یک رفتار را، یکی حمایتگرانه و مراقبتی میپندارد، و یکی آن را کنترلکننده و تهاجمی در نظر میگیرد.
دیگری، کموبیش حاصل #درک و دریافت خودمان است.
#رواندرمانی_پویشی
تنظیم وقت رواندرمانی از سایت:
https://dpsychotherapy.com/psychotherapists/
واتسپ و تلگرام: 09224857787
@dynamicpsychotherapy
دیگری، کموبیش حاصل #درک و دریافت خودمان است.
#رواندرمانی_پویشی
تنظیم وقت رواندرمانی از سایت:
https://dpsychotherapy.com/psychotherapists/
واتسپ و تلگرام: 09224857787
@dynamicpsychotherapy
👍31❤4👌3🙏2👎1
شرح بالینی:
از سرِ تنهایی بود
وقتی نازلی به دنیا آمد پنج سال مانده بود تا جنگ ایران و عراق تمام شود.
هنگامی که آژیر خطر زده میشد، مادر مجبور بود پدر شوهر و سه بچهی دیگرش را به همراه نازلی به زیرزمین ببرد.
مادر نازلی از آنجا که دار قالی هم داشت خیلی فرصت زیادی برای پرورش او نداشت. او حتا مجبور بود از پدرشوهر پیر خود که از قضا سکته هم کرده بود مراقبت کند.
نازلی هر زمان درد گرسنگی سراغش میآمد، گریه میکرد و مادرش به او شیر میداد.
اما از آنجاییکه خیلی پرمشغله بود، میخواست خیلی سریع کار شیردادن را تمام کند و به کارهایش بپردازد.
او فقط مواقعی با نازلی ارتباط داشت که گرسنه بود.
نازلی وقتی شیر میخورد، در آغوش گرفته نمیشد، نوازش نمیشد و احساس رضایتی از ارتباط نمیگرفت.
احساسِ رضایت برای او با رابطهی انسانی تداعی نشد اما با شکمِ پر چرا.
گریههای نازلی گاهی از سرِ تنهایی بود و نه گرسنگی! اما مادرش با خیالِ اینکه او تازه شیر خورده و خوابش میآید، آنقدر او را تنها میگذاشت تا بخوابد.
اینگونه شد که برای نازلی ارتباط نقطهٔ امنی نشد و نتوانست به آن اطمینان کند.
او عشق را از غذا دریافت میکرد!
تنظیم وقت رواندرمانی از سایت:
https://dpsychotherapy.com/psychotherapists/
واتسپ و تلگرام: 09224857787
@dynamicpsychotherapy
از سرِ تنهایی بود
وقتی نازلی به دنیا آمد پنج سال مانده بود تا جنگ ایران و عراق تمام شود.
هنگامی که آژیر خطر زده میشد، مادر مجبور بود پدر شوهر و سه بچهی دیگرش را به همراه نازلی به زیرزمین ببرد.
مادر نازلی از آنجا که دار قالی هم داشت خیلی فرصت زیادی برای پرورش او نداشت. او حتا مجبور بود از پدرشوهر پیر خود که از قضا سکته هم کرده بود مراقبت کند.
نازلی هر زمان درد گرسنگی سراغش میآمد، گریه میکرد و مادرش به او شیر میداد.
اما از آنجاییکه خیلی پرمشغله بود، میخواست خیلی سریع کار شیردادن را تمام کند و به کارهایش بپردازد.
او فقط مواقعی با نازلی ارتباط داشت که گرسنه بود.
نازلی وقتی شیر میخورد، در آغوش گرفته نمیشد، نوازش نمیشد و احساس رضایتی از ارتباط نمیگرفت.
احساسِ رضایت برای او با رابطهی انسانی تداعی نشد اما با شکمِ پر چرا.
گریههای نازلی گاهی از سرِ تنهایی بود و نه گرسنگی! اما مادرش با خیالِ اینکه او تازه شیر خورده و خوابش میآید، آنقدر او را تنها میگذاشت تا بخوابد.
اینگونه شد که برای نازلی ارتباط نقطهٔ امنی نشد و نتوانست به آن اطمینان کند.
او عشق را از غذا دریافت میکرد!
تنظیم وقت رواندرمانی از سایت:
https://dpsychotherapy.com/psychotherapists/
واتسپ و تلگرام: 09224857787
@dynamicpsychotherapy
👍17❤7😢5👏2😍2👌1🤣1
#تفکر_روز
ما #عاشق کسانی میشویم که تصویر آینهای از خود ایدهآل ما هستند. عشق، خویشتن نارسیسیستِ ناقصِ ما را کامل میکند.
#رواندرمانی_پویشی
@dynamicpsychotherapy
ما #عاشق کسانی میشویم که تصویر آینهای از خود ایدهآل ما هستند. عشق، خویشتن نارسیسیستِ ناقصِ ما را کامل میکند.
#رواندرمانی_پویشی
@dynamicpsychotherapy
❤22👏6👍5🤔1
خلاصه:
همه احتمالاً از خود پرسیدهاند: «چرا من این کار رو کردم؟» یا حتی، «چرا شریک زندگی من واقعاً چنین رفتاری داشت؟» توانایی ارتباطدادن و تفسیر اعمال و رفتار خود و شخص دیگر با حالات روانی را توانایی ذهنیسازی مینامند. در برخی افراد بهخوبی توسعهیافته است، درحالیکه در برخی دیگر نسبتاً شکننده است، همان طور که اغلب دربارۀ بهاصطلاح «اختلالات شخصیت مرزی» اتفاق میافتد. این شماره به این موضوع میپردازد که چگونه توانایی ذهنیسازی را ایجاد کنیم و زمانی که در ذهنیسازی ناکام میشویم، چه عواقبی در پی خواهد داشت.
حمایت از پادکست
https://hamibash.com/Mindsoftheunconscious
Www.dpsychotherapy.com
متن پادکستها
@Mindsofunconscious
همه احتمالاً از خود پرسیدهاند: «چرا من این کار رو کردم؟» یا حتی، «چرا شریک زندگی من واقعاً چنین رفتاری داشت؟» توانایی ارتباطدادن و تفسیر اعمال و رفتار خود و شخص دیگر با حالات روانی را توانایی ذهنیسازی مینامند. در برخی افراد بهخوبی توسعهیافته است، درحالیکه در برخی دیگر نسبتاً شکننده است، همان طور که اغلب دربارۀ بهاصطلاح «اختلالات شخصیت مرزی» اتفاق میافتد. این شماره به این موضوع میپردازد که چگونه توانایی ذهنیسازی را ایجاد کنیم و زمانی که در ذهنیسازی ناکام میشویم، چه عواقبی در پی خواهد داشت.
حمایت از پادکست
https://hamibash.com/Mindsoftheunconscious
Www.dpsychotherapy.com
متن پادکستها
@Mindsofunconscious
👍7❤2👏1
ذهنسازی - من همانی هستم که فکر میکنم تو فکر میکنی، هستم.
Dr. Cécile Loetz & Dr. Jakob Müller/Soliman Lawrence/محسن میرزاآقا/ناصر…
#ذهن_های_ناهشیار
-پادکستی در روانکاوی و رواندرمانی-
شمارۀ ششم: ذهنسازی - من همانی هستم که فکر میکنم تو فکر میکنی، هستم.
تهیّهکننده: مجموعهٔ رواندرمانی پویشی
ترجمهٔ پادکست آلمانیِ Rätsel des Unbewußten
نویسندگان: دکتر Cécile Loetz و دکتر Jakob Müller؛
مترجم انگلیسی: Soliman Lawrence؛
مترجم و ویراستار پارسی: محسن میرزاآقا؛
خوانشگر و کارگردانِ هنری: ناصر تقوی.
https://psy-cast.org
https://dpsychotherapy.com
https://www.instagram.com/MindsoftheUnconscious
@MindsOfTheUnconscious
-پادکستی در روانکاوی و رواندرمانی-
شمارۀ ششم: ذهنسازی - من همانی هستم که فکر میکنم تو فکر میکنی، هستم.
تهیّهکننده: مجموعهٔ رواندرمانی پویشی
ترجمهٔ پادکست آلمانیِ Rätsel des Unbewußten
نویسندگان: دکتر Cécile Loetz و دکتر Jakob Müller؛
مترجم انگلیسی: Soliman Lawrence؛
مترجم و ویراستار پارسی: محسن میرزاآقا؛
خوانشگر و کارگردانِ هنری: ناصر تقوی.
https://psy-cast.org
https://dpsychotherapy.com
https://www.instagram.com/MindsoftheUnconscious
@MindsOfTheUnconscious
❤7👍2👏2
در #رابطه، هم میل هست و هم بیمیلی!
تمامی تعارضهای درونی آدم، خود را در رابطه نیز نشان میدهد
کافیست به شکایتهایمان از رابطه و پارتنرمان توجه کنیم. مثلاً آدمی که خیلی خودمختار است و آدمی که بیشتر وابسته است!
آدمی که بیشتر از دیگران مراقبت میکند و آدمی که دل میخواهد از او مراقبت بشود.
کسی که تشنهٔ توجه و ستایش است و کسی که دیگران را کشف و ستایش میکند.
نکتهٔ طلایی اینجاست؛ این ویژگیها در آدمی ثابت نیست و با گذشت زمان تغییر میکند.
در هر رابطهای چندین گام به جلو میرویم و گاه به عقب بازمیگردیم.
هر چقدر با خودمان منعطف باشیم، در رابطهمان با دیگری نیز منعطف خواهیم بود! رشدِ فردی، از رشد ارتباطی با پارتنرمان جدا نیست.
#رواندرمانی_پویشی
تنظیم وقت رواندرمانی از سایت:
https://dpsychotherapy.com/psychotherapists/
واتسپ و تلگرام: 09224857787
@dynamicpsychotherapy
تمامی تعارضهای درونی آدم، خود را در رابطه نیز نشان میدهد
کافیست به شکایتهایمان از رابطه و پارتنرمان توجه کنیم. مثلاً آدمی که خیلی خودمختار است و آدمی که بیشتر وابسته است!
آدمی که بیشتر از دیگران مراقبت میکند و آدمی که دل میخواهد از او مراقبت بشود.
کسی که تشنهٔ توجه و ستایش است و کسی که دیگران را کشف و ستایش میکند.
نکتهٔ طلایی اینجاست؛ این ویژگیها در آدمی ثابت نیست و با گذشت زمان تغییر میکند.
در هر رابطهای چندین گام به جلو میرویم و گاه به عقب بازمیگردیم.
هر چقدر با خودمان منعطف باشیم، در رابطهمان با دیگری نیز منعطف خواهیم بود! رشدِ فردی، از رشد ارتباطی با پارتنرمان جدا نیست.
#رواندرمانی_پویشی
تنظیم وقت رواندرمانی از سایت:
https://dpsychotherapy.com/psychotherapists/
واتسپ و تلگرام: 09224857787
@dynamicpsychotherapy
👍20❤7😍2
ساختاریابی ذهن از طریق رابطه با مراقب اولیه
چگونه آسیبهای ما در یک ارتباط درمانی امن ترمیم میشود؟
یادداشتی از محبوبه خادم
فانتزیها و تجربههای ذهنی ما بدنمند هستند یا بهعبارتی؛ روان ما ریشه در جسم ما دارد و بهواسطهی یک ارتباط امن با مراقب اولیه، #ذهن از دل بدن و تجربههای بدنی پدید میآید.
ارتباط امن با مادر در سالهای ابتدایی زندگی، کمک میکند تجارب بیمعنای بدنی کودک معنا پیدا کند، کودک صاحب یک ذهن شود و توانایی فهم احوال روانی خود و دیگری را بهدستآورد.
به نقل از #بیون؛ فکر کردن همواره یک فرایند دونفره است، نفر دوم (مادر) ابتدا در جهان بیرون حضور داشته و به کمک او توانستهایم درد و رنج حاصل از تجارب زیستی بیمعنا و شدید را تحمل کرده، به آنها معنا دهیم و از آنها یک تصور ذهنی بسازیم.
بهمرور و در طی فرایند رشد، کارکرد مادر، نوع ارتباط با او و عواطف همراه با این ارتباط توسط کودک درونی میشود. کارکرد فهم و معنادهی به عواطف، نظمدهی به هیجانات و فهم حالات ذهنی خود و دیگری، تبدیل به یک ظرفیت درونی میشود.
مادر با فرایند ساختاردهی و معنابخشی، تجارب تکهپارهی کودک را معنادار و منسجم میکند. کودک در ابتدا فقط تجارب حسی و زیستی خام، بیمعنا و پردازشنشده دارد، یعنی تجارب صرفا بدنی و جسمانی.
کودک ذهنی ندارد و هیچ تصور و #بازنمایی ذهنی از احوال و تجربههای بدنی خود ندارد. این تجارب خام و بیمعنا را از طریق #همانندسازی_فرافکنانه به مادر منتقل میکند، یعنی همان حال را در مادر ایجاد میکند.
حالا مادری که نسبتا سالم باشد، میتواند این حال مبهم و پریشانی شدید را در کودک ببیند و درک کند، آن را به رسمیت بشناسد و در این حال آشفته با کودک همراه شود، همین پدیده از شدت #عواطف خارج از کنترل کودک میکاهد، به احوال بیمعنای او معنا میبخشد؛ بهعبارتی مادر این عواطف شدید را هضمشده یا سمزداییشده بهگونهای که برای کودک قابل تحمل باشد به او بازتاب میدهد.
در واقع با این کار مادر از یک حال آشفتهی بدون نام و مبهم، برای کودک یک بازنمایی یا تصور ذهنی میسازد. طی این فرایند مادر نسبتا خوب و کارکرد او توسط کودک درونی میشود.
زین پس کودک میداند این حال، دیگر به شدت قبل ترسناک و مبهم نیست، حالِ آشفتهی او نامی میگیرد، کودک یک تصور ذهنی از این احوال پیدا میکند و زین پس میداند با این حال چه باید کرد.
ادامه مطلب در لینک زیر:
https://dpsychotherapy.com/making-mind-throgh-relationship-with-caregiver/
تنظیم وقت رواندرمانی از سایت:
https://dpsychotherapy.com/psychotherapists/
واتسپ و تلگرام: 09224857787
@dynamicpsychotherapy
چگونه آسیبهای ما در یک ارتباط درمانی امن ترمیم میشود؟
یادداشتی از محبوبه خادم
فانتزیها و تجربههای ذهنی ما بدنمند هستند یا بهعبارتی؛ روان ما ریشه در جسم ما دارد و بهواسطهی یک ارتباط امن با مراقب اولیه، #ذهن از دل بدن و تجربههای بدنی پدید میآید.
ارتباط امن با مادر در سالهای ابتدایی زندگی، کمک میکند تجارب بیمعنای بدنی کودک معنا پیدا کند، کودک صاحب یک ذهن شود و توانایی فهم احوال روانی خود و دیگری را بهدستآورد.
به نقل از #بیون؛ فکر کردن همواره یک فرایند دونفره است، نفر دوم (مادر) ابتدا در جهان بیرون حضور داشته و به کمک او توانستهایم درد و رنج حاصل از تجارب زیستی بیمعنا و شدید را تحمل کرده، به آنها معنا دهیم و از آنها یک تصور ذهنی بسازیم.
بهمرور و در طی فرایند رشد، کارکرد مادر، نوع ارتباط با او و عواطف همراه با این ارتباط توسط کودک درونی میشود. کارکرد فهم و معنادهی به عواطف، نظمدهی به هیجانات و فهم حالات ذهنی خود و دیگری، تبدیل به یک ظرفیت درونی میشود.
مادر با فرایند ساختاردهی و معنابخشی، تجارب تکهپارهی کودک را معنادار و منسجم میکند. کودک در ابتدا فقط تجارب حسی و زیستی خام، بیمعنا و پردازشنشده دارد، یعنی تجارب صرفا بدنی و جسمانی.
کودک ذهنی ندارد و هیچ تصور و #بازنمایی ذهنی از احوال و تجربههای بدنی خود ندارد. این تجارب خام و بیمعنا را از طریق #همانندسازی_فرافکنانه به مادر منتقل میکند، یعنی همان حال را در مادر ایجاد میکند.
حالا مادری که نسبتا سالم باشد، میتواند این حال مبهم و پریشانی شدید را در کودک ببیند و درک کند، آن را به رسمیت بشناسد و در این حال آشفته با کودک همراه شود، همین پدیده از شدت #عواطف خارج از کنترل کودک میکاهد، به احوال بیمعنای او معنا میبخشد؛ بهعبارتی مادر این عواطف شدید را هضمشده یا سمزداییشده بهگونهای که برای کودک قابل تحمل باشد به او بازتاب میدهد.
در واقع با این کار مادر از یک حال آشفتهی بدون نام و مبهم، برای کودک یک بازنمایی یا تصور ذهنی میسازد. طی این فرایند مادر نسبتا خوب و کارکرد او توسط کودک درونی میشود.
زین پس کودک میداند این حال، دیگر به شدت قبل ترسناک و مبهم نیست، حالِ آشفتهی او نامی میگیرد، کودک یک تصور ذهنی از این احوال پیدا میکند و زین پس میداند با این حال چه باید کرد.
ادامه مطلب در لینک زیر:
https://dpsychotherapy.com/making-mind-throgh-relationship-with-caregiver/
تنظیم وقت رواندرمانی از سایت:
https://dpsychotherapy.com/psychotherapists/
واتسپ و تلگرام: 09224857787
@dynamicpsychotherapy
❤16👍6👏1👌1
شرح بالینی:
امیدِ بیمارگون
گیسو خیلی دوست داشت مانند برادرانش دوچرخه داشته باشد، اما هرگز این آرزو محقق نشد.
مادرش یا خانه نبود یا وقتی بود هنگامِ عصبانیتِ زیاد او را نیشگون میگرفت.
خواهر بزرگتر گیسو مانند مادر پرخاشگر بود. در غیاب مادر خواهرش وظایفِ خانه را انجام میداد، گیسو نیز مجبور به انجامدادن کارهای خانه بود.این زمانی بود که گیسو تنها پنج یا شش سال داشت.
گیسو وقتی با شایان دوست شد نوزده ساله بود. شایان معتاد به شیشه بود اما یک سال پس از دوستی با گیسو، مواد را ترک کرد.
گیسو چندین بار متوجه ارتباط شایان با دخترها و پسرهای دیگر شده بود. با اینکه در ابتدا بسیار برآشفته میشد اما بعدا دوباره به رابطه برمیگشت و تلاش در جهت حفظ رابطهاش میکرد.
وقتی از او و تقلاهایش برای حفظ این رابطه پرسیدم، میدانید چه گفت؟
از اُمید! او #امید دارد که شایان تغییر کند و حالِ رابطهشان خوب شود.
گیسو دچارِ “امیدِ بیمارگون” است!
دختربچهای که مادری سوءاستفادهگر دارد( عصبی، سرزنشگر) مجبور است به مادر بچسبد و خود را با امید به #تغییر مادر آرام کند.
ترس زیاد دختربچه از مادر و همچنین نیازش به او و رابطه با او موجب میشود که تلاشش را برای حفظ این #دلبستگی انجام دهد. پس او نسبت به خیانتهای مادرش کور میشود.
تنظیم وقت رواندرمانی از سایت:
https://dpsychotherapy.com/psychotherapists/
واتسپ و تلگرام: 09224857787
@dynamicpsychotherapy
امیدِ بیمارگون
گیسو خیلی دوست داشت مانند برادرانش دوچرخه داشته باشد، اما هرگز این آرزو محقق نشد.
مادرش یا خانه نبود یا وقتی بود هنگامِ عصبانیتِ زیاد او را نیشگون میگرفت.
خواهر بزرگتر گیسو مانند مادر پرخاشگر بود. در غیاب مادر خواهرش وظایفِ خانه را انجام میداد، گیسو نیز مجبور به انجامدادن کارهای خانه بود.این زمانی بود که گیسو تنها پنج یا شش سال داشت.
گیسو وقتی با شایان دوست شد نوزده ساله بود. شایان معتاد به شیشه بود اما یک سال پس از دوستی با گیسو، مواد را ترک کرد.
گیسو چندین بار متوجه ارتباط شایان با دخترها و پسرهای دیگر شده بود. با اینکه در ابتدا بسیار برآشفته میشد اما بعدا دوباره به رابطه برمیگشت و تلاش در جهت حفظ رابطهاش میکرد.
وقتی از او و تقلاهایش برای حفظ این رابطه پرسیدم، میدانید چه گفت؟
از اُمید! او #امید دارد که شایان تغییر کند و حالِ رابطهشان خوب شود.
گیسو دچارِ “امیدِ بیمارگون” است!
دختربچهای که مادری سوءاستفادهگر دارد( عصبی، سرزنشگر) مجبور است به مادر بچسبد و خود را با امید به #تغییر مادر آرام کند.
ترس زیاد دختربچه از مادر و همچنین نیازش به او و رابطه با او موجب میشود که تلاشش را برای حفظ این #دلبستگی انجام دهد. پس او نسبت به خیانتهای مادرش کور میشود.
تنظیم وقت رواندرمانی از سایت:
https://dpsychotherapy.com/psychotherapists/
واتسپ و تلگرام: 09224857787
@dynamicpsychotherapy
💔16❤9👍6👏5👌2
#اعتیاد، مواجهه با #غم و سِر کردن #ترس است. اعتیاد #خشم است. اعتیاد #شرم و احساس گناهِ زیاد است.
فرد با مصرف مواد، میتواند حرف بزند، #گریه کند و غمش را بیان کند.
در اغلب موارد، خود مواد عامل اصلی ایجاد اعتیاد نیست. بلکه آمادگی اعتیاد از پیش وجود دارد.
برای مثال؛ در اکثر افراد #الکل باعث اعتیاد نمیشود، و یا مصرف #هروئین تصادفی نیست بلکه خانواده بههمریخته، زمینه فرهنگی و تجربههای تروماتیک دخیل است.
در مرکز همه رفتارهای اعتیادی، حسی از بیقراری، راحت نبودن با خود و احساس ناکامیِ شدیدِ درونی هست. بیان این احساسات برای فرد بسیار پیچیده و سخت است. این احساسات تنها از طریق مصرف مواد میتواند در او ظاهر شود.
#رواندرمانی_پویشی
تنظیم وقت رواندرمانی از سایت:
https://dpsychotherapy.com/psychotherapists/
واتسپ و تلگرام: 09224857787
@dynamicpsychotherapy
فرد با مصرف مواد، میتواند حرف بزند، #گریه کند و غمش را بیان کند.
در اغلب موارد، خود مواد عامل اصلی ایجاد اعتیاد نیست. بلکه آمادگی اعتیاد از پیش وجود دارد.
برای مثال؛ در اکثر افراد #الکل باعث اعتیاد نمیشود، و یا مصرف #هروئین تصادفی نیست بلکه خانواده بههمریخته، زمینه فرهنگی و تجربههای تروماتیک دخیل است.
در مرکز همه رفتارهای اعتیادی، حسی از بیقراری، راحت نبودن با خود و احساس ناکامیِ شدیدِ درونی هست. بیان این احساسات برای فرد بسیار پیچیده و سخت است. این احساسات تنها از طریق مصرف مواد میتواند در او ظاهر شود.
#رواندرمانی_پویشی
تنظیم وقت رواندرمانی از سایت:
https://dpsychotherapy.com/psychotherapists/
واتسپ و تلگرام: 09224857787
@dynamicpsychotherapy
👍18❤7👌3👏2
مالیخولیا: بهترین نوع ناامیدی
ترجمه لیلا دیانتیزاده
راههای زیادی وجود دارد که بتوانیم ناخشنودی که در ذات بشری ما وجود دارد را مدیریت نماییم: ممکن است خشمگین یا #ناامید شویم، ممکن است فریاد زده و شیون کنیم، ممکن است رفتار قهرآمیز داشته باشیم یا گریه کنیم.
ولی احتمالا راه بهتری برای روبهرو شدن با این #رنج و حس ناکافی بودن که همچون نفرینی مادرزادی با ماست وجود ندارد؛ احساسی که بهسختی میتوان در مورد آن به یک توافق جمعی رسید یا در فضای پرتنش دنیای امروز آن را به زبان آورد.
باتوجه به میزان چالشهایی که ما امروزه با آنها روبهرو هستیم، هدف ما همیشه نباید جستجوی راههایی برای رسیدن به شادی و امید باشد، بلکه یافتن راههایی که با کمک آنها بتوانیم بهشیوهای هوشمندانه و ثمربخش #ناخشنودی را حلوفصل کنیم به همان اندازه مهم است.
اگر بتوانیم راههای بهتر و بدتر پرداختن به رنجمان را شناسایی کنیم، آن زمان است که میتوانیم #مالیخولیا را بهعنوان معنای حقیقی رنج زنده بودن، ارزشمند بدانیم.
مهم است که از همین ابتدا مشخص کنیم مالیخولیا در طیف #احساسات، بخش تاریکتر وجود ما نیست. مالیخولیا تندخویی نیست.
فردی که به مالیخولیا دچار است از همان سنین پایین فهمیده است که بخش عظیمی از جهان رنج و #ملال است و دنیایش را حول همین ایده ساخته است.
ادامه مطلب در لینک زیر:
https://dpsychotherapy.com/melancholey-is-best-despair/
تنظیم وقت رواندرمانی از سایت:
https://dpsychotherapy.com/psychotherapists/
واتسپ و تلگرام: 09224857787
@dynamicpsychotherapy
ترجمه لیلا دیانتیزاده
راههای زیادی وجود دارد که بتوانیم ناخشنودی که در ذات بشری ما وجود دارد را مدیریت نماییم: ممکن است خشمگین یا #ناامید شویم، ممکن است فریاد زده و شیون کنیم، ممکن است رفتار قهرآمیز داشته باشیم یا گریه کنیم.
ولی احتمالا راه بهتری برای روبهرو شدن با این #رنج و حس ناکافی بودن که همچون نفرینی مادرزادی با ماست وجود ندارد؛ احساسی که بهسختی میتوان در مورد آن به یک توافق جمعی رسید یا در فضای پرتنش دنیای امروز آن را به زبان آورد.
باتوجه به میزان چالشهایی که ما امروزه با آنها روبهرو هستیم، هدف ما همیشه نباید جستجوی راههایی برای رسیدن به شادی و امید باشد، بلکه یافتن راههایی که با کمک آنها بتوانیم بهشیوهای هوشمندانه و ثمربخش #ناخشنودی را حلوفصل کنیم به همان اندازه مهم است.
اگر بتوانیم راههای بهتر و بدتر پرداختن به رنجمان را شناسایی کنیم، آن زمان است که میتوانیم #مالیخولیا را بهعنوان معنای حقیقی رنج زنده بودن، ارزشمند بدانیم.
مهم است که از همین ابتدا مشخص کنیم مالیخولیا در طیف #احساسات، بخش تاریکتر وجود ما نیست. مالیخولیا تندخویی نیست.
فردی که به مالیخولیا دچار است از همان سنین پایین فهمیده است که بخش عظیمی از جهان رنج و #ملال است و دنیایش را حول همین ایده ساخته است.
ادامه مطلب در لینک زیر:
https://dpsychotherapy.com/melancholey-is-best-despair/
تنظیم وقت رواندرمانی از سایت:
https://dpsychotherapy.com/psychotherapists/
واتسپ و تلگرام: 09224857787
@dynamicpsychotherapy
👍10❤8👏1👌1💔1
شرح بالینی:
در دروغگویی
سوگند دختری دروغگو است که به پارتنرش متعهد نیست! درست است که صفت دروغگو بار منفی دارد؛ از این رو که فرد با دروغ گفتن دیگران را استثمار میکند اما او دلایل متفاوتی برایش دارد.
کیارش پارتنر سوگند است. آنها باهم زندگی میکنند. بسیار همدیگر را دوست دارند. بااینحال، سوگند نمیتواند ازلحاظ جنسی فقط با کیارش باشد. چندبار هم دستش رو شده.
وقتی او بیشتر از خودش و روابطش میگوید به چرایی رفتارش پی میبریم. دروغهای سوگند بهنوعی بیانگر استقلال و حریم خصوصی او هستند.
ازآنجاییکه مادرش بسیار کنترلگر و پرخاشگر بود، تنها راه حفظ حریم شخصیاش را پنهان کردن حقیقت از مادرش میدانسته. این تنها راه مستقل شدن او از مادرش بوده است.
سوگند با فریفتن مادرش احساس پیروزی میکرد و این آزادیِ پنهانی خوشحالش میکرد.
حالا هر رابطۀ دونفرۀ صمیمی یادآور رابطۀ او با مادرش است. او در این مدل روابط احساس خفگی میکند و بهشدت میترسد.
برای اینکه گیر نیفتد و احساس رهایی کند، باید با فردی غیر از پارتنرش رابطه داشته باشد. او با پنهان کردن این روابط از کیارش احساس میکند حریم خصوصیاش حفظشده است.
سوگند فاصلهٔ زیادی با خود واقعیاش دارد. او به کیارش، پارتنرهای دیگرش و به خودش دروغ میگوید. نهتنها از این روابط لذت نمیبرد بلکه وقتی کیارش متوجه این روابط پنهانی میشود همهچیز از هم میپاشد.
سوگند احساس شرم میکند کیارش هم عصبانی و شرمگین است، حس بیکفایتی دارد و فکر میکند برای سوگند کافی نیست.
تنظیم وقت رواندرمانی از سایت:
https://dpsychotherapy.com/psychotherapists/
واتسپ و تلگرام: 09224857787
@dynamicpsychotherapy
در دروغگویی
سوگند دختری دروغگو است که به پارتنرش متعهد نیست! درست است که صفت دروغگو بار منفی دارد؛ از این رو که فرد با دروغ گفتن دیگران را استثمار میکند اما او دلایل متفاوتی برایش دارد.
کیارش پارتنر سوگند است. آنها باهم زندگی میکنند. بسیار همدیگر را دوست دارند. بااینحال، سوگند نمیتواند ازلحاظ جنسی فقط با کیارش باشد. چندبار هم دستش رو شده.
وقتی او بیشتر از خودش و روابطش میگوید به چرایی رفتارش پی میبریم. دروغهای سوگند بهنوعی بیانگر استقلال و حریم خصوصی او هستند.
ازآنجاییکه مادرش بسیار کنترلگر و پرخاشگر بود، تنها راه حفظ حریم شخصیاش را پنهان کردن حقیقت از مادرش میدانسته. این تنها راه مستقل شدن او از مادرش بوده است.
سوگند با فریفتن مادرش احساس پیروزی میکرد و این آزادیِ پنهانی خوشحالش میکرد.
حالا هر رابطۀ دونفرۀ صمیمی یادآور رابطۀ او با مادرش است. او در این مدل روابط احساس خفگی میکند و بهشدت میترسد.
برای اینکه گیر نیفتد و احساس رهایی کند، باید با فردی غیر از پارتنرش رابطه داشته باشد. او با پنهان کردن این روابط از کیارش احساس میکند حریم خصوصیاش حفظشده است.
سوگند فاصلهٔ زیادی با خود واقعیاش دارد. او به کیارش، پارتنرهای دیگرش و به خودش دروغ میگوید. نهتنها از این روابط لذت نمیبرد بلکه وقتی کیارش متوجه این روابط پنهانی میشود همهچیز از هم میپاشد.
سوگند احساس شرم میکند کیارش هم عصبانی و شرمگین است، حس بیکفایتی دارد و فکر میکند برای سوگند کافی نیست.
تنظیم وقت رواندرمانی از سایت:
https://dpsychotherapy.com/psychotherapists/
واتسپ و تلگرام: 09224857787
@dynamicpsychotherapy
❤19👍9👌3🤮2👏1🤡1🌭1
#تفکر_روز
اگر ما درمانگران در نهان، از عمق، تهعد عاشقانه و مشتاقانه، شور و شفقت نداشته باشیم، نمیتوانیم اینهمه فشار را تحمل کنیم.
#هانا_سگال
@dynamicpsychotherapy
اگر ما درمانگران در نهان، از عمق، تهعد عاشقانه و مشتاقانه، شور و شفقت نداشته باشیم، نمیتوانیم اینهمه فشار را تحمل کنیم.
#هانا_سگال
@dynamicpsychotherapy
👍23❤12💯3
#تفکر_روز
آسیبهای بزرگ سبب میشود ما در تفسیر زمان حال، متأثر از گذشتهای تغییرناپذیر گیر کنیم.
#فاندرکرک
@dynamicpsychotherapy
آسیبهای بزرگ سبب میشود ما در تفسیر زمان حال، متأثر از گذشتهای تغییرناپذیر گیر کنیم.
#فاندرکرک
@dynamicpsychotherapy
👍35❤4👌2
Audio
❤9👌2🤝2
شرح بالینی:
حال تنها میمیرد
دو زن، که باهم دوستاند: هر دو بسیار بیمار. بیماری یکی عصبی است و امکان بهبودش هست؛ دیگری سِل پیشرفته دارد و هیچ امیدی نیست.
عصر یکی از روزها، زن مسلول بر بالین دوستش. و اینیکی میگوید:
«میدانی، تا امروز، حتی در بدترین حملههای بیماریام، چیزی برایم باقی بود. امیدی سرسختانه به زنده ماندن. امروز به نظرم میآید که دیگر چیزی نیست که بدان امیدی ببندم. چنان خستهام که گمان میبرم هرگز دیگر از بستر بر نخواهم خاست.»
آنوقت آن دیگری با شادی پرشوری که در چشمانش میدرخشد دست او را میگیرد: «اوه! ما باهم به سفر آخرت خواهیم رفت.»
همان زنها_زن مسلول در حال مرگ، دیگری تقریباً شفا یافته. او به فرانسه سفرکرده است تا شیوۀ درمانی تازهای را بیازماید.
و آن دیگری او را به این سبب سرزنش میکند. ظاهرا دوستش را بدین سبب که او را تنها گذاشته است، سرزنش میکند.
ولی راستش این است که از دیدن بهبود حال دوستش رنج میبرد. این امید جنونآمیز را داشت که تنها نخواهد مُرد و عزیزترین دوستش را نیز با خود خواهد برد. حال تنها میمیرد. و این آگاهی، دوستی او را به نفرتی وحشتناک میآلاید.
تنظیم وقت رواندرمانی از سایت:
https://dpsychotherapy.com/psychotherapists/
واتسپ و تلگرام: 09224857787
@dynamicpsychotherapy
حال تنها میمیرد
دو زن، که باهم دوستاند: هر دو بسیار بیمار. بیماری یکی عصبی است و امکان بهبودش هست؛ دیگری سِل پیشرفته دارد و هیچ امیدی نیست.
عصر یکی از روزها، زن مسلول بر بالین دوستش. و اینیکی میگوید:
«میدانی، تا امروز، حتی در بدترین حملههای بیماریام، چیزی برایم باقی بود. امیدی سرسختانه به زنده ماندن. امروز به نظرم میآید که دیگر چیزی نیست که بدان امیدی ببندم. چنان خستهام که گمان میبرم هرگز دیگر از بستر بر نخواهم خاست.»
آنوقت آن دیگری با شادی پرشوری که در چشمانش میدرخشد دست او را میگیرد: «اوه! ما باهم به سفر آخرت خواهیم رفت.»
همان زنها_زن مسلول در حال مرگ، دیگری تقریباً شفا یافته. او به فرانسه سفرکرده است تا شیوۀ درمانی تازهای را بیازماید.
و آن دیگری او را به این سبب سرزنش میکند. ظاهرا دوستش را بدین سبب که او را تنها گذاشته است، سرزنش میکند.
ولی راستش این است که از دیدن بهبود حال دوستش رنج میبرد. این امید جنونآمیز را داشت که تنها نخواهد مُرد و عزیزترین دوستش را نیز با خود خواهد برد. حال تنها میمیرد. و این آگاهی، دوستی او را به نفرتی وحشتناک میآلاید.
تنظیم وقت رواندرمانی از سایت:
https://dpsychotherapy.com/psychotherapists/
واتسپ و تلگرام: 09224857787
@dynamicpsychotherapy
❤14👍9🤯3
#تفکر_روز
شناخت خودمان، به ما آزادی در خلاقیت و #عشق را میدهد.
#رواندرمانی_پویشی
@dynamicpsychotherapy
شناخت خودمان، به ما آزادی در خلاقیت و #عشق را میدهد.
#رواندرمانی_پویشی
@dynamicpsychotherapy
❤21👍9👌2
معضلاتی بزرگ با عنوانی گمراهکننده؛ کمالگرایی
پس از سوختن تصادفی شام، زیبا احساس #گناه شدیدی کرد و معتقد بود که خانوادهاش را سرافکنده کرده است.علیرغم اطمینان و عدم ناراحتی، خنده و سفارش غذا از بیرون، باز هم نمیتوانست با احساس شکست کنار بیایید.
احساس گناه باعث شد که از ترس اشتباه دیگر، به طور کامل از آشپزی اجتناب کند. احساس گناه زیبا احتمالاً از این باور عمیق ناشی میشود که او باید استانداردهای بالایی را رعایت کند تا حامی و مراقب خوبی برای خانواده خود باشد.
تجربیات گذشته، احتمالاً شامل انتقاد یا احساس مسئولیت زیاد، ممکن است این احساس را تقویت کرده باشد، حتی اشتباهات جزئی را برای او مهم و غیرقابل قبول جلوه دهد.
این ذهنیت میتواند بیش از حد سبب «خود انتقادی» شود و باعث احساس گناهِ نامتناسب به خاطر اشتباهات جزئی مانند سوزاندن شام شود٠ زیبا ممکن است ذهنیت #کمالگرا داشته باشد، جایی که او معتقد است هر کاری که انجام میدهد باید بیعیب و نقص باشد.
اگر زیبا قبلاً به دلیل اشتباهات کوچک، چه در دوران کودکی و چه در روابط گذشته، با #انتقاد شدید مواجه شده باشد، ممکن است این انتقادات را «درونی» کرده باشد.
این سابقه میتواند او را به احساس گناه مفرط، ترس از #قضاوت یا #ناامیدی از طرف خانوادهاش حتی زمانی که آنها درکش می کنند، سوق دهد.
ادامه مطلب در لینک زیر:
https://dpsychotherapy.com/big-problems-wit-a-misleading-title-perfectionism/
تنظیم وقت رواندرمانی از سایت:
https://dpsychotherapy.com/psychotherapists/
واتسپ و تلگرام: 09224857787
@dynamicpsychotherapy
پس از سوختن تصادفی شام، زیبا احساس #گناه شدیدی کرد و معتقد بود که خانوادهاش را سرافکنده کرده است.علیرغم اطمینان و عدم ناراحتی، خنده و سفارش غذا از بیرون، باز هم نمیتوانست با احساس شکست کنار بیایید.
احساس گناه باعث شد که از ترس اشتباه دیگر، به طور کامل از آشپزی اجتناب کند. احساس گناه زیبا احتمالاً از این باور عمیق ناشی میشود که او باید استانداردهای بالایی را رعایت کند تا حامی و مراقب خوبی برای خانواده خود باشد.
تجربیات گذشته، احتمالاً شامل انتقاد یا احساس مسئولیت زیاد، ممکن است این احساس را تقویت کرده باشد، حتی اشتباهات جزئی را برای او مهم و غیرقابل قبول جلوه دهد.
این ذهنیت میتواند بیش از حد سبب «خود انتقادی» شود و باعث احساس گناهِ نامتناسب به خاطر اشتباهات جزئی مانند سوزاندن شام شود٠ زیبا ممکن است ذهنیت #کمالگرا داشته باشد، جایی که او معتقد است هر کاری که انجام میدهد باید بیعیب و نقص باشد.
اگر زیبا قبلاً به دلیل اشتباهات کوچک، چه در دوران کودکی و چه در روابط گذشته، با #انتقاد شدید مواجه شده باشد، ممکن است این انتقادات را «درونی» کرده باشد.
این سابقه میتواند او را به احساس گناه مفرط، ترس از #قضاوت یا #ناامیدی از طرف خانوادهاش حتی زمانی که آنها درکش می کنند، سوق دهد.
ادامه مطلب در لینک زیر:
https://dpsychotherapy.com/big-problems-wit-a-misleading-title-perfectionism/
تنظیم وقت رواندرمانی از سایت:
https://dpsychotherapy.com/psychotherapists/
واتسپ و تلگرام: 09224857787
@dynamicpsychotherapy
👍9❤8👌4💔3👏2