بزرگترین میلیاردرهای ایرانی
—-------------------
۶. اسحاق لاریان
ارزش دارایی: ۱.۱ میلیارد دلار
اسحاق لاریان متولد ۱۳۲۲ در کاشان است. این میلیاردر ایرانی – امریکایی بنیانگذار و مدیر ارشد اجرایی MEGA Entertainment بزرگترین کارخانه عروسکسازی جهان است. لاریان در ۱۷ سالگی وارد امریکا شد و پس از فارغالتحصیلی از رشته مهندسی عمران، به صادرات کالاهای الکترونیکی مشغول شد.
چند سال بعد در سال ٢٠٠٠ وی تصمیم به ساخت عروسکهای «برتز» گرفت. وی در سال ۲۰۰۴، توسط ارنستاند یانگ، «کارآفرین سال» (در فهرست محصولات مصرفی) نامگذاری شد. سه سال بعد یعنی در سال ۲۰۰۷، توسط ارنستاند یانگ «کارآفرین سال» ملی نام گرفت. شعار او «آینده به نفع جسوران» است که در سراسر ساختمان MGA نمایش داده میشود.
—-------------------
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
بزرگترین میلیاردرهای ایرانی
—-------------------
۶. اسحاق لاریان
ارزش دارایی: ۱.۱ میلیارد دلار
اسحاق لاریان متولد ۱۳۲۲ در کاشان است. این میلیاردر ایرانی – امریکایی بنیانگذار و مدیر ارشد اجرایی MEGA Entertainment بزرگترین کارخانه عروسکسازی جهان است. لاریان در ۱۷ سالگی وارد امریکا شد و پس از فارغالتحصیلی از رشته مهندسی عمران، به صادرات کالاهای الکترونیکی مشغول شد.
چند سال بعد در سال ٢٠٠٠ وی تصمیم به ساخت عروسکهای «برتز» گرفت. وی در سال ۲۰۰۴، توسط ارنستاند یانگ، «کارآفرین سال» (در فهرست محصولات مصرفی) نامگذاری شد. سه سال بعد یعنی در سال ۲۰۰۷، توسط ارنستاند یانگ «کارآفرین سال» ملی نام گرفت. شعار او «آینده به نفع جسوران» است که در سراسر ساختمان MGA نمایش داده میشود.
—-------------------
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
بزرگترین میلیاردرهای ایرانی
—-------------------
۷. آرش فردوسی
ارزش دارایی: ۴۰۰ میلیون دلار
آرش فردوسی متولد هفتم اکتبر ۱۹۸۵، بهعنوان کارآفرین امریکایی ایرانی، از بنیانگذاران و رییس فناوری ارشد شرکت دراپ باکس (Dropbox) است. آرش در سال ۲۰۰۴ از دبیرستان دره آبی در کانزاس فارغالتحصیل شد.بعد از آن در موسسه فناوری ماساچوست حضور رساند و روی کسبوکار خود متمرکز شد. وی سپس در ژوئن سال ۲۰۰۷ با شریک کسب و کار خود، درو هوستون، در موسسه فناوری ماساچوست، دراپ باکس را راهاندازی کرد.
در سپتامبر ۲۰۰۷ نیز آرش شرکت خود را به سانفرانسیسکو منتقل کرد و سرمایه شرکت را از طریق شرکتهای کپیتال سکویا، همکاران آکس، وای کامبینیتور و تعدادی از سرمایهگذاران فردی انتقال داد.
جام جم
—-------------------
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
بزرگترین میلیاردرهای ایرانی
—-------------------
۷. آرش فردوسی
ارزش دارایی: ۴۰۰ میلیون دلار
آرش فردوسی متولد هفتم اکتبر ۱۹۸۵، بهعنوان کارآفرین امریکایی ایرانی، از بنیانگذاران و رییس فناوری ارشد شرکت دراپ باکس (Dropbox) است. آرش در سال ۲۰۰۴ از دبیرستان دره آبی در کانزاس فارغالتحصیل شد.بعد از آن در موسسه فناوری ماساچوست حضور رساند و روی کسبوکار خود متمرکز شد. وی سپس در ژوئن سال ۲۰۰۷ با شریک کسب و کار خود، درو هوستون، در موسسه فناوری ماساچوست، دراپ باکس را راهاندازی کرد.
در سپتامبر ۲۰۰۷ نیز آرش شرکت خود را به سانفرانسیسکو منتقل کرد و سرمایه شرکت را از طریق شرکتهای کپیتال سکویا، همکاران آکس، وای کامبینیتور و تعدادی از سرمایهگذاران فردی انتقال داد.
جام جم
—-------------------
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
💲بزرگترین میلیاردرهای ایرانی را بشناسید
در این گزارش با ۷ نفر از بزرگترین میلیاردرهای ایرانی که در خارج از کشور زندگی میکنند آشنا می شوید. 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
در این گزارش با ۷ نفر از بزرگترین میلیاردرهای ایرانی که در خارج از کشور زندگی میکنند آشنا می شوید. 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
📝 پژوهش در حاشيه نظام آموزشي
—----------------
با توجه به اينکه مسؤلان بلندپايه کشور همواره مساله پژوهشمحوري و نفوذ پژوهش به تار و پود بخشهاي مختلف کشور را مورد تاکيد قرار ميدهند اما اين حوزه، همچنان با بيمهري مواجه بوده و در مقام عمل از شعارها و وعدههاي متوليان امر بهرهاي نبرده است.
به گزارش ايسنا، زماني که در مقام قياس به کشورهاي پيشرفته صنعتي مينگريم اولين نکته در تشکيل زيرساخت مستحکم توسعه را در توجه و تمرکز بر پژوهش و فعاليتهاي علمي در اين کشورها مييابيم، در واقع کشورهاي پيشرفته به خوبي دانستهاند که پژوهش نه تنها حلقه مفقوده توسعه است بلکه منبع اصلي توليد اطلاعات جديد و منشاء دستيابي به پيشرفت پايدار در حوزههاي مختلف اعم از اقتصادي و اجتماعي محسوب ميشود .
در اين ميان کشور ما که همواره در مسائل علمي سعي کرده به عنوان يکي از سرد مداران منطقه نقش ايفا کند و حتي در سند چشمانداز 1404 دستيابي به مقام نخست علم و فناوري در منطقه را جزو اهداف اصلي خود برشمرده است به اندازه کافي نتوانسته بر اين حوزه تمرکز و توجه کافي داشته باشد. در واقع عدم توجه کافي به حوزه پژوهش منجر به اين شده که اغلب پژوهشگران و محققان در ايران تبديل به پژوهشگران کتابخانهاي شوند به گونهاي که تحقيقات اين افراد بيشتر در قالب مجلات و مقالات علمي در دسترس عموم قرار ميگيرد و تاثير ملموسي بر صنعت و اقتصاد و حل مشکلات جامعه و حتي کارآفريني ندارد.
البته بايد اين نکته را متذکر شد تا زماني که پژوهش در کشور در قالب يک کالاي لوکس شناخته شود و ويژگيهايي همچون تقاضامحوري، نيازسنجي، قدرت حل مساله و پايهريز نظام تنومند اقتصادي و اجتماعي را نداشته باشد و دانشگاهها پرداختن به اين حوزه را چندان الزامي ندانند، قاعدتاً نميتواند نقش اصلي خود را در جامعه ايفا کند و به حاشيه نظام آموزش عالي کشور رانده ميشود کمااينکه هم اکنون زماني که صحبت از پيشرفت علمي ايران ميشود همگان موضوع رتبه ايران در شاخص توليد علم را پيش ميکشند در حالي که رتبه پانزدهم ايران در توليد علم جهان تنها مربوط به ميزان توليدات مقالات علمي ميشود.
بر اساس اين گزارش، پژوهش زماني ميتواند نقش حلال مشکلات و نردبان دستيابي به توسعه در جامعه را بازي کند که متوليان امر "جلوگيري از اتلاف بودجه و وقت، کاهش دوبارهکاري و تصميمگيري درست" را از جمله ويژگيهاي ذاتي پژوهش بدانند و اين موضوع را نه در گفتمان و شعار بلکه در مقام عمل باور کنند، چرا که پژوهشگران و دانشگاهيان از جمله اصليترين مشکلات اين حوزه را عدم اعتقاد متوليان و مديران به پژوهشورزي در برنامهريزيهاي کشور عنوان و تاکيد ميکنند تا زماني که متوليان امر تنها در مقام سخنوري و شعار جايگاه پژوهش ر ا در حيطههاي مختلف ارتقا دهند نه فقط نتيجه ژرفي برجاي نميگذارد بلکه انگيزه محققان را در انجام پروژههاي تقاضامحور کاهش ميدهد.ادامه مطلب http://bit.ly/2ipxeH4
—-------------------
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
📝 پژوهش در حاشيه نظام آموزشي
—----------------
با توجه به اينکه مسؤلان بلندپايه کشور همواره مساله پژوهشمحوري و نفوذ پژوهش به تار و پود بخشهاي مختلف کشور را مورد تاکيد قرار ميدهند اما اين حوزه، همچنان با بيمهري مواجه بوده و در مقام عمل از شعارها و وعدههاي متوليان امر بهرهاي نبرده است.
به گزارش ايسنا، زماني که در مقام قياس به کشورهاي پيشرفته صنعتي مينگريم اولين نکته در تشکيل زيرساخت مستحکم توسعه را در توجه و تمرکز بر پژوهش و فعاليتهاي علمي در اين کشورها مييابيم، در واقع کشورهاي پيشرفته به خوبي دانستهاند که پژوهش نه تنها حلقه مفقوده توسعه است بلکه منبع اصلي توليد اطلاعات جديد و منشاء دستيابي به پيشرفت پايدار در حوزههاي مختلف اعم از اقتصادي و اجتماعي محسوب ميشود .
در اين ميان کشور ما که همواره در مسائل علمي سعي کرده به عنوان يکي از سرد مداران منطقه نقش ايفا کند و حتي در سند چشمانداز 1404 دستيابي به مقام نخست علم و فناوري در منطقه را جزو اهداف اصلي خود برشمرده است به اندازه کافي نتوانسته بر اين حوزه تمرکز و توجه کافي داشته باشد. در واقع عدم توجه کافي به حوزه پژوهش منجر به اين شده که اغلب پژوهشگران و محققان در ايران تبديل به پژوهشگران کتابخانهاي شوند به گونهاي که تحقيقات اين افراد بيشتر در قالب مجلات و مقالات علمي در دسترس عموم قرار ميگيرد و تاثير ملموسي بر صنعت و اقتصاد و حل مشکلات جامعه و حتي کارآفريني ندارد.
البته بايد اين نکته را متذکر شد تا زماني که پژوهش در کشور در قالب يک کالاي لوکس شناخته شود و ويژگيهايي همچون تقاضامحوري، نيازسنجي، قدرت حل مساله و پايهريز نظام تنومند اقتصادي و اجتماعي را نداشته باشد و دانشگاهها پرداختن به اين حوزه را چندان الزامي ندانند، قاعدتاً نميتواند نقش اصلي خود را در جامعه ايفا کند و به حاشيه نظام آموزش عالي کشور رانده ميشود کمااينکه هم اکنون زماني که صحبت از پيشرفت علمي ايران ميشود همگان موضوع رتبه ايران در شاخص توليد علم را پيش ميکشند در حالي که رتبه پانزدهم ايران در توليد علم جهان تنها مربوط به ميزان توليدات مقالات علمي ميشود.
بر اساس اين گزارش، پژوهش زماني ميتواند نقش حلال مشکلات و نردبان دستيابي به توسعه در جامعه را بازي کند که متوليان امر "جلوگيري از اتلاف بودجه و وقت، کاهش دوبارهکاري و تصميمگيري درست" را از جمله ويژگيهاي ذاتي پژوهش بدانند و اين موضوع را نه در گفتمان و شعار بلکه در مقام عمل باور کنند، چرا که پژوهشگران و دانشگاهيان از جمله اصليترين مشکلات اين حوزه را عدم اعتقاد متوليان و مديران به پژوهشورزي در برنامهريزيهاي کشور عنوان و تاکيد ميکنند تا زماني که متوليان امر تنها در مقام سخنوري و شعار جايگاه پژوهش ر ا در حيطههاي مختلف ارتقا دهند نه فقط نتيجه ژرفي برجاي نميگذارد بلکه انگيزه محققان را در انجام پروژههاي تقاضامحور کاهش ميدهد.ادامه مطلب http://bit.ly/2ipxeH4
—-------------------
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🌑پیام تسلیت دکتر دانش آشتیانی,وزیرآموزش و پرورش به مناسبت ارتحال "حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی" (ره)...
—-------------
بسم الله الرحمن الرحیم
یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً * فَادْخُلِی فِی عِبَادِی * وَادْخُلِی جَنَّتِی *
▪️ارتحال جانگداز استوانه ی استوار انقلاب ، یارپایدار حضرت امام خمینی (ره) و یاور ماندگار مقام معظم رهبری ، "حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی" (ره) ، به مانند دیگر اتفاقات تلخ تاریخ ، ناگوار بوده و به آسانی قابل جبران نیست.
▪️تلخی این خبر را ، اتکال به الطاف الهی و شکوه سال ها مجاهدت ایشان در مبارزه ی با طاغوت و مساعدت شان در شکل گیری و وقوع انقلاب شکوهمند اسلامی و همراهی همه جانبه ایشان در تثبیت و توسعه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران می تواند تحمل پذیر کند.
▪️به یقین ملت غیور ، انقلابی و قدر شناس ایران اسلامی به نیکی آن نیک مرد را می شناسند و چندان در فراز و فرود دوران پیش از انقلاب و روزهای پر فروغ پس از انقلاب از مساعی آسمانی آن مرد ساعی و صبور خاطره ها دارند که بتوانند با یاد آن اینک ، خاطر پریشان خود را تسلی دهند.
▪️اینجانب به نمایندگی از جامعه ی فرهیخته ی فرهنگیان کشور، غمگنانه این رحلت جانسوز را به محضر مقام معظم رهبری ، ملت شریف ایران و به ویژه بیت معظم آن فقید سعید، تسلیت و تعزیت گفته ، از درگاه خداوند رحمان برای آن عزیز سفر کرده علو درجات و برای خانواده ی معزا و عموم دوستداران و دلبستگان ایشان صبر و شکیبایی تمنا دارم.
روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش
—-------------
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
—-------------
بسم الله الرحمن الرحیم
یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً * فَادْخُلِی فِی عِبَادِی * وَادْخُلِی جَنَّتِی *
▪️ارتحال جانگداز استوانه ی استوار انقلاب ، یارپایدار حضرت امام خمینی (ره) و یاور ماندگار مقام معظم رهبری ، "حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی" (ره) ، به مانند دیگر اتفاقات تلخ تاریخ ، ناگوار بوده و به آسانی قابل جبران نیست.
▪️تلخی این خبر را ، اتکال به الطاف الهی و شکوه سال ها مجاهدت ایشان در مبارزه ی با طاغوت و مساعدت شان در شکل گیری و وقوع انقلاب شکوهمند اسلامی و همراهی همه جانبه ایشان در تثبیت و توسعه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران می تواند تحمل پذیر کند.
▪️به یقین ملت غیور ، انقلابی و قدر شناس ایران اسلامی به نیکی آن نیک مرد را می شناسند و چندان در فراز و فرود دوران پیش از انقلاب و روزهای پر فروغ پس از انقلاب از مساعی آسمانی آن مرد ساعی و صبور خاطره ها دارند که بتوانند با یاد آن اینک ، خاطر پریشان خود را تسلی دهند.
▪️اینجانب به نمایندگی از جامعه ی فرهیخته ی فرهنگیان کشور، غمگنانه این رحلت جانسوز را به محضر مقام معظم رهبری ، ملت شریف ایران و به ویژه بیت معظم آن فقید سعید، تسلیت و تعزیت گفته ، از درگاه خداوند رحمان برای آن عزیز سفر کرده علو درجات و برای خانواده ی معزا و عموم دوستداران و دلبستگان ایشان صبر و شکیبایی تمنا دارم.
روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش
—-------------
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
⭕️تکنیک پادشاه لخت!
----------------------
حتما داستان پادشاه لخت را به خاطر دارید.
خیاطی وارد شهر شد و به پادشاه پیشنهادی ويژه داد: بهترین لباس دنیا را برایت می دوزم. این لباس را فقط حلال زاده ها می توانند ببینند. پادشاه با خوشحالی موافقت کرد.
بعداز مدت ها پادشاه نخست وزیر را به دیدن لباس فرستاد. اما وی هر چه نگاه کرد چیزی ندید، از ترس اینکه حرام زاده شناخته شود، به تعریف پرداخت. دیگران نیز چنین کردند.
تا بالاخره نوبت به خود پادشاه رسید البته او هم چیزی ندید و پیش خود گفت معلوم می شود من یکی در میان این همه حلال زاده نیستم! خیاط لباس موهوم را به تن پادشاه راست و درست می کردند و آن بیچاره لخت ایستاده بود و از ترس سخن نمی گفت.
قرار شد جشنی در شهر به پا شود تا پادشاه لباس تازه را بپوشد. مردم نیز با آنکه هیچ کدامشان لباسی بر تن پادشاه نمی دیدند، از ترس تهمت حرامزادگی لباس جدید را به پادشاه تبریک می گفتند.
کودکی از میان مردم فریاد زد این چرا لخت است؟ هرچه مادر بیچاره اش سعی کرد او را از تکرار این حرف منصرف کند نتوانست. کودک دوباره به سماجت گفت: چرا پادشاه لخت است؟ کم کم یکی دو بچه دیگر نیز همین حرف را تکرار کردند و بعضی از تماشاچیان با تردید این حرف را برای هم نقل کردند و دیری نگذشت که جمعیت یکپارچه فریاد زد که «پادشاه لخت است!»
☑️️تجویز راهبردی:
یکی از کارهایی که همه ما می توانیم انجام دهیم اینست که گاهی و نه همیشه خود را به کودکی بزنیم و کودکانه سوال کنیم و اگر چیزی را درک نمی کنیم خیلی راحت در مورد آن سوال کنیم. بگذارید چند سوال کودکانه بپرسم:
چرا هتل ها در ساعت مشخصی پذیرش دارند و مبنای پرداخت شبانه است و نه ساعتی؟
چرا تابستان ها مدارس تعطیل اند و زمستان ها باز؟ چرا برعکس نیست؟
چرا اصلا رییس جمهور باید هفت روز هفته، هشت بار سخنرانی کند؟ نمی شود هر سه ماه یک بار بیاید تلویزیون و به جای صحبت های کلان، گزارش رسمی به مردم بدهد؟
چرا هر کار اداری داریم باید شناسنامه و کارت ملی را همزمان با هم ببریم. به جای این چرا از تشخیص بر مبنای اثرانگشت استفاده نمی کنند و همان را به بانک اطلاعاتی ثبت وصل کنند و بفهمند که من واقعا همان کسی هستم که ادعا می کنم؟
مبهوت بزرگی، عظمت، گذشته تاریخی، زیبایی امور نشوید. شما ساده و کودکانه سوال بپرسید. فقط به خاطر بسپارید که برای امور مهم چنین کنید. زمان و توان محدود خود را به امور بی اهمیت تخصیص ندهید. به زودی خواهیم دید که چند کودک دیگر نیز سر بر خواهند آورد! هیچ اشکالی ندارد که ما برخی چیزها را درک نکنیم. استراتژیست ها جرات دارند که بدیهیات را زیر سوال می برند و اگر چیزی منطقی به نظر نمی رسد به راحتی قبول نمی کنند.
بسیاری از امور هستند که در این جهان، قابل فهم و حتی تصور نیستند. بنابراین دقت کنید قرار نیست اگر چیزی را نمی فهمیم کنار بگذاریم. مانند جنینی که داخل شکم مادرش است ممکن است خیلی چیزها را درک نکند اما عدم درک به معنای عدم وجود نیست.
دکتر مجتبی لشکربلوکی
___________________
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
----------------------
حتما داستان پادشاه لخت را به خاطر دارید.
خیاطی وارد شهر شد و به پادشاه پیشنهادی ويژه داد: بهترین لباس دنیا را برایت می دوزم. این لباس را فقط حلال زاده ها می توانند ببینند. پادشاه با خوشحالی موافقت کرد.
بعداز مدت ها پادشاه نخست وزیر را به دیدن لباس فرستاد. اما وی هر چه نگاه کرد چیزی ندید، از ترس اینکه حرام زاده شناخته شود، به تعریف پرداخت. دیگران نیز چنین کردند.
تا بالاخره نوبت به خود پادشاه رسید البته او هم چیزی ندید و پیش خود گفت معلوم می شود من یکی در میان این همه حلال زاده نیستم! خیاط لباس موهوم را به تن پادشاه راست و درست می کردند و آن بیچاره لخت ایستاده بود و از ترس سخن نمی گفت.
قرار شد جشنی در شهر به پا شود تا پادشاه لباس تازه را بپوشد. مردم نیز با آنکه هیچ کدامشان لباسی بر تن پادشاه نمی دیدند، از ترس تهمت حرامزادگی لباس جدید را به پادشاه تبریک می گفتند.
کودکی از میان مردم فریاد زد این چرا لخت است؟ هرچه مادر بیچاره اش سعی کرد او را از تکرار این حرف منصرف کند نتوانست. کودک دوباره به سماجت گفت: چرا پادشاه لخت است؟ کم کم یکی دو بچه دیگر نیز همین حرف را تکرار کردند و بعضی از تماشاچیان با تردید این حرف را برای هم نقل کردند و دیری نگذشت که جمعیت یکپارچه فریاد زد که «پادشاه لخت است!»
☑️️تجویز راهبردی:
یکی از کارهایی که همه ما می توانیم انجام دهیم اینست که گاهی و نه همیشه خود را به کودکی بزنیم و کودکانه سوال کنیم و اگر چیزی را درک نمی کنیم خیلی راحت در مورد آن سوال کنیم. بگذارید چند سوال کودکانه بپرسم:
چرا هتل ها در ساعت مشخصی پذیرش دارند و مبنای پرداخت شبانه است و نه ساعتی؟
چرا تابستان ها مدارس تعطیل اند و زمستان ها باز؟ چرا برعکس نیست؟
چرا اصلا رییس جمهور باید هفت روز هفته، هشت بار سخنرانی کند؟ نمی شود هر سه ماه یک بار بیاید تلویزیون و به جای صحبت های کلان، گزارش رسمی به مردم بدهد؟
چرا هر کار اداری داریم باید شناسنامه و کارت ملی را همزمان با هم ببریم. به جای این چرا از تشخیص بر مبنای اثرانگشت استفاده نمی کنند و همان را به بانک اطلاعاتی ثبت وصل کنند و بفهمند که من واقعا همان کسی هستم که ادعا می کنم؟
مبهوت بزرگی، عظمت، گذشته تاریخی، زیبایی امور نشوید. شما ساده و کودکانه سوال بپرسید. فقط به خاطر بسپارید که برای امور مهم چنین کنید. زمان و توان محدود خود را به امور بی اهمیت تخصیص ندهید. به زودی خواهیم دید که چند کودک دیگر نیز سر بر خواهند آورد! هیچ اشکالی ندارد که ما برخی چیزها را درک نکنیم. استراتژیست ها جرات دارند که بدیهیات را زیر سوال می برند و اگر چیزی منطقی به نظر نمی رسد به راحتی قبول نمی کنند.
