🔍هرچه محرومیت از عشق شدیدتر،ترس از ناکام شدن در روابط بیشتر.
ترس از #ناکام شدن در روابطِمان، حاکی از محرومیتِمان از عشق، از بدو تولد تا بزرگسالی ست. بیایید به زیادهرویهایی که در #رابطه میکنیم، نگاهی کنیم، شاید بتوانیم به علت برخی از رفتارهای افراطیِمان پیببریم.
مدام چک کردن پیام ها در تلگرام، اینستاگرام.
اینکه چقدر دوستمان دارد،
اینکه آیا در نظر او زیبا هستیم یا نه،
اینکه کجاست و چه میکند.
کوچکترین بیتوجهی از سمت محبوبِ مان، به دردی عمیق در درونمان تبدیل می شود.
امّا برخی دیگر از ما کاملن متفاوت رفتار می کنیم. راستش را بخواهید اینجا نیز همان زیاده روی است و افراط، فقط نوعش فرق می کند. افراط می کنیم در تفریط. کوچکترین ابراز احساسات می شود لوس بازی. از اینکه حالمان را میپرسد منزجر میشویم و گاه و بیگاه دلمان تنهایی می خواهد و جدایی از او.
به علت اینکه از به آغوش گرفته شدن و عشق ورزیدن محروم مانده ایم، دچار افراط و تفریط شدهایم.
بگذارید رو راست بگویم که افراط ها و تفریط ها یِ مان در عشق ورزی یک چیز را نشان میدهد:
ترس از ناکام شدن
هر چه محرومیت بیشتر، ترس شدیدتر . ما از اینکه یارمان ناکامِ مان کند، می ترسیم، از اینکه در عشق شکست بخوریم و ناکام بمانیم، می ترسیم. با نیم نگاهی به دورتر ها شاید دختری که بارها از آغوش پدر محروم شده را ببینیم. پسر بچه ای که با یاد چشمان نگران مادر سر بر بالین گذاشته و آغوش سرد مادر را تنها پناهگاه امن در دنیای ناامن یافته را ببینیم. هر کدام از ما داستانی دارد و نشان دهنده یِ درونی شدنِ ترس هایِ مان از ناکام شدن و شکست های پی در پی خوردن است؛ برخی هایِ مان برای در آغوش بودن و نوازش گرفتن می چسبیم و برخی دیگرِ مان از ترس به گوشه ای پناه می بریم ، به گوشه یِ به ظاهر امنِ تنهاییمان.
یادداشتی از #زینب_فرامرزی
#مجله_روان_درمانی_پویشی #رواندرمانی_آنلاین
#روانکاوی
#رواندرمانی_پویشی
ترس از #ناکام شدن در روابطِمان، حاکی از محرومیتِمان از عشق، از بدو تولد تا بزرگسالی ست. بیایید به زیادهرویهایی که در #رابطه میکنیم، نگاهی کنیم، شاید بتوانیم به علت برخی از رفتارهای افراطیِمان پیببریم.
مدام چک کردن پیام ها در تلگرام، اینستاگرام.
اینکه چقدر دوستمان دارد،
اینکه آیا در نظر او زیبا هستیم یا نه،
اینکه کجاست و چه میکند.
کوچکترین بیتوجهی از سمت محبوبِ مان، به دردی عمیق در درونمان تبدیل می شود.
امّا برخی دیگر از ما کاملن متفاوت رفتار می کنیم. راستش را بخواهید اینجا نیز همان زیاده روی است و افراط، فقط نوعش فرق می کند. افراط می کنیم در تفریط. کوچکترین ابراز احساسات می شود لوس بازی. از اینکه حالمان را میپرسد منزجر میشویم و گاه و بیگاه دلمان تنهایی می خواهد و جدایی از او.
به علت اینکه از به آغوش گرفته شدن و عشق ورزیدن محروم مانده ایم، دچار افراط و تفریط شدهایم.
