✅به طور کلی با اطاعت از پدر و مادر مخالفم احسان و احترام به پدر و مادر درست است اما اطاعت نه.
🍀 اگر انسان طرفدار حق است باید از کسی اطاعت کند که یقین داشته باشد تشخیصهای او حق است، حال آیا شما چنین یقینی به پدر و مادر خود دارید؟ (و البته احترام و احسان – که اولی مصداق دومی است – داستان دیگری است.)
🍀جالب اینست که در هیچ جای قرآن هم نیامده که اطاعت از پدر مادر کنید بلکه احترام و احسان کنید و لاتقل لهما اف آمده است.
بنابراین
✅نه شما از پدر و مادرتان اطاعت کنید نه بعدها از فرزندانتان چنین انتظاری داشته باشید✅
و البته اگر خیر خواه آنها هستید هرچه اطلاعات دارید در اختیارشان بگذارید و هیچگاه بچهها و شاگردانتان را از تجارب خودتان محروم نکنید.
🍀بارها گفتهام بهترین تفسیر از "چو بینی نابینا و چاه است/اگر خاموش بنشینی گناه است" یا از این آیه قران " عزیز علیه ما عنتم" اینست که انسان هرچه میداند در اختیار مخاطبش بگذارد یعنی بگوید " ما علم را اینگونه یافتیم" اما اینکه بگوید "با توجه به دریافت من اینگونه عمل کن درست نیست."
🍀به تعبیرِ دیگر "ارشاد" وظیفهیِ همهیِ ماست، اما "امر" وظیفهیِ هیچکدام از ما نیست.
دکتر ملکیان ،درسگفتار حیات طیبه
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی .
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🍀 اگر انسان طرفدار حق است باید از کسی اطاعت کند که یقین داشته باشد تشخیصهای او حق است، حال آیا شما چنین یقینی به پدر و مادر خود دارید؟ (و البته احترام و احسان – که اولی مصداق دومی است – داستان دیگری است.)
🍀جالب اینست که در هیچ جای قرآن هم نیامده که اطاعت از پدر مادر کنید بلکه احترام و احسان کنید و لاتقل لهما اف آمده است.
بنابراین
✅نه شما از پدر و مادرتان اطاعت کنید نه بعدها از فرزندانتان چنین انتظاری داشته باشید✅
و البته اگر خیر خواه آنها هستید هرچه اطلاعات دارید در اختیارشان بگذارید و هیچگاه بچهها و شاگردانتان را از تجارب خودتان محروم نکنید.
🍀بارها گفتهام بهترین تفسیر از "چو بینی نابینا و چاه است/اگر خاموش بنشینی گناه است" یا از این آیه قران " عزیز علیه ما عنتم" اینست که انسان هرچه میداند در اختیار مخاطبش بگذارد یعنی بگوید " ما علم را اینگونه یافتیم" اما اینکه بگوید "با توجه به دریافت من اینگونه عمل کن درست نیست."
🍀به تعبیرِ دیگر "ارشاد" وظیفهیِ همهیِ ماست، اما "امر" وظیفهیِ هیچکدام از ما نیست.
دکتر ملکیان ،درسگفتار حیات طیبه
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی .
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
دختران؛ پیشتاز عبور از سد کنکور
تعداد قبولی دختران در کنکور با 5 درصد افزایش از 52 درصد در سال 94 به 57 درصد در سال 95 رسید.https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
تعداد قبولی دختران در کنکور با 5 درصد افزایش از 52 درصد در سال 94 به 57 درصد در سال 95 رسید.https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
✅ دختران؛ پیشتاز عبور از سد کنکور
تعداد قبولی دختران در کنکور با 5 درصد افزایش از 52 درصد در سال 94 به 57 درصد در سال 95 رسید مطابق آمار سازمان سنجش حدود 59 درصد از ثبتنامکنندگان اولیه کنکور، زنان بودهاند برخی کارشناسان معتقدند با توجه به وضعیت اقتصادی، بسیاری از پسران ورود به بازار کار را به حضور در دانشگاهها ترجیح میدهند
تعداد قبولی دختران در کنکور امسال با 5 درصد افزایش از 52 درصد سال 94 به 57 درصد در سال 95 رسید. آنطور که نتایج سازمان سنجش کشور نشان میدهد، اگر این روند بدون تغییر پیش برود، درسالهای آینده، شاهد حضور دختران بیشتری در دانشگاهها خواهیم بود. البته کارشناسان دلایل متعددی را برای سبقت دختران از پسران در دانشگاهها عنوان میکنند، اما آنطور که آمار کمی (59 درصد) داوطلبان کنکور نشان میدهد، قبولی بیش از نیمی از داوطلبان زن در دانشگاهها روند طبیعی خود را طی میکند، هرچند حضور زنان در بازار کار مطابق این آمارها پیش نمیرود.
نکته دیگر اینکه به اعتقاد برخی از کارشناسان، امسال داوطلبان دخترنشان دادند که در بیشتررشتههای علوم تجربی، علوم انسانی، هنر و زبانهای خارجه فاصله قابل توجهی با پسران دارند و این بیانگر آن است که داوطلبان دختربا تمرکز بر همه رشتههای دانشگاهی توانستهاند صندلیهای بیشتری را به خود اختصاص دهند، اما در این میان پسران بیشترین آمار قبولی را تنها در رشته ریاضی و فیزیک داشتهاند.
موفقیت دختران در 4 رشته اصلی
امسال 860 هزار و 437 نفر برای شرکت در کنکور ثبتنام کردند که از این تعداد 509 هزار و 143 نفر زن (حدود 59 درصد) و 351 هزار و 294 نفر مرد (حدود 41 درصد) ثبتنام کننده برای شرکت در آزمون بودهاند.
به گزارش ایرنا، بر اساس اعلام سازمان سنجش آموزش کشور 398 هزار و 832 نفر در کنکور پذیرفته شدند که از این تعداد 227 هزار و 324 نفر زن و 171 هزار و 508 نفر مرد هستند.البته مطابق آمار سازمان سنجش حدود 59 درصد از ثبتنامکنندگان اولیه کنکور را زنان تشکیل میدادند.
حال این تفکیک جنسیتی را در گروههای آزمایشی نگاه میکنیم:
- از کل پذیرفته شدگان امسال 9 هزار و 193 نفر در گروه آزمایشی هنر که 7هزار و 98 نفر زن و 2هزار و 95 نفر مرد هستند.
- از کل پذیرفته شدگان امسال در گروه آزمایشی زبانهای خارجی 9 هزار و 485 نفر زن و 3 هزار و 260 نفر مرد هستند.
- از کل 142 هزار و 394 نفر پذیرفته شدگان در گروه آزمایشی علوم تجربی 93 هزار و 158 نفر زن و 49 هزار و 236 نفر مرد هستند.
- از کل پذیرفته شدگان امسال تعداد 117 هزار و 319 نفر در گروه آزمایشی علوم انسانی هستند که 74 هزار و 179 نفر زن و 43 هزار و 140 نفر مرد هستند.
از تعداد کل پذیرفته شدگان تعداد 117هزار و 181 نفر در گروه آزمایشی ریاضی و فنی، که از این تعداد 43 هزار و 404 نفر زن و 73 هزار و 777نفر مرد هستند.
البته آمار واقعی با آمار کارتهای صادر شده برای شرکت در جلسه آزمون تفاوتهایی دارد زیرا هر داوطلب این امکان را داشت که علاوه بر رشته اصلی خود در گروه آزمایشی هنر و زبانهای خارجی نیز شرکت کند .بنابر این گاهی یک داوطلب حقیقی دو و حتی سه کارت ورود به جلسه کنکور تهیه کرده است.در بخش علاقهمندان، آمار این تفکیک جنسیتی را در دست نداریم.
علاقه مندان یعنی داوطلبانی که علاوه بر گروه آزمایشی اصلی خود در یک یا دو گروه آزمایشی دیگر همزمان شرکت میکنند.
به گفته مشاور ارشد سازمان سنجش کشور به خبرنگار ایرنا از رقم 154هزار و 398 نفر علاقهمندان، بر حسب مورد 44 هزار و 793 نفر علاوه بر گروه اصلی خود علاقهمند به شرکت در گروه هنر و 109 هزار و 605 نفر علاقهمند به شرکت در گروه زبانهای خارجی بودهاند.
با توجه به اینکه بیشترین شرکتکنندگان در دو گروه آزمایشی هنر و زبانهای خارجی بطور کاملاً معنا داری زنان هستند اینجا نیز باید به موضوع سهم زنان در قبولی کنکور دقت کرد.حسین توکلی دوشنبه شب اظهار داشت: با توجه به آمار واقعی داوطلبان و آمار علاقهمندان (154 هزار و 398 نفر) که مجموعاً میشود یک میلیون و 14 هزار و 835 سازمان سنجش همین رقم یعنی یک میلیون و 14 هزار و 835 کارت ورود به جلسه صادر کرده است.کنکور سال 95 در 24 و 25 تیر ماه همزمان در 369 شهرستان کشور برگزار شد.
این آزمون در 19 کشور خارجی و 23 حوزه خارج از کشور برگزار شد.به گفته توکلی از 860 هزار داوطلب واقعی تعداد 773 هزار و 587 نفر در جلسه آزمون حاضر شدند و تعداد 86 هزار و 850 نفر غایب بودند که آمار غایبان معادل 10 و 9 صدم درصد شرکتکنندگان بود.
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی .
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
✅ دختران؛ پیشتاز عبور از سد کنکور
تعداد قبولی دختران در کنکور با 5 درصد افزایش از 52 درصد در سال 94 به 57 درصد در سال 95 رسید مطابق آمار سازمان سنجش حدود 59 درصد از ثبتنامکنندگان اولیه کنکور، زنان بودهاند برخی کارشناسان معتقدند با توجه به وضعیت اقتصادی، بسیاری از پسران ورود به بازار کار را به حضور در دانشگاهها ترجیح میدهند
تعداد قبولی دختران در کنکور امسال با 5 درصد افزایش از 52 درصد سال 94 به 57 درصد در سال 95 رسید. آنطور که نتایج سازمان سنجش کشور نشان میدهد، اگر این روند بدون تغییر پیش برود، درسالهای آینده، شاهد حضور دختران بیشتری در دانشگاهها خواهیم بود. البته کارشناسان دلایل متعددی را برای سبقت دختران از پسران در دانشگاهها عنوان میکنند، اما آنطور که آمار کمی (59 درصد) داوطلبان کنکور نشان میدهد، قبولی بیش از نیمی از داوطلبان زن در دانشگاهها روند طبیعی خود را طی میکند، هرچند حضور زنان در بازار کار مطابق این آمارها پیش نمیرود.
نکته دیگر اینکه به اعتقاد برخی از کارشناسان، امسال داوطلبان دخترنشان دادند که در بیشتررشتههای علوم تجربی، علوم انسانی، هنر و زبانهای خارجه فاصله قابل توجهی با پسران دارند و این بیانگر آن است که داوطلبان دختربا تمرکز بر همه رشتههای دانشگاهی توانستهاند صندلیهای بیشتری را به خود اختصاص دهند، اما در این میان پسران بیشترین آمار قبولی را تنها در رشته ریاضی و فیزیک داشتهاند.
موفقیت دختران در 4 رشته اصلی
امسال 860 هزار و 437 نفر برای شرکت در کنکور ثبتنام کردند که از این تعداد 509 هزار و 143 نفر زن (حدود 59 درصد) و 351 هزار و 294 نفر مرد (حدود 41 درصد) ثبتنام کننده برای شرکت در آزمون بودهاند.
به گزارش ایرنا، بر اساس اعلام سازمان سنجش آموزش کشور 398 هزار و 832 نفر در کنکور پذیرفته شدند که از این تعداد 227 هزار و 324 نفر زن و 171 هزار و 508 نفر مرد هستند.البته مطابق آمار سازمان سنجش حدود 59 درصد از ثبتنامکنندگان اولیه کنکور را زنان تشکیل میدادند.
حال این تفکیک جنسیتی را در گروههای آزمایشی نگاه میکنیم:
- از کل پذیرفته شدگان امسال 9 هزار و 193 نفر در گروه آزمایشی هنر که 7هزار و 98 نفر زن و 2هزار و 95 نفر مرد هستند.
- از کل پذیرفته شدگان امسال در گروه آزمایشی زبانهای خارجی 9 هزار و 485 نفر زن و 3 هزار و 260 نفر مرد هستند.
- از کل 142 هزار و 394 نفر پذیرفته شدگان در گروه آزمایشی علوم تجربی 93 هزار و 158 نفر زن و 49 هزار و 236 نفر مرد هستند.
- از کل پذیرفته شدگان امسال تعداد 117 هزار و 319 نفر در گروه آزمایشی علوم انسانی هستند که 74 هزار و 179 نفر زن و 43 هزار و 140 نفر مرد هستند.
از تعداد کل پذیرفته شدگان تعداد 117هزار و 181 نفر در گروه آزمایشی ریاضی و فنی، که از این تعداد 43 هزار و 404 نفر زن و 73 هزار و 777نفر مرد هستند.
البته آمار واقعی با آمار کارتهای صادر شده برای شرکت در جلسه آزمون تفاوتهایی دارد زیرا هر داوطلب این امکان را داشت که علاوه بر رشته اصلی خود در گروه آزمایشی هنر و زبانهای خارجی نیز شرکت کند .بنابر این گاهی یک داوطلب حقیقی دو و حتی سه کارت ورود به جلسه کنکور تهیه کرده است.در بخش علاقهمندان، آمار این تفکیک جنسیتی را در دست نداریم.
علاقه مندان یعنی داوطلبانی که علاوه بر گروه آزمایشی اصلی خود در یک یا دو گروه آزمایشی دیگر همزمان شرکت میکنند.
به گفته مشاور ارشد سازمان سنجش کشور به خبرنگار ایرنا از رقم 154هزار و 398 نفر علاقهمندان، بر حسب مورد 44 هزار و 793 نفر علاوه بر گروه اصلی خود علاقهمند به شرکت در گروه هنر و 109 هزار و 605 نفر علاقهمند به شرکت در گروه زبانهای خارجی بودهاند.
با توجه به اینکه بیشترین شرکتکنندگان در دو گروه آزمایشی هنر و زبانهای خارجی بطور کاملاً معنا داری زنان هستند اینجا نیز باید به موضوع سهم زنان در قبولی کنکور دقت کرد.حسین توکلی دوشنبه شب اظهار داشت: با توجه به آمار واقعی داوطلبان و آمار علاقهمندان (154 هزار و 398 نفر) که مجموعاً میشود یک میلیون و 14 هزار و 835 سازمان سنجش همین رقم یعنی یک میلیون و 14 هزار و 835 کارت ورود به جلسه صادر کرده است.کنکور سال 95 در 24 و 25 تیر ماه همزمان در 369 شهرستان کشور برگزار شد.
این آزمون در 19 کشور خارجی و 23 حوزه خارج از کشور برگزار شد.به گفته توکلی از 860 هزار داوطلب واقعی تعداد 773 هزار و 587 نفر در جلسه آزمون حاضر شدند و تعداد 86 هزار و 850 نفر غایب بودند که آمار غایبان معادل 10 و 9 صدم درصد شرکتکنندگان بود.
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی .
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
Forwarded from 🖌مقاله،ویدیو آموزشی
✅ سلسله مقاله های در ارتباط با بازگشایی مدارس
این مقاله ها قبلا در کانال نشر یافته است . جهت مطالعه هر مقاله بر روی لینک مربوط کلیک نمایید .
1- استرس مدرسه ای
https://telegram.me/eduarticle/1187
—------------------------—
2- چند نکته برای معلمان پیرامون تبدیل کلاس درس به یک محیط آموزشی بسیار جالب
https://telegram.me/eduarticle/1202
—------------------------
3-خاطره ای از اولین روز مدرسه-1
https://telegram.me/eduarticle/1241
—------------------------
4-خاطره ای از اولین روز مدرسه-2
https://telegram.me/eduarticle/1251
—-------------------------
5-خاطره ای از اولین روز مدرسه-3
https://telegram.me/eduarticle/1259
—-------------------------
6- ایجاد مدرسه سالم و دلپذیر
نمایش کارهای دانش آموزان در کلاس به صورت مؤثر
https://telegram.me/eduarticle/1245
—-------------------------
7- ایجاد مدرسه سالم و دلپذیر: انگیزش دانش آموزان
https://telegram.me/eduarticle/1256
—-------------------------
8- ایجاد مدرسه سالم و دلپذیر : بحران در جامعه و واکنش مدرسه
https://telegram.me/eduarticle/1260
—------------------------
9- ایجاد مدرسه ی سالم و دلپذیر - همکاری خانه و مدرسه
https://telegram.me/eduarticle/1268
—---------------------—
10- ایجاد مدرسه ی سالم و دلپذیر - امنیت
https://telegram.me/eduarticle/1282
—---------------------—
11- خشونت و مدرسه
https://telegram.me/eduarticle/1291
—---------------------
12- چرا مدرسهها شادي آفرين نيستند؟
https://telegram.me/eduarticle/1292
—------------------—
13- هراس ازمدرسه
https://telegram.me/eduarticle/1293
—-------------------
14- راه هاي مقابله باترس کلاس اوليها
https://telegram.me/eduarticle/1294
—------------------—
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی وفرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
✅ سلسله مقاله های در ارتباط با بازگشایی مدارس
این مقاله ها قبلا در کانال نشر یافته است . جهت مطالعه هر مقاله بر روی لینک مربوط کلیک نمایید .
1- استرس مدرسه ای
https://telegram.me/eduarticle/1187
—------------------------—
2- چند نکته برای معلمان پیرامون تبدیل کلاس درس به یک محیط آموزشی بسیار جالب
https://telegram.me/eduarticle/1202
—------------------------
3-خاطره ای از اولین روز مدرسه-1
https://telegram.me/eduarticle/1241
—------------------------
4-خاطره ای از اولین روز مدرسه-2
https://telegram.me/eduarticle/1251
—-------------------------
5-خاطره ای از اولین روز مدرسه-3
https://telegram.me/eduarticle/1259
—-------------------------
6- ایجاد مدرسه سالم و دلپذیر
نمایش کارهای دانش آموزان در کلاس به صورت مؤثر
https://telegram.me/eduarticle/1245
—-------------------------
7- ایجاد مدرسه سالم و دلپذیر: انگیزش دانش آموزان
https://telegram.me/eduarticle/1256
—-------------------------
8- ایجاد مدرسه سالم و دلپذیر : بحران در جامعه و واکنش مدرسه
https://telegram.me/eduarticle/1260
—------------------------
9- ایجاد مدرسه ی سالم و دلپذیر - همکاری خانه و مدرسه
https://telegram.me/eduarticle/1268
—---------------------—
10- ایجاد مدرسه ی سالم و دلپذیر - امنیت
https://telegram.me/eduarticle/1282
—---------------------—
11- خشونت و مدرسه
https://telegram.me/eduarticle/1291
—---------------------
12- چرا مدرسهها شادي آفرين نيستند؟
https://telegram.me/eduarticle/1292
—------------------—
13- هراس ازمدرسه
https://telegram.me/eduarticle/1293
—-------------------
14- راه هاي مقابله باترس کلاس اوليها
https://telegram.me/eduarticle/1294
—------------------—
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی وفرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
یادگیری_و_آموزش_ریاضی_در_یک_مدرسه_آمریک.wmv
4.1 MB
ویدیو : یادگیری و آموزش ریاضی در یک مدرسه آمریکا با استفاده از ویدیو .🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
✅ مقاله: الگوهای عمومی تدریس
نویسنده : واعظی، معصومه
الگوی عمومی تدریس به 5 مرحله تقسیم میشود:
1.تعیین هدفهای تدریس و هدفهای رفتاری.
2.تعیین رفتار ورودی و ارزشیابی تشخیصی.
3.تعیین شیوهها و وسایل تدریس.
4.سازماندهی وضعیت و موقعیت آموزشی.
5.سنجش و ارزشیابی عملکرد.
در این مقاله،چند الگوی تدریس به طور مختصر بیان شده است:
1.در الگوی پیش سازماندهنده،معمولا مطالب از کلی به جزیی مورد بررسی قرار می گیرد. از ویژگیهای این الگو،یکسویه بودن انتقال اطلاعات،نبود روابط میان گروهی و محدود بودن منابع به مدرسه و کتاب درسی است.
2.در الگوی حل مسئله،شاگرد محور فعالیت است و اطلاعات علمی مستقیما به او انتقال داده نمیشود.بلکه معلم با طرح مسئله،شاگرد را به فعالیت وامیدارد و در جهت حل مسئله راهنمایی میکند.بین شاگردان روابط میان گروهی وجود دارد،انتقال اطلاعات دوسویه است و منابع آموزشی منحصر به کلاس و کتاب درسی نیست.
3.در یادگیری از طریق همیاری،روال مبتنی بر تشریکمساعی(همیاری)موجب بهبود عزت نفس،آموختن مهارتهای اجتماعی و به هم پیوستگی،مسئولیتپذیری، حصول به هدفهای یادگیری و در نهایت،آمادهسازی فرد در مقام شهروند برای بروز رفتار منسجم به منظور بهبود زندگی فردی و اجتماعی و تأمین نظم اجتماعی ثمربخش و مردمسالار میشود.
4.الگوی تفحص گروهی برگرفته از نظریهی جان دیویی در مورد آموزش به شیوههای مردمسالار است.هنگام کاربرد تفحص گروهی،معلم نقش مشاور،راهنما و هدایتکننده را به عهده دارد.او باید تجربهی گروه را در سه سطح زیر هدایت و منعکس کند:
مسئلهگشایی یا سطح تکلیف.
سطح مدیریت گروه.
سطح معنی فردی.
5.انفرادی کردن آموزش یکی از پدیدههای مهم سالهای اخیر نظامهای آموزشی است. آموزش انفرادی،الزاما به معنای آموزش یک شاگرد از طریق یک معلم یا برنامهای خاص نیست. بلکه به معنای آموزش بر اساس تواناییهای شاگرد است.از مهمترین روشهای انفرادی میتوان یادگیری تا حد تسلط،تدریس خصوصی،آموزش برنامه (PI) ،آموزش از راه رایانه (CAI) ، آموزش انفرادی تجویز شده (ZPI) و آموزش انفرادی هدایت شده (IGE) را نام برد.
با همه مزایایی که این روشها دارند،با توجه به ساخت ویژهی مدارس و مقررات حاکم بر مسائل آموزشی، کمبود معلمان با صلاحیت،نبود امکانات و بودجهی کافی و محدودیت زمانی،امکان تعمیم چنین روشهایی در اکثر مدارس موجود نیست و استفاده از آنها به دگرگونی اعتقادی،تحول و نوآوری در مسائل آموزشی نیاز دارد.
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی .
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
✅ مقاله: الگوهای عمومی تدریس
نویسنده : واعظی، معصومه
الگوی عمومی تدریس به 5 مرحله تقسیم میشود:
1.تعیین هدفهای تدریس و هدفهای رفتاری.
2.تعیین رفتار ورودی و ارزشیابی تشخیصی.
3.تعیین شیوهها و وسایل تدریس.
4.سازماندهی وضعیت و موقعیت آموزشی.
5.سنجش و ارزشیابی عملکرد.
در این مقاله،چند الگوی تدریس به طور مختصر بیان شده است:
1.در الگوی پیش سازماندهنده،معمولا مطالب از کلی به جزیی مورد بررسی قرار می گیرد. از ویژگیهای این الگو،یکسویه بودن انتقال اطلاعات،نبود روابط میان گروهی و محدود بودن منابع به مدرسه و کتاب درسی است.
2.در الگوی حل مسئله،شاگرد محور فعالیت است و اطلاعات علمی مستقیما به او انتقال داده نمیشود.بلکه معلم با طرح مسئله،شاگرد را به فعالیت وامیدارد و در جهت حل مسئله راهنمایی میکند.بین شاگردان روابط میان گروهی وجود دارد،انتقال اطلاعات دوسویه است و منابع آموزشی منحصر به کلاس و کتاب درسی نیست.
3.در یادگیری از طریق همیاری،روال مبتنی بر تشریکمساعی(همیاری)موجب بهبود عزت نفس،آموختن مهارتهای اجتماعی و به هم پیوستگی،مسئولیتپذیری، حصول به هدفهای یادگیری و در نهایت،آمادهسازی فرد در مقام شهروند برای بروز رفتار منسجم به منظور بهبود زندگی فردی و اجتماعی و تأمین نظم اجتماعی ثمربخش و مردمسالار میشود.
4.الگوی تفحص گروهی برگرفته از نظریهی جان دیویی در مورد آموزش به شیوههای مردمسالار است.هنگام کاربرد تفحص گروهی،معلم نقش مشاور،راهنما و هدایتکننده را به عهده دارد.او باید تجربهی گروه را در سه سطح زیر هدایت و منعکس کند:
مسئلهگشایی یا سطح تکلیف.
سطح مدیریت گروه.
سطح معنی فردی.
5.انفرادی کردن آموزش یکی از پدیدههای مهم سالهای اخیر نظامهای آموزشی است. آموزش انفرادی،الزاما به معنای آموزش یک شاگرد از طریق یک معلم یا برنامهای خاص نیست. بلکه به معنای آموزش بر اساس تواناییهای شاگرد است.از مهمترین روشهای انفرادی میتوان یادگیری تا حد تسلط،تدریس خصوصی،آموزش برنامه (PI) ،آموزش از راه رایانه (CAI) ، آموزش انفرادی تجویز شده (ZPI) و آموزش انفرادی هدایت شده (IGE) را نام برد.
با همه مزایایی که این روشها دارند،با توجه به ساخت ویژهی مدارس و مقررات حاکم بر مسائل آموزشی، کمبود معلمان با صلاحیت،نبود امکانات و بودجهی کافی و محدودیت زمانی،امکان تعمیم چنین روشهایی در اکثر مدارس موجود نیست و استفاده از آنها به دگرگونی اعتقادی،تحول و نوآوری در مسائل آموزشی نیاز دارد.
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی .
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
✅ روز اول مدرسه : وقتی مدرسه برای بچه و مامان لولو میشود
بدون کودکـم هرگـز
هرگز از او جدا نشدهام. وقتی نیست، همهاش فکر میکنم قرار است برای او اتفاقی بیفتد.
بچههای بیادب و قلدر زیادی دیدهام. بچههایی که لاتبازی در میآورند و کوچکترها را آزار میدهند. چطور میتوانم بگذارم نصف روز کودکم بین این بچهها باشد؟
این صحبتهای مادری است که نهتنها کودکش اکنون که میخواهد به پیشدبستانی برود میهراسد، بلکه خودش نیز دستکمی از او ندارد.
هرچه خانوادهها کوچکتر میشود وابستگیها بیشتر میشود و هرچه وابستگیها بیشتر میشود، بچهها و مادرها سختتر از هم جدا میشوند.
در میان همه این جمعیت نگران، تحقیقات دخترها و تک فرزندان را در مواجهه با جدایی مدرسه ترسوتر از بقیه نشان میدهد.
اولین مواجهه با مدرسه که معمولا در پایه اول دبستان یا پیشدبستانی دیده میشود، سختتر است. گرچه کودکانی که سابقه مهدکودک رفتن دارند، راحتتر جدایی چند ساعته را میپذیرند.
نسرین عابدی معلم پایه اول دبستان میگوید: این ترس در میان خانوادههایی که بین دختر و پسر فرق میگذارند و دخترها را خجالتی و ترسان از مردم بار میآورند، بیشتر دیده میشود.
عابدی میافزاید: در میان خانوادهها والدینی را دیدهام که پشت در مدرسه میمانند و بعضی مادرها به ظهر نرسیده با چشم گریان میآیند و میخواهند هر طور شده، بچه خودشان را بگیرند و ببرند.
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی .
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
بدون کودکـم هرگـز
هرگز از او جدا نشدهام. وقتی نیست، همهاش فکر میکنم قرار است برای او اتفاقی بیفتد.
بچههای بیادب و قلدر زیادی دیدهام. بچههایی که لاتبازی در میآورند و کوچکترها را آزار میدهند. چطور میتوانم بگذارم نصف روز کودکم بین این بچهها باشد؟
این صحبتهای مادری است که نهتنها کودکش اکنون که میخواهد به پیشدبستانی برود میهراسد، بلکه خودش نیز دستکمی از او ندارد.
هرچه خانوادهها کوچکتر میشود وابستگیها بیشتر میشود و هرچه وابستگیها بیشتر میشود، بچهها و مادرها سختتر از هم جدا میشوند.
در میان همه این جمعیت نگران، تحقیقات دخترها و تک فرزندان را در مواجهه با جدایی مدرسه ترسوتر از بقیه نشان میدهد.
اولین مواجهه با مدرسه که معمولا در پایه اول دبستان یا پیشدبستانی دیده میشود، سختتر است. گرچه کودکانی که سابقه مهدکودک رفتن دارند، راحتتر جدایی چند ساعته را میپذیرند.
نسرین عابدی معلم پایه اول دبستان میگوید: این ترس در میان خانوادههایی که بین دختر و پسر فرق میگذارند و دخترها را خجالتی و ترسان از مردم بار میآورند، بیشتر دیده میشود.
عابدی میافزاید: در میان خانوادهها والدینی را دیدهام که پشت در مدرسه میمانند و بعضی مادرها به ظهر نرسیده با چشم گریان میآیند و میخواهند هر طور شده، بچه خودشان را بگیرند و ببرند.
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی .
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
✅ روز اول مدرسه : یک تجربه تلخ
زهرا بهادری، بانویی 50 ساله است. او از تجربه تلخی میگوید که یک عمر او را با وسواس و نگرانی مواجه کرد. این بانو که خود صاحب سه فرزند است، میگوید: تازه وارد مدرسه شده بودم و معلم روی تخته حروف الفبا را مینوشت. گچ صدای قیژژژی داد و همه گوششان را گرفتند و یکی از بچهها بلند خندید. معلم ما چنان گچ را پرت کرد که صاف رفت در دهان آن دختر و پرید توی گلویش. بعد هم آمد با دست کوبید توی پشتش و یکی هم پس گردنش.
گچ بیرون آمد، ولی دخترک اشکریزان از ترس کبود شده بود. بعد هم با او لج شد. یکی دو روز بعد به بهانه این که مشقهایش را ننوشته بود، کف دستش خطکش زد و به او گفت: مشق که نمینویسی، به من هم که میخندی، بعد یکی از دو گیس دخترک را که خرگوشی بسته بود گرفت و کشانکشان از کلاس بیرون کرد.
آن روزها این بیحرمتی توی دل من بزرگ و بزرگتر شد. همیشه فکر میکردم ممکن است درمظان اتهام قرار بگیرم. وسواس پیدا کرده بودم که نکند کم مشق نوشته باشم. چه شبهای درازی که دهها بار از روی مشقهایم مینوشتم. مشق نوشتنم از ترس بود نه از زرنگی، گرچه همیشه شاگرد زرنگی بودم.
کلاس سوم بودم که ترسهایم به اوج رسیده بود. نمیتوانستم صبحانه بخورم. اسهال و استفراغ داشتم و سرم گیج میرفت و بدنم یخ میزد. خیلی از روزها نمیتوانستم به مدرسه بروم یا از مدرسه مرا برمی گرداندند. پدرم مرا نزد روانشناس برد و اضطراب مدرسه را تشخیص دادند. سه ماه در خانه ماندم و آن ثلث از همیشه نمرههای بهتری گرفتم. کمکم بهتر شدم اما هرگز به طور کامل، اضطراب مدرسه و امتحان از دلم نرفت. بههمین دلیل وقتی قرار بود کودکانم را به مدرسه ببرم، اضطراب داشتم که مبادا معلم برخورد بدی با کودکانم داشته باشد!
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی .
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
زهرا بهادری، بانویی 50 ساله است. او از تجربه تلخی میگوید که یک عمر او را با وسواس و نگرانی مواجه کرد. این بانو که خود صاحب سه فرزند است، میگوید: تازه وارد مدرسه شده بودم و معلم روی تخته حروف الفبا را مینوشت. گچ صدای قیژژژی داد و همه گوششان را گرفتند و یکی از بچهها بلند خندید. معلم ما چنان گچ را پرت کرد که صاف رفت در دهان آن دختر و پرید توی گلویش. بعد هم آمد با دست کوبید توی پشتش و یکی هم پس گردنش.
گچ بیرون آمد، ولی دخترک اشکریزان از ترس کبود شده بود. بعد هم با او لج شد. یکی دو روز بعد به بهانه این که مشقهایش را ننوشته بود، کف دستش خطکش زد و به او گفت: مشق که نمینویسی، به من هم که میخندی، بعد یکی از دو گیس دخترک را که خرگوشی بسته بود گرفت و کشانکشان از کلاس بیرون کرد.
آن روزها این بیحرمتی توی دل من بزرگ و بزرگتر شد. همیشه فکر میکردم ممکن است درمظان اتهام قرار بگیرم. وسواس پیدا کرده بودم که نکند کم مشق نوشته باشم. چه شبهای درازی که دهها بار از روی مشقهایم مینوشتم. مشق نوشتنم از ترس بود نه از زرنگی، گرچه همیشه شاگرد زرنگی بودم.
کلاس سوم بودم که ترسهایم به اوج رسیده بود. نمیتوانستم صبحانه بخورم. اسهال و استفراغ داشتم و سرم گیج میرفت و بدنم یخ میزد. خیلی از روزها نمیتوانستم به مدرسه بروم یا از مدرسه مرا برمی گرداندند. پدرم مرا نزد روانشناس برد و اضطراب مدرسه را تشخیص دادند. سه ماه در خانه ماندم و آن ثلث از همیشه نمرههای بهتری گرفتم. کمکم بهتر شدم اما هرگز به طور کامل، اضطراب مدرسه و امتحان از دلم نرفت. بههمین دلیل وقتی قرار بود کودکانم را به مدرسه ببرم، اضطراب داشتم که مبادا معلم برخورد بدی با کودکانم داشته باشد!
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی .
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
✅ روز اول مدرسه : مادران ترسان
علی رضایی، روانشناس و مشاور مدارس در باره اضطراب والدین خصوصا مادران میگوید: والدین فکر میکنند، کودکشان همیشه در خانه میماند. او را بسیار تکریم میکنند و همیشه در اولویت تصمیمات زندگی خود قرار میدهند، خصوصا آنها که تنها یک فرزند دارند، با خود تعهد میکنند هرچه دارند به پای کودکشان بریزند و یکباره کنترل دائمی زندگی از دستشان میرود. این جاست که یک اضطراب دوسویه دامن مادر و فرزند را میگیرد. تصور جامعه ناامن برای خانواده کودک شش هفت ساله غیرقابل تصور است. آنها تمام تلاش خود را به کار میگیرند تا با سپردن کودک به مدارس گرانقیمت و غیرانتفاعی و پرداخت شهریه چند میلیونی این نگرانی را جبران کنند اما دوربینهای مدار بسته، ایمیلهای وقت و بیوقت مدارس و تصاویر کودکان در سایت مدرسه هیچ یک این اضطراب را فرو نمینشاند.
این رفتارها کودک را به بیماریهای روانتنی دچار میکند.
این مشاور تربیتی اختلال در خواب، اختلال گوارشی، جویدن ناخن، شب ادراری و لکنتزبان را از نتایج ترس از مدرسه میداند.
علی رضایی معتقد است، این کودکان در مواجهه با اجتماعی شدن و روند تکاملی خود، دچار اضطرابهایی هستند که تا حدی طبیعی است و معلمان و مشاوران و کادر تربیتی مدرسه نباید با توبیخ و تنبیه کودک به نگرانیهای او دامن بزنند.
مواجهه با بزرگترهای غریبه و جایی مثل شهر بچهها برای آنها عجیب و تازه است. حالا آنها باید سعی کنند دوست پیدا کنند و با دیگران کنار بیایند. کنترل خشم و امیال خود را بیاموزند و خود مراقبتی را در بالاترین سطح یاد بگیرند. این مسائل برای یک آدم بزرگ هم میتواند استرسزا باشد.
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی .
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
علی رضایی، روانشناس و مشاور مدارس در باره اضطراب والدین خصوصا مادران میگوید: والدین فکر میکنند، کودکشان همیشه در خانه میماند. او را بسیار تکریم میکنند و همیشه در اولویت تصمیمات زندگی خود قرار میدهند، خصوصا آنها که تنها یک فرزند دارند، با خود تعهد میکنند هرچه دارند به پای کودکشان بریزند و یکباره کنترل دائمی زندگی از دستشان میرود. این جاست که یک اضطراب دوسویه دامن مادر و فرزند را میگیرد. تصور جامعه ناامن برای خانواده کودک شش هفت ساله غیرقابل تصور است. آنها تمام تلاش خود را به کار میگیرند تا با سپردن کودک به مدارس گرانقیمت و غیرانتفاعی و پرداخت شهریه چند میلیونی این نگرانی را جبران کنند اما دوربینهای مدار بسته، ایمیلهای وقت و بیوقت مدارس و تصاویر کودکان در سایت مدرسه هیچ یک این اضطراب را فرو نمینشاند.
این رفتارها کودک را به بیماریهای روانتنی دچار میکند.
این مشاور تربیتی اختلال در خواب، اختلال گوارشی، جویدن ناخن، شب ادراری و لکنتزبان را از نتایج ترس از مدرسه میداند.
علی رضایی معتقد است، این کودکان در مواجهه با اجتماعی شدن و روند تکاملی خود، دچار اضطرابهایی هستند که تا حدی طبیعی است و معلمان و مشاوران و کادر تربیتی مدرسه نباید با توبیخ و تنبیه کودک به نگرانیهای او دامن بزنند.
مواجهه با بزرگترهای غریبه و جایی مثل شهر بچهها برای آنها عجیب و تازه است. حالا آنها باید سعی کنند دوست پیدا کنند و با دیگران کنار بیایند. کنترل خشم و امیال خود را بیاموزند و خود مراقبتی را در بالاترین سطح یاد بگیرند. این مسائل برای یک آدم بزرگ هم میتواند استرسزا باشد.
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی .
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
✅ روز اول مدرسه : به ورزش، تن خود به نیرو کنیم
سهیلا پرتوی، مربی تربیت بدنی مقطع ابتدایی است. او پیشنهاد میکند، برای بچههای گریزان از مدرسه ورزش و بازی را امتحان کنیم.
پرتوی از تجربه خود میگوید که بسیاری از کودکان گریزپا را از این طریق دوستدار مدرسه کرده است. این معلم 30 ساله میگوید: ورزش و بازی، اولین زبان مشترک بچههاست. آنها از این طریق با هم دوست میشوند، تیم و بازی تیمی را یاد میگیرند، هیجانها و فشارهای عصبی و خشم و ترس خود را مهار یا آزاد میکنند و آرام و سرزنده و با نشاط به خانه برمیگردند.
وی پیشنهاد میکند: برای کودکانی که ترس از مدرسه دارند، ساعات بیشتری ورزش همراه با موسیقی و هنر در نظر بگیریم که خیلی زود وارد فضای جدی درس و مشق نشوند و این دو ابزار آرامشبخش آنها را با آرامش بیشتری وارد فضای اجتماعی کند.
اگر فرزند ما زود عصبانی میشود و پرخاشگری میکند و زودتر از بقیه آشفته میشود، به او کمک کنیم تا راهی برای تخلیه هیجانات خود پیدا کند. اگر کودک ما بعد از مدرسه نیاز به تحرک دارد، به او پیشنهاد ورزش کنیم. اگر فرزند ما نیاز به آرامش دارد به او توصیه کنیم به موسیقی گوش دهد.
❗️توصیههای جدی
چه در جایگاه معلم هستید و چه والدین کودک، آنان را در مدرسه و خانه سرزنش و تهدید نکنید.
محیط خانه و مدرسه را جذاب و دوستداشتنی بسازید.
از تحقیر کودکان بپرهیزید.
با بچهها دوست باشید.
کودکان را برای بهترین بودن تحت فشار قرار ندهید.
فرزند خود را تشویق کنید تا با معلمانش رابطه بهتری برقرار کند.
وابستگی کودک را به خود با استقلال بخشیدن به او دررفتن به خانه دوست یا فامیل و زمین بازی کاهش دهید.
طوری از مدرسه بگویید که کودک انگیزه و شوق رفتن به مدرسه را به عنوان مرحلهای هیجانانگیز و زیبا از زندگی تلقی کند.
در مدرسه به کودک هدیه دهید و در رنگآمیزی مدارس از رنگهای شاد استفاده کنید.
بگذارید کودک با شما درددل کند و برای حرفزدن به او زمان دهید و در پی مچگیری نباشید.
به مادران توصیه میکنیم، طی مدتی که کودکشان در مدرسه است خود را با ورزش یا رفتن به کلاس آموزشی یا استخر سرگرم کنند تا خود نیز دچار وسواس فکری و نگرانی نشوند.
ماندانا ملاعلی - جام جم
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی .
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
✅ روز اول مدرسه : به ورزش، تن خود به نیرو کنیم
سهیلا پرتوی، مربی تربیت بدنی مقطع ابتدایی است. او پیشنهاد میکند، برای بچههای گریزان از مدرسه ورزش و بازی را امتحان کنیم.
پرتوی از تجربه خود میگوید که بسیاری از کودکان گریزپا را از این طریق دوستدار مدرسه کرده است. این معلم 30 ساله میگوید: ورزش و بازی، اولین زبان مشترک بچههاست. آنها از این طریق با هم دوست میشوند، تیم و بازی تیمی را یاد میگیرند، هیجانها و فشارهای عصبی و خشم و ترس خود را مهار یا آزاد میکنند و آرام و سرزنده و با نشاط به خانه برمیگردند.
وی پیشنهاد میکند: برای کودکانی که ترس از مدرسه دارند، ساعات بیشتری ورزش همراه با موسیقی و هنر در نظر بگیریم که خیلی زود وارد فضای جدی درس و مشق نشوند و این دو ابزار آرامشبخش آنها را با آرامش بیشتری وارد فضای اجتماعی کند.
اگر فرزند ما زود عصبانی میشود و پرخاشگری میکند و زودتر از بقیه آشفته میشود، به او کمک کنیم تا راهی برای تخلیه هیجانات خود پیدا کند. اگر کودک ما بعد از مدرسه نیاز به تحرک دارد، به او پیشنهاد ورزش کنیم. اگر فرزند ما نیاز به آرامش دارد به او توصیه کنیم به موسیقی گوش دهد.
❗️توصیههای جدی
چه در جایگاه معلم هستید و چه والدین کودک، آنان را در مدرسه و خانه سرزنش و تهدید نکنید.
محیط خانه و مدرسه را جذاب و دوستداشتنی بسازید.
از تحقیر کودکان بپرهیزید.
با بچهها دوست باشید.
کودکان را برای بهترین بودن تحت فشار قرار ندهید.
فرزند خود را تشویق کنید تا با معلمانش رابطه بهتری برقرار کند.
وابستگی کودک را به خود با استقلال بخشیدن به او دررفتن به خانه دوست یا فامیل و زمین بازی کاهش دهید.
طوری از مدرسه بگویید که کودک انگیزه و شوق رفتن به مدرسه را به عنوان مرحلهای هیجانانگیز و زیبا از زندگی تلقی کند.
در مدرسه به کودک هدیه دهید و در رنگآمیزی مدارس از رنگهای شاد استفاده کنید.
بگذارید کودک با شما درددل کند و برای حرفزدن به او زمان دهید و در پی مچگیری نباشید.
به مادران توصیه میکنیم، طی مدتی که کودکشان در مدرسه است خود را با ورزش یا رفتن به کلاس آموزشی یا استخر سرگرم کنند تا خود نیز دچار وسواس فکری و نگرانی نشوند.
ماندانا ملاعلی - جام جم
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی .
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
✅ معاون آموزش و پرورش دزفول خبر داد
ترک تحصیل ۴۰هزار دانشآموز
معاون آموزش ابتدایی مدیریت آموزش و پرورش دزفول، خبر از ترک تحصیل ۴۰ هزار دانشآموز داده و گفته است: توجه به حوزه آموزش و پرورش و تامین نیازهای آن یک ضرورت مهم در مسیر اعتلای فردی و فرهنگی جامعه است. اگر ما به آموزش و پرورش و نیازهای آن به عنوان یک اصل مهم فرهنگی و اجتماعی، نگاهی موثر و مثبت داشته باشیم بسیاری از مشکلات موجود و معضلهای اخلاقی جامعه کاسته و رفع میشود. سودابه دستیترک عنوان کرده: دزفول نیز در این حوزه، دارای جمعیتی جوان و با ظرفیت و مستعد بوده و همین مقوله بیش از گذشته لزوم توجه به خدمات این حوزه را مطرح و بیان میکند. وی اظهار داشته: متاسفانه و با وجود رشد خدمات آموزشی در حوزههای مختلف بیش از ۴۰هزار دانشآموز دختر و پسر مقطع ابتدایی در واحدهای آموزشی مختلف شهری و و روستایی شهرستان دزفول ترک تحصیل کردهاند. دستیترک بیان کرده: این دانشآموزان در مقاطع تحصیلی اول تا ششم ابتدایی و به علت مشکلات مختلف فردی از ادامه تحصیل بازماندهاند که در این مسیر باید به دنبال کاهش این جمعیت در شهرستان باشیم. وی افزوده: همچنین در حال حاضر، بیش از ۲هزار معلم و کادر آموزشی در مقطع ابتدایی شهرستان و در بخشها و واحدهای آموزشی مختلف شهرستان دزفول به تعلیم و تربیت دانشآموزان میپردازند که همین مقوله بیش از گذشته توان و نیازهای شهرستان را در این حوزه مطرح میکند.
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی .
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
ترک تحصیل ۴۰هزار دانشآموز
معاون آموزش ابتدایی مدیریت آموزش و پرورش دزفول، خبر از ترک تحصیل ۴۰ هزار دانشآموز داده و گفته است: توجه به حوزه آموزش و پرورش و تامین نیازهای آن یک ضرورت مهم در مسیر اعتلای فردی و فرهنگی جامعه است. اگر ما به آموزش و پرورش و نیازهای آن به عنوان یک اصل مهم فرهنگی و اجتماعی، نگاهی موثر و مثبت داشته باشیم بسیاری از مشکلات موجود و معضلهای اخلاقی جامعه کاسته و رفع میشود. سودابه دستیترک عنوان کرده: دزفول نیز در این حوزه، دارای جمعیتی جوان و با ظرفیت و مستعد بوده و همین مقوله بیش از گذشته لزوم توجه به خدمات این حوزه را مطرح و بیان میکند. وی اظهار داشته: متاسفانه و با وجود رشد خدمات آموزشی در حوزههای مختلف بیش از ۴۰هزار دانشآموز دختر و پسر مقطع ابتدایی در واحدهای آموزشی مختلف شهری و و روستایی شهرستان دزفول ترک تحصیل کردهاند. دستیترک بیان کرده: این دانشآموزان در مقاطع تحصیلی اول تا ششم ابتدایی و به علت مشکلات مختلف فردی از ادامه تحصیل بازماندهاند که در این مسیر باید به دنبال کاهش این جمعیت در شهرستان باشیم. وی افزوده: همچنین در حال حاضر، بیش از ۲هزار معلم و کادر آموزشی در مقطع ابتدایی شهرستان و در بخشها و واحدهای آموزشی مختلف شهرستان دزفول به تعلیم و تربیت دانشآموزان میپردازند که همین مقوله بیش از گذشته توان و نیازهای شهرستان را در این حوزه مطرح میکند.
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی .
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
سخنان بزرگان . مارک تواین.نویسنده آمریکایی. 1910-1835
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
.https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
.https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
مدیرکل آموزش و پرورش استان خوزستان گفت: خوزستان هم اکنون با مشکل کمبود 10 هزار معلم مواجه است .🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
❓تا کنون اعلامیه جهانی حقوق کودک رو خوانده ایم
آیا حقوق کودکان رو رعایت می کنیم؟
اصل 1
كودك بايد از كليه حقوق مندرج در اين اعلاميه برخوردار شود. همه كودكان بدون استثناء و تبعيض و بدون در نظر گرفتن نژاد، رنگ، زبان، دين، عقايد سياسي يا ساير عقايد، منشأ اجتماعي يا ملي، ثروت، تولد و يا ويژگيهاي فردي ديگر يا خانوادگي مشمول اين حقوق ميشوند.
اصل 2
كودك بايد از حمايت ويژه برخوردار شود و امكانات و وسايل ضروري جهت پرورش بدني، فكري، اخلاقي و اجتماعي وي به نحوي سالم و طبيعي و در محيطي آزاد و محترم توسط قانون يا مراجع ذيربط در اختيار وي قرار گيردو در وضع قوانيني بدين منظور منافع كودكان بايد بالاترين اولويت را داشته باشد.
اصل 3
كودك بايد از بدو تولد صاحب اسم و مليت گردد.
اصل 4
كودك بايد از امنيت اجتماعي بهرهمند گردد، در محيطي سالم پرورش يابد و بدين منظور كودكان و مادران بايد از مراقبت و حمايت خاص كه شامل توجه كافي پيش و بعد از تولد ميشود، بهرهمند شود.
كودك بايد امكان برخورداري از تغذيه، مسكن، تفريحات و خدمات پزشكي مناسب را داشته باشد.
اصل 5
كودكي كه از لحاظ بدني، فكري يا اجتماعي معلول است بايد تحت توجه خاص، آموزش و مراقبت لازم متناسب با وضع خاص وي، قرار گيرد.
اصل 6
كودك جهت پرورش كامل و متعادل شخصيتش نياز به محبت و تفاهم دارد و بايد حتيالامكان تحت توجه و سرپرستي والدين خود، و به هر صورت در فضائي پرمحبت در امنيت اخلاقي، مادي، پرورش يابد.
كودك خردسال را بجز در موارد استثنايي، نبايد از مادر جدا كرد. جامعه و مقامات اجتماعي موظفند كه نسبت به كودكان بدون خانواده و كودكان بيبضاعت توجه خاص مبذول دارند.
كمكهاي نقدي دولت و ديگر تسهيلات جهت تأمين و نگهداري فرزندان خانوادههاي پرجمعيت توصيه ميشود.
اصل 7
كودك بايد از آموزش رايگان و اجباري، حداقل در مدارج ابتدائي بهرهمند گردد.
كودك بايد از آموزشي بهرهمند شود كه در جهت پيشبرد و ازدياد فرهنگ عمومي او بوده و چنان سازنده باشد كه در شرايط مساوي بتواند استعداد، قضاوت فردي، درك مسئوليت اخلاقي و اجتماعي خود را پرورش داده و فردي مفيد براي جامعه شود.
در امر آموزش و رهبري كودك مصالح كودك بايد راهنماي مسئولين امر باشد. چنين مسئوليتي در درجه اول بعهده والدين ميباشد.
كودك بايد از امكانات كامل براي بازي و تفريح با همان اهدافي كه در مورد آموزش او آمد برخوردار گردد، جامعه و مقامات اجتماعي بايد كوشش نمايند تا امكان استفاده از اين حقوق را رايج سازند.
اصل 8
كودك بايد در هر شرايطي جزو اولين كساني باشد كه از حمايت و تسهيلات بهرهمند گردد.
اصل 9
كودك بايد در برابر هر گونه غفلت، ظلم، شقاوت و استثمار حمايت شود. كودك نبايد به هر شكلي وسيله مبادله قرار گيرد. كودك نبايد قبل از رسيدن به حداقل سن مناسب به استخدام درآيد و نبايد به هيچ وجه امكان و يا اجازه استخدام كودك در كارهايي داده شود كه به سلامت يا آموزش وي لطمه زده و يا باعث اختلال رشد بدني، فكري و يا اخلاقي وي گردد.
اصل 10
كودك بايد در مقابل هر گونه اعمال و رفتاري كه ترويج تبعيضات نژادي، مذهبي و غيره را ممكن سازد، حمايت شود. كودك بايد با روحيهاي پر تفاهم، گذشت، معتقد به دوستي بين مردم، صلح و برادري جهاني و با آگاهي كامل بر اينكه توانائي و استعداد وي بايد وقف خدمت به همنوعانش شود، پرورش يابد.
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی .
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
❓تا کنون اعلامیه جهانی حقوق کودک رو خوانده ایم
آیا حقوق کودکان رو رعایت می کنیم؟
اصل 1
كودك بايد از كليه حقوق مندرج در اين اعلاميه برخوردار شود. همه كودكان بدون استثناء و تبعيض و بدون در نظر گرفتن نژاد، رنگ، زبان، دين، عقايد سياسي يا ساير عقايد، منشأ اجتماعي يا ملي، ثروت، تولد و يا ويژگيهاي فردي ديگر يا خانوادگي مشمول اين حقوق ميشوند.
اصل 2
كودك بايد از حمايت ويژه برخوردار شود و امكانات و وسايل ضروري جهت پرورش بدني، فكري، اخلاقي و اجتماعي وي به نحوي سالم و طبيعي و در محيطي آزاد و محترم توسط قانون يا مراجع ذيربط در اختيار وي قرار گيردو در وضع قوانيني بدين منظور منافع كودكان بايد بالاترين اولويت را داشته باشد.
اصل 3
كودك بايد از بدو تولد صاحب اسم و مليت گردد.
اصل 4
كودك بايد از امنيت اجتماعي بهرهمند گردد، در محيطي سالم پرورش يابد و بدين منظور كودكان و مادران بايد از مراقبت و حمايت خاص كه شامل توجه كافي پيش و بعد از تولد ميشود، بهرهمند شود.
كودك بايد امكان برخورداري از تغذيه، مسكن، تفريحات و خدمات پزشكي مناسب را داشته باشد.
اصل 5
كودكي كه از لحاظ بدني، فكري يا اجتماعي معلول است بايد تحت توجه خاص، آموزش و مراقبت لازم متناسب با وضع خاص وي، قرار گيرد.
اصل 6
كودك جهت پرورش كامل و متعادل شخصيتش نياز به محبت و تفاهم دارد و بايد حتيالامكان تحت توجه و سرپرستي والدين خود، و به هر صورت در فضائي پرمحبت در امنيت اخلاقي، مادي، پرورش يابد.
كودك خردسال را بجز در موارد استثنايي، نبايد از مادر جدا كرد. جامعه و مقامات اجتماعي موظفند كه نسبت به كودكان بدون خانواده و كودكان بيبضاعت توجه خاص مبذول دارند.
كمكهاي نقدي دولت و ديگر تسهيلات جهت تأمين و نگهداري فرزندان خانوادههاي پرجمعيت توصيه ميشود.
اصل 7
كودك بايد از آموزش رايگان و اجباري، حداقل در مدارج ابتدائي بهرهمند گردد.
كودك بايد از آموزشي بهرهمند شود كه در جهت پيشبرد و ازدياد فرهنگ عمومي او بوده و چنان سازنده باشد كه در شرايط مساوي بتواند استعداد، قضاوت فردي، درك مسئوليت اخلاقي و اجتماعي خود را پرورش داده و فردي مفيد براي جامعه شود.
در امر آموزش و رهبري كودك مصالح كودك بايد راهنماي مسئولين امر باشد. چنين مسئوليتي در درجه اول بعهده والدين ميباشد.
كودك بايد از امكانات كامل براي بازي و تفريح با همان اهدافي كه در مورد آموزش او آمد برخوردار گردد، جامعه و مقامات اجتماعي بايد كوشش نمايند تا امكان استفاده از اين حقوق را رايج سازند.
اصل 8
كودك بايد در هر شرايطي جزو اولين كساني باشد كه از حمايت و تسهيلات بهرهمند گردد.
اصل 9
كودك بايد در برابر هر گونه غفلت، ظلم، شقاوت و استثمار حمايت شود. كودك نبايد به هر شكلي وسيله مبادله قرار گيرد. كودك نبايد قبل از رسيدن به حداقل سن مناسب به استخدام درآيد و نبايد به هيچ وجه امكان و يا اجازه استخدام كودك در كارهايي داده شود كه به سلامت يا آموزش وي لطمه زده و يا باعث اختلال رشد بدني، فكري و يا اخلاقي وي گردد.
اصل 10
كودك بايد در مقابل هر گونه اعمال و رفتاري كه ترويج تبعيضات نژادي، مذهبي و غيره را ممكن سازد، حمايت شود. كودك بايد با روحيهاي پر تفاهم، گذشت، معتقد به دوستي بين مردم، صلح و برادري جهاني و با آگاهي كامل بر اينكه توانائي و استعداد وي بايد وقف خدمت به همنوعانش شود، پرورش يابد.
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی .
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
✅ 5 نقص اساسی در نهاد آموزش و پرورش_ قسمت اول
گفتوگو با مصطفی ملکیان .محمد صادقی
تعریفی از نهاد آموزش و پرورش
واقعیت این است که من وقتی به آموزش و پرورش به معنای نهاد آموزش و پرورش که وزارت آموزش و پرورش فقط بخشی از آن است، نگاه میکنم، ۵ تا واقعیت دردناک در نهاد آموزش و پرورش میبینم. نهاد را به معنای جامعهشناختی آن در اینجا به کار میبرم که مثلاً شامل وزرات آموزش و پرورش، وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری، وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی، خطیبان، واعظان و سخنرانان، صدا و سیما، و همه آنهایی که آگاهانه یا ناآگاهانه، خواسته یا ناخواسته در حال تربیت من و تو هستند. من و تو به عنوان شهروندان این جامعه. بنابراین من فقط به وزرات آموزش و پرورش نظر ندارم، به نهاد آموزش و پرورش نظر دارم. اما شک نیست که در نهاد آموزش و پرورش، مهمترین سهم از آنِ وزارت آموزش و پرورش است. به جهت اینکه از سالهای آغاز زندگی، ما را در چنگ خود دارد و سالهای آغازین زندگی ما نسبت به سالهای بعدی زندگی، بیشترین اهمیت را دارند، پس بیشترین نقد هم معطوف به وزارت آموزش و پرورش خواهد بود. اما به هر ترتیب کل نهاد آموزش و پرورش، ۵ تا عیب و نقص اساسی دارد. دو تا از این ۵ تا، به نظر من بنیادیتر و بنیانیتر هستند با اینکه چه بسا به نظر آید که ۳ تای عدی،مهمترند.
1⃣ تاکید بر حافظه، نه فهم.
اولین عیب و ایراد این است که آموزش و پرورش ما مبتنی بر فهم نیست، مبتنی بر حافظه است. یعنی از میان قوای ذهنی ما، همه تاکید فقط بر روی حافظه گذاشته شده است و کاری به فهم (Understanding) ندارند. یعنی به جای اینکه سعی بر این شود که مطلبی به مخاطب تفهیم شود، سعی میشود که مطلبی در حافظه مخاطب جایگیر شود. آن وقت طبعاً اثرش این است که به جای اینکه با مفهوم سر و کار داشته باشد با لفظ، واژه و تعابیر زبانی سر و کار داشته باشد. اگر من با مخاطبم بخواهم بر اساس تکیه بر فهم گفتوگو بکنم همیشه مفاهیم هستند که باید مورد توجه من باشند. ولی وقتی که بر اساس حافظه با طرف مقابل سخن میگویم، اینجا بر لفظ، واژه و تعابیر زبانی (اعم از واژه، عبارت یا جمله) تکیه میکنم. معنایش این است که شما عمق واقعیت را درک نمیکنید اما بلد هستید واقعیتی را که عمق آن را درک نکردهاید در قالب زبان بیان کنید. این اثری است که در پی دارد. با اینکه در طول تاریخ ۵ مکتب درباره آموزش و پرورش وجود داشته و هر مکتب از آن ۵ مکتب را قبول کنیم (که البته در کشور ما مطلقاً معلوم نیست که کدامیک از آن ۵ مکتب مبنای آموزش و پرورش قرار گرفته) به هر حال هر ۵ مکتب در این شریک هستند که، باید فهم بشود واقعیتی که استاد به شاگرد خود میگوید. همانطور که گفتم نهاد آموزش و پرورش محل بحث من است. حالا آن استاد ممکن است مجری یک برنامه تلویزیونی باشد، همین طور معلمی که در دبستان یا دبیرستان در حال درسدادن به شاگردانش است و… بر اساس هر ۵ فلسفهای که برای آموزش و پرورش داریم، ما باید واقعیت را تفهیم کنیم، نه اینکه کاری کنیم که مخاطب بیآنکه واقعیت را فهم کرده باشد بتواند آن را در قوالب زبانی بیان کند. حالا بعد با چند مثال این نکته را بیشتر باز خواهم کرد تا مرادم بهتر فهم شود. بنابراین ما مفهوممدار نیستیم، واژهمدار هستیم. کاملاً با واژهها با هم داد و ستد میکنیم. البته واژه تعبیر دقیقی نیست و باید بگویم تعبیر زبانی، که گاهی واژه است، گاهی عبارت است و گاهی جمله. ولی به هر حال ما با تعابیر زبانی با هم داد و ستد میکنیم، یعنی ممکن است من با شما یک ساعت گفتوگو کنم و بعد از این یک ساعت الفاظی از ذهن من به ذهن شما یا از ذهن شما به ذهن من انتقال پیدا کرده باشد و هر دو هم به نظر راضی به نظر آییم با اینکه اصلاً چیزی بین من و مخاطبم رد و بدل نشده و فقط الفاظ از ذهنی به ذهنی دیگر انتقال پیدا کردهاند. این عیب و نقص اول است که مهمترین عیب و نقص آموزش و پرورش در کشور ماست. ادامه دارد ... 🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی .
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
گفتوگو با مصطفی ملکیان .محمد صادقی
تعریفی از نهاد آموزش و پرورش
واقعیت این است که من وقتی به آموزش و پرورش به معنای نهاد آموزش و پرورش که وزارت آموزش و پرورش فقط بخشی از آن است، نگاه میکنم، ۵ تا واقعیت دردناک در نهاد آموزش و پرورش میبینم. نهاد را به معنای جامعهشناختی آن در اینجا به کار میبرم که مثلاً شامل وزرات آموزش و پرورش، وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری، وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی، خطیبان، واعظان و سخنرانان، صدا و سیما، و همه آنهایی که آگاهانه یا ناآگاهانه، خواسته یا ناخواسته در حال تربیت من و تو هستند. من و تو به عنوان شهروندان این جامعه. بنابراین من فقط به وزرات آموزش و پرورش نظر ندارم، به نهاد آموزش و پرورش نظر دارم. اما شک نیست که در نهاد آموزش و پرورش، مهمترین سهم از آنِ وزارت آموزش و پرورش است. به جهت اینکه از سالهای آغاز زندگی، ما را در چنگ خود دارد و سالهای آغازین زندگی ما نسبت به سالهای بعدی زندگی، بیشترین اهمیت را دارند، پس بیشترین نقد هم معطوف به وزارت آموزش و پرورش خواهد بود. اما به هر ترتیب کل نهاد آموزش و پرورش، ۵ تا عیب و نقص اساسی دارد. دو تا از این ۵ تا، به نظر من بنیادیتر و بنیانیتر هستند با اینکه چه بسا به نظر آید که ۳ تای عدی،مهمترند.
1⃣ تاکید بر حافظه، نه فهم.
اولین عیب و ایراد این است که آموزش و پرورش ما مبتنی بر فهم نیست، مبتنی بر حافظه است. یعنی از میان قوای ذهنی ما، همه تاکید فقط بر روی حافظه گذاشته شده است و کاری به فهم (Understanding) ندارند. یعنی به جای اینکه سعی بر این شود که مطلبی به مخاطب تفهیم شود، سعی میشود که مطلبی در حافظه مخاطب جایگیر شود. آن وقت طبعاً اثرش این است که به جای اینکه با مفهوم سر و کار داشته باشد با لفظ، واژه و تعابیر زبانی سر و کار داشته باشد. اگر من با مخاطبم بخواهم بر اساس تکیه بر فهم گفتوگو بکنم همیشه مفاهیم هستند که باید مورد توجه من باشند. ولی وقتی که بر اساس حافظه با طرف مقابل سخن میگویم، اینجا بر لفظ، واژه و تعابیر زبانی (اعم از واژه، عبارت یا جمله) تکیه میکنم. معنایش این است که شما عمق واقعیت را درک نمیکنید اما بلد هستید واقعیتی را که عمق آن را درک نکردهاید در قالب زبان بیان کنید. این اثری است که در پی دارد. با اینکه در طول تاریخ ۵ مکتب درباره آموزش و پرورش وجود داشته و هر مکتب از آن ۵ مکتب را قبول کنیم (که البته در کشور ما مطلقاً معلوم نیست که کدامیک از آن ۵ مکتب مبنای آموزش و پرورش قرار گرفته) به هر حال هر ۵ مکتب در این شریک هستند که، باید فهم بشود واقعیتی که استاد به شاگرد خود میگوید. همانطور که گفتم نهاد آموزش و پرورش محل بحث من است. حالا آن استاد ممکن است مجری یک برنامه تلویزیونی باشد، همین طور معلمی که در دبستان یا دبیرستان در حال درسدادن به شاگردانش است و… بر اساس هر ۵ فلسفهای که برای آموزش و پرورش داریم، ما باید واقعیت را تفهیم کنیم، نه اینکه کاری کنیم که مخاطب بیآنکه واقعیت را فهم کرده باشد بتواند آن را در قوالب زبانی بیان کند. حالا بعد با چند مثال این نکته را بیشتر باز خواهم کرد تا مرادم بهتر فهم شود. بنابراین ما مفهوممدار نیستیم، واژهمدار هستیم. کاملاً با واژهها با هم داد و ستد میکنیم. البته واژه تعبیر دقیقی نیست و باید بگویم تعبیر زبانی، که گاهی واژه است، گاهی عبارت است و گاهی جمله. ولی به هر حال ما با تعابیر زبانی با هم داد و ستد میکنیم، یعنی ممکن است من با شما یک ساعت گفتوگو کنم و بعد از این یک ساعت الفاظی از ذهن من به ذهن شما یا از ذهن شما به ذهن من انتقال پیدا کرده باشد و هر دو هم به نظر راضی به نظر آییم با اینکه اصلاً چیزی بین من و مخاطبم رد و بدل نشده و فقط الفاظ از ذهنی به ذهنی دیگر انتقال پیدا کردهاند. این عیب و نقص اول است که مهمترین عیب و نقص آموزش و پرورش در کشور ماست. ادامه دارد ... 🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی .
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
یادگیری_و_آموزش_ریاضی_در_ژاپن_با_استفاد.wmv
2.8 MB
ویدیو : یادگیری و آموزش ریاضی در ژاپن با استفاده از چرتکه .🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
✅ ۵ نقص اساسی در نهاد آموزش و پرورش_ قسمت دوم
گفتوگو با مصطفی ملکیان .محمد صادقی
2 غیبت استدلالگرایی
عیب و نقص دوم را هم عرض میکنم و بعد مقصودم را روشنتر میکنم. عیب و نقص دوم این است که آموزش و پرورش ما مبتنی بر استدلال نیست. مبتنی بر جایگزینهای استدلال است، که جایگزینهای استدلال را با اینکه چندین چیز هستند ولی من اختصاراً به همه آنها تعبد میگویم. وگرنه وقتی استدلال در فضای ارتباطی مفقود شد آن وقت جایگزینهای آن همچون القاپذیری، تلقینپذیری، تقلید، تعبد، تبعیت از افکار عمومی، تبعیت از مدهای فکری، تبعیت از روح زمانه، همرنگی با جماعت و… پیش میآید که بدیلهای ویرانگری هم هستند. اما به هر حال چنین بدیلها و جایگزینهایی وجود دارد. اما برای اینکه من دائماً این بدیلها را اسم نبرم، یکی از آنها را که شاخصترین آنهاست و روح همه آنها را در خود دارد اسم میبرم که تعبد است. وگرنه همه بدیلهایی که عرض کردم، بدیلهای ناسالم استدلالگرایی است. آموزش ما مبتنی بر استدلال نیست. مبتنی بر تعبد است یعنی به مخاطب ما نشان نمیدهد که تو چرا باید این مدعا را بپذیری، اگر بخواهد نشان بدهد که چرا باید این مدعا را بپذیری، باید دلیل این مدعا را بیاورد. البته دلیل انواع دارد و در این شکی نیست اما برای هر مدعایی باید دلیلی ارائه کرد. اما به جای این، میگویند این را بپذیر چون فلان کس گفته است. حالا آن کس از خود مربی کودک و معلم شروع میشود تا برسد به بالاتر و بالاتر و بالاتر. ولی بالاخره گویا زبان حال این است که، الف، ب است، چون ایکس گفته است که الف، ب است. با اینکه صورت استدلال این است که الف، ب است (این را از من بپذیر) چون الف، ج است و ج، ب است، در نتیجه الف، ب است. اگر تو از من خواستی که الف، ب است را از تو قبول کنم، باید برای من اثبات کنی که الف، ج است و ج، ب است. حالا میتوانم بپذیرم که الف، ب است. این صورت استدلالی در آموزش و پرورش ما و در کتابهای درسی ما و… وجود ندارد. همیشه با ارجاع به قول کسی، پذیرش مطلبی را از ما میطلبند. استدلالگرایی در نهاد آموزش و پرورش ما وجود ندارد و تعبد، یعنی بالمآل «شخصی» جای «دلیل» نشسته است. پشتوانه سخن شخصی است و نه دلیلی. حالا این شخص البته که متفاوت است، از معلم مهدکودک شروع میشود تا کسان دیگر، اما به هر حال یک شخص است. حالا مثال بزنم. ببینید، شما به فرزندتان یا خواهر و برادر کوچکتر خود که مثلاً سال پنجم ابتدایی است میگویید که پایتخت ایتالیا رم است. بعد آن مخاطب شما میگوید که مامان یا بابا یا خواهر یا برادر، مرکز ایتالیا رم است، نه پایتخت ایتالیا. هر چه شما میگویید پایتخت ایتالیا رم است، او میگوید نه، خانم معلم ما گفته که مرکز ایتالیا رم است. متوجه نیست که سخن شما و سخن معلمشان، یک سخن است. چرا؟ چون مفهوم مرکز و مفهوم پایتخت را درک نکرده است. واژه را میداند و واژه مرکز غیر از واژه پایتخت است و واژه پایتخت هم غیر از واژه مرکز است. چون این دو واژه با هم فرق میکنند گمان او بر این است که سخن شما غیر از سخن خانم معلمشان است. چون خانم معلم گفته مرکز ایتالیا رم است و شما میگویید پایتخت ایتالیا رم است. اگر با مفهوم سر و کار داشت، میفهمید که ورای لفظ مرکز و ورای لفظ پایتخت، برای آن یک مفهوم وجود دارد که آن مفهوم را گاهی با تعبیر پایتخت و گاهی با تعبیر مرکز به کار میبرند. بنابراین اختلافی بین من و خانم معلم وجود ندارد. درست مانند داستانی که در مثنوی آمده است. چهار نفر پولی پیدا کردند و چون پول را با هم پیدا کردند قرار شد آن را صرف خرید یک چیز کنند. ایرانی اصرار داشت که فقط باید انگور بخریم، عرب اصرار داشت که فقط باید انب بخریم، ترک و یونانی هم چیز دیگری میگفتند. نمیدانستند که یک چیز را میخواهند. چرا؟ چون در مفهوم رسوخ نکرده بودند. در واژه و در تعبیر زبانی مانده بودند. نزاعی میان آنها درگرفت اما کسی که هر چهار زبان را میدانست، گفت من میروم و چیزی که هر چهار نفر میخواهید را میخرم و تضمین میکنم که هر چهار نفر هم راضی باشید. رفت و میوهای که به فارسی اسم آن انگور است را خرید و هر کدام با خود فکر کردند که این داور همان چیزی که من میخواستم را خریداری کرد. همه هم راضی بودند. فرق آن چهار نفر با فرد پنجم (داور) این بود که او مفهوماً دریافت کرده بود و در تعدد و تکثر الفاظ نمانده بود. پی برده بود که پشت این الفاظ متکثر، یک مفهوم واحد وجود دارد. بچهای هم که الان میگوید؛ نه خیر مرکز ایتالیا رم است، چون خانم معلم ما گفته است و شما اشتباه میکنید که میگویید؛ پایتخت ایتالیا رم است به این دلیل است که متوجه نشده که مرکز همان پایتخت است. با مفهوم سر و کار نداشته، با لفظ سر و کار داشته است. این یک نکته، اما نکته دوم این است که حالا فرض میکنیم، مطلبی که خانم معلمتان گفته واقعاً خلاف مطلبی باشد.ادامه 👇
گفتوگو با مصطفی ملکیان .محمد صادقی
2 غیبت استدلالگرایی
عیب و نقص دوم را هم عرض میکنم و بعد مقصودم را روشنتر میکنم. عیب و نقص دوم این است که آموزش و پرورش ما مبتنی بر استدلال نیست. مبتنی بر جایگزینهای استدلال است، که جایگزینهای استدلال را با اینکه چندین چیز هستند ولی من اختصاراً به همه آنها تعبد میگویم. وگرنه وقتی استدلال در فضای ارتباطی مفقود شد آن وقت جایگزینهای آن همچون القاپذیری، تلقینپذیری، تقلید، تعبد، تبعیت از افکار عمومی، تبعیت از مدهای فکری، تبعیت از روح زمانه، همرنگی با جماعت و… پیش میآید که بدیلهای ویرانگری هم هستند. اما به هر حال چنین بدیلها و جایگزینهایی وجود دارد. اما برای اینکه من دائماً این بدیلها را اسم نبرم، یکی از آنها را که شاخصترین آنهاست و روح همه آنها را در خود دارد اسم میبرم که تعبد است. وگرنه همه بدیلهایی که عرض کردم، بدیلهای ناسالم استدلالگرایی است. آموزش ما مبتنی بر استدلال نیست. مبتنی بر تعبد است یعنی به مخاطب ما نشان نمیدهد که تو چرا باید این مدعا را بپذیری، اگر بخواهد نشان بدهد که چرا باید این مدعا را بپذیری، باید دلیل این مدعا را بیاورد. البته دلیل انواع دارد و در این شکی نیست اما برای هر مدعایی باید دلیلی ارائه کرد. اما به جای این، میگویند این را بپذیر چون فلان کس گفته است. حالا آن کس از خود مربی کودک و معلم شروع میشود تا برسد به بالاتر و بالاتر و بالاتر. ولی بالاخره گویا زبان حال این است که، الف، ب است، چون ایکس گفته است که الف، ب است. با اینکه صورت استدلال این است که الف، ب است (این را از من بپذیر) چون الف، ج است و ج، ب است، در نتیجه الف، ب است. اگر تو از من خواستی که الف، ب است را از تو قبول کنم، باید برای من اثبات کنی که الف، ج است و ج، ب است. حالا میتوانم بپذیرم که الف، ب است. این صورت استدلالی در آموزش و پرورش ما و در کتابهای درسی ما و… وجود ندارد. همیشه با ارجاع به قول کسی، پذیرش مطلبی را از ما میطلبند. استدلالگرایی در نهاد آموزش و پرورش ما وجود ندارد و تعبد، یعنی بالمآل «شخصی» جای «دلیل» نشسته است. پشتوانه سخن شخصی است و نه دلیلی. حالا این شخص البته که متفاوت است، از معلم مهدکودک شروع میشود تا کسان دیگر، اما به هر حال یک شخص است. حالا مثال بزنم. ببینید، شما به فرزندتان یا خواهر و برادر کوچکتر خود که مثلاً سال پنجم ابتدایی است میگویید که پایتخت ایتالیا رم است. بعد آن مخاطب شما میگوید که مامان یا بابا یا خواهر یا برادر، مرکز ایتالیا رم است، نه پایتخت ایتالیا. هر چه شما میگویید پایتخت ایتالیا رم است، او میگوید نه، خانم معلم ما گفته که مرکز ایتالیا رم است. متوجه نیست که سخن شما و سخن معلمشان، یک سخن است. چرا؟ چون مفهوم مرکز و مفهوم پایتخت را درک نکرده است. واژه را میداند و واژه مرکز غیر از واژه پایتخت است و واژه پایتخت هم غیر از واژه مرکز است. چون این دو واژه با هم فرق میکنند گمان او بر این است که سخن شما غیر از سخن خانم معلمشان است. چون خانم معلم گفته مرکز ایتالیا رم است و شما میگویید پایتخت ایتالیا رم است. اگر با مفهوم سر و کار داشت، میفهمید که ورای لفظ مرکز و ورای لفظ پایتخت، برای آن یک مفهوم وجود دارد که آن مفهوم را گاهی با تعبیر پایتخت و گاهی با تعبیر مرکز به کار میبرند. بنابراین اختلافی بین من و خانم معلم وجود ندارد. درست مانند داستانی که در مثنوی آمده است. چهار نفر پولی پیدا کردند و چون پول را با هم پیدا کردند قرار شد آن را صرف خرید یک چیز کنند. ایرانی اصرار داشت که فقط باید انگور بخریم، عرب اصرار داشت که فقط باید انب بخریم، ترک و یونانی هم چیز دیگری میگفتند. نمیدانستند که یک چیز را میخواهند. چرا؟ چون در مفهوم رسوخ نکرده بودند. در واژه و در تعبیر زبانی مانده بودند. نزاعی میان آنها درگرفت اما کسی که هر چهار زبان را میدانست، گفت من میروم و چیزی که هر چهار نفر میخواهید را میخرم و تضمین میکنم که هر چهار نفر هم راضی باشید. رفت و میوهای که به فارسی اسم آن انگور است را خرید و هر کدام با خود فکر کردند که این داور همان چیزی که من میخواستم را خریداری کرد. همه هم راضی بودند. فرق آن چهار نفر با فرد پنجم (داور) این بود که او مفهوماً دریافت کرده بود و در تعدد و تکثر الفاظ نمانده بود. پی برده بود که پشت این الفاظ متکثر، یک مفهوم واحد وجود دارد. بچهای هم که الان میگوید؛ نه خیر مرکز ایتالیا رم است، چون خانم معلم ما گفته است و شما اشتباه میکنید که میگویید؛ پایتخت ایتالیا رم است به این دلیل است که متوجه نشده که مرکز همان پایتخت است. با مفهوم سر و کار نداشته، با لفظ سر و کار داشته است. این یک نکته، اما نکته دوم این است که حالا فرض میکنیم، مطلبی که خانم معلمتان گفته واقعاً خلاف مطلبی باشد.ادامه 👇
ادامه از پست قبلی 👆
که من گفتم. چرا فوراً حرف خانم معلمتان را بر حرف من ترجیح دادید؟ حالا فرض میکنیم که خانم معلمتان گفته مرکز ایتالیا رم است و من گفتم پایتخت ایتالیا رم است و فرض کنیم دو رای کاملاً ناسازگار را بیان میکنیم. چرا فوری میگویی خانم معلم ما این را گفته؟ تازه باید بگوییم خانم معلممان یک چیزی میگوید و پدر، مادر یا خواهر و برادرم چیز دیگری، باید ببینم کدامشان درست میگویند و این برمیگردد به اینکه تعبد جای استدلال را گرفته است. اگر تو با دو رای مواجه میشوی باید ببینی که معلمتان چه استدلالی دارد که مرکز ایتالیا رم است و من چه استدلالی دارم که میگویم پایتخت ایتالیا رم است، البته با این فرض که دو مطلب متفاوت را میگفتیم. اما اینکه فوری حکم بدهیم که خانم معلممان درست میگوید نه اینکه پدر، مادر، خواهر بزرگتر یا برادر بزرگترم درست میگوید، به این خاطر است که تعبد به جای استدلال قرار گرفته است. چون آن را خانم معلم گفته، سخن درستی است اما تو که Authority خانم معلم ما را برای من نداری، خواهر منی، یا برادر منی یا… اما Authority نداری. پشتوانه سخن خانم معلم به جای دلیل، خود خانم معلم است. سخن من به جای دلیل، خودم هستم و چون خانم معلم Authority بر من دارد و نه تو، پس من سخن خانم معلم را میپذیرم. این را اگر با بچهها سر و کار داشته باشید به روشنی میبینید، البته در سنین بالا هم به طور عیان همه جا این را میبینید اما میخواهم بگویم که مبنای آن و سرآغاز آن را باید در کودکی دید. شما با بچههای دبستانی سر و کار داشته باشید، میبینید اکثر این بچهها، مفهومی از کشور در دهن ندارند. البته به حافظه میسپارند که ایران یک کشور است، آمریکا یک کشور است و… اما مفهومی از کشور در ذهن ندارند و هیچکدام هم نمیگویند که ما اصلاً نمیفهمیم کشور یعنی چه؟ مفاهیمی مثل کشور متاسفانه در کتابهایشان به کار میرود (اگر میگویم متاسفانه به این جهت است که اصلاً تفهیم نمیشود) و مثلاً مجلس نمایندگان را به کار میبرند که چه تعداد عضو دارد، چه تعداد انتخابی و چه تعداد انتصابی هستند و… و همه اینها را حفظ میکنند. بر اساس نمره هم، ۲۰ میگیرند چون حافظهشان قوی است. اما اصلاً تصوری ندارند که مجلس یعنی چه؟ مجلس شورا یعنی چه؟ نماینده اصلاً یعنی چه؟ وقتی میگویند کسی نماینده شهری در مجلسی یا نماینده کشوری در کنگرهای است، تصوری ندارند که این یعنی چه؟ لذا این در فیزیک و شیمی هم همینطور است. باور بفرمایید زمانی من با یکی از استادان یکی از بهترین دانشگاههای فنی و مهندسی کشور صحبت میکردم و میدیدم مفاهیمی که خودش سالهاست آنها را تدریس میکند را مفهوماً ادراک نمیکند. دائماً تبدّل ماده به انرژی و انرژی به ماده گفته میشود، اما وقتی از او میپرسیدم که انرژی به عالم اجسام تعلق دارد یا به ماورای عالم اجسام؟ متوجه نبود که چه میگویم، چرا؟ چون از اول یاد گرفته که قانون تبدّل ماده به انرژی، چنین فرمولی دارد. فوری به ما یاد میدهند که قانون تبدّل ماده به انرژی این است. ما میپذیریم و بر اساس آن هم مساله حل میکنیم. ولی اصلاً نمیدانیم و از خودمان هم نمیپرسیم که این انرژی که گفته میشود جسمانی است یا غیرجسمانی؟ به آن استاد میگفتم به هر حال انرژی مربوط به عالم طبیعت است و در عالم طبیعت هر چیزی بُعد دارد. میگفت بله، سپس میپرسیدم یعنی انرژی بُعد دارد؟ و اگر دارد پس با جسم هیچ فرقی ندارد. نمیخواهم بگویم این معمایی لاینحل است، نه، جواب واضحی دارد. میخواهم بگویم استادی که ۳۰ سال به تدریس در دانشگاه مشغول است، خودش مفهوماً از انرژی درکی ندارد. البته این در علوم اجتماعی خیلی واضحتر هم وجود دارد. عرض کردم اولین عیب و ایرادی که من میبینم این است که آموزش و پرورش ما مبتنی بر حافظه است، نه بر فهم. و عیب و ایراد دوم این است که مبتنی بر تعبد است، نه بر استدلال. فرقاش هم این است که در استدلال پشتوانه سخن، دلیل است و در تعبد، پشتوانه سخن، شخصی است که سخنی را میگوید و قائل به آن سخن است.ادامه دارد ...
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟
👇مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی .https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
که من گفتم. چرا فوراً حرف خانم معلمتان را بر حرف من ترجیح دادید؟ حالا فرض میکنیم که خانم معلمتان گفته مرکز ایتالیا رم است و من گفتم پایتخت ایتالیا رم است و فرض کنیم دو رای کاملاً ناسازگار را بیان میکنیم. چرا فوری میگویی خانم معلم ما این را گفته؟ تازه باید بگوییم خانم معلممان یک چیزی میگوید و پدر، مادر یا خواهر و برادرم چیز دیگری، باید ببینم کدامشان درست میگویند و این برمیگردد به اینکه تعبد جای استدلال را گرفته است. اگر تو با دو رای مواجه میشوی باید ببینی که معلمتان چه استدلالی دارد که مرکز ایتالیا رم است و من چه استدلالی دارم که میگویم پایتخت ایتالیا رم است، البته با این فرض که دو مطلب متفاوت را میگفتیم. اما اینکه فوری حکم بدهیم که خانم معلممان درست میگوید نه اینکه پدر، مادر، خواهر بزرگتر یا برادر بزرگترم درست میگوید، به این خاطر است که تعبد به جای استدلال قرار گرفته است. چون آن را خانم معلم گفته، سخن درستی است اما تو که Authority خانم معلم ما را برای من نداری، خواهر منی، یا برادر منی یا… اما Authority نداری. پشتوانه سخن خانم معلم به جای دلیل، خود خانم معلم است. سخن من به جای دلیل، خودم هستم و چون خانم معلم Authority بر من دارد و نه تو، پس من سخن خانم معلم را میپذیرم. این را اگر با بچهها سر و کار داشته باشید به روشنی میبینید، البته در سنین بالا هم به طور عیان همه جا این را میبینید اما میخواهم بگویم که مبنای آن و سرآغاز آن را باید در کودکی دید. شما با بچههای دبستانی سر و کار داشته باشید، میبینید اکثر این بچهها، مفهومی از کشور در دهن ندارند. البته به حافظه میسپارند که ایران یک کشور است، آمریکا یک کشور است و… اما مفهومی از کشور در ذهن ندارند و هیچکدام هم نمیگویند که ما اصلاً نمیفهمیم کشور یعنی چه؟ مفاهیمی مثل کشور متاسفانه در کتابهایشان به کار میرود (اگر میگویم متاسفانه به این جهت است که اصلاً تفهیم نمیشود) و مثلاً مجلس نمایندگان را به کار میبرند که چه تعداد عضو دارد، چه تعداد انتخابی و چه تعداد انتصابی هستند و… و همه اینها را حفظ میکنند. بر اساس نمره هم، ۲۰ میگیرند چون حافظهشان قوی است. اما اصلاً تصوری ندارند که مجلس یعنی چه؟ مجلس شورا یعنی چه؟ نماینده اصلاً یعنی چه؟ وقتی میگویند کسی نماینده شهری در مجلسی یا نماینده کشوری در کنگرهای است، تصوری ندارند که این یعنی چه؟ لذا این در فیزیک و شیمی هم همینطور است. باور بفرمایید زمانی من با یکی از استادان یکی از بهترین دانشگاههای فنی و مهندسی کشور صحبت میکردم و میدیدم مفاهیمی که خودش سالهاست آنها را تدریس میکند را مفهوماً ادراک نمیکند. دائماً تبدّل ماده به انرژی و انرژی به ماده گفته میشود، اما وقتی از او میپرسیدم که انرژی به عالم اجسام تعلق دارد یا به ماورای عالم اجسام؟ متوجه نبود که چه میگویم، چرا؟ چون از اول یاد گرفته که قانون تبدّل ماده به انرژی، چنین فرمولی دارد. فوری به ما یاد میدهند که قانون تبدّل ماده به انرژی این است. ما میپذیریم و بر اساس آن هم مساله حل میکنیم. ولی اصلاً نمیدانیم و از خودمان هم نمیپرسیم که این انرژی که گفته میشود جسمانی است یا غیرجسمانی؟ به آن استاد میگفتم به هر حال انرژی مربوط به عالم طبیعت است و در عالم طبیعت هر چیزی بُعد دارد. میگفت بله، سپس میپرسیدم یعنی انرژی بُعد دارد؟ و اگر دارد پس با جسم هیچ فرقی ندارد. نمیخواهم بگویم این معمایی لاینحل است، نه، جواب واضحی دارد. میخواهم بگویم استادی که ۳۰ سال به تدریس در دانشگاه مشغول است، خودش مفهوماً از انرژی درکی ندارد. البته این در علوم اجتماعی خیلی واضحتر هم وجود دارد. عرض کردم اولین عیب و ایرادی که من میبینم این است که آموزش و پرورش ما مبتنی بر حافظه است، نه بر فهم. و عیب و ایراد دوم این است که مبتنی بر تعبد است، نه بر استدلال. فرقاش هم این است که در استدلال پشتوانه سخن، دلیل است و در تعبد، پشتوانه سخن، شخصی است که سخنی را میگوید و قائل به آن سخن است.ادامه دارد ...
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟
👇مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی .https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🌟 کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟
👇مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی .https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
👇مجموعه ای متنوع از پژوهشها ، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی .https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA