بررسی_نگرش_افراد_جامعه_نسبت_به_مدارس_غیرا.pdf
750.9 KB
مقاله بررسی نگرش افراد جامعه نسبت به مدارس غیرانتفاعی ( غیردولتی ) در شهر اصفهان
محسن گل پرور - دکتر حمیدرضا عریضی
محسن گل پرور - دکتر حمیدرضا عریضی
مقاله اصول تربیت اخلافی.pdf
284.8 KB
مقاله اصول تربیت اخلاقی - علی مدد ابراهیمی
✅"موجی" ها بیمار روانی نیستند -برگزیده -
سهیلا وحدتی
"موجی" مفهومی بود که کاملا مشخص نبود، اما در همان حال همه می دانستند که یعنی چی. "موجی" مفهوم ناتوانی ذهنی و روان پریشی را به خود گرفت، یعنی موجودی که لزوما جراحتی نداشت ولی دیگر سالم نبود. بیشتر مورد تاسف دیگران بود تا همدردی، زیرا گرچه هیچ زخم و جراحت و نقص عضوی نداشت اما دیگر نمی توانست زندگی خود را بگرداند و نیاز به مراقبت دیگران داشت.
"موجی"ها یا "جانبازان اعصاب و روان" یکی از پیامدهای جنگ ایران و عراق بودند. جانبازانی که نه تنها سلامت خود را از دست دادند، امیدهای آینده شخصی و خانوادگی و حرفه ای خود را از دست دادند، روابط دوستانه خود را از دست دادند، بلکه جایگاه خود را در جامعه نیز از دست دادند. آنچه بس دردناک و تاسف انگیز است اینست که جامعه آنها را به گونه ای بیمار روانی می پندارد، "دیوانه" می خواند. یک بعد دیگر قضیه، تشخیص میزان ناتوانی این افراد، به عنوان "درصدی" از نقص در کل توانایی فرد، است که در تعیین میزان مقرری ماهانه و مزایای آنان از سوی دولت تعیین کننده است. "مراجعه جانبازان معزز به پزشکان اعصاب و روان فاقد تجربه درمان موج گرفتگی و اشتباه اینگونه پزشکان با بیماران اعصاب و روان عادی معضل درمانی بسیاری از جانبازان می باشد.
این جانبازان نه تنها مورد تحقیر آشکار و پنهان جامعه هستند، بلکه از نظر تامین اقتصادی خود و خانواده هایشان دچار کمبود و مشکلات هستند زیرا که میزان ناتوانی جانبازان اعصاب و روان 25 درصد یا کمتر تشخیص داده می شود و به گفته خانواده های آنان "حق جانبازان 25 درصد یا پایینتر بهخصوص جانبازان اعصاب و روان خیلی تضییع میشود."(4)
"وضعیت جانبازان اعصاب و روان در مقایسه با سایر جانبازان بسیار سختتر است و خود جانبازان و خانوادههایشان مشکلات بیشتری را تحمل میکنند.
"در این شرایط بار اصلی بیماری جانبازان اعصاب و روان بر دوش خانوادههای آنهاست که روزهای بسیار سختی را به دلیل بیماری همسر یا پدر خود سپری میکنند؛ بهگونهای که بسیاری از اوقات پیش آمده که تحمل زندگی با چنین جانبازی برای آنها خارج از توان است و در مواردی همسر جانباز از او جدا شده است. "(4)
در ایران، تعداد جانبازان اعصاب و روان بین 43 هزار تا بیش از 200 هزار تخمین زده می شود. "دکتر محمداسماعیل علیپور؛ رییس مرکز بهداشت روانی بنیاد شهید و امور ایثارگران اعلام کرده در میان جانبازان 43 هزار بیمار روانپزشکی شناختهشده وجود دارد که 7 هزار و 200 نفر از آنها بیمار شدید روانپزشکی هستند. در آمار دیگری، همین مقام اعلام کرده 200 هزار جانباز اعصاب و روان در کشور وجود دارد. دکتر ابوالفضل ملکزاده؛ مدیرکل وقت بهداشت و درمان بنیاد شهید و امور ایثارگران نیز در گفتگو با جامجم در سال 89 اعلام کرده تعداد واقعی جانبازان اعصاب و روان بیش از 200 هزار نفر تخمین زده میشود."(4)
مسئولین امور جانبازان می توانند راه های بهتری برای مشخص کردن میزان ناتوانی "موجی" ها بیابند. شایسته است که این جانبازان به شیوه مناسب تر و آبرومندانه تری از امکانات و مزایای دولتی برخوردار شوند و به شیوه بهتری به وضعیت آنان و خانواده هایشان رسیدگی شود. همچنین با بالابردن آگاهی عمومی درباره چگونگی آسیب رسانی موج انفجار، می تواند نگاه مردم را نسبت به جانبازان تصحیح کند که به نوبه خود در شیوه برخورد مردم به جانبازان "موجی" و جایگاه آنان در جامعه تاثیر خواهد داشت.
جانبازان "موجی" مانند همه جانبازان شایسته احترام خاص هستند و گرچه همدردی ما را درخواست نمی کنند، خوبست که درک درستی از وضعیت آنها داشته باشیم.
متن کامل مقاله را در فایل پی دی اف پست بعدی یا از لینک زیر دریافت نمایید👇
https://telegram.me/eduarticle/507
سهیلا وحدتی
"موجی" مفهومی بود که کاملا مشخص نبود، اما در همان حال همه می دانستند که یعنی چی. "موجی" مفهوم ناتوانی ذهنی و روان پریشی را به خود گرفت، یعنی موجودی که لزوما جراحتی نداشت ولی دیگر سالم نبود. بیشتر مورد تاسف دیگران بود تا همدردی، زیرا گرچه هیچ زخم و جراحت و نقص عضوی نداشت اما دیگر نمی توانست زندگی خود را بگرداند و نیاز به مراقبت دیگران داشت.
"موجی"ها یا "جانبازان اعصاب و روان" یکی از پیامدهای جنگ ایران و عراق بودند. جانبازانی که نه تنها سلامت خود را از دست دادند، امیدهای آینده شخصی و خانوادگی و حرفه ای خود را از دست دادند، روابط دوستانه خود را از دست دادند، بلکه جایگاه خود را در جامعه نیز از دست دادند. آنچه بس دردناک و تاسف انگیز است اینست که جامعه آنها را به گونه ای بیمار روانی می پندارد، "دیوانه" می خواند. یک بعد دیگر قضیه، تشخیص میزان ناتوانی این افراد، به عنوان "درصدی" از نقص در کل توانایی فرد، است که در تعیین میزان مقرری ماهانه و مزایای آنان از سوی دولت تعیین کننده است. "مراجعه جانبازان معزز به پزشکان اعصاب و روان فاقد تجربه درمان موج گرفتگی و اشتباه اینگونه پزشکان با بیماران اعصاب و روان عادی معضل درمانی بسیاری از جانبازان می باشد.
این جانبازان نه تنها مورد تحقیر آشکار و پنهان جامعه هستند، بلکه از نظر تامین اقتصادی خود و خانواده هایشان دچار کمبود و مشکلات هستند زیرا که میزان ناتوانی جانبازان اعصاب و روان 25 درصد یا کمتر تشخیص داده می شود و به گفته خانواده های آنان "حق جانبازان 25 درصد یا پایینتر بهخصوص جانبازان اعصاب و روان خیلی تضییع میشود."(4)
"وضعیت جانبازان اعصاب و روان در مقایسه با سایر جانبازان بسیار سختتر است و خود جانبازان و خانوادههایشان مشکلات بیشتری را تحمل میکنند.
"در این شرایط بار اصلی بیماری جانبازان اعصاب و روان بر دوش خانوادههای آنهاست که روزهای بسیار سختی را به دلیل بیماری همسر یا پدر خود سپری میکنند؛ بهگونهای که بسیاری از اوقات پیش آمده که تحمل زندگی با چنین جانبازی برای آنها خارج از توان است و در مواردی همسر جانباز از او جدا شده است. "(4)
در ایران، تعداد جانبازان اعصاب و روان بین 43 هزار تا بیش از 200 هزار تخمین زده می شود. "دکتر محمداسماعیل علیپور؛ رییس مرکز بهداشت روانی بنیاد شهید و امور ایثارگران اعلام کرده در میان جانبازان 43 هزار بیمار روانپزشکی شناختهشده وجود دارد که 7 هزار و 200 نفر از آنها بیمار شدید روانپزشکی هستند. در آمار دیگری، همین مقام اعلام کرده 200 هزار جانباز اعصاب و روان در کشور وجود دارد. دکتر ابوالفضل ملکزاده؛ مدیرکل وقت بهداشت و درمان بنیاد شهید و امور ایثارگران نیز در گفتگو با جامجم در سال 89 اعلام کرده تعداد واقعی جانبازان اعصاب و روان بیش از 200 هزار نفر تخمین زده میشود."(4)
مسئولین امور جانبازان می توانند راه های بهتری برای مشخص کردن میزان ناتوانی "موجی" ها بیابند. شایسته است که این جانبازان به شیوه مناسب تر و آبرومندانه تری از امکانات و مزایای دولتی برخوردار شوند و به شیوه بهتری به وضعیت آنان و خانواده هایشان رسیدگی شود. همچنین با بالابردن آگاهی عمومی درباره چگونگی آسیب رسانی موج انفجار، می تواند نگاه مردم را نسبت به جانبازان تصحیح کند که به نوبه خود در شیوه برخورد مردم به جانبازان "موجی" و جایگاه آنان در جامعه تاثیر خواهد داشت.
جانبازان "موجی" مانند همه جانبازان شایسته احترام خاص هستند و گرچه همدردی ما را درخواست نمی کنند، خوبست که درک درستی از وضعیت آنها داشته باشیم.
متن کامل مقاله را در فایل پی دی اف پست بعدی یا از لینک زیر دریافت نمایید👇
https://telegram.me/eduarticle/507
Telegram
مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی
"موجی" ها بیمار روانی نیستند."موجی"ها یا "جانبازان اعصاب و روان" یکی از پیامدهای جنگ ایران و عراق بودند. جانبازانی که نه تنها سلامت خود را از دست دادند، امیدهای آینده شخصی و خانوادگی و حرفه ای خود را
موجی ها بیمار روانی نیستند.pdf
213 KB
"موجی" ها بیمار روانی نیستند."موجی"ها یا "جانبازان اعصاب و روان" یکی از پیامدهای جنگ ایران و عراق بودند. جانبازانی که نه تنها سلامت خود را از دست دادند، امیدهای آینده شخصی و خانوادگی و حرفه ای خود را
منبع خبری هر نسل کدام است؟
🔸فضای مجازی با اختلاف در صدر از دیگر ابزارهای رسانه ای و مطبوعات در انتهای جدول https://telegram.me/eduarticle
🔸فضای مجازی با اختلاف در صدر از دیگر ابزارهای رسانه ای و مطبوعات در انتهای جدول https://telegram.me/eduarticle
Forwarded from آفتاب حقوقی
🔸کدام کشورها شخصیت های ایرانی را به نام خود مصادره کردند؟!
☀️با کانال « آفتاب یزد » همراه شوید
https://telegram.me/joinchat/DRDDEzwdqsQNQpwb3vEyKQ
☀️با کانال « آفتاب یزد » همراه شوید
https://telegram.me/joinchat/DRDDEzwdqsQNQpwb3vEyKQ
Forwarded from کانال کانون صنفی معلمان ایران
🔹🔷🔹 کافه خبر 🔹🔷🔹
⭕️ شرایط "تقلیل ساعت"
🔶 همکارانی که دارای 20سال سنوات تجربی باشند، ساعات موظف تدریس آنها به 20 ساعت در هفته تقلیل میابد.
🔸 موارد زیر جزو سنوات تجربی محسوب نمی شود:
1.سنوات سایر موسسات
2.سنوات خدمت سربازی
3.سنوات تحصیل در دانشگاه
4.سنوات مامور به تحصیل
5.مرخصی بدون حقوق
6.مرخصی استعلاجی بیشتر از 4 ماه
7.فاصله خدمتی
8.ابلاغ درپست انبارداری، متصدی آزمایشگاه، دفترداری
چون تجربه آموزشی نبوده پس برای تقلیل ساعت محاسبه نمی گردد
https://telegram.me/kanoonsenfi
⭕️ شرایط "تقلیل ساعت"
🔶 همکارانی که دارای 20سال سنوات تجربی باشند، ساعات موظف تدریس آنها به 20 ساعت در هفته تقلیل میابد.
🔸 موارد زیر جزو سنوات تجربی محسوب نمی شود:
1.سنوات سایر موسسات
2.سنوات خدمت سربازی
3.سنوات تحصیل در دانشگاه
4.سنوات مامور به تحصیل
5.مرخصی بدون حقوق
6.مرخصی استعلاجی بیشتر از 4 ماه
7.فاصله خدمتی
8.ابلاغ درپست انبارداری، متصدی آزمایشگاه، دفترداری
چون تجربه آموزشی نبوده پس برای تقلیل ساعت محاسبه نمی گردد
https://telegram.me/kanoonsenfi
Forwarded from eduarticle
📚 دلزدگی تحصیلی چیست، چرا به آن مبتلا میشویم و چگونه میتوانیم با آن مقابله کنیم؟
از درس و مشق ملولم و...
یک حس موذی و مرموز توی ذهن وول میخورد که اگر درس بخوانی، اگر لیسانس و ارشد و دکتری بگیری و اگر مدرک روی مدرک بچینی، به چه درد میخورد؟ چه میشود اگر به تو بگویند دکتر؟ چه میشود اگر خودت را وقف علم کنی؟ میخواهی به کجا برسی؟ این همه درس خوانده بیکارکم نیست که تو هم به خیلشان افزوده شوی؟ اگر مدرک را توی ترازو بگذاری، یک سیر پنیر به تو میدهند؟
تصویر از درس و مشق ملولم و...
آدمهایی با این طرز تفکر، با این نگاه ناامید اطراف ما کم نیستند، آدمهایی که درس خواندن را وقت تلف کردن میدانند و برای عمری که پای تحصیل میگذارند دل میسوزانند، اینها اگر به اجبار نیز راه تحصیل را انتخاب کرده باشند، در میانه راه عقب میکشند و ترک تحصیل میکنند. به این جماعت میگویند مبتلایان دلزدگی تحصیلی، کسانی که حرکت در مسیر تحصیل برایشان از ابتدا ملالآور است یا پس از مدتی، ملالت بار میشود.
این نشانهها را به خاطر بسپارید
همه ما در برهههایی از زندگی، نسبت به اطرافمان و هر چه در آن است، بیعلاقه میشویم یعنی از هیچ چیز لذت نمیبریم و برای انجام هیچ کاری انگیزه نداریم. این همان دلزدگی است؛ همانی که روانشناسان، آن را یک پدیده روانی میدانند که باعث افت عملکرد افراد میشود، چه در زندگی شخصی و زناشویی، چه در محیط کار و چه در زندگی تحصیلی. مبتلایان دلزدگی از هر نوعش که باشد، چند ویژگی مشترک دارند، این که مضطرباند، افسردگی دارند، احساس تنهایی میکنند و چون به بیهدفی زندگی باور دارند، بعید نیست به سمت کارهای نادرستی همچون مصرف مواد مخدر کشیده شوند. مبتلایان دلزدگی به دلیل اضطراب مداوم، تمرکز کافی ندارند و چون خود را درگیر روزمرگی میبینند، حالتی از تنفر و ناسازگاری را تجربه میکنند. البته این حالات با همه شدت و حدت در کسانی دیده میشود که گرفتار دلزدگی شدید هستند. دلزدگی در نوع خفیفش نمیتواند تا این اندازه مختلکننده باشد. از نظر روانشناسان، باید نگران آن قسم دلزدگیهایی بود که بیحوصلگی و ملالت به مشکل اصلی زندگی تبدیل شود. دلزدگی را میتوان با این علائم ظاهری شناخت: خمیازه کشیدن، بیتوجهی و بیقراری و همچنین با رفتارهایی مانند غیبت از محل کار یا تحصیل، طرح مشکلات در محل کار، کنارهگیری و سرکشی در محل کار یا تحصیل. @eduarticle
📚 دلزدگی تحصیلی چیست، چرا به آن مبتلا میشویم و چگونه میتوانیم با آن مقابله کنیم؟
از درس و مشق ملولم و...
یک حس موذی و مرموز توی ذهن وول میخورد که اگر درس بخوانی، اگر لیسانس و ارشد و دکتری بگیری و اگر مدرک روی مدرک بچینی، به چه درد میخورد؟ چه میشود اگر به تو بگویند دکتر؟ چه میشود اگر خودت را وقف علم کنی؟ میخواهی به کجا برسی؟ این همه درس خوانده بیکارکم نیست که تو هم به خیلشان افزوده شوی؟ اگر مدرک را توی ترازو بگذاری، یک سیر پنیر به تو میدهند؟
تصویر از درس و مشق ملولم و...
آدمهایی با این طرز تفکر، با این نگاه ناامید اطراف ما کم نیستند، آدمهایی که درس خواندن را وقت تلف کردن میدانند و برای عمری که پای تحصیل میگذارند دل میسوزانند، اینها اگر به اجبار نیز راه تحصیل را انتخاب کرده باشند، در میانه راه عقب میکشند و ترک تحصیل میکنند. به این جماعت میگویند مبتلایان دلزدگی تحصیلی، کسانی که حرکت در مسیر تحصیل برایشان از ابتدا ملالآور است یا پس از مدتی، ملالت بار میشود.
این نشانهها را به خاطر بسپارید
همه ما در برهههایی از زندگی، نسبت به اطرافمان و هر چه در آن است، بیعلاقه میشویم یعنی از هیچ چیز لذت نمیبریم و برای انجام هیچ کاری انگیزه نداریم. این همان دلزدگی است؛ همانی که روانشناسان، آن را یک پدیده روانی میدانند که باعث افت عملکرد افراد میشود، چه در زندگی شخصی و زناشویی، چه در محیط کار و چه در زندگی تحصیلی. مبتلایان دلزدگی از هر نوعش که باشد، چند ویژگی مشترک دارند، این که مضطرباند، افسردگی دارند، احساس تنهایی میکنند و چون به بیهدفی زندگی باور دارند، بعید نیست به سمت کارهای نادرستی همچون مصرف مواد مخدر کشیده شوند. مبتلایان دلزدگی به دلیل اضطراب مداوم، تمرکز کافی ندارند و چون خود را درگیر روزمرگی میبینند، حالتی از تنفر و ناسازگاری را تجربه میکنند. البته این حالات با همه شدت و حدت در کسانی دیده میشود که گرفتار دلزدگی شدید هستند. دلزدگی در نوع خفیفش نمیتواند تا این اندازه مختلکننده باشد. از نظر روانشناسان، باید نگران آن قسم دلزدگیهایی بود که بیحوصلگی و ملالت به مشکل اصلی زندگی تبدیل شود. دلزدگی را میتوان با این علائم ظاهری شناخت: خمیازه کشیدن، بیتوجهی و بیقراری و همچنین با رفتارهایی مانند غیبت از محل کار یا تحصیل، طرح مشکلات در محل کار، کنارهگیری و سرکشی در محل کار یا تحصیل. @eduarticle
Forwarded from eduarticle
✅✅ دلزدگی تحصیلی، بازتاب وضعیت اجتماعی
ابراهیم سحرخیز
کارشناس آموزشی
دلایل بیرغبتی تحصیلی در جمعیت دانشآموزی را میتوان از چند منظر بررسی کرد، از منظر فردی، از منظر اجتماعی و از ناحیه نظام آموزشی. دانشآموزان در طول دوران تحصیل خود همواره به گروههای مرجع نگاه میکنند و از آنها الگو میگیرند. به همین علت وقتی در جامعه با پدیده بیکاری شدید تحصیلکردهها (به عنوان یکی از گروههای مرجع) روبهرو هستیم، طبیعی است دانشآموزی که مشغول تحصیل است، همین آینده را برای خود فرض میکند و انگیزههایش برای تحصیل رو به افول میرود. زمانی اغلب بیکاران جامعه کسانی بودند که در رشتههای علوم انسانی تحصیل کرده بودند، اما اکنون این وضع به رشتههای علوم پایه نیز سرایت کرده که واضح است با دیدن چنین شرایطی، انگیزهها برای تحصیل افت میکند و دلزدگی از تحصیل شدت میگیرد.
در علم اقتصاد میخوانیم که بین میزان تحصیلات و درآمد افراد رابطه همبستگی مثبت وجود دارد، به این معنا که هر چه سطح تحصیلات بالاتر برود و تخصصیتر شود، درآمد نیز افزایش مییابد، اما ما در جامعهای زندگی میکنیم که لزوما این اصل در آن حاکم نیست چون بسیاری از افراد در حالی که تحصیلات ندارند، یکشبه ره صدساله میروند و ثروت از کارهایی به دست میآید که لزوما تخصصی نیست. این دلیل قدرتمندی برای بیانگیزگی افراد و دلزدگی آنها از تحصیل است.
اینها عوامل اجتماعی موثر در دلزدگی تحصیلی است که البته همه ماجرای این دلزدگی را روایت نمیکند. نباید از این مساله غافل شد که آموختههای دانشآموزان در مدارس متناسب با نیاز بازار کار و همخوان با تجربیات آنها نیست و در نتیجه، تحصیل باعث ایجاد شوق در بسیاری از دانشآموزان نمیشود.
یادمان نرود که علاوه بر این عوامل، کمجاذبه بودن مدارس، حتی شلوغی آنها و تمرکز بیش از حد بر مفاهیم تئوری نیز از مسائل موثر بر دلزدگی تحصیلی است، همچنین مشکلی به نام فقر اقتصادی که بسیاری از نوجوانان و جوانان را درگیر و از تحصیل دلزده کرده است.
✅✅ دلزدگی تحصیلی، بازتاب وضعیت اجتماعی
ابراهیم سحرخیز
کارشناس آموزشی
دلایل بیرغبتی تحصیلی در جمعیت دانشآموزی را میتوان از چند منظر بررسی کرد، از منظر فردی، از منظر اجتماعی و از ناحیه نظام آموزشی. دانشآموزان در طول دوران تحصیل خود همواره به گروههای مرجع نگاه میکنند و از آنها الگو میگیرند. به همین علت وقتی در جامعه با پدیده بیکاری شدید تحصیلکردهها (به عنوان یکی از گروههای مرجع) روبهرو هستیم، طبیعی است دانشآموزی که مشغول تحصیل است، همین آینده را برای خود فرض میکند و انگیزههایش برای تحصیل رو به افول میرود. زمانی اغلب بیکاران جامعه کسانی بودند که در رشتههای علوم انسانی تحصیل کرده بودند، اما اکنون این وضع به رشتههای علوم پایه نیز سرایت کرده که واضح است با دیدن چنین شرایطی، انگیزهها برای تحصیل افت میکند و دلزدگی از تحصیل شدت میگیرد.
در علم اقتصاد میخوانیم که بین میزان تحصیلات و درآمد افراد رابطه همبستگی مثبت وجود دارد، به این معنا که هر چه سطح تحصیلات بالاتر برود و تخصصیتر شود، درآمد نیز افزایش مییابد، اما ما در جامعهای زندگی میکنیم که لزوما این اصل در آن حاکم نیست چون بسیاری از افراد در حالی که تحصیلات ندارند، یکشبه ره صدساله میروند و ثروت از کارهایی به دست میآید که لزوما تخصصی نیست. این دلیل قدرتمندی برای بیانگیزگی افراد و دلزدگی آنها از تحصیل است.
اینها عوامل اجتماعی موثر در دلزدگی تحصیلی است که البته همه ماجرای این دلزدگی را روایت نمیکند. نباید از این مساله غافل شد که آموختههای دانشآموزان در مدارس متناسب با نیاز بازار کار و همخوان با تجربیات آنها نیست و در نتیجه، تحصیل باعث ایجاد شوق در بسیاری از دانشآموزان نمیشود.
یادمان نرود که علاوه بر این عوامل، کمجاذبه بودن مدارس، حتی شلوغی آنها و تمرکز بیش از حد بر مفاهیم تئوری نیز از مسائل موثر بر دلزدگی تحصیلی است، همچنین مشکلی به نام فقر اقتصادی که بسیاری از نوجوانان و جوانان را درگیر و از تحصیل دلزده کرده است.
Forwarded from eduarticle
✅✅✅دلبستگی آری، دلزدگی نه
دکتر فاطمه قاسمزاده
روانشناس کودک و نوجوان
شوق یادگیری، از ویژگیهای ذاتی انسان بخصوص کودکان است که سطح کنجکاویشان بالاست، اما این شوق به دلایلی میتواند کمرنگ شود یا از بین برود؛ وضعیتی که به آن دلزدگی تحصیلی میگویند. واقعیت این است که باید دلزدگی تحصیلی را به محیط ربط داد. اگر محیط آموزشی با نیازهای افراد منطبق باشد یعنی شاد، جذاب و به دور از فشار و رقابت باشد، میتواند شوق یادگیری را در افراد بالا ببرد. (این شوق به مرور تبدیل به انگیزه و انگیزه به دلبستگی ختم میشود.)
حالا اگر چنین نباشد و محیطهای آموزشی با نیازها و علایق افراد بویژه کودکان و نوجوانان همخوانی نداشته باشد، شوق، انگیزه و در نتیجه دلبستگی ایجاد نمیشود. به عبارت دیگر، شوق یادگیری یک انگیزه درونی است و نمیتوان به اجبار کسی را دلبسته تحصیل کرد، آن هم در کشوری مثل ما که محیطهای آموزشی جذابیت ندارند. کم نیستند مدارس دولتی ما که به علت تراکم جمعیت و کمی امکانات موجب دلسردی بچهها و حتی معلمان میشوند و کم نیستند مدارس غیردولتی که با فشارهای مضاعف و نابجا، جوی مملو از رقابت ایجاد میکنند، به طوری که فضای عاطفی در این مدارس بشدت مخدوش میشود.
محیطهای آموزشی بویژه مدارس از دو نوع فضا تشکیل شدهاند: فیزیکی و عاطفی که فضای فیزیکی اغلب این محیطها با استانداردها فاصله دارد و فضای عاطفی که از فضای فیزیکی مهمتر است، چندان چنگی به دل نمیزند. منظور از فضای عاطفی، ارتباطی است که میان افراد ایجاد میشود و موجب ایجاد احساس آرامش و امنیت میشود، اما بارها شاهد بودهایم که دانشآموزان به علت ترس از مورد خشونت قرار گرفتن، از رفتن به مدرسه امتناع میکنند. مشکل این است که هنوز در مدارس کشور برنامه آموزش مهارتهای زندگی اجرا نمیشود، در حالی که این آموزشها در جهان از دوره پیشدبستانی تا دانشگاه برنامهای اجباری است. آموزش مهارتهای زندگی باعث میشود بچهها خودشان را بشناسند، نحوه برقراری ارتباط با دیگران را بیاموزند و شیوههای حل مساله را یاد بگیرند. با این تفاسیر میتوان گفت، اگر با پدیده دلزدگی تحصیلی روبهرو هستیم، برای غلبه بر آن هیچ نسخه انفرادی وجود ندارد بلکه باید محیطهای آموزشی تغییر ماهیت دهند و اصلاح شوند. شاید بشود دانشآموز دلزده از تحصیل را با مکانیسمهایی تشویق کرد، اما تا زمانی که محیط آموزشی تغییر نکند و در جهت سلامت روان افراد حرکت نکند، تشویق برای تحصیل به دلبستگی برای تحصیل منجر نمیشود.
دلزدگی تحصیلی دانشجویان زیر ذرهبین
پاییز سال 90، پژوهشی در کشور انجام شد که عوامل موثر برکاهش میل ادامه تحصیل در دانشجویان مقطع کارشناسی را بررسی میکرد. جمعیت مورد مطالعه این پژوهش، همه دانشجویان دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور بودند؛ جمعیتی معادل 276 نفر.
نتایج این پژوهش که منتشر شد، این عوامل به عنوان اصلیترین دلایل دلزدگی از تحصیل شناخته شد: تاثیر نداشتن تحصیل در آینده شغلی و بازار کار، کاهش تدریجی علاقه به رشته تحصیلی، کاهش تشویق استادان و گروه آموزشی، توصیه دانشجویان یا فارغالتحصیلان به ادامه ندادن تحصیل، خستگی از تحصیل و بالاخره جایگاه اجتماعی پایین رشته تحصیلی. نتیجه این که 20 درصد دانشجویان مورد مطالعه به این دلایل دچار دلزدگی تحصیلی شده بودند که بیشک، این وضعیت به جامعه بزرگ دانشجویی کشور نیز قابل تعمیم است.
@eduarticle
✅✅✅دلبستگی آری، دلزدگی نه
دکتر فاطمه قاسمزاده
روانشناس کودک و نوجوان
شوق یادگیری، از ویژگیهای ذاتی انسان بخصوص کودکان است که سطح کنجکاویشان بالاست، اما این شوق به دلایلی میتواند کمرنگ شود یا از بین برود؛ وضعیتی که به آن دلزدگی تحصیلی میگویند. واقعیت این است که باید دلزدگی تحصیلی را به محیط ربط داد. اگر محیط آموزشی با نیازهای افراد منطبق باشد یعنی شاد، جذاب و به دور از فشار و رقابت باشد، میتواند شوق یادگیری را در افراد بالا ببرد. (این شوق به مرور تبدیل به انگیزه و انگیزه به دلبستگی ختم میشود.)
حالا اگر چنین نباشد و محیطهای آموزشی با نیازها و علایق افراد بویژه کودکان و نوجوانان همخوانی نداشته باشد، شوق، انگیزه و در نتیجه دلبستگی ایجاد نمیشود. به عبارت دیگر، شوق یادگیری یک انگیزه درونی است و نمیتوان به اجبار کسی را دلبسته تحصیل کرد، آن هم در کشوری مثل ما که محیطهای آموزشی جذابیت ندارند. کم نیستند مدارس دولتی ما که به علت تراکم جمعیت و کمی امکانات موجب دلسردی بچهها و حتی معلمان میشوند و کم نیستند مدارس غیردولتی که با فشارهای مضاعف و نابجا، جوی مملو از رقابت ایجاد میکنند، به طوری که فضای عاطفی در این مدارس بشدت مخدوش میشود.
محیطهای آموزشی بویژه مدارس از دو نوع فضا تشکیل شدهاند: فیزیکی و عاطفی که فضای فیزیکی اغلب این محیطها با استانداردها فاصله دارد و فضای عاطفی که از فضای فیزیکی مهمتر است، چندان چنگی به دل نمیزند. منظور از فضای عاطفی، ارتباطی است که میان افراد ایجاد میشود و موجب ایجاد احساس آرامش و امنیت میشود، اما بارها شاهد بودهایم که دانشآموزان به علت ترس از مورد خشونت قرار گرفتن، از رفتن به مدرسه امتناع میکنند. مشکل این است که هنوز در مدارس کشور برنامه آموزش مهارتهای زندگی اجرا نمیشود، در حالی که این آموزشها در جهان از دوره پیشدبستانی تا دانشگاه برنامهای اجباری است. آموزش مهارتهای زندگی باعث میشود بچهها خودشان را بشناسند، نحوه برقراری ارتباط با دیگران را بیاموزند و شیوههای حل مساله را یاد بگیرند. با این تفاسیر میتوان گفت، اگر با پدیده دلزدگی تحصیلی روبهرو هستیم، برای غلبه بر آن هیچ نسخه انفرادی وجود ندارد بلکه باید محیطهای آموزشی تغییر ماهیت دهند و اصلاح شوند. شاید بشود دانشآموز دلزده از تحصیل را با مکانیسمهایی تشویق کرد، اما تا زمانی که محیط آموزشی تغییر نکند و در جهت سلامت روان افراد حرکت نکند، تشویق برای تحصیل به دلبستگی برای تحصیل منجر نمیشود.
دلزدگی تحصیلی دانشجویان زیر ذرهبین
پاییز سال 90، پژوهشی در کشور انجام شد که عوامل موثر برکاهش میل ادامه تحصیل در دانشجویان مقطع کارشناسی را بررسی میکرد. جمعیت مورد مطالعه این پژوهش، همه دانشجویان دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور بودند؛ جمعیتی معادل 276 نفر.
نتایج این پژوهش که منتشر شد، این عوامل به عنوان اصلیترین دلایل دلزدگی از تحصیل شناخته شد: تاثیر نداشتن تحصیل در آینده شغلی و بازار کار، کاهش تدریجی علاقه به رشته تحصیلی، کاهش تشویق استادان و گروه آموزشی، توصیه دانشجویان یا فارغالتحصیلان به ادامه ندادن تحصیل، خستگی از تحصیل و بالاخره جایگاه اجتماعی پایین رشته تحصیلی. نتیجه این که 20 درصد دانشجویان مورد مطالعه به این دلایل دچار دلزدگی تحصیلی شده بودند که بیشک، این وضعیت به جامعه بزرگ دانشجویی کشور نیز قابل تعمیم است.
@eduarticle
Forwarded from کانال کانون صنفی معلمان ایران
🔹🔷🔹 کافه خبر 🔹🔷🔹
🔴 به گزارش امور اداری و تشکیلات وزارت آموزش و پرورش
🔶 سوالات متداول همکاران در مورد ثبت نام تک کارت:
🔻 سوال1: من یک کارمند مرد هستم،آیا همسر من که فرهنگی هست هم باید اطلاعات خودش را ثبت نماید؟
جواب: برای زوجهای فرهنگی هر دو باید جداگانه به عنوان کارمند آموزش و پرورش اطلاعاتشان را ثبت نمایند. اما آقایان میبایست همسرشان را در افراد تحت تکفل هم ثبت کنند و فقط در صورت پرداخت بیمه توسط همسر(خانم) بیمه را خیر ثبت نمایند.
🔻 سوال2: تا چند بار میتوان از سامانه درخواست رمز برای موبایل نمود؟
جواب: هر فرد حداکثر تا سه بار میتواند درخواست رمز از طریق موبایل نماید. پس از آن امکان دریافت مرز وجود ندارد. لطفا در نگهداری آن دقت فرمایید.
🔻 سوال3: افرادی که عضو صندوق تامین اجتماعی هستند برای افراد تحت تکفل چه شماره بیمه ای را باید ثبت نمایند؟
جواب: این افراد شماره بیمه تامین اجتماعی را برای همه افراد تحت تکفل ثبت مینمایند.
🔻 سوال4: چنانچه موردی را فراموش کنیم و تایید نهایی را ثبت کنیم آیا امکان بازگشت به مرحله قبل و اصلاح اطلاعات وجود دارد؟
جواب: بله. با ارسال شماره پرسنلی و شماره ملی خود به ایمیل معرفی شده در سایت، مدیران سیستم وضعیت شما را از تایید نهایی خارج ساخته و این امکان برای شما مهیا میشود تا اصلاح اطلاعات را انجام داده و دوباره تایید نهایی نمایید.
🔻 سوال5: آیا این کارت شامل دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان هم می شود؟
بله؛شامل تمامی کارکنان،پرسنل وزارت آموزش و پرورش اعم از دانشجومعلمان،کارمندان اداری و ستادی،معلمان،مدیران،معاونان،... می شود.
⭕️ وبسایت ثبت نام تک کارت فرهنگیان
profile.medu.ir
___________________________
https://telegram.me/kanoonsenfi
🔴 به گزارش امور اداری و تشکیلات وزارت آموزش و پرورش
🔶 سوالات متداول همکاران در مورد ثبت نام تک کارت:
🔻 سوال1: من یک کارمند مرد هستم،آیا همسر من که فرهنگی هست هم باید اطلاعات خودش را ثبت نماید؟
جواب: برای زوجهای فرهنگی هر دو باید جداگانه به عنوان کارمند آموزش و پرورش اطلاعاتشان را ثبت نمایند. اما آقایان میبایست همسرشان را در افراد تحت تکفل هم ثبت کنند و فقط در صورت پرداخت بیمه توسط همسر(خانم) بیمه را خیر ثبت نمایند.
🔻 سوال2: تا چند بار میتوان از سامانه درخواست رمز برای موبایل نمود؟
جواب: هر فرد حداکثر تا سه بار میتواند درخواست رمز از طریق موبایل نماید. پس از آن امکان دریافت مرز وجود ندارد. لطفا در نگهداری آن دقت فرمایید.
🔻 سوال3: افرادی که عضو صندوق تامین اجتماعی هستند برای افراد تحت تکفل چه شماره بیمه ای را باید ثبت نمایند؟
جواب: این افراد شماره بیمه تامین اجتماعی را برای همه افراد تحت تکفل ثبت مینمایند.
🔻 سوال4: چنانچه موردی را فراموش کنیم و تایید نهایی را ثبت کنیم آیا امکان بازگشت به مرحله قبل و اصلاح اطلاعات وجود دارد؟
جواب: بله. با ارسال شماره پرسنلی و شماره ملی خود به ایمیل معرفی شده در سایت، مدیران سیستم وضعیت شما را از تایید نهایی خارج ساخته و این امکان برای شما مهیا میشود تا اصلاح اطلاعات را انجام داده و دوباره تایید نهایی نمایید.
🔻 سوال5: آیا این کارت شامل دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان هم می شود؟
بله؛شامل تمامی کارکنان،پرسنل وزارت آموزش و پرورش اعم از دانشجومعلمان،کارمندان اداری و ستادی،معلمان،مدیران،معاونان،... می شود.
⭕️ وبسایت ثبت نام تک کارت فرهنگیان
profile.medu.ir
___________________________
https://telegram.me/kanoonsenfi
Forwarded from عصر ایران
تحصیل کودکان افغانستانی در مدارس ایرانی رایگان شد
🔹شهریه مصوب برای تحصیل دانش آموزان افغانستانی از سال جاری لغو میشود و همه کودکان افغانستانی مثل کودکان ایرانی تحصیل خواهند کرد/ فارس
🔹شهریه مصوب برای تحصیل دانش آموزان افغانستانی از سال جاری لغو میشود و همه کودکان افغانستانی مثل کودکان ایرانی تحصیل خواهند کرد/ فارس
✅ چالشهاي آموزش و پرورش و علم رياضي و استعدادهاي تحصيلي
در دنياي معاصر، دولتها درصدد بالا بردن بهره هوشي و استعداديابي و افزايش توانايي(ability) و ظرفيتها ( Cupucities) و پيشبرد اهداف از پيش تعيين شده(Determined goals) هستند.
در گذشته، يعني حدود صد سال قبل دانشآموزان به منزله يك گروه بدون مرز دانايي و «توانائي» در مدرسه ثبتنام ميشدند و معلم در سر كلاس با انواع و اقسام بهرههاي هوشي سروكار داشت. براي مثال دانشآموز، هفت ساله با بهره هوشي 150 در كنار دانشآموز هفت ساله با بهره هوشي 80 مينشست و هرچه معلم ميگفت و يا روي تخته سياه مينوشت عميقاً تكرار ميكرد.1
ولي امروز، يعني در قرن بيستويكم، والدين از طريق راديو و تلويزيون و ماهواره و مطبوعات بسياري از روشهاي يادگيري و توانمندسازي كودكان را فرا گرفته و با صرف وقت و حوصله(Patience) و نيز منابع مالي(Financial Resources) توانستهاند، كودكان خود را قبل از مدرسه به دست مهد كودكها و مدارس پيشدبستاني سپرده و تأكيد كنند كه ضمن آموزش آداب و رسوم اجتماعي، به آنان «زبان انگليسي» يا «فرانسه» يا «آلماني» آموزش داده شود، زيرا والدين متوجه اين واقعيت شدهاند كه در دنياي معاصر دانستن يك زبان خارجي، ضامن پيشرفت و موفقيت و تعالي روح و جسم كودك در حال و آينده است و تقويت مهارت در بهره هوشي تأثير مثبت دارد.
علم رياضي نيز از ضروريات زندگي بشري است و كسانيكه اعداد و ارقام و قانون احتمالات و محاسبات ساده و منطقي را خوب ميشناسند، ذهن آنان براي پذيرش يك سلسله پيچيده سختيها و دشواريهاي زندگي آماده است و در حلوفصل مشكلات و نارسائيهاي جامعه و امور فردي و اجتماعي آمادگي و توانمندي كامل در حد ظرفيت ذهني خود دارد. 2
در گذشته نه چندان دور، و حتي در شرايط كنوني، مدارس ما فقط ضرب و تقسيم و جمع و تفريق را به دانشآموزان تعليم ميدهند. و دانشآموزان، غالباً فرمولهاي رياضي را طوطيوار حفظ ميكنند و پارهاي از اوقات، چند فرمول مشابه را جابهجا نوشته و در محاسبات به غلط بكار ميبرند.
كلاسهاي تقويتي، تحت عناوين «تستهاي كنكور» و كلاسهاي ويژه «پانسيموتي» كه دانشآموزان را براي يك مدت محدود در يك محل ثابت نظير آسايشگاه، هتل يا مهمانپذير با هزينه سرسامآور نگهداري کرده و با روشهاي «من درآورده» دروس رياضي، فيزيك، و هنر و هندسه و غيره را به صورت «كپسولي» آموزش ميدهند روش منطقي و اصولي براي پيشرفت و تعالي دانشآموزان نيست. زيرا كه علمآموزي تدريجي است و منطبق با اصول و موازين كاربرد علم روانشناسي كوتاه مدت(Shcrt-term Memory) و حافظه بلند مدت(Long term Memory) است.
مطالبي كه در حافظه كوتاه مدت جاي ميگيرد، هيچگاه پايدار و قابل انطباق با علم رياضي، نيست بنابراين، علم رياضي و منطق و آمار و احتمالات و جداول و محور مختصات و پولي گان(Polygan) و نمودار(graph) و سؤالات هوش و استعدادسنجي(Aptitude Tests) و تمرينات دورهاي يا روزانه و تدريجي ذهن دانشآموزان را براي حل مسائل آماده ساخته و بدون كمترين فشار به مغز پاسخ درست را بدست آورند.3
فيضعلي مداح
عضو هيات علمي دانشگاه سمنان
—------------------—
زيرنويس:
1ـ رجوع شود به كتاب پايههاي روانشناسي دكتر حسن صفوي، تهران 1351
2ـ ر.ك كتاب رياضيات (4) گامبهگام، تأليف احمد نجاتي
3ـ هوش برتر، تقويت استعداد تحصيلي، خسرو كبيري، انتشارات شباهنگ
@eduarticle
در دنياي معاصر، دولتها درصدد بالا بردن بهره هوشي و استعداديابي و افزايش توانايي(ability) و ظرفيتها ( Cupucities) و پيشبرد اهداف از پيش تعيين شده(Determined goals) هستند.
در گذشته، يعني حدود صد سال قبل دانشآموزان به منزله يك گروه بدون مرز دانايي و «توانائي» در مدرسه ثبتنام ميشدند و معلم در سر كلاس با انواع و اقسام بهرههاي هوشي سروكار داشت. براي مثال دانشآموز، هفت ساله با بهره هوشي 150 در كنار دانشآموز هفت ساله با بهره هوشي 80 مينشست و هرچه معلم ميگفت و يا روي تخته سياه مينوشت عميقاً تكرار ميكرد.1
ولي امروز، يعني در قرن بيستويكم، والدين از طريق راديو و تلويزيون و ماهواره و مطبوعات بسياري از روشهاي يادگيري و توانمندسازي كودكان را فرا گرفته و با صرف وقت و حوصله(Patience) و نيز منابع مالي(Financial Resources) توانستهاند، كودكان خود را قبل از مدرسه به دست مهد كودكها و مدارس پيشدبستاني سپرده و تأكيد كنند كه ضمن آموزش آداب و رسوم اجتماعي، به آنان «زبان انگليسي» يا «فرانسه» يا «آلماني» آموزش داده شود، زيرا والدين متوجه اين واقعيت شدهاند كه در دنياي معاصر دانستن يك زبان خارجي، ضامن پيشرفت و موفقيت و تعالي روح و جسم كودك در حال و آينده است و تقويت مهارت در بهره هوشي تأثير مثبت دارد.
علم رياضي نيز از ضروريات زندگي بشري است و كسانيكه اعداد و ارقام و قانون احتمالات و محاسبات ساده و منطقي را خوب ميشناسند، ذهن آنان براي پذيرش يك سلسله پيچيده سختيها و دشواريهاي زندگي آماده است و در حلوفصل مشكلات و نارسائيهاي جامعه و امور فردي و اجتماعي آمادگي و توانمندي كامل در حد ظرفيت ذهني خود دارد. 2
در گذشته نه چندان دور، و حتي در شرايط كنوني، مدارس ما فقط ضرب و تقسيم و جمع و تفريق را به دانشآموزان تعليم ميدهند. و دانشآموزان، غالباً فرمولهاي رياضي را طوطيوار حفظ ميكنند و پارهاي از اوقات، چند فرمول مشابه را جابهجا نوشته و در محاسبات به غلط بكار ميبرند.
كلاسهاي تقويتي، تحت عناوين «تستهاي كنكور» و كلاسهاي ويژه «پانسيموتي» كه دانشآموزان را براي يك مدت محدود در يك محل ثابت نظير آسايشگاه، هتل يا مهمانپذير با هزينه سرسامآور نگهداري کرده و با روشهاي «من درآورده» دروس رياضي، فيزيك، و هنر و هندسه و غيره را به صورت «كپسولي» آموزش ميدهند روش منطقي و اصولي براي پيشرفت و تعالي دانشآموزان نيست. زيرا كه علمآموزي تدريجي است و منطبق با اصول و موازين كاربرد علم روانشناسي كوتاه مدت(Shcrt-term Memory) و حافظه بلند مدت(Long term Memory) است.
مطالبي كه در حافظه كوتاه مدت جاي ميگيرد، هيچگاه پايدار و قابل انطباق با علم رياضي، نيست بنابراين، علم رياضي و منطق و آمار و احتمالات و جداول و محور مختصات و پولي گان(Polygan) و نمودار(graph) و سؤالات هوش و استعدادسنجي(Aptitude Tests) و تمرينات دورهاي يا روزانه و تدريجي ذهن دانشآموزان را براي حل مسائل آماده ساخته و بدون كمترين فشار به مغز پاسخ درست را بدست آورند.3
فيضعلي مداح
عضو هيات علمي دانشگاه سمنان
—------------------—
زيرنويس:
1ـ رجوع شود به كتاب پايههاي روانشناسي دكتر حسن صفوي، تهران 1351
2ـ ر.ك كتاب رياضيات (4) گامبهگام، تأليف احمد نجاتي
3ـ هوش برتر، تقويت استعداد تحصيلي، خسرو كبيري، انتشارات شباهنگ
@eduarticle
Forwarded from eduarticle
📚 آشنایی با بزرگان تعلیم و تربیت -5
فروبل 1852 – 1782،Frobel
فروبل، در سال 1782م در آلمان متولد شد. وی دوران کودکی را با سختی گذراند و چون والدینش از او استنباط درستی نداشتند، بصورت مردی کمرو و درونگرا درآمد. فروبل سال ها از شغلی به شغلی دیگر می پرداخت تا اینکه در مدرسه کوچکی واقع در فرانکفورت به تدریس پرداخت و به شغل معلمی علاقمند شد. او برای مطالعه در روش آموزش پستالوزی که در آن زمان معروف بود، به سویس سفر کرد و پس از مطالعه به آلمان بازگشت. و در سال 1816م، مدرسه کوچکی بر اساس روش آموزش پستالوزی دایر کرد.
و به شرح دیدگاه ها و نظرات تربیتی خود و تالیف کتاب و مقاله پرداخت. فروبل اولین بنیانگذار مهد کودک (به نام باغ کودکان) بود. فروبل معتقد بود که: " تعلیم و تربیت باید شخصیت کودک را پرورش دهد و اساسا این رشد باید خودجوش باشد. " فروبل برنامه های کودکستان خود را طوری سازمان داد که کودک را به طور خود جوش به فعالیت وامیداشت. حرکت، بازی، شعر، شناخت رنگها، داستان و انواع فعالیتهای مختلف، اساس کار کودکستان وی بود. وی سه نوع مواد ویژه در آموزش به کار می گرفت: شعرهای کودکانه، اسباب بازی و سرگرمی. اسباب بازی و سرگرمی، فعالیت های جسمی کودکان را به کار می گرفتند. اسباب بازی ها در آن زمان به شکل های مختلف ساخته می شدند. سرگرمی ها هم از موادی بودند که قابلیت شکل پذیری داشته باشد؛ مانند گل رس، شن و مقوا. فروبل روی داستان هم بسیار تاکید داشت. پس از این که معلم داستان را نقل می کرد، اثر آن در بیان کودک، در شعرهایش و در بازی های او نمایان می شد. فعالیت های مختلف عملی فروبل در آموزش، موجب توجه فراوان به آموزش عملی شد. به عقیده فروبل، کار و نقش مربی تنها راهنمایی و هدایت شاگردان بود. وی عقیده داشت که در ذات هر موجودی، غایتی نهفته که با او آفریده شده است؛ ولی این مقصود با تعلیم و تربیت تحقق می یابد.تربیت نیز یک مقصد دارد و آن پروردن طبیعت حقیقی و خدایی انسان و نمایان کردن جنبه های ابدی و بی پایان او است. @eduarticle
📚 آشنایی با بزرگان تعلیم و تربیت -5
فروبل 1852 – 1782،Frobel
فروبل، در سال 1782م در آلمان متولد شد. وی دوران کودکی را با سختی گذراند و چون والدینش از او استنباط درستی نداشتند، بصورت مردی کمرو و درونگرا درآمد. فروبل سال ها از شغلی به شغلی دیگر می پرداخت تا اینکه در مدرسه کوچکی واقع در فرانکفورت به تدریس پرداخت و به شغل معلمی علاقمند شد. او برای مطالعه در روش آموزش پستالوزی که در آن زمان معروف بود، به سویس سفر کرد و پس از مطالعه به آلمان بازگشت. و در سال 1816م، مدرسه کوچکی بر اساس روش آموزش پستالوزی دایر کرد.
و به شرح دیدگاه ها و نظرات تربیتی خود و تالیف کتاب و مقاله پرداخت. فروبل اولین بنیانگذار مهد کودک (به نام باغ کودکان) بود. فروبل معتقد بود که: " تعلیم و تربیت باید شخصیت کودک را پرورش دهد و اساسا این رشد باید خودجوش باشد. " فروبل برنامه های کودکستان خود را طوری سازمان داد که کودک را به طور خود جوش به فعالیت وامیداشت. حرکت، بازی، شعر، شناخت رنگها، داستان و انواع فعالیتهای مختلف، اساس کار کودکستان وی بود. وی سه نوع مواد ویژه در آموزش به کار می گرفت: شعرهای کودکانه، اسباب بازی و سرگرمی. اسباب بازی و سرگرمی، فعالیت های جسمی کودکان را به کار می گرفتند. اسباب بازی ها در آن زمان به شکل های مختلف ساخته می شدند. سرگرمی ها هم از موادی بودند که قابلیت شکل پذیری داشته باشد؛ مانند گل رس، شن و مقوا. فروبل روی داستان هم بسیار تاکید داشت. پس از این که معلم داستان را نقل می کرد، اثر آن در بیان کودک، در شعرهایش و در بازی های او نمایان می شد. فعالیت های مختلف عملی فروبل در آموزش، موجب توجه فراوان به آموزش عملی شد. به عقیده فروبل، کار و نقش مربی تنها راهنمایی و هدایت شاگردان بود. وی عقیده داشت که در ذات هر موجودی، غایتی نهفته که با او آفریده شده است؛ ولی این مقصود با تعلیم و تربیت تحقق می یابد.تربیت نیز یک مقصد دارد و آن پروردن طبیعت حقیقی و خدایی انسان و نمایان کردن جنبه های ابدی و بی پایان او است. @eduarticle
Forwarded from آخرین خبر
کارت شرکت در آزمون سراسری سال95، 20 تیرماه از طریق سایت سازمان سنجش توزیع خواهد شد
@akharinkhabar
@akharinkhabar
Forwarded from .
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM