⛔️ چرا به مزخرفات نباید خندید؟
گوردن پنیکوک
ترجمۀ: مینا قاجارگر مرجع: aeon
ایان — ما در عصر اطلاعات زندگی میکنیم. زیستن در این عصر بهمعنای زیستن در عصر اطلاعات کاذب نیز هست. در واقع، احتمالاً چرندوپرندهایی که شما فقط در طول هفتهٔ جاری میخوانید یا میشنوید، بیشتر از کل مزخرفاتی است که ممکن بود هزار سال پیش، شخصی عادی در تمام طول عمر خود با آنها مواجه شود. روشن است که بعضی از متون علمی، پیش از دوران روشنگری منتشر شدهاند. حتی اگر قرار بود همهٔ کلمات این متون را با هم جمع کنیم، عدد حاصل هنوز در مقایسه با تعداد کلمات بهکاررفته برای اشاعهٔ خزعبلات در اینترنت، آنهم تنها در قرن بیستویکم، ناچیز میبود.
اگر پس از خواندن جملات بالا سر خود را به نشانهٔ تأیید تکان دادید، باید بگویم شروع کنید به جنباندن آن به علامت نفی. داشتم چرتوپرت میبافتم.
من از کجا ممکن است بدانم شما در هفتهٔ جاری چقدر خزعبلات شنیدهاید؟ شاید روزی که شما این متن را میخوانید، آخر هفته است! آن شخص «عادی» که هزار سال پیش میزیسته، چه کسیاست؟ من از کجا میدانم مردم هزارسال پیش با چه مقدار یاوهگویی سروکار داشتهاند؟
نوشتن این چرتوپرتها بسیار آسان بود. بهمحضاینکه بر آن شدم تا بهجای دادن اطلاعات به شما، شما را تحت تأثیر قرار دهم، باری از دوش من برداشته شد و بر گردهٔ شما قرارگرفت. جملات آغازین من میتوانند واقعاً درست باشند؛ اما راهی برای دانستن آنها و اثباتشان وجود ندارد. صدق یا کذب آنها، برای منِ یاوهگو هیچ اهمیتی نداشت.
بر اساس نظر هری فرانکفورت، استاد ممتاز فلسفه در دانشگاه پرینستون، چرندوپرند در غیاب هرگونه نگرانی و دغدغهٔ معطوف به حقیقت به وجود میآید. حرف مفت، کاملاً با دروغ متفاوت است. دروغ، مستلزم رابطهای عمیق با صدق و حقیقت است. دروغ، براندازی و انهدام حقیقت است. چرتوپرت بسیار خطرناک است؛ زیرا فردِ یاوهگو موضعی معرفتی اتخاذ میکند که اجازهٔ زرنگی زیادی به او میدهد. برای یاوهگو، صدق و کذب سخنانش هیچ اهمیتی ندارد. آنچه برای او مهم است، جلب توجه شما است.
ما چگونه میتوانیم بهطور تجربی شروع به تحقیق دربارهٔ یاوهگویی کنیم؟ بیایید بهعنوان نمونه دیپک چوپرا۱، مروج معروف طب روحانی و درمانهای جایگزین را در نظر بگیریم. در اینجا چند نمونه از توییتهای او را میتوانید بخوانید:
سازوکار تجلی: نیت، وارستگی، تمرکز بر اجازهدادن به همنشینی امکانات برای گشودگی # آگاهی_کیهانی
ما بهمثابه هستیهای نور، مکانمند و غیرمکانمند هستیم؛ فعلیت و امکان زمانمند و بیزمان #آگاهی_کیهانی
بدون دانستن نیّات چوپرا، تشخیص اینکه آیا این توییتها یاوهگویی هستند یا نه تا حدودی دشوار است. کلماتی که چوپرا انتخاب میکند، بیدلیل دشوار و پیچیدهاند و معانی مد نظر او بهوضوح روشن نیست. شاید توییتهای او بیشتر برای تأثیرگذاشتن بر دیگران نوشته شده باشند تا اطلاعرسانی. ممکن است چوپرا از ابهام و دوپهلویی بهعنوان ابزاری برای بهرخکشیدن تبحر خویش استفاده کرده باشد.
البته تمامی اینها تنها نظر من است. قطعاً افرادی وجود دارند که اظهارات او را عمیق میدانند. من کهام که بگویم آنها چرندوپرند هستند؟ خب، تحقیقاتی تجربی در باب یاوهگویی کردهام و نتایج تحقیقاتم واضحاند. من و همکارانم اخیراً مقالهای پژوهشی دربارهٔ مصادیق چرندوپرندهای شبهعمیق منتشر کردهایم. برای آنکه بفهمید ما چگونه بهصورت تجربی دربارهٔ یاوهگویی تحقیق کردیم، مثالهای زیر را در نظر بگیرید:
طی چهار پژوهش بههمراه بیش از هشتصد نفر شرکتکننده، دریافتیم که مردم بهطور یکپارچه چرندوپرندهای شرمآوری چون نمونههای بالا را حداقل چیزی عمیق به شمار میآورند! مهمتر آنکه، این گرایش که ما آن را «چرندوپرندپذیری» مینامیم، بیشتر در میان کسانی متداول است که در آزمونهای مختلفِ توانایی شناختی و شیوهٔ تفکر، ضعیفتر از دیگران ظاهر میشوند و [همچنین] کسانی که عقاید ماوراالطبیعی و غیرعادی دارند. بهنحو متفاوتی، همانطور که ممکن است انتظارش را داشته باشید، احتمال کمتری وجود دارد که افرادِ منطقیتر، کسانی که توانایی تحلیل بهتری دارند و افرادی که شکاکیت بیشتری دارند، مطالب چرندوپرند را عمیق به شمار آورند.
ادامه مقاله ... http://bit.ly/2g95Y1W
منبع سایت ترجمان علوم انسانی
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
⛔️ چرا به مزخرفات نباید خندید؟
گوردن پنیکوک
ترجمۀ: مینا قاجارگر مرجع: aeon
ایان — ما در عصر اطلاعات زندگی میکنیم. زیستن در این عصر بهمعنای زیستن در عصر اطلاعات کاذب نیز هست. در واقع، احتمالاً چرندوپرندهایی که شما فقط در طول هفتهٔ جاری میخوانید یا میشنوید، بیشتر از کل مزخرفاتی است که ممکن بود هزار سال پیش، شخصی عادی در تمام طول عمر خود با آنها مواجه شود. روشن است که بعضی از متون علمی، پیش از دوران روشنگری منتشر شدهاند. حتی اگر قرار بود همهٔ کلمات این متون را با هم جمع کنیم، عدد حاصل هنوز در مقایسه با تعداد کلمات بهکاررفته برای اشاعهٔ خزعبلات در اینترنت، آنهم تنها در قرن بیستویکم، ناچیز میبود.
اگر پس از خواندن جملات بالا سر خود را به نشانهٔ تأیید تکان دادید، باید بگویم شروع کنید به جنباندن آن به علامت نفی. داشتم چرتوپرت میبافتم.
من از کجا ممکن است بدانم شما در هفتهٔ جاری چقدر خزعبلات شنیدهاید؟ شاید روزی که شما این متن را میخوانید، آخر هفته است! آن شخص «عادی» که هزار سال پیش میزیسته، چه کسیاست؟ من از کجا میدانم مردم هزارسال پیش با چه مقدار یاوهگویی سروکار داشتهاند؟
نوشتن این چرتوپرتها بسیار آسان بود. بهمحضاینکه بر آن شدم تا بهجای دادن اطلاعات به شما، شما را تحت تأثیر قرار دهم، باری از دوش من برداشته شد و بر گردهٔ شما قرارگرفت. جملات آغازین من میتوانند واقعاً درست باشند؛ اما راهی برای دانستن آنها و اثباتشان وجود ندارد. صدق یا کذب آنها، برای منِ یاوهگو هیچ اهمیتی نداشت.
بر اساس نظر هری فرانکفورت، استاد ممتاز فلسفه در دانشگاه پرینستون، چرندوپرند در غیاب هرگونه نگرانی و دغدغهٔ معطوف به حقیقت به وجود میآید. حرف مفت، کاملاً با دروغ متفاوت است. دروغ، مستلزم رابطهای عمیق با صدق و حقیقت است. دروغ، براندازی و انهدام حقیقت است. چرتوپرت بسیار خطرناک است؛ زیرا فردِ یاوهگو موضعی معرفتی اتخاذ میکند که اجازهٔ زرنگی زیادی به او میدهد. برای یاوهگو، صدق و کذب سخنانش هیچ اهمیتی ندارد. آنچه برای او مهم است، جلب توجه شما است.
ما چگونه میتوانیم بهطور تجربی شروع به تحقیق دربارهٔ یاوهگویی کنیم؟ بیایید بهعنوان نمونه دیپک چوپرا۱، مروج معروف طب روحانی و درمانهای جایگزین را در نظر بگیریم. در اینجا چند نمونه از توییتهای او را میتوانید بخوانید:
سازوکار تجلی: نیت، وارستگی، تمرکز بر اجازهدادن به همنشینی امکانات برای گشودگی # آگاهی_کیهانی
ما بهمثابه هستیهای نور، مکانمند و غیرمکانمند هستیم؛ فعلیت و امکان زمانمند و بیزمان #آگاهی_کیهانی
بدون دانستن نیّات چوپرا، تشخیص اینکه آیا این توییتها یاوهگویی هستند یا نه تا حدودی دشوار است. کلماتی که چوپرا انتخاب میکند، بیدلیل دشوار و پیچیدهاند و معانی مد نظر او بهوضوح روشن نیست. شاید توییتهای او بیشتر برای تأثیرگذاشتن بر دیگران نوشته شده باشند تا اطلاعرسانی. ممکن است چوپرا از ابهام و دوپهلویی بهعنوان ابزاری برای بهرخکشیدن تبحر خویش استفاده کرده باشد.
البته تمامی اینها تنها نظر من است. قطعاً افرادی وجود دارند که اظهارات او را عمیق میدانند. من کهام که بگویم آنها چرندوپرند هستند؟ خب، تحقیقاتی تجربی در باب یاوهگویی کردهام و نتایج تحقیقاتم واضحاند. من و همکارانم اخیراً مقالهای پژوهشی دربارهٔ مصادیق چرندوپرندهای شبهعمیق منتشر کردهایم. برای آنکه بفهمید ما چگونه بهصورت تجربی دربارهٔ یاوهگویی تحقیق کردیم، مثالهای زیر را در نظر بگیرید:
طی چهار پژوهش بههمراه بیش از هشتصد نفر شرکتکننده، دریافتیم که مردم بهطور یکپارچه چرندوپرندهای شرمآوری چون نمونههای بالا را حداقل چیزی عمیق به شمار میآورند! مهمتر آنکه، این گرایش که ما آن را «چرندوپرندپذیری» مینامیم، بیشتر در میان کسانی متداول است که در آزمونهای مختلفِ توانایی شناختی و شیوهٔ تفکر، ضعیفتر از دیگران ظاهر میشوند و [همچنین] کسانی که عقاید ماوراالطبیعی و غیرعادی دارند. بهنحو متفاوتی، همانطور که ممکن است انتظارش را داشته باشید، احتمال کمتری وجود دارد که افرادِ منطقیتر، کسانی که توانایی تحلیل بهتری دارند و افرادی که شکاکیت بیشتری دارند، مطالب چرندوپرند را عمیق به شمار آورند.
ادامه مقاله ... http://bit.ly/2g95Y1W
منبع سایت ترجمان علوم انسانی
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
سخنان بزرگان : رنه دکارت فیلسوف فرانسوی . 1650-1596
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
از ویژگی های یک معلم موفق
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
Forwarded from فلسفه براي کودکان ايران iranp4c
📚کتاب ٭مبانی نظری فلسفه برای کودکان٭ ، نوشته دکتر یحیی قائدی انتشارات مرآت از امروز وارد بازار نشر شد.📚
✅ راهکارها برای فرار جامعه از غم و غصه
فهیمه حسنمیری: آمارهایی كه از خشم و خشونت ایرانیها حكایت میكند، این پرسش نگرانكننده را ایجاد میكند كه چه شده امروز با چنین وضعیتی مواجهیم و اگر كاری برای بهبود اوضاع صورت نگیرد، چه سرنوشتی در انتظار مردمانی است كه به مهربانی و بخشش شهرت داشتهاند.
در این زمینه با دكتر محمود گلزاری، معاون سابق امور جوانان وزارت ورزش و جوان، روانشناس و مدیرمسئول مجله روانشناسي «سپیده دانایی» گفتوگو كردیم كه در ادامه میخوانید:
آقای دكتر با مرور اخبار حوادث به نظر میرسد شاهد نوعی عصبانیت و كمتحملی در میان مردم هستیم. نظر شما در این زمینه چیست؟
بله همانطور كه اخیرا اعلام شده ایرانیها بعد از عراقیها خشنترین و عصبانیترین مردم دنیا هستند، میتوانیم ببینیم كه تمام شاخصهای خشونت در جامعه ما در حال افزایش است؛ قتلها، قتلهای خانوادگی، نزاعهای خیابانی، همسرآزاری، كودكآزاری و سالمندآزاری به مراتب افزایش پیدا كرده است. در شرایط فعلی، جامعهای پر از بدبینی، خشونت و درگیری داریم كه حتی سادهترین كارها مانند رانندگی را دچار تنش میكند.
ریشه این پرخاشگریها را در كجا میبینید؟
باید وضعیت خشم و خشونت در ایران به طور جدی مورد بررسی قرار بگیرد. مسلما تنها یك عامل نیست كه به این وضعیت دامن زده و سهم عوامل متعدد را باید بررسی كرد. مسائل امنیت اقتصادی مردم، اشتغال جوانان، استحكام خانواده، تغییرات اقلیمی، خشكسالی، گرما و بسیاری از موارد پیدا و پنهان دیگر در بروز چنین وضعیتی تاثیرگذارند. مهم این است كه برای برطرف كردن این مسائل و در عین حال تزریق روحیه شادی و صبوری به مردم كارهایی انجام شود.
مثلا چه كارهایی؟
هم نیاز به برنامههای بلندمدت داریم و هم كوتاهمدت و میانمدت. در برنامههای سطحی میتوان اقداماتی را در جامعه نهادینه كرد از جمله برنامههایی مانند عفو زندانیان و كمك مردم و هنرمندان در كمپینهایی برای بخشش زندانیانی كه جرایم غیرعمد انجام دادهاند، اقداماتی برای بهبود فضاهایی مانند استادیوم ورزشی كه بالاترین سطح خشونت و توهین را در آن محیط شاهدیم، افزایش مهارتهای اجتماعی كه چطور میتوان حق را گرفت اما نه لزوما با پرخاشگری و توهین، راهاندازی كلینیكهای كنترل خشم و استفاده از تجارب كشورهای دیگر در این زمینه، ایجاد فضای شادی در كشور، تهیه برنامههای تلویزیونی كه روحیه شادی را در مردم ایجاد كند و بسیاری از اقدامات دیگر كه با طرحهای كارشناسی قابل انجام هستند.
برنامههای طنز تلویزیون را در كمتر كردن سطح پرخاشگری موثر میدانید؟
ببینید، شوخطبعی یكی از راههای كنترل خشونت است و پیوندهای صمیمانه را زیاد و تنشها را كم میكند. این خیلی مهم است كه خندیدن با دیگران را تمرین كنیم نه خندیدن به دیگران را، از این رو برنامههای طنز تلویزیون مانند خندوانه خوب است اما در عین حال سازندگان چنین برنامهای باید مراقب باشند كه به ضد اهدافی كه ترسیم كردهاند نرسند. در این برنامه میبینیم كه از وقتی وارد جریان رقابتی استندآپ كمدی شد، چه كامنتهایی در فضای مجازی گذاشته شد و چقدر طرفداران هر كدام از این افراد به دیگری توهین كردند. برنامهای كه با هدف خنداندن و ایجاد فضای پیوند و دوستی میان مردم تشكیل شده، باید خیلی مراقب باشد كه فضای مسمومی ایجاد نكند.
همانطور كه به فضاهای مجازی اشاره كردید، گاهی میبینیم پیامهایی كه ظاهرا مضمون شوخی و طنز دارند تبادل میشوند اما درواقع توهینهایی به جنسیت و قومیت و گروه خاصی هستند.
بله با این كه تاكید میكنم شوخطبعی و طنز نیاز جدی امروز جامعه ماست، اما باید نوع شوخی كردن را هم به مردم یاد بدهیم. باید مواظب باشیم شوخطبعیها به سمت لودگی نرود، شوخیهای مضر و قومیتی و جنسیتی نباشد و به قیمت خندیدن افراد هر اتفاقی صورت نگیرد. شوخیهای ما نباید مسخره كردن، به كار بردن الفاظ نادرست، توهین كردن، هدف گرفتن ابعاد مختلف ظاهری و شخصیتی یك فرد، جنس یا گروه باشد. باید این را به مردم یاد بدهیم كه شوخی نباید تیز باشد، دیگران نباید از شوخیهای ما وحشت كنند و در دلشان ترس ایجاد شود یا رنجیدهخاطر شوند.
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
✅ راهکارها برای فرار جامعه از غم و غصه
فهیمه حسنمیری: آمارهایی كه از خشم و خشونت ایرانیها حكایت میكند، این پرسش نگرانكننده را ایجاد میكند كه چه شده امروز با چنین وضعیتی مواجهیم و اگر كاری برای بهبود اوضاع صورت نگیرد، چه سرنوشتی در انتظار مردمانی است كه به مهربانی و بخشش شهرت داشتهاند.
در این زمینه با دكتر محمود گلزاری، معاون سابق امور جوانان وزارت ورزش و جوان، روانشناس و مدیرمسئول مجله روانشناسي «سپیده دانایی» گفتوگو كردیم كه در ادامه میخوانید:
آقای دكتر با مرور اخبار حوادث به نظر میرسد شاهد نوعی عصبانیت و كمتحملی در میان مردم هستیم. نظر شما در این زمینه چیست؟
بله همانطور كه اخیرا اعلام شده ایرانیها بعد از عراقیها خشنترین و عصبانیترین مردم دنیا هستند، میتوانیم ببینیم كه تمام شاخصهای خشونت در جامعه ما در حال افزایش است؛ قتلها، قتلهای خانوادگی، نزاعهای خیابانی، همسرآزاری، كودكآزاری و سالمندآزاری به مراتب افزایش پیدا كرده است. در شرایط فعلی، جامعهای پر از بدبینی، خشونت و درگیری داریم كه حتی سادهترین كارها مانند رانندگی را دچار تنش میكند.
ریشه این پرخاشگریها را در كجا میبینید؟
باید وضعیت خشم و خشونت در ایران به طور جدی مورد بررسی قرار بگیرد. مسلما تنها یك عامل نیست كه به این وضعیت دامن زده و سهم عوامل متعدد را باید بررسی كرد. مسائل امنیت اقتصادی مردم، اشتغال جوانان، استحكام خانواده، تغییرات اقلیمی، خشكسالی، گرما و بسیاری از موارد پیدا و پنهان دیگر در بروز چنین وضعیتی تاثیرگذارند. مهم این است كه برای برطرف كردن این مسائل و در عین حال تزریق روحیه شادی و صبوری به مردم كارهایی انجام شود.
مثلا چه كارهایی؟
هم نیاز به برنامههای بلندمدت داریم و هم كوتاهمدت و میانمدت. در برنامههای سطحی میتوان اقداماتی را در جامعه نهادینه كرد از جمله برنامههایی مانند عفو زندانیان و كمك مردم و هنرمندان در كمپینهایی برای بخشش زندانیانی كه جرایم غیرعمد انجام دادهاند، اقداماتی برای بهبود فضاهایی مانند استادیوم ورزشی كه بالاترین سطح خشونت و توهین را در آن محیط شاهدیم، افزایش مهارتهای اجتماعی كه چطور میتوان حق را گرفت اما نه لزوما با پرخاشگری و توهین، راهاندازی كلینیكهای كنترل خشم و استفاده از تجارب كشورهای دیگر در این زمینه، ایجاد فضای شادی در كشور، تهیه برنامههای تلویزیونی كه روحیه شادی را در مردم ایجاد كند و بسیاری از اقدامات دیگر كه با طرحهای كارشناسی قابل انجام هستند.
برنامههای طنز تلویزیون را در كمتر كردن سطح پرخاشگری موثر میدانید؟
ببینید، شوخطبعی یكی از راههای كنترل خشونت است و پیوندهای صمیمانه را زیاد و تنشها را كم میكند. این خیلی مهم است كه خندیدن با دیگران را تمرین كنیم نه خندیدن به دیگران را، از این رو برنامههای طنز تلویزیون مانند خندوانه خوب است اما در عین حال سازندگان چنین برنامهای باید مراقب باشند كه به ضد اهدافی كه ترسیم كردهاند نرسند. در این برنامه میبینیم كه از وقتی وارد جریان رقابتی استندآپ كمدی شد، چه كامنتهایی در فضای مجازی گذاشته شد و چقدر طرفداران هر كدام از این افراد به دیگری توهین كردند. برنامهای كه با هدف خنداندن و ایجاد فضای پیوند و دوستی میان مردم تشكیل شده، باید خیلی مراقب باشد كه فضای مسمومی ایجاد نكند.
همانطور كه به فضاهای مجازی اشاره كردید، گاهی میبینیم پیامهایی كه ظاهرا مضمون شوخی و طنز دارند تبادل میشوند اما درواقع توهینهایی به جنسیت و قومیت و گروه خاصی هستند.
بله با این كه تاكید میكنم شوخطبعی و طنز نیاز جدی امروز جامعه ماست، اما باید نوع شوخی كردن را هم به مردم یاد بدهیم. باید مواظب باشیم شوخطبعیها به سمت لودگی نرود، شوخیهای مضر و قومیتی و جنسیتی نباشد و به قیمت خندیدن افراد هر اتفاقی صورت نگیرد. شوخیهای ما نباید مسخره كردن، به كار بردن الفاظ نادرست، توهین كردن، هدف گرفتن ابعاد مختلف ظاهری و شخصیتی یك فرد، جنس یا گروه باشد. باید این را به مردم یاد بدهیم كه شوخی نباید تیز باشد، دیگران نباید از شوخیهای ما وحشت كنند و در دلشان ترس ایجاد شود یا رنجیدهخاطر شوند.
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
تفاوت نسلها 😐
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
پیام برای مدیران مدارس:
جلسات شورای معلمان را با تمام توان جدی بگیرید و از آن حداکثر استفاده را ببرید.
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
پیام برای مدیران مدارس:
جلسات شورای معلمان را با تمام توان جدی بگیرید و از آن حداکثر استفاده را ببرید.
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
*حقوق ادبی کودک* همه ما کودکان می توانیم نویسندگان و خوانندگان توانایی شویم .این حقوق ادبی ماست ."به افراد زیر 18 سال کودک می گویند. https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
Forwarded from Jamal Mirjafari
Audio
🌱پرورش ذهن منطقی کودکان با مهارتهای زبانی 🌱
🔅راهکارهایی برای پرورش قوای تحلیلی و نگرش انتقادی کودکان🔅
🌱نسل نو🌱پنجره ای برای اشتراک مفاهیم وتجارب تربیتی
https://telegram.me/nasleP4C
🔅راهکارهایی برای پرورش قوای تحلیلی و نگرش انتقادی کودکان🔅
🌱نسل نو🌱پنجره ای برای اشتراک مفاهیم وتجارب تربیتی
https://telegram.me/nasleP4C
❤️❤️دوران آشنایی قبل از ازدواج با پرهیز از این اشتباهات
دوران آشنایی و دوستی قبل از ازدواج
برای دوران آشنایی حتما خانواده ها باید با یکدیگر رفت و آمد داشته باشند. زیرا در همین رفت و آمدها است که طرفین می توانند به شناخت برسند.
دختر و پسر هم تحت نظارت ۱۰۰ درصد خانواده های دو طرف، باید با یکدیگر رفت و آمد داشته باشند و به صحبت کردن و شناخت نیازها و انتظاراتشان از زندگی بپردازند.
اگر این دوران بدون نظارات هر دو خانواده باشد، می تواند ضررهایی را به افراد بزند. زیرا هنگامی که خانواده در جریان نباشد، پس دختر و پسر هیچ گونه تعهدی را به یکدیگر ندارند و خیلی راحت می توانند این دوران را تمام کرده و به دیگری از نظر روحی ضربه و صدمه وارد کند.
ولی اگر خانواده در جریان باشند کمک به حل اختلافات و مشکلاتشان کرده و از آسیب های روحی احتمالی جلوگیری می کنند.
در اصطلاح به این دوران، دوران نامزدی گفته می شود. متاسفانه خیلی مواقع افراد این دوران را با دوران دوستی اشتباه می گیرند.
دوران نامزدی دوران رسیدن به شناخت می باشد، ولی متاسفانه اکثر مواقع افراد در این دوران فقط وقت را به بطالت می گذرانند و راجع به مسایل پوچ و بیهوده صحبت می کنند و نهایتا اگر هر دو نفر به یک رنگ و یا یک غذای خاص علاقه داشته باشند فکر می کنند که با هم تفاهم لازم را دارند.
فواید دوران آشنایی و دوستی قبل از ازدواج چیست؟
در دوران آشنایی و دوستی قبل از ازدواج افراد متوجه می شوند که هر شخصی منحصر به فرد است و رفتارها و ویژگی های خاصی را دارد. همچنین در این دوران به این دلیل که مجبور هستیم انتظارات و نیازهایمان را به طرف مقابل خود بیان کنیم، به خودشناسی و خود آگاهی هم می رسیم و در نهایت در دوران آشنایی افراد نحوه برقراری ارتباط صحیح را می آموزند.
اشتباهات دوران آشنایی و دوستی قبل از ازدواج چیست؟
دوران آشنایی علاوه بر نقاط مثبتی که دارد، می تواند با کوچکترین اشتباه ضررهایی را هم به افراد وارد کند. این اشتباهات عبارتند از:
1. نپرسیدن سوال : یکی از اشتباهات رایج در این دوران، این است که دختر و پسر از پرسیدن سوال از یکدیگر ممانعت می کنند و فکر می کنند که پرسیدن سوال ممکن است طرف مقابل را ناراحت کند. توجه داشته باشید که نپرسیدن سوال در دوران آشنایی باعث می شود که نکات مبهمی در ذهن شما باقی بماند و بعد از ازدواج کردن و بعد از گذشت مدت زمانی از ازدواج شما را دچار تعارض در ارتباط می کند.
2. نادیده گرفتن علامت های هشدار دهنده : یکی دیگر از اشتباهات بسیار بسیار رایج این دوران این است که به برخی از علامت های هشداردهنده توجهی نمی شود. به طور مثال اگر پسر سیگار مصرف می کند، دختر ممکن است با خود فکر کند مصرف سیگار هر چند به تعداد دفعات زیادهیچ اشکالی ندارد و یا به این مساله که طرف مقابلشان برای کار کردن اقدامی انجام نمی دهد و تلاشی نمی کند توجهی نمی کنند. ممکن است به این مساله توجه نشود که پسر در زمان های عصبانیت حرف های بسیار زشت بزند و یا در هنگام بیرون رفتن خرید نکند و سعی کند همیشه ارازن ترین چیز را بخرد و از همه مهم تر این که، تفکر بر این باشد که بعد از ازدواج تمام این مشکلات حل می شود. نادیده گرفتن این مسایل می تواند در زندگی زناشویی آسیب های زیادی را وارد نماید.
3. اعتقاد بر تغییر طرف مقابل بعد از ازدواج : یک اشتباه خیلی رایج در ازدواج این است که ویژگی ها و نقاط منفی طرف مقابل را نادیده می گیریم و با قصد تغییر فرد بعد از ازدواج، با او ازدواج می کنیم. توجه داشته باشید که هر تغییر رفتاری و شخصیتی مستلزم گذراندن وقت زیادی است و از آن مهم تر این که اگر فرد خودش تمایلی به تغییر نداشته باشد هیچ گاه تغییری حاصل نمی شود.
4. تسلیم مادیات شدن : در برخی مواقع افراد به دلیل مسایل مالی و اقتصادی حاضر به ازدواج می شوند و نسبت به نقاط منفی طرف مقابلشان چشم پوشی می کنند. به این نکته توجه داشته باشید که پول تنها یکی از کم اهمیت ترین مسایل در ازدواج است. حال اگر ما بنا و پایه ی ازدواج را بر این اساس بگذاریم، پایه های سستی را برای زندگی آینده خود ساخته ایم.
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
❤️❤️دوران آشنایی قبل از ازدواج با پرهیز از این اشتباهات
دوران آشنایی و دوستی قبل از ازدواج
برای دوران آشنایی حتما خانواده ها باید با یکدیگر رفت و آمد داشته باشند. زیرا در همین رفت و آمدها است که طرفین می توانند به شناخت برسند.
دختر و پسر هم تحت نظارت ۱۰۰ درصد خانواده های دو طرف، باید با یکدیگر رفت و آمد داشته باشند و به صحبت کردن و شناخت نیازها و انتظاراتشان از زندگی بپردازند.
اگر این دوران بدون نظارات هر دو خانواده باشد، می تواند ضررهایی را به افراد بزند. زیرا هنگامی که خانواده در جریان نباشد، پس دختر و پسر هیچ گونه تعهدی را به یکدیگر ندارند و خیلی راحت می توانند این دوران را تمام کرده و به دیگری از نظر روحی ضربه و صدمه وارد کند.
ولی اگر خانواده در جریان باشند کمک به حل اختلافات و مشکلاتشان کرده و از آسیب های روحی احتمالی جلوگیری می کنند.
در اصطلاح به این دوران، دوران نامزدی گفته می شود. متاسفانه خیلی مواقع افراد این دوران را با دوران دوستی اشتباه می گیرند.
دوران نامزدی دوران رسیدن به شناخت می باشد، ولی متاسفانه اکثر مواقع افراد در این دوران فقط وقت را به بطالت می گذرانند و راجع به مسایل پوچ و بیهوده صحبت می کنند و نهایتا اگر هر دو نفر به یک رنگ و یا یک غذای خاص علاقه داشته باشند فکر می کنند که با هم تفاهم لازم را دارند.
فواید دوران آشنایی و دوستی قبل از ازدواج چیست؟
در دوران آشنایی و دوستی قبل از ازدواج افراد متوجه می شوند که هر شخصی منحصر به فرد است و رفتارها و ویژگی های خاصی را دارد. همچنین در این دوران به این دلیل که مجبور هستیم انتظارات و نیازهایمان را به طرف مقابل خود بیان کنیم، به خودشناسی و خود آگاهی هم می رسیم و در نهایت در دوران آشنایی افراد نحوه برقراری ارتباط صحیح را می آموزند.
اشتباهات دوران آشنایی و دوستی قبل از ازدواج چیست؟
دوران آشنایی علاوه بر نقاط مثبتی که دارد، می تواند با کوچکترین اشتباه ضررهایی را هم به افراد وارد کند. این اشتباهات عبارتند از:
1. نپرسیدن سوال : یکی از اشتباهات رایج در این دوران، این است که دختر و پسر از پرسیدن سوال از یکدیگر ممانعت می کنند و فکر می کنند که پرسیدن سوال ممکن است طرف مقابل را ناراحت کند. توجه داشته باشید که نپرسیدن سوال در دوران آشنایی باعث می شود که نکات مبهمی در ذهن شما باقی بماند و بعد از ازدواج کردن و بعد از گذشت مدت زمانی از ازدواج شما را دچار تعارض در ارتباط می کند.
2. نادیده گرفتن علامت های هشدار دهنده : یکی دیگر از اشتباهات بسیار بسیار رایج این دوران این است که به برخی از علامت های هشداردهنده توجهی نمی شود. به طور مثال اگر پسر سیگار مصرف می کند، دختر ممکن است با خود فکر کند مصرف سیگار هر چند به تعداد دفعات زیادهیچ اشکالی ندارد و یا به این مساله که طرف مقابلشان برای کار کردن اقدامی انجام نمی دهد و تلاشی نمی کند توجهی نمی کنند. ممکن است به این مساله توجه نشود که پسر در زمان های عصبانیت حرف های بسیار زشت بزند و یا در هنگام بیرون رفتن خرید نکند و سعی کند همیشه ارازن ترین چیز را بخرد و از همه مهم تر این که، تفکر بر این باشد که بعد از ازدواج تمام این مشکلات حل می شود. نادیده گرفتن این مسایل می تواند در زندگی زناشویی آسیب های زیادی را وارد نماید.
3. اعتقاد بر تغییر طرف مقابل بعد از ازدواج : یک اشتباه خیلی رایج در ازدواج این است که ویژگی ها و نقاط منفی طرف مقابل را نادیده می گیریم و با قصد تغییر فرد بعد از ازدواج، با او ازدواج می کنیم. توجه داشته باشید که هر تغییر رفتاری و شخصیتی مستلزم گذراندن وقت زیادی است و از آن مهم تر این که اگر فرد خودش تمایلی به تغییر نداشته باشد هیچ گاه تغییری حاصل نمی شود.
4. تسلیم مادیات شدن : در برخی مواقع افراد به دلیل مسایل مالی و اقتصادی حاضر به ازدواج می شوند و نسبت به نقاط منفی طرف مقابلشان چشم پوشی می کنند. به این نکته توجه داشته باشید که پول تنها یکی از کم اهمیت ترین مسایل در ازدواج است. حال اگر ما بنا و پایه ی ازدواج را بر این اساس بگذاریم، پایه های سستی را برای زندگی آینده خود ساخته ایم.
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
📝 حافظه و يادگيري در دانشآموزان
چرا درسهايي را که ادعا مي کنند ياد گرفته اند فراموش مي کنيد؟
آيا قدرت و توانايي لازم را براي يادگيري نداريد؟
چگونه مي شود فراموشي خود را به حداقل برسانيد؟
از نظر علمي حافظه عنواني است در مورد توانايي انسان در يادگيري، نگهداري، يادآوري و استفاده از آن اطلاعات و دانش در مواقع لزوم.
بطور کلي انسان سه نوع حافظه دارد:
1- حافظه حسي: اطلاعات در اين حافظه يک تا سه ثانيه دوام مي آورد و گنجايش آن نسبتاً زياد است و درصورتي که به ورودي اين حافظه توجه و دقت صورت گيرد وارد حافظه کوتاه مدت مي شود.
2- حافظه کوتاه مدت: اطلاعات دراين حافظه 15تا30ثانيه نگهداري ميشود. گنجايش آن 5 تا 9 قطعه است و نوع اطلاعات آن شنيداري، رويدادي و معنايي است و دليل عمده فراموشي دراين حافظه جانشين سازي يا محو شدن اثر است. درصورتي که اطلاعات موجود دراين حافظه تکرار يا رمزگرداني شود به حافظه ي بلند مدت انتقال پيدا مي کند.
3- حافظه بلند مدت: اطلاعاتي که به اين نوع حافظه انتقال پيدا مي کند ماندگاري نامحدود دارد و گنجايش آن هم نامحدود است و اطلاعات ذخيره شده هم عمدتاً معنايي و قدري هم شنيداري و ديداري است.
از آنجايي که تمام مطالبي که درک شده و ابعاد معنايي آن براي دانشآموز روشن شده در اين حافظه قرار ميگيرد لذا درک معنايي مطالب براي آنها بسيار مهم و بخاطر سپاري آنهم آسان است.
البته فراموشي در اين حافظه هم به علل سرکوبي، تداخل و مشکلات بازيابي رخ مي دهد، اما مقايسه ميزان بازيابي آن با فراموشي قابل مقايسه نيست. بنابراين تلاش براين است که دانشآموزان با شيوه هاي مناسب اطلاعات را به حافظه بلندمدت بسپارند.
دانشآموزان چگونه درس بخوانند تا فراموشي آنها به حداقل برسد؟
حقيقت اين است که بسياري از دانش آموزان درست درس خواندن را نمي دانند. بسياري از آنها کلي تلاش مي کنند و زحمت مي کشند اما زمان يادآوري مطالب دچار مشکل مي شوند. در يک مطالعه خوب و سازگار با کشفيات علمي بهتر است موارد زير را مد نظر داشته باشيم تا ضمن يادگيري صحيح، فراموشي را به حداقل برسانيم.
1- درک معناي مطالب: مطالبي که فهميده و استنباط مي شود بهتر در حافظه مي ماند. لذا بايد روي معنا و مفهوم مطالب تمرکز شده و تفکر صورت گيرد.
2- درک کل و جزء: دانش آموز هر مطلبي را که مي خواند ممکن است جزئي از يک کل باشد. لذا مطالبي که زير مجموعه يک عناوين کلي هستند بايدارتباط ذهني داده شوند و دانش آموز بتواند بفهمد که مطالبي را که ميخواند مربوط به کليتي است که اين بخش مربوط به آن است.
3- بازگويي مطالب براي خود: مطالبي که از حفظ براي خود بازگو ميکنيم ماندگاري بيشتري پيدا مي کند.
4- تمرين و تکرار: اين شيوه اي است که مطالب حتي اگر براي شخصي بي معني باشد از حافظه کوتاه مدت به حافظه بلند مدت انتقال پيدا مي کند.تمرين و تکرار بايد به تدريج و با فاصله هاي زماني خاص صورت گيرد.
5- استراحت قبل از يادگيري و بعد از يادگيري: تحقيقات نشان داده است که بعد از يک استراحت و خواب آرام انسان مطالب را بهتر ياد ميگيرد. همچنين اگر بعد از يادگيري مطلبي کمي استراحت کنيم يا به خواب برويم يادگيري با دوامتر است.
6- ياد گيري تدريجي: تحقيقات نشان مي دهد که يادگيري بايد تدريجي و در زمانهاي مختلف باشد. سعي در يادگيري مطالب زياد در وقت کم منجر به فراموش مي شود. برخي از دانش آموزان از اينکه سعي مي کنند مطالب انباشته شده را بدون استراحت و در وقت کوتاه بخوانند جز فراموشي چيزي عايدشان نمي شود.
7- ايجاد تصوير ذهني: از آنجايکه انسانها خالق تصاوير ذهني هستند مي توانند در دنياي ذهن خود براي مطالب آموخته شده تصاوير ذهني خلق کنند که خود مبتکر آن هستند.
8- ارتباط آموختهها به هم: انسان هرمطلبي را که مي آموزد مي تواند دردنياي آموخته هاي ذهني خود مفاهيم و مطالب به آنها مرتبط سازد.
9- وجود نظم و آهنگ: اگر برخي از مطالب درسي را به صورت شعر و آهنگ موزون در بياوريم يادگيري و ماندگاري آن هم آسان و هم طولاني مي شود. انسان ذاتا گرايش به هارموني و نظم و آهنگ دارد براي همين است که بچه ها خيلي زود مطالب را که درقالب شعر و آهنگ باشند ياد گرفته و به خاطر مي سپارند.
همچنين اضطراب و نگراني و ترس اجازه نمي دهد که انسان به درستي مطالب را ياد بگيرد و در صورت يادگيري زود فراموش مي شوند. بنابراين انگيزه و آرامش روحي و رواني مقدمه اي براي طي فرايندي يادگيري است.
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
📝 حافظه و يادگيري در دانشآموزان
چرا درسهايي را که ادعا مي کنند ياد گرفته اند فراموش مي کنيد؟
آيا قدرت و توانايي لازم را براي يادگيري نداريد؟
چگونه مي شود فراموشي خود را به حداقل برسانيد؟
از نظر علمي حافظه عنواني است در مورد توانايي انسان در يادگيري، نگهداري، يادآوري و استفاده از آن اطلاعات و دانش در مواقع لزوم.
بطور کلي انسان سه نوع حافظه دارد:
1- حافظه حسي: اطلاعات در اين حافظه يک تا سه ثانيه دوام مي آورد و گنجايش آن نسبتاً زياد است و درصورتي که به ورودي اين حافظه توجه و دقت صورت گيرد وارد حافظه کوتاه مدت مي شود.
2- حافظه کوتاه مدت: اطلاعات دراين حافظه 15تا30ثانيه نگهداري ميشود. گنجايش آن 5 تا 9 قطعه است و نوع اطلاعات آن شنيداري، رويدادي و معنايي است و دليل عمده فراموشي دراين حافظه جانشين سازي يا محو شدن اثر است. درصورتي که اطلاعات موجود دراين حافظه تکرار يا رمزگرداني شود به حافظه ي بلند مدت انتقال پيدا مي کند.
3- حافظه بلند مدت: اطلاعاتي که به اين نوع حافظه انتقال پيدا مي کند ماندگاري نامحدود دارد و گنجايش آن هم نامحدود است و اطلاعات ذخيره شده هم عمدتاً معنايي و قدري هم شنيداري و ديداري است.
از آنجايي که تمام مطالبي که درک شده و ابعاد معنايي آن براي دانشآموز روشن شده در اين حافظه قرار ميگيرد لذا درک معنايي مطالب براي آنها بسيار مهم و بخاطر سپاري آنهم آسان است.
البته فراموشي در اين حافظه هم به علل سرکوبي، تداخل و مشکلات بازيابي رخ مي دهد، اما مقايسه ميزان بازيابي آن با فراموشي قابل مقايسه نيست. بنابراين تلاش براين است که دانشآموزان با شيوه هاي مناسب اطلاعات را به حافظه بلندمدت بسپارند.
دانشآموزان چگونه درس بخوانند تا فراموشي آنها به حداقل برسد؟
حقيقت اين است که بسياري از دانش آموزان درست درس خواندن را نمي دانند. بسياري از آنها کلي تلاش مي کنند و زحمت مي کشند اما زمان يادآوري مطالب دچار مشکل مي شوند. در يک مطالعه خوب و سازگار با کشفيات علمي بهتر است موارد زير را مد نظر داشته باشيم تا ضمن يادگيري صحيح، فراموشي را به حداقل برسانيم.
1- درک معناي مطالب: مطالبي که فهميده و استنباط مي شود بهتر در حافظه مي ماند. لذا بايد روي معنا و مفهوم مطالب تمرکز شده و تفکر صورت گيرد.
2- درک کل و جزء: دانش آموز هر مطلبي را که مي خواند ممکن است جزئي از يک کل باشد. لذا مطالبي که زير مجموعه يک عناوين کلي هستند بايدارتباط ذهني داده شوند و دانش آموز بتواند بفهمد که مطالبي را که ميخواند مربوط به کليتي است که اين بخش مربوط به آن است.
3- بازگويي مطالب براي خود: مطالبي که از حفظ براي خود بازگو ميکنيم ماندگاري بيشتري پيدا مي کند.
4- تمرين و تکرار: اين شيوه اي است که مطالب حتي اگر براي شخصي بي معني باشد از حافظه کوتاه مدت به حافظه بلند مدت انتقال پيدا مي کند.تمرين و تکرار بايد به تدريج و با فاصله هاي زماني خاص صورت گيرد.
5- استراحت قبل از يادگيري و بعد از يادگيري: تحقيقات نشان داده است که بعد از يک استراحت و خواب آرام انسان مطالب را بهتر ياد ميگيرد. همچنين اگر بعد از يادگيري مطلبي کمي استراحت کنيم يا به خواب برويم يادگيري با دوامتر است.
6- ياد گيري تدريجي: تحقيقات نشان مي دهد که يادگيري بايد تدريجي و در زمانهاي مختلف باشد. سعي در يادگيري مطالب زياد در وقت کم منجر به فراموش مي شود. برخي از دانش آموزان از اينکه سعي مي کنند مطالب انباشته شده را بدون استراحت و در وقت کوتاه بخوانند جز فراموشي چيزي عايدشان نمي شود.
7- ايجاد تصوير ذهني: از آنجايکه انسانها خالق تصاوير ذهني هستند مي توانند در دنياي ذهن خود براي مطالب آموخته شده تصاوير ذهني خلق کنند که خود مبتکر آن هستند.
8- ارتباط آموختهها به هم: انسان هرمطلبي را که مي آموزد مي تواند دردنياي آموخته هاي ذهني خود مفاهيم و مطالب به آنها مرتبط سازد.
9- وجود نظم و آهنگ: اگر برخي از مطالب درسي را به صورت شعر و آهنگ موزون در بياوريم يادگيري و ماندگاري آن هم آسان و هم طولاني مي شود. انسان ذاتا گرايش به هارموني و نظم و آهنگ دارد براي همين است که بچه ها خيلي زود مطالب را که درقالب شعر و آهنگ باشند ياد گرفته و به خاطر مي سپارند.
همچنين اضطراب و نگراني و ترس اجازه نمي دهد که انسان به درستي مطالب را ياد بگيرد و در صورت يادگيري زود فراموش مي شوند. بنابراين انگيزه و آرامش روحي و رواني مقدمه اي براي طي فرايندي يادگيري است.
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
📚 چرا کتاب نمی خوانیم؟ / چرا چرخ صنعت نشر نمی چرخد؟
فکر می کنید مهمترین مانع کتابخوانی در میان افراد جامعه ما چیست و از طرفی ناشران و تولیدکنندگان کتاب اولین دغدغه شان در این روزها که هفته کتاب را پشت سر می گذاریم چه مسائلی است؟
2 مساله مهم اقتصاد نشر
محمود آموزگار، دبیر اتحادیه ناشران و کتابفروشان که سال ها خاک کاغذ خورده است در پاسخ به این پرسش ما ترجیح داد نگاه اقتصادی به صنعت نشر داشته باشد، او از دو زاویه به این موضوع نگاه کرد و به خبرنگار جام جم آنلاین گفت: من دو مساله را در این رابطه عنوان می کنم نخست نگاهی ملی و داخلی و دیگری جهانی.
او توضیح داد: نگاه داخلی معطوف به اقتصاد نشر ناظر بر رویکرد یارانه ای دولت است، ما از یک سالی به بعد تصمیم گرفتیم که جامعه هدف مان در یارانه را مصرف کننده در نظر بگیریم، این روزها آمار و ارقام نشان می دهد که انتشار کتاب به پایین ترین میزان خود رسیده است و حمایت های صورت گرفته شکل مناسب و تاثیرگذاری نداشته است به نظر من دولت باید یارانه و بودجه حمایتی خود را در مسیر کسانی قرار دهد که در این حوزه مشغول به فعالیت هستند، تجربه این چند سال گواهی می کند که اختصاص این یارانه و در اختیار خریدار قرار دادن آن معضلات حوزه نشر را افزایش داده است.
آموزگار در ادامه نگاه دوم که رویکردی جهانی و بین المللی دارد را طرح کرد و گفت: ما این همه تاکید داریم که فرهنگ ما در بیرون از این جغرافیا مشتری دارد اما در مقام عمل به دلیل برخی مسائل از جمله نپذیرفتن کپی رایت واقعا مشکل داریم، پیشنهاد و دغدغه دیگر این روزهای من این است که اولا بدانیم که ما حدود 45 سال پیش یک قانون در مورد رعایت کپی رایت در کشورمان تصویب کردهایم اما این قانون چندان جامع نیست و بنظرم با تجربه ای که در چندین نمایشگاه جهانی کتاب به دست آورده ام در شرایط فعلی بهترین راه حل برای تعامل با ناشران معتبر تبادل رایت است، تا بدون پرداخت مستقیم پول، کتابهای یکدیگر را ترجمه و منتشر کنیم و هم در گسترش فرهنگ خودمان نقش داشته باشیم و هم به اقتصاد نشر کمک شود.
کتابخوانی گرفتار هدف گذاری های سودمند
اما دکتر محمدرضا سنگری، استاد دانشگاه و نویسنده چندین کتاب درسی مقاطع مختلف تحصیلی در مدارس ایران ابتدای صحبت های به یک آزمون اشاره می کند به نام آزمون «مطالعه بینالمللی پیشرفت سواد خواندن (پرلز)» به گفته سنگری این موضوع آزمون پرلز توانایی درک مطلب دانشآموزان از خواندن را نشان می دهد.
این نویسنده و پژوهشگر به جام جم آنلاین گفت: پرلز نشان می دهد بچههایی که کتابهای غیردرسی میخوانند موفقتر هستند در واقع خواندن کلیشهای و تکراری، خواندن مفید نخواهد بود و امروزه مهمترین مساله ما در کتابخوانی داشتن نگاه ابزاری به کتاب است یعنی کتاب را فقط در شرایطی می خوانیم که بخواهیم امتحانی بدهیم، آزمونی را پشت سر بگذاریم، مدرکی را بگیریم، مسابقه ای را ببریم و ... من بر این باورم که باید مطالعه را باید از هدفگذاریهای سودمند بیرونی خارج کنیم.
این مدرس دانشگاه تاکید کرد: خواندن اجباری تعمق و یادگیری و اصالت ندارد ، خواندن فقط باید برای خواندن باشد. خانوادهها باید همراه و پا به پای بچهها کتاب بخوانند تا در ذهن کودک و رفتار او این موضوع نهادینه شود.
سنگری تاکید کرد: تا زمانی که ما در مدارس فرهنگ کتابخوانی بدون اجبار را نتوانیم ایجاد کنیم هیچ اتفاقی رخ نخواهد داد و این در شرایطی است که واقعا هنوز بعضی از مدارس ما فاقد کتابخانه هستند اگر کتاب خوب در دسترس قرار گیرد قطعا مردم هم گرایش خواهند داشت.
منبع : جام جم آنلاین
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
📚 چرا کتاب نمی خوانیم؟ / چرا چرخ صنعت نشر نمی چرخد؟
فکر می کنید مهمترین مانع کتابخوانی در میان افراد جامعه ما چیست و از طرفی ناشران و تولیدکنندگان کتاب اولین دغدغه شان در این روزها که هفته کتاب را پشت سر می گذاریم چه مسائلی است؟
2 مساله مهم اقتصاد نشر
محمود آموزگار، دبیر اتحادیه ناشران و کتابفروشان که سال ها خاک کاغذ خورده است در پاسخ به این پرسش ما ترجیح داد نگاه اقتصادی به صنعت نشر داشته باشد، او از دو زاویه به این موضوع نگاه کرد و به خبرنگار جام جم آنلاین گفت: من دو مساله را در این رابطه عنوان می کنم نخست نگاهی ملی و داخلی و دیگری جهانی.
او توضیح داد: نگاه داخلی معطوف به اقتصاد نشر ناظر بر رویکرد یارانه ای دولت است، ما از یک سالی به بعد تصمیم گرفتیم که جامعه هدف مان در یارانه را مصرف کننده در نظر بگیریم، این روزها آمار و ارقام نشان می دهد که انتشار کتاب به پایین ترین میزان خود رسیده است و حمایت های صورت گرفته شکل مناسب و تاثیرگذاری نداشته است به نظر من دولت باید یارانه و بودجه حمایتی خود را در مسیر کسانی قرار دهد که در این حوزه مشغول به فعالیت هستند، تجربه این چند سال گواهی می کند که اختصاص این یارانه و در اختیار خریدار قرار دادن آن معضلات حوزه نشر را افزایش داده است.
آموزگار در ادامه نگاه دوم که رویکردی جهانی و بین المللی دارد را طرح کرد و گفت: ما این همه تاکید داریم که فرهنگ ما در بیرون از این جغرافیا مشتری دارد اما در مقام عمل به دلیل برخی مسائل از جمله نپذیرفتن کپی رایت واقعا مشکل داریم، پیشنهاد و دغدغه دیگر این روزهای من این است که اولا بدانیم که ما حدود 45 سال پیش یک قانون در مورد رعایت کپی رایت در کشورمان تصویب کردهایم اما این قانون چندان جامع نیست و بنظرم با تجربه ای که در چندین نمایشگاه جهانی کتاب به دست آورده ام در شرایط فعلی بهترین راه حل برای تعامل با ناشران معتبر تبادل رایت است، تا بدون پرداخت مستقیم پول، کتابهای یکدیگر را ترجمه و منتشر کنیم و هم در گسترش فرهنگ خودمان نقش داشته باشیم و هم به اقتصاد نشر کمک شود.
کتابخوانی گرفتار هدف گذاری های سودمند
اما دکتر محمدرضا سنگری، استاد دانشگاه و نویسنده چندین کتاب درسی مقاطع مختلف تحصیلی در مدارس ایران ابتدای صحبت های به یک آزمون اشاره می کند به نام آزمون «مطالعه بینالمللی پیشرفت سواد خواندن (پرلز)» به گفته سنگری این موضوع آزمون پرلز توانایی درک مطلب دانشآموزان از خواندن را نشان می دهد.
این نویسنده و پژوهشگر به جام جم آنلاین گفت: پرلز نشان می دهد بچههایی که کتابهای غیردرسی میخوانند موفقتر هستند در واقع خواندن کلیشهای و تکراری، خواندن مفید نخواهد بود و امروزه مهمترین مساله ما در کتابخوانی داشتن نگاه ابزاری به کتاب است یعنی کتاب را فقط در شرایطی می خوانیم که بخواهیم امتحانی بدهیم، آزمونی را پشت سر بگذاریم، مدرکی را بگیریم، مسابقه ای را ببریم و ... من بر این باورم که باید مطالعه را باید از هدفگذاریهای سودمند بیرونی خارج کنیم.
این مدرس دانشگاه تاکید کرد: خواندن اجباری تعمق و یادگیری و اصالت ندارد ، خواندن فقط باید برای خواندن باشد. خانوادهها باید همراه و پا به پای بچهها کتاب بخوانند تا در ذهن کودک و رفتار او این موضوع نهادینه شود.
سنگری تاکید کرد: تا زمانی که ما در مدارس فرهنگ کتابخوانی بدون اجبار را نتوانیم ایجاد کنیم هیچ اتفاقی رخ نخواهد داد و این در شرایطی است که واقعا هنوز بعضی از مدارس ما فاقد کتابخانه هستند اگر کتاب خوب در دسترس قرار گیرد قطعا مردم هم گرایش خواهند داشت.
منبع : جام جم آنلاین
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
بچههایی که کتابهای غیردرسی میخوانند موفقتر هستند در واقع خواندن کلیشهای و تکراری، خواندن مفید نخواهد بود . https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
معنی کدهای روی میوه های وارداتی چیست ؟🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
پیام برای مدیران مدارس:
نباید در برنامه ریزی هر سال تحصیلی هدفهای زیادی را در دستور کار قرار دهید . اهداف زیاد باعث می شود تلاشهای شما و کارکنان مدرسه پراکنده شود و ممکن است در اجرای آنها با شکست کامل مواجه شوید .
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
پیام برای مدیران مدارس:
نباید در برنامه ریزی هر سال تحصیلی هدفهای زیادی را در دستور کار قرار دهید . اهداف زیاد باعث می شود تلاشهای شما و کارکنان مدرسه پراکنده شود و ممکن است در اجرای آنها با شکست کامل مواجه شوید .
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
از ويژگي های معلم موفق:
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
Forwarded from Jamal Mirjafari
Audio
🌱تکنیکهایی برای آموزش زبان محلی (مادری) یا زبان دوم به کودکان🌱
🔅راهکارهایی برای دو زبانه ها🔅
🌱نسل نو🌱پنجره ای برای اشتراک مفاهیم وتجارب تربیتی
https://telegram.me/nasleP4C
🔅راهکارهایی برای دو زبانه ها🔅
🌱نسل نو🌱پنجره ای برای اشتراک مفاهیم وتجارب تربیتی
https://telegram.me/nasleP4C
⛔️ ماجرای تلخ ۲ دانشآموز بابلی
مدیرکل سلامت و تندرستی وزارت آموزش و پرورش گفت: ۲ دانشآموز بابلی از نظر شپش سر سالم بودند و مادر خانواده به دلیل وسواس، از کود شیمیایی استفاده کرده بود
به گزارش فارس، حسن ضیاءالدینی، در خصوص فوت یک دانشآموز بابلی به دلیل استفاده از کود شیمیایی برای درمان شپش سر اظهار داشت: بحث پدیکلوز در دنیا شایع است و در همه جوامع مشاهده میشود و به طبقه اجتماعی ارتباط ندارد.
وی با بیان اینکه دستورالعمل پیشگیری از شپش سر به آموزش و پرورش تمام استانها ابلاغ شده است، گفت: آموزش والدین و معاینه دانشآموزان در برنامه آموزش و پرورش قرار دارد و این اقدام به طور پیوسته انجام میشود؛ در روستاها نیز خانههای بهداشت، این کار را انجام میدهند.
ضیاءالدینی در خصوص استفاده از کود شیمیایی برای درمان شپش سر 2 دانشآموز بابلی، افزود: این دانشآموزان در معاینات اولیه که مدتها پیش انجام شد دچار شپش سر بودند که از طریق مدیر مدرسه به خانه بهداشت اطلاع داده شده و پزشک خانه بهداشت، درمان آنها را انجام داده است و در تاریخ 11 آبانماه امسال، سلامت این دانشآموزان از نظر شپش سر تأیید شد.
وی افزود: متأسفانه مادر خانواده به رغم آنکه فرزندانش سالم بودند، به دلیل مشکلات وسواس، اقدام به استفاده از کود شیمیایی کرده است که ۲ فرزند وی به کما رفتند. "توجه عکس 👇تزیینی است "
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
⛔️ ماجرای تلخ ۲ دانشآموز بابلی
مدیرکل سلامت و تندرستی وزارت آموزش و پرورش گفت: ۲ دانشآموز بابلی از نظر شپش سر سالم بودند و مادر خانواده به دلیل وسواس، از کود شیمیایی استفاده کرده بود
به گزارش فارس، حسن ضیاءالدینی، در خصوص فوت یک دانشآموز بابلی به دلیل استفاده از کود شیمیایی برای درمان شپش سر اظهار داشت: بحث پدیکلوز در دنیا شایع است و در همه جوامع مشاهده میشود و به طبقه اجتماعی ارتباط ندارد.
وی با بیان اینکه دستورالعمل پیشگیری از شپش سر به آموزش و پرورش تمام استانها ابلاغ شده است، گفت: آموزش والدین و معاینه دانشآموزان در برنامه آموزش و پرورش قرار دارد و این اقدام به طور پیوسته انجام میشود؛ در روستاها نیز خانههای بهداشت، این کار را انجام میدهند.
ضیاءالدینی در خصوص استفاده از کود شیمیایی برای درمان شپش سر 2 دانشآموز بابلی، افزود: این دانشآموزان در معاینات اولیه که مدتها پیش انجام شد دچار شپش سر بودند که از طریق مدیر مدرسه به خانه بهداشت اطلاع داده شده و پزشک خانه بهداشت، درمان آنها را انجام داده است و در تاریخ 11 آبانماه امسال، سلامت این دانشآموزان از نظر شپش سر تأیید شد.
وی افزود: متأسفانه مادر خانواده به رغم آنکه فرزندانش سالم بودند، به دلیل مشکلات وسواس، اقدام به استفاده از کود شیمیایی کرده است که ۲ فرزند وی به کما رفتند. "توجه عکس 👇تزیینی است "
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
✅ تعلیم و تربیت: پرورش شخصیتی و اخلاقی (1)
نویسنده : آرتور . دبلیو. هونیت،
به عقیدهء من،امروزه در زمینهء تعلیم و تربیت جوانان سه مسالهء اساسی وجود دارد:اولین مـساله، مربوط بـه بـهسازی برداشت فرد از اجتماع است که این امر کشف یا تعریف هدف و شیوهء زندگی را شامل میگردد.دومی مـسأله،پیشبرد شخصیت فرد است که با کیفیت زندگی سروکار دارد و سومین مسأله بهبود توانایی فرد اسـت که با امور کـمّی یـا سطح شیوهء زندگی او مرتبط میشود.«والش»2تعلیم و تربیت را فرآیندی میداند که جوانان را برای بهرهوری از میراث اجتماعی آنان آماده میکند و از سه بعد تعیم و تربیت،پیشبرد دانش و پرورش تواناییهای ذهنی و پیشبرد شخصیت،حمایت به عمل میآورد. دو تعریفی که در پی مـیآید،نمونههایی از دید هنجاری نسبت به شخصیت،در اختیار خوانندگان قرار میدهد.
1.استفاده از واژگان و رفتار مناسب یا دوری از واژگان و رفتارهای خاص؛
2.مجموعه پیچیدهای از خصایص دایمی یک فرد که معمولا هنگام استفاده در مباحث تعلیم و تربیت،دارای معنای مثبت است.
بهطور کلی،اثر شخصیت،چه خوب و چـه بـد،در رفتار هر فرد قابل مشاهده است.بنابراین،شخصیت با ارزشها تفاوت دارد.زیرا ارزشها با تمایلات فردی ارتباط دارند؛درحالیکه شخصیت با عمل و فعالیسازی دانش و ارزشها مرتبط است.از این منظر،ارزشها یکی از پایههای شخصیت تلقی مـیگردند. در بـافت الگوی رفتار انسانی،ارزشها مؤلفههای شناختگرا و تأثیرگذار را شامل میگردند.ولی لزوما با مؤلفههای رفتاری یا کنشی ارتباط ندارند؛درحالیکه شخصیت از هر چهار مؤلفه تشکیل میگردد.
(بخش نخست)
نوشتهء آرتور دبلیو.هوئیت1
ترجمهء شورای گزینش و ترجمه متون
تعلیم و تربیت شخصیّت در ایالات متّحده
بحث تحقیقی در مورد تـوسعهء اخلاقی و شـکلگیری شخصیت،به اخلاق نیکو ماخوسی ارسطو و مکالمهء منو سقراط برمیگردد و از آن زمان تا دوران معاصر ادامه یافته است.در چند سال گذشته،تعلیم و تربیت شخصیت جزو وظایف اساسی سازمانهای تعلیم و تربیتی تلقی گردیده است.برای مثال جان لاک3،فیلسوف انـگلیسی قـرن هفدهم،از تـعلیم و تربیت به منزلهء تعلیم و تـربیت بـرای پرورشـ شخصیت جانبداری میکرد.بعدها در قرن نوزدهم،جان استورتمیل4عنوان کرد «پرورش شخصیت راهحل معضلات اجتماعی است و میتوان به آن،به مثابه آرمان تعلیم و تربیت نگریست.»و هربرت اسپنسر5نیز«هدف تعلیم و تربیت را شکلگیری شخصیت»میدانست.
تعلیم و تـربیت در آمـریکا،از زمـان بسته شدن نطفه خود،بر پرورش شخصیت تأکید داشته است.دیویی، فیلسوف و صـاحبنظر امـور تربیتی اوایل قرن بیستم،تعلیم و تربیت اخلاقی را محور رسالت میدانست6.با وجود این،از دهه سی به این سو،تعلیم و تربیت در آمریکا به شکل فـزایندهای از تـعلیم و تـربیت شخصیت در حکم هدف اصلی،فاصله گرفته است.7ایم امر،به رغم این مطلب صورت پذیـرفته است که هم صاحبنظران تعلیم و تربیت و هم مردم،اعتقاد دارند که تعلیم و تربیت شخصیت جنبه مهمی از فراشد دانش آموختن را تشکیل میدهد.بررسیهای اسپرس8در مورد اعـضای انـجمن«فیدلتا کاپا9»(یک انـجمن افتخاری تعلیم و تربیتی)و اهداف آموزشی آن،طبقهبندی زیر را در مورد اهداف مدارس دولتی نشان داد:
1.گسترش مـهارتهای خـواندن و نوشتن،صحبت کردن و شنیدن؛
2.ایجاد حس غرور نسبت به کار و احساس ارزش به خود؛
3.گسترش شخصیت مفید و حس احترام به خود؛
عالمان تربیتی اظهار مـیدارند کـه شخصیت خـوب،موارد زیر را در برمیگیرد:
مسؤولیت اخلاقی در رفتار اخلاقی و ارزش صحیح؛
رشد معلم » شماره 165 (صفحه 21)
ادامه مقاله ... http://bit.ly/2fDV9BJ
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
✅ تعلیم و تربیت: پرورش شخصیتی و اخلاقی (1)
نویسنده : آرتور . دبلیو. هونیت،
به عقیدهء من،امروزه در زمینهء تعلیم و تربیت جوانان سه مسالهء اساسی وجود دارد:اولین مـساله، مربوط بـه بـهسازی برداشت فرد از اجتماع است که این امر کشف یا تعریف هدف و شیوهء زندگی را شامل میگردد.دومی مـسأله،پیشبرد شخصیت فرد است که با کیفیت زندگی سروکار دارد و سومین مسأله بهبود توانایی فرد اسـت که با امور کـمّی یـا سطح شیوهء زندگی او مرتبط میشود.«والش»2تعلیم و تربیت را فرآیندی میداند که جوانان را برای بهرهوری از میراث اجتماعی آنان آماده میکند و از سه بعد تعیم و تربیت،پیشبرد دانش و پرورش تواناییهای ذهنی و پیشبرد شخصیت،حمایت به عمل میآورد. دو تعریفی که در پی مـیآید،نمونههایی از دید هنجاری نسبت به شخصیت،در اختیار خوانندگان قرار میدهد.
1.استفاده از واژگان و رفتار مناسب یا دوری از واژگان و رفتارهای خاص؛
2.مجموعه پیچیدهای از خصایص دایمی یک فرد که معمولا هنگام استفاده در مباحث تعلیم و تربیت،دارای معنای مثبت است.
بهطور کلی،اثر شخصیت،چه خوب و چـه بـد،در رفتار هر فرد قابل مشاهده است.بنابراین،شخصیت با ارزشها تفاوت دارد.زیرا ارزشها با تمایلات فردی ارتباط دارند؛درحالیکه شخصیت با عمل و فعالیسازی دانش و ارزشها مرتبط است.از این منظر،ارزشها یکی از پایههای شخصیت تلقی مـیگردند. در بـافت الگوی رفتار انسانی،ارزشها مؤلفههای شناختگرا و تأثیرگذار را شامل میگردند.ولی لزوما با مؤلفههای رفتاری یا کنشی ارتباط ندارند؛درحالیکه شخصیت از هر چهار مؤلفه تشکیل میگردد.
(بخش نخست)
نوشتهء آرتور دبلیو.هوئیت1
ترجمهء شورای گزینش و ترجمه متون
تعلیم و تربیت شخصیّت در ایالات متّحده
بحث تحقیقی در مورد تـوسعهء اخلاقی و شـکلگیری شخصیت،به اخلاق نیکو ماخوسی ارسطو و مکالمهء منو سقراط برمیگردد و از آن زمان تا دوران معاصر ادامه یافته است.در چند سال گذشته،تعلیم و تربیت شخصیت جزو وظایف اساسی سازمانهای تعلیم و تربیتی تلقی گردیده است.برای مثال جان لاک3،فیلسوف انـگلیسی قـرن هفدهم،از تـعلیم و تربیت به منزلهء تعلیم و تـربیت بـرای پرورشـ شخصیت جانبداری میکرد.بعدها در قرن نوزدهم،جان استورتمیل4عنوان کرد «پرورش شخصیت راهحل معضلات اجتماعی است و میتوان به آن،به مثابه آرمان تعلیم و تربیت نگریست.»و هربرت اسپنسر5نیز«هدف تعلیم و تربیت را شکلگیری شخصیت»میدانست.
تعلیم و تـربیت در آمـریکا،از زمـان بسته شدن نطفه خود،بر پرورش شخصیت تأکید داشته است.دیویی، فیلسوف و صـاحبنظر امـور تربیتی اوایل قرن بیستم،تعلیم و تربیت اخلاقی را محور رسالت میدانست6.با وجود این،از دهه سی به این سو،تعلیم و تربیت در آمریکا به شکل فـزایندهای از تـعلیم و تـربیت شخصیت در حکم هدف اصلی،فاصله گرفته است.7ایم امر،به رغم این مطلب صورت پذیـرفته است که هم صاحبنظران تعلیم و تربیت و هم مردم،اعتقاد دارند که تعلیم و تربیت شخصیت جنبه مهمی از فراشد دانش آموختن را تشکیل میدهد.بررسیهای اسپرس8در مورد اعـضای انـجمن«فیدلتا کاپا9»(یک انـجمن افتخاری تعلیم و تربیتی)و اهداف آموزشی آن،طبقهبندی زیر را در مورد اهداف مدارس دولتی نشان داد:
1.گسترش مـهارتهای خـواندن و نوشتن،صحبت کردن و شنیدن؛
2.ایجاد حس غرور نسبت به کار و احساس ارزش به خود؛
3.گسترش شخصیت مفید و حس احترام به خود؛
عالمان تربیتی اظهار مـیدارند کـه شخصیت خـوب،موارد زیر را در برمیگیرد:
مسؤولیت اخلاقی در رفتار اخلاقی و ارزش صحیح؛
رشد معلم » شماره 165 (صفحه 21)
ادامه مقاله ... http://bit.ly/2fDV9BJ
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
سخنان بزرگان : بنجامین فرانکلین سیاستمدار آمریکایی . 1706-1790
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA