Forwarded from Can.Kerçembulu
"گفتارى كوتاه در خصوص زبان معيار تركى"
اول از همه عرض كنم كه من زبانشناس آكادميك نيستم لذا هر چه مى گويم تنها برداشتهايي كلى است از مطالعات پراكنده و گوناگون در موضوع زبان و نيز تجربيات يا مشاهدات شخصى از سرگذشت ساير زبانها، لذا چندان اصرارى به قبولاندن آن به كسى ندارم.
شرايط فعلى زبان تركى در ايران هم با تمام ادوار گذشته فرق مى كند. اين زبان، طوفان هاى وحشتناك ممنوعيت و سركوب دولتى و سازمان يافته، ناآگاهى متكلمان از تاريخ و فرهنگ دموكراتيك، پربار و درخشان گذشته، تهاجم كور و بى مايه در تمام سطوح اجتماعى بر عليه خوبش را تجربه كرده و از همه اين طوفانها سربلند و پيروز بيرون آمده و موجوديت خود را همچنان حفظ نموده است. اكنون با داشتن آن تجربه هاي گرانسنگ و با توكل به متكلمان آگاه و وفادارش، يك بالندگى از ريشه به شاخه را شروع كرده است و نه از شاخه به ريشه. به عبارت ديگر متولى دولتى و سازمان يافته ندارد و فقط از سوى نويسندگان و شاعرانى كه با آگاهى و شعور ملى، شروع به نوشتن و آفرينش ادبى كرده اند و كم و بيش پشتوانه مردمى را به همراه دارند تولدى دوباره را آغاز كرده است. در يك چنين شرايطى سخن از زبان معيار راندن شايد كمى زود باشد ولى شايستگى اشاره كردن را دارد.
از نظر اينجانب، زبان معيار پديدآورنده خاصى ندارد، بلكه اين اقبال نويسندگان است كه آن را پديد مى آورد؛ خاصه آنكه نويسنده اى توانا، اثرى قابل و بى نظير در آن لهجه خلق كند. ما در شعر تركى معاصر در ايران، آثار بسيارى تقريبا در تمام لهجه ها داريم ولى در نثر تنها اين تركى استانبولى است كه نويسندگان قابل و آثارى در رده جهانى تجربه كرده است و در درجه اى پايين تر اين تركى آذربايجانى است كه به يك قوام و قرارى دست يافته است، بگذريم از اينكه اين دو لهجه در واقع دو روى يك سكه اند و هر يك جزيى از يك كليت اند؛ حال يك چرايى مطرح است، سؤال اين است كه چرا چنين شده است؟ جوابش را ابن خلدون صدها سال پيش داده است، چون اين دو لهجه صاحب ديوان و دولت و آموزش بوده اند وگرنه لهجه تركى فريدن ما در بسيارى جهات از هر دوى آنها تواناتر است، فقط يك مثال مى زنم:
حسن الينى يودو/ حسن دستش را شست.
حسن سنين الينى يودو/ حسن دست ترا شست.
(در هر دو لهجه فوق)
جمله دوم در لهجه تبريز:
حسن اليوى يودو
جمله دوم در لهجه فريدن:
حسن الييي (الينگى) يودو
چنانكه مشاهده مى شود هر دو زبان معيار در مثال بالا، دو مورد را به يك طريق به هم مى بافد و باعث ايجاد شبهه در توانمندى زبان تركى در يك نوآموز مى شود در حاليكه در لهجه تبريز يا لهجه ما چنين نيست و دقيقتر عمل كرده اند و از اين دو لهجه متاخر آنكه ريشه در اصالت دارد لهجه فريدن است كه نون غنه ( نون و گاف) تركى قديم را (به شكلى بسيار ظريف كه در تلفظ تقريبا بسيار نرم و بامدارا ادا مى شود) حفظ كرده است. اين همراهى نون و گاف فقط مختص تركى نيست و آنرا در زبان انگليسى در مبحث ing و در زبان هاى آلمانى و فرانسوى يا در بسيارى از زبانها هم مى توانيد در اشكالى ديگر ببينيد. در تركى تركمن ها اين مورد بسيار مبالغه آميز و مشهود است.
از بحث خود دور شديم، براى تركى نوشتن كافى نيست كه من لهجه خودم را خوب بدانم بلكه لازم است از ادبيات تركى و تطورات آن هم در حد يك حداقل، سررشته داشته باشم و اين يعنى سواد تركى كه جمعيت ميليونى ترك ايرانى به دليل بايكوت فرهنگى در ادوار گذشته، عموما از آن بى بهره اند. اين بى سوادى در موارد بسيارى، متاسفانه دامان شاعران و اهل ذوق را هم مى گيرد؛ لذا اگر شما يا من نويسنده بخواهيم مطلبى بنويسيم كه خواننده داشته باشد يا بايد روى جمعيت دهات و ايل و طايفه و يا دهات همجوار حساب باز كنيم و مثلا براى منطقه كرچمبوى زير ده هزار نفر و مطابق با لهجه آنها چيزى بنويسيم كه صد البته فاقد غناى لغوى و در خيلى مواقع ساختارى است يا نه براى مثلا آذربايجان ميليونى يا براى تركيه چند ده ميليونى. اينجاست كه زبان معيار خود به خود شروع به قدرتنمايي و عرض اندام مى كند. در ايران كه تركان دستى در سياستهاى زبانى دولتى ندارند، پراكنده نويسى تركى نويسان بيش از آنكه اتحاد آور باشد در اين مرحله كسالت آور مى شود و برگ برنده جمعيت ميليونى خود را از دست مى دهد؛ اما اگر به زبان ادبى جا افتاده موجود مثلا استانبولى بنويسند و در آن از به كاربردن لغات و اصطلاحات محلى نهراسند بازار كارشان داغتر مى شود و دامنه نفوذشان وسعت مى يابد. ضمن آنكه اين لهجه در مبحث آموزش نيز تجربه اندوخته و پخته شده است و ما به استثناى لهجه ادبى آذربايجان براى هيچكدام از لهجه هاى محلى برنامه و پلان آموزشى مدون نداريم. بحث ديگر به اين بر مى گردد كه با آموختن زبان تركى استانبولى بينش و نگرش و درك شما از تركى محلى عوض مى شود و تازه شروع به درك توانمنديهاى زبان تركى در لهجه خود ميكنى. باز هم مثالى مى زنم:
در فريدن و چهارمحال و بختيارى به اسامى
اول از همه عرض كنم كه من زبانشناس آكادميك نيستم لذا هر چه مى گويم تنها برداشتهايي كلى است از مطالعات پراكنده و گوناگون در موضوع زبان و نيز تجربيات يا مشاهدات شخصى از سرگذشت ساير زبانها، لذا چندان اصرارى به قبولاندن آن به كسى ندارم.
شرايط فعلى زبان تركى در ايران هم با تمام ادوار گذشته فرق مى كند. اين زبان، طوفان هاى وحشتناك ممنوعيت و سركوب دولتى و سازمان يافته، ناآگاهى متكلمان از تاريخ و فرهنگ دموكراتيك، پربار و درخشان گذشته، تهاجم كور و بى مايه در تمام سطوح اجتماعى بر عليه خوبش را تجربه كرده و از همه اين طوفانها سربلند و پيروز بيرون آمده و موجوديت خود را همچنان حفظ نموده است. اكنون با داشتن آن تجربه هاي گرانسنگ و با توكل به متكلمان آگاه و وفادارش، يك بالندگى از ريشه به شاخه را شروع كرده است و نه از شاخه به ريشه. به عبارت ديگر متولى دولتى و سازمان يافته ندارد و فقط از سوى نويسندگان و شاعرانى كه با آگاهى و شعور ملى، شروع به نوشتن و آفرينش ادبى كرده اند و كم و بيش پشتوانه مردمى را به همراه دارند تولدى دوباره را آغاز كرده است. در يك چنين شرايطى سخن از زبان معيار راندن شايد كمى زود باشد ولى شايستگى اشاره كردن را دارد.
از نظر اينجانب، زبان معيار پديدآورنده خاصى ندارد، بلكه اين اقبال نويسندگان است كه آن را پديد مى آورد؛ خاصه آنكه نويسنده اى توانا، اثرى قابل و بى نظير در آن لهجه خلق كند. ما در شعر تركى معاصر در ايران، آثار بسيارى تقريبا در تمام لهجه ها داريم ولى در نثر تنها اين تركى استانبولى است كه نويسندگان قابل و آثارى در رده جهانى تجربه كرده است و در درجه اى پايين تر اين تركى آذربايجانى است كه به يك قوام و قرارى دست يافته است، بگذريم از اينكه اين دو لهجه در واقع دو روى يك سكه اند و هر يك جزيى از يك كليت اند؛ حال يك چرايى مطرح است، سؤال اين است كه چرا چنين شده است؟ جوابش را ابن خلدون صدها سال پيش داده است، چون اين دو لهجه صاحب ديوان و دولت و آموزش بوده اند وگرنه لهجه تركى فريدن ما در بسيارى جهات از هر دوى آنها تواناتر است، فقط يك مثال مى زنم:
حسن الينى يودو/ حسن دستش را شست.
حسن سنين الينى يودو/ حسن دست ترا شست.
(در هر دو لهجه فوق)
جمله دوم در لهجه تبريز:
حسن اليوى يودو
جمله دوم در لهجه فريدن:
حسن الييي (الينگى) يودو
چنانكه مشاهده مى شود هر دو زبان معيار در مثال بالا، دو مورد را به يك طريق به هم مى بافد و باعث ايجاد شبهه در توانمندى زبان تركى در يك نوآموز مى شود در حاليكه در لهجه تبريز يا لهجه ما چنين نيست و دقيقتر عمل كرده اند و از اين دو لهجه متاخر آنكه ريشه در اصالت دارد لهجه فريدن است كه نون غنه ( نون و گاف) تركى قديم را (به شكلى بسيار ظريف كه در تلفظ تقريبا بسيار نرم و بامدارا ادا مى شود) حفظ كرده است. اين همراهى نون و گاف فقط مختص تركى نيست و آنرا در زبان انگليسى در مبحث ing و در زبان هاى آلمانى و فرانسوى يا در بسيارى از زبانها هم مى توانيد در اشكالى ديگر ببينيد. در تركى تركمن ها اين مورد بسيار مبالغه آميز و مشهود است.
از بحث خود دور شديم، براى تركى نوشتن كافى نيست كه من لهجه خودم را خوب بدانم بلكه لازم است از ادبيات تركى و تطورات آن هم در حد يك حداقل، سررشته داشته باشم و اين يعنى سواد تركى كه جمعيت ميليونى ترك ايرانى به دليل بايكوت فرهنگى در ادوار گذشته، عموما از آن بى بهره اند. اين بى سوادى در موارد بسيارى، متاسفانه دامان شاعران و اهل ذوق را هم مى گيرد؛ لذا اگر شما يا من نويسنده بخواهيم مطلبى بنويسيم كه خواننده داشته باشد يا بايد روى جمعيت دهات و ايل و طايفه و يا دهات همجوار حساب باز كنيم و مثلا براى منطقه كرچمبوى زير ده هزار نفر و مطابق با لهجه آنها چيزى بنويسيم كه صد البته فاقد غناى لغوى و در خيلى مواقع ساختارى است يا نه براى مثلا آذربايجان ميليونى يا براى تركيه چند ده ميليونى. اينجاست كه زبان معيار خود به خود شروع به قدرتنمايي و عرض اندام مى كند. در ايران كه تركان دستى در سياستهاى زبانى دولتى ندارند، پراكنده نويسى تركى نويسان بيش از آنكه اتحاد آور باشد در اين مرحله كسالت آور مى شود و برگ برنده جمعيت ميليونى خود را از دست مى دهد؛ اما اگر به زبان ادبى جا افتاده موجود مثلا استانبولى بنويسند و در آن از به كاربردن لغات و اصطلاحات محلى نهراسند بازار كارشان داغتر مى شود و دامنه نفوذشان وسعت مى يابد. ضمن آنكه اين لهجه در مبحث آموزش نيز تجربه اندوخته و پخته شده است و ما به استثناى لهجه ادبى آذربايجان براى هيچكدام از لهجه هاى محلى برنامه و پلان آموزشى مدون نداريم. بحث ديگر به اين بر مى گردد كه با آموختن زبان تركى استانبولى بينش و نگرش و درك شما از تركى محلى عوض مى شود و تازه شروع به درك توانمنديهاى زبان تركى در لهجه خود ميكنى. باز هم مثالى مى زنم:
در فريدن و چهارمحال و بختيارى به اسامى
Forwarded from Can.Kerçembulu
زيادى برميخوريم كه به زبان تركى اند و من و تنى چند از اقوام تا زمانى كه با تركى استانبولى آشنا نشده بوديم مفهوم آنها را نمى دانستيم و گمان هم نمى كنم كسي از نسل ما و يا نسل قبل از ما آنها را مى دانست:
چغيورت روستايى در فريدونشهر/ اين نام متشكل از دو كلمه چيق و يورت است به معنى سرزمين بهمن هاى برفى
چغاخور در چهارمحال/ متشكل از چيق و آخار به معنى جايي كه در آن بهمن هايي از برف جارى مى شود.
ما اگر تركى استانبولى ياد نمى گرفتيم محال بود با بضاعت به جاى مانده از دامنه لغات تركى محلى پى به معنى اين اسامى فوق العاده زيبا، بجا و شاعرانه ببريم.
نكته بعدى علاوه بر جنبه آموزش زبان و در واقع جنبه تكميل كننده آن، وجود كانالهاى تلويزيونى ماهواره اى تركى است كه محتوياتشان قابل تامل، پربار و قابل انتخاب است و تقريبا به هر سليقه اى نيز سرويس مى دهد، امكانى كه براى تركى محلى محال و براى تركى آذربايجانى معيار با چشم انداز موجود، در حد يك آرزوى تقريبا محال است.
در هر صورت بايد ديد آگاهان و انديشمندان ترك ايرانى و نيز عموم مردم، كداميك از اين دو راه را انتخاب خواهند كرد:
١- همچون ساير اقوام و ملل پيشرفته نظير فرانسه زبانهاى هشت نه ميليونى كانادا كه با وجود تفاوتهاى لهجه اى فاحش در زبان محاوره و گاه زبان ادبى شان كه از نظر تاريخى بيشتر از دويست سال با فرانسه اختلاف دارد، لهجه معيار آموزش زبان فرانسه كشور فرانسه را پذيرفته و كار آموزش زبان فرانسه را در كانادا به پيش مى برند، آنها نيز تركى جا افتاده و ساختار يافته استانبولى را انتخاب كرده و آنرا قالب آموزش زبان تركى قرار مى دهند با توجه به اختلاف ادبى كمتر از صد ساله آن با تمام لهجه هاى تركى موجود در ايران.
٢- يا اينكه اسير تزهاى زبانشناسان غربى (عمدتا روس) باقى مى مانند و با استناد به رقابتهاى تاريخ سياسي منطقه و يا هر دليل ديگر، با چشم بستن به واقعيتهاى موجود مبنى بر جدايي مرزهاى سياسي از مرزهاى زبانى، كوس جدايي مى زنند و با اصرارى خود خواسته و نه بالاجبار، زبان خود را در مرزهاى محلى و سياسي محدودد مى كنند؛ راهى كه هيچ ملت پيشرفته و صاحب قدرت زبانى من جمله روسها براى زبان روسى از كامچاتكا تا قلب اروپا، يا هيچ يك از نويسنده هاى اسپانيولى زبان آمريكاى لاتين با آنهمه تنوع در مرزهاى سياسي شان، نكرده اند.
در صورت انتخاب شق دوم، نهايتا در لهيب اين اختلاف و سردرگمى خواهند سوخت و البته هستند كسانى كه از اين قضيه، سود بيشترى خواهند برد.
مونترال- كانادا ٢٤ بهمن ١٣٩٦
چغيورت روستايى در فريدونشهر/ اين نام متشكل از دو كلمه چيق و يورت است به معنى سرزمين بهمن هاى برفى
چغاخور در چهارمحال/ متشكل از چيق و آخار به معنى جايي كه در آن بهمن هايي از برف جارى مى شود.
ما اگر تركى استانبولى ياد نمى گرفتيم محال بود با بضاعت به جاى مانده از دامنه لغات تركى محلى پى به معنى اين اسامى فوق العاده زيبا، بجا و شاعرانه ببريم.
نكته بعدى علاوه بر جنبه آموزش زبان و در واقع جنبه تكميل كننده آن، وجود كانالهاى تلويزيونى ماهواره اى تركى است كه محتوياتشان قابل تامل، پربار و قابل انتخاب است و تقريبا به هر سليقه اى نيز سرويس مى دهد، امكانى كه براى تركى محلى محال و براى تركى آذربايجانى معيار با چشم انداز موجود، در حد يك آرزوى تقريبا محال است.
در هر صورت بايد ديد آگاهان و انديشمندان ترك ايرانى و نيز عموم مردم، كداميك از اين دو راه را انتخاب خواهند كرد:
١- همچون ساير اقوام و ملل پيشرفته نظير فرانسه زبانهاى هشت نه ميليونى كانادا كه با وجود تفاوتهاى لهجه اى فاحش در زبان محاوره و گاه زبان ادبى شان كه از نظر تاريخى بيشتر از دويست سال با فرانسه اختلاف دارد، لهجه معيار آموزش زبان فرانسه كشور فرانسه را پذيرفته و كار آموزش زبان فرانسه را در كانادا به پيش مى برند، آنها نيز تركى جا افتاده و ساختار يافته استانبولى را انتخاب كرده و آنرا قالب آموزش زبان تركى قرار مى دهند با توجه به اختلاف ادبى كمتر از صد ساله آن با تمام لهجه هاى تركى موجود در ايران.
٢- يا اينكه اسير تزهاى زبانشناسان غربى (عمدتا روس) باقى مى مانند و با استناد به رقابتهاى تاريخ سياسي منطقه و يا هر دليل ديگر، با چشم بستن به واقعيتهاى موجود مبنى بر جدايي مرزهاى سياسي از مرزهاى زبانى، كوس جدايي مى زنند و با اصرارى خود خواسته و نه بالاجبار، زبان خود را در مرزهاى محلى و سياسي محدودد مى كنند؛ راهى كه هيچ ملت پيشرفته و صاحب قدرت زبانى من جمله روسها براى زبان روسى از كامچاتكا تا قلب اروپا، يا هيچ يك از نويسنده هاى اسپانيولى زبان آمريكاى لاتين با آنهمه تنوع در مرزهاى سياسي شان، نكرده اند.
در صورت انتخاب شق دوم، نهايتا در لهيب اين اختلاف و سردرگمى خواهند سوخت و البته هستند كسانى كه از اين قضيه، سود بيشترى خواهند برد.
مونترال- كانادا ٢٤ بهمن ١٣٩٦
Forwarded from یولپرس | YolPress
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ ضرغامی، رئیس صدا وسیما
🔹 یک زمانی تصمیم گرفتیم از زبان تورکی و اقوام ایرانی هم درشبکه های سراسری، استفاده کنیم اما اعضای فرهنگستان رفتند پیش رهبری و اعتراض کردند. - 1396.6.11
Yolpress.ir
@yolpress
🔹 یک زمانی تصمیم گرفتیم از زبان تورکی و اقوام ایرانی هم درشبکه های سراسری، استفاده کنیم اما اعضای فرهنگستان رفتند پیش رهبری و اعتراض کردند. - 1396.6.11
Yolpress.ir
@yolpress
مهم
روز جهانی زبان مادری
روز ۲۱ فوریه از طرف یونسکو به عنوان روز جهانی زبان مادری نامگذاری شدهاست.نامگذاری این روز در کنفرانس عمومی یونسکو در سال ۱۹۹۹ به منظور کمک به تنوع زبانی و فرهنگی انجام شدهاست. مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز به دلیل اهمیت زیاد آن، سال ۲۰۰۸ راسال جهانی زبانها اعلام کرد.
دلیل نامگذاری روز جهانی زبان مادری از زمانی آغاز شد که در سال ۱۹۵۲ دانشجویان دانشگاههای مختلف شهر داکا پایتخت امروزی کشور بنگلادش که در آن زمان پاکستان شرقی نامیده میشد و هنوز مستقل نشده بود، از جمله دانشجویان دانشگاه داکا و دانشکده پزشکی آن تلاش جهت ملی کردن زبان بنگالی به عنوان دومین زبان پاکستان (در کنار زبان اردو) تظاهرات مسالمت آمیزی در این شهر براه انداختند. به دنبال این حرکت دانشجویان، پلیس به آنها تیراندازی کرده عدهای از آنها را کشت. بعد از استقلال بنگلادش از پاکستان و به درخواست این کشور، برای اولین بار سازمان یونسکو در ۱۷ نوامبر سال ۱۹۹۹ روز ۲۱ فوریه (برابر با دوم و گاهی سوم اسفند) را روز جهانی زبان مادری نامید و از سال ۲۰۰۰ این روز در بیشتر کشورها گرامی داشته میشود و برنامههایی در ارتباط با این روز برگزار میگردد
@chaharm
روز جهانی زبان مادری
روز ۲۱ فوریه از طرف یونسکو به عنوان روز جهانی زبان مادری نامگذاری شدهاست.نامگذاری این روز در کنفرانس عمومی یونسکو در سال ۱۹۹۹ به منظور کمک به تنوع زبانی و فرهنگی انجام شدهاست. مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز به دلیل اهمیت زیاد آن، سال ۲۰۰۸ راسال جهانی زبانها اعلام کرد.
دلیل نامگذاری روز جهانی زبان مادری از زمانی آغاز شد که در سال ۱۹۵۲ دانشجویان دانشگاههای مختلف شهر داکا پایتخت امروزی کشور بنگلادش که در آن زمان پاکستان شرقی نامیده میشد و هنوز مستقل نشده بود، از جمله دانشجویان دانشگاه داکا و دانشکده پزشکی آن تلاش جهت ملی کردن زبان بنگالی به عنوان دومین زبان پاکستان (در کنار زبان اردو) تظاهرات مسالمت آمیزی در این شهر براه انداختند. به دنبال این حرکت دانشجویان، پلیس به آنها تیراندازی کرده عدهای از آنها را کشت. بعد از استقلال بنگلادش از پاکستان و به درخواست این کشور، برای اولین بار سازمان یونسکو در ۱۷ نوامبر سال ۱۹۹۹ روز ۲۱ فوریه (برابر با دوم و گاهی سوم اسفند) را روز جهانی زبان مادری نامید و از سال ۲۰۰۰ این روز در بیشتر کشورها گرامی داشته میشود و برنامههایی در ارتباط با این روز برگزار میگردد
@chaharm
Forwarded from یولپرس | YolPress
✅ شما ترکها همین که نفس می کشید کافیست…
🔹 مسئولان نمایشگاه کتاب در شهر قم، انتشارات ساوالان ایگیدلری را با وجود تائید نهایی، به جهت داشتن کتابهای تورکی به الفاظ توهینآمیز "برو بابا شما نه حق نوشتن دارید نه حق حرف زدن، همین که نفس می کشید کافیست..."، مانع از حضور در نمایشگاه شدند.
◀️ متن کامل خبر را در وبسایت یولپرس بخوانید. (کلیک کنید)
http://yolpress.ir/?p=57986
مطالب مرتبط:
▫️توهینهای قومیتی و ضرب و شتم تماشاگران تیراختور (بخوانید)
▫️آشنایی با انتشارات ساوالان ایگیدلری (ناشر کتب فرهنگی و ادبی ترکی در ایران) (بخوانید)
#فرهنگ
🌐 یولپرس | راه آگاهی و تفکر
https://telegram.me/joinchat/BoB6XzwzCjqUZz7Hz2XnWA
🔹 مسئولان نمایشگاه کتاب در شهر قم، انتشارات ساوالان ایگیدلری را با وجود تائید نهایی، به جهت داشتن کتابهای تورکی به الفاظ توهینآمیز "برو بابا شما نه حق نوشتن دارید نه حق حرف زدن، همین که نفس می کشید کافیست..."، مانع از حضور در نمایشگاه شدند.
◀️ متن کامل خبر را در وبسایت یولپرس بخوانید. (کلیک کنید)
http://yolpress.ir/?p=57986
مطالب مرتبط:
▫️توهینهای قومیتی و ضرب و شتم تماشاگران تیراختور (بخوانید)
▫️آشنایی با انتشارات ساوالان ایگیدلری (ناشر کتب فرهنگی و ادبی ترکی در ایران) (بخوانید)
#فرهنگ
🌐 یولپرس | راه آگاهی و تفکر
https://telegram.me/joinchat/BoB6XzwzCjqUZz7Hz2XnWA
Forwarded from فریدن تورکلری
فرهنگ مادری یعنی تفکر و شناخت.
اگر کسی نتواند به زبان مادری آموزش ببینید و به آن زبان، متن تولید کند، در پروسه شناخت، نقیصه ایجاد میشود.
انسان بوسیله شناخت فضایابی میکند و خود را معرفی میکند و اینجا است که اختلال هویت پیش میآید.
درست است که با زبان دوم میتواند گلیم خود را بیرون بکشد اما در زبان دوم عمق وجود ندارد.
عمق در زبان مادری است چون زبان مادری وصل به یک فرهنگ درونی است.
وقتی زبان مادری را یاد نگرفتهام، عمیق ترین فرایند عاطفی و هیجانی خود را از دست میدهم.
وقتی زبان دوم جایگزین زبان مادری میشود، یک موجود غریبه در مغز مینشیند که این باعث اختلالات عصبی و مغزی جدی میشود.
انسان موجود هیجانی است.
اگر هیجان را از انسان بگیریم، دچار بیماری میشود آموزش زبان دوم بدون آموزش زبان مادری، آسیب فیزیکی جدی به مغز وارد میکند.
زبان مادری با هیجانات اصیل ما سر و کار دارد یعنی آغازگر هیجان انسان است.
زبان مادری من در بنیاد زندگی من قرار دارد. برای من به عنوان یک عصبشناس «خاطرهدرمانی» یک روش علمی درمان است. وقتی خودم خاطرهدرمانی میکنم به زبان آلمانی این کار را انجام نمیدهم.
اینجا زبان مادری من است که فوران میکند و جانم هیجانی میشود و زندگی خودم را بازخوانی میکنم.
اگر زندگی ارزیابی نشود زندگی نیست.
من زندگی خودم را به زبان خودم ارزیابی میکنم. ممکن است لازم باشد به دیگران بیان کنم آن وقت به زبان آن ها بیان میکنم اما بهتر زیستن من با زبان مادری من مطرح میشود.
دکتر حسن عشایری-عصب شناس
🆔 @fereydan_turklary
اگر کسی نتواند به زبان مادری آموزش ببینید و به آن زبان، متن تولید کند، در پروسه شناخت، نقیصه ایجاد میشود.
انسان بوسیله شناخت فضایابی میکند و خود را معرفی میکند و اینجا است که اختلال هویت پیش میآید.
درست است که با زبان دوم میتواند گلیم خود را بیرون بکشد اما در زبان دوم عمق وجود ندارد.
عمق در زبان مادری است چون زبان مادری وصل به یک فرهنگ درونی است.
وقتی زبان مادری را یاد نگرفتهام، عمیق ترین فرایند عاطفی و هیجانی خود را از دست میدهم.
وقتی زبان دوم جایگزین زبان مادری میشود، یک موجود غریبه در مغز مینشیند که این باعث اختلالات عصبی و مغزی جدی میشود.
انسان موجود هیجانی است.
اگر هیجان را از انسان بگیریم، دچار بیماری میشود آموزش زبان دوم بدون آموزش زبان مادری، آسیب فیزیکی جدی به مغز وارد میکند.
زبان مادری با هیجانات اصیل ما سر و کار دارد یعنی آغازگر هیجان انسان است.
زبان مادری من در بنیاد زندگی من قرار دارد. برای من به عنوان یک عصبشناس «خاطرهدرمانی» یک روش علمی درمان است. وقتی خودم خاطرهدرمانی میکنم به زبان آلمانی این کار را انجام نمیدهم.
اینجا زبان مادری من است که فوران میکند و جانم هیجانی میشود و زندگی خودم را بازخوانی میکنم.
اگر زندگی ارزیابی نشود زندگی نیست.
من زندگی خودم را به زبان خودم ارزیابی میکنم. ممکن است لازم باشد به دیگران بیان کنم آن وقت به زبان آن ها بیان میکنم اما بهتر زیستن من با زبان مادری من مطرح میشود.
دکتر حسن عشایری-عصب شناس
🆔 @fereydan_turklary
Forwarded from فریدن تورکلری
بله قاجار مناطقی رو از دست داد که خود بدست آورده بود اونم با 30 سال جنگ( پهلوی 3 شهریور بدون جنگ خاک ایران رو تقدیم روس و انگلیس کرد).
@fereydan_turklary
@fereydan_turklary
#حمایت
🔸همین حالا با حمایت از تنها خواننده #ترک استان #چهارمحال (سجاد اصغر زاده ) در نظرسنجی شرکت کنید و پیامک ارسال کنید.
لینک شرکت در نظر سنجی👇👇:
@jahanbintv 👈👈
ارسال پیامک با عنوان: (کد ۱۳ مسابقه خوانندگی)
به شماره
50005778
🔺فقط تا ساعت ۱۲ امشب فرصت باقیست.
🙏همگی تلاش کنید.
یکی از راه های ترویج زبان ترکی, موسیقی و خوانندگی میباشد. پس برای حمایت از فرهنگ و زبان شیرین ترکی چشم به راه حمایت یکایک شما دوستان محترم هستیم.
🆔 @chaharm
🔸همین حالا با حمایت از تنها خواننده #ترک استان #چهارمحال (سجاد اصغر زاده ) در نظرسنجی شرکت کنید و پیامک ارسال کنید.
لینک شرکت در نظر سنجی👇👇:
@jahanbintv 👈👈
ارسال پیامک با عنوان: (کد ۱۳ مسابقه خوانندگی)
به شماره
50005778
🔺فقط تا ساعت ۱۲ امشب فرصت باقیست.
🙏همگی تلاش کنید.
یکی از راه های ترویج زبان ترکی, موسیقی و خوانندگی میباشد. پس برای حمایت از فرهنگ و زبان شیرین ترکی چشم به راه حمایت یکایک شما دوستان محترم هستیم.
🆔 @chaharm
Forwarded from توییتر فارسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اينجا استانبول رفتارى كه با حيوانات ميشه رو هيچ جاى ديگه ى دنيا نديده ام
× فرتور ×
@OfficialPersianTwitter
× فرتور ×
@OfficialPersianTwitter