#صفحه_روان_درمانی_پویشی
#روان_درمانی_آنلاین
02186014290_09387631861
لینک مستقیم به صفحه:
Www.instagram.com/dynamicpsychotherapy1
#روان_درمانی_آنلاین
02186014290_09387631861
لینک مستقیم به صفحه:
Www.instagram.com/dynamicpsychotherapy1
❤5👍2
#مورد_پژوهی مهم در تاریخ #روانکاوی
والدين هانس کوچولو از دوستان و پیروان اولیه فروید بودند. آنها با هم تصمیم گرفتن، نخستین فرزند خود را بدون اعمال فشاری که ممکن است برای شکل دهی رفتار خوب کاملاً ضروری باشد تربیت کنند. بزرگتر که شد تبدیل به پسرکی شاد، مهربان و سرزنده شد. تعلیم و تربیت هانس با امکان ابراز بدون تهدید و ارعاب به شکل رضایت بخش پیش میرفت. فروید از #پدر هانس خواست تا مشاهداتش را از زندگی جنسی فرزندش گردآوری کند، و نامههای متعددی به شکل گزارشهایی درباره هانس دریافت کرد. که آغاز آنها درست اندکی پیش از سومین سالگرد تولد هانس بود.
تا نزدیک شدن هانس به سن پنج سالگی همه چیز به خوبی پیش میرفت؛ اما در این موقع فروید نامهای به شرح زیر از پدر هانس دریافت کرد: «استاد عزیز، میخواهم اندکی اطلاعات بیشتر درباره هانس برای شما ارسال نمایم، اما این بار متأسفانه باید مسایلی را در زمینه یک شرح حال بیان کنم. اخیرا او دچار نوعی اختلال عصبی شد، که من و همسرم را بسیار ناراحت کرده.
ما نتوانستهایم مشکل رو حل و فصل کنیم. تردیدی نیست که زمینه آن رابرانگیختگی جنسی زیاد ناشی از محبت مادرش، فراهم کرده، اما نمی توانم علت اصلی ایجاد آن رابیایم، هانس می ترسد اسبی در خیابان او را گاز بگیرد، و به نظر میرسد که این ترس به گونه ای با ترسیدن از یک آلت تناسلی بزرگ ارتباط دارد. نمی توانم از آن سر در بیاوریم. شاید به یک عورتنما برخورده؟ یا این که کل ماجرا فقط به ماری مربوط است؟
چندان خوشایند نیست که به این زودی ما را به دردسر بیندازد. بجز ترس از رفتن به خیابان و افسرده بودن در عصرها، از سایر جنبه ها او همان هانس سرحال و شاد همیشگی است. چند ماه بعد هانس به یادآورد که در واقع درست پیش از آغاز نشانههای بیمارگون، شاهد حادثه بوده است.
هانس با مادرش در حال قدمزدن در خیابان بوده، که ناگهان در اثر واژگون شدن درشکه ای، اسب از آن بر زمین افتاد. پاهایش را به شدت به این سو و آن سو میزد، و او از دیدن این صحنه وحشتزده شد. نخستین شواهد اختلال هانس در اوایل ماه ژانویه (1908) مشاهده شد: «هانس صبح با گریه بیدار شد. وقتی مادرش علت گریه را پرسید: در پاسخ گفت: وقتی خواب بودم فکر کردم که تو رفتهای و دیگر مادری ندارم که مرا بغل کند».
چند روز بعد، در هفتم ژانویه: هانس طبق معمول همراه دایهاش به “استاد پارک” رفت. در خیابان زد زیر گریه و گفت که می خواهد به خانه برگردد و دلش میخواهد مادرش او را «در آغوش بگیرد».
لینک ادامه مطلب در سایت :
www.dpsychotherapy.com
#هانس_کوچولو#صفحه_روان_درمانی_پویشی #روانکاوی#فروید
والدين هانس کوچولو از دوستان و پیروان اولیه فروید بودند. آنها با هم تصمیم گرفتن، نخستین فرزند خود را بدون اعمال فشاری که ممکن است برای شکل دهی رفتار خوب کاملاً ضروری باشد تربیت کنند. بزرگتر که شد تبدیل به پسرکی شاد، مهربان و سرزنده شد. تعلیم و تربیت هانس با امکان ابراز بدون تهدید و ارعاب به شکل رضایت بخش پیش میرفت. فروید از #پدر هانس خواست تا مشاهداتش را از زندگی جنسی فرزندش گردآوری کند، و نامههای متعددی به شکل گزارشهایی درباره هانس دریافت کرد. که آغاز آنها درست اندکی پیش از سومین سالگرد تولد هانس بود.
تا نزدیک شدن هانس به سن پنج سالگی همه چیز به خوبی پیش میرفت؛ اما در این موقع فروید نامهای به شرح زیر از پدر هانس دریافت کرد: «استاد عزیز، میخواهم اندکی اطلاعات بیشتر درباره هانس برای شما ارسال نمایم، اما این بار متأسفانه باید مسایلی را در زمینه یک شرح حال بیان کنم. اخیرا او دچار نوعی اختلال عصبی شد، که من و همسرم را بسیار ناراحت کرده.
ما نتوانستهایم مشکل رو حل و فصل کنیم. تردیدی نیست که زمینه آن رابرانگیختگی جنسی زیاد ناشی از محبت مادرش، فراهم کرده، اما نمی توانم علت اصلی ایجاد آن رابیایم، هانس می ترسد اسبی در خیابان او را گاز بگیرد، و به نظر میرسد که این ترس به گونه ای با ترسیدن از یک آلت تناسلی بزرگ ارتباط دارد. نمی توانم از آن سر در بیاوریم. شاید به یک عورتنما برخورده؟ یا این که کل ماجرا فقط به ماری مربوط است؟
چندان خوشایند نیست که به این زودی ما را به دردسر بیندازد. بجز ترس از رفتن به خیابان و افسرده بودن در عصرها، از سایر جنبه ها او همان هانس سرحال و شاد همیشگی است. چند ماه بعد هانس به یادآورد که در واقع درست پیش از آغاز نشانههای بیمارگون، شاهد حادثه بوده است.
هانس با مادرش در حال قدمزدن در خیابان بوده، که ناگهان در اثر واژگون شدن درشکه ای، اسب از آن بر زمین افتاد. پاهایش را به شدت به این سو و آن سو میزد، و او از دیدن این صحنه وحشتزده شد. نخستین شواهد اختلال هانس در اوایل ماه ژانویه (1908) مشاهده شد: «هانس صبح با گریه بیدار شد. وقتی مادرش علت گریه را پرسید: در پاسخ گفت: وقتی خواب بودم فکر کردم که تو رفتهای و دیگر مادری ندارم که مرا بغل کند».
چند روز بعد، در هفتم ژانویه: هانس طبق معمول همراه دایهاش به “استاد پارک” رفت. در خیابان زد زیر گریه و گفت که می خواهد به خانه برگردد و دلش میخواهد مادرش او را «در آغوش بگیرد».
لینک ادامه مطلب در سایت :
www.dpsychotherapy.com
#هانس_کوچولو#صفحه_روان_درمانی_پویشی #روانکاوی#فروید
Telegram
attach 📎
👍5
#ورق_بزنید
#صفحه_جدید_روان_درمانی_پویشی
Www.instagram.com/dynamicpsychotherapy1
🎨Art work:Edward Hopper
Room in brooklyn,1932
#صفحه_جدید_روان_درمانی_پویشی
Www.instagram.com/dynamicpsychotherapy1
🎨Art work:Edward Hopper
Room in brooklyn,1932
👍5
#موسیقی_به_مثابه_روان
🎵کاری از: Hans Zimmer
🎶نام کار:Interstellar
کانال کارگاه ها:
@dynamicworkshops
لینک مستقیم به بخش درمانگران:
https://dpsychotherapy.com/psychotherapists/
🎵کاری از: Hans Zimmer
🎶نام کار:Interstellar
کانال کارگاه ها:
@dynamicworkshops
لینک مستقیم به بخش درمانگران:
https://dpsychotherapy.com/psychotherapists/
Telegram
attach 📎
❤2🥰1
Forwarded from دورههای آموزشی
📍 دوره آموزش عملی مفاهیم روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت
(سوپرویژن)
📚دکتر احسان توکلیان
🕰یکشنبه ها ساعت ۱۹تا۲۱
۳۰ساعت
(آنلاین)
🕰چهارشنبه ها ساعت ۱۰:۳۰ تا۱۳:۳۰
🕰جمعه ها ساعت ۱۵تا۱۸
(حضوری)
❌#ظرفیت_محدود
📱کسب اطلاعات بیشتر:
@dynamicworkshopsAD
(سوپرویژن)
📚دکتر احسان توکلیان
🕰یکشنبه ها ساعت ۱۹تا۲۱
۳۰ساعت
(آنلاین)
🕰چهارشنبه ها ساعت ۱۰:۳۰ تا۱۳:۳۰
🕰جمعه ها ساعت ۱۵تا۱۸
(حضوری)
❌#ظرفیت_محدود
📱کسب اطلاعات بیشتر:
@dynamicworkshopsAD
#صفحه_روان_درمانی_پویشی
🎨Art Work: Salman Toor
لینک مستقیم صفحه روان درمانی پویشی:
Www.instagram.com/dynamicpsychotherapy1
🎨Art Work: Salman Toor
لینک مستقیم صفحه روان درمانی پویشی:
Www.instagram.com/dynamicpsychotherapy1
👍4
مورد پژوهی از #فروید
پودينگ سوخته
لوسی آر معلم سرخانهای بود که از #افسردگی و توهم بوی گند پودینگ سوخته رنج میبرد. فروید او را تشویق کرد تا اولین مرتبهی که متوجه این بو شده را به یادآورد. لوسی گفت که ماجرا اولین بار دو ماه پیش اتفاق افتاده است، وقتی که از #مادرش نامهای ناراحتکنندهای دریافت نمود و از سر #حواس_پرتی اجازه داد که #پودینگ بسوزد.
معلوم شد که لوسی آن موقع تضادی درونی را تجربه میکرده است. او میخواست به خانه برگردد تا با مادرش زندگی کند اما در عین حال برای ادامهی مراقبت از کودکان احساس وظیفه میکرد، خاصه که در بستر مرگ به مادرش قول داده بود که این کار را بکند.
در ادامهی تحقیقهای فروید، لوسی همچنین قرائن دیگری در مورد این که میخواهد شغلش را رها کند، فاش کرد. یک بار کارفرمایش راز دل خود را با وی در میان گذاشته بود. و تصور علاقهی #عاشقانه را به وی القا کرده بود و باعث ترغیب میل و #خیالپردازیهایاش شده بود.
بااینحال، متعاقباً حادثهای پیش آمد که در آن بر سر دخترک فریاد کشیده و با بیشرمی او را طوری مؤاخذ کرده بود که سبب شد رؤیاهای دختر برای یک رابطه ی عاشقانه بر باد رود. این ضربه ای #تحقیرآمیز بر عزت نفسش بود که تمایل به ترک[ شغل] را در وی ایجاد کرده بود. فروید فرض را بر این گذاشت که خواست لوسی برای ترک کارفرمای خود با وعدهاش به مادر کودکان در #تضاد بوده. و این خواست #انکار یا «سرکوب» شده است. ایدهی سرکوب شدهی ترک [شغل] که احتمالاً با نامهی مادرش برانگیخته شده، #ضمیر_خودآگاهش را ترک کرده بود اما یک ایدهی مرتبط، بوی پودینگ سوخته، همچنان راه خود را به ناخودآگاهش باز میکرد.
فروید برای لوسی توضیح داد که او عاشق کارفرمای خود شده است. لوسی این را تصدیق کرد اما افزود: «من نمیدانستم یا در واقع نمیخواستم که بدانم. میخواستم این را از ذهنم بیرون کنم و دیگر به آن فکر نکنم؛ و به نظرم این اواخر موفق شدهام.» فروید در حاشیه ای اظهارنظر میکند:
“هرگر نتوانستنم از این حالت عجیب ذهنی توصیفی بهتر ارائه کنم که در آن فرد همزمان هم یک چیز را میداند و هم نمیداند.”
فروید
این تحلیل که نمونهای بی نظیر از #رواندرمانیکوتاه است، 9 هفته به طول انجامید و پایانی خوش داشت. علائم افسردگی و توهم بوی سوختگی دست از سر لوسی برداشت و او پذیرفت که کارفرمایش نسبت به وی هرگز احساس عاشقانهای نداشته است.
منبع فروید و سندرم #حافظه کاذب- فیل مالن، ترجمه محسن محمودی
سایت روان درمانی پویشی:
www.dpsychotherapy.com
#روان_درمانی_آنلاین#رواندرمانی_پویشی#روانکاوی#زیگموند_فروید#کیس_استادی#مجله_روان_درمانی_پویشی
پودينگ سوخته
لوسی آر معلم سرخانهای بود که از #افسردگی و توهم بوی گند پودینگ سوخته رنج میبرد. فروید او را تشویق کرد تا اولین مرتبهی که متوجه این بو شده را به یادآورد. لوسی گفت که ماجرا اولین بار دو ماه پیش اتفاق افتاده است، وقتی که از #مادرش نامهای ناراحتکنندهای دریافت نمود و از سر #حواس_پرتی اجازه داد که #پودینگ بسوزد.
معلوم شد که لوسی آن موقع تضادی درونی را تجربه میکرده است. او میخواست به خانه برگردد تا با مادرش زندگی کند اما در عین حال برای ادامهی مراقبت از کودکان احساس وظیفه میکرد، خاصه که در بستر مرگ به مادرش قول داده بود که این کار را بکند.
در ادامهی تحقیقهای فروید، لوسی همچنین قرائن دیگری در مورد این که میخواهد شغلش را رها کند، فاش کرد. یک بار کارفرمایش راز دل خود را با وی در میان گذاشته بود. و تصور علاقهی #عاشقانه را به وی القا کرده بود و باعث ترغیب میل و #خیالپردازیهایاش شده بود.
بااینحال، متعاقباً حادثهای پیش آمد که در آن بر سر دخترک فریاد کشیده و با بیشرمی او را طوری مؤاخذ کرده بود که سبب شد رؤیاهای دختر برای یک رابطه ی عاشقانه بر باد رود. این ضربه ای #تحقیرآمیز بر عزت نفسش بود که تمایل به ترک[ شغل] را در وی ایجاد کرده بود. فروید فرض را بر این گذاشت که خواست لوسی برای ترک کارفرمای خود با وعدهاش به مادر کودکان در #تضاد بوده. و این خواست #انکار یا «سرکوب» شده است. ایدهی سرکوب شدهی ترک [شغل] که احتمالاً با نامهی مادرش برانگیخته شده، #ضمیر_خودآگاهش را ترک کرده بود اما یک ایدهی مرتبط، بوی پودینگ سوخته، همچنان راه خود را به ناخودآگاهش باز میکرد.
فروید برای لوسی توضیح داد که او عاشق کارفرمای خود شده است. لوسی این را تصدیق کرد اما افزود: «من نمیدانستم یا در واقع نمیخواستم که بدانم. میخواستم این را از ذهنم بیرون کنم و دیگر به آن فکر نکنم؛ و به نظرم این اواخر موفق شدهام.» فروید در حاشیه ای اظهارنظر میکند:
“هرگر نتوانستنم از این حالت عجیب ذهنی توصیفی بهتر ارائه کنم که در آن فرد همزمان هم یک چیز را میداند و هم نمیداند.”
فروید
این تحلیل که نمونهای بی نظیر از #رواندرمانیکوتاه است، 9 هفته به طول انجامید و پایانی خوش داشت. علائم افسردگی و توهم بوی سوختگی دست از سر لوسی برداشت و او پذیرفت که کارفرمایش نسبت به وی هرگز احساس عاشقانهای نداشته است.
منبع فروید و سندرم #حافظه کاذب- فیل مالن، ترجمه محسن محمودی
سایت روان درمانی پویشی:
www.dpsychotherapy.com
#روان_درمانی_آنلاین#رواندرمانی_پویشی#روانکاوی#زیگموند_فروید#کیس_استادی#مجله_روان_درمانی_پویشی
Telegram
attach 📎
👍4❤2
Forwarded from دورههای آموزشی
📍دپارتمان روان کاوی و روان درمانی پویشی برگزار می کند
دوره های درحال برگزاری و ثبت نام؛ 👇🏻
📕دوره فرایند روان درمانی پویشی در جلسات درمان
دکتراحسان توکلیان
📘ارزیابی جامع شخصیت سواپ
دکترمحسن اکبریان
📙دوره پاریس روی کاناپه
دکتر شکیبا شاکرحسینی
📗دوره تکنیک های روان درمانی مبتنی بر انتقال TFP در ISTDP
دکتر احسان توکلیان
📔دوره تربیت درمانگر روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت(istdp)
دکتر احسان توکلیان
📗دوره آموزش عملی مفاهیم روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت(Supervision )
دکتر احسان توکلیان
(روزهای یکشنبه ، چهارشنبه ، جمعه)
📔دوره ذهنی سازی در روان درمانی پویشی فشرده وکوتاه مدت(منتالیزیشن)
دکتر احسان توکلیان
📙 دوره آموزش عملی مفاهیم روان درمانی مبتنی بر رویکرد دلبستگی و ذهنی سازی
مدرس: طیبه شاهمرادی
📕 دوره آموزشی تبیین اختلال ها از منظر روانکاوی و رویکرد ذهنی سازی
مدرس؛طیبه شاهمرادی
📗دوره تکنیک های روان درمانی تحلیلی کودک و نوجوان
دکتر لیلا عظیمی
📑اطلاعات بیشتر و ثبت نام؛
09387631861_ 02186014290
@dynamicworkshopsAD
@ModernPsychodynamic
تنظیم وقت درمان؛
09387631861_ 02186014290
دوره های درحال برگزاری و ثبت نام؛ 👇🏻
📕دوره فرایند روان درمانی پویشی در جلسات درمان
دکتراحسان توکلیان
📘ارزیابی جامع شخصیت سواپ
دکترمحسن اکبریان
📙دوره پاریس روی کاناپه
دکتر شکیبا شاکرحسینی
📗دوره تکنیک های روان درمانی مبتنی بر انتقال TFP در ISTDP
دکتر احسان توکلیان
📔دوره تربیت درمانگر روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت(istdp)
دکتر احسان توکلیان
📗دوره آموزش عملی مفاهیم روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت(Supervision )
دکتر احسان توکلیان
(روزهای یکشنبه ، چهارشنبه ، جمعه)
📔دوره ذهنی سازی در روان درمانی پویشی فشرده وکوتاه مدت(منتالیزیشن)
دکتر احسان توکلیان
📙 دوره آموزش عملی مفاهیم روان درمانی مبتنی بر رویکرد دلبستگی و ذهنی سازی
مدرس: طیبه شاهمرادی
📕 دوره آموزشی تبیین اختلال ها از منظر روانکاوی و رویکرد ذهنی سازی
مدرس؛طیبه شاهمرادی
📗دوره تکنیک های روان درمانی تحلیلی کودک و نوجوان
دکتر لیلا عظیمی
📑اطلاعات بیشتر و ثبت نام؛
09387631861_ 02186014290
@dynamicworkshopsAD
@ModernPsychodynamic
تنظیم وقت درمان؛
09387631861_ 02186014290
👍2
بیماری دارم که ویژگیهای #شخصیت #هیستریانیک را دارد. او به راحتی اشک میریزد، اما احساساتش بسیار #سطحی و #زودگذر است، سابق بر این، بدن و احساساتش را نادیده میگرفت، و در این مواقع حرکاتش عملکرد خوبی به خود میگرفت، از او خواستم به احساساتش در بدن، به جای پرداختن به تخلیه آن توجه کند، اما او به بدنش به طور #جنسی اشتغال دارد. او شروع به مشاهده احساساتش به جای نادیده گرفتن آنها کرد. و خودش را به بیش از آن چیزی که بدنش میتوانست به کارگیرد، واداشت،
همچنین او تشخیص زخم پوستی (#لوپوس) گرفته بود.
_اگر چه نویسندگان #روانکاو اولیه بیمار را “هیستریک” مینامیدن، گویی چنین بیمارانی یک شکل دارند، اما از زمان مقاله کلاسیک #زتل درباره نامیده شدن هیستریک خُوب متوجه شدیم این سبک شخصیتی را در سطح سازمان شخصیت نوروتیک یا مرزی میتوان قرار داد. بنابراین، اگر شما، قرار باشد چنین بیماری را ارزیابی کنید همیشه توجه کنید چه دفاعهایی بکار میبرد.
از دیدگاه ISTDP# ، ما مشکلات و احساساتش را بررسی خواهیم کرد
تا بفهمبیم آیا باید مسیر تخلیه #اضطراب را بازسازی کرد یا خیر. و ارزیابی کنیم که چه سیستم #مقاومتی بکار میبرد: جداسازی عواطف، #فرونشانی یا #فرافکنی. اگر او فرونشانی یا فرافکنی را به عنوان مقاومت اولیه بکار میبرد، نیاز داریم تا دفاعهایش را بازسازی کنیم تا اینکه بتواند #جداسازی_عواطف به طور مداوم را بکار برد.
اینکه این بیمار به راحتی اشک میریزد و مشکلات جسمی دارد حقیقتی را نشان میدهد که فرونشانی مقاومت اولیه است. هنگامی که او اشک میریزد به استفاده او از فرونشانی توجه کنید.
بیمار: غرق دراشک
درمانگر: متوجه هستید چگونه این اشکها در حال حاضر میآیند؟
بیمار: بله
درمانگر: دارم فکر می کنم چه احساساتی در زیر اشکهایتان دارید که با خود به اینجا آوردید. اگر به احساساتتون در زیر این اشکها نگاه کنیم چه #احساسی در برابر من دارید؟
این مداخله فرونشانی اورا متوقف میکند و مسیر بیرونی برای خشم او فراهم میکند پس نباید او در عوض #افسرده شود.
همچنین، این مداخله، هنگامی که بطور هدفمند انجام شود، به کاهش علائم جسمی کمک خواهد کرد. “کیفیت عملکرد” ابراز کردنش، مقامت انتقالی او را نشان میدهد. هنگامی نمایش میدهد، به جای اینکه یک ارتباط اصیل داشته باشد با شما ،در حال اجرای نقش است . این مانعی برای تشکیل یک #اتحاد درمانی_سالم است.
ادامه این مطلب را در سایت روان درمانی پویشی بخوانید
لینک مطلب در استوری
نوشته #جان_فردریکسون
ترجمه ای از مجموعه #روان_درمانی_پویشی
www.dpsychotherapy.com
همچنین او تشخیص زخم پوستی (#لوپوس) گرفته بود.
_اگر چه نویسندگان #روانکاو اولیه بیمار را “هیستریک” مینامیدن، گویی چنین بیمارانی یک شکل دارند، اما از زمان مقاله کلاسیک #زتل درباره نامیده شدن هیستریک خُوب متوجه شدیم این سبک شخصیتی را در سطح سازمان شخصیت نوروتیک یا مرزی میتوان قرار داد. بنابراین، اگر شما، قرار باشد چنین بیماری را ارزیابی کنید همیشه توجه کنید چه دفاعهایی بکار میبرد.
از دیدگاه ISTDP# ، ما مشکلات و احساساتش را بررسی خواهیم کرد
تا بفهمبیم آیا باید مسیر تخلیه #اضطراب را بازسازی کرد یا خیر. و ارزیابی کنیم که چه سیستم #مقاومتی بکار میبرد: جداسازی عواطف، #فرونشانی یا #فرافکنی. اگر او فرونشانی یا فرافکنی را به عنوان مقاومت اولیه بکار میبرد، نیاز داریم تا دفاعهایش را بازسازی کنیم تا اینکه بتواند #جداسازی_عواطف به طور مداوم را بکار برد.
اینکه این بیمار به راحتی اشک میریزد و مشکلات جسمی دارد حقیقتی را نشان میدهد که فرونشانی مقاومت اولیه است. هنگامی که او اشک میریزد به استفاده او از فرونشانی توجه کنید.
بیمار: غرق دراشک
درمانگر: متوجه هستید چگونه این اشکها در حال حاضر میآیند؟
بیمار: بله
درمانگر: دارم فکر می کنم چه احساساتی در زیر اشکهایتان دارید که با خود به اینجا آوردید. اگر به احساساتتون در زیر این اشکها نگاه کنیم چه #احساسی در برابر من دارید؟
این مداخله فرونشانی اورا متوقف میکند و مسیر بیرونی برای خشم او فراهم میکند پس نباید او در عوض #افسرده شود.
همچنین، این مداخله، هنگامی که بطور هدفمند انجام شود، به کاهش علائم جسمی کمک خواهد کرد. “کیفیت عملکرد” ابراز کردنش، مقامت انتقالی او را نشان میدهد. هنگامی نمایش میدهد، به جای اینکه یک ارتباط اصیل داشته باشد با شما ،در حال اجرای نقش است . این مانعی برای تشکیل یک #اتحاد درمانی_سالم است.
ادامه این مطلب را در سایت روان درمانی پویشی بخوانید
لینک مطلب در استوری
نوشته #جان_فردریکسون
ترجمه ای از مجموعه #روان_درمانی_پویشی
www.dpsychotherapy.com
Telegram
attach 📎
👍6