🔻نامهای به خانوادهی «روشنفکری دینی»
✍️فرهاد مشکور
⚠️مسئولیت گریزی و تعلل در مواجهه با بحرانهای سرونشتساز، تسلیم تفسیر مسلط شدن است.
«جایِ آن است که خون موج زَنَد در دلِ لعل
زین تَغابُن که خَزَف میشکند بازارش»
حافظ
امروز سومین روز است که اندام زخمی ایرانِ کهن در مواجهه با تجاوز نظامی اسرائیل در خاک و خون میغلتد و حال و روزمان تلخ است.
واکنش دیرهنگام یا سکوت روشنفکران متصف به صفت «دینی»، تیری به قلب دنبالکنندگان و امیدبستگان به این گفتمان نشانده است و جای دارد تا ایشان پاسخی درخور بدهند.
جریان «روشنفکری دینی» مکرراً در سپهر اندیشگی ایران موضوع انتقاد قرار گرفته است و وقت آن است تا با گوشی باز در خود و ساختارش باز بیاندیشد و اگر میخواهد جریانی پویا باقی بماند باید خود را بازآفرینی کند.
آیا بیاد دارید؟ جلال آلاحمد در «در خدمت و خیانت روشنفکران» بهروشنی به این مسئله اشاره میکند که جریان روشنفکری، مثلا در قبال غائلهی کشتار ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و تبعید روحالله خمینی، بهطرز معناداری سکوت اختیار کرد [1].
مگر از سهراب نخواندهاید؟ که در نامهای به احمدرضا احمدی نوشته است:
«ایران مادرهای خوب دارد و غذاهای خوشمزه و روشنفکران بد و دشتهای دلپذیر.»
سکوتی از این دست یک نشانه بارز از انفعال در سطح کنش است، اما میخواهم پارا کمی فراتر ببرم و وجود این امر را نشانهای از بحران در سطح معنا و مسئولیت گفتمانی بدانم.
این تعلل در واکنش، وقتی از منظری شکاکانه تحلیل شود، صورتبندی ریشهدارتری از تعلل و بعضاً غیبت روشنفکری دینی در لحظههای اضطراری فراهم میآورد.
نیچه با چشماندازگرایی خود، بر این نکته پای میفشرد که حقیقت، چیزی بیش از مجموعهای از تفسیرها نبوده و نیست. در “اراده معطوف به قدرت” مینویسد:
هیچ واقعیتی وجود ندارد؛ فقط تفسیرها وجود دارند [2].
دقت کنید به این موضع. معنای آن این است که هرگونه روایت ثابت و نهایی در جهان مورد تردید قرار خواهد گرفت. یعنی ما دیگر افق نهایی یا روایت قطعی نداریم! حالا روشنفکری که درگیر این آسیب و این افق محدود اندیشه نباشد،
نمیتواند خود را به یک دستگاه
تفسیری رسمی محدود سازد و این امر
در سطح هستیشناختی ناممکن میشود.
جای دیگری از نیچه قریب به این مضمون را میخوانیم، که:
بسیاری از ارزشهایی که انسانها بر آنها پای میفشارند، در اصل صورتهایی از تمنای قدرتاند، حتی اگر در لباس حقیقت یا اخلاق ظاهر شوند [3].
ازین منظر بجاست اگر از «روشنفکر دینی» در این افق انتظار بخواهیم در لحظات اولیهی بحران فعلی، برای آرامش و تنویر مردمان و جهتدهی سازنده به افکار توده فعال باشد و بنویسد و بپردازد… نه اینکه در مواجهه با چنین فاجعهای دچار سکوت و انفعال بشود.
گمان آن میرود که این سکوت را میتوان بخشی از تداوم همان ارزشهای تفسیری بدانیم که از ساحت نقد بیرون ماندهاند. سکوتی از این دست، ممکن است بیشتر از آنکه نشانه بیطرفی باشد، ناشی از وابستگی به افق تفسیر مسلط باشد. اگر چنین است لزوم اقدامی سریع و بازخوانی این وضعیت اضطراریاست.
میشل فوکو در گفتارهای خود درباره قدرت، بهویژه در گفتوگویی تحت عنوان «حقیقت و قدرت» تصریح میکند که:
روشنفکر موظف است مرزهای قدرت را به پرسش بکشد [4].
او از مفهومی به نام «پارِزیاسیا Parrhesia» سخن میگوید، یعنی:
شجاعت گفتن حقیقت، حتی وقتی هزینه دارد.
این به زعم من نوعی «دیالکتیتک جوانمردی» است.
از این منظر، روشنفکر دینی که در زمان هضم بحرانها و خشونتهای نهادینهشده که نیاز به نقد جدی و مسئولیتتپذیری و جوانمردی دارد تعلل میورزد، در واقع از ایفای مسئولیت پارِزیاسیا و جوانمردی پا پس میکشد. چنین روشنفکری، در لحظهای که صدای حقطلبی باید شنیده شود، در سایهی تفسیر مسلط، خود را در موضع روایتگر قدرت قرار میدهد.
فوکو روزگاری آموزاند که هرگاه گفتمان دینی یا علمی در کنار قدرتِ مسلط قرار گیرد، خطر
“تکرار”
بدون
“اندیشه انتقادی”
پدید میآید.
سخن گفتن، بهویژه در لحظه بحران، کاری از جنس فروختن سالاد کلمات نیست، فراتر از آن، مسئولیت تولید تفاوت است. منظورم این است که اگر روشنفکر دینی از این مسئولیت کناره گیرد، ساختار قدرت مجال بسط بیشتری پیدا میکند.
ژان-فرانسوا لیوتار روایتهای کلان در وضعیت پسامدرن را نقد میکند و بر این باور است که:
زمانه ما نیازمند احترام به تفاوتها و صداهای خاموش است [5].
لیوتار در اثر دیگرش، اختلاف (Le Différend)، از وضعیتی سخن میگوید که قربانیانِ روایت غالب، توان سخن گفتن در چارچوب گفتمان غالب را ندارند [6].
ادامه👇
https://t.me/farhadmashkour/506 کانال تلگرام فرهاد مشکور, [Jun 15, 2025 at 13:53]
ادامه از بالا👆
✍️فرهاد مشکور
⚠️مسئولیت گریزی و تعلل در مواجهه با بحرانهای سرونشتساز، تسلیم تفسیر مسلط شدن است.
«جایِ آن است که خون موج زَنَد در دلِ لعل
زین تَغابُن که خَزَف میشکند بازارش»
حافظ
امروز سومین روز است که اندام زخمی ایرانِ کهن در مواجهه با تجاوز نظامی اسرائیل در خاک و خون میغلتد و حال و روزمان تلخ است.
واکنش دیرهنگام یا سکوت روشنفکران متصف به صفت «دینی»، تیری به قلب دنبالکنندگان و امیدبستگان به این گفتمان نشانده است و جای دارد تا ایشان پاسخی درخور بدهند.
جریان «روشنفکری دینی» مکرراً در سپهر اندیشگی ایران موضوع انتقاد قرار گرفته است و وقت آن است تا با گوشی باز در خود و ساختارش باز بیاندیشد و اگر میخواهد جریانی پویا باقی بماند باید خود را بازآفرینی کند.
آیا بیاد دارید؟ جلال آلاحمد در «در خدمت و خیانت روشنفکران» بهروشنی به این مسئله اشاره میکند که جریان روشنفکری، مثلا در قبال غائلهی کشتار ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و تبعید روحالله خمینی، بهطرز معناداری سکوت اختیار کرد [1].
مگر از سهراب نخواندهاید؟ که در نامهای به احمدرضا احمدی نوشته است:
«ایران مادرهای خوب دارد و غذاهای خوشمزه و روشنفکران بد و دشتهای دلپذیر.»
سکوتی از این دست یک نشانه بارز از انفعال در سطح کنش است، اما میخواهم پارا کمی فراتر ببرم و وجود این امر را نشانهای از بحران در سطح معنا و مسئولیت گفتمانی بدانم.
این تعلل در واکنش، وقتی از منظری شکاکانه تحلیل شود، صورتبندی ریشهدارتری از تعلل و بعضاً غیبت روشنفکری دینی در لحظههای اضطراری فراهم میآورد.
نیچه با چشماندازگرایی خود، بر این نکته پای میفشرد که حقیقت، چیزی بیش از مجموعهای از تفسیرها نبوده و نیست. در “اراده معطوف به قدرت” مینویسد:
هیچ واقعیتی وجود ندارد؛ فقط تفسیرها وجود دارند [2].
دقت کنید به این موضع. معنای آن این است که هرگونه روایت ثابت و نهایی در جهان مورد تردید قرار خواهد گرفت. یعنی ما دیگر افق نهایی یا روایت قطعی نداریم! حالا روشنفکری که درگیر این آسیب و این افق محدود اندیشه نباشد،
نمیتواند خود را به یک دستگاه
تفسیری رسمی محدود سازد و این امر
در سطح هستیشناختی ناممکن میشود.
جای دیگری از نیچه قریب به این مضمون را میخوانیم، که:
بسیاری از ارزشهایی که انسانها بر آنها پای میفشارند، در اصل صورتهایی از تمنای قدرتاند، حتی اگر در لباس حقیقت یا اخلاق ظاهر شوند [3].
ازین منظر بجاست اگر از «روشنفکر دینی» در این افق انتظار بخواهیم در لحظات اولیهی بحران فعلی، برای آرامش و تنویر مردمان و جهتدهی سازنده به افکار توده فعال باشد و بنویسد و بپردازد… نه اینکه در مواجهه با چنین فاجعهای دچار سکوت و انفعال بشود.
گمان آن میرود که این سکوت را میتوان بخشی از تداوم همان ارزشهای تفسیری بدانیم که از ساحت نقد بیرون ماندهاند. سکوتی از این دست، ممکن است بیشتر از آنکه نشانه بیطرفی باشد، ناشی از وابستگی به افق تفسیر مسلط باشد. اگر چنین است لزوم اقدامی سریع و بازخوانی این وضعیت اضطراریاست.
میشل فوکو در گفتارهای خود درباره قدرت، بهویژه در گفتوگویی تحت عنوان «حقیقت و قدرت» تصریح میکند که:
روشنفکر موظف است مرزهای قدرت را به پرسش بکشد [4].
او از مفهومی به نام «پارِزیاسیا Parrhesia» سخن میگوید، یعنی:
شجاعت گفتن حقیقت، حتی وقتی هزینه دارد.
این به زعم من نوعی «دیالکتیتک جوانمردی» است.
از این منظر، روشنفکر دینی که در زمان هضم بحرانها و خشونتهای نهادینهشده که نیاز به نقد جدی و مسئولیتتپذیری و جوانمردی دارد تعلل میورزد، در واقع از ایفای مسئولیت پارِزیاسیا و جوانمردی پا پس میکشد. چنین روشنفکری، در لحظهای که صدای حقطلبی باید شنیده شود، در سایهی تفسیر مسلط، خود را در موضع روایتگر قدرت قرار میدهد.
فوکو روزگاری آموزاند که هرگاه گفتمان دینی یا علمی در کنار قدرتِ مسلط قرار گیرد، خطر
“تکرار”
بدون
“اندیشه انتقادی”
پدید میآید.
سخن گفتن، بهویژه در لحظه بحران، کاری از جنس فروختن سالاد کلمات نیست، فراتر از آن، مسئولیت تولید تفاوت است. منظورم این است که اگر روشنفکر دینی از این مسئولیت کناره گیرد، ساختار قدرت مجال بسط بیشتری پیدا میکند.
ژان-فرانسوا لیوتار روایتهای کلان در وضعیت پسامدرن را نقد میکند و بر این باور است که:
زمانه ما نیازمند احترام به تفاوتها و صداهای خاموش است [5].
لیوتار در اثر دیگرش، اختلاف (Le Différend)، از وضعیتی سخن میگوید که قربانیانِ روایت غالب، توان سخن گفتن در چارچوب گفتمان غالب را ندارند [6].
ادامه👇
https://t.me/farhadmashkour/506 کانال تلگرام فرهاد مشکور, [Jun 15, 2025 at 13:53]
ادامه از بالا👆
Telegram
کانال تلگرام فرهاد مشکور
ادامه از بالا👆
خانوادهی محترم روشنفکری دینی ایران:
جنگ، سرکوب، و بحرانهای انسانی، اغلب از دل همین «ناگفتنیها» سر بر میآورند. روشنفکر دینی اگر تنها با زبان تثبیتشده سنتی سخن بگوید، توان مواجهه با آن ناگفتهها را از دست میدهد.
او درون زبانی باقی میماند…
خانوادهی محترم روشنفکری دینی ایران:
جنگ، سرکوب، و بحرانهای انسانی، اغلب از دل همین «ناگفتنیها» سر بر میآورند. روشنفکر دینی اگر تنها با زبان تثبیتشده سنتی سخن بگوید، توان مواجهه با آن ناگفتهها را از دست میدهد.
او درون زبانی باقی میماند…
❤6👏3👎1
...
جنگ، سرکوب، و بحرانهای انسانی، اغلب از دل همین «ناگفتنیها» سر بر میآورند. روشنفکر دینی اگر تنها با زبان تثبیتشده سنتی سخن بگوید، توان مواجهه با آن ناگفتهها را از دست میدهد.
او درون زبانی باقی میماند که قادر به بیان رنجهای بیواسطه نیست. در این موقعیت، سکوت روشنفکر، معادل بستن راه بر گشودگی معنایی و پذیرش تفاوتهاست.
لیوتار بر آن است که تنها راه عدالت، توجه به همین تفاوتها و امکانبخشی به گفتارهای بیرونافتاده از نظم مسلط است. فقدان این حساسیت، روشنفکری را به تکرارگر گفتمان رسمی تبدیل میکند.
نوام چامسکی در مقاله مشهور خود “مسئولیت روشنفکران”، با بیانی رسا مینویسد:
وظیفه روشنفکران این است که حقیقت را بگویند و دروغ را رسوا سازند [7].
اگر روشنفکر دینی در لحظه جنگ یا تجاوز، وارد گفتار انتقادی نشود و از این وظیفه چشمپوشی کند، هم از درک روشنفکری بدور مانده و هم در بازخوانی دینیاش دچار نقصان گشته و اخلاق را وانهاده. تعلل در موضعگیری، بهخصوص در بحرانهایی با این ابعاد انسانی، به معنای ترک گفتوگوست.
گفتمان روشنفکرانه تنها زمانی قدرت تحول دارد که با عافیتسوزی همراه باشد و با پرسشهای دشوار مواجه شود، و از تکرار گزارههای پذیرفتهشده پرهیز کند.
بیپاسخگذاشتن مسئله، تسلیم گفتمان مسلط شدن است. مرعوب شدن است. مسئولیت گفتمانی روشنفکر، تولید فضا برای اندیشیدن به بدیلهاست. این فضا در فقدان کنش روشنفکرانه، از دست میرود. زمانی برای این کار باقی نیست…
خانوادهی روشنفکری دینی اگر بخواهد مدعی تبار خردورزی و عدالتخواهی باشد، نمیتواند از بزنگاههایی چون جنگ و بحران اخلاقی کنار بایستد و تعلل بورزد. تعهد روشنفکری مستلزم خطر کردن و دل به دریای مواجزدن است. افق اندیشهی امروز ایران جای تردید کردن نیست، و زمانه، زمانهی گشودن راه برای صداهایی است که گفتمان رسمی نادیده گرفته است. به نزد من این وظیفه با گفتن، با خطرکردن، و با بیقراری در برابر کلیشهها معنا مییابد.
سکوت روشنفکر، هر سکوتی نیست؛ مشارکت در تثبیت قدرتهای بیپاسخ است. جامعهای که در آن روشنفکران از بحران فاصله بگیرند، بهسوی خاموشی معنا پیش میرود. شمع معناپرورری را باید فروزان نگه داشت.
هامبورگ
۲۵ خرداد ۱۴۰۴
———-
منابع:
1. جلال آلاحمد، در خدمت و خیانت روشنفکران، تهران: رواق، ۱۳۵۶.
2. Nietzsche, Friedrich. The Will to Power. Trans. Walter Kaufmann and R. J. Hollingdale. New York: Vintage, 1968.
3. Nietzsche, Friedrich. On the Genealogy of Morals. Trans. Walter Kaufmann. New York: Vintage Books, 1989.
4. Foucault, Michel. Truth and Power, in Power/Knowledge: Selected Interviews and Other Writings 1972–1977, Ed. Colin Gordon. Pantheon Books, 1980.
5. Lyotard, Jean-François. The Postmodern Condition: A Report on Knowledge. Trans. Geoff Bennington and Brian Massumi. University of Minnesota Press, 1984.
6. Lyotard, Jean-François. The Differend: Phrases in Dispute. Trans. Georges Van Den Abbeele. University of Minnesota Press, 1988.
7. Chomsky, Noam. “The Responsibility of Intellectuals,” The New York Review of Books, 1967.
جنگ، سرکوب، و بحرانهای انسانی، اغلب از دل همین «ناگفتنیها» سر بر میآورند. روشنفکر دینی اگر تنها با زبان تثبیتشده سنتی سخن بگوید، توان مواجهه با آن ناگفتهها را از دست میدهد.
او درون زبانی باقی میماند که قادر به بیان رنجهای بیواسطه نیست. در این موقعیت، سکوت روشنفکر، معادل بستن راه بر گشودگی معنایی و پذیرش تفاوتهاست.
لیوتار بر آن است که تنها راه عدالت، توجه به همین تفاوتها و امکانبخشی به گفتارهای بیرونافتاده از نظم مسلط است. فقدان این حساسیت، روشنفکری را به تکرارگر گفتمان رسمی تبدیل میکند.
نوام چامسکی در مقاله مشهور خود “مسئولیت روشنفکران”، با بیانی رسا مینویسد:
وظیفه روشنفکران این است که حقیقت را بگویند و دروغ را رسوا سازند [7].
اگر روشنفکر دینی در لحظه جنگ یا تجاوز، وارد گفتار انتقادی نشود و از این وظیفه چشمپوشی کند، هم از درک روشنفکری بدور مانده و هم در بازخوانی دینیاش دچار نقصان گشته و اخلاق را وانهاده. تعلل در موضعگیری، بهخصوص در بحرانهایی با این ابعاد انسانی، به معنای ترک گفتوگوست.
گفتمان روشنفکرانه تنها زمانی قدرت تحول دارد که با عافیتسوزی همراه باشد و با پرسشهای دشوار مواجه شود، و از تکرار گزارههای پذیرفتهشده پرهیز کند.
بیپاسخگذاشتن مسئله، تسلیم گفتمان مسلط شدن است. مرعوب شدن است. مسئولیت گفتمانی روشنفکر، تولید فضا برای اندیشیدن به بدیلهاست. این فضا در فقدان کنش روشنفکرانه، از دست میرود. زمانی برای این کار باقی نیست…
خانوادهی روشنفکری دینی اگر بخواهد مدعی تبار خردورزی و عدالتخواهی باشد، نمیتواند از بزنگاههایی چون جنگ و بحران اخلاقی کنار بایستد و تعلل بورزد. تعهد روشنفکری مستلزم خطر کردن و دل به دریای مواجزدن است. افق اندیشهی امروز ایران جای تردید کردن نیست، و زمانه، زمانهی گشودن راه برای صداهایی است که گفتمان رسمی نادیده گرفته است. به نزد من این وظیفه با گفتن، با خطرکردن، و با بیقراری در برابر کلیشهها معنا مییابد.
سکوت روشنفکر، هر سکوتی نیست؛ مشارکت در تثبیت قدرتهای بیپاسخ است. جامعهای که در آن روشنفکران از بحران فاصله بگیرند، بهسوی خاموشی معنا پیش میرود. شمع معناپرورری را باید فروزان نگه داشت.
هامبورگ
۲۵ خرداد ۱۴۰۴
———-
منابع:
1. جلال آلاحمد، در خدمت و خیانت روشنفکران، تهران: رواق، ۱۳۵۶.
2. Nietzsche, Friedrich. The Will to Power. Trans. Walter Kaufmann and R. J. Hollingdale. New York: Vintage, 1968.
3. Nietzsche, Friedrich. On the Genealogy of Morals. Trans. Walter Kaufmann. New York: Vintage Books, 1989.
4. Foucault, Michel. Truth and Power, in Power/Knowledge: Selected Interviews and Other Writings 1972–1977, Ed. Colin Gordon. Pantheon Books, 1980.
5. Lyotard, Jean-François. The Postmodern Condition: A Report on Knowledge. Trans. Geoff Bennington and Brian Massumi. University of Minnesota Press, 1984.
6. Lyotard, Jean-François. The Differend: Phrases in Dispute. Trans. Georges Van Den Abbeele. University of Minnesota Press, 1988.
7. Chomsky, Noam. “The Responsibility of Intellectuals,” The New York Review of Books, 1967.
❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 دعای کودک فلسطینی هنگام عبور موشکهای ایرانی از آسمان فلسطین: خدایا موشکهای ایرانی به هدف بخورد!
🆔 @dinonline
🆔 @dinonline
❤30😢8👎3👍2🔥2😁2
🔻 ایرانی "ماندن" پس از تجاوز اسرائیل به ایران
با حضور یاسر میردامادی
به میزبانی نورا نوریصفت
امشب ۲۶ خرداد ساعت ۲۱ به وقت تهران
۱۶ ژوئن ۲۰۲۵، / شش و نیم عصر به وقت لندن
از صفحه اینستاگرام دینآنلاین
https://www.instagram.com/dinonline
🆔 @dinonline
با حضور یاسر میردامادی
به میزبانی نورا نوریصفت
امشب ۲۶ خرداد ساعت ۲۱ به وقت تهران
۱۶ ژوئن ۲۰۲۵، / شش و نیم عصر به وقت لندن
از صفحه اینستاگرام دینآنلاین
https://www.instagram.com/dinonline
🆔 @dinonline
❤8😁4
🔻دل در گرو این آب و خاک
✍سروش دباغ
«کِی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد.» این سطور را با اندوه و نگرانی بسیار در حالی مینویسم که دور سوم حملۀ موشکی ایران در پاسخ به تجاوز غیر قانونی اسرائیل به خاک کشور عزیزمان آغاز شده و 120 موشک بالستیک ایرانی به سوی مناطق مختلف اسرائیل پرتاب شده است.
جنایات اسرائیل در روزهای اخیر، در حملۀ مستقیم به تاسیسات هسته ای و زیرساختهای غیرنظامی ایران تحت لوای «حملۀ پیش دستانه» که تاکنون 128 کشته و 900 زخمی بر جای گذاشته، فاقد هرگونه توجیه حقوقی و اخلاقی است. در حالیکه ایران برای دور ششم مذاکرات آماده می شد، آمریکا پیمان شکنی و فریبکاری کرد و عرصه را برای یورشِ ارتش اسرائیل به سرزمین ایران فراهم کرد. حمله به شهروندان و زیر ساختهای یک کشور و کشتنِ مردمان بی پناه و بیدفاع، نقض آشکار کنوانسیون های بین المللی است.
به نزد من، در شرایط کنونی، فارغ از مواضع و نگرش های سیاسی، بر یکایک ما ایرانیانی که دل در گروی این آب و خاک داریم و دلمشغول تمامیت ارضی کشوریم، فریضه است که حملۀ دولت اسرائیل به خاک کشورمان را آشکارا و با صراحت محکوم کنیم.
جمهوری اسلامی تاکنون توان بازدارندگی خود را نشان داده، اکنون زمان آن است که در اولین فرصت آتش بس شود و به میز مذاکره باز گردیم؛ پیش از آنکه «ایران ویران شود» و جانهای بیشتری به مسلخ برود و کشوری برای ساختن بر جای نماند.
مشیِ جماعتی که در این وضعیت خطیر بر طبل جنگ میکوبند و شعار خانمانسوز «بجنگ تا بجنگیم» سر می دهند، نسبتی با تدبیر، دوراندیشی و عقلانیت سیاسی ندارد و کمکی به انسجام ملی نمیکند. امروز بیش از همیشه نیازمند ایرانی هستیم که باشد و بپاید و بر جای بماند.
از سوی دیگر، امید بستن به اسرائیل و غرب در این میانه جهت حل مشکلات عمیقی که در داخل کشور با آن دست و پنجه نرم می کنیم نیز نشانۀ نوعی سادهانگاری در فهم مناسبات بینالملل است. آلمان، در مقام یکی از قدرتهای اروپایی، سال گذشته 500 میلیون یورو تسلیحات در اختیار اسرائیل قرار داده است؛ و بریتانیا، همزمان با افزایش تنش، جنگندههایی در حمایت از این تجاوز ارسال کرده است. مشخص است که در میدانِ جنگ نابرابر و ناعادلانۀ میان ایران و اسرائیل، این کشورها کجا ایستادهاند و خواهند ایستاد. حل معضلات خرد و درشت ایران، تنها بهدست خودِ ایرانیان میسر میشود و لا غیر. چشم امید به کشورهای دیگر داشتن و بدانها دخیل بستن، هیچ گرهی از کار فروبستۀ ما نمی گشاید.
مواضع نگارنده نسبت به تنگنظریهای عقیدتی- حقوقی طی یک دهه گذشته آشکار است و بی نیاز از توضیح. در کتاب “راهِ طینشده”، مبسوط در این باب نوشته و تصویری از گیر و گرفت ها و رنج های الاهیاتی- سیاسیِ ایرانیان در روزگار کنونی بدست داده و از راهکار «گذار طلبی» و گذار امن خشونت پرهیز برای عبور از انسداد سیاسی موجود، پرده بر گرفتهام.
به رغم پرداختِ هزینۀ سیاسیِ فردی و خانوادگی طی دهه های اخیر و رنج بسیاری که متحمل شده ام ( نظیر دیگر هموطنان)؛ وضع و حال کنونی مملکت ایجاب می کند که در کسوت یک ایرانیِ میهن دوست، از تمامیت ارضی و یکپارچگی سرزمینیِ خود، تمام قد دفاع کنم و تمام ایرانیان را نیز بدین مهم دعوت کنم.
شرمندگی ابدی بماند برای هموطنان و همزبانانی که به سبب بغضی که از جمهوری اسلامی دارند؛ توان تفکیک میان ملیت و تمامیت ارضیِ مملکت خود با نظام سیاسی مستقرّ را ندارند، یا تجاهل میکنند و خود را به ندانستن می زنند و از کشته شدنِ هموطنان و ویران گشتن سرزمین مادریِ خود ابراز خوشحالی میکنند و دانسته یا دانسته در زمین دشمنِ قسم خوردۀ این مرز و بوم بازی میکنند..
مچنین باید عمیقا تاسف خورد به حال رسانۀ فارسی زبانی که در این ایام که « ز منجنیق فلک سنگ فتنه می بارد»، آسوگیرانه و مغرضانه به منافع ملی پشت کرده، وطن فروشی پیشه کرده و در کسوت تبلیغ و ارج نهادنِ به دشمنانِ این ملک و ملت ظاهر شده:
جای آن است که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که خزف می شکند بازارش
🆔 @dinonline
✍سروش دباغ
«کِی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد.» این سطور را با اندوه و نگرانی بسیار در حالی مینویسم که دور سوم حملۀ موشکی ایران در پاسخ به تجاوز غیر قانونی اسرائیل به خاک کشور عزیزمان آغاز شده و 120 موشک بالستیک ایرانی به سوی مناطق مختلف اسرائیل پرتاب شده است.
جنایات اسرائیل در روزهای اخیر، در حملۀ مستقیم به تاسیسات هسته ای و زیرساختهای غیرنظامی ایران تحت لوای «حملۀ پیش دستانه» که تاکنون 128 کشته و 900 زخمی بر جای گذاشته، فاقد هرگونه توجیه حقوقی و اخلاقی است. در حالیکه ایران برای دور ششم مذاکرات آماده می شد، آمریکا پیمان شکنی و فریبکاری کرد و عرصه را برای یورشِ ارتش اسرائیل به سرزمین ایران فراهم کرد. حمله به شهروندان و زیر ساختهای یک کشور و کشتنِ مردمان بی پناه و بیدفاع، نقض آشکار کنوانسیون های بین المللی است.
به نزد من، در شرایط کنونی، فارغ از مواضع و نگرش های سیاسی، بر یکایک ما ایرانیانی که دل در گروی این آب و خاک داریم و دلمشغول تمامیت ارضی کشوریم، فریضه است که حملۀ دولت اسرائیل به خاک کشورمان را آشکارا و با صراحت محکوم کنیم.
جمهوری اسلامی تاکنون توان بازدارندگی خود را نشان داده، اکنون زمان آن است که در اولین فرصت آتش بس شود و به میز مذاکره باز گردیم؛ پیش از آنکه «ایران ویران شود» و جانهای بیشتری به مسلخ برود و کشوری برای ساختن بر جای نماند.
مشیِ جماعتی که در این وضعیت خطیر بر طبل جنگ میکوبند و شعار خانمانسوز «بجنگ تا بجنگیم» سر می دهند، نسبتی با تدبیر، دوراندیشی و عقلانیت سیاسی ندارد و کمکی به انسجام ملی نمیکند. امروز بیش از همیشه نیازمند ایرانی هستیم که باشد و بپاید و بر جای بماند.
از سوی دیگر، امید بستن به اسرائیل و غرب در این میانه جهت حل مشکلات عمیقی که در داخل کشور با آن دست و پنجه نرم می کنیم نیز نشانۀ نوعی سادهانگاری در فهم مناسبات بینالملل است. آلمان، در مقام یکی از قدرتهای اروپایی، سال گذشته 500 میلیون یورو تسلیحات در اختیار اسرائیل قرار داده است؛ و بریتانیا، همزمان با افزایش تنش، جنگندههایی در حمایت از این تجاوز ارسال کرده است. مشخص است که در میدانِ جنگ نابرابر و ناعادلانۀ میان ایران و اسرائیل، این کشورها کجا ایستادهاند و خواهند ایستاد. حل معضلات خرد و درشت ایران، تنها بهدست خودِ ایرانیان میسر میشود و لا غیر. چشم امید به کشورهای دیگر داشتن و بدانها دخیل بستن، هیچ گرهی از کار فروبستۀ ما نمی گشاید.
مواضع نگارنده نسبت به تنگنظریهای عقیدتی- حقوقی طی یک دهه گذشته آشکار است و بی نیاز از توضیح. در کتاب “راهِ طینشده”، مبسوط در این باب نوشته و تصویری از گیر و گرفت ها و رنج های الاهیاتی- سیاسیِ ایرانیان در روزگار کنونی بدست داده و از راهکار «گذار طلبی» و گذار امن خشونت پرهیز برای عبور از انسداد سیاسی موجود، پرده بر گرفتهام.
به رغم پرداختِ هزینۀ سیاسیِ فردی و خانوادگی طی دهه های اخیر و رنج بسیاری که متحمل شده ام ( نظیر دیگر هموطنان)؛ وضع و حال کنونی مملکت ایجاب می کند که در کسوت یک ایرانیِ میهن دوست، از تمامیت ارضی و یکپارچگی سرزمینیِ خود، تمام قد دفاع کنم و تمام ایرانیان را نیز بدین مهم دعوت کنم.
شرمندگی ابدی بماند برای هموطنان و همزبانانی که به سبب بغضی که از جمهوری اسلامی دارند؛ توان تفکیک میان ملیت و تمامیت ارضیِ مملکت خود با نظام سیاسی مستقرّ را ندارند، یا تجاهل میکنند و خود را به ندانستن می زنند و از کشته شدنِ هموطنان و ویران گشتن سرزمین مادریِ خود ابراز خوشحالی میکنند و دانسته یا دانسته در زمین دشمنِ قسم خوردۀ این مرز و بوم بازی میکنند..
مچنین باید عمیقا تاسف خورد به حال رسانۀ فارسی زبانی که در این ایام که « ز منجنیق فلک سنگ فتنه می بارد»، آسوگیرانه و مغرضانه به منافع ملی پشت کرده، وطن فروشی پیشه کرده و در کسوت تبلیغ و ارج نهادنِ به دشمنانِ این ملک و ملت ظاهر شده:
جای آن است که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که خزف می شکند بازارش
🆔 @dinonline
👍10👎5❤2
Forwarded from DinOnline دینآنلاین
🔻 ایرانی "ماندن" پس از تجاوز اسرائیل به ایران
با حضور یاسر میردامادی
به میزبانی نورا نوریصفت
امشب ۲۶ خرداد ساعت ۲۱ به وقت تهران
۱۶ ژوئن ۲۰۲۵، / شش و نیم عصر به وقت لندن
از صفحه اینستاگرام دینآنلاین
https://www.instagram.com/dinonline
🆔 @dinonline
با حضور یاسر میردامادی
به میزبانی نورا نوریصفت
امشب ۲۶ خرداد ساعت ۲۱ به وقت تهران
۱۶ ژوئن ۲۰۲۵، / شش و نیم عصر به وقت لندن
از صفحه اینستاگرام دینآنلاین
https://www.instagram.com/dinonline
🆔 @dinonline
👌4😁3❤2👍1👎1
🔻اخلاقِ دادخواهی، مام وطن: خانهات آتش بگیرد چه میکنی؟
✍فرهاد شفتی
✔️انسان موجود پیچیدهای است، و این پیچیدگیِ او چندین برابر میشود هنگامی که احساس ظلم کند. در این ایام که این مرز و بوم مورد تهاجم بیرحمانه و وحشیانهٔ خارجی قرار گرفته است، آن هم توسط رژیم اسراییل، حکومت نسلکشی که تاکنون جان بیش از شصتهزار نفر بیگناه را در غزه گرفته است، بسیاری از ما به نحوی و به شکلی در مقام دادخواهی قرار گرفتهایم. بعضی سعی میکنند به مراجع بینالمللی یا محلیِ خارج از ایران نامه بنویسند، بعضی بیانیه میدهند، و در حداقلترین شکل ممکن بسیاری نیز پیام دادخواهی و دادرسی خود را به صورت درددلی یا اعتراضی در رسانههای اجتماعی همرسان میکنند.
این یادداشت کوتاه را در دو بخش مینویسم. نخست چند نکتهٔ کوتاه دربارهٔ اخلاق دادخواهی را به طور گذرا و «جنگی» با خوانندهٔ این متن در میان میگذارم. سپس متنی را که برای جمع کوچکی نوشته بودم که نه دادخواهی بلکه درددلی است، در اینجا نیز میگذارم شاید که بر دلی زخمهٔ خوشآیندی زند.
📎 پيوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45222/
🆔 @dinonline
✍فرهاد شفتی
✔️انسان موجود پیچیدهای است، و این پیچیدگیِ او چندین برابر میشود هنگامی که احساس ظلم کند. در این ایام که این مرز و بوم مورد تهاجم بیرحمانه و وحشیانهٔ خارجی قرار گرفته است، آن هم توسط رژیم اسراییل، حکومت نسلکشی که تاکنون جان بیش از شصتهزار نفر بیگناه را در غزه گرفته است، بسیاری از ما به نحوی و به شکلی در مقام دادخواهی قرار گرفتهایم. بعضی سعی میکنند به مراجع بینالمللی یا محلیِ خارج از ایران نامه بنویسند، بعضی بیانیه میدهند، و در حداقلترین شکل ممکن بسیاری نیز پیام دادخواهی و دادرسی خود را به صورت درددلی یا اعتراضی در رسانههای اجتماعی همرسان میکنند.
این یادداشت کوتاه را در دو بخش مینویسم. نخست چند نکتهٔ کوتاه دربارهٔ اخلاق دادخواهی را به طور گذرا و «جنگی» با خوانندهٔ این متن در میان میگذارم. سپس متنی را که برای جمع کوچکی نوشته بودم که نه دادخواهی بلکه درددلی است، در اینجا نیز میگذارم شاید که بر دلی زخمهٔ خوشآیندی زند.
📎 پيوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45222/
🆔 @dinonline
دینآنلاین
اخلاقِ دادخواهی، مام وطن: خانهات آتش بگیرد چه میکنی؟
فرهاد شفتی: انسان موجود پیچیدهای است، و این پیچیدگیِ او چندین برابر میشود هنگامی که احساس ظلم کند. در این ایام که این مرز و بوم مورد تهاجم بیرحمانه و وحشیانهٔ خارجی قرار گرفته است، آن هم توسط رژیم اسراییل، حکومت نسلکشی که تاکنون جان بیش از شصتهزار نفر…
👍8👎3❤1
DinOnline دینآنلاین
🔻 ایرانی "ماندن" پس از تجاوز اسرائیل به ایران با حضور یاسر میردامادی به میزبانی نورا نوریصفت امشب ۲۶ خرداد ساعت ۲۱ به وقت تهران ۱۶ ژوئن ۲۰۲۵، / شش و نیم عصر به وقت لندن از صفحه اینستاگرام دینآنلاین https://www.instagram.com/dinonline 🆔 @dinonline
ایرانی_ماندن_باحضور_یاسر_میردامادی
<unknown>
🔻 ایرانی "ماندن" پس از تجاوز اسرائیل به ایران
با حضور یاسر میردامادی
به میزبانی نورا نوریصفت
تماشای این برنامه از صفحه اینستاگرام دینآنلاین
تماشای این برنامه در کانال یوتیوب دینآنلاین
🆔 @dinonline
با حضور یاسر میردامادی
به میزبانی نورا نوریصفت
تماشای این برنامه از صفحه اینستاگرام دینآنلاین
تماشای این برنامه در کانال یوتیوب دینآنلاین
🆔 @dinonline
❤7👎4👍2😁1
🌱 پویش دینآنلاین آغاز شد 🌱
در این روزها که هر وجب از این سرزمین روایت هزار سالهای از فرهنگ، ایمان و زیستن دارد؛
ما هم میخواهیم روایتهای کوچک اما پرمعنای خودمان را از “ایرانِ امروز” ثبت کنیم.
شما هم به ما بپیوندید؛ روایت کوتاهتان را از «این خاک» بنویسید یا بگویید.
یک تصویر، یک جمله، یک خاطره…
📌 با هشتگ
#این_خاک_خاک_ماست
منتظر روایتهای شما هستیم 🌾
🆔 @dinonline
در این روزها که هر وجب از این سرزمین روایت هزار سالهای از فرهنگ، ایمان و زیستن دارد؛
ما هم میخواهیم روایتهای کوچک اما پرمعنای خودمان را از “ایرانِ امروز” ثبت کنیم.
شما هم به ما بپیوندید؛ روایت کوتاهتان را از «این خاک» بنویسید یا بگویید.
یک تصویر، یک جمله، یک خاطره…
📌 با هشتگ
#این_خاک_خاک_ماست
منتظر روایتهای شما هستیم 🌾
🆔 @dinonline
❤11👍3👎1
Forwarded from پروا
ایرانیتر!*
1. سال 1380 که در رشته فیزیک (گرایش هستهای) تحصیل میکردم دوستی داشتم که الاهیات میخواند و افغان بود. به خاطر ندارم که خودش در ایران متولد شده بود یا پس از تولد به دلیل تحولات افغانستان همراه خانوادهاش مجبور شده بود راهی ایران شود. به هر حال افغان بود و مثل همۀ افغانهایی که دیده بودم وطنش را دوست داشت و دلتنگ وطنش بود و با لهجه زیبای فارسی دری گاه از دلتنگیهایش میگفت و مرا شیفتۀ فارسی زیبایش میکرد.
2. اما فقط دلتنگ وطنش نبود. شدیداً دغدغۀ وطنش را داشت. به همراه خواهرش که پرستاری خوانده بود در قم مؤسسهای داشتند و به مهاجران افغان کامپیوتر و زبان انگلیسی آموزش میدادند تا اگر روزی در کشورشان صلح شد با دست پر به افغانستان برگردند و کشورشان را بسازند. مدام به من اصرار میکرد به مؤسسه ما بیا و تو هم زبان و کامپیوتر یاد بگیر. اما من سودای فلسفه، ادبیات و روانشناسی در سر داشتم. با اصرار او، روزی که مؤسسه آنها با مؤسسهای مشابه مسابقه داشتند رفتم و فعالیتهایشان را از نزدیک دیدم؛ خانهای قدیمی و کاهگِلی در بافت قدیمی قم که به مؤسسه تبدیل کرده بودند و در آن به آموزش مهاجران مشغول بودند. آن روز با دیدن آن همه سختکوشی و امید، برای اولین بار از ایرانیبودن خودم خجالت کشیدم!
3. با یورش ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا در سال ۱۳۸۰ (2001) و سرنگونی طالبان و استقرار دولت جدید و برقراری نسبی صلح، سرانجام در سال 1382، که من از فیزیک انصراف داده بودم و به تحصیل فلسفه مشغول، دوستم به افغانستان برگشت و کارمند سازمان ملل شد. پس از چند سال به سوئد رفت و در دو رشته سیاست و حقوق ادامه تحصیل داد و سرانجام به استرالیا مهاجرت کرد و در آنجا وکیل مهاجرت شد.
4. دیروز پیام داد و احوالم را پرسید. نگران ایران بود. شاید چون وطن دومش بود! از جنگ گفتیم و از پیامدهای جنگ و آرزوی هرچه زودتر تمامشدنش. به او گفتم تفاوت این جنگ با بسیاری جنگهای دیگر این است که پیامدها پیشخور شده است. در واقع جنگ زودتر از اینها شروع شده بود و پیامدهای خودش را نشان داده بود و حالا فقط صورت نظامی به خود گرفته است. میلیونها ایرانی چندین سال است که وطنشان را ترک کردهاند و هر یک در گوشهای از دنیا آوارگی و بیوطنی را تجربه میکنند. حتی پیامدهای اقتصادی که معمولاً مدتی پس از جنگ نظامی خود را نشان میدهد در ایران سالهاست با اعمال تحریمها و... نمایان شده است.
5. سوگمندانه گفت: «سازمان ملل از زمان ترامپ بسیار ضعیف شده. خیلی از پروژهها از بین رفته یا به حالت تعلیق درآمده و از نقش سازمان ملل در امور دیپلماتیک هم بسیار کاسته شده است. دولت ایران اگر حمایت مردمی مؤثرتری داشت وضعیت فرق میکرد. همه دوستان ایرانی من در اینجا (استرالیا) از حمله اسرائیل خوشحالاند! چون فکر میکنند حکومت تغییر میکند! حتی این نظر را در اخبار استرالیا دیدم. به نظر من جای تأسف است».
6. او از ما ایرانیتر است و من از ایرانیبودن خودم شرمسار که چرا گروهی از هموطنانم سمت وطنشان نمیایستند و از سر دشمنی با حکومت برای نابودی وطن دستافشانی میکنند.
7. ایرانی بمانیم تا ایران بماند!
زینب صالحی
کارشناس ارشد فلسفه اخلاق
*ایرانیتر: عنوان کتابی از نهال تجدد، نویسنده و پژوهشگر ایرانی و همسر ژان کلود کرییر فرانسوی، که در آن نویسنده معتقد است همسر فرانسویاش با کشش عمیق به فرهنگ ایرانی، او را بیش از پیش با ریشههای ایرانیاش آشنا کرده است.
#این_خاک_خاک_ماست
@parvaparsa
https://t.me/parvazzss2
1. سال 1380 که در رشته فیزیک (گرایش هستهای) تحصیل میکردم دوستی داشتم که الاهیات میخواند و افغان بود. به خاطر ندارم که خودش در ایران متولد شده بود یا پس از تولد به دلیل تحولات افغانستان همراه خانوادهاش مجبور شده بود راهی ایران شود. به هر حال افغان بود و مثل همۀ افغانهایی که دیده بودم وطنش را دوست داشت و دلتنگ وطنش بود و با لهجه زیبای فارسی دری گاه از دلتنگیهایش میگفت و مرا شیفتۀ فارسی زیبایش میکرد.
2. اما فقط دلتنگ وطنش نبود. شدیداً دغدغۀ وطنش را داشت. به همراه خواهرش که پرستاری خوانده بود در قم مؤسسهای داشتند و به مهاجران افغان کامپیوتر و زبان انگلیسی آموزش میدادند تا اگر روزی در کشورشان صلح شد با دست پر به افغانستان برگردند و کشورشان را بسازند. مدام به من اصرار میکرد به مؤسسه ما بیا و تو هم زبان و کامپیوتر یاد بگیر. اما من سودای فلسفه، ادبیات و روانشناسی در سر داشتم. با اصرار او، روزی که مؤسسه آنها با مؤسسهای مشابه مسابقه داشتند رفتم و فعالیتهایشان را از نزدیک دیدم؛ خانهای قدیمی و کاهگِلی در بافت قدیمی قم که به مؤسسه تبدیل کرده بودند و در آن به آموزش مهاجران مشغول بودند. آن روز با دیدن آن همه سختکوشی و امید، برای اولین بار از ایرانیبودن خودم خجالت کشیدم!
