اخبار نگاه🆕___________
✅ اعلام جزییات ساعات دروس...
محمود امانی در خصوص تغییر ساعات درسی مدارس عنوان کرد: با توجه به تغییر نظام آموزشی و ساعات درسی ارائه شده برای مقاطع مختلف نیز تغییراتی ایجاد شده است و در این خصوص بحثهای زیادی درباره کاهش ساعت تدریس درس دینی وجود داشت که در واقع تنها یک ساعت از مجموع ساعات تدریس در کل مقاطع تحصیلی در این درس کاهش پیدا کرده است .
امانی افزود: آموزش دینی، قرآن و عربی در نظام آموزشی گذشته شامل 22 ساعت در دوره ابتدایی، 18 ساعت در 3 سال دوره راهنمایی، 16 ساعت در 3 سال دوره دبیرستان و 2 ساعت در پیشدانشگاهی بود که در مجموع 58 ساعت دینی، قرآن و عربی به دانشآموزان آموزش داده میشد.
مدیرکل دفتر تألیف کتابهای درسی گفت: آموزش دینی، قرآن و عربی در نظام آموزشی جدید شامل 27 ساعت در ۶ سال دوره ابتدایی، ۱۸ ساعت در سه سال دوره متوسطه اول و ۱۲ ساعت در سه سال دوره متوسطه دوم است که مجموع ا57 ساعت آموزش دینی، قرآن و عربی است.
_________________
1395/03/06
✅ اعلام جزییات ساعات دروس...
محمود امانی در خصوص تغییر ساعات درسی مدارس عنوان کرد: با توجه به تغییر نظام آموزشی و ساعات درسی ارائه شده برای مقاطع مختلف نیز تغییراتی ایجاد شده است و در این خصوص بحثهای زیادی درباره کاهش ساعت تدریس درس دینی وجود داشت که در واقع تنها یک ساعت از مجموع ساعات تدریس در کل مقاطع تحصیلی در این درس کاهش پیدا کرده است .
امانی افزود: آموزش دینی، قرآن و عربی در نظام آموزشی گذشته شامل 22 ساعت در دوره ابتدایی، 18 ساعت در 3 سال دوره راهنمایی، 16 ساعت در 3 سال دوره دبیرستان و 2 ساعت در پیشدانشگاهی بود که در مجموع 58 ساعت دینی، قرآن و عربی به دانشآموزان آموزش داده میشد.
مدیرکل دفتر تألیف کتابهای درسی گفت: آموزش دینی، قرآن و عربی در نظام آموزشی جدید شامل 27 ساعت در ۶ سال دوره ابتدایی، ۱۸ ساعت در سه سال دوره متوسطه اول و ۱۲ ساعت در سه سال دوره متوسطه دوم است که مجموع ا57 ساعت آموزش دینی، قرآن و عربی است.
_________________
1395/03/06
بررسی چالش های توسعه مدارس هوشمند در کشور
دکتر جعفر محمودی و دیگران https://telegram.me/eduarticle/283
دکتر جعفر محمودی و دیگران https://telegram.me/eduarticle/283
یک گروه رقص بانوان مسلمان در آمریکا باحجاب کامل که در سال 2011 تشکیل شده به ارایه رقص هیپ هاپ پرداخته اند. ویدیو در ادامه https://telegram.me/eduarticle/285
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بانوان مسلمان رقصنده هیپ هاپ با حجاب کامل @eduarticle
Forwarded from الفبآ
✅پریود تابو نیست
۲۸ می روز جهانی بهداشت قاعدگی نام گرفته است. قاعدگی یکی از مهمترین مراحل رشد در دختران است. در فرهنگ شرقی برخورد با قاعدگی همچون سایر پدیدههای تنانه توام با شرم و سکوت است. باید و نبایدهای زیادی دراینباره به دختران القا میشود که بسیاری از آنها صرفا ایجاد محدودیتهای بیاساس بدون هرگونه پایه علمی است. هنوز در بسیاری از خانوادهها دختری که در دوران قاعدگی است ناپاک دانسته میشود و از انجام برخی کارها منع میشود و این منع دلیلی بر نقصان او دانسته میشود. هنوز خرید نوار بهداشتی خجالتآور است و در کیسه مشکی پنهانی به دست مشتری داده میشود. هنوز دختران زیادی در ایام قاعدگی بهخاطر نبود سرویس بهداشتی تمیز و مناسب در مدارس از حضور در مدرسه باز میمانند. از طرفی صحبت کردن درباره قاعدگی تابو است. به همین دلیل آگاهیبخشی و زدودن باورهای نادرست سنتی که ریشهای عمیق در فرهنگ ما پیدا کردهاند کاری دشوار است. ویدیوی زیر درباره تجربه موفقی که در بخشی از هند برای تابوزدایی از قاعدگی و آگاهیبخشی در اینباره انجام شده، است. اگرچه این تجربه برای ایران نیست اما به دلیل شباهتهای فرهنگی میتواند ایده خوبی برای افراد خلاق باشد که سعی در پیادهسازی بومی در ایران و برای دختران ایرانی کنند. همچنین یادآوری برای همه، به خصوص پدر و مادرها که پریود تابو نیست، در اینباره با دختران خود صحبت کنید و آنها را برای شروع این مرحله از زندگیشان آماده کنید.
