Forwarded from گروه رسانه ای اعتماد
🔶عليه سكوت
یادداشتی درحاشیه تنبیه روحی یک دانش آموز در شهر تهران
🔹جواد دليری
🔹سردبير
«دانشآموز دختر کلاس سوم دبستان به همراه همکلاسیهایش در حیاط مدرسه منتظر ایستاده بود تا مدیر مدرسه یک به یک نام بچهها را صدا کند، جایزهای بدهد و بچهها تشویق کنند و مادرها و پدرها از دور ذوق کنند. اسامی خوانده میشد، دخترک با چشمانی منتظر، به همکلاسیهایش نگاه میکرد که دستانشان از جایزه پر بود و صورتهایشان از خنده. با هر نامی که خوانده میشد دل کوچکش بیشتر میتپید، شاید این یکی باشد؛ نه، حتما بعدی است و بعدی و بعدی و بعدی... اسامی خوانده شد، جایزهها تمام شدند. دخترک رها شد در میانه هیاهوی همسالانش که غرق شور بودند و شادی. او ماند و چشمان اشکآلود و بغضی در گلو و شاید دلی بیامید.»
این یک داستان و قصه ظهر جمعه نیست، داستانی واقعی است که در شهر تهران و در یک مدرسه با نام و نشان رخ داده است. مدیر مدرسه در جشن روز آخر مدرسه چون پدر قسط شهریه دانشآموز را دیر پرداخت کرده است، به دخترک کلاس سوم مدرسهاش نه جایزه داد، نه تشویقش کرد. پدر هم که از دور شاهد ماجرا بود نتوانست صحنه را تحمل کند و مدرسه را ترک گفت و....
نمیدانم وزیر آموزش و پرورش و رییسجمهور عزیز این داستان غمانگیز را خوانده یا شنیدهاند یا مشغلههای روزمره و مشابه نگذاشته این درد را بفهمند. حتما اگر این دخترک تنبیه بدنی شده بود تا حالا حرفی و سخنی بر زبان همه جاری شده بود، اگر جان کسی گرفته شده بود یا در خطر افتاده بود کمیتهای شکل گرفته بود و اگر شخصیت سیاستمداری با هجمه نابرجامیان روبهرو شده بود بیانیه و نطقها سرازیر میشد و اگر نشستی و تجمعی برهم خورده بود، داد همگان به هوا رفته بود اما انگار روح و روان دانشآموزان برای هیچکس و حتی ما رسانهایها اهمیت ندارد. لابد طبیعی است، وقتی در برنامههای تلویزیونی ما، مجریان مردمان را به راحتی تحقیر میکنند دیگر این اخبار عادی باشد.
از این دست اخبار که به روح و روان دانشآموزان آسیب وارد شده است این روزها در آموزش و پرورش زیاد منتشر میشود. بگذریم از رشد خودکشی بین دانشآموزان و کارهای خلاف عرف و شرع و اخلاق و انسانیت اندک معلمان و... بگذریم از مشکلات اقتصادی و رفاهی معلمان و دهها بگذریم دیگر و هرچند که اخبار و رویدادهای بسیار خوب و نیکویی هم در مدارس ما و بین معلمان ما رخ میدهد.
شاید دیگر هروقت از دخترک معصوم قصه دردناک ما، سوال شود که علم بهتر است یا ثروت، بدون مکث، ثروت را برگزیند و داستانها و دلایل درناک زیادی را برایمان بشمارد. شاید دانشآموز مظلوم و بیگناه ما خدای نکرده درس و مشق و علم را رها کند و به دنبال ثروت برود تا ثابت کند که ثروت بهتر است و شاید دل پر از کینه و غم و غصه، او را به هزاران فکر نامناسب سوق دهد و او را از جاده درست به انحراف بکشاند تا ثابت شود منشأ بسیاری از آسیبهای اجتماعی همین تحقیر و ناسپاسی و کوچک شمردن انسانها است. خدا نکند دانشآموز عزیز مدیر و معلم و دوست و آشنا نشان دهد که در روی کاغذ و مقابل چشمان همه علم بهتر است اما در پنهان و روابط انسانها و امورات جامعه و زندگی، ثروت حرف نخست را میزند.
در حالی که ماجرای آزار و اذیت «ندا» در یکی از روستاهای استان زنجان به بحث روز مطبوعات تبدیل شده است و هنوز پاسخی قانعکننده به افکار عمومی داده نشده یا ماجراهای تنبیههای بدنی از ابتدای سال جاری در تهران، شوش، بجنورد، انار و کوهدشت و... به بایگانی سپرده شده، این پرسش مطرح میشود که آیا وقت آن نرسیده تا وزارت آموزش و پرورش وضعیت مدیران و معلمان خود را مورد توجه و بازنگری قرار دهد.
حال مسوول کیست و چه کسی میخواهد پاسخگو باشد، خدا عالم است و دیگر نباید هیچ امیدی به پاسخگویی و برخورد و تذکر داشت اما ای کاش حداقل وزیر و رییسجمهور یک بار هم شده به طور جدی با این پدیدهها برخورد سفت و سخت میکردند، ای کاش خطر آسیب رسیدن به روح و روان نسل فردای این مرز و بوم خطرناکتر از هجمه به دستاوردهای برجامی و نابرجامی دولت تدبیر و امید بود. ناامید شدن نسل جوان و نوجوان و کودک ما هزاران بار مخربتر از هر مساله دیگری است. شاید شوخی درناکی باشد که خانوادهها آرزو کنند که ای کاش آموزش و پرورش ما هم مسوولانی مثل دکتر هاشمی، وزیر بهداشت یا دکتر ظریف، وزیر خارجه را داشت که برای هر موضوع و هجمه و اتفاق کوچکی پاسخگو بودند و پیگیر.
یادداشتی درحاشیه تنبیه روحی یک دانش آموز در شهر تهران
🔹جواد دليری
🔹سردبير
«دانشآموز دختر کلاس سوم دبستان به همراه همکلاسیهایش در حیاط مدرسه منتظر ایستاده بود تا مدیر مدرسه یک به یک نام بچهها را صدا کند، جایزهای بدهد و بچهها تشویق کنند و مادرها و پدرها از دور ذوق کنند. اسامی خوانده میشد، دخترک با چشمانی منتظر، به همکلاسیهایش نگاه میکرد که دستانشان از جایزه پر بود و صورتهایشان از خنده. با هر نامی که خوانده میشد دل کوچکش بیشتر میتپید، شاید این یکی باشد؛ نه، حتما بعدی است و بعدی و بعدی و بعدی... اسامی خوانده شد، جایزهها تمام شدند. دخترک رها شد در میانه هیاهوی همسالانش که غرق شور بودند و شادی. او ماند و چشمان اشکآلود و بغضی در گلو و شاید دلی بیامید.»
این یک داستان و قصه ظهر جمعه نیست، داستانی واقعی است که در شهر تهران و در یک مدرسه با نام و نشان رخ داده است. مدیر مدرسه در جشن روز آخر مدرسه چون پدر قسط شهریه دانشآموز را دیر پرداخت کرده است، به دخترک کلاس سوم مدرسهاش نه جایزه داد، نه تشویقش کرد. پدر هم که از دور شاهد ماجرا بود نتوانست صحنه را تحمل کند و مدرسه را ترک گفت و....
نمیدانم وزیر آموزش و پرورش و رییسجمهور عزیز این داستان غمانگیز را خوانده یا شنیدهاند یا مشغلههای روزمره و مشابه نگذاشته این درد را بفهمند. حتما اگر این دخترک تنبیه بدنی شده بود تا حالا حرفی و سخنی بر زبان همه جاری شده بود، اگر جان کسی گرفته شده بود یا در خطر افتاده بود کمیتهای شکل گرفته بود و اگر شخصیت سیاستمداری با هجمه نابرجامیان روبهرو شده بود بیانیه و نطقها سرازیر میشد و اگر نشستی و تجمعی برهم خورده بود، داد همگان به هوا رفته بود اما انگار روح و روان دانشآموزان برای هیچکس و حتی ما رسانهایها اهمیت ندارد. لابد طبیعی است، وقتی در برنامههای تلویزیونی ما، مجریان مردمان را به راحتی تحقیر میکنند دیگر این اخبار عادی باشد.
از این دست اخبار که به روح و روان دانشآموزان آسیب وارد شده است این روزها در آموزش و پرورش زیاد منتشر میشود. بگذریم از رشد خودکشی بین دانشآموزان و کارهای خلاف عرف و شرع و اخلاق و انسانیت اندک معلمان و... بگذریم از مشکلات اقتصادی و رفاهی معلمان و دهها بگذریم دیگر و هرچند که اخبار و رویدادهای بسیار خوب و نیکویی هم در مدارس ما و بین معلمان ما رخ میدهد.
شاید دیگر هروقت از دخترک معصوم قصه دردناک ما، سوال شود که علم بهتر است یا ثروت، بدون مکث، ثروت را برگزیند و داستانها و دلایل درناک زیادی را برایمان بشمارد. شاید دانشآموز مظلوم و بیگناه ما خدای نکرده درس و مشق و علم را رها کند و به دنبال ثروت برود تا ثابت کند که ثروت بهتر است و شاید دل پر از کینه و غم و غصه، او را به هزاران فکر نامناسب سوق دهد و او را از جاده درست به انحراف بکشاند تا ثابت شود منشأ بسیاری از آسیبهای اجتماعی همین تحقیر و ناسپاسی و کوچک شمردن انسانها است. خدا نکند دانشآموز عزیز مدیر و معلم و دوست و آشنا نشان دهد که در روی کاغذ و مقابل چشمان همه علم بهتر است اما در پنهان و روابط انسانها و امورات جامعه و زندگی، ثروت حرف نخست را میزند.
در حالی که ماجرای آزار و اذیت «ندا» در یکی از روستاهای استان زنجان به بحث روز مطبوعات تبدیل شده است و هنوز پاسخی قانعکننده به افکار عمومی داده نشده یا ماجراهای تنبیههای بدنی از ابتدای سال جاری در تهران، شوش، بجنورد، انار و کوهدشت و... به بایگانی سپرده شده، این پرسش مطرح میشود که آیا وقت آن نرسیده تا وزارت آموزش و پرورش وضعیت مدیران و معلمان خود را مورد توجه و بازنگری قرار دهد.
حال مسوول کیست و چه کسی میخواهد پاسخگو باشد، خدا عالم است و دیگر نباید هیچ امیدی به پاسخگویی و برخورد و تذکر داشت اما ای کاش حداقل وزیر و رییسجمهور یک بار هم شده به طور جدی با این پدیدهها برخورد سفت و سخت میکردند، ای کاش خطر آسیب رسیدن به روح و روان نسل فردای این مرز و بوم خطرناکتر از هجمه به دستاوردهای برجامی و نابرجامی دولت تدبیر و امید بود. ناامید شدن نسل جوان و نوجوان و کودک ما هزاران بار مخربتر از هر مساله دیگری است. شاید شوخی درناکی باشد که خانوادهها آرزو کنند که ای کاش آموزش و پرورش ما هم مسوولانی مثل دکتر هاشمی، وزیر بهداشت یا دکتر ظریف، وزیر خارجه را داشت که برای هر موضوع و هجمه و اتفاق کوچکی پاسخگو بودند و پیگیر.
تعریف سواد از نظر سازمان جهانی یونسکو:
تعريف كلاسيك سواد، توانايی خواندن و نوشتن است.
اما بر اساس تعريف يونسكو، شخص با سواد فردی است که تمام پارامترها زير را در خود دارا است:
١- سواد عاطفی:
توانايی برقراری روابط عاطفی با خانواده، همکاران. مشتریان. رقباو دوستان، به نحوی شایسته.
٢- سواد ارتباطی:
توانايی برقراری ارتباط و تعامل با تمامی اعضای جامعه، شامل آداب معاشرت و روابط اجتماعی بهینه.
٣- سواد مالی:
توانايی مديريت اقتصادی درآمد، یعنی دانش گردش تقدینگی، سرمايه گذاری، و مديريت هزینه.
٤- سواد رسانه:
اين كه بدانيم كدام خبر رسانه ها معتبر و كدام نا معتبر است. یعنی توانايی تشخيص راستی و درستی اخبار و ديگر پيام های رسانه ای.
٥- سواد آموزش و پرورش:
توانايی تربيت فرزندان شایسته و برنامه ریزی برای آموزش و پرورش کارکنان بایسته
٦- سواد رايانه:
توانايی استفاده از مهارت های هفت گانه ی رايانه یا ICDL،
شامل مفاهيم پايه ی فن آوری اطلاعات و ارتباطات، استفاده از رايانه، مديريت فايل ها، واژه پردازی و ...
تعريف كلاسيك سواد، توانايی خواندن و نوشتن است.
اما بر اساس تعريف يونسكو، شخص با سواد فردی است که تمام پارامترها زير را در خود دارا است:
١- سواد عاطفی:
توانايی برقراری روابط عاطفی با خانواده، همکاران. مشتریان. رقباو دوستان، به نحوی شایسته.
٢- سواد ارتباطی:
توانايی برقراری ارتباط و تعامل با تمامی اعضای جامعه، شامل آداب معاشرت و روابط اجتماعی بهینه.
٣- سواد مالی:
توانايی مديريت اقتصادی درآمد، یعنی دانش گردش تقدینگی، سرمايه گذاری، و مديريت هزینه.
٤- سواد رسانه:
اين كه بدانيم كدام خبر رسانه ها معتبر و كدام نا معتبر است. یعنی توانايی تشخيص راستی و درستی اخبار و ديگر پيام های رسانه ای.
٥- سواد آموزش و پرورش:
توانايی تربيت فرزندان شایسته و برنامه ریزی برای آموزش و پرورش کارکنان بایسته
٦- سواد رايانه:
توانايی استفاده از مهارت های هفت گانه ی رايانه یا ICDL،
شامل مفاهيم پايه ی فن آوری اطلاعات و ارتباطات، استفاده از رايانه، مديريت فايل ها، واژه پردازی و ...
🔹🔷🔹 کافه خبر 🔹🔷🔹
💢کوچکینژاد با استقبال از ایده وزیر آموزش:
هرجومرج موجود در تنوع دانشگاهها، دامن مدارس را هم گرفته است/ لزوم کاهش تنوع مدارس
نایب رئیس کمیسیون آموزش مجلس بابیان اینکه مدارس بهظاهر خاص باسرعت قارچگونه رشد کرده تا راهی برای دریافت پول از دانشآموزان ایجاد شود، گفت: تنوع مدارس آسیبهایی به دنبال دارد.
جبار کوچکینژاد در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری خانه ملت به تنوع مدارس و آسیبهایی که این مسئله به دنبال دارد اشاره کرد و گفت: این هرج و مرج که سالهای اخیر در آموزش و پرورش افزایش پیدا کرده شباهت بسیاری به وضعیت موجود وزارت علوم دارد چراکه موقعیت دانشگاههای دولتی و خصوصی از هم قابل تفکیک نیست و دانشگاههای متعددی با عناوین مختلف راهاندازی شدهاند در حالی فعالیت بسیاری از آنها غیرقانونی بوده و باید تعطیل شوند، متاسفانه تعداد کثیری مدرسه غیردولتی نیز در یک شهر کوچک احداث میشود که اصلا کاربرد ماهوی ندارد.
نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: تعداد دانشآموزان تیزهوش در سراسر کشور بسیار محدود است و باید برای قراردادن دانشآموزان در این حیطه، آنها را به درستی آزمون کرد اما مشاهده شده در یک منطقه که به اندازه یک واحد آموزشی کوچک دانشآموز تیزهوش ندارد چندین مدرسه با این عنوان فعالیت میکنند.
اکثر دانشآموزان مدارس تیزهوشان استانداردهای هوشی لازم را ندارد
وی با بیان اینکه اکثر دانشآموزان این مدارس استانداردهای هوشی لازم را ندارد، ادامه داد: این معضل در مورد مدارس شاهد نیز صدق داد در حالی که تعداد فرزندان شاهد و ایثارگر بسیار محدود شده اما آموزش و پرورش مناطق برای حفظ حیات این مدارس دانشآموزان عادی را ثبت نام کرده و از آنها شهریه دریافت میکنند.
کوچکینژاد با بیان اینگونه مدارس به ظاهر خاص با سرعت قارچگونه رشد کرده تا برای دریافت پول از دانشآموزان راهی ایجاد شود، افزود: مجلس دهم و کمیسیون آموزش و تحقیقات باید این معضل را ساماندهی کنند و با تصویب قانون اجازه ندهد مدارس یه گونه ای بیضابطه ایجاد شود.
این مدارس پس از اصلاح باید دولتی شوند
نایب رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با بیان اینکه این مدارس پس از اصلاح باید دولتی شوند، گفت: مدارس دولتی، نمونه دولتی، استثنایی، تیزهوشان، سمپاد، عشایری، سما، ورزش، قرآنی شاهد، هیاتامنایی و... این فهرست را تشکیل میدهد، در حالی که دستکم مدارس سمپاد، تیزهوشان و نمونه دولتی باید اصلاح اساسی شوند و دانشآموزان تیزهوش معمولی (باهوش) به مدارس عادی بازگردند و فقط تیزهوشان فوق برتر در مدارس سمپاد (استعدادهای درخشان) باقی بمانند.
🔗منبع: خانه ملت
https://telegram.me/kanoonsenfi
💢کوچکینژاد با استقبال از ایده وزیر آموزش:
هرجومرج موجود در تنوع دانشگاهها، دامن مدارس را هم گرفته است/ لزوم کاهش تنوع مدارس
نایب رئیس کمیسیون آموزش مجلس بابیان اینکه مدارس بهظاهر خاص باسرعت قارچگونه رشد کرده تا راهی برای دریافت پول از دانشآموزان ایجاد شود، گفت: تنوع مدارس آسیبهایی به دنبال دارد.
جبار کوچکینژاد در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری خانه ملت به تنوع مدارس و آسیبهایی که این مسئله به دنبال دارد اشاره کرد و گفت: این هرج و مرج که سالهای اخیر در آموزش و پرورش افزایش پیدا کرده شباهت بسیاری به وضعیت موجود وزارت علوم دارد چراکه موقعیت دانشگاههای دولتی و خصوصی از هم قابل تفکیک نیست و دانشگاههای متعددی با عناوین مختلف راهاندازی شدهاند در حالی فعالیت بسیاری از آنها غیرقانونی بوده و باید تعطیل شوند، متاسفانه تعداد کثیری مدرسه غیردولتی نیز در یک شهر کوچک احداث میشود که اصلا کاربرد ماهوی ندارد.
نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: تعداد دانشآموزان تیزهوش در سراسر کشور بسیار محدود است و باید برای قراردادن دانشآموزان در این حیطه، آنها را به درستی آزمون کرد اما مشاهده شده در یک منطقه که به اندازه یک واحد آموزشی کوچک دانشآموز تیزهوش ندارد چندین مدرسه با این عنوان فعالیت میکنند.
اکثر دانشآموزان مدارس تیزهوشان استانداردهای هوشی لازم را ندارد
وی با بیان اینکه اکثر دانشآموزان این مدارس استانداردهای هوشی لازم را ندارد، ادامه داد: این معضل در مورد مدارس شاهد نیز صدق داد در حالی که تعداد فرزندان شاهد و ایثارگر بسیار محدود شده اما آموزش و پرورش مناطق برای حفظ حیات این مدارس دانشآموزان عادی را ثبت نام کرده و از آنها شهریه دریافت میکنند.
کوچکینژاد با بیان اینگونه مدارس به ظاهر خاص با سرعت قارچگونه رشد کرده تا برای دریافت پول از دانشآموزان راهی ایجاد شود، افزود: مجلس دهم و کمیسیون آموزش و تحقیقات باید این معضل را ساماندهی کنند و با تصویب قانون اجازه ندهد مدارس یه گونه ای بیضابطه ایجاد شود.
این مدارس پس از اصلاح باید دولتی شوند
نایب رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با بیان اینکه این مدارس پس از اصلاح باید دولتی شوند، گفت: مدارس دولتی، نمونه دولتی، استثنایی، تیزهوشان، سمپاد، عشایری، سما، ورزش، قرآنی شاهد، هیاتامنایی و... این فهرست را تشکیل میدهد، در حالی که دستکم مدارس سمپاد، تیزهوشان و نمونه دولتی باید اصلاح اساسی شوند و دانشآموزان تیزهوش معمولی (باهوش) به مدارس عادی بازگردند و فقط تیزهوشان فوق برتر در مدارس سمپاد (استعدادهای درخشان) باقی بمانند.
🔗منبع: خانه ملت
https://telegram.me/kanoonsenfi
اخبار نگاه🆕___________
✅ تمام مدارس شاهد تا ۵ سال آینده هوشمند میشوند...
مدیرکل امور شاهد و ایثارگران وزارت آموزش و پرورش گفت: ما تقریبا ۹ هزار کلاس هوشمند در مدارس شاهد داریم و تا پنج سال آینده نیز همه مدارس را هوشمند خواهیم کرد.
محمدحسین کفراشی، با اشاره به اقدامات این اداره کل در حوزه فضای مجازی، اظهار کرد: تلاشمان این است که در برنامههای سال آتی در بحث تولید محتوای الکترونیکی وارد شویم و برای دانشآموزان و معلمان، جشنواره الگوهای برتر تدریس مرتبط الکترونیکی را برگزار کنیم.
_________________
1395/03/08
✅ تمام مدارس شاهد تا ۵ سال آینده هوشمند میشوند...
مدیرکل امور شاهد و ایثارگران وزارت آموزش و پرورش گفت: ما تقریبا ۹ هزار کلاس هوشمند در مدارس شاهد داریم و تا پنج سال آینده نیز همه مدارس را هوشمند خواهیم کرد.
محمدحسین کفراشی، با اشاره به اقدامات این اداره کل در حوزه فضای مجازی، اظهار کرد: تلاشمان این است که در برنامههای سال آتی در بحث تولید محتوای الکترونیکی وارد شویم و برای دانشآموزان و معلمان، جشنواره الگوهای برتر تدریس مرتبط الکترونیکی را برگزار کنیم.
_________________
1395/03/08
آموزش و پرورش در هندوستان و وجوه تمایز آن با آموزش و پرورش ایران
نوشته:احمد صافی https://telegram.me/eduarticle/308
نوشته:احمد صافی https://telegram.me/eduarticle/308
📚 آموزش و پرورش در هندوستان و وجوه تمایز آن با آموزش و پرورش ایران
نوشته:احمد صافی
معرفی مقاله
امروزه،مطالعهء سیر تحول سازمانهای تربیتی،مبانی،اصول، اهداف،ساختار اداری،آموزشی،برنامههای درسی،نوآوریهای آموزشی،میزان تخصیص بودجه،روند رشد کمّی و کیفی آموزش و پرورش و بالاخره تدابیری که برای حلّ مشکلات تربیتی در کشورهای مختلف جهان اتخاذ شده است برای مدیران ردههای عالی،میانی و اجرایی،کارشناسان و مربیان فواید متعددی را دربر دارد.بویژه اگر این مطالعه در مورد کشورهایی صورت گیرد که از لحاظ فرهنگی، جغرافیایی،موقعیت اجتماعی،اقتصادی و نوع مسائل آموزش و پرورش وجوه مشترک زیادی نیز با کشور ما داشته باشند.
نویسنده،پس از سفر به کشور هند و ملاقات با مقامات آموزش و پرورش و بازدید از مدارس و دانشگاهها و مراکز برنامهریزی آموزشی این کشور و با توجه به منابع مربوط به نگارش این مقاله اقدام نموده است.
در این مقاله ابتدا اوضاع جغرافیایی،اجتماعی و فرهنگی هندوستان و روند رشد جمعیت،جایگاه آموزش و پرورش در قانون
اساسی،اهداف و خط مشی کلی آموزش و پرورش،تشکیلات اداری آموزش و پرورش در مرکز و ایالات متعدد،ساختار آموزشی و دورههای تحصیلی،برنامهها و کتابهای درسی و...موردبحث و بررسی قرار گرفته است.آنگاه به وجوه تمایز آموزش و پرورش ایران و هند در موارد مختلف از جمله:شکل ادارهء کشور،شیوهء ادارهء آموزش و پرورش،تشکیلات اداری،ساختار آموزشی،تربیتمعلم، آموزش ضمن خدمت،مراکز برنامهریزی درسی و آموزش مدیران، اشاره دارد.مقاله با ارائهء پیشنهادهای متعددی که میتواند برای دستاندرکاران تعلیم و تربیت کشورمان مؤثر واقع گردد،پایان مییابد. ادامه ... http://bit.ly/1sVa5RU@
@eduarticle
نوشته:احمد صافی
معرفی مقاله
امروزه،مطالعهء سیر تحول سازمانهای تربیتی،مبانی،اصول، اهداف،ساختار اداری،آموزشی،برنامههای درسی،نوآوریهای آموزشی،میزان تخصیص بودجه،روند رشد کمّی و کیفی آموزش و پرورش و بالاخره تدابیری که برای حلّ مشکلات تربیتی در کشورهای مختلف جهان اتخاذ شده است برای مدیران ردههای عالی،میانی و اجرایی،کارشناسان و مربیان فواید متعددی را دربر دارد.بویژه اگر این مطالعه در مورد کشورهایی صورت گیرد که از لحاظ فرهنگی، جغرافیایی،موقعیت اجتماعی،اقتصادی و نوع مسائل آموزش و پرورش وجوه مشترک زیادی نیز با کشور ما داشته باشند.
نویسنده،پس از سفر به کشور هند و ملاقات با مقامات آموزش و پرورش و بازدید از مدارس و دانشگاهها و مراکز برنامهریزی آموزشی این کشور و با توجه به منابع مربوط به نگارش این مقاله اقدام نموده است.
در این مقاله ابتدا اوضاع جغرافیایی،اجتماعی و فرهنگی هندوستان و روند رشد جمعیت،جایگاه آموزش و پرورش در قانون
اساسی،اهداف و خط مشی کلی آموزش و پرورش،تشکیلات اداری آموزش و پرورش در مرکز و ایالات متعدد،ساختار آموزشی و دورههای تحصیلی،برنامهها و کتابهای درسی و...موردبحث و بررسی قرار گرفته است.آنگاه به وجوه تمایز آموزش و پرورش ایران و هند در موارد مختلف از جمله:شکل ادارهء کشور،شیوهء ادارهء آموزش و پرورش،تشکیلات اداری،ساختار آموزشی،تربیتمعلم، آموزش ضمن خدمت،مراکز برنامهریزی درسی و آموزش مدیران، اشاره دارد.مقاله با ارائهء پیشنهادهای متعددی که میتواند برای دستاندرکاران تعلیم و تربیت کشورمان مؤثر واقع گردد،پایان مییابد. ادامه ... http://bit.ly/1sVa5RU@
@eduarticle
🔴انتقاد ازناچيز بودن بودجههاي پژوهشي و مديريت نادرست آن (گزیده )
دانشمند جوان حاضر در جمع يک درصد دانشمندان برتر جهان، از کمبود بودجههاي پژوهش و مديريت نادرست در دانشگاهها انتقاد کرد و گفت: اگر کشورهاي توسعه يافته ميتوانند پژوهشهاي خود را به محصول تبديل کنند و در نهايت کسب ثروت داشته باشند، به اين دليل است که بودجههاي بسيار عظيمي را براي پژوهش صرف ميکنند؛ اما در ايران علاوه بر کمبود بودجه، مديريت صحيح در اين حوزه وجود ندارد.
دکتر نيما رضايي، دانشيار دانشگاه علوم پزشکي تهران در گفتوگو با ايسنا، با انتقاد از بيتوجهي به پژوهشهاي پايه در دانشگاهها اظهار داشت: بايد بپذيريم کشور ما در حوزه پژوهش يکسري عقب ماندگيهايي دارد.
در واقع پژوهش از زماني که خشتهاي اوليه آن برداشته ميشود تا به يک ساختمان منظم تبديل شده و به عنوان يک محصول در نظر گرفته شود، بايد مراحلي را طي کند؛ بويژه در اجراي پژوهشهاي کاربردي و محصولمحور بايد بررسي کرد که آيا خشتهاي اوليه آن درست برداشته شده است يا خير.
وي در ادامه تصريح کرد: اگر کشورهاي توسعهيافته ميتوانند پژوهشهاي خود را به محصول تبديل کنند و در نهايت کسب ثروت داشته باشند، به اين دليل است که بر خلاف کشور ما، بودجههاي بسيار عظيمي را براي پژوهشهاي پايه صرف ميکنند. بنابراين اگر ما بدون توجه به پژوهشهاي پايه و اصولي، انتظار توليد ثروت از علم را داشته باشيم، به هدف نخواهيم رسيد.
اين دانشمند برتر جهاني، پژوهشها را به دو نوع کاربردي و پايه تقسيمبندي کرد و گفت: اينکه همه تحقيقات را به ديد پژوهشهاي کاربردي نگاه کنيم و خلق ثروت داشته باشيم، امکانپذير نيست. در واقع پژوهشهاي پايه و کاربردي بايد در کنار يکديگر مورد توجه قرار بگيرند. يعني ابتدا بايد بخش عمدهاي از بودجه را به پژوهشهاي علوم پايه و زيربنايي اختصاص دهيم و در نهايت انتظار داشته باشيم اين بررسيها در يک بازه زماني مشخص به ثروت تبديل شوند.
معاون پژوهشي مرکز تحقيقات نقص ايمني در کشور ميزان بودجههاي پژوهشي در دانشگاهها را بسيار ناچيز دانست و اظهار کرد: متاسفانه بودجههاي پژوهشي اختصاصي دانشگاههاي کشور به اندازهاي ناچيز است که نميتوان انتظار داشت پژوهشهاي کاربردي و محصول محور صورت گيرند، بطوريکه گاه اين بودجهها به اندازه پژوهانه يک استاد يا پژوهشگر در يکي از کشورهاي توسعه يافته است.
مشاور امور بينالملل معاونت آموزشي وزارت بهداشت، نوع نگرش به تحقيق را مشکل ديگر پژوهش در کشور عنوان کرد و گفت: نوع نگرش نسبت به تحقيق و پژوهش در کشور ما بسيار اشتباه است، به طوريکه بسياري از پژوهشگران پژوهش را تنها به توليد مقاله و انتشار آن در يکي از مجلات خارجي خلاصه ميکنند، در حالي که هدف از پژوهش جواب دادن به سؤالات است و اگر هدف به درستي انتخاب شود، مقالات توليد شده به ثروت تبديل ميشوند؛ اما اگر هدف مشخص نباشد، آينده آن نيز مشخص نخواهد شد.
وي در ادامه با تاکيد بر اينکه بسياري از صنايع در ايران به دنبال خلق تکنولوژي نيستند، خاطرنشان کرد: در حال حاضر ارتباط بين صنعت و دانشگاه بسيار ضعيف است، اگر چه اين ارتباط بايد از دو طرف ايجاد شود؛ اما نقش صنعت در اين زمينه بسيار مهم است. بايد توجه کرد که صنعت تا چه اندازه توانسته پژوهشها را به سمت خود سوق دهد و به دنبال پژوهشگران باشد.
به گفته دانشيار جوان دانشگاه علوم پزشکي، در حال حاضر ضعفي اساسي در ارتباطات صنعتي با دانشگاهها وجود دارد که نتوانستند تعامل خوبي با يکديگر برقرار کنند؛ صنايع مستقل عمل ميکنند و به جاي خلق تکنولوژي، بيشتر به دنبال تکنولوژيهاي وارداتي هستند، به همين دليل پژوهشگران نيز به دانشگاهها محدود ميشوند.
اين نخبه جوان کشور با بيان اينکه بودجههاي پژوهش در کشور به خوبي مديريت نميشوند، تاکيد کرد: معتقد نيستم که در کشور پول وجود ندارد؛ در واقع مديريت خوبي در حوزه پژوهش کشور وجود ندارد، بطوريکه بودجههاي پژوهشي بطور مشخص و با شفافيت توزيع و مديريت نميشوند.
بنابراين بايد برنامهريزي دقيقتري در حوزه توزيع بودجههاي پژوهشي کشور صورت بگيرد تا بر اساس آن افرادي که هدف متعالي و مشخصي از تحقيق دارند، از اين بودجهها سهم بگيرند. @eduarticle
دانشمند جوان حاضر در جمع يک درصد دانشمندان برتر جهان، از کمبود بودجههاي پژوهش و مديريت نادرست در دانشگاهها انتقاد کرد و گفت: اگر کشورهاي توسعه يافته ميتوانند پژوهشهاي خود را به محصول تبديل کنند و در نهايت کسب ثروت داشته باشند، به اين دليل است که بودجههاي بسيار عظيمي را براي پژوهش صرف ميکنند؛ اما در ايران علاوه بر کمبود بودجه، مديريت صحيح در اين حوزه وجود ندارد.
دکتر نيما رضايي، دانشيار دانشگاه علوم پزشکي تهران در گفتوگو با ايسنا، با انتقاد از بيتوجهي به پژوهشهاي پايه در دانشگاهها اظهار داشت: بايد بپذيريم کشور ما در حوزه پژوهش يکسري عقب ماندگيهايي دارد.
در واقع پژوهش از زماني که خشتهاي اوليه آن برداشته ميشود تا به يک ساختمان منظم تبديل شده و به عنوان يک محصول در نظر گرفته شود، بايد مراحلي را طي کند؛ بويژه در اجراي پژوهشهاي کاربردي و محصولمحور بايد بررسي کرد که آيا خشتهاي اوليه آن درست برداشته شده است يا خير.
وي در ادامه تصريح کرد: اگر کشورهاي توسعهيافته ميتوانند پژوهشهاي خود را به محصول تبديل کنند و در نهايت کسب ثروت داشته باشند، به اين دليل است که بر خلاف کشور ما، بودجههاي بسيار عظيمي را براي پژوهشهاي پايه صرف ميکنند. بنابراين اگر ما بدون توجه به پژوهشهاي پايه و اصولي، انتظار توليد ثروت از علم را داشته باشيم، به هدف نخواهيم رسيد.
اين دانشمند برتر جهاني، پژوهشها را به دو نوع کاربردي و پايه تقسيمبندي کرد و گفت: اينکه همه تحقيقات را به ديد پژوهشهاي کاربردي نگاه کنيم و خلق ثروت داشته باشيم، امکانپذير نيست. در واقع پژوهشهاي پايه و کاربردي بايد در کنار يکديگر مورد توجه قرار بگيرند. يعني ابتدا بايد بخش عمدهاي از بودجه را به پژوهشهاي علوم پايه و زيربنايي اختصاص دهيم و در نهايت انتظار داشته باشيم اين بررسيها در يک بازه زماني مشخص به ثروت تبديل شوند.
معاون پژوهشي مرکز تحقيقات نقص ايمني در کشور ميزان بودجههاي پژوهشي در دانشگاهها را بسيار ناچيز دانست و اظهار کرد: متاسفانه بودجههاي پژوهشي اختصاصي دانشگاههاي کشور به اندازهاي ناچيز است که نميتوان انتظار داشت پژوهشهاي کاربردي و محصول محور صورت گيرند، بطوريکه گاه اين بودجهها به اندازه پژوهانه يک استاد يا پژوهشگر در يکي از کشورهاي توسعه يافته است.
مشاور امور بينالملل معاونت آموزشي وزارت بهداشت، نوع نگرش به تحقيق را مشکل ديگر پژوهش در کشور عنوان کرد و گفت: نوع نگرش نسبت به تحقيق و پژوهش در کشور ما بسيار اشتباه است، به طوريکه بسياري از پژوهشگران پژوهش را تنها به توليد مقاله و انتشار آن در يکي از مجلات خارجي خلاصه ميکنند، در حالي که هدف از پژوهش جواب دادن به سؤالات است و اگر هدف به درستي انتخاب شود، مقالات توليد شده به ثروت تبديل ميشوند؛ اما اگر هدف مشخص نباشد، آينده آن نيز مشخص نخواهد شد.
وي در ادامه با تاکيد بر اينکه بسياري از صنايع در ايران به دنبال خلق تکنولوژي نيستند، خاطرنشان کرد: در حال حاضر ارتباط بين صنعت و دانشگاه بسيار ضعيف است، اگر چه اين ارتباط بايد از دو طرف ايجاد شود؛ اما نقش صنعت در اين زمينه بسيار مهم است. بايد توجه کرد که صنعت تا چه اندازه توانسته پژوهشها را به سمت خود سوق دهد و به دنبال پژوهشگران باشد.
به گفته دانشيار جوان دانشگاه علوم پزشکي، در حال حاضر ضعفي اساسي در ارتباطات صنعتي با دانشگاهها وجود دارد که نتوانستند تعامل خوبي با يکديگر برقرار کنند؛ صنايع مستقل عمل ميکنند و به جاي خلق تکنولوژي، بيشتر به دنبال تکنولوژيهاي وارداتي هستند، به همين دليل پژوهشگران نيز به دانشگاهها محدود ميشوند.
اين نخبه جوان کشور با بيان اينکه بودجههاي پژوهش در کشور به خوبي مديريت نميشوند، تاکيد کرد: معتقد نيستم که در کشور پول وجود ندارد؛ در واقع مديريت خوبي در حوزه پژوهش کشور وجود ندارد، بطوريکه بودجههاي پژوهشي بطور مشخص و با شفافيت توزيع و مديريت نميشوند.
بنابراين بايد برنامهريزي دقيقتري در حوزه توزيع بودجههاي پژوهشي کشور صورت بگيرد تا بر اساس آن افرادي که هدف متعالي و مشخصي از تحقيق دارند، از اين بودجهها سهم بگيرند. @eduarticle
اخبار نگاه🆕___________
✅ اعلام اسامي اعضاي تیم های ملی المپیادهای علمی کشور....
اعضای تیم های ملی المپیادهای علمی ریاضی، فیزیک، زیست شناسی، شیمی وکامپیوتر جمهوری اسلامی ایران مشخص شده اند. دانش آموزان محمد رضا امينيان ، فربد اكباتاني ، امين رخشا ، اميرمجتبي صبوري ، مهبد مجيد و عليرضا هديه لو از تهران اعضاي تيم ملي المپياد رياضي جمهوري اسلامي ايران هستند كه 16 الي 26 تيرماه سال جاري به مسابقات جهاني 2016 كه در كشور هنگ كنگ برگزار مي شود اعزام خواهند شد .
_________________
1395/03/09
✅ اعلام اسامي اعضاي تیم های ملی المپیادهای علمی کشور....
اعضای تیم های ملی المپیادهای علمی ریاضی، فیزیک، زیست شناسی، شیمی وکامپیوتر جمهوری اسلامی ایران مشخص شده اند. دانش آموزان محمد رضا امينيان ، فربد اكباتاني ، امين رخشا ، اميرمجتبي صبوري ، مهبد مجيد و عليرضا هديه لو از تهران اعضاي تيم ملي المپياد رياضي جمهوري اسلامي ايران هستند كه 16 الي 26 تيرماه سال جاري به مسابقات جهاني 2016 كه در كشور هنگ كنگ برگزار مي شود اعزام خواهند شد .
_________________
1395/03/09
به گزارش ایرنا
عباسعلی اللهیاری چهارشنبه در همایش کاربردهای روانشناسی اجتماعی با موضوع آسیب های اجتماعی در شیراز افزود:اگر نگران هستیم که سلامت روانی، اجتماعی و معنوی مردم در معرض تهدید است، نظام روان شناسی و مشاوره کشور قادر است راه علمی، اصولی و ارزشی برای حل این مسائل بیابد و در صورتی که این موضوع مورد توجه قرار نگیرد، مردم شاید دنبال راه های دیگری بروند.
وی با اشاره به بی توجهی به موضوع مشاوره در چتر حمایتی بیمه ها و روند توزیع اعتبارت حوزه سلامت گفت: امروز برخی در کشور می گویند که موضوع سلامت، تنها امراض و بیماری ها را در بر می گیرد و حال آن که منظور از سلامت روان، تنها بیماری روانی نیست و این بیماری، بخش کوچکی از موضوع سلامت روان را تشکیل می دهد و بخش عمده این حوزه، مبحث پیشگیری است.
رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور گفت: در حالی که با نگاه علمی باید 80 درصد بودجه و ظرفیت بخش سلامت کشور به سلامت روانی، اجتماعی و معنوی اختصاص یابد، امروز تنها سه درصد این بودجه به این موضوع اختصاص یافته است و آن هم برای تخت های بیمارستانی پیش بینی شده است.
اللهیاری افزود: با توجه به نقش کلیدی نیروی انسانی در توسعه پایدار، پرداختن به موضوع سلامت اولویت همه کشورهای جهان است و این موضوع ابعاد جسمانی، روان شناختی، اجتماعی و معنوی را در بر می گیرد.
وی اظهار کرد: در کشورهای توسعه یافته جهان، 15 تا 20 درصد ماموریت های تامین سلامت شهروندان به حوزه سلامت جسمانی تعلق دارد و حدود 80 درصد ماموریت ها با دستور کار تامین سلامت روانی، اجتماعی و معنوی است.
رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور گفت: به دنبال نگاه غلط ، منسوخ و به ارث رسیده از دوران گذشته، موضوع سلامت در ایران به منزله سلامت جسمانی تعریف شده و متولی آن وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی شناخته شده است و متاثر از این نگاه، بودجه های حوزه سلامت به شکل نادرستی در کشور توزیع می شود.
وی افزود: بودجه نظام سلامت کشور در سال 94 افزون بر 80 هزار میلیارد ریال بود که در سال 95، این رقم به 100 هزار میلیارد ریال افزایش یافته است و با نگاه علمی، باید 80 درصد این بودجه در حوزه تامین سلامت روانی، اجتماعی و معنوی جامعه هزینه شود.
اللهیاری با بیان این که تهدیدهایی در حوزه سلامت، کشور را در معرض آسیب قرار داده است گفت: حتی سلامت جسمانی که این همه پول برای آن هزینه کرده ایم، امروز در معرض تهدید جدی است.
وی ادامه داد: اگر نظام سلامت برای یک طرح کشوری بزرگ مانند پزشک خانواده هزینه زیادی انجام داد و شاهد عقب گرد در این زمینه است، باید بپذیرد که این طرح نادرست است.
رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور افزود: با توجه به گسترش اختلالات روانی در جامعه و روند طلاق، خشونت، پرخاشگری و اعتیاد شاهد روندی نگران کننده در جامعه هستیم که در سلامت معنوی جامعه نیز تاثیر منفی برجای می گذارد.
وی بیان کرد: تامین سلامت روانی جامعه حوزه هایی همچون افکار، عواطف و رفتار شهروندان را در بر می گیرد و باید به وضعیتی برسیم که هر شهروند ایرانی یک مشاور خانوادگی نیز در کنار خود داشته باشد.
اللهیاری اظهار کرد: مسئولیت پذیری، مشارکت و پختگی اجتماعی، تفهیم و تفاهم اجتماعی، احساس سرزندگی و ایجاد سرمایه اجتماعی نیز از جلوه های تلاش های حوزه سلامت اجتماعی است که هیچ یک به کمک دارو محقق نمی شود.
رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور ادامه داد: مشکلات در حوزه سلامت معنوی نیز ریشه در کمبودهای افراد دارد و تنها یک روان شناس و روحانی متخلق به عرفان می تواند این خلاء را پر کند.
اللهیاری ادامه داد: با توجه به نگاه مثبت مسئولان ارشد نظام، دولت و مجلس شورای اسلامی به اهمیت مقوله روانشناسی و مشاوره چشم انداز مثبتی برای تغییر نگاه های گذشته به حوزه سلامت روانی، اجتماعی و معنوی دیده می شود.
رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور گفت: هم اینک و بر اساس مقررات جاری کشور، تنها این سازمان دارای صلاحیت در حوزه اعطای مجوز مراکز مشاوره است و سازمان بهزیستی و وزارت ورزش و جوانان که پیش از این مجوزهای مراکز مشاوره را صادر می کردند، از این پس در این زمینه نه تنها مسئولیتی ندارند بلکه در صورت تخلف از قانون، اعطاکنندگان مجوز مراکز مشاوره در این دستگاه ها با مجازات هایی همچون انفصال از خدمات دولتی روبرو می شوند.
عباسعلی اللهیاری چهارشنبه در همایش کاربردهای روانشناسی اجتماعی با موضوع آسیب های اجتماعی در شیراز افزود:اگر نگران هستیم که سلامت روانی، اجتماعی و معنوی مردم در معرض تهدید است، نظام روان شناسی و مشاوره کشور قادر است راه علمی، اصولی و ارزشی برای حل این مسائل بیابد و در صورتی که این موضوع مورد توجه قرار نگیرد، مردم شاید دنبال راه های دیگری بروند.
وی با اشاره به بی توجهی به موضوع مشاوره در چتر حمایتی بیمه ها و روند توزیع اعتبارت حوزه سلامت گفت: امروز برخی در کشور می گویند که موضوع سلامت، تنها امراض و بیماری ها را در بر می گیرد و حال آن که منظور از سلامت روان، تنها بیماری روانی نیست و این بیماری، بخش کوچکی از موضوع سلامت روان را تشکیل می دهد و بخش عمده این حوزه، مبحث پیشگیری است.
رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور گفت: در حالی که با نگاه علمی باید 80 درصد بودجه و ظرفیت بخش سلامت کشور به سلامت روانی، اجتماعی و معنوی اختصاص یابد، امروز تنها سه درصد این بودجه به این موضوع اختصاص یافته است و آن هم برای تخت های بیمارستانی پیش بینی شده است.
اللهیاری افزود: با توجه به نقش کلیدی نیروی انسانی در توسعه پایدار، پرداختن به موضوع سلامت اولویت همه کشورهای جهان است و این موضوع ابعاد جسمانی، روان شناختی، اجتماعی و معنوی را در بر می گیرد.
وی اظهار کرد: در کشورهای توسعه یافته جهان، 15 تا 20 درصد ماموریت های تامین سلامت شهروندان به حوزه سلامت جسمانی تعلق دارد و حدود 80 درصد ماموریت ها با دستور کار تامین سلامت روانی، اجتماعی و معنوی است.
رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور گفت: به دنبال نگاه غلط ، منسوخ و به ارث رسیده از دوران گذشته، موضوع سلامت در ایران به منزله سلامت جسمانی تعریف شده و متولی آن وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی شناخته شده است و متاثر از این نگاه، بودجه های حوزه سلامت به شکل نادرستی در کشور توزیع می شود.
وی افزود: بودجه نظام سلامت کشور در سال 94 افزون بر 80 هزار میلیارد ریال بود که در سال 95، این رقم به 100 هزار میلیارد ریال افزایش یافته است و با نگاه علمی، باید 80 درصد این بودجه در حوزه تامین سلامت روانی، اجتماعی و معنوی جامعه هزینه شود.
اللهیاری با بیان این که تهدیدهایی در حوزه سلامت، کشور را در معرض آسیب قرار داده است گفت: حتی سلامت جسمانی که این همه پول برای آن هزینه کرده ایم، امروز در معرض تهدید جدی است.
وی ادامه داد: اگر نظام سلامت برای یک طرح کشوری بزرگ مانند پزشک خانواده هزینه زیادی انجام داد و شاهد عقب گرد در این زمینه است، باید بپذیرد که این طرح نادرست است.
رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور افزود: با توجه به گسترش اختلالات روانی در جامعه و روند طلاق، خشونت، پرخاشگری و اعتیاد شاهد روندی نگران کننده در جامعه هستیم که در سلامت معنوی جامعه نیز تاثیر منفی برجای می گذارد.
وی بیان کرد: تامین سلامت روانی جامعه حوزه هایی همچون افکار، عواطف و رفتار شهروندان را در بر می گیرد و باید به وضعیتی برسیم که هر شهروند ایرانی یک مشاور خانوادگی نیز در کنار خود داشته باشد.
اللهیاری اظهار کرد: مسئولیت پذیری، مشارکت و پختگی اجتماعی، تفهیم و تفاهم اجتماعی، احساس سرزندگی و ایجاد سرمایه اجتماعی نیز از جلوه های تلاش های حوزه سلامت اجتماعی است که هیچ یک به کمک دارو محقق نمی شود.
رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور ادامه داد: مشکلات در حوزه سلامت معنوی نیز ریشه در کمبودهای افراد دارد و تنها یک روان شناس و روحانی متخلق به عرفان می تواند این خلاء را پر کند.
اللهیاری ادامه داد: با توجه به نگاه مثبت مسئولان ارشد نظام، دولت و مجلس شورای اسلامی به اهمیت مقوله روانشناسی و مشاوره چشم انداز مثبتی برای تغییر نگاه های گذشته به حوزه سلامت روانی، اجتماعی و معنوی دیده می شود.
رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور گفت: هم اینک و بر اساس مقررات جاری کشور، تنها این سازمان دارای صلاحیت در حوزه اعطای مجوز مراکز مشاوره است و سازمان بهزیستی و وزارت ورزش و جوانان که پیش از این مجوزهای مراکز مشاوره را صادر می کردند، از این پس در این زمینه نه تنها مسئولیتی ندارند بلکه در صورت تخلف از قانون، اعطاکنندگان مجوز مراکز مشاوره در این دستگاه ها با مجازات هایی همچون انفصال از خدمات دولتی روبرو می شوند.
Forwarded from پایگاه خبری انتخاب
هواپیماهای سوری سئوالات امتحانات نهایی سوم راهنمایی را با چتر برفراز دو شهر محاصره شده فوعه و کفریا رها کردند. @Entekhab_ir
📚 تربیت دانشآموز برای کانادا و آمریکا! (گزیده )
آرمان - صبا حسینی:
مدارس غیرانتفاعی یا غیردولتی! همین نام به ظاهر ساده برای خیلی از پدر و مادرهایی که بچه مدرسهای دارند یک کابوس بزرگ است. پدرهایی که حتی اگر دستشان هم به دهنشان برسد باز هم در بیشتر مواقع توان پرداخت شهریه های نجومی مدارس خاص را ندارند. قسطی یا غیرقسطی فرقی نمیکند؛ وقتی شاگردی در این مدارس ثبت نام میکند پدر و مادر باید به قول معروف پیه همه چیز را به تن خود مالیده و خودشان را برای هر خرجی آماده کنند. در گزارش میدانی از تعدادی از مدارس تحت عنوان «مدارس خاص» نحوه فعالیت و شهریههای این مدارس را بررسی کردهایم.
نکته جالب اینکه مدیران و گردانندگان این مدارس هم وقتی قرار است دانشآموزی را ثبتنام کنند با والدین او اتمام حجت کرده و از قبل به آنها هشدارهای لازم را میدهند. متاسفانه در کشور ما تنها عاملی که باعث میشود کیفیت آموزشی، فعالیتهای فوق برنامه، محیط آموزشی و حتی معلمان خوب و نمونه در مدارس وجود داشته باشند، فقط قرار گرفتن یک مدرسه در منطقهای خاص است.
درس خواندن در محیطی خاص
مهناز یکی از مادرانی که دخترش در مقطع ابتدائی در یکی از مدارس خیابان سعادتآباد تهران درس میخواند، در مورد این مدرسه میگوید: در ابتدا به ما گفتند شهریه پنج میلیون تومان است ولی تا به حال پیش نیامده من و پدر ترانه برای مدرسه او سالی کمتر از حدود ۱۵ میلیون تومان هزینه کنیم. او در پاسخ به این سوال که مگر این مدرسه ابتدائی چه امکاناتی دارد که اندازه یک ترم دانشگاه در مقطع دکتری برایتان هزینه داشته، میگوید: همه آموزشها از طریق لپتاپ و رایانه و کاملا هوشمند است ، او از تغییراتی که در رفتار دخترش در اثر حدود چهار سال درس خواندن در این مدرسه ایجاد شده صحبت میکند و می گوید: به تازگی باید مواقعی که برای دیدن دخترم به مدرسه میروم یا میخواهم با دوستان او و مادرانشان دیدار کنم به سبک شرکت در یک مراسم عروسی خودم را بیارایم تا ترانه ناراحت نشود. او عنوان میکند: دختر من حدود ۱۱ سال دارد، اما شبیه یک دختر ۲۷ ساله رفتار میکند.
جنازهای که از مدرسه به خانه میرود
مائده دانشآموز مقطع دوم متوسطه یکی از این مدارس خاص در مورد مدرسهای که در آن درس میخواند، میگوید: به گفته مادرم سال گذشته حدود ۱۴ میلیون تومان برای مدرسه من خرج کردهاند در حالی که اول کار فقط پنج میلیون تومان از ما گرفتند ولی بعد از آن به بهانه معلم و کلاس کنکور مبالغ مختلفی پرداخت کردیم. او در مورد مدرسه خود که در منطقه یک تهران و خیابان دزاشیب قرار دارد میگوید: به قول مدیر مدرسه اینجا به سبک پانسیونهای فرانسوی اداره میشود. ما تا ساعت چهار در مدرسه هستیم و وقتی به خانه میرویم یک جنازهایم که هیچ کاری نمیتوانیم انجام دهیم، زیرا تمام توانمان را در مدرسه از ما گرفتهاند. از کلاسهای زبان مختلف تا انواع کلاس کنکور از اول متوسطه که افراد حتی هنوز رشته تحصیلی خود را انتخاب نکردهاند و نکته جالبتر اینکه اکثر بچههای کلاس درسنخوان هستند.
تربیت افراد برای کانادا و آمریکا
در بین مدارس غیردولتی متوسطه تهران به نام مدرسهای برمیخورم که در آن بدون توجه به کنکور و نظام آموزشی فعلی افراد را برای تحصیل در دانشگاههای برتر دنیا در کانادا و آمریکا آماده میکنند. با وجود اینکه شاید تلاش این مدرسه برای رساندن افراد به اهدافشان چندان هم بد نباشد، اما با توجه به شعارهای کشور در زمینه لزوم سازندگی داخلی و جلوگیری از فرار مغزها اینکه در پایتخت و به صورت علنی این نظام و شعارها توسط خود ساختار آموزشی زیر پا گذاشته میشود جای بحث و بررسی دارد. این مدرسه هم جزو مدارس خاص تهران با شهریه میلیونی است که در منطقه یک شهر قرار دارد. ادامه 👇https://telegram.me/eduarticle/315
@eduarticle
آرمان - صبا حسینی:
مدارس غیرانتفاعی یا غیردولتی! همین نام به ظاهر ساده برای خیلی از پدر و مادرهایی که بچه مدرسهای دارند یک کابوس بزرگ است. پدرهایی که حتی اگر دستشان هم به دهنشان برسد باز هم در بیشتر مواقع توان پرداخت شهریه های نجومی مدارس خاص را ندارند. قسطی یا غیرقسطی فرقی نمیکند؛ وقتی شاگردی در این مدارس ثبت نام میکند پدر و مادر باید به قول معروف پیه همه چیز را به تن خود مالیده و خودشان را برای هر خرجی آماده کنند. در گزارش میدانی از تعدادی از مدارس تحت عنوان «مدارس خاص» نحوه فعالیت و شهریههای این مدارس را بررسی کردهایم.
نکته جالب اینکه مدیران و گردانندگان این مدارس هم وقتی قرار است دانشآموزی را ثبتنام کنند با والدین او اتمام حجت کرده و از قبل به آنها هشدارهای لازم را میدهند. متاسفانه در کشور ما تنها عاملی که باعث میشود کیفیت آموزشی، فعالیتهای فوق برنامه، محیط آموزشی و حتی معلمان خوب و نمونه در مدارس وجود داشته باشند، فقط قرار گرفتن یک مدرسه در منطقهای خاص است.
درس خواندن در محیطی خاص
مهناز یکی از مادرانی که دخترش در مقطع ابتدائی در یکی از مدارس خیابان سعادتآباد تهران درس میخواند، در مورد این مدرسه میگوید: در ابتدا به ما گفتند شهریه پنج میلیون تومان است ولی تا به حال پیش نیامده من و پدر ترانه برای مدرسه او سالی کمتر از حدود ۱۵ میلیون تومان هزینه کنیم. او در پاسخ به این سوال که مگر این مدرسه ابتدائی چه امکاناتی دارد که اندازه یک ترم دانشگاه در مقطع دکتری برایتان هزینه داشته، میگوید: همه آموزشها از طریق لپتاپ و رایانه و کاملا هوشمند است ، او از تغییراتی که در رفتار دخترش در اثر حدود چهار سال درس خواندن در این مدرسه ایجاد شده صحبت میکند و می گوید: به تازگی باید مواقعی که برای دیدن دخترم به مدرسه میروم یا میخواهم با دوستان او و مادرانشان دیدار کنم به سبک شرکت در یک مراسم عروسی خودم را بیارایم تا ترانه ناراحت نشود. او عنوان میکند: دختر من حدود ۱۱ سال دارد، اما شبیه یک دختر ۲۷ ساله رفتار میکند.
جنازهای که از مدرسه به خانه میرود
مائده دانشآموز مقطع دوم متوسطه یکی از این مدارس خاص در مورد مدرسهای که در آن درس میخواند، میگوید: به گفته مادرم سال گذشته حدود ۱۴ میلیون تومان برای مدرسه من خرج کردهاند در حالی که اول کار فقط پنج میلیون تومان از ما گرفتند ولی بعد از آن به بهانه معلم و کلاس کنکور مبالغ مختلفی پرداخت کردیم. او در مورد مدرسه خود که در منطقه یک تهران و خیابان دزاشیب قرار دارد میگوید: به قول مدیر مدرسه اینجا به سبک پانسیونهای فرانسوی اداره میشود. ما تا ساعت چهار در مدرسه هستیم و وقتی به خانه میرویم یک جنازهایم که هیچ کاری نمیتوانیم انجام دهیم، زیرا تمام توانمان را در مدرسه از ما گرفتهاند. از کلاسهای زبان مختلف تا انواع کلاس کنکور از اول متوسطه که افراد حتی هنوز رشته تحصیلی خود را انتخاب نکردهاند و نکته جالبتر اینکه اکثر بچههای کلاس درسنخوان هستند.
تربیت افراد برای کانادا و آمریکا
در بین مدارس غیردولتی متوسطه تهران به نام مدرسهای برمیخورم که در آن بدون توجه به کنکور و نظام آموزشی فعلی افراد را برای تحصیل در دانشگاههای برتر دنیا در کانادا و آمریکا آماده میکنند. با وجود اینکه شاید تلاش این مدرسه برای رساندن افراد به اهدافشان چندان هم بد نباشد، اما با توجه به شعارهای کشور در زمینه لزوم سازندگی داخلی و جلوگیری از فرار مغزها اینکه در پایتخت و به صورت علنی این نظام و شعارها توسط خود ساختار آموزشی زیر پا گذاشته میشود جای بحث و بررسی دارد. این مدرسه هم جزو مدارس خاص تهران با شهریه میلیونی است که در منطقه یک شهر قرار دارد. ادامه 👇https://telegram.me/eduarticle/315
@eduarticle
Telegram
مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی
📚نابرابریها به آسیب ختم میشود
یک روانشناس و مشاور مدرسه در مورد تبعیض طبقاتی در ساختار آموزشی ایران میگوید: از جنوبیترین نقطه شهر تا شمالیترین نقطه آن افراد از نظر فرهنگ و همه مسائل انسانی متفاوت هستند، زیرا علاوه بر خانواده دولتها هم در ایران افراد…
یک روانشناس و مشاور مدرسه در مورد تبعیض طبقاتی در ساختار آموزشی ایران میگوید: از جنوبیترین نقطه شهر تا شمالیترین نقطه آن افراد از نظر فرهنگ و همه مسائل انسانی متفاوت هستند، زیرا علاوه بر خانواده دولتها هم در ایران افراد…
ادامه مطلب 👆https://telegram.me/eduarticle/314
📚نابرابریها به آسیب ختم میشود
یک روانشناس و مشاور مدرسه در مورد تبعیض طبقاتی در ساختار آموزشی ایران میگوید: از جنوبیترین نقطه شهر تا شمالیترین نقطه آن افراد از نظر فرهنگ و همه مسائل انسانی متفاوت هستند، زیرا علاوه بر خانواده دولتها هم در ایران افراد را محبوس به ماندن در طبقه خود میکنند. پرویندخت یزدانی میگوید: از منطقه و خیابان و همه امکانات محیطی گرفته تا حتی مدرسه و محیط آموزشی که باید برابر باشد، اینجا کاملا نابرابر است و همین نابرابریها از اول بچههای ما را عادت میدهد خودشان را با دیگران مقایسه کنند و خشونت در این مقایسه ها نطفه میبندد. این کارشناس آموزشی از تجربههای متعدد تدریس در این مدارس و برخورد با دانش آموزان مختلف میگوید و میافزاید: تمام بچهها در محیط مدرسه به هم نگاه میکنند و وقتی متوجه میشوند همکلاسیهای آنها بیشتر از آنها دارند و این بیشتر داشتن فاصله زیادی ایجاد کرده، در ضمیر ناخودآگاه فرد اثرات بدی به جا میگذارد که بعدها در رفتارهای ضداجتماعی مانند اعتیاد، تفاخر و اوباشگری خودنمایی میکند. این کارشناس آموزشی میگوید: این بچهها در بیماری والدین خود میسوزند زیرا برخیها چون در تصورات احمقانه خود فکر میکنند از بقیه عقب میمانند فرزندان خود را به زور در مسیری قرار میدهند که شاکله شخصیت آنها را دگرگون میکند. @eduarticle
📚نابرابریها به آسیب ختم میشود
یک روانشناس و مشاور مدرسه در مورد تبعیض طبقاتی در ساختار آموزشی ایران میگوید: از جنوبیترین نقطه شهر تا شمالیترین نقطه آن افراد از نظر فرهنگ و همه مسائل انسانی متفاوت هستند، زیرا علاوه بر خانواده دولتها هم در ایران افراد را محبوس به ماندن در طبقه خود میکنند. پرویندخت یزدانی میگوید: از منطقه و خیابان و همه امکانات محیطی گرفته تا حتی مدرسه و محیط آموزشی که باید برابر باشد، اینجا کاملا نابرابر است و همین نابرابریها از اول بچههای ما را عادت میدهد خودشان را با دیگران مقایسه کنند و خشونت در این مقایسه ها نطفه میبندد. این کارشناس آموزشی از تجربههای متعدد تدریس در این مدارس و برخورد با دانش آموزان مختلف میگوید و میافزاید: تمام بچهها در محیط مدرسه به هم نگاه میکنند و وقتی متوجه میشوند همکلاسیهای آنها بیشتر از آنها دارند و این بیشتر داشتن فاصله زیادی ایجاد کرده، در ضمیر ناخودآگاه فرد اثرات بدی به جا میگذارد که بعدها در رفتارهای ضداجتماعی مانند اعتیاد، تفاخر و اوباشگری خودنمایی میکند. این کارشناس آموزشی میگوید: این بچهها در بیماری والدین خود میسوزند زیرا برخیها چون در تصورات احمقانه خود فکر میکنند از بقیه عقب میمانند فرزندان خود را به زور در مسیری قرار میدهند که شاکله شخصیت آنها را دگرگون میکند. @eduarticle
Telegram
مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی
📚 تربیت دانشآموز برای کانادا و آمریکا! (گزیده )
آرمان - صبا حسینی:
مدارس غیرانتفاعی یا غیردولتی! همین نام به ظاهر ساده برای خیلی از پدر و مادرهایی که بچه مدرسهای دارند یک کابوس بزرگ است. پدرهایی که حتی اگر دستشان هم به دهنشان برسد باز هم در بیشتر مواقع…
آرمان - صبا حسینی:
مدارس غیرانتفاعی یا غیردولتی! همین نام به ظاهر ساده برای خیلی از پدر و مادرهایی که بچه مدرسهای دارند یک کابوس بزرگ است. پدرهایی که حتی اگر دستشان هم به دهنشان برسد باز هم در بیشتر مواقع…
آموزش مارپیچی از دیدگاه برونر و ابن خلدون
دکتر سید حسین میرلوحی https://telegram.me/eduarticle/317
دکتر سید حسین میرلوحی https://telegram.me/eduarticle/317
آموزش_مارپیچی_از_دیدگاه_برونر_و_ابن_خلدون.pdf
780.2 KB
آموزش مارپیچی از دیدگاه برونر و ابن خلدون
دکتر سید حسین میرلوحی https://telegram.me/eduarticle
دکتر سید حسین میرلوحی https://telegram.me/eduarticle
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلم و انیمیشن کوتاه روان شناسی - استرس
✅ استقرارپايه دهم در سال تحصيلي جاري مهم ترين تغيير در سیستم آموزشی کشور است...
علي زرافشان گفت: امسال حساس ترین سال تغییرات در سیستم آموزشی است و پس از چالشی که چندسال قبل در زمینه استقرار پایه ششم در سیستم داشتیم در سال جاری قطعا با شرایط دشواری مواجه خواهیم شد.
_________________
1395/03/09
علي زرافشان گفت: امسال حساس ترین سال تغییرات در سیستم آموزشی است و پس از چالشی که چندسال قبل در زمینه استقرار پایه ششم در سیستم داشتیم در سال جاری قطعا با شرایط دشواری مواجه خواهیم شد.
_________________
1395/03/09
چرا پیش نمی رویم؟ یا آن گونه که مطلوب است جامعه ایران پیشرفت نمی کند؟
پاسخ این سؤال را باید در حوزه های مختلفی جست و جو کرد ولی اگر مرحله به مرحله کاوش کنیم نهایتاً به ام المصائب می رسیم که تا تحولی در آن صورت نگیرد، در بر همان پاشنه دیرین خواهد چرخید و آن، سیستم آموزشی کشور است.
سیستم آموزشی در ایران، به طرز آشکاری در حال تباه کردن نسل هاست و این روند سیاه، دهه هاست که به شکل معاصر ادامه دارد!
منظور البته کسانی که در سیستم آموزشی کار می کنند، مانند معلمان، استادان و مدیران نیست بلکه سخن بر سر این است که سیستم، ناکارآمد است و حتی بهترین معلمان و استادان نیز نمی توانند در درون این سیستم فشل، کارآمدی خود را به طور کامل و نهادینه شده بروز دهند.
یکی از فاجعه بارترین ویژگی های نظام آموزشی در ایران، سخت و غیرمنعطف بودن آن است به گونه ای که نمی تواند تن سنگین و تنبل خود را در واکنش به آنچه در جامعه می گذرد تکان دهد و اقدام مناسب کند: سن اعتیاد در جامعه به طرز ملموس و فاجعه باری کاهش می یابد و به سنین دانش آموزی می رسد ولی نظام آموزشی همچنان در حال یاد دادن نام بزرگ ترین صحرای ترکمنستان است.
شبکه های اجتماعی موبایل محور، تمام جامعه را در بر می گیرند ولی نظام آموزشی هنوز اصرار دارد که دانش آموزان نام کتاب های قیصر امین پور را حفظ کنند.
بیماری های مرتبط با تغذیه نامناسب در جامعه تشدید می شوند اما نظام آموزشی از معلمان می خواهد حفظ کردن نام فلان باکتری ها را به دانش آموزان تحمیل کنند.
طلاق گسترش می یابد و درصد قابل توجهی از دانش آموزان با پدر یا مادرهای جدا شده از هم زندگی می کنند ولی نظام آموزشی به جای دادن آموزش های لازم به این دانش آموزان، می خواهد تانژانت و کتانژانت را مرور کنند.
البته نمی گوییم هیچ کدام از این ها را یاد ندهند ( هر چند که برخی آموزه ها اساساً بیهوده هستند) ولی نکته اینجاست که سیستم عریض و طویل آموزشی به حدی کُند و سنگین است که نمی تواند همراستا با نیازهای کنونی، عکس العمل نشان دهد، چه رسد به پیش بینی نیازهای آتی؟!
تا زمانی که سیستم آموزش و پرورش و نیز آموزش عالی مبتنی بر کتاب های درسی و محفوظات و امتحانات باشد و کار چندانی با آنچه در جامعه می گذرد نداشته باشد، به مؤسسه ای می ماند که در عصر تلفن و رایانه و اینترنت، همچنان درگیر پرورش کبوتران نامهرسان است و اتفاقاً خیلی هم جدی و سختگیرانه این کار را می کند.
سایت عصر ایران-جعفر محمدی @eduarticle
پاسخ این سؤال را باید در حوزه های مختلفی جست و جو کرد ولی اگر مرحله به مرحله کاوش کنیم نهایتاً به ام المصائب می رسیم که تا تحولی در آن صورت نگیرد، در بر همان پاشنه دیرین خواهد چرخید و آن، سیستم آموزشی کشور است.
سیستم آموزشی در ایران، به طرز آشکاری در حال تباه کردن نسل هاست و این روند سیاه، دهه هاست که به شکل معاصر ادامه دارد!
منظور البته کسانی که در سیستم آموزشی کار می کنند، مانند معلمان، استادان و مدیران نیست بلکه سخن بر سر این است که سیستم، ناکارآمد است و حتی بهترین معلمان و استادان نیز نمی توانند در درون این سیستم فشل، کارآمدی خود را به طور کامل و نهادینه شده بروز دهند.
یکی از فاجعه بارترین ویژگی های نظام آموزشی در ایران، سخت و غیرمنعطف بودن آن است به گونه ای که نمی تواند تن سنگین و تنبل خود را در واکنش به آنچه در جامعه می گذرد تکان دهد و اقدام مناسب کند: سن اعتیاد در جامعه به طرز ملموس و فاجعه باری کاهش می یابد و به سنین دانش آموزی می رسد ولی نظام آموزشی همچنان در حال یاد دادن نام بزرگ ترین صحرای ترکمنستان است.
شبکه های اجتماعی موبایل محور، تمام جامعه را در بر می گیرند ولی نظام آموزشی هنوز اصرار دارد که دانش آموزان نام کتاب های قیصر امین پور را حفظ کنند.
بیماری های مرتبط با تغذیه نامناسب در جامعه تشدید می شوند اما نظام آموزشی از معلمان می خواهد حفظ کردن نام فلان باکتری ها را به دانش آموزان تحمیل کنند.
طلاق گسترش می یابد و درصد قابل توجهی از دانش آموزان با پدر یا مادرهای جدا شده از هم زندگی می کنند ولی نظام آموزشی به جای دادن آموزش های لازم به این دانش آموزان، می خواهد تانژانت و کتانژانت را مرور کنند.
البته نمی گوییم هیچ کدام از این ها را یاد ندهند ( هر چند که برخی آموزه ها اساساً بیهوده هستند) ولی نکته اینجاست که سیستم عریض و طویل آموزشی به حدی کُند و سنگین است که نمی تواند همراستا با نیازهای کنونی، عکس العمل نشان دهد، چه رسد به پیش بینی نیازهای آتی؟!
تا زمانی که سیستم آموزش و پرورش و نیز آموزش عالی مبتنی بر کتاب های درسی و محفوظات و امتحانات باشد و کار چندانی با آنچه در جامعه می گذرد نداشته باشد، به مؤسسه ای می ماند که در عصر تلفن و رایانه و اینترنت، همچنان درگیر پرورش کبوتران نامهرسان است و اتفاقاً خیلی هم جدی و سختگیرانه این کار را می کند.
سایت عصر ایران-جعفر محمدی @eduarticle
قصه دهم : دو نقاش (مفهوم زیبایی) https://telegram.me/eduarticle/322
قصه یازدهم : شاهزاده سانا (مفهوم جرات و ترس) https://telegram.me/eduarticle/323
قصه یازدهم : شاهزاده سانا (مفهوم جرات و ترس) https://telegram.me/eduarticle/323
Audio
قصه های فلسفی - قصه دهم : دو نقاش (مفهوم زیبایی) @eduarticle
Audio
قصه های فلسفی -
قصه یازدهم : شاهزاده سانا (مفهوم جرات و ترس) @eduarticle
قصه یازدهم : شاهزاده سانا (مفهوم جرات و ترس) @eduarticle