This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مالاوی سال گذشته ازدواج کودکان را غیر قانونی اعلام کرد . @eduarticle
🎓 مدارس بهترین مکان برای رسیدن به توسعه است .
دكترمحسن رنانی
معاني رشد، پيشرفت و توسعه با هم فرق دارند. اگر رشد و پيشرفت با توسعه همراه نباشد ، تکامل به وجود نمي آيد. (مثل کودکي که معلول ذهني است، بزرگ مي شود، بالغ مي شود ولي ...).
چرا کشور ما توسعه پيدا نمي کند: چون بيشتر درآمدها و هزينه صرف کنترل ها مي شود./ براي رسيدن به توسعه نياز به تحمل سختي ها داريم. چون توسعه بزرگي مي خواهد، گذشت مي خواهد، صبر، تحمل و تعامل مي خواهد.
در کل اگر به همراه رشد و پيشرفت ، توسعه پيدا نکنيم خطرناک مي شويم.
آلمان 5برابر ايران خودرو دارد و در سال کمتر از 3000 نفر کشته مي دهد و لي ما بيش از 25000 نفر.
فرض کنيد توسعه مانند يک کارخانه است که از ان دو محصول توليدمي شود:
رفاه و رضايت.
براي توليد توسعه يعني رفاه و رضايت به 4سرمايه نياز داريم.
براي تولد رفاه به سرمايه اقتصادي و سرمايه انساني نياز داريم.
براي توليد رضايت به سرمايه اجتماعي و سرمايه نمادين نياز هست.
سرمايه چيزي است که خلق ارزش مي کند (هم فيزيکي است و هم معنوي). سرمايه ، سرمايه ها را جذب مي کند.
در جامعه اي که توسعه اتفاق نيفتاده است ، پول و رفاه باعث رضايت نمي شود.
براي رشد و پيشرفت نياز به سرمايه اقتصادي است و براي توسعه نياز به سرمايه اجتماعي و سرمايه نمادين.
سرمايه اجتماعي وقتي ايجادمي شود که با هم هستيم. کار هاي تيمي، خيريه ها، انجمن ها، حزب، همياري، رقص قومي، موسيقي محلي. سرمايه اجتماعي باعث نشاط، شادي، مدارا و... مي شود.
سرمايه نمادين زماني ايجاد مي شود که سرمايه قبلي به مرز شهرت و افتخار برسند. مانند استاد فرشچيان، برج ايفل، اپل، نوروز و...
سرمايه نمادين چکار مي کند؟
1- قيمت خود را بالا مي برد و ارزش وابسته هاي خود را هم بالا مي برد.
2- درثبات رشد مي کند، رابطه ها را قانون مند مي کند و اخلاق را نهادينه مي کند.
3- در بي ثباتي باعث ايجاد آرامش مي شود.
پس تا آنجا که مي توانيد در خود و جامعه خود سرمايه نمادين ايجاد کنيد چون آنها ارزش ها را بالا مي برند
مولوي سرمايه ايران بود و لي ترکيه آنرا تبديل به سرمايه نمادين خود کرده است.
چرا در کشور ايران توسعه اتفاق نيافتاده است؟
چون تمام توجه دولتها براي توليد رفاه (سرمايه اقتصادي و انساني)بوده است و براي توليد رضايت(سرمايه اجتماعي و نمادين) هيچ اقدامي صورت نگرفته است.
تمام برنامه هاي ما برنامه رشد و پيشرفت بوده نه برنامه توسعه.
يکي از اقتصاددانان برزگ دنيا 30 سال تلاش کرد تا بفهمد که نطفه توسعه در کجا شکل مي گيرد. او ثابت کرد که براي رسيدن به توسعه بهترين مکان مدارس پيش دبستان و ابتدايي است.
اگر بچه ها در دوران ابتدايي توسعه نيابند کشور نيز توسعه نمي يابد!
براي توسعه نياز به مدارا، کارتيمي، صبر، قانونمندي و... است که همه اينها بايد در دوران ابتدايي ياد گرفته شوند!
کاردستي، نقاشي و ورزش مهمترين و اساسي ترين دروس بايد باشند.
ايجاد سرمايه هاي نمادين را از خانواده، جامعه و دولت بايد شروع کنيم. هر کس يک پله استانداردها را بالا ببرد سرمايه نمادينش بکنيم. اين کار را از خانواده، شهر و کشور شروع کنيم. به عنوان مثال علي دايي سرمايه نمادين کشور بود با او چگونه رفتار شد؟ نه خود او آموزش ديده بود که سرمايه نمادين باقي بماند و نه ما بلد بوديم با اين سرمايه چگونه رفتار کنيم.
در عوض ديويد بکهام به عنوان سرمايه نمادين انگيس ساليانه ميليونها دلار براي کشورش ايجاد درآمد مي کند.
چه کار بايد کرد؟
ما بايد توانايي گفتگو را در خودمان تقويت بکنيم و اين کار بايد از خانواده ها شروع شود.
نظام آموزشي ما يکي از نظامهاي آموزشي نا موفق دنيا است. بنابر اين وظيفه پدر و مادر براي تربيت کودکان توسعه يافته کمي سخت است
بذر توسعه دو لبه دارد يکي گفتگو و ديگري صبر. ديگر به خيريه هاي فيزيکي نيازي نيست، به همين علت خود من در حال ايجاد بنياد خيريه توسعه توانمندسازي خانواده با هدف افزايش گفتگو، احترام، تعامل، صبر، نحوه استفاده از کاعذ و قلم و ... در اصفهان هستم.
منبع :روزنامه اطلاعات
@eduarticle
دكترمحسن رنانی
معاني رشد، پيشرفت و توسعه با هم فرق دارند. اگر رشد و پيشرفت با توسعه همراه نباشد ، تکامل به وجود نمي آيد. (مثل کودکي که معلول ذهني است، بزرگ مي شود، بالغ مي شود ولي ...).
چرا کشور ما توسعه پيدا نمي کند: چون بيشتر درآمدها و هزينه صرف کنترل ها مي شود./ براي رسيدن به توسعه نياز به تحمل سختي ها داريم. چون توسعه بزرگي مي خواهد، گذشت مي خواهد، صبر، تحمل و تعامل مي خواهد.
در کل اگر به همراه رشد و پيشرفت ، توسعه پيدا نکنيم خطرناک مي شويم.
آلمان 5برابر ايران خودرو دارد و در سال کمتر از 3000 نفر کشته مي دهد و لي ما بيش از 25000 نفر.
فرض کنيد توسعه مانند يک کارخانه است که از ان دو محصول توليدمي شود:
رفاه و رضايت.
براي توليد توسعه يعني رفاه و رضايت به 4سرمايه نياز داريم.
براي تولد رفاه به سرمايه اقتصادي و سرمايه انساني نياز داريم.
براي توليد رضايت به سرمايه اجتماعي و سرمايه نمادين نياز هست.
سرمايه چيزي است که خلق ارزش مي کند (هم فيزيکي است و هم معنوي). سرمايه ، سرمايه ها را جذب مي کند.
در جامعه اي که توسعه اتفاق نيفتاده است ، پول و رفاه باعث رضايت نمي شود.
براي رشد و پيشرفت نياز به سرمايه اقتصادي است و براي توسعه نياز به سرمايه اجتماعي و سرمايه نمادين.
سرمايه اجتماعي وقتي ايجادمي شود که با هم هستيم. کار هاي تيمي، خيريه ها، انجمن ها، حزب، همياري، رقص قومي، موسيقي محلي. سرمايه اجتماعي باعث نشاط، شادي، مدارا و... مي شود.
سرمايه نمادين زماني ايجاد مي شود که سرمايه قبلي به مرز شهرت و افتخار برسند. مانند استاد فرشچيان، برج ايفل، اپل، نوروز و...
سرمايه نمادين چکار مي کند؟
1- قيمت خود را بالا مي برد و ارزش وابسته هاي خود را هم بالا مي برد.
2- درثبات رشد مي کند، رابطه ها را قانون مند مي کند و اخلاق را نهادينه مي کند.
3- در بي ثباتي باعث ايجاد آرامش مي شود.
پس تا آنجا که مي توانيد در خود و جامعه خود سرمايه نمادين ايجاد کنيد چون آنها ارزش ها را بالا مي برند
مولوي سرمايه ايران بود و لي ترکيه آنرا تبديل به سرمايه نمادين خود کرده است.
چرا در کشور ايران توسعه اتفاق نيافتاده است؟
چون تمام توجه دولتها براي توليد رفاه (سرمايه اقتصادي و انساني)بوده است و براي توليد رضايت(سرمايه اجتماعي و نمادين) هيچ اقدامي صورت نگرفته است.
تمام برنامه هاي ما برنامه رشد و پيشرفت بوده نه برنامه توسعه.
يکي از اقتصاددانان برزگ دنيا 30 سال تلاش کرد تا بفهمد که نطفه توسعه در کجا شکل مي گيرد. او ثابت کرد که براي رسيدن به توسعه بهترين مکان مدارس پيش دبستان و ابتدايي است.
اگر بچه ها در دوران ابتدايي توسعه نيابند کشور نيز توسعه نمي يابد!
براي توسعه نياز به مدارا، کارتيمي، صبر، قانونمندي و... است که همه اينها بايد در دوران ابتدايي ياد گرفته شوند!
کاردستي، نقاشي و ورزش مهمترين و اساسي ترين دروس بايد باشند.
ايجاد سرمايه هاي نمادين را از خانواده، جامعه و دولت بايد شروع کنيم. هر کس يک پله استانداردها را بالا ببرد سرمايه نمادينش بکنيم. اين کار را از خانواده، شهر و کشور شروع کنيم. به عنوان مثال علي دايي سرمايه نمادين کشور بود با او چگونه رفتار شد؟ نه خود او آموزش ديده بود که سرمايه نمادين باقي بماند و نه ما بلد بوديم با اين سرمايه چگونه رفتار کنيم.
در عوض ديويد بکهام به عنوان سرمايه نمادين انگيس ساليانه ميليونها دلار براي کشورش ايجاد درآمد مي کند.
چه کار بايد کرد؟
ما بايد توانايي گفتگو را در خودمان تقويت بکنيم و اين کار بايد از خانواده ها شروع شود.
نظام آموزشي ما يکي از نظامهاي آموزشي نا موفق دنيا است. بنابر اين وظيفه پدر و مادر براي تربيت کودکان توسعه يافته کمي سخت است
بذر توسعه دو لبه دارد يکي گفتگو و ديگري صبر. ديگر به خيريه هاي فيزيکي نيازي نيست، به همين علت خود من در حال ايجاد بنياد خيريه توسعه توانمندسازي خانواده با هدف افزايش گفتگو، احترام، تعامل، صبر، نحوه استفاده از کاعذ و قلم و ... در اصفهان هستم.
منبع :روزنامه اطلاعات
@eduarticle
تعلیم و تربیت و عکسهای تاریخی : مدرسه پسرانه حدود 100 سال پیش . @eduarticle
تعلیم و تربیت و عکسهای تاریخی : مدرسه ارامنه حدود 100 سال پیش .@eduarticle
تعلیم و تربیت و عکسهای تاریخی : مدرسه پسرانه حدود 100 سال پیش . همدان . @eduarticle
قصه هشتم : افسانه ویلیام تل (مفهوم آزادی)https://telegram.me/eduarticle/296
قصه نهم : بودا و قو (حقوق حیوانات) https://telegram.me/eduarticle/297
قصه نهم : بودا و قو (حقوق حیوانات) https://telegram.me/eduarticle/297
Forwarded from خبرفوری
آموزش و پرورش:
تصویر بخشنامه ای مبنی بر اعلام نمرات ارفاقی به امتحانات نهایی جعلی بوده و وزارت آموزش و پرورش چنین بخشنامه ای صادر نکرده است.
@AkhbareFori
تصویر بخشنامه ای مبنی بر اعلام نمرات ارفاقی به امتحانات نهایی جعلی بوده و وزارت آموزش و پرورش چنین بخشنامه ای صادر نکرده است.
@AkhbareFori
📖 علت دو قرن سکوت ادبیات فارسی
برگزیده از کتاب دو قرن سکوت دکتر زرین کوب
اختصاصی اعضای دوست داشتنی کانال
در آن روزها که باربد و کلیسا بانواهای پهلوی و ترانه های خسروانی در و دیوار کاخ خسروان را در امواج لطف و ذوق فرو می گرفتند زبان تازی در کام فرمانروایان صحرا از ریگهای تفته بیابان نیز خشک تر و بی حاصل تر بود. شعرشان توصیف پشگ شتر بود و خطبه شان تحریض به جنگ. به خلاف ایران که زبان آن سراسر معنی و حکمت بود اندرزنامه های لطیف و سخنان دلپذیر داشتند، کتابهای دینی و سرودهای آسمانی زمزمه می نمودند. وجود شعر و سرود، درایران پیش از اسلام، از وجود شهر جاهلی عرب محقق تر است.
زبان تازی پیش از آن، زبان مردم نیمه وحشی محسوب می شد و لطف و ظرافتی نداشت با این همه وقت بانک قرآن و اذان در فضای ملک ایران پیچید زبان پهلوی در برابر آن فروماند و به خاموشی گرایید آنچه در این حادثه زبان ایرانیان را بند آورد سادگی و عظمت پیام تازه بود. و این پیام تازه قرآن بود که سخنوران عرب را از اعجاز بیان و عمق معنی خویش به سکوت افکنده بود.
آنها که دین را به طیب خاطر خوش پذیرفته بودند شور و شوق بی حدی که درین دین مسلمانی تازه می یاافتند چنان آنها را محو و بیخود می ساخت که به شاعری و سخن گویی وقت خویش به تلف نمی آوردند.
آن کسان نیز که از دین عرب و از حکومت او دل خوش نبودند چندان عهد و پیمان بر ذمه داشتند که نمی توانستند لب به سخن بگشایند و شکایتی یا اعتراضی کنند.
عربان هم از آغاز حال شاید برای آنکه از آسیب زبان ایرانیان در امان بمانند و آن را همواره چون حربه تیزی در دست مغلوبان خویش نبینند در صدد برآمدند زبان ها و لهجه های رایج درایران را از میان ببرند.
در حمله عرب بسیاری از کتابهای ایرانیان از میان رفته است گفته اند که وقتی سعد بن ابی وقاص بر مداین دست یافت در آنجا کتابهای بسیار دید نامه به عمربن خطاب نوشت در باب این کتابها دستوری خواست عمر در پاسخ نوشت که آنهمه را به آب افکن. در حالی که زبان تازی زبان دین و حکومت بود پهلوی و دری و سندی و خوارزمی جز درمیان عامه باقی نماند.
به همین سبب بود که زبان ایران در آن دوره ای سکوت و بینوایی تحت سلطه زبان تازی درآمد و بدان امیخته گشت. درین خموشی و تاریکی وحشی و خون، آلودی که درین روزگاران نزدیک دو قرن بر تاریخ ایران سایه افکنده است بیهوده است که محقق در پی یافتن برگه هایی از شعر فارسی برآید.
نغمه های دلکش و شور انگیز پارسی اندک اندک بر حدیهای تازیان برتری یافت و موسیقی و آواز پارسی به اندک زمان ،فراخفای بیابان های عرب را نیز درنوشت و فروگرفت. هم از آغاز عهد بنی امیه در مکه و مدینه و شام و عراق، بسا کنیزکان خواننده و بسا غلامان خنیانگر به اهنگهای فارسی ترنم می کردند.
درباره سعید بن مسجح که یکی از قدیم ترین خنیانگران عرب در روزگار معاویه بود آورده اند که آوازهای خویش را از روی آهنگهای ایرانی می ساخت .
در سخنان ابونواس و دراشعاری که برخی معاصران او سروده اند ازین الفاظ و مصرعهای فارسی بسیار هست:
یا غاسل الطرجهار / للخندریس العقار
یا نرجس و بهاری / بده مرا یک باری
اگر زبانهای پهلوی و سندی دری و خوارزمی در دستگاه دین و حکومت در برابر زبان تازی شکست خورده بود نزد عامه هر کدام همچنان رواج و رونق خود را داشت. ازین پس دیگر تا پایان قرن دیگر هیچ صدایی درین تیرگی و خموشی انعکاس نیافت و هیچ سرودی و زمزمه ای برنیامد که آن سکوت سرد اهنین را بشکند.
زبان عامه فارسی دری بود و در نهان نیز کتاب های دینی و کلامی به پهلوی نوشته می شد. اما به زبان دری آشکارا نه شاعری سرودی گفت و نه گوینده یی کتابی کرد. باز نزدیک یک قرن انتظار لازم بود تا ذوق و قریحه خاموش ایرانی زبان گمشده خویش را بیابد و بدان نغمه های شیرین جاوید خود را آغاز کند. @eduarticle
برگزیده از کتاب دو قرن سکوت دکتر زرین کوب
اختصاصی اعضای دوست داشتنی کانال
در آن روزها که باربد و کلیسا بانواهای پهلوی و ترانه های خسروانی در و دیوار کاخ خسروان را در امواج لطف و ذوق فرو می گرفتند زبان تازی در کام فرمانروایان صحرا از ریگهای تفته بیابان نیز خشک تر و بی حاصل تر بود. شعرشان توصیف پشگ شتر بود و خطبه شان تحریض به جنگ. به خلاف ایران که زبان آن سراسر معنی و حکمت بود اندرزنامه های لطیف و سخنان دلپذیر داشتند، کتابهای دینی و سرودهای آسمانی زمزمه می نمودند. وجود شعر و سرود، درایران پیش از اسلام، از وجود شهر جاهلی عرب محقق تر است.
زبان تازی پیش از آن، زبان مردم نیمه وحشی محسوب می شد و لطف و ظرافتی نداشت با این همه وقت بانک قرآن و اذان در فضای ملک ایران پیچید زبان پهلوی در برابر آن فروماند و به خاموشی گرایید آنچه در این حادثه زبان ایرانیان را بند آورد سادگی و عظمت پیام تازه بود. و این پیام تازه قرآن بود که سخنوران عرب را از اعجاز بیان و عمق معنی خویش به سکوت افکنده بود.
آنها که دین را به طیب خاطر خوش پذیرفته بودند شور و شوق بی حدی که درین دین مسلمانی تازه می یاافتند چنان آنها را محو و بیخود می ساخت که به شاعری و سخن گویی وقت خویش به تلف نمی آوردند.
آن کسان نیز که از دین عرب و از حکومت او دل خوش نبودند چندان عهد و پیمان بر ذمه داشتند که نمی توانستند لب به سخن بگشایند و شکایتی یا اعتراضی کنند.
عربان هم از آغاز حال شاید برای آنکه از آسیب زبان ایرانیان در امان بمانند و آن را همواره چون حربه تیزی در دست مغلوبان خویش نبینند در صدد برآمدند زبان ها و لهجه های رایج درایران را از میان ببرند.
در حمله عرب بسیاری از کتابهای ایرانیان از میان رفته است گفته اند که وقتی سعد بن ابی وقاص بر مداین دست یافت در آنجا کتابهای بسیار دید نامه به عمربن خطاب نوشت در باب این کتابها دستوری خواست عمر در پاسخ نوشت که آنهمه را به آب افکن. در حالی که زبان تازی زبان دین و حکومت بود پهلوی و دری و سندی و خوارزمی جز درمیان عامه باقی نماند.
به همین سبب بود که زبان ایران در آن دوره ای سکوت و بینوایی تحت سلطه زبان تازی درآمد و بدان امیخته گشت. درین خموشی و تاریکی وحشی و خون، آلودی که درین روزگاران نزدیک دو قرن بر تاریخ ایران سایه افکنده است بیهوده است که محقق در پی یافتن برگه هایی از شعر فارسی برآید.
نغمه های دلکش و شور انگیز پارسی اندک اندک بر حدیهای تازیان برتری یافت و موسیقی و آواز پارسی به اندک زمان ،فراخفای بیابان های عرب را نیز درنوشت و فروگرفت. هم از آغاز عهد بنی امیه در مکه و مدینه و شام و عراق، بسا کنیزکان خواننده و بسا غلامان خنیانگر به اهنگهای فارسی ترنم می کردند.
درباره سعید بن مسجح که یکی از قدیم ترین خنیانگران عرب در روزگار معاویه بود آورده اند که آوازهای خویش را از روی آهنگهای ایرانی می ساخت .
در سخنان ابونواس و دراشعاری که برخی معاصران او سروده اند ازین الفاظ و مصرعهای فارسی بسیار هست:
یا غاسل الطرجهار / للخندریس العقار
یا نرجس و بهاری / بده مرا یک باری
اگر زبانهای پهلوی و سندی دری و خوارزمی در دستگاه دین و حکومت در برابر زبان تازی شکست خورده بود نزد عامه هر کدام همچنان رواج و رونق خود را داشت. ازین پس دیگر تا پایان قرن دیگر هیچ صدایی درین تیرگی و خموشی انعکاس نیافت و هیچ سرودی و زمزمه ای برنیامد که آن سکوت سرد اهنین را بشکند.
زبان عامه فارسی دری بود و در نهان نیز کتاب های دینی و کلامی به پهلوی نوشته می شد. اما به زبان دری آشکارا نه شاعری سرودی گفت و نه گوینده یی کتابی کرد. باز نزدیک یک قرن انتظار لازم بود تا ذوق و قریحه خاموش ایرانی زبان گمشده خویش را بیابد و بدان نغمه های شیرین جاوید خود را آغاز کند. @eduarticle
🔍وظیفه دشوار معلمی در دنیای امروز
عبدالرحمن نجلرحیم . عصبشناس و عصبپژوه
با اوجگیری علوم شناختی و روانشناسی مغزمحور و گسترش ارتباطات بینافرهنگی در دنیای امروز، وظیفه معلمان بس دشوارتر شده است. چون دیگر کار معلمان دیکتهکردن محفوظات منجمد در گذشته، به شاگردان نیست. امروزه میتوان از هنجارها و ارزشهای مشترک بینافرهنگی در آموزش سخن بهمیان آورد. زیرا مسائل پیچیده امروز بشری، راهحلهای جدید با استفاده از دیدگاههای متنوع میطلبد.
امروز با نفوذ به اعماق طرز کار مغز، سؤالات و مسائل عدیدهای مطرح میشود که بر دشواری وظیفه معلمی میافزاید.
دانستههای ما بهعنوان معلم چگونه کسب شده است؟ آیا زاویهدید ما بر آنچه که میدانیم و فهم میکنیم تأثیر نداشته است؟ چگونه میتوانیم بهدرستی دانستههای خود اطمینان داشته باشیم؟ آیا ممکن است پاسخهای ما به سؤالات شاگردان، به ناآگاه، آموزشی سهواً اشتباه باشد؟ آیا بهعنوان معلم تنها نگاه جانبدار و یکطرفه ما برای حل مسائل پیچیده امروز کافی است؟ «استیفنجیگولد» میگوید: هیچچیز خطرناکتر، مخربتر و مهلکتر از دیدگاه یکسویه و تعصبآلود برای خلاقیت و نوآوری نیست.
حل مسائل کهنه و پیچیده نیاز به فعالیت مشترک مغزهای رها از بندهای زمینگیرکننده دارد. معلمان امروز باید بتوانند از میان انبوه دانستههای بشری در رشتههای مختلف، مغزهای جوان و مستعد، بازیگوش و بهنسبت رهای شاگردان خود را، خلاقانه بهسوی حل مسائل و معضلات امروزین هدایت کنند.
جستوجوی دایمی برای یافتن مفاهیم مشترک از میان انبوه دانشهای بشری در رشتههای مختلف، با همکاری شاگردان، وظیفه دشوار و مضاعفی بر دوش معلمان است. امروزه یافتن زبان مشترک بینرشتهای برای فهم همهجانبهتر مسائل و معضلات پیشروی بشر، کاری است کارستان.
از قرن هفدهم حدود چهار سده، انسان غربی هرچه بیشتر از انسان دوران رنسانس که میخواست در همه عرصههای علم و هنر کارامد شود و همهچیزدان باشد، فاصله گرفت و به تخصصآموزی رو کرد. ولی از حدود ٣٠ سال پیش با تحولات در حوزه شناختی و روانشناسی مغزمحور، تغییر روش بنیادی در آموزش، برنامه کار شد.
مفاهیم بهوجودآمده در جزیرههای جدا از هم تخصصهای جوراوجور، باید به هم متصل شوند تا فهم مشترک برای بازکردن گرههای معضلات پیچیده بشر امروز ممکن شود. بنابراین شکلگیری علوم بینارشتهای در دنیای امروز نه یک سلیقه، بلکه یک ضرورت است. دراینمیان معلمان بهعنوان مهرههای اصلی آموزش بینارشتهای امروزین، وظیفه دشواری برعهده دارند.
منبع:
روزنامه شرق
شماره ۲۲۸۹ پنج شنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۴ @eduarticle
عبدالرحمن نجلرحیم . عصبشناس و عصبپژوه
با اوجگیری علوم شناختی و روانشناسی مغزمحور و گسترش ارتباطات بینافرهنگی در دنیای امروز، وظیفه معلمان بس دشوارتر شده است. چون دیگر کار معلمان دیکتهکردن محفوظات منجمد در گذشته، به شاگردان نیست. امروزه میتوان از هنجارها و ارزشهای مشترک بینافرهنگی در آموزش سخن بهمیان آورد. زیرا مسائل پیچیده امروز بشری، راهحلهای جدید با استفاده از دیدگاههای متنوع میطلبد.
امروز با نفوذ به اعماق طرز کار مغز، سؤالات و مسائل عدیدهای مطرح میشود که بر دشواری وظیفه معلمی میافزاید.
دانستههای ما بهعنوان معلم چگونه کسب شده است؟ آیا زاویهدید ما بر آنچه که میدانیم و فهم میکنیم تأثیر نداشته است؟ چگونه میتوانیم بهدرستی دانستههای خود اطمینان داشته باشیم؟ آیا ممکن است پاسخهای ما به سؤالات شاگردان، به ناآگاه، آموزشی سهواً اشتباه باشد؟ آیا بهعنوان معلم تنها نگاه جانبدار و یکطرفه ما برای حل مسائل پیچیده امروز کافی است؟ «استیفنجیگولد» میگوید: هیچچیز خطرناکتر، مخربتر و مهلکتر از دیدگاه یکسویه و تعصبآلود برای خلاقیت و نوآوری نیست.
حل مسائل کهنه و پیچیده نیاز به فعالیت مشترک مغزهای رها از بندهای زمینگیرکننده دارد. معلمان امروز باید بتوانند از میان انبوه دانستههای بشری در رشتههای مختلف، مغزهای جوان و مستعد، بازیگوش و بهنسبت رهای شاگردان خود را، خلاقانه بهسوی حل مسائل و معضلات امروزین هدایت کنند.
جستوجوی دایمی برای یافتن مفاهیم مشترک از میان انبوه دانشهای بشری در رشتههای مختلف، با همکاری شاگردان، وظیفه دشوار و مضاعفی بر دوش معلمان است. امروزه یافتن زبان مشترک بینرشتهای برای فهم همهجانبهتر مسائل و معضلات پیشروی بشر، کاری است کارستان.
از قرن هفدهم حدود چهار سده، انسان غربی هرچه بیشتر از انسان دوران رنسانس که میخواست در همه عرصههای علم و هنر کارامد شود و همهچیزدان باشد، فاصله گرفت و به تخصصآموزی رو کرد. ولی از حدود ٣٠ سال پیش با تحولات در حوزه شناختی و روانشناسی مغزمحور، تغییر روش بنیادی در آموزش، برنامه کار شد.
مفاهیم بهوجودآمده در جزیرههای جدا از هم تخصصهای جوراوجور، باید به هم متصل شوند تا فهم مشترک برای بازکردن گرههای معضلات پیچیده بشر امروز ممکن شود. بنابراین شکلگیری علوم بینارشتهای در دنیای امروز نه یک سلیقه، بلکه یک ضرورت است. دراینمیان معلمان بهعنوان مهرههای اصلی آموزش بینارشتهای امروزین، وظیفه دشواری برعهده دارند.
منبع:
روزنامه شرق
شماره ۲۲۸۹ پنج شنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۴ @eduarticle
⭕️امتحانات سخت نبود!
👤 مدیر کل آموزش و پرورش خراسان رضوی در واکنش به اعتراض دانش آموزان:
️هر ساله شاهد این گونه اعتراضات هستیم.
اعتراضات هیچگونه تغییری در نتیجه آزمون ها ایجاد نمی کند.
️متاسفانه برخی دانش آموزان به جای کتاب درسی، جزوههای آموزشی معلمان و موسسهها را مطالعه میکنند و همین امر موجب دوری آنها از محتوای درسی و عدم موفقیت در آزمون ها می شود. /مهر eduarticle@
👤 مدیر کل آموزش و پرورش خراسان رضوی در واکنش به اعتراض دانش آموزان:
️هر ساله شاهد این گونه اعتراضات هستیم.
اعتراضات هیچگونه تغییری در نتیجه آزمون ها ایجاد نمی کند.
️متاسفانه برخی دانش آموزان به جای کتاب درسی، جزوههای آموزشی معلمان و موسسهها را مطالعه میکنند و همین امر موجب دوری آنها از محتوای درسی و عدم موفقیت در آزمون ها می شود. /مهر eduarticle@
Forwarded from الفبآ
✅سکوت برهها یا سفر پریود
بیایید بحث را با طرح چند پرسش پیگیری کنیم؛ سکوت درباره پریود چه پیامدهایی برای جامعه ما دارد؟ اینکه پس از بلوغ در بازه زمانی تقریبا ۲۱ روزه هر دختری تا زمان یایسگی هر ماه این تجربه را از سر میگذراند به این معناست که نگاهی جنسیتی و کلیشهای به آن داشته باشیم؟ یعنی لازم نیست پسرها و مردها چیزی در این باره بدانند؟ آیا لازم نیست سکوت را بشکنیم و این پدیده را، درست مثل سایر پدیدههای فیزلوژیک بدنی، امری طبیعی و در عین حال مهم تلقی کنیم و نیازها و لوازم آن را بشناسیم، پیشبینی کنیم و فراهم سازیم؟ طبیعی به این معنا که بابت آن خجالت نکشیم و دربارهاش با فرزندمان گفتوگو کنیم؛ درست مانند وقتی که اظهار گرسنگی یا تشنگی میکنیم و مهم به این دلیل که وقتی دختری اولین بار پریود میشود درواقع با مهمترین نشانه بلوغ جسمی خود روبهرو شده است. این چرخش ادواری، که نمادی از تجربه یک دایره کامل در روال طبیعی زندگی زن است و نشانهای از کمال، درست بهمثابه چرخش ادواری طبیعت لازم و باارزش است و نه نشانه نقص و مایه تاسف؛ بنابراین با جشن گرفتن این روز در قالب روزی خاص میتوان به دختران پیام عزت نفس داد و ورود آنها را به بزرگسالی خوشامد گفت. از طرفی با بیرون کشیدن این موضوع از سایه و بهرسمیت شناختن آن درواقع زمینه جدی گرفتن نیازهای جسمی و روحی زنان را در چنین ایامی در جامعه فراهم کردهایم.
این تجربه ها را با هم مرور کنیم تا از راهکارها بگوییم:
ادامه مطلب👇
http://www.alephba.org/a865/
بیایید بحث را با طرح چند پرسش پیگیری کنیم؛ سکوت درباره پریود چه پیامدهایی برای جامعه ما دارد؟ اینکه پس از بلوغ در بازه زمانی تقریبا ۲۱ روزه هر دختری تا زمان یایسگی هر ماه این تجربه را از سر میگذراند به این معناست که نگاهی جنسیتی و کلیشهای به آن داشته باشیم؟ یعنی لازم نیست پسرها و مردها چیزی در این باره بدانند؟ آیا لازم نیست سکوت را بشکنیم و این پدیده را، درست مثل سایر پدیدههای فیزلوژیک بدنی، امری طبیعی و در عین حال مهم تلقی کنیم و نیازها و لوازم آن را بشناسیم، پیشبینی کنیم و فراهم سازیم؟ طبیعی به این معنا که بابت آن خجالت نکشیم و دربارهاش با فرزندمان گفتوگو کنیم؛ درست مانند وقتی که اظهار گرسنگی یا تشنگی میکنیم و مهم به این دلیل که وقتی دختری اولین بار پریود میشود درواقع با مهمترین نشانه بلوغ جسمی خود روبهرو شده است. این چرخش ادواری، که نمادی از تجربه یک دایره کامل در روال طبیعی زندگی زن است و نشانهای از کمال، درست بهمثابه چرخش ادواری طبیعت لازم و باارزش است و نه نشانه نقص و مایه تاسف؛ بنابراین با جشن گرفتن این روز در قالب روزی خاص میتوان به دختران پیام عزت نفس داد و ورود آنها را به بزرگسالی خوشامد گفت. از طرفی با بیرون کشیدن این موضوع از سایه و بهرسمیت شناختن آن درواقع زمینه جدی گرفتن نیازهای جسمی و روحی زنان را در چنین ایامی در جامعه فراهم کردهایم.
این تجربه ها را با هم مرور کنیم تا از راهکارها بگوییم:
ادامه مطلب👇
http://www.alephba.org/a865/
Forwarded from گروه رسانه ای اعتماد
🔶عليه سكوت
یادداشتی درحاشیه تنبیه روحی یک دانش آموز در شهر تهران
🔹جواد دليری
🔹سردبير
«دانشآموز دختر کلاس سوم دبستان به همراه همکلاسیهایش در حیاط مدرسه منتظر ایستاده بود تا مدیر مدرسه یک به یک نام بچهها را صدا کند، جایزهای بدهد و بچهها تشویق کنند و مادرها و پدرها از دور ذوق کنند. اسامی خوانده میشد، دخترک با چشمانی منتظر، به همکلاسیهایش نگاه میکرد که دستانشان از جایزه پر بود و صورتهایشان از خنده. با هر نامی که خوانده میشد دل کوچکش بیشتر میتپید، شاید این یکی باشد؛ نه، حتما بعدی است و بعدی و بعدی و بعدی... اسامی خوانده شد، جایزهها تمام شدند. دخترک رها شد در میانه هیاهوی همسالانش که غرق شور بودند و شادی. او ماند و چشمان اشکآلود و بغضی در گلو و شاید دلی بیامید.»
این یک داستان و قصه ظهر جمعه نیست، داستانی واقعی است که در شهر تهران و در یک مدرسه با نام و نشان رخ داده است. مدیر مدرسه در جشن روز آخر مدرسه چون پدر قسط شهریه دانشآموز را دیر پرداخت کرده است، به دخترک کلاس سوم مدرسهاش نه جایزه داد، نه تشویقش کرد. پدر هم که از دور شاهد ماجرا بود نتوانست صحنه را تحمل کند و مدرسه را ترک گفت و....
نمیدانم وزیر آموزش و پرورش و رییسجمهور عزیز این داستان غمانگیز را خوانده یا شنیدهاند یا مشغلههای روزمره و مشابه نگذاشته این درد را بفهمند. حتما اگر این دخترک تنبیه بدنی شده بود تا حالا حرفی و سخنی بر زبان همه جاری شده بود، اگر جان کسی گرفته شده بود یا در خطر افتاده بود کمیتهای شکل گرفته بود و اگر شخصیت سیاستمداری با هجمه نابرجامیان روبهرو شده بود بیانیه و نطقها سرازیر میشد و اگر نشستی و تجمعی برهم خورده بود، داد همگان به هوا رفته بود اما انگار روح و روان دانشآموزان برای هیچکس و حتی ما رسانهایها اهمیت ندارد. لابد طبیعی است، وقتی در برنامههای تلویزیونی ما، مجریان مردمان را به راحتی تحقیر میکنند دیگر این اخبار عادی باشد.
از این دست اخبار که به روح و روان دانشآموزان آسیب وارد شده است این روزها در آموزش و پرورش زیاد منتشر میشود. بگذریم از رشد خودکشی بین دانشآموزان و کارهای خلاف عرف و شرع و اخلاق و انسانیت اندک معلمان و... بگذریم از مشکلات اقتصادی و رفاهی معلمان و دهها بگذریم دیگر و هرچند که اخبار و رویدادهای بسیار خوب و نیکویی هم در مدارس ما و بین معلمان ما رخ میدهد.
شاید دیگر هروقت از دخترک معصوم قصه دردناک ما، سوال شود که علم بهتر است یا ثروت، بدون مکث، ثروت را برگزیند و داستانها و دلایل درناک زیادی را برایمان بشمارد. شاید دانشآموز مظلوم و بیگناه ما خدای نکرده درس و مشق و علم را رها کند و به دنبال ثروت برود تا ثابت کند که ثروت بهتر است و شاید دل پر از کینه و غم و غصه، او را به هزاران فکر نامناسب سوق دهد و او را از جاده درست به انحراف بکشاند تا ثابت شود منشأ بسیاری از آسیبهای اجتماعی همین تحقیر و ناسپاسی و کوچک شمردن انسانها است. خدا نکند دانشآموز عزیز مدیر و معلم و دوست و آشنا نشان دهد که در روی کاغذ و مقابل چشمان همه علم بهتر است اما در پنهان و روابط انسانها و امورات جامعه و زندگی، ثروت حرف نخست را میزند.
در حالی که ماجرای آزار و اذیت «ندا» در یکی از روستاهای استان زنجان به بحث روز مطبوعات تبدیل شده است و هنوز پاسخی قانعکننده به افکار عمومی داده نشده یا ماجراهای تنبیههای بدنی از ابتدای سال جاری در تهران، شوش، بجنورد، انار و کوهدشت و... به بایگانی سپرده شده، این پرسش مطرح میشود که آیا وقت آن نرسیده تا وزارت آموزش و پرورش وضعیت مدیران و معلمان خود را مورد توجه و بازنگری قرار دهد.
حال مسوول کیست و چه کسی میخواهد پاسخگو باشد، خدا عالم است و دیگر نباید هیچ امیدی به پاسخگویی و برخورد و تذکر داشت اما ای کاش حداقل وزیر و رییسجمهور یک بار هم شده به طور جدی با این پدیدهها برخورد سفت و سخت میکردند، ای کاش خطر آسیب رسیدن به روح و روان نسل فردای این مرز و بوم خطرناکتر از هجمه به دستاوردهای برجامی و نابرجامی دولت تدبیر و امید بود. ناامید شدن نسل جوان و نوجوان و کودک ما هزاران بار مخربتر از هر مساله دیگری است. شاید شوخی درناکی باشد که خانوادهها آرزو کنند که ای کاش آموزش و پرورش ما هم مسوولانی مثل دکتر هاشمی، وزیر بهداشت یا دکتر ظریف، وزیر خارجه را داشت که برای هر موضوع و هجمه و اتفاق کوچکی پاسخگو بودند و پیگیر.
یادداشتی درحاشیه تنبیه روحی یک دانش آموز در شهر تهران
🔹جواد دليری
🔹سردبير
«دانشآموز دختر کلاس سوم دبستان به همراه همکلاسیهایش در حیاط مدرسه منتظر ایستاده بود تا مدیر مدرسه یک به یک نام بچهها را صدا کند، جایزهای بدهد و بچهها تشویق کنند و مادرها و پدرها از دور ذوق کنند. اسامی خوانده میشد، دخترک با چشمانی منتظر، به همکلاسیهایش نگاه میکرد که دستانشان از جایزه پر بود و صورتهایشان از خنده. با هر نامی که خوانده میشد دل کوچکش بیشتر میتپید، شاید این یکی باشد؛ نه، حتما بعدی است و بعدی و بعدی و بعدی... اسامی خوانده شد، جایزهها تمام شدند. دخترک رها شد در میانه هیاهوی همسالانش که غرق شور بودند و شادی. او ماند و چشمان اشکآلود و بغضی در گلو و شاید دلی بیامید.»
این یک داستان و قصه ظهر جمعه نیست، داستانی واقعی است که در شهر تهران و در یک مدرسه با نام و نشان رخ داده است. مدیر مدرسه در جشن روز آخر مدرسه چون پدر قسط شهریه دانشآموز را دیر پرداخت کرده است، به دخترک کلاس سوم مدرسهاش نه جایزه داد، نه تشویقش کرد. پدر هم که از دور شاهد ماجرا بود نتوانست صحنه را تحمل کند و مدرسه را ترک گفت و....
نمیدانم وزیر آموزش و پرورش و رییسجمهور عزیز این داستان غمانگیز را خوانده یا شنیدهاند یا مشغلههای روزمره و مشابه نگذاشته این درد را بفهمند. حتما اگر این دخترک تنبیه بدنی شده بود تا حالا حرفی و سخنی بر زبان همه جاری شده بود، اگر جان کسی گرفته شده بود یا در خطر افتاده بود کمیتهای شکل گرفته بود و اگر شخصیت سیاستمداری با هجمه نابرجامیان روبهرو شده بود بیانیه و نطقها سرازیر میشد و اگر نشستی و تجمعی برهم خورده بود، داد همگان به هوا رفته بود اما انگار روح و روان دانشآموزان برای هیچکس و حتی ما رسانهایها اهمیت ندارد. لابد طبیعی است، وقتی در برنامههای تلویزیونی ما، مجریان مردمان را به راحتی تحقیر میکنند دیگر این اخبار عادی باشد.
از این دست اخبار که به روح و روان دانشآموزان آسیب وارد شده است این روزها در آموزش و پرورش زیاد منتشر میشود. بگذریم از رشد خودکشی بین دانشآموزان و کارهای خلاف عرف و شرع و اخلاق و انسانیت اندک معلمان و... بگذریم از مشکلات اقتصادی و رفاهی معلمان و دهها بگذریم دیگر و هرچند که اخبار و رویدادهای بسیار خوب و نیکویی هم در مدارس ما و بین معلمان ما رخ میدهد.
شاید دیگر هروقت از دخترک معصوم قصه دردناک ما، سوال شود که علم بهتر است یا ثروت، بدون مکث، ثروت را برگزیند و داستانها و دلایل درناک زیادی را برایمان بشمارد. شاید دانشآموز مظلوم و بیگناه ما خدای نکرده درس و مشق و علم را رها کند و به دنبال ثروت برود تا ثابت کند که ثروت بهتر است و شاید دل پر از کینه و غم و غصه، او را به هزاران فکر نامناسب سوق دهد و او را از جاده درست به انحراف بکشاند تا ثابت شود منشأ بسیاری از آسیبهای اجتماعی همین تحقیر و ناسپاسی و کوچک شمردن انسانها است. خدا نکند دانشآموز عزیز مدیر و معلم و دوست و آشنا نشان دهد که در روی کاغذ و مقابل چشمان همه علم بهتر است اما در پنهان و روابط انسانها و امورات جامعه و زندگی، ثروت حرف نخست را میزند.
در حالی که ماجرای آزار و اذیت «ندا» در یکی از روستاهای استان زنجان به بحث روز مطبوعات تبدیل شده است و هنوز پاسخی قانعکننده به افکار عمومی داده نشده یا ماجراهای تنبیههای بدنی از ابتدای سال جاری در تهران، شوش، بجنورد، انار و کوهدشت و... به بایگانی سپرده شده، این پرسش مطرح میشود که آیا وقت آن نرسیده تا وزارت آموزش و پرورش وضعیت مدیران و معلمان خود را مورد توجه و بازنگری قرار دهد.
حال مسوول کیست و چه کسی میخواهد پاسخگو باشد، خدا عالم است و دیگر نباید هیچ امیدی به پاسخگویی و برخورد و تذکر داشت اما ای کاش حداقل وزیر و رییسجمهور یک بار هم شده به طور جدی با این پدیدهها برخورد سفت و سخت میکردند، ای کاش خطر آسیب رسیدن به روح و روان نسل فردای این مرز و بوم خطرناکتر از هجمه به دستاوردهای برجامی و نابرجامی دولت تدبیر و امید بود. ناامید شدن نسل جوان و نوجوان و کودک ما هزاران بار مخربتر از هر مساله دیگری است. شاید شوخی درناکی باشد که خانوادهها آرزو کنند که ای کاش آموزش و پرورش ما هم مسوولانی مثل دکتر هاشمی، وزیر بهداشت یا دکتر ظریف، وزیر خارجه را داشت که برای هر موضوع و هجمه و اتفاق کوچکی پاسخگو بودند و پیگیر.
تعریف سواد از نظر سازمان جهانی یونسکو:
تعريف كلاسيك سواد، توانايی خواندن و نوشتن است.
اما بر اساس تعريف يونسكو، شخص با سواد فردی است که تمام پارامترها زير را در خود دارا است:
١- سواد عاطفی:
توانايی برقراری روابط عاطفی با خانواده، همکاران. مشتریان. رقباو دوستان، به نحوی شایسته.
٢- سواد ارتباطی:
توانايی برقراری ارتباط و تعامل با تمامی اعضای جامعه، شامل آداب معاشرت و روابط اجتماعی بهینه.
٣- سواد مالی:
توانايی مديريت اقتصادی درآمد، یعنی دانش گردش تقدینگی، سرمايه گذاری، و مديريت هزینه.
٤- سواد رسانه:
اين كه بدانيم كدام خبر رسانه ها معتبر و كدام نا معتبر است. یعنی توانايی تشخيص راستی و درستی اخبار و ديگر پيام های رسانه ای.
٥- سواد آموزش و پرورش:
توانايی تربيت فرزندان شایسته و برنامه ریزی برای آموزش و پرورش کارکنان بایسته
٦- سواد رايانه:
توانايی استفاده از مهارت های هفت گانه ی رايانه یا ICDL،
شامل مفاهيم پايه ی فن آوری اطلاعات و ارتباطات، استفاده از رايانه، مديريت فايل ها، واژه پردازی و ...
تعريف كلاسيك سواد، توانايی خواندن و نوشتن است.
اما بر اساس تعريف يونسكو، شخص با سواد فردی است که تمام پارامترها زير را در خود دارا است:
١- سواد عاطفی:
توانايی برقراری روابط عاطفی با خانواده، همکاران. مشتریان. رقباو دوستان، به نحوی شایسته.
٢- سواد ارتباطی:
توانايی برقراری ارتباط و تعامل با تمامی اعضای جامعه، شامل آداب معاشرت و روابط اجتماعی بهینه.
٣- سواد مالی:
توانايی مديريت اقتصادی درآمد، یعنی دانش گردش تقدینگی، سرمايه گذاری، و مديريت هزینه.
٤- سواد رسانه:
اين كه بدانيم كدام خبر رسانه ها معتبر و كدام نا معتبر است. یعنی توانايی تشخيص راستی و درستی اخبار و ديگر پيام های رسانه ای.
٥- سواد آموزش و پرورش:
توانايی تربيت فرزندان شایسته و برنامه ریزی برای آموزش و پرورش کارکنان بایسته
٦- سواد رايانه:
توانايی استفاده از مهارت های هفت گانه ی رايانه یا ICDL،
شامل مفاهيم پايه ی فن آوری اطلاعات و ارتباطات، استفاده از رايانه، مديريت فايل ها، واژه پردازی و ...
🔹🔷🔹 کافه خبر 🔹🔷🔹
💢کوچکینژاد با استقبال از ایده وزیر آموزش:
هرجومرج موجود در تنوع دانشگاهها، دامن مدارس را هم گرفته است/ لزوم کاهش تنوع مدارس
نایب رئیس کمیسیون آموزش مجلس بابیان اینکه مدارس بهظاهر خاص باسرعت قارچگونه رشد کرده تا راهی برای دریافت پول از دانشآموزان ایجاد شود، گفت: تنوع مدارس آسیبهایی به دنبال دارد.
جبار کوچکینژاد در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری خانه ملت به تنوع مدارس و آسیبهایی که این مسئله به دنبال دارد اشاره کرد و گفت: این هرج و مرج که سالهای اخیر در آموزش و پرورش افزایش پیدا کرده شباهت بسیاری به وضعیت موجود وزارت علوم دارد چراکه موقعیت دانشگاههای دولتی و خصوصی از هم قابل تفکیک نیست و دانشگاههای متعددی با عناوین مختلف راهاندازی شدهاند در حالی فعالیت بسیاری از آنها غیرقانونی بوده و باید تعطیل شوند، متاسفانه تعداد کثیری مدرسه غیردولتی نیز در یک شهر کوچک احداث میشود که اصلا کاربرد ماهوی ندارد.
نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: تعداد دانشآموزان تیزهوش در سراسر کشور بسیار محدود است و باید برای قراردادن دانشآموزان در این حیطه، آنها را به درستی آزمون کرد اما مشاهده شده در یک منطقه که به اندازه یک واحد آموزشی کوچک دانشآموز تیزهوش ندارد چندین مدرسه با این عنوان فعالیت میکنند.
اکثر دانشآموزان مدارس تیزهوشان استانداردهای هوشی لازم را ندارد
وی با بیان اینکه اکثر دانشآموزان این مدارس استانداردهای هوشی لازم را ندارد، ادامه داد: این معضل در مورد مدارس شاهد نیز صدق داد در حالی که تعداد فرزندان شاهد و ایثارگر بسیار محدود شده اما آموزش و پرورش مناطق برای حفظ حیات این مدارس دانشآموزان عادی را ثبت نام کرده و از آنها شهریه دریافت میکنند.
کوچکینژاد با بیان اینگونه مدارس به ظاهر خاص با سرعت قارچگونه رشد کرده تا برای دریافت پول از دانشآموزان راهی ایجاد شود، افزود: مجلس دهم و کمیسیون آموزش و تحقیقات باید این معضل را ساماندهی کنند و با تصویب قانون اجازه ندهد مدارس یه گونه ای بیضابطه ایجاد شود.
این مدارس پس از اصلاح باید دولتی شوند
نایب رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با بیان اینکه این مدارس پس از اصلاح باید دولتی شوند، گفت: مدارس دولتی، نمونه دولتی، استثنایی، تیزهوشان، سمپاد، عشایری، سما، ورزش، قرآنی شاهد، هیاتامنایی و... این فهرست را تشکیل میدهد، در حالی که دستکم مدارس سمپاد، تیزهوشان و نمونه دولتی باید اصلاح اساسی شوند و دانشآموزان تیزهوش معمولی (باهوش) به مدارس عادی بازگردند و فقط تیزهوشان فوق برتر در مدارس سمپاد (استعدادهای درخشان) باقی بمانند.
🔗منبع: خانه ملت
https://telegram.me/kanoonsenfi
💢کوچکینژاد با استقبال از ایده وزیر آموزش:
هرجومرج موجود در تنوع دانشگاهها، دامن مدارس را هم گرفته است/ لزوم کاهش تنوع مدارس
نایب رئیس کمیسیون آموزش مجلس بابیان اینکه مدارس بهظاهر خاص باسرعت قارچگونه رشد کرده تا راهی برای دریافت پول از دانشآموزان ایجاد شود، گفت: تنوع مدارس آسیبهایی به دنبال دارد.
جبار کوچکینژاد در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری خانه ملت به تنوع مدارس و آسیبهایی که این مسئله به دنبال دارد اشاره کرد و گفت: این هرج و مرج که سالهای اخیر در آموزش و پرورش افزایش پیدا کرده شباهت بسیاری به وضعیت موجود وزارت علوم دارد چراکه موقعیت دانشگاههای دولتی و خصوصی از هم قابل تفکیک نیست و دانشگاههای متعددی با عناوین مختلف راهاندازی شدهاند در حالی فعالیت بسیاری از آنها غیرقانونی بوده و باید تعطیل شوند، متاسفانه تعداد کثیری مدرسه غیردولتی نیز در یک شهر کوچک احداث میشود که اصلا کاربرد ماهوی ندارد.
نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: تعداد دانشآموزان تیزهوش در سراسر کشور بسیار محدود است و باید برای قراردادن دانشآموزان در این حیطه، آنها را به درستی آزمون کرد اما مشاهده شده در یک منطقه که به اندازه یک واحد آموزشی کوچک دانشآموز تیزهوش ندارد چندین مدرسه با این عنوان فعالیت میکنند.
اکثر دانشآموزان مدارس تیزهوشان استانداردهای هوشی لازم را ندارد
وی با بیان اینکه اکثر دانشآموزان این مدارس استانداردهای هوشی لازم را ندارد، ادامه داد: این معضل در مورد مدارس شاهد نیز صدق داد در حالی که تعداد فرزندان شاهد و ایثارگر بسیار محدود شده اما آموزش و پرورش مناطق برای حفظ حیات این مدارس دانشآموزان عادی را ثبت نام کرده و از آنها شهریه دریافت میکنند.
کوچکینژاد با بیان اینگونه مدارس به ظاهر خاص با سرعت قارچگونه رشد کرده تا برای دریافت پول از دانشآموزان راهی ایجاد شود، افزود: مجلس دهم و کمیسیون آموزش و تحقیقات باید این معضل را ساماندهی کنند و با تصویب قانون اجازه ندهد مدارس یه گونه ای بیضابطه ایجاد شود.
این مدارس پس از اصلاح باید دولتی شوند
نایب رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با بیان اینکه این مدارس پس از اصلاح باید دولتی شوند، گفت: مدارس دولتی، نمونه دولتی، استثنایی، تیزهوشان، سمپاد، عشایری، سما، ورزش، قرآنی شاهد، هیاتامنایی و... این فهرست را تشکیل میدهد، در حالی که دستکم مدارس سمپاد، تیزهوشان و نمونه دولتی باید اصلاح اساسی شوند و دانشآموزان تیزهوش معمولی (باهوش) به مدارس عادی بازگردند و فقط تیزهوشان فوق برتر در مدارس سمپاد (استعدادهای درخشان) باقی بمانند.
🔗منبع: خانه ملت
https://telegram.me/kanoonsenfi
اخبار نگاه🆕___________
✅ تمام مدارس شاهد تا ۵ سال آینده هوشمند میشوند...
مدیرکل امور شاهد و ایثارگران وزارت آموزش و پرورش گفت: ما تقریبا ۹ هزار کلاس هوشمند در مدارس شاهد داریم و تا پنج سال آینده نیز همه مدارس را هوشمند خواهیم کرد.
محمدحسین کفراشی، با اشاره به اقدامات این اداره کل در حوزه فضای مجازی، اظهار کرد: تلاشمان این است که در برنامههای سال آتی در بحث تولید محتوای الکترونیکی وارد شویم و برای دانشآموزان و معلمان، جشنواره الگوهای برتر تدریس مرتبط الکترونیکی را برگزار کنیم.
_________________
1395/03/08
✅ تمام مدارس شاهد تا ۵ سال آینده هوشمند میشوند...
مدیرکل امور شاهد و ایثارگران وزارت آموزش و پرورش گفت: ما تقریبا ۹ هزار کلاس هوشمند در مدارس شاهد داریم و تا پنج سال آینده نیز همه مدارس را هوشمند خواهیم کرد.
محمدحسین کفراشی، با اشاره به اقدامات این اداره کل در حوزه فضای مجازی، اظهار کرد: تلاشمان این است که در برنامههای سال آتی در بحث تولید محتوای الکترونیکی وارد شویم و برای دانشآموزان و معلمان، جشنواره الگوهای برتر تدریس مرتبط الکترونیکی را برگزار کنیم.
_________________
1395/03/08
آموزش و پرورش در هندوستان و وجوه تمایز آن با آموزش و پرورش ایران
نوشته:احمد صافی https://telegram.me/eduarticle/308
نوشته:احمد صافی https://telegram.me/eduarticle/308
📚 آموزش و پرورش در هندوستان و وجوه تمایز آن با آموزش و پرورش ایران
نوشته:احمد صافی
معرفی مقاله
امروزه،مطالعهء سیر تحول سازمانهای تربیتی،مبانی،اصول، اهداف،ساختار اداری،آموزشی،برنامههای درسی،نوآوریهای آموزشی،میزان تخصیص بودجه،روند رشد کمّی و کیفی آموزش و پرورش و بالاخره تدابیری که برای حلّ مشکلات تربیتی در کشورهای مختلف جهان اتخاذ شده است برای مدیران ردههای عالی،میانی و اجرایی،کارشناسان و مربیان فواید متعددی را دربر دارد.بویژه اگر این مطالعه در مورد کشورهایی صورت گیرد که از لحاظ فرهنگی، جغرافیایی،موقعیت اجتماعی،اقتصادی و نوع مسائل آموزش و پرورش وجوه مشترک زیادی نیز با کشور ما داشته باشند.
نویسنده،پس از سفر به کشور هند و ملاقات با مقامات آموزش و پرورش و بازدید از مدارس و دانشگاهها و مراکز برنامهریزی آموزشی این کشور و با توجه به منابع مربوط به نگارش این مقاله اقدام نموده است.
در این مقاله ابتدا اوضاع جغرافیایی،اجتماعی و فرهنگی هندوستان و روند رشد جمعیت،جایگاه آموزش و پرورش در قانون
اساسی،اهداف و خط مشی کلی آموزش و پرورش،تشکیلات اداری آموزش و پرورش در مرکز و ایالات متعدد،ساختار آموزشی و دورههای تحصیلی،برنامهها و کتابهای درسی و...موردبحث و بررسی قرار گرفته است.آنگاه به وجوه تمایز آموزش و پرورش ایران و هند در موارد مختلف از جمله:شکل ادارهء کشور،شیوهء ادارهء آموزش و پرورش،تشکیلات اداری،ساختار آموزشی،تربیتمعلم، آموزش ضمن خدمت،مراکز برنامهریزی درسی و آموزش مدیران، اشاره دارد.مقاله با ارائهء پیشنهادهای متعددی که میتواند برای دستاندرکاران تعلیم و تربیت کشورمان مؤثر واقع گردد،پایان مییابد. ادامه ... http://bit.ly/1sVa5RU@
@eduarticle
نوشته:احمد صافی
معرفی مقاله
امروزه،مطالعهء سیر تحول سازمانهای تربیتی،مبانی،اصول، اهداف،ساختار اداری،آموزشی،برنامههای درسی،نوآوریهای آموزشی،میزان تخصیص بودجه،روند رشد کمّی و کیفی آموزش و پرورش و بالاخره تدابیری که برای حلّ مشکلات تربیتی در کشورهای مختلف جهان اتخاذ شده است برای مدیران ردههای عالی،میانی و اجرایی،کارشناسان و مربیان فواید متعددی را دربر دارد.بویژه اگر این مطالعه در مورد کشورهایی صورت گیرد که از لحاظ فرهنگی، جغرافیایی،موقعیت اجتماعی،اقتصادی و نوع مسائل آموزش و پرورش وجوه مشترک زیادی نیز با کشور ما داشته باشند.
نویسنده،پس از سفر به کشور هند و ملاقات با مقامات آموزش و پرورش و بازدید از مدارس و دانشگاهها و مراکز برنامهریزی آموزشی این کشور و با توجه به منابع مربوط به نگارش این مقاله اقدام نموده است.
در این مقاله ابتدا اوضاع جغرافیایی،اجتماعی و فرهنگی هندوستان و روند رشد جمعیت،جایگاه آموزش و پرورش در قانون
اساسی،اهداف و خط مشی کلی آموزش و پرورش،تشکیلات اداری آموزش و پرورش در مرکز و ایالات متعدد،ساختار آموزشی و دورههای تحصیلی،برنامهها و کتابهای درسی و...موردبحث و بررسی قرار گرفته است.آنگاه به وجوه تمایز آموزش و پرورش ایران و هند در موارد مختلف از جمله:شکل ادارهء کشور،شیوهء ادارهء آموزش و پرورش،تشکیلات اداری،ساختار آموزشی،تربیتمعلم، آموزش ضمن خدمت،مراکز برنامهریزی درسی و آموزش مدیران، اشاره دارد.مقاله با ارائهء پیشنهادهای متعددی که میتواند برای دستاندرکاران تعلیم و تربیت کشورمان مؤثر واقع گردد،پایان مییابد. ادامه ... http://bit.ly/1sVa5RU@
@eduarticle
🔴انتقاد ازناچيز بودن بودجههاي پژوهشي و مديريت نادرست آن (گزیده )
دانشمند جوان حاضر در جمع يک درصد دانشمندان برتر جهان، از کمبود بودجههاي پژوهش و مديريت نادرست در دانشگاهها انتقاد کرد و گفت: اگر کشورهاي توسعه يافته ميتوانند پژوهشهاي خود را به محصول تبديل کنند و در نهايت کسب ثروت داشته باشند، به اين دليل است که بودجههاي بسيار عظيمي را براي پژوهش صرف ميکنند؛ اما در ايران علاوه بر کمبود بودجه، مديريت صحيح در اين حوزه وجود ندارد.
دکتر نيما رضايي، دانشيار دانشگاه علوم پزشکي تهران در گفتوگو با ايسنا، با انتقاد از بيتوجهي به پژوهشهاي پايه در دانشگاهها اظهار داشت: بايد بپذيريم کشور ما در حوزه پژوهش يکسري عقب ماندگيهايي دارد.
در واقع پژوهش از زماني که خشتهاي اوليه آن برداشته ميشود تا به يک ساختمان منظم تبديل شده و به عنوان يک محصول در نظر گرفته شود، بايد مراحلي را طي کند؛ بويژه در اجراي پژوهشهاي کاربردي و محصولمحور بايد بررسي کرد که آيا خشتهاي اوليه آن درست برداشته شده است يا خير.
وي در ادامه تصريح کرد: اگر کشورهاي توسعهيافته ميتوانند پژوهشهاي خود را به محصول تبديل کنند و در نهايت کسب ثروت داشته باشند، به اين دليل است که بر خلاف کشور ما، بودجههاي بسيار عظيمي را براي پژوهشهاي پايه صرف ميکنند. بنابراين اگر ما بدون توجه به پژوهشهاي پايه و اصولي، انتظار توليد ثروت از علم را داشته باشيم، به هدف نخواهيم رسيد.
اين دانشمند برتر جهاني، پژوهشها را به دو نوع کاربردي و پايه تقسيمبندي کرد و گفت: اينکه همه تحقيقات را به ديد پژوهشهاي کاربردي نگاه کنيم و خلق ثروت داشته باشيم، امکانپذير نيست. در واقع پژوهشهاي پايه و کاربردي بايد در کنار يکديگر مورد توجه قرار بگيرند. يعني ابتدا بايد بخش عمدهاي از بودجه را به پژوهشهاي علوم پايه و زيربنايي اختصاص دهيم و در نهايت انتظار داشته باشيم اين بررسيها در يک بازه زماني مشخص به ثروت تبديل شوند.
معاون پژوهشي مرکز تحقيقات نقص ايمني در کشور ميزان بودجههاي پژوهشي در دانشگاهها را بسيار ناچيز دانست و اظهار کرد: متاسفانه بودجههاي پژوهشي اختصاصي دانشگاههاي کشور به اندازهاي ناچيز است که نميتوان انتظار داشت پژوهشهاي کاربردي و محصول محور صورت گيرند، بطوريکه گاه اين بودجهها به اندازه پژوهانه يک استاد يا پژوهشگر در يکي از کشورهاي توسعه يافته است.
مشاور امور بينالملل معاونت آموزشي وزارت بهداشت، نوع نگرش به تحقيق را مشکل ديگر پژوهش در کشور عنوان کرد و گفت: نوع نگرش نسبت به تحقيق و پژوهش در کشور ما بسيار اشتباه است، به طوريکه بسياري از پژوهشگران پژوهش را تنها به توليد مقاله و انتشار آن در يکي از مجلات خارجي خلاصه ميکنند، در حالي که هدف از پژوهش جواب دادن به سؤالات است و اگر هدف به درستي انتخاب شود، مقالات توليد شده به ثروت تبديل ميشوند؛ اما اگر هدف مشخص نباشد، آينده آن نيز مشخص نخواهد شد.
وي در ادامه با تاکيد بر اينکه بسياري از صنايع در ايران به دنبال خلق تکنولوژي نيستند، خاطرنشان کرد: در حال حاضر ارتباط بين صنعت و دانشگاه بسيار ضعيف است، اگر چه اين ارتباط بايد از دو طرف ايجاد شود؛ اما نقش صنعت در اين زمينه بسيار مهم است. بايد توجه کرد که صنعت تا چه اندازه توانسته پژوهشها را به سمت خود سوق دهد و به دنبال پژوهشگران باشد.
به گفته دانشيار جوان دانشگاه علوم پزشکي، در حال حاضر ضعفي اساسي در ارتباطات صنعتي با دانشگاهها وجود دارد که نتوانستند تعامل خوبي با يکديگر برقرار کنند؛ صنايع مستقل عمل ميکنند و به جاي خلق تکنولوژي، بيشتر به دنبال تکنولوژيهاي وارداتي هستند، به همين دليل پژوهشگران نيز به دانشگاهها محدود ميشوند.
اين نخبه جوان کشور با بيان اينکه بودجههاي پژوهش در کشور به خوبي مديريت نميشوند، تاکيد کرد: معتقد نيستم که در کشور پول وجود ندارد؛ در واقع مديريت خوبي در حوزه پژوهش کشور وجود ندارد، بطوريکه بودجههاي پژوهشي بطور مشخص و با شفافيت توزيع و مديريت نميشوند.
بنابراين بايد برنامهريزي دقيقتري در حوزه توزيع بودجههاي پژوهشي کشور صورت بگيرد تا بر اساس آن افرادي که هدف متعالي و مشخصي از تحقيق دارند، از اين بودجهها سهم بگيرند. @eduarticle
دانشمند جوان حاضر در جمع يک درصد دانشمندان برتر جهان، از کمبود بودجههاي پژوهش و مديريت نادرست در دانشگاهها انتقاد کرد و گفت: اگر کشورهاي توسعه يافته ميتوانند پژوهشهاي خود را به محصول تبديل کنند و در نهايت کسب ثروت داشته باشند، به اين دليل است که بودجههاي بسيار عظيمي را براي پژوهش صرف ميکنند؛ اما در ايران علاوه بر کمبود بودجه، مديريت صحيح در اين حوزه وجود ندارد.
دکتر نيما رضايي، دانشيار دانشگاه علوم پزشکي تهران در گفتوگو با ايسنا، با انتقاد از بيتوجهي به پژوهشهاي پايه در دانشگاهها اظهار داشت: بايد بپذيريم کشور ما در حوزه پژوهش يکسري عقب ماندگيهايي دارد.
در واقع پژوهش از زماني که خشتهاي اوليه آن برداشته ميشود تا به يک ساختمان منظم تبديل شده و به عنوان يک محصول در نظر گرفته شود، بايد مراحلي را طي کند؛ بويژه در اجراي پژوهشهاي کاربردي و محصولمحور بايد بررسي کرد که آيا خشتهاي اوليه آن درست برداشته شده است يا خير.
وي در ادامه تصريح کرد: اگر کشورهاي توسعهيافته ميتوانند پژوهشهاي خود را به محصول تبديل کنند و در نهايت کسب ثروت داشته باشند، به اين دليل است که بر خلاف کشور ما، بودجههاي بسيار عظيمي را براي پژوهشهاي پايه صرف ميکنند. بنابراين اگر ما بدون توجه به پژوهشهاي پايه و اصولي، انتظار توليد ثروت از علم را داشته باشيم، به هدف نخواهيم رسيد.
اين دانشمند برتر جهاني، پژوهشها را به دو نوع کاربردي و پايه تقسيمبندي کرد و گفت: اينکه همه تحقيقات را به ديد پژوهشهاي کاربردي نگاه کنيم و خلق ثروت داشته باشيم، امکانپذير نيست. در واقع پژوهشهاي پايه و کاربردي بايد در کنار يکديگر مورد توجه قرار بگيرند. يعني ابتدا بايد بخش عمدهاي از بودجه را به پژوهشهاي علوم پايه و زيربنايي اختصاص دهيم و در نهايت انتظار داشته باشيم اين بررسيها در يک بازه زماني مشخص به ثروت تبديل شوند.
معاون پژوهشي مرکز تحقيقات نقص ايمني در کشور ميزان بودجههاي پژوهشي در دانشگاهها را بسيار ناچيز دانست و اظهار کرد: متاسفانه بودجههاي پژوهشي اختصاصي دانشگاههاي کشور به اندازهاي ناچيز است که نميتوان انتظار داشت پژوهشهاي کاربردي و محصول محور صورت گيرند، بطوريکه گاه اين بودجهها به اندازه پژوهانه يک استاد يا پژوهشگر در يکي از کشورهاي توسعه يافته است.
مشاور امور بينالملل معاونت آموزشي وزارت بهداشت، نوع نگرش به تحقيق را مشکل ديگر پژوهش در کشور عنوان کرد و گفت: نوع نگرش نسبت به تحقيق و پژوهش در کشور ما بسيار اشتباه است، به طوريکه بسياري از پژوهشگران پژوهش را تنها به توليد مقاله و انتشار آن در يکي از مجلات خارجي خلاصه ميکنند، در حالي که هدف از پژوهش جواب دادن به سؤالات است و اگر هدف به درستي انتخاب شود، مقالات توليد شده به ثروت تبديل ميشوند؛ اما اگر هدف مشخص نباشد، آينده آن نيز مشخص نخواهد شد.
وي در ادامه با تاکيد بر اينکه بسياري از صنايع در ايران به دنبال خلق تکنولوژي نيستند، خاطرنشان کرد: در حال حاضر ارتباط بين صنعت و دانشگاه بسيار ضعيف است، اگر چه اين ارتباط بايد از دو طرف ايجاد شود؛ اما نقش صنعت در اين زمينه بسيار مهم است. بايد توجه کرد که صنعت تا چه اندازه توانسته پژوهشها را به سمت خود سوق دهد و به دنبال پژوهشگران باشد.
به گفته دانشيار جوان دانشگاه علوم پزشکي، در حال حاضر ضعفي اساسي در ارتباطات صنعتي با دانشگاهها وجود دارد که نتوانستند تعامل خوبي با يکديگر برقرار کنند؛ صنايع مستقل عمل ميکنند و به جاي خلق تکنولوژي، بيشتر به دنبال تکنولوژيهاي وارداتي هستند، به همين دليل پژوهشگران نيز به دانشگاهها محدود ميشوند.
اين نخبه جوان کشور با بيان اينکه بودجههاي پژوهش در کشور به خوبي مديريت نميشوند، تاکيد کرد: معتقد نيستم که در کشور پول وجود ندارد؛ در واقع مديريت خوبي در حوزه پژوهش کشور وجود ندارد، بطوريکه بودجههاي پژوهشي بطور مشخص و با شفافيت توزيع و مديريت نميشوند.
بنابراين بايد برنامهريزي دقيقتري در حوزه توزيع بودجههاي پژوهشي کشور صورت بگيرد تا بر اساس آن افرادي که هدف متعالي و مشخصي از تحقيق دارند، از اين بودجهها سهم بگيرند. @eduarticle