Forwarded from اتچ بات
از 'خدایِ خودکامه' تا 'سیاست استبدادی'
#سنت_دینی ما تاکنون بر مطلق بودن #حق خداوند و #تکلیف آدمیان در برابر او تأکید میورزیده و در این مورد سنگ تمام گذارده است.
در این سنت انسان به عنوان « #حیوان_مُکَلَّف» تعریف میشود و موضوع علم _فقه نیز فعل مُکَلَّفین است.
#خدایی که در این سنت به ما معرفی میشود خدایی « #خودکامه» یا «مصلحتاندیش» است که حق مالکیت او مطلق است و حق دارد هر تصرفی را که بخواهد در بندگان خود بکند و «#حقوق_فطری و طبیعی بشر» در محاسبات او نقشی ندارند و ارادهی او یا گزافی است و یا تماماً تابع مصلحت نظام است.
و #حاکمانی هم که منصوبان و جانشینان چنین خدایی در سماوات و ارضین هستند و به نمایندگی از طرف چنین خدایی در سرنوشت مردم تصرف میکنند از چنین خصوصیتی برخوردارند، یعنی اراده و حکم آنان نیز یا گزافی است و یا تابع مصلحت نظام.
و #حقوق_فطری و طبیعی بشر در تصمیمگیریهای آنان هیچ محلی از اعراب نخواهد داشت و نباید داشته باشد.
و روشن است که از دل چنین تصوری از خداوند ، نظام سیاسی #دمکراتیک بیرون نخواهد آمد و این خداشناسی به هیچوجه با دمکراسی سر آشتی نخواهد داشت و قابل جمع نیست، بلکه تنها با #استبداد دینی سازگار و قابل جمع است.
اما اگر بپذیریم که #حقوق_فطری و طبیعی بشر از ارزشهای بنیادین #اخلاقی سرچشمه میگیرد و قدرت و #ارادهی خداوند ، #تابع ارزشهای اخلاقی است، لاجرم باید بپذیریم که #تکالیفی که خداوند بر دوش آدمیان مینهد با این حقوق #سازگار خواهد بود و #عدالت خداوند مانع #نقض حقوق فطری و طبیعی بشر از سوی او خواهد شد و ما نیز در صورتی به فهم درست آن تکالیف نائل میشویم که فهم و برداشت خود از متون بیانگر احکام شرعی را با #موازین حقوق فطری و طبیعی بشر بسنجیم.
این #حقوق ، وضعی و قراردادی و #شرعی نیست تا کشف آنها متوقف بر رجوع به متون دینی و #حجیت و مشروعیت آنها متوقف بر امضا و تصویب آنها از طرف #شارع یا حاکم شرع باشد.
بخشی از مقاله "مهدویت و دموکراسی"
استاد دکتر ابوالقاسم فنایی - دانش آموخته حوزه قم و دانشگاه های اروپا
@osolefeghh
https://telegram.me/beshnofekrkon
#سنت_دینی ما تاکنون بر مطلق بودن #حق خداوند و #تکلیف آدمیان در برابر او تأکید میورزیده و در این مورد سنگ تمام گذارده است.
در این سنت انسان به عنوان « #حیوان_مُکَلَّف» تعریف میشود و موضوع علم _فقه نیز فعل مُکَلَّفین است.
#خدایی که در این سنت به ما معرفی میشود خدایی « #خودکامه» یا «مصلحتاندیش» است که حق مالکیت او مطلق است و حق دارد هر تصرفی را که بخواهد در بندگان خود بکند و «#حقوق_فطری و طبیعی بشر» در محاسبات او نقشی ندارند و ارادهی او یا گزافی است و یا تماماً تابع مصلحت نظام است.
و #حاکمانی هم که منصوبان و جانشینان چنین خدایی در سماوات و ارضین هستند و به نمایندگی از طرف چنین خدایی در سرنوشت مردم تصرف میکنند از چنین خصوصیتی برخوردارند، یعنی اراده و حکم آنان نیز یا گزافی است و یا تابع مصلحت نظام.
و #حقوق_فطری و طبیعی بشر در تصمیمگیریهای آنان هیچ محلی از اعراب نخواهد داشت و نباید داشته باشد.
و روشن است که از دل چنین تصوری از خداوند ، نظام سیاسی #دمکراتیک بیرون نخواهد آمد و این خداشناسی به هیچوجه با دمکراسی سر آشتی نخواهد داشت و قابل جمع نیست، بلکه تنها با #استبداد دینی سازگار و قابل جمع است.
اما اگر بپذیریم که #حقوق_فطری و طبیعی بشر از ارزشهای بنیادین #اخلاقی سرچشمه میگیرد و قدرت و #ارادهی خداوند ، #تابع ارزشهای اخلاقی است، لاجرم باید بپذیریم که #تکالیفی که خداوند بر دوش آدمیان مینهد با این حقوق #سازگار خواهد بود و #عدالت خداوند مانع #نقض حقوق فطری و طبیعی بشر از سوی او خواهد شد و ما نیز در صورتی به فهم درست آن تکالیف نائل میشویم که فهم و برداشت خود از متون بیانگر احکام شرعی را با #موازین حقوق فطری و طبیعی بشر بسنجیم.
این #حقوق ، وضعی و قراردادی و #شرعی نیست تا کشف آنها متوقف بر رجوع به متون دینی و #حجیت و مشروعیت آنها متوقف بر امضا و تصویب آنها از طرف #شارع یا حاکم شرع باشد.
بخشی از مقاله "مهدویت و دموکراسی"
استاد دکتر ابوالقاسم فنایی - دانش آموخته حوزه قم و دانشگاه های اروپا
@osolefeghh
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
attach 📎
اقلیم های #جسم و #روح
زمانی که #کودکی تولد میابد ، در دو اقلیم در هم تنیده زیر ، پای به عرصه وجود می گذارد :
#جسم و #روح
🍇و #جسم اما !
مسیری #منحنی گون را می پیماید .
از #تولد تا جایی در میانه عمر ، #حرکتی_صعودی را در پیش می گیرد و هر چه قویتر می گردد و از آنجا به بعد است که #سیری_نزولی گرفته ، تا مرگ را ملاقات کند .
🍇و لیکن #روح !
همواره در #سیری_مدام رو بسوی بی نهایتی ابدی ، بی هیچ سکونی ، گام می زند و می رود .
و #این_دو ، با هم چنان پیوندی ژرف دارند که بدون یکدیگر ، نمی توانند #زیستن را تجربه نمایند ،
تا اینکه ، #روح به امکانی برسد که بتواند بی وجود جسم ، باقی راه را به #تنهایی بپیماید .
🌹البته #روح در بدو تولد ، به #کرمی در پیله جسم می ماند که در گذر عمر ، چاره ای جز #پروانه شدن ندارد .
و آنگاهست که باید #باقی_عمر را بی حضور جسم و به #پرواز رقص آگین برود .
🌹و اما #جسم ،
روزی در #سیر_نزولی خود ، در #خاک آرام خواهد گرفت و آن زمانست که #روح چونان پروانه ای ، به اجبار از آن جدا می گردد .
🎄و #روح اگر !
نه #پرواز را در درون خود تمرین کرده باشد
و نه #دل از پیله تاریک و تنگ جسم کنده باشد ،
بیرون از جسم ، که #فضای_بیکرانه_ورای_دنیای_مادیست ، را چونان اقیانوس دهشتناکی می بیند که در آن #غرق گشته و هیچ #شنا نمی داند .
🎄و گویا به همین سبب گفته اند :
#موتوا قبل ان تموتوا - بحار ج ۷۲ ص ۵۹
قبل از آنکه #جسم ، خود را در خاک کشد و #روح را در تنهایی خود رها کند ،
چشم بر #زیبائیهای راهی که روح در آن خواهد رفت باز کنید و #پرواز را در نسیم خنک ناشی از بالهای مهربانی و #عشق خود ، تمرین کرده ،
تا #لحظه_مرگ ، #لحظه_جشن شما باشد ؛
آنگونه که در فضایی سرشار از زیبائیها معلق شده و شادمانه و #رقصان ، در آغوش خداوند #آرام گیرید .
قل متاع الدنیا قلیل و الاخره خیر لمن اتقی - ۷۷ نسا
ای فرستاده ما : به مردمان بگو که هر آنچه برای #تامین_جسمانیاتتان از دنیا بهره بگیرید ، در مقابل آنچه که قرار است بسویش روانه شوید ، #ناچیزی بیش نیست ، و البته که #آخرت برای پروا کنندگان از فرو افتادن در دنیا ، بهترین #گزینه است .
محمد صالحی - ۲۹/۱۲/۹۵
https://telegram.me/beshnofekrkon
مطلب تكميلي :
https://t.me/beshnofekrkon/917
زمانی که #کودکی تولد میابد ، در دو اقلیم در هم تنیده زیر ، پای به عرصه وجود می گذارد :
#جسم و #روح
🍇و #جسم اما !
مسیری #منحنی گون را می پیماید .
از #تولد تا جایی در میانه عمر ، #حرکتی_صعودی را در پیش می گیرد و هر چه قویتر می گردد و از آنجا به بعد است که #سیری_نزولی گرفته ، تا مرگ را ملاقات کند .
🍇و لیکن #روح !
همواره در #سیری_مدام رو بسوی بی نهایتی ابدی ، بی هیچ سکونی ، گام می زند و می رود .
و #این_دو ، با هم چنان پیوندی ژرف دارند که بدون یکدیگر ، نمی توانند #زیستن را تجربه نمایند ،
تا اینکه ، #روح به امکانی برسد که بتواند بی وجود جسم ، باقی راه را به #تنهایی بپیماید .
🌹البته #روح در بدو تولد ، به #کرمی در پیله جسم می ماند که در گذر عمر ، چاره ای جز #پروانه شدن ندارد .
و آنگاهست که باید #باقی_عمر را بی حضور جسم و به #پرواز رقص آگین برود .
🌹و اما #جسم ،
روزی در #سیر_نزولی خود ، در #خاک آرام خواهد گرفت و آن زمانست که #روح چونان پروانه ای ، به اجبار از آن جدا می گردد .
🎄و #روح اگر !
نه #پرواز را در درون خود تمرین کرده باشد
و نه #دل از پیله تاریک و تنگ جسم کنده باشد ،
بیرون از جسم ، که #فضای_بیکرانه_ورای_دنیای_مادیست ، را چونان اقیانوس دهشتناکی می بیند که در آن #غرق گشته و هیچ #شنا نمی داند .
🎄و گویا به همین سبب گفته اند :
#موتوا قبل ان تموتوا - بحار ج ۷۲ ص ۵۹
قبل از آنکه #جسم ، خود را در خاک کشد و #روح را در تنهایی خود رها کند ،
چشم بر #زیبائیهای راهی که روح در آن خواهد رفت باز کنید و #پرواز را در نسیم خنک ناشی از بالهای مهربانی و #عشق خود ، تمرین کرده ،
تا #لحظه_مرگ ، #لحظه_جشن شما باشد ؛
آنگونه که در فضایی سرشار از زیبائیها معلق شده و شادمانه و #رقصان ، در آغوش خداوند #آرام گیرید .
قل متاع الدنیا قلیل و الاخره خیر لمن اتقی - ۷۷ نسا
ای فرستاده ما : به مردمان بگو که هر آنچه برای #تامین_جسمانیاتتان از دنیا بهره بگیرید ، در مقابل آنچه که قرار است بسویش روانه شوید ، #ناچیزی بیش نیست ، و البته که #آخرت برای پروا کنندگان از فرو افتادن در دنیا ، بهترین #گزینه است .
محمد صالحی - ۲۹/۱۲/۹۵
https://telegram.me/beshnofekrkon
مطلب تكميلي :
https://t.me/beshnofekrkon/917
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
و #مرگ ، تنها يك #كليد ، براي باز كردن درب ورود به #جهان_جاودانه_آخرت است - 1
#روح_انسان پرتوي از روح خداونديست ( و نفخت فيه من روحي – حجر 29 ) ؛
كه #جاودانگي در قامت خداوند را با خود حمل مي كند . ( انا لله و انا اليه راجعون – بقره 156 )
وقتي كه #نطفه او بسته مي شود و #زيستن_دنيايي او در هستي آغاز مي گردد، #اولين_مرحله زندگي مادي او ، با دميده شدن روح در جنين، در سرزمين بسته و كوچك #رحم مادر شروع مي شود .
در آن دنياي كوچك جنيني ، #بند_ناف اوست كه وسيله ارتباط با مادر و تغذيه از او را بر عهده دارد .
و #پوشش_ژله مانندي كه در اطراف او تنيده شده ، او را #هماهنگ با شرايط زيستي در آن #دنياي_جنيني مي كند .
9 ماه در آن سرزمين مي زيد و با آن چنان خو مي گيرد كه با #خروج از آن ، به يكباره گريان شده ، احساس از دست دادن سكون و #قرار مي كند .
مي توان تصور كرد كه اگر به #جنين گفته شود كه تو بيش از 9 ماه اينجا نخواهي بود و با رسيدن به #شرايطي كه امكان باقي ماندن و #تداوم زندگي در آن را نخواهي داشت و لاجرم بايد به #دنياي_جديدتر كه بسيار وسيعتر و طولاني تر از اينجاست #كوچ كني و مرحله جديدي را در #ادامه_زيستن_كمالي خود آغاز نمايي ، قطعا نگران شده و از آنجا كه هيچگونه اطلاعي از شرايط جديد ندارد ، دچار #اضطراب و اندوه مي گردد و همين اضطراب ، در #نحوه_زندگي او در دنياي فعلي جنيني او تاثيرات شگرفي خواهد گذارد.
و فقط آنها كه اين #انتقال را قبلا #تجربه كرده اند و پاي در سرزمين دنياي زميني گذارده اند ، مي دانند كه هيچ جايي براي #مقايسه دنياي جنيني با دنياي زميني نيست .
چرا كه #وسعت_دنياي_زميني و شرايط رشد جسماني و روحاني افراد به آنگونه است كه حتي اگر #جنين ، آن انتقال را باور كند و بپذيرد ، نمي تواند #تصور كرده و يا تجسم نمايد ، جز آن كه به اطلاعات رسيده به او اعتماد كند .
وقتي كه #جنين با لحظه خروج از دنياي جنینی روبرو مي شود و چاره جز #خروج از آن و ورود به دنياي زميني نمي يابد ، راهي جز #تطبيق خود با شرايط زيستي در آن نخواهد داشت .
🙏كه براي اين #تطبيق ، #سه_گام را بايد بردارد و الا سخت ترين ضربه ها را خواهد خورد :
🌷1- اولين قدم براي اين تطبيق ، #حذف_تعلقاتي است كه مسير تغذيه او را در دنياي جنيني هموار مي كرده است و آن بريدن #بند_ناف او و جدا كردن مسير تغذيه او از مادر است .
چرا كه #مواد_تغذيه او در دنياي زميني بگونه ايست كه نياز به بازگشايي مبادي جديدي دارد و مهمترين آنها ، #دهان بوده كه در دنياي جنيني به اندازه كافي رشد كرده و آماده شده است .
🌷2- دومين قدم براي آن تطبيق ، #كندن_لباس_پوششي اوست كه در دنياي جنيني ، دور او تنيده شده بود و او را محافظت مي كرد.
🌷3- و سومين قدم براي آن تطبيق ، #پوشيدن_لباس_جديد براي هماهنگي با شرايط جديد دنياي زميني است .
اين انسان ، با #ورود به مرحله دنياي زميني ، #سالهاي_عمرش در آن را پشت سر مي گذارد و جسم و روحش را كه همپوشاني وسيعي داشته ، هر چند بعضا وروديها و مواد تغذيه اي متفاوت دارند ، همراهي مي كند تا آنگاه كه دوباره به #شرايطي برسد كه ديگر ماندن در #اين_دنيا برايش ممكن نباشد و بلكه #تداوم_زيستنش را بايد در دنيايي جديدتر و البته شرايط اختصاصي آن پي گيرد .
🍁تفاوت ما ، وقتي كه در #دنياي_زميني هستيم با وقتي كه در #دنياي_جنيني قرار داشتيم اينست كه ، در اين دنياي زميني ، #سخنان_زيادي در مورد اتمام اين مرحله دنيايي و بر زمين گذاشتن بار آن و خروج از آن و ورود به مرحله اي ديگر را مي شنويم ، در حالي كه در دنياي جنيني ، شرايطي براي #آگاهي از دنياي بعدي ( دنياي زميني ) نداشتيم .
محمد صالحي – 27/3/96 مصادف با شب قدر
ادامه در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/918
مطلب مرتبط :
https://t.me/beshnofekrkon/916
#روح_انسان پرتوي از روح خداونديست ( و نفخت فيه من روحي – حجر 29 ) ؛
كه #جاودانگي در قامت خداوند را با خود حمل مي كند . ( انا لله و انا اليه راجعون – بقره 156 )
وقتي كه #نطفه او بسته مي شود و #زيستن_دنيايي او در هستي آغاز مي گردد، #اولين_مرحله زندگي مادي او ، با دميده شدن روح در جنين، در سرزمين بسته و كوچك #رحم مادر شروع مي شود .
در آن دنياي كوچك جنيني ، #بند_ناف اوست كه وسيله ارتباط با مادر و تغذيه از او را بر عهده دارد .
و #پوشش_ژله مانندي كه در اطراف او تنيده شده ، او را #هماهنگ با شرايط زيستي در آن #دنياي_جنيني مي كند .
9 ماه در آن سرزمين مي زيد و با آن چنان خو مي گيرد كه با #خروج از آن ، به يكباره گريان شده ، احساس از دست دادن سكون و #قرار مي كند .
مي توان تصور كرد كه اگر به #جنين گفته شود كه تو بيش از 9 ماه اينجا نخواهي بود و با رسيدن به #شرايطي كه امكان باقي ماندن و #تداوم زندگي در آن را نخواهي داشت و لاجرم بايد به #دنياي_جديدتر كه بسيار وسيعتر و طولاني تر از اينجاست #كوچ كني و مرحله جديدي را در #ادامه_زيستن_كمالي خود آغاز نمايي ، قطعا نگران شده و از آنجا كه هيچگونه اطلاعي از شرايط جديد ندارد ، دچار #اضطراب و اندوه مي گردد و همين اضطراب ، در #نحوه_زندگي او در دنياي فعلي جنيني او تاثيرات شگرفي خواهد گذارد.
و فقط آنها كه اين #انتقال را قبلا #تجربه كرده اند و پاي در سرزمين دنياي زميني گذارده اند ، مي دانند كه هيچ جايي براي #مقايسه دنياي جنيني با دنياي زميني نيست .
چرا كه #وسعت_دنياي_زميني و شرايط رشد جسماني و روحاني افراد به آنگونه است كه حتي اگر #جنين ، آن انتقال را باور كند و بپذيرد ، نمي تواند #تصور كرده و يا تجسم نمايد ، جز آن كه به اطلاعات رسيده به او اعتماد كند .
وقتي كه #جنين با لحظه خروج از دنياي جنینی روبرو مي شود و چاره جز #خروج از آن و ورود به دنياي زميني نمي يابد ، راهي جز #تطبيق خود با شرايط زيستي در آن نخواهد داشت .
🙏كه براي اين #تطبيق ، #سه_گام را بايد بردارد و الا سخت ترين ضربه ها را خواهد خورد :
🌷1- اولين قدم براي اين تطبيق ، #حذف_تعلقاتي است كه مسير تغذيه او را در دنياي جنيني هموار مي كرده است و آن بريدن #بند_ناف او و جدا كردن مسير تغذيه او از مادر است .
چرا كه #مواد_تغذيه او در دنياي زميني بگونه ايست كه نياز به بازگشايي مبادي جديدي دارد و مهمترين آنها ، #دهان بوده كه در دنياي جنيني به اندازه كافي رشد كرده و آماده شده است .
🌷2- دومين قدم براي آن تطبيق ، #كندن_لباس_پوششي اوست كه در دنياي جنيني ، دور او تنيده شده بود و او را محافظت مي كرد.
🌷3- و سومين قدم براي آن تطبيق ، #پوشيدن_لباس_جديد براي هماهنگي با شرايط جديد دنياي زميني است .
اين انسان ، با #ورود به مرحله دنياي زميني ، #سالهاي_عمرش در آن را پشت سر مي گذارد و جسم و روحش را كه همپوشاني وسيعي داشته ، هر چند بعضا وروديها و مواد تغذيه اي متفاوت دارند ، همراهي مي كند تا آنگاه كه دوباره به #شرايطي برسد كه ديگر ماندن در #اين_دنيا برايش ممكن نباشد و بلكه #تداوم_زيستنش را بايد در دنيايي جديدتر و البته شرايط اختصاصي آن پي گيرد .
🍁تفاوت ما ، وقتي كه در #دنياي_زميني هستيم با وقتي كه در #دنياي_جنيني قرار داشتيم اينست كه ، در اين دنياي زميني ، #سخنان_زيادي در مورد اتمام اين مرحله دنيايي و بر زمين گذاشتن بار آن و خروج از آن و ورود به مرحله اي ديگر را مي شنويم ، در حالي كه در دنياي جنيني ، شرايطي براي #آگاهي از دنياي بعدي ( دنياي زميني ) نداشتيم .
محمد صالحي – 27/3/96 مصادف با شب قدر
ادامه در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/918
مطلب مرتبط :
https://t.me/beshnofekrkon/916
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
اقلیم های #جسم و #روح
زمانی که #کودکی تولد میابد ، در دو اقلیم در هم تنیده زیر ، پای به عرصه وجود می گذارد :
#جسم و #روح
🍇و #جسم اما !
مسیری #منحنی گون را می پیماید .
از #تولد تا جایی در میانه عمر ، #حرکتی_صعودی را در پیش می گیرد و هر چه قویتر می گردد…
زمانی که #کودکی تولد میابد ، در دو اقلیم در هم تنیده زیر ، پای به عرصه وجود می گذارد :
#جسم و #روح
🍇و #جسم اما !
مسیری #منحنی گون را می پیماید .
از #تولد تا جایی در میانه عمر ، #حرکتی_صعودی را در پیش می گیرد و هر چه قویتر می گردد…
و #مرگ ، تنها يك #كليد ، براي باز كردن درب ورود به #جهان_جاودانه_آخرت است - 2
الان كه در #دنياي_زميني هستيم ، اين كه چرا از #دنياي_جنيني خارج شديم و به اينجا آمديم ، #اندوهمان نمي دهد و بلكه خوشحال هم هستيم ، اما چون در اين طرف ، يعني #دنياي_زميني قرار داريم ( نه در سوي ديگر ) ، ترسمان مي گيرد و با يك #اضطراب بس شديد مواجه مي گرديم كه چگونه #اينجا را با همه وابستگيهايش رها كنيم و #آنجاي_جديد كه مي رويم ، آيا چگونه سرايي است و با چه شرايط ، و آيا كداميك از اين #داشته_هامان ، ما را همراه مي شود ؟
با شنيدن كلمه #مرگ ، و البته با هر چه نزديكتر شدن به آن ( كه مشخصا با ضعف قواي جسماني ما همراه شده و زنگ هشداريست مدام ) ، آن #دلهره بيشتر شده و اضطرابمان را مرگبارتر مي نمايد .
و البته #آنها كه اين گذار را طي كرده و به #سراي_ديگر گام گذارده اند ، همچون ما كه خروجمان از #دنياي_جنيني و ورود به #دنياي_زميني را خوشحاليم ، آن #انتقال را بسي زيباتر و #شادمانه تر يافته اند و با آن هماهنگ گشته و در آن ، زندگي خويش را به شيوه اي نوتر ، مدام كرده اند .
🍁اگر اين #دو_انتقال را در #سير_كمالي زيستن خود بناچاره ايم ، پس طبيعي است كه بپذيريم كه #اقتضائات اختصاصي هر دنيا براي آن ، بگونه ايست كه بايد از #اختصاصي_اولي گذشت و به #اختصاصي_بعدي ملبس گشت و اين گذشتن از اوليست كه سخت مي كند پذيرفتن و كوچيدن را .
😍لذا در يك #مشابهت سازي كوچ از #دنياي_زميني به #دنياي_جاودانه_روحاني ( مرگ ) ، با انتقال ابتدايي از دنياي جنيني به دنياي زميني ، #سه_گامي كه در بالا اشاره كرديم را اينجا نيز براي #تطبيق با دنياي جديد روحاني ( آخرت ) خواهيم داشت :
🌹1- اولين گام براي تطبيق با آن ، #حذف_تعلقات و وابستگيهايي است كه تغذيه ما را در دنياي زميني بر عهده داشته اند و همچون #ريسماني بند نافگونه به وجود ما چسبيده و چاره اي جز بريدن آن نداريم و بالاجبار كنده خواهد شد .
هر چه اين ريسمان تعلقات #محكمتر و كلفتر باشد ، بريدن آن سخت تر و #طولاني تر خواهد شد و تا كنده شدن از دنياي زميني و انطباق با دنياي جديد روحاني ،چنان خواهيم فشرده شد كه گويي #فشار_قبر است كه ما را در خود مي شكند.
🌹2- دومين گام براي تطبيق با آن ، #كندن_لباس_دنياي_زميني است كه آن جسم است و با مردن ، بناچاره كنده مي شود .
🌹3- و سومين گام براي آن تطبيق ، #پوشيدن_لباس منطبق با شرايط جديد دنياي روحاني است كه از قبل #آماده كرده ايم و فرستاده ايم و آن چيزي نيست جز #نتيجه_اعمال_دنيايي ما . ( فمن يعمل مثقال ذره خيرا يره ، و من يعمل مثقال ذره شرا يره – زلزال 7 و 8 )
😍توجه شود كه #تفاوت اين مرحله با مرحله انتقال از دنياي جنيني به دنياي زميني ، در #پوشش_گام_سوم است كه :
در آنجا ، #مادر است كه لباس منطبق دنياي زميني را بر نوزاده مي پوشاند ،
ولي در اينجا ، با #كنده_شدن لباس زميني ( مرگ جسم ) ، لباس روحاني ما كه در زندگي دنيايي بر روح خود پوشيده بوديم ، بناگاه ، خود را #مينمايد .
❤️و اينجاست كه چون #ذات_دنياي_روحاني ، از جنس خداوندي بوده و به غايت زيبا و شادكامانه است ( #بهشت_گونه ) ، اگر آن لباس ، بگونه اي باشد كه #زشتمان كرده ، خود ، به حضور آن زيبائيها ، #حسرت_گونه 1 ، نخواهيم رفت و بر #كندنش ، آنگونه خواهيم كرد كه گويي #آتش بر همه چيز مي زنيم تا هر زنگار و #آلودگي از آن بزدائيم ( #جهنم_گونه ) 2 و زشتي خود را به پاكي و زيبائي بچرخانيم و آنگاهست كه در خود بيابيم آن #جسارت و جرات را ، كه خود به #حضور آن زيبا جاودانه هستي ، شادمانه 3 ، سراسيمه شويم 4 .
🙏پس بيائيم ، همينجا در همين #دنياي_زميني ، فكر آن سرزمين جاودانه كنيم ، و در #گزينش پندار و كردار و گفتار خود ، آن گونه احتياط كنيم كه از جاده نيك خويي و محبت و #عشق 5 خارج نگرديم و #زيباترين لباس ممكن را براي آن آماده نمائيم .
😭و الا خيلي زود #دير خواهد شد و آنگاه جز #حسرت و آه ، به آن سرا نخواهيم برد و جز #آتش سوزنده آن آه ، نخواهيم چشيد ، تا به كي اويي كه جز #رحمت_مطلق نيست ، از ما به لطفش ، #آتش بياندازد و روي سفيدانه ، در بهشت خودش #مقيممان كند. 6
زيرنويسها :
1- قد خسر الذين كذبوا بلقاء الله حتي اذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يا حسرتنا علي ما فرطنا فيها و هم يحملون اوزارهم علي ظهورهم الا ساء ما يزرون – انعام 31
2- لا تبقی و لاتذر لواحه للبشر - زمر 56
3- فرحين بما آتاهم الله – آل عمران 170
4- في مقعد صدق عند مليك مقتدر – قمر 55
5- لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون - آل عمران ۹۲
6- و اما الذين ابيضت وجوههم ففي رحمت الله هم فيها خالدون – آل عمران 107
محمد صالحي–27/3/96مصادف باشب قدر
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول:
https://telegram.me/beshnofekrkon/917
مطلب مرتبط:
https://t.me/beshnofekrkon/916
الان كه در #دنياي_زميني هستيم ، اين كه چرا از #دنياي_جنيني خارج شديم و به اينجا آمديم ، #اندوهمان نمي دهد و بلكه خوشحال هم هستيم ، اما چون در اين طرف ، يعني #دنياي_زميني قرار داريم ( نه در سوي ديگر ) ، ترسمان مي گيرد و با يك #اضطراب بس شديد مواجه مي گرديم كه چگونه #اينجا را با همه وابستگيهايش رها كنيم و #آنجاي_جديد كه مي رويم ، آيا چگونه سرايي است و با چه شرايط ، و آيا كداميك از اين #داشته_هامان ، ما را همراه مي شود ؟
با شنيدن كلمه #مرگ ، و البته با هر چه نزديكتر شدن به آن ( كه مشخصا با ضعف قواي جسماني ما همراه شده و زنگ هشداريست مدام ) ، آن #دلهره بيشتر شده و اضطرابمان را مرگبارتر مي نمايد .
و البته #آنها كه اين گذار را طي كرده و به #سراي_ديگر گام گذارده اند ، همچون ما كه خروجمان از #دنياي_جنيني و ورود به #دنياي_زميني را خوشحاليم ، آن #انتقال را بسي زيباتر و #شادمانه تر يافته اند و با آن هماهنگ گشته و در آن ، زندگي خويش را به شيوه اي نوتر ، مدام كرده اند .
🍁اگر اين #دو_انتقال را در #سير_كمالي زيستن خود بناچاره ايم ، پس طبيعي است كه بپذيريم كه #اقتضائات اختصاصي هر دنيا براي آن ، بگونه ايست كه بايد از #اختصاصي_اولي گذشت و به #اختصاصي_بعدي ملبس گشت و اين گذشتن از اوليست كه سخت مي كند پذيرفتن و كوچيدن را .
😍لذا در يك #مشابهت سازي كوچ از #دنياي_زميني به #دنياي_جاودانه_روحاني ( مرگ ) ، با انتقال ابتدايي از دنياي جنيني به دنياي زميني ، #سه_گامي كه در بالا اشاره كرديم را اينجا نيز براي #تطبيق با دنياي جديد روحاني ( آخرت ) خواهيم داشت :
🌹1- اولين گام براي تطبيق با آن ، #حذف_تعلقات و وابستگيهايي است كه تغذيه ما را در دنياي زميني بر عهده داشته اند و همچون #ريسماني بند نافگونه به وجود ما چسبيده و چاره اي جز بريدن آن نداريم و بالاجبار كنده خواهد شد .
هر چه اين ريسمان تعلقات #محكمتر و كلفتر باشد ، بريدن آن سخت تر و #طولاني تر خواهد شد و تا كنده شدن از دنياي زميني و انطباق با دنياي جديد روحاني ،چنان خواهيم فشرده شد كه گويي #فشار_قبر است كه ما را در خود مي شكند.
🌹2- دومين گام براي تطبيق با آن ، #كندن_لباس_دنياي_زميني است كه آن جسم است و با مردن ، بناچاره كنده مي شود .
🌹3- و سومين گام براي آن تطبيق ، #پوشيدن_لباس منطبق با شرايط جديد دنياي روحاني است كه از قبل #آماده كرده ايم و فرستاده ايم و آن چيزي نيست جز #نتيجه_اعمال_دنيايي ما . ( فمن يعمل مثقال ذره خيرا يره ، و من يعمل مثقال ذره شرا يره – زلزال 7 و 8 )
😍توجه شود كه #تفاوت اين مرحله با مرحله انتقال از دنياي جنيني به دنياي زميني ، در #پوشش_گام_سوم است كه :
در آنجا ، #مادر است كه لباس منطبق دنياي زميني را بر نوزاده مي پوشاند ،
ولي در اينجا ، با #كنده_شدن لباس زميني ( مرگ جسم ) ، لباس روحاني ما كه در زندگي دنيايي بر روح خود پوشيده بوديم ، بناگاه ، خود را #مينمايد .
❤️و اينجاست كه چون #ذات_دنياي_روحاني ، از جنس خداوندي بوده و به غايت زيبا و شادكامانه است ( #بهشت_گونه ) ، اگر آن لباس ، بگونه اي باشد كه #زشتمان كرده ، خود ، به حضور آن زيبائيها ، #حسرت_گونه 1 ، نخواهيم رفت و بر #كندنش ، آنگونه خواهيم كرد كه گويي #آتش بر همه چيز مي زنيم تا هر زنگار و #آلودگي از آن بزدائيم ( #جهنم_گونه ) 2 و زشتي خود را به پاكي و زيبائي بچرخانيم و آنگاهست كه در خود بيابيم آن #جسارت و جرات را ، كه خود به #حضور آن زيبا جاودانه هستي ، شادمانه 3 ، سراسيمه شويم 4 .
🙏پس بيائيم ، همينجا در همين #دنياي_زميني ، فكر آن سرزمين جاودانه كنيم ، و در #گزينش پندار و كردار و گفتار خود ، آن گونه احتياط كنيم كه از جاده نيك خويي و محبت و #عشق 5 خارج نگرديم و #زيباترين لباس ممكن را براي آن آماده نمائيم .
😭و الا خيلي زود #دير خواهد شد و آنگاه جز #حسرت و آه ، به آن سرا نخواهيم برد و جز #آتش سوزنده آن آه ، نخواهيم چشيد ، تا به كي اويي كه جز #رحمت_مطلق نيست ، از ما به لطفش ، #آتش بياندازد و روي سفيدانه ، در بهشت خودش #مقيممان كند. 6
زيرنويسها :
1- قد خسر الذين كذبوا بلقاء الله حتي اذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يا حسرتنا علي ما فرطنا فيها و هم يحملون اوزارهم علي ظهورهم الا ساء ما يزرون – انعام 31
2- لا تبقی و لاتذر لواحه للبشر - زمر 56
3- فرحين بما آتاهم الله – آل عمران 170
4- في مقعد صدق عند مليك مقتدر – قمر 55
5- لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون - آل عمران ۹۲
6- و اما الذين ابيضت وجوههم ففي رحمت الله هم فيها خالدون – آل عمران 107
محمد صالحي–27/3/96مصادف باشب قدر
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول:
https://telegram.me/beshnofekrkon/917
مطلب مرتبط:
https://t.me/beshnofekrkon/916
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from اتچ بات
#دعای_عهد
🌹سؤال:
چند سالی است که صبحهای در ماه رمضان پشت سر شما نماز میخوانم و میبینم که بعد از نماز دعای عهد میخوانید. در این دعا آمده که باید چهل صبح خوانده شود. آیا این چهل صبح حتما باید پشت سر هم باشد تا اگر قبل از قیام امام زمان مردیم، دوباره زنده شویم و در رکاب امام زمان باشیم؟
*********************************************************************
🌹پاسخ:
توجه شما را به #مطالب زیر جلب میکنم.
🍇۱- در مقمه این روایت هیچ اشارهای به سؤال مورد نظر شما نشده است، لذا نباید پشت سر هم بودن آن مورد نظر بوده باشد، اما طبیعتا اگر میخواهید مطمئن شوید، سعی کنید چهل صبح، پشت سر هم بخوانید.
🍇۲- قرار نیست هر که این دعا یا هر دعای دیگری را خواند، حتما جزء یاوران امام زمانf باشد، بلکه این امر مانند سایر امور، به مسائل مختلفی بستگی دارد.
🍇۳- قرار گرفتن در زمره افرادی که در این دنیا رجعت میکنند هم تابع شرایط مختلفی است و به صرف خواندن دعایی محقق نمیشود.
🍇۴- اما مهمتر از همه آنکه این دعا با این کیفیت را برای اولین بار محمد بن جعفر المشهدی معروف به ابن المشهدی که از علمای قرن هفتم است، در کتاب المزار خود از امام صادقj به صورت مرسل روایت کرده است.
یعنی از اولین گزارش این دعا تا زمان امام صادق علیهالسلام بیش از ۴۰۰ سال فاصله است و مرحوم ابن المشهدی هم #منبع و سند خود به این دعا را #ذکر نکرده است تا بتوان آن را بررسی نمود، لذا این #انتساب این دعا به معصومj #معتبر_نیست که بخواهیم روی خواص آن، چه درباره رجعت باشد و چه یاری امام عصرf یا کسب هزار حسنه و محو هزار سیئه به ازای هر کلمه حساب خاصی باز کرد.
🍇۵- در ضمن محدثین بزرگوار ما بعد از قرن هفتم، قاعدتا این دعا را به اعتماد و به واسطه ابن المشهدی نقل کردهاند، لذا کثرت این افراد، به واقع کثرت نقل نیست.
🍇۶- ناگفته نماند که شبیه عبارات این دعا پیش از ابن المشهدی نیز سابقه دارد، اما هیچ کدام درباره موضوع این دعا نیست.
🍇۷- و در نهایت آنکه هر چند این دعا #معتبر_نیست و حتی #احتمال_ساختگی_بودن آن قابل توجه است، اما حقیر از باب علاقه به مطالب آن و اینکه دوست دارم از یاران امام زمانمان باشم، به جای آنکه عباراتی را از خودم بیان کنم، خواستهام را در قالب عبارات این دعا که از غنای خوبی هم برخوردار است، بیان میکنم و خواندن آن را به توجه به همین مقدماتی که عرض کرد، به دیگران هم پیشنهاد میکنم.
استاد محقق، شیخ علی ریاحی نبی
http://www.ehtejaj.com
https://t.me/EhtejajGroup
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🌹سؤال:
چند سالی است که صبحهای در ماه رمضان پشت سر شما نماز میخوانم و میبینم که بعد از نماز دعای عهد میخوانید. در این دعا آمده که باید چهل صبح خوانده شود. آیا این چهل صبح حتما باید پشت سر هم باشد تا اگر قبل از قیام امام زمان مردیم، دوباره زنده شویم و در رکاب امام زمان باشیم؟
*********************************************************************
🌹پاسخ:
توجه شما را به #مطالب زیر جلب میکنم.
🍇۱- در مقمه این روایت هیچ اشارهای به سؤال مورد نظر شما نشده است، لذا نباید پشت سر هم بودن آن مورد نظر بوده باشد، اما طبیعتا اگر میخواهید مطمئن شوید، سعی کنید چهل صبح، پشت سر هم بخوانید.
🍇۲- قرار نیست هر که این دعا یا هر دعای دیگری را خواند، حتما جزء یاوران امام زمانf باشد، بلکه این امر مانند سایر امور، به مسائل مختلفی بستگی دارد.
🍇۳- قرار گرفتن در زمره افرادی که در این دنیا رجعت میکنند هم تابع شرایط مختلفی است و به صرف خواندن دعایی محقق نمیشود.
🍇۴- اما مهمتر از همه آنکه این دعا با این کیفیت را برای اولین بار محمد بن جعفر المشهدی معروف به ابن المشهدی که از علمای قرن هفتم است، در کتاب المزار خود از امام صادقj به صورت مرسل روایت کرده است.
یعنی از اولین گزارش این دعا تا زمان امام صادق علیهالسلام بیش از ۴۰۰ سال فاصله است و مرحوم ابن المشهدی هم #منبع و سند خود به این دعا را #ذکر نکرده است تا بتوان آن را بررسی نمود، لذا این #انتساب این دعا به معصومj #معتبر_نیست که بخواهیم روی خواص آن، چه درباره رجعت باشد و چه یاری امام عصرf یا کسب هزار حسنه و محو هزار سیئه به ازای هر کلمه حساب خاصی باز کرد.
🍇۵- در ضمن محدثین بزرگوار ما بعد از قرن هفتم، قاعدتا این دعا را به اعتماد و به واسطه ابن المشهدی نقل کردهاند، لذا کثرت این افراد، به واقع کثرت نقل نیست.
🍇۶- ناگفته نماند که شبیه عبارات این دعا پیش از ابن المشهدی نیز سابقه دارد، اما هیچ کدام درباره موضوع این دعا نیست.
🍇۷- و در نهایت آنکه هر چند این دعا #معتبر_نیست و حتی #احتمال_ساختگی_بودن آن قابل توجه است، اما حقیر از باب علاقه به مطالب آن و اینکه دوست دارم از یاران امام زمانمان باشم، به جای آنکه عباراتی را از خودم بیان کنم، خواستهام را در قالب عبارات این دعا که از غنای خوبی هم برخوردار است، بیان میکنم و خواندن آن را به توجه به همین مقدماتی که عرض کرد، به دیگران هم پیشنهاد میکنم.
استاد محقق، شیخ علی ریاحی نبی
http://www.ehtejaj.com
https://t.me/EhtejajGroup
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
☘️پرسشی پیرامون #دعای_فرج☘️
اگر به #معنای بخش دوم این دعا توجه شود #خواندن آن خلاف احتیاط است آنجا که گوید :
« يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ »
یعنی ای محمد و ای علی مرا کفایت کنید که شما دو بزرگوار مرا کافی هستید .
حال #پرسش این است که #کافی هستید یعنی چه ؟
یعنی دیگر #نیازی معاذا بالله به خدا هم نیست؟
اگرهم بخواهیم از پیش خود با قیدی #اطلاق آن را مقید سازیم تا توجیه کنیم که فانکما کافیان { فی الرسالة و الامامة} یعنی شما مرا در پیام آور خدا بودن و پیشوایی کافی هستید ، آن گاه این #پرسش پیش می آید که پس دیگر #نیازی به یازده پیشوای بعدی نیست ؟
و دیگر این که آخر چه طور می شود یک دفعه خطاب از خدا به حضرت رسول و مولا علی برمیگردد؟
آیا این #بخش_دوم را بعدها غالیان و #افراطیان به دعا افزوده اند ؟
و اصلا این به دعا سند و #مستند معتبری دارد یا نه ؟
در #پاسخ گفته می شود:
🌹1 . متن آن با کتاب خدا در #تعارض است که قرآن بارها با تأکید می گوید:
✅« حسبنا الله و نعم الوکیل »( نگا:سوره آل عمران ، آیه 173 )
✅« فقل حسبی الله / پس بگو خدا مرا بسنده است »(نگا: سوره توبه ، آیه 129 )
✅ نیز با #آیات 36 تا 38 در سوره زمر در تعارض آشکاری است که در ضمن آن با استفهام تقریری می پرسد:
«الیس الله بکاف عبده؟!/ مگر خدا پرستنده اش را کفایت نمی کند؟!»
🌹2 . و #توجیه موجهی که بتواند مشکل متن را حل کند به نظر نمی رسد.
🌹3 . از پیامبر یا امام معصوم هم #نقل نشده است.
🌹4 . روایت هم نیست بلکه یک #رؤیاست.
#القصه شخصی به نام ابوالحسین بن ابی البغل الکاتب #ادعا کرده که کسی را در خواب یا در سرداب دیده و او آن را به وی آموخته است وما هر چه گشتیم تا ببینیم این ابوالحسین بن ابی البغل کیست #کوششمان به جایی نرسید .
😍 حاصل این که این دعای به اصطلاح فرج #ساخته ی یک رؤیایی است که از #مرد_مجهول الهویه نقل شده و معنای درستی هم ندارد و #مضمون آن با آیاتی از قران مجید مثل « أليس الله بکاف عبده» در #تعارض است.
🙏 پس بهتر آن که از #خواندن آن – یا دست کم از خواندنِ نیمه دوم آن - #پرهیز شود
محمد صحتی سردرودی/
زمستان 94 / ویراست دوم : 17 / 4 / 96 /قم
☘️@m_sehati
https://telegram.me/beshnofekrkon
اگر به #معنای بخش دوم این دعا توجه شود #خواندن آن خلاف احتیاط است آنجا که گوید :
« يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ »
یعنی ای محمد و ای علی مرا کفایت کنید که شما دو بزرگوار مرا کافی هستید .
حال #پرسش این است که #کافی هستید یعنی چه ؟
یعنی دیگر #نیازی معاذا بالله به خدا هم نیست؟
اگرهم بخواهیم از پیش خود با قیدی #اطلاق آن را مقید سازیم تا توجیه کنیم که فانکما کافیان { فی الرسالة و الامامة} یعنی شما مرا در پیام آور خدا بودن و پیشوایی کافی هستید ، آن گاه این #پرسش پیش می آید که پس دیگر #نیازی به یازده پیشوای بعدی نیست ؟
و دیگر این که آخر چه طور می شود یک دفعه خطاب از خدا به حضرت رسول و مولا علی برمیگردد؟
آیا این #بخش_دوم را بعدها غالیان و #افراطیان به دعا افزوده اند ؟
و اصلا این به دعا سند و #مستند معتبری دارد یا نه ؟
در #پاسخ گفته می شود:
🌹1 . متن آن با کتاب خدا در #تعارض است که قرآن بارها با تأکید می گوید:
✅« حسبنا الله و نعم الوکیل »( نگا:سوره آل عمران ، آیه 173 )
✅« فقل حسبی الله / پس بگو خدا مرا بسنده است »(نگا: سوره توبه ، آیه 129 )
✅ نیز با #آیات 36 تا 38 در سوره زمر در تعارض آشکاری است که در ضمن آن با استفهام تقریری می پرسد:
«الیس الله بکاف عبده؟!/ مگر خدا پرستنده اش را کفایت نمی کند؟!»
🌹2 . و #توجیه موجهی که بتواند مشکل متن را حل کند به نظر نمی رسد.
🌹3 . از پیامبر یا امام معصوم هم #نقل نشده است.
🌹4 . روایت هم نیست بلکه یک #رؤیاست.
#القصه شخصی به نام ابوالحسین بن ابی البغل الکاتب #ادعا کرده که کسی را در خواب یا در سرداب دیده و او آن را به وی آموخته است وما هر چه گشتیم تا ببینیم این ابوالحسین بن ابی البغل کیست #کوششمان به جایی نرسید .
😍 حاصل این که این دعای به اصطلاح فرج #ساخته ی یک رؤیایی است که از #مرد_مجهول الهویه نقل شده و معنای درستی هم ندارد و #مضمون آن با آیاتی از قران مجید مثل « أليس الله بکاف عبده» در #تعارض است.
🙏 پس بهتر آن که از #خواندن آن – یا دست کم از خواندنِ نیمه دوم آن - #پرهیز شود
محمد صحتی سردرودی/
زمستان 94 / ویراست دوم : 17 / 4 / 96 /قم
☘️@m_sehati
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🌹 بحثی کوتاه پیرامون #حکومت_پیامبر و #جنگهای_صدر_اسلام
#نكات_كليدي_بحث :
🌹#پيام_خداوند : زيست مومنانه اخلاقي ( #ايمان و #عمل_صالح = شرط رستگاري انسان - سوره بقره - آیه 62)
🌹#حكومت_پيامبر : تفويض مردم و به وكالت از مردم بود ، نه نصب الهي
🌹#روش_حكومت : شورايي ، بهره گيري از عقل جمعي ( و #شاورهم في الامر )
🌹#احكام_اجتماعي_پيامبر : گزينشي از قوانين موجود با يكسري تعديلات اخلاقي – عدالتي و امضا جهت اجرا بود ( #احكام_امضايي )
🌹#جنگهاي_پيامبر : دفاع عقلاني در برابر تهاجم و ...
🍇#آيات_جهاد :
🌷#مقيده : اجازه جنگ ، #مشروط به تهاجم طرف مقابل بود – #جهاد_دفاعي
🌷#مطلقه : ظاهرا اجازه جنگ ، مطلق است ، #بدون_شرطي خاص
🌷#راه_حل_تعارض_آيات_فوق : طبق يك اصل عقلايي ، #آيات_مقيده ، اصل بوده كه منتج به جنگ دفاعي هستند و #آيات_مطلقه بايد بر آيات مقيده #حمل و به اعتبار آنها تفسير شوند .
https://telegram.me/beshnofekrkon
#نكات_كليدي_بحث :
🌹#پيام_خداوند : زيست مومنانه اخلاقي ( #ايمان و #عمل_صالح = شرط رستگاري انسان - سوره بقره - آیه 62)
🌹#حكومت_پيامبر : تفويض مردم و به وكالت از مردم بود ، نه نصب الهي
🌹#روش_حكومت : شورايي ، بهره گيري از عقل جمعي ( و #شاورهم في الامر )
🌹#احكام_اجتماعي_پيامبر : گزينشي از قوانين موجود با يكسري تعديلات اخلاقي – عدالتي و امضا جهت اجرا بود ( #احكام_امضايي )
🌹#جنگهاي_پيامبر : دفاع عقلاني در برابر تهاجم و ...
🍇#آيات_جهاد :
🌷#مقيده : اجازه جنگ ، #مشروط به تهاجم طرف مقابل بود – #جهاد_دفاعي
🌷#مطلقه : ظاهرا اجازه جنگ ، مطلق است ، #بدون_شرطي خاص
🌷#راه_حل_تعارض_آيات_فوق : طبق يك اصل عقلايي ، #آيات_مقيده ، اصل بوده كه منتج به جنگ دفاعي هستند و #آيات_مطلقه بايد بر آيات مقيده #حمل و به اعتبار آنها تفسير شوند .
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
attach 📎
#ذات_عالم_دنیا ، بگونه ایست که دائم نهیب می زند ، #ناماندنی است و هیچ چیز در آن #قابل_اتکا نیست .
كل من عليها فان – رحمن 26
و همین باعث نوعی #حزن و #خوف در انسانها می شود .
#حزن بر از #دست_داده ها ،
و #خوف از #دست_دادن داشته ها .
و اگر این #حس_فقدان نبود ، هرگز به #فانی بودن دنیا پی نمی بردیم .
اما از طرف دیگر ، گاها #تجربه ای از یک #بستر_جاودانه میکنیم ، که آن ترس را به #امید منتقل میکند ،
و به همه از دست داده ها و همه از دست رونده ها ، #معنایی فراتر از خود این لحظه ها و ظاهر آنها می دهد .
و آن #وجود_حقیقتی جاودانه است ، که ما در آن معلقیم و با آن به #ابدیت خواهیم رفت .
و يبقي وجه ربك ذو الجلال و الاكرام – رحمن 27
و #پيامبران براي انتقال همين #تجربه ناب است ، كه پاي در #رسالت گذاشته اند :
لكيلا تاسوا علي ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم – حديد 23
و #درك و زيستن با همین معناست ، که #حزن و #خوف را به امید و #آرامش بدل می کند .
الا ان اولیا الها لاخوف علیهم و لاهم یحزنون – يونس 62
محمد صالحي – 31/2/96
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
كل من عليها فان – رحمن 26
و همین باعث نوعی #حزن و #خوف در انسانها می شود .
#حزن بر از #دست_داده ها ،
و #خوف از #دست_دادن داشته ها .
و اگر این #حس_فقدان نبود ، هرگز به #فانی بودن دنیا پی نمی بردیم .
اما از طرف دیگر ، گاها #تجربه ای از یک #بستر_جاودانه میکنیم ، که آن ترس را به #امید منتقل میکند ،
و به همه از دست داده ها و همه از دست رونده ها ، #معنایی فراتر از خود این لحظه ها و ظاهر آنها می دهد .
و آن #وجود_حقیقتی جاودانه است ، که ما در آن معلقیم و با آن به #ابدیت خواهیم رفت .
و يبقي وجه ربك ذو الجلال و الاكرام – رحمن 27
و #پيامبران براي انتقال همين #تجربه ناب است ، كه پاي در #رسالت گذاشته اند :
لكيلا تاسوا علي ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم – حديد 23
و #درك و زيستن با همین معناست ، که #حزن و #خوف را به امید و #آرامش بدل می کند .
الا ان اولیا الها لاخوف علیهم و لاهم یحزنون – يونس 62
محمد صالحي – 31/2/96
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from اتچ بات
👈پرسش: #هدف_خداوند متعال از #خلقت این دنیا چه بوده است؟
⬅️پاسخ آیت الله العظمی نکونام:
خداوندگار عالمیان #نیازی ندارد تا چیزی را برای چیزی خلق کند بلکه او #عشق پاک دارد.
در عشق پاک #هیچ_طمعی وجود ندارد و کار انجام شده تنها برای #خود_عشق انجام می گیرد.
#خداوند دنیا و #بندگانش را #دوست دارد و آنان را برای عشق آفریده است.
#عشقی که #پاک و #بدون هر گونه طمع و غرض ورزی و غایت و #هدفی است.
وانگهی در این #غوغای_عاشقانه، وجود ما و #دنیا از حق است و #ظهور_حق به ما و به خلقت دنیاست.
همانطور که برای ما #راه_فراری از حکومت چیرهٔ حق نیست، برای #حق_تعالی نیز فراری از ما ممکن نمیباشد.
👈👈👈حق و ظهورات او چون #آینه اند و همانطور که آینه ما را به خوبی نشان می دهد، ما نیز آینه را نشان می دهیم و آینه نیز برای مانند ما، آینه است و گرنه چون دیوار و شیشه است.
چیزی که در مقابل آن چیزی قرار نگیرد، آینه نیست ؛ هرچند وجود حق از حق است، وجود ما نیز که ظهور حق است از حق است.
💫 آیتاللهالعظمی نکونام - روشن انديش و زنداني در بند
—----------------
🆔: @NafireEshgh
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
⬅️پاسخ آیت الله العظمی نکونام:
خداوندگار عالمیان #نیازی ندارد تا چیزی را برای چیزی خلق کند بلکه او #عشق پاک دارد.
در عشق پاک #هیچ_طمعی وجود ندارد و کار انجام شده تنها برای #خود_عشق انجام می گیرد.
#خداوند دنیا و #بندگانش را #دوست دارد و آنان را برای عشق آفریده است.
#عشقی که #پاک و #بدون هر گونه طمع و غرض ورزی و غایت و #هدفی است.
وانگهی در این #غوغای_عاشقانه، وجود ما و #دنیا از حق است و #ظهور_حق به ما و به خلقت دنیاست.
همانطور که برای ما #راه_فراری از حکومت چیرهٔ حق نیست، برای #حق_تعالی نیز فراری از ما ممکن نمیباشد.
👈👈👈حق و ظهورات او چون #آینه اند و همانطور که آینه ما را به خوبی نشان می دهد، ما نیز آینه را نشان می دهیم و آینه نیز برای مانند ما، آینه است و گرنه چون دیوار و شیشه است.
چیزی که در مقابل آن چیزی قرار نگیرد، آینه نیست ؛ هرچند وجود حق از حق است، وجود ما نیز که ظهور حق است از حق است.
💫 آیتاللهالعظمی نکونام - روشن انديش و زنداني در بند
—----------------
🆔: @NafireEshgh
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
#وسع ، به ميزان #استعداد نيست ، به #ميزان_شكوفايي آنست .
و در روز #قيامت ، بندگان خدا به مقدار بهره اي كه از #عقل خود برده اند #حسابرسي مي شوند .
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
#خداوند در آموزه هاي ديني ، بارها و بارها ، كلمه #تكليف را در كنار كلمه « #وسع » قرار داده است :
لا يكلف الله نفسا الا وسعها لها ما كسبت و عليها ما اكتسبت – بقره 286
كسي بيش از #وسع خود #تكليف ندارد ، و آنچه كسب مي كند به او #تعلق دارد و برايش #محاسبه مي شود .
در مفهوم و #مصداق « وسع » سخنان زيادي گفته شده است و بعضا آن را به استعداد ذاتي افراد مربوط كرده اند ، ولي آنچه اجمالا بيان مي شود اينست كه :
« #وسع » به ميزانِ ممكنِ شكوفايي استعداد افراد است .
خداوند #استعداد ذاتي افراد را به حد #مساوي قرار داده ولي #ميزان_شكوفايي آن به تحقق #شرايط مختلف بيروني و دروني هر فرد بستگي دارد كه از آن جمله است :
شرايط #خانوادگي ، شرايط تربيتي ، شرايط اجتماعي – سياسي و اقتصادي ، شرايط علمي ، شرايط #روحي – رواني ، حد #بلوغ جسمي و فكري او و #امكانات مختلفي كه در اختيار دارد و يا مي تواند در اختيار بگيرد .
كه البته #تحقق شرايط فوق در حدي كه بتواند استعدادهاي فرد را به ظهور برساند ، براي هر شخص #متفاوت بوده و طبيعتا منتج به سطحي خاص از شكوفايي براي هر فرد ، منجر مي شود .
در اين مسير شكوفايي ، #تلاش هر فرد ، كليد مقدار تحقق آنست .
و ان ليس للانسان الا ما سعي – نجم 39
اگر هر شخص #تلاش خود را در #حدعرف_عقلا انجام دهد ، به هر مقدار از شكوفايي كه تحت شرايط خاص خود ، دست ميابد مورد #تاييد و جزاي خداوند خواهد بود .
بنابراين اگر تلاشش را در #حد_ممكن_خود ، انجام داد و به حدي كمتر از بقيه دست يافت كه شرايط براي تلاش و دست يافتن بيشتري داشته اند ، مورد مواخذه كسي قرار نخواهد گرفت .
و قطعا اگر افرادي زندگي خود را بر پايه #اعتقادات_تقليد_گونه و كپي برداري از ديگران ( گذشتگان و بزرگان ) بنا كنند ، بگونه اي كه #عقلانيت خود را فداي #تعبد نسبت به آنها كرده باشند ، بشدت از طرف خداوند #مواخذه شده و به هيچ روي عذرشان در پيشگاه حضرتش ، پذيرفته نخواهد بود :
و قالوا ربنا انا اطعنا سادتنا و كبراءنا فاضلونا السبيلا – احزاب 67
در همين راستا سخن #امام_حسن (ع) ، نيز تمام كننده بحث خواهد بود :
إنّما يَجْزي الْعِبادُ يَوْمَ الْقِيامَهِ عَلي قَدْرِ عُقُولِهِمْ – کلمه الامام الحسن ع ص 209
همانا در روز #قيامت ، بندگان خدا به مقدار بهره اي كه از #عقل خود برده اند حسابرسي مي شوند.
#مثال : اختصاص متراژ مشخصي #زمين به همه و آزاد بودن هر كس براي نوع بهره برداري از آن .
هر شخص بر اساس #شرايط خاص زندگي ، جايگاه اجتماعي و كشش هاي روحي خود ، طرحي تهيه و تصميم به اجرا مي گيرد .
معمار : طرح و اجراي برج
فرد خير : واگذار ميكند
شخص ساده و نيازمند : طرح و اجراي منزل شخصي
سرمايه گذار : مي فروشد و سرمايه مي كند
و ....
هر كس در حد #وسع فكري – علمي و درك عقلي خود و #شرايط و امكاناتي كه در اختيار دارد ، به آن مي پردازد .
اگر اين پرداختن ، بدون #لجبازي و #اتلاف وقت و انرژي و .... باشد ، #همين_تلاش و نتيجه اي كه از آن كسب مي كند ، براي خداوند #ارزش داشته و مورد محاسبه قرار مي گيرد ، كه در آيات متعددي به آن اشاره شده است :
تلك امة قد خلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم و لا تسئلون عما كانوا يعملون – بقره 134
به هر كسي آنچه از #تلاش خود كسب ميكند تعلق خواهد داشت و خروجي #عملكرد_ديگران در محاسبه اعمال او وارد نخواهد شد.
🌷و در يك كلام :
#خط_كش خداوند در روز قيامت جهت #محاسبه_اعمال افراد ، هيچكس ديگري ، حتي #پيامبر(ص) نخواهد بود ، بلكه به #مقدار_تلاش او در #مواجهه_عقلاني با مسائل مبتلابه و #ميزان برخورداري از #عقل خود در بهره برداري از #استعدادهايش ، نمره خواهد داد .
محمد صالحي – 21/3/96
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
و در روز #قيامت ، بندگان خدا به مقدار بهره اي كه از #عقل خود برده اند #حسابرسي مي شوند .
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
#خداوند در آموزه هاي ديني ، بارها و بارها ، كلمه #تكليف را در كنار كلمه « #وسع » قرار داده است :
لا يكلف الله نفسا الا وسعها لها ما كسبت و عليها ما اكتسبت – بقره 286
كسي بيش از #وسع خود #تكليف ندارد ، و آنچه كسب مي كند به او #تعلق دارد و برايش #محاسبه مي شود .
در مفهوم و #مصداق « وسع » سخنان زيادي گفته شده است و بعضا آن را به استعداد ذاتي افراد مربوط كرده اند ، ولي آنچه اجمالا بيان مي شود اينست كه :
« #وسع » به ميزانِ ممكنِ شكوفايي استعداد افراد است .
خداوند #استعداد ذاتي افراد را به حد #مساوي قرار داده ولي #ميزان_شكوفايي آن به تحقق #شرايط مختلف بيروني و دروني هر فرد بستگي دارد كه از آن جمله است :
شرايط #خانوادگي ، شرايط تربيتي ، شرايط اجتماعي – سياسي و اقتصادي ، شرايط علمي ، شرايط #روحي – رواني ، حد #بلوغ جسمي و فكري او و #امكانات مختلفي كه در اختيار دارد و يا مي تواند در اختيار بگيرد .
كه البته #تحقق شرايط فوق در حدي كه بتواند استعدادهاي فرد را به ظهور برساند ، براي هر شخص #متفاوت بوده و طبيعتا منتج به سطحي خاص از شكوفايي براي هر فرد ، منجر مي شود .
در اين مسير شكوفايي ، #تلاش هر فرد ، كليد مقدار تحقق آنست .
و ان ليس للانسان الا ما سعي – نجم 39
اگر هر شخص #تلاش خود را در #حدعرف_عقلا انجام دهد ، به هر مقدار از شكوفايي كه تحت شرايط خاص خود ، دست ميابد مورد #تاييد و جزاي خداوند خواهد بود .
بنابراين اگر تلاشش را در #حد_ممكن_خود ، انجام داد و به حدي كمتر از بقيه دست يافت كه شرايط براي تلاش و دست يافتن بيشتري داشته اند ، مورد مواخذه كسي قرار نخواهد گرفت .
و قطعا اگر افرادي زندگي خود را بر پايه #اعتقادات_تقليد_گونه و كپي برداري از ديگران ( گذشتگان و بزرگان ) بنا كنند ، بگونه اي كه #عقلانيت خود را فداي #تعبد نسبت به آنها كرده باشند ، بشدت از طرف خداوند #مواخذه شده و به هيچ روي عذرشان در پيشگاه حضرتش ، پذيرفته نخواهد بود :
و قالوا ربنا انا اطعنا سادتنا و كبراءنا فاضلونا السبيلا – احزاب 67
در همين راستا سخن #امام_حسن (ع) ، نيز تمام كننده بحث خواهد بود :
إنّما يَجْزي الْعِبادُ يَوْمَ الْقِيامَهِ عَلي قَدْرِ عُقُولِهِمْ – کلمه الامام الحسن ع ص 209
همانا در روز #قيامت ، بندگان خدا به مقدار بهره اي كه از #عقل خود برده اند حسابرسي مي شوند.
#مثال : اختصاص متراژ مشخصي #زمين به همه و آزاد بودن هر كس براي نوع بهره برداري از آن .
هر شخص بر اساس #شرايط خاص زندگي ، جايگاه اجتماعي و كشش هاي روحي خود ، طرحي تهيه و تصميم به اجرا مي گيرد .
معمار : طرح و اجراي برج
فرد خير : واگذار ميكند
شخص ساده و نيازمند : طرح و اجراي منزل شخصي
سرمايه گذار : مي فروشد و سرمايه مي كند
و ....
هر كس در حد #وسع فكري – علمي و درك عقلي خود و #شرايط و امكاناتي كه در اختيار دارد ، به آن مي پردازد .
اگر اين پرداختن ، بدون #لجبازي و #اتلاف وقت و انرژي و .... باشد ، #همين_تلاش و نتيجه اي كه از آن كسب مي كند ، براي خداوند #ارزش داشته و مورد محاسبه قرار مي گيرد ، كه در آيات متعددي به آن اشاره شده است :
تلك امة قد خلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم و لا تسئلون عما كانوا يعملون – بقره 134
به هر كسي آنچه از #تلاش خود كسب ميكند تعلق خواهد داشت و خروجي #عملكرد_ديگران در محاسبه اعمال او وارد نخواهد شد.
🌷و در يك كلام :
#خط_كش خداوند در روز قيامت جهت #محاسبه_اعمال افراد ، هيچكس ديگري ، حتي #پيامبر(ص) نخواهد بود ، بلكه به #مقدار_تلاش او در #مواجهه_عقلاني با مسائل مبتلابه و #ميزان برخورداري از #عقل خود در بهره برداري از #استعدادهايش ، نمره خواهد داد .
محمد صالحي – 21/3/96
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
#اولین_تنفیذ در صدر اسلام
🌹مقدمه :
در واقعه غدیر خم حضرت رسول اکرم ( ص ) #اولويت امام علی ( ع ) را با توجه به تمام ویژگیهای اخلاقی ، مدیریتی ، تدبر و ... که در ایشان سراغ داشتند پیشنهاد كردند . ( البته نه بعنوان حق و نصب الهي )
اما #مشروعیت حکومت ایشان را به #تنفیذ ( پذیرش ) عمومی دانستند .
( چرا که طبق #نص صریح قرآن - امرهم شوری بینهم، شوری ۳۸ / لیقوم الناس بالقسط، حدید ۲۵ - معتقد بودند که #نوع حکومت و #انتخاب حاکم از #حقوق_مردم بوده ، نه #نصب از بالا
و خود ایشان هم در امر #حکومت، #منتخب مردم بودند، نه #منصوب خداوند.)
🌹به #مذاکره بین امام علی(ع) و عبدالرحمن توجه شود :
#على (ع ): ... قال عبد الرحمن بن عوف : يابن ابى طالب انك على هذا الامر #لحريص !؟
فقلت :
...
وقد كان رسول اللّه #عهد الى عهدا فقال : يابن ابى طالب ! لك ولاء امتى فان #ولوك فى #عافية واجمعوا عليك #بالرضا, فقم بامرهم وان اختلفوا عليك فدعهم وما هم فيه , فان اللّه سيجعل لك مخرجا.
ترجمه :
امام علی ( ع ) : عبدالرحمان بن عوف مرا گفت : اى پسر ابوطالب ! تو به اين امر (خلافت ) بسيار #دلبسته اى ؟
من #گفتم : .... . رسول خدا(ص ) ضمن وصاياى خود به من فرمود: اى پسر ابوطالب ! #ولايت امت من با تو است .
پس اگر بر زمامدارى تو با #عافيت و #همدلى تن دادند و ولايت را به تو #واگذاشتند, به #تصدى و اداره آن قيام كن و اگر #اختلاف كردند آنها را به حال خود واگذار, كه خداوند سبحان براى تو نيز راهى براى رهايى از مشكلات فراهم خواهد ساخت . ( 1 )
🌹اعمال ولایت پس از #تنفیذ_مردم :
#امام پس از 25 سال سکوت و رفتار به مثابه یک #خیر_خواه امت ، اما منتقد #مصلح حکومت و مشاوری امین برای آنها ، در حالی حکومت را در اختیار گرفت که #مردم او را به خلافت اصلح دانسته و حریصانه از او #خواستار_پذیرش آن شدند .
در اینجا بود که امام ، #مشروعیت حکومت را تمام شده یافتند و آنرا به #نیابت و #وکالت از مردم بر عهده گرفتند .
«لولا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلماء ان لا یقاروا علی کظة ظالم و لا سغب مظلوم لالقیت حبلها علی غاربها ( 2 ) .
اگر نبود #حضور آن جمعیت بسیار (برای بیعت با من) و یاری نمیدادند که حجت تمام شود و نبود عهدی که خدای تعالی از علما و دانایان گرفته تا بر سیری ظالم و گرسنه ماندن مظلوم آرام نگیرند، ریسمان و #مهار_شتر_خلافت را بر کوهان آن می انداختم» .
پاورقی :
1 : كشف المحجه , ص 184.
2 : نهج البلاغه، خ 3، ص 52
محمد صالحي – خرداد 76
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🌹مقدمه :
در واقعه غدیر خم حضرت رسول اکرم ( ص ) #اولويت امام علی ( ع ) را با توجه به تمام ویژگیهای اخلاقی ، مدیریتی ، تدبر و ... که در ایشان سراغ داشتند پیشنهاد كردند . ( البته نه بعنوان حق و نصب الهي )
اما #مشروعیت حکومت ایشان را به #تنفیذ ( پذیرش ) عمومی دانستند .
( چرا که طبق #نص صریح قرآن - امرهم شوری بینهم، شوری ۳۸ / لیقوم الناس بالقسط، حدید ۲۵ - معتقد بودند که #نوع حکومت و #انتخاب حاکم از #حقوق_مردم بوده ، نه #نصب از بالا
و خود ایشان هم در امر #حکومت، #منتخب مردم بودند، نه #منصوب خداوند.)
🌹به #مذاکره بین امام علی(ع) و عبدالرحمن توجه شود :
#على (ع ): ... قال عبد الرحمن بن عوف : يابن ابى طالب انك على هذا الامر #لحريص !؟
فقلت :
...
وقد كان رسول اللّه #عهد الى عهدا فقال : يابن ابى طالب ! لك ولاء امتى فان #ولوك فى #عافية واجمعوا عليك #بالرضا, فقم بامرهم وان اختلفوا عليك فدعهم وما هم فيه , فان اللّه سيجعل لك مخرجا.
ترجمه :
امام علی ( ع ) : عبدالرحمان بن عوف مرا گفت : اى پسر ابوطالب ! تو به اين امر (خلافت ) بسيار #دلبسته اى ؟
من #گفتم : .... . رسول خدا(ص ) ضمن وصاياى خود به من فرمود: اى پسر ابوطالب ! #ولايت امت من با تو است .
پس اگر بر زمامدارى تو با #عافيت و #همدلى تن دادند و ولايت را به تو #واگذاشتند, به #تصدى و اداره آن قيام كن و اگر #اختلاف كردند آنها را به حال خود واگذار, كه خداوند سبحان براى تو نيز راهى براى رهايى از مشكلات فراهم خواهد ساخت . ( 1 )
🌹اعمال ولایت پس از #تنفیذ_مردم :
#امام پس از 25 سال سکوت و رفتار به مثابه یک #خیر_خواه امت ، اما منتقد #مصلح حکومت و مشاوری امین برای آنها ، در حالی حکومت را در اختیار گرفت که #مردم او را به خلافت اصلح دانسته و حریصانه از او #خواستار_پذیرش آن شدند .
در اینجا بود که امام ، #مشروعیت حکومت را تمام شده یافتند و آنرا به #نیابت و #وکالت از مردم بر عهده گرفتند .
«لولا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلماء ان لا یقاروا علی کظة ظالم و لا سغب مظلوم لالقیت حبلها علی غاربها ( 2 ) .
اگر نبود #حضور آن جمعیت بسیار (برای بیعت با من) و یاری نمیدادند که حجت تمام شود و نبود عهدی که خدای تعالی از علما و دانایان گرفته تا بر سیری ظالم و گرسنه ماندن مظلوم آرام نگیرند، ریسمان و #مهار_شتر_خلافت را بر کوهان آن می انداختم» .
پاورقی :
1 : كشف المحجه , ص 184.
2 : نهج البلاغه، خ 3، ص 52
محمد صالحي – خرداد 76
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
مرواريدهايي از زبان امام رضا(ع) https://telegram.me/beshnofekrkon/518
Forwarded from اتچ بات
#فیزیک_مدرن و #فاعلیت_الهی
چكيده اي از گفت و گو با جان پوکینگ #هورن استاد فیزیک ریاضی در دانشگاه #کمبریج ( حوزه تخصصی فیزیک ذرات بنیادی و كوانتوم )
🍁1- به باور من، #خدا اجازه داده است جهان به حال خود #رها شود ، اما نه تا نقطهای که تنها تبدیل به یک #خدای_ترغیب کننده شود . تصویرسازی خدا به نحوی که (تعریفی) مابین #خدای_کنترل_کننده همه چیز و #خدای_ترغیب_کننده فرآیندهای جهان باشد، ایدهای است که ارزش کار کردن بر روی آن را دارد.
🍁2- از نظر من ، #خدا در سراسر زمان، به طور جدی #دست_اندر_کار جهان است. بنابراین خدا در فرآیندهای جهان دخیل است و از آن جدا نیست .
🍁3- “ #وحدت_گرایی_دو_وجهی” تلاشی در جهت رویارویی با مشکل دائمی و حل نشده چگونگی ارتباط مغز با ماده است . این دیدگاه با نظریه دوگانهانگاری کلاسیک متفاوتت است که میگوید #دو_نوع_جوهره در جهان وجود دارد : ذهن و ماده فیزیکی . مشکل این نظریه، تشریح نحوه ارتباط این دو با یکدیگر بود .
من مطمئن هستم که ما تنها از #ماده_فیزیکی ساخته نشدهایم و همچنین مطمئنم که #واقعیت چیزی فراتر از تنها #ایدههاست . نظریه وحدتگرایی دو وجهی تلاش دارد که هم #تجربیات_ذهنی ما و هم #تجریبات_فیزیکی و مادی ما را بهطور جدی مدنظر داشته باشد.
این نظریه بیان میکند که هر دوی اینها ، بهطور ژرف با یکدیگر مرتبط و تکمیل کننده یکدیگرند، و اینکه تنها #یک_ماهیت و جوهره در جهان وجود دارد. نظریه وحدتگرایی دو وجهی به دنبال این است که از ارزشزدایی و یا فرعیسازی هر کدام از این دو وجه، دوری کند.
🍁4- به باور من ، خدا این #جهان را، این آفرینش را، آفریده است تا چیزی به #غیر_از_خود_خدا وجود داشته باشد و اجازه داده است که به حال خود باشد. اما کلیساهای شرقیی همیشه این باور را حفظ کردهاند که آفرینش مسیح به منظور به اشتراک گذاشتن حیات و نفس خدا بوده، یعنی حیات ماهیتی الهی با بشر بوده است .
🍁5- به باور من این #آفرینش و جهان جدید، دنیایی سراسر #مقدس و دینی است، که سرشار از وجود خداست.
🍁6- در #جهان فیزیکی هم مظاهر #نظم وجود دارد و هم #بی_نظمی، و این بدین معنی است که رفتارهای این سیستم به ترکیب متضادی از نظم و بینظمی وابسته است- جهان همانگونه که مردم گاهی میگویند “بر #لبه_آشفتگی” قرار دارد – در میانه دو جهان؛ یکی با چارچوبی کاملا تغییرناپذیر، که به دلیل اینکه هیچ چیز نمیتواند بطور حقیقی در آن تغییر کند، ملالانگیز و عبث است و دیگری یک جهان کاملا تصادفی که به دلیل کاملا اتفاقی بودن آن، باز هم بیحاصل است.
چیزی در این میان، در نقطه #توازن بین میزانی از #نظم و میزانی از #احتمالات و عدم قطعیتها که باعث ثمربخشی این دنیا میشود.
🍁7- یکی از #جاذبههای فریبنده در مورد جهان فیزیکی این است که به نظر میآید همیشه میتوان ساختارهای بنیادین آن را از طریق #ریاضیات، به زیبایی تشریح کرد.
برای من این نکته، #اشارهای به وجود یک #تفکر و ذهنیت (عظیم) در پشت این ساختار جهانی است، و اینکه ذهن ما نیز به نوعی با آن ذهنیت، #هماهنگ و کوک شده است.
🍁8- “ #معرفتشناسی ، نمونهای از #هستیشناسی است” آنچه که ما میدانیم ، راهنمای قابل اطمینانی از آنچه که مدنظر داریم، است. جهان ما را #گمراه نمیکند.
من جدایی مد نظر طرفداران کانت بین #پدیده (چیزهایی که ما آنها را میدانیم) و #معنویات (چیزهایی که در درون قرار دارند) را نمیپذیرم .
#واقعیت آنگونه که خود را به ما نشان میدهد، آنگونه که ما آن را میدانیم، #راهنمای قابل اطمینانی برای درک کامل ماهیت حقیقت است.
🍁8- #ایدهها، از تجربیات من به عنوان یک دانشمند پدید میآید، اما من فکر میکنم که این ایدهها در #درون_آفرینش خدا نوشته شدهاند، برای خدا این جهان خلاف دیدگاه دکارت، یک شیطان گمراه کننده نیست. ایمان به خداست که اجازه میدهد معرفتشناسی نوعی از هستیشناسی باشد.
🍁9- به نظر من برای درک دقیق الگوها و ساختارهای جهان، #علم نیازمند “منطق یاری گرفته از #مناجات” است .
من فکر میکنم که یکی از بنیادیترین تجربیات دینی، #تجربه_پرستش است.
من آدمی با تجربیات بیشمار و بسیار دینی و یا تجربیات رازگونه ژرف نیستم. اما یک نوع #برنامه_شخصی پرستش و عبادت روزانه دارم.
من فکر میکنم این #تجربیات است که به ما کمک میکند در مورد #خدا تفکر کنیم .
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
چكيده اي از گفت و گو با جان پوکینگ #هورن استاد فیزیک ریاضی در دانشگاه #کمبریج ( حوزه تخصصی فیزیک ذرات بنیادی و كوانتوم )
🍁1- به باور من، #خدا اجازه داده است جهان به حال خود #رها شود ، اما نه تا نقطهای که تنها تبدیل به یک #خدای_ترغیب کننده شود . تصویرسازی خدا به نحوی که (تعریفی) مابین #خدای_کنترل_کننده همه چیز و #خدای_ترغیب_کننده فرآیندهای جهان باشد، ایدهای است که ارزش کار کردن بر روی آن را دارد.
🍁2- از نظر من ، #خدا در سراسر زمان، به طور جدی #دست_اندر_کار جهان است. بنابراین خدا در فرآیندهای جهان دخیل است و از آن جدا نیست .
🍁3- “ #وحدت_گرایی_دو_وجهی” تلاشی در جهت رویارویی با مشکل دائمی و حل نشده چگونگی ارتباط مغز با ماده است . این دیدگاه با نظریه دوگانهانگاری کلاسیک متفاوتت است که میگوید #دو_نوع_جوهره در جهان وجود دارد : ذهن و ماده فیزیکی . مشکل این نظریه، تشریح نحوه ارتباط این دو با یکدیگر بود .
من مطمئن هستم که ما تنها از #ماده_فیزیکی ساخته نشدهایم و همچنین مطمئنم که #واقعیت چیزی فراتر از تنها #ایدههاست . نظریه وحدتگرایی دو وجهی تلاش دارد که هم #تجربیات_ذهنی ما و هم #تجریبات_فیزیکی و مادی ما را بهطور جدی مدنظر داشته باشد.
این نظریه بیان میکند که هر دوی اینها ، بهطور ژرف با یکدیگر مرتبط و تکمیل کننده یکدیگرند، و اینکه تنها #یک_ماهیت و جوهره در جهان وجود دارد. نظریه وحدتگرایی دو وجهی به دنبال این است که از ارزشزدایی و یا فرعیسازی هر کدام از این دو وجه، دوری کند.
🍁4- به باور من ، خدا این #جهان را، این آفرینش را، آفریده است تا چیزی به #غیر_از_خود_خدا وجود داشته باشد و اجازه داده است که به حال خود باشد. اما کلیساهای شرقیی همیشه این باور را حفظ کردهاند که آفرینش مسیح به منظور به اشتراک گذاشتن حیات و نفس خدا بوده، یعنی حیات ماهیتی الهی با بشر بوده است .
🍁5- به باور من این #آفرینش و جهان جدید، دنیایی سراسر #مقدس و دینی است، که سرشار از وجود خداست.
🍁6- در #جهان فیزیکی هم مظاهر #نظم وجود دارد و هم #بی_نظمی، و این بدین معنی است که رفتارهای این سیستم به ترکیب متضادی از نظم و بینظمی وابسته است- جهان همانگونه که مردم گاهی میگویند “بر #لبه_آشفتگی” قرار دارد – در میانه دو جهان؛ یکی با چارچوبی کاملا تغییرناپذیر، که به دلیل اینکه هیچ چیز نمیتواند بطور حقیقی در آن تغییر کند، ملالانگیز و عبث است و دیگری یک جهان کاملا تصادفی که به دلیل کاملا اتفاقی بودن آن، باز هم بیحاصل است.
چیزی در این میان، در نقطه #توازن بین میزانی از #نظم و میزانی از #احتمالات و عدم قطعیتها که باعث ثمربخشی این دنیا میشود.
🍁7- یکی از #جاذبههای فریبنده در مورد جهان فیزیکی این است که به نظر میآید همیشه میتوان ساختارهای بنیادین آن را از طریق #ریاضیات، به زیبایی تشریح کرد.
برای من این نکته، #اشارهای به وجود یک #تفکر و ذهنیت (عظیم) در پشت این ساختار جهانی است، و اینکه ذهن ما نیز به نوعی با آن ذهنیت، #هماهنگ و کوک شده است.
🍁8- “ #معرفتشناسی ، نمونهای از #هستیشناسی است” آنچه که ما میدانیم ، راهنمای قابل اطمینانی از آنچه که مدنظر داریم، است. جهان ما را #گمراه نمیکند.
من جدایی مد نظر طرفداران کانت بین #پدیده (چیزهایی که ما آنها را میدانیم) و #معنویات (چیزهایی که در درون قرار دارند) را نمیپذیرم .
#واقعیت آنگونه که خود را به ما نشان میدهد، آنگونه که ما آن را میدانیم، #راهنمای قابل اطمینانی برای درک کامل ماهیت حقیقت است.
🍁8- #ایدهها، از تجربیات من به عنوان یک دانشمند پدید میآید، اما من فکر میکنم که این ایدهها در #درون_آفرینش خدا نوشته شدهاند، برای خدا این جهان خلاف دیدگاه دکارت، یک شیطان گمراه کننده نیست. ایمان به خداست که اجازه میدهد معرفتشناسی نوعی از هستیشناسی باشد.
🍁9- به نظر من برای درک دقیق الگوها و ساختارهای جهان، #علم نیازمند “منطق یاری گرفته از #مناجات” است .
من فکر میکنم که یکی از بنیادیترین تجربیات دینی، #تجربه_پرستش است.
من آدمی با تجربیات بیشمار و بسیار دینی و یا تجربیات رازگونه ژرف نیستم. اما یک نوع #برنامه_شخصی پرستش و عبادت روزانه دارم.
من فکر میکنم این #تجربیات است که به ما کمک میکند در مورد #خدا تفکر کنیم .
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
#تعبد با روان آدمي #ناسازگار است - دكتر ملكيان
🌷1- #تعبد چيزي است که انسان مدرن پذيرا نيست. نميخواهم اين ادعا را بكنم که هميشه ميشود از تعبد گريخت. خير، نميخواهم ادعا کنم که ميشود در سرتاسر زندگي، انسان حتي يك مورد هم تعبد نورزد؛ ميخواهم اين را بگويم که تعبد خلاف بهنجار بودن روان آدمي است. انسان بهنجار نميتواند متعبد باشد.
يك #انسان_بهنجار از تعبد هيچگونه تكيُّفي، هيچ گونه #لذت عاطفي اي و هيچ گونه آرامش دروني نميبرد. چرا؟ چون انسان اساساً اينطور ساخته شده است يا به تعبير ديگري بگوييم انسان اساساً اينطور هست که هر رأيي که برايش عرضه ميشود، ميخواهد بپرسد چرا؟ به چه دليل؟
شما اگر به من گفتيد الف، ب است من دلم ميخواهد بگويم چرا الف، ب است و تا ميگويم چرا الف، ب است نشان ميدهم که نميخواهم نسبت به شما تعبد بورزم و ميخواهم دليل الف، ب است را از شما بپرسم.
آنوقت از اين يك #نتيجه ميشود گرفت و آن اينكه براي #سلامت_رواني بايد حتي المقدور از متعبد بودن #گريخت؛ منتها ميگويم حتي المقدور؛ آنجايي که در وسع ماست وبه گفتة علماي سابق «الضرورتُ تُقّدَّرُ بِاَقدارِها»: امر ضروري رابايد به اندازه ضرورتش اخذ کرد.
🌷2- کساني گفته اند که تعبدي که ما مي ورزيم براي خود تعبدمان #دليل داريم و بنابراين، تعبد ما #مدلّل است. مثلاً من ميگويم، من هر چه حسن بگويد قبول ميکنم، يعني نسبت به او متعبد هستم. بعد ميگويم که براي اينكه نسبت به حسن متعبد باشم، دليل دارم.
اگر واقعاً #تعبد همراه با #دليل باشد نبايد به آن تعبد بگوييم. تعبد اگر همراه با دليل باشد تقريباً از جنس #رجوع به متخصص ميشود و بنابراين نبايد تعبير تعبد را در موردش بكار برد. وقتي ميگوييم تعبد، فرض بر اين است که براي کسي که نسبت به او تعبد مي ورزيم، دليل نداريم. اگر واقعاً دليل داشته باشيم اصلاً لغت تعبد را و براي آن شخص متعبَّد لغت Authority را نبايد بكار برد.
🌷3- #تعبد با #اطاعت فرق ميکند و ممكن است بدون اطاعت نشود زندگي کرد ولي بدون تعبد ميشود زندگي کرد.
واقعيتش اين است که جز به نظر بعضي از آنارشيستها،همه قبول کرده اند که #جامعه احتياج به يك نوع #اطاعت دارد و بدون اطاعت سامان نميگيرد. .....
بنده در اصل اين داستان که جامعه بدون اطاعت تمشيَت امورش نميشود موافقم. من اين سخن را قبول دارم و از اين لحاظ آنارشيست نيستم. اما در عين حال ميگويم، اطاعت با تعبد فرق ميکند.
#اطاعت معنايش اين است که حسن گفته است که کار x بايد انجام بگيرد پس کار x بايد انجام بگيرد و حسن گفته است که کار x نبايد انجام بگيرد پس کار x نبايد انجام بگيرد. اين #فرمول_اطاعت است.
اما #تعبد فرمولش اين نيست. تعبد ميگويد چون حسن ميگويد x ،y است، پس x ، yاست و چون حسن ميگويد x ، y نيست پس x ،y نيست. چون حسن ميگويد x هست پس x هست و چون حسن ميگويد x نيست پس x نيست و چون حسن ميگويد x با y داراي رابطة r است پس اين دو با هم داراي رابطه r هستند و چون حسن ميگويد x و y داراي رابطة r نيستند پس اين دو با هم داراي رابطة r نيستند. اين6 قسم فرمول تعبد است.
اگر به اين تعريف توجه کنيم، آنوقت به اين نكته #التفات پيدا ميکنيم که تعبد خيلي با اطاعت فرق ميکند.
من وقتي در #کارخانه اي کار مي کنم، از #کارفرماي خودم اطاعت ميکنم و بايد هم اطاعت کنم. اصلاً نفس اينكه تقاضاي استخدام در اين کارخانه کرده ام، يعني تقاضاي اطاعت ورزي کرده ام. يكي از لوازم عمدة تقاضاي من، يعني تقاضاي اطاعتپذيري. اما تعبد حرف ديگري است.
من ميتوانم بگويم چون من در فلان وزارتخانه کار مي کنم، وزير هر دستوري بدهد من اجرا ميکنم ولي در عين حال، خيلي از دستورات وزير را قبول ندارم. يعني نسبت به آن تعبد ندارم.
#فرق تعبد و اطاعت اين است که #اطاعت با #بدن انجام ميگيرد ولي #تعبد با ساحت ذهن و #روان انسان انجام ميگيرد و ساحت ذهن و روان انسان به تعبير کانت، ساحت آزاديهاست نه ساحت الزامات.
#الزام فقط حاکميت و سيطره اش بر ساحت #بدن است و غير بدن چيزي را نميشود به الزام خواند و ازآن الزام خواست. در واقع فقط و فقط بر بدن ما ميشود فشار آورد و به بدن ما ميشود چيزي را الزام کرد.
اما ساحت ذهن و #روان، ساحت تمام آزاديهاست. ساحتي است که در آن هيچگونه الزامي وجود ندارد.
🍏استاد ملکیان،سنت گرایی،تجددگرایی،پساتجددگرایی،جلسه 5،سال 78
@mostafamalekian
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🌷1- #تعبد چيزي است که انسان مدرن پذيرا نيست. نميخواهم اين ادعا را بكنم که هميشه ميشود از تعبد گريخت. خير، نميخواهم ادعا کنم که ميشود در سرتاسر زندگي، انسان حتي يك مورد هم تعبد نورزد؛ ميخواهم اين را بگويم که تعبد خلاف بهنجار بودن روان آدمي است. انسان بهنجار نميتواند متعبد باشد.
يك #انسان_بهنجار از تعبد هيچگونه تكيُّفي، هيچ گونه #لذت عاطفي اي و هيچ گونه آرامش دروني نميبرد. چرا؟ چون انسان اساساً اينطور ساخته شده است يا به تعبير ديگري بگوييم انسان اساساً اينطور هست که هر رأيي که برايش عرضه ميشود، ميخواهد بپرسد چرا؟ به چه دليل؟
شما اگر به من گفتيد الف، ب است من دلم ميخواهد بگويم چرا الف، ب است و تا ميگويم چرا الف، ب است نشان ميدهم که نميخواهم نسبت به شما تعبد بورزم و ميخواهم دليل الف، ب است را از شما بپرسم.
آنوقت از اين يك #نتيجه ميشود گرفت و آن اينكه براي #سلامت_رواني بايد حتي المقدور از متعبد بودن #گريخت؛ منتها ميگويم حتي المقدور؛ آنجايي که در وسع ماست وبه گفتة علماي سابق «الضرورتُ تُقّدَّرُ بِاَقدارِها»: امر ضروري رابايد به اندازه ضرورتش اخذ کرد.
🌷2- کساني گفته اند که تعبدي که ما مي ورزيم براي خود تعبدمان #دليل داريم و بنابراين، تعبد ما #مدلّل است. مثلاً من ميگويم، من هر چه حسن بگويد قبول ميکنم، يعني نسبت به او متعبد هستم. بعد ميگويم که براي اينكه نسبت به حسن متعبد باشم، دليل دارم.
اگر واقعاً #تعبد همراه با #دليل باشد نبايد به آن تعبد بگوييم. تعبد اگر همراه با دليل باشد تقريباً از جنس #رجوع به متخصص ميشود و بنابراين نبايد تعبير تعبد را در موردش بكار برد. وقتي ميگوييم تعبد، فرض بر اين است که براي کسي که نسبت به او تعبد مي ورزيم، دليل نداريم. اگر واقعاً دليل داشته باشيم اصلاً لغت تعبد را و براي آن شخص متعبَّد لغت Authority را نبايد بكار برد.
🌷3- #تعبد با #اطاعت فرق ميکند و ممكن است بدون اطاعت نشود زندگي کرد ولي بدون تعبد ميشود زندگي کرد.
واقعيتش اين است که جز به نظر بعضي از آنارشيستها،همه قبول کرده اند که #جامعه احتياج به يك نوع #اطاعت دارد و بدون اطاعت سامان نميگيرد. .....
بنده در اصل اين داستان که جامعه بدون اطاعت تمشيَت امورش نميشود موافقم. من اين سخن را قبول دارم و از اين لحاظ آنارشيست نيستم. اما در عين حال ميگويم، اطاعت با تعبد فرق ميکند.
#اطاعت معنايش اين است که حسن گفته است که کار x بايد انجام بگيرد پس کار x بايد انجام بگيرد و حسن گفته است که کار x نبايد انجام بگيرد پس کار x نبايد انجام بگيرد. اين #فرمول_اطاعت است.
اما #تعبد فرمولش اين نيست. تعبد ميگويد چون حسن ميگويد x ،y است، پس x ، yاست و چون حسن ميگويد x ، y نيست پس x ،y نيست. چون حسن ميگويد x هست پس x هست و چون حسن ميگويد x نيست پس x نيست و چون حسن ميگويد x با y داراي رابطة r است پس اين دو با هم داراي رابطه r هستند و چون حسن ميگويد x و y داراي رابطة r نيستند پس اين دو با هم داراي رابطة r نيستند. اين6 قسم فرمول تعبد است.
اگر به اين تعريف توجه کنيم، آنوقت به اين نكته #التفات پيدا ميکنيم که تعبد خيلي با اطاعت فرق ميکند.
من وقتي در #کارخانه اي کار مي کنم، از #کارفرماي خودم اطاعت ميکنم و بايد هم اطاعت کنم. اصلاً نفس اينكه تقاضاي استخدام در اين کارخانه کرده ام، يعني تقاضاي اطاعت ورزي کرده ام. يكي از لوازم عمدة تقاضاي من، يعني تقاضاي اطاعتپذيري. اما تعبد حرف ديگري است.
من ميتوانم بگويم چون من در فلان وزارتخانه کار مي کنم، وزير هر دستوري بدهد من اجرا ميکنم ولي در عين حال، خيلي از دستورات وزير را قبول ندارم. يعني نسبت به آن تعبد ندارم.
#فرق تعبد و اطاعت اين است که #اطاعت با #بدن انجام ميگيرد ولي #تعبد با ساحت ذهن و #روان انسان انجام ميگيرد و ساحت ذهن و روان انسان به تعبير کانت، ساحت آزاديهاست نه ساحت الزامات.
#الزام فقط حاکميت و سيطره اش بر ساحت #بدن است و غير بدن چيزي را نميشود به الزام خواند و ازآن الزام خواست. در واقع فقط و فقط بر بدن ما ميشود فشار آورد و به بدن ما ميشود چيزي را الزام کرد.
اما ساحت ذهن و #روان، ساحت تمام آزاديهاست. ساحتي است که در آن هيچگونه الزامي وجود ندارد.
🍏استاد ملکیان،سنت گرایی،تجددگرایی،پساتجددگرایی،جلسه 5،سال 78
@mostafamalekian
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
Forwarded from اتچ بات
⚡️#معیار و مقیاس دیانت ، #اخلاق است نه شناسنامه و نه کثرت نماز و روزه
✔️ دکتر ابوالقاسم فنائی🔻
🔹 #هدف_بعثت پیامبر صرفاً آموزش و #ارزشهای_اخلاقی از طریق فراهم کردن زمینه مناسب و برداشتن موانع است.
این #حدیث شریف(اِنِّی بُعِثتُ لِاُتِمِمُ مَکارِمُ الاَخلاق) دلالت میکند بر اینکه نه تنها #اخلاق ، مستقل از دین و مقدم بر دین٬ که #برتر از دین هم هست٬
چون #اخلاق ، #هدف است و #دین ، ابزار و #وسیله_تحقق آن هدف و این نکته به نوبه خود متضمن #دو_نکته دیگر است.
🔹« #نکته_نخست این است که افراد و جوامع مختلف تا آنجا و به مقداری #دیندارند که به #ارزشهای_اخلاقی ملتزم و پای بند هستند.
کسی یا جامعه ای که به #اسم_دین ارزشهای اخلاقی را نادیده می گیرد ٬ اساساً #دیندار نیست و به هر مقدار که فرد یا جامعه به ارزشهای اخلاقی پایبند باشند به همان میزان به خدا نزدیک ترند٬
چرا که به #رسالت_پیامبر ، بیشتر جامعه عَمَل پوشانده اند.
معیار و مقیاس دیانت ، اخلاق است نه شناسنامه و نه کثرت نماز و روزه.
🔹 #نکته_دوم این است که اگر #قرائت ِ خاصی از دین٬ فرد یا جامعه دینی را از #اخلاق دور کند٬ بُطلان و #نادرستی خود را بر آفتاب افکنده است٬
یعنی برای #باطل شمردن قرائت خاصی از دین کافی است نشان دهیم که آن قرائت ، فرد یا جامعه دینی را از #اخلاق دور میکند و لذا با هدف بعثت پیامبر٬ که عبارتست از تحقق بخشیدن به ارزشهای اخلاقی٬ در تضاد است.
#قرائتی از دین که انسان را از اخلاق دور کند و فهمی از دین که به خاطر پای بندی بدان و پیروی از دستورات آن٬ انسان ناگزیر شود عقل و #وجدان_اخلاقی خود را زیر پا بگذارد و ارزشهای اخلاقی را نادیده بگیرد٬ دین نیست٬ بلکه دُکان و #افیون است.»
🔸از کانال ابوالقاسم فنایی.
https://telegram.me/beshnofekrkon
✔️ دکتر ابوالقاسم فنائی🔻
🔹 #هدف_بعثت پیامبر صرفاً آموزش و #ارزشهای_اخلاقی از طریق فراهم کردن زمینه مناسب و برداشتن موانع است.
این #حدیث شریف(اِنِّی بُعِثتُ لِاُتِمِمُ مَکارِمُ الاَخلاق) دلالت میکند بر اینکه نه تنها #اخلاق ، مستقل از دین و مقدم بر دین٬ که #برتر از دین هم هست٬
چون #اخلاق ، #هدف است و #دین ، ابزار و #وسیله_تحقق آن هدف و این نکته به نوبه خود متضمن #دو_نکته دیگر است.
🔹« #نکته_نخست این است که افراد و جوامع مختلف تا آنجا و به مقداری #دیندارند که به #ارزشهای_اخلاقی ملتزم و پای بند هستند.
کسی یا جامعه ای که به #اسم_دین ارزشهای اخلاقی را نادیده می گیرد ٬ اساساً #دیندار نیست و به هر مقدار که فرد یا جامعه به ارزشهای اخلاقی پایبند باشند به همان میزان به خدا نزدیک ترند٬
چرا که به #رسالت_پیامبر ، بیشتر جامعه عَمَل پوشانده اند.
معیار و مقیاس دیانت ، اخلاق است نه شناسنامه و نه کثرت نماز و روزه.
🔹 #نکته_دوم این است که اگر #قرائت ِ خاصی از دین٬ فرد یا جامعه دینی را از #اخلاق دور کند٬ بُطلان و #نادرستی خود را بر آفتاب افکنده است٬
یعنی برای #باطل شمردن قرائت خاصی از دین کافی است نشان دهیم که آن قرائت ، فرد یا جامعه دینی را از #اخلاق دور میکند و لذا با هدف بعثت پیامبر٬ که عبارتست از تحقق بخشیدن به ارزشهای اخلاقی٬ در تضاد است.
#قرائتی از دین که انسان را از اخلاق دور کند و فهمی از دین که به خاطر پای بندی بدان و پیروی از دستورات آن٬ انسان ناگزیر شود عقل و #وجدان_اخلاقی خود را زیر پا بگذارد و ارزشهای اخلاقی را نادیده بگیرد٬ دین نیست٬ بلکه دُکان و #افیون است.»
🔸از کانال ابوالقاسم فنایی.
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
Forwarded from اتچ بات
#معاد_جسماني از نظر منطقي #ممكن_است – سخنراني دكتر آرش #نراقي ( دانشيار دين و فلسفه دانشگاه پنسيلوانياي آمريكا )
🌹مقدمه :
دكتر #نراقي با #رويكرد_جديدي كه به موضوع #هويت_شخصي و امكان #بقاي_آن دارد ، #معاد_جسماني را از نظر منطقي #ممكن دانسته و با توجه به جايگاه خداوند در نظام الهياتي اديان توحيدي ، كه #قادر_متعال است ، آن را #محتمل نيز مي داند .
🌹#نكاتي_از_بحث :
#معاد_جسماني ، از آموزه هاي #قرآني قابل استخراج است .
در قرآن بجاي #روح ، عمدتا از #نفس استفاده شده كه يك انضمام تام با #جسم آدمي دارد .
از نظر فلاسفه قديم ، مثل #ابن_سينا ، آنچه قابل استدلال بوده #معاد_روحاني است ولي معاد جسماني را نمي توان با ادله آنها اثبات كرد .
😍و اما #رويكرد جديد آرش نراقي به #مبحث هويت شخصي و #معيار_بقاي آن :
🌷#هويت_شخصي : آنچه كه " #من " را " #من " مي كند و با گذشت زمان ، آن " من " محفوظ مي ماند و ديگران با ديدن من همان فردي كه قبلا ميشناختند را تداعي ميكنند .
🌷3 نظريه موجود در #معيار_هويت_شخصي : وحدت #بدني – وحدت #روحاني – وحدت #مغزي
🍇 #نظريه_دكتر_نراقي : #وحدت_رواني_شخص ( مجموعه اطلاعات و #آگاهيهاي مختلفي كه شحص در دوره عمر خود كسب كرده و در قسمت #فوقاني_مغز او ذخيره شده است – بدن و مغز فقط سخت افزار ذخيره و بازخواني آن اطلاعات است )
🍇اين مجموعه آگاهي و حالات رواني شخص ، به هر جا منتقل بشود ، #هويت_شخص ( من بودن او ) به همانجا منتقل مي شود .
🍇البته براي #بازخواني آن اطلاعات ، نياز به #بدني كاملا شبيه بدن اصلي نياز است .
اگر به روش كولونينگ ( #همانند_سازي ) به كمك DNA شخص ، يك #بدن_كاملا_عين او ساخته شود ( همساني ويژگيهاي بدني و ژنتيكي ) ، و آن مجموعه اطلاعات و آگاهيها را به آن منتقل كنيم ، و آن شخص به سخن آيد ، خواهد گفت " من همان هستم " .
🌹#شاخص_هاي اين نظريه :
☄️#وحدت_روان_تني ، معيار #هويت_شخصي تعريف مي شود ( مجموعه آگاهيها و حالات رواني و ... شخص )
☄️ #وحدت_فرانوعي ، براي #بازخواني آن اطلاعات ، لازم است .( ساختار بدني متشكل از روش همانند سازي– #تداوم_جسماني شخص)
🌷بنابراين :
🍁اگر قبل از #مرگ ، آن مجموعه #آگاهيهاي شخص ، به #بدني_جديد كه وحدت فرانوعي با بدن اصلي دارد منتقل شود ، امكان ادامه حيات جسماني شخص بوجود مي آيد .
😍با اين فرض : فرضيه #معاد_جسماني ، از نظر منطقي #ممكن_ميشود . ( هر چند با قوانين موجود طبيعي #محتمل_نيست .)
😍😍ليكن : با اعتقاد به #خداوندي كه قادر متعال است ، مي توان تصور كرد كه او مي تواند #بدني شبيه بدن اصلي ( به هر روش كه خود مي داند ، حتي همانندسازي ) #توليد و آن مجموعه آگاهيها و اطلاعات شخص را به آن بدن #انتقال داده و شرايط تداوم حيات جسماني او را فراهم نمايد .
🙏پس در #يك_كلام :
🍇 اگر بپذيريم كه :
❗️1- #بقاي_هويت_شخصي ما ، در گرو #تداوم_شخصيت_ذهني_رواني ماست ،
❗️2- اين #شخصيت_ذهني_رواني ، مي تواند در #بدني كه با ما #وحدت_فرانوعي دارد ( كه برآمده از بدن خود ماست ) ، به حيات خود ادامه دهد .
☄️لذا امكان منطقي #معاد_جسماني را اثبات كرده ايم .
🍇و اگر بپذيريم كه :
#خداوند قادر به #ايجاد ممكن هاي منطقي است ، پس #احتمال_معاد_جسماني را هم اثبات كرده ايم .
😳 #توضيح : در اين بحث ، سخني از بود و نبود #روح نيست ، كه بايد در جاي خود بررسي شود . ضمنا #روح با #مفاهيم_فلسفي موجود، ميراث #فلسفه_افلاطوني است ، در حالي كه در #قرآن ، روح با اين مفاهيم ذكر نشده و آنچه كه مطرح شده #نفس است كه با #بدن ارتباطي تنگاتنگ دارد .
https://t.me/arash_naraghi
😍 #تذكر : در مورد نظريه وحدت روان تني فوق ، #سوالات و ابهاماتي در موضوعات #ماهيت_برزخ ، #محل_ذخيره اطلاعات و آگاهيهاي فوق پس از مرگ ، #فشار_قبر و ... وجود دارد كه در آدرس زير ، به همراه #پاسخ_استاد نراقی آورده شده است :
https://telegram.me/beshnofekrkon/937
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🌹مقدمه :
دكتر #نراقي با #رويكرد_جديدي كه به موضوع #هويت_شخصي و امكان #بقاي_آن دارد ، #معاد_جسماني را از نظر منطقي #ممكن دانسته و با توجه به جايگاه خداوند در نظام الهياتي اديان توحيدي ، كه #قادر_متعال است ، آن را #محتمل نيز مي داند .
🌹#نكاتي_از_بحث :
#معاد_جسماني ، از آموزه هاي #قرآني قابل استخراج است .
در قرآن بجاي #روح ، عمدتا از #نفس استفاده شده كه يك انضمام تام با #جسم آدمي دارد .
از نظر فلاسفه قديم ، مثل #ابن_سينا ، آنچه قابل استدلال بوده #معاد_روحاني است ولي معاد جسماني را نمي توان با ادله آنها اثبات كرد .
😍و اما #رويكرد جديد آرش نراقي به #مبحث هويت شخصي و #معيار_بقاي آن :
🌷#هويت_شخصي : آنچه كه " #من " را " #من " مي كند و با گذشت زمان ، آن " من " محفوظ مي ماند و ديگران با ديدن من همان فردي كه قبلا ميشناختند را تداعي ميكنند .
🌷3 نظريه موجود در #معيار_هويت_شخصي : وحدت #بدني – وحدت #روحاني – وحدت #مغزي
🍇 #نظريه_دكتر_نراقي : #وحدت_رواني_شخص ( مجموعه اطلاعات و #آگاهيهاي مختلفي كه شحص در دوره عمر خود كسب كرده و در قسمت #فوقاني_مغز او ذخيره شده است – بدن و مغز فقط سخت افزار ذخيره و بازخواني آن اطلاعات است )
🍇اين مجموعه آگاهي و حالات رواني شخص ، به هر جا منتقل بشود ، #هويت_شخص ( من بودن او ) به همانجا منتقل مي شود .
🍇البته براي #بازخواني آن اطلاعات ، نياز به #بدني كاملا شبيه بدن اصلي نياز است .
اگر به روش كولونينگ ( #همانند_سازي ) به كمك DNA شخص ، يك #بدن_كاملا_عين او ساخته شود ( همساني ويژگيهاي بدني و ژنتيكي ) ، و آن مجموعه اطلاعات و آگاهيها را به آن منتقل كنيم ، و آن شخص به سخن آيد ، خواهد گفت " من همان هستم " .
🌹#شاخص_هاي اين نظريه :
☄️#وحدت_روان_تني ، معيار #هويت_شخصي تعريف مي شود ( مجموعه آگاهيها و حالات رواني و ... شخص )
☄️ #وحدت_فرانوعي ، براي #بازخواني آن اطلاعات ، لازم است .( ساختار بدني متشكل از روش همانند سازي– #تداوم_جسماني شخص)
🌷بنابراين :
🍁اگر قبل از #مرگ ، آن مجموعه #آگاهيهاي شخص ، به #بدني_جديد كه وحدت فرانوعي با بدن اصلي دارد منتقل شود ، امكان ادامه حيات جسماني شخص بوجود مي آيد .
😍با اين فرض : فرضيه #معاد_جسماني ، از نظر منطقي #ممكن_ميشود . ( هر چند با قوانين موجود طبيعي #محتمل_نيست .)
😍😍ليكن : با اعتقاد به #خداوندي كه قادر متعال است ، مي توان تصور كرد كه او مي تواند #بدني شبيه بدن اصلي ( به هر روش كه خود مي داند ، حتي همانندسازي ) #توليد و آن مجموعه آگاهيها و اطلاعات شخص را به آن بدن #انتقال داده و شرايط تداوم حيات جسماني او را فراهم نمايد .
🙏پس در #يك_كلام :
🍇 اگر بپذيريم كه :
❗️1- #بقاي_هويت_شخصي ما ، در گرو #تداوم_شخصيت_ذهني_رواني ماست ،
❗️2- اين #شخصيت_ذهني_رواني ، مي تواند در #بدني كه با ما #وحدت_فرانوعي دارد ( كه برآمده از بدن خود ماست ) ، به حيات خود ادامه دهد .
☄️لذا امكان منطقي #معاد_جسماني را اثبات كرده ايم .
🍇و اگر بپذيريم كه :
#خداوند قادر به #ايجاد ممكن هاي منطقي است ، پس #احتمال_معاد_جسماني را هم اثبات كرده ايم .
😳 #توضيح : در اين بحث ، سخني از بود و نبود #روح نيست ، كه بايد در جاي خود بررسي شود . ضمنا #روح با #مفاهيم_فلسفي موجود، ميراث #فلسفه_افلاطوني است ، در حالي كه در #قرآن ، روح با اين مفاهيم ذكر نشده و آنچه كه مطرح شده #نفس است كه با #بدن ارتباطي تنگاتنگ دارد .
https://t.me/arash_naraghi
😍 #تذكر : در مورد نظريه وحدت روان تني فوق ، #سوالات و ابهاماتي در موضوعات #ماهيت_برزخ ، #محل_ذخيره اطلاعات و آگاهيهاي فوق پس از مرگ ، #فشار_قبر و ... وجود دارد كه در آدرس زير ، به همراه #پاسخ_استاد نراقی آورده شده است :
https://telegram.me/beshnofekrkon/937
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
Forwarded from اتچ بات
#چند_سوال از استاد آرش نراقي در مورد #نظريه وحدت روان تني جهت اثبات #ممکن بودن معاد جسمانی و #پاسخ ایشان :
🌷#مطلب_استاد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/936
🌵1- با از بين رفتن جسم ، آن اطلاعات و آگاهيها در #كجا ذخيره و #نگهداري مي شود ؟
🌵2- گاها #مردگان به اذن خداوند ، در خواب ، ملاقاتي با شخص زنده مي كنند و اطلاعاتي رد و بدل مي شود ؟ اين امر با آن نظريه چگونه قابل توضيح است ؟
🌵3- در نظريه فوق ، مسئله #احضار_ارواح كجا قرار مي گيرد ؟
🌵4- #امكان_رشد و تعالي فرد ، پس از مرگ ، در نظريه فوق وجود دارد يا نه ؟ و اگر وجود دارد آيا فقط پس از معاد جسماني محقق مي شود ؟ ( ظاهرا رشد و بسط آگاهي هاي انسان زمانيست كه به #بدن متعلق شده باشد و اين امر در #برزخ وجود ندارد . )
🌵5- #اعمال_فرزندان و يا آثار مثبت و منفي كه شخص در دنيا بجاي گذاشته چگونه در برزخ او اثر مي گذارد ؟ مگر آنكه بگوييم جايي ثبت شده و پس از معاد به او ملحق مي شود .
🌵6- اصولا #برزخ در اين نظريه چگونه جايگاهي است و چرا وجود دارد ؟
🌵7- #فشار_قبر در زمان مرگ ، در اين نظريه چگونه تفسير مي شود ؟
😍 يك #توضيح : اگر قائل به وجود #روح_مجرد بشويم كه بتواند پس از مرگ به #حيات خود #ادامه دهد و حد رشد يافتگي آن روح ، به ميزان آگاهيها و منطبق بر شخصيت رواني دنيايي اوست ، مي توان سوالهاي فوق را توجيه كرد .
محمد صالحي – 17/4/96
#پاسخ_استاد_نراقی به سوالات
جناب آقای صالحی گرامی
سلام
امیدوارم که احوال شریف خوب باشد.
از بابت تأخیری که در پاسخ پیش آمد پوزش می خواهم.
من در ایام تابستان بیشتر در #سفر هستم و به همین دلیل گاهی #فرصت مناسب برای پاسخ به دوستان را دیر می یابم.
باری، خوشحالم که #توفیق آشنایی با عزیزی از خویشان مرحوم #استاد_صالحی نجف آبادی را می یابم.
من #مرحوم_صالحی را یک بار به مدّتی کوتاه در یک کنفرانس دیدم و گفت و گوی کوتاهی با ایشان داشتم.
اما در همان گفت و گو هم #فروتنی_عالمانه ایشان کاملا مشهود بود.
روح آن بزرگوار قرین رحمت الهی باشد.
🌹اما در #خصوص_مطالب مورد اشاره شما، حقیقت این است که #غرض اصلی آن سخنرانی این نبود که نشان دهد #معاد_جسمانی لزوما به فلان نحو خاص است یا نظریه جامعی در خصوص حیات شخصی پس از مرگ ارائه کند.
آن گفتار ، #پاسخ به حکیمانی است که #معاد_جسمانی را از حیث متافیزیکی « #ناممکن» می دانند.
#تلاش من در آن گفتار آن بود که #سناریویی را پیشنهاد کنم که در آن #معاد_جسمانی ممکن و لذا ادعای امتناع آن کاذب است.
یعنی #غرض از آن گفتار لزوما #اثبات نظریه ای ایجابی در خصوص #معاد نبود،
#اثبات_کذب مدعای کسانی بود که معادجسمانی را از حیث متافیزیکی #ممتنع تلقی می کنند.
اینکه آیا می توان جزئیات #احوال پس از مرگ را که از طریق کتاب و سنت رسیده است تک به تک از منظر #فلسفی توضیح داد و تبیین کرد، البته بحث مهمی است، اما از دایره مقصود آن گفتار کاملا بیرون است.
با احترام
آرش نراقی ۱۵/۵/۹۶
https://telegram.me/beshnofekrkon
🌷#مطلب_استاد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/936
🌵1- با از بين رفتن جسم ، آن اطلاعات و آگاهيها در #كجا ذخيره و #نگهداري مي شود ؟
🌵2- گاها #مردگان به اذن خداوند ، در خواب ، ملاقاتي با شخص زنده مي كنند و اطلاعاتي رد و بدل مي شود ؟ اين امر با آن نظريه چگونه قابل توضيح است ؟
🌵3- در نظريه فوق ، مسئله #احضار_ارواح كجا قرار مي گيرد ؟
🌵4- #امكان_رشد و تعالي فرد ، پس از مرگ ، در نظريه فوق وجود دارد يا نه ؟ و اگر وجود دارد آيا فقط پس از معاد جسماني محقق مي شود ؟ ( ظاهرا رشد و بسط آگاهي هاي انسان زمانيست كه به #بدن متعلق شده باشد و اين امر در #برزخ وجود ندارد . )
🌵5- #اعمال_فرزندان و يا آثار مثبت و منفي كه شخص در دنيا بجاي گذاشته چگونه در برزخ او اثر مي گذارد ؟ مگر آنكه بگوييم جايي ثبت شده و پس از معاد به او ملحق مي شود .
🌵6- اصولا #برزخ در اين نظريه چگونه جايگاهي است و چرا وجود دارد ؟
🌵7- #فشار_قبر در زمان مرگ ، در اين نظريه چگونه تفسير مي شود ؟
😍 يك #توضيح : اگر قائل به وجود #روح_مجرد بشويم كه بتواند پس از مرگ به #حيات خود #ادامه دهد و حد رشد يافتگي آن روح ، به ميزان آگاهيها و منطبق بر شخصيت رواني دنيايي اوست ، مي توان سوالهاي فوق را توجيه كرد .
محمد صالحي – 17/4/96
#پاسخ_استاد_نراقی به سوالات
جناب آقای صالحی گرامی
سلام
امیدوارم که احوال شریف خوب باشد.
از بابت تأخیری که در پاسخ پیش آمد پوزش می خواهم.
من در ایام تابستان بیشتر در #سفر هستم و به همین دلیل گاهی #فرصت مناسب برای پاسخ به دوستان را دیر می یابم.
باری، خوشحالم که #توفیق آشنایی با عزیزی از خویشان مرحوم #استاد_صالحی نجف آبادی را می یابم.
من #مرحوم_صالحی را یک بار به مدّتی کوتاه در یک کنفرانس دیدم و گفت و گوی کوتاهی با ایشان داشتم.
اما در همان گفت و گو هم #فروتنی_عالمانه ایشان کاملا مشهود بود.
روح آن بزرگوار قرین رحمت الهی باشد.
🌹اما در #خصوص_مطالب مورد اشاره شما، حقیقت این است که #غرض اصلی آن سخنرانی این نبود که نشان دهد #معاد_جسمانی لزوما به فلان نحو خاص است یا نظریه جامعی در خصوص حیات شخصی پس از مرگ ارائه کند.
آن گفتار ، #پاسخ به حکیمانی است که #معاد_جسمانی را از حیث متافیزیکی « #ناممکن» می دانند.
#تلاش من در آن گفتار آن بود که #سناریویی را پیشنهاد کنم که در آن #معاد_جسمانی ممکن و لذا ادعای امتناع آن کاذب است.
یعنی #غرض از آن گفتار لزوما #اثبات نظریه ای ایجابی در خصوص #معاد نبود،
#اثبات_کذب مدعای کسانی بود که معادجسمانی را از حیث متافیزیکی #ممتنع تلقی می کنند.
اینکه آیا می توان جزئیات #احوال پس از مرگ را که از طریق کتاب و سنت رسیده است تک به تک از منظر #فلسفی توضیح داد و تبیین کرد، البته بحث مهمی است، اما از دایره مقصود آن گفتار کاملا بیرون است.
با احترام
آرش نراقی ۱۵/۵/۹۶
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#شکنجه متهم ، برای گرفتن #اقرار ، به هیجوجه #مجاز نیست .
مرحومان منتظری و بهشتی
https://telegram.me/beshnofekrkon
مرحومان منتظری و بهشتی
https://telegram.me/beshnofekrkon
Forwarded from اتچ بات
#چگونه_خدایی_نکنیم؟
✍️ #صدیق_قطبی
مهترین لازمه و ثمرهی «توحید» که زیربناییترین نگرش قرآنی است، این است که ما انسانایم؛ خدا نیستیم و نباید خدایی بکنیم. نه شأن خدایی به کسی بدهیم و نه برای خودمان شأن خدایی قایل باشیم:
«قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ»(آلعمران/۶۴)؛ بگو: اى اهل كتاب، بياييد بر سر سخنى كه ميان ما و شما يكسان است بايستيم كه جز خدا را نپرستيم و چيزى را شريك او نگردانيم و بعضى از ما بعضى ديگر را به جاى خدا به خدايى نگيرد.
چنین نگرشی از توحید و عبادت، یاریگرِ آزادی باشد. نه تنها پذیرای خداییِ دیگران نباشیم، که خود نیز از اینکه خداگونه با ما رفتار شود، ابا کنیم
از حمدون قصّار پرسیدند که: «بنده کیست؟» گفت: «آن که نپرستد و دوست ندارد که او را بپرستند.»(تذکرةالاولیا)
اگر همه بپذیریم که انسانهایی برابریم، نه همدیگر را داوری میکنیم و نه میکوشیم با اعمال زور و سلطه، یکدیگر را به بند بکشیم. اعمال زور و قدرت نامشروع بر دیگری خدایی کردن است. اینکه بخواهیم کسی را تحت سلطه و اقتدار خود درآوریم، بیانگر نگاهی فرادستانه و از بالا است که با برابری انسانی نمیسازد.
بارها در قرآن آمده است که مأموریت پیامبر(ص) تنها بلاغ و تذکار است و حسابرسی بر عهدهی خدا و شأن اوست: (فإنّما علَیکَ البلاغُ و عَلَینا الحِسابُ/رعد:۴۰).
بارها قرآن تأکید کرده که پیامبر تنها بشیر و نذیر است و نباید خود را وکیل، حفیظ، مُسیطّر و چیره بر دیگران تلقی کند: (وما جَعَلنَاکَ علیهم حَفیظاً و ما أنتَ عَلَیهِم بِوَکیلٍ/انعام:۱۰۷)
گفته شده همگان در امور خیر شتاب بگیرند: (فَاستَبِقُوا الخَیرَات/بقرة:۱۴۸) و در امور خیر یکدیگر را سفارش کرده و یاری دهند: (تَواصَوا بِالحقّ/عصر:۳، تَواصَوا بِالمَرحَمَة/بلد:۱۷، تَعَاوَنُوا عَلی البِرِّ وَ التَّقوی/مائده:۲) و داوری نهایی را به خداوند محوّل کنند: (إلی اللهِ مَرجِعُکُم جمیعاً فینبّئکم بما کنتم فیه تختلفون/مائده:۴۸)
قرآن به پیامبر میگویند اینکه چه کسی شایستهی عذاب و یا پاداش است مربوط به تو و مأموریت تو نیست: (لَیسَ لَکَ مِنَ الأمرِ شَیءٌ أو یَتُوبَ عَلَیهِم أو یُعذِّبَهُم/آلعمران:۱۲۸). موسی در پاسخ به فرعون که پرسیده بود حال نسلهای پیشین چگونه است میگوید پرداختن به آن شأن خداوند است و نه مأموریت من: (قَالَ فَمَا بَالُ الْقُرُونِ الْأُولَى* قَالَ عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي فِي كِتَابٍ لَّا يَضِلُّ رَبِّي وَلَا يَنسی/طه:۵۱و۵۲)
نه تنها داوری نهایی در خصوص انسانها خاص خداوند است که اِعمال قدرت و الزام نیز شأنی خدایی است و آدمیان حق ندارد همدیگر را به کاری الزام یا اکراه کنند: (أنُلزِمُکُمُوهَا و أنتُم لَها کَارِهُونَ/هود:۲۸؛ أفَأنتَ تُکرِهُ النّاسَ حَتّی یَکُونُوا مُؤمِنینَ/یونس:۹۹)
اگر به این مجموعه آیات به دقت نگریسته شود، معلوم میگردد که داوری کردن و اعمال قدرت و اکراه، شأن انسانی نیست و آنان که دلبستهی توحید هستند نباید برای خود یا دیگری چنین شأنی قایل باشند.
آنکه موحد است نه دیگری را داوری میکند و نه کسی را به کاری الزام یا اکراه میکند و این دو را شأن خدایی میداند. دلبستهی توحید، به دیگران نیز اجازه نمیدهد او را بر کاری الزام یا اکراه کنند. این نگاه به توحید و عبادت خدا است که میتواند با آزادی و آزادگی در آشتی باشد.
احمدخضرویه میگوید:
«تمام بندگی در آزادی است ودر تحقیق بندگی، آزادی تمام شود.»(تذکرةالاولیا)
جنید بغدادی را گفتند: «بنده کیست؟» گفت: «آنکه از بندگی کسان دیگر آزاد بود.»(همان منبع)
شیخ ابوسعید ابوالخیر را درویشی سؤال کرد:
«یا شیخ بندگی چیست؟» شیخ ما گفت: «خَلَقَکَ اللهُ حُرّاً کُن کَمَا خَلَقَکَ. خدایت آزاد آفرید آزاد باش.» گفت: «یا شیخ سؤال من از بندگی است.» شیخ گفت: «ندانی تا از هردو کون آزاد نگردی بنده نشوی»(اسرارالتوحید، محمدبنمنور)
ابوالعباس قصّاب گفته است:
«تا آزاد نباشی، بنده نگردی.»(همان)
عین القضات همدانی هم میگوید:
«تا بنده نشوی، آزادی نیابی.»(تمهیدات)
مولوی بر همین مبنا، دست آوردِ مهم انبیاء را آزادی میداند:
چون به آزادی نبوت هادی است
مؤمنان را ز انبیا آزادی است
(مثنوی/دفتر ششم)
بیایید در این اساسیترین آموزه دینی تأمل کنیم و یکدیگر را نپرستیم.
https://t.me/sedigh_63
🌾 @sedanet | @sedigh_63
https://telegram.me/beshnofekrkon
✍️ #صدیق_قطبی
مهترین لازمه و ثمرهی «توحید» که زیربناییترین نگرش قرآنی است، این است که ما انسانایم؛ خدا نیستیم و نباید خدایی بکنیم. نه شأن خدایی به کسی بدهیم و نه برای خودمان شأن خدایی قایل باشیم:
«قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ»(آلعمران/۶۴)؛ بگو: اى اهل كتاب، بياييد بر سر سخنى كه ميان ما و شما يكسان است بايستيم كه جز خدا را نپرستيم و چيزى را شريك او نگردانيم و بعضى از ما بعضى ديگر را به جاى خدا به خدايى نگيرد.
چنین نگرشی از توحید و عبادت، یاریگرِ آزادی باشد. نه تنها پذیرای خداییِ دیگران نباشیم، که خود نیز از اینکه خداگونه با ما رفتار شود، ابا کنیم
از حمدون قصّار پرسیدند که: «بنده کیست؟» گفت: «آن که نپرستد و دوست ندارد که او را بپرستند.»(تذکرةالاولیا)
اگر همه بپذیریم که انسانهایی برابریم، نه همدیگر را داوری میکنیم و نه میکوشیم با اعمال زور و سلطه، یکدیگر را به بند بکشیم. اعمال زور و قدرت نامشروع بر دیگری خدایی کردن است. اینکه بخواهیم کسی را تحت سلطه و اقتدار خود درآوریم، بیانگر نگاهی فرادستانه و از بالا است که با برابری انسانی نمیسازد.
بارها در قرآن آمده است که مأموریت پیامبر(ص) تنها بلاغ و تذکار است و حسابرسی بر عهدهی خدا و شأن اوست: (فإنّما علَیکَ البلاغُ و عَلَینا الحِسابُ/رعد:۴۰).
بارها قرآن تأکید کرده که پیامبر تنها بشیر و نذیر است و نباید خود را وکیل، حفیظ، مُسیطّر و چیره بر دیگران تلقی کند: (وما جَعَلنَاکَ علیهم حَفیظاً و ما أنتَ عَلَیهِم بِوَکیلٍ/انعام:۱۰۷)
گفته شده همگان در امور خیر شتاب بگیرند: (فَاستَبِقُوا الخَیرَات/بقرة:۱۴۸) و در امور خیر یکدیگر را سفارش کرده و یاری دهند: (تَواصَوا بِالحقّ/عصر:۳، تَواصَوا بِالمَرحَمَة/بلد:۱۷، تَعَاوَنُوا عَلی البِرِّ وَ التَّقوی/مائده:۲) و داوری نهایی را به خداوند محوّل کنند: (إلی اللهِ مَرجِعُکُم جمیعاً فینبّئکم بما کنتم فیه تختلفون/مائده:۴۸)
قرآن به پیامبر میگویند اینکه چه کسی شایستهی عذاب و یا پاداش است مربوط به تو و مأموریت تو نیست: (لَیسَ لَکَ مِنَ الأمرِ شَیءٌ أو یَتُوبَ عَلَیهِم أو یُعذِّبَهُم/آلعمران:۱۲۸). موسی در پاسخ به فرعون که پرسیده بود حال نسلهای پیشین چگونه است میگوید پرداختن به آن شأن خداوند است و نه مأموریت من: (قَالَ فَمَا بَالُ الْقُرُونِ الْأُولَى* قَالَ عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي فِي كِتَابٍ لَّا يَضِلُّ رَبِّي وَلَا يَنسی/طه:۵۱و۵۲)
نه تنها داوری نهایی در خصوص انسانها خاص خداوند است که اِعمال قدرت و الزام نیز شأنی خدایی است و آدمیان حق ندارد همدیگر را به کاری الزام یا اکراه کنند: (أنُلزِمُکُمُوهَا و أنتُم لَها کَارِهُونَ/هود:۲۸؛ أفَأنتَ تُکرِهُ النّاسَ حَتّی یَکُونُوا مُؤمِنینَ/یونس:۹۹)
اگر به این مجموعه آیات به دقت نگریسته شود، معلوم میگردد که داوری کردن و اعمال قدرت و اکراه، شأن انسانی نیست و آنان که دلبستهی توحید هستند نباید برای خود یا دیگری چنین شأنی قایل باشند.
آنکه موحد است نه دیگری را داوری میکند و نه کسی را به کاری الزام یا اکراه میکند و این دو را شأن خدایی میداند. دلبستهی توحید، به دیگران نیز اجازه نمیدهد او را بر کاری الزام یا اکراه کنند. این نگاه به توحید و عبادت خدا است که میتواند با آزادی و آزادگی در آشتی باشد.
احمدخضرویه میگوید:
«تمام بندگی در آزادی است ودر تحقیق بندگی، آزادی تمام شود.»(تذکرةالاولیا)
جنید بغدادی را گفتند: «بنده کیست؟» گفت: «آنکه از بندگی کسان دیگر آزاد بود.»(همان منبع)
شیخ ابوسعید ابوالخیر را درویشی سؤال کرد:
«یا شیخ بندگی چیست؟» شیخ ما گفت: «خَلَقَکَ اللهُ حُرّاً کُن کَمَا خَلَقَکَ. خدایت آزاد آفرید آزاد باش.» گفت: «یا شیخ سؤال من از بندگی است.» شیخ گفت: «ندانی تا از هردو کون آزاد نگردی بنده نشوی»(اسرارالتوحید، محمدبنمنور)
ابوالعباس قصّاب گفته است:
«تا آزاد نباشی، بنده نگردی.»(همان)
عین القضات همدانی هم میگوید:
«تا بنده نشوی، آزادی نیابی.»(تمهیدات)
مولوی بر همین مبنا، دست آوردِ مهم انبیاء را آزادی میداند:
چون به آزادی نبوت هادی است
مؤمنان را ز انبیا آزادی است
(مثنوی/دفتر ششم)
بیایید در این اساسیترین آموزه دینی تأمل کنیم و یکدیگر را نپرستیم.
https://t.me/sedigh_63
🌾 @sedanet | @sedigh_63
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram