🔴🔴هشدار درباره رواج پدیده «کودکان بیوه»- گزیده
معاون پیشگیری از آسیب های بهزیستی در نشست «ازدواج در سنین پایین» مطرح کرد
روزنامه ایران - یکشنبه 16 خرداد
آمارها نشان میدهند که 700 میلیون زن در جهان در سنین کودکی ازدواج کردهاند البته این میزان در کشورهای کمتر توسعه یافته شدیدتر است. به طوری که در کشورهای کمتر توسعه یافته یک نفر از هر 3 نفر در سن کمتر از 18 سال ازدواج میکنند. مشکلات اقتصادی و دلایل خانوادگی یکی از علل ازدواج در سنین کم محسوب میشود اما شواهد و مطالعات نشان میدهند اغلب زنانی که ازدواجهای زودهنگام دارند دارای همسرانی معتاد هستند. این مادران اغلب برای تأمین هزینههای خود مجبور به تکدی گری به همراه کودکان خود میشوند.
به گزارش ایسنا، شیرین احمدنیا در نشست «ازدواج در سنین پایین» که در «باشگاه هواداران جمعیت امام علی (ع) » برگزار شد، گفت: کشورهایی مانند نیجر، آفریقای مرکزی، چاد، بنگلادش، سودان جنوبی، مالی، بورکینافاسو، گینه و موزامبیک جزو 20 کشوری هستند که بالاترین نرخ شیوع ازدواج کودکان را دارند.
بر اساس توافقی که در مجامع بینالمللی صورت گرفته هر فــرد زیر 18 سال کودک محسوب میشود بنابراین افرادی که زیر 18 سال ازدواج کردهاند را باید به عنوان یک کودک درنظر گرفت. این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه به صورت تقریبی 17 درصد دختران پیش از رسیدن به سن 18 سالگی ازدواج کردهاند، افزود: طبق آمار یونیسف سه درصد از دختران هم پیش از رسیدن به سن 15 سالگی ازدواج میکنند.
از پیش از انقلاب تاکنون آمار ازدواج کودکان کاهش جدی داشته است اما هنوز هم این مسأله به عنوان یک معضل جدی در کشور محسوب میشود. شیرین احمد نیا در ادامه با بیان اینکه سن ازدواج قانونی در ایران برای دختران 13 سال و برای پسران 15 سال درنظر گرفته شده است، گفت: در برخی از مناطق به ازدواج به عنوان استراتژی گسترش پیوندهای خانوادگی نگریسته میشود و در این جوامع دختران و پسران بعد از تولد و حتی ما قبل از آن برای یکدیگر نشان میشوند.
عقاید خانوادگی و فقر یکی از علل مؤثر در بروز ازدواج در سنین کم هستند. این استاد دانشگاه نیز به این موضوع تأکید کرد و افزود: گروهی از پدر و مادرها نیز با عنوان حفاظت از دخترانشان و جلوگیری از درگیری آنها با موضوعات جنسی، دختران خود را در سنین پایین شوهر میدهند.
ازدواج در سنین پایین میتواند سلامت جنین و حتی مادر را به خطر بیندازد. معاون پیشگیری از آسیبهای بهزیستی در خصوص پیامدهای ازدواج در سنین کم، اظهار کرد: زمانی که ازدواج در سن پایین صورت میگیرد به تبع آن و با توجه به فشارهای فرهنگی بر این کودکان، بارداری زودرس نیز اتفاق میافتد؛ و در شرایط بارداری، زایمان و شیردهی، بقا و سلامت مادرو کودک هردو به خطر میافتد.
احمدنیا، گفت: دخترانی که در سنین پایین ازدواج میکنند حامیانشان فقط به خانواده و دوستان صمیمی شان محدود میشود همچنین آنها به دلیل عدم استقلال مالی به شوهرانشان وابسته هستند و به نوعی با یک حس عدم امنیت روبهرو هستند.
پیامد ازدواج در سنین پایین
در ادامه این برنامه طراوت مظفریان، عضو جمعیت امام علی(ع) نیز تصریح کرد: از بین 303 زن تحت پوشش خانههای ایرانی جمعیت امام علی(ع) که امسال در مراسم روز مادر شرکت کردند 37/ 7 درصد در سن 10 تا 15 سال، 50 درصد آنها در سن 15 تا 20 سال و مابقی در سن بالای 20 سال ازدواج کرده بودند؛ بسیاری از این زنان نیز در فرآیند ازدواج از تحصیل محروم شده و با بارداری زودرس روبهرو شده بودند.
وی با تأکید بر اینکه حـــــــدود 85 درصد از این زنان همسرانشان معتاد هستند، افزود: این زنان برای تأمین مخارج زندگی خود در سر چهارراهها، گل فروشی یا دست فروشی میکنند. بعضی از آنها نیز مجبور به مصرف مواد میشوند یا اینکه بچههای خود را بر سر چهارراهها برای گدایی قرار میدهند. درکنار تمام مشکلات مورد اشاره از مدارک هویتی نیز برخوردار نیستند. وی به رواج معضل «کودک بیوه» نیز اشاره کرد و گفت: ما با دخترانی روبهرو هستیم که در سن 12 سالگی ازدواج کردند و در سن 13، 14 سالگی نیز طلاق گرفتهاند و اکنون با انواع مشکلات روحی روبهرو هستند. @eduarticle
معاون پیشگیری از آسیب های بهزیستی در نشست «ازدواج در سنین پایین» مطرح کرد
روزنامه ایران - یکشنبه 16 خرداد
آمارها نشان میدهند که 700 میلیون زن در جهان در سنین کودکی ازدواج کردهاند البته این میزان در کشورهای کمتر توسعه یافته شدیدتر است. به طوری که در کشورهای کمتر توسعه یافته یک نفر از هر 3 نفر در سن کمتر از 18 سال ازدواج میکنند. مشکلات اقتصادی و دلایل خانوادگی یکی از علل ازدواج در سنین کم محسوب میشود اما شواهد و مطالعات نشان میدهند اغلب زنانی که ازدواجهای زودهنگام دارند دارای همسرانی معتاد هستند. این مادران اغلب برای تأمین هزینههای خود مجبور به تکدی گری به همراه کودکان خود میشوند.
به گزارش ایسنا، شیرین احمدنیا در نشست «ازدواج در سنین پایین» که در «باشگاه هواداران جمعیت امام علی (ع) » برگزار شد، گفت: کشورهایی مانند نیجر، آفریقای مرکزی، چاد، بنگلادش، سودان جنوبی، مالی، بورکینافاسو، گینه و موزامبیک جزو 20 کشوری هستند که بالاترین نرخ شیوع ازدواج کودکان را دارند.
بر اساس توافقی که در مجامع بینالمللی صورت گرفته هر فــرد زیر 18 سال کودک محسوب میشود بنابراین افرادی که زیر 18 سال ازدواج کردهاند را باید به عنوان یک کودک درنظر گرفت. این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه به صورت تقریبی 17 درصد دختران پیش از رسیدن به سن 18 سالگی ازدواج کردهاند، افزود: طبق آمار یونیسف سه درصد از دختران هم پیش از رسیدن به سن 15 سالگی ازدواج میکنند.
از پیش از انقلاب تاکنون آمار ازدواج کودکان کاهش جدی داشته است اما هنوز هم این مسأله به عنوان یک معضل جدی در کشور محسوب میشود. شیرین احمد نیا در ادامه با بیان اینکه سن ازدواج قانونی در ایران برای دختران 13 سال و برای پسران 15 سال درنظر گرفته شده است، گفت: در برخی از مناطق به ازدواج به عنوان استراتژی گسترش پیوندهای خانوادگی نگریسته میشود و در این جوامع دختران و پسران بعد از تولد و حتی ما قبل از آن برای یکدیگر نشان میشوند.