3. با یورش ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا در سال ۱۳۸۰ (2001) و سرنگونی طالبان و استقرار دولت جدید و برقراری نسبی صلح، سرانجام در سال 1382، که من از فیزیک انصراف داده بودم و به تحصیل فلسفه مشغول، دوستم به افغانستان برگشت و کارمند سازمان ملل شد. پس از چند سال به سوئد رفت و در دو رشته سیاست و حقوق ادامه تحصیل داد و سرانجام به استرالیا مهاجرت کرد و در آنجا وکیل مهاجرت شد.
4. دیروز پیام داد و احوالم را پرسید. نگران ایران بود. شاید چون وطن دومش بود! از جنگ گفتیم و از پیامدهای جنگ و آرزوی هرچه زودتر تمامشدنش. به او گفتم تفاوت این جنگ با بسیاری جنگهای دیگر این است که پیامدها پیشخور شده است. در واقع جنگ زودتر از اینها شروع شده بود و پیامدهای خودش را نشان داده بود و حالا فقط صورت نظامی به خود گرفته است. میلیونها ایرانی چندین سال است که وطنشان را ترک کردهاند و هر یک در گوشهای از دنیا آوارگی و بیوطنی را تجربه میکنند. حتی پیامدهای اقتصادی که معمولاً مدتی پس از جنگ نظامی خود را نشان میدهد در ایران سالهاست با اعمال تحریمها و... نمایان شده است.
5. سوگمندانه گفت: «سازمان ملل از زمان ترامپ بسیار ضعیف شده. خیلی از پروژهها از بین رفته یا به حالت تعلیق درآمده و از نقش سازمان ملل در امور دیپلماتیک هم بسیار کاسته شده است. دولت ایران اگر حمایت مردمی مؤثرتری داشت وضعیت فرق میکرد. همه دوستان ایرانی من در اینجا (استرالیا) از حمله اسرائیل خوشحالاند! چون فکر میکنند حکومت تغییر میکند! حتی این نظر را در اخبار استرالیا دیدم. به نظر من جای تأسف است».
6. او از ما ایرانیتر است و من از ایرانیبودن خودم شرمسار که چرا گروهی از هموطنانم سمت وطنشان نمیایستند و از سر دشمنی با حکومت برای نابودی وطن دستافشانی میکنند.
7. ایرانی بمانیم تا ایران بماند!
زینب صالحی
کارشناس ارشد فلسفه اخلاق
*ایرانیتر: عنوان کتابی از نهال تجدد، نویسنده و پژوهشگر ایرانی و همسر ژان کلود کرییر فرانسوی، که در آن نویسنده معتقد است همسر فرانسویاش با کشش عمیق به فرهنگ ایرانی، او را بیش از پیش با ریشههای ایرانیاش آشنا کرده است.
#این_خاک_خاک_ماست
@parvaparsa
https://t.me/parvazzss2
Telegram
پروا
@parvaparsa
زندگی در نگاه من: تاملاتی در نظر و عمل
زندگی در نگاه من: تاملاتی در نظر و عمل
❤21👍5
🔻تخلیه تهران یا ایران؟!
✍ صابر گلعنبری
✔️دونالد ترامپ با وعده و شعار فریبنده اما دروغین «نه به جنگ» و پرهیز از ورود آمریکا به جنگی جدید توانست دستکم آرای بخشی از مخالفان جنگ به ویژه مخالفان جنگ اسرائیل در غزه را جذب و به پیروزی برسد؛ اما با گذشت حدود پنج ماه از آغاز دور دوم ریاست جمهوریاش نه تنها در خاموش کردن جنگی چه اوکراین چه غزه ناکام مانده است، بلکه با نشان دادن چراغ سبز به نتانیاهو موجب شعله ور شدن جنگی دیگر در خاورمیانه علیه ایران شده است.
حالا هم پس از تجاوز به ایران و «خیانت» به رای دهندگان آمریکا خواهان تخلیه تهران شده است؛ گویا کوچاندن و ترانفسیر سرگرمی و تفریحی برای ترامپ تبدیل شده است؛ تا دیروز از ضرورت کوچاندن مردم غزه و سلطه آمریکا بر این باریکه میگفت و امروز هم خواستار تخلیه و به عبارتی دیگر کوچ اجباری ساکنان ابرشهر تهران شده است که از لحاظ جمعیت معادل ۲۰ کشور است.
البته این «هشدار» صرفا متوجه تهران نیست، بلکه نظر به جایگاه سمبلیک پایتخت و به نوعی پیوند خوردن آن با هویت ایران سخنی به گزاف نیست که اگر گفته شود این خواسته نامعقول او نوعی درخواست برای کوچ از ایران است.
فعلا هدف اولیه ترامپ از این فشار حداکثری وادار کردن حاکمیت به امضای «تسلیم نامه» برای نابودی کامل برنامه هستهای است و به فرض صحت چنین فرضیهای احتمالا دولت آمریکا هنوز کاملا مطمئن نیست که با ورود مستقیم به جنگ و بمباران تاسیساتی چون فوردو نابود شود. البته تن دادن به چنین تسلیمی در حوزه هستهای نیز به معنای پایان کار نیست، بلکه آمریکا و اسرائیل به احتمال زیاد این روند را تا خلع سلاح کامل ادامه خواهند داد.
در این راستا هم ترامپ منتظر این است که حملات اسرائیل کاملا راه را برای ورود «بی خطر» جنگندههای آمریکایی حامل بمبهای سنگرشکن برای بمباران فوردو و دیگر تاسیسات زیرزمینی باز کند؛ به گونهای که بعد از آن ایران قادر به حملهای به منافع آمریکا در منطقه نباشد.
اما در کنار اهداف اولیه پیشگفته، پیام ترامپ و نتانیاهو برای تخلیه پایتخت ایران خود پرده از اهداف حقیقی این تجاوز بر میدارد و نشان میدهد که هدف و غایت آنها آن گونه که اعلام میکنند نابودی برنامه هستهای ایران نیست.
حتى هدف آمریکا و اسرائیل فراتر از تغییر رژیم است؛ در وهله اول اگر هدف صرفا برنامه هستهای بود که چه نیازی به تخلیه پایتخت است و اساسا چه نیازی به حمله به اهداف غیر نظامی و کوچاندن 12 میلیون نفر است؟ اگر هم هدف تغییر رژيم است اساسا مگر راه آن تخلیه پایتخت است؟ بر کسی پوشیده نیست که این هشدار و تخلیه مردم را در درجه اول علیه خود متجاوز و متجاوزین میشوراند.
اما غایت ترامپ و نتانیاهو چیست؟ به نظر میرسد که پس از تحقق اهداف مقطعی اولیه، یعنی نابودی برنامه هستهای و تغییر رژیم اما غایت اصلی فروپاشی کیان ایران پس از یک دوره پر آشوب است. در این صورت هم اگر کیان مملکت فروپاشد هیچ بعید نیست که خواسته ترامپ سیطره بر برخی جزایر راهبردی ایرانی در خلیج فارس باشد.
از کسی که ادعای مالکیت گرینلد میکند و در اندیشه الحاق کانادا به خاک آمریکاست و چنین اندیشههای فاشیستی و ضد انسانی را در سر دارد، کاملا محتمل است که فردا روزی بخواهد بخشی از خاک ایران در خلیج فارس را در سایه وضعیتی فرو پاشیده به نام آمریکا بزند که برای همیشه حضور آن را در این منطقه فوق راهبرذی تثبیت کند و در آن هنگام هم تشنگان قدرت که اکنون سودای رسیدن به آن با جنگندههای آمریکا و اسرائیل را دارند، حتی اگر هم بخواهند نخواهند توانست کاری کنند.
اکنون تنها راه حفظ ایران و جلوگیری از ورود به آیندهای مجهول و پرآشوب، کنار گذاشتن و لو موقت خصومتها و کینه و کدورتهای بجا و بیجا و دفاع از کشور است.
خداوند ایران و ایرانی را از اهریمنان مصون بدارد.
🆔@Sgolanbari
🆔@dinonline
✍ صابر گلعنبری
✔️دونالد ترامپ با وعده و شعار فریبنده اما دروغین «نه به جنگ» و پرهیز از ورود آمریکا به جنگی جدید توانست دستکم آرای بخشی از مخالفان جنگ به ویژه مخالفان جنگ اسرائیل در غزه را جذب و به پیروزی برسد؛ اما با گذشت حدود پنج ماه از آغاز دور دوم ریاست جمهوریاش نه تنها در خاموش کردن جنگی چه اوکراین چه غزه ناکام مانده است، بلکه با نشان دادن چراغ سبز به نتانیاهو موجب شعله ور شدن جنگی دیگر در خاورمیانه علیه ایران شده است.
حالا هم پس از تجاوز به ایران و «خیانت» به رای دهندگان آمریکا خواهان تخلیه تهران شده است؛ گویا کوچاندن و ترانفسیر سرگرمی و تفریحی برای ترامپ تبدیل شده است؛ تا دیروز از ضرورت کوچاندن مردم غزه و سلطه آمریکا بر این باریکه میگفت و امروز هم خواستار تخلیه و به عبارتی دیگر کوچ اجباری ساکنان ابرشهر تهران شده است که از لحاظ جمعیت معادل ۲۰ کشور است.
البته این «هشدار» صرفا متوجه تهران نیست، بلکه نظر به جایگاه سمبلیک پایتخت و به نوعی پیوند خوردن آن با هویت ایران سخنی به گزاف نیست که اگر گفته شود این خواسته نامعقول او نوعی درخواست برای کوچ از ایران است.
فعلا هدف اولیه ترامپ از این فشار حداکثری وادار کردن حاکمیت به امضای «تسلیم نامه» برای نابودی کامل برنامه هستهای است و به فرض صحت چنین فرضیهای احتمالا دولت آمریکا هنوز کاملا مطمئن نیست که با ورود مستقیم به جنگ و بمباران تاسیساتی چون فوردو نابود شود. البته تن دادن به چنین تسلیمی در حوزه هستهای نیز به معنای پایان کار نیست، بلکه آمریکا و اسرائیل به احتمال زیاد این روند را تا خلع سلاح کامل ادامه خواهند داد.
در این راستا هم ترامپ منتظر این است که حملات اسرائیل کاملا راه را برای ورود «بی خطر» جنگندههای آمریکایی حامل بمبهای سنگرشکن برای بمباران فوردو و دیگر تاسیسات زیرزمینی باز کند؛ به گونهای که بعد از آن ایران قادر به حملهای به منافع آمریکا در منطقه نباشد.
اما در کنار اهداف اولیه پیشگفته، پیام ترامپ و نتانیاهو برای تخلیه پایتخت ایران خود پرده از اهداف حقیقی این تجاوز بر میدارد و نشان میدهد که هدف و غایت آنها آن گونه که اعلام میکنند نابودی برنامه هستهای ایران نیست.
حتى هدف آمریکا و اسرائیل فراتر از تغییر رژیم است؛ در وهله اول اگر هدف صرفا برنامه هستهای بود که چه نیازی به تخلیه پایتخت است و اساسا چه نیازی به حمله به اهداف غیر نظامی و کوچاندن 12 میلیون نفر است؟ اگر هم هدف تغییر رژيم است اساسا مگر راه آن تخلیه پایتخت است؟ بر کسی پوشیده نیست که این هشدار و تخلیه مردم را در درجه اول علیه خود متجاوز و متجاوزین میشوراند.
اما غایت ترامپ و نتانیاهو چیست؟ به نظر میرسد که پس از تحقق اهداف مقطعی اولیه، یعنی نابودی برنامه هستهای و تغییر رژیم اما غایت اصلی فروپاشی کیان ایران پس از یک دوره پر آشوب است. در این صورت هم اگر کیان مملکت فروپاشد هیچ بعید نیست که خواسته ترامپ سیطره بر برخی جزایر راهبردی ایرانی در خلیج فارس باشد.
از کسی که ادعای مالکیت گرینلد میکند و در اندیشه الحاق کانادا به خاک آمریکاست و چنین اندیشههای فاشیستی و ضد انسانی را در سر دارد، کاملا محتمل است که فردا روزی بخواهد بخشی از خاک ایران در خلیج فارس را در سایه وضعیتی فرو پاشیده به نام آمریکا بزند که برای همیشه حضور آن را در این منطقه فوق راهبرذی تثبیت کند و در آن هنگام هم تشنگان قدرت که اکنون سودای رسیدن به آن با جنگندههای آمریکا و اسرائیل را دارند، حتی اگر هم بخواهند نخواهند توانست کاری کنند.
اکنون تنها راه حفظ ایران و جلوگیری از ورود به آیندهای مجهول و پرآشوب، کنار گذاشتن و لو موقت خصومتها و کینه و کدورتهای بجا و بیجا و دفاع از کشور است.
خداوند ایران و ایرانی را از اهریمنان مصون بدارد.
🆔@Sgolanbari
🆔@dinonline
😢6👏5👍2👌2❤1👎1😁1
🔻ایرانی «ماندن» پس از تجاوز اسرائیل به ایران
✍یاسر میردامادی
در این یادداشت ضمن نقد پنداری که جنگ تحمیلی اسرائیل به ایران را «این جنگ جنگ ما نیست» معرفی میکند، توصیه میکند در شرایط جنگ، باید در عین داشتن اختلافات، به وحدت اندیشید.
📎 پيوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45226/
🆔 @dinonline
✍یاسر میردامادی
در این یادداشت ضمن نقد پنداری که جنگ تحمیلی اسرائیل به ایران را «این جنگ جنگ ما نیست» معرفی میکند، توصیه میکند در شرایط جنگ، باید در عین داشتن اختلافات، به وحدت اندیشید.
📎 پيوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45226/
🆔 @dinonline
دینآنلاین
ایرانی «ماندن» پس از تجاوز اسرائیل به ایران
یاسر میردامادی در این یادداشت ضمن نقد پنداری که جنگ تحمیلی اسرائیل به ایران را «این جنگ جنگ ما نیست» معرفی میکند، توصیه میکند در شرایط جنگ، باید در عین داشتن اختلافات، به وحدت اندیشید.
👎11👍8
⭕️ قدسیسازی «نبرد آخرالزمانی» آمریکا با ایران از سوی کشیش انجیلی
دونالد ترامپ روز گذشته پیامی متنی از «مایک هاکبی» کشیش انجیلی، سیاستمدار جمهوریخواه و سفیر فعلی آمریکا در اسرائیل را در شبکه اجتماعی خود «تروث» منتشر کرد و او را «کشیش، سیاستمدار، سفیر و انسانی بزرگ» توصیف نمود.
در این پیام، هاکبی با لحنی شدیداً مذهبی خطاب به ترامپ نوشت:
حساب «حسین قتیب» در توییتر در تحلیلی بر این پیام نوشت:
🆔@doaltedin
🆔@dinonline
دونالد ترامپ روز گذشته پیامی متنی از «مایک هاکبی» کشیش انجیلی، سیاستمدار جمهوریخواه و سفیر فعلی آمریکا در اسرائیل را در شبکه اجتماعی خود «تروث» منتشر کرد و او را «کشیش، سیاستمدار، سفیر و انسانی بزرگ» توصیف نمود.
در این پیام، هاکبی با لحنی شدیداً مذهبی خطاب به ترامپ نوشت:
«آقای رئیسجمهور، خداوند شما را در باتلر پنسیلوانیا حفظ کرد تا مهمترین رئیسجمهور قرن، و شاید در تاریخ باشید. تصمیماتی که بر دوش شماست، شایسته هیچکس جز شما نیست. صداهای زیادی با شما سخن میگویند، اما فقط یک صدا اهمیت دارد: صدای او (خدا).
من خدمتگزار منصوبشده شما در این سرزمین هستم و برای خدمت به شما در دسترسم، اما تلاش نمیکنم زیاد در حضور شما باشم، زیرا به غرایز شما اعتماد دارم. هیچ رئیسجمهوری در دوران زندگی من در موقعیتی مانند شما نبوده است. از زمان ترومن در سال ۱۹۴۵ [سالی که ترومن ژاپن را بمباران اتمی کرد] تا امروز.
من برای متقاعد کردن شما ارتباط نمیگیرم، فقط برای دلگرم کردنتان. من باور دارم که شما صدای آسمان را خواهید شنید، و آن صدا بسیار مهمتر از صدای من یا هر کس دیگری است.
شما مرا به اسرائیل فرستادید تا چشمها، گوشها و صدای شما باشم و مطمئن شوم که پرچم کشورمان بالای سفارتمان برافراشته باقی بماند. وظیفه من این است که آخرین کسی باشم که آنجا را ترک میکند. من این پست را ترک نخواهم کرد. پرچم ما پایین نخواهد آمد.
شما به دنبال این لحظه نبودید. این لحظه شما را برگزید!
افتخار من است که در خدمت شما هستم.
مایک هاکبی»
حساب «حسین قتیب» در توییتر در تحلیلی بر این پیام نوشت:
«پیام هاکبی صرفاً تمجید شخصی از ترامپ نیست، بلکه فراخوانی غیرمستقیم برای تحریک و تقویت پروژه انجیلی-صهیونیستی ضد ایران است؛ پیامی که با استفاده از گفتمان دینی، تقابل با ایران را قدسی میسازد و آن را در چارچوب نبردی آخرالزمانی تصویر میکند.
مایک هاکبی، فرماندار پیشین ایالت آرکانزاس، سفیر فعلی آمریکا در اسرائیل کشیش انجیلی و سیاستمدار جمهوریخواه آمریکایی، یکی از چهرههای محوری در پیوند دادن گفتمان دینی انجیلی با سیاست خارجی ایالات متحده، بهویژه در قبال ایران و اسرائیل است. او با تکیه بر آموزههای آخرالزمانی مسیحیت انجیلی، حمایت مطلق از اسرائیل را امری مقدس و رویارویی با ایران را بخشی از نبرد نهایی خیر و شر در چارچوب پیشگوییهای کتاب مقدس تصویر میکند.»
🆔@doaltedin
🆔@dinonline
❤4👍3👎2😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 دکتر محسن میلانی استاد علوم سیاسی دانشگاه فلوریدا: اسرائیل در جنگ با ایران شکست خورده و نتانیاهو اکنون دست به دامن آمریکا شده است!
🔺آنها نه میتوانند صنعت هستهای ایران را از بین ببرند و نه میتوانند حکومت را ساقط کنند.
🆔@dinonline
🔺آنها نه میتوانند صنعت هستهای ایران را از بین ببرند و نه میتوانند حکومت را ساقط کنند.
🆔@dinonline
👍15😁3
.
" دفاع تمام قد از ایران "
ملت شریف ایران
" روزهای سختی را پشت سر میگذاریم. رژیم جنایتکار اسرائیل به سرزمین عزیز ما ایران تجاوز کرده است. مردم بیدفاع، دانشمندان و نظامیان کشور به خون غلتیدهاند. سالهاست که دشمنان این سرزمین در کمیناند. دشمنی قدرتهای سلطهگر و جنایات رژیم اسرائیل ، با توطئههای پیدرپی، همواره تهدیدی برای ملتهای مستقل بودهاند. اما آنچه بر این تهدید افزوده، ضعف مدیریت، استبداد، فساد و نفوذ در داخل است؛ که با تضعیف اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی این ملت را فرسوده است. با اینهمه، اکنون زمان بازنگری در این خطاها و کاستیها نیست؛ چرا که موجودیت ایران در معرض تهدیدی آشکار است.
ایران، خانه ماست. خاک ماست. هویت ماست. هر نقد و اختلافی که با حاکمیت داریم، مسئلهای درونی است. وقتی پای دشمن بیرونی در میان است، همه ما یک صدا داریم؛ صدای ایستادگی. امروز، ما کنار مدافعان وطن ایستادهایم و ایستادن در کنار متجاوز را خیانت به ایران میدانیم. امروز هر سخن و هر سکوت، معنا دارد. آنکه در برابر دشمن نایستد، در صف ایران نیست. دشمن، فقط با سلاح نمیجنگد. دروغ میسازد، افکار را هدف میگیرد، و روح ملت را نشانه میرود. باید هوشیار بود، حقیقت را شناخت، شایعه را خاموش کرد، در کنار آسیبدیدگان ایستاد و دلها را به هم نزدیکتر کرد. امروز، بیش از همیشه، همبستگی ملی راه عبور از این تاریکی است. ملت ایران پیش از این نیز از آتش گذشته و بارها از خاکستر برخاسته است...
دفاع، حق مسلم و وظیفه تاریخی ماست. همه ما، بیهیچ تردیدی، از نیروهای نظامی و اقدامات دفاعی کشور حمایت میکنیم. ملت بزرگ ایران، همان مردمی که رنجها را تاب آوردهاند و در بزنگاهها ایستادهاند، شایسته آرامش، احترام و آیندهای امن اند.
در این مسیر دشوار، همه چشم امید به تدبیر و دوراندیشی تصمیمگیران کشوردارند. انتظار عمومی آن است که راه آینده، با تکیه بر عقلانیت، حفظ عزت ملی و پرهیز از واکنشهای احساسی، ترسیم شود. گزینش میان جنگ یا مذاکره، هر کدام که باشد، اگر با سنجش منافع ملی، مصالح مردم و توان واقعی کشور همراه شود، میتواند راهگشای امنیت، ثبات و آیندهای روشن برای ایران باشد.
حاکمان باید قدر این مردم صبور را بدانند. مردم، ستونهای استوار ایراناند. با آنها به زبان کرامت سخن بگویید. منتقدان را نرانید. چاپلوسان، بستر نفوذند؛ اما منتقدان دلسوز، ستونهای امنیتاند. اگر وحدت رمز پیروزی است، حاکمان باید آغاز گر ان باشند. تنوع ملت را بپذیرند و از همه ظرفیت های اجتماعی برای نجات ایران بهره بگیرند. در کنار این، تحکیم دیپلماسی و بهره گیری از ظرفیت گفت و گو با جهان، میتواند راهی هوشمندانه برای تقویت موقعیت ملی و عبور از بحران باشد. ایران چون ققنوسی از دل خاکستر دویاره برخواهد خاست."
مسعود ادیب، حسن یوسفی اشکوری، عبدالعلی بازرگان، رضا بهشتی معز، رضا حاجی، حمید دباشی، سروش دباغ، عبدالکریم سروش، حسن فرشتیان، علی قدسی، حسین کاجی، محسن کدیور، محمد تقی کروبی، حسین کمالی، داریوش محمدپور، یاسر میردامادی.
" دفاع تمام قد از ایران "
ملت شریف ایران
" روزهای سختی را پشت سر میگذاریم. رژیم جنایتکار اسرائیل به سرزمین عزیز ما ایران تجاوز کرده است. مردم بیدفاع، دانشمندان و نظامیان کشور به خون غلتیدهاند. سالهاست که دشمنان این سرزمین در کمیناند. دشمنی قدرتهای سلطهگر و جنایات رژیم اسرائیل ، با توطئههای پیدرپی، همواره تهدیدی برای ملتهای مستقل بودهاند. اما آنچه بر این تهدید افزوده، ضعف مدیریت، استبداد، فساد و نفوذ در داخل است؛ که با تضعیف اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی این ملت را فرسوده است. با اینهمه، اکنون زمان بازنگری در این خطاها و کاستیها نیست؛ چرا که موجودیت ایران در معرض تهدیدی آشکار است.
ایران، خانه ماست. خاک ماست. هویت ماست. هر نقد و اختلافی که با حاکمیت داریم، مسئلهای درونی است. وقتی پای دشمن بیرونی در میان است، همه ما یک صدا داریم؛ صدای ایستادگی. امروز، ما کنار مدافعان وطن ایستادهایم و ایستادن در کنار متجاوز را خیانت به ایران میدانیم. امروز هر سخن و هر سکوت، معنا دارد. آنکه در برابر دشمن نایستد، در صف ایران نیست. دشمن، فقط با سلاح نمیجنگد. دروغ میسازد، افکار را هدف میگیرد، و روح ملت را نشانه میرود. باید هوشیار بود، حقیقت را شناخت، شایعه را خاموش کرد، در کنار آسیبدیدگان ایستاد و دلها را به هم نزدیکتر کرد. امروز، بیش از همیشه، همبستگی ملی راه عبور از این تاریکی است. ملت ایران پیش از این نیز از آتش گذشته و بارها از خاکستر برخاسته است...
دفاع، حق مسلم و وظیفه تاریخی ماست. همه ما، بیهیچ تردیدی، از نیروهای نظامی و اقدامات دفاعی کشور حمایت میکنیم. ملت بزرگ ایران، همان مردمی که رنجها را تاب آوردهاند و در بزنگاهها ایستادهاند، شایسته آرامش، احترام و آیندهای امن اند.
در این مسیر دشوار، همه چشم امید به تدبیر و دوراندیشی تصمیمگیران کشوردارند. انتظار عمومی آن است که راه آینده، با تکیه بر عقلانیت، حفظ عزت ملی و پرهیز از واکنشهای احساسی، ترسیم شود. گزینش میان جنگ یا مذاکره، هر کدام که باشد، اگر با سنجش منافع ملی، مصالح مردم و توان واقعی کشور همراه شود، میتواند راهگشای امنیت، ثبات و آیندهای روشن برای ایران باشد.
حاکمان باید قدر این مردم صبور را بدانند. مردم، ستونهای استوار ایراناند. با آنها به زبان کرامت سخن بگویید. منتقدان را نرانید. چاپلوسان، بستر نفوذند؛ اما منتقدان دلسوز، ستونهای امنیتاند. اگر وحدت رمز پیروزی است، حاکمان باید آغاز گر ان باشند. تنوع ملت را بپذیرند و از همه ظرفیت های اجتماعی برای نجات ایران بهره بگیرند. در کنار این، تحکیم دیپلماسی و بهره گیری از ظرفیت گفت و گو با جهان، میتواند راهی هوشمندانه برای تقویت موقعیت ملی و عبور از بحران باشد. ایران چون ققنوسی از دل خاکستر دویاره برخواهد خاست."
مسعود ادیب، حسن یوسفی اشکوری، عبدالعلی بازرگان، رضا بهشتی معز، رضا حاجی، حمید دباشی، سروش دباغ، عبدالکریم سروش، حسن فرشتیان، علی قدسی، حسین کاجی، محسن کدیور، محمد تقی کروبی، حسین کمالی، داریوش محمدپور، یاسر میردامادی.
👍16🔥8👎5❤2
محمد فاضلی: جنگ را بیشرمانه فقط علیه جمهوری اسلامی جلوه ندهید! تجاوز علیه ایران است
🆔@dinonline
🆔@dinonline
👍41👎5❤3👏1