✅✅ اغتشا شات دانش آموزی! (برگزیده )
روزنامه قانون . 13 خرداد 95
فرشيد اسحاقي
تاثیر نمرات درسي در رتبه كنكور باعث شده تا گروهی از دانش آموزان به دنبال بالاترین نمره در امتحانات نهایی باشند.
اعتراض ها ي دانش آموزان ابتدا از سخت بودن سوالات آزمون درس شیمی آغاز شد و سپس یقه مابقی درس ها را هم گرفت.
اعتراضات دانشآموزان میتواند تاییدی بر ماجرای ضعف آموزش در مدارس باشد كه دانش آموزان را در پاسخ به سوال ناتوان كرده است.
بررسی ها نشان داده که در شهر تهران حدود 50 درصد نمرات دانشآموزان بین 16 تا 20 بوده است كه اين امر نشان میدهد سوالات اصلا سخت نیست.
فضای مجازی این روزها پر شده است از مطالب و تصاویر اعتراضات دانش آموزی به امتحانات نهایی! اعتراض هایی که ابتدا از سخت بودن سوالات آزمون درس شیمی آغاز شد و سپس یقه مابقی درس ها را هم گرفت. دانش آموزان و اولیای آنها مدعی سخت بودن سوالات آزمون نهایی هستند و این اعتراض را ابتدا در فضای مجازی و سپس با تجمع مقابل ادارات آموزش و پرورش نشان دادند. برخی فیلم و عکس آتش زدن کتاب های درسی را نشان دادند و برخی دیگر نیز خواستار اعتراض سراسری به دشوار بودن سوالات آزمون نهایی مدارس در مقطع متوسطه بودند. اعتراضهای اینچنین به یک آزمون آن هم در حوزه دانش آموزی، کمتر مسبوق به سابقه بوده از این رو واکنش های زیادی را میان افکار عمومی داشته .
اعتراضات فقط به سوالات نیست
رئیس مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه بسیاری از معترضان به امتحانات نهایی به دنبال افزایش نمره برای شانس قبولی بیشتر در کنکور هستند ، می گوید: امسال و با مصوبه مجلس، نمرات تحصیلی دانش آموزان در پذیرش کنکور آنها تاثیر مثبت دارد. یعنی اینکه اگر معدل و نمرات دانش آموزان بر رتبه قبولی در کنکور، تاثیر مثبت داشته باشد، اعمال شده و منجر به قبولی بهترآنها می شود. اگر هم که تاثیر منفی داشته باشد با توجه به مصوبه مجلس ، نمرات اعمال نمی شود. از این رو، بخشی از دانش آموزان که دنبال قبولی بهتر در کنکور هستند، اعتراض به امتحانات نهایی داشته اند و این در حالی است که سوالات امتحانات نهایی، مشکلی نداشته است. عمادی با تاکید بر اینکه سوالات امتحانات نهایی امسال دشوار نبوده ، تاکید می کند: پس از اعتراضات چند روز اخیر، جلساتی را هم با دانشآموزان و نمایندگان آنها داشتیم و مورد خاصی از سخت بودن یا نامتعارف بودن سوالات امتحانات نهایی مطرح نشد.
تاثیر مهم کنکور
اما با وجودآنکه رئيس مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش اعلام می کند تفاوتی میان سوالات امسال با سالهای قبل نیست، این سوال مطرح می شود که علت فرگیر شدن اعتراضات دانش آموزان در سال جاری چیست؟ آیا جریانی سیاسی پشت این اعتراضات قرار داشته و موضوعات غیر آموزشی در آن مطرح است؟ عمادی در این باره به «قانون» می گوید: اگر سال های قبل را دیده باشید، درهمین خرداد ماه بعضا اعتراضهایی به امتحانات صورت می گرفت که هیچ کدام مانند امسال نبود. اینکه موضوعات دیگری عامل اعتراض های امسال شده یا اعتراض ها از بیرون هدایت شده باشد، من اطلاعی از آن ندارم . افراد دیگری باید به آن پاسخ دهند. اما به لحاظ کارشناسی، سوالات امتحانات نهایی امسال از استاندارد لازم برخوردار بوده است.
اعتراضات رسیدگی می شود
رئیس مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش درباره نحوه رسیدگی به اعتراضات دانش آموزان می گوید: اکنون در تمامی مراکز استان ها، ادارات آموزش و پرورش اعتراضات دانش آموزان را دریافت و رسیدگی می کنند. اگر کسی به تصحیح نمره اعتراض داشته باشد، می تواند اعتراض را در مدرسه ثبت کرده تا در حوزه امتحانی رسیدگی شود و اگر در تصحیح اوراق، حقی ضایع شده باشد؛ به آنها بر می گردد. البته توجه داشته باشید که این اعتراض به نحوه تصحیح است. وی با تاکید مجدد بر اینکه سوالات امتحانات نهایی امسال هرگز سخت نبوده و صرفا میل به قبولی در کنکور، عامل اعتراضات اخبر بوده است خاطرنشان می کند: بررسیها نشان داده که در شهر تهران حدود 50 درصد نمرات دانشآموزان بین 16 تا 20 بوده است و این نمره خوبی تلقی میشود و نشان میدهد سوالات اصلا سخت نیست. اما با آنکه مسئولان آموزش و پرورش درباره سیاسی بودن یا نبودن اعتراض اخیر دانش آموزان اظهار نظری نمی کنند، حجم اعتراضات وارده این موضوع را به ذهن متبادر می کند که اعتراضات دانشآموزان به دشواری سوالات امتحانات نهایی میتواند تاییدی بر ماجرای ضعف آموزش در مدارس باشد؛ ضعف علمی دانشآموزان که در ناتوانی آنها در پاسخ دهی به سوالات مفهومی امتحانات نهایی خود را نشان میدهد و در نهایت باید دید سرنوشت این اعتراضات و توجه مسئولان به کیفیت نظام آموزشی چه خواهد شد. @eduarticle
روزنامه قانون . 13 خرداد 95
فرشيد اسحاقي
تاثیر نمرات درسي در رتبه كنكور باعث شده تا گروهی از دانش آموزان به دنبال بالاترین نمره در امتحانات نهایی باشند.
اعتراض ها ي دانش آموزان ابتدا از سخت بودن سوالات آزمون درس شیمی آغاز شد و سپس یقه مابقی درس ها را هم گرفت.
اعتراضات دانشآموزان میتواند تاییدی بر ماجرای ضعف آموزش در مدارس باشد كه دانش آموزان را در پاسخ به سوال ناتوان كرده است.
بررسی ها نشان داده که در شهر تهران حدود 50 درصد نمرات دانشآموزان بین 16 تا 20 بوده است كه اين امر نشان میدهد سوالات اصلا سخت نیست.
فضای مجازی این روزها پر شده است از مطالب و تصاویر اعتراضات دانش آموزی به امتحانات نهایی! اعتراض هایی که ابتدا از سخت بودن سوالات آزمون درس شیمی آغاز شد و سپس یقه مابقی درس ها را هم گرفت. دانش آموزان و اولیای آنها مدعی سخت بودن سوالات آزمون نهایی هستند و این اعتراض را ابتدا در فضای مجازی و سپس با تجمع مقابل ادارات آموزش و پرورش نشان دادند. برخی فیلم و عکس آتش زدن کتاب های درسی را نشان دادند و برخی دیگر نیز خواستار اعتراض سراسری به دشوار بودن سوالات آزمون نهایی مدارس در مقطع متوسطه بودند. اعتراضهای اینچنین به یک آزمون آن هم در حوزه دانش آموزی، کمتر مسبوق به سابقه بوده از این رو واکنش های زیادی را میان افکار عمومی داشته .
اعتراضات فقط به سوالات نیست
رئیس مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه بسیاری از معترضان به امتحانات نهایی به دنبال افزایش نمره برای شانس قبولی بیشتر در کنکور هستند ، می گوید: امسال و با مصوبه مجلس، نمرات تحصیلی دانش آموزان در پذیرش کنکور آنها تاثیر مثبت دارد. یعنی اینکه اگر معدل و نمرات دانش آموزان بر رتبه قبولی در کنکور، تاثیر مثبت داشته باشد، اعمال شده و منجر به قبولی بهترآنها می شود. اگر هم که تاثیر منفی داشته باشد با توجه به مصوبه مجلس ، نمرات اعمال نمی شود. از این رو، بخشی از دانش آموزان که دنبال قبولی بهتر در کنکور هستند، اعتراض به امتحانات نهایی داشته اند و این در حالی است که سوالات امتحانات نهایی، مشکلی نداشته است. عمادی با تاکید بر اینکه سوالات امتحانات نهایی امسال دشوار نبوده ، تاکید می کند: پس از اعتراضات چند روز اخیر، جلساتی را هم با دانشآموزان و نمایندگان آنها داشتیم و مورد خاصی از سخت بودن یا نامتعارف بودن سوالات امتحانات نهایی مطرح نشد.
تاثیر مهم کنکور
اما با وجودآنکه رئيس مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش اعلام می کند تفاوتی میان سوالات امسال با سالهای قبل نیست، این سوال مطرح می شود که علت فرگیر شدن اعتراضات دانش آموزان در سال جاری چیست؟ آیا جریانی سیاسی پشت این اعتراضات قرار داشته و موضوعات غیر آموزشی در آن مطرح است؟ عمادی در این باره به «قانون» می گوید: اگر سال های قبل را دیده باشید، درهمین خرداد ماه بعضا اعتراضهایی به امتحانات صورت می گرفت که هیچ کدام مانند امسال نبود. اینکه موضوعات دیگری عامل اعتراض های امسال شده یا اعتراض ها از بیرون هدایت شده باشد، من اطلاعی از آن ندارم . افراد دیگری باید به آن پاسخ دهند. اما به لحاظ کارشناسی، سوالات امتحانات نهایی امسال از استاندارد لازم برخوردار بوده است.
اعتراضات رسیدگی می شود
رئیس مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش درباره نحوه رسیدگی به اعتراضات دانش آموزان می گوید: اکنون در تمامی مراکز استان ها، ادارات آموزش و پرورش اعتراضات دانش آموزان را دریافت و رسیدگی می کنند. اگر کسی به تصحیح نمره اعتراض داشته باشد، می تواند اعتراض را در مدرسه ثبت کرده تا در حوزه امتحانی رسیدگی شود و اگر در تصحیح اوراق، حقی ضایع شده باشد؛ به آنها بر می گردد. البته توجه داشته باشید که این اعتراض به نحوه تصحیح است. وی با تاکید مجدد بر اینکه سوالات امتحانات نهایی امسال هرگز سخت نبوده و صرفا میل به قبولی در کنکور، عامل اعتراضات اخبر بوده است خاطرنشان می کند: بررسیها نشان داده که در شهر تهران حدود 50 درصد نمرات دانشآموزان بین 16 تا 20 بوده است و این نمره خوبی تلقی میشود و نشان میدهد سوالات اصلا سخت نیست. اما با آنکه مسئولان آموزش و پرورش درباره سیاسی بودن یا نبودن اعتراض اخیر دانش آموزان اظهار نظری نمی کنند، حجم اعتراضات وارده این موضوع را به ذهن متبادر می کند که اعتراضات دانشآموزان به دشواری سوالات امتحانات نهایی میتواند تاییدی بر ماجرای ضعف آموزش در مدارس باشد؛ ضعف علمی دانشآموزان که در ناتوانی آنها در پاسخ دهی به سوالات مفهومی امتحانات نهایی خود را نشان میدهد و در نهایت باید دید سرنوشت این اعتراضات و توجه مسئولان به کیفیت نظام آموزشی چه خواهد شد. @eduarticle
بازار میوه در شیراز - حدود 100 سال پیش https://telegram.me/eduarticle
Forwarded from جامعهشناسی
این 18 دولت برای هر دانش آموز چقدر خرج میکنند؟
ایران 5% آمریکا برای هر دانش آموز هزینه میکند.
#اقتصاد
✅کانال جامعه شناسی
🆔 @IranSociology
ایران 5% آمریکا برای هر دانش آموز هزینه میکند.
#اقتصاد
✅کانال جامعه شناسی
🆔 @IranSociology
قصه دوازدهم : پیرزنی در بطری سرکه (مفهوم خوشبختی)https://telegram.me/eduarticle/346
قصه سیزدهم : خرگوش ترسو (مفهوم دانش) https://telegram.me/eduarticle/347
قصه سیزدهم : خرگوش ترسو (مفهوم دانش) https://telegram.me/eduarticle/347
Audio
قصه دوازدهم : پیرزنی در بطری سرکه (مفهوم خوشبختی) @eduarticle
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⌚️ ترفند برای کسانی که دیر به کلاس درس می رسند ! @eduarticle
بررسی وضعیت انگیزش شغلی معلمان با توجه به سبک رهبری مدیران در مدارس
دکتر صادق ملکی – دکتر رحیمه پور حیدر https://telegram.me/eduarticle/354
دکتر صادق ملکی – دکتر رحیمه پور حیدر https://telegram.me/eduarticle/354
بررسی_وضعیت_شغلی_معلمان_با_توجه_به_سبک_رهبر.pdf
328 KB
بررسی وضعیت انگیزش شغلی معلمان با توجه به سبک رهبری مدیران در مدارس
دکتر صادق ملکی – دکتر رحیمه پور حیدر @eduarticle
دکتر صادق ملکی – دکتر رحیمه پور حیدر @eduarticle
بررسی اعتبار ، روایی و هنجاریابی برای دانش آموزان مقطع متوسطه
SSQ
دکتر حیدر علی هومن – دکتر شعله لیوارجانی https://telegram.me/eduarticle/356
SSQ
دکتر حیدر علی هومن – دکتر شعله لیوارجانی https://telegram.me/eduarticle/356
بررسی_اعتبار_،_روایی_و_هنجاریابی_برای.pdf
271.8 KB
بررسی اعتبار ، روایی و هنجاریابی برای دانش آموزان مقطع متوسطه
SSQ
دکتر حیدر علی هومن – دکتر شعله لیوارجانی @eduarticle
SSQ
دکتر حیدر علی هومن – دکتر شعله لیوارجانی @eduarticle
جان دیویی :
دانش از تاثیراتی که اجسام طبیعی روی ما میگذارند به دست میآید،
در نتیجه دستیابی به دانش بدون استفاده از این اجسام تاثیر گذار غیر ممکن است https://telegram.me/eduarticle
دانش از تاثیراتی که اجسام طبیعی روی ما میگذارند به دست میآید،
در نتیجه دستیابی به دانش بدون استفاده از این اجسام تاثیر گذار غیر ممکن است https://telegram.me/eduarticle
اختلال شخصیت چیست؟
مجله رشد معلم » فروردین 1386 - شماره 208
دکتر علی شریفی متخصص اعصاب و روان https://telegram.me/eduarticle/362
مجله رشد معلم » فروردین 1386 - شماره 208
دکتر علی شریفی متخصص اعصاب و روان https://telegram.me/eduarticle/362
✅✅اختلال شخصیت چیست؟
مجله رشد معلم » فروردین 1386 - شماره 208
دکتر علی شریفی متخصص اعصاب و روان
طبق آمارهای جدید روانپزشکی،بین 10 تا 20 درصد از مردم به مشکل مـزمنی بـه نـام اختلال شخصیت دچارند؛یعنی از هر 5 تا 10 نفر،یک نفر شخصیت مختل دارد و این عدد بسیار بالایی است و لزوم شناخت ایـن مقوله برای عموم خصوصا معلمان را ایجاد میکند.زیرا سن پیدایی اختلالات شخصیت در نوجوانی و ابـتدای جوانی است و در دهههای بـعدی زنـدگی،دردسر ایجاد میکند.
ابتدا ببینیم شخصیت چیست؟تعریف شخصیت«سهل و ممتنع» است؛یعنی همه این کلمه را به کار میبرند؛ولی اگر معنی آن را بپرسید،تعریف دقیق شخصیت بـرای آنان دشوار است.به طور خلاصه میتوان گفت«شخصیت مجموعهای کلی از صفات هیجانی و رفتاری است که خود را در زندگی روزمرهای فرد نشان میدهد و این کلیت معمولا پایدار و قابل پیشبینی است.»اگر کلیت صفات شخص در طول زمان فاقد انعطاف بـاشد و تـفاوت بارزی با معیارهای متداول(با توجه به فرهنگ هرجامعه)داشته باشد و باعث بروز مشکل در عملکرد فرد شود،اختلال شخصیت نامیده میشود.این اختلال باعث ناخشنودی از زندگی در خود فرد و ایجاد مشکلات برای خانواده،اطرافیان و همکاران میشود و متأسفانه به دلیل طـبع ایـن اختلال(که خود شخص به اندازهی سایرین از مشکل شخصیتیاش رنج نمیبرد)،معمولا مراجعه برای درمان پس از متحمل شدن صدمات سنگین و اغلب به اجبار دیگران یا ارجاع قانونی است که تا حد زیادی برای درمان دیـر شده اسـت.چون اساسا درمان اختلال شخصیت،دشوار است.
دربارهی اهمیت این اختلال،این نکته را بدانیم که مبتلایان به اختلال شخصیت هزینهی سنگینی را بر جامعه تحمیل میکنند: بسیاری از جرایم خشونتبار و غیر خشونتبار از این افراد سر میزند.اغلب زندانیان و اکثر مـعتادان را هـمین افـراد تشکیل میدهند.دارندگان شخصیت مختل،توانایی سازگاری مـناسب بـا شغل خـود را ندارند و بیشتر از سایرین در معرض بیکاری و اخراج قرار دارند و نیز به دلیل مشکل در ایجاد و حفظ عشق و محبت،اغلب مجرد یا در معرض طلاق هـستند.بسیاری از هـزینههای صـرف شده در نظامهای حمایتی و بیمه،به نوعی با تبعات اختلال شـخصیت مرتبط اسـت(مانند کل بودجهی نظام انتظامی در مورد مبارزه با مواد مخذر،بهزیستی و...).
نکتهی مهم برای کادر آموزشی این است که اکثریت به اتفاق موارد ترک تحصیل و شـرارت در مـدرسه نـیز در همین مقوله میگنجد و اختلال شخصیت معمولا با کمسواد بودن ملازم است.
نیمی از بـیماران روانپزشکی،علاوه بر مشکلی که برای درمان آن مراجعه میکنند،یکی از انواع اختلال شخصیت را نیز دارند. در حقیقت در بسیاری موارد،این اختلال شـخصیت اسـت کـه فرد را در معرض بیماریها و فوریتهای روانپزشکی(خودکشی، مواد مخدر،واکنشهای غیر قابل پیشبینی،اختلالات خلقی و اضـطراب)قرار میدهد.
معلوم شـده است که در بسیاری از بیماریهای جسمی(که اصطلاحا روان-تنی نامیده میشود)،اختلال شخصیت نقش زمینهساز در ابتلا یا تشدید بیماری را دارد و میتوان بـا تـشخیص به هـنگام اختلال شخصیت،تمهیداتی برای دچار نشدن به بیماری جشمی نیز اندیشید.در این مورد چـند مـثال میآوریم:
1.خطر بـیماریهای عروق کرونر قلب(که در موارد شدید به جراحی منجر میشود)با اختلال شخصیت افزایش مییابد.
2.خطر ابتلا به بـیماری نـقص ایـمنی اکتسابی (AIDS) و هپاتیت در مبتلایان به بعضی از انواع اختلال شخصیت،بسیار زیاد است.
3.بیماری پوستی پسوریازیس(بسیار صعب العلاج)و بیماری گوارشی کـولیت السـراتیو(زخم رودهی بزرگ)نیز وضع مشابهی دارند.
طبق استانداردهای روانپزشکی،اختلالات شخصیت به سه گروه اصلی تقسیم میشود که در ایـنجا اجـمالا نـام آنها آورده میشود:
گروه اول،شامل اختلال شخصیت بدبین،منزوی و خرافاتی. این گروه معمولا از دید سایرین،آدمهایی«عجیب»به نظر میرسند.
گروه دوم،شامل اختلال شخصیت ضـد اجـتماعی،مرزی، نمایشگر و خودشیفته است.این گروه معمولا«نابهنجار»و بیش از حد احساساتی هستند.
گروه سوم،شامل اختلال شخصیت اجتنابی،وابسته و وسواسی اجباری اسـت.این گـروه مـعمولا افرادی مضطرب و«ترسان»به نظر میآیند. @eduarticle
مجله رشد معلم » فروردین 1386 - شماره 208
دکتر علی شریفی متخصص اعصاب و روان
طبق آمارهای جدید روانپزشکی،بین 10 تا 20 درصد از مردم به مشکل مـزمنی بـه نـام اختلال شخصیت دچارند؛یعنی از هر 5 تا 10 نفر،یک نفر شخصیت مختل دارد و این عدد بسیار بالایی است و لزوم شناخت ایـن مقوله برای عموم خصوصا معلمان را ایجاد میکند.زیرا سن پیدایی اختلالات شخصیت در نوجوانی و ابـتدای جوانی است و در دهههای بـعدی زنـدگی،دردسر ایجاد میکند.
ابتدا ببینیم شخصیت چیست؟تعریف شخصیت«سهل و ممتنع» است؛یعنی همه این کلمه را به کار میبرند؛ولی اگر معنی آن را بپرسید،تعریف دقیق شخصیت بـرای آنان دشوار است.به طور خلاصه میتوان گفت«شخصیت مجموعهای کلی از صفات هیجانی و رفتاری است که خود را در زندگی روزمرهای فرد نشان میدهد و این کلیت معمولا پایدار و قابل پیشبینی است.»اگر کلیت صفات شخص در طول زمان فاقد انعطاف بـاشد و تـفاوت بارزی با معیارهای متداول(با توجه به فرهنگ هرجامعه)داشته باشد و باعث بروز مشکل در عملکرد فرد شود،اختلال شخصیت نامیده میشود.این اختلال باعث ناخشنودی از زندگی در خود فرد و ایجاد مشکلات برای خانواده،اطرافیان و همکاران میشود و متأسفانه به دلیل طـبع ایـن اختلال(که خود شخص به اندازهی سایرین از مشکل شخصیتیاش رنج نمیبرد)،معمولا مراجعه برای درمان پس از متحمل شدن صدمات سنگین و اغلب به اجبار دیگران یا ارجاع قانونی است که تا حد زیادی برای درمان دیـر شده اسـت.چون اساسا درمان اختلال شخصیت،دشوار است.
دربارهی اهمیت این اختلال،این نکته را بدانیم که مبتلایان به اختلال شخصیت هزینهی سنگینی را بر جامعه تحمیل میکنند: بسیاری از جرایم خشونتبار و غیر خشونتبار از این افراد سر میزند.اغلب زندانیان و اکثر مـعتادان را هـمین افـراد تشکیل میدهند.دارندگان شخصیت مختل،توانایی سازگاری مـناسب بـا شغل خـود را ندارند و بیشتر از سایرین در معرض بیکاری و اخراج قرار دارند و نیز به دلیل مشکل در ایجاد و حفظ عشق و محبت،اغلب مجرد یا در معرض طلاق هـستند.بسیاری از هـزینههای صـرف شده در نظامهای حمایتی و بیمه،به نوعی با تبعات اختلال شـخصیت مرتبط اسـت(مانند کل بودجهی نظام انتظامی در مورد مبارزه با مواد مخذر،بهزیستی و...).
نکتهی مهم برای کادر آموزشی این است که اکثریت به اتفاق موارد ترک تحصیل و شـرارت در مـدرسه نـیز در همین مقوله میگنجد و اختلال شخصیت معمولا با کمسواد بودن ملازم است.
نیمی از بـیماران روانپزشکی،علاوه بر مشکلی که برای درمان آن مراجعه میکنند،یکی از انواع اختلال شخصیت را نیز دارند. در حقیقت در بسیاری موارد،این اختلال شـخصیت اسـت کـه فرد را در معرض بیماریها و فوریتهای روانپزشکی(خودکشی، مواد مخدر،واکنشهای غیر قابل پیشبینی،اختلالات خلقی و اضـطراب)قرار میدهد.
معلوم شـده است که در بسیاری از بیماریهای جسمی(که اصطلاحا روان-تنی نامیده میشود)،اختلال شخصیت نقش زمینهساز در ابتلا یا تشدید بیماری را دارد و میتوان بـا تـشخیص به هـنگام اختلال شخصیت،تمهیداتی برای دچار نشدن به بیماری جشمی نیز اندیشید.در این مورد چـند مـثال میآوریم:
1.خطر بـیماریهای عروق کرونر قلب(که در موارد شدید به جراحی منجر میشود)با اختلال شخصیت افزایش مییابد.
2.خطر ابتلا به بـیماری نـقص ایـمنی اکتسابی (AIDS) و هپاتیت در مبتلایان به بعضی از انواع اختلال شخصیت،بسیار زیاد است.
3.بیماری پوستی پسوریازیس(بسیار صعب العلاج)و بیماری گوارشی کـولیت السـراتیو(زخم رودهی بزرگ)نیز وضع مشابهی دارند.
طبق استانداردهای روانپزشکی،اختلالات شخصیت به سه گروه اصلی تقسیم میشود که در ایـنجا اجـمالا نـام آنها آورده میشود:
گروه اول،شامل اختلال شخصیت بدبین،منزوی و خرافاتی. این گروه معمولا از دید سایرین،آدمهایی«عجیب»به نظر میرسند.
گروه دوم،شامل اختلال شخصیت ضـد اجـتماعی،مرزی، نمایشگر و خودشیفته است.این گروه معمولا«نابهنجار»و بیش از حد احساساتی هستند.
گروه سوم،شامل اختلال شخصیت اجتنابی،وابسته و وسواسی اجباری اسـت.این گـروه مـعمولا افرادی مضطرب و«ترسان»به نظر میآیند. @eduarticle
✏️منطق ورزي کودکان؛ آري اما چگونه؟ (برگزیده )
سعيد ضرغامي، دانشيار دانشگاه خوارزمي درباره منطق ورزي کودکان گفت: منطق علم «تعريف صحيح مفهوم ها و استدلال هاي صحيح» است. در گام اول بايد به کودکان «تعريف کردن» را آموزش دهيم .
به گزارش مهر، تفکر انتقادي بدون التزام به منطق امري ناممکن است، جامعه اي که برنامه هاي گسترده براي توسعه فرهنگ و دانش خويش در دستورکار دارد بدون لحاظ کردن جايگاه منطق در پرورش شهروندانش توفيقي نخواهديافت. به سراغ دکتر سعيد ضرغامي دانشيار فلسفه تعليم و تربيت دانشگاه خوارزمي رفتيم تا کمي در خصوص بود و نبود منطق در عرصه پرورش گفتگو کنيم؛
*همه دوست دارند «منطقي» باشند؛ «منطقي بودن» چگونه «بودن» است؟
در نگاه نخست «منطقي بودن» رعايت قواعد منطق يا همان درست انديشيدن است. اما خود قواعد منطق چيست؟ آيا ساخته مي شود يا قواعد حاکم بر ذهن آدمي است که فقط بايد حين فکر کردن و سخن گفتن رعايت شود؟ به سخني منطقي بودن از سويي رعايت قوانين استدلال يا همان اعتبار صوري و از سوي ديگر رعايت صدق يا به سخن ديگر صادق بودن محتواي آن چيزي است که مي گوييم. اين قوانين در طول تاريخ و همسو با رشد و گسترش فرهنگ بشري، پديد آمده و گسترش يافته است.
*آرمان تسهيل گران و پرورشکاران در عرصه تربيت، پرورش کودکان و نوجواني ست که به شهرونداني انديشه ورز و منطقي تبديل شوند. آيا منطقي بودن را مي شود آموزش داد؟
گرچه منطقي بودن، همچون برخي توانايي ها، ويژگي ذهن آدمي است ولي به کار آمدن و پرورش آن، همانند ديگر توانايي هاي اکتسابي بشر است و بنابراين مي توان در واکنش منطقي در زندگاني ماهر شد. به کار آوردن و پرورش توان منطقي کودکان را مي توان از دو وجه بررسي کرد. بسياري از اصول منطق در کتاب هايي در دسترس است. مي توان آن اصول را مطالعه کرد، ياد گرفت و به سايرين هم آموزش داد. اما اين همه چيز در اين فرايند نيست. وجه دوم «عمل منطقي» است. به نظر من در اين بحث بين داشتن «دانش منطق» و «کنش منطقي» همبستگي مستقيمي وجود ندارد.
آن چه حائز اهميت است، «آموزش منطقي عمل کردن» است که يک «مهارت» است. آموزش اين مهارت براي کودکان لازم است، زيرا کودکان همان گونه که توان فراگيري مهارت هاي ورزشي و يا زباني بيشتري دارند، در خصوص مهارت هاي منطقي و دروني کردن خرد ورزي مستدل هم لايق تر و آماده ترند.
*آموزش مهارت منطق به کودکان به شکل عملي و کنش مند چگونه است؟
در گام اول بايد به کودکان «تعريف کردن» را آموزش دهيم تا معيارهاي «تعريف درست» از «تعريف نادرست» را بشناسد و بداند براي هر استدلالي که مي آورد هم به اعتبار صورت و هم درستي محتوا دقت کند. محتواي جمله هايي که انتخاب مي شود، مي تواند به صورتي ارائه شود که درست نباشد، براي مثال ?- برخلاف واقعيت ها و مستندات علمي باشد. ?- برآمده از سوگيري هايي باشد که از حالت هايي مانند خشم، منافع شخصي و مانند آن باشد.
در اين باره نکته ديگر تشويق کودکان به مشاهده دقيق، و رجوع به منابع اصلي و مستند درباره موضوعي است که مي خواهند درباره آن نظر داده و بحث کنند. اما در خصوص «صورت» هر استدلالي، بايد به سراغ تکنيک ها و مهارت هايي رفت که در منطق آموزش مي دهند. شناخت قواعد پنج گانه منطق و همچنين شناخت مغالطه ها ضروري است. اما يک نکته بسيار کليدي نبايد فراموش شود؛ اين قواعد براي کودکان و بزرگسالان يکي هستند ولي شيوه آموزش آن ها و ابزارهاي آموزشي متفاوتي براي آن ها لازم است. من بر اين باورم که کودکان به راحتي مي توانند اين قواعد پنجگانه منطق را درک و دروني کنند. در اين باره اصل اساسي آن است که منطقي بودن، مهارت است و نه دانش و اطلاعات و همچون هر مهارت ديگري، هنگامي آموخته و عمق مي يابد که تمرين شود.
اگر قرار است فردي فوتباليست ماهري شود، بايد تمرين کند. به همين نسبت اگر مي خواهيم فراگيراني داشته باشيم که مهارت منطقي بودن داشته باشند، بايد در عمل تمرين کنند که منطقي باشند. ماتيو ليپمن هم مبتني بر همين ادعا در برنامه خود از همان سال هاي نخستين به ويژه در «برنامه هري» به آموزش کاربردي و بسيار ساده منطق و روش شناسي به کودکان مي پردازد. آموزش درست فکر کردن و درست استدلال کردن را در تجارب روزانه کودکان مي توان ديد. متن کامل ... http://bit.ly/28c2BKn
گفتگو از: سحر سلطاني
@eduarticle
سعيد ضرغامي، دانشيار دانشگاه خوارزمي درباره منطق ورزي کودکان گفت: منطق علم «تعريف صحيح مفهوم ها و استدلال هاي صحيح» است. در گام اول بايد به کودکان «تعريف کردن» را آموزش دهيم .
به گزارش مهر، تفکر انتقادي بدون التزام به منطق امري ناممکن است، جامعه اي که برنامه هاي گسترده براي توسعه فرهنگ و دانش خويش در دستورکار دارد بدون لحاظ کردن جايگاه منطق در پرورش شهروندانش توفيقي نخواهديافت. به سراغ دکتر سعيد ضرغامي دانشيار فلسفه تعليم و تربيت دانشگاه خوارزمي رفتيم تا کمي در خصوص بود و نبود منطق در عرصه پرورش گفتگو کنيم؛
*همه دوست دارند «منطقي» باشند؛ «منطقي بودن» چگونه «بودن» است؟
در نگاه نخست «منطقي بودن» رعايت قواعد منطق يا همان درست انديشيدن است. اما خود قواعد منطق چيست؟ آيا ساخته مي شود يا قواعد حاکم بر ذهن آدمي است که فقط بايد حين فکر کردن و سخن گفتن رعايت شود؟ به سخني منطقي بودن از سويي رعايت قوانين استدلال يا همان اعتبار صوري و از سوي ديگر رعايت صدق يا به سخن ديگر صادق بودن محتواي آن چيزي است که مي گوييم. اين قوانين در طول تاريخ و همسو با رشد و گسترش فرهنگ بشري، پديد آمده و گسترش يافته است.
*آرمان تسهيل گران و پرورشکاران در عرصه تربيت، پرورش کودکان و نوجواني ست که به شهرونداني انديشه ورز و منطقي تبديل شوند. آيا منطقي بودن را مي شود آموزش داد؟
گرچه منطقي بودن، همچون برخي توانايي ها، ويژگي ذهن آدمي است ولي به کار آمدن و پرورش آن، همانند ديگر توانايي هاي اکتسابي بشر است و بنابراين مي توان در واکنش منطقي در زندگاني ماهر شد. به کار آوردن و پرورش توان منطقي کودکان را مي توان از دو وجه بررسي کرد. بسياري از اصول منطق در کتاب هايي در دسترس است. مي توان آن اصول را مطالعه کرد، ياد گرفت و به سايرين هم آموزش داد. اما اين همه چيز در اين فرايند نيست. وجه دوم «عمل منطقي» است. به نظر من در اين بحث بين داشتن «دانش منطق» و «کنش منطقي» همبستگي مستقيمي وجود ندارد.
آن چه حائز اهميت است، «آموزش منطقي عمل کردن» است که يک «مهارت» است. آموزش اين مهارت براي کودکان لازم است، زيرا کودکان همان گونه که توان فراگيري مهارت هاي ورزشي و يا زباني بيشتري دارند، در خصوص مهارت هاي منطقي و دروني کردن خرد ورزي مستدل هم لايق تر و آماده ترند.
*آموزش مهارت منطق به کودکان به شکل عملي و کنش مند چگونه است؟
در گام اول بايد به کودکان «تعريف کردن» را آموزش دهيم تا معيارهاي «تعريف درست» از «تعريف نادرست» را بشناسد و بداند براي هر استدلالي که مي آورد هم به اعتبار صورت و هم درستي محتوا دقت کند. محتواي جمله هايي که انتخاب مي شود، مي تواند به صورتي ارائه شود که درست نباشد، براي مثال ?- برخلاف واقعيت ها و مستندات علمي باشد. ?- برآمده از سوگيري هايي باشد که از حالت هايي مانند خشم، منافع شخصي و مانند آن باشد.
در اين باره نکته ديگر تشويق کودکان به مشاهده دقيق، و رجوع به منابع اصلي و مستند درباره موضوعي است که مي خواهند درباره آن نظر داده و بحث کنند. اما در خصوص «صورت» هر استدلالي، بايد به سراغ تکنيک ها و مهارت هايي رفت که در منطق آموزش مي دهند. شناخت قواعد پنج گانه منطق و همچنين شناخت مغالطه ها ضروري است. اما يک نکته بسيار کليدي نبايد فراموش شود؛ اين قواعد براي کودکان و بزرگسالان يکي هستند ولي شيوه آموزش آن ها و ابزارهاي آموزشي متفاوتي براي آن ها لازم است. من بر اين باورم که کودکان به راحتي مي توانند اين قواعد پنجگانه منطق را درک و دروني کنند. در اين باره اصل اساسي آن است که منطقي بودن، مهارت است و نه دانش و اطلاعات و همچون هر مهارت ديگري، هنگامي آموخته و عمق مي يابد که تمرين شود.
اگر قرار است فردي فوتباليست ماهري شود، بايد تمرين کند. به همين نسبت اگر مي خواهيم فراگيراني داشته باشيم که مهارت منطقي بودن داشته باشند، بايد در عمل تمرين کنند که منطقي باشند. ماتيو ليپمن هم مبتني بر همين ادعا در برنامه خود از همان سال هاي نخستين به ويژه در «برنامه هري» به آموزش کاربردي و بسيار ساده منطق و روش شناسي به کودکان مي پردازد. آموزش درست فکر کردن و درست استدلال کردن را در تجارب روزانه کودکان مي توان ديد. متن کامل ... http://bit.ly/28c2BKn
گفتگو از: سحر سلطاني
@eduarticle
🔴🔴هشدار درباره رواج پدیده «کودکان بیوه»- گزیده
معاون پیشگیری از آسیب های بهزیستی در نشست «ازدواج در سنین پایین» مطرح کرد
روزنامه ایران - یکشنبه 16 خرداد
آمارها نشان میدهند که 700 میلیون زن در جهان در سنین کودکی ازدواج کردهاند البته این میزان در کشورهای کمتر توسعه یافته شدیدتر است. به طوری که در کشورهای کمتر توسعه یافته یک نفر از هر 3 نفر در سن کمتر از 18 سال ازدواج میکنند. مشکلات اقتصادی و دلایل خانوادگی یکی از علل ازدواج در سنین کم محسوب میشود اما شواهد و مطالعات نشان میدهند اغلب زنانی که ازدواجهای زودهنگام دارند دارای همسرانی معتاد هستند. این مادران اغلب برای تأمین هزینههای خود مجبور به تکدی گری به همراه کودکان خود میشوند.
به گزارش ایسنا، شیرین احمدنیا در نشست «ازدواج در سنین پایین» که در «باشگاه هواداران جمعیت امام علی (ع) » برگزار شد، گفت: کشورهایی مانند نیجر، آفریقای مرکزی، چاد، بنگلادش، سودان جنوبی، مالی، بورکینافاسو، گینه و موزامبیک جزو 20 کشوری هستند که بالاترین نرخ شیوع ازدواج کودکان را دارند.
بر اساس توافقی که در مجامع بینالمللی صورت گرفته هر فــرد زیر 18 سال کودک محسوب میشود بنابراین افرادی که زیر 18 سال ازدواج کردهاند را باید به عنوان یک کودک درنظر گرفت. این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه به صورت تقریبی 17 درصد دختران پیش از رسیدن به سن 18 سالگی ازدواج کردهاند، افزود: طبق آمار یونیسف سه درصد از دختران هم پیش از رسیدن به سن 15 سالگی ازدواج میکنند.
از پیش از انقلاب تاکنون آمار ازدواج کودکان کاهش جدی داشته است اما هنوز هم این مسأله به عنوان یک معضل جدی در کشور محسوب میشود. شیرین احمد نیا در ادامه با بیان اینکه سن ازدواج قانونی در ایران برای دختران 13 سال و برای پسران 15 سال درنظر گرفته شده است، گفت: در برخی از مناطق به ازدواج به عنوان استراتژی گسترش پیوندهای خانوادگی نگریسته میشود و در این جوامع دختران و پسران بعد از تولد و حتی ما قبل از آن برای یکدیگر نشان میشوند.
عقاید خانوادگی و فقر یکی از علل مؤثر در بروز ازدواج در سنین کم هستند. این استاد دانشگاه نیز به این موضوع تأکید کرد و افزود: گروهی از پدر و مادرها نیز با عنوان حفاظت از دخترانشان و جلوگیری از درگیری آنها با موضوعات جنسی، دختران خود را در سنین پایین شوهر میدهند.
ازدواج در سنین پایین میتواند سلامت جنین و حتی مادر را به خطر بیندازد. معاون پیشگیری از آسیبهای بهزیستی در خصوص پیامدهای ازدواج در سنین کم، اظهار کرد: زمانی که ازدواج در سن پایین صورت میگیرد به تبع آن و با توجه به فشارهای فرهنگی بر این کودکان، بارداری زودرس نیز اتفاق میافتد؛ و در شرایط بارداری، زایمان و شیردهی، بقا و سلامت مادرو کودک هردو به خطر میافتد.
احمدنیا، گفت: دخترانی که در سنین پایین ازدواج میکنند حامیانشان فقط به خانواده و دوستان صمیمی شان محدود میشود همچنین آنها به دلیل عدم استقلال مالی به شوهرانشان وابسته هستند و به نوعی با یک حس عدم امنیت روبهرو هستند.
پیامد ازدواج در سنین پایین
در ادامه این برنامه طراوت مظفریان، عضو جمعیت امام علی(ع) نیز تصریح کرد: از بین 303 زن تحت پوشش خانههای ایرانی جمعیت امام علی(ع) که امسال در مراسم روز مادر شرکت کردند 37/ 7 درصد در سن 10 تا 15 سال، 50 درصد آنها در سن 15 تا 20 سال و مابقی در سن بالای 20 سال ازدواج کرده بودند؛ بسیاری از این زنان نیز در فرآیند ازدواج از تحصیل محروم شده و با بارداری زودرس روبهرو شده بودند.
وی با تأکید بر اینکه حـــــــدود 85 درصد از این زنان همسرانشان معتاد هستند، افزود: این زنان برای تأمین مخارج زندگی خود در سر چهارراهها، گل فروشی یا دست فروشی میکنند. بعضی از آنها نیز مجبور به مصرف مواد میشوند یا اینکه بچههای خود را بر سر چهارراهها برای گدایی قرار میدهند. درکنار تمام مشکلات مورد اشاره از مدارک هویتی نیز برخوردار نیستند. وی به رواج معضل «کودک بیوه» نیز اشاره کرد و گفت: ما با دخترانی روبهرو هستیم که در سن 12 سالگی ازدواج کردند و در سن 13، 14 سالگی نیز طلاق گرفتهاند و اکنون با انواع مشکلات روحی روبهرو هستند. @eduarticle
معاون پیشگیری از آسیب های بهزیستی در نشست «ازدواج در سنین پایین» مطرح کرد
روزنامه ایران - یکشنبه 16 خرداد
آمارها نشان میدهند که 700 میلیون زن در جهان در سنین کودکی ازدواج کردهاند البته این میزان در کشورهای کمتر توسعه یافته شدیدتر است. به طوری که در کشورهای کمتر توسعه یافته یک نفر از هر 3 نفر در سن کمتر از 18 سال ازدواج میکنند. مشکلات اقتصادی و دلایل خانوادگی یکی از علل ازدواج در سنین کم محسوب میشود اما شواهد و مطالعات نشان میدهند اغلب زنانی که ازدواجهای زودهنگام دارند دارای همسرانی معتاد هستند. این مادران اغلب برای تأمین هزینههای خود مجبور به تکدی گری به همراه کودکان خود میشوند.
به گزارش ایسنا، شیرین احمدنیا در نشست «ازدواج در سنین پایین» که در «باشگاه هواداران جمعیت امام علی (ع) » برگزار شد، گفت: کشورهایی مانند نیجر، آفریقای مرکزی، چاد، بنگلادش، سودان جنوبی، مالی، بورکینافاسو، گینه و موزامبیک جزو 20 کشوری هستند که بالاترین نرخ شیوع ازدواج کودکان را دارند.
بر اساس توافقی که در مجامع بینالمللی صورت گرفته هر فــرد زیر 18 سال کودک محسوب میشود بنابراین افرادی که زیر 18 سال ازدواج کردهاند را باید به عنوان یک کودک درنظر گرفت. این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه به صورت تقریبی 17 درصد دختران پیش از رسیدن به سن 18 سالگی ازدواج کردهاند، افزود: طبق آمار یونیسف سه درصد از دختران هم پیش از رسیدن به سن 15 سالگی ازدواج میکنند.
از پیش از انقلاب تاکنون آمار ازدواج کودکان کاهش جدی داشته است اما هنوز هم این مسأله به عنوان یک معضل جدی در کشور محسوب میشود. شیرین احمد نیا در ادامه با بیان اینکه سن ازدواج قانونی در ایران برای دختران 13 سال و برای پسران 15 سال درنظر گرفته شده است، گفت: در برخی از مناطق به ازدواج به عنوان استراتژی گسترش پیوندهای خانوادگی نگریسته میشود و در این جوامع دختران و پسران بعد از تولد و حتی ما قبل از آن برای یکدیگر نشان میشوند.
عقاید خانوادگی و فقر یکی از علل مؤثر در بروز ازدواج در سنین کم هستند. این استاد دانشگاه نیز به این موضوع تأکید کرد و افزود: گروهی از پدر و مادرها نیز با عنوان حفاظت از دخترانشان و جلوگیری از درگیری آنها با موضوعات جنسی، دختران خود را در سنین پایین شوهر میدهند.
ازدواج در سنین پایین میتواند سلامت جنین و حتی مادر را به خطر بیندازد. معاون پیشگیری از آسیبهای بهزیستی در خصوص پیامدهای ازدواج در سنین کم، اظهار کرد: زمانی که ازدواج در سن پایین صورت میگیرد به تبع آن و با توجه به فشارهای فرهنگی بر این کودکان، بارداری زودرس نیز اتفاق میافتد؛ و در شرایط بارداری، زایمان و شیردهی، بقا و سلامت مادرو کودک هردو به خطر میافتد.
احمدنیا، گفت: دخترانی که در سنین پایین ازدواج میکنند حامیانشان فقط به خانواده و دوستان صمیمی شان محدود میشود همچنین آنها به دلیل عدم استقلال مالی به شوهرانشان وابسته هستند و به نوعی با یک حس عدم امنیت روبهرو هستند.
پیامد ازدواج در سنین پایین
در ادامه این برنامه طراوت مظفریان، عضو جمعیت امام علی(ع) نیز تصریح کرد: از بین 303 زن تحت پوشش خانههای ایرانی جمعیت امام علی(ع) که امسال در مراسم روز مادر شرکت کردند 37/ 7 درصد در سن 10 تا 15 سال، 50 درصد آنها در سن 15 تا 20 سال و مابقی در سن بالای 20 سال ازدواج کرده بودند؛ بسیاری از این زنان نیز در فرآیند ازدواج از تحصیل محروم شده و با بارداری زودرس روبهرو شده بودند.
وی با تأکید بر اینکه حـــــــدود 85 درصد از این زنان همسرانشان معتاد هستند، افزود: این زنان برای تأمین مخارج زندگی خود در سر چهارراهها، گل فروشی یا دست فروشی میکنند. بعضی از آنها نیز مجبور به مصرف مواد میشوند یا اینکه بچههای خود را بر سر چهارراهها برای گدایی قرار میدهند. درکنار تمام مشکلات مورد اشاره از مدارک هویتی نیز برخوردار نیستند. وی به رواج معضل «کودک بیوه» نیز اشاره کرد و گفت: ما با دخترانی روبهرو هستیم که در سن 12 سالگی ازدواج کردند و در سن 13، 14 سالگی نیز طلاق گرفتهاند و اکنون با انواع مشکلات روحی روبهرو هستند. @eduarticle