هیچکس ندونست که چه فشاری رو داشتم تو سکوت تحمل میکردم، فقط گفتن خوشبحالش بی خیاله...
💔5🍾1
مبتلا شدهام به بیخیالی، بیخیالیِ مسموم، انگاری همهچیز بیارزش شده باشد، کمرنگ شده باشد. برای چیزی ذوق نمیکنم، برای چیزی تلاش نمیکنم، و برنامهای ندارم تا وقتی به آن عمل نکردم خودم را ملامت کنم و زور بزنم جبران شود. انگاری به آخرِ همه چیز رسیده باشم، انتهای رویاها، انتهایِ دوستداشتنها. انتهایِ دنیا
💊3
به قول احمد شاملو ؛
من برای آن که چیزی از خود به تو بفهمانم، جز چشم هایم چیزی ندارم.
من برای آن که چیزی از خود به تو بفهمانم، جز چشم هایم چیزی ندارم.
💔2🌚1🍾1
در سنی که باید از جوانی لذت ببریم، از غم پنهانِ وجودمان تا مغز استخوان سوختیم.
💊2
الان تنها چیزی که واقعاً خوشحالم میکنه اینه که بفهمم چی واقعاً خوشحالم میکنه :)
💊2🌚1
بنده هیچوقت انسان شادی نبودم،
فقط میزان غمم کم و زیاد میشد.
الان به اوج خودش رسیده.
فقط میزان غمم کم و زیاد میشد.
الان به اوج خودش رسیده.
💔3
به یه سنی رسیدم که
نه حرمت سن و سالمو نگه میدارن،
نه مراعات کم سن و سال بودنمو میکنن!
نه حرمت سن و سالمو نگه میدارن،
نه مراعات کم سن و سال بودنمو میکنن!
💔3
صمیمیت واقعی از پذیرش نقصهای یکدیگر شکل میگیرد، نه از ایدهآلسازی رابطه...
💔1💊1