🔻ایمان در روزگار محاصره؛ سه ساحت زندگی از نگاه کییرکگور و نسبت آن با مواضع انسان معاصر در برابر بحران غزه
✔️عظیم محمودآبادی در مواجهه با فاجعه غزه، با نگاهی تحلیلی بر اساس فلسفه کییرکگور، واکنشهای انسانمعاصر را در سه ساحتِ زیباییطلبانه، اخلاقی و دینی بررسی میکند. او در این یادداشت با رویکرد به اندیشههای اگزیستانسیالیستی، نشان میدهد که چگونه برخی با گریز از مسئولیت و پناه بردن به لذتهای زودگذر، سکوت میکنند؛ برخی با تعهد اخلاقی، فریاد عدالت سر میدهند؛ و برخی با ایمانی راسخ، مبارزه را تکلیف الهی میدانند. عظیم محمودآبادی با الهام از کییرکگور، این سه ساحت را ترسیم میکند تا آشکار سازد که انسان در برابر رنج دیگران چگونه انتخاب میکند: فرار، مسئولیتپذیری یا فداکاری. غزه، در نگاه نویسنده، تنها فاجعه انسانی نیست، بلکه محکی است برای ساحت وجودی هر فرد؛ آزمونی که معنای انسانیت را در روزگار محاصره به شکلی تأملبرانگیز آشکار میسازد.
📎 پيوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45172/
🆔 @dinonline
✔️عظیم محمودآبادی در مواجهه با فاجعه غزه، با نگاهی تحلیلی بر اساس فلسفه کییرکگور، واکنشهای انسانمعاصر را در سه ساحتِ زیباییطلبانه، اخلاقی و دینی بررسی میکند. او در این یادداشت با رویکرد به اندیشههای اگزیستانسیالیستی، نشان میدهد که چگونه برخی با گریز از مسئولیت و پناه بردن به لذتهای زودگذر، سکوت میکنند؛ برخی با تعهد اخلاقی، فریاد عدالت سر میدهند؛ و برخی با ایمانی راسخ، مبارزه را تکلیف الهی میدانند. عظیم محمودآبادی با الهام از کییرکگور، این سه ساحت را ترسیم میکند تا آشکار سازد که انسان در برابر رنج دیگران چگونه انتخاب میکند: فرار، مسئولیتپذیری یا فداکاری. غزه، در نگاه نویسنده، تنها فاجعه انسانی نیست، بلکه محکی است برای ساحت وجودی هر فرد؛ آزمونی که معنای انسانیت را در روزگار محاصره به شکلی تأملبرانگیز آشکار میسازد.
📎 پيوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45172/
🆔 @dinonline
دینآنلاین
ایمان در روزگار محاصره؛ سه ساحت زندگی از نگاه کییرکگور و نسبت آن با مواضع انسان معاصر در برابر بحران غزه
عظیم محمودآبادی در مواجهه با فاجعه غزه، با نگاهی تحلیلی بر اساس فلسفه کییرکگور، واکنشهای انسانمعاصر را در سه ساحتِ زیباییطلبانه، اخلاقی و دینی بررسی میکند. او در این یادداشت با رویکرد به اندیشههای اگزیستانسیالیستی، نشان میدهد که چگونه برخی با گریز…
😁3👍2
✔️دینآنلاین برگزار میکند:
*اهمیت نگاه در زندگی اصیل*
(با تکیه بر روایت ابراهیم)
⭕️باحضور: مهدیه کساییزاده
🛑دبیر نشست: نورا نوریصفت
روایت ابراهیم(ع) در کتب مقدس، روایت پیامبری بر فراز ایمان است که حاضر میشود تیغ بر گلوی فرزند بگذارد تا او را برای خدا قربانی کند. خوانشهای گوناگون از این رویداد دینی، پرسش از «زندگی اصیل» را برجسته میکند. به این بهانه، در سه نوبت و با سه خوانش، «اهمیت نگاه در زندگی اصیل» را بررسی میکنیم.
⭕️جلسه دوم:
انسانی که میبیند.
(*اصالت اخلاقی*)
دوشنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۴ ساعت ۲۱
صفحه اینستاگرام دینآنلاین:
https://www.instagram.com/dinonline
🆔 @dinonline
*اهمیت نگاه در زندگی اصیل*
(با تکیه بر روایت ابراهیم)
⭕️باحضور: مهدیه کساییزاده
🛑دبیر نشست: نورا نوریصفت
روایت ابراهیم(ع) در کتب مقدس، روایت پیامبری بر فراز ایمان است که حاضر میشود تیغ بر گلوی فرزند بگذارد تا او را برای خدا قربانی کند. خوانشهای گوناگون از این رویداد دینی، پرسش از «زندگی اصیل» را برجسته میکند. به این بهانه، در سه نوبت و با سه خوانش، «اهمیت نگاه در زندگی اصیل» را بررسی میکنیم.
⭕️جلسه دوم:
انسانی که میبیند.
(*اصالت اخلاقی*)
دوشنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۴ ساعت ۲۱
صفحه اینستاگرام دینآنلاین:
https://www.instagram.com/dinonline
🆔 @dinonline
❤7
🔻تمایزِ دو نظریه در فهمِ دگرگونی احکام شرعی؛ وحدتِ مفهوم و تعددِ مصادیق و تأثیرِ زمان و مکان بر موضوع حکم
✔️در این نوشتار، مجید زمانی به بررسی دو نظریه کلیدی در فهم دگرگونی احکام شرعی میپردازد: «وحدت مفهوم و تعدد مصادیق» و «تأثیر زمان و مکان بر موضوع حکم». او تأکید دارد که نظریه وحدت مفهوم و تعدد مصادیق، به ثبات مفهوم اصلی حکم و تغییرپذیری مصادیق آن در بستر زمان و مکان نظر دارد، در حالی که نظریه تأثیر زمان و مکان، به دگرگونی ماهیت موضوع حکم به دلیل شرایط بیرونی میپردازد. تمایز دقیق این دو نظریه، از خلط مفاهیم جلوگیری کرده و راه را برای اجتهاد پویا در انطباق احکام با مقتضیات زمان و مکان هموار میسازد.
📎 پيوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45184/
🆔 @dinonline
✔️در این نوشتار، مجید زمانی به بررسی دو نظریه کلیدی در فهم دگرگونی احکام شرعی میپردازد: «وحدت مفهوم و تعدد مصادیق» و «تأثیر زمان و مکان بر موضوع حکم». او تأکید دارد که نظریه وحدت مفهوم و تعدد مصادیق، به ثبات مفهوم اصلی حکم و تغییرپذیری مصادیق آن در بستر زمان و مکان نظر دارد، در حالی که نظریه تأثیر زمان و مکان، به دگرگونی ماهیت موضوع حکم به دلیل شرایط بیرونی میپردازد. تمایز دقیق این دو نظریه، از خلط مفاهیم جلوگیری کرده و راه را برای اجتهاد پویا در انطباق احکام با مقتضیات زمان و مکان هموار میسازد.
📎 پيوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45184/
🆔 @dinonline
👍4
اصالت اخلاقی مهدیه کساییزاده
<unknown>
*اهمیت نگاه در زندگی اصیل*
(با تکیه بر روایت ابراهیم)
⭕️جلسه دوم:
انسانی که میبیند
(اصالت اخلاقی)
⭕️باحضور: مهدیه کساییزاده
🛑دبیر نشست: نورا نوریصفت
روایت ابراهیم(ع) در کتب مقدس، روایت پیامبری بر فراز ایمان است که حاضر میشود تیغ بر گلوی فرزند بگذارد تا او را برای خدا قربانی کند. خوانشهای گوناگون از این رویداد دینی، پرسش از «زندگی اصیل» را برجسته میکند. به این بهانه، در سه نوبت و با سه خوانش، «اهمیت نگاه در زندگی اصیل» را بررسی میکنیم.
تماشای این برنامه در صفحه اینستاگرام دینآنلاین
تماشای این برنامه در کانال یوتیوب دینآنلاین
🆔 @dinonline
(با تکیه بر روایت ابراهیم)
⭕️جلسه دوم:
انسانی که میبیند
(اصالت اخلاقی)
⭕️باحضور: مهدیه کساییزاده
🛑دبیر نشست: نورا نوریصفت
روایت ابراهیم(ع) در کتب مقدس، روایت پیامبری بر فراز ایمان است که حاضر میشود تیغ بر گلوی فرزند بگذارد تا او را برای خدا قربانی کند. خوانشهای گوناگون از این رویداد دینی، پرسش از «زندگی اصیل» را برجسته میکند. به این بهانه، در سه نوبت و با سه خوانش، «اهمیت نگاه در زندگی اصیل» را بررسی میکنیم.
تماشای این برنامه در صفحه اینستاگرام دینآنلاین
تماشای این برنامه در کانال یوتیوب دینآنلاین
🆔 @dinonline
❤10
🔻سالک مدرن، «لمس حضور» و تجربهٔ ملال
✔️سروش دباغ در مقاله «سالک مدرن، لمس حضور و تجربه ملال»، ملال را بهعنوان تجربهای اگزیستانسیل ناشی از «زمان-در» (زمان درونی) بررسی میکند و سالک مدرن را در جستوجوی معنای زندگی در نسبت با «زمانیدن» قرار میدهد. برخلاف «زمان-بر» (زمان خطی و بیرونی)، ملال از راکد ماندن لحظهها در روان انسان سرچشمه میگیرد. نویسنده با الهام از سنت حکمی-عرفانی و فلسفه هایدگر، پنج راهکار برای رهایی سالک مدرن از ملال پیشنهاد میدهد: «لمس حضور» از طریق نظارهگری، سکوت معنوی و رهایی از قضاوت؛ «همصحبتی» با دیگری بهعنوان پلی به معنا؛ «خرسندی و غرقگی» از طریق کار معنادار و دلمشغولی؛ «دوست داشتن دیگران» و کاستن از رنج آنها با عشق بیچشمداشت (آگاپه)؛ و «طنز» بهعنوان واکنشی اگزیستانسیال به پوچی. این راهکارها سالک مدرن را به زیستنی اصیل و معنادار در لحظه اکنون دعوت میکنند.
📎 پيوند به متن کامل این مطلب در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45181/
🆔 @dinonline
✔️سروش دباغ در مقاله «سالک مدرن، لمس حضور و تجربه ملال»، ملال را بهعنوان تجربهای اگزیستانسیل ناشی از «زمان-در» (زمان درونی) بررسی میکند و سالک مدرن را در جستوجوی معنای زندگی در نسبت با «زمانیدن» قرار میدهد. برخلاف «زمان-بر» (زمان خطی و بیرونی)، ملال از راکد ماندن لحظهها در روان انسان سرچشمه میگیرد. نویسنده با الهام از سنت حکمی-عرفانی و فلسفه هایدگر، پنج راهکار برای رهایی سالک مدرن از ملال پیشنهاد میدهد: «لمس حضور» از طریق نظارهگری، سکوت معنوی و رهایی از قضاوت؛ «همصحبتی» با دیگری بهعنوان پلی به معنا؛ «خرسندی و غرقگی» از طریق کار معنادار و دلمشغولی؛ «دوست داشتن دیگران» و کاستن از رنج آنها با عشق بیچشمداشت (آگاپه)؛ و «طنز» بهعنوان واکنشی اگزیستانسیال به پوچی. این راهکارها سالک مدرن را به زیستنی اصیل و معنادار در لحظه اکنون دعوت میکنند.
📎 پيوند به متن کامل این مطلب در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45181/
🆔 @dinonline
دینآنلاین
سالک مدرن، «لمس حضور» و تجربهٔ ملال
سروش دباغ در مقاله «سالک مدرن، لمس حضور و تجربه ملال»، ملال را بهعنوان تجربهای اگزیستانسیل ناشی از «زمان-در» (زمان درونی) بررسی میکند و سالک مدرن را در جستوجوی معنای زندگی در نسبت با «زمانیدن» قرار میدهد. برخلاف «زمان-بر» (زمان خطی و بیرونی)، ملال از…
👎2👍1
Forwarded from DinOnline دینآنلاین
🤝با هم اندیشههای نو بسازیم، با هم اندیشورانه بمانیم
دین آنلاین پایگاهی مستقل است؛ به این معنا که ما برای تأمین محتوای خود به منابع دولتی یا شبهدولتی تکیه نمیکنیم. آنچه این رسانه را زنده و پویاتر از همیشه نگه میدارد، حمایت شماست: حمایت از اندیشهای که به جستوجوی حقیقت متعهد است و به گفتوگو و همافزایی فرهنگی و دینی باور دارد.
ما به پشتوانه تلاش داوطلبانه اعضای تحریریه و مخاطبان ارزشمندمان، فضایی برای تحلیلهای عمیق و گفتوگوهای سازنده فراهم کردهایم. اما برای ادامه این مسیر، به همراهی شما نیاز داریم.
چگونه میتوانید ما را حمایت کنید؟
1. تأمین مالی: با شناسه زیر این پست، ارتباط برقرار کنید و بگویید در چه موضوعی علاقهمندید تولید محتوا شود. درخواست شما امکانسنجی میشود و پس از تأیید امکان تولید محتوا، شما میتوانید با پرداخت هزینه مشخص صاحب معنوی محتوایی شوید که در دینآنلاین منتشر خواهد شد. مطالبی که تولید میشود با ذکر این نکته منتشر خواهد شد که به سفارش حامی دینآنلاین تولید شده است.
حتی کوچکترین حمایت مالی شما، گامی بزرگ برای تداوم فعالیت ما خواهد بود و به توسعه پروژههای رسانهای، تولید محتوای خلاقانه و گسترش زیرساختهای دیجیتال کمک خواهد کرد.
2. تأمین محتوایی: اگر قلمی روان دارید، ایدههایی ارزشمند برای تولید محتوا در ذهن دارید، یا میتوانید در تحلیلهای رسانهای و گسترش دیدگاهها همکاری کنید، همراهی شما برای ما بسیار ارزشمند است.
3. حمایت فنی: اگر تخصصی در طراحی وب، توسعه فنی، بهینهسازی سامانهها، مدیریت شبکههای اجتماعی یا تولید و ویرایش محتواهای چندرسانهای دارید، میتوانید نقش بزرگی در بهبود و گسترش عملکرد دین آنلاین ایفا کنید.
چرا حمایت شما اهمیت دارد؟
با حمایت شما، دین آنلاین میتواند همچنان پایگاهی مستقل برای تحلیلهای نوآورانه، گفتوگوهای دینی و اجتماعی باقی بماند و رسالت خود را در تقویت آگاهی و همبستگی فرهنگی ادامه دهد.
بیایید با هم اندیشهها را پرورش دهیم و افقهای جدید نواندیشانه را بگشاییم.
برای حمایت مالی، لطفاً به👈 این پیوند 👉 بزنید یا برای حمایت محتوایی و فنی به شناسه زیر پیام دهید.
@dinonlinecontact
دین آنلاین، همراه شما، برای شما
دین آنلاین پایگاهی مستقل است؛ به این معنا که ما برای تأمین محتوای خود به منابع دولتی یا شبهدولتی تکیه نمیکنیم. آنچه این رسانه را زنده و پویاتر از همیشه نگه میدارد، حمایت شماست: حمایت از اندیشهای که به جستوجوی حقیقت متعهد است و به گفتوگو و همافزایی فرهنگی و دینی باور دارد.
ما به پشتوانه تلاش داوطلبانه اعضای تحریریه و مخاطبان ارزشمندمان، فضایی برای تحلیلهای عمیق و گفتوگوهای سازنده فراهم کردهایم. اما برای ادامه این مسیر، به همراهی شما نیاز داریم.
چگونه میتوانید ما را حمایت کنید؟
1. تأمین مالی: با شناسه زیر این پست، ارتباط برقرار کنید و بگویید در چه موضوعی علاقهمندید تولید محتوا شود. درخواست شما امکانسنجی میشود و پس از تأیید امکان تولید محتوا، شما میتوانید با پرداخت هزینه مشخص صاحب معنوی محتوایی شوید که در دینآنلاین منتشر خواهد شد. مطالبی که تولید میشود با ذکر این نکته منتشر خواهد شد که به سفارش حامی دینآنلاین تولید شده است.
حتی کوچکترین حمایت مالی شما، گامی بزرگ برای تداوم فعالیت ما خواهد بود و به توسعه پروژههای رسانهای، تولید محتوای خلاقانه و گسترش زیرساختهای دیجیتال کمک خواهد کرد.
2. تأمین محتوایی: اگر قلمی روان دارید، ایدههایی ارزشمند برای تولید محتوا در ذهن دارید، یا میتوانید در تحلیلهای رسانهای و گسترش دیدگاهها همکاری کنید، همراهی شما برای ما بسیار ارزشمند است.
3. حمایت فنی: اگر تخصصی در طراحی وب، توسعه فنی، بهینهسازی سامانهها، مدیریت شبکههای اجتماعی یا تولید و ویرایش محتواهای چندرسانهای دارید، میتوانید نقش بزرگی در بهبود و گسترش عملکرد دین آنلاین ایفا کنید.
چرا حمایت شما اهمیت دارد؟
با حمایت شما، دین آنلاین میتواند همچنان پایگاهی مستقل برای تحلیلهای نوآورانه، گفتوگوهای دینی و اجتماعی باقی بماند و رسالت خود را در تقویت آگاهی و همبستگی فرهنگی ادامه دهد.
بیایید با هم اندیشهها را پرورش دهیم و افقهای جدید نواندیشانه را بگشاییم.
برای حمایت مالی، لطفاً به👈 این پیوند 👉 بزنید یا برای حمایت محتوایی و فنی به شناسه زیر پیام دهید.
@dinonlinecontact
دین آنلاین، همراه شما، برای شما
دینآنلاین
حمایت مالی
پایگاه تحلیلی دینپژوهی
👍4❤2
🔻از جهنم فومن تا بحران معنای دینی؛ نقدی بر دینِ نمایشی و عقلگریز
✔️نورا نوریصفت در این نوشتار با نقد پدیدههایی چون «بازسازی زنده جهنم» در فومن، به بحران عمیقتر دین نمایشی و عقلگریز در جامعه میپردازد. او تأکید میکند که دین، بهجای دعوت به عقلانیت، تأمل و معنایابی، به نمایشهای ترسآلود و سطحی تقلیل یافته که با نیازهای انسان مدرن به آزادی، کرامت و پاسخ به پرسشهای هستیشناسانه ناسازگار است. این نوع دینورزی، ایمان را از تجربهای اصیل و عقلانی تهی کرده و به جای گفتوگو با انسان معاصر، به نوستالژیای بیثمر بدل میشود.
📎 پيوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45186/
🆔 @dinonline
✔️نورا نوریصفت در این نوشتار با نقد پدیدههایی چون «بازسازی زنده جهنم» در فومن، به بحران عمیقتر دین نمایشی و عقلگریز در جامعه میپردازد. او تأکید میکند که دین، بهجای دعوت به عقلانیت، تأمل و معنایابی، به نمایشهای ترسآلود و سطحی تقلیل یافته که با نیازهای انسان مدرن به آزادی، کرامت و پاسخ به پرسشهای هستیشناسانه ناسازگار است. این نوع دینورزی، ایمان را از تجربهای اصیل و عقلانی تهی کرده و به جای گفتوگو با انسان معاصر، به نوستالژیای بیثمر بدل میشود.
📎 پيوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45186/
🆔 @dinonline
دینآنلاین
از جهنم فومن تا بحران معنای دینی؛ نقدی بر دینِ نمایشی و عقلگریز
نورا نوریصفت در این نوشتار با نقد پدیدههایی چون «بازسازی زنده جهنم» در فومن، به بحران عمیقتر دین نمایشی و عقلگریز در جامعه میپردازد. او تأکید میکند که دین، بهجای دعوت به عقلانیت، تأمل و معنایابی، به نمایشهای ترسآلود و سطحی تقلیل یافته که با نیازهای…
❤8🔥5👍4
🔻دعای عرفه؛ نیایشی اگزیستانسیال در افق خودشناسی و رهایی
✍️ نورا نوریصفت
✔️در میانه غوغای زندگی مدرن، در روزهایی که معنا چون غباری دور و گمشده به نظر میرسد، گاهی یک متن دینی میتواند ما را از سطحِ بیقرارِ روزمرگی بیرون بکشد و به لایههایی از خویشتنمان برساند که مدتهاست فراموش شدهاند. دعای عرفه، روایت شگفتانگیز امام حسین(ع) در صحرای عرفات، یکی از آن متنهاست. متنی که بیشتر از آنکه فهرستی از خواهشها باشد، نوعی گفتوگوی هستیشناختی با خداوند است؛ نوعی بازشناسی انسان، از درونِ خودِ انسان.
در جهان امروز، که گویی انسان از خود رانده و در خود مانده است، متنی چون دعای عرفه، نه صرفاً قطعهای دینی یا آیینی، بلکه روایتی اگزیستانسیال از سلوک انسانی در دل هستی است. گویی صدای امام حسین(ع) از قرنها پیش نمیخواهد فقط با خدا سخن بگوید؛ او در حال بازگویی تجربهای انسانی است که هر یک از ما، در عصر بحران معنا، بار دیگر باید آن را زیست کنیم: تجربهی بودن، رنج، غربت، و در عین حال، امید و اشتیاق به پیوندی ژرف با منبع معنا.
از نگاه اگزیستانسیالیستهایی چون کییرکگور، هایدگر و کامو، انسان در جهانی پرتابشده است که معنا از پیش آماده ندارد. در چنین جهانی، دعا نه ابزار معامله با خدا، بلکه تلاشی اصیل برای بازساخت معناست. دعای عرفه، ما را به درون میبرد، به لایههایی که در هیاهوی روزمرگی گم شدهاند. هر جملهی آن، پاسخی است به اضطراب بنیادینی که از آزادی، مرگ، خلأ، و تنهایی برمیخیزد.
امام حسین در دعای عرفه، ما را در برابر سؤالهای بنیادین قرار میدهد:
چه کسی من را آفرید؟ چرا اینگونهام؟ در برابر چه کسی مسئولم؟ و چگونه میتوانم خودم باشم، بینقاب و بیگریز؟
عرفه، شکافتن پوستههای خود
است.دعای عرفه با بدن آغاز میشود، با چشم و زبان و گوارش و تنفس. این انتخاب، اتفاقی نیست. در سنتهای عرفانی و اگزیستانسیال، بدنْ نخستین نقطه تماس ما با جهان است. اما بدن در این دعا، نه ابژهای زیستی، بلکه آینهای وجودی است: “نگاه کن چه دادهای داری، و آنگاه بفهم چه نیستی.” انسان در این دعا، آرامآرام از خود جسمانیاش فاصله میگیرد تا به «خود» اصیلش نزدیک شود.
در واقع، دعای عرفه یک روایت تطهیر است: تطهیر از توهم، غرور، مالکیت، و حتی دینداری متظاهرانه. در این مسیر، دعا نه ابزاری برای تغییر سرنوشت، بلکه فرصتی برای تغییر نگاه به سرنوشت است.
هایـدگر در تحلیل اگزیستانس، به لحظهای اشاره میکند که انسان «به سوی خویشتن پرتاب میشود»؛ لحظهای که دیگر نه جهان بیرون، نه نقشهای اجتماعی، و نه حتی مفاهیم انتزاعی، نمیتوانند او را از مواجهه با حقیقت وجودیاش بازدارند. دعای عرفه نیز دقیقاً چنین لحظهای را تصویر میکند:
آنگاه که امام میگوید:
“چگونه تو را نیابم و حال آنکه پیش از هر چیزی، با من بودهای؟”
این پرسش، نقطهی انفجار است: شکستن توهم فاصله با خدا، با معنا، با هستی. این همان لحظهای است که انسانِ پرتابشده، به اختیار خود، رو به منبع وجود میکند و صداقت را، به جای یقین، مینشاند.
در عصر سردِ علم، گرمای دعا چه معنایی دارد؟
انسان امروز، در دل جهان علمی و تکنولوژیک، با انبوهی از دانستهها احاطه شده، اما بیپناه در برابر پرسشهای وجودی. فلسفه، روانشناسی، سیاست و هنر، هر یک تلاش کردهاند تا خلأ معنا را پر کنند؛ اما هنوز هم، چیزی باقی است. دعای عرفه نشان میدهد که معنای دعا، در طلب پاسخ نیست؛ بلکه در زیستن پرسش است.
اینجا، دعا نه پایان پرسش، بلکه آغاز گفتوگوست. گفتوگویی که در آن، انسان با تردیدهایش تنها نمیماند. با چشمهایی بازتر، به جهان نگاه میکند. با آگاهیای عمیقتر، به خویشتن بازمیگردد. و در نهایت، شاید همانجا که هیچ چیز یقینی نیست، بذر یک ایمان تازه در دلش جوانه بزند.
آنچه دعای عرفه را از بسیاری متون مذهبی دیگر متمایز میکند، صراحت و رهایی از کلیشههای زبانی است. امام حسین(ع) در این دعا، خویشتن را عریان میکند: با همه ضعفها، غفلتها، و حیرتها. این صداقت، آغاز رهایی است. انسان وقتی در آینه عرفه نگاه میکند، دیگر لازم نیست “کامل” باشد تا به سوی خدا برود. او میتواند “بودنی ناتمام” باشد، اما صادق و آگاه.
دعای عرفه را نباید فقط در نهم ذیحجه خواند. این دعا را میتوان هر زمان که از زندگی خستهای، یا به آن شک کردهای، یا خواستی به خودت برگردی، زمزمه کرد.
دعای عرفه را باید زیست.
همچون سفری در دل تاریکی، با امیدی به نور.
دعایی برای کسانی که جرأت دارند خود را ببینند؛
و خدا را، نه در آسمان، که در ضربان لحظههای بودن بجویند.
🆔@NoraA_nooriSefat
🆔@dinonline
✍️ نورا نوریصفت
✔️در میانه غوغای زندگی مدرن، در روزهایی که معنا چون غباری دور و گمشده به نظر میرسد، گاهی یک متن دینی میتواند ما را از سطحِ بیقرارِ روزمرگی بیرون بکشد و به لایههایی از خویشتنمان برساند که مدتهاست فراموش شدهاند. دعای عرفه، روایت شگفتانگیز امام حسین(ع) در صحرای عرفات، یکی از آن متنهاست. متنی که بیشتر از آنکه فهرستی از خواهشها باشد، نوعی گفتوگوی هستیشناختی با خداوند است؛ نوعی بازشناسی انسان، از درونِ خودِ انسان.
در جهان امروز، که گویی انسان از خود رانده و در خود مانده است، متنی چون دعای عرفه، نه صرفاً قطعهای دینی یا آیینی، بلکه روایتی اگزیستانسیال از سلوک انسانی در دل هستی است. گویی صدای امام حسین(ع) از قرنها پیش نمیخواهد فقط با خدا سخن بگوید؛ او در حال بازگویی تجربهای انسانی است که هر یک از ما، در عصر بحران معنا، بار دیگر باید آن را زیست کنیم: تجربهی بودن، رنج، غربت، و در عین حال، امید و اشتیاق به پیوندی ژرف با منبع معنا.
از نگاه اگزیستانسیالیستهایی چون کییرکگور، هایدگر و کامو، انسان در جهانی پرتابشده است که معنا از پیش آماده ندارد. در چنین جهانی، دعا نه ابزار معامله با خدا، بلکه تلاشی اصیل برای بازساخت معناست. دعای عرفه، ما را به درون میبرد، به لایههایی که در هیاهوی روزمرگی گم شدهاند. هر جملهی آن، پاسخی است به اضطراب بنیادینی که از آزادی، مرگ، خلأ، و تنهایی برمیخیزد.
امام حسین در دعای عرفه، ما را در برابر سؤالهای بنیادین قرار میدهد:
چه کسی من را آفرید؟ چرا اینگونهام؟ در برابر چه کسی مسئولم؟ و چگونه میتوانم خودم باشم، بینقاب و بیگریز؟
عرفه، شکافتن پوستههای خود
است.دعای عرفه با بدن آغاز میشود، با چشم و زبان و گوارش و تنفس. این انتخاب، اتفاقی نیست. در سنتهای عرفانی و اگزیستانسیال، بدنْ نخستین نقطه تماس ما با جهان است. اما بدن در این دعا، نه ابژهای زیستی، بلکه آینهای وجودی است: “نگاه کن چه دادهای داری، و آنگاه بفهم چه نیستی.” انسان در این دعا، آرامآرام از خود جسمانیاش فاصله میگیرد تا به «خود» اصیلش نزدیک شود.
در واقع، دعای عرفه یک روایت تطهیر است: تطهیر از توهم، غرور، مالکیت، و حتی دینداری متظاهرانه. در این مسیر، دعا نه ابزاری برای تغییر سرنوشت، بلکه فرصتی برای تغییر نگاه به سرنوشت است.
هایـدگر در تحلیل اگزیستانس، به لحظهای اشاره میکند که انسان «به سوی خویشتن پرتاب میشود»؛ لحظهای که دیگر نه جهان بیرون، نه نقشهای اجتماعی، و نه حتی مفاهیم انتزاعی، نمیتوانند او را از مواجهه با حقیقت وجودیاش بازدارند. دعای عرفه نیز دقیقاً چنین لحظهای را تصویر میکند:
آنگاه که امام میگوید:
“چگونه تو را نیابم و حال آنکه پیش از هر چیزی، با من بودهای؟”
این پرسش، نقطهی انفجار است: شکستن توهم فاصله با خدا، با معنا، با هستی. این همان لحظهای است که انسانِ پرتابشده، به اختیار خود، رو به منبع وجود میکند و صداقت را، به جای یقین، مینشاند.
در عصر سردِ علم، گرمای دعا چه معنایی دارد؟
انسان امروز، در دل جهان علمی و تکنولوژیک، با انبوهی از دانستهها احاطه شده، اما بیپناه در برابر پرسشهای وجودی. فلسفه، روانشناسی، سیاست و هنر، هر یک تلاش کردهاند تا خلأ معنا را پر کنند؛ اما هنوز هم، چیزی باقی است. دعای عرفه نشان میدهد که معنای دعا، در طلب پاسخ نیست؛ بلکه در زیستن پرسش است.
اینجا، دعا نه پایان پرسش، بلکه آغاز گفتوگوست. گفتوگویی که در آن، انسان با تردیدهایش تنها نمیماند. با چشمهایی بازتر، به جهان نگاه میکند. با آگاهیای عمیقتر، به خویشتن بازمیگردد. و در نهایت، شاید همانجا که هیچ چیز یقینی نیست، بذر یک ایمان تازه در دلش جوانه بزند.
آنچه دعای عرفه را از بسیاری متون مذهبی دیگر متمایز میکند، صراحت و رهایی از کلیشههای زبانی است. امام حسین(ع) در این دعا، خویشتن را عریان میکند: با همه ضعفها، غفلتها، و حیرتها. این صداقت، آغاز رهایی است. انسان وقتی در آینه عرفه نگاه میکند، دیگر لازم نیست “کامل” باشد تا به سوی خدا برود. او میتواند “بودنی ناتمام” باشد، اما صادق و آگاه.
دعای عرفه را نباید فقط در نهم ذیحجه خواند. این دعا را میتوان هر زمان که از زندگی خستهای، یا به آن شک کردهای، یا خواستی به خودت برگردی، زمزمه کرد.
دعای عرفه را باید زیست.
همچون سفری در دل تاریکی، با امیدی به نور.
دعایی برای کسانی که جرأت دارند خود را ببینند؛
و خدا را، نه در آسمان، که در ضربان لحظههای بودن بجویند.
🆔@NoraA_nooriSefat
🆔@dinonline
❤11👍6👏1😱1
Forwarded from DinOnline دینآنلاین
📚 پرونده:
🔻چالشهای مأموریت ابراهیم
✍ ابوالقاسم فنایی، فاطمه توفیقی، سیدابراهیم موسوی، اردشیر منصوری و ابراهیم احمدیان
✔️دستور خداوند برای به قربانگاه رفتن ابراهیم و فرزندش، مأموریتی بوده که امروزه ابعاد متفاوت آن، روشنفکران و نواندیشان را با چالشهای تفسیری و الهیاتی و اخلاقی و فلسفه اخلاقی و… مواجه کرده است. مقالات و یادداشتهای ابوالقاسم فنایی، اردشیر منصوری، فاطمه توفیقی، سیداکبر موسوی و ابراهیم احمدیان در پی توضیح بخشی از این چالشهاست.
📎 پیوند به پرونده چالشهای مأموریت ابراهیم در سایت دینآنلاین
🆔 @dinonline
🔻چالشهای مأموریت ابراهیم
✍ ابوالقاسم فنایی، فاطمه توفیقی، سیدابراهیم موسوی، اردشیر منصوری و ابراهیم احمدیان
✔️دستور خداوند برای به قربانگاه رفتن ابراهیم و فرزندش، مأموریتی بوده که امروزه ابعاد متفاوت آن، روشنفکران و نواندیشان را با چالشهای تفسیری و الهیاتی و اخلاقی و فلسفه اخلاقی و… مواجه کرده است. مقالات و یادداشتهای ابوالقاسم فنایی، اردشیر منصوری، فاطمه توفیقی، سیداکبر موسوی و ابراهیم احمدیان در پی توضیح بخشی از این چالشهاست.
📎 پیوند به پرونده چالشهای مأموریت ابراهیم در سایت دینآنلاین
🆔 @dinonline
دینآنلاین
چالشهای مأموریت ابراهیم
دستور خداوند برای به قربانگاه رفتن ابراهیم و فرزندش، مأموریتی بوده که امروزه ابعاد متفاوت آن، روشنفکران و نواندیشان را با چالشهای تفسیری و الهیاتی و اخلاقی و فلسفه اخلاقی و... مواجه کرده است. مقالات و یادداشتهای ابوالقاسم فنایی، اردشیر منصوری، فاطمه توفیقی،…
❤2
🔻ای جانِ خون فشان دیهات شاهکار بود؛ سخنی در باب فص اسحاقی فصوص الحکم
✔️داستان قربانی اسماعیل یا اسحاق، روایتی عمیق از تسلیم و عشق الهی در ادیان ابراهیمی است. محمد جواد ادبی در مقالهای با نگاهی به فص اسحاقی فصوصالحکم ابنعربی، این واقعه را نه صرفاً ذبحی فیزیکی، بلکه نمادی از فنای تعلقات و تجدید مظاهر الهی میداند. او با تکیه بر تأویلهای عرفانی و بینالادیانی، از رؤیای ابراهیم و جایگزینی قوچ بهجای فرزند، بهعنوان مثالی از «تجدید امثال» یاد میکند که حقیقت واحد را در صورتهای متغیر آشکار میسازد.
📎 پيوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45191/
🆔 @dinonline
✔️داستان قربانی اسماعیل یا اسحاق، روایتی عمیق از تسلیم و عشق الهی در ادیان ابراهیمی است. محمد جواد ادبی در مقالهای با نگاهی به فص اسحاقی فصوصالحکم ابنعربی، این واقعه را نه صرفاً ذبحی فیزیکی، بلکه نمادی از فنای تعلقات و تجدید مظاهر الهی میداند. او با تکیه بر تأویلهای عرفانی و بینالادیانی، از رؤیای ابراهیم و جایگزینی قوچ بهجای فرزند، بهعنوان مثالی از «تجدید امثال» یاد میکند که حقیقت واحد را در صورتهای متغیر آشکار میسازد.
📎 پيوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45191/
🆔 @dinonline
👍5❤3
✔️دینآنلاین برگزار میکند:
*اهمیت نگاه در زندگی اصیل*
(با تکیه بر روایت ابراهیم)
⭕️باحضور: مهدیه کساییزاده
🛑دبیر نشست: نورا نوریصفت
روایت ابراهیم(ع) در کتب مقدس، روایت پیامبری بر فراز ایمان است که حاضر میشود تیغ بر گلوی فرزند بگذارد تا او را برای خدا قربانی کند. خوانشهای گوناگون از این رویداد دینی، پرسش از «زندگی اصیل» را برجسته میکند. به این بهانه، در سه نوبت و با سه خوانش، «اهمیت نگاه در زندگی اصیل» را بررسی میکنیم.
⭕️جلسه سوم:
خدایی که میبیند
(*اصالت طبیعی*)
دوشنبه نوزدهم خرداد ۱۴۰۴ ساعت ۲۱
صفحه اینستاگرام دینآنلاین:
https://www.instagram.com/dinonline
🆔 @dinonline
*اهمیت نگاه در زندگی اصیل*
(با تکیه بر روایت ابراهیم)
⭕️باحضور: مهدیه کساییزاده
🛑دبیر نشست: نورا نوریصفت
روایت ابراهیم(ع) در کتب مقدس، روایت پیامبری بر فراز ایمان است که حاضر میشود تیغ بر گلوی فرزند بگذارد تا او را برای خدا قربانی کند. خوانشهای گوناگون از این رویداد دینی، پرسش از «زندگی اصیل» را برجسته میکند. به این بهانه، در سه نوبت و با سه خوانش، «اهمیت نگاه در زندگی اصیل» را بررسی میکنیم.
⭕️جلسه سوم:
خدایی که میبیند
(*اصالت طبیعی*)
دوشنبه نوزدهم خرداد ۱۴۰۴ ساعت ۲۱
صفحه اینستاگرام دینآنلاین:
https://www.instagram.com/dinonline
🆔 @dinonline
❤13👍2
🔻ایمان در گرو عدالت است، نه وعظ واعظان: روایتی از نقدهای ریشهای علی الوردی
✔️علی الوردی باور داشت ایمان واقعی با موعظه واعظان ساخته نمیشود، بلکه در بستر عدالت و رفاه اجتماعی میروید. در تصویری نمادین، او با کلاه و کراوات—نماد پیوند سنت و نوگرایی—در برابر روحانی ایستاده که به سخنانش بیاعتناست؛ گویی تجسم عینی همان انتقادی است که الوردی به نهادهای دینی داشت: “اگر میخواهید مردم بااخلاق باشند، شرایط زندگیشان را تغییر دهید، نه اینکه فقط از جهنم بترسانیدشان.” اندیشههای او، از عراق تا ایران، طنینانداز شد و پرسشی بنیادین را به جا گذاشت: آیا دین باید در خدمت عدالت باشد، یا عدالت در گرو اطاعت کورکورانه از واعظان؟
📎 عکسنوشت سیدهادی طباطبایی را در پيوند زیر بخوانید:
https://www.dinonline.com/45200
🆔 @dinonline
✔️علی الوردی باور داشت ایمان واقعی با موعظه واعظان ساخته نمیشود، بلکه در بستر عدالت و رفاه اجتماعی میروید. در تصویری نمادین، او با کلاه و کراوات—نماد پیوند سنت و نوگرایی—در برابر روحانی ایستاده که به سخنانش بیاعتناست؛ گویی تجسم عینی همان انتقادی است که الوردی به نهادهای دینی داشت: “اگر میخواهید مردم بااخلاق باشند، شرایط زندگیشان را تغییر دهید، نه اینکه فقط از جهنم بترسانیدشان.” اندیشههای او، از عراق تا ایران، طنینانداز شد و پرسشی بنیادین را به جا گذاشت: آیا دین باید در خدمت عدالت باشد، یا عدالت در گرو اطاعت کورکورانه از واعظان؟
📎 عکسنوشت سیدهادی طباطبایی را در پيوند زیر بخوانید:
https://www.dinonline.com/45200
🆔 @dinonline
❤12👏3👎1
اهمیت نگاه در زندگی اصیل جلسه سوم
<unknown>
✔️اهمیت نگاه در زندگی اصیل
(با تکیه بر روایت ابراهیم)
⭕️باحضور: مهدیه کساییزاده
🛑دبیر نشست: نورا نوریصفت
⭕️جلسه سوم:
خدایی که میبیند
(اصالت طبیعی)
تماشای این برنامه در صفحه اینستاگرام دینآنلاین
تماشای این برنامه در کانال یوتیوب دینآنلاین
🆔 @dinonline
(با تکیه بر روایت ابراهیم)
⭕️باحضور: مهدیه کساییزاده
🛑دبیر نشست: نورا نوریصفت
⭕️جلسه سوم:
خدایی که میبیند
(اصالت طبیعی)
تماشای این برنامه در صفحه اینستاگرام دینآنلاین
تماشای این برنامه در کانال یوتیوب دینآنلاین
🆔 @dinonline
❤7🔥1🙏1
Forwarded from خرد و خیال
🟡 دوره کاربردی و کوتاه مدت «مثل خردمندان اندیشیدن»
➖ هشت کلاسِ چهار ساعته | آنلاین
➖ اساتید دوره:
اردشیر منصوری، حسین بیات، مهدی خسروانی، حامد صفایی پور، علی اکبر ترابیان، محمدرضا واعظ، امید کشمیری، سبحان هوشیار
-تمرکز این دوره بر مساله محور بودن و کاربرد برای زندگی شخصی، شغل و کسبوکار است.
✅ فرصت ورود به دوره آشنایی با «حرفه تسهیلگری گفت و گو» و ...
✅ نکات مهم را در بنر بالا ببینید.
📥 برای ثبتنام و اطلاع از تخفیفها به آیدی زیر پیام دهید:
@samaneh_houshiyar
خانه خرد و خیال | @kheradvakhiyal
اینستاگرام || توییتر
🔚
➖ هشت کلاسِ چهار ساعته | آنلاین
➖ اساتید دوره:
اردشیر منصوری، حسین بیات، مهدی خسروانی، حامد صفایی پور، علی اکبر ترابیان، محمدرضا واعظ، امید کشمیری، سبحان هوشیار
-تمرکز این دوره بر مساله محور بودن و کاربرد برای زندگی شخصی، شغل و کسبوکار است.
✅ فرصت ورود به دوره آشنایی با «حرفه تسهیلگری گفت و گو» و ...
✅ نکات مهم را در بنر بالا ببینید.
📥 برای ثبتنام و اطلاع از تخفیفها به آیدی زیر پیام دهید:
@samaneh_houshiyar
خانه خرد و خیال | @kheradvakhiyal
اینستاگرام || توییتر
🔚
❤2👎1😁1
🔻از حریمِ زمانسوزی تا قربتِ زمانیدن
✔️در سفری فلسفی از کانت تا هایدگر، سروش دباغ در کاوش مفهوم «زمان» از منظر متافیزیک، اگزیستانسیالیسم و معنویت، لایههای عمیق «زمانیدن» را میشکافد و با نگاهی به «زمان-در» و «لمس حضور»، حقیقت همزاد با «زمان» را در زیست-جهان مدرن بازمینمایاند.
📎 پيوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45218/
🆔 @dinonline
✔️در سفری فلسفی از کانت تا هایدگر، سروش دباغ در کاوش مفهوم «زمان» از منظر متافیزیک، اگزیستانسیالیسم و معنویت، لایههای عمیق «زمانیدن» را میشکافد و با نگاهی به «زمان-در» و «لمس حضور»، حقیقت همزاد با «زمان» را در زیست-جهان مدرن بازمینمایاند.
📎 پيوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45218/
🆔 @dinonline
دینآنلاین
از حریمِ زمانسوزی تا قربتِ زمانیدن
در سفری فلسفی از کانت تا هایدگر، سروش دباغ در کاوش مفهوم «زمان» از منظر متافیزیک، اگزیستانسیالیسم و معنویت، لایههای عمیق «زمانیدن» را میشکافد و با نگاهی به «زمان-در» و «لمس حضور»، حقیقت همزاد با «زمان» را در زیست-جهان مدرن بازمینمایاند.
👍4😁2❤1
Forwarded from قدحهای نهانی
هو العلی
زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی
کمک ز غیر تو ننگ است یا علی مددی
گشاد کار دو عالم به یک اشارت توست
به کار ما چه درنگ است یا علی مددی
چلیپای نستعلیق، رقم میرزا اسدالله شیرازی
زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی
کمک ز غیر تو ننگ است یا علی مددی
گشاد کار دو عالم به یک اشارت توست
به کار ما چه درنگ است یا علی مددی
چلیپای نستعلیق، رقم میرزا اسدالله شیرازی
👍7❤4🥰2
🔻وای بر ساکنان بیگناه سرزمین من
✍جواد کاشی
✔️داوری سخت است. یکی از نظام مسلط زخم دیده منتظر موفقیتهای نتانیاهو است. دیگری جانبدار نظام است، با خشم به اوضاع مینگرد و از نظام پاسخهای هر چه کوبندهتر انتظار دارد. نمیتوان داوری هم نکرد. در این منازعه وسطی وجود ندارد که بایستیم ندانم گویان سکوت کنیم. باید فاصله گرفت. برای آنکه داوری ممکن شود، فراموش کنیم کیستیم و در چه موضع سیاسی ایستادهایم. آنگاه امکان داوری پیدا میکنیم.
هشتاد سال پیش اسرائیل با تمهید قدرتهای بزرگ آن روز جهان شکل گرفت. هشتاد سال است به راست یا دروغ احساس خطر موجودیت میکند. نه فقط به خاطر آنکه کسانی در مقابلاش مقاومت کردهاند. به این جهت که اساساً در این منطقه به نحوی مجعول برآمد. بسیاری دیگر از نظامهای سیاسی جهان مجعولاند. اما برای طبیعی شدن و بقاء تاریخی، مسیرهای متعدد و معقولی طی کردهاند. اما این نظام در این هشتاد سال یک کشور دوست در منطقه ندارد. برای حراست از خود و طبیعی شدن، هشتاد سال است میجنگد، خون میریزد، ویران میکند مثل یک غول خونخوار جنایتهای وحشتناک میکند. اینهمه را با حمایت همانها هم میکند که تاسیساش کردهاند. در این هشتاد سال جز جنگ و فریب و خشونت نیاموخته است. زنگی مست خونخوار است و البته لوس قدرتهای برتر جهان.
همزاد جنگ و خشونت و طرد دیگری، حس تحقیر و سرکوب شدگی است. اسرائیل موجودیت خود را در گسترش قلمرو سیاسی مییابد. پس هر روز به نحوی تازه احساس ترس و تحقیر در مردمان این منطقه خلق میکند. با موجودیت خود امکان زندگی متعارف سیاسی را از مردمان گرفته است. بقاء آن ممکن نیست مگر آنکه کشورهای این منطقه در امان نباشند. ما امروز قربانی میدانی هستیم که موجودیت اسرائیل در این منطقه فراهم کرده است. حتی زخمهایی که در درون متحمل میشویم، با این شر تاریخی نسبتی وثیق دارد.
ما بهانههایی برای تجاوز اسرائیل فراهم کردهایم. اما داستان از ماجرای انرژی هستهای ایران آغاز نشده است. داستان قدیمیتر از این حرفهاست. ماجرا را باید از سرآغاز واقعی آن روایت کرد.
یکی در دنیای امروز نمیپرسد این موجودیت مجعول را چگونه باید مهار و رام کرد. همه در این منطقه حتی در سطح جهان حتی در دانشگاههای آمریکا باید تنبیه و مجازات شوند، نکند مردمان این سرزمین کوچک آب در دلشان تکان بخورد. دنیای ستمکاری است. وای به حال آنکه به خاطر مشکلاتی که با نظام سیاسی ایران دارد، با کشوری همسویی کند که تا هست جز خلق نفرت و خون و تجاوز و ویرانی کار دیگری ندارد.
داوری درست و منصفانه راه را روشن میکند. هنگامی که سخن از اسرائیل است، نه فقط به نام ایران بلکه به نام مردمان این منطقه حتی به نام همه وجدانهای پاک انسانی در سراسر جهان، باید ایستاد و فریاد زد، اگر قرار بر بقاء این رژیم است، باید امکاناتی برای مهار آن فراهم گردد. همه آنها که اسرائیل را یک استثنا در عرصه جهانی کردهاند و هر چه را بر دیگران حرام است برای او حلال شمردهاند، در جنایتهای وحشتناک این نظام وحشی شراکت دارند.
وای بر ساکنان بیگناه سرزمین ایران. چهل و پنج سال است لحظات تاریخی را یک به یک تجربه میکنند و همواره در پیچهای تاریخ زیستهاند. امروز حقیقتاً یک لحظه حساس تاریخی است. راهی جز مقاومت در مقابل تجاوز اسرائیل به خاک میهن ما نیست. اما تنها یک شکل مقاومت موشک و بمب است. مقاومت اشکال پیچیدهای دارد. هر آنچه این کشور را از این پیچ مخاطرهآمیز برهاند فرم موثر و معنادار مقاومت است. تنها میزان ویرانیهای تلآویو و حیفا نشانگر مقاومت موثر نیست. شرایط امروز بازیگر پیچیده و هوشمندی را میطلبد که خطوط ناهمساز و متعددی را پیبگیرد و سرانجام با کمترین هزینه امکان رهایی از لحظههای کشنده را فراهم کند.
هر چه بر این دیار گذشت گذشت. متولیان این کشور امروز باید نهایت هوشمندی را از خود نشان دهند. سیاست یک عرصه جمعی و عمومی است، هوشمندی جز با مشارکت همگان امکانپذیر نیست. امکان خلق یک همبستگی معنادار سیاسی را با گشودن فضا برای مشارکت همه دلسوزان این وطن فراهم کنید. بگذارید همه کسانی که دلنگران خود، این سرزمین و آینده آن هستند در میدان حاضر شوند.
@dinonline
✍جواد کاشی
✔️داوری سخت است. یکی از نظام مسلط زخم دیده منتظر موفقیتهای نتانیاهو است. دیگری جانبدار نظام است، با خشم به اوضاع مینگرد و از نظام پاسخهای هر چه کوبندهتر انتظار دارد. نمیتوان داوری هم نکرد. در این منازعه وسطی وجود ندارد که بایستیم ندانم گویان سکوت کنیم. باید فاصله گرفت. برای آنکه داوری ممکن شود، فراموش کنیم کیستیم و در چه موضع سیاسی ایستادهایم. آنگاه امکان داوری پیدا میکنیم.
هشتاد سال پیش اسرائیل با تمهید قدرتهای بزرگ آن روز جهان شکل گرفت. هشتاد سال است به راست یا دروغ احساس خطر موجودیت میکند. نه فقط به خاطر آنکه کسانی در مقابلاش مقاومت کردهاند. به این جهت که اساساً در این منطقه به نحوی مجعول برآمد. بسیاری دیگر از نظامهای سیاسی جهان مجعولاند. اما برای طبیعی شدن و بقاء تاریخی، مسیرهای متعدد و معقولی طی کردهاند. اما این نظام در این هشتاد سال یک کشور دوست در منطقه ندارد. برای حراست از خود و طبیعی شدن، هشتاد سال است میجنگد، خون میریزد، ویران میکند مثل یک غول خونخوار جنایتهای وحشتناک میکند. اینهمه را با حمایت همانها هم میکند که تاسیساش کردهاند. در این هشتاد سال جز جنگ و فریب و خشونت نیاموخته است. زنگی مست خونخوار است و البته لوس قدرتهای برتر جهان.
همزاد جنگ و خشونت و طرد دیگری، حس تحقیر و سرکوب شدگی است. اسرائیل موجودیت خود را در گسترش قلمرو سیاسی مییابد. پس هر روز به نحوی تازه احساس ترس و تحقیر در مردمان این منطقه خلق میکند. با موجودیت خود امکان زندگی متعارف سیاسی را از مردمان گرفته است. بقاء آن ممکن نیست مگر آنکه کشورهای این منطقه در امان نباشند. ما امروز قربانی میدانی هستیم که موجودیت اسرائیل در این منطقه فراهم کرده است. حتی زخمهایی که در درون متحمل میشویم، با این شر تاریخی نسبتی وثیق دارد.
ما بهانههایی برای تجاوز اسرائیل فراهم کردهایم. اما داستان از ماجرای انرژی هستهای ایران آغاز نشده است. داستان قدیمیتر از این حرفهاست. ماجرا را باید از سرآغاز واقعی آن روایت کرد.
یکی در دنیای امروز نمیپرسد این موجودیت مجعول را چگونه باید مهار و رام کرد. همه در این منطقه حتی در سطح جهان حتی در دانشگاههای آمریکا باید تنبیه و مجازات شوند، نکند مردمان این سرزمین کوچک آب در دلشان تکان بخورد. دنیای ستمکاری است. وای به حال آنکه به خاطر مشکلاتی که با نظام سیاسی ایران دارد، با کشوری همسویی کند که تا هست جز خلق نفرت و خون و تجاوز و ویرانی کار دیگری ندارد.
داوری درست و منصفانه راه را روشن میکند. هنگامی که سخن از اسرائیل است، نه فقط به نام ایران بلکه به نام مردمان این منطقه حتی به نام همه وجدانهای پاک انسانی در سراسر جهان، باید ایستاد و فریاد زد، اگر قرار بر بقاء این رژیم است، باید امکاناتی برای مهار آن فراهم گردد. همه آنها که اسرائیل را یک استثنا در عرصه جهانی کردهاند و هر چه را بر دیگران حرام است برای او حلال شمردهاند، در جنایتهای وحشتناک این نظام وحشی شراکت دارند.
وای بر ساکنان بیگناه سرزمین ایران. چهل و پنج سال است لحظات تاریخی را یک به یک تجربه میکنند و همواره در پیچهای تاریخ زیستهاند. امروز حقیقتاً یک لحظه حساس تاریخی است. راهی جز مقاومت در مقابل تجاوز اسرائیل به خاک میهن ما نیست. اما تنها یک شکل مقاومت موشک و بمب است. مقاومت اشکال پیچیدهای دارد. هر آنچه این کشور را از این پیچ مخاطرهآمیز برهاند فرم موثر و معنادار مقاومت است. تنها میزان ویرانیهای تلآویو و حیفا نشانگر مقاومت موثر نیست. شرایط امروز بازیگر پیچیده و هوشمندی را میطلبد که خطوط ناهمساز و متعددی را پیبگیرد و سرانجام با کمترین هزینه امکان رهایی از لحظههای کشنده را فراهم کند.
هر چه بر این دیار گذشت گذشت. متولیان این کشور امروز باید نهایت هوشمندی را از خود نشان دهند. سیاست یک عرصه جمعی و عمومی است، هوشمندی جز با مشارکت همگان امکانپذیر نیست. امکان خلق یک همبستگی معنادار سیاسی را با گشودن فضا برای مشارکت همه دلسوزان این وطن فراهم کنید. بگذارید همه کسانی که دلنگران خود، این سرزمین و آینده آن هستند در میدان حاضر شوند.
@dinonline
Telegram
فرهیختگان
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفتوگو و خرد آغاز میشود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..
۰امام علی(ع):
«شجاعتر از خردمند، کسی نیست.»
ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin
گفتوگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..
۰امام علی(ع):
«شجاعتر از خردمند، کسی نیست.»
ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin
گفتوگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
👏13👎6❤4😁1
🔻نامهای به خانوادهی «روشنفکری دینی»
✍️فرهاد مشکور
⚠️مسئولیت گریزی و تعلل در مواجهه با بحرانهای سرونشتساز، تسلیم تفسیر مسلط شدن است.
«جایِ آن است که خون موج زَنَد در دلِ لعل
زین تَغابُن که خَزَف میشکند بازارش»
حافظ
امروز سومین روز است که اندام زخمی ایرانِ کهن در مواجهه با تجاوز نظامی اسرائیل در خاک و خون میغلتد و حال و روزمان تلخ است.
واکنش دیرهنگام یا سکوت روشنفکران متصف به صفت «دینی»، تیری به قلب دنبالکنندگان و امیدبستگان به این گفتمان نشانده است و جای دارد تا ایشان پاسخی درخور بدهند.
جریان «روشنفکری دینی» مکرراً در سپهر اندیشگی ایران موضوع انتقاد قرار گرفته است و وقت آن است تا با گوشی باز در خود و ساختارش باز بیاندیشد و اگر میخواهد جریانی پویا باقی بماند باید خود را بازآفرینی کند.
آیا بیاد دارید؟ جلال آلاحمد در «در خدمت و خیانت روشنفکران» بهروشنی به این مسئله اشاره میکند که جریان روشنفکری، مثلا در قبال غائلهی کشتار ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و تبعید روحالله خمینی، بهطرز معناداری سکوت اختیار کرد [1].
مگر از سهراب نخواندهاید؟ که در نامهای به احمدرضا احمدی نوشته است:
«ایران مادرهای خوب دارد و غذاهای خوشمزه و روشنفکران بد و دشتهای دلپذیر.»
سکوتی از این دست یک نشانه بارز از انفعال در سطح کنش است، اما میخواهم پارا کمی فراتر ببرم و وجود این امر را نشانهای از بحران در سطح معنا و مسئولیت گفتمانی بدانم.
این تعلل در واکنش، وقتی از منظری شکاکانه تحلیل شود، صورتبندی ریشهدارتری از تعلل و بعضاً غیبت روشنفکری دینی در لحظههای اضطراری فراهم میآورد.
نیچه با چشماندازگرایی خود، بر این نکته پای میفشرد که حقیقت، چیزی بیش از مجموعهای از تفسیرها نبوده و نیست. در “اراده معطوف به قدرت” مینویسد:
هیچ واقعیتی وجود ندارد؛ فقط تفسیرها وجود دارند [2].
دقت کنید به این موضع. معنای آن این است که هرگونه روایت ثابت و نهایی در جهان مورد تردید قرار خواهد گرفت. یعنی ما دیگر افق نهایی یا روایت قطعی نداریم! حالا روشنفکری که درگیر این آسیب و این افق محدود اندیشه نباشد،
نمیتواند خود را به یک دستگاه
تفسیری رسمی محدود سازد و این امر
در سطح هستیشناختی ناممکن میشود.
جای دیگری از نیچه قریب به این مضمون را میخوانیم، که:
بسیاری از ارزشهایی که انسانها بر آنها پای میفشارند، در اصل صورتهایی از تمنای قدرتاند، حتی اگر در لباس حقیقت یا اخلاق ظاهر شوند [3].
ازین منظر بجاست اگر از «روشنفکر دینی» در این افق انتظار بخواهیم در لحظات اولیهی بحران فعلی، برای آرامش و تنویر مردمان و جهتدهی سازنده به افکار توده فعال باشد و بنویسد و بپردازد… نه اینکه در مواجهه با چنین فاجعهای دچار سکوت و انفعال بشود.
گمان آن میرود که این سکوت را میتوان بخشی از تداوم همان ارزشهای تفسیری بدانیم که از ساحت نقد بیرون ماندهاند. سکوتی از این دست، ممکن است بیشتر از آنکه نشانه بیطرفی باشد، ناشی از وابستگی به افق تفسیر مسلط باشد. اگر چنین است لزوم اقدامی سریع و بازخوانی این وضعیت اضطراریاست.
میشل فوکو در گفتارهای خود درباره قدرت، بهویژه در گفتوگویی تحت عنوان «حقیقت و قدرت» تصریح میکند که:
روشنفکر موظف است مرزهای قدرت را به پرسش بکشد [4].
او از مفهومی به نام «پارِزیاسیا Parrhesia» سخن میگوید، یعنی:
شجاعت گفتن حقیقت، حتی وقتی هزینه دارد.
این به زعم من نوعی «دیالکتیتک جوانمردی» است.
از این منظر، روشنفکر دینی که در زمان هضم بحرانها و خشونتهای نهادینهشده که نیاز به نقد جدی و مسئولیتتپذیری و جوانمردی دارد تعلل میورزد، در واقع از ایفای مسئولیت پارِزیاسیا و جوانمردی پا پس میکشد. چنین روشنفکری، در لحظهای که صدای حقطلبی باید شنیده شود، در سایهی تفسیر مسلط، خود را در موضع روایتگر قدرت قرار میدهد.
فوکو روزگاری آموزاند که هرگاه گفتمان دینی یا علمی در کنار قدرتِ مسلط قرار گیرد، خطر
“تکرار”
بدون
“اندیشه انتقادی”
پدید میآید.
سخن گفتن، بهویژه در لحظه بحران، کاری از جنس فروختن سالاد کلمات نیست، فراتر از آن، مسئولیت تولید تفاوت است. منظورم این است که اگر روشنفکر دینی از این مسئولیت کناره گیرد، ساختار قدرت مجال بسط بیشتری پیدا میکند.
ژان-فرانسوا لیوتار روایتهای کلان در وضعیت پسامدرن را نقد میکند و بر این باور است که:
زمانه ما نیازمند احترام به تفاوتها و صداهای خاموش است [5].
لیوتار در اثر دیگرش، اختلاف (Le Différend)، از وضعیتی سخن میگوید که قربانیانِ روایت غالب، توان سخن گفتن در چارچوب گفتمان غالب را ندارند [6].
ادامه👇
https://t.me/farhadmashkour/506 کانال تلگرام فرهاد مشکور, [Jun 15, 2025 at 13:53]
ادامه از بالا👆
✍️فرهاد مشکور
⚠️مسئولیت گریزی و تعلل در مواجهه با بحرانهای سرونشتساز، تسلیم تفسیر مسلط شدن است.
«جایِ آن است که خون موج زَنَد در دلِ لعل
زین تَغابُن که خَزَف میشکند بازارش»
حافظ
امروز سومین روز است که اندام زخمی ایرانِ کهن در مواجهه با تجاوز نظامی اسرائیل در خاک و خون میغلتد و حال و روزمان تلخ است.
واکنش دیرهنگام یا سکوت روشنفکران متصف به صفت «دینی»، تیری به قلب دنبالکنندگان و امیدبستگان به این گفتمان نشانده است و جای دارد تا ایشان پاسخی درخور بدهند.
جریان «روشنفکری دینی» مکرراً در سپهر اندیشگی ایران موضوع انتقاد قرار گرفته است و وقت آن است تا با گوشی باز در خود و ساختارش باز بیاندیشد و اگر میخواهد جریانی پویا باقی بماند باید خود را بازآفرینی کند.
آیا بیاد دارید؟ جلال آلاحمد در «در خدمت و خیانت روشنفکران» بهروشنی به این مسئله اشاره میکند که جریان روشنفکری، مثلا در قبال غائلهی کشتار ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و تبعید روحالله خمینی، بهطرز معناداری سکوت اختیار کرد [1].
مگر از سهراب نخواندهاید؟ که در نامهای به احمدرضا احمدی نوشته است:
«ایران مادرهای خوب دارد و غذاهای خوشمزه و روشنفکران بد و دشتهای دلپذیر.»
سکوتی از این دست یک نشانه بارز از انفعال در سطح کنش است، اما میخواهم پارا کمی فراتر ببرم و وجود این امر را نشانهای از بحران در سطح معنا و مسئولیت گفتمانی بدانم.
این تعلل در واکنش، وقتی از منظری شکاکانه تحلیل شود، صورتبندی ریشهدارتری از تعلل و بعضاً غیبت روشنفکری دینی در لحظههای اضطراری فراهم میآورد.
نیچه با چشماندازگرایی خود، بر این نکته پای میفشرد که حقیقت، چیزی بیش از مجموعهای از تفسیرها نبوده و نیست. در “اراده معطوف به قدرت” مینویسد:
هیچ واقعیتی وجود ندارد؛ فقط تفسیرها وجود دارند [2].
دقت کنید به این موضع. معنای آن این است که هرگونه روایت ثابت و نهایی در جهان مورد تردید قرار خواهد گرفت. یعنی ما دیگر افق نهایی یا روایت قطعی نداریم! حالا روشنفکری که درگیر این آسیب و این افق محدود اندیشه نباشد،
نمیتواند خود را به یک دستگاه
تفسیری رسمی محدود سازد و این امر
در سطح هستیشناختی ناممکن میشود.
جای دیگری از نیچه قریب به این مضمون را میخوانیم، که:
بسیاری از ارزشهایی که انسانها بر آنها پای میفشارند، در اصل صورتهایی از تمنای قدرتاند، حتی اگر در لباس حقیقت یا اخلاق ظاهر شوند [3].
ازین منظر بجاست اگر از «روشنفکر دینی» در این افق انتظار بخواهیم در لحظات اولیهی بحران فعلی، برای آرامش و تنویر مردمان و جهتدهی سازنده به افکار توده فعال باشد و بنویسد و بپردازد… نه اینکه در مواجهه با چنین فاجعهای دچار سکوت و انفعال بشود.
گمان آن میرود که این سکوت را میتوان بخشی از تداوم همان ارزشهای تفسیری بدانیم که از ساحت نقد بیرون ماندهاند. سکوتی از این دست، ممکن است بیشتر از آنکه نشانه بیطرفی باشد، ناشی از وابستگی به افق تفسیر مسلط باشد. اگر چنین است لزوم اقدامی سریع و بازخوانی این وضعیت اضطراریاست.
میشل فوکو در گفتارهای خود درباره قدرت، بهویژه در گفتوگویی تحت عنوان «حقیقت و قدرت» تصریح میکند که:
روشنفکر موظف است مرزهای قدرت را به پرسش بکشد [4].
او از مفهومی به نام «پارِزیاسیا Parrhesia» سخن میگوید، یعنی:
شجاعت گفتن حقیقت، حتی وقتی هزینه دارد.
این به زعم من نوعی «دیالکتیتک جوانمردی» است.
از این منظر، روشنفکر دینی که در زمان هضم بحرانها و خشونتهای نهادینهشده که نیاز به نقد جدی و مسئولیتتپذیری و جوانمردی دارد تعلل میورزد، در واقع از ایفای مسئولیت پارِزیاسیا و جوانمردی پا پس میکشد. چنین روشنفکری، در لحظهای که صدای حقطلبی باید شنیده شود، در سایهی تفسیر مسلط، خود را در موضع روایتگر قدرت قرار میدهد.
فوکو روزگاری آموزاند که هرگاه گفتمان دینی یا علمی در کنار قدرتِ مسلط قرار گیرد، خطر
“تکرار”
بدون
“اندیشه انتقادی”
پدید میآید.
سخن گفتن، بهویژه در لحظه بحران، کاری از جنس فروختن سالاد کلمات نیست، فراتر از آن، مسئولیت تولید تفاوت است. منظورم این است که اگر روشنفکر دینی از این مسئولیت کناره گیرد، ساختار قدرت مجال بسط بیشتری پیدا میکند.
ژان-فرانسوا لیوتار روایتهای کلان در وضعیت پسامدرن را نقد میکند و بر این باور است که:
زمانه ما نیازمند احترام به تفاوتها و صداهای خاموش است [5].
لیوتار در اثر دیگرش، اختلاف (Le Différend)، از وضعیتی سخن میگوید که قربانیانِ روایت غالب، توان سخن گفتن در چارچوب گفتمان غالب را ندارند [6].
ادامه👇
https://t.me/farhadmashkour/506 کانال تلگرام فرهاد مشکور, [Jun 15, 2025 at 13:53]
ادامه از بالا👆
Telegram
کانال تلگرام فرهاد مشکور
ادامه از بالا👆
خانوادهی محترم روشنفکری دینی ایران:
جنگ، سرکوب، و بحرانهای انسانی، اغلب از دل همین «ناگفتنیها» سر بر میآورند. روشنفکر دینی اگر تنها با زبان تثبیتشده سنتی سخن بگوید، توان مواجهه با آن ناگفتهها را از دست میدهد.
او درون زبانی باقی میماند…
خانوادهی محترم روشنفکری دینی ایران:
جنگ، سرکوب، و بحرانهای انسانی، اغلب از دل همین «ناگفتنیها» سر بر میآورند. روشنفکر دینی اگر تنها با زبان تثبیتشده سنتی سخن بگوید، توان مواجهه با آن ناگفتهها را از دست میدهد.
او درون زبانی باقی میماند…
❤6👏3👎1