میشه از تنهایی یه کوه آتشفشان شد و فوران کرد!
میشه پر شد و لبریز و تحت فشار..
یه قلب شد و ضربان زد!
میشه دل کند و دور انداخت"
میشه به جای دوره کردن و هم زدن آتش..
فراموش کرد! سوزاند و از اول ساخت!!!
میشه پر شد و لبریز و تحت فشار..
یه قلب شد و ضربان زد!
میشه دل کند و دور انداخت"
میشه به جای دوره کردن و هم زدن آتش..
فراموش کرد! سوزاند و از اول ساخت!!!
To Ke Bekhay Mitooni
Amir Tataloo
تو که بخوای میتونی!😊
#New
Youtube.com/amirtataloo
🆔 @AmirTatalooOriginal
Youtube🔻
https://youtu.be/xfIMXpdk_lU
#New
Youtube.com/amirtataloo
🆔 @AmirTatalooOriginal
Youtube🔻
https://youtu.be/xfIMXpdk_lU
رسیدم بهش
خیس بارون بود
گفتم خیلی منتظر بودی؟
گف مهم نیس
گفتم بریم؟
گف کجا؟
گفتم چه فرقی میکنه وختی با همیم؟
میلرزید
گفتم سردته؟
گف بریم
گفتم میترسی؟
گف بریم
گفتم میترسی؟
گف بریم اتوبوس داره میره
گفتم منو ببین اگه دلت نیس...
گف چرا داری میلرزی؟
گفتم...
گف برو دو تا چایی بگیر
گفتم اتوبوس داره میره
گف برو
رفتم
برگشتم چایی تو دستم یخ کرده بود
.
.
.
اتوبوس نبود
بارون بند اومده بود
یه بچه زد به پام گف عمو فال میخری؟
میلرزیدم...
پشت سرم یکی زمزمه میکرد:
به من نگو عاشق
به من که ترسیدم....
خیس بارون بود
گفتم خیلی منتظر بودی؟
گف مهم نیس
گفتم بریم؟
گف کجا؟
گفتم چه فرقی میکنه وختی با همیم؟
میلرزید
گفتم سردته؟
گف بریم
گفتم میترسی؟
گف بریم
گفتم میترسی؟
گف بریم اتوبوس داره میره
گفتم منو ببین اگه دلت نیس...
گف چرا داری میلرزی؟
گفتم...
گف برو دو تا چایی بگیر
گفتم اتوبوس داره میره
گف برو
رفتم
برگشتم چایی تو دستم یخ کرده بود
.
.
.
اتوبوس نبود
بارون بند اومده بود
یه بچه زد به پام گف عمو فال میخری؟
میلرزیدم...
پشت سرم یکی زمزمه میکرد:
به من نگو عاشق
به من که ترسیدم....
من ترانه خون شدم ، که از چِشای تو بگم
چشمای تو غزل ، سکوتِ تو یه مثنوی
من حافظم اگه ، ترانمو تو بشنوی"😊💜
#روزبه_بمانی
چشمای تو غزل ، سکوتِ تو یه مثنوی
من حافظم اگه ، ترانمو تو بشنوی"😊💜
#روزبه_بمانی