لینک دانلود ویدئو👇
http://www.alephba.org/a863/
۲۸ می روز جهانی بهداشت قاعدگی نام گرفته است. قاعدگی یکی از مهمترین مراحل رشد در دختران است. در فرهنگ شرقی برخورد با قاعدگی همچون سایر پدیدههای تنانه توام با شرم و سکوت است. باید و نبایدهای زیادی دراینباره به دختران القا میشود که بسیاری از آنها صرفا ایجاد محدودیتهای بیاساس بدون هرگونه پایه علمی است. هنوز در بسیاری از خانوادهها دختری که در دوران قاعدگی است ناپاک دانسته میشود و از انجام برخی کارها منع میشود و این منع دلیلی بر نقصان او دانسته میشود. هنوز خرید نوار بهداشتی خجالتآور است و در کیسه مشکی پنهانی به دست مشتری داده میشود. هنوز دختران زیادی در ایام قاعدگی بهخاطر نبود سرویس بهداشتی تمیز و مناسب در مدارس از حضور در مدرسه باز میمانند. از طرفی صحبت کردن درباره قاعدگی تابو است. به همین دلیل آگاهیبخشی و زدودن باورهای نادرست سنتی که ریشهای عمیق در فرهنگ ما پیدا کردهاند کاری دشوار است. ویدیوی زیر درباره تجربه موفقی که در بخشی از هند برای تابوزدایی از قاعدگی و آگاهیبخشی در اینباره انجام شده، است. اگرچه این تجربه برای ایران نیست اما به دلیل شباهتهای فرهنگی میتواند ایده خوبی برای افراد خلاق باشد که سعی در پیادهسازی بومی در ایران و برای دختران ایرانی کنند. همچنین یادآوری برای همه، به خصوص پدر و مادرها که پریود تابو نیست، در اینباره با دختران خود صحبت کنید و آنها را برای شروع این مرحله از زندگیشان آماده کنید.
لینک دانلود ویدئو👇
http://www.alephba.org/a863/
• دکتر عباس حاتمی/ عضو شورای نویسندگان صدای معلم
•
کودک آزاری
•
طبق آمارها، کودک آزاری توسط پدران (37%)، مادران(19%)، معلم (6%)، مشترک پدر و مادر (13%)، نامادری (%10)، ناپدری (4%)، مشترک ناپدری و نامادری (3%) و بقیه توسط سایر وابستگان ( عمه، خاله، دایی و کارفرمایان) انجام می گیرد/ اکثر کودک آزاری ها در محیط خانواده توسط افراد درجه یک انجام می شود/ طبق قانون ایران ، والدین مجاز به تنبیه فرزندان خود هستند در حالی که در بسیاری از کشورها من جمله انگلستان تنبیه کودک جرم است. در آلمان در صورت تکرار تنبیه کودک توسط والدین، والدین با کمک پزشک عقیم می شوند/ بسیاری از کودک آزاران نسبت به رفتار خود آگاه نیستند و به صورت کلیشه ای آن را ازگذشتگان خود به ارث برده اند
http://www.sedayemoallem.ir/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%86/item/5414-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C
•
کودک آزاری
•
طبق آمارها، کودک آزاری توسط پدران (37%)، مادران(19%)، معلم (6%)، مشترک پدر و مادر (13%)، نامادری (%10)، ناپدری (4%)، مشترک ناپدری و نامادری (3%) و بقیه توسط سایر وابستگان ( عمه، خاله، دایی و کارفرمایان) انجام می گیرد/ اکثر کودک آزاری ها در محیط خانواده توسط افراد درجه یک انجام می شود/ طبق قانون ایران ، والدین مجاز به تنبیه فرزندان خود هستند در حالی که در بسیاری از کشورها من جمله انگلستان تنبیه کودک جرم است. در آلمان در صورت تکرار تنبیه کودک توسط والدین، والدین با کمک پزشک عقیم می شوند/ بسیاری از کودک آزاران نسبت به رفتار خود آگاه نیستند و به صورت کلیشه ای آن را ازگذشتگان خود به ارث برده اند
http://www.sedayemoallem.ir/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%86/item/5414-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C
www.sedayemoallem.ir
کودک آزاری
مطالب مرتبط با آموزش نوین در حیطه آموزش و پرورش
مالاوی بیشترین میزان اردواج کودکان را دارد . خانم ترزا کاچین داما تو طی 3 سال گذشته به آموزش 850 دختر و پسر پرداخته است . https://telegram.me/eduarticle/290
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مالاوی سال گذشته ازدواج کودکان را غیر قانونی اعلام کرد . @eduarticle
🎓 مدارس بهترین مکان برای رسیدن به توسعه است .
دكترمحسن رنانی
معاني رشد، پيشرفت و توسعه با هم فرق دارند. اگر رشد و پيشرفت با توسعه همراه نباشد ، تکامل به وجود نمي آيد. (مثل کودکي که معلول ذهني است، بزرگ مي شود، بالغ مي شود ولي ...).
چرا کشور ما توسعه پيدا نمي کند: چون بيشتر درآمدها و هزينه صرف کنترل ها مي شود./ براي رسيدن به توسعه نياز به تحمل سختي ها داريم. چون توسعه بزرگي مي خواهد، گذشت مي خواهد، صبر، تحمل و تعامل مي خواهد.
در کل اگر به همراه رشد و پيشرفت ، توسعه پيدا نکنيم خطرناک مي شويم.
آلمان 5برابر ايران خودرو دارد و در سال کمتر از 3000 نفر کشته مي دهد و لي ما بيش از 25000 نفر.
فرض کنيد توسعه مانند يک کارخانه است که از ان دو محصول توليدمي شود:
رفاه و رضايت.
براي توليد توسعه يعني رفاه و رضايت به 4سرمايه نياز داريم.
براي تولد رفاه به سرمايه اقتصادي و سرمايه انساني نياز داريم.
براي توليد رضايت به سرمايه اجتماعي و سرمايه نمادين نياز هست.
سرمايه چيزي است که خلق ارزش مي کند (هم فيزيکي است و هم معنوي). سرمايه ، سرمايه ها را جذب مي کند.
در جامعه اي که توسعه اتفاق نيفتاده است ، پول و رفاه باعث رضايت نمي شود.
براي رشد و پيشرفت نياز به سرمايه اقتصادي است و براي توسعه نياز به سرمايه اجتماعي و سرمايه نمادين.
سرمايه اجتماعي وقتي ايجادمي شود که با هم هستيم. کار هاي تيمي، خيريه ها، انجمن ها، حزب، همياري، رقص قومي، موسيقي محلي. سرمايه اجتماعي باعث نشاط، شادي، مدارا و... مي شود.
سرمايه نمادين زماني ايجاد مي شود که سرمايه قبلي به مرز شهرت و افتخار برسند. مانند استاد فرشچيان، برج ايفل، اپل، نوروز و...
سرمايه نمادين چکار مي کند؟
1- قيمت خود را بالا مي برد و ارزش وابسته هاي خود را هم بالا مي برد.
2- درثبات رشد مي کند، رابطه ها را قانون مند مي کند و اخلاق را نهادينه مي کند.
3- در بي ثباتي باعث ايجاد آرامش مي شود.
پس تا آنجا که مي توانيد در خود و جامعه خود سرمايه نمادين ايجاد کنيد چون آنها ارزش ها را بالا مي برند
مولوي سرمايه ايران بود و لي ترکيه آنرا تبديل به سرمايه نمادين خود کرده است.
چرا در کشور ايران توسعه اتفاق نيافتاده است؟
چون تمام توجه دولتها براي توليد رفاه (سرمايه اقتصادي و انساني)بوده است و براي توليد رضايت(سرمايه اجتماعي و نمادين) هيچ اقدامي صورت نگرفته است.
تمام برنامه هاي ما برنامه رشد و پيشرفت بوده نه برنامه توسعه.
يکي از اقتصاددانان برزگ دنيا 30 سال تلاش کرد تا بفهمد که نطفه توسعه در کجا شکل مي گيرد. او ثابت کرد که براي رسيدن به توسعه بهترين مکان مدارس پيش دبستان و ابتدايي است.
اگر بچه ها در دوران ابتدايي توسعه نيابند کشور نيز توسعه نمي يابد!
براي توسعه نياز به مدارا، کارتيمي، صبر، قانونمندي و... است که همه اينها بايد در دوران ابتدايي ياد گرفته شوند!
کاردستي، نقاشي و ورزش مهمترين و اساسي ترين دروس بايد باشند.
ايجاد سرمايه هاي نمادين را از خانواده، جامعه و دولت بايد شروع کنيم. هر کس يک پله استانداردها را بالا ببرد سرمايه نمادينش بکنيم. اين کار را از خانواده، شهر و کشور شروع کنيم. به عنوان مثال علي دايي سرمايه نمادين کشور بود با او چگونه رفتار شد؟ نه خود او آموزش ديده بود که سرمايه نمادين باقي بماند و نه ما بلد بوديم با اين سرمايه چگونه رفتار کنيم.
در عوض ديويد بکهام به عنوان سرمايه نمادين انگيس ساليانه ميليونها دلار براي کشورش ايجاد درآمد مي کند.
چه کار بايد کرد؟
ما بايد توانايي گفتگو را در خودمان تقويت بکنيم و اين کار بايد از خانواده ها شروع شود.
نظام آموزشي ما يکي از نظامهاي آموزشي نا موفق دنيا است. بنابر اين وظيفه پدر و مادر براي تربيت کودکان توسعه يافته کمي سخت است
بذر توسعه دو لبه دارد يکي گفتگو و ديگري صبر. ديگر به خيريه هاي فيزيکي نيازي نيست، به همين علت خود من در حال ايجاد بنياد خيريه توسعه توانمندسازي خانواده با هدف افزايش گفتگو، احترام، تعامل، صبر، نحوه استفاده از کاعذ و قلم و ... در اصفهان هستم.
منبع :روزنامه اطلاعات
@eduarticle
دكترمحسن رنانی
معاني رشد، پيشرفت و توسعه با هم فرق دارند. اگر رشد و پيشرفت با توسعه همراه نباشد ، تکامل به وجود نمي آيد. (مثل کودکي که معلول ذهني است، بزرگ مي شود، بالغ مي شود ولي ...).
چرا کشور ما توسعه پيدا نمي کند: چون بيشتر درآمدها و هزينه صرف کنترل ها مي شود./ براي رسيدن به توسعه نياز به تحمل سختي ها داريم. چون توسعه بزرگي مي خواهد، گذشت مي خواهد، صبر، تحمل و تعامل مي خواهد.
در کل اگر به همراه رشد و پيشرفت ، توسعه پيدا نکنيم خطرناک مي شويم.
آلمان 5برابر ايران خودرو دارد و در سال کمتر از 3000 نفر کشته مي دهد و لي ما بيش از 25000 نفر.
فرض کنيد توسعه مانند يک کارخانه است که از ان دو محصول توليدمي شود:
رفاه و رضايت.
براي توليد توسعه يعني رفاه و رضايت به 4سرمايه نياز داريم.
براي تولد رفاه به سرمايه اقتصادي و سرمايه انساني نياز داريم.
براي توليد رضايت به سرمايه اجتماعي و سرمايه نمادين نياز هست.
سرمايه چيزي است که خلق ارزش مي کند (هم فيزيکي است و هم معنوي). سرمايه ، سرمايه ها را جذب مي کند.
در جامعه اي که توسعه اتفاق نيفتاده است ، پول و رفاه باعث رضايت نمي شود.
براي رشد و پيشرفت نياز به سرمايه اقتصادي است و براي توسعه نياز به سرمايه اجتماعي و سرمايه نمادين.
سرمايه اجتماعي وقتي ايجادمي شود که با هم هستيم. کار هاي تيمي، خيريه ها، انجمن ها، حزب، همياري، رقص قومي، موسيقي محلي. سرمايه اجتماعي باعث نشاط، شادي، مدارا و... مي شود.
سرمايه نمادين زماني ايجاد مي شود که سرمايه قبلي به مرز شهرت و افتخار برسند. مانند استاد فرشچيان، برج ايفل، اپل، نوروز و...
سرمايه نمادين چکار مي کند؟
1- قيمت خود را بالا مي برد و ارزش وابسته هاي خود را هم بالا مي برد.
2- درثبات رشد مي کند، رابطه ها را قانون مند مي کند و اخلاق را نهادينه مي کند.
3- در بي ثباتي باعث ايجاد آرامش مي شود.
پس تا آنجا که مي توانيد در خود و جامعه خود سرمايه نمادين ايجاد کنيد چون آنها ارزش ها را بالا مي برند
مولوي سرمايه ايران بود و لي ترکيه آنرا تبديل به سرمايه نمادين خود کرده است.
چرا در کشور ايران توسعه اتفاق نيافتاده است؟
چون تمام توجه دولتها براي توليد رفاه (سرمايه اقتصادي و انساني)بوده است و براي توليد رضايت(سرمايه اجتماعي و نمادين) هيچ اقدامي صورت نگرفته است.
تمام برنامه هاي ما برنامه رشد و پيشرفت بوده نه برنامه توسعه.
يکي از اقتصاددانان برزگ دنيا 30 سال تلاش کرد تا بفهمد که نطفه توسعه در کجا شکل مي گيرد. او ثابت کرد که براي رسيدن به توسعه بهترين مکان مدارس پيش دبستان و ابتدايي است.
اگر بچه ها در دوران ابتدايي توسعه نيابند کشور نيز توسعه نمي يابد!
براي توسعه نياز به مدارا، کارتيمي، صبر، قانونمندي و... است که همه اينها بايد در دوران ابتدايي ياد گرفته شوند!
کاردستي، نقاشي و ورزش مهمترين و اساسي ترين دروس بايد باشند.
ايجاد سرمايه هاي نمادين را از خانواده، جامعه و دولت بايد شروع کنيم. هر کس يک پله استانداردها را بالا ببرد سرمايه نمادينش بکنيم. اين کار را از خانواده، شهر و کشور شروع کنيم. به عنوان مثال علي دايي سرمايه نمادين کشور بود با او چگونه رفتار شد؟ نه خود او آموزش ديده بود که سرمايه نمادين باقي بماند و نه ما بلد بوديم با اين سرمايه چگونه رفتار کنيم.
در عوض ديويد بکهام به عنوان سرمايه نمادين انگيس ساليانه ميليونها دلار براي کشورش ايجاد درآمد مي کند.
چه کار بايد کرد؟
ما بايد توانايي گفتگو را در خودمان تقويت بکنيم و اين کار بايد از خانواده ها شروع شود.
نظام آموزشي ما يکي از نظامهاي آموزشي نا موفق دنيا است. بنابر اين وظيفه پدر و مادر براي تربيت کودکان توسعه يافته کمي سخت است
بذر توسعه دو لبه دارد يکي گفتگو و ديگري صبر. ديگر به خيريه هاي فيزيکي نيازي نيست، به همين علت خود من در حال ايجاد بنياد خيريه توسعه توانمندسازي خانواده با هدف افزايش گفتگو، احترام، تعامل، صبر، نحوه استفاده از کاعذ و قلم و ... در اصفهان هستم.
منبع :روزنامه اطلاعات
@eduarticle
تعلیم و تربیت و عکسهای تاریخی : مدرسه پسرانه حدود 100 سال پیش . @eduarticle
تعلیم و تربیت و عکسهای تاریخی : مدرسه ارامنه حدود 100 سال پیش .@eduarticle
تعلیم و تربیت و عکسهای تاریخی : مدرسه پسرانه حدود 100 سال پیش . همدان . @eduarticle
قصه هشتم : افسانه ویلیام تل (مفهوم آزادی)https://telegram.me/eduarticle/296
قصه نهم : بودا و قو (حقوق حیوانات) https://telegram.me/eduarticle/297
قصه نهم : بودا و قو (حقوق حیوانات) https://telegram.me/eduarticle/297
Forwarded from خبرفوری
آموزش و پرورش:
تصویر بخشنامه ای مبنی بر اعلام نمرات ارفاقی به امتحانات نهایی جعلی بوده و وزارت آموزش و پرورش چنین بخشنامه ای صادر نکرده است.
@AkhbareFori
تصویر بخشنامه ای مبنی بر اعلام نمرات ارفاقی به امتحانات نهایی جعلی بوده و وزارت آموزش و پرورش چنین بخشنامه ای صادر نکرده است.
@AkhbareFori
📖 علت دو قرن سکوت ادبیات فارسی
برگزیده از کتاب دو قرن سکوت دکتر زرین کوب
اختصاصی اعضای دوست داشتنی کانال
در آن روزها که باربد و کلیسا بانواهای پهلوی و ترانه های خسروانی در و دیوار کاخ خسروان را در امواج لطف و ذوق فرو می گرفتند زبان تازی در کام فرمانروایان صحرا از ریگهای تفته بیابان نیز خشک تر و بی حاصل تر بود. شعرشان توصیف پشگ شتر بود و خطبه شان تحریض به جنگ. به خلاف ایران که زبان آن سراسر معنی و حکمت بود اندرزنامه های لطیف و سخنان دلپذیر داشتند، کتابهای دینی و سرودهای آسمانی زمزمه می نمودند. وجود شعر و سرود، درایران پیش از اسلام، از وجود شهر جاهلی عرب محقق تر است.
زبان تازی پیش از آن، زبان مردم نیمه وحشی محسوب می شد و لطف و ظرافتی نداشت با این همه وقت بانک قرآن و اذان در فضای ملک ایران پیچید زبان پهلوی در برابر آن فروماند و به خاموشی گرایید آنچه در این حادثه زبان ایرانیان را بند آورد سادگی و عظمت پیام تازه بود. و این پیام تازه قرآن بود که سخنوران عرب را از اعجاز بیان و عمق معنی خویش به سکوت افکنده بود.
آنها که دین را به طیب خاطر خوش پذیرفته بودند شور و شوق بی حدی که درین دین مسلمانی تازه می یاافتند چنان آنها را محو و بیخود می ساخت که به شاعری و سخن گویی وقت خویش به تلف نمی آوردند.
آن کسان نیز که از دین عرب و از حکومت او دل خوش نبودند چندان عهد و پیمان بر ذمه داشتند که نمی توانستند لب به سخن بگشایند و شکایتی یا اعتراضی کنند.
عربان هم از آغاز حال شاید برای آنکه از آسیب زبان ایرانیان در امان بمانند و آن را همواره چون حربه تیزی در دست مغلوبان خویش نبینند در صدد برآمدند زبان ها و لهجه های رایج درایران را از میان ببرند.
در حمله عرب بسیاری از کتابهای ایرانیان از میان رفته است گفته اند که وقتی سعد بن ابی وقاص بر مداین دست یافت در آنجا کتابهای بسیار دید نامه به عمربن خطاب نوشت در باب این کتابها دستوری خواست عمر در پاسخ نوشت که آنهمه را به آب افکن. در حالی که زبان تازی زبان دین و حکومت بود پهلوی و دری و سندی و خوارزمی جز درمیان عامه باقی نماند.
به همین سبب بود که زبان ایران در آن دوره ای سکوت و بینوایی تحت سلطه زبان تازی درآمد و بدان امیخته گشت. درین خموشی و تاریکی وحشی و خون، آلودی که درین روزگاران نزدیک دو قرن بر تاریخ ایران سایه افکنده است بیهوده است که محقق در پی یافتن برگه هایی از شعر فارسی برآید.
نغمه های دلکش و شور انگیز پارسی اندک اندک بر حدیهای تازیان برتری یافت و موسیقی و آواز پارسی به اندک زمان ،فراخفای بیابان های عرب را نیز درنوشت و فروگرفت. هم از آغاز عهد بنی امیه در مکه و مدینه و شام و عراق، بسا کنیزکان خواننده و بسا غلامان خنیانگر به اهنگهای فارسی ترنم می کردند.
درباره سعید بن مسجح که یکی از قدیم ترین خنیانگران عرب در روزگار معاویه بود آورده اند که آوازهای خویش را از روی آهنگهای ایرانی می ساخت .
در سخنان ابونواس و دراشعاری که برخی معاصران او سروده اند ازین الفاظ و مصرعهای فارسی بسیار هست:
یا غاسل الطرجهار / للخندریس العقار
یا نرجس و بهاری / بده مرا یک باری
اگر زبانهای پهلوی و سندی دری و خوارزمی در دستگاه دین و حکومت در برابر زبان تازی شکست خورده بود نزد عامه هر کدام همچنان رواج و رونق خود را داشت. ازین پس دیگر تا پایان قرن دیگر هیچ صدایی درین تیرگی و خموشی انعکاس نیافت و هیچ سرودی و زمزمه ای برنیامد که آن سکوت سرد اهنین را بشکند.
زبان عامه فارسی دری بود و در نهان نیز کتاب های دینی و کلامی به پهلوی نوشته می شد. اما به زبان دری آشکارا نه شاعری سرودی گفت و نه گوینده یی کتابی کرد. باز نزدیک یک قرن انتظار لازم بود تا ذوق و قریحه خاموش ایرانی زبان گمشده خویش را بیابد و بدان نغمه های شیرین جاوید خود را آغاز کند. @eduarticle
برگزیده از کتاب دو قرن سکوت دکتر زرین کوب
اختصاصی اعضای دوست داشتنی کانال
در آن روزها که باربد و کلیسا بانواهای پهلوی و ترانه های خسروانی در و دیوار کاخ خسروان را در امواج لطف و ذوق فرو می گرفتند زبان تازی در کام فرمانروایان صحرا از ریگهای تفته بیابان نیز خشک تر و بی حاصل تر بود. شعرشان توصیف پشگ شتر بود و خطبه شان تحریض به جنگ. به خلاف ایران که زبان آن سراسر معنی و حکمت بود اندرزنامه های لطیف و سخنان دلپذیر داشتند، کتابهای دینی و سرودهای آسمانی زمزمه می نمودند. وجود شعر و سرود، درایران پیش از اسلام، از وجود شهر جاهلی عرب محقق تر است.
زبان تازی پیش از آن، زبان مردم نیمه وحشی محسوب می شد و لطف و ظرافتی نداشت با این همه وقت بانک قرآن و اذان در فضای ملک ایران پیچید زبان پهلوی در برابر آن فروماند و به خاموشی گرایید آنچه در این حادثه زبان ایرانیان را بند آورد سادگی و عظمت پیام تازه بود. و این پیام تازه قرآن بود که سخنوران عرب را از اعجاز بیان و عمق معنی خویش به سکوت افکنده بود.
آنها که دین را به طیب خاطر خوش پذیرفته بودند شور و شوق بی حدی که درین دین مسلمانی تازه می یاافتند چنان آنها را محو و بیخود می ساخت که به شاعری و سخن گویی وقت خویش به تلف نمی آوردند.
آن کسان نیز که از دین عرب و از حکومت او دل خوش نبودند چندان عهد و پیمان بر ذمه داشتند که نمی توانستند لب به سخن بگشایند و شکایتی یا اعتراضی کنند.
عربان هم از آغاز حال شاید برای آنکه از آسیب زبان ایرانیان در امان بمانند و آن را همواره چون حربه تیزی در دست مغلوبان خویش نبینند در صدد برآمدند زبان ها و لهجه های رایج درایران را از میان ببرند.
در حمله عرب بسیاری از کتابهای ایرانیان از میان رفته است گفته اند که وقتی سعد بن ابی وقاص بر مداین دست یافت در آنجا کتابهای بسیار دید نامه به عمربن خطاب نوشت در باب این کتابها دستوری خواست عمر در پاسخ نوشت که آنهمه را به آب افکن. در حالی که زبان تازی زبان دین و حکومت بود پهلوی و دری و سندی و خوارزمی جز درمیان عامه باقی نماند.
به همین سبب بود که زبان ایران در آن دوره ای سکوت و بینوایی تحت سلطه زبان تازی درآمد و بدان امیخته گشت. درین خموشی و تاریکی وحشی و خون، آلودی که درین روزگاران نزدیک دو قرن بر تاریخ ایران سایه افکنده است بیهوده است که محقق در پی یافتن برگه هایی از شعر فارسی برآید.
نغمه های دلکش و شور انگیز پارسی اندک اندک بر حدیهای تازیان برتری یافت و موسیقی و آواز پارسی به اندک زمان ،فراخفای بیابان های عرب را نیز درنوشت و فروگرفت. هم از آغاز عهد بنی امیه در مکه و مدینه و شام و عراق، بسا کنیزکان خواننده و بسا غلامان خنیانگر به اهنگهای فارسی ترنم می کردند.
درباره سعید بن مسجح که یکی از قدیم ترین خنیانگران عرب در روزگار معاویه بود آورده اند که آوازهای خویش را از روی آهنگهای ایرانی می ساخت .
در سخنان ابونواس و دراشعاری که برخی معاصران او سروده اند ازین الفاظ و مصرعهای فارسی بسیار هست:
یا غاسل الطرجهار / للخندریس العقار
یا نرجس و بهاری / بده مرا یک باری
اگر زبانهای پهلوی و سندی دری و خوارزمی در دستگاه دین و حکومت در برابر زبان تازی شکست خورده بود نزد عامه هر کدام همچنان رواج و رونق خود را داشت. ازین پس دیگر تا پایان قرن دیگر هیچ صدایی درین تیرگی و خموشی انعکاس نیافت و هیچ سرودی و زمزمه ای برنیامد که آن سکوت سرد اهنین را بشکند.
زبان عامه فارسی دری بود و در نهان نیز کتاب های دینی و کلامی به پهلوی نوشته می شد. اما به زبان دری آشکارا نه شاعری سرودی گفت و نه گوینده یی کتابی کرد. باز نزدیک یک قرن انتظار لازم بود تا ذوق و قریحه خاموش ایرانی زبان گمشده خویش را بیابد و بدان نغمه های شیرین جاوید خود را آغاز کند. @eduarticle
🔍وظیفه دشوار معلمی در دنیای امروز
عبدالرحمن نجلرحیم . عصبشناس و عصبپژوه
با اوجگیری علوم شناختی و روانشناسی مغزمحور و گسترش ارتباطات بینافرهنگی در دنیای امروز، وظیفه معلمان بس دشوارتر شده است. چون دیگر کار معلمان دیکتهکردن محفوظات منجمد در گذشته، به شاگردان نیست. امروزه میتوان از هنجارها و ارزشهای مشترک بینافرهنگی در آموزش سخن بهمیان آورد. زیرا مسائل پیچیده امروز بشری، راهحلهای جدید با استفاده از دیدگاههای متنوع میطلبد.
امروز با نفوذ به اعماق طرز کار مغز، سؤالات و مسائل عدیدهای مطرح میشود که بر دشواری وظیفه معلمی میافزاید.
دانستههای ما بهعنوان معلم چگونه کسب شده است؟ آیا زاویهدید ما بر آنچه که میدانیم و فهم میکنیم تأثیر نداشته است؟ چگونه میتوانیم بهدرستی دانستههای خود اطمینان داشته باشیم؟ آیا ممکن است پاسخهای ما به سؤالات شاگردان، به ناآگاه، آموزشی سهواً اشتباه باشد؟ آیا بهعنوان معلم تنها نگاه جانبدار و یکطرفه ما برای حل مسائل پیچیده امروز کافی است؟ «استیفنجیگولد» میگوید: هیچچیز خطرناکتر، مخربتر و مهلکتر از دیدگاه یکسویه و تعصبآلود برای خلاقیت و نوآوری نیست.
حل مسائل کهنه و پیچیده نیاز به فعالیت مشترک مغزهای رها از بندهای زمینگیرکننده دارد. معلمان امروز باید بتوانند از میان انبوه دانستههای بشری در رشتههای مختلف، مغزهای جوان و مستعد، بازیگوش و بهنسبت رهای شاگردان خود را، خلاقانه بهسوی حل مسائل و معضلات امروزین هدایت کنند.
جستوجوی دایمی برای یافتن مفاهیم مشترک از میان انبوه دانشهای بشری در رشتههای مختلف، با همکاری شاگردان، وظیفه دشوار و مضاعفی بر دوش معلمان است. امروزه یافتن زبان مشترک بینرشتهای برای فهم همهجانبهتر مسائل و معضلات پیشروی بشر، کاری است کارستان.
از قرن هفدهم حدود چهار سده، انسان غربی هرچه بیشتر از انسان دوران رنسانس که میخواست در همه عرصههای علم و هنر کارامد شود و همهچیزدان باشد، فاصله گرفت و به تخصصآموزی رو کرد. ولی از حدود ٣٠ سال پیش با تحولات در حوزه شناختی و روانشناسی مغزمحور، تغییر روش بنیادی در آموزش، برنامه کار شد.
مفاهیم بهوجودآمده در جزیرههای جدا از هم تخصصهای جوراوجور، باید به هم متصل شوند تا فهم مشترک برای بازکردن گرههای معضلات پیچیده بشر امروز ممکن شود. بنابراین شکلگیری علوم بینارشتهای در دنیای امروز نه یک سلیقه، بلکه یک ضرورت است. دراینمیان معلمان بهعنوان مهرههای اصلی آموزش بینارشتهای امروزین، وظیفه دشواری برعهده دارند.
منبع:
روزنامه شرق
شماره ۲۲۸۹ پنج شنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۴ @eduarticle
عبدالرحمن نجلرحیم . عصبشناس و عصبپژوه
با اوجگیری علوم شناختی و روانشناسی مغزمحور و گسترش ارتباطات بینافرهنگی در دنیای امروز، وظیفه معلمان بس دشوارتر شده است. چون دیگر کار معلمان دیکتهکردن محفوظات منجمد در گذشته، به شاگردان نیست. امروزه میتوان از هنجارها و ارزشهای مشترک بینافرهنگی در آموزش سخن بهمیان آورد. زیرا مسائل پیچیده امروز بشری، راهحلهای جدید با استفاده از دیدگاههای متنوع میطلبد.
امروز با نفوذ به اعماق طرز کار مغز، سؤالات و مسائل عدیدهای مطرح میشود که بر دشواری وظیفه معلمی میافزاید.
دانستههای ما بهعنوان معلم چگونه کسب شده است؟ آیا زاویهدید ما بر آنچه که میدانیم و فهم میکنیم تأثیر نداشته است؟ چگونه میتوانیم بهدرستی دانستههای خود اطمینان داشته باشیم؟ آیا ممکن است پاسخهای ما به سؤالات شاگردان، به ناآگاه، آموزشی سهواً اشتباه باشد؟ آیا بهعنوان معلم تنها نگاه جانبدار و یکطرفه ما برای حل مسائل پیچیده امروز کافی است؟ «استیفنجیگولد» میگوید: هیچچیز خطرناکتر، مخربتر و مهلکتر از دیدگاه یکسویه و تعصبآلود برای خلاقیت و نوآوری نیست.
حل مسائل کهنه و پیچیده نیاز به فعالیت مشترک مغزهای رها از بندهای زمینگیرکننده دارد. معلمان امروز باید بتوانند از میان انبوه دانستههای بشری در رشتههای مختلف، مغزهای جوان و مستعد، بازیگوش و بهنسبت رهای شاگردان خود را، خلاقانه بهسوی حل مسائل و معضلات امروزین هدایت کنند.
جستوجوی دایمی برای یافتن مفاهیم مشترک از میان انبوه دانشهای بشری در رشتههای مختلف، با همکاری شاگردان، وظیفه دشوار و مضاعفی بر دوش معلمان است. امروزه یافتن زبان مشترک بینرشتهای برای فهم همهجانبهتر مسائل و معضلات پیشروی بشر، کاری است کارستان.
از قرن هفدهم حدود چهار سده، انسان غربی هرچه بیشتر از انسان دوران رنسانس که میخواست در همه عرصههای علم و هنر کارامد شود و همهچیزدان باشد، فاصله گرفت و به تخصصآموزی رو کرد. ولی از حدود ٣٠ سال پیش با تحولات در حوزه شناختی و روانشناسی مغزمحور، تغییر روش بنیادی در آموزش، برنامه کار شد.
مفاهیم بهوجودآمده در جزیرههای جدا از هم تخصصهای جوراوجور، باید به هم متصل شوند تا فهم مشترک برای بازکردن گرههای معضلات پیچیده بشر امروز ممکن شود. بنابراین شکلگیری علوم بینارشتهای در دنیای امروز نه یک سلیقه، بلکه یک ضرورت است. دراینمیان معلمان بهعنوان مهرههای اصلی آموزش بینارشتهای امروزین، وظیفه دشواری برعهده دارند.
منبع:
روزنامه شرق
شماره ۲۲۸۹ پنج شنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۴ @eduarticle