بگذارید رو راست بگویم که افراط ها و تفریط ها یِ مان در عشق ورزی یک چیز را نشان میدهد:
ترس از ناکام شدن
هر چه محرومیت بیشتر، ترس شدیدتر . ما از اینکه یارمان ناکامِ مان کند، می ترسیم، از اینکه در عشق شکست بخوریم و ناکام بمانیم، می ترسیم. با نیم نگاهی به دورتر ها شاید دختری که بارها از آغوش پدر محروم شده را ببینیم. پسر بچه ای که با یاد چشمان نگران مادر سر بر بالین گذاشته و آغوش سرد مادر را تنها پناهگاه امن در دنیای ناامن یافته را ببینیم. هر کدام از ما داستانی دارد و نشان دهنده یِ درونی شدنِ ترس هایِ مان از ناکام شدن و شکست های پی در پی خوردن است؛ برخی هایِ مان برای در آغوش بودن و نوازش گرفتن می چسبیم و برخی دیگرِ مان از ترس به گوشه ای پناه می بریم ، به گوشه یِ به ظاهر امنِ تنهاییمان.
یادداشتی از #زینب_فرامرزی
#مجله_روان_درمانی_پویشی #رواندرمانی_آنلاین
#روانکاوی
#رواندرمانی_پویشی
Telegram
attach 📎
👍22❤3
📯ما به تنهایی قادر به تشخیص آنچه در درونمان میگذرد نیستیم!
.
#درک شدن، در هر ارتباطی شفا بخش است. امّا بیایید در ابتدا با هم ببینیم که درک شدن و درککردن به چه معناست. برای هر کدام از ما لحظاتی پیش آمده است که قدرت تشخیص آنچه در درونِمان میگذرد را نداشتهایم. این حالت بیشتر، مواقعی رخ میدهد که ما گیج و مبهوت از آنچه برایمان در حال رخ دادن است، هستیم. درست همین لحظه است که وجود یک دیگری اهمیت زیادی مییابد؛ چراکه ما به #تنهایی قادر به تشخیص آنچه در درونِمان میگذرد نیستیم.
اوست که احساس ما را تشخیص میدهد و بعد آن را برایِمان به کلماتی قابل فهم و موجز تبدیل میکند. در واقع در کسری از ثانیه احساسی که داریم را در چهرهی طرف مقابلمان میبینیم و میشنویم. اگر برای شما نیز این تجربه رخ داده باشد، آنچه را که میگویم با گوشت و پوست، استخوان حس میکنید. درست در این هنگام است که نوعی آرامشِ عمیق را تجربه میکنیم. گویی معجزهای رخ داده و یک دفعه ابهام جایش را به فهمی عمیق میدهد.
برای همین است که میگویم ارتباط است که اختلال را به سلامت روان تبدیل میکند. اگر رابطه و آدمهای دیگر را از خودمان بگیریم شاید نتوانیم دیگر به انسان بدین گونه نگاه کنیم. ما انسانها، در رابطه شکل میگیریم، در رابطه دچار مشکل یا اختلال میشویم و تنها در ارتباط میتوانیم بهبود یابیم. البته منظورم از ارتباط همین مدل ارتباطی ست؛ همین که ناگفتههای درونیِمان به درستی توسط دیگری به دیدهها و گفتهها تبدیل میشوند. این دیگری در ابتدا #مادر یا مراقبت کننده اولیه و بعدها شاید یارِمان و یا درمانگرِمان باشد.
🔍صفحه مجله روان درمانی پویشی:
www.Instagram.com/dynamicpsychotherapyMagazine
#مجله_روان_درمانی_پویشی
#روانکاوی
#رواندرمانی_روانکاوانه #روان_درمانی_آنلاین
#زینب_فرامرزی
.
#درک شدن، در هر ارتباطی شفا بخش است. امّا بیایید در ابتدا با هم ببینیم که درک شدن و درککردن به چه معناست. برای هر کدام از ما لحظاتی پیش آمده است که قدرت تشخیص آنچه در درونِمان میگذرد را نداشتهایم. این حالت بیشتر، مواقعی رخ میدهد که ما گیج و مبهوت از آنچه برایمان در حال رخ دادن است، هستیم. درست همین لحظه است که وجود یک دیگری اهمیت زیادی مییابد؛ چراکه ما به #تنهایی قادر به تشخیص آنچه در درونِمان میگذرد نیستیم.
اوست که احساس ما را تشخیص میدهد و بعد آن را برایِمان به کلماتی قابل فهم و موجز تبدیل میکند. در واقع در کسری از ثانیه احساسی که داریم را در چهرهی طرف مقابلمان میبینیم و میشنویم. اگر برای شما نیز این تجربه رخ داده باشد، آنچه را که میگویم با گوشت و پوست، استخوان حس میکنید. درست در این هنگام است که نوعی آرامشِ عمیق را تجربه میکنیم. گویی معجزهای رخ داده و یک دفعه ابهام جایش را به فهمی عمیق میدهد.
برای همین است که میگویم ارتباط است که اختلال را به سلامت روان تبدیل میکند. اگر رابطه و آدمهای دیگر را از خودمان بگیریم شاید نتوانیم دیگر به انسان بدین گونه نگاه کنیم. ما انسانها، در رابطه شکل میگیریم، در رابطه دچار مشکل یا اختلال میشویم و تنها در ارتباط میتوانیم بهبود یابیم. البته منظورم از ارتباط همین مدل ارتباطی ست؛ همین که ناگفتههای درونیِمان به درستی توسط دیگری به دیدهها و گفتهها تبدیل میشوند. این دیگری در ابتدا #مادر یا مراقبت کننده اولیه و بعدها شاید یارِمان و یا درمانگرِمان باشد.
🔍صفحه مجله روان درمانی پویشی:
www.Instagram.com/dynamicpsychotherapyMagazine
#مجله_روان_درمانی_پویشی
#روانکاوی
#رواندرمانی_روانکاوانه #روان_درمانی_آنلاین
#زینب_فرامرزی
Telegram
attach 📎
👍19❤4👏2
🎶 #موسیقی_به_مثابه_روان
🎼 نام اثر:Sails
🎧 کاری از : Martin Herzberg
♨️ @dynamicworkshops
🔎 www.dpsychotherapy.com
🎼 نام اثر:Sails
🎧 کاری از : Martin Herzberg
♨️ @dynamicworkshops
🔎 www.dpsychotherapy.com
Telegram
attach 📎
🔥4👍3😭2
روان درمانی آنلاین :
با کد تخفیف workshop
www.dpsychotherapy.com
صفحه روان درمانی پویشی:
www.instagram.com/dynamicpsychotherapy1
با کد تخفیف workshop
www.dpsychotherapy.com
صفحه روان درمانی پویشی:
www.instagram.com/dynamicpsychotherapy1
👍13❤2
♨️از مقاله «چرا ما ستم گران را دوست داریم»
.
.
.
دیوید لیوینگستون اسمیت
.
#روانکاوی
#اقتدارگرایی
#فروید
#زن_زندگی_آزادی
#بخش_اول
.
.
.
دیوید لیوینگستون اسمیت
.
#روانکاوی
#اقتدارگرایی
#فروید
#زن_زندگی_آزادی
#بخش_اول
👍21👎1
“ صدای عقل آرام است اما تا زمانی که شنیده نشود متوقف نخواهد شد.”
.
.
سرانجام پس از مخالفت های مکرر بی پایان ،موفق میشود .این یکی از معدود نکاتی است که میتوان در آن به آینده بشر #خوشبین بود.
#فروید
#Future_of_an_illusion 1927
#مجله_روان_درمانی_پویشی
#روانکاوی
#رواندرمانیپویشی
#رواندرمانی
.
.
سرانجام پس از مخالفت های مکرر بی پایان ،موفق میشود .این یکی از معدود نکاتی است که میتوان در آن به آینده بشر #خوشبین بود.
#فروید
#Future_of_an_illusion 1927
#مجله_روان_درمانی_پویشی
#روانکاوی
#رواندرمانیپویشی
#رواندرمانی
👍17❤3
#برای
آنکه میخندد، خبر هولناک را هنوز نشنیده(برتولت #برشت، برای آیندگان)
ژان پل #سارتر در اثر مهماش، #هستی_و_نیستی فرض میکند ارتباطی بین #شرم و حس خویشتن وجود دارد. هر زمان با دیگران مواجه میشویم، مجبوریم که آنها را در دنیای خود سهیم کنیم. همچنین ما به درستی از این حقیقت آگاهیم که آنها میتوانند ما را ببینند و به ما عینیت دهند. برای سارتر ماهیت شرم اینگونه است که هنگام تجربه شرم، ما خود ابژه آفریده در نگاه دیگری میشویم بنابراین شرم حسی از #خویشتن است که محور آن بیرون از خودمان است.
در تبیین فعل و انفعالات اجتماعی نیز چنین تبیینی به نظر کارساز میآید زمانی که بخواهیم شرم اجتماعی را زیر تیغ تحلیل ببریم. آیا ممکن است گروهی از مردم در زمان و مکان خاصی احساس شرم یکسانی تجربه کنند. به باور من بله. گروه، انگارهای از خویش دارد، به عنوان مثال خود را متعلق به سازمان و نهادی میداند، رهبری دارد و دستورالعملهایی. در شرم اجتماعی که ممکن است گروه کثیری را به خود دچار کند، دقیقا چنین مکانیزمی به وجود میآید. به تعبیری در شرم اجتماعی گروهی از افراد در زمان و مکان خاصی احساسی مشابه از خویشتن اجتماعی خود دارند که محور آن بیرون از خودشان است. با این ایده می توان به تحلیل فعل و انفعالات حاکمیت و افراد وابسته به آن پرداخت. در وقایع اخیری که در جامعه همگی به نوعی دیده و چشیدهایم حتما از خود بارها پرسیده ایم مگر میشود چنین پرخاشی با چنین نیرویی در حال تکوین و تسریع خود باشد؟ البته این سوال برای تاریخ بسیار سطحی و بی مزه است چرا که طول تاریخ مملو از خشونت و کشتار انسان ها برای لحظاتی چند بر راس قدرت ماندن یا رسیدن است، اما ما معاصران در این جامعه با چشم و گوشت و تن خود چنین بی مزهگی تاریخی را در حال چشیدنیم و گاه شده که بارها با نگاهی دوباره و دوباره و دوباره در پیتکرار دیدن حوادثی هستیم که تا قبل از آن در ذهن کوچک خود هیچ گونه تصوری از آن نمی توانستیم داشته باشیم.
هرآنچه که در این چند ماه مکرر از سمت نیروهای سرکوب و سوژههای وابسته به حاکمیت دیدهایم میتوان در دلایل پرشماری تبیین و تحلیل کرد اما این مقاله تنها به بررسی یکی از دلایل میپردازد که به عقیده نگارنده و البته با کمک از نظریات #روانکاوی شاید از دلایل برجسته تبیین چنین افعالی است. نیروی سرکوب به کمک ایدئولوژی از پیش ساخته شده، با هر آنچه به نوعی تغییر محسوب شود، بر سر عناد و کینه ورزی است به واقع سرکوبگر تنها به یک چیز میاندیشد و آن ایستایی..
لینک ادامه یادداشت در سایت
نوشته رضا عزیزان
https://dpsychotherapy.com/baraye-sharm/
#مجله_روان_درمانی_پویشی
آنکه میخندد، خبر هولناک را هنوز نشنیده(برتولت #برشت، برای آیندگان)
ژان پل #سارتر در اثر مهماش، #هستی_و_نیستی فرض میکند ارتباطی بین #شرم و حس خویشتن وجود دارد. هر زمان با دیگران مواجه میشویم، مجبوریم که آنها را در دنیای خود سهیم کنیم. همچنین ما به درستی از این حقیقت آگاهیم که آنها میتوانند ما را ببینند و به ما عینیت دهند. برای سارتر ماهیت شرم اینگونه است که هنگام تجربه شرم، ما خود ابژه آفریده در نگاه دیگری میشویم بنابراین شرم حسی از #خویشتن است که محور آن بیرون از خودمان است.
در تبیین فعل و انفعالات اجتماعی نیز چنین تبیینی به نظر کارساز میآید زمانی که بخواهیم شرم اجتماعی را زیر تیغ تحلیل ببریم. آیا ممکن است گروهی از مردم در زمان و مکان خاصی احساس شرم یکسانی تجربه کنند. به باور من بله. گروه، انگارهای از خویش دارد، به عنوان مثال خود را متعلق به سازمان و نهادی میداند، رهبری دارد و دستورالعملهایی. در شرم اجتماعی که ممکن است گروه کثیری را به خود دچار کند، دقیقا چنین مکانیزمی به وجود میآید. به تعبیری در شرم اجتماعی گروهی از افراد در زمان و مکان خاصی احساسی مشابه از خویشتن اجتماعی خود دارند که محور آن بیرون از خودشان است. با این ایده می توان به تحلیل فعل و انفعالات حاکمیت و افراد وابسته به آن پرداخت. در وقایع اخیری که در جامعه همگی به نوعی دیده و چشیدهایم حتما از خود بارها پرسیده ایم مگر میشود چنین پرخاشی با چنین نیرویی در حال تکوین و تسریع خود باشد؟ البته این سوال برای تاریخ بسیار سطحی و بی مزه است چرا که طول تاریخ مملو از خشونت و کشتار انسان ها برای لحظاتی چند بر راس قدرت ماندن یا رسیدن است، اما ما معاصران در این جامعه با چشم و گوشت و تن خود چنین بی مزهگی تاریخی را در حال چشیدنیم و گاه شده که بارها با نگاهی دوباره و دوباره و دوباره در پیتکرار دیدن حوادثی هستیم که تا قبل از آن در ذهن کوچک خود هیچ گونه تصوری از آن نمی توانستیم داشته باشیم.
هرآنچه که در این چند ماه مکرر از سمت نیروهای سرکوب و سوژههای وابسته به حاکمیت دیدهایم میتوان در دلایل پرشماری تبیین و تحلیل کرد اما این مقاله تنها به بررسی یکی از دلایل میپردازد که به عقیده نگارنده و البته با کمک از نظریات #روانکاوی شاید از دلایل برجسته تبیین چنین افعالی است. نیروی سرکوب به کمک ایدئولوژی از پیش ساخته شده، با هر آنچه به نوعی تغییر محسوب شود، بر سر عناد و کینه ورزی است به واقع سرکوبگر تنها به یک چیز میاندیشد و آن ایستایی..
لینک ادامه یادداشت در سایت
نوشته رضا عزیزان
https://dpsychotherapy.com/baraye-sharm/
#مجله_روان_درمانی_پویشی
👍13❤5👎2🥰1
🎶 #موسیقی_به_مثابه_روان
#۱۳دسامبر_روزجهانیویلون 🎻
🎼 نام اثر:Tim Fain
🎧 کاری از : Johann Sebastian
♨️ @dynamicworkshops
🔎 www.dpsychotherapy.com
🎼 نام اثر:Tim Fain
🎧 کاری از : Johann Sebastian
♨️ @dynamicworkshops
🔎 www.dpsychotherapy.com
Telegram
attach 📎
👌9👍3❤2