🖌مقاله‌،ویدیو آموزشی
489 subscribers
1.76K photos
1.11K videos
206 files
2.99K links
مجموعه‌ای متنوع از پژوهشها، ویدیو و خبرهای مهم آموزشی و فرهنگی . جهت ارسال مقاله و مطلب با ما تماس بگیرید. مسؤولیت مطالب به عهده نویسنده است .آدرس سایت ما : www.eduarticle.me

تماس با ما :
@mh1342
Download Telegram
✅ مروري برحذف 58 مقاله محققان ايراني از مجلات معتبر/گزیده/

اخیرا مجله نیچر از حذف ۵۸مقاله محققان ایرانی از هفت نشریه علمی چاپ شده توسط دو ناشر علمی خبر داد و مدعی شد که این مقالات که فهرست آنها نیز منتشر شده حاوی نشانه‌هایی از سرقت علمی یا دستکاری در روند داوری یا نام نویسندگان بوده‌اند. انتشارات علمیSpringer Natureکه نسبت به حذف این مقالات که نام ۲۸۲محقق ایرانی در آنها ذکر شده اقدام کرده، مدعی شده است که نشانه‌هایی از تقلب در روند ارزیابی علمی و انتشار این مقالات شناسایی شده است.

دکتر شاهین آخوندزاده، قائم‌مقام معاون تحقیقات و فناوری وزیر بهداشت،‌ درمان و آموزش پزشکی در گفتگو با ایسنا، به تشریح ابعاد واکنش‌های پس از اعلام این خبر پرداخت و گفت: اولین واکنش پس از اعلام این خبر، طبق معمول از گروهی ضد پژوهش در ایران بود که حسب سنت شروع شد که «ما گفته بودیم پژوهش به درد نمی‌خورد! » همانهایی که در سالیان نه چندان دور، نوشتن مقاله را خطای بزرگ می‌دانستند و اکنون در لاک دفاعی هستند، هر از چند گاهی مانند موقعیت فعلی شروع به حمله می‌کنند.

آخوندزاده ، ذکر نکاتی در این فضای ملتهب و قضاوت واقع‌بینانه نسبت به وضعیت موجود و زمینه‌های پیدایش آن را ضروری دانست و یادآور شد: اصولاً پژوهش در ایران به جز فرمایشات مؤکد مقام معظم رهبری در بین دولتمردان و سیاستگذاران ما جایگاهی ندارد. جناح چپ، میانه و راست حقیقتاً از پژوهش و خروجی آن یعنی مقالات فقط استفاده ابزاری کرده‌اند. به عبارتی فقط تعداد مقالات ما و رتبه 16 تولید علم ایران بر اساس Scopusیا رتبه 21 تولید علم کشور بر اساسISIباعث پز دادن این عزیزان شده است؛ به واقع این افراد، اعتقادی به مقالات ندارند و هر وقت در مسند قدرت نیستند، جناح مقابل را برای رکود علمی مورد سرزنش قرار می‌دهند.
به گفته دکتر آخوندزاده، هر سال محققان ما از نظر اعتبارات پژوهش فقیر و فقیرتر شده‌اند که نتیجه آن کاهش کیفی پژوهش‌های بنیادی در ایران و متأسفانه درجاتی از دیتاسازی است. وقتی پولی برای پژوهش وجود ندارد، برای مثال فقط 3 میلیون تومان برای یک پایان‌نامهPh.D اختصاص می‌یابد و انتظار چاپ 2 مقالهISIمی‌رود، می‌توان نتیجه گرفت که دیتا غیر واقعی است.

استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران افزایش بی‌رویه دانشجویان فوق لیسانس و Ph.Dدر انواع و اقسام دانشگاه‌های دولتی، شبانه، آزاد، پیام نور، غیرانتفاعی و پردیس‌های خودگردان و بین‌المللی بدون اختصاص سرانه پژوهش، داشتن استاد واجد شرایط برای سرپرستی آنان و زیرساخت‌های پژوهشی و از همه مهمتر دانشجوی واجد شرایط و به همان تعداد، پایان‌نامه و انتظار چاپ مقاله را از علل بروز این وضعیت نامقبول دانست.

قائم‌مقام معاون تحقیقات و فناوری وزیر بهداشت یادآور شد: قوانین ارتقای اعضای هیات علمی ایران بر اساس یک آیین‌نامهMixedیعنی حداقل‌هایی از پژوهش، آموزش، خدمت و امور فرهنگی است. به طور کلی در دنیا یک عضو هیات علمی می‌تواند باTrackآموزشی و ارائه خدمات آموزشی مطلوب ارتقاء پیدا کند و اجبار کردن آن به داشتن چند مقاله برای هیات علمی‌ای که اصولاً پژوهش را دوست ندارد و با آن آشنا نیست، فقط منجر به صوری کردن پژوهش می‌شود. به عبارتی اگر ما اجازه دهیم آن 20 تا 30 درصد از اعضای هیات علمی ما که پژوهش را می‌فهمند و به آن اعتقاد دارند، پژوهش کنند و بودجه‌های پژوهش را به آنان اختصاص دهیم و بقیه ازTrackهای دیگر ارتقاء یابند (یعنی از آموزش یا خدمت)، به سمت پژوهش‌های اصیل حرکت خواهیم کرد.
تغییر نگاه به کیفیت پژوهش به جای شمردن تعداد مقالات، نکته دیگری بود که دکتر آخوندزاده بر آن تاکید کرد و گفت: این نگاه در دوره اخیر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کم کم در حال شکل گیری است و اساسا این نگاه حاکم است که محقق به جای چاپ 10 مقاله ضعیف یک مقاله خوب داشته باشد.

به گزارش ایسنا به نقل از نیچر، 58 مقاله از 258 پژوهشگر ایرانی که اقدام به جعل علمی و دستکاری در مقالات دیگر کرده بودند، توسط ناشر مجله معتبر علمی نیچر به حال تعلیق درآمده است. بایومد سنترال(BMC ) بیست‌و هشت مورد از این مقاله‌ها را جمع‌آوری کرده و در حال بررسی 40 مقاله دیگر است. اسپرینگر نیز به جمع‌آوری 30 مقاله پرداخته و بررسی 9 مقاله دیگری را در دستور کار خود دارد. گفتنی است که هر دوی این سازمان‌ها توسط مجله نیچر ارائه می‌شوند.

بر اساس ادعای نیچر، در اقدامات انجام‌شده شواهدی از سرقت ادبی و دستکاری در تالیف مشاهده شده و 70 درصد آنها نیز نشان‌دهنده سرقت علمی هستند. مقالات جمع‌آوری شده توسط بایومد سنترال نیز نشان‌دهنده 57 درصد دستکاری در تالیف و 93 درصد سرقت ادبی هستند.

🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
رتبه ایران از نظر شاخص توسعه دولت الکترونیک⬆️ منبعتجارت‌فردا
این شاخص،سطح پردازش بوروکراسی اداری توسط سیستمهای الکترونیک را اندازه گیری می کند.
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
رتبه ایران از نظر شاخص مشارکت الکترونیک عمومی ⬆️ منبع تجارت فردا
این شاخص، وضعیت بکارگیری سیستمهای الکترونیک در یک کشور را نشان می دهد.
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
رتبه ایران از نظر شاخص نرخ تورم⬆️ منبع تجارت فردا
این شاخص،سطح افزایش عمومی قیمتها را در یک کشور نشان می دهد.
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
رتبه ایران از نظر شاخص امید به زندگی⬆️ منبع تجارت فردا
این شاخص، متوسط عمر مردمان یک کشور را نشان می دهد.
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
رتبه ایران از نظر شاخص سن متوسط⬆️ منبع تجارت فردا
این شاخص، متوسط سن مردمان یک کشور را نشان می دهد.
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
رتبه ایران از نظر شاخص نیروی کار⬆️ منبع تجارت فردا
این شاخص، تعداد افراد در سن کار را نشان می دهد.
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
‌‎
🍀 سری مفاهیم و تجارب تربیتی کودکان که قبلا به صورت پراکنده در کانال نشر یافته و اکنون صوتی آن جهت استفاده دوستداران و فعالان حوزه کودک وتربیت باز نشر می یابد .

🌱نسل نو🌱
پنجره ای برای اشتراک تجربیات زیسته سحر سلطانی نویسنده و تسهیلگر فلسفه برای کودکان (P4C) و خبرنگار حوزه کودک و تربیت با شماست.
هرآنچه اینجا طرح می شود از باغ تعامل با شما چیده شده، با هم باشیم تا باغبانانی توانمند شویم برای پرورش نسل نو.🌱
https://telegram.me/nasleP4C


—------------------------—
1- 🔅مفهوم "خدا" نزد کودکان ۲ تا ۱۲ ساله🔅
https://telegram.me/nasleP4C/10
—------------------------—
2-🔅مفهوم"مرگ"نزدکودکان ۲ تا ۱۲ ساله🔅
https://telegram.me/nasleP4C/11
—-------------------------
3- آشنایی با حریم خصوصی 1⃣
https://telegram.me/nasleP4C/13
—------------------------—
4- آشنایی با مفاهیم مکمل درباره حریم خصوصی 2⃣
https://telegram.me/nasleP4C/14
—------------------------—
5- آشنایی با تکنیکهای عملی آموزش حریم خصوصی به کودکان
https://telegram.me/nasleP4C/15
—------------------------—
6-من کی هستم؟ کجای دنیام؟
https://telegram.me/nasleP4C/17
—------------------------


🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
‌‎
✅ آموزش از بنياد بيمار است / گزیده/ قسمت اول
محمدرضا نوري دلويي

به گزارش ايسنا، دکتر محمدرضا نوري دلويي، استاد دانشگاه علوم پزشکي تهران و موسس پژوهشگاه ملي مهندسي ژنتيک و زيست فناوري در يادداشتي که در اختيار ايسنا قرار داده، آورده است: « چنانچه برخي صاحبنظران مسئو ل و شماري از اصحاب رسانه متعهد و دردشناس نيز تاکيد دارند، آموزش و پرورش، نونهالان ما را که در سن 7 سالگي و در قله دوران کودکي که کودک فوق‌العاده نيازمند تفريح، بازي، دوستيابي در ميان گروه همسالان، کنجکاوي، پرسش، کشف و... است تحويل مي‌گيرد؛ اما خروجي آموزش و پرورش چيست؟

بپذيريم يا نپذيريم آموزش ما از بنياد بيمار است، از خاستگاه که کودکستان و مدرسه ابتدايي است تا مجموعه دانشگاهي چنين است که وضعيت کشور از نقطه نظر توسعه يافتگي حال و روز خوشي ندارد و پيداست اگر امروز براي اصلاح اساسي‌اش دست به کار نشويم، فردا بسيار دير است، به ويژه که شروع واقعي امروز در چند دهه بعد به بار مي‌نشيند.

دانش‌آموز بخشي از بهترين سال‌هاي عمر خود را صرف خواندن و حفظ کردن مطالبي مي‌کند که در زندگي‌اش و سرنوشت جامعه تاثير مثبت معني‌داري ندارد. استعداد و علايق شخصي‌اش کشف نشده و شکوفا نمي‌شود. مهارت‌هاي زندگي را نمي‌آموزد. روحيه کنجکاوي، پرسشگري و خلاقيتش نابود مي‌شود. آنچه که هست، عموما منولوگ است و دانش‌آموز معمولا شنونده، افسرده و منفعل است.

سيستم بيماري که دانش‌آموز کودک بايد در فضاي اغلب نامناسب ساعت‌ها ساکت بنشيند، بشنود، حفظ کند و به پرسش‌هاي ناسودمند پاسخ دهد؛ پويايي، علاقه، کنجکاوي و بالندگي را در او مي‌خشکاند و بر ظرفيت‌هاي يادگيري، تفکر ارتباطي، تعامل و همدلي، پاسخگويي همراه با روحيه جست‌وجوگري کودک از بنيان آسيب‌هاي جدي وارد مي‌کند. در اين ميان وضعيت مدارس مناطق محروم و غير برخوردار اسفناک‌تر است و افزون بر کاستي‌هاي چشمگير آموزشي، ناايمني و فقدان سيستم گرمايشي استاندارد و سوءتغذيه، سلامت جسمي و رواني دانش‌آموز را به شدت تهديد مي‌کند.

در فضايي نامناسب که تفاوت‌هاي فردي ناديده گرفته شود و صرف نمره‌هاي بالاتر با دانش‌ سودمند روزآمد و نيز اخذ مدرک، با توانايي اشتباه گرفته مي‌شود؛ در فضايي که پس از خروج روزانه از مدرسه بايد در انديشه تکليف شب نيز بود؛ چشمه‌هاي رشد و شکوفايي خشک شده و آموزش و پرورش به شدت ناکارآمد مي‌گردد و در نتيجه، جامعه‌اي که کودکان و دانش‌آموزان توانمند نداشته باشد نمي‌تواند رشد يافته و توسعه يابد.

*تحول همه جانبه

بايد براي دوران جنيني، نوزادي، کودکي، خردسالي و همه مقاطع بعدي فرزندان‌مان برنامه‌هاي علمي، تربيتي، پرورشي و آموزشي واقعا روزآمد، سودمند و هدفدار داشته باشيم. تحول همه جانبه نظام آموزشي مدارس و دانشگاه‌ها،يک انتخاب نيست يک ضرورت و الزام اجتناب‌ناپذير براي بقاست. در غيراينصورت، همه آينده کشور تباه خواهد شد. اين واجب راهبردي، هرگز شوخي‌بردار نيست.

از ياد نبريم که پژوهش‌هاي گسترده به روشني آفتاب و با انبوهي از دلايل و مستندات محکم گواهي مي‌دهد که بخش عمده شخصيت انسان در سال‌هاي نخست زندگي‌اش شکل مي‌گيرد؛ اما و با تاسف عميق، ما در سده‌ها و به ويژه دهه‌هاي اخير از اين مهم فوق‌العاده راهبردي و سرنوشت‌ساز غافل شده‌ايم و به تعبيري درست به بيراه رفته‌ايم که خشت اول چون نهد معمار کج / تا ثريا مي‌رود ديوار کج!

کوتاه سخن، مسئولان کشور نه فقط براي 6 سال نخست زندگي کودکان برنامه‌اي ندارند که برنامه‌هاي آموزشي به شدت نادرست و ناکارآمد در دوران تحصيل در مدرسه و دانشگاه نيز فرزندان عزيز ملت را در انبوهي از مشکلات ريز و درشت گرفتار مي‌کند و بهترين دوران زندگي‌اش را مي‌سوزاند.

با تاسف عميق بايد گفت که نهاد خانواده که کليدي‌ترين کانون تربيت، پرورش و آموزش است نيز در مجموع فراموش شده و دچار بحران است و هيچ برنامه و ساختار کارآمد براي آموزش آنان نيز وجود ندارد. براي نمونه، فرهنگ گفتگو در ميان خانواده‌هاي ايراني به شدت تضعيف گرديده است و براساس تازه‌ترين پژوهش‌ها، در خلال 9 سال گذشته به کمتر از نصف يعني حدود 15 دقيقه در روز کاهش يافته است. همکاران، همسالان، تلويزيون، تلفن‌هاي همراه و به ويژه اينترنت، شبکه‌هاي اجتماعي، نرم‌افزارها و اپليکيشن‌هاي ارتباطي، فرصت گفتگو را که در استحکام خانواده نقش محوري دارد از آنها گرفته است و اعتماد ميان اعضاي خانواده را نيز به نحو معني‌داري کاهش داده است. قسمت 2 در پست بعدی👇
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
‌‎
✅ آموزش از بنياد بيمار است / گزیده/ قسمت دوم
محمدرضا نوري دلويي


*تهديد کيان خانواده

اين موضوع بسيار رنج‌آور حتي نوعي طلاق عاطفي را در خانواده‌هاي پررنگ کرده و کيان خانواده را مورد تهديد جدي قرار داده است. براي نمونه و براساس تازه‌ترين گزارش‌ها، ايراني‌ها در ميانگين 5 تا 9 ساعت در روز در شبکه‌هاي اجتماعي حضور دارند در حالي که ميانگين اين حضور در جهان 32 دقيقه است؛ در واقع شبکه‌هاي اجتماعي منبع عمده اخبار و خوراک خبري بويژه براي جوان‌ها هستند به نحوي که در نظرسنجي تازه موسسه رويترز حدود 44 درصد آنها از فيسبوک استفاده مي‌کنند و ديگر شبکه‌ها مشتمل بر يوتيوب، توييتر، واتس‌آپ، گوگل پلاس و اينستاگرام به ترتيب در رده‌هاي بعدي قرار دارند. در اين شبکه‌ها افزون بر کشف اخبار، حدود يک چهارم کاربران خبرها را نيز به اشتراک مي‌گذارند. شايان تاکيد است براساس بزرگترين پژوهش تازه اين موسسه (رويترز) دانشگاه آکسفورد، 51 درصد کاربران همه هفته از رسانه‌هاي اجتماعي به مثابه منبع خبر استفاده مي‌کنند.

تب مدرک‌گرايي نيز گريبان جامعه را گرفته است و بلاي جان نظام آموزشي ما شده است. در واقع، از زماني که پاي در مدرسه مي‌گذاريم و آنگاه که از دانشگاه خارج مي‌شويم، پيوسته سرگرم مسابقه‌اي هستيم که به يک مدرک ختم مي‌شود! مي‌توان حدس زد که اگر اين کاغذ را از ما بگيرند، چه مي‌کنيم يا چه مي‌شود؟ تست مي‌زنيم، به دکان و مغازه‌هاي کلاس کنکور مي‌رويم، کنکور مي‌دهيم،‌امتحان داده و نمره مي‌گيريم تا هرجورشده «کاغذ» را بگيريم. خلاصه کنيم: با صرف هزينه‌هاي مادي قابل توجه از کيسه مردم يا خودمان، مدرک را اخذ مي‌کنيم. ديگر مهم نيست که در فهم عميق مطالب و پرورش درست براي رفع نيازهاي کشور، رشد خلاقيت‌ها و حرکت براي شکستن مرزهاي دانش موفق نباشيم .

*حرکت ضدآموزشي

اين بازي دل آزار، حرکت بر ضد آموزشي اصيل و پوياست. برضد کارايي، کارآمدي، مهارت و کارآفريني، توسعه و پيشرفت است و چنين است که اساسا هيچ انطباق معني‌داري ميان محيط‌هاي کاري ما و جامعه و نيازهايش وجود ندارد و همه زندگي آينده مدرک گرفتگان و آينده کشور به بوته فراموشي سپرده شده است.

ساز و کار حاکم بر دانشگاه و نگاه اهالي سياست و دولتمردان به آن نيز سرنوشتي جز رکورد جريان دانش، کارهاي پژوهشي سطحي براي چاپ مقاله غيرسودمند، عدم خلاقيت و نوآوري در پي ندارد. علمي که در دانشگاه‌هاي ما رايج است به ثروت، قدرت و اقتدار ملي نمي‌انجامد.

انصافا در (نظام) آموزشي ناکارآمد کشور، از دوران کودکي و آموزش ابتدايي گرفته تا خروجي دانشگاه‌ها چه بر سر فرزندان خود که نمي‌آوريم و با برنامه‌هاي نادرست مدرسه و نظم پادگاني و بسته‌اش پاره‌هاي تن‌مان را به اسارت مي‌گيريم. بسيار تلخ و غم‌انگيز است که به تعبيري مناسب، ما، با آنان بسان سربازاني کوچک رفتار مي‌کنيم و با برنامه‌هاي نادرست، نيازهاي ذاتي کودک و نوجوان و به ويژه تفريح، بازي، خنده و نشاط هدفمند، دوست‌يابي در ميان گروه‌هاي همسالان، کنجکاوي، پرسشگري، يادگيري، تعامل، کمک به هم نوع و رقابت سالم و... همه و همه را قرباني مي‌کنيم.

با کتابخواني و حفظ آنکه در نقد محتوايش نيز سخن بسيار است به دانش‌آموز که بايد همه را خوانده و امتحان پس بدهد، مشق و تکليف شب و پيک نوروزي و بسياري از برنامه‌هاي کسل کننده و خلاقيت کش به قولي، شاهد «قتل کودکي» در نظام آموزشي خود هستيم.

بي آنکه عموما قصد سويي داشته باشيم، بي‌تامل و از سر غفلت و عدم بهره‌گيري همه جانبه از عقلانيت، خردورزي، شايسته سالاري واقعي و اقدام و عمل مناسب در راستاي مقتضيات زمانه، چنان مي‌کنيم که کودکان، نوجوانان و جوانان ما: کودکي، نوجواني و جواني نمي‌کنند! در عمل اين دولتمردان و همه ما هستيم که اين حقوق طبيعي فرزندان و جوانان عزيز خود را نيز از آنان مي‌گيريم.

به راستي، خواب سنگين را پاياني نيست، روا مباد گلي بخشکد. کي مي‌خواهيم بپذيريم که راه مرسوم و جاري (نظام) آموزشي ما، به ترکستان مي‌رود و چه وقت مي‌خواهيم با همتي ملي و عالي، آن را از اساس متحول کنيم؟ تا کشور عزيز و آينده نورچشمان‌مان تباه نشود. اين بحث، البته که در همه سطوح و مقاطع‌اش پردامنه و سرشار از چالش واجد اهميت حياتي است و چنين است که بر حسب وظيفه؛ اشاراتي بر آن شد و باز هم خواهد شد. البته وظيفه خود مي‌دانم که از همه عزيزاني که با درک مسئوليت خطير انساني خود که به اين مهم حياتي نيز پرداخت‌اند، سپاسگزاري مي‌کنم.
Forwarded from Rabnews.ir
انجمن علمی‌دانشجویی فلسفۀ تعلیم و تربیت دانشگاه خوارزمی، 1آذر1395، تربیت جنسی کودکان را بررسی می‌کند. گفتنی است این نشست در پردیس کرج دانشگاه خوارزمی برپا می‌شود.
@Rabnews
وجود ۱۴۰۰مدرسه با عمر بالای ۴۰سال در پایتخت

مدیرکل نوسازی مدارس استان تهران با تأکید بر وجود ۱۴۰۰مدرسه با عمر بالای ۴۰سال در پایتخت، گفت: مدارس در برابر بارش باران مقاوم هستند ولی در برابر زلزله و حوادث غیرمترقبه مقاوم نیستند. داریوش ورناصری در گفتگو با فارس گفت: تمامی فضاهای آموزشی، پرورشی و ورزشی دولتی استان تهران 6 هزار باب است که در بین آنها 1400 مدرسه فرسوده در برابر زلزله و حوادث غیرمترقبه مقاوم نیستند و امکان اینکه برای آنها مشکلی رخ دهد، وجود دارد.

🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
ادامه خدمت 7000معلم در آستانه بازنشستگی

رئیس مرکز برنامه‌ریزی منابع انسانی و فناوری اطلاعات وزارت آموزش و پرورش از بازنشستگی و پایان خدمت ۳۹هزار فرهنگی در سال جاری خبر داد و گفت: 7000 نیرو در آستانه بازنشستگی نیز به علت نیاز دستگاه کماکان در آموزش و پرورش ادامه خدمت می‌دهند. اسفندیار چهاربند در گفتگو با ایسنا، اظهار داشت: امسال بر اساس مجوز جذب نیرو ۱۰هزار نفر از فارغ التحصیلان دانشگاه‌ها در رشته‌هایی که ما اعلام کردیم جذب می‌شوند. این افراد بر اساس سهمیه محل خدمت پذیرش می‌شوند و پس از طی دوره یکساله و شرکت در آزمون جامع به استخدام پیمانی آموزش و پرورش در می‌آیند و به محل خدمت اعزام می شوند.

🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
آغاز ثبت‌نام تکمیل ظرفیت دانشگاه فرهنگیان

معاون رسانه‌ای مرکز اطلاع‌رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش از آغاز ثبت‌نام تکمیل ظرفیت دانشگاه فرهنگیان خبر داد. به گزارش فارس، رسول پاپایی اظهار داشت: با توجه به عدم تکمیل ظرفیت کد رشته‌های دانشگاه فرهنگیان، شرکت کنندگان در آزمون سراسری سال 95 دانشگاه‌ها می‌توانند با مراجعه به سایت سازمان سنجش نسبت به انتخاب کد رشته‌های دانشگاه فرهنگیان اقدام کنند.


🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
‌‎
⛔️ چرا به مزخرفات نباید خندید؟

گوردن پنیکوک
ترجمۀ: مینا قاجارگر مرجع: aeon
ایان — ما در عصر اطلاعات زندگی می‌کنیم. زیستن در این عصر به‌معنای زیستن در عصر اطلاعات کاذب نیز هست. در واقع، احتمالاً چرندوپرندهایی که شما فقط در طول هفتهٔ جاری می‌خوانید یا می‌شنوید، بیشتر از کل مزخرفاتی است که ممکن بود هزار سال پیش، شخصی عادی در تمام طول عمر خود با آنها مواجه شود. روشن است که بعضی از متون علمی، پیش از دوران روشنگری منتشر شده‌اند. حتی اگر قرار بود همهٔ کلمات این متون را با هم جمع کنیم، عدد حاصل هنوز در مقایسه با تعداد کلمات به‌کاررفته‌ برای اشاعهٔ خزعبلات در اینترنت، آن‌هم تنها در قرن بیست‌ویکم، ناچیز می‌بود.

اگر پس از خواندن جملات بالا سر خود را به نشانهٔ تأیید تکان دادید، باید بگویم شروع کنید به جنباندن آن به علامت نفی. داشتم چرت‌وپرت می‌بافتم.

من از کجا ممکن است بدانم شما در هفتهٔ جاری چقدر خزعبلات شنیده‌اید؟ شاید روزی که شما این متن را می‌خوانید، آخر هفته است! آن شخص «عادی» که هزار سال پیش می‌زیسته، چه کسی‌است؟ من از کجا می‌دانم مردم هزارسال پیش با چه مقدار یاوه‌گویی سروکار داشته‌اند؟

نوشتن این چرت‌وپرت‌ها بسیار آسان بود. به‌محض‌اینکه بر آن شدم تا به‌جای دادن اطلاعات به شما، شما را تحت تأثیر قرار دهم، باری از دوش من برداشته شد و بر گردهٔ شما قرارگرفت. جملات آغازین من می‌توانند واقعاً درست باشند؛ اما راهی برای دانستن آنها و اثباتشان وجود ندارد. صدق یا کذب آنها، برای منِ یاوه‌گو هیچ اهمیتی نداشت.

بر اساس نظر هری فرانکفورت، استاد ممتاز فلسفه در دانشگاه پرینستون، چرندوپرند در غیاب هرگونه نگرانی و دغدغهٔ معطوف به حقیقت به وجود می‌آید. حرف مفت، کاملاً با دروغ متفاوت است. دروغ، مستلزم رابطه‌ای عمیق با صدق و حقیقت است. دروغ، براندازی و انهدام حقیقت است. چرت‌وپرت بسیار خطرناک است؛ زیرا فردِ یاوه‌گو موضعی معرفتی اتخاذ می‌کند که اجازهٔ زرنگی زیادی به او می‌دهد. برای یاوه‌گو، صدق و کذب سخنانش هیچ اهمیتی ندارد. آنچه برای او مهم است، جلب توجه شما است.

ما چگونه می‌توانیم به‌طور تجربی شروع به تحقیق دربارهٔ یاوه‌گویی کنیم؟ بیایید به‌عنوان نمونه دیپک چوپرا۱، مروج معروف طب روحانی و درمان‌های جایگزین را در نظر بگیریم. در اینجا چند نمونه از توییت‌های او را می‌توانید بخوانید:

سازوکار تجلی: نیت، وارستگی، تمرکز بر اجازه‌دادن به هم‌نشینی امکانات برای گشودگی # آگاهی_کیهانی

ما به‌مثابه هستی‌های نور، مکانمند و غیرمکانمند هستیم؛ فعلیت و امکان زمانمند و بی‌زمان #آگاهی_کیهانی

بدون دانستن نیّات چوپرا، تشخیص اینکه آیا این توییت‌ها یاوه‌گویی هستند یا نه تا حدودی دشوار است. کلماتی که چوپرا انتخاب می‌کند، بی‌دلیل دشوار و پیچیده‌اند و معانی مد نظر او به‌وضوح روشن نیست. شاید توییت‌های او بیشتر برای تأثیرگذاشتن بر دیگران نوشته شده باشند تا اطلاع‌رسانی. ممکن است چوپرا از ابهام و دوپهلویی به‌عنوان ابزاری برای به‌رخ‌کشیدن تبحر خویش استفاده کرده باشد.

البته تمامی اینها تنها نظر من است. قطعاً افرادی وجود دارند که اظهارات او را عمیق می‌دانند. من که‌ام که بگویم آنها چرندوپرند هستند؟ خب، تحقیقاتی تجربی در باب یاوه‌گویی کرده‌ام و نتایج تحقیقاتم واضح‌اند. من و همکارانم اخیراً مقاله‌ای پژوهشی دربارهٔ مصادیق چرندوپرندهای شبه‌عمیق منتشر کرده‌ایم. برای آنکه بفهمید ما چگونه به‌صورت تجربی دربارهٔ یاوه‌گویی تحقیق کردیم، مثال‌های زیر را در نظر بگیرید:
طی چهار پژوهش به‌همراه بیش از هشت‌صد نفر شرکت‌کننده، دریافتیم که مردم به‌طور یکپارچه چرندوپرندهای شرم‌آوری چون نمونه‌های بالا را حداقل چیزی عمیق به شمار می‌آورند! مهم‌تر آنکه، این گرایش که ما آن را «چرندوپرندپذیری» می‌نامیم، بیشتر در میان کسانی متداول است که در آزمون‌های مختلفِ توانایی شناختی و شیوهٔ تفکر، ضعیف‌تر از دیگران ظاهر می‌شوند و [همچنین] کسانی که عقاید ماوراالطبیعی و غیرعادی دارند. به‌نحو متفاوتی، همان‌طور که ممکن است انتظارش را داشته باشید، احتمال کمتری وجود دارد که افرادِ منطقی‌تر، کسانی که توانایی تحلیل بهتری دارند و افرادی که شکاکیت بیشتری دارند، مطالب چرندوپرند را عمیق به شمار آورند.
ادامه مقاله ... http://bit.ly/2g95Y1W
منبع سایت ترجمان علوم انسانی

🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
سخنان بزرگان : رنه دکارت فیلسوف فرانسوی . 1650-1596
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
از ویژگی های یک معلم موفق
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
📚کتاب ٭مبانی نظری فلسفه برای کودکان٭ ، نوشته دکتر یحیی قائدی انتشارات مرآت از امروز وارد بازار نشر شد.📚
‌‎
✅ راهکارها برای فرار جامعه از غم و غصه

فهیمه حسن‌میری: آمارهایی كه از خشم و خشونت ایرانی‌ها حكایت می‌كند، این پرسش نگران‌كننده را ایجاد می‌كند كه چه شده امروز با چنین وضعیتی مواجهیم و اگر كاری برای بهبود اوضاع صورت نگیرد، چه سرنوشتی در انتظار مردمانی است كه به مهربانی و بخشش شهرت داشته‌اند.
در این زمینه با دكتر محمود گلزاری، معاون سابق امور جوانان وزارت ورزش و جوان، روان‌شناس و مدیرمسئول مجله روانشناسي «سپیده دانایی» گفت‌وگو كردیم كه در ادامه می‌خوانید:

آقای دكتر با مرور اخبار حوادث به نظر می‌رسد شاهد نوعی عصبانیت و كم‌تحملی در میان مردم هستیم. نظر شما در این زمینه چیست؟
بله همانطور كه اخیرا اعلام شده ایرانی‌ها بعد از عراقی‌ها خشن‌ترین و عصبانی‌ترین مردم دنیا هستند، می‌توانیم ببینیم كه تمام شاخص‌های خشونت در جامعه ما در حال افزایش است؛‌ قتل‌ها، قتل‌های خانوادگی، نزاع‌های خیابانی، همسرآزاری، كودك‌آزاری و سالمندآزاری به مراتب افزایش پیدا كرده است. در شرایط فعلی، جامعه‌ای پر از بدبینی، خشونت و درگیری داریم كه حتی ساده‌ترین كارها مانند رانندگی را دچار تنش می‌كند.
ریشه‌ این پرخاشگری‌ها را در كجا می‌بینید؟
باید وضعیت خشم و خشونت در ایران به طور جدی مورد بررسی قرار بگیرد. مسلما تنها یك عامل نیست كه به این وضعیت دامن زده و سهم عوامل متعدد را باید بررسی كرد. مسائل امنیت اقتصادی مردم، اشتغال جوانان،‌ استحكام خانواده، تغییرات اقلیمی، خشكسالی،‌ گرما و بسیاری از موارد پیدا و پنهان دیگر در بروز چنین وضعیتی تاثیرگذارند. مهم این است كه برای برطرف كردن این مسائل و در عین حال تزریق روحیه شادی و صبوری به مردم كارهایی انجام شود.
مثلا چه كارهایی؟
هم نیاز به برنامه‌های بلندمدت داریم و هم كوتاه‌مدت و میان‌مدت. در برنامه‌های سطحی می‌توان اقداماتی را در جامعه نهادینه كرد از جمله برنامه‌هایی مانند عفو زندانیان و كمك مردم و هنرمندان در كمپین‌هایی برای بخشش زندانیانی كه جرایم غیرعمد انجام داده‌اند، اقداماتی برای بهبود فضاهایی مانند استادیوم ورزشی كه بالاترین سطح خشونت و توهین را در آن محیط شاهدیم، افزایش مهارت‌های اجتماعی كه چطور می‌توان حق را گرفت اما نه لزوما با پرخاشگری و توهین، راه‌اندازی كلینیك‌های كنترل خشم و استفاده از تجارب كشورهای دیگر در این زمینه، ایجاد فضای شادی در كشور، تهیه برنامه‌های تلویزیونی كه روحیه شادی را در مردم ایجاد كند و بسیاری از اقدامات دیگر كه با طرح‌های كارشناسی قابل انجام هستند.

برنامه‌های طنز تلویزیون را در كمتر كردن سطح پرخاشگری موثر می‌دانید؟

ببینید، شوخ‌طبعی یكی از راه‌های كنترل خشونت است و پیوندهای صمیمانه را زیاد و تنشها را كم می‌كند. این خیلی مهم است كه خندیدن با دیگران را تمرین كنیم نه خندیدن به دیگران را، از این رو برنامه‌های طنز تلویزیون مانند خندوانه خوب است اما در عین حال سازندگان چنین برنامه‌ای باید مراقب باشند كه به ضد اهدافی كه ترسیم كرده‌اند نرسند. در این برنامه می‌بینیم كه از وقتی وارد جریان رقابتی استندآپ كمدی شد، چه كامنت‌هایی در فضای مجازی گذاشته شد و چقدر طرفداران هر كدام از این افراد به دیگری توهین كردند. برنامه‌ای كه با هدف خنداندن و ایجاد فضای پیوند و دوستی میان مردم تشكیل شده،‌ باید خیلی مراقب باشد كه فضای مسمومی ایجاد نكند.

همانطور كه به فضاهای مجازی اشاره كردید، گاهی می‌بینیم پیام‌هایی كه ظاهرا مضمون شوخی و طنز دارند تبادل می‌شوند اما درواقع توهین‌هایی به جنسیت و قومیت و گروه خاصی هستند.

بله با این كه تاكید می‌كنم شوخ‌طبعی و طنز نیاز جدی امروز جامعه ماست، اما باید نوع شوخی كردن را هم به مردم یاد بدهیم. باید مواظب باشیم شوخ‌طبعی‌ها به سمت لودگی نرود، شوخی‌های مضر و قومیتی و جنسیتی نباشد و به قیمت خندیدن افراد هر اتفاقی صورت نگیرد. شوخی‌های ما نباید مسخره كردن، به كار بردن الفاظ نادرست، توهین كردن، هدف گرفتن ابعاد مختلف ظاهری و شخصیتی یك فرد، جنس یا گروه باشد. باید این را به مردم یاد بدهیم كه شوخی‌ نباید تیز باشد، دیگران نباید از شوخی‌های ما وحشت كنند و در دلشان ترس ایجاد شود یا رنجیده‌خاطر شوند.

🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA