مردی در هند ۲۲کودک اچآیوی مثبت را که خانوادهشان آنها را طرد کرده بود به فرزندخواندگی پذیرفت.
—------------------------
↩️ کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—------------------------
↩️ کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
۱۰۰هزار معلم #بازنشسته و #حقالتدریسی از بودجه جا ماندند
—---------------------—
علیاصغر محمدی:
در لایحه #بودجه سال ۹۶ اعتباری برای پرداخت حقوق ۳۶هزار معلم و پاداش پایان خدمت حدود ۷۰هزار معلم پیشبینی نشده و البته کسری بودجه وزارت آموزش و پرورش نیز همچنان ادامه دارد.
شايد هم به همين دليل است كه روز گذشته وزير آموزش و پرورش اعلام كرد: «آموزش و پرورش با بحران مالي روبهروست». فخرالدين دانشآشتياني در حالي رفع اين مشكل را نيازمند زمان توصيف كرد كه معوقات تعداد زيادي از معلمان از سالهاي گذشته انباشت شده و با آغاز سال جديد، مشكلات تازه شروع خواهند شد. 36هزار معلم چندماه است حقوق دريافت نكردهاند و نكته مهم اينكه حقوق اين افراد در بودجه سال 96 نيز پيشبيني نشدهاست. يك كارشناس بودجه آموزش و پرورش در گفتوگو با همشهري تأييد ميكند كه حقوق 12هزار نفر نيروي قراردادي، 16هزار نفر نيروي حقالتدريسي و 8هزار نفر سربازمعلم در لايحه بودجه سال 96 ديده نشدهاست.
اين گروه بهعلت پيشبيني نشدن حقوقشان در بودجه 95 چندماه است كه حقوق دريافت نكردهاند و صداي اعتراضشان هم تاكنون بهجايي نرسيده است. البته وزير پيشين آموزش و پرورش پيش از اين و در گفتوگو با همشهري تلويحا مقصر اين ماجرا را نمايندگان مجلس معرفي كرد و گفت: « در مرداد 94 مصوبهاي مبني بر بهكارگيري مربيان پيشدبستاني داشتند. اين كار به ما فشار مالي وارد كرد و نتوانستيم حقالتدريس آنها را بپردازيم.» علاوه بر اين افراد، براي پرداخت مطالبات دستكم 8هزار سرباز معلم و 12هزار نيروي قراردادي هم در بودجه سال آينده هيچ پيشبينياي نشده است. بلاتكليفي و نگراني آنها در مورد سال آينده يك سوي ماجرا و چشمانتظاريشان براي دريافت بخشي از مطالبات خود در آستانه شب عيد سوي ديگر آن است. براساس تماسهاي برخي معلمان با همشهري از مهر تاكنون حقالتدريس معلمان و حقالزحمه امتحانات خرداد، شهريور و ديماه نيز پرداخت نشده است.
مشكل تكراري پاداش پايان خدمت
علاوه بر اين با بررسي اجمالي لايحه بودجه 96 بهسادگي ميتوان به اين نتيجه رسيد كه براي پاداش پايان خدمت فرهنگيان هم اعتباري پيشبيني نشدهاست. بيش از 35هزار فرهنگي امسال بازنشسته شدهاند و همين تعداد هم سال آينده بازنشسته ميشوند. نكته مشترك چند سال اخير در اينباره پيشبيني نشدن اعتبار پاداش پايان خدمت فرهنگيان است. اگر 35هزار فرهنگي كه امسال بازنشسته شدهاند بهطور ميانگين به ازاي هر نفر 60ميليون تومان داشته باشند براي پرداخت پاداش آنها به 2هزار و 100ميليارد تومان اعتبار نياز است.
روش جذب معلمان حق التدریسي اشتباه بود
علي لاريجاني، رئیس مجلس: روش جذب معلمان در قالب حقالتدریسی از ۸ سال گذشته تاکنون اشتباه بوده، این مسائل باید مورد رسیدگی و پیگیری قرار گیرد. نمایندگان مجلس 8 سال پیش قانونی را مصوب کردند مبنی بر اینکه آموزش و پرورش باید در آن سال حدود 40 هزار نفر حق التدریسی را جذب کند و در همان قانون مقرر شد که تنها از طریق برگزاری آزمون اقدام به استخدام نیرو کند. اما پس از آن شاهد بودیم که آموزش و پرورش اقدام به جذب معلمان حقالتدریسی کرد که این روش جذب، اقدامی غلط و مغایر با قانون بود. همشهری
—------------------------
↩️ کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی فرهنگی
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—---------------------—
علیاصغر محمدی:
در لایحه #بودجه سال ۹۶ اعتباری برای پرداخت حقوق ۳۶هزار معلم و پاداش پایان خدمت حدود ۷۰هزار معلم پیشبینی نشده و البته کسری بودجه وزارت آموزش و پرورش نیز همچنان ادامه دارد.
شايد هم به همين دليل است كه روز گذشته وزير آموزش و پرورش اعلام كرد: «آموزش و پرورش با بحران مالي روبهروست». فخرالدين دانشآشتياني در حالي رفع اين مشكل را نيازمند زمان توصيف كرد كه معوقات تعداد زيادي از معلمان از سالهاي گذشته انباشت شده و با آغاز سال جديد، مشكلات تازه شروع خواهند شد. 36هزار معلم چندماه است حقوق دريافت نكردهاند و نكته مهم اينكه حقوق اين افراد در بودجه سال 96 نيز پيشبيني نشدهاست. يك كارشناس بودجه آموزش و پرورش در گفتوگو با همشهري تأييد ميكند كه حقوق 12هزار نفر نيروي قراردادي، 16هزار نفر نيروي حقالتدريسي و 8هزار نفر سربازمعلم در لايحه بودجه سال 96 ديده نشدهاست.
اين گروه بهعلت پيشبيني نشدن حقوقشان در بودجه 95 چندماه است كه حقوق دريافت نكردهاند و صداي اعتراضشان هم تاكنون بهجايي نرسيده است. البته وزير پيشين آموزش و پرورش پيش از اين و در گفتوگو با همشهري تلويحا مقصر اين ماجرا را نمايندگان مجلس معرفي كرد و گفت: « در مرداد 94 مصوبهاي مبني بر بهكارگيري مربيان پيشدبستاني داشتند. اين كار به ما فشار مالي وارد كرد و نتوانستيم حقالتدريس آنها را بپردازيم.» علاوه بر اين افراد، براي پرداخت مطالبات دستكم 8هزار سرباز معلم و 12هزار نيروي قراردادي هم در بودجه سال آينده هيچ پيشبينياي نشده است. بلاتكليفي و نگراني آنها در مورد سال آينده يك سوي ماجرا و چشمانتظاريشان براي دريافت بخشي از مطالبات خود در آستانه شب عيد سوي ديگر آن است. براساس تماسهاي برخي معلمان با همشهري از مهر تاكنون حقالتدريس معلمان و حقالزحمه امتحانات خرداد، شهريور و ديماه نيز پرداخت نشده است.
مشكل تكراري پاداش پايان خدمت
علاوه بر اين با بررسي اجمالي لايحه بودجه 96 بهسادگي ميتوان به اين نتيجه رسيد كه براي پاداش پايان خدمت فرهنگيان هم اعتباري پيشبيني نشدهاست. بيش از 35هزار فرهنگي امسال بازنشسته شدهاند و همين تعداد هم سال آينده بازنشسته ميشوند. نكته مشترك چند سال اخير در اينباره پيشبيني نشدن اعتبار پاداش پايان خدمت فرهنگيان است. اگر 35هزار فرهنگي كه امسال بازنشسته شدهاند بهطور ميانگين به ازاي هر نفر 60ميليون تومان داشته باشند براي پرداخت پاداش آنها به 2هزار و 100ميليارد تومان اعتبار نياز است.
روش جذب معلمان حق التدریسي اشتباه بود
علي لاريجاني، رئیس مجلس: روش جذب معلمان در قالب حقالتدریسی از ۸ سال گذشته تاکنون اشتباه بوده، این مسائل باید مورد رسیدگی و پیگیری قرار گیرد. نمایندگان مجلس 8 سال پیش قانونی را مصوب کردند مبنی بر اینکه آموزش و پرورش باید در آن سال حدود 40 هزار نفر حق التدریسی را جذب کند و در همان قانون مقرر شد که تنها از طریق برگزاری آزمون اقدام به استخدام نیرو کند. اما پس از آن شاهد بودیم که آموزش و پرورش اقدام به جذب معلمان حقالتدریسی کرد که این روش جذب، اقدامی غلط و مغایر با قانون بود. همشهری
—------------------------
↩️ کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی فرهنگی
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
Forwarded from 🖌مقاله،ویدیو آموزشی
⬅️ فروش یک پرتره رسمی ترامپ متوقف شد + عکس
—------------------------
یک پرتره رسمی دونالد ترامپ ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا که در سایت های تجاری در معرض فروش قرار داشت ، فروشش متوقف شد.
به گزارش جام جم آنلاین به نقل از لومتن، با اینکه دونالد ترامپ به دلیل انشا بد، فقدان دانش کافی لغت شناسی و غلط های املایی در توییت هایش اغلب مورد تمسخر قرار می گیرد اما این بار واقعا انتظار چنین اشتباه بزرگی نمی رفت.
به نوشه روزنامه هیل، یک پرتره رسمی دونالد ترامپ ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا اخیرا فروشش در سایت های تجاری متوقف و از لیست اقلام فروشی حذف شده است. دلیل آن ؟ یک اشتباه فاحش املایی در جملاتی بود که روی پرتره نقل شده بودند.
در جمله « no challenge is too great» ( هیچ چالشی خیلی بزرگ نیست) حرف الفبای «o» از قلم افتاده است و جمله به این شکل « no challenge is to great» روی پرتره چاپ شده است که به کلی مفهومش را از دست می دهد.
بهرام افتخاری / جام جم آنلاین
—---------------
↩️ کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی فرهنگی
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
⬅️ فروش یک پرتره رسمی ترامپ متوقف شد + عکس
—------------------------
یک پرتره رسمی دونالد ترامپ ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا که در سایت های تجاری در معرض فروش قرار داشت ، فروشش متوقف شد.
به گزارش جام جم آنلاین به نقل از لومتن، با اینکه دونالد ترامپ به دلیل انشا بد، فقدان دانش کافی لغت شناسی و غلط های املایی در توییت هایش اغلب مورد تمسخر قرار می گیرد اما این بار واقعا انتظار چنین اشتباه بزرگی نمی رفت.
به نوشه روزنامه هیل، یک پرتره رسمی دونالد ترامپ ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا اخیرا فروشش در سایت های تجاری متوقف و از لیست اقلام فروشی حذف شده است. دلیل آن ؟ یک اشتباه فاحش املایی در جملاتی بود که روی پرتره نقل شده بودند.
در جمله « no challenge is too great» ( هیچ چالشی خیلی بزرگ نیست) حرف الفبای «o» از قلم افتاده است و جمله به این شکل « no challenge is to great» روی پرتره چاپ شده است که به کلی مفهومش را از دست می دهد.
بهرام افتخاری / جام جم آنلاین
—---------------
↩️ کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی فرهنگی
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
کارتون / فرو کردن مداد در سر یک دانشآموز! (روزنامه قانون)
___________
↩️ کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
___________
↩️ کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
مدارس بايد از حالت قفسبودن خارج شوند
—-------------------------
وزير آموزشوپرورش گفت: فضاي #مدرسه خشن است و جلوي نشاط را ميگيرد و بايد مدارس از حالت قفس خارج شوند. به گزارش خبرآنلاين، فخرالدين احمديدانشآشتياني در همايش «روانشناسي مدرسه» که در دانشگاه الزهرا برگزار شد، با بيان اينکه تا وقتي ايمان در شخصيت انسان به رفتار تبديل نشود، او در خسران است، گفت: مأموريت نظام #تعليم_تربيت در سند تحول بنيادين آمده و روح حاکم بر آن تربيت است. او افزود: تا وقتي که ميان آموزش و پرورش، تفاوت قائل نباشيم، مشکلات پابرجا هستند. وزير آموزشوپرورش با بيان اينکه مسير #توسعه جوامع از نظام تعليم و تربيت ميگذرد، عنوان کرد: آنچه باعث توسعه ميشود، تفکيک آموزش از پرورش و توجه به تربيت است. امر پرورش فقط به مربي پرورشي برنميگردد بلکه به #معلم و خانواده نيز بستگي دارد. دانشآشتياني تأکيد کرد: معلم را از چرخه تربيت خارج کردهايم، درحاليکه رفتار معلم در کلاس و نوع تعاملش در تربيت، نقش مهمي دارد. وزير آموزشوپرورش با اشاره به اينکه بهعلت ناکارآمدي آموزش، پژوهش را نيز از امر آموزشوپرورش جدا کردهايم، گفت: دانشآموز پژوهشگر، اگر در برنامه درسي، فعاليت پژوهشي کند، موفق است. او ادامه داد: هدف ما بايد تربيت باشد و به همان اندازه که معلم ديني به درس ديني ميپردازد بايد معلم رياضي نيز به آن بپردازد. دانشآشتياني با اشاره به اينکه تا وقتي نگاه ما نسبت به مقوله تربيت اصلاح نشود و معلمان، مأموريت تربيت در کلاس درس نداشته باشند، مشکلات حل نميشود و به اهداف تربيتي نميرسيم، اظهار کرد: سالهاي زيادي است، انتقاداتي به آموزشوپرورش درباره حجم کتب درسي وارد ميشود اما چرا مشکل حل نشده است؟ اين موضوع هم به نگرش ما باز ميگردد زيرا مأموريت، يادگيري فيزيک و شيمي است و خانوادهها فرزندشان را به کلاسهاي آموزشي مربوطه ميفرستند. وزير آموزشوپرورش درباره نشاط و شادابي در مدارس گفت: يکي از مشکلات ما اين است که روابط مکانيکي و ارگانيک وجود دارد و تا زمانيکه رابطهها مکانيکي است، نشاط و شادابي داخل مدرسه نميآيد و اگر بحث آسيبهاي اجتماعي مطرح بوده، بههمين علت است. وزير آموزشوپرورش گفت: فضاي مدرسه نيز خشن است و جلوي نشاط را ميگيرد و بايد مدارس از حالت قفس خارج شوند. دانشآشتياني در پايان، سه پرسش در همايشی که استادان و دانشجويان روانشناسي مدعو بودند، مطرح کرد و گفت: چگونه ميتوان تغيير نگرش در مجريان بهوجود آورد؟ چگونه ميتوان معلمان را مربي کرد؟ جايگاه واقعي روانشناسان در چرخه تعليموتربيت کجاست؟
—------------------------
↩️ کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی فرهنگی
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
مدارس بايد از حالت قفسبودن خارج شوند
—-------------------------
وزير آموزشوپرورش گفت: فضاي #مدرسه خشن است و جلوي نشاط را ميگيرد و بايد مدارس از حالت قفس خارج شوند. به گزارش خبرآنلاين، فخرالدين احمديدانشآشتياني در همايش «روانشناسي مدرسه» که در دانشگاه الزهرا برگزار شد، با بيان اينکه تا وقتي ايمان در شخصيت انسان به رفتار تبديل نشود، او در خسران است، گفت: مأموريت نظام #تعليم_تربيت در سند تحول بنيادين آمده و روح حاکم بر آن تربيت است. او افزود: تا وقتي که ميان آموزش و پرورش، تفاوت قائل نباشيم، مشکلات پابرجا هستند. وزير آموزشوپرورش با بيان اينکه مسير #توسعه جوامع از نظام تعليم و تربيت ميگذرد، عنوان کرد: آنچه باعث توسعه ميشود، تفکيک آموزش از پرورش و توجه به تربيت است. امر پرورش فقط به مربي پرورشي برنميگردد بلکه به #معلم و خانواده نيز بستگي دارد. دانشآشتياني تأکيد کرد: معلم را از چرخه تربيت خارج کردهايم، درحاليکه رفتار معلم در کلاس و نوع تعاملش در تربيت، نقش مهمي دارد. وزير آموزشوپرورش با اشاره به اينکه بهعلت ناکارآمدي آموزش، پژوهش را نيز از امر آموزشوپرورش جدا کردهايم، گفت: دانشآموز پژوهشگر، اگر در برنامه درسي، فعاليت پژوهشي کند، موفق است. او ادامه داد: هدف ما بايد تربيت باشد و به همان اندازه که معلم ديني به درس ديني ميپردازد بايد معلم رياضي نيز به آن بپردازد. دانشآشتياني با اشاره به اينکه تا وقتي نگاه ما نسبت به مقوله تربيت اصلاح نشود و معلمان، مأموريت تربيت در کلاس درس نداشته باشند، مشکلات حل نميشود و به اهداف تربيتي نميرسيم، اظهار کرد: سالهاي زيادي است، انتقاداتي به آموزشوپرورش درباره حجم کتب درسي وارد ميشود اما چرا مشکل حل نشده است؟ اين موضوع هم به نگرش ما باز ميگردد زيرا مأموريت، يادگيري فيزيک و شيمي است و خانوادهها فرزندشان را به کلاسهاي آموزشي مربوطه ميفرستند. وزير آموزشوپرورش درباره نشاط و شادابي در مدارس گفت: يکي از مشکلات ما اين است که روابط مکانيکي و ارگانيک وجود دارد و تا زمانيکه رابطهها مکانيکي است، نشاط و شادابي داخل مدرسه نميآيد و اگر بحث آسيبهاي اجتماعي مطرح بوده، بههمين علت است. وزير آموزشوپرورش گفت: فضاي مدرسه نيز خشن است و جلوي نشاط را ميگيرد و بايد مدارس از حالت قفس خارج شوند. دانشآشتياني در پايان، سه پرسش در همايشی که استادان و دانشجويان روانشناسي مدعو بودند، مطرح کرد و گفت: چگونه ميتوان تغيير نگرش در مجريان بهوجود آورد؟ چگونه ميتوان معلمان را مربي کرد؟ جايگاه واقعي روانشناسان در چرخه تعليموتربيت کجاست؟
—------------------------
↩️ کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی فرهنگی
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_آموزشی
💻 موتور جستجوی امن kiddle مخصوص کودکان بر پایه گوگل
----------------------------
↩️ کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
💻 موتور جستجوی امن kiddle مخصوص کودکان بر پایه گوگل
----------------------------
↩️ کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_اسلاید
💻 #سخنان_بزرگان 1
----------------------------
↩️ کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
💻 #سخنان_بزرگان 1
----------------------------
↩️ کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#جیره_موسیقی شبانه 🎼🎼
شوخی #سامان_احتشامی با پیانو
تالار وحدت مرداد 95
__________
کانال مقاله ها @eduarticle
شوخی #سامان_احتشامی با پیانو
تالار وحدت مرداد 95
__________
کانال مقاله ها @eduarticle
📚 قصهخانههايي براي امروز
—------------------
حدیث لزرغلامی / شاعر و نویسنده کودک
از آنجا که همهچيز با سرعتي باورنکردني در حال تغيير است، ديگر تصور مادربزرگهاي قصهگو، کمي دور بهنظر ميرسد. آن مادربزرگها که حتما در روزگاري دور با يکعالمه قصه زندگي ميکردند و حالا جايشان را به کتابهاي صوتي و حضور نمادين در جشنوارهها دادهاند! خوب البته اين هم طعم روزگار ماست و کتابهاي صوتي و قصههاي شفاهي ضبطشدهاي که بشود آنها را با موبايل هم گوش داد، چندان چيزهاي بدي نيستند اما هميشه و در هر کاري، فکر ميکنم، کمي خلاقيت لازم است!
* * *
زماني در انجمن نويسندگان کودک و نوجوان در بزرگداشت هوشنگ مراديکرماني که نامش با #قصه عجين است، در خانه هنرمندان، گالري کوچکي را به بچههاي مدرسه خرد اختصاص داديم. بچهها شايد اول يا دوم راهنمايي، ششم يا هفتم بودند. ايده خلاقانهشان که بسيار به دل نشست و ترکيب قصهگويي، سنت و طعم روزگار امروز بود، مخاطبان زيادي جذب کرد و براي من نشانهاي شد از آنچه ما اين روزها به آن نياز داريم! اسم طرحشان برگرفته از يکي از کتابهاي مراديکرماني بود؛ «نازبالش»! آنها بالشتکهاي سفيد کوچکي درست کرده بودند، به تعداد زياد و با پارچههايي از ترمه، آن نازبالشها را به ديوارهاي گالري چسبانده بودند به شکلي که شما با هر قدوقامتي که داشتي، ميتوانستي ايستاده، گوشت را به نازبالشي بچسباني. چيپهاي کوچکي از بازار خريده بودند، با صداي خودشان از داستانهاي کرماني که دوستش داشتند، قصه گفته، روی آنها ضبط کرده و اين چيپها در نازبالشها جاسازي شده بودند. وقتي سرت را به بالشتکهاي سفيد ميچسباندي، ميتوانستي قصه بشنوي و البته که براي انجام هر کاري، کمي خلاقيت لازم است.
* * *
بايد در کنار #کتابخانهها، خانههاي بازي، خانههاي فرهنگ و در مالهاي بزرگ تهران و شهرستانها، مراکز بزرگ و کوچک قصهگويي داشته باشيم. مراکز مدرني براي شنيدن #قصه؛ جاهايي مناسب طبع بچهها که بتوانند با توجه به علاقه و سليقهشان قصههاي تاريخي، عاشقانه، ترسناک و غمناک بشنوند. چه توي بغل مادربزرگهايي که به مراکز قصهگويي ميآيند و چه سرگذاشته بر بالشتکهايي که با چيپهاي کامپيوتري برايشان قصه ميگويند و چه رهاشده در فضايي که در آن به شکلي آزاد و صميمي، قصهاي براي گوشدادن پخش ميشود. قصهگويي بايد بهرسميت شناخته شده و مثل يک روش ارزشمند، مدام بازسازي شود تا به کار بچههاي امروز بيايد. جاي قصهخانهها در شهرها خالي است؛ جاهايي که خانوادهها بتوانند ساعتي #بچهها را تنها و تنها به قصد «شنيدن» قصه با امنيت و آرامش آنجا رها کنند يا بروند دنبال کارشان يا گاهي خودشان هم سرکي بکشند و خاطره مادربزرگهاي قصهگو را در «قصهخانه»هاي دائمي شهر زنده نگهدارند. وقایع اتفاقیه
—------------------------
↩️ کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی فرهنگی
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
📚 قصهخانههايي براي امروز
—------------------
حدیث لزرغلامی / شاعر و نویسنده کودک
از آنجا که همهچيز با سرعتي باورنکردني در حال تغيير است، ديگر تصور مادربزرگهاي قصهگو، کمي دور بهنظر ميرسد. آن مادربزرگها که حتما در روزگاري دور با يکعالمه قصه زندگي ميکردند و حالا جايشان را به کتابهاي صوتي و حضور نمادين در جشنوارهها دادهاند! خوب البته اين هم طعم روزگار ماست و کتابهاي صوتي و قصههاي شفاهي ضبطشدهاي که بشود آنها را با موبايل هم گوش داد، چندان چيزهاي بدي نيستند اما هميشه و در هر کاري، فکر ميکنم، کمي خلاقيت لازم است!
* * *
زماني در انجمن نويسندگان کودک و نوجوان در بزرگداشت هوشنگ مراديکرماني که نامش با #قصه عجين است، در خانه هنرمندان، گالري کوچکي را به بچههاي مدرسه خرد اختصاص داديم. بچهها شايد اول يا دوم راهنمايي، ششم يا هفتم بودند. ايده خلاقانهشان که بسيار به دل نشست و ترکيب قصهگويي، سنت و طعم روزگار امروز بود، مخاطبان زيادي جذب کرد و براي من نشانهاي شد از آنچه ما اين روزها به آن نياز داريم! اسم طرحشان برگرفته از يکي از کتابهاي مراديکرماني بود؛ «نازبالش»! آنها بالشتکهاي سفيد کوچکي درست کرده بودند، به تعداد زياد و با پارچههايي از ترمه، آن نازبالشها را به ديوارهاي گالري چسبانده بودند به شکلي که شما با هر قدوقامتي که داشتي، ميتوانستي ايستاده، گوشت را به نازبالشي بچسباني. چيپهاي کوچکي از بازار خريده بودند، با صداي خودشان از داستانهاي کرماني که دوستش داشتند، قصه گفته، روی آنها ضبط کرده و اين چيپها در نازبالشها جاسازي شده بودند. وقتي سرت را به بالشتکهاي سفيد ميچسباندي، ميتوانستي قصه بشنوي و البته که براي انجام هر کاري، کمي خلاقيت لازم است.
* * *
بايد در کنار #کتابخانهها، خانههاي بازي، خانههاي فرهنگ و در مالهاي بزرگ تهران و شهرستانها، مراکز بزرگ و کوچک قصهگويي داشته باشيم. مراکز مدرني براي شنيدن #قصه؛ جاهايي مناسب طبع بچهها که بتوانند با توجه به علاقه و سليقهشان قصههاي تاريخي، عاشقانه، ترسناک و غمناک بشنوند. چه توي بغل مادربزرگهايي که به مراکز قصهگويي ميآيند و چه سرگذاشته بر بالشتکهايي که با چيپهاي کامپيوتري برايشان قصه ميگويند و چه رهاشده در فضايي که در آن به شکلي آزاد و صميمي، قصهاي براي گوشدادن پخش ميشود. قصهگويي بايد بهرسميت شناخته شده و مثل يک روش ارزشمند، مدام بازسازي شود تا به کار بچههاي امروز بيايد. جاي قصهخانهها در شهرها خالي است؛ جاهايي که خانوادهها بتوانند ساعتي #بچهها را تنها و تنها به قصد «شنيدن» قصه با امنيت و آرامش آنجا رها کنند يا بروند دنبال کارشان يا گاهي خودشان هم سرکي بکشند و خاطره مادربزرگهاي قصهگو را در «قصهخانه»هاي دائمي شهر زنده نگهدارند. وقایع اتفاقیه
—------------------------
↩️ کانال مقاله ها وخبرهای آموزشی فرهنگی
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
⬅️گفتوگو با «اسماعيل آذري»، روحاني مروج #کتابخواني
—---------------------------—
از حوزه راهی مهدکودکها میشوم
بنفشه محمودي: ترويج کتابخواني، سن و سال، جنسيت و شغل نميشناسد. هرکس به واسطه دانستهها و مطالعات خود، ميتواند بر کتابخوانشدن اطرافيان و جامعهاش اثرگذار باشد.
اسماعيل آذري، روحاني اهل کهگيلويهوبويراحمد، يکي از مروجان کتابخواني بوده که با دست خالي، در مدارس و مساجد روستاهاي اين استان، به کار ترويج کتابخواني مشغول است.
او محبوب بچههاي روستاهاي پرشمار اين استان است و با همکاري گروه 10نفرهاي از دوستانش که يکي از آنها پزشک، ديگري مشاور روانشناسي و باقي آنها، طلبههاي داوطلب هستند، براي ترويج کتابخواني و همچنين انجام خدمات پزشکي و روانشناسي به ميان روستاييان ميروند.
آذري، متولد 1358 شهر بهبهان و کارشناسارشد عرفان و تصوف است، تحصيلات حوزوي را نيز طي کرده و هماکنون استاد حوزه علميه خواهران و برادران بوده و طلبههاي علاقهمند به ترويج را براي گسترش کتابخواني به روستاها ميفرستد.
او معتقد است اگر کتابهاي خوبي براي ترويج انتخاب شوند و اخلاق مروجان کتابخواني هم خوب باشد، #بچهها حتما جذب #کتاب و کتابخواني خواهند شد. گفتوگوي ما را بخوانيد:
http://vaghayedaily.ir/fa/News/61926
—------------------
↩️ کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
⬅️گفتوگو با «اسماعيل آذري»، روحاني مروج #کتابخواني
—---------------------------—
از حوزه راهی مهدکودکها میشوم
بنفشه محمودي: ترويج کتابخواني، سن و سال، جنسيت و شغل نميشناسد. هرکس به واسطه دانستهها و مطالعات خود، ميتواند بر کتابخوانشدن اطرافيان و جامعهاش اثرگذار باشد.
اسماعيل آذري، روحاني اهل کهگيلويهوبويراحمد، يکي از مروجان کتابخواني بوده که با دست خالي، در مدارس و مساجد روستاهاي اين استان، به کار ترويج کتابخواني مشغول است.
او محبوب بچههاي روستاهاي پرشمار اين استان است و با همکاري گروه 10نفرهاي از دوستانش که يکي از آنها پزشک، ديگري مشاور روانشناسي و باقي آنها، طلبههاي داوطلب هستند، براي ترويج کتابخواني و همچنين انجام خدمات پزشکي و روانشناسي به ميان روستاييان ميروند.
آذري، متولد 1358 شهر بهبهان و کارشناسارشد عرفان و تصوف است، تحصيلات حوزوي را نيز طي کرده و هماکنون استاد حوزه علميه خواهران و برادران بوده و طلبههاي علاقهمند به ترويج را براي گسترش کتابخواني به روستاها ميفرستد.
او معتقد است اگر کتابهاي خوبي براي ترويج انتخاب شوند و اخلاق مروجان کتابخواني هم خوب باشد، #بچهها حتما جذب #کتاب و کتابخواني خواهند شد. گفتوگوي ما را بخوانيد:
http://vaghayedaily.ir/fa/News/61926
—------------------
↩️ کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
طرح ترویج فرهنگ صرفه جویی باتوجه به دروس علوم تجربی کلاس اول
ارسالی همکار وهمراه کانال آقای نگهبان
دبستان شهیدعابدینی کاهیجه شهرستان زاوه
—------------------
@eduarticle
ارسالی همکار وهمراه کانال آقای نگهبان
دبستان شهیدعابدینی کاهیجه شهرستان زاوه
—------------------
@eduarticle
🔵ناديدهگرفتن زنان، ريشه بياخلاقيهاست
—-------------------
مسئله #عقيمکردن زنان آسيبديده و کارتنخواب از مصاحبه مولاوردي در فروردين 95 شروع شد؛ طرحي که به نظر ميرسيد پاککردن صورتمسئله و رفتن بهدنبال آخرين راهحل براي حذف کارتنخوابها از جامعه باشد. راهحلي که نهتنها اخلاقي نيست بلکه نميتوان برنامهاي بلندمدت يا ميانمدت را در چشمانداز آن ترسيم کرد. فعالان حوزه آسيبهاي اجتماعي معتقد هستند طرح چنين موضوعاتي، بيش از آنکه مسئله را حل کند، نوعي جريانسازي ازسوي مسئولان براي پنهانکردن مشکل و به نوعي فرار از پاسخگويي به افکار عمومي است. پروژه قانعکردن زنان کارتنخواب و عقيمسازي آنها، آنچنانکه مسئولان طرح ادعا ميکنند، در راستاي کاهش #آسيبهاي_اجتماعي مطرح شده است. درواقع، اين گروه بهدنبال عقيمکردن هدايتشده گروهي از زنان کارتنخواب هستند تا با اين راهحل بتوانند جلوي متولدشدن کودکان معتاد و آسيبديده را بگيرند. اين درحالي است که طبق قانون اساسي، عقيمسازي جز در مواردي خاص که مربوط به بيماري است، کاملا غيرقانوني بوده و هيچ مجوزي براي آن وجود ندارد. در همين ميان، حلقه مطالعات مسائل اجتماعی زنان انجمن جامعهشناسی ايران در نشستي که با حضور سياوش شهريور، مديرکل امور اجتماعي و فرهنگي استانداري تهران؛ محمدامين قانعيراد، عضو هيأتعلمي مرکز تحقيقات سياست علمي کشور و نيره توکلي، جامعهشناس و مدرس دانشگاه به بررسي بحث عقيمسازي پرداخت.
لزوم ايجاد يک نظام اجتماعي براي #زنان بيسرپرست
در ابتداي اين نشست، سياوش شهريور، مديرکل امور اجتماعي و فرهنگي استانداري تهران با اشاره به اينکه هيچ قانوني در کشور از عقيمسازي حمايت نکرده و نميکند، ادامه ميدهد: «من معتقد هستم بايد يک نظام اجتماعي شکل گيرد که براي زنان بيسرپرست اقدام شود و جامعه بهسمت عدالت اجتماعي سوق پيدا کند. درواقع، آسيب اجتماعي امري نيست که بتوان با آن شوخي کرد. ما داراي يک جامعه در حالگذار بوده که اين جامعه بحرانهاي خاص خود را دارد و دچار يک پارادوکس هستيم؛ يک تضاد، بين جهاني که در آن زندگي ميکنيم و جهاني که در آن ميانديشيم؛ به عبارت ديگر، بين بستري که در آن زندگي ميکنيم و بستري که در آن ميانديشيم، تفاوت وجود دارد؛ به بياني ديگر، ما مدرن ميانديشيم اما در جامعهاي سنتي زندگي ميکنيم. بسياري از گزارههاي ذهني هستند که به آنها فکر ميکنيم و باورشان داريم اما در جامعهاي سنتي نميتوانيم از آنها استفاده کرده يا به آنها عمل کنيم.»
در ساختار فضاي شهري، جايگاه زنان کجاست؟
در ادامه نشست، نيره توکلي، جامعهشناس و مدرس دانشگاه، گفت: «ما در جامعه شاهد سستشدن پيوندهاي اخلاقي هستيم اما وجود گورخوابان و زنان خياباني بهعلت سستشدن پيوندهاي اخلاقي نيست؟ ما در کشوري زندگي ميکنيم که براي زنان تصميم ميگيرند اما در اين ميان، حرفي از بيان مسائل از زبان زنان جامعه و دخيلبودنشان در کارشناسي اين امور نيست. او همچنين درباره عقيمسازي زنان آسيبديده اجتماعي گفت: «عقيمسازي اين افراد بايد با رضايت خودشان باشد اما نهتنها بهخاطر هزينهآوربودن فرزندآوري آنها بلکه بهعلت حمايت از خودشان و اين حمايتها باید ادامهدار باشند؛ چه در سطح امکانات شهري و چه در سطح امکانات پزشکي درباره حفاظت و مراقبت از خود. بار ديگر تکرار ميکنم که جريان عقيمسازي بايد با رضايت خود فرد باشد، نه به اين صورت که براي او تصميم گرفته شود. خيلي کمتر ميبينيم که در سطح کلان براي تصميمگيري زنان از خود آنها استفادهاي شود و در حقيقت، ناديده گرفته ميشوند. بهتر آن است که تصميمگيري در حوزه زنان به خود آنها واگذار شود.».متن کامل http://vaghayedaily.ir/fa/News/61891
—------------------------
↩️ کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3
—-------------------
مسئله #عقيمکردن زنان آسيبديده و کارتنخواب از مصاحبه مولاوردي در فروردين 95 شروع شد؛ طرحي که به نظر ميرسيد پاککردن صورتمسئله و رفتن بهدنبال آخرين راهحل براي حذف کارتنخوابها از جامعه باشد. راهحلي که نهتنها اخلاقي نيست بلکه نميتوان برنامهاي بلندمدت يا ميانمدت را در چشمانداز آن ترسيم کرد. فعالان حوزه آسيبهاي اجتماعي معتقد هستند طرح چنين موضوعاتي، بيش از آنکه مسئله را حل کند، نوعي جريانسازي ازسوي مسئولان براي پنهانکردن مشکل و به نوعي فرار از پاسخگويي به افکار عمومي است. پروژه قانعکردن زنان کارتنخواب و عقيمسازي آنها، آنچنانکه مسئولان طرح ادعا ميکنند، در راستاي کاهش #آسيبهاي_اجتماعي مطرح شده است. درواقع، اين گروه بهدنبال عقيمکردن هدايتشده گروهي از زنان کارتنخواب هستند تا با اين راهحل بتوانند جلوي متولدشدن کودکان معتاد و آسيبديده را بگيرند. اين درحالي است که طبق قانون اساسي، عقيمسازي جز در مواردي خاص که مربوط به بيماري است، کاملا غيرقانوني بوده و هيچ مجوزي براي آن وجود ندارد. در همين ميان، حلقه مطالعات مسائل اجتماعی زنان انجمن جامعهشناسی ايران در نشستي که با حضور سياوش شهريور، مديرکل امور اجتماعي و فرهنگي استانداري تهران؛ محمدامين قانعيراد، عضو هيأتعلمي مرکز تحقيقات سياست علمي کشور و نيره توکلي، جامعهشناس و مدرس دانشگاه به بررسي بحث عقيمسازي پرداخت.
لزوم ايجاد يک نظام اجتماعي براي #زنان بيسرپرست
در ابتداي اين نشست، سياوش شهريور، مديرکل امور اجتماعي و فرهنگي استانداري تهران با اشاره به اينکه هيچ قانوني در کشور از عقيمسازي حمايت نکرده و نميکند، ادامه ميدهد: «من معتقد هستم بايد يک نظام اجتماعي شکل گيرد که براي زنان بيسرپرست اقدام شود و جامعه بهسمت عدالت اجتماعي سوق پيدا کند. درواقع، آسيب اجتماعي امري نيست که بتوان با آن شوخي کرد. ما داراي يک جامعه در حالگذار بوده که اين جامعه بحرانهاي خاص خود را دارد و دچار يک پارادوکس هستيم؛ يک تضاد، بين جهاني که در آن زندگي ميکنيم و جهاني که در آن ميانديشيم؛ به عبارت ديگر، بين بستري که در آن زندگي ميکنيم و بستري که در آن ميانديشيم، تفاوت وجود دارد؛ به بياني ديگر، ما مدرن ميانديشيم اما در جامعهاي سنتي زندگي ميکنيم. بسياري از گزارههاي ذهني هستند که به آنها فکر ميکنيم و باورشان داريم اما در جامعهاي سنتي نميتوانيم از آنها استفاده کرده يا به آنها عمل کنيم.»
در ساختار فضاي شهري، جايگاه زنان کجاست؟
در ادامه نشست، نيره توکلي، جامعهشناس و مدرس دانشگاه، گفت: «ما در جامعه شاهد سستشدن پيوندهاي اخلاقي هستيم اما وجود گورخوابان و زنان خياباني بهعلت سستشدن پيوندهاي اخلاقي نيست؟ ما در کشوري زندگي ميکنيم که براي زنان تصميم ميگيرند اما در اين ميان، حرفي از بيان مسائل از زبان زنان جامعه و دخيلبودنشان در کارشناسي اين امور نيست. او همچنين درباره عقيمسازي زنان آسيبديده اجتماعي گفت: «عقيمسازي اين افراد بايد با رضايت خودشان باشد اما نهتنها بهخاطر هزينهآوربودن فرزندآوري آنها بلکه بهعلت حمايت از خودشان و اين حمايتها باید ادامهدار باشند؛ چه در سطح امکانات شهري و چه در سطح امکانات پزشکي درباره حفاظت و مراقبت از خود. بار ديگر تکرار ميکنم که جريان عقيمسازي بايد با رضايت خود فرد باشد، نه به اين صورت که براي او تصميم گرفته شود. خيلي کمتر ميبينيم که در سطح کلان براي تصميمگيري زنان از خود آنها استفادهاي شود و در حقيقت، ناديده گرفته ميشوند. بهتر آن است که تصميمگيري در حوزه زنان به خود آنها واگذار شود.».متن کامل http://vaghayedaily.ir/fa/News/61891
—------------------------
↩️ کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3
مرد ایتالیایی با داشتن ۱۵ مدرک کارشناسی ارشد رکورد جهانی مدرک تحصیلی را بهخود اختصاص داد.
—------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—------------------
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
📚 #کودکان امروز ما کودکان بيقصهاند
—------------------
افشين نادري: همکاري دارم که در تبريز زندگي ميکند. حدود سالهاي 76 و 77، طرحي از طرف مرکز مردمشناسي اجرا ميشد با عنوان طرح گردآوري قصههاي مردم. همکارم به مدت يک ماه با اتومبيل اداره به دورترين روستاها رفت و در بازگشت از سفر، کولهباري از روايتهاي شفاهي ثبتشده داشت. آنها را به دست زندهياد حميد آرش، نويسنده و زبانشناس آذري سپرد. او کلمهبهکلمه قصهها را پياده کرد و بعد از سالها امروز از طرف دانشگاه تبريز، کتابي با هزار صفحه متن آذري، آماده چاپ شده که تا پيش از عيد هم توزيع ميشود و همه اينها با کمترين امکانات اما با همکاري عدهاي کارشناس به فرجام رسيده است. اين نمونه کاري درست در حوزه قصههاست؛ البته با رويکرد «قصه در اينترنت زياد است»، «وقت جمعکردن #قصه گذشته» و «امروز بايد کار ديگري کرد»، مطالعه گردآوري قصهها نتيجهاي نخواهد داشت؛ عين اين است که مديري در جلسهاي گفته بود ما ميخواهيم نوروزي نو اجرا کنيم. هر آیيني در سنتها، مناسک و ادبيات و بستر خود کاربرد پيدا ميکند؛ اگر سنت را از نوروز بگيريم، چيزي باقي نميماند و اين درست درباره قصه صادق است. اگر زبان و لحن را در قصه تغيير دهيم، اگر به ساختار روايت قصه دست بزنيم، ديگر چيزي از قصه عاميانه باقي نميماند. قصه، حاصل فکر و تجربه نسلهاي متوالي بوده و در حوزه قصهها، وظيفه ما ثبت و ضبط هرچه زودتر است؛ به قول استاد سادات اشکوري، براي جمعکردن قصهها هر لحظه دير است.
طي قرنها يا اگر نگوييم هزارهها، قصه با نقل مکررش هرچه بيشتر صيقل خورده و رفتهرفته منتقلکننده معناهاي نهفته و آشکار زندگي شده است بهگونهاي که هم بزرگسال و هم کودک با آن ارتباط برقرار ميکنند اما کودکان امروز ما کودکان بيقصهاند و بدون قصه بالنده ميشوند. بايد دقت کنيد اينجا يا هر جاي ديگر که صحبت از قصههاي مردم است، منظور قصههاي شفاهي عاميانهاي بوده که سينهبهسينه به امروز رسيده و همواره شفاهي روايت شدهاند.
بتلهايم، روانکاو و قصهشناس آلماني به گفته خود با کمک مالي بنيادي به نام «اسپنسر» در حوزه فهم محاسن بيهمتاي قصهها بهويژه قصههاي پريان، مطالعهاي انجام داد و اين تحقيق و بودن در کنار کودکان يک مؤسسه تربيتي بهزيستي، منجر به تأليف کتابي شد با عنوان «کودکان به قصه نياز دارند». در اين کتاب، پدران، مادران، آموزگاران و مربيان ترغيب ميشوند دوباره به قصهها نقش محورياي را که قرنها در زندگي کودک داشتهاند، واگذار کنند.
بتلهايم ميگويد، اگر کودک بهگونهاي پرورش يابد که زندگي برايش معنا داشته باشد، ديگر به کمکهاي ويژه نيازي نخواهد داشت و اين کار را به مناسبترين شيوه قصه پريان انجام ميدهد. قصهگويي در امروز معاصر، بسيار روشمند پي گرفته ميشود و مطالعات فراواني در آن سوي مرزها بر شيوه روايت، اجرا، ارتباط و تأثيرگذاري بر کودک از طريق قصه انجام شده و اينکه ما چگونه بايد نبود محفلهاي سنتي قصهگويي و انتقال دهانبهدهان قصه از پدربزرگ و مادربزرگ به کودک جبران کنيم؛ اين موضوع را اميدوارم در يادداشتهاي ديگر پي گيرم.وقایع اتفاقیه
—------------------
↩️ کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
—------------------
افشين نادري: همکاري دارم که در تبريز زندگي ميکند. حدود سالهاي 76 و 77، طرحي از طرف مرکز مردمشناسي اجرا ميشد با عنوان طرح گردآوري قصههاي مردم. همکارم به مدت يک ماه با اتومبيل اداره به دورترين روستاها رفت و در بازگشت از سفر، کولهباري از روايتهاي شفاهي ثبتشده داشت. آنها را به دست زندهياد حميد آرش، نويسنده و زبانشناس آذري سپرد. او کلمهبهکلمه قصهها را پياده کرد و بعد از سالها امروز از طرف دانشگاه تبريز، کتابي با هزار صفحه متن آذري، آماده چاپ شده که تا پيش از عيد هم توزيع ميشود و همه اينها با کمترين امکانات اما با همکاري عدهاي کارشناس به فرجام رسيده است. اين نمونه کاري درست در حوزه قصههاست؛ البته با رويکرد «قصه در اينترنت زياد است»، «وقت جمعکردن #قصه گذشته» و «امروز بايد کار ديگري کرد»، مطالعه گردآوري قصهها نتيجهاي نخواهد داشت؛ عين اين است که مديري در جلسهاي گفته بود ما ميخواهيم نوروزي نو اجرا کنيم. هر آیيني در سنتها، مناسک و ادبيات و بستر خود کاربرد پيدا ميکند؛ اگر سنت را از نوروز بگيريم، چيزي باقي نميماند و اين درست درباره قصه صادق است. اگر زبان و لحن را در قصه تغيير دهيم، اگر به ساختار روايت قصه دست بزنيم، ديگر چيزي از قصه عاميانه باقي نميماند. قصه، حاصل فکر و تجربه نسلهاي متوالي بوده و در حوزه قصهها، وظيفه ما ثبت و ضبط هرچه زودتر است؛ به قول استاد سادات اشکوري، براي جمعکردن قصهها هر لحظه دير است.
طي قرنها يا اگر نگوييم هزارهها، قصه با نقل مکررش هرچه بيشتر صيقل خورده و رفتهرفته منتقلکننده معناهاي نهفته و آشکار زندگي شده است بهگونهاي که هم بزرگسال و هم کودک با آن ارتباط برقرار ميکنند اما کودکان امروز ما کودکان بيقصهاند و بدون قصه بالنده ميشوند. بايد دقت کنيد اينجا يا هر جاي ديگر که صحبت از قصههاي مردم است، منظور قصههاي شفاهي عاميانهاي بوده که سينهبهسينه به امروز رسيده و همواره شفاهي روايت شدهاند.
بتلهايم، روانکاو و قصهشناس آلماني به گفته خود با کمک مالي بنيادي به نام «اسپنسر» در حوزه فهم محاسن بيهمتاي قصهها بهويژه قصههاي پريان، مطالعهاي انجام داد و اين تحقيق و بودن در کنار کودکان يک مؤسسه تربيتي بهزيستي، منجر به تأليف کتابي شد با عنوان «کودکان به قصه نياز دارند». در اين کتاب، پدران، مادران، آموزگاران و مربيان ترغيب ميشوند دوباره به قصهها نقش محورياي را که قرنها در زندگي کودک داشتهاند، واگذار کنند.
بتلهايم ميگويد، اگر کودک بهگونهاي پرورش يابد که زندگي برايش معنا داشته باشد، ديگر به کمکهاي ويژه نيازي نخواهد داشت و اين کار را به مناسبترين شيوه قصه پريان انجام ميدهد. قصهگويي در امروز معاصر، بسيار روشمند پي گرفته ميشود و مطالعات فراواني در آن سوي مرزها بر شيوه روايت، اجرا، ارتباط و تأثيرگذاري بر کودک از طريق قصه انجام شده و اينکه ما چگونه بايد نبود محفلهاي سنتي قصهگويي و انتقال دهانبهدهان قصه از پدربزرگ و مادربزرگ به کودک جبران کنيم؛ اين موضوع را اميدوارم در يادداشتهاي ديگر پي گيرم.وقایع اتفاقیه
—------------------
↩️ کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_اسلاید
💻 #عکسهای شگفت انگیز #ایران قسمت اول
عکاس : محمدرضا #دومیری_گنجی
----------------------------
↩️ کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
💻 #عکسهای شگفت انگیز #ایران قسمت اول
عکاس : محمدرضا #دومیری_گنجی
----------------------------
↩️ کانال مقاله ها
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
#جیره_شعر شبانه 🌒🌒
یک عمر ملائک همه گشتند و ندیدند
در نامه ی اعمال من مست صوابی
ساقی همه بخشوده ی یک گوشه ی چشمیم
آنجا که تو باشی چه حسابی چه کتابی؟!
#فاضل_نظری
________________
کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی و فرهنگی @eduarticle
یک عمر ملائک همه گشتند و ندیدند
در نامه ی اعمال من مست صوابی
ساقی همه بخشوده ی یک گوشه ی چشمیم
آنجا که تو باشی چه حسابی چه کتابی؟!
#فاضل_نظری
________________
کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی و فرهنگی @eduarticle
💠 به مرگ بیاندیش نه به پس از مرگ
🔹عارفان به ما میگفتند که تنها در فکر مرگ باشید و نه پس از مرگ و این که بعد از مرگ چه خواهد شد؟ این که در اندیشه باشیم که پس از مرگ چه اتفاقی خواهد افتاد و بهشت و جهنم چه گونه جایی است، تمرکز را سلب می کند. هیچ عارفی نگفته است که به پس از مرگ بیندیشید بلکه همه می گویند در اندیشه مرگ باشید
🔹بودا میگفت که من نه خبر دارم از کجا آمدهام و نه خبر دارم که به کجا خواهم رفت، اما خبر دارم که در این مدت چه کار باید بکنم. این مهم است که در این مدت چه کاری باید انجام دهیم و گرنه چه سودی دارد که بدانیم از کجا آمده ایم و به کجا می رویم؟ باز به تعبیری که به علی ابنابیطالب نسبت میدهند، درسته «ما فاتَ مَضی وَ ما سیأتیکَ فَاَیْنَ؟ قُمْ فَاغْتَنِم الفُرصَهَ بَینَ العَدَمَین. فرصت میان دو عدم جای گرفته را این را دریاب. زندگی این جهانی فرصتی است که میان دو عدم جای گرفته است: عدم گذشته و عدم آینده. این فرصتی که در میان دو عدم نشسته است را در چنگ بگیر، عدم گذشته و عدم آینده چه سودی دارد؟
🔹بودا می گفت از من سؤال درباره ماوراء الطبیعه نکنید؛ چون من نمی دانم و عمرم را هم صرف آن ها نمیکنم. من فقط میدانم که این جا چگونه میشود با درد و رنج کمتری زیست. من دنبال این هستم.از کجا بدانم که از کجا آمدهام، و به کجا خواهم رفت؟ من چه میدانم؟اگر میدانستم هم فرقی نمیکرد، چون باز هم همین زندگی را می کردم.
مصطفی ملکیان
🌂سخنرانی مجموع نشینی
_______________________
↩️ کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
💠 به مرگ بیاندیش نه به پس از مرگ
🔹عارفان به ما میگفتند که تنها در فکر مرگ باشید و نه پس از مرگ و این که بعد از مرگ چه خواهد شد؟ این که در اندیشه باشیم که پس از مرگ چه اتفاقی خواهد افتاد و بهشت و جهنم چه گونه جایی است، تمرکز را سلب می کند. هیچ عارفی نگفته است که به پس از مرگ بیندیشید بلکه همه می گویند در اندیشه مرگ باشید
🔹بودا میگفت که من نه خبر دارم از کجا آمدهام و نه خبر دارم که به کجا خواهم رفت، اما خبر دارم که در این مدت چه کار باید بکنم. این مهم است که در این مدت چه کاری باید انجام دهیم و گرنه چه سودی دارد که بدانیم از کجا آمده ایم و به کجا می رویم؟ باز به تعبیری که به علی ابنابیطالب نسبت میدهند، درسته «ما فاتَ مَضی وَ ما سیأتیکَ فَاَیْنَ؟ قُمْ فَاغْتَنِم الفُرصَهَ بَینَ العَدَمَین. فرصت میان دو عدم جای گرفته را این را دریاب. زندگی این جهانی فرصتی است که میان دو عدم جای گرفته است: عدم گذشته و عدم آینده. این فرصتی که در میان دو عدم نشسته است را در چنگ بگیر، عدم گذشته و عدم آینده چه سودی دارد؟
🔹بودا می گفت از من سؤال درباره ماوراء الطبیعه نکنید؛ چون من نمی دانم و عمرم را هم صرف آن ها نمیکنم. من فقط میدانم که این جا چگونه میشود با درد و رنج کمتری زیست. من دنبال این هستم.از کجا بدانم که از کجا آمدهام، و به کجا خواهم رفت؟ من چه میدانم؟اگر میدانستم هم فرقی نمیکرد، چون باز هم همین زندگی را می کردم.
مصطفی ملکیان
🌂سخنرانی مجموع نشینی
_______________________
↩️ کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
📢پیام برای #مدیران_مدارس
⭕️به کارکنان با عملکرد بالا بازخورد دهید.
نظرات خود را درباره نحوه عملکرد کارکنان برتر، آن طور که شایسته است در اختیار آنها قرار دهید برای اینکار به توصیه های زیر عمل کنید:
🔵حوزه هایی که نیاز به تقویت دارند را شناسایی کنید:
کارکنان برتر اغلب نقاط ضعف اندکی دارند و شناسایی و بیان آنها نیز چندان آسان نیست. با وجود این تمام تلاش خود را برای کمک به این کارکنان به کار بگیرید تا بتوانند عملکرد خود را در حوزه های شناسایی شده تقویت کنند.
🔵قدردانی خود را نثار آنها کنید:
عدم قدردانی از تلاش های معلمان وکارکنان برتر یکی از اشتباهات ساده و رایجی است که اکثر مدیران مرتکب آن می شوند. معلمان وکارکنان برتر نیز مانند دیگران نیازمند دریافت بازخورد و قدردانی هستند، غافل نشوید.
🔵نظرات خود را درباره عملکرد کارکنان برتر پیوسته در اختیار آنها قرار دهید:
منتظر فرا رسیدن زمان مناسب و یا زمان بررسی عملکرد کارکنان نباشید.
کارکنان برتر تشنه دریافت نظرات شما درباره عملکرد خود هستند. بنابراین، نظرات خود را به صورت منظم در اختیار آنها قرار دهید.
📚نکات کاربردی مدیریت در ایران
_______________________
↩️ کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
📢پیام برای #مدیران_مدارس
⭕️به کارکنان با عملکرد بالا بازخورد دهید.
نظرات خود را درباره نحوه عملکرد کارکنان برتر، آن طور که شایسته است در اختیار آنها قرار دهید برای اینکار به توصیه های زیر عمل کنید:
🔵حوزه هایی که نیاز به تقویت دارند را شناسایی کنید:
کارکنان برتر اغلب نقاط ضعف اندکی دارند و شناسایی و بیان آنها نیز چندان آسان نیست. با وجود این تمام تلاش خود را برای کمک به این کارکنان به کار بگیرید تا بتوانند عملکرد خود را در حوزه های شناسایی شده تقویت کنند.
🔵قدردانی خود را نثار آنها کنید:
عدم قدردانی از تلاش های معلمان وکارکنان برتر یکی از اشتباهات ساده و رایجی است که اکثر مدیران مرتکب آن می شوند. معلمان وکارکنان برتر نیز مانند دیگران نیازمند دریافت بازخورد و قدردانی هستند، غافل نشوید.
🔵نظرات خود را درباره عملکرد کارکنان برتر پیوسته در اختیار آنها قرار دهید:
منتظر فرا رسیدن زمان مناسب و یا زمان بررسی عملکرد کارکنان نباشید.
کارکنان برتر تشنه دریافت نظرات شما درباره عملکرد خود هستند. بنابراین، نظرات خود را به صورت منظم در اختیار آنها قرار دهید.
📚نکات کاربردی مدیریت در ایران
_______________________
↩️ کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
کارتون / خرید و فروش جسد برای تشریح!
(مهدی معتضدیان_ «شهروند»)
_______________
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
(مهدی معتضدیان_ «شهروند»)
_______________
🌟 مقاله ها وخبرهای آموزشی و فرهنگی🌟
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
📚 چگونه کتاب چاپ کنيم!
—---------------------—
مرتضي رويتوند/طنزنویس
شما يادتان نميآيد، خيلي سال پيش، ما تعدادي نويسنده و شاعر داشتيم و تعداد محدودي هم #ناشر. تقريبا تعادلي بين تعداد کتابهاي چاپشده و مؤسسههاي انتشاراتي وجود داشت اما اين روزها از آنجايي که 67 درصد مردم، شاعر و نويسنده هستند (بقيه هم بازيگر)، دنياي چاپ کتاب متحول شده است. اگر شما شاعر يا نويسندهاي مطرح هستيد که خيلي ماجرا پيچيده نيست، شما کتاب مينويسيد و کسي نميخرد؛ به همين سادگي. حالا اگر کتاب هم فروش خوبي کرد، ناشر مبلغ کمي در حد چنددرصد از فروش به شما ميدهد که براي نوشتن کتاب بعديتان، چند خودکار و مقداري کاغذ داشته باشيد. اگر شما نويسنده يا شاعري گمنام هستيد و کتاباولي، پيشنهادم به شما اين است که کتاب چاپ نکنيد! اما اگر عزمتان براي چاپ کتاب، جزم است، شما را راهنمايي خواهم کرد.اگر از تعداد محدودي انتشاراتي بگذريم که سازوکار مشخصي براي چاپ کتاب دارند، بقيه کمي عجيب هستند. بگذاريد برايتان بگويم؛ شما نوشتههايتان را دستتان ميگيريد و ميرويد به يک انتشاراتي. طبيعتا روز اول، مدير مربوطه پاسخگو نيست و در جلسهاي مهم حضور دارد. شما ميدانيد که 97 درصد وقت يک مدير موفق در هر مؤسسهاي در جلسههاي مهم صرف ميشود. فرض کنيد شما بيکار هستيد و فردا هم به همان انتشاراتي ميرويد اما اي دل غافل، مدير مربوطه همين الان از مؤسسه خارج شده است. شما هم که بيکار، روز بعد هم ميرويد که از بدِ روزگار، آن روز پنجشنبه است و مؤسسه تعطيل. شما هم که سماجت خاصي در انتشار کتاب خود داريد و ميدانيد کتاب شما ميتواند دنيا را متحول کند، شنبه به انتشاراتي ميرويد و اگر خوششانس باشيد، مدير مربوطه در مؤسسه حضور دارد. شما سلام ميکنيد و او سرش در کاغذهاي روي ميز است؛ شما خودتان را معرفي ميکنيد، او سرش روي کاغذهاي روي ميز است؛ شما از کتابتان ميگوييد و او همچنان سرش روي کاغذهاي روي ميز است. خلاصه درحاليکه سرش روي کاغذهاي روي ميز است؛ يا مطالب شما را ميگيرد يا ميگويد به فلان ايميل، بفرستيد. شما شاد و شنگول درحاليکه ديگر خود را همرده با ويکتور هوگو ميدانيد، به خانه ميرويد. يک هفته، دندان روي جگر ميگذاريد و سراغي از کتاب خود نميگيريد. پس از يک هفته با مؤسسه تماس ميگيريد؛ احتمال قريببهيقين، تلفن، روي پيغامگير است. چند روز تماس ميگيريد و روي همه شمارههاي داخلي مؤسسه پيغام ميگذاريد. همانطور که عرض کردم، فرض بر آن است که شما بيکار هستيد؛ پس يک روز تصميم ميگيريد خودتان به مؤسسه تشريف ببريد. طبيعتا مدير مربوطه در جلسه است. شما را به مدير ديگري حواله ميکنند و اگر او در جلسه نباشد به شما خواهد گفت: کتاب شما در دست بررسي بوده و چون تعداد کتابها زياد است، چند ماه ديگر نوبت به کتاب شما ميرسد. سرتان را درد نياورم، چند ماه بعد ميرويد و سرتان را به سقف ميکوبند؛ ايرادي، نکتهاي، چيزي ميآورند و ميگويند: متأسفانه نميتوانيم با شما همکاري کنيم. مورد داشتهايم که به نويسندهاي گفتهاند نوشتههاي شما ايراد وزني دارند و بهتر است کتاب «عروض و قافيه» استاد سيروس شميسا را مطالعه کنيد؛ غافل از اينکه، نوشته اين بنده خدا اصلا رمان بوده است، نه شعر. اين ماجرا اصلا عجيب نيست، از اين عجيبتر هم داريم. برخي انتشاراتيها روش جالبي دارند؛ ميگويند هزينه کتاب از شما، چاپ از ما. اينها خيلي با محتوا کاري ندارند؛ نوشتههاي شما را ميگيرند، چند ميليوني پول گرفته و مدتي بعد، کتابها را به شما تحويل ميدهند و نوبت شماست که چون کتابفروشي دورهگرد، بگرديد و کتاب خود را توزيع کنيد. برخي انتشاراتيها هم پول جدا ميگيرند و کار توزيع را هم انجام ميدهند که البته برخي بهصورت صوري، کتاب را توزيع کرده و به نويسنده بختبرگشته ميگويند ما کتابت را توزيع کرديم اما در حقيقت احتمالا کتابهاي موردنظر يا در انبار ناشر ميمانند يا خمير ميشوند يا اصلا از اولش هم چاپ نشدهاند. ناشران منصفتر، نيم، يکسوم يا دوسوم هزينه کتاب را از نويسنده ميگيرند.
تازگيها ميگويند، سبکي هم اختراع شده است که ميشود نامش را گذاشت «نتورک پابليشينگ». به اين صورت که ناشر ميگويد، اگر يک نويسنده بياوري که ما کتابش را چاپ کنيم، فلاندرصد تخفيف ميگيري، اگر دو نفر بياوري، فلاندرصد تخفيف. خلاصه نوعي خاصي از نتورک مارکتينگ هم در بازار کتاب ايجاد شده است.
سبکهاي ديگري هم براي چاپ #کتاب وجود دارد که فرصت براي ارائه آن، وجود ندارد.
—------------------
↩️ کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA
📚 چگونه کتاب چاپ کنيم!
—---------------------—
مرتضي رويتوند/طنزنویس
شما يادتان نميآيد، خيلي سال پيش، ما تعدادي نويسنده و شاعر داشتيم و تعداد محدودي هم #ناشر. تقريبا تعادلي بين تعداد کتابهاي چاپشده و مؤسسههاي انتشاراتي وجود داشت اما اين روزها از آنجايي که 67 درصد مردم، شاعر و نويسنده هستند (بقيه هم بازيگر)، دنياي چاپ کتاب متحول شده است. اگر شما شاعر يا نويسندهاي مطرح هستيد که خيلي ماجرا پيچيده نيست، شما کتاب مينويسيد و کسي نميخرد؛ به همين سادگي. حالا اگر کتاب هم فروش خوبي کرد، ناشر مبلغ کمي در حد چنددرصد از فروش به شما ميدهد که براي نوشتن کتاب بعديتان، چند خودکار و مقداري کاغذ داشته باشيد. اگر شما نويسنده يا شاعري گمنام هستيد و کتاباولي، پيشنهادم به شما اين است که کتاب چاپ نکنيد! اما اگر عزمتان براي چاپ کتاب، جزم است، شما را راهنمايي خواهم کرد.اگر از تعداد محدودي انتشاراتي بگذريم که سازوکار مشخصي براي چاپ کتاب دارند، بقيه کمي عجيب هستند. بگذاريد برايتان بگويم؛ شما نوشتههايتان را دستتان ميگيريد و ميرويد به يک انتشاراتي. طبيعتا روز اول، مدير مربوطه پاسخگو نيست و در جلسهاي مهم حضور دارد. شما ميدانيد که 97 درصد وقت يک مدير موفق در هر مؤسسهاي در جلسههاي مهم صرف ميشود. فرض کنيد شما بيکار هستيد و فردا هم به همان انتشاراتي ميرويد اما اي دل غافل، مدير مربوطه همين الان از مؤسسه خارج شده است. شما هم که بيکار، روز بعد هم ميرويد که از بدِ روزگار، آن روز پنجشنبه است و مؤسسه تعطيل. شما هم که سماجت خاصي در انتشار کتاب خود داريد و ميدانيد کتاب شما ميتواند دنيا را متحول کند، شنبه به انتشاراتي ميرويد و اگر خوششانس باشيد، مدير مربوطه در مؤسسه حضور دارد. شما سلام ميکنيد و او سرش در کاغذهاي روي ميز است؛ شما خودتان را معرفي ميکنيد، او سرش روي کاغذهاي روي ميز است؛ شما از کتابتان ميگوييد و او همچنان سرش روي کاغذهاي روي ميز است. خلاصه درحاليکه سرش روي کاغذهاي روي ميز است؛ يا مطالب شما را ميگيرد يا ميگويد به فلان ايميل، بفرستيد. شما شاد و شنگول درحاليکه ديگر خود را همرده با ويکتور هوگو ميدانيد، به خانه ميرويد. يک هفته، دندان روي جگر ميگذاريد و سراغي از کتاب خود نميگيريد. پس از يک هفته با مؤسسه تماس ميگيريد؛ احتمال قريببهيقين، تلفن، روي پيغامگير است. چند روز تماس ميگيريد و روي همه شمارههاي داخلي مؤسسه پيغام ميگذاريد. همانطور که عرض کردم، فرض بر آن است که شما بيکار هستيد؛ پس يک روز تصميم ميگيريد خودتان به مؤسسه تشريف ببريد. طبيعتا مدير مربوطه در جلسه است. شما را به مدير ديگري حواله ميکنند و اگر او در جلسه نباشد به شما خواهد گفت: کتاب شما در دست بررسي بوده و چون تعداد کتابها زياد است، چند ماه ديگر نوبت به کتاب شما ميرسد. سرتان را درد نياورم، چند ماه بعد ميرويد و سرتان را به سقف ميکوبند؛ ايرادي، نکتهاي، چيزي ميآورند و ميگويند: متأسفانه نميتوانيم با شما همکاري کنيم. مورد داشتهايم که به نويسندهاي گفتهاند نوشتههاي شما ايراد وزني دارند و بهتر است کتاب «عروض و قافيه» استاد سيروس شميسا را مطالعه کنيد؛ غافل از اينکه، نوشته اين بنده خدا اصلا رمان بوده است، نه شعر. اين ماجرا اصلا عجيب نيست، از اين عجيبتر هم داريم. برخي انتشاراتيها روش جالبي دارند؛ ميگويند هزينه کتاب از شما، چاپ از ما. اينها خيلي با محتوا کاري ندارند؛ نوشتههاي شما را ميگيرند، چند ميليوني پول گرفته و مدتي بعد، کتابها را به شما تحويل ميدهند و نوبت شماست که چون کتابفروشي دورهگرد، بگرديد و کتاب خود را توزيع کنيد. برخي انتشاراتيها هم پول جدا ميگيرند و کار توزيع را هم انجام ميدهند که البته برخي بهصورت صوري، کتاب را توزيع کرده و به نويسنده بختبرگشته ميگويند ما کتابت را توزيع کرديم اما در حقيقت احتمالا کتابهاي موردنظر يا در انبار ناشر ميمانند يا خمير ميشوند يا اصلا از اولش هم چاپ نشدهاند. ناشران منصفتر، نيم، يکسوم يا دوسوم هزينه کتاب را از نويسنده ميگيرند.
تازگيها ميگويند، سبکي هم اختراع شده است که ميشود نامش را گذاشت «نتورک پابليشينگ». به اين صورت که ناشر ميگويد، اگر يک نويسنده بياوري که ما کتابش را چاپ کنيم، فلاندرصد تخفيف ميگيري، اگر دو نفر بياوري، فلاندرصد تخفيف. خلاصه نوعي خاصي از نتورک مارکتينگ هم در بازار کتاب ايجاد شده است.
سبکهاي ديگري هم براي چاپ #کتاب وجود دارد که فرصت براي ارائه آن، وجود ندارد.
—------------------
↩️ کانال مقاله ها و خبرهای آموزشی فرهنگی 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA