چهارمحال تورکلری
88 subscribers
237 photos
105 videos
27 files
64 links
Download Telegram
Forwarded from آیدینچیلیق
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‼️حماسه آفرینی یک تهرانی و سکوت معنادار آزربایجانگرایان

📺 'سیاوش عقدایی' مجری مسابقه 'سبقت' خطاب به شرکت کننده مسابقه:
"هامیمیز تورکوک و اکثریّتیک، تورکجه دانیشین، ..."

🔸آزربایجانگرایان یا خفه‌خون گرفته‌اند و هیچ چیز ننوشته‌اند یا سعی میکنند آنرا به تبریز و تراختور ربطش دهند! ...
وای چه طنزی شده این قضیه‼️😂😂😂

@naqdeAzarbayjanism
Forwarded from Can.Kerçembulu (Hossein M.)
لهجه‌های زبان ترکی در غرب فریدن
#جان_کرچمبولو

می‌دانیم که همه ملت‌ها و انسان‌ها به انحا مختلف از هم تاثیر می‌پذیرند و طبیعی است که انسان از همسایه تاثیر بیشتری بپذیرد. ضرب‌المثل معروفی در منطقه ما می‌گوید: آتی باغلارلار آت یانینا، یا خویونو گؤتورور یا خاصیتینی! ولی همه چیز را نمی‌توان از قِبَل همسایه دانست. فرهنگ و زبان خود به خود و فی‌ذاته نیز تغییرپذیر است. یعنی حتی اگر گروهی را ایزوله کنیم باز هم با گذر زمان، زبانشان عوض می‌شود.
این مقدمات، در مورد لهجه ترکی شهر کوچک چمن‌سلطان است که در مجاورت دلاوران و یلان بختیاری و لُر قرار گرفته و بسیاری تصور می‌کنند که لهجه خاص چمن‌سلطان به خاطر این همسایگی است. در تایید یا رد این تصور باید تمام دهات مجاور بختیاری‌ها و لُرها را بررسی کرد و بعد نظر داد که به نظر من دلایل مهمتر دیگری نیز وجود دارند که ما در این مختصر به یکی از آنها اشاره خواهیم کرد.
در غرب فریدن به وضوح می‌توان دو لهجه مختلف از زبان ترکی را تشخیص داد:
۱- گروه چمن‌سلطان که شامل شهر چمن‌سلطان و روستاهای همسایه‌اش یعنی دره‌ساری، دره‌حوض، ماهورک، هندوکش، دره‌سوخته، کرت (کرچ)، شاهیوردی (قایم‌آباد)، قلعه‌خواجه و قلعه‌اخلاص می‌باشند. در این گروه قاعده هماهنگی اصوات اصولاً رعایت نمی‌شود و برخی اصوات نیز دچار تغییر شده‌اند.
مثالها:
الف) اوچ üç به ایچ(عدد سه) و قول qul به قیل(گود و عمیق)؛
تغییر او (u, ü, o, ö) به ای (i,ı) در لهجه این گروه به خصوص در چمن‌سلطان سرعت و حدت بیشتری داشته‌است.
ب) بز bez (ما) و بغیشله beqişle (ببخش)،
ملاحظه می‌شود که اکثر اصوات کوتاه یا کلفت نظیر ای کوتاه «ı» یا آ «a» و او «u» با اصوات بلند و نازک «e» یا «i» تلفظ می‌شوند. این خاصیت را در لهجه گروه دوم نیز در کلماتی نظیر قیز qiz (به جای qız) می‌توان مشاهده کرد.

۲- گروه تیرکرت که شامل تیرکرت، یوخاری و آشاقی نوغان‌، بسینان، تخماقلو و روستاهای شرق تخماقلو تا داران و از آنجا تا شهرهای رزوه و چادگان و محال چهارمحال، که محدوده بسیار بزرگی است و از آنجا در امتداد رودخانه زاینده‌رود تا فلاورجان ادامه می‌یابد و نیز به سمت جنوب تا شهرستان اردل گسترده می‌شود که اکثرا ترکی صحبت می‌کنند. لازم به توضیح است که مناطق جنوبی زاینده‌رود و تقریبا کمی پایینتر از چادگان به سمت مشرق از نظر تقسیم‌بندی سیاسی جزو چهارمحال به حساب می‌آیند و در گروه‌بندی لهجه‌ای ما محاسبه نشده‌اند.
مثالها:
الف) اوچ üç (عدد سه)، قول qul (گود و عمیق)؛
تغییر او (u, ü, o, ö) به ای (i,ı) در لهجه این گروه فقط در هجای آخر اتفاق افتاده است: küsülü شده است küsülı یا تخماقلو Toxmaqlu شده است تخماخلی Toxmaxlı و تخماقلولو شده است تخماخلی‌لی!
ب) بیز biz، باغوشلا baquşla یا bağuşla
در گروه دوم که از قانون هماهنگی اصوات بهره می‌برد بعضا سرپیچی‌هایی از این قانون نیز دیده می‌شود که بیشتر به قایل نشدن تمایز بین ای کوتاه «ı» با ای بلند «i» برمی‌گردد که می‌تواند به نوبه خود ناشی از نقص ثبت کلمات در کتابت قدیم باشد. کاتبان قدیم بیز biz و قیز qız یا kız را به شکل بز و قز کتابت کرده‌اند یعنی یای کوتاه و بلند ترکی هر دو را به قرینه حذف کرده‌اند و این به مرور زمان باعث ایجاد زبان‌پریشی صوتی در «یا» شده است!
این زبان‌پریشی صوتی را به صورت برعکس یعنی در کتابت زبان ترکی با رسم‌الخط عربی در بسیاری از باسوادان امروزی هم می‌توان مشاهده کرد که خصوصا در آخرین هجا، ای کوتاه ترکی را با های غیرملفوظ و با تلفظ کسره می‌نویسند: ایصفاهانله isfahanle به جای ایصفاهانلی isfahanlı
که البته ناشی از ناآگاهی آنها از زبان ترکی و نقص این نوع رسم‌الخط است.
چنین به نظر می‌آید که لهجه گروه چمن‌سلطان در واقع ادامه لهجه اوغوزهایی باشد که هنوز به آنادولو و آذربایجان نرسیده‌اند و از لهجه های محلی آذربایجان و آنادولو و نیز از قبچاق‌ها تاثیر نپذیرفته‌اند. به این معنی که حضور این لهجه در غرب فریدن به حضور ایل بیات و به زمانهایی بسیار پیشتر از زمان شاه‌عباس برمی‌گردد. لهجه گروه تیرکرت که گروه بسیار بزرگتری است در حقیقت ادامه لهجه آذربایجان و آنادولو می‌باشد که به حضور قزلباشان و شاهسون‌ها و به زمان شاه‌عباس بر‌میگردد.
اگر دقت کنیم لهجه گروه چمن‌سلطان را فقط درغرب فریدن می‌یابیم که در منتهی‌الیه شرقی مناطق حکمروایی ایل بزرگ بیات که از همین‌جاها تا بغداد ادامه داشته، قرار دارد. علت نابود نشدن زبان ترکی در چمن‌سلطان برعکس نقاط داخلی‌تر استان لرستان چون ازنا (جاپلق) و بروجرد، را می‌توان به دلیل همسایگی این قصبه با همزبانان اصفهانی‌اش قلمداد کرد.
چنانکه ملاحظه می‌کنید بررسی‌های تاریخی و‌ زبانی نیز، این تفاوت لهجه را به زیبایی تمام توجیه می‌کنند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 نمایی از دهکده فرهنگی، تفریحی سازمان عمران زاینده رود واقع در ۲ کیلومتری شهرستان چادگان و ۱۲۰ کیلومتری غرب اصفهان

زیبایی های منحصر بفرد، خوش آب و هوا بودن و امکانات رفاهی این مجموعه بی نظیر و جذاب همواره مورد توجه توریست ها و یکی از نقاط گردشگری متناسب با فصول بهار و تابستان در ایران است.
/ ارسالی آقای علی یبلویی

☪ @fereydan_turklary
شهر چادگان در دوره شاه عباس اول

شهر چادگان ، در 115 کیلومتری غرب اصفهان، به سبب مجاورت با سد زاینده رود، یکی از مهم ترین پایگاههای گردشگری استان اصفهان شمرده می شود. امروزه این شهر، به لحاظ تقسیمات کشوری مرکز شهرستان چادگان است. در دوره صفوی، چادگان یکی از معتبرترین مناطق فریدن به شمار می رفت. این منطقه، در پرتو ویژگیهای طبیعی و عبور رود زاینده رود، یکی از مهم ترین مناطق کشاورزی نزدیک به پایتخت صفویه بوده؛ از این رو، دولتمردان صفوی برحسب قدرت خود در صدد تملک مزارع آن بودند.از آنجا که شهر چادگان از جمعیتی ترک زبان تشکییل شده است، برخی خاندانها، پیشینه خود را به قبایل قزلباش نسبت می دهند. این مقاله بر آن است تا به بررسی نقش قزلباشان و صدرها، به عنوان دو عنصر صاحب نفوذ حکومت صفوی در ایالات در دوره شاه عباس اول بپردازد.
مهاجرت ترکان قزلباش به چادگان

در دوران آغاز صفویه و پادشاهی شاه اسماعیل اول (907-930ق./1502-1524م.) جنگهای خارجی و داخلی نقش ویژه ای به عناصر نظامی بخشید و قزلباشان جایگاه مهمی در حکومت صفوی به دست آوردند. در فترت بعد از طهماسب اول تا روی کار آمدن شاه عباس اول (996-1038ق./1588-1629م.)، افزونی قدرت نظامی آنها به گسترش دخالت ایشان در امور سیاسی نیز انجامید و موجب ناپایداری در حکومت صفوی گردید. شاه عباس اول - که در اندیشه تمرکز سیاسی بود - با اصلاحاتی به مهار نیروی قزلباشان پرداخت. او که اقتدار سلطنت را با خودسری سران قزلباش در تعارض می دید - نخست به سرکوب پاره ای از قزلباشان پرداخت. مرشد قلی خان استاجلو را - که در برآمدن وی نقش مهمی داشت - با نیرنگ از میان برد و با جابجائی و کوچ پاره ای دیگر از قبایل قزلباش، از علایق قبیله ای ایشان کاست و به بیرون از پایتخت تبعیدشان کرد. احتمالا برخی طوایف ترک ساکن در چادگان نیز - که خود را منسوب به قزلباشان می شناسند - در پی چنین سیاستی به چادگان منتقل شدند!

ملا جلال الدین محمد، منجم و روزنامه نگار دربار شاه عباس اول - که در اکثر مسافرتهای شاه همراهش بود - نوشته است: «در اواخر رجب، نواب کلب آستان علی، به عزم آب برداشتن از زاینده رود و دیدن راه آن و آوردن آب، متوجه سیر رودخانه زنده رود شدند و قسمت آن مسافت به طوایف قزلباش نمودند.» اگرچه ملا جلال اسمی از آن طوایف نبرده و محل دقیق اسکان قزلباشان را ذکر نکرده است، اما از آن جا که امروزه خاندانهای اینانلو و بیات در شهر چادگان هستند چنین می توان استنباط کرد که در سال 1009ق./1601م. شاه، طی سفری در امتداد زاینده رود به سمت سرچشمه و بازدید از آن، گوبه هائی را از ایل شاملو در چادگان اسکان داد.
صدارت

«صدر» را، روحانی عالیمقام مشابه با مفتی اعظم عثمانی می خواندند که رئیس دیوان روحانی بود. صدر در آغاز کار، صدر موقوفات خوانده می شد. شاه سلیمان، وظایف صدر را به صدر خاصه و عامه تقسیم کرد؛ صدر خاصه، به امور خاصه سلطنتی می پرداخت و صدر عامه، به املاک عامه مردم. صدور خاصه را نوّاب یعنی نایب شاه می خواندند و از طرف این نواب، قائم مقامها و جانشینان و وکلائی در ولایات وجود داشت که مواظب رفتار خان حاکم باشند و خان حاکم بدون مشورت و مشارکت آنها، نمی توانست کاری انجام دهد. علاوه بر موقوفات، « تقدیم سادات و ارباب غنایم و تکفل مهمات ایشان و رسانیدن وجوه بر معارف شرعیه» نیز، از وظایف صدر بود. اما به مرور زمان وظایف دینی صدر کمرنگ تر و زمینها به مالکیت شخصی اش تبدیل شد؛ بویژه در نواحی اصفهان که روحانیون یکی از عوامل مهم طبقه زمیندار به شمار می رفتند.
نتیجه

قدیمی ترین منبعی که درباره پیدایش و پیشینه چادگان گزارش کرده است، کتاب خاطرات ظل السلطان با سرگذشت مسعودی است که مردمش را تماماً ترک و از نژاد شاملو دانسته که در زمان شاه عباس به این منطقه کوچانده شده اند. و کتاب تاریخ اصفهان و ری و همه جهان نیز بدون ذکر منبع، مطالب ظل السلطان را آورده و تحقیقات بعدی نیز از تاریخ اصفهان و ری پیروی کرده اند. چادگان در دوره شاه عباس اول، از معظم قرای بلوک فریدن بوده و این خود، بیانگر پیشینه رونق و آبادانی چادگان قبل از دوره شاه عباس اول است. معظم قرا در متون جغرافیائی تاریخ میانه ایران، به قریه های بزرگ و آبادان گفته می شده؛ بویژه در حوالی اصفهان و حواشی زاینده رود، به سبب رونق کشاورزی. معظم قرا در این منطقه، به گونه ای بوده که بر پایه روایت حمد الله مستوفی، « این دیهها را که معظم قرا می خوانیم، از آنهاست که در دیگر ولایات شهر خوانند. زیرا که در هر یک از آن دیه ها، کمابیش هزار خانه باشد و بازار و مساجد و مدارس و خانقات و حمامات دارد.» از این روی، به نظر می رسد چادگان در دوره شاه عباس اول، از قرای بزرگ فریدن بوده و چنین مرتبه و موقعیتی، مبتنی بر پیشینه ای متقدم تر از این دوره است.

☪ @fereydan_turklary
نمایی زیبا از شهر ساحلی چادگان؛فریدن بزرگ
پس از بارش برف

🇦🇿 @fereydan_turklary
Forwarded from Can.Kerçembulu
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سئوگی دئدیم، دوداق اسدی دیل اسدی!
#ایصفاهان_منیم_شهریم

عزاداری فوق در مسجد علی‌بن‌موسی‌الرضا واقع در محله‌ی لمجیر اصفهان توسط فریدنی‌های ساکن این شهر برگزار شده است. مرثیه‌سرایی و نوحه، یکی از شاخصه‌های مهم ادبیات تورکی است و برای آنهایی که زبان تورکی را در محاق می‌بینند شنیدن یک نوحه‌ی تورکی در شهری چون اصفهان که قرنها پایتخت تورکان بوده است مثل دیدن بارقه‌ی یک شهابسنگ که دل سیاه آسمان را می‌شکافد، مسرت‌بار و در عین‌حال تفکر برانگیز است.
چهارمحال تورکلری
Zeki Müren – Bir Mektup Bir Resim
👆👆👆

Belli ki terk edip gitmişsin beni
Sen yoktun bir hüzün vardı odada
Anladım maziye gömmüşsün beni
Bir mektup bir resim vardı masada

Belli ki terk edip gitmişsin beni
Sen yoktun bir hüzün vardı odada
Anladım maziye gömmüşsün beni
Bir mektup bir resim vardı masada

Bir kalemde beni silip atmışsın
Bu aşkın sonu yok diye yazmışsın
Her şey bitti diye imza atmışsın
Bir mektup bir resim vardı masada
Bir mektup bir resim vardı masada

Yıktın gönlümdeki aşka inancı
Bil ki unutulmak ölümden acı
Yazılar tanıdık sözler yabancı
Bir mektup bir resim vardı masada

Yıktın gönlümdeki aşka inancı
Bil ki unutulmak ölümden acı
Yazılar tanıdık sözler yabancı
Bir mektup bir resim vardı masada

Bir kalemde beni silip atmışsın
Bu aşkın sonu yok diye yazmışsın
Her şey bitti diye imza atmışsın
Bir mektup bir resim vardı masada
Bir mektup bir resim vardı masada
Bir mektup bir resim vardı masada

#music #mp3 @chaharm
Forwarded from Can.Kerçembulu
تاریخ ترکان فریدن و چهارمحال
#کولتور_تاریخ
#تاریخ_فریدن

تحت عنوان بحث فوق، یکسری فایل صوتی از این به بعد در این کانال قرار داده می‌شود که همشهریان استانهای اصفهان و چهارمحال که ترکی می‌دانند و سایر علاقه‌مندان می‌توانند از آنها استفاده کنند. این فایل‌ها صحبت‌ها و نظرات آقای مهندس حسین مسلمی است که سالها در جهت شناخت تاریخ و زبان ترکان منطقه مطالعه کرده است. نظرات ایشان قابل بررسی، نقد و تحلیل است و هیچ ادعای قطعیت در آنها نیست.
Forwarded from Can.Kerçembulu
نوع نگرش تاریخی
#تاریخ_فریدن
Forwarded from Can.Kerçembulu
حضور ترکان در منطقه
#تاریخ_فریدن
Forwarded from Can.Kerçembulu
تاریخ از نگاه زبانشناسانه
#تاریخ_فریدن
Forwarded from Can.Kerçembulu
خط سیر تاریخی
#تاریخ_فریدن
Forwarded from Can.Kerçembulu
استثنا بودن بیات‌ها
#تاریخ_فریدن