🔻عصیان در برابر عقل و نقد آرمانشهر؛ داستایفسکی، از یادداشتهای زیرزمینی تا شیاطین
✍جان گری
ترجمۀ احمد فکری
✔️فئودور داستایفسکی، نویسندهای که روزی در جوانی مجذوب ایدههای آرمانشهری و عقلگرایانه بود، پس از تجربۀ نزدیک به مرگ در برابر جوخۀ آتش و سالها تبعید در سیبری، به نقد بنیادین این اندیشهها پرداخت. او در آثار شاخصی مانند «یادداشتهای زیرزمینی» و «شیاطین»، انسان را نه موجودی عقلمحور، بلکه موجودی پیچیده و آکنده از تکانههایی مانند میل به آزادی مطلق، بیرحمی بیدلیل و حتی عشق به رنج معرفی میکند. داستایفسکی باور داشت که طرحهای آرمانشهری برای ساختن جامعۀ بیکشاکش — چه مبتنی بر عقل سکولار و چه تئودیسههای مذهبی — نه تنها غیرممکن، بلکه با نفی آزادی و کرامت انسانی، به استبدادی ویرانگر و قربانیکردن «صد میلیون سر» میانجامند. ایوان کارامازوف، شخصیت مشهور رمان برادران کارامازوف، با «پسدادن بلیت» خود به خدا، عصیان نهایی را علیه هرگونه تلاش برای توجیه شر و رنج در جهان — اعم از زمینی یا آسمانی — رقم میزند.
📎 پیوند به متن کامل این مطلب در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45658/
🆔 @dinonline
✍جان گری
ترجمۀ احمد فکری
✔️فئودور داستایفسکی، نویسندهای که روزی در جوانی مجذوب ایدههای آرمانشهری و عقلگرایانه بود، پس از تجربۀ نزدیک به مرگ در برابر جوخۀ آتش و سالها تبعید در سیبری، به نقد بنیادین این اندیشهها پرداخت. او در آثار شاخصی مانند «یادداشتهای زیرزمینی» و «شیاطین»، انسان را نه موجودی عقلمحور، بلکه موجودی پیچیده و آکنده از تکانههایی مانند میل به آزادی مطلق، بیرحمی بیدلیل و حتی عشق به رنج معرفی میکند. داستایفسکی باور داشت که طرحهای آرمانشهری برای ساختن جامعۀ بیکشاکش — چه مبتنی بر عقل سکولار و چه تئودیسههای مذهبی — نه تنها غیرممکن، بلکه با نفی آزادی و کرامت انسانی، به استبدادی ویرانگر و قربانیکردن «صد میلیون سر» میانجامند. ایوان کارامازوف، شخصیت مشهور رمان برادران کارامازوف، با «پسدادن بلیت» خود به خدا، عصیان نهایی را علیه هرگونه تلاش برای توجیه شر و رنج در جهان — اعم از زمینی یا آسمانی — رقم میزند.
📎 پیوند به متن کامل این مطلب در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45658/
🆔 @dinonline
❤2
🔻از دلِ حوزه تا نقدِ حوزه (واکاوی نسبت سید هادی خسروشاهی با نهادِ روحانیت در یک کتاب تازه)
✍سینا ساداتی
✔️ در ایامِ سخت و نفس گیرِ کرونا بود که برخی از شخصیتهای فکری و فرهنگیِ ما هم چشم از جهان فرو بستند. زمانهای که اجازهی تشییع و یادبودِ این شخصیتها را نمیداد. سید هادی خسروشاهی از جمله شخصیتهای برجستهی فرهنگی بود که در آن روزهای سخت درگذشت. روحانیِ پژوهشگر و با فضیلتی که محضر بسیاری از عالمان را تجربه کرده بود، ارتباطات زیادی با روحانیان و محققان در سراسر جهان داشت.
حالا نشر «نگاه معاصر» کتابی را در خصوص این چهرهی فرهنگی منتشر کرده است. کتاب «حبیب و طبیب حوزه» به بررسی ارتباطات و نحوهی مواجهه خسروشاهی با حوزه و حوزویان میپردازد.
📎 پيوند به متن کامل این گزارش در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45682/
🆔 @dinonline
✍سینا ساداتی
✔️ در ایامِ سخت و نفس گیرِ کرونا بود که برخی از شخصیتهای فکری و فرهنگیِ ما هم چشم از جهان فرو بستند. زمانهای که اجازهی تشییع و یادبودِ این شخصیتها را نمیداد. سید هادی خسروشاهی از جمله شخصیتهای برجستهی فرهنگی بود که در آن روزهای سخت درگذشت. روحانیِ پژوهشگر و با فضیلتی که محضر بسیاری از عالمان را تجربه کرده بود، ارتباطات زیادی با روحانیان و محققان در سراسر جهان داشت.
حالا نشر «نگاه معاصر» کتابی را در خصوص این چهرهی فرهنگی منتشر کرده است. کتاب «حبیب و طبیب حوزه» به بررسی ارتباطات و نحوهی مواجهه خسروشاهی با حوزه و حوزویان میپردازد.
📎 پيوند به متن کامل این گزارش در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45682/
🆔 @dinonline
دینآنلاین
از دلِ حوزه تا نقدِ حوزه (واکاوی نسبت سید هادی خسروشاهی با نهادِ روحانیت در یک کتاب تازه)
سینا ساداتی: در ایامِ سخت و نفس گیرِ کرونا بود که برخی از شخصیتهای فکری و فرهنگیِ ما هم چشم از جهان فرو بستند. زمانهای که اجازهی تشییع و یادبودِ این شخصیتها را نمیداد. سید هادی خسروشاهی از جمله شخصیتهای برجستهی فرهنگی بود که در آن روزهای سخت درگذشت. روحانیِ…
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فلسفه یعنی تمرین اندیشیدن مسئولانه؛
جستوجویی برای فهم نسبت انسان با عقل، اخلاق و جهان.
به مناسبت #روز_جهانی_فلسفه
در گفتوگویی با دکتر سیدمصطفی محقق داماد،
از پرسشهای امروز درباره عقلانیت فلسفی و امکانهای اخلاق در زیست معاصر میگوییم.
این گفتوگو، دعوتی است برای تأملی دوباره—
بر آنچه میاندیشیم و آنگونه که زندگی میکنیم.
📽️ تماشای این گفتوگو در کانال یوتیوب دینآنلاین
جستوجویی برای فهم نسبت انسان با عقل، اخلاق و جهان.
به مناسبت #روز_جهانی_فلسفه
در گفتوگویی با دکتر سیدمصطفی محقق داماد،
از پرسشهای امروز درباره عقلانیت فلسفی و امکانهای اخلاق در زیست معاصر میگوییم.
این گفتوگو، دعوتی است برای تأملی دوباره—
بر آنچه میاندیشیم و آنگونه که زندگی میکنیم.
📽️ تماشای این گفتوگو در کانال یوتیوب دینآنلاین
❤2
🔻کلیدهای بهشت: امامت و آرزوهای آرمانی در متن عبادی شیعی مفاتیح الجنان
✍ محمد نصراوی
✔️بعد از چهار سال کار مداوم، نوشتنهای بیپایان، بازنویسیهای سخت و لحظههایی که واقعاً مرا تا مرز خستگی برد، مقالهای که بهصورت مشترک با دکتر بابک رحیمی روی آن کار کردم، بالاخره در مجله بینالمللی Utopian Studies منتشر شد. این پروژه برای من فقط یک کار پژوهشی نبود؛ تجربهای بود که بهاندازه یک دکترا از من انرژی، صبر و زندگی گرفت و همزمان افق تازهای درباره نسبت امامت، دعا و امید در سنت شیعی برایم گشود.
در این پژوهش تلاش کردهایم دعا، زیارت و دکترین امامت را نه صرفاً بهعنوان مناسک مذهبی، بلکه بهعنوان شیوههایی برای ساختن امید و حرکت به سوی «نههنوز» بلوخی بفهمیم؛ اینکه چگونه مفاتیحالجنان در دل زندگی روزمره، لحظههایی برمیسازد که انسان را از اکنون جدا و بهسوی آیندهای ممکن پرتاب میکند. تحلیل ما نشان میدهد که غیبت امام دوازدهم در باور شیعیان نه غیبتِ تهی، بلکه حضوری پنهان و جهتساز است که میل به آینده را زنده نگه میدارد.
سپاسگزارم از دکتر رحیمی که در تمام این مسیر با دانش، دقت و بزرگواری همراهیام کردند. نوشتن این مقاله برای من سفری بود از دل تاریخ و متون مذهبی تا عمق تجربه انسانی؛ سفری که هر بار مرا وادار کرد دوباره فکر کنم، دوباره بنویسم و دوباره خودم را پیدا کنم. انتشار آن برایم نه پایان، بلکه گشوده شدن دری است به ادامه راهی که هنوز بسیار از آن نیامده است.
〰️〰️〰️〰️〰️
🔰 خلاصهای درباره این مقاله:
🔸 در این مقاله تلاش کردهام با استفاده از نظریه اتوپیایی ارنست بلوخ، نگاهی تازه به دکترین امامت و سنتهای دعایی شیعه بیندازم؛ نگاهی که تشیع را نه فقط یک نظام فقهی یا سیاسی، بلکه یک ساختار زنده برای تولید و بازتولید امید در دل سبک زندگی باورمندانه میفهمد. از دل مفاهیم بلوخ—بهویژه «نههنوز»—نشان دادهام که چگونه غیبت امام، دعا، مناجات و زیارت، همگی سازوکارهاییاند که شیعه از طریق آنها آینده را در دل اکنون زنده نگه میدارد و جهان را از وضعیت فعلی به سمت امکانهای گشودهشده سوق میدهد.
🔸 در ادامه دکترین امامت را بازخوانی کردهام و توضیح دادهام که امام در سنت شیعی فراتر از یک رهبر تاریخی یا سیاسی است؛ او نقطه ثقل امید و «حضورِ غایب»ی است که جهان مؤمن را جهتمند میکند و برای او معنا می سازد. در چنین چارچوبی، امامت نوعی نیروی اتوپیایی است که اجازه میدهد مؤمن، حتی در دل تاریخ پر از رنج و بیعدالتی، همچنان چشم به آینده داشته باشد. غیبت امام دوازدهم در این تحلیل نه بهعنوان یک فقدان، بلکه بهعنوان یک حضور معنویِ جهتساز فهم شده است؛ حضوری که میل به آینده را پیوسته زنده نگه میدارد.
🔸 در بخش پایانی، مفاتیحالجنان را نه یک کتاب دعا، بلکه یک متن اتوپیایی تحلیل کردهام؛ متنی که با ساختار زمانیاش، با دعاها و زیاراتش، و با ریتم تکرارشوندهاش، زندگی مؤمن را سازمان میدهد و به او «نقشهای معنوی» برای حرکت از اکنون به آینده میدهد. دعا در این متن یک کنش است؛ نوعی سفر درونی که مؤمن را از رنج به امید منتقل میکند. زیارت نیز در این خوانش، لحظهای است که فرد میان حال و آینده قرار میگیرد و به سوی جهانی که هنوز نیامده، اما امکانش وجود دارد، حرکت میکند. این نگاه، برای نخستینبار دعا و زیارت را در قالب پدیدارشناسی امید بررسی کرده و نشان داده است که تشیع، در ژرفترین لایههایش، سنتی است که راههای زیستن امید را میسازد.
🆔 جهت دریافت فایل مقاله به @Mnasravi پیام دهید.
🆔 @dinonline
✍ محمد نصراوی
✔️بعد از چهار سال کار مداوم، نوشتنهای بیپایان، بازنویسیهای سخت و لحظههایی که واقعاً مرا تا مرز خستگی برد، مقالهای که بهصورت مشترک با دکتر بابک رحیمی روی آن کار کردم، بالاخره در مجله بینالمللی Utopian Studies منتشر شد. این پروژه برای من فقط یک کار پژوهشی نبود؛ تجربهای بود که بهاندازه یک دکترا از من انرژی، صبر و زندگی گرفت و همزمان افق تازهای درباره نسبت امامت، دعا و امید در سنت شیعی برایم گشود.
در این پژوهش تلاش کردهایم دعا، زیارت و دکترین امامت را نه صرفاً بهعنوان مناسک مذهبی، بلکه بهعنوان شیوههایی برای ساختن امید و حرکت به سوی «نههنوز» بلوخی بفهمیم؛ اینکه چگونه مفاتیحالجنان در دل زندگی روزمره، لحظههایی برمیسازد که انسان را از اکنون جدا و بهسوی آیندهای ممکن پرتاب میکند. تحلیل ما نشان میدهد که غیبت امام دوازدهم در باور شیعیان نه غیبتِ تهی، بلکه حضوری پنهان و جهتساز است که میل به آینده را زنده نگه میدارد.
سپاسگزارم از دکتر رحیمی که در تمام این مسیر با دانش، دقت و بزرگواری همراهیام کردند. نوشتن این مقاله برای من سفری بود از دل تاریخ و متون مذهبی تا عمق تجربه انسانی؛ سفری که هر بار مرا وادار کرد دوباره فکر کنم، دوباره بنویسم و دوباره خودم را پیدا کنم. انتشار آن برایم نه پایان، بلکه گشوده شدن دری است به ادامه راهی که هنوز بسیار از آن نیامده است.
〰️〰️〰️〰️〰️
🔰 خلاصهای درباره این مقاله:
🔸 در این مقاله تلاش کردهام با استفاده از نظریه اتوپیایی ارنست بلوخ، نگاهی تازه به دکترین امامت و سنتهای دعایی شیعه بیندازم؛ نگاهی که تشیع را نه فقط یک نظام فقهی یا سیاسی، بلکه یک ساختار زنده برای تولید و بازتولید امید در دل سبک زندگی باورمندانه میفهمد. از دل مفاهیم بلوخ—بهویژه «نههنوز»—نشان دادهام که چگونه غیبت امام، دعا، مناجات و زیارت، همگی سازوکارهاییاند که شیعه از طریق آنها آینده را در دل اکنون زنده نگه میدارد و جهان را از وضعیت فعلی به سمت امکانهای گشودهشده سوق میدهد.
🔸 در ادامه دکترین امامت را بازخوانی کردهام و توضیح دادهام که امام در سنت شیعی فراتر از یک رهبر تاریخی یا سیاسی است؛ او نقطه ثقل امید و «حضورِ غایب»ی است که جهان مؤمن را جهتمند میکند و برای او معنا می سازد. در چنین چارچوبی، امامت نوعی نیروی اتوپیایی است که اجازه میدهد مؤمن، حتی در دل تاریخ پر از رنج و بیعدالتی، همچنان چشم به آینده داشته باشد. غیبت امام دوازدهم در این تحلیل نه بهعنوان یک فقدان، بلکه بهعنوان یک حضور معنویِ جهتساز فهم شده است؛ حضوری که میل به آینده را پیوسته زنده نگه میدارد.
🔸 در بخش پایانی، مفاتیحالجنان را نه یک کتاب دعا، بلکه یک متن اتوپیایی تحلیل کردهام؛ متنی که با ساختار زمانیاش، با دعاها و زیاراتش، و با ریتم تکرارشوندهاش، زندگی مؤمن را سازمان میدهد و به او «نقشهای معنوی» برای حرکت از اکنون به آینده میدهد. دعا در این متن یک کنش است؛ نوعی سفر درونی که مؤمن را از رنج به امید منتقل میکند. زیارت نیز در این خوانش، لحظهای است که فرد میان حال و آینده قرار میگیرد و به سوی جهانی که هنوز نیامده، اما امکانش وجود دارد، حرکت میکند. این نگاه، برای نخستینبار دعا و زیارت را در قالب پدیدارشناسی امید بررسی کرده و نشان داده است که تشیع، در ژرفترین لایههایش، سنتی است که راههای زیستن امید را میسازد.
🆔 جهت دریافت فایل مقاله به @Mnasravi پیام دهید.
🆔 @dinonline
Scholarly Publishing Collective
Keys to Paradise: Imāmate and the Utopian Longings of the Shiʿi Devotional Text of Mafātīḥ al-jinān
ABSTRACT. This article offers a utopian interpretation of Shiʿi doctrine of the Imāmate as manifested in devotional practices. Divided into three sections, the study follows Ernst Bloch’s notion of utopian consciousness, first by providing a broad account…
❤4👏2👎1
🔻از مرگ مؤلف تا حیات میهن؛ نگاهی به کارنامهی عبدالکریم سروش در هشتادسالگی
✍یاسر میردامادی
✔️ با نگاهی به کارنامهی فکری عبدالکریم سروش، در یک کلام، میتوان گفت که حیات فکری او پیامدهای زیر و زبرکنندهای برای فکر دینی ایرانى داشته است. در این میان بیگمان باید انگشت تأکید بر نظریهی «قبض و بسط تئوریک شریعت» نهاد.
📎 پیوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45685/
🆔 @dinonline
✍یاسر میردامادی
✔️ با نگاهی به کارنامهی فکری عبدالکریم سروش، در یک کلام، میتوان گفت که حیات فکری او پیامدهای زیر و زبرکنندهای برای فکر دینی ایرانى داشته است. در این میان بیگمان باید انگشت تأکید بر نظریهی «قبض و بسط تئوریک شریعت» نهاد.
📎 پیوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45685/
🆔 @dinonline
دینآنلاین
از مرگ مؤلف تا حیات میهن؛ نگاهی به کارنامهی عبدالکریم سروش در هشتادسالگی
یاسر میردامادی: با نگاهی به کارنامهی فکری عبدالکریم سروش، در یک کلام، میتوان گفت که حیات فکری او پیامدهای زیر و زبرکنندهای برای فکر دینی ايرانى داشته است. در این میان بیگمان باید انگشت تأکید بر نظریهی «قبض و بسط تئوریک شریعت» نهاد.
👍7👎2❤1
DinOnline دینآنلاین
💢 نظم نمادین در معرض خطر: چرا حمله به «ناموس» آخرین خط دفاعی علیه پرسشهای تاریخی است؟ ✍️ پردیس بیدار ✔️ بحران قهرمانی و قانون پدر نقد تاریخی مطرحشده، مبنی بر زیر سؤال بردن چگونگی عدم دفاع حضرت علی از همسرش در برابر نامحرمان (او نظارهگر این حادثه بود،…
🔻چگونه مفاهیم قدسی سکولار میشوند؟؛
واکاوی تملکِ امر قدسی در جامه «ناموس»
✍️ پردیس بیدار
در کشاکش مناظرات الهیاتی اخیر، تقابل میان دو رویکرد به شخصیت قدسی حضرت زهرا به نقطهی عطفی رسید. حامد کاشانی با تمرکز بر «شهادت» و عبدالرحیم سلیمانی با تأکید بر «اخلاق»، هر دو دالِ «ناموس» را برای تبیین نسبت خود با زهرا برگزیدهاند. اما پرسش بنیادین اینجاست: تبدیل امر قدسی به «ناموس»، چه تأثیری بر سوژگی زنانه و ساختار قدرت در زبان و اندیشهی ما دارد؟
۱. تملکِ سوژه: ناموس به مثابه ابزار ابژهانگاری
واژهی «ناموس» در بافت فرهنگی ما پیوندی ناگسستنی با مفاهیم «مالکیت» و «جنسیت» دارد. از منظر فمینیستی، ناموس واژهای است که انسان (بهویژه زن) را از یک «سوژه» (کنشگر) به یک «ابژه» (دارایی) تقلیل میدهد؛ ابژهای که مرد باید برای حفظ شرافتِ خود از آن «محافظت» کند.
حامد کاشانی در پارادایم خود، ناموسِ خون را مطرح می سازد، در نگاه او، «شهادت» ناموس قلمداد میشود و هویت فاطمه در دایرهی «مظلومیت و انفعال» منجمد میگردد. زهرا، نه یک کنشگر تاریخی، بلکه بدنی است که «بر او عمل شده» و اکنون مردان باید حول این پیکر رنجدیده، غیرتورزی کنند. این رویکرد، بازتولید کهنالگوی «زن به مثابه قربانی» است که مرد را در جایگاه تنها «مدافع و خونخواه» ابقا میکند.
عبدالرحیم سلیمانی، اگرچه با جایگزینی «اخلاق» به جای «خون» گامی به سوی مدنیت برمیدارد(ناموس اخلاق)، اما همچنان در دام «استعمارِ فضیلت» گرفتار است. تبدیل اخلاقِ یک زن به ناموسِ یک مرد، به معنای سلب عاملیت از اوست؛ گویی فضایل آن زن تنها زمانی اعتبار مییابند که دستاویزی برای هویتبخشی به سوژهی مرد باشند. (البته اردستانی بلافاصله با قرار دادن علی در کنار زهرا، سعی در واسازی بار جنسیتی واژه ناموس دارد؛ اما در واقع اینجا هم «سلسلهمراتب» را پنهان میکند. در ساختار سنتی، علی «صاحب ناموس» است و زهرا «خودِ ناموس». وقتی سوژه (یعنی سلیمانی) هر دو را ناموسِ خود میخواند، ناخودآگاه خود را در جایگاهی برتر از هر دو (به مثابه مالکِ مطلق) قرار میدهد).
۲. گذار پارادایمیک: از «دینِ خون و گریه» به «دینِ قانون و رفتار»
تغییر تمرکز ناموس از «شهادت» به «اخلاق»، نشاندهنده یک جابهجایی عمیق در لایههای فکری و الهیاتی جامعه است. این گذار را میتوان در دو سطح ساده کرد:
سطح اول: از از دینِ تروما به دینِ دستورالعمل: در نگاه سنتی (کاشانی) دینداری با «احساسات تند، تروما و گریه» گره میخورد. ناموس یعنی «زخمی که نباید فراموش شود». اما در نگاه نوگرا (سلیمانی) دینداری به سمت «نظم و قرارداد» حرکت میکند. اخلاق دیگر یک شور خروشان نیست، بلکه یک «زبان و قانون» است. ناموس در اینجا نه یک زخم، بلکه «نقشهی راهی» برای زندگی است. در این پارادایم، خدا از «خونخواه» به «قانونگذار» تبدیل میشود.
سطح دوم: مدنی شدنِ «غیرت»: این گذار نشاندهنده چرخش از «غیرت حماسی» (فریاد کشیدن بر سر قاتل) به سمت «غیرت اخلاقی» (منضبط بودن و رعایت الگوهای رفتاری) است. هرچند نگاه دوم «آرامتر» به نظر میرسد، اما هر دو رویکرد همچنان از فیگور قدسی برای «تعریف خود» بهره میبرند، نه برای رسمیت بخشیدن به استقلال آن شخصیت.
3. عاملیتِ گمشده؛ ضرورتِ گذار از «ناموس» به «سوژه مستقل»
در ترازوی نقد فمینیستی و لکانی، پرسش بنیادین این است: «پس خودِ زهرا کجاست؟» وقتی ساحت قدسی به «ناموس» تقلیل مییابد، در واقع میان دو میلِ تملکگرایانه سرگردان میشود: یا به عنوان «پرچم خونین» برای تحریک غیرت سنتی به کار میرود و یا به عنوان «پروتکل رفتاری» برای منضبط کردنِ سوژه مدرن. «ناموس» زنجیری است که نه تنها زن را به ابژه (دارایی) تبدیل میکند، بلکه مرد را نیز در زندانِ «غیرت» (خواه خونی و خواه مدنی) محبوس میسازد و او را مجبور به پرکردن خلأهای هویتی خود از طریق مالکیت بر دیگری میکند. رهایی الهیاتی در گرو شکستن این آینهی خودمحور است. این راه با پذیرش حضرت زهرا به عنوان انسانی آزاد و سوژهای مستقل آغاز میشود؛ سوژهای که وجودش فراتر از فانتزیهای ما برای سوگواری یا نظم است.
حرف آخر: ما باید بیاموزیم که فیگورهای قدسی را نه برای «کارکردشان» (به عنوان ناموس) و نه برای تهییج یا تحمیل انضباط، بلکه برای «خودشان» بخواهیم. خواستنِ زهرا تنها به دلیل کارکردش به مثابه «ناموس»، به معنای هضم کردن آن فیگور در یک ساختار سکولار و تملکگرایانه است. عاملیت و اعتبار او باید از زیست آزادانهاش نشأت بگیرد، نه از نسبتی که ما (به عنوان مالک) با او برقرار میکنیم. به بیان ساده، بگذاریم زهرا، «زهرا» باشد.
🆔 @dinonline
واکاوی تملکِ امر قدسی در جامه «ناموس»
✍️ پردیس بیدار
در کشاکش مناظرات الهیاتی اخیر، تقابل میان دو رویکرد به شخصیت قدسی حضرت زهرا به نقطهی عطفی رسید. حامد کاشانی با تمرکز بر «شهادت» و عبدالرحیم سلیمانی با تأکید بر «اخلاق»، هر دو دالِ «ناموس» را برای تبیین نسبت خود با زهرا برگزیدهاند. اما پرسش بنیادین اینجاست: تبدیل امر قدسی به «ناموس»، چه تأثیری بر سوژگی زنانه و ساختار قدرت در زبان و اندیشهی ما دارد؟
۱. تملکِ سوژه: ناموس به مثابه ابزار ابژهانگاری
واژهی «ناموس» در بافت فرهنگی ما پیوندی ناگسستنی با مفاهیم «مالکیت» و «جنسیت» دارد. از منظر فمینیستی، ناموس واژهای است که انسان (بهویژه زن) را از یک «سوژه» (کنشگر) به یک «ابژه» (دارایی) تقلیل میدهد؛ ابژهای که مرد باید برای حفظ شرافتِ خود از آن «محافظت» کند.
حامد کاشانی در پارادایم خود، ناموسِ خون را مطرح می سازد، در نگاه او، «شهادت» ناموس قلمداد میشود و هویت فاطمه در دایرهی «مظلومیت و انفعال» منجمد میگردد. زهرا، نه یک کنشگر تاریخی، بلکه بدنی است که «بر او عمل شده» و اکنون مردان باید حول این پیکر رنجدیده، غیرتورزی کنند. این رویکرد، بازتولید کهنالگوی «زن به مثابه قربانی» است که مرد را در جایگاه تنها «مدافع و خونخواه» ابقا میکند.
عبدالرحیم سلیمانی، اگرچه با جایگزینی «اخلاق» به جای «خون» گامی به سوی مدنیت برمیدارد(ناموس اخلاق)، اما همچنان در دام «استعمارِ فضیلت» گرفتار است. تبدیل اخلاقِ یک زن به ناموسِ یک مرد، به معنای سلب عاملیت از اوست؛ گویی فضایل آن زن تنها زمانی اعتبار مییابند که دستاویزی برای هویتبخشی به سوژهی مرد باشند. (البته اردستانی بلافاصله با قرار دادن علی در کنار زهرا، سعی در واسازی بار جنسیتی واژه ناموس دارد؛ اما در واقع اینجا هم «سلسلهمراتب» را پنهان میکند. در ساختار سنتی، علی «صاحب ناموس» است و زهرا «خودِ ناموس». وقتی سوژه (یعنی سلیمانی) هر دو را ناموسِ خود میخواند، ناخودآگاه خود را در جایگاهی برتر از هر دو (به مثابه مالکِ مطلق) قرار میدهد).
۲. گذار پارادایمیک: از «دینِ خون و گریه» به «دینِ قانون و رفتار»
تغییر تمرکز ناموس از «شهادت» به «اخلاق»، نشاندهنده یک جابهجایی عمیق در لایههای فکری و الهیاتی جامعه است. این گذار را میتوان در دو سطح ساده کرد:
سطح اول: از از دینِ تروما به دینِ دستورالعمل: در نگاه سنتی (کاشانی) دینداری با «احساسات تند، تروما و گریه» گره میخورد. ناموس یعنی «زخمی که نباید فراموش شود». اما در نگاه نوگرا (سلیمانی) دینداری به سمت «نظم و قرارداد» حرکت میکند. اخلاق دیگر یک شور خروشان نیست، بلکه یک «زبان و قانون» است. ناموس در اینجا نه یک زخم، بلکه «نقشهی راهی» برای زندگی است. در این پارادایم، خدا از «خونخواه» به «قانونگذار» تبدیل میشود.
سطح دوم: مدنی شدنِ «غیرت»: این گذار نشاندهنده چرخش از «غیرت حماسی» (فریاد کشیدن بر سر قاتل) به سمت «غیرت اخلاقی» (منضبط بودن و رعایت الگوهای رفتاری) است. هرچند نگاه دوم «آرامتر» به نظر میرسد، اما هر دو رویکرد همچنان از فیگور قدسی برای «تعریف خود» بهره میبرند، نه برای رسمیت بخشیدن به استقلال آن شخصیت.
3. عاملیتِ گمشده؛ ضرورتِ گذار از «ناموس» به «سوژه مستقل»
در ترازوی نقد فمینیستی و لکانی، پرسش بنیادین این است: «پس خودِ زهرا کجاست؟» وقتی ساحت قدسی به «ناموس» تقلیل مییابد، در واقع میان دو میلِ تملکگرایانه سرگردان میشود: یا به عنوان «پرچم خونین» برای تحریک غیرت سنتی به کار میرود و یا به عنوان «پروتکل رفتاری» برای منضبط کردنِ سوژه مدرن. «ناموس» زنجیری است که نه تنها زن را به ابژه (دارایی) تبدیل میکند، بلکه مرد را نیز در زندانِ «غیرت» (خواه خونی و خواه مدنی) محبوس میسازد و او را مجبور به پرکردن خلأهای هویتی خود از طریق مالکیت بر دیگری میکند. رهایی الهیاتی در گرو شکستن این آینهی خودمحور است. این راه با پذیرش حضرت زهرا به عنوان انسانی آزاد و سوژهای مستقل آغاز میشود؛ سوژهای که وجودش فراتر از فانتزیهای ما برای سوگواری یا نظم است.
حرف آخر: ما باید بیاموزیم که فیگورهای قدسی را نه برای «کارکردشان» (به عنوان ناموس) و نه برای تهییج یا تحمیل انضباط، بلکه برای «خودشان» بخواهیم. خواستنِ زهرا تنها به دلیل کارکردش به مثابه «ناموس»، به معنای هضم کردن آن فیگور در یک ساختار سکولار و تملکگرایانه است. عاملیت و اعتبار او باید از زیست آزادانهاش نشأت بگیرد، نه از نسبتی که ما (به عنوان مالک) با او برقرار میکنیم. به بیان ساده، بگذاریم زهرا، «زهرا» باشد.
🆔 @dinonline
❤10👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اپیزود ۲۱م پادکست تئوکست بهزودی منتشر میشود:
🔻از مهندسی نفت به معلمی دینی
✔️با نسل جدید، نسل زد، چطور از دین حرف بزنیم؟
مخصوصا وقتی پای صحبت از آموزش رسمی در مدرسه میشود؟
در این اپیزود با احمد اسدی حرف زدیم، مهندس نفتی که معلم دینی شد، و در بُرههای هم معاون اداره آموزش و پرورش بود و باز به کلاس درس برگشت.
🆔@theocastschool
🆔@dinonline
🔻از مهندسی نفت به معلمی دینی
✔️با نسل جدید، نسل زد، چطور از دین حرف بزنیم؟
مخصوصا وقتی پای صحبت از آموزش رسمی در مدرسه میشود؟
در این اپیزود با احمد اسدی حرف زدیم، مهندس نفتی که معلم دینی شد، و در بُرههای هم معاون اداره آموزش و پرورش بود و باز به کلاس درس برگشت.
🆔@theocastschool
🆔@dinonline
❤4👎1
🔻نگاهی به کتاب قرآن رنجدیدگان و رنج انسان معاصر در گفتوگو با مرضیه محصص
✔️دکتر شاداب رحمتالله، دکترای اندیشه اسلامی معاصر از دانشگاه آکسفورد و استاد مطالعات اسلامی دانشگاه ادینبرو، در کتاب «قرآن رنجدیدگان: الهیات رهاییبخش و عدالت جنسیتی در اسلام» نشان میدهد که چگونه میتوان میان متن وحیانی و واقعیتهای پیچیدۀ اجتماعی امروز پیوندی فعال برقرار کرد و قرآن را از سطح پژوهشهای صرفاً تاریخی یا متنمحور به عرصۀ سیاستگذاری اخلاقی کشاند.
نویسنده با تحلیل نظاممند چهار مفسر معاصر، روشن میسازد که خوانش عدالتمحور قرآن که بر پیوستگی متن، تأمل انتقادی در سنت، توجه به تجربه زیستۀ محرومان و تکیه بر مشارکت مردمی در فهم قرآن مبتنی است، میتواند چارچوبی نو برای مواجهۀ مسلمانان با مسائلی چون تبعیض، نابرابری، خشونت ساختاری، و چالشهای جنسیتی فراهم آورد.
دکتر مرضیه محصص (عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، دانشکده الهیات و ادیان) در این گفتوگو به بررسی کتاب «قرآن رنجدیدگان: الهیات رهاییبخش و عدالت جنسیتی در اسلام» اثر دکتر شاداب رحمتالله پرداخته و آن را اثری پیشگام در بازخوانی قرآن بهمثابه متنی زنده و عدالتخواه معرفی میکند. محصص توضیح میدهد که این کتاب، با تحلیل نظاممند آراء چهار متفکر معاصر مسلمان، نشان میدهد چگونه میتوان قرآن را از حاشیهنشینی تاریخی به متن سیاستگذاری اخلاقی و مبارزه با ستم منتقل کرد.
📎 پیوند به متن کامل این مطلب در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45698/
🆔 @dinonline
✔️دکتر شاداب رحمتالله، دکترای اندیشه اسلامی معاصر از دانشگاه آکسفورد و استاد مطالعات اسلامی دانشگاه ادینبرو، در کتاب «قرآن رنجدیدگان: الهیات رهاییبخش و عدالت جنسیتی در اسلام» نشان میدهد که چگونه میتوان میان متن وحیانی و واقعیتهای پیچیدۀ اجتماعی امروز پیوندی فعال برقرار کرد و قرآن را از سطح پژوهشهای صرفاً تاریخی یا متنمحور به عرصۀ سیاستگذاری اخلاقی کشاند.
نویسنده با تحلیل نظاممند چهار مفسر معاصر، روشن میسازد که خوانش عدالتمحور قرآن که بر پیوستگی متن، تأمل انتقادی در سنت، توجه به تجربه زیستۀ محرومان و تکیه بر مشارکت مردمی در فهم قرآن مبتنی است، میتواند چارچوبی نو برای مواجهۀ مسلمانان با مسائلی چون تبعیض، نابرابری، خشونت ساختاری، و چالشهای جنسیتی فراهم آورد.
دکتر مرضیه محصص (عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، دانشکده الهیات و ادیان) در این گفتوگو به بررسی کتاب «قرآن رنجدیدگان: الهیات رهاییبخش و عدالت جنسیتی در اسلام» اثر دکتر شاداب رحمتالله پرداخته و آن را اثری پیشگام در بازخوانی قرآن بهمثابه متنی زنده و عدالتخواه معرفی میکند. محصص توضیح میدهد که این کتاب، با تحلیل نظاممند آراء چهار متفکر معاصر مسلمان، نشان میدهد چگونه میتوان قرآن را از حاشیهنشینی تاریخی به متن سیاستگذاری اخلاقی و مبارزه با ستم منتقل کرد.
📎 پیوند به متن کامل این مطلب در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45698/
🆔 @dinonline
چرا مهندس نفت، معلم دینی شد؟
پاسخ دین به نیازهای انسان امروز
چه میشود که یک مهندس نفت، دنیای صنعت را رها میکند و تصمیم میگیرد معلم دینی شود؟ در این اپیزود، پای صحبتهای کسی نشستیم که این مسیر عجیب را طی کرده تا به سوالات نسل جدید درباره دین پاسخ دهد.
در این گفتگو، فراتر از کلیشهها رفتیم و درباره نیازهای فطری انسان صحبت کردیم. اینکه آیا دین فقط مجموعهای از قانون و باید و نبایدهاست، یا پاسخی برای عطش درونی ما؟
همچنین سراغ سه نوجوان رفتیم و نظرات صریحشان را شنیدیم تا ببینیم جایگاه عقل و تجربه شخصی در دینداری نسل زد کجاست. اگر دنبال یک نگاه تحلیلی اما ساده و شنیدنی هستید، این گفتگو را از دست ندید.
میزبان: علیاصغر شربتی
مهمان: احمد اسدی
مهمانان نوجوان: امیررضا، امیرعلی، علیرضا
شنیدن در کستباکس
شنیدن در اسپاتیفای
مشاهده در یوتیوب
چرا آموزش دینی در مدرسه برای نوجوان امروز جذاب نیست؟ نظراتتون رو برامون بنویسید؛ کامنتهای شما موضوع اپیزودهای بعدی ماست.
با ما همراه باشید
🆔@theocastschool
🆔@dinonline
پاسخ دین به نیازهای انسان امروز
چه میشود که یک مهندس نفت، دنیای صنعت را رها میکند و تصمیم میگیرد معلم دینی شود؟ در این اپیزود، پای صحبتهای کسی نشستیم که این مسیر عجیب را طی کرده تا به سوالات نسل جدید درباره دین پاسخ دهد.
در این گفتگو، فراتر از کلیشهها رفتیم و درباره نیازهای فطری انسان صحبت کردیم. اینکه آیا دین فقط مجموعهای از قانون و باید و نبایدهاست، یا پاسخی برای عطش درونی ما؟
همچنین سراغ سه نوجوان رفتیم و نظرات صریحشان را شنیدیم تا ببینیم جایگاه عقل و تجربه شخصی در دینداری نسل زد کجاست. اگر دنبال یک نگاه تحلیلی اما ساده و شنیدنی هستید، این گفتگو را از دست ندید.
میزبان: علیاصغر شربتی
مهمان: احمد اسدی
مهمانان نوجوان: امیررضا، امیرعلی، علیرضا
شنیدن در کستباکس
شنیدن در اسپاتیفای
مشاهده در یوتیوب
چرا آموزش دینی در مدرسه برای نوجوان امروز جذاب نیست؟ نظراتتون رو برامون بنویسید؛ کامنتهای شما موضوع اپیزودهای بعدی ماست.
با ما همراه باشید
🆔@theocastschool
🆔@dinonline
❤8👎3👍1
🌺تفأل به دیوان حافظ در شب یلدا به نیت همراهان دینآنلاین
صلاح کار کجا و من خراب کجا
ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس
کجاست دير مغان و شراب ناب کجا
چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را
سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا
ز روی دوست دل دشمنان چه دريابد
چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا
چو کحل بينش ما خاک آستان شماست
کجا رويم بفرما از اين جناب کجا
مبين به سيب زنخدان که چاه در راه است
کجا همیروی ای دل بدين شتاب کجا
بشد که ياد خوشش باد روزگار وصال
خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا
قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست
قرار چيست صبوری کدام و خواب کجا
🆔 dinonline
صلاح کار کجا و من خراب کجا
ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس
کجاست دير مغان و شراب ناب کجا
چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را
سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا
ز روی دوست دل دشمنان چه دريابد
چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا
چو کحل بينش ما خاک آستان شماست
کجا رويم بفرما از اين جناب کجا
مبين به سيب زنخدان که چاه در راه است
کجا همیروی ای دل بدين شتاب کجا
بشد که ياد خوشش باد روزگار وصال
خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا
قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست
قرار چيست صبوری کدام و خواب کجا
🆔 dinonline
👍7❤6
🔻از «روایت زوال» تا «سیاست امید»؛ تحلیلی بر کتاب «چگونه به آبادانی ایران فکر کنیم؟» اثر علی میرسپاسی
(بازخوانی طرحی نو برای آبادانی ایران)
✍محمدهادی زاهد غروی
✔️ در «زمستان فکر ایرانی»، زمانی که گفتمانهای زوال و انحطاط، ذهنیت جمعی را به سکوت و تسلیم محکوم کردهاند، کتاب علی میرسپاسی با عنوان «چگونه به آبادانی ایران فکر کنیم؟» چونان نقشهای راهبردی و افقی روشن ظاهر میشود. این اثر جسورانه، با نقد ریشهای دو پارادایم مسلط—«ناسیونالیسم باستانگرا»ی سیدجواد طباطبایی و «توسعهگرایی تکنوکراتیک» صادق زیباکلام—استدلال میکند که خود پرسش همیشگی «چرا عقب ماندیم؟» بخشی از مشکل است، نه راه حل. میرسپاسی با احضار قهرمانان خاموش تاریخ معاصر، از عباسمیرزا و مستشارالدوله تا روشنفکران مشروطه، نشان میدهد که تاریخ ایران نه تاریخ شکست، که تاریخ تلاشهای هوشمندانه برای بومیسازی مدرنیته و «آبادانی» بوده است. او با احیای این مفهوم کلیدی—به جای «توسعه»—راهکاری اخلاقی، پراگماتیست و مبتنی بر «همزیستی» ارائه میدهد که میخواهد ایران را از بنبست روایتهای فلجکننده نجات دهد و آن را به «خانهای امن» برای تمامی اقوام و اندیشهها تبدیل کند. این نوشتار، واکاوی این طرح نو و فراخوانی است برای تبدیل شدن از «سوگواران تاریخ» به «معماران آینده».
📎 پیوند به متن کامل این گزارش در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45714/
🆔 @dinonline
(بازخوانی طرحی نو برای آبادانی ایران)
✍محمدهادی زاهد غروی
✔️ در «زمستان فکر ایرانی»، زمانی که گفتمانهای زوال و انحطاط، ذهنیت جمعی را به سکوت و تسلیم محکوم کردهاند، کتاب علی میرسپاسی با عنوان «چگونه به آبادانی ایران فکر کنیم؟» چونان نقشهای راهبردی و افقی روشن ظاهر میشود. این اثر جسورانه، با نقد ریشهای دو پارادایم مسلط—«ناسیونالیسم باستانگرا»ی سیدجواد طباطبایی و «توسعهگرایی تکنوکراتیک» صادق زیباکلام—استدلال میکند که خود پرسش همیشگی «چرا عقب ماندیم؟» بخشی از مشکل است، نه راه حل. میرسپاسی با احضار قهرمانان خاموش تاریخ معاصر، از عباسمیرزا و مستشارالدوله تا روشنفکران مشروطه، نشان میدهد که تاریخ ایران نه تاریخ شکست، که تاریخ تلاشهای هوشمندانه برای بومیسازی مدرنیته و «آبادانی» بوده است. او با احیای این مفهوم کلیدی—به جای «توسعه»—راهکاری اخلاقی، پراگماتیست و مبتنی بر «همزیستی» ارائه میدهد که میخواهد ایران را از بنبست روایتهای فلجکننده نجات دهد و آن را به «خانهای امن» برای تمامی اقوام و اندیشهها تبدیل کند. این نوشتار، واکاوی این طرح نو و فراخوانی است برای تبدیل شدن از «سوگواران تاریخ» به «معماران آینده».
📎 پیوند به متن کامل این گزارش در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45714/
🆔 @dinonline
❤13😁1
🔻تحلیل دلایل ترک دین و پایبندی به آن؛ الگوی آمریکاییها چه میگوید؟
✔️در عصری که ایمان و بیایمانی در جامعۀ آمریکا در حال بازتعریف است، یک پژوهش جدید از مرکز تحقیقات پیو، نقشهای دقیق و چندوجهی از تحولات مذهبی این کشور ارائه میدهد. بر اساس این مطالعه، در حالی که بیش از یکسوم آمریکاییها دین دوران کودکی خود را ترک کردهاند، اکثریتی هنوز بر همان ایمان باقی ماندهاند. اما پرسش اساسی این است: چه عواملی سرنوشت مذهبی افراد را رقم میزند؟ این گزارش با واکاوی دادههای هزاران پاسخگو نشان میدهد که باور به تعالیم دینی، تأمین نیازهای معنوی و احساس معنا ستونهای اصلی تداوم ایمان هستند، در حالی که زوال اعتقاد، بیاهمیت شدن دین در زندگی و فاصلهگیری تدریجی، اصلیترین دلایل جدایی از آن محسوب میشوند. این مسیرها تحت تأثیر عمیق تجربیات کودکی، گرایش سیاسی و سن قرار دارند و نشان میدهند که ۸۵٪ از تغییرات مذهبی، پیش از ۳۰ سالگی رخ میدهد. این تحلیل جامع، نه تنها تصویری گویا از «چرایی» ماندن یا رفتن ارائه میکند، که شناختی حیاتی از بافت در حال دگرگونی هویت مذهبی در آمریکای امروز به دست میدهد.
📎 پیوند به ترجمه متن کامل گزارش مرکز تحقیقات پیو در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45721
🆔ُ @dinonline
✔️در عصری که ایمان و بیایمانی در جامعۀ آمریکا در حال بازتعریف است، یک پژوهش جدید از مرکز تحقیقات پیو، نقشهای دقیق و چندوجهی از تحولات مذهبی این کشور ارائه میدهد. بر اساس این مطالعه، در حالی که بیش از یکسوم آمریکاییها دین دوران کودکی خود را ترک کردهاند، اکثریتی هنوز بر همان ایمان باقی ماندهاند. اما پرسش اساسی این است: چه عواملی سرنوشت مذهبی افراد را رقم میزند؟ این گزارش با واکاوی دادههای هزاران پاسخگو نشان میدهد که باور به تعالیم دینی، تأمین نیازهای معنوی و احساس معنا ستونهای اصلی تداوم ایمان هستند، در حالی که زوال اعتقاد، بیاهمیت شدن دین در زندگی و فاصلهگیری تدریجی، اصلیترین دلایل جدایی از آن محسوب میشوند. این مسیرها تحت تأثیر عمیق تجربیات کودکی، گرایش سیاسی و سن قرار دارند و نشان میدهند که ۸۵٪ از تغییرات مذهبی، پیش از ۳۰ سالگی رخ میدهد. این تحلیل جامع، نه تنها تصویری گویا از «چرایی» ماندن یا رفتن ارائه میکند، که شناختی حیاتی از بافت در حال دگرگونی هویت مذهبی در آمریکای امروز به دست میدهد.
📎 پیوند به ترجمه متن کامل گزارش مرکز تحقیقات پیو در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45721
🆔ُ @dinonline
حق زن بودن
بازخوانی حقوق سیاسی اجتماعی زنان در ایران معاصر
با حضور سید شمسالدین حسینی کیا(عضو هیئت علمی دانشگاه عدالت)
به میزبانی مریم حقی کورانی
در صفحه اینستاگرام دینآنلاین
https://www.instagram.com/dinonline
شنبه ششم دی ماه
ساعت ۱۹
🆔 @dinonline
بازخوانی حقوق سیاسی اجتماعی زنان در ایران معاصر
با حضور سید شمسالدین حسینی کیا(عضو هیئت علمی دانشگاه عدالت)
به میزبانی مریم حقی کورانی
در صفحه اینستاگرام دینآنلاین
https://www.instagram.com/dinonline
شنبه ششم دی ماه
ساعت ۱۹
🆔 @dinonline
❤3👎1👏1🙏1
🔻چه شواهد تاریخی بر زندگی و مرگ عیسی مسیح دلالت میکند؟
✍سیمون گاترکول
✔️امروزه برخی ادعا میکنند که مسیح صرفاً یک ایده است، نه یک شخصیت واقعی در تاریخ. اما اسناد بسیاری درباره زندگی او در دوهزار سال پیش وجود دارد.
شواهد تاریخی دال بر زندگی عیسی ناصری بسیار گسترده و به لحاظ تاریخی ثابتشده است. تنها چند دهه پس از مرگ مسیح، نام او بارها در آثار مورخان یهودی و رومی و نوشتههای دهها نویسنده مسیحی ذکر شدهاست. در مقایسه، مثلاً از شاه آرتور که در حدود سال پانصد میلادی زندگی میکرده، در منابع اصلی تاریخی آنزمان نامی برده نشدهاست و برای اولینبار به نامش در نوشتههای سیصد یا چهارصد سال بعد ارجاع شدهاست.
📎 پیوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
🆔 @dinonline
✍سیمون گاترکول
✔️امروزه برخی ادعا میکنند که مسیح صرفاً یک ایده است، نه یک شخصیت واقعی در تاریخ. اما اسناد بسیاری درباره زندگی او در دوهزار سال پیش وجود دارد.
شواهد تاریخی دال بر زندگی عیسی ناصری بسیار گسترده و به لحاظ تاریخی ثابتشده است. تنها چند دهه پس از مرگ مسیح، نام او بارها در آثار مورخان یهودی و رومی و نوشتههای دهها نویسنده مسیحی ذکر شدهاست. در مقایسه، مثلاً از شاه آرتور که در حدود سال پانصد میلادی زندگی میکرده، در منابع اصلی تاریخی آنزمان نامی برده نشدهاست و برای اولینبار به نامش در نوشتههای سیصد یا چهارصد سال بعد ارجاع شدهاست.
📎 پیوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
🆔 @dinonline
❤3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔻گفتوگوی نورا نوری صفت با استاد نجفقلی حبیبی به مناسبت روز جهانی فلسفه درباره تصحیح در حال انجام کتاب قانون بوعلی سینا
این گفتوگو را در کانال یوتیوب دینآنلاین تماشا کنید!
🆔 @dinonline
این گفتوگو را در کانال یوتیوب دینآنلاین تماشا کنید!
🆔 @dinonline
❤5
🔻خداناباوری یا خداباوری؛ کدامیک پدیدهها را بهتر تبیین میکند؟
✍کِوین وَلییِر(Kevin Vallier)/ ترجمه یاسر میردامادی
✔️در بحثهای فکری (در فضای مجازی، گپهای خصوصی، مناظرههای رسمی یا نیمهرسمی و نیز در کلاسهای درس) بارها با این دیدگاه مواجه شدهام که میگوید خداناباوری پدیدهها را سادهتر از خداباوری تبیین میکند پس خداناباوری اثبات میشود و خداباوری ابطال. این اکنون دیدگاه رایجی نه فقط در فضای فکری فارسیزبان که حتی تا حدودی فضای فکری بین المللی است. در این نوشتار کوتاه و نکتهدار کِوین وَلییِر، استاد فلسفهی دانشگاه ایالتی باولینگ گرین، به مصاف این دیدگاه میرود و توضیح میدهد که اولا به جای اثبات و ابطال، که بوی قطعیت ناسفتهی ریاضیوار میدهد، بهتر است از معقولیت بیشتر، کمتر یا مساوی سخن گفت. برای سخن گفتن از معقولیت بیشتر، کمتر یا مساوی نیز باید نگاه مقایسهای (تطبیقی) داشت. اتخاذ نگاه مقایسهای بهتر است بر اساس مدلسازیهای رقیب صورت گیرد. خداباوری و خداناباوری دو نوع مدلسازی رقیب در کلانتبیین جهان اند. از این گذشته، سادگی یک تبیین لزوما درجهی معقولیت یک دیدگاه را نسبت به رقیباش بالاتر نمیبرد، زیرا جامعیت و عمق تبیینی نیز مهم اند، بلکه جامعیت و عمق تبیینی به مراتب مهمتر از سادگی است. او با مقایسهی مدلهای تبیینی خداباورانه و خداناباورانه نتیجه میگیرد که مدل تبیینی خداباورانه در مجموع به مراتب معقولتر از مدل تبیینی خداناباورانه است. با این حال از نظر او خداناباوری سراسر نامعقول نیست و ابطال نشده و باب بحث در این باب گشوده است. او نتیجه میگیرد که بهتر است خداناباوران نیز شمشیر چوبی اثبات و ابطال را وانهند و به نزاع خداباوری-خداناباوری به چشم مدلهای تبیینگرانهی رقیب بنگرند. فکر میکنم که فضای فکری فارسیزبان، چهبسا به مراتب بیش از فضای فکری انگلیسیزبان، به جدی گرفتن این توصیهی معرفتشناختی نیاز مبرم دارد.
📎 پيوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/43499/
🆔 @dinonline
✍کِوین وَلییِر(Kevin Vallier)/ ترجمه یاسر میردامادی
✔️در بحثهای فکری (در فضای مجازی، گپهای خصوصی، مناظرههای رسمی یا نیمهرسمی و نیز در کلاسهای درس) بارها با این دیدگاه مواجه شدهام که میگوید خداناباوری پدیدهها را سادهتر از خداباوری تبیین میکند پس خداناباوری اثبات میشود و خداباوری ابطال. این اکنون دیدگاه رایجی نه فقط در فضای فکری فارسیزبان که حتی تا حدودی فضای فکری بین المللی است. در این نوشتار کوتاه و نکتهدار کِوین وَلییِر، استاد فلسفهی دانشگاه ایالتی باولینگ گرین، به مصاف این دیدگاه میرود و توضیح میدهد که اولا به جای اثبات و ابطال، که بوی قطعیت ناسفتهی ریاضیوار میدهد، بهتر است از معقولیت بیشتر، کمتر یا مساوی سخن گفت. برای سخن گفتن از معقولیت بیشتر، کمتر یا مساوی نیز باید نگاه مقایسهای (تطبیقی) داشت. اتخاذ نگاه مقایسهای بهتر است بر اساس مدلسازیهای رقیب صورت گیرد. خداباوری و خداناباوری دو نوع مدلسازی رقیب در کلانتبیین جهان اند. از این گذشته، سادگی یک تبیین لزوما درجهی معقولیت یک دیدگاه را نسبت به رقیباش بالاتر نمیبرد، زیرا جامعیت و عمق تبیینی نیز مهم اند، بلکه جامعیت و عمق تبیینی به مراتب مهمتر از سادگی است. او با مقایسهی مدلهای تبیینی خداباورانه و خداناباورانه نتیجه میگیرد که مدل تبیینی خداباورانه در مجموع به مراتب معقولتر از مدل تبیینی خداناباورانه است. با این حال از نظر او خداناباوری سراسر نامعقول نیست و ابطال نشده و باب بحث در این باب گشوده است. او نتیجه میگیرد که بهتر است خداناباوران نیز شمشیر چوبی اثبات و ابطال را وانهند و به نزاع خداباوری-خداناباوری به چشم مدلهای تبیینگرانهی رقیب بنگرند. فکر میکنم که فضای فکری فارسیزبان، چهبسا به مراتب بیش از فضای فکری انگلیسیزبان، به جدی گرفتن این توصیهی معرفتشناختی نیاز مبرم دارد.
📎 پيوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/43499/
🆔 @dinonline
دینآنلاین
خداناباوری یا خداباوری؛ کدامیک پدیدهها را بهتر تبیین میکند؟
کِوین وَلییِر(Kevin Vallier)/ ترجمه یاسر میردامادی: در بحثهای فکری (در فضای مجازی، گپهای خصوصی، مناظرههای رسمی یا نیمهرسمی و نیز در کلاسهای درس) بارها با این دیدگاه مواجه شدهام که میگوید خداناباوری پدیدهها را سادهتر از خداباوری تبیین میکند پس…
❤8👍3👎1
Forwarded from خرد و خیال
🟡 فقط ۵ روز تا شروع مدرسه زمستانه خرد و خیال زمان باقی است!
➖سه کارگاه مهارتی و گفتگومحور در یک مسیر منسجم:
▪️ تفکر انتقادی
▪️گفتوگوی منطقی
▪️مغالطههای رایج در خانواده و روابط زوجین
➖ چرا حضور در این کارگاهها یک فرصت است؟ (اسلایدها را ببینید):
✅ مقرون به صرفه است
✅ جامع است
✅ ضروری است
✅ گواهی حضور اعطا میشود
(حضوری در مشهد - آنلاین)
❗️ظرفیت محدود است
آخرین فرصت ثبتنام: چهارشنبه
📌برای دریافت اطلاعات و ثبت نام، همین حالا پیام بدهید:
@kheradvakhiyal
خانه خرد و خیال | @kheradvakhiyal
سایت | اینستاگرام | توییتر
🔚
➖سه کارگاه مهارتی و گفتگومحور در یک مسیر منسجم:
▪️ تفکر انتقادی
▪️گفتوگوی منطقی
▪️مغالطههای رایج در خانواده و روابط زوجین
➖ چرا حضور در این کارگاهها یک فرصت است؟ (اسلایدها را ببینید):
✅ مقرون به صرفه است
✅ جامع است
✅ ضروری است
✅ گواهی حضور اعطا میشود
(حضوری در مشهد - آنلاین)
❗️ظرفیت محدود است
آخرین فرصت ثبتنام: چهارشنبه
📌برای دریافت اطلاعات و ثبت نام، همین حالا پیام بدهید:
@kheradvakhiyal
خانه خرد و خیال | @kheradvakhiyal
سایت | اینستاگرام | توییتر
🔚
❤1
🔻دین بدون خدا؛ انسانسازی بهمثابه پروژه آنتروپوتکنیک در اندیشه پیتر اسلوتردایک
✍محسن محصل یزدی(دکتری دینپژوهی)
✔️ در جهان پساسکولار، پرسش از جایگاه دین دیگر محدود به مباحث الهیاتی یا نزاع ایمان و بیایمانی نیست. پیتر اسلوتردایک، فیلسوف برجسته معاصر آلمانی، با ارائه خوانشی جدید از دین بهعنوان «نظام آنتروپوتکنیک»، چشماندازی انقلابی در دینپژوهی گشوده است. در این نگاه، دین نه مجموعهای از باورهای ماورایی، بلکه شبکهای پیچیده از تمرینها، آیینها و انضباطهای فرهنگی است که انسان را میسازد، میپرورد و توانایی «خودفراروی» میبخشد. اسلوتردایک با وامگیری از نیچه، فوکو و مکتب فرانکفورت، دین را باشگاهی معنوی میخواند که در آن انسانِ «حیوان تمرینگر» از طریق تکرار و ریاضت، به سوژهای اخلاقی و فرهنگی تبدیل میشود. این مقاله با واکاوی نظریه آنتروپوتکنیک، نسبت دین و خداناباوری دیندارانه، و نقدهای واردشده بر آن، مسیر جدیدی را برای فهم دین در عصر حاضر ترسیم میکند.
📎 پیوند به متن کامل این مطلب در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45741/
🆔 @dinonline
✍محسن محصل یزدی(دکتری دینپژوهی)
✔️ در جهان پساسکولار، پرسش از جایگاه دین دیگر محدود به مباحث الهیاتی یا نزاع ایمان و بیایمانی نیست. پیتر اسلوتردایک، فیلسوف برجسته معاصر آلمانی، با ارائه خوانشی جدید از دین بهعنوان «نظام آنتروپوتکنیک»، چشماندازی انقلابی در دینپژوهی گشوده است. در این نگاه، دین نه مجموعهای از باورهای ماورایی، بلکه شبکهای پیچیده از تمرینها، آیینها و انضباطهای فرهنگی است که انسان را میسازد، میپرورد و توانایی «خودفراروی» میبخشد. اسلوتردایک با وامگیری از نیچه، فوکو و مکتب فرانکفورت، دین را باشگاهی معنوی میخواند که در آن انسانِ «حیوان تمرینگر» از طریق تکرار و ریاضت، به سوژهای اخلاقی و فرهنگی تبدیل میشود. این مقاله با واکاوی نظریه آنتروپوتکنیک، نسبت دین و خداناباوری دیندارانه، و نقدهای واردشده بر آن، مسیر جدیدی را برای فهم دین در عصر حاضر ترسیم میکند.
📎 پیوند به متن کامل این مطلب در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/45741/
🆔 @dinonline
❤4👎2👍1