بسیاری از امور هستند که در این جهان، قابل فهم و حتی تصور نیستند. بنابراین دقت کنید قرار نیست اگر چیزی را نمی فهمیم کنار بگذاریم. مانند جنینی که داخل شکم مادرش است ممکن است خیلی چیزها را درک نکند اما عدم درک به معنای عدم وجود نیست.
دکتر مجتبی لشکربلوکی
___________________
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
Forwarded from این کانال حذف میشود
دکتر علی شریعتمداری دعوت حق را لبیک گفت
با کمال دریغ و تاسف باخبر شدیم که دکتر علی شریعتمداری استاد برجسته ی تعلیم و تربیت و از پیشکسوتان دانشگاه خوارزمی، استاد نمونه ی کشوری، وزیر فرهنگ و آموزش عالی در دولت موقت و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، دعوت حق را لبیک؛ و دار فانی را وداع گفت.
درگذشت این عالم بزرگوار را به خانواده ی محترم ایشان و همه ی شما دانشگاهیان بویژه استادان و دانشجویان دانشکده ی روانشناسی و علوم تربیتی و پژوهشگاه علوم تربیتی، اجتماعی و روانشناختی تسلیت می گوییم.
روابط عمومی دانشگاه
با کمال دریغ و تاسف باخبر شدیم که دکتر علی شریعتمداری استاد برجسته ی تعلیم و تربیت و از پیشکسوتان دانشگاه خوارزمی، استاد نمونه ی کشوری، وزیر فرهنگ و آموزش عالی در دولت موقت و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، دعوت حق را لبیک؛ و دار فانی را وداع گفت.
درگذشت این عالم بزرگوار را به خانواده ی محترم ایشان و همه ی شما دانشگاهیان بویژه استادان و دانشجویان دانشکده ی روانشناسی و علوم تربیتی و پژوهشگاه علوم تربیتی، اجتماعی و روانشناختی تسلیت می گوییم.
روابط عمومی دانشگاه
✅و الیه النشور
------------------------
در سخن مشهور کانت آمده است که دو کار بسیار دشوار جهان یکی سیاست است و دیگری تربیت. در این روزها دو چهره درخشان کشور در این دو عرصه دشوار، کار خود را به نیکی به پایان رساندند و نمونه هایی والا در این دو عرصه گردیدند: اکبرهاشمی رفسنجانی در عرصه سیاست و علی شریعتمداری در قلمرو تربیت. وجه مشترک این دو بزرگوار را می توان خردورزی دانست. هاشمی خردمندی را به عرصه سیاست کشور آورد و شریعتمداری فلسفه را با تربیت پیوند داد. ضرورت خردورزی در این دو عرصه از آنجا نشات می گیرد که هر دو سخت مستعد آنند که اعمال زور و قدرت را کلید حل معماها نشان دهند. سیاستمداران و مربیان نزدیک بین بر این گمانند که با اعمال زور می توان راه میان بری برای نیل به مقصود فراهم آورد. اما خردپرورانی چون هاشمی و شریعتمداری، عمر خویش را صرف ابطال این انگاره کردند و تاج عقل را از زیر لگدها برداشتند و در جایگاه مناسبش بر سر نشاندند. امید که این دو الگوی موفق، سرمشق کسانی قرار گیرند که در این دو راه گام می نهند. آرزو می کنیم که این دو بزرگوار در رحمت بی کران حق بیارمند و از مغفرت الهی سرمست گردند.
خسرو باقری
-----------------------
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
------------------------
در سخن مشهور کانت آمده است که دو کار بسیار دشوار جهان یکی سیاست است و دیگری تربیت. در این روزها دو چهره درخشان کشور در این دو عرصه دشوار، کار خود را به نیکی به پایان رساندند و نمونه هایی والا در این دو عرصه گردیدند: اکبرهاشمی رفسنجانی در عرصه سیاست و علی شریعتمداری در قلمرو تربیت. وجه مشترک این دو بزرگوار را می توان خردورزی دانست. هاشمی خردمندی را به عرصه سیاست کشور آورد و شریعتمداری فلسفه را با تربیت پیوند داد. ضرورت خردورزی در این دو عرصه از آنجا نشات می گیرد که هر دو سخت مستعد آنند که اعمال زور و قدرت را کلید حل معماها نشان دهند. سیاستمداران و مربیان نزدیک بین بر این گمانند که با اعمال زور می توان راه میان بری برای نیل به مقصود فراهم آورد. اما خردپرورانی چون هاشمی و شریعتمداری، عمر خویش را صرف ابطال این انگاره کردند و تاج عقل را از زیر لگدها برداشتند و در جایگاه مناسبش بر سر نشاندند. امید که این دو الگوی موفق، سرمشق کسانی قرار گیرند که در این دو راه گام می نهند. آرزو می کنیم که این دو بزرگوار در رحمت بی کران حق بیارمند و از مغفرت الهی سرمست گردند.
خسرو باقری
-----------------------
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
Forwarded from این کانال حذف میشود
⚫️ بدرود فیلسوف و مربی
۹۳ سال پیش در شیراز فیلسوفی زاده شد که بیش از هفتاد سال سرمایه ی زیستی و جوهر حیاتش را وقف تعلیم و تربیت ایران نمود. دکتر علی شریعتمداری روشنفکری که برای نخستین بار نقد و جسارت خردورزی خلاقانه را در اصول تعلیم و تربیت ایران مدون نمود، ارتقای بینش عمومی و درک علمی انسانها مهمترین دغدغه ایشان بود که با تدوین مبانی نظری و فلسفی تربیت مربیان و معلمان سعی در ارتقای آن در جامعه ای در حال توسعه داشتند.
نگاه نقادانه به آموزش انسانی، اخلاقی و علمی شهروندان، بزرگترین میراث این فیلسوف روشن اندیش است.
یاد و نامشان سبز و راهشان پر رهرو
انجمن فلسفه ی تعلیم و تربیت ایران
۹۳ سال پیش در شیراز فیلسوفی زاده شد که بیش از هفتاد سال سرمایه ی زیستی و جوهر حیاتش را وقف تعلیم و تربیت ایران نمود. دکتر علی شریعتمداری روشنفکری که برای نخستین بار نقد و جسارت خردورزی خلاقانه را در اصول تعلیم و تربیت ایران مدون نمود، ارتقای بینش عمومی و درک علمی انسانها مهمترین دغدغه ایشان بود که با تدوین مبانی نظری و فلسفی تربیت مربیان و معلمان سعی در ارتقای آن در جامعه ای در حال توسعه داشتند.
نگاه نقادانه به آموزش انسانی، اخلاقی و علمی شهروندان، بزرگترین میراث این فیلسوف روشن اندیش است.
یاد و نامشان سبز و راهشان پر رهرو
انجمن فلسفه ی تعلیم و تربیت ایران
مروری بر زندگی دکتر علی شریعتمداری (۱۳۰۲–۲۰ دی ۱۳۹۵-شیراز)
-------------------------------
زندگی
شریعتمداری از اعضای شورای مرکزی حزب مردم ایران بوده که پس از انقلاب دیگر در این حزب فعالیتی نکرد. وی مدرک کارشناسی فلسفه را از دانشگاه تهران، کارشناسی ارشد را از دانشگاه میشیگان و دکترا را از دانشگاه تنسی دریافت نمود. وی استاد دانشگاه شیراز و دانشگاه اصفهان و دانشگاه آزاد بود. شریعتمداری تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در شهر شیراز به پایان رسانید و موفق به اخذ درجه لیسانس در دو رشتهٔ فلسفه و علوم تربیتی در سال ۱۳۳۲ و علوم قضایی در سال ۱۳۳۵ شد. وی کارشناسی ارشد رشته آموزش متوسطه را در سال ۱۳۳۶ از دانشگاه میشیگان و دکترای فلسفه، تعلیم و تربیت و برنامهریزی درسی را در سال ۱۳۳۸ از دانشگاه تنسی دریافت کرد.
دکتر شریعتمداری خدمات آموزشی خود را از آموزش و پرورش آغاز کرد و طی سالهای ۱۳۲۱ تا ۱۳۲۸ به عنوان آموزگار و از سال ۱۳۳۰ لغایت ۱۳۳۵ بهعنوان دبیر به تدریس پرداخت. وی از سال ۱۳۳۹ به عنوان دانشیار علوم تربیتی دانشگاه شیراز و از سال ۱۳۴۳ به عنوان استاد علوم تربیتی دانشگاه اصفهان به تدریس مشغول شد و طی سالهای ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۶ به عنوان استاد مدعو در دانشگاههای ایندیا و تنسی نیز به تدریس مشغول بود. دکتر شریعتمداری از سال ۱۳۵۸ تاکنون استاد تعلیم و تربیت در دانشگاه تربیت معلم تهران است.
از اهم سمتهای اجرایی دکتر شریعتمداری سرپرستی دانشکده علوم تربیتی دانشگاه اصفهان، عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی، سرپرستی گروه علوم انسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی، سرپرستی گروههای برنامهریزی در شورای عالی برنامهریزی، کمیته علوم تربیتی، شورای خبرگان بدون مدرک، و عضویت در هیئت مرکزی گزینش استاد، شورای آموزش و پرورش، و ریاست فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران بوده است. دکتر شریعتمداری همچنین عضو شورای پژوهشهای علمی کشور، سرپرست مؤسسه تحقیقات تربیتی دانشگاه تربیت معلم و عضو شورای پژوهشی دانشگاه اصفهان بوده است. وی سابقه عضویت در هیئت رئیسه انجمنهای ایرانی تعلیم و تربیت، فلسفه تعلیم و تربیت، و نیز انجمن روانشناسی ایران را دارد. دکتر شریعتمداری مدال درجه یک علمی و نشان درجه یک تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران را نیز دریافت کرده است و مدیر مسئول چهار مجله علمی بوده است.
شریعتمداری مؤلف ۲۴ جلد کتاب، مترجم ۶ عنوان کتاب، مؤلف ۷۰ عنوان مقاله علمی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و مترجم ۱۸ مقاله و مجله علمی بوده است. از جمله آثار استاد میتوان به کتابهای آموزش در حوزه و دانشگاه، روشنفکر کیست، تعلیم و تربیت اسلامی، جایگاه علوم انسانی در تولید علم، چگونگی ارتقاء سطح علمی کشور، نقد و خلاقیت در تفکر، نقد آرا برخی از دانشمندان معاصر، تعالیمات حضرت علی (ع) و نظر شهید مطهری، و سیاست و خردمندی اشاره کرد.
منبع ویکی پدیا
---------------------------
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
مروری بر زندگی دکتر علی شریعتمداری (۱۳۰۲–۲۰ دی ۱۳۹۵-شیراز)
-------------------------------
زندگی
شریعتمداری از اعضای شورای مرکزی حزب مردم ایران بوده که پس از انقلاب دیگر در این حزب فعالیتی نکرد. وی مدرک کارشناسی فلسفه را از دانشگاه تهران، کارشناسی ارشد را از دانشگاه میشیگان و دکترا را از دانشگاه تنسی دریافت نمود. وی استاد دانشگاه شیراز و دانشگاه اصفهان و دانشگاه آزاد بود. شریعتمداری تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در شهر شیراز به پایان رسانید و موفق به اخذ درجه لیسانس در دو رشتهٔ فلسفه و علوم تربیتی در سال ۱۳۳۲ و علوم قضایی در سال ۱۳۳۵ شد. وی کارشناسی ارشد رشته آموزش متوسطه را در سال ۱۳۳۶ از دانشگاه میشیگان و دکترای فلسفه، تعلیم و تربیت و برنامهریزی درسی را در سال ۱۳۳۸ از دانشگاه تنسی دریافت کرد.
دکتر شریعتمداری خدمات آموزشی خود را از آموزش و پرورش آغاز کرد و طی سالهای ۱۳۲۱ تا ۱۳۲۸ به عنوان آموزگار و از سال ۱۳۳۰ لغایت ۱۳۳۵ بهعنوان دبیر به تدریس پرداخت. وی از سال ۱۳۳۹ به عنوان دانشیار علوم تربیتی دانشگاه شیراز و از سال ۱۳۴۳ به عنوان استاد علوم تربیتی دانشگاه اصفهان به تدریس مشغول شد و طی سالهای ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۶ به عنوان استاد مدعو در دانشگاههای ایندیا و تنسی نیز به تدریس مشغول بود. دکتر شریعتمداری از سال ۱۳۵۸ تاکنون استاد تعلیم و تربیت در دانشگاه تربیت معلم تهران است.
از اهم سمتهای اجرایی دکتر شریعتمداری سرپرستی دانشکده علوم تربیتی دانشگاه اصفهان، عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی، سرپرستی گروه علوم انسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی، سرپرستی گروههای برنامهریزی در شورای عالی برنامهریزی، کمیته علوم تربیتی، شورای خبرگان بدون مدرک، و عضویت در هیئت مرکزی گزینش استاد، شورای آموزش و پرورش، و ریاست فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران بوده است. دکتر شریعتمداری همچنین عضو شورای پژوهشهای علمی کشور، سرپرست مؤسسه تحقیقات تربیتی دانشگاه تربیت معلم و عضو شورای پژوهشی دانشگاه اصفهان بوده است. وی سابقه عضویت در هیئت رئیسه انجمنهای ایرانی تعلیم و تربیت، فلسفه تعلیم و تربیت، و نیز انجمن روانشناسی ایران را دارد. دکتر شریعتمداری مدال درجه یک علمی و نشان درجه یک تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران را نیز دریافت کرده است و مدیر مسئول چهار مجله علمی بوده است.
شریعتمداری مؤلف ۲۴ جلد کتاب، مترجم ۶ عنوان کتاب، مؤلف ۷۰ عنوان مقاله علمی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و مترجم ۱۸ مقاله و مجله علمی بوده است. از جمله آثار استاد میتوان به کتابهای آموزش در حوزه و دانشگاه، روشنفکر کیست، تعلیم و تربیت اسلامی، جایگاه علوم انسانی در تولید علم، چگونگی ارتقاء سطح علمی کشور، نقد و خلاقیت در تفکر، نقد آرا برخی از دانشمندان معاصر، تعالیمات حضرت علی (ع) و نظر شهید مطهری، و سیاست و خردمندی اشاره کرد.
منبع ویکی پدیا
---------------------------
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
معلمان امروزی :
می دانند برداشتن دیوارهای
میان کلاس درس وجامعه
از اهداف آنهاست
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
می دانند برداشتن دیوارهای
میان کلاس درس وجامعه
از اهداف آنهاست
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
آسیبشناسی شغلی معلمان
—---------------
یوسف زارع نبیلیان
سرآغاز
تمام سیاستگذاران و برنامهریزان اذعان دارند که آموزشوپرورش، تنها یا لا اقل بهترین راهحل مـسائل دشوار جوامع انسانی در عصر فناوری اطلاعات (IT) است.معلم بدون آگاهی از روانشناسی،جامعهشناسی، اصـول یادگیری و استفاده از وسایل کـمک آمـوزشی،نمیتواند وظیفهی خطیر خود را به نحو شایستهای انجام دهد.در کنار حرفهای شدن شغل معلمی و آشنا شدن با یافتههای جدید،باید منزلت و پایگاه اجتماعی معلمان در جامعه بهبود یابد و با برنامهریزی اصولی،مـشکلات حقوقی و معیشتی،آسیبهای روانی و عصبی،فشارهای کاری و حرفهای و...آنها کاهش یابد.
با توجه به جایگاه ویژهی آموزشوپرورش و معلمان سختکوش در جامعه،صدمهها و آسیبهایی که معلمان با آنها واجهاند و سلامت، رفاه،آرامش و کـار حـرفهای آنان را به مخاطره میاندازند،باید مورد بررسی و توجه قرار گیرند و تا حد امکان،تأثیر آنها را که مستقیما بر کیفیت آموزشی است،خنثی کرد.
آسیبهای بهداشتی و روانی معلمان
یکی از عوامل کـه سـلامت جسم و روان معلمان را تهدید میکند، آسیبهای روانی و بهداشتی است.شغل معلمی و تدریس پر از اضطراب و تنش است و فشار روانی زیادی متوجه معلم میکند.در نتیجه،اضطراب و فشار وارد شده به معلّم،مستقیما به دانـشآموزان مـنتقل میشود.از جملهی این فشارها،مشکلات روزمرهی زندگی است که آرامش او،در گرو حل آنهاست.معلمان نه تنها با تدریس علم و دانش سروکار دارند،بلکه با شرایط سنی و تفاوتهای فردی دانـشآموزان و خـصوصیات عـاطفی و روانی آنها نیز روبهرو هـستند.اکـثر مـعلمان در برخورد با فراگیرندگانی که مسائل روانی و عاطفی دارند،با مشکل مواجه میشوند؛به خصوص زمانی که خود معلمان نیز مشکلاتی مـانند فـشارهای کـاری و تنگناهای مالی داشته باشند.
محیط مدرسه و کلاس درس،بـه سـبب حجم روابط انسانی و مستمر و پویا،با هیچ سازمانی قابل مقایسه نیست.مسؤولیتهای متنوع و گاه متناقض شخصیتها و نیازهای متفاوت،مـعلم را بـا انـتظارات گستردهای روبهرو میکند.بر این اساس،اکان برخوردهای آسیبزا در چـنین محیطی بیش از هر جای دیگر است.به خصوص اگر وجود دانشآموزان مشکلساز، کلاس درس را مستعد آشوب کند.بنابراین،بـرخورداری از حـد قـابل قبولی از ظرفیت عصبی-هیجانی1،که از شاخصههای شخصیتی و روانی انسان است،بـرای مـعلمان ضروری است.ادامه مطلب http://bit.ly/2j7N89T
—------------
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
—---------------
یوسف زارع نبیلیان
سرآغاز
تمام سیاستگذاران و برنامهریزان اذعان دارند که آموزشوپرورش، تنها یا لا اقل بهترین راهحل مـسائل دشوار جوامع انسانی در عصر فناوری اطلاعات (IT) است.معلم بدون آگاهی از روانشناسی،جامعهشناسی، اصـول یادگیری و استفاده از وسایل کـمک آمـوزشی،نمیتواند وظیفهی خطیر خود را به نحو شایستهای انجام دهد.در کنار حرفهای شدن شغل معلمی و آشنا شدن با یافتههای جدید،باید منزلت و پایگاه اجتماعی معلمان در جامعه بهبود یابد و با برنامهریزی اصولی،مـشکلات حقوقی و معیشتی،آسیبهای روانی و عصبی،فشارهای کاری و حرفهای و...آنها کاهش یابد.
با توجه به جایگاه ویژهی آموزشوپرورش و معلمان سختکوش در جامعه،صدمهها و آسیبهایی که معلمان با آنها واجهاند و سلامت، رفاه،آرامش و کـار حـرفهای آنان را به مخاطره میاندازند،باید مورد بررسی و توجه قرار گیرند و تا حد امکان،تأثیر آنها را که مستقیما بر کیفیت آموزشی است،خنثی کرد.
آسیبهای بهداشتی و روانی معلمان
یکی از عوامل کـه سـلامت جسم و روان معلمان را تهدید میکند، آسیبهای روانی و بهداشتی است.شغل معلمی و تدریس پر از اضطراب و تنش است و فشار روانی زیادی متوجه معلم میکند.در نتیجه،اضطراب و فشار وارد شده به معلّم،مستقیما به دانـشآموزان مـنتقل میشود.از جملهی این فشارها،مشکلات روزمرهی زندگی است که آرامش او،در گرو حل آنهاست.معلمان نه تنها با تدریس علم و دانش سروکار دارند،بلکه با شرایط سنی و تفاوتهای فردی دانـشآموزان و خـصوصیات عـاطفی و روانی آنها نیز روبهرو هـستند.اکـثر مـعلمان در برخورد با فراگیرندگانی که مسائل روانی و عاطفی دارند،با مشکل مواجه میشوند؛به خصوص زمانی که خود معلمان نیز مشکلاتی مـانند فـشارهای کـاری و تنگناهای مالی داشته باشند.
محیط مدرسه و کلاس درس،بـه سـبب حجم روابط انسانی و مستمر و پویا،با هیچ سازمانی قابل مقایسه نیست.مسؤولیتهای متنوع و گاه متناقض شخصیتها و نیازهای متفاوت،مـعلم را بـا انـتظارات گستردهای روبهرو میکند.بر این اساس،اکان برخوردهای آسیبزا در چـنین محیطی بیش از هر جای دیگر است.به خصوص اگر وجود دانشآموزان مشکلساز، کلاس درس را مستعد آشوب کند.بنابراین،بـرخورداری از حـد قـابل قبولی از ظرفیت عصبی-هیجانی1،که از شاخصههای شخصیتی و روانی انسان است،بـرای مـعلمان ضروری است.ادامه مطلب http://bit.ly/2j7N89T
—------------
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
📢 پیام برای مدیران مدارس :
⭕️ مدیر نتیجه گرا
این نوع مدیران صرفا به حاصل جمع و نتیجه کار اهمیت می دهند و قبولی 100 درصد ، و به روش هایی که برای رسیدن به نتیجه مورد نیاز است، اعتنایی ندارند. برای آنها این مسئله اساسا مطرح نیست که کارمندانشان چگونه و به چه ترتیب دستورهای آنها را انجام می دهند و تنها چیزی که آنها می خواهند نتیجه مثبت از کار است.
🔬 طرز تشخیص
اگر شما تنها به نتیجه کار علاقمند هستید و توجهی به نحوه انجام گرفتن کار ندارید، جنابعالی یک مدیر نتیجه گرا هستید.
💊 طرز درمان
به همه ي همکاران خود تصریح نمایید که از این پس کارکنانی که نتیجه کارشان خوب باشد ولی درجهت حصول نتیجه از روش های نامطلوب استفاده کرده باشند درمدرسه شما جایی ندارند.
📚نکات کاربردی مدیریت در ایران . با دخل و تصرف
____________________
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
📢 پیام برای مدیران مدارس :
⭕️ مدیر نتیجه گرا
این نوع مدیران صرفا به حاصل جمع و نتیجه کار اهمیت می دهند و قبولی 100 درصد ، و به روش هایی که برای رسیدن به نتیجه مورد نیاز است، اعتنایی ندارند. برای آنها این مسئله اساسا مطرح نیست که کارمندانشان چگونه و به چه ترتیب دستورهای آنها را انجام می دهند و تنها چیزی که آنها می خواهند نتیجه مثبت از کار است.
🔬 طرز تشخیص
اگر شما تنها به نتیجه کار علاقمند هستید و توجهی به نحوه انجام گرفتن کار ندارید، جنابعالی یک مدیر نتیجه گرا هستید.
💊 طرز درمان
به همه ي همکاران خود تصریح نمایید که از این پس کارکنانی که نتیجه کارشان خوب باشد ولی درجهت حصول نتیجه از روش های نامطلوب استفاده کرده باشند درمدرسه شما جایی ندارند.
📚نکات کاربردی مدیریت در ایران . با دخل و تصرف
____________________
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🔳⭕️ این فوبیا شما را متوقف خواهد کرد: تصمیم هراسی
—------------------
مدتها است تصمیم به تعویض و ارتقای ماشینم دارم؛ اما باید چند میلیون تومان پول روی قیمت ماشین فعلی بگذارم تا ماشینی که بهتر است خریداری کنم. نه میتوانم این تصمیم را فراموش کنم و نه جرات دارم که به صورت قطعی تصمیم بگیرم. به سراغ راهحل دیگری میروم: «فعلا ضبط ماشین رو عوض میکنم. شاید بتوان با همین ضبط جدید تا مدتی همین ماشین را تحمل کرد.»
مدت هاست می دانم که این شیوه پرداخت یارانه ها اشتباه است، اما نه جرات دارم که آن را تغییر دهم و نه می توانم آن را به همین شیوه ادامه دهم. بنابراین فعلا ادامه می دهم تا ببینم چه می شود.
ما از فوبیا (ترسهای بیدلیل) زیاد شنیدهایم. فوبیای حشرات، فوبیای تاریکی یا ارتفاع. فوبیای تنهایی و سکوت. اما شاید هیچیک از آنها، به اندازه ترس از تصمیم گیری بر زندگی ما سایه نینداخته باشد. ترس از تصمیمگیری به حدی جدی است که برای آن یک نام اختصاصی هم در نظر گرفته شده است: Decidophobia. (تصمیم هراسی)
🔎⭕️تحلیل راهبردی:
تاثیر مخرب این فوبیا بر زندگی شخصی/اداره سازمان/کشورداری چیست؟ اصلا نشانه های این بیماری چیست؟
1) فوبیای تصمیم گیری ، باعث میشود ما جرات انتخاب یک گزینه را از میان گزینههای موجود نداشته باشیم. این در حالی است که در بسیاری از موارد، گزینه درست را میتوانیم به سادگی از میان گزینههای پیش رو تشخیص دهیم.
2) فرار از تصميمهاي بزرگ به تصميمهاي كوچك، يكي از هنرهاي ما براي پنهان كردن ترس از تصميمگيري است. پیتر سنگه استاد دانشگاه ام.آی.تی می گوید: با تقسیم یک گاو به دو قسمت، دو گوساله نخواهیم داشت. بلکه یک گاو مرده خواهیم داشت، ما با خرد کردن یک تصمیم به تصمیمهای کوچکتر، عملا اصل آن تصمیم را کنار گذاشته و سرگرم انتخابهای دیگری شدهایم.
3) تعویق تصمیمات استراتژيک؛ فعلا اولویت من نیست: میدانیم که دیر یا زود باید راجع به ماندن یا رفتن از این سازمان تصمیم بگیریم؛ اما بهدلیل ترس از گرفتن این تصمیم، میگوییم: «فعلا مشغول درس خواندن هستم. بگذار لیسانسم را بگیرم. بعدا به این مساله فکر میکنم. الان اولویت من تغییر محل کار نیست. اولویت دانشگاه است.»
ما عموما فراموش ميكنيم كه تصميم نگرفتن، خود يك تصميم است. كسي كه تصميم مي گيرد فردا در مورد استعفا فكر كند، تصمیم گرفته است كه امروز استعفا ندهد.دلیل اینکه بسیاری از ما مشورت میگیریم، ندانستن پاسخ نیست، بلکه ترسیدن از پذیرش پاسخی است که در ذهن داریم.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
1- برای تصمیمات خود ضرب الاجل زمانی تعریف کنید.
2- با افرادی که دل و جرات بیشتری دارند همراه شوید.
3- زمانی که تصمیمات را در ضرب الاجل تعیین شده می گیرید به خودتان جایزه دهید. مثلا یک شیر موز یا دیدن یک فیلم با ارزش!
دکتر مجتبی لشکربلوکی
—-------------------
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
—------------------
مدتها است تصمیم به تعویض و ارتقای ماشینم دارم؛ اما باید چند میلیون تومان پول روی قیمت ماشین فعلی بگذارم تا ماشینی که بهتر است خریداری کنم. نه میتوانم این تصمیم را فراموش کنم و نه جرات دارم که به صورت قطعی تصمیم بگیرم. به سراغ راهحل دیگری میروم: «فعلا ضبط ماشین رو عوض میکنم. شاید بتوان با همین ضبط جدید تا مدتی همین ماشین را تحمل کرد.»
مدت هاست می دانم که این شیوه پرداخت یارانه ها اشتباه است، اما نه جرات دارم که آن را تغییر دهم و نه می توانم آن را به همین شیوه ادامه دهم. بنابراین فعلا ادامه می دهم تا ببینم چه می شود.
ما از فوبیا (ترسهای بیدلیل) زیاد شنیدهایم. فوبیای حشرات، فوبیای تاریکی یا ارتفاع. فوبیای تنهایی و سکوت. اما شاید هیچیک از آنها، به اندازه ترس از تصمیم گیری بر زندگی ما سایه نینداخته باشد. ترس از تصمیمگیری به حدی جدی است که برای آن یک نام اختصاصی هم در نظر گرفته شده است: Decidophobia. (تصمیم هراسی)
🔎⭕️تحلیل راهبردی:
تاثیر مخرب این فوبیا بر زندگی شخصی/اداره سازمان/کشورداری چیست؟ اصلا نشانه های این بیماری چیست؟
1) فوبیای تصمیم گیری ، باعث میشود ما جرات انتخاب یک گزینه را از میان گزینههای موجود نداشته باشیم. این در حالی است که در بسیاری از موارد، گزینه درست را میتوانیم به سادگی از میان گزینههای پیش رو تشخیص دهیم.
2) فرار از تصميمهاي بزرگ به تصميمهاي كوچك، يكي از هنرهاي ما براي پنهان كردن ترس از تصميمگيري است. پیتر سنگه استاد دانشگاه ام.آی.تی می گوید: با تقسیم یک گاو به دو قسمت، دو گوساله نخواهیم داشت. بلکه یک گاو مرده خواهیم داشت، ما با خرد کردن یک تصمیم به تصمیمهای کوچکتر، عملا اصل آن تصمیم را کنار گذاشته و سرگرم انتخابهای دیگری شدهایم.
3) تعویق تصمیمات استراتژيک؛ فعلا اولویت من نیست: میدانیم که دیر یا زود باید راجع به ماندن یا رفتن از این سازمان تصمیم بگیریم؛ اما بهدلیل ترس از گرفتن این تصمیم، میگوییم: «فعلا مشغول درس خواندن هستم. بگذار لیسانسم را بگیرم. بعدا به این مساله فکر میکنم. الان اولویت من تغییر محل کار نیست. اولویت دانشگاه است.»
ما عموما فراموش ميكنيم كه تصميم نگرفتن، خود يك تصميم است. كسي كه تصميم مي گيرد فردا در مورد استعفا فكر كند، تصمیم گرفته است كه امروز استعفا ندهد.دلیل اینکه بسیاری از ما مشورت میگیریم، ندانستن پاسخ نیست، بلکه ترسیدن از پذیرش پاسخی است که در ذهن داریم.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
1- برای تصمیمات خود ضرب الاجل زمانی تعریف کنید.
2- با افرادی که دل و جرات بیشتری دارند همراه شوید.
3- زمانی که تصمیمات را در ضرب الاجل تعیین شده می گیرید به خودتان جایزه دهید. مثلا یک شیر موز یا دیدن یک فیلم با ارزش!
دکتر مجتبی لشکربلوکی
—-------------------
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
معلمان امروزی :
فقط عرضه کنندگان دانش نیستند
بلکه تسهیل گر روند یادگیری اند
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
فقط عرضه کنندگان دانش نیستند
بلکه تسهیل گر روند یادگیری اند
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
سخنان بزرگان:
باب پرکتور نویسنده کانادایی 1934
—------------------—
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
باب پرکتور نویسنده کانادایی 1934
—------------------—
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🔶یونیسف اعلام کرد که از آغاز درگیریها در یمن ۱۴۰۰ کودک در درگیریها کشته و بیش از ۲۱۴۰ کودک دیگر زخمی شدهاند.ایسنا
-----------------------
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
-----------------------
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
✅ آیا فرزندتان را برای پیروزی تربیت میکنید؟
—---------------------—
گفتوگو با هیلاری لِوی فریدمن نویسندۀ کتاب «بازی برای پیروزی»
مترجم : علیرضا شفیعینسب
امروزه راهِ ورود به طبقۀ بالا، تحصیلاتِ عالی و مدارکِ بالاست. و این چیزی است که پدر و مادر نمیتوانند برای فرزندانشان به ارث بگذارند. در نتیجه، کودکان از همان سالهای ابتداییِ زندگی باید درگیرِ فرهنگی رقابتی برای ورود به دانشگاههای ترازِ اول جهان شوند. این رقابت، علاوه بر کلاسهای مدرسه، در فعالیتهای بیرون از مدرسه نیز ادامه مییابد. از جمله در فعالیتهای هنری و ورزشی. در واقع، والدین با مجبور کردنِ فرزندانشان به ورزشهایی مثلِ شطرنج و فوتبال، نمیخواهند کودکانشان به ورزشکاران و قهرمانانی حرفهای تبدیل شوند، بلکه مقصود چیز دیگری است: قبولی در دانشگاه.
اسلیت — هیلاری لِوی فریدمنِ جامعهشناس که گهگاهی برای مجله اسلیت نیز مقاله مینویسند، مؤلفِ کتابِ بازی برای پیروزی: تربیت فرزندان در فرهنگی رقابتی۱ است. بازی برای پیروزی، کتابی است دربارۀ کودکان مدارس ابتدایی که در فوتبال و شطرنج و رقص هم فعالیت میکنند. هنگامی که فریدمن پژوهشهای خود را برای این کتاب آغاز نمود، فکر میکرد که برای متعادلکردنِ پژوهش خود، کودکانی را نیز پیدا میکند که در فعالیتهای رقابتی بیرون از مدرسه شرکت نمیکنند. اما در دنیای طبقه متوسطی که او از آن گزارش میدهد، چنین کودکانی پیدا نشدند.
فریدمن مینویسد: گروهی به نام «باشگاه کوچک» وجود دارد که میگویند رقابتی نیست. گمان میکرد در آن باشگاه، والدینی را پیدا خواهد کرد که کودکانشان را در هیچ رقابتی شرکت نمیدهند، اما معلوم شد که «کودکانِ آنها یا سنشان کمتر از این بود که در فعالیتهای رقابتی و سازمانیافته شرکت کنند، یا اینکه در کنار کلاسهای باشگاه کوچک، به این فعالیتها نیز مشغول بودند».
اگرچه ممکن است به نظر برسد که پرکردنِ بیش از حدِ وقت کودکان، پدیدۀ زنندهای باشد که مختص طبقه متوسط است، اما طبق مشاهدات لِوی فریدمن، خانوادههای متوسط رو به پایین نیز کودکانشان را درگیر فعالیتهای رقابتی میکنند. فریدمن در کتاب بازی برای پیروزی نشان میدهد که چگونه رقابتِ حاد از دهه ۱۹۸۰ میلادی به بعد در آمریکا ناگهان گسترش یافت، و این ماجرا فقط محدود به فوتبال، شطرنج و رقص نیست. رقابتهای هوراکشی، نمایشهای زیبایی، مسابقات اسکیتبرد جوانان، و حتی گلف جوانان طرفداران زیادی بدست آوردهاند.
دراینباره، با فریدمن مصاحبه میکنم. او فرزندِ یک مادر تنهاست که به دور از دنیای فعالیتدوستِ طبقه متوسط بزرگ شده است. موضوع صحبتمان این است که چرا والدین تا این حد سر اینگونه فعالیتها با هم رقابت میکنند، اینکه آیا ثبتنام فرزندان در فعالیتهای رقابتی در مدرسه ابتدایی، فایدهای برای قبولی آنها در دانشگاه دارد یا خیر، و اینکه آیا گذاشتن اینهمه وقت برای رساندن کودکان به مسابقات مختلف فوتبال برای مادران و پدران اذیتکننده نیست؟ ترجمان علوم انسانی
ادمه مطلب http://bit.ly/2ibeb2l
—---------------------—
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
✅ آیا فرزندتان را برای پیروزی تربیت میکنید؟
—---------------------—
گفتوگو با هیلاری لِوی فریدمن نویسندۀ کتاب «بازی برای پیروزی»
مترجم : علیرضا شفیعینسب
امروزه راهِ ورود به طبقۀ بالا، تحصیلاتِ عالی و مدارکِ بالاست. و این چیزی است که پدر و مادر نمیتوانند برای فرزندانشان به ارث بگذارند. در نتیجه، کودکان از همان سالهای ابتداییِ زندگی باید درگیرِ فرهنگی رقابتی برای ورود به دانشگاههای ترازِ اول جهان شوند. این رقابت، علاوه بر کلاسهای مدرسه، در فعالیتهای بیرون از مدرسه نیز ادامه مییابد. از جمله در فعالیتهای هنری و ورزشی. در واقع، والدین با مجبور کردنِ فرزندانشان به ورزشهایی مثلِ شطرنج و فوتبال، نمیخواهند کودکانشان به ورزشکاران و قهرمانانی حرفهای تبدیل شوند، بلکه مقصود چیز دیگری است: قبولی در دانشگاه.
اسلیت — هیلاری لِوی فریدمنِ جامعهشناس که گهگاهی برای مجله اسلیت نیز مقاله مینویسند، مؤلفِ کتابِ بازی برای پیروزی: تربیت فرزندان در فرهنگی رقابتی۱ است. بازی برای پیروزی، کتابی است دربارۀ کودکان مدارس ابتدایی که در فوتبال و شطرنج و رقص هم فعالیت میکنند. هنگامی که فریدمن پژوهشهای خود را برای این کتاب آغاز نمود، فکر میکرد که برای متعادلکردنِ پژوهش خود، کودکانی را نیز پیدا میکند که در فعالیتهای رقابتی بیرون از مدرسه شرکت نمیکنند. اما در دنیای طبقه متوسطی که او از آن گزارش میدهد، چنین کودکانی پیدا نشدند.
فریدمن مینویسد: گروهی به نام «باشگاه کوچک» وجود دارد که میگویند رقابتی نیست. گمان میکرد در آن باشگاه، والدینی را پیدا خواهد کرد که کودکانشان را در هیچ رقابتی شرکت نمیدهند، اما معلوم شد که «کودکانِ آنها یا سنشان کمتر از این بود که در فعالیتهای رقابتی و سازمانیافته شرکت کنند، یا اینکه در کنار کلاسهای باشگاه کوچک، به این فعالیتها نیز مشغول بودند».
اگرچه ممکن است به نظر برسد که پرکردنِ بیش از حدِ وقت کودکان، پدیدۀ زنندهای باشد که مختص طبقه متوسط است، اما طبق مشاهدات لِوی فریدمن، خانوادههای متوسط رو به پایین نیز کودکانشان را درگیر فعالیتهای رقابتی میکنند. فریدمن در کتاب بازی برای پیروزی نشان میدهد که چگونه رقابتِ حاد از دهه ۱۹۸۰ میلادی به بعد در آمریکا ناگهان گسترش یافت، و این ماجرا فقط محدود به فوتبال، شطرنج و رقص نیست. رقابتهای هوراکشی، نمایشهای زیبایی، مسابقات اسکیتبرد جوانان، و حتی گلف جوانان طرفداران زیادی بدست آوردهاند.
دراینباره، با فریدمن مصاحبه میکنم. او فرزندِ یک مادر تنهاست که به دور از دنیای فعالیتدوستِ طبقه متوسط بزرگ شده است. موضوع صحبتمان این است که چرا والدین تا این حد سر اینگونه فعالیتها با هم رقابت میکنند، اینکه آیا ثبتنام فرزندان در فعالیتهای رقابتی در مدرسه ابتدایی، فایدهای برای قبولی آنها در دانشگاه دارد یا خیر، و اینکه آیا گذاشتن اینهمه وقت برای رساندن کودکان به مسابقات مختلف فوتبال برای مادران و پدران اذیتکننده نیست؟ ترجمان علوم انسانی
ادمه مطلب http://bit.ly/2ibeb2l
—---------------------—
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA