❎ تکليف متولي پيش دبستاني ها مشخص شد
—-------------------
رئيس سازمان مدارس غيردولتي گفت: هر دستگاهي که مي خواهد پيش دبستاني داشته باشد بايد از وزارت آموزش و پرورش مجوز دريافت کند.
مرضيه گرد در گفتگو با مهر گفت: با دائمي شدن قانون مدارس غيردولتي تکليف ساماندهي پيش دبستاني ها نيز روشن شد.
وي بيان کرد: متاسفانه هر کسي خود را متولي و علاقه مند به آموزش پيش دبستاني مي داند در حالي که پيش دبستاني يک دوره آموزشي غيراجباري است که نيازمند اين است که مديريت آن ساماندهي شود.
—-------------------
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟لینک عضویت👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
—-------------------
رئيس سازمان مدارس غيردولتي گفت: هر دستگاهي که مي خواهد پيش دبستاني داشته باشد بايد از وزارت آموزش و پرورش مجوز دريافت کند.
مرضيه گرد در گفتگو با مهر گفت: با دائمي شدن قانون مدارس غيردولتي تکليف ساماندهي پيش دبستاني ها نيز روشن شد.
وي بيان کرد: متاسفانه هر کسي خود را متولي و علاقه مند به آموزش پيش دبستاني مي داند در حالي که پيش دبستاني يک دوره آموزشي غيراجباري است که نيازمند اين است که مديريت آن ساماندهي شود.
—-------------------
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟لینک عضویت👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
⬅️ تملق و چاپلوسی جامعه را بیمار و بدبین میکند
—------------------
اصغر کیهان نیا، مشاور روانشناس با مذموم خواندن تملق و چاپلوسی، به اکتسابی بودن این رفتار ناپسند و یادگیری آن اشاره کرد و گفت: تکرار این رفتار موجب میشود افراد در درازمدت از یکدیگر بدشان بیاید و جامعه را بیمار کنند.
کسانی که نان را به نرخ روز میخورند و اعتقادی به جوانمردی و انسانیت ندارند، افرادی «غیرمسئول نسبت به جامعه» هستند.
وی افزود: این افراد فقط به فکر منافع خود هستند و در قبال منافع مردم و جامعه احساس مسئولیت نمیکنند.
کیهان نیا با بیان ضربالمثل «گذشتن خر از پل» تصریح کرد: استدلال افراد غیرمسئول نسبت به جامعه این است که مهم این است که خر من، از پل بگذرد و اگر بعد از آن پل خراب شود مهم نیست.
این مشاور روانشناس گفت: افراد غیرمسئول نسبت به جامعه» سعی میکنند مثلاً با ترفندهای متفاوت از پرداخت اقساط وامهای بانکی جلوگیری کنند. عدم پرداخت مالیات، رفتار ناپسندی است که این دسته افراد به آن مبادرت میورزند.
کیهاننیا تصریح کرد: متأسفانه در برخی خانوادهها این نوع رفتارها به جای بار منفی، مثبت تلقی شده و این گونه رفتارهای ناپسند به زرنگی افراد نسبت داده میشود.
وی ادامه داد: تکرار این رفتارها و تایید آن از سوی برخی افراد میتواند تملق و چاپلوسی را زیاد کند. بخشی از ترویج این رفتار ناپسند به دلیل انتظار طرف مقابل برای تعریف و تمجید از سوی دیگران است اما بهترین شیوه مقابله با این نوع رفتارها اجازه ندادن به فرد متملق است.
این متخصص بهداشت روانی با ذکر حکایتی از کریمخان زند گفت: میگویند عموی کریم خان زند به شیراز میرود و چند روزی مهمان وکیل الرعایا میَشود. روزی به کریمخان زند میگوید که خواب پدر او را دیده در حالی که در بهشت جامی از آب کوثر مینوشد. کریم خان دستور میدهد تا او را از شهر بیرون کنند و در آن هنگام میگوید: «وقتی تملق آغاز گردد، کار رعیت به سامان نگردد.»
وی با بیان تبعات تملق در جامعه اظهار داشت: تکرار این رفتار موجب میشود تا افراد در دراز مدت از یکدیگر بدشان بیاید و جامعه را بیمار کنند.
این مشاور روانشناس خاطرنشان کرد: رفتار تملق و چاپلوسی اکتسابی است و از والدین و اطرافیان آموخته میشود. از طرفی پاداش این رفتار که با گفتن عباراتی چون «خیلی زرنگی» و «آفرین» گفته میشود، فرد متملق را به ادامه رفتارش ترغیب میکند.
—-------------------
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟لینک عضویت👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
⬅️ تملق و چاپلوسی جامعه را بیمار و بدبین میکند
—------------------
اصغر کیهان نیا، مشاور روانشناس با مذموم خواندن تملق و چاپلوسی، به اکتسابی بودن این رفتار ناپسند و یادگیری آن اشاره کرد و گفت: تکرار این رفتار موجب میشود افراد در درازمدت از یکدیگر بدشان بیاید و جامعه را بیمار کنند.
کسانی که نان را به نرخ روز میخورند و اعتقادی به جوانمردی و انسانیت ندارند، افرادی «غیرمسئول نسبت به جامعه» هستند.
وی افزود: این افراد فقط به فکر منافع خود هستند و در قبال منافع مردم و جامعه احساس مسئولیت نمیکنند.
کیهان نیا با بیان ضربالمثل «گذشتن خر از پل» تصریح کرد: استدلال افراد غیرمسئول نسبت به جامعه این است که مهم این است که خر من، از پل بگذرد و اگر بعد از آن پل خراب شود مهم نیست.
این مشاور روانشناس گفت: افراد غیرمسئول نسبت به جامعه» سعی میکنند مثلاً با ترفندهای متفاوت از پرداخت اقساط وامهای بانکی جلوگیری کنند. عدم پرداخت مالیات، رفتار ناپسندی است که این دسته افراد به آن مبادرت میورزند.
کیهاننیا تصریح کرد: متأسفانه در برخی خانوادهها این نوع رفتارها به جای بار منفی، مثبت تلقی شده و این گونه رفتارهای ناپسند به زرنگی افراد نسبت داده میشود.
وی ادامه داد: تکرار این رفتارها و تایید آن از سوی برخی افراد میتواند تملق و چاپلوسی را زیاد کند. بخشی از ترویج این رفتار ناپسند به دلیل انتظار طرف مقابل برای تعریف و تمجید از سوی دیگران است اما بهترین شیوه مقابله با این نوع رفتارها اجازه ندادن به فرد متملق است.
این متخصص بهداشت روانی با ذکر حکایتی از کریمخان زند گفت: میگویند عموی کریم خان زند به شیراز میرود و چند روزی مهمان وکیل الرعایا میَشود. روزی به کریمخان زند میگوید که خواب پدر او را دیده در حالی که در بهشت جامی از آب کوثر مینوشد. کریم خان دستور میدهد تا او را از شهر بیرون کنند و در آن هنگام میگوید: «وقتی تملق آغاز گردد، کار رعیت به سامان نگردد.»
وی با بیان تبعات تملق در جامعه اظهار داشت: تکرار این رفتار موجب میشود تا افراد در دراز مدت از یکدیگر بدشان بیاید و جامعه را بیمار کنند.
این مشاور روانشناس خاطرنشان کرد: رفتار تملق و چاپلوسی اکتسابی است و از والدین و اطرافیان آموخته میشود. از طرفی پاداش این رفتار که با گفتن عباراتی چون «خیلی زرنگی» و «آفرین» گفته میشود، فرد متملق را به ادامه رفتارش ترغیب میکند.
—-------------------
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟لینک عضویت👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_آموزشی
راههای مقابله با غیبت در کلاس و مدرسه ، تجربه آرژانتین
—---------------—
↩️ لینک عضویت 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
راههای مقابله با غیبت در کلاس و مدرسه ، تجربه آرژانتین
—---------------—
↩️ لینک عضویت 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
↩ ادبيات فارسي ،زير تيغ شبکه هاي اجتماعي /برگزیده
___________________
نجنه الحسيني/ روزنامه رسالت
راه افتادن موجي از پيام هاي فارسي عجيب و غريب با نگارشي خاص در فضاي مجازي مدت هاست که باب شده و با همه گير شدن استفاده از شبکه هاي اجتماعي به يک امر هميشگي در اين شبکه ها تبديل شده و باعث نگراني دوستداران ادبيات فارسي شده است. بر اساس آمار مرکز افکارسنجي دانشجويان تا شهريورماه 1395، 52 درصد مردم ايران عضو شبکههاي اجتماعي هستند و 40 درصد روستاييان نيز از شبکههاي اجتماعي استفاده ميکنند. شبکه اجتماعي تلگرام 28 ميليون عضو در ايران دارد. 66 درصد عموم و دانشجويان در تلگرام از محتواي طنز و سرگرمي استفاده ميکنند. اين آمار نشان مي دهد فراواني کاربران و کم توجهي اغلب آن ها به قواعد زباني اين خطر را براي زبان فارسي جدي تر مي کند به ويژه که کاربران به دليل تسلط کم به درست نويسي از زبان گفتار براي نوشتن استفاده مي کنند.
مرتضي موسويان رئيس سازمان فناوري اطلاعات و رسانههاي ديجيتال وزارت ارشاد معتقد است:"نگارش زبان فارسي در فضاي شبکههاي اجتماعي مانند تلگرام دستخوش تغييرات فراواني شده است و متاسفانه به جز سازمان فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي نهادهاي ديگري نسبت به اين مسئله حساسيت نشان نمي دهند و انتقال مفهوم به صورت خلاصه نويسي انجام ميشود.
مهشيد ميرمعزي، مترجم دراين باره ميگويد:"بعضي افراد گمان ميکنند با اشاعه چند نقلقول از بزرگان ادبي و انديشمندان مسئوليت فرهنگي خود را انجام ميدهند. گاهي که در فضاي فيسبوک و ديگر فضاهاي مشابه پرسه ميزنم با متنها و نقلقولهايي مواجه ميشوم که نهتنها از بزرگان ادبيات يا انديشمندان نيستند، بلکه پر از غلطهاي املايياند. اين متنها و نقلقولها درحالي دايما از سوي کاربران بهروز ميشوند که هيچکس تلاشي براي بررسي صحت و سقم آنها نميکند.
عليرضا حسينيپاکدهي، استاد علوم ارتباطات، درباره نقش شبکههاي اجتماعي و ادبيات محاورهاي بر ادبيات فارسي ميگويد:"يکي از دلايل اختصارنويسي در رسانههاي اجتماعي عامل سرعت و کمبود زمان است که اين شرايط زمينه اغلاط فاحشي را ايجاد کرده و چون مدام اين غلطها توسط کاربران تکرار ميشود، تبديل به عادت شده و بدترين ضربه را به فرهنگ و ادبيات جامعه وارد ميکند. بنابراين کاربران بايد در اين زمينه بسيار هوشيار باشند."
در چند سال اخير با نوعي از نوشتار روبهرو هستيم با دايرهاي بسيار محدود از واژگان،شايد حتي کمتر از300 کلمه. در جامعه موبايلمحور، زبان غيرگفتارديگر در حوصله مخاطب عام نيست و اين زبانِ حداقلي امروزه مورد پسند اکثر مردم است. به تعبير دکتر آشوري، ممکن است واقعاً در آينده در سطح زباني براي تفنن باقي بماند و کمتر حرف جدي به اين زبان زده شود.
دکتر حسن ذوالفقاري، رئيس مرکز تحقيقات زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تربيت مدرس معتقد است:"شبکههاي اجتماعي و رسانههاي رسمي همچون تلويزيون، هر دو، زبان را تخريب ميکنند، با اين وجود نبايد ابزارها را حذف کرد.ابزار در دنياي جديد به کمک ما ميآيند تا خلأهاي ارتباطي را جبران کنند. علاوه بر شبکههاي مجازي، شبکههاي رسمي و سراسري نيز به شکل عمده به زبان آسيب ميرسانند. در تلويزيون، روزنامه و... خيلي جديتر بحث آسيبها را ميبينيم زيرا آنها بيننده و خواننده بيشتري دارند. تمايزي بين خرابي نثر و آسيبهاي زباني در شبکههاي اجتماعي و رسانههاي رسمي وجود ندارد و هر دو به يک نسبت به زبان آسيب ميرسانند. البته من معتقدم شبکههاي رسمي کمي بيشتر اين کار را انجام ميدهند.
محتواي فضاي اينترنتي را هيچ سازمان يا فرد خاصي توليد نميکند، بلکه توسط فرد فرد مردم در سطح جهان توليد ميشود.مسئله شبکههاي اجتماعي و اثرات آن بر زبانها، فقط خاص کشور ما نيست و اين نگراني مبني بر تغييرات در نوشتار در ساير کشورها نيز وجود دارد، اما در هر صورت نميتوان به دليل اين مسائل رسانهها را جمع کرد و کنار گذاشت.ورود رسانه به خودي خود باعث ايجاد اين مسائل نشد، بلکه زمينههاي اجتماعي در کشور ما وجود دارد که ايجاد گويشهاي غيرمعمول و ورود کلمات بيگانه به زبان فارسي را رقم زد. از اين رو ميتوان گفت تغييرات زباني را خود ما ايجاد کرديم نه رسانه.
چه ايرادي دارد زبان پارسي را با کمک ابزارهاي پرمصرف فناوري اطلاعات بياموزيم و بياموزانيم. همچنين در مدارس بر مهارت نوشتن و خواندن بايد توجه بيشتري کرد؟
________________
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟لینک عضویت 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
↩ ادبيات فارسي ،زير تيغ شبکه هاي اجتماعي /برگزیده
___________________
نجنه الحسيني/ روزنامه رسالت
راه افتادن موجي از پيام هاي فارسي عجيب و غريب با نگارشي خاص در فضاي مجازي مدت هاست که باب شده و با همه گير شدن استفاده از شبکه هاي اجتماعي به يک امر هميشگي در اين شبکه ها تبديل شده و باعث نگراني دوستداران ادبيات فارسي شده است. بر اساس آمار مرکز افکارسنجي دانشجويان تا شهريورماه 1395، 52 درصد مردم ايران عضو شبکههاي اجتماعي هستند و 40 درصد روستاييان نيز از شبکههاي اجتماعي استفاده ميکنند. شبکه اجتماعي تلگرام 28 ميليون عضو در ايران دارد. 66 درصد عموم و دانشجويان در تلگرام از محتواي طنز و سرگرمي استفاده ميکنند. اين آمار نشان مي دهد فراواني کاربران و کم توجهي اغلب آن ها به قواعد زباني اين خطر را براي زبان فارسي جدي تر مي کند به ويژه که کاربران به دليل تسلط کم به درست نويسي از زبان گفتار براي نوشتن استفاده مي کنند.
مرتضي موسويان رئيس سازمان فناوري اطلاعات و رسانههاي ديجيتال وزارت ارشاد معتقد است:"نگارش زبان فارسي در فضاي شبکههاي اجتماعي مانند تلگرام دستخوش تغييرات فراواني شده است و متاسفانه به جز سازمان فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي نهادهاي ديگري نسبت به اين مسئله حساسيت نشان نمي دهند و انتقال مفهوم به صورت خلاصه نويسي انجام ميشود.
مهشيد ميرمعزي، مترجم دراين باره ميگويد:"بعضي افراد گمان ميکنند با اشاعه چند نقلقول از بزرگان ادبي و انديشمندان مسئوليت فرهنگي خود را انجام ميدهند. گاهي که در فضاي فيسبوک و ديگر فضاهاي مشابه پرسه ميزنم با متنها و نقلقولهايي مواجه ميشوم که نهتنها از بزرگان ادبيات يا انديشمندان نيستند، بلکه پر از غلطهاي املايياند. اين متنها و نقلقولها درحالي دايما از سوي کاربران بهروز ميشوند که هيچکس تلاشي براي بررسي صحت و سقم آنها نميکند.
عليرضا حسينيپاکدهي، استاد علوم ارتباطات، درباره نقش شبکههاي اجتماعي و ادبيات محاورهاي بر ادبيات فارسي ميگويد:"يکي از دلايل اختصارنويسي در رسانههاي اجتماعي عامل سرعت و کمبود زمان است که اين شرايط زمينه اغلاط فاحشي را ايجاد کرده و چون مدام اين غلطها توسط کاربران تکرار ميشود، تبديل به عادت شده و بدترين ضربه را به فرهنگ و ادبيات جامعه وارد ميکند. بنابراين کاربران بايد در اين زمينه بسيار هوشيار باشند."
در چند سال اخير با نوعي از نوشتار روبهرو هستيم با دايرهاي بسيار محدود از واژگان،شايد حتي کمتر از300 کلمه. در جامعه موبايلمحور، زبان غيرگفتارديگر در حوصله مخاطب عام نيست و اين زبانِ حداقلي امروزه مورد پسند اکثر مردم است. به تعبير دکتر آشوري، ممکن است واقعاً در آينده در سطح زباني براي تفنن باقي بماند و کمتر حرف جدي به اين زبان زده شود.
دکتر حسن ذوالفقاري، رئيس مرکز تحقيقات زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تربيت مدرس معتقد است:"شبکههاي اجتماعي و رسانههاي رسمي همچون تلويزيون، هر دو، زبان را تخريب ميکنند، با اين وجود نبايد ابزارها را حذف کرد.ابزار در دنياي جديد به کمک ما ميآيند تا خلأهاي ارتباطي را جبران کنند. علاوه بر شبکههاي مجازي، شبکههاي رسمي و سراسري نيز به شکل عمده به زبان آسيب ميرسانند. در تلويزيون، روزنامه و... خيلي جديتر بحث آسيبها را ميبينيم زيرا آنها بيننده و خواننده بيشتري دارند. تمايزي بين خرابي نثر و آسيبهاي زباني در شبکههاي اجتماعي و رسانههاي رسمي وجود ندارد و هر دو به يک نسبت به زبان آسيب ميرسانند. البته من معتقدم شبکههاي رسمي کمي بيشتر اين کار را انجام ميدهند.
محتواي فضاي اينترنتي را هيچ سازمان يا فرد خاصي توليد نميکند، بلکه توسط فرد فرد مردم در سطح جهان توليد ميشود.مسئله شبکههاي اجتماعي و اثرات آن بر زبانها، فقط خاص کشور ما نيست و اين نگراني مبني بر تغييرات در نوشتار در ساير کشورها نيز وجود دارد، اما در هر صورت نميتوان به دليل اين مسائل رسانهها را جمع کرد و کنار گذاشت.ورود رسانه به خودي خود باعث ايجاد اين مسائل نشد، بلکه زمينههاي اجتماعي در کشور ما وجود دارد که ايجاد گويشهاي غيرمعمول و ورود کلمات بيگانه به زبان فارسي را رقم زد. از اين رو ميتوان گفت تغييرات زباني را خود ما ايجاد کرديم نه رسانه.
چه ايرادي دارد زبان پارسي را با کمک ابزارهاي پرمصرف فناوري اطلاعات بياموزيم و بياموزانيم. همچنين در مدارس بر مهارت نوشتن و خواندن بايد توجه بيشتري کرد؟
________________
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟لینک عضویت 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_اسلاید
💻عکس و مکث ایران . قسمت اول
مجموعه عکسهای کمتر دیده شده ایران 1920
----------------------------
کانال مقاله ها لینک عضویت 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
💻عکس و مکث ایران . قسمت اول
مجموعه عکسهای کمتر دیده شده ایران 1920
----------------------------
کانال مقاله ها لینک عضویت 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
⬅️ فتوای عجیب یک مبلغ عربستان سعودی
—----------------
تقلب در امتحان انگلیسی جایز است!
یکی از مبلغان عربستان سعودی طی فتوایی تقلب در امتحان انگلیسی را جایز اعلام کرد.
به گزارش جام جم آنلاین به نقل از خبرآنلاین، این مبلغ عربستانی و عضو سابق هیات علمی دانشگاه «محمد بن سعود» این کشور، طی فتوایی تقلب در امتحان انگلیسی را جایز شمرد.
این مبلغ سعودی اعلام کرد تقلب کردن در امتحان انگلیسی در مقاطع مختلف هیچ مشکلی ندارد. این فتوا واکنش های زیادی در سطوح مختلف فرهنگی عربستان سعودی در پی داشته است.
یک حقوقدان و وکیل عربستانی در صفحه توئیتری خود در واکنش به این فتوا آنرا ستود و گفت: « وی علت آموزش زبان انگلیسی را میداند و آنرا زشت ارزیابی میکند. امتحان زبان انگلیسی باعث مردود شدن بسیاری از دانشآموزان و دانشجویان میشود. خدا شیخ را بیامرزد که چقدر واقع بین است».
البته بازخوردهای منفی نسبت به این فتوا بسیار بیشتر بوده است، به گونه ای که بسیاری از نویسندگان، فرهنگیان و کاربران شبکههای اجتماعی به انتقاد از این شیخ سعودی پرداختند.
—----------------
کانال مقاله ها 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
—----------------
تقلب در امتحان انگلیسی جایز است!
یکی از مبلغان عربستان سعودی طی فتوایی تقلب در امتحان انگلیسی را جایز اعلام کرد.
به گزارش جام جم آنلاین به نقل از خبرآنلاین، این مبلغ عربستانی و عضو سابق هیات علمی دانشگاه «محمد بن سعود» این کشور، طی فتوایی تقلب در امتحان انگلیسی را جایز شمرد.
این مبلغ سعودی اعلام کرد تقلب کردن در امتحان انگلیسی در مقاطع مختلف هیچ مشکلی ندارد. این فتوا واکنش های زیادی در سطوح مختلف فرهنگی عربستان سعودی در پی داشته است.
یک حقوقدان و وکیل عربستانی در صفحه توئیتری خود در واکنش به این فتوا آنرا ستود و گفت: « وی علت آموزش زبان انگلیسی را میداند و آنرا زشت ارزیابی میکند. امتحان زبان انگلیسی باعث مردود شدن بسیاری از دانشآموزان و دانشجویان میشود. خدا شیخ را بیامرزد که چقدر واقع بین است».
البته بازخوردهای منفی نسبت به این فتوا بسیار بیشتر بوده است، به گونه ای که بسیاری از نویسندگان، فرهنگیان و کاربران شبکههای اجتماعی به انتقاد از این شیخ سعودی پرداختند.
—----------------
کانال مقاله ها 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
😳 تقلب در امتحان انگلیسی جایز است!
یکی از مبلغان عربستان طی فتوایی تقلب در امتحان انگلیسی را جایز اعلام کرد.
—----------------
کانال مقاله ها 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
یکی از مبلغان عربستان طی فتوایی تقلب در امتحان انگلیسی را جایز اعلام کرد.
—----------------
کانال مقاله ها 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
❎ آموزش فلسفه براي کودکان
—------------------—
دکتر علي شريعتمداري
فلسفه به مجموع آراء و نظریات اندیشمندان درباره هستی یا جهان, شناخت و ارزش اطلاق می شود در این معنا فلسفه, رشته ای از دانش های بشر تلقی می گردد در وهله اول باید معنای آموزش فلسفه به کودکان را بیان کرد.
فلسفه به مجموع آراء و نظریات اندیشمندان درباره هستی یا جهان، شناخت و ارزش اطلاق میشود. در این معنا فلسفه، رشتهای از دانش های بشر تلقی میگردد. باید دید آیا کودکان از لحاظ توان عقلی در سطحی قرار دارند که بتوانند با آراء و نظریات فیلسوفان آشنا شوند؟
بدون تردید طرح نظریات فلسفی یا آنچه در مکتبهای مختلف فلسفی مطرح شده است برای کودکان و نوجوانان نه جالب است و نه با سطح رشد عقلانی آنها تناسب دارد. [۱]
نگارنده چهار جنبه را در کار فیلسوفان متمایز ساخته است. این جنبهها عبارتند از :
۱- فعالیتهای خاص
۲- روشهای معین
۳- ویژگیهای فکری معین
۴- استنباط فیلسوفان از هستی، شناخت و ارزش.
همانطور که در پیش گفته شد، معمولاً فلسفه را بعنوان مجموع نظریات فیلسوفان درباره سه موضوع بالا مطرح میسازند.
بنظر ما در جنبههای دیگر کار فیلسوفان میتوان روشهایی را که متناسب با تجربیات کودکان و نوجوانان سازگار باشد مطرح کرد.
اکنون جنبههای مختلف کار فیلسوفان را مطرح میکنیم و مواردی را که میتوان در آموزش کودکان و نوجوانان از این جنبهها استفاده کرد ذکر میکنیم.
جنبه اول بصورت فعالیتهای خاص در کار فیلسوفان مشاهده میگردد. این فعالیتها عبارتــند از:
۱- تحلیل زبان و فکر
۲- ترکیب
۳- انتقاد
۴- بررسی ارزشها
۵- سیر عقلانی
۶- تفسیر یا بسط نظریات علمی.
همانطور که قبلاً گفته شد در برخی از اینگونه فعالیتها میتوان نکتههایی را به کودکان و نوجوانان آموخت.
در تحلیل زبان هدف، مشخص کردن مفاهیم کلمات است. [۲]
کودک بتدریج بین خود و دنیای خارج فرق میگذارد. ابتدا دنیای خارج در نظر او پیچیده و درهم است و خود را جدا از این عالم مبهم و پیچیده نمیبیند .... کودک میان موجودات زنده و غیر زنده فرق نمیگذارد. بتدریج خود را جزئی از عالم خارج حس میکند و در اثر برخورد به اشیاء مفاهیم تازه وارد ذهن او میشود. تکامل دستگاه عصبی طفل و رشد قوه بیان او موجبات رشد عقلانی وی را فراهم میسازد و محیط اطراف او بتدریج برای طفل معنا و مفهوم خاصی پیدا میکند.
مشاهده اشیاء و مقایسه آنها، بتدریج قدرت تعمیم و بررسی مفاهیم کلی را برای کودک میسر میسازد. اواسط دوره کودکی ۶ تا ۱۲ سالگی معمولاً چند هزار مفهوم در ذهن خود دارد . به کمک این مفاهیم قدرت تفکر کودک توسعه مییابد و بتدریج درباره خود و محیط خود اظهار نظر میکند.
مربیان بتدریج میتوانند از این فعالیتهای فلسفی استفاده کرده و به کودکان و نوجوانان در درک نسبتاً درست برخی از مفاهیم کمک کنند.
مراد از تحلیل فکر یا تحلیل نظر، روشن نمودن پایهها و مبانی هر نظر است. این فعالیت پیچیدهتر از مشخص ساختن مفاهیم است. اما در جریان رشد کودکان و نوجوانان بتدریج درباره امور مختلف اظهار نظر میکنند. مربیان باید با توجه به تجربیات آنان کم کم پایه و اساس برخی از گفتهها را برای آنها روشن سازند.
در اجرای فعالیتهای ترکیبی میتوان کودکان و نوجوانان را بتدریج به اجزاء یک شیء آشنا کرد. مثلاً در شناختن درخت توجه به اجزاء آن ،
ریشه، ساق، برگ، شاخه و میوه برای کودکان جالب است. آنها بتدریج ارتباط اجزاء یک شیء را با هم درک میکنند. انتقاد بعنوان یک فعالیت دیگر در زندگی کودکان و نوجوانان مطرح میشود. منظور از انتقاد در اینجا ارزیابی رفتار است. کودکان بتدریج اهمیت راستگویی و پرهیز از دروغگویی را فرا میگیرند. در پوشیدن لباس و در بازی، همکاری با همسالان، توجه به دلایل یک نوع رفتار بتدریج برای کودکان و نوجوانان میسر است.
خوب و بد و مفید بودن یا زیان بخش بودن یک عمل یا شی در زندگی کودکان و نوجوانان بتدریج مطرح میشود. با توجه به تجربیات کودکان باید بتدریج به آنها کمک نمود تا ارزش امور را درک کنند.
سیر عقلانی نیز در زندگی کودکان و نوجوانان اهمیت ویژه دارد. چنانکه در کتاب «روان شناسی تربیتی» ذکرشده آن گونه از فعالیتهای فرد که مربوط به ادراک و فهم، تشکیل مفاهیم و بررسی معانی کلی، تفکر و تعقل و پیشبینی و استنتاج و تعیین هدف و انتخاب وسیله و اقدام به حل مسائل است جزء جنبه عقلانی شخصیت او قرار دارد.
ادامه مقاله ... http://bit.ly/2kbRCN7
به نقل از وبلاگ تحقیقات آموزشی
—----------------
کانال مقاله ها 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
❎ آموزش فلسفه براي کودکان
—------------------—
دکتر علي شريعتمداري
فلسفه به مجموع آراء و نظریات اندیشمندان درباره هستی یا جهان, شناخت و ارزش اطلاق می شود در این معنا فلسفه, رشته ای از دانش های بشر تلقی می گردد در وهله اول باید معنای آموزش فلسفه به کودکان را بیان کرد.
فلسفه به مجموع آراء و نظریات اندیشمندان درباره هستی یا جهان، شناخت و ارزش اطلاق میشود. در این معنا فلسفه، رشتهای از دانش های بشر تلقی میگردد. باید دید آیا کودکان از لحاظ توان عقلی در سطحی قرار دارند که بتوانند با آراء و نظریات فیلسوفان آشنا شوند؟
بدون تردید طرح نظریات فلسفی یا آنچه در مکتبهای مختلف فلسفی مطرح شده است برای کودکان و نوجوانان نه جالب است و نه با سطح رشد عقلانی آنها تناسب دارد. [۱]
نگارنده چهار جنبه را در کار فیلسوفان متمایز ساخته است. این جنبهها عبارتند از :
۱- فعالیتهای خاص
۲- روشهای معین
۳- ویژگیهای فکری معین
۴- استنباط فیلسوفان از هستی، شناخت و ارزش.
همانطور که در پیش گفته شد، معمولاً فلسفه را بعنوان مجموع نظریات فیلسوفان درباره سه موضوع بالا مطرح میسازند.
بنظر ما در جنبههای دیگر کار فیلسوفان میتوان روشهایی را که متناسب با تجربیات کودکان و نوجوانان سازگار باشد مطرح کرد.
اکنون جنبههای مختلف کار فیلسوفان را مطرح میکنیم و مواردی را که میتوان در آموزش کودکان و نوجوانان از این جنبهها استفاده کرد ذکر میکنیم.
جنبه اول بصورت فعالیتهای خاص در کار فیلسوفان مشاهده میگردد. این فعالیتها عبارتــند از:
۱- تحلیل زبان و فکر
۲- ترکیب
۳- انتقاد
۴- بررسی ارزشها
۵- سیر عقلانی
۶- تفسیر یا بسط نظریات علمی.
همانطور که قبلاً گفته شد در برخی از اینگونه فعالیتها میتوان نکتههایی را به کودکان و نوجوانان آموخت.
در تحلیل زبان هدف، مشخص کردن مفاهیم کلمات است. [۲]
کودک بتدریج بین خود و دنیای خارج فرق میگذارد. ابتدا دنیای خارج در نظر او پیچیده و درهم است و خود را جدا از این عالم مبهم و پیچیده نمیبیند .... کودک میان موجودات زنده و غیر زنده فرق نمیگذارد. بتدریج خود را جزئی از عالم خارج حس میکند و در اثر برخورد به اشیاء مفاهیم تازه وارد ذهن او میشود. تکامل دستگاه عصبی طفل و رشد قوه بیان او موجبات رشد عقلانی وی را فراهم میسازد و محیط اطراف او بتدریج برای طفل معنا و مفهوم خاصی پیدا میکند.
مشاهده اشیاء و مقایسه آنها، بتدریج قدرت تعمیم و بررسی مفاهیم کلی را برای کودک میسر میسازد. اواسط دوره کودکی ۶ تا ۱۲ سالگی معمولاً چند هزار مفهوم در ذهن خود دارد . به کمک این مفاهیم قدرت تفکر کودک توسعه مییابد و بتدریج درباره خود و محیط خود اظهار نظر میکند.
مربیان بتدریج میتوانند از این فعالیتهای فلسفی استفاده کرده و به کودکان و نوجوانان در درک نسبتاً درست برخی از مفاهیم کمک کنند.
مراد از تحلیل فکر یا تحلیل نظر، روشن نمودن پایهها و مبانی هر نظر است. این فعالیت پیچیدهتر از مشخص ساختن مفاهیم است. اما در جریان رشد کودکان و نوجوانان بتدریج درباره امور مختلف اظهار نظر میکنند. مربیان باید با توجه به تجربیات آنان کم کم پایه و اساس برخی از گفتهها را برای آنها روشن سازند.
در اجرای فعالیتهای ترکیبی میتوان کودکان و نوجوانان را بتدریج به اجزاء یک شیء آشنا کرد. مثلاً در شناختن درخت توجه به اجزاء آن ،
ریشه، ساق، برگ، شاخه و میوه برای کودکان جالب است. آنها بتدریج ارتباط اجزاء یک شیء را با هم درک میکنند. انتقاد بعنوان یک فعالیت دیگر در زندگی کودکان و نوجوانان مطرح میشود. منظور از انتقاد در اینجا ارزیابی رفتار است. کودکان بتدریج اهمیت راستگویی و پرهیز از دروغگویی را فرا میگیرند. در پوشیدن لباس و در بازی، همکاری با همسالان، توجه به دلایل یک نوع رفتار بتدریج برای کودکان و نوجوانان میسر است.
خوب و بد و مفید بودن یا زیان بخش بودن یک عمل یا شی در زندگی کودکان و نوجوانان بتدریج مطرح میشود. با توجه به تجربیات کودکان باید بتدریج به آنها کمک نمود تا ارزش امور را درک کنند.
سیر عقلانی نیز در زندگی کودکان و نوجوانان اهمیت ویژه دارد. چنانکه در کتاب «روان شناسی تربیتی» ذکرشده آن گونه از فعالیتهای فرد که مربوط به ادراک و فهم، تشکیل مفاهیم و بررسی معانی کلی، تفکر و تعقل و پیشبینی و استنتاج و تعیین هدف و انتخاب وسیله و اقدام به حل مسائل است جزء جنبه عقلانی شخصیت او قرار دارد.
ادامه مقاله ... http://bit.ly/2kbRCN7
به نقل از وبلاگ تحقیقات آموزشی
—----------------
کانال مقاله ها 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
Forwarded from جامعهای بهتر بسازیم
Teacher.mov
12 MB
وظیفه مهم معلمی
"از طرف شهروند آتوسا علیاحمدی"
"از طرف شهروند آتوسا علیاحمدی"
⬅️زندگیِ آزمونزده
مدرسۀ ایده آل جایی است که در آن اجباری به شنیدن جوابی ناخواسته به سؤالی نپرسیده نباشد ➡️
—------------------------—
مولف : جان تیلور/ مترجم : علی امیری
از کلاسهای مدرسه کدام یک در خاطرتان باقی مانده است؟ آنهایی که شما را به تفکر و تبادلِ نظر فرا میخوانْد یا آنهایی که مطالبِ موردنیاز برای آزمون را به خوردتان میداد؟ نظامِ آموزشی در سرتاسر جهان هر روز بیشتر از اندیشیدن فاصله گرفته و بهسوی آزمونمحوری حرکت میکند. این در حالی است که، در تفکر سقراطی، آموزش با طرح سؤال آغاز میشود، با پرسشگری ادامه مییابد و بهسوی فهمی عمیقتر حرکت میکند.
ایان — بیایید با هم کلاس درس ایدئالِ من را تصور کنیم. وارد که میشوید، اولین چیزی که توجه شما را جلب میکند چیدمان کلاس است. خبری از ردیف میز و نیمکتها در مقابل یک تختهسیاه نیست و، بهجای آن، صندلیهایی راحت بهشکل دایرهای بزرگ چیده شدهاند. این چیدمان پیامی در خود دارد: اینجا فضایی برای بحث و تبادل آزادِ آراست. روی دیوار پوستری از برتراند راسل و این نقلقول از او وجود دارد: «اکثر مردم ترجیح میدهند بمیرند تا اینکه بیندیشند و اکثرشان هم میمیرند و نمیاندیشند.»۱ قفسهای شیشهای وجود دارد که مقالات دانشآموزان، ردیف روی ردیف، در آن چیده شده است، مقالاتی دربارۀ موضوعات متنوعی چون اخلاقیات تجارت، مهندسی، معماری، تاریخ سیاسی، زبانشناسی و فلسفۀ علم.
دانشآموزان وارد میشوند، سر جای خود در آن دایره مینشینند و منتظر آغاز سمینار میشوند. معلم در کنارِ آنها درون دایره مینشیند و یکراست سراغ اصل مطلب میرود. میپرسد: «آیا من امروز همان آدمی هستم که دیروز بودم؟» مناظره بلافاصله در میگیرد. معلم کم حرف میزند. تنها گاهی، برای درخواستِ توضیح بیشترِ یک نکته یا جلب توجه کلاس به استدلال یکی از دانشآموزان، مداخله میکند.
پس از تبادل پرهیجان و اولیۀ آرا، همهچیز اندکی آرامتر میشود و معلم دربارۀ تمایز میان خاصیتهای ماهوی و غیرماهوی۲ نکاتی ذکر میکند. سپس پیشنهاد میکند که شاگردان قسمتی از نوشتههای جان لاکِ فیلسوف را بخوانند. این امر به بحث و مناظرۀ بیشتر دامن میزند.
دانشآموزان در مشارکت خود از ایدههایی بهره میگیرند که در موضوعات گوناگون با آنها برخورد کردهاند. یکی میگوید بهخاطر دی.ان.ایاش همانی هست که هست. معلم دربارۀ زیستشناسی [موجود در] پشت این ایده توضیح میخواهد. یکی میپرسد این نظریه چگونه دربارۀ دوقلوهای همسان کاربرد دارد. دانشآموزی دیگر میگوید همۀ ما در زندگی نقشهایی بازی میکنیم و همین نقشها هستند که هویت ما را تعریف میکنند.
جوّ کلاس آرام، مشارکتی و پرسشگرانه است؛ موتور محرکۀ یادگیریْ کنجکاوی و علاقۀ شخصی است. معلم هیچ جوابی برای پرسشها ارائه نمیدهد و بهجای آن در هنگام بحثهای کلاس، نظراتی را بر روی فلیپچارت۳ یادداشت میکند. جلسۀ درس نیز با هیچ جوابی به پایان نمیرسد. درواقع حتی با بهصدادرآمدن زنگ نیز به پایان نمیرسد؛ دانشآموزان در حال خروج از کلاس کماکان در حال بحثاند.
این کلاسِ درسِ ایدئال من است. درواقع، این چیزی بیش از یک رؤیاست. کلاس واقعی من نیز، دستکم هرازگاهی، شبیه به همین است. زمانی که آغاز به تدریس کردم، آموختم که جلسات درسی که در آن شاگردان در بحث و مناظره و پرسشگریْ مشارکت فعال دارند، هم برای خودشان و هم برای معلم لذتبخشتر و بهیادماندنیتر هستند. بنابراین هرگاه که ممکن باشد امور را اینگونه سامان میدهم.
اما حقیقت تلخ این است که اکثریت بزرگی از جلسات درس با هدف دیگری تشکیل میشوند. ریزترین جزئیاتِ کلاس درس برای اغلب معلمان و شاگردان را ملزومات آمادگی برای امتحانات شکل میدهد. هنگامی که دانشآموزان وارد چنین کلاسهایی میشوند، تمرکز بر بحث و پرسشگریِ نامحدود نیست، بلکه بر آموختن هرچیزی است که برای موفقیت در امتحان بعدی «باید دانست». بهاحتمال زیاد، جلسۀ درس دارای «نتیجهای آموزشی» خواهد بود که مستقیماً از برنامۀ امتحان اخذ شده است. کتابهای درسی با نظرات مُمتحنین، بانکهای سؤال محتمل امتحانی و مجموعۀ خلاصههایی حاوی «جوابهای الگو» در دسترس است. کلاسهای درس امروزی، بسیار بهدور از محیطهایی برای پرسشگری آزاد، شبیه به پادگانهای تمرین نظامی هستند که در آنها شاگردان به دنبالِ فراهم کردنِ جوابهای بینقص به پرسشهای بالقوۀ امتحانی هستند.
ادامه مقاله... http://bit.ly/2jEcwou
ترجمان علوم انسانی
—------------------—
لینک عضویت کانال مقاله ها 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
⬅️زندگیِ آزمونزده
مدرسۀ ایده آل جایی است که در آن اجباری به شنیدن جوابی ناخواسته به سؤالی نپرسیده نباشد ➡️
—------------------------—
مولف : جان تیلور/ مترجم : علی امیری
از کلاسهای مدرسه کدام یک در خاطرتان باقی مانده است؟ آنهایی که شما را به تفکر و تبادلِ نظر فرا میخوانْد یا آنهایی که مطالبِ موردنیاز برای آزمون را به خوردتان میداد؟ نظامِ آموزشی در سرتاسر جهان هر روز بیشتر از اندیشیدن فاصله گرفته و بهسوی آزمونمحوری حرکت میکند. این در حالی است که، در تفکر سقراطی، آموزش با طرح سؤال آغاز میشود، با پرسشگری ادامه مییابد و بهسوی فهمی عمیقتر حرکت میکند.
ایان — بیایید با هم کلاس درس ایدئالِ من را تصور کنیم. وارد که میشوید، اولین چیزی که توجه شما را جلب میکند چیدمان کلاس است. خبری از ردیف میز و نیمکتها در مقابل یک تختهسیاه نیست و، بهجای آن، صندلیهایی راحت بهشکل دایرهای بزرگ چیده شدهاند. این چیدمان پیامی در خود دارد: اینجا فضایی برای بحث و تبادل آزادِ آراست. روی دیوار پوستری از برتراند راسل و این نقلقول از او وجود دارد: «اکثر مردم ترجیح میدهند بمیرند تا اینکه بیندیشند و اکثرشان هم میمیرند و نمیاندیشند.»۱ قفسهای شیشهای وجود دارد که مقالات دانشآموزان، ردیف روی ردیف، در آن چیده شده است، مقالاتی دربارۀ موضوعات متنوعی چون اخلاقیات تجارت، مهندسی، معماری، تاریخ سیاسی، زبانشناسی و فلسفۀ علم.
دانشآموزان وارد میشوند، سر جای خود در آن دایره مینشینند و منتظر آغاز سمینار میشوند. معلم در کنارِ آنها درون دایره مینشیند و یکراست سراغ اصل مطلب میرود. میپرسد: «آیا من امروز همان آدمی هستم که دیروز بودم؟» مناظره بلافاصله در میگیرد. معلم کم حرف میزند. تنها گاهی، برای درخواستِ توضیح بیشترِ یک نکته یا جلب توجه کلاس به استدلال یکی از دانشآموزان، مداخله میکند.
پس از تبادل پرهیجان و اولیۀ آرا، همهچیز اندکی آرامتر میشود و معلم دربارۀ تمایز میان خاصیتهای ماهوی و غیرماهوی۲ نکاتی ذکر میکند. سپس پیشنهاد میکند که شاگردان قسمتی از نوشتههای جان لاکِ فیلسوف را بخوانند. این امر به بحث و مناظرۀ بیشتر دامن میزند.
دانشآموزان در مشارکت خود از ایدههایی بهره میگیرند که در موضوعات گوناگون با آنها برخورد کردهاند. یکی میگوید بهخاطر دی.ان.ایاش همانی هست که هست. معلم دربارۀ زیستشناسی [موجود در] پشت این ایده توضیح میخواهد. یکی میپرسد این نظریه چگونه دربارۀ دوقلوهای همسان کاربرد دارد. دانشآموزی دیگر میگوید همۀ ما در زندگی نقشهایی بازی میکنیم و همین نقشها هستند که هویت ما را تعریف میکنند.
جوّ کلاس آرام، مشارکتی و پرسشگرانه است؛ موتور محرکۀ یادگیریْ کنجکاوی و علاقۀ شخصی است. معلم هیچ جوابی برای پرسشها ارائه نمیدهد و بهجای آن در هنگام بحثهای کلاس، نظراتی را بر روی فلیپچارت۳ یادداشت میکند. جلسۀ درس نیز با هیچ جوابی به پایان نمیرسد. درواقع حتی با بهصدادرآمدن زنگ نیز به پایان نمیرسد؛ دانشآموزان در حال خروج از کلاس کماکان در حال بحثاند.
این کلاسِ درسِ ایدئال من است. درواقع، این چیزی بیش از یک رؤیاست. کلاس واقعی من نیز، دستکم هرازگاهی، شبیه به همین است. زمانی که آغاز به تدریس کردم، آموختم که جلسات درسی که در آن شاگردان در بحث و مناظره و پرسشگریْ مشارکت فعال دارند، هم برای خودشان و هم برای معلم لذتبخشتر و بهیادماندنیتر هستند. بنابراین هرگاه که ممکن باشد امور را اینگونه سامان میدهم.
اما حقیقت تلخ این است که اکثریت بزرگی از جلسات درس با هدف دیگری تشکیل میشوند. ریزترین جزئیاتِ کلاس درس برای اغلب معلمان و شاگردان را ملزومات آمادگی برای امتحانات شکل میدهد. هنگامی که دانشآموزان وارد چنین کلاسهایی میشوند، تمرکز بر بحث و پرسشگریِ نامحدود نیست، بلکه بر آموختن هرچیزی است که برای موفقیت در امتحان بعدی «باید دانست». بهاحتمال زیاد، جلسۀ درس دارای «نتیجهای آموزشی» خواهد بود که مستقیماً از برنامۀ امتحان اخذ شده است. کتابهای درسی با نظرات مُمتحنین، بانکهای سؤال محتمل امتحانی و مجموعۀ خلاصههایی حاوی «جوابهای الگو» در دسترس است. کلاسهای درس امروزی، بسیار بهدور از محیطهایی برای پرسشگری آزاد، شبیه به پادگانهای تمرین نظامی هستند که در آنها شاگردان به دنبالِ فراهم کردنِ جوابهای بینقص به پرسشهای بالقوۀ امتحانی هستند.
ادامه مقاله... http://bit.ly/2jEcwou
ترجمان علوم انسانی
—------------------—
لینک عضویت کانال مقاله ها 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
Forwarded from M Hosseini
معلمان امروزی :
می دانند آنها علاوه برنیازهای علمی
نیازهای معنوی واخلاقی هم دارند.
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
می دانند آنها علاوه برنیازهای علمی
نیازهای معنوی واخلاقی هم دارند.
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
⬅️تیپ های شخصیتی
—-------------------
😡 1- عصبانیت :
افرادی که شدت بالایی از عصبانیت را از خود نمایش میدهند از لحاظ عاطفی کمترین ثبات را دارند. آنها تمایل دارند به چیزهای کوچک، بیش از حد واکنش دهند و به راحتی ناراحت شوند. آنها برای کنترل استرس با مشکل مواجه میشوند و نسبت به حالت روحی منفی آسیب پذیر هستند. ثبات عاطفی کم که مرتبط با عصبانیت است یک عامل موثر در مشکلات مربوط به حالت روحی آنها است. موضوعات و مسئلههای جزئی آنها را عصبانی و مضطرب میسازد. مطالعات نشان میدهد که این ویژگی شخصیتی، فرد را در معرض خطر افسردگی قرار میدهد.
چنین افرادی تمایل دارند جنبهی منفی چیزها را ببینند و به آسانی درون حالت عاطفی منفی میلغزند. فردی که کج خلق است، در مورد چیزها و کارها نگران میشود و به آسانی هیجان زده، عصبانی و خشمگین میشود بهترین نمونه برای عصبانیت است.
—-------------------
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟لینک عضویت👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
⬅️تیپ های شخصیتی
—-------------------
😡 1- عصبانیت :
افرادی که شدت بالایی از عصبانیت را از خود نمایش میدهند از لحاظ عاطفی کمترین ثبات را دارند. آنها تمایل دارند به چیزهای کوچک، بیش از حد واکنش دهند و به راحتی ناراحت شوند. آنها برای کنترل استرس با مشکل مواجه میشوند و نسبت به حالت روحی منفی آسیب پذیر هستند. ثبات عاطفی کم که مرتبط با عصبانیت است یک عامل موثر در مشکلات مربوط به حالت روحی آنها است. موضوعات و مسئلههای جزئی آنها را عصبانی و مضطرب میسازد. مطالعات نشان میدهد که این ویژگی شخصیتی، فرد را در معرض خطر افسردگی قرار میدهد.
چنین افرادی تمایل دارند جنبهی منفی چیزها را ببینند و به آسانی درون حالت عاطفی منفی میلغزند. فردی که کج خلق است، در مورد چیزها و کارها نگران میشود و به آسانی هیجان زده، عصبانی و خشمگین میشود بهترین نمونه برای عصبانیت است.
—-------------------
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟لینک عضویت👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
❤️هورمون عشق از بی بند و باری جنسی جلوگیری میکند❤️
—------------------------
علی فرهودیان، متخصص اعصاب و روان گفت: هورمون عشق و وفاداری به همسر وجود دارد و کسانی که فاقد این هورمون هستند شرکای جنسی متعددی دارند.
وی به هورمون «اکسی توسین» و «وازوپرسین» به عنوان هورمون هایی اشاره کرد که ترشح آنها عشق و وفاداری به یک شریک جنسی را ایجاد میکند.
فرهودیان افزود: وجود این هورمون باعث میشود که رابطه جنسی فقط به تولید مثل، محدود نشود بلکه در انسانها نوعی رابطه عاطفی نیز ایجاد میکند.
وی اظهارداشت: میمون های «بونوبو» در رفتارهای جنسی خود تنوع طلبی دارند و با ماده میمونهای متعدد رابطه جنسی برقرار میکنند اما سوال این جا است که چرا انسان به رغم اینکه ژن هایی شبیه به میمون دارد، تنوع طلبی جنسی کمتری در طول حیات بروز می دهد؟
وی اظهارداشت: حیواناتی همچون موش صحرایی هم هستند که در تمام طول عمر خود یک جفت را بیشتر انتخاب نمی کنند و اگر جفت آنها از بین برود تا آخر عمر بدون جفت به زندگی خود ادامه می دهند.
وی گفت: تحقیقات علمی بر روی این نوع موش ها نشان می دهد که اگر هورمون اکسی توسین در آنها ترشح نشود شرکای جنسی متفاوتی خواهند داشت.
وی افزود: همچنین تحقیقات نشان داده است وقتی هورمون اکسی توسین را در انسان از طریق مخاط بینی اسپری کنند به یک شریک جنسی اکتفا خواهد داشت و تمایلی به ایجاد رابطه با شرکای جنسی متعدد در وی از بین میرود.
وی افزود: عشق باعث میشود تا فرد به شرکای جنسی متعدد تمایلی نداشته باشد که متعاقب آن احتمال ابتلا به عفونتهای جنسی در وی کمتر می شود و همچنین طول عمر بیشتری نیز خواهد داشت.
این متخصص اعصاب و روان گفت: انسان از معدود پستاندارانی است که فرزندش به کمک او برای ادامه حیات نیاز دارد و حفظ و بقای نوزاد به بقای عشق در انسان نیز کمک می کند.
—-------------------
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟لینک عضویت👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
❤️هورمون عشق از بی بند و باری جنسی جلوگیری میکند❤️
—------------------------
علی فرهودیان، متخصص اعصاب و روان گفت: هورمون عشق و وفاداری به همسر وجود دارد و کسانی که فاقد این هورمون هستند شرکای جنسی متعددی دارند.
وی به هورمون «اکسی توسین» و «وازوپرسین» به عنوان هورمون هایی اشاره کرد که ترشح آنها عشق و وفاداری به یک شریک جنسی را ایجاد میکند.
فرهودیان افزود: وجود این هورمون باعث میشود که رابطه جنسی فقط به تولید مثل، محدود نشود بلکه در انسانها نوعی رابطه عاطفی نیز ایجاد میکند.
وی اظهارداشت: میمون های «بونوبو» در رفتارهای جنسی خود تنوع طلبی دارند و با ماده میمونهای متعدد رابطه جنسی برقرار میکنند اما سوال این جا است که چرا انسان به رغم اینکه ژن هایی شبیه به میمون دارد، تنوع طلبی جنسی کمتری در طول حیات بروز می دهد؟
وی اظهارداشت: حیواناتی همچون موش صحرایی هم هستند که در تمام طول عمر خود یک جفت را بیشتر انتخاب نمی کنند و اگر جفت آنها از بین برود تا آخر عمر بدون جفت به زندگی خود ادامه می دهند.
وی گفت: تحقیقات علمی بر روی این نوع موش ها نشان می دهد که اگر هورمون اکسی توسین در آنها ترشح نشود شرکای جنسی متفاوتی خواهند داشت.
وی افزود: همچنین تحقیقات نشان داده است وقتی هورمون اکسی توسین را در انسان از طریق مخاط بینی اسپری کنند به یک شریک جنسی اکتفا خواهد داشت و تمایلی به ایجاد رابطه با شرکای جنسی متعدد در وی از بین میرود.
وی افزود: عشق باعث میشود تا فرد به شرکای جنسی متعدد تمایلی نداشته باشد که متعاقب آن احتمال ابتلا به عفونتهای جنسی در وی کمتر می شود و همچنین طول عمر بیشتری نیز خواهد داشت.
این متخصص اعصاب و روان گفت: انسان از معدود پستاندارانی است که فرزندش به کمک او برای ادامه حیات نیاز دارد و حفظ و بقای نوزاد به بقای عشق در انسان نیز کمک می کند.
—-------------------
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟لینک عضویت👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
Maghameh Jeloshahi-(SONG95.IR)
Shahram Nazeri
#جیره_موسیقی شبانه 🎼🎼
مقام جلوشاهی از آلبوم آواز اساطیر #شهرام_ناظری
نوازنده تنبور: علیرضا فیض بشی پور
نوازنده دف: حافظ ناظری
جلوشاهی از پرجذبه ترین مقام های باستانی تنبور است. @eduarticle
مقام جلوشاهی از آلبوم آواز اساطیر #شهرام_ناظری
نوازنده تنبور: علیرضا فیض بشی پور
نوازنده دف: حافظ ناظری
جلوشاهی از پرجذبه ترین مقام های باستانی تنبور است. @eduarticle
📚 چرا باید کودکان و نوجوانان ایرانی شاهنامه بخوانند؟
—------------------—
اسداله شعبانی شاعر و نویسنده کودکان و نوجوانان
هرچند کودکی من دور از کتاب و کتابخوانی سپری شد، اما داستانهای پای کرسی، در شبهای یخبندان دامنههای الوند چنان در دل و جان من راه یافته بود که میتوانستم ساعتها در کنار بزرگترها میخکوب شوم تا قصهگوی پیر مجلس، پایان خوشی برای همه آرزو کند و سیب سرخ داستانش را با همه قسمت کند. از آن همه داستانها که میشنیدم، داستان «سیاوخش» بیش از همه به دلم نشسته بود. چنانکه به هوای شنیدن چندینبارهی آن، همراه چوپان پیر ده، راهی صحرا میشدم تا ببینم سرانجام این داستان چه خواهد بود. پیرمرد اما همهگونه داستان از سرگذشت سیاوش (سیاوخش) بازگو میکرد ـ بعدها دریافتم برخی از این بازگفتها ساختهی اندیشهی سالم و روستایی خود اوست- اما هر بار که به پایان داستان نزدیک میشد، اشک چشمانش را فرامیگرفت و به بهانهای از ادامهی داستان سر باز میزد و داستان دیگری را آغاز میکرد! باز هم بعدها دانستم این پیرمرد برادری به نام سیاوش داشته که در جنگ جهانی دوم، زمان اشغال ایران بهدست روس و انگلیس، ناپدید شده و این غم سنگین را بر دل وی آوار کرده است.
داستان سیاوش، نخستین داستان از شاهنامهی استاد توس بود که در کودکی با آن آشنا شدم. بعدها، در آن محیط بیکتاب، کتاب دستنویس شاهنامه، در اندازهی بزرگ رحلی، در خانهی ما پیدا شد! - از کجا آمده بود، نمیدانم!- با شوق و شگفتی آن را، که برخی از رویه (:صفحه)هایش فرو ریخته و آسیب دیده بود، به سختی برمیداشتم و از پدرم که نیمچه سوادی سنتی داشت، میخواستم با همان آهنگ (:لحن) پهلوانی که در تعزیه بهکار میبرد، برایم بخواند. هنوز آن آهنگ حماسی را در گوشم میشنوم:
که گفتت برو دست رستم ببند
نبندد مرا دست، چرخ بلند
داستانهای شاهنامه به من سختکوشی و مبارزه با دشواریها را آموخت و پیوند مرا با گذشتهی فرهنگی این بوم و بر، چنان استوار ساخت که از آن پس، زمان به زمان، دلبستگی به این آب و خاک و تاریخ و فرهنگ دیرینه در من همواره رو به فزونی است. بیگمان، این تاثیرپذیری از شاهنامه و این دلبستگی میهنی را در آثاری که برای کودکان و نوجوانان و بزرگترها به چاپ رساندهام، آشکارا میتوان یافت:
الوند زیبا یک رشتهکوه است
هم باشکوه است
شاهنامه اقیانوس ژرف و پهناوری است که ما ایرانیان، چه خرد و چه کلان، پیوسته باید با آن پیوند خود را نگه داریم و به فراخور نیازمان در آن به جستوجو برآییم تا در این آیینهی بزرگ، خویشتن خویش را بیابیم. بارها از زبان بزرگان شنیدهایم که شاهنامه ستون فرهنگ و شناسنامهی هویت ملی ماست. با این همه، در نظام آموزشی کشور، چنانکه شایسته است، از آموزههای شاهنامه بهرهگیری نشده است و گویی هنوز کسانی هستند که گمان میبرند اندیشههای میهنی شاهنامه با برخی ارزشهای دینی ناسازگار است. این پندار ناشایست در آغاز انقلاب تا مرز فردوسیزدایی پیش رفت و اگر دلبستگانی چون دارندهی این قلم نبود، به پاکسازی شاهنامه از کتابخانههای کشور میانجامید. خوشبختانه امروزه حقیقت امر بر بسیاری از مردم و مسوولان این آب و خاک روشن شده است و دریافتهاند که برای پاسداری از ارزشهای دینی و ملی، ناگزیر باید هویت ملی خود را به خوبی بیابیم و از آغاز کار، کودکانمان را با آن آشنا کنیم و دلبستگی میهنی و میهندوستی را در آنان بپروریم تا در برابر تندبادهای انیرانی که بنیانهای فکری و فرهنگی ما را دستخوش تاراج و تباهی قرار داده است، پایداری کنیم.
ادامه مقاله .... http://bit.ly/2jkK5xh
منبع سایت الف
—----------------
کانال مقاله ها 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
📚 چرا باید کودکان و نوجوانان ایرانی شاهنامه بخوانند؟
—------------------—
اسداله شعبانی شاعر و نویسنده کودکان و نوجوانان
هرچند کودکی من دور از کتاب و کتابخوانی سپری شد، اما داستانهای پای کرسی، در شبهای یخبندان دامنههای الوند چنان در دل و جان من راه یافته بود که میتوانستم ساعتها در کنار بزرگترها میخکوب شوم تا قصهگوی پیر مجلس، پایان خوشی برای همه آرزو کند و سیب سرخ داستانش را با همه قسمت کند. از آن همه داستانها که میشنیدم، داستان «سیاوخش» بیش از همه به دلم نشسته بود. چنانکه به هوای شنیدن چندینبارهی آن، همراه چوپان پیر ده، راهی صحرا میشدم تا ببینم سرانجام این داستان چه خواهد بود. پیرمرد اما همهگونه داستان از سرگذشت سیاوش (سیاوخش) بازگو میکرد ـ بعدها دریافتم برخی از این بازگفتها ساختهی اندیشهی سالم و روستایی خود اوست- اما هر بار که به پایان داستان نزدیک میشد، اشک چشمانش را فرامیگرفت و به بهانهای از ادامهی داستان سر باز میزد و داستان دیگری را آغاز میکرد! باز هم بعدها دانستم این پیرمرد برادری به نام سیاوش داشته که در جنگ جهانی دوم، زمان اشغال ایران بهدست روس و انگلیس، ناپدید شده و این غم سنگین را بر دل وی آوار کرده است.
داستان سیاوش، نخستین داستان از شاهنامهی استاد توس بود که در کودکی با آن آشنا شدم. بعدها، در آن محیط بیکتاب، کتاب دستنویس شاهنامه، در اندازهی بزرگ رحلی، در خانهی ما پیدا شد! - از کجا آمده بود، نمیدانم!- با شوق و شگفتی آن را، که برخی از رویه (:صفحه)هایش فرو ریخته و آسیب دیده بود، به سختی برمیداشتم و از پدرم که نیمچه سوادی سنتی داشت، میخواستم با همان آهنگ (:لحن) پهلوانی که در تعزیه بهکار میبرد، برایم بخواند. هنوز آن آهنگ حماسی را در گوشم میشنوم:
که گفتت برو دست رستم ببند
نبندد مرا دست، چرخ بلند
داستانهای شاهنامه به من سختکوشی و مبارزه با دشواریها را آموخت و پیوند مرا با گذشتهی فرهنگی این بوم و بر، چنان استوار ساخت که از آن پس، زمان به زمان، دلبستگی به این آب و خاک و تاریخ و فرهنگ دیرینه در من همواره رو به فزونی است. بیگمان، این تاثیرپذیری از شاهنامه و این دلبستگی میهنی را در آثاری که برای کودکان و نوجوانان و بزرگترها به چاپ رساندهام، آشکارا میتوان یافت:
الوند زیبا یک رشتهکوه است
هم باشکوه است
شاهنامه اقیانوس ژرف و پهناوری است که ما ایرانیان، چه خرد و چه کلان، پیوسته باید با آن پیوند خود را نگه داریم و به فراخور نیازمان در آن به جستوجو برآییم تا در این آیینهی بزرگ، خویشتن خویش را بیابیم. بارها از زبان بزرگان شنیدهایم که شاهنامه ستون فرهنگ و شناسنامهی هویت ملی ماست. با این همه، در نظام آموزشی کشور، چنانکه شایسته است، از آموزههای شاهنامه بهرهگیری نشده است و گویی هنوز کسانی هستند که گمان میبرند اندیشههای میهنی شاهنامه با برخی ارزشهای دینی ناسازگار است. این پندار ناشایست در آغاز انقلاب تا مرز فردوسیزدایی پیش رفت و اگر دلبستگانی چون دارندهی این قلم نبود، به پاکسازی شاهنامه از کتابخانههای کشور میانجامید. خوشبختانه امروزه حقیقت امر بر بسیاری از مردم و مسوولان این آب و خاک روشن شده است و دریافتهاند که برای پاسداری از ارزشهای دینی و ملی، ناگزیر باید هویت ملی خود را به خوبی بیابیم و از آغاز کار، کودکانمان را با آن آشنا کنیم و دلبستگی میهنی و میهندوستی را در آنان بپروریم تا در برابر تندبادهای انیرانی که بنیانهای فکری و فرهنگی ما را دستخوش تاراج و تباهی قرار داده است، پایداری کنیم.
ادامه مقاله .... http://bit.ly/2jkK5xh
منبع سایت الف
—----------------
کانال مقاله ها 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
📲 وزير آموزش و پرورش: نميتوان با فضاي مجازي
به شکل دستورالعملي برخورد کرد
—---------------—
وزير آموزش و پرورش با بيان اينکه نميتوان با فضاي مجازي دستورالعملي و صرفاً کنترلي برخورد کرد، گفت: دانشآموزان بايد به شکلي خلاق و مثبت، فعاليتهاي علمي و آموزشي خود را با استفاده از اين فضا انجام دهند.
به گزارش فارس، فخرالدين احمدي دانش آشتياني در جلسه شوراي عالي آموزش و پرورش اظهار داشت: تمام سعي و تلاش ما اين است که آموزش و پرورش از آموزش محور بودن به تربيت محور بودن سوق يابد.
وي با بيان اينکه بايد از فضاي مجازي استفاده بهينه کنيم، ادامه داد: همه بايد کمک کنند تا رويکرد جديد آموزش و پرورش را در فضاي تعليم و تربيت جا بيندازيم و در اين راستا سند تحول بنيادين به خوبي اين مسئله را تبيين و مشخص کرده است.
دانش آشتياني خاطر نشان کرد: دوره ابتدايي مهمترين دوره براي سرمايهگذاري اساسي در آموزش و پرورش است زيرا شاکله تربيتي دانشآموزان در اين دوره شکل ميگيرد؛ به اين خاطر بايد روي دو مقوله کتابهاي درسي و تربيت معلم کار بيشتري صورت گيرد.
—---------------------
لینک عضویت کانال مقاله ها 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
به شکل دستورالعملي برخورد کرد
—---------------—
وزير آموزش و پرورش با بيان اينکه نميتوان با فضاي مجازي دستورالعملي و صرفاً کنترلي برخورد کرد، گفت: دانشآموزان بايد به شکلي خلاق و مثبت، فعاليتهاي علمي و آموزشي خود را با استفاده از اين فضا انجام دهند.
به گزارش فارس، فخرالدين احمدي دانش آشتياني در جلسه شوراي عالي آموزش و پرورش اظهار داشت: تمام سعي و تلاش ما اين است که آموزش و پرورش از آموزش محور بودن به تربيت محور بودن سوق يابد.
وي با بيان اينکه بايد از فضاي مجازي استفاده بهينه کنيم، ادامه داد: همه بايد کمک کنند تا رويکرد جديد آموزش و پرورش را در فضاي تعليم و تربيت جا بيندازيم و در اين راستا سند تحول بنيادين به خوبي اين مسئله را تبيين و مشخص کرده است.
دانش آشتياني خاطر نشان کرد: دوره ابتدايي مهمترين دوره براي سرمايهگذاري اساسي در آموزش و پرورش است زيرا شاکله تربيتي دانشآموزان در اين دوره شکل ميگيرد؛ به اين خاطر بايد روي دو مقوله کتابهاي درسي و تربيت معلم کار بيشتري صورت گيرد.
—---------------------
لینک عضویت کانال مقاله ها 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
😔احساس مداوم نارضایتی از شکل اعضای بدن/ برگزیده😔
—-------------------
اختلال بدشکلی اعضای بدن یا سندرم خودزشتپنداری؛ با هر نامی که صدایش بزنید، این مشکل میتواند دردسرساز باشد و فرد مبتلا را از کار و زندگی بیندازد؛ مشکلی که خیلیها را روانه مطب مختصصان زیبایی میکند، آن هم در حالی که کلید درمان بیماری در دست متخصص روح و روان است. روانشناسان متفقالقولاند که اگر فرد مبتلا درمان نشود با علائم شدید افسردگی دست به گریبان خواهد شد. این را دکتر جمال یونسی، روانشناس و استاد دانشگاه به ما میگوید. دکتر یونسی توضیح میدهد: «احساس نارضایتی از شکل اندامهای بدن، مخصوصا اجزای چهره یکی از ویژگیهای اصلی افرادی است که به اختلال بدشکلی بدن مبتلا هستند. افرادی که با این بیماری درگیر هستند، حس خوبی نسبت به خود ندارند، خودشان را زشت میبینند و مدام به مقایسه خود با دیگران، مخصوصا سلبریتیها و چهرههای معروف میپردازند.»
در ذهن این گروه، سوالهایی مشابه مدام تکرار میشود؛ از «چرا صورتم پر از چین و چروک شده؟» تا «چرا بینیام قوز دارد؟!» وفور این سوالها و نمونههایی مشابه، به گفته دکتر یونسی میتواند نشاندهنده درجههای متفاوتی از ابتلا به اختلال خودزشتپنداری باشد.
این روانشناس در توضیح بیشتر میگوید: رده سنی خاصی برای ابتلا به بیماری در نظر گرفته نشده، اما به طور شایع، این اختلال بیشتر در افراد 15 تا 40 ساله مشاهده میشود یعنی از سالهای نوجوانی تا آغاز میانسالی. البته نکته مهم اینجاست که هر چه سن ابتلا به بیماری پایینتر باشد، باید اقدامات درمانی سریعتری را آغاز کرد، چراکه به مرور احتمال ابتلا به افسردگیهای حاد بالا میرود.
بر همین اساس در ابتلا به اختلال خودزشتپنداری ـ همان طور که میتوانید حدس بزنید ـ زنان در صف اول قرار دارند. بعد از آنها جمعیتی از مردان دیده میشوند که نگران ریزش مو، طاسی سر و نافرم شدن عضلات بدن هستند. البته این اختلال بین زنان بیشتر با نگرانی آنها درباره اعضای صورتشان درهم آمیخته است؛ موضوعی که خیلیها را از آینه دور میکند و وسواسی خستهکننده برای خیلیها به ارمغان میآورد.
تیغ تیز جراحی روی هویت افراد
بین اختلال بدشکلی بدن و انجام جراحی زیبایی رابطه معناداری وجود دارد. اگر در گذشته جراحیهای زیبایی در موارد ضروری انجام میشد و به کمک افرادی میآمد که بر اثر حادثه یا بیماری، عضوی از بدنشان از حالت طبیعی خارج شده بود، حالا مدتهاست که خودزشت انگارها هم در صف جراحی زیبایی ایستادهاند و بازار جراحیهای کوچک و بزرگ زیبایی را داغ کردهاند؛ موضوعی که مورد توجه دکتر عباس تهرانی، آسیبشناس و استاد دانشگاه هم قرار میگیرد. دکتر تهرانی با اشاره به این موضوع به جامجم میگوید: با این که آمار بالایی از جراحیهای زیبایی در نقاط مختلف دنیا و مخصوصا کشور خودمان ایران براساس یک مد اجتماعی و تحت تاثیر فرهنگ روز انجام میشود، اما افراد زیادی هم به خاطر اینکه خودشان را زشت میپندارند پا به اتاقهای جراحی میگذارند و هزینه زیادی را صرف زیباسازی عضوی میکنند که از آن رضایت ندارند.
به گفته این آسیبشناس، بالا رفتن آمار جراحی زیبایی غیرضروری میتواند نشانهای باشد از شیوع یک بحران بین افراد آن جامعه؛ بحرانی که متاثر از عوامل مختلف اجتماعی، روانی و عاطفی است.
چرخه باطل جراحیهای زیبایی غیرضروری
دکتر مهدی موسویزاده، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و عضو انجمن جراحان پلاستیک ایران میگوید: تعداد زیادی از متقاضیان جراحی زیبایی غیرضروری به اختلال روانی body dysmorphic disorder، اختلال بدشکلی بدن مبتلا هستند و چون فکر میکنند نقص و ایرادی در صورت یا بدنشان وجود دارد، به دنبال رفع این نقص و ایراد به جراحان زیبایی مراجعه میکنند.
این عضو انجمن جراحان پلاستیک ایران با اشاره به دور باطل و چرخه معیوبی که برای افراد مبتلا به اختلال خود زشتپنداری رخ میدهد، میگوید: عمل جراحی زیبایی از همان ابتدا نباید درباره آنها انجام میشده و مناسب نبوده و آنها براساس یک توهم و باور غلط به پزشک مراجعه کردهاند و چون این توهم و باور غلط برایشان تحقق پیدا نکرده، فکر میکنند مشکل هنوز ادامه دارد و در نتیجه دوباره اقدام به جراحی میکنند و این چرخه برای بعضی تا مدتها ادامه دارد.
مینا مولایی / جام جم
—---------------------
لینک عضویت کانال مقاله ها 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
😔احساس مداوم نارضایتی از شکل اعضای بدن/ برگزیده😔
—-------------------
اختلال بدشکلی اعضای بدن یا سندرم خودزشتپنداری؛ با هر نامی که صدایش بزنید، این مشکل میتواند دردسرساز باشد و فرد مبتلا را از کار و زندگی بیندازد؛ مشکلی که خیلیها را روانه مطب مختصصان زیبایی میکند، آن هم در حالی که کلید درمان بیماری در دست متخصص روح و روان است. روانشناسان متفقالقولاند که اگر فرد مبتلا درمان نشود با علائم شدید افسردگی دست به گریبان خواهد شد. این را دکتر جمال یونسی، روانشناس و استاد دانشگاه به ما میگوید. دکتر یونسی توضیح میدهد: «احساس نارضایتی از شکل اندامهای بدن، مخصوصا اجزای چهره یکی از ویژگیهای اصلی افرادی است که به اختلال بدشکلی بدن مبتلا هستند. افرادی که با این بیماری درگیر هستند، حس خوبی نسبت به خود ندارند، خودشان را زشت میبینند و مدام به مقایسه خود با دیگران، مخصوصا سلبریتیها و چهرههای معروف میپردازند.»
در ذهن این گروه، سوالهایی مشابه مدام تکرار میشود؛ از «چرا صورتم پر از چین و چروک شده؟» تا «چرا بینیام قوز دارد؟!» وفور این سوالها و نمونههایی مشابه، به گفته دکتر یونسی میتواند نشاندهنده درجههای متفاوتی از ابتلا به اختلال خودزشتپنداری باشد.
این روانشناس در توضیح بیشتر میگوید: رده سنی خاصی برای ابتلا به بیماری در نظر گرفته نشده، اما به طور شایع، این اختلال بیشتر در افراد 15 تا 40 ساله مشاهده میشود یعنی از سالهای نوجوانی تا آغاز میانسالی. البته نکته مهم اینجاست که هر چه سن ابتلا به بیماری پایینتر باشد، باید اقدامات درمانی سریعتری را آغاز کرد، چراکه به مرور احتمال ابتلا به افسردگیهای حاد بالا میرود.
بر همین اساس در ابتلا به اختلال خودزشتپنداری ـ همان طور که میتوانید حدس بزنید ـ زنان در صف اول قرار دارند. بعد از آنها جمعیتی از مردان دیده میشوند که نگران ریزش مو، طاسی سر و نافرم شدن عضلات بدن هستند. البته این اختلال بین زنان بیشتر با نگرانی آنها درباره اعضای صورتشان درهم آمیخته است؛ موضوعی که خیلیها را از آینه دور میکند و وسواسی خستهکننده برای خیلیها به ارمغان میآورد.
تیغ تیز جراحی روی هویت افراد
بین اختلال بدشکلی بدن و انجام جراحی زیبایی رابطه معناداری وجود دارد. اگر در گذشته جراحیهای زیبایی در موارد ضروری انجام میشد و به کمک افرادی میآمد که بر اثر حادثه یا بیماری، عضوی از بدنشان از حالت طبیعی خارج شده بود، حالا مدتهاست که خودزشت انگارها هم در صف جراحی زیبایی ایستادهاند و بازار جراحیهای کوچک و بزرگ زیبایی را داغ کردهاند؛ موضوعی که مورد توجه دکتر عباس تهرانی، آسیبشناس و استاد دانشگاه هم قرار میگیرد. دکتر تهرانی با اشاره به این موضوع به جامجم میگوید: با این که آمار بالایی از جراحیهای زیبایی در نقاط مختلف دنیا و مخصوصا کشور خودمان ایران براساس یک مد اجتماعی و تحت تاثیر فرهنگ روز انجام میشود، اما افراد زیادی هم به خاطر اینکه خودشان را زشت میپندارند پا به اتاقهای جراحی میگذارند و هزینه زیادی را صرف زیباسازی عضوی میکنند که از آن رضایت ندارند.
به گفته این آسیبشناس، بالا رفتن آمار جراحی زیبایی غیرضروری میتواند نشانهای باشد از شیوع یک بحران بین افراد آن جامعه؛ بحرانی که متاثر از عوامل مختلف اجتماعی، روانی و عاطفی است.
چرخه باطل جراحیهای زیبایی غیرضروری
دکتر مهدی موسویزاده، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و عضو انجمن جراحان پلاستیک ایران میگوید: تعداد زیادی از متقاضیان جراحی زیبایی غیرضروری به اختلال روانی body dysmorphic disorder، اختلال بدشکلی بدن مبتلا هستند و چون فکر میکنند نقص و ایرادی در صورت یا بدنشان وجود دارد، به دنبال رفع این نقص و ایراد به جراحان زیبایی مراجعه میکنند.
این عضو انجمن جراحان پلاستیک ایران با اشاره به دور باطل و چرخه معیوبی که برای افراد مبتلا به اختلال خود زشتپنداری رخ میدهد، میگوید: عمل جراحی زیبایی از همان ابتدا نباید درباره آنها انجام میشده و مناسب نبوده و آنها براساس یک توهم و باور غلط به پزشک مراجعه کردهاند و چون این توهم و باور غلط برایشان تحقق پیدا نکرده، فکر میکنند مشکل هنوز ادامه دارد و در نتیجه دوباره اقدام به جراحی میکنند و این چرخه برای بعضی تا مدتها ادامه دارد.
مینا مولایی / جام جم
—---------------------
لینک عضویت کانال مقاله ها 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_آموزشی
مقایسه ریه فرد سیگاری با ریه فرد سالم
ریههای یک فرد سیگاری طی آزمایشی با ریههای یک فرد غیرسیگاری مقایسه شده است.
—-----------------
کانال مقاله ها @eduarticle
مقایسه ریه فرد سیگاری با ریه فرد سالم
ریههای یک فرد سیگاری طی آزمایشی با ریههای یک فرد غیرسیگاری مقایسه شده است.
—-----------------
کانال مقاله ها @eduarticle
↩دوست مناسب براي فرزند شما کيست؟
_________________
مهارت دوستيابي، نخستين پايههاي شكلگيري هويت و برقراري ارتباط مؤثر اجتماعي با محيط اطراف محسوب ميشود.
انتخاب صحيح دوست و يادگيري شيوههاي درست دوستيابي از شاخصهاي مهم تشخيص سلامت روان در شكلگيري شخصيت افراد بهشمار ميرود و به عقيده بيشتر كارشناسان حوزه علوم اجتماعي و روانشناسي گروه همسالان در پيريزي و تكامل شخصيت فردي كودكان و نوجوانان مهم ارزيابي ميشود.
روانشناسان معتقدند پس از ورود كودك به دومين مرحله مهم زندگي كه نوجواني نام دارد، نقش خانواده كمرنگتر از گذشته ميشود و گروه همسالان، نقش مهمي در زندگي افراد بازي ميكنند. از اينرو آموزش مهارتهاي چگونگي انتخاب مناسب گروه دوستان و شيوههاي مؤثر رفتاري براي برقراري ارتباط مناسب و تعامل صحيح با همسالان داراي اهميت بسيار است.
آموزش تكنيكهايي مانند روشهاي درست دوستيابي، مهارت نه گفتن، تقويت اعتمادبهنفس و تصميمگيريهاي منطقي باعث خواهد شد نوجوان بهراحتي تابع گروه همسالان نباشد و مهارت دوستيابي به تثبيت هويت فردي، تقويت انديشههاي اجتماعي و گسترش استعدادهاي فردي در ميدان رقابت دوستان تبديل شود.
🔶نقش والدين
نقش والدين در شيوه دوستيابي فرزندانشان بسيار مهم است. والدين بايد تكنيكهاي دوستيابي را به فرزندان خود بياموزند و باتوجه به ويژگيهاي فردي و شخصيت كودك به او كمك كنند تا بهترين انتخاب را داشته باشد.
دوستيابي باعث شكلگيري تعاملات اجتماعي و كشف هويت اجتماعي نوجوانان خواهد شد و اگر والدين مانع از رشد نوجوان در اين مرحله شوند، يا بهطور مستقيم در تصميمگيريهايش دخالت كنند، شكلگيري هويت اجتماعي نوجوانان خدشهدار خواهد شد.
والدين بايد بهطور غيرمستقيم بر شيوه دوستيابي و همانندسازي فرزندشان نظارت داشته باشند. آنها بايد توجه داشته باشند كه گروههاي همسالي كه فرزندانشان اوقات فراغت را با آنها سپري ميكنند، از نظر فرهنگ خانوادگي، باورهاي قومي، مذهبي، سن، ارزشهاي تربيتي و... با يكديگر همخواني داشته باشند.
آشنايي كامل خانوادههاي فرزندان و رفت و آمد آنها به صورت نامحسوس و غيرمستقيم كه نوجوان تصور نكند كه والدين بهطور مستقيم در كارهاي او دخالت ميكنند و حس استقلالطلبي او مورد آسيب قرار گرفته است، نقش مهمي در كمك به فرزندان براي انتخاب گروههاي همسال مناسب و پيشگيري از وارد آمدن آسيبهاي اجتماعي و رفتاري فرزندان در آينده خواهد داشت.
🔶توجه به باورهاي مشترک
در صورت هماهنگ نبودن باورها و ارزشهاي خانوادگي نوجوانان، افراد با الگوبرداري از دوستان دچار تضاد و به تدريج از محيط خانواده دور ميشوند و به سمت گروههاي همسال كشيده ميشوند. در اين صورت روابط مخفي نوجوانان با دوستان، زمينهساز بزهكاري و مخفيكاريهاي گستردهتر نوجوان خواهد شد. از اينرو، فرزندان در حالي كه در انتخاب دوست خودمختار و آزادانه عمل ميكنند، بايد زير نظر غيرمستقيم والدين قرار گيرند و از مشورت و راهنماييهاي والدين خود بهرهمند شوند.
🔶عاملي براي پيشرفت
در حقيقت، موفقيتهاي اجتماعي، افزايش انگيزه و پيشرفت تحصيلي از مزاياي دوستيابي به روش صحيح در دوران نوجواني است. در صورتي كه نوجوان زير نظر والدين به گروههاي همسال كه از هويتهاي اجتماعي ارزشمند برخوردار هستند راه پيدا كند، به موفقيتهاي قابل توجهي دست پيدا خواهد كرد. برقراري تعاملات اجتماعي مؤثر، تمرين مناسبي براي اجتماعي شدن خواهد بود و فرد پس از پايان دوره نوجواني آمادگي لازم براي ورود به دنياي اجتماعي بزرگتر را پيدا خواهد كرد.
🔶الگوهاي شخصيتي
از آنجا كه تفاوت در ساختارهاي رفتاري و شخصيتي نوجوانان در مراحل دوستيابي و شيوه انتخاب گروههاي همسالان نقش دارد، والدين بايد با توجه به ويژگيهاي شخصيتي فرزندانشان آنها را در انتخاب مؤثر راهنمايي كنند.
مثلا نوجواني كه شخصيتي درونگرا دارد، بيشتر تحتتأثير الگوهاي گروههاي همسال قرار ميگيرد. اين گروه از نوجوانان بهراحتي با افراد ديگر ارتباط برقرار ميكنند و در صورت نظارت نادرست والدين به انحراف كشيده خواهند شد.
نوجوانان برونگرا در ارتباط با گروههاي همسال ناموفقتر از ديگراناند و ممكن است به علت موفق نبودن در برقراري ارتباط با همسالان خود، گوشهگير شوند و هويت اجتماعي شان تكامل نيابد.
از اينرو به عقيده متخصصان بهتر است والدين در شيوه دوستيابي فرزندانشان دخالت غيرمستقيم داشته باشند و با آگاهي از نوع شخصيت فرزندانشان آنها را در انتخاب دوست راهنمايي كنند.
فاطمه عباسي / با دخل و تصرف
______________
کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی و فرهنگی
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
_________________
مهارت دوستيابي، نخستين پايههاي شكلگيري هويت و برقراري ارتباط مؤثر اجتماعي با محيط اطراف محسوب ميشود.
انتخاب صحيح دوست و يادگيري شيوههاي درست دوستيابي از شاخصهاي مهم تشخيص سلامت روان در شكلگيري شخصيت افراد بهشمار ميرود و به عقيده بيشتر كارشناسان حوزه علوم اجتماعي و روانشناسي گروه همسالان در پيريزي و تكامل شخصيت فردي كودكان و نوجوانان مهم ارزيابي ميشود.
روانشناسان معتقدند پس از ورود كودك به دومين مرحله مهم زندگي كه نوجواني نام دارد، نقش خانواده كمرنگتر از گذشته ميشود و گروه همسالان، نقش مهمي در زندگي افراد بازي ميكنند. از اينرو آموزش مهارتهاي چگونگي انتخاب مناسب گروه دوستان و شيوههاي مؤثر رفتاري براي برقراري ارتباط مناسب و تعامل صحيح با همسالان داراي اهميت بسيار است.
آموزش تكنيكهايي مانند روشهاي درست دوستيابي، مهارت نه گفتن، تقويت اعتمادبهنفس و تصميمگيريهاي منطقي باعث خواهد شد نوجوان بهراحتي تابع گروه همسالان نباشد و مهارت دوستيابي به تثبيت هويت فردي، تقويت انديشههاي اجتماعي و گسترش استعدادهاي فردي در ميدان رقابت دوستان تبديل شود.
🔶نقش والدين
نقش والدين در شيوه دوستيابي فرزندانشان بسيار مهم است. والدين بايد تكنيكهاي دوستيابي را به فرزندان خود بياموزند و باتوجه به ويژگيهاي فردي و شخصيت كودك به او كمك كنند تا بهترين انتخاب را داشته باشد.
دوستيابي باعث شكلگيري تعاملات اجتماعي و كشف هويت اجتماعي نوجوانان خواهد شد و اگر والدين مانع از رشد نوجوان در اين مرحله شوند، يا بهطور مستقيم در تصميمگيريهايش دخالت كنند، شكلگيري هويت اجتماعي نوجوانان خدشهدار خواهد شد.
والدين بايد بهطور غيرمستقيم بر شيوه دوستيابي و همانندسازي فرزندشان نظارت داشته باشند. آنها بايد توجه داشته باشند كه گروههاي همسالي كه فرزندانشان اوقات فراغت را با آنها سپري ميكنند، از نظر فرهنگ خانوادگي، باورهاي قومي، مذهبي، سن، ارزشهاي تربيتي و... با يكديگر همخواني داشته باشند.
آشنايي كامل خانوادههاي فرزندان و رفت و آمد آنها به صورت نامحسوس و غيرمستقيم كه نوجوان تصور نكند كه والدين بهطور مستقيم در كارهاي او دخالت ميكنند و حس استقلالطلبي او مورد آسيب قرار گرفته است، نقش مهمي در كمك به فرزندان براي انتخاب گروههاي همسال مناسب و پيشگيري از وارد آمدن آسيبهاي اجتماعي و رفتاري فرزندان در آينده خواهد داشت.
🔶توجه به باورهاي مشترک
در صورت هماهنگ نبودن باورها و ارزشهاي خانوادگي نوجوانان، افراد با الگوبرداري از دوستان دچار تضاد و به تدريج از محيط خانواده دور ميشوند و به سمت گروههاي همسال كشيده ميشوند. در اين صورت روابط مخفي نوجوانان با دوستان، زمينهساز بزهكاري و مخفيكاريهاي گستردهتر نوجوان خواهد شد. از اينرو، فرزندان در حالي كه در انتخاب دوست خودمختار و آزادانه عمل ميكنند، بايد زير نظر غيرمستقيم والدين قرار گيرند و از مشورت و راهنماييهاي والدين خود بهرهمند شوند.
🔶عاملي براي پيشرفت
در حقيقت، موفقيتهاي اجتماعي، افزايش انگيزه و پيشرفت تحصيلي از مزاياي دوستيابي به روش صحيح در دوران نوجواني است. در صورتي كه نوجوان زير نظر والدين به گروههاي همسال كه از هويتهاي اجتماعي ارزشمند برخوردار هستند راه پيدا كند، به موفقيتهاي قابل توجهي دست پيدا خواهد كرد. برقراري تعاملات اجتماعي مؤثر، تمرين مناسبي براي اجتماعي شدن خواهد بود و فرد پس از پايان دوره نوجواني آمادگي لازم براي ورود به دنياي اجتماعي بزرگتر را پيدا خواهد كرد.
🔶الگوهاي شخصيتي
از آنجا كه تفاوت در ساختارهاي رفتاري و شخصيتي نوجوانان در مراحل دوستيابي و شيوه انتخاب گروههاي همسالان نقش دارد، والدين بايد با توجه به ويژگيهاي شخصيتي فرزندانشان آنها را در انتخاب مؤثر راهنمايي كنند.
مثلا نوجواني كه شخصيتي درونگرا دارد، بيشتر تحتتأثير الگوهاي گروههاي همسال قرار ميگيرد. اين گروه از نوجوانان بهراحتي با افراد ديگر ارتباط برقرار ميكنند و در صورت نظارت نادرست والدين به انحراف كشيده خواهند شد.
نوجوانان برونگرا در ارتباط با گروههاي همسال ناموفقتر از ديگراناند و ممكن است به علت موفق نبودن در برقراري ارتباط با همسالان خود، گوشهگير شوند و هويت اجتماعي شان تكامل نيابد.
از اينرو به عقيده متخصصان بهتر است والدين در شيوه دوستيابي فرزندانشان دخالت غيرمستقيم داشته باشند و با آگاهي از نوع شخصيت فرزندانشان آنها را در انتخاب دوست راهنمايي كنند.
فاطمه عباسي / با دخل و تصرف
______________
کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی و فرهنگی
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_اسلاید
💻عکس و مکث ایران . قسمت دوم
مجموعه عکسهای کمتر دیده شده ایران 1920
----------------------------
کانال مقاله ها لینک عضویت 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA
💻عکس و مکث ایران . قسمت دوم
مجموعه عکسهای کمتر دیده شده ایران 1920
----------------------------
کانال مقاله ها لینک عضویت 👇
https://telegram.me/joinchat/BLf0qT5oqnlU7BbDAeE3WA