در متون اسلامى ميان #زن و #مرد و نيز مجازات #ارتداد است.
او شكل كنونى #حجاب در ميان زنان مسلمان را شكلى لزوما اسلامى نمى داند؛ بلكه آن را ميراث صورتى تاريخى مى داند كه زاييده محيطهاى اجتماعىِ عصر پيامبر گرامى اسلام است؛ او به ارتباط پوشش زنان با انضباط جنسى جامعه اسلامى توجه مى كند و مى گويد با تغيير عُرف جامعه، شكل حجاب هم تغيير مى كند.
🖍• قبانچی در کتاب "الله و الانسان" ، از "تجاری شدن دین و علم دینی" گلایه کرده و می گوید:
"متاسفانه تشکیل #حکومت_دینی، مجالی را برای #دنیا_طلبانِ حریص گشود تا به #لباس_رجال_دینی درآمده و به پندار خویش، هم در دنیا صاحب مال و جاه و مقام باشند و هم در آخرت به فوز و سعادت نایل آیند!!!
از همین رو می بینیم در هر شهر و روستایی، یک یا چند #مدرسه_علمیه تشکیل می شود در حالی که در عصر حاضر با وجود این همه رسانه ها مانند کتاب و مجله و تلویزیون و رادیو و تریبون نماز جمعه و... به این مقدار مدرسه علمیه نیاز نیست."
🍇2- #آگاهي به همه #انديشه ها ، راه جلوگيري از #خطا_رفتن است :
قبانچی در #کتاب "الله و الانسان" مي نويسد :
🖍• "اولین چیزی که برای دورماندن از گناه و خطا باید انجام داد؛ آگاهی از #اندیشه_های_دیگران و ادله آن ها و پذیرا بودن جریان ها و مکتب های فکری مختلف اسلامی و غیراسلامی است.
🕴اما متاسفانه ما با این بدعت روبرو هستیم که برخی #فقیهان بدون داشتن دلیل شایسته ای از قرآن و سنت و عقل، مومنین را از آشنایی با اندیشه ها و فلسفه های دیگر منع می کنند و حتی #فتوا به حرمت بعضی کتاب های اسلامی می دهند ، تنها به این خاطر که آن کتاب ها را گمراه کننده می دانند.
🕴ولی این فقیهان با این کار، به جهل و #تعصب در میان پیروان خویش دامن می زنند. به اعتراف خود این فقیهان، هیچ آیه یا روایت حتی ضعیفی وجود ندارد که این فتوا را ثابت کند و مستمسک این فقیهان تنها این است که این گونه کتاب ها عقاید مردم را منحرف می کند....
🕴مشکل این فقیهان از این جا ناشی می شود که #حقیقت را در ملکیت کامل خودشان می دانند و معتقدند اسلامی نیز که پیامبر آورده؛ دقیقا همان چیزی است که خودشان می گویند."
🖍• "آیا تو ( فقيه ) برای دین اسلام از #پیامبر و امامان دلسوزتری؟! حال آن که آن ها خواندن هیچ کتابی را#حرام نکردند خاصه در زمان #حضرت_صادق که کتاب هایی از دیگر تمدن ها و اندیشه ها، به عربی ترجمه می شد و بسیاری از آن کتب سرشار بود از خرافات و اباطیل و اندیشه های غیراسلامی و با این حال هیچ موردی را نمی توان یافت که امام خواندن این کتاب ها را ممنوع و حرام کرده باشد!"
🖍• "ما شیعیان به #وهابیت معترضیم چرا شیعه را متهم به کفر می کنند در حالی که کتاب های ما را نخوانده و با عقاید ما به درستی آشنا نشده اند؟!"
آن گاه این سوال را از فقیهان می پرسد که اگر خود را بر حق می دانند پس چرا پیروان خود را از مواجهه و آشنایی با اندیشه های مخالف پرهیز می دهند؟!
https://t.me/foghaha
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
هدايت و گمراهي انسان بدست خود اوست نه خداوند
بحث هدايت انسان توسط خداوند از مباحثي است كه در سه بخش قابل طرح است :
1- هدايت خدا يا خود شخص ؟
2- تاثير خواست شخص چگونه است ؟
3- مقدمات هدايت چيست ؟
1- هدايت خدا يا خود شخص ؟
آیات زيادي در قرآن وجود دارد كه بسياري از مترجمين و مفسرين ، هدايت و ضلالت انسان را بر اساس خواست و اراده خداوند تعبير كرده اند .
از جمله آنها آيه زير است :
...فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاء... 1
... خداوند هر كس را بخواهد گمراه مى سازد و هر كس را بخواهد هدايت مىكند ...
اما از آنجا كه خود قرآن ، مفهوم و معناي خودش را در دل خود به مخاطب القا ميكند ، بر اساس آيات مشابه ديگر ، اين معنا نه تنها درست نبوده كه نقض غرض هدايت الهي است .
هر چند از نظر ترجمه نيز به نظر مي رسد مترجم دچار اشتباهي عجيب شده است چرا كه ؛
ضمير فاعلي مستتر در" يشائ " را به " الله " منتسب كرده ، در حاليكه منطقا بايد به اسم نزديكتر به خود كه " من " هست ارجاع داده شود .
و از طرف ديگر جمله اسميه " من يشائ ، " مفعول " يضل " و " يهدي " است كه خودش از نظر معنا كامل بوده با اين مفهوم كه خداوند گمراه و يا هدايت مي كند ، هر كس را كه گمراهي و يا هدايت بخواهد .
بنابر اين ترجمه درست تر چنين است :
پس اگر كسي خواهان گمراهي باشد ، خدا او را گمراه مي كند و همچنين اگر هدايت بخواهد ، خدا او را هدايت مي كند .
تذكر : مفهوم آيه چنين است كه خدا ( سنت حاكم بر هستي ) به خواست شخص ، اثر مي بخشد .
به همين دليل است كه حتي خواست پيامبر نيز در هدايت شخص بي تاثير خواهد بود آنجا كه خداوند در قرآن مي فرمايد :
إنّک لاتهدى من أحببت و لکنّ اللّه یهدى من یشاء و هو أعلم بالمهتدی 2
تو نمیتوانی کسی را که دوست داری هدایت کنی ؛ ولی هر کس بخواهد خداوند او را هدایت میکند؛ و او به هدایت یافتگان آگاهتر است!
و اگر كسي به غير اين معتقد باشد نه تنها از انسان سلب مسئوليت كرده است كه خداوند را موجودي خودسر كه مخلوقات خود را به گمراهي مي كشد و سپس به عذاب گمراهيشان دچار مي كند معرفي كرده است !!
در حالي كه خود خداوند در قرآن مي فرمايد :
ولو شاء الله لجعلکم امة واحدة و لکن یضل من یشاء و یهدی من یشاء و لتسئلن عماکنتم تعملون 3
اگر خداوند مي خواست ، همه شما را امت واحده اي قرار مي داد ولي هر كس خودش هدايت يا گمراهي بخواهد ، خداوند به خواست او اثر مي بخشد و ( بدانيد ) قطعا از آنچه كه خودتان عمل كنيد مورد سوال واقع خواهيد شد .
2- تاثير خواست شخص چگونه است ؟
بنابراين ، طبق تعبير فوق ، خود شخص بايد هدايت را بخواهد تا هدايت خداوند به او برسد ؛
اما اين خواستن ، چگونه خداوند را قانع مي كند و به هدايت او مي رساند ؟
بر اساس آيه :
و الذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا 4
ما راه هايمان را به افرادی که تلاش گرانه در مسير رسيدن به حقيقت حركت مي كنند نشان خواهیم داد .
پس شرط هدايت خداوند ، تهيه مقدمات آن توسط خود شخص انساني مي باشد كه در دو چيز بيان شده است :
• خواست دروني شخص ( عدم مقاومت در مقابل حقيقت )
• جستجو و تلاش براي رسيدن به حقيقت
3- مقدمات هدايت چيست ؟
خداوند مقدمات هدايت را طبق آيه زير :
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئك الّذين هدئهم اللّه و اولئك هم اولوا الالباب.5
پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مىشنوند و از نيکوترين آنها پيروى مىکنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدايتشان کرده ، و آنها صاحبان خردند.
در دو چيز معرفي كرده است :
• مواجهه با نظريه ها و اقوال مختلف در هر زمينه
• تبعيت از بهترين نظريه ( كه مي تواند يكي از آنها و يا تلفيقي از آنها و يا حتي نظريه جديدي باشد )
بر اساس آيه فوق ، كسي كه مقدمات مذكور را فراهم كند ، گويي شامل هدايت الهي شده است و همانها هستند كه خداوند بعنوان صاحبان خرد و انديشه مي شناسد و نتيجتا در گروه بندگان و عباد خاص خود معرفي مي نمايد .
و كسي كه در زمره عباد خداوند قرار گيرد ، همنشين او در محفل انسش خواهد شد ، در حاليكه هم او و هم خداوند از بودن با يكديگر شادمان هستند .
آنجا كه خداوند مي فرمايد :
يا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی 6
ای جان آرام یافته ، به سوی پروردگارخویش بازگرد در حالی که تو از او خشنود و او از تو خشنود است . پس در میان بندگان من درآی و در بهشت من داخل شو .
4- در يك كلام :
براي مشمول هدايت خداوندي شدن سه مرحله زير الزاميست :
1- خواست و اراده شخص مبني بر نياز به هدايت
2- تلاش براي تهيه مقدمات آن
3- مواجهه و شنيدن اقوال مختلف و تبعيت از بهترينها ، بعنوان مقدمات هدايت .
5- سه يادآوري :
1- خداوند را باكي نيست كه بنده اش پس از هدايت ، بدليل اختياري كه دارد ، به راه مستقيم قدم گذارد و يا
بحث هدايت انسان توسط خداوند از مباحثي است كه در سه بخش قابل طرح است :
1- هدايت خدا يا خود شخص ؟
2- تاثير خواست شخص چگونه است ؟
3- مقدمات هدايت چيست ؟
1- هدايت خدا يا خود شخص ؟
آیات زيادي در قرآن وجود دارد كه بسياري از مترجمين و مفسرين ، هدايت و ضلالت انسان را بر اساس خواست و اراده خداوند تعبير كرده اند .
از جمله آنها آيه زير است :
...فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاء... 1
... خداوند هر كس را بخواهد گمراه مى سازد و هر كس را بخواهد هدايت مىكند ...
اما از آنجا كه خود قرآن ، مفهوم و معناي خودش را در دل خود به مخاطب القا ميكند ، بر اساس آيات مشابه ديگر ، اين معنا نه تنها درست نبوده كه نقض غرض هدايت الهي است .
هر چند از نظر ترجمه نيز به نظر مي رسد مترجم دچار اشتباهي عجيب شده است چرا كه ؛
ضمير فاعلي مستتر در" يشائ " را به " الله " منتسب كرده ، در حاليكه منطقا بايد به اسم نزديكتر به خود كه " من " هست ارجاع داده شود .
و از طرف ديگر جمله اسميه " من يشائ ، " مفعول " يضل " و " يهدي " است كه خودش از نظر معنا كامل بوده با اين مفهوم كه خداوند گمراه و يا هدايت مي كند ، هر كس را كه گمراهي و يا هدايت بخواهد .
بنابر اين ترجمه درست تر چنين است :
پس اگر كسي خواهان گمراهي باشد ، خدا او را گمراه مي كند و همچنين اگر هدايت بخواهد ، خدا او را هدايت مي كند .
تذكر : مفهوم آيه چنين است كه خدا ( سنت حاكم بر هستي ) به خواست شخص ، اثر مي بخشد .
به همين دليل است كه حتي خواست پيامبر نيز در هدايت شخص بي تاثير خواهد بود آنجا كه خداوند در قرآن مي فرمايد :
إنّک لاتهدى من أحببت و لکنّ اللّه یهدى من یشاء و هو أعلم بالمهتدی 2
تو نمیتوانی کسی را که دوست داری هدایت کنی ؛ ولی هر کس بخواهد خداوند او را هدایت میکند؛ و او به هدایت یافتگان آگاهتر است!
و اگر كسي به غير اين معتقد باشد نه تنها از انسان سلب مسئوليت كرده است كه خداوند را موجودي خودسر كه مخلوقات خود را به گمراهي مي كشد و سپس به عذاب گمراهيشان دچار مي كند معرفي كرده است !!
در حالي كه خود خداوند در قرآن مي فرمايد :
ولو شاء الله لجعلکم امة واحدة و لکن یضل من یشاء و یهدی من یشاء و لتسئلن عماکنتم تعملون 3
اگر خداوند مي خواست ، همه شما را امت واحده اي قرار مي داد ولي هر كس خودش هدايت يا گمراهي بخواهد ، خداوند به خواست او اثر مي بخشد و ( بدانيد ) قطعا از آنچه كه خودتان عمل كنيد مورد سوال واقع خواهيد شد .
2- تاثير خواست شخص چگونه است ؟
بنابراين ، طبق تعبير فوق ، خود شخص بايد هدايت را بخواهد تا هدايت خداوند به او برسد ؛
اما اين خواستن ، چگونه خداوند را قانع مي كند و به هدايت او مي رساند ؟
بر اساس آيه :
و الذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا 4
ما راه هايمان را به افرادی که تلاش گرانه در مسير رسيدن به حقيقت حركت مي كنند نشان خواهیم داد .
پس شرط هدايت خداوند ، تهيه مقدمات آن توسط خود شخص انساني مي باشد كه در دو چيز بيان شده است :
• خواست دروني شخص ( عدم مقاومت در مقابل حقيقت )
• جستجو و تلاش براي رسيدن به حقيقت
3- مقدمات هدايت چيست ؟
خداوند مقدمات هدايت را طبق آيه زير :
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئك الّذين هدئهم اللّه و اولئك هم اولوا الالباب.5
پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مىشنوند و از نيکوترين آنها پيروى مىکنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدايتشان کرده ، و آنها صاحبان خردند.
در دو چيز معرفي كرده است :
• مواجهه با نظريه ها و اقوال مختلف در هر زمينه
• تبعيت از بهترين نظريه ( كه مي تواند يكي از آنها و يا تلفيقي از آنها و يا حتي نظريه جديدي باشد )
بر اساس آيه فوق ، كسي كه مقدمات مذكور را فراهم كند ، گويي شامل هدايت الهي شده است و همانها هستند كه خداوند بعنوان صاحبان خرد و انديشه مي شناسد و نتيجتا در گروه بندگان و عباد خاص خود معرفي مي نمايد .
و كسي كه در زمره عباد خداوند قرار گيرد ، همنشين او در محفل انسش خواهد شد ، در حاليكه هم او و هم خداوند از بودن با يكديگر شادمان هستند .
آنجا كه خداوند مي فرمايد :
يا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی 6
ای جان آرام یافته ، به سوی پروردگارخویش بازگرد در حالی که تو از او خشنود و او از تو خشنود است . پس در میان بندگان من درآی و در بهشت من داخل شو .
4- در يك كلام :
براي مشمول هدايت خداوندي شدن سه مرحله زير الزاميست :
1- خواست و اراده شخص مبني بر نياز به هدايت
2- تلاش براي تهيه مقدمات آن
3- مواجهه و شنيدن اقوال مختلف و تبعيت از بهترينها ، بعنوان مقدمات هدايت .
5- سه يادآوري :
1- خداوند را باكي نيست كه بنده اش پس از هدايت ، بدليل اختياري كه دارد ، به راه مستقيم قدم گذارد و يا
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
راه به بيراهه برود آنجا كه ميفرمايد :
انا هديناه السبيل اما شاکرا و اما کفورا 7
ما راه را به او نشان داديم، خواه شاکر باشد (و پذيرا گردد) يا بر آن چشم بپوشد !
چرا كه خداوند است كه بي نياز از هر كفر و ايمان بنده اش بوده و ليكن بنده حتي در بودنش محتاج خداست آنجا كه ميفرمايد :
يا ايها الناس انتم الفقراء الى الله و الله هو الغني الحميد 8
اى مردم شما (همگى) نيازمند به خدائيد ؛ تنها خداوند است که بىنياز است و شايسته هر گونه حمد و ستايش .
2- كتب پيامبران ، بعنوان يك نگاه توحيدي به هستي ، كتاب هدايت بوده 9 كه در صورتي كه شخص ، در كنار ديگر نظريه هاي جهان بيني بشري ، تلاشگرانه و حقيقت جويانه به آنها نگاه كند ، قطعا راه هاي رسيدن به حقيقت را ، در آنها خواهد يافت ، همانطور كه اگر بر مبناي عقل ، و بدون هيچگونه تعصب و يا عناد ، تلاشش را براي يافتن حقيقت بكار گيرد هدايت شده و به آن خواهد رسيد . 10
3- هستند كساني كه در پي جستجوي حقيقت وجودي خود ، كه همان خداوند هستي است ، پاي در راه كشف شهودي ميگذارند و عاشقانه مراقبه نفس ميكنند .
اينها عارفانه ميزبان حضور حضرتش ميگردند و جز وصال او نه لذتي مينوشند و نه ماسوايي ميبينند و اينان كميابانند كه عشق را مذهبند و دل را كوتاهترين راه برگزيدند .
زير نويسها :
1- فاطر آيه 8
2- قصص 5
3- بطور مثال : زمر آيه 3 و غافر آيه 28 و ...
4- عنکبوت آيه 69
5- زمر – آیات 17 و 18
6- سوره فجر آيات 27 تا 30
7- انسان آيه 3
8- فاطر آيه 15
9- انّا انزلنا التوراة فیها هدیً و نور (مائده/ 44) ؛ و آتیناه الانجیل فیه هدیً و نور (مائده/46 (؛ان هذا القران يهدي للتي هي اقوم ( اسرا / 9 )
10- و قالوا لو کنا نسمع او نعقل ما کنا في اصحاب السعير (سوره ملك – 10 ) و ( زيانكاران در آخرت ) اعتراف مي كنند كه اگر در دنيا به سخن پيامبران و شرايع آنها گوش سپرده بوديم ، و يا در فهم و مديريت سرنوشت خود ، راه عقلاني را پيش گرفته بوديم ، اكنون از جهنميان نبوديم .
19 / 9 /94 - محمد صالحی
http://mahsan.parsiblog.com /
انا هديناه السبيل اما شاکرا و اما کفورا 7
ما راه را به او نشان داديم، خواه شاکر باشد (و پذيرا گردد) يا بر آن چشم بپوشد !
چرا كه خداوند است كه بي نياز از هر كفر و ايمان بنده اش بوده و ليكن بنده حتي در بودنش محتاج خداست آنجا كه ميفرمايد :
يا ايها الناس انتم الفقراء الى الله و الله هو الغني الحميد 8
اى مردم شما (همگى) نيازمند به خدائيد ؛ تنها خداوند است که بىنياز است و شايسته هر گونه حمد و ستايش .
2- كتب پيامبران ، بعنوان يك نگاه توحيدي به هستي ، كتاب هدايت بوده 9 كه در صورتي كه شخص ، در كنار ديگر نظريه هاي جهان بيني بشري ، تلاشگرانه و حقيقت جويانه به آنها نگاه كند ، قطعا راه هاي رسيدن به حقيقت را ، در آنها خواهد يافت ، همانطور كه اگر بر مبناي عقل ، و بدون هيچگونه تعصب و يا عناد ، تلاشش را براي يافتن حقيقت بكار گيرد هدايت شده و به آن خواهد رسيد . 10
3- هستند كساني كه در پي جستجوي حقيقت وجودي خود ، كه همان خداوند هستي است ، پاي در راه كشف شهودي ميگذارند و عاشقانه مراقبه نفس ميكنند .
اينها عارفانه ميزبان حضور حضرتش ميگردند و جز وصال او نه لذتي مينوشند و نه ماسوايي ميبينند و اينان كميابانند كه عشق را مذهبند و دل را كوتاهترين راه برگزيدند .
زير نويسها :
1- فاطر آيه 8
2- قصص 5
3- بطور مثال : زمر آيه 3 و غافر آيه 28 و ...
4- عنکبوت آيه 69
5- زمر – آیات 17 و 18
6- سوره فجر آيات 27 تا 30
7- انسان آيه 3
8- فاطر آيه 15
9- انّا انزلنا التوراة فیها هدیً و نور (مائده/ 44) ؛ و آتیناه الانجیل فیه هدیً و نور (مائده/46 (؛ان هذا القران يهدي للتي هي اقوم ( اسرا / 9 )
10- و قالوا لو کنا نسمع او نعقل ما کنا في اصحاب السعير (سوره ملك – 10 ) و ( زيانكاران در آخرت ) اعتراف مي كنند كه اگر در دنيا به سخن پيامبران و شرايع آنها گوش سپرده بوديم ، و يا در فهم و مديريت سرنوشت خود ، راه عقلاني را پيش گرفته بوديم ، اكنون از جهنميان نبوديم .
19 / 9 /94 - محمد صالحی
http://mahsan.parsiblog.com /
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
مباحثي در دين و شريعت در كانال " باورهاي قديم و انديشه هاي نو " - 1
1- تفكيك بين دين و شريعت
https://telegram.me/beshnofekrkon/413
2- دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 1 ( در ده قسمت از مرحوم استاد منتظري )
https://telegram.me/beshnofekrkon/202
3- اسلام بمثابه اصولي ايماني اخلاقي فراتاريخي ، يا احكامي متعلق به عصر نزول ؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/251
4- احكام اجتماعي فقه و چالش عقلاني ، عدالتي و اخلاقي پيش رو
https://telegram.me/beshnofekrkon/465
5- شرط دينداري در عصر حاضر
https://telegram.me/beshnofekrkon/412
6- رجحان عقل بر شرع در كلام فقيه عاليقدر
https://telegram.me/beshnofekrkon/379
7- ویژگی های احکام امضایی در سیره پیامبر چیست ؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/470
8- احکام غیرعبادی ( اجتماعی ) اسلام در نظرگاه بزرگان
https://telegram.me/beshnofekrkon/346
9- كميت و كيفيت احكام شريعت عصر نزول و تعداد و پيچيدگيهاي مسائل و موضوعات عصر امروز
https://telegram.me/beshnofekrkon/174
10- ارزيابي و قضاوت فهم گذشتگان ، با معيارهاي امروزين ، كاري غيرعقلاني است
https://telegram.me/beshnofekrkon/464
11- نوع و نحوه حكومت از حقوق مردم است – امام علي(ع)
https://telegram.me/beshnofekrkon/297
12- آيه " فأتوا بكتاب من عند الله هو أهدي منهما .. " در كلام مرحوم فقيه عاليقدر منتظري
https://telegram.me/beshnofekrkon/284
13- اگر احكام شريعت امضائي اند چرا خداوند گفته حكم من اينست ؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/283
14- وحی ، جهت دهنده عقل انسان اولیه و حامی عقل انسان مدرن ** - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/271
15- استمرار ظواهر یا روح احکام اسلامی
https://telegram.me/beshnofekrkon/238
16- تلازم بين حكم عقل و حكم شرع
https://telegram.me/beshnofekrkon/190
17- جايگاه احكام حدود اسلامي از نظر آيه اله احمد عابديني
https://telegram.me/beshnofekrkon/111
18- شریعت ، جریانی سیال در قانون گذاری در گذر زمان ( شريعت و حقوق زن )
https://telegram.me/beshnofekrkon/85
19- در تعارض احتمالی رضایت مردم با احکام شرعی چه باید کرد؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/66
20- راهكاري برای بررسی عقلانی و عادلانه بودن احکام شریعت در صدر اسلام
https://telegram.me/beshnofekrkon/60
21- آيا احكام شريعت غير قابل تغيير است ؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/54
22- نگاه اسلام به مسئوليت حاكميت سياسي يك جامعه
https://telegram.me/beshnofekrkon/32
23- تفاوتها ي زن عصر نزول و زن امروز و احكام شريعت
https://telegram.me/beshnofekrkon/13
24- آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/391
25- مهجوريت قرآن در حوزه هاي علميه – علامه طباطبايي
https://telegram.me/beshnofekrkon/336
26- آواتار مفهوم پيامبر در آيين هندو
https://telegram.me/beshnofekrkon/261
27- راز آفرينش – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/112
28- شريعت فقهي و كالايي به نام زن – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/106
..........................................
آدرس اين پست
https://telegram.me/beshnofekrkon/482
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- تفكيك بين دين و شريعت
https://telegram.me/beshnofekrkon/413
2- دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 1 ( در ده قسمت از مرحوم استاد منتظري )
https://telegram.me/beshnofekrkon/202
3- اسلام بمثابه اصولي ايماني اخلاقي فراتاريخي ، يا احكامي متعلق به عصر نزول ؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/251
4- احكام اجتماعي فقه و چالش عقلاني ، عدالتي و اخلاقي پيش رو
https://telegram.me/beshnofekrkon/465
5- شرط دينداري در عصر حاضر
https://telegram.me/beshnofekrkon/412
6- رجحان عقل بر شرع در كلام فقيه عاليقدر
https://telegram.me/beshnofekrkon/379
7- ویژگی های احکام امضایی در سیره پیامبر چیست ؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/470
8- احکام غیرعبادی ( اجتماعی ) اسلام در نظرگاه بزرگان
https://telegram.me/beshnofekrkon/346
9- كميت و كيفيت احكام شريعت عصر نزول و تعداد و پيچيدگيهاي مسائل و موضوعات عصر امروز
https://telegram.me/beshnofekrkon/174
10- ارزيابي و قضاوت فهم گذشتگان ، با معيارهاي امروزين ، كاري غيرعقلاني است
https://telegram.me/beshnofekrkon/464
11- نوع و نحوه حكومت از حقوق مردم است – امام علي(ع)
https://telegram.me/beshnofekrkon/297
12- آيه " فأتوا بكتاب من عند الله هو أهدي منهما .. " در كلام مرحوم فقيه عاليقدر منتظري
https://telegram.me/beshnofekrkon/284
13- اگر احكام شريعت امضائي اند چرا خداوند گفته حكم من اينست ؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/283
14- وحی ، جهت دهنده عقل انسان اولیه و حامی عقل انسان مدرن ** - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/271
15- استمرار ظواهر یا روح احکام اسلامی
https://telegram.me/beshnofekrkon/238
16- تلازم بين حكم عقل و حكم شرع
https://telegram.me/beshnofekrkon/190
17- جايگاه احكام حدود اسلامي از نظر آيه اله احمد عابديني
https://telegram.me/beshnofekrkon/111
18- شریعت ، جریانی سیال در قانون گذاری در گذر زمان ( شريعت و حقوق زن )
https://telegram.me/beshnofekrkon/85
19- در تعارض احتمالی رضایت مردم با احکام شرعی چه باید کرد؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/66
20- راهكاري برای بررسی عقلانی و عادلانه بودن احکام شریعت در صدر اسلام
https://telegram.me/beshnofekrkon/60
21- آيا احكام شريعت غير قابل تغيير است ؟
https://telegram.me/beshnofekrkon/54
22- نگاه اسلام به مسئوليت حاكميت سياسي يك جامعه
https://telegram.me/beshnofekrkon/32
23- تفاوتها ي زن عصر نزول و زن امروز و احكام شريعت
https://telegram.me/beshnofekrkon/13
24- آیا نحوه انجام تکالیف نوبالغین ، رعایت شیوه تربیتی خداوند است ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/391
25- مهجوريت قرآن در حوزه هاي علميه – علامه طباطبايي
https://telegram.me/beshnofekrkon/336
26- آواتار مفهوم پيامبر در آيين هندو
https://telegram.me/beshnofekrkon/261
27- راز آفرينش – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/112
28- شريعت فقهي و كالايي به نام زن – 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/106
..........................................
آدرس اين پست
https://telegram.me/beshnofekrkon/482
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
تفكيك بين دين و شريعت @beshnofekrkon
قوام به معنای برتری مردان نیست ، به معنای پشتوانه زنان است . https://telegram.me/beshnofekrkon
Forwarded from اتچ بات
#خدمتكار_بد_خلق پيامبر(ص)
یک #پیرمردی در منزل حضرت #خدمتکار بود.
آن پیرمرد پیامبر (ص) را خیلی #اذیت می کرد؛ #بد_خلقی می کرد.
#اصحاب_پیامبر (ص) از او بدشان می آمد.
بارها به حضرت عرض می کردند: یا رسول الله او را #بیرون کنید. پیر شده است، اسباب #زحمت شماست.
حضرت سری تکان می داد و می گذشت.
این بود تا وقتی که آن پیرمرد #مرحوم شد.
اصحاب خیلی #خوشحال شدند.
چون هروقت به آن جا می رفتند چیزی به آن ها میگفت و از او اذیت می دیدند.
با این وجود حضرت #پيامبر(ص) در مرگ او #گریه می کرد.
🍇گفتند: یا رسول الله همه ما #راحت شدیم شما برایش گریه می کنید؟!
❤️فرمود: او برای اخلاق من خیلی #نافع بود. اخلاقی که خدا به من داده بود سزاوار این مرد بود.
ان شاالله اگر با کسی #دم_خور هستی اگر #تند است هر چه می توانی #تحمل کن که خدا چیز بزرگی را برایتان فرستاده است.
بعضی وقت ها خداوند چیزهای خوب و #قیمتی را داخل جل می پیچد و به انسان می دهد. اگر کسی تند است، خوش اخلاق نیست، درست با آدم حرف نمی زند، معنایش این است که خدا چیز قیمتی را داخل جل کهنه پیچیده است.
برای این که #اجنبی آن را نگیرد. مال خود شماست و باید به دست شما برسد.
جل کهنه را کسی باز نمی کند ببیند چه چیز داخل آن است، ولی شما باز کنید.
#حقیقت درون آن است. همان جایی که #ناگوار است.
منبع : طوبای محبت، مجالس حاج محمد اسماعیل #دولابی
🌹#هر_كسي در مسير زندگي ما ، فقط #وسيله اي است براي #تحريك_ويژگيهاي دروني ما و #ابزاري است براي #سنجش ميزان #رشد ما در تخلق به اخلاق الهي .
https://telegram.me/eshghonava
http://mahsan.rasekhoonblog.com
یک #پیرمردی در منزل حضرت #خدمتکار بود.
آن پیرمرد پیامبر (ص) را خیلی #اذیت می کرد؛ #بد_خلقی می کرد.
#اصحاب_پیامبر (ص) از او بدشان می آمد.
بارها به حضرت عرض می کردند: یا رسول الله او را #بیرون کنید. پیر شده است، اسباب #زحمت شماست.
حضرت سری تکان می داد و می گذشت.
این بود تا وقتی که آن پیرمرد #مرحوم شد.
اصحاب خیلی #خوشحال شدند.
چون هروقت به آن جا می رفتند چیزی به آن ها میگفت و از او اذیت می دیدند.
با این وجود حضرت #پيامبر(ص) در مرگ او #گریه می کرد.
🍇گفتند: یا رسول الله همه ما #راحت شدیم شما برایش گریه می کنید؟!
❤️فرمود: او برای اخلاق من خیلی #نافع بود. اخلاقی که خدا به من داده بود سزاوار این مرد بود.
ان شاالله اگر با کسی #دم_خور هستی اگر #تند است هر چه می توانی #تحمل کن که خدا چیز بزرگی را برایتان فرستاده است.
بعضی وقت ها خداوند چیزهای خوب و #قیمتی را داخل جل می پیچد و به انسان می دهد. اگر کسی تند است، خوش اخلاق نیست، درست با آدم حرف نمی زند، معنایش این است که خدا چیز قیمتی را داخل جل کهنه پیچیده است.
برای این که #اجنبی آن را نگیرد. مال خود شماست و باید به دست شما برسد.
جل کهنه را کسی باز نمی کند ببیند چه چیز داخل آن است، ولی شما باز کنید.
#حقیقت درون آن است. همان جایی که #ناگوار است.
منبع : طوبای محبت، مجالس حاج محمد اسماعیل #دولابی
🌹#هر_كسي در مسير زندگي ما ، فقط #وسيله اي است براي #تحريك_ويژگيهاي دروني ما و #ابزاري است براي #سنجش ميزان #رشد ما در تخلق به اخلاق الهي .
https://telegram.me/eshghonava
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
Forwarded from اتچ بات
💔❤️#راز_كرشمه – #شمس با #مولانا چه كرد ؟
.... #مولانا در آغاز ميانسالي ( 38 سالگي – 642 ه) و پيش از #ديدار_شمس دروني ناآرام داشت ، و احساس مي كرد كه بيماري جانكاهي خوره آسا سرمايه هاي #روح او را مي بلعد .
او نيك مي ديد كه تن خودش را دارد ، اما #گرفتار_دل است .
از اين رو از خداوند مي خواست كه #وليي از اولياي خود را براي #درمان_روح بيمار و رنجور او بفرستد .
#مولانا وقتي كه به احوال خويش نظر مي كرد ، وجود خود را مانند #كرمي مي ديد كه در درون #پيله اش پس از سالها رياضت و مراقبه رفته رفته تبدل يافته و به #پروانه اي بدل شده است ، اما اين پروانه خوش خط و خال و رنگارنگ هر چه مي كوشد نمي تواند #حصار پيله اي را كه بر گردش تنيده شده بدراند و در فراخناي باغ دلگشايي كه در بيرون پيله مي بيند جولان كند .
او به چشم خود مي ديد كه اين #پروانه پرورده و زيبا زنده زنده در #گور آن پيله مي ميرد ......
تمام وجود او #تمناي حضوري بود كه شمشيرآسا پيله خودي هاي او را بدرد و پروانه گرفتار روح او را رهايي بخشد .....
😭اما آن زاري و گرفتاري دل چه بود ؟
#شمس بيماري دل مولانا را به ظرافت تشخيص داد : دل او گرفتار " #عشق_زرگر " بود .
در اينجا " #زرگر " نمادي است از تمام زرق و برق ها و جاه و #حشمت هاي چشم پركن #زندگاني_مادي .
#شمس به نيكي مي ديد كه مولانا اگرچه تحت ارشاد پيران خود صاحب دل شده است ، اما #خاري_عميق در دل او نشسته است .
اگر چه #انبان او سرشار از دانه هاي درشت #گندم است ، اما #موشي در آن انبار لانه كرده است .
💔#درد_مولانا همانا #دلبستگي نهان و عميق او به پاره اي از جلوه ها و زرق و برق هاي جهان مادي و درصدر آنها #صدر_نشيني و استغراق در علوم ظاهر بود .
#شمس مي ديد كه دل مولانا در هنر عشق ورزيدن بسي تواناست ، اما افسوس كه آن هنر و استعداد سرشار را نثار معشوق هاي زوال پذير و كم بها كرده است ......
😍او بايد اين بيماري مولانا را درمان مي كرد .
💔#شيوه_درمانگري شمس طبيب چه بود ؟ .....
#شمس تبريزي ، همچون طبيب الهي داستان پادشاه و كنيزك ، دست بر #نبض_روح_مولانا نهاد و نام زرق و برق هاي چشمگير جهان را يك به يك بر زبان آورد ، و هر بار كه نبض روح مولانا جهيدن گرفت ، دريافت كه #تعلق_نامباركي در ميانه است .
وقتي كه #شمس طبيبانه زرگرهاي روح مولانا را بازشناخت ، #مولانا را واداشت كه آن رشته هاي تعلق را كه در واقع چيزي جز " #خود_پنداري " او نبودند ، يك به يك بگسلد .
😍#مولانا خود اين ماجراي دلكش را در غزلي مشهور و دل انگيز براي ما #بازگفته است ، ...
🌷او نخست تصويري زنده از #استحاله_وجودي خود بدست مي دهد :
مرده بودم زنده شدم گریه بودم خنده شدم
دولت عشق آمده و من دولت پاینده شدم
دیده ی سیر است مرا جان دلیر است مرا
زهره ی شیر است مرا زهره ی تابنده شدم
🌷و سپس براي ما فاش مي كند كه اين استحاله وجودي #چگونه در حيات او رخ داد .
#كيمياي اين تبدل چيزي نبود جز #دل_بركردن از تمام تعلقاتي كه شالوده و شاكله " #خودپنداري " او را تشكيل مي داد :
گفت که #دیوانه نه ای لایق این خانه نه ای
رفتم و دیوانه شدم سلسله بندنده شدم
گفت که #سر_مست نه ای رو که ازین دست نه ای
رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم
گفت که تو #زیرککی مست خیال و شککی
گول شدم هول شدم وز همه بر کنده شدم
گفت که تو #شمع شدی قبله ی این جمع شدی
جمع نیم شمع نیم دوده پراکنده شدم
گفت که #شیخی و سری پیشرو راهبری
شیخ نیم پیش نیم امر تورا بنده شدم
گفت که با #بال و پری من پر و بالت ندهم
در هوس بال و پرش بی پر و پرکنده شدم
گفت که تو #کشته نه ای در طرب آغشته نه ای
پیش رخ زنده کنش کشته و افکنده شدم
😍و سرانجام وقتي كه اين #آزمون_عظيم را از سر گذرانيد ، و خودي خود را در پاي عشق درباخت ، يكباره وجودش #روشنايي پذيرفت ، " #وجودي_نو " يافت ، و مرغ وجودش از #دام_زوال جست :
#تابش_جان یافت دلم واشد و بشکافت دلم
اطلس نو بافت دلم دشمن این ژنده شدم
زهره بدم ماه شدم چرخ دو صد تاه شدم
یوسف بودم ز کنون یوسف زاینده شدم
#مرده بودم زنده شدم گریه بودم #خنده شدم
#دولت_عشق آمده و من #دولت_پاینده شدم
برگرفته از ص 28 و 54 و 68 كتاب " #آينه_جان " دكتر آرش نراقي ، استاد دين و فلسفه دانشگاه پنسيلوانياي آمريكا
محمد صالحي - 12/12/95
https://telegram.me/eshghonava
http://mahsan.rasekhoonblog.com
.... #مولانا در آغاز ميانسالي ( 38 سالگي – 642 ه) و پيش از #ديدار_شمس دروني ناآرام داشت ، و احساس مي كرد كه بيماري جانكاهي خوره آسا سرمايه هاي #روح او را مي بلعد .
او نيك مي ديد كه تن خودش را دارد ، اما #گرفتار_دل است .
از اين رو از خداوند مي خواست كه #وليي از اولياي خود را براي #درمان_روح بيمار و رنجور او بفرستد .
#مولانا وقتي كه به احوال خويش نظر مي كرد ، وجود خود را مانند #كرمي مي ديد كه در درون #پيله اش پس از سالها رياضت و مراقبه رفته رفته تبدل يافته و به #پروانه اي بدل شده است ، اما اين پروانه خوش خط و خال و رنگارنگ هر چه مي كوشد نمي تواند #حصار پيله اي را كه بر گردش تنيده شده بدراند و در فراخناي باغ دلگشايي كه در بيرون پيله مي بيند جولان كند .
او به چشم خود مي ديد كه اين #پروانه پرورده و زيبا زنده زنده در #گور آن پيله مي ميرد ......
تمام وجود او #تمناي حضوري بود كه شمشيرآسا پيله خودي هاي او را بدرد و پروانه گرفتار روح او را رهايي بخشد .....
😭اما آن زاري و گرفتاري دل چه بود ؟
#شمس بيماري دل مولانا را به ظرافت تشخيص داد : دل او گرفتار " #عشق_زرگر " بود .
در اينجا " #زرگر " نمادي است از تمام زرق و برق ها و جاه و #حشمت هاي چشم پركن #زندگاني_مادي .
#شمس به نيكي مي ديد كه مولانا اگرچه تحت ارشاد پيران خود صاحب دل شده است ، اما #خاري_عميق در دل او نشسته است .
اگر چه #انبان او سرشار از دانه هاي درشت #گندم است ، اما #موشي در آن انبار لانه كرده است .
💔#درد_مولانا همانا #دلبستگي نهان و عميق او به پاره اي از جلوه ها و زرق و برق هاي جهان مادي و درصدر آنها #صدر_نشيني و استغراق در علوم ظاهر بود .
#شمس مي ديد كه دل مولانا در هنر عشق ورزيدن بسي تواناست ، اما افسوس كه آن هنر و استعداد سرشار را نثار معشوق هاي زوال پذير و كم بها كرده است ......
😍او بايد اين بيماري مولانا را درمان مي كرد .
💔#شيوه_درمانگري شمس طبيب چه بود ؟ .....
#شمس تبريزي ، همچون طبيب الهي داستان پادشاه و كنيزك ، دست بر #نبض_روح_مولانا نهاد و نام زرق و برق هاي چشمگير جهان را يك به يك بر زبان آورد ، و هر بار كه نبض روح مولانا جهيدن گرفت ، دريافت كه #تعلق_نامباركي در ميانه است .
وقتي كه #شمس طبيبانه زرگرهاي روح مولانا را بازشناخت ، #مولانا را واداشت كه آن رشته هاي تعلق را كه در واقع چيزي جز " #خود_پنداري " او نبودند ، يك به يك بگسلد .
😍#مولانا خود اين ماجراي دلكش را در غزلي مشهور و دل انگيز براي ما #بازگفته است ، ...
🌷او نخست تصويري زنده از #استحاله_وجودي خود بدست مي دهد :
مرده بودم زنده شدم گریه بودم خنده شدم
دولت عشق آمده و من دولت پاینده شدم
دیده ی سیر است مرا جان دلیر است مرا
زهره ی شیر است مرا زهره ی تابنده شدم
🌷و سپس براي ما فاش مي كند كه اين استحاله وجودي #چگونه در حيات او رخ داد .
#كيمياي اين تبدل چيزي نبود جز #دل_بركردن از تمام تعلقاتي كه شالوده و شاكله " #خودپنداري " او را تشكيل مي داد :
گفت که #دیوانه نه ای لایق این خانه نه ای
رفتم و دیوانه شدم سلسله بندنده شدم
گفت که #سر_مست نه ای رو که ازین دست نه ای
رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم
گفت که تو #زیرککی مست خیال و شککی
گول شدم هول شدم وز همه بر کنده شدم
گفت که تو #شمع شدی قبله ی این جمع شدی
جمع نیم شمع نیم دوده پراکنده شدم
گفت که #شیخی و سری پیشرو راهبری
شیخ نیم پیش نیم امر تورا بنده شدم
گفت که با #بال و پری من پر و بالت ندهم
در هوس بال و پرش بی پر و پرکنده شدم
گفت که تو #کشته نه ای در طرب آغشته نه ای
پیش رخ زنده کنش کشته و افکنده شدم
😍و سرانجام وقتي كه اين #آزمون_عظيم را از سر گذرانيد ، و خودي خود را در پاي عشق درباخت ، يكباره وجودش #روشنايي پذيرفت ، " #وجودي_نو " يافت ، و مرغ وجودش از #دام_زوال جست :
#تابش_جان یافت دلم واشد و بشکافت دلم
اطلس نو بافت دلم دشمن این ژنده شدم
زهره بدم ماه شدم چرخ دو صد تاه شدم
یوسف بودم ز کنون یوسف زاینده شدم
#مرده بودم زنده شدم گریه بودم #خنده شدم
#دولت_عشق آمده و من #دولت_پاینده شدم
برگرفته از ص 28 و 54 و 68 كتاب " #آينه_جان " دكتر آرش نراقي ، استاد دين و فلسفه دانشگاه پنسيلوانياي آمريكا
محمد صالحي - 12/12/95
https://telegram.me/eshghonava
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
آيا قرآن راي اكثريت را باطل مي داند ؟
دو آيه در قرآن وجود دارد كه مستمسك دست افراد بدفهم و يا نافهم و يا سودجو شده
كه به كمك آنها جايگاه اكثريت را در امور اجتماعي و سياسي زير سوال برده و بگويند كه چون بيشتر مردم صغير و سفيه هستند پس راي آنها باطل بوده و ضرورت تابع بودن را اثبات كنند .
ذيلا ، آن دو آيه و اينكه هنگام نزول ، مربوط به چه بوده بيان شده و ثابت مي شود كه خداوند به هيچ وجه در مقام حذف اكثريت در تصميمات اجتماعي نبوده است .
1- عبارت " اکثر الناس لایعلمون " در قرآن ، مربوط به مسائل غیبی و ماورائ طبیعی مانند " وقت قیامت " و " تقدیر رزق بندگان " است که دانستن رموز آنها از دسترس مردم خارج است ولی بیشتر مردم این مطلب را نمی دانند . و این آیات ، مربوط به رای اکثریت در مسائل اجتماعی نیست .
2- عبارت " اکثرهم لایعقلون " مربوط به کارهای ضد فضیلت بعض افراد مانند " افترا به خداوند " و یا " خطاب بی ادبانه پیامبر " است که آنها عقل خود را بکار نمی اندازند و این آیات نیز ،مربوط به رای اکثریت در مسائل اجتماعی نیست .
منبع : ( ص 109 کتاب ولایت فقیه - حکومت صالحان ، مرحوم صالحي نجف آبادي)
محمد صالحي – سال 1387
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
دو آيه در قرآن وجود دارد كه مستمسك دست افراد بدفهم و يا نافهم و يا سودجو شده
كه به كمك آنها جايگاه اكثريت را در امور اجتماعي و سياسي زير سوال برده و بگويند كه چون بيشتر مردم صغير و سفيه هستند پس راي آنها باطل بوده و ضرورت تابع بودن را اثبات كنند .
ذيلا ، آن دو آيه و اينكه هنگام نزول ، مربوط به چه بوده بيان شده و ثابت مي شود كه خداوند به هيچ وجه در مقام حذف اكثريت در تصميمات اجتماعي نبوده است .
1- عبارت " اکثر الناس لایعلمون " در قرآن ، مربوط به مسائل غیبی و ماورائ طبیعی مانند " وقت قیامت " و " تقدیر رزق بندگان " است که دانستن رموز آنها از دسترس مردم خارج است ولی بیشتر مردم این مطلب را نمی دانند . و این آیات ، مربوط به رای اکثریت در مسائل اجتماعی نیست .
2- عبارت " اکثرهم لایعقلون " مربوط به کارهای ضد فضیلت بعض افراد مانند " افترا به خداوند " و یا " خطاب بی ادبانه پیامبر " است که آنها عقل خود را بکار نمی اندازند و این آیات نیز ،مربوط به رای اکثریت در مسائل اجتماعی نیست .
منبع : ( ص 109 کتاب ولایت فقیه - حکومت صالحان ، مرحوم صالحي نجف آبادي)
محمد صالحي – سال 1387
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
Audio
جايگاه زن در تاريخ اروپا - عبدالعلي بازرگان https://telegram.me/beshnofekrkon
Forwarded from اتچ بات
#تفسيق و تخريب طلاب توسط يكديگر در مسير #رقابت_براي_مرجعيت در حوزه
خاطره اي از شهيد #مطهري
🔸من یک #درس_شخصی را برای شما میگویم. در سال 1325 که مرحوم آقا #سید_ابوالحسن فوت کرد و آقای #بروجردی مرجع شد ، من در فاصله چند روز گفتم تمام مشکلات من در باب «خلافت» حل شد، یعنی گذشته را در پرتو حال شناختم.
آقای آقا سید ابوالحسن «مرجع کل فی الکل» بود و من حدود #هشت سال بود که در قم بودم و افراد زیادی را میشناختم که آدمهای خوبی بودند.
🔹در آن چند روز یکمرتبه میخواست یک #قدرت_بزرگ_روحانی از #مقامی به #مقام_دیگر منتقل شود، یک امتحان بسیار بزرگ.
🌹من یکمرتبه دیدم مثل اینکه #حوزه_قم زیرورو شد.
یک حالت هول عجیبی به افراد افتاد.
🌹حال، هرکسی #گرایشی به یک آقا داشت.
در راه #گرایش به این آقا و #کوبیدن بقیه آقایان همه چیز #فراموش شده بود.
مثل اینکه موقتاً همه، همه چیز را فراموش کرده بودند.
یک حالت #جنون_آمیزی به وجود آمده بود.
این آن را #تعدیل میکرد و آن یکی را #تفسیق، و دیگری به عکس.
🔸گفتم سبحان الله! #بشر چه موجودی است! پس اگر روزی #پیغمبری بخواهد بمیرد و یک خلافت به آن عظمت بخواهد منتقل شود، میبیند آن عادلترین عادلها تبدیل میشود به فاسقترین فاسقها.
🔹از #امتحانهایی که در زمان حاضر برای بشر پیش میآید انسان میتواند طبیعت بشر در گذشته را بفهمد، که میفهمد. همین ماها هم اگر بودیم از همین کارها میکردیم.
📙 استاد مطهری، فلسفه تاریخ، ج1، ص180.
🔻کانال رسمی «بنیاد شهید مطهری»🔻telegram.me/joinchat/BCxjdjv9308VaZgLIZ-uTQ
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
خاطره اي از شهيد #مطهري
🔸من یک #درس_شخصی را برای شما میگویم. در سال 1325 که مرحوم آقا #سید_ابوالحسن فوت کرد و آقای #بروجردی مرجع شد ، من در فاصله چند روز گفتم تمام مشکلات من در باب «خلافت» حل شد، یعنی گذشته را در پرتو حال شناختم.
آقای آقا سید ابوالحسن «مرجع کل فی الکل» بود و من حدود #هشت سال بود که در قم بودم و افراد زیادی را میشناختم که آدمهای خوبی بودند.
🔹در آن چند روز یکمرتبه میخواست یک #قدرت_بزرگ_روحانی از #مقامی به #مقام_دیگر منتقل شود، یک امتحان بسیار بزرگ.
🌹من یکمرتبه دیدم مثل اینکه #حوزه_قم زیرورو شد.
یک حالت هول عجیبی به افراد افتاد.
🌹حال، هرکسی #گرایشی به یک آقا داشت.
در راه #گرایش به این آقا و #کوبیدن بقیه آقایان همه چیز #فراموش شده بود.
مثل اینکه موقتاً همه، همه چیز را فراموش کرده بودند.
یک حالت #جنون_آمیزی به وجود آمده بود.
این آن را #تعدیل میکرد و آن یکی را #تفسیق، و دیگری به عکس.
🔸گفتم سبحان الله! #بشر چه موجودی است! پس اگر روزی #پیغمبری بخواهد بمیرد و یک خلافت به آن عظمت بخواهد منتقل شود، میبیند آن عادلترین عادلها تبدیل میشود به فاسقترین فاسقها.
🔹از #امتحانهایی که در زمان حاضر برای بشر پیش میآید انسان میتواند طبیعت بشر در گذشته را بفهمد، که میفهمد. همین ماها هم اگر بودیم از همین کارها میکردیم.
📙 استاد مطهری، فلسفه تاریخ، ج1، ص180.
🔻کانال رسمی «بنیاد شهید مطهری»🔻telegram.me/joinchat/BCxjdjv9308VaZgLIZ-uTQ
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
نگاه اسلام به مسئوليت حاكميت سياسي يك جامعه
مقدمه : با نگاهي اجمالي به آيات قرآن و سيره پيامبر(ص) در نحوه شكل گيري حكومت ايشان پس از هجرت به مدينه ، به خواست خود بخودي عموم مسلمانان منطقه ، و نيز برخورد امام علي(ع) با موضوع حكومت پس از قتل عثمان ، چه سخنان ايشان مبني بر امتناع از پذيرش امر حكومت ، در مواجهه با درخواستهاي مردم ، و چه قبول آن پس از پيگيري و اصرار عمومي آنها و همچنين نحوه انتخاب امام حسن(ع) به حكومت پس از امام علي(ع) ، به نتايج قابل تاملي مي رسيم كه ذيلا به اختصار بيان مي شود : **
1. هر جامعه اي ناچار از تشكيل يك حكومت سياسي جهت مديريت آن جامعه و تعيين راهبردهاي رشد و پيشرفت آن مي باشد :
• امام علي (ع) در جواب خوارج مي فرمايند :
سخن حقّى است كه از آن باطلى اراده شده . آرى ، حكم جز از آن خدا نيست ، ولى اينان مىگويند كه امارت و حكومت ويژه خداوند است و بس ، و حال آنكه ، چارهاي براي مردم از وجود فرمانروا و امير نيست .
كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ نَعَمْ إِنَّهُ لَاحُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ وَ لَكِنَّ هَؤُلَاءِ يَقُولُونَ لَا إِمْرَةَ إِلَّا لِلَّهِ وَ إِنَّهُ لَابُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ 1
• از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود:
« امور مردم اصلاح نميشود، مگر به واسطه پيشوا و رهبري و جز به وسيلۀ او زمين به سمت آباداني پيش نميرود. »
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: لَايَصْلُحُ النَّاسُ إِلَّا بِإِمَامٍ وَ لَاتَصْلُحُ الْأَرْضُ إِلَّا بِذَلِك . 2
2. نوع و شكل حكومت و نحوه تشكيل آن از حقوق مردم مي باشد نه از حقوق خداوند يا پيامبرانش .
• خداوند در قرآن كريم ، پس از بيان علت ارسال پيامبران ، تشكيل حكومت را از حقوق مردم مي شمارد :
" ما رسولان خود را همراه با معارف و ادله روشـن ، فرستادیم ، و بـا ايـشـان كـتـاب ( برای آگاهی بخشی و نهادینه کردن ارزشهای الهی در تفکر و عمل آنها) و مـيـزان ( برای امکان سنجش و مدیریت جامعه ) ، نازل كرديم تا آنها خود به برپایی عدالت قیام کنند " .
" لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط " 3
• امام علي (ع) پس از قتل عثمان ، وقتي مواجه با درخواست هاي مختلف براي پذيرش حكومت مي شوند در يك سخنراني صريح مي فرمايند :
" اى مردم! اين امر (حكومت) ، امر شما است . هيچ كس به جز كسى كه شما او را امير خود گردانيد ، حق امارت بر شما را ندارد .
ما ديروز هنگامى از هم جدا شديم كه من قبول ولايت را ناخوشايند داشتم ولى شما جز به حكومت من رضايت نداديد ..."
" ايها الناس عن مَلاء و اُذُن انّ هذا امركم ليس لاحد فيه حق الاّ من امرتم و قد افترقنا بالامس على امر و كنت كارهاً لامركم فابيتم الاّ ان اكون عليكم ...؛ " 4
3. تنها توصيه و خواست خداوند از تشكيل حكومت ، اجراي عدالت است :
• خداوند به شما فرمان مىدهد که امانتها را به صاحبانش بدهيد!
و هنگامى که ميان مردم حكومت مىکنيد ، به عدالت حكومت کنيد! خداوند ، اندرزهاى خوبى به شما مىدهد! خداوند، شنوا و بيناست.
ان الله يامرکم ان تؤدوا الامانات الى اهلها و اذا حکمتم بين الناس ان تحکموا بالعدل ان الله نعما يعظکم به ان الله کان سميعا بصيرا 5
• خداوند به عدل و احسان و هم چنين بخشش به نزديکان فرمان مىدهد ؛ و از فحشا و منکر و ستم، نهى مىکند؛ خداوند به شما اندرز مىدهد، شايد متذکّر شويد!
ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذي القربى و ينهى عن الفحشاء و المنکر و البغي يعظکم لعلکم تذکرون 6
4. روش انتخاب حاكم ، به استفاده از آراي مردم و يا جمع مشورتي مورد تاييد مردم است :
خداوند در قرآن ، يكي از خصوصيات اهل منطق و ايمان را ، به شور و اراده عموم گذاشتن امرحكومت مي داند نه خودكامگي فرقه اي يا ادعاي قيمومت گروه خاصي :
• و حکومت خود را بر اساس مشورت با یکدیگر انتخاب می کنند .
و امرهم شوری بینهم 7
5. پس از انتخاب حاكم ، مهمترين دستور خداوند به حاكم ، ايجاد فضاي آرامش و امنيت براي مردم و استفاده از آراي آنها در اخذ تصميمات مختلف كشور و پرهيز از خود رايي اوست و مردم نيز در اين مرحله نه تنها حق اطاعت كور كورانه از حاكم را ندارند كه موظف به شركت در تبادل آراي با او هستند :
• خداوند در قرآن كريم به پيامبر مي فرمايد :
به (برکت) رحمت الهى ، در برابر مردم نرم ( و مهربان ) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى ، از اطراف تو ، پراکنده مىشدند .
پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب ! و در کارها و امور حكومت ، با آنان مشورت کن ! . 8
فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم في الامر ..
ادامه دارد :
محمد صالحی – 5/7/94
http://mahsan.parsiblog.com
مقدمه : با نگاهي اجمالي به آيات قرآن و سيره پيامبر(ص) در نحوه شكل گيري حكومت ايشان پس از هجرت به مدينه ، به خواست خود بخودي عموم مسلمانان منطقه ، و نيز برخورد امام علي(ع) با موضوع حكومت پس از قتل عثمان ، چه سخنان ايشان مبني بر امتناع از پذيرش امر حكومت ، در مواجهه با درخواستهاي مردم ، و چه قبول آن پس از پيگيري و اصرار عمومي آنها و همچنين نحوه انتخاب امام حسن(ع) به حكومت پس از امام علي(ع) ، به نتايج قابل تاملي مي رسيم كه ذيلا به اختصار بيان مي شود : **
1. هر جامعه اي ناچار از تشكيل يك حكومت سياسي جهت مديريت آن جامعه و تعيين راهبردهاي رشد و پيشرفت آن مي باشد :
• امام علي (ع) در جواب خوارج مي فرمايند :
سخن حقّى است كه از آن باطلى اراده شده . آرى ، حكم جز از آن خدا نيست ، ولى اينان مىگويند كه امارت و حكومت ويژه خداوند است و بس ، و حال آنكه ، چارهاي براي مردم از وجود فرمانروا و امير نيست .
كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ نَعَمْ إِنَّهُ لَاحُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ وَ لَكِنَّ هَؤُلَاءِ يَقُولُونَ لَا إِمْرَةَ إِلَّا لِلَّهِ وَ إِنَّهُ لَابُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ 1
• از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود:
« امور مردم اصلاح نميشود، مگر به واسطه پيشوا و رهبري و جز به وسيلۀ او زمين به سمت آباداني پيش نميرود. »
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: لَايَصْلُحُ النَّاسُ إِلَّا بِإِمَامٍ وَ لَاتَصْلُحُ الْأَرْضُ إِلَّا بِذَلِك . 2
2. نوع و شكل حكومت و نحوه تشكيل آن از حقوق مردم مي باشد نه از حقوق خداوند يا پيامبرانش .
• خداوند در قرآن كريم ، پس از بيان علت ارسال پيامبران ، تشكيل حكومت را از حقوق مردم مي شمارد :
" ما رسولان خود را همراه با معارف و ادله روشـن ، فرستادیم ، و بـا ايـشـان كـتـاب ( برای آگاهی بخشی و نهادینه کردن ارزشهای الهی در تفکر و عمل آنها) و مـيـزان ( برای امکان سنجش و مدیریت جامعه ) ، نازل كرديم تا آنها خود به برپایی عدالت قیام کنند " .
" لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط " 3
• امام علي (ع) پس از قتل عثمان ، وقتي مواجه با درخواست هاي مختلف براي پذيرش حكومت مي شوند در يك سخنراني صريح مي فرمايند :
" اى مردم! اين امر (حكومت) ، امر شما است . هيچ كس به جز كسى كه شما او را امير خود گردانيد ، حق امارت بر شما را ندارد .
ما ديروز هنگامى از هم جدا شديم كه من قبول ولايت را ناخوشايند داشتم ولى شما جز به حكومت من رضايت نداديد ..."
" ايها الناس عن مَلاء و اُذُن انّ هذا امركم ليس لاحد فيه حق الاّ من امرتم و قد افترقنا بالامس على امر و كنت كارهاً لامركم فابيتم الاّ ان اكون عليكم ...؛ " 4
3. تنها توصيه و خواست خداوند از تشكيل حكومت ، اجراي عدالت است :
• خداوند به شما فرمان مىدهد که امانتها را به صاحبانش بدهيد!
و هنگامى که ميان مردم حكومت مىکنيد ، به عدالت حكومت کنيد! خداوند ، اندرزهاى خوبى به شما مىدهد! خداوند، شنوا و بيناست.
ان الله يامرکم ان تؤدوا الامانات الى اهلها و اذا حکمتم بين الناس ان تحکموا بالعدل ان الله نعما يعظکم به ان الله کان سميعا بصيرا 5
• خداوند به عدل و احسان و هم چنين بخشش به نزديکان فرمان مىدهد ؛ و از فحشا و منکر و ستم، نهى مىکند؛ خداوند به شما اندرز مىدهد، شايد متذکّر شويد!
ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذي القربى و ينهى عن الفحشاء و المنکر و البغي يعظکم لعلکم تذکرون 6
4. روش انتخاب حاكم ، به استفاده از آراي مردم و يا جمع مشورتي مورد تاييد مردم است :
خداوند در قرآن ، يكي از خصوصيات اهل منطق و ايمان را ، به شور و اراده عموم گذاشتن امرحكومت مي داند نه خودكامگي فرقه اي يا ادعاي قيمومت گروه خاصي :
• و حکومت خود را بر اساس مشورت با یکدیگر انتخاب می کنند .
و امرهم شوری بینهم 7
5. پس از انتخاب حاكم ، مهمترين دستور خداوند به حاكم ، ايجاد فضاي آرامش و امنيت براي مردم و استفاده از آراي آنها در اخذ تصميمات مختلف كشور و پرهيز از خود رايي اوست و مردم نيز در اين مرحله نه تنها حق اطاعت كور كورانه از حاكم را ندارند كه موظف به شركت در تبادل آراي با او هستند :
• خداوند در قرآن كريم به پيامبر مي فرمايد :
به (برکت) رحمت الهى ، در برابر مردم نرم ( و مهربان ) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى ، از اطراف تو ، پراکنده مىشدند .
پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب ! و در کارها و امور حكومت ، با آنان مشورت کن ! . 8
فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم في الامر ..
ادامه دارد :
محمد صالحی – 5/7/94
http://mahsan.parsiblog.com
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
نگاه اسلام به مسئوليت حاكميت سياسي يك جامعه
قسمت دوم
6. حاكم موظف است پس از تبادل آرا و استفاده از مشاوره هاي منطقي و عقلاني عرفي جامعه تحت امر خودش ، قاطعانه تصميم اساسي گرفته و به مرحله اجرا بسپارد :
• خداوند در قرآن كريم به پيامبر مي فرمايد :
اما هنگامى که تصميم گرفتى ، (قاطع باش! و) بر خدا توکل کن ! زيرا خداوند متوکلان را دوست دارد.
فاذا عزمت فتوکل على الله ان الله يحب المتوکلين . 9
7. پس از اخذ تصميم توسط حاكم ، مردم موظف به اطاعت در انجام آن و اجراي دستورات ابلاغ شده و قوانين و احكام صادره هستند و پيامبر(ص) نيز به همين دليل كه حاكم حكومت مدينه بودند ، در مرحله پس از تصميم گيري ، كه به مرحله اجراي دستورات مي رسيد ، بر مردم ولايت داشته و مردم بايد به اين ولايت تمكين مي كردند .
• خداوند در قرآن كريم به مردم به صراحت امر ميكند كه :
ای مردم از خدا و رسولش و هم چنين زمامداران منتخب خودتان اطاعت کنید .
اطیعواله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم 10
• خداوند در قرآن كريم به مردم به صراحت ، امر مي فرمايد :
پيامبر ( در ابلاغ و انتظار انجام فرمانهاي حكومتي ) بر مردم ولايت داشته و مرجح است .
النبی اولی بالمومنین من انفسهم 11
8. نظارت دائمی مردم بر حکومت ، جهت جلوگیری از استبداد رای و یا خطای آنها ، از مهمترین وظایفی است که مورد تایید و تاکید پیامبر(ص) و امام علی(ع) بوده است .
• پیامبر(ص) در حجه الوداع می فرماید :
نصيحت و نقد حكومت از واجبات مردم است .
ثلاث لایغل علیهن قلب امرئ مسلم : ... و النصیحة لائمة المسلمین 12
• امام علی(ع) در خطبه صفین می فرماید :
... از گفتار حق بانظرات عادلانه خودداری نکنید . زیرا من به خودی خود برتر ازآن که خطا کنم، نیستم و در کار خود از آن در امان نیستم، ....
... فلا تکفوا عن مقالة بحق او مشورة بعدل فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطی ء و لاآمن ذلک من فعلی 13
و در يك كلام :
تشكيل حكومت ، شكل و نوع آن و نحوه انتخاب رئيس حكومت از حقوق مردم بوده نه از حقوق خداوند ، كه بخواهد بر مردم حكمراني كرده و لذا ناچار به تعيين روش حكومت و نصب حاكم باشد و البته در راستاي دعوت مشفقانه به ايمان موحدانه و اخلاقي زيستن ، سفارش اكيد نسبت به رعايت عدالت توسط حاكميت و همچنين دخالت تام مردم در نقد و يا نظر دادن در مورد تصميمات حاكميت كرده است .
و اين امور نه اينكه توسط خداوند وضع و مشروعيت پيدا كرده باشد كه مربوط به حوزه عقل عرفي و سيره عقلاست و خداوند نيز بر آنه صحه گذارده و ارشاد به پيروي از عقلانيت عرفي كرده است .
زير نويسها :
1- نهج البلاغه – خطبه 40 باب : في الخوارج لما سمع قولهم: « لا حکم الا لله »
2- بحارالأنوار، ج23، باب الاضطرارإلى الحجة، ص22- عللالشرائع، ج1، باب العلةالتي من أجلها....ص196.
3- سوره حدید ، آیه 25
4- ابناثير، الكامل، ج3، ص193 به نقل از دراسات فى ولاية الفقيه، ج1، ص505.
5- سوره نسا ، آيه 58
6- سوره نحل ، آيه 90
7- سوره شوری ، آیه 38
8- سوره آل عمران ، آيه 159
9- همان 8
10- سوره نسا ، آیه 59
11- سوره احزاب ، آیه 6
12- الوافی، ج2، ص99؛ یعقوبی ج1 ص 508 ، الخصال ج1 ص 150 ح 182
13- کافی، ج 8، حدیث 550 و نهج البلاغه فیض، خطبه 207.
** به مقاله " جایگاه پیامبر در سرنوشت سیاسی مردم -
http://mahsan.parsiblog.com/Posts/692 مراجعه شود .
محمد صالحی – 5/7/94
http://mahsan.parsiblog.com
قسمت دوم
6. حاكم موظف است پس از تبادل آرا و استفاده از مشاوره هاي منطقي و عقلاني عرفي جامعه تحت امر خودش ، قاطعانه تصميم اساسي گرفته و به مرحله اجرا بسپارد :
• خداوند در قرآن كريم به پيامبر مي فرمايد :
اما هنگامى که تصميم گرفتى ، (قاطع باش! و) بر خدا توکل کن ! زيرا خداوند متوکلان را دوست دارد.
فاذا عزمت فتوکل على الله ان الله يحب المتوکلين . 9
7. پس از اخذ تصميم توسط حاكم ، مردم موظف به اطاعت در انجام آن و اجراي دستورات ابلاغ شده و قوانين و احكام صادره هستند و پيامبر(ص) نيز به همين دليل كه حاكم حكومت مدينه بودند ، در مرحله پس از تصميم گيري ، كه به مرحله اجراي دستورات مي رسيد ، بر مردم ولايت داشته و مردم بايد به اين ولايت تمكين مي كردند .
• خداوند در قرآن كريم به مردم به صراحت امر ميكند كه :
ای مردم از خدا و رسولش و هم چنين زمامداران منتخب خودتان اطاعت کنید .
اطیعواله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم 10
• خداوند در قرآن كريم به مردم به صراحت ، امر مي فرمايد :
پيامبر ( در ابلاغ و انتظار انجام فرمانهاي حكومتي ) بر مردم ولايت داشته و مرجح است .
النبی اولی بالمومنین من انفسهم 11
8. نظارت دائمی مردم بر حکومت ، جهت جلوگیری از استبداد رای و یا خطای آنها ، از مهمترین وظایفی است که مورد تایید و تاکید پیامبر(ص) و امام علی(ع) بوده است .
• پیامبر(ص) در حجه الوداع می فرماید :
نصيحت و نقد حكومت از واجبات مردم است .
ثلاث لایغل علیهن قلب امرئ مسلم : ... و النصیحة لائمة المسلمین 12
• امام علی(ع) در خطبه صفین می فرماید :
... از گفتار حق بانظرات عادلانه خودداری نکنید . زیرا من به خودی خود برتر ازآن که خطا کنم، نیستم و در کار خود از آن در امان نیستم، ....
... فلا تکفوا عن مقالة بحق او مشورة بعدل فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطی ء و لاآمن ذلک من فعلی 13
و در يك كلام :
تشكيل حكومت ، شكل و نوع آن و نحوه انتخاب رئيس حكومت از حقوق مردم بوده نه از حقوق خداوند ، كه بخواهد بر مردم حكمراني كرده و لذا ناچار به تعيين روش حكومت و نصب حاكم باشد و البته در راستاي دعوت مشفقانه به ايمان موحدانه و اخلاقي زيستن ، سفارش اكيد نسبت به رعايت عدالت توسط حاكميت و همچنين دخالت تام مردم در نقد و يا نظر دادن در مورد تصميمات حاكميت كرده است .
و اين امور نه اينكه توسط خداوند وضع و مشروعيت پيدا كرده باشد كه مربوط به حوزه عقل عرفي و سيره عقلاست و خداوند نيز بر آنه صحه گذارده و ارشاد به پيروي از عقلانيت عرفي كرده است .
زير نويسها :
1- نهج البلاغه – خطبه 40 باب : في الخوارج لما سمع قولهم: « لا حکم الا لله »
2- بحارالأنوار، ج23، باب الاضطرارإلى الحجة، ص22- عللالشرائع، ج1، باب العلةالتي من أجلها....ص196.
3- سوره حدید ، آیه 25
4- ابناثير، الكامل، ج3، ص193 به نقل از دراسات فى ولاية الفقيه، ج1، ص505.
5- سوره نسا ، آيه 58
6- سوره نحل ، آيه 90
7- سوره شوری ، آیه 38
8- سوره آل عمران ، آيه 159
9- همان 8
10- سوره نسا ، آیه 59
11- سوره احزاب ، آیه 6
12- الوافی، ج2، ص99؛ یعقوبی ج1 ص 508 ، الخصال ج1 ص 150 ح 182
13- کافی، ج 8، حدیث 550 و نهج البلاغه فیض، خطبه 207.
** به مقاله " جایگاه پیامبر در سرنوشت سیاسی مردم -
http://mahsan.parsiblog.com/Posts/692 مراجعه شود .
محمد صالحی – 5/7/94
http://mahsan.parsiblog.com
#حكم_طهارت_سگ
🌹• استاد محسن #كديور ( kadivar.com )
سگ نجس العین نیست و محکوم به #طهارت است . هرچند از #آب_دهان سگ باید #اجتناب کرد .
🌹• استاد احمد #عابديني ( www.ahmadabedini.ir)
مسأله122: نجاست كامل سگ مربوط به سگان ولگرد و داراي بيماري هاري است اما نجاست تمامي اجزاء بدن سگان مفيد نظير سگ خانگي ، سگ شكاري ، سگ پليس ، سگ گله و... معلوم نيست و #نجاست ، مربوط به #لعاب_دهان آنهاست. بله از سگان كثيف و پليد بايد به طور كامل اجتناب شود و در اتاق و محل زندگي انسان وارد نشوند.
🌹• استاد محمدعلي #ك . ... ( سوال و جواب تلگرامي – 15/1/96 )
حساسیت روی سگ ، بیشتر به خاطر آلودگی #آب_دهان اوست که اجتناب از آن امری #بهداشتی است.
در آزمایشگاه این را آزمایش کنند که آیا واقعاً چنین است یا خیر؟
🌹• مرحوم استاد #غروي ( ذيل مسئله 106 شرح رساله مرحوم بروجردي )
#مو و #ناخن_سگ و خوك به شرط آلوده نبودن به نجاست ظاهري #پاك است . #استخوان هم اگر خشك و ضد عفوني شود پاك است .
محمد صالحي – 15/1/96
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🌹• استاد محسن #كديور ( kadivar.com )
سگ نجس العین نیست و محکوم به #طهارت است . هرچند از #آب_دهان سگ باید #اجتناب کرد .
🌹• استاد احمد #عابديني ( www.ahmadabedini.ir)
مسأله122: نجاست كامل سگ مربوط به سگان ولگرد و داراي بيماري هاري است اما نجاست تمامي اجزاء بدن سگان مفيد نظير سگ خانگي ، سگ شكاري ، سگ پليس ، سگ گله و... معلوم نيست و #نجاست ، مربوط به #لعاب_دهان آنهاست. بله از سگان كثيف و پليد بايد به طور كامل اجتناب شود و در اتاق و محل زندگي انسان وارد نشوند.
🌹• استاد محمدعلي #ك . ... ( سوال و جواب تلگرامي – 15/1/96 )
حساسیت روی سگ ، بیشتر به خاطر آلودگی #آب_دهان اوست که اجتناب از آن امری #بهداشتی است.
در آزمایشگاه این را آزمایش کنند که آیا واقعاً چنین است یا خیر؟
🌹• مرحوم استاد #غروي ( ذيل مسئله 106 شرح رساله مرحوم بروجردي )
#مو و #ناخن_سگ و خوك به شرط آلوده نبودن به نجاست ظاهري #پاك است . #استخوان هم اگر خشك و ضد عفوني شود پاك است .
محمد صالحي – 15/1/96
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
👍1
Forwarded from اتچ بات
🍇#ازدواج_موقت يك نياز طبيعي است مثل رستوران در زندگي امروز
حجت الاسلام محمدرضا زائرى
اطلاعات روز# حجت الاسلام محمدرضا زائرى در یادداشتی در روزنامه صبح نو درخصوص ازدواج موقت نوشت :
🌹اين نياز را باور كنيم !
🍇ازدواج موقت يك #نياز_طبيعي است مثل رستوران در زندگي امروز، و همان طور كه غذاي سريع و مراكز تهيه غذا حتى از زيرزمين مساجد سر درآورده اند، بايد براي تسهيل ازدواج موقت هم فكر كرد.
🍇البته ازدواج دائم اصل است (همان طور كه هيچ چيزي جاي آشپزي خانگي را نمي گيرد) اما همان طور كه الآن به هزار و يك دليل نمي شود روي آشپزي خانگي اصرار كرد، به همان ترتيب نمي توان انحصارا روي ازدواج دائم اصرار داشت.
🍇اقتضاي #جهاني_شدن و سرعت و تحولات اجتماعي و ... اين است و اگر برايش چاره جويي و تدبير نكنيم ازدواج سفيد و روابط بي ضابطه رايج مي شود.
كسي كه حابس بول است نمازش كراهت دارد چون نمي فهمد چه مي گويد ؛ "لاتقربوا الصلوة و أنتم سكارى"
🌹و نمي شود #پيام_دين را به كسي كه #آرامش و استقرار رواني و جنسي ندارد منتقل كرد ،
بلكه بالاتر از اين احساس رضايت از خدا نمي كند و با خود فكر مي كند اين چه خدايي ست كه #فشار_جنسي را بر او تحميل كرده ولي مي گويد به راست و چپ نگاه نكن، از سر جايت تكان نخور، خودارضايي نكن ! در حالي كه خدا نگفته و ما داريم مي گوييم!
بر عكس خدا گفته چون حلالش را برايت به اندازه رفع نياز گذاشته ام به محدوده حرام وارد نشو ، چون خودت زن داري به نامحرم نگاه نكن!
مثل اينكه مي گويد:"كلوا من الطيبات"، چون اصل بر جواز و حليت است و حلالش را داري پس سراغ حرام نرو !
🍇اگر #اسلام را پذيرفته ايم بايد #همه_چيزش را بپذيريم و اگر نظام غرب را، همه چيزش را! غرب يك نظام يكپارچه است بر اساس ليبراليسم كه مبناي فكري و پيشينه تمدني دارد ، اگر روابط جنسي آزاد دارد و...
🌹اگر هم اسلام را مي پذيريم ازدواج موقت دارد و ... يعني نمي شود هم راه ازدواج موقت را ببنديم و هم زمينه ازدواج دائم نباشد!
ما وظيفه داريم زمينه حلال را چنان فراهم كنيم كه جز شقي به سراغ حرام نرود.
وقتي عواملي چون تبليغات بازرگاني تلويزيون سطح توقع مردم را چنان بالا ببرد و ازدواج را آن قدر سخت كند كه هيچكس نتواند زن بگيرد، و از طرف ديگر زمينه ازدواج موقت را اين گونه محدود كنيم ، جوانان كه مخاطب اصلي دين هستند نسبت به كارامدي دين مشكل پيدا مي كنند و فاصله مي گيرند و از روحانيتي كه واقعيتهاي زندگي را درك نكند و از فضاي غير عيني و نامحسوس حرف بزند بيزار مي شوند.
🍇يادمان باشد گزينه مقابل ازدواج موقت، ازدواج دائم نيست كه اگر چنين باشد هر عاقلي قطعا ازدواج دائم را ترجيح مي دهد. متأسفانه گزينه مقابل ازدواج موقت، فحشا و فساد است كه روز به روز بيشتر و گسترده تر فراگير مي شود!
http://www.etelaterooz.ir
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
حجت الاسلام محمدرضا زائرى
اطلاعات روز# حجت الاسلام محمدرضا زائرى در یادداشتی در روزنامه صبح نو درخصوص ازدواج موقت نوشت :
🌹اين نياز را باور كنيم !
🍇ازدواج موقت يك #نياز_طبيعي است مثل رستوران در زندگي امروز، و همان طور كه غذاي سريع و مراكز تهيه غذا حتى از زيرزمين مساجد سر درآورده اند، بايد براي تسهيل ازدواج موقت هم فكر كرد.
🍇البته ازدواج دائم اصل است (همان طور كه هيچ چيزي جاي آشپزي خانگي را نمي گيرد) اما همان طور كه الآن به هزار و يك دليل نمي شود روي آشپزي خانگي اصرار كرد، به همان ترتيب نمي توان انحصارا روي ازدواج دائم اصرار داشت.
🍇اقتضاي #جهاني_شدن و سرعت و تحولات اجتماعي و ... اين است و اگر برايش چاره جويي و تدبير نكنيم ازدواج سفيد و روابط بي ضابطه رايج مي شود.
كسي كه حابس بول است نمازش كراهت دارد چون نمي فهمد چه مي گويد ؛ "لاتقربوا الصلوة و أنتم سكارى"
🌹و نمي شود #پيام_دين را به كسي كه #آرامش و استقرار رواني و جنسي ندارد منتقل كرد ،
بلكه بالاتر از اين احساس رضايت از خدا نمي كند و با خود فكر مي كند اين چه خدايي ست كه #فشار_جنسي را بر او تحميل كرده ولي مي گويد به راست و چپ نگاه نكن، از سر جايت تكان نخور، خودارضايي نكن ! در حالي كه خدا نگفته و ما داريم مي گوييم!
بر عكس خدا گفته چون حلالش را برايت به اندازه رفع نياز گذاشته ام به محدوده حرام وارد نشو ، چون خودت زن داري به نامحرم نگاه نكن!
مثل اينكه مي گويد:"كلوا من الطيبات"، چون اصل بر جواز و حليت است و حلالش را داري پس سراغ حرام نرو !
🍇اگر #اسلام را پذيرفته ايم بايد #همه_چيزش را بپذيريم و اگر نظام غرب را، همه چيزش را! غرب يك نظام يكپارچه است بر اساس ليبراليسم كه مبناي فكري و پيشينه تمدني دارد ، اگر روابط جنسي آزاد دارد و...
🌹اگر هم اسلام را مي پذيريم ازدواج موقت دارد و ... يعني نمي شود هم راه ازدواج موقت را ببنديم و هم زمينه ازدواج دائم نباشد!
ما وظيفه داريم زمينه حلال را چنان فراهم كنيم كه جز شقي به سراغ حرام نرود.
وقتي عواملي چون تبليغات بازرگاني تلويزيون سطح توقع مردم را چنان بالا ببرد و ازدواج را آن قدر سخت كند كه هيچكس نتواند زن بگيرد، و از طرف ديگر زمينه ازدواج موقت را اين گونه محدود كنيم ، جوانان كه مخاطب اصلي دين هستند نسبت به كارامدي دين مشكل پيدا مي كنند و فاصله مي گيرند و از روحانيتي كه واقعيتهاي زندگي را درك نكند و از فضاي غير عيني و نامحسوس حرف بزند بيزار مي شوند.
🍇يادمان باشد گزينه مقابل ازدواج موقت، ازدواج دائم نيست كه اگر چنين باشد هر عاقلي قطعا ازدواج دائم را ترجيح مي دهد. متأسفانه گزينه مقابل ازدواج موقت، فحشا و فساد است كه روز به روز بيشتر و گسترده تر فراگير مي شود!
http://www.etelaterooz.ir
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
👍1
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
چرايي ارسال پيامبران(ع) -1
از ديرباز اين سوال مطرح بوده كه پيامبران براي چه آمده اند ؟
1- آيا براي برپايي يك نظام سياسي جديد با قوانيني جديد جهت ايجاد يك منظومه حقوقي، خانوادگي ، اقتصادي و حكومتي اختصاصي نوبنياد بوده است ؟
2- و يا براي سوق مردم به سمت يك جامعه اي ايماني اخلاقي و پوياي مبتني بر توحيد بوده است ؟
در صورت پذيرش نظر اول ، همه تلاشهاي دين مداران از عصر نزول تا امروز ، كشف قوانين مستتر در دعوت پيامبر براي اثبات و تثبيت آنها در هر زمان و زمينه اي خواهد شد ، بدون آنكه حتي نيم نگاهي به عقلانيت جامعه داشته باشند و يا به مغايرتهاي اخلاقي آنها بيانديشند و يا مظالمي كه از ناحيه آنها به فرد و جامعه و حتي اصل دعوت پيامبر وارد مي شود ، را مورد توجه قرار دهند .
در اين نگاه كه فقه متولي آن مي شود ، هر تحقيق و يا سخني با عنايت به محوريت احكام ( چه موجود در عصر نزول و چه استخراج شده از ذهن فقها بر مبناي معيارهاي خود تعريفي آنها ) پيش مي رود و احكام است كه موضوعيت پيدا مي كنند .
اما در صورت پذيرش نظر دوم ، همه تلاش دين مداران بر اين متمركز مي شود كه قالب كلي دعوت پيامبر ، كه توحيد ، معنويت و اخلاق است را از لابلاي آيات قرآن و سيره او استخراج و پرورش داده و با توجه به ابزارهاي علمي و فرهنگي زمانه به جامعه تزريق كنند و سرگشتگي بشر را در بين سوالها و اضطرابات دروني خود در اين دنياي صنعتي مادي كه آرامش دروني او را با چالشي جدي مواجه كرده ، از بين برده و معناي جديدي از جاودانگي و عشق به او القا كنند .
در اين نگاه ، هيچ حكمي موضوعيت نداشته و بلكه هر تلاشي در تحقيق و بررسي متون و سيره ، با عنايت به محوريت " اهداف عالي ايمان و اخلاق " به بار مي نشيند و تبعا هر حكمي ( چه قديمي و چه جديد ) تنها در حد طريقيت رسيدن به آن اهداف ارزش پيدا مي كنند و هر زماني كه در مواجهه با عقلانيت و اخلاق و عدالت زمانه ، نتوانند نقش خود را ايفا كنند ، بدون هيچگونه شك و يا ابهام و يا ترسي ، جاي خود را به قوانين جديد مي دهند .
از آنجا كه جامعه بشري ، در قرون گذشته به بلوغ انديشه و عقلانيت كافي نرسيده بود ، جايي براي سخن گفتن از دين و نوع نگاهي كه مي توان به آن داشت نبوده است ( غير از استثنائاتي كه معمولا منجر به حذف صاحبان آنها مي شده است . ) .
اما در اين چند دهه اخير ، كه عقلانيت و انديشه ، از ويژگيهاي برجسته بشري شده است ، قالبهاي فكري گذشته ، كه اديان مختلف ابراهيمي و غير ابراهيمي از نمادهاي خاص آنهاست ، بشدت مورد ترديد و نقد جدي قرار گرفته است .
و در اين آزمون عقلانيت و اخلاق ، نگاه اول به دين ، كه نگاه احكام محور بوده است ، به بن بست عجيبي برخورد كرده و عليرغم دست و پازدنهاي مختلف ، حتي با پوشيدن لباس مدرنيته به آن ( با اصطلاحات جديد حقوقي و اقتصادي و سياسي و .. ) نه تنها به جايي نرسيده است ، بلكه بيشتر به گريزان كردن نسل نو جامعه از حتي اصل دين منجر شده است .
و ليكن از آنجا كه انسان موجودي دو بعدي بوده ، كه بعد معنويت و روحانيت اوست كه در صورت هدايت درست آن ، به زندگي او معنا مي بخشد و مي تواند به اضطرابهايش پايان دهد ، دين هرگز قابل حذف از زندگي و يا حتي انديشه او نبوده است .
در اينجا بود كه دين مداران اين چند دهه ، بعنوان نو انديشان ديني ، وارد عرصه شده و نگاه دوم به دين ، كه مبتني بر ايمان و اخلاق ميباشد را زنده كرده و بر آن پاي مي فشارند و روز بروز جاي خود را در بين نسل نو انديش ، بيشتر باز كرده است .
در اين نگاه ، هدف پيامبران :
1- اصلاح اعتقاد ايماني مردم ميباشد .
( و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون / انبیا 25 )
2- و تربيت اخلاقي فرد و جامعه
( لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ / آل عمران 164 - انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق / مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1. )
3- بگونه اي كه نتيجه نهايي آن ، ايجاد يك جامعه عدالت محور توسط خود مردم بشود .( ليقوم الناس بالقسط / حديد 25)
محمد صالحي – 5/8/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/685
از ديرباز اين سوال مطرح بوده كه پيامبران براي چه آمده اند ؟
1- آيا براي برپايي يك نظام سياسي جديد با قوانيني جديد جهت ايجاد يك منظومه حقوقي، خانوادگي ، اقتصادي و حكومتي اختصاصي نوبنياد بوده است ؟
2- و يا براي سوق مردم به سمت يك جامعه اي ايماني اخلاقي و پوياي مبتني بر توحيد بوده است ؟
در صورت پذيرش نظر اول ، همه تلاشهاي دين مداران از عصر نزول تا امروز ، كشف قوانين مستتر در دعوت پيامبر براي اثبات و تثبيت آنها در هر زمان و زمينه اي خواهد شد ، بدون آنكه حتي نيم نگاهي به عقلانيت جامعه داشته باشند و يا به مغايرتهاي اخلاقي آنها بيانديشند و يا مظالمي كه از ناحيه آنها به فرد و جامعه و حتي اصل دعوت پيامبر وارد مي شود ، را مورد توجه قرار دهند .
در اين نگاه كه فقه متولي آن مي شود ، هر تحقيق و يا سخني با عنايت به محوريت احكام ( چه موجود در عصر نزول و چه استخراج شده از ذهن فقها بر مبناي معيارهاي خود تعريفي آنها ) پيش مي رود و احكام است كه موضوعيت پيدا مي كنند .
اما در صورت پذيرش نظر دوم ، همه تلاش دين مداران بر اين متمركز مي شود كه قالب كلي دعوت پيامبر ، كه توحيد ، معنويت و اخلاق است را از لابلاي آيات قرآن و سيره او استخراج و پرورش داده و با توجه به ابزارهاي علمي و فرهنگي زمانه به جامعه تزريق كنند و سرگشتگي بشر را در بين سوالها و اضطرابات دروني خود در اين دنياي صنعتي مادي كه آرامش دروني او را با چالشي جدي مواجه كرده ، از بين برده و معناي جديدي از جاودانگي و عشق به او القا كنند .
در اين نگاه ، هيچ حكمي موضوعيت نداشته و بلكه هر تلاشي در تحقيق و بررسي متون و سيره ، با عنايت به محوريت " اهداف عالي ايمان و اخلاق " به بار مي نشيند و تبعا هر حكمي ( چه قديمي و چه جديد ) تنها در حد طريقيت رسيدن به آن اهداف ارزش پيدا مي كنند و هر زماني كه در مواجهه با عقلانيت و اخلاق و عدالت زمانه ، نتوانند نقش خود را ايفا كنند ، بدون هيچگونه شك و يا ابهام و يا ترسي ، جاي خود را به قوانين جديد مي دهند .
از آنجا كه جامعه بشري ، در قرون گذشته به بلوغ انديشه و عقلانيت كافي نرسيده بود ، جايي براي سخن گفتن از دين و نوع نگاهي كه مي توان به آن داشت نبوده است ( غير از استثنائاتي كه معمولا منجر به حذف صاحبان آنها مي شده است . ) .
اما در اين چند دهه اخير ، كه عقلانيت و انديشه ، از ويژگيهاي برجسته بشري شده است ، قالبهاي فكري گذشته ، كه اديان مختلف ابراهيمي و غير ابراهيمي از نمادهاي خاص آنهاست ، بشدت مورد ترديد و نقد جدي قرار گرفته است .
و در اين آزمون عقلانيت و اخلاق ، نگاه اول به دين ، كه نگاه احكام محور بوده است ، به بن بست عجيبي برخورد كرده و عليرغم دست و پازدنهاي مختلف ، حتي با پوشيدن لباس مدرنيته به آن ( با اصطلاحات جديد حقوقي و اقتصادي و سياسي و .. ) نه تنها به جايي نرسيده است ، بلكه بيشتر به گريزان كردن نسل نو جامعه از حتي اصل دين منجر شده است .
و ليكن از آنجا كه انسان موجودي دو بعدي بوده ، كه بعد معنويت و روحانيت اوست كه در صورت هدايت درست آن ، به زندگي او معنا مي بخشد و مي تواند به اضطرابهايش پايان دهد ، دين هرگز قابل حذف از زندگي و يا حتي انديشه او نبوده است .
در اينجا بود كه دين مداران اين چند دهه ، بعنوان نو انديشان ديني ، وارد عرصه شده و نگاه دوم به دين ، كه مبتني بر ايمان و اخلاق ميباشد را زنده كرده و بر آن پاي مي فشارند و روز بروز جاي خود را در بين نسل نو انديش ، بيشتر باز كرده است .
در اين نگاه ، هدف پيامبران :
1- اصلاح اعتقاد ايماني مردم ميباشد .
( و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون / انبیا 25 )
2- و تربيت اخلاقي فرد و جامعه
( لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ / آل عمران 164 - انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق / مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1. )
3- بگونه اي كه نتيجه نهايي آن ، ايجاد يك جامعه عدالت محور توسط خود مردم بشود .( ليقوم الناس بالقسط / حديد 25)
محمد صالحي – 5/8/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/685
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
چرايي ارسال پيامبران(ع) - 2
بنابر اين ظهور پيامبر(ص) ، براي ايجاد يك جامعه جديد با نظامات و قواعد جديد و نوبنياد در زمينه هاي خانوادگي ، حقوقي ، اقتصادي ، حكومتي و ... نبوده است ، بلكه ايشان ، در راستاي تربيت ايماني اخلاقي فرد ، جهت سوق جامعه بسوي يك جامعه عدالت محور ، ضمن رعايت قواعد و ارزشهاي مثبت جامعه عصر نزول و عنايت به حد فهم و پذيرش مردم ، ارشاداتي در زمينه هاي مختلف كرده و وقتي به حكومت مدينه نائل مي شوند ، از همان قوانين موجود آن عصر ، با تعديلات و يا اصلاحات اخلاقي آنها ، در حدي كه با مقاومت اقشار و افكار مختلف مردم روبرو نشده و اصل دعوتش تحت الشعاع آن اختلافات قرار نگيرد ، به عنوان ابزار و روش رسيدن به هدف خود ، بهره برداري نموده است ( احكام امضايي ) و هرگز در پي تدوين يك نظامنامه جديد حكومتي فراتاريخي نبوده است كه در اعصار بعدي به دليل رشد عقلاني و علمي مردم با چالشهاي جدي مواجه شود . ( کتاب حكومت ديني و حقوق انسان – مرحوم منتظري - ص 144 )
بطور مثال :
• در نظام خانواده ، هدف را ايجاد سكون و آرامش همسران مي داند بگونه اي كه ضمن كاهش اضطرابهاي آنها كه حاصل مشكلات اقتصادي و اجتماعي جامعه مي باشد ، بتوانند محيطي امن و زيبا براي پرورش فرزنداني ايماني اخلاقي فراهم كنند . ( و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودة و رحمة ان في ذلك لآيات لقوم يتفكرون / روم 21 )
• در نظام حقوقي ، هدف را اجراي عدالت جهت تضمين آرامش و امنيت مردم مي داند ، كه بتوانند فارغ از هر اتفاقي ، تلاش خود را براي ارتقا سطح زندگي و جامعه خود از همه جنبه هايي كه به آنها مربوط است ، به انجام برسانند . ( ان الله يامركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل ان الله نعما يعظكم به ان الله كان سميعا بصيرا / نسا 58 )
• در نظام اقتصادي ، هدف ، برخورداري همه جامعه از منابع خدادادي است بدون هيچگونه اجحاف به كسي و يا قشري خاص ( فانه لا ضرر و لا ضرار / قاعده لاضرر و لاضرار – و ده ها مصداق قرآني از جمله و لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل و تدلوا بها الي الحكام لتاكلوا فريقا من اموال الناس بالاثم و انتم تعلمون / بقره 188 و يا ويل للمطففين / مطففين 1 )
• در نظام حكومتي ، هدف را حضور مردمي در تصميمات حكومتي و اجتماعي مي داند . ( امرهم شوري بينهم / شوري 38 – و شاورهم في الامر / آل عمران 159 - لَوْ لاَ حُضُورُ اَلْحَاضِرِ وَ قِيَامُ اَلْحُجَّةِ بِوُجُودِ اَلنَّاصِرِ ... لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا – خطبه 3 نهج البلاغه ، شقشقیه )
• در نظام اجتماعي ، هدف را كرامت بخشي به انسان از هر نژاد و آيين و با هر تفكر و يا باور ميداند . ( و لقد كرمنا بني آدم / اسرا 70 – لاتكن عبد غيرك و قد جعلك الله حرا / نامه 31 نهج البلاغه ، وصيت به حسنين )
• در روابط اجتماعي بين افراد ، هدف را علاوه بر رعايت عدالت اجتماعي ، نيكويي و انفاق به يكديگر را ارزشي والاتر معرفي ميكند . ( ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذي القربي / نحل 90 - لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون و ما تنفقوا من شي ء فان الله به عليم / آل عمران 92 )
با توجه به موارد مذكور :
آنچه كه براي پيامبر(ص) ، در يك منظومه اجتماعي ، اهميت داشته ، رسيدن به اهداف ارشادي فوق بوده است ، كه در اولين و مهمترين مرحله ، تربيت ايماني - خلاقي فرد و تبعا جامعه بايد مورد توجه قرار گيرد ، و البته محور بنيادين بعثت ايشان نيز اهتمام جدي به همين امر مهم و اساسي بوده است .
و آنگاه كه قرار است جامعه در راستاي ايجاد حكومتي مردم محور ، اقتصادي قسط محور ، خانواده اي آرمش محور ، سيستم حقوقي عدالت محور و از همه مهمتر ، ايجاد فضايي آكنده از معنويت اخلاقي و كرامت انساني ، حركت كند ، بايستي به همه زيرساختهاي فرهنگي ، سنتي ، علمي و عقلاني خود نگاه كرده و اقتضائات مربوطه را در نظر داشته و منظومه كلي خود را برقرار نمايد .
و اين امر ، نه حقي الهيست كه به شخصي خاص عطا شده باشد ، كه بر عهده خود مردم و از حقوق خود آنها شمرده شده است .
در اين نگاهست كه هيچ حكم و يا قانوني ، حتي از يك نسل قبل ، قابل تسري به عصر بعدي نخواهد بود ، مگر آنكه بتواند در رساندن جامعه به اهداف فوق ، در برابر قوانين رقيب خود ، ارجحيت خود را به اثبات رسانده و عقلا و متخصصان مربوطه را اقناع كند .
محمد صالحي – 5/8/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/683
بنابر اين ظهور پيامبر(ص) ، براي ايجاد يك جامعه جديد با نظامات و قواعد جديد و نوبنياد در زمينه هاي خانوادگي ، حقوقي ، اقتصادي ، حكومتي و ... نبوده است ، بلكه ايشان ، در راستاي تربيت ايماني اخلاقي فرد ، جهت سوق جامعه بسوي يك جامعه عدالت محور ، ضمن رعايت قواعد و ارزشهاي مثبت جامعه عصر نزول و عنايت به حد فهم و پذيرش مردم ، ارشاداتي در زمينه هاي مختلف كرده و وقتي به حكومت مدينه نائل مي شوند ، از همان قوانين موجود آن عصر ، با تعديلات و يا اصلاحات اخلاقي آنها ، در حدي كه با مقاومت اقشار و افكار مختلف مردم روبرو نشده و اصل دعوتش تحت الشعاع آن اختلافات قرار نگيرد ، به عنوان ابزار و روش رسيدن به هدف خود ، بهره برداري نموده است ( احكام امضايي ) و هرگز در پي تدوين يك نظامنامه جديد حكومتي فراتاريخي نبوده است كه در اعصار بعدي به دليل رشد عقلاني و علمي مردم با چالشهاي جدي مواجه شود . ( کتاب حكومت ديني و حقوق انسان – مرحوم منتظري - ص 144 )
بطور مثال :
• در نظام خانواده ، هدف را ايجاد سكون و آرامش همسران مي داند بگونه اي كه ضمن كاهش اضطرابهاي آنها كه حاصل مشكلات اقتصادي و اجتماعي جامعه مي باشد ، بتوانند محيطي امن و زيبا براي پرورش فرزنداني ايماني اخلاقي فراهم كنند . ( و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودة و رحمة ان في ذلك لآيات لقوم يتفكرون / روم 21 )
• در نظام حقوقي ، هدف را اجراي عدالت جهت تضمين آرامش و امنيت مردم مي داند ، كه بتوانند فارغ از هر اتفاقي ، تلاش خود را براي ارتقا سطح زندگي و جامعه خود از همه جنبه هايي كه به آنها مربوط است ، به انجام برسانند . ( ان الله يامركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل ان الله نعما يعظكم به ان الله كان سميعا بصيرا / نسا 58 )
• در نظام اقتصادي ، هدف ، برخورداري همه جامعه از منابع خدادادي است بدون هيچگونه اجحاف به كسي و يا قشري خاص ( فانه لا ضرر و لا ضرار / قاعده لاضرر و لاضرار – و ده ها مصداق قرآني از جمله و لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل و تدلوا بها الي الحكام لتاكلوا فريقا من اموال الناس بالاثم و انتم تعلمون / بقره 188 و يا ويل للمطففين / مطففين 1 )
• در نظام حكومتي ، هدف را حضور مردمي در تصميمات حكومتي و اجتماعي مي داند . ( امرهم شوري بينهم / شوري 38 – و شاورهم في الامر / آل عمران 159 - لَوْ لاَ حُضُورُ اَلْحَاضِرِ وَ قِيَامُ اَلْحُجَّةِ بِوُجُودِ اَلنَّاصِرِ ... لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا – خطبه 3 نهج البلاغه ، شقشقیه )
• در نظام اجتماعي ، هدف را كرامت بخشي به انسان از هر نژاد و آيين و با هر تفكر و يا باور ميداند . ( و لقد كرمنا بني آدم / اسرا 70 – لاتكن عبد غيرك و قد جعلك الله حرا / نامه 31 نهج البلاغه ، وصيت به حسنين )
• در روابط اجتماعي بين افراد ، هدف را علاوه بر رعايت عدالت اجتماعي ، نيكويي و انفاق به يكديگر را ارزشي والاتر معرفي ميكند . ( ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذي القربي / نحل 90 - لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون و ما تنفقوا من شي ء فان الله به عليم / آل عمران 92 )
با توجه به موارد مذكور :
آنچه كه براي پيامبر(ص) ، در يك منظومه اجتماعي ، اهميت داشته ، رسيدن به اهداف ارشادي فوق بوده است ، كه در اولين و مهمترين مرحله ، تربيت ايماني - خلاقي فرد و تبعا جامعه بايد مورد توجه قرار گيرد ، و البته محور بنيادين بعثت ايشان نيز اهتمام جدي به همين امر مهم و اساسي بوده است .
و آنگاه كه قرار است جامعه در راستاي ايجاد حكومتي مردم محور ، اقتصادي قسط محور ، خانواده اي آرمش محور ، سيستم حقوقي عدالت محور و از همه مهمتر ، ايجاد فضايي آكنده از معنويت اخلاقي و كرامت انساني ، حركت كند ، بايستي به همه زيرساختهاي فرهنگي ، سنتي ، علمي و عقلاني خود نگاه كرده و اقتضائات مربوطه را در نظر داشته و منظومه كلي خود را برقرار نمايد .
و اين امر ، نه حقي الهيست كه به شخصي خاص عطا شده باشد ، كه بر عهده خود مردم و از حقوق خود آنها شمرده شده است .
در اين نگاهست كه هيچ حكم و يا قانوني ، حتي از يك نسل قبل ، قابل تسري به عصر بعدي نخواهد بود ، مگر آنكه بتواند در رساندن جامعه به اهداف فوق ، در برابر قوانين رقيب خود ، ارجحيت خود را به اثبات رسانده و عقلا و متخصصان مربوطه را اقناع كند .
محمد صالحي – 5/8/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/683
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy