بنده هیچوقت انسان شادی نبودم،
فقط میزان غمم کم و زیاد میشد.
الان به اوج خودش رسیده.
فقط میزان غمم کم و زیاد میشد.
الان به اوج خودش رسیده.
💔3
به یه سنی رسیدم که
نه حرمت سن و سالمو نگه میدارن،
نه مراعات کم سن و سال بودنمو میکنن!
نه حرمت سن و سالمو نگه میدارن،
نه مراعات کم سن و سال بودنمو میکنن!
💔3
صمیمیت واقعی از پذیرش نقصهای یکدیگر شکل میگیرد، نه از ایدهآلسازی رابطه...
💔1💊1
وقتی عشق واقعی باشه، اشتباهات هیچوقت احساسات رو عوض نمیکنند، مغز عصبانی میشه اما قلب هنوزم اهمیت میده....
💔3❤🔥1
او نگفت دوستم دارد، اما وقتی سر تا پا از من خون میچکید درآغوشم گرفت و اهمیتی نداد که لباس تنش سفید بود.
💔3❤🔥1
گاهی آدمها وارد زندگیمون میشن و نمیدونیم چرا، اما به هر دلیل که باشه، انگار همهچیز معنای جدیدی پیدا میکنه. مثل یه شعر که در سکوت شب در دلت پیدا میشه و با هر کلمهاش یه حس تازه به قلبت میرسونه. همینطور گاهی آدمها در نگاههای بیصدا، در لحظههای ساده و بیپیرایه، به گونهای در دلت جا میزنند که هیچ کلمهای نمیتونه توصیفش کنه. مهم نیست که از هم دور باشیم، احساسات همیشه جایی عمیقتر از کلمات جا میگیرند....
💔4
گاهی بعضی احساسات آنقدر عمیق و بیصدا هستن که حتی در یک لحظهی بیاختیار، همهچیز رو میگن. شاید نه با کلمه، بلکه با یه نگاه یا یه سکوت، یه حسی به دل آدم میچسبه که هیچوقت نمیره.،،،
💔4