عقاید خانوادگی و فقر یکی از علل مؤثر در بروز ازدواج در سنین کم هستند. این استاد دانشگاه نیز به این موضوع تأکید کرد و افزود: گروهی از پدر و مادرها نیز با عنوان حفاظت از دخترانشان و جلوگیری از درگیری آنها با موضوعات جنسی، دختران خود را در سنین پایین شوهر میدهند.
ازدواج در سنین پایین میتواند سلامت جنین و حتی مادر را به خطر بیندازد. معاون پیشگیری از آسیبهای بهزیستی در خصوص پیامدهای ازدواج در سنین کم، اظهار کرد: زمانی که ازدواج در سن پایین صورت میگیرد به تبع آن و با توجه به فشارهای فرهنگی بر این کودکان، بارداری زودرس نیز اتفاق میافتد؛ و در شرایط بارداری، زایمان و شیردهی، بقا و سلامت مادرو کودک هردو به خطر میافتد.
احمدنیا، گفت: دخترانی که در سنین پایین ازدواج میکنند حامیانشان فقط به خانواده و دوستان صمیمی شان محدود میشود همچنین آنها به دلیل عدم استقلال مالی به شوهرانشان وابسته هستند و به نوعی با یک حس عدم امنیت روبهرو هستند.
پیامد ازدواج در سنین پایین
در ادامه این برنامه طراوت مظفریان، عضو جمعیت امام علی(ع) نیز تصریح کرد: از بین 303 زن تحت پوشش خانههای ایرانی جمعیت امام علی(ع) که امسال در مراسم روز مادر شرکت کردند 37/ 7 درصد در سن 10 تا 15 سال، 50 درصد آنها در سن 15 تا 20 سال و مابقی در سن بالای 20 سال ازدواج کرده بودند؛ بسیاری از این زنان نیز در فرآیند ازدواج از تحصیل محروم شده و با بارداری زودرس روبهرو شده بودند.
وی با تأکید بر اینکه حـــــــدود 85 درصد از این زنان همسرانشان معتاد هستند، افزود: این زنان برای تأمین مخارج زندگی خود در سر چهارراهها، گل فروشی یا دست فروشی میکنند. بعضی از آنها نیز مجبور به مصرف مواد میشوند یا اینکه بچههای خود را بر سر چهارراهها برای گدایی قرار میدهند. درکنار تمام مشکلات مورد اشاره از مدارک هویتی نیز برخوردار نیستند. وی به رواج معضل «کودک بیوه» نیز اشاره کرد و گفت: ما با دخترانی روبهرو هستیم که در سن 12 سالگی ازدواج کردند و در سن 13، 14 سالگی نیز طلاق گرفتهاند و اکنون با انواع مشکلات روحی روبهرو هستند. @eduarticle
Forwarded from مطالب آموزشي
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موضوع ۱۴۷ : ملتی که کتاب نمیخواند...
درس از تاریخ نمیگیرد...تاریخ برایش بارها تکرار میشود
درس از تاریخ نمیگیرد...تاریخ برایش بارها تکرار میشود
✅✅چI C T چیست؟
این سه حرف: حروف ابتدای کلمات فناوری، اطلاعات و ارتباطات میباشند که در فارسی با نام اختصاری «فاوا» شهرت دارد. در دنیای امروز، فاوا منحصر به رایانه نیست بلکه دربرگیرندهی تمامی ابزارهای ارتباطی و دیجیتالی است. انواع رایانههای قابل حمل یا متصل به شبکه، تلفنهای همراه و تلویزیونهای دیجیتالی است. انواع رایانههای قابل حمل یا متصل به شبکه، تلفنهای همراه و تلویزیونهای دیجیتال، همگی در این حوزه قرار میگیرند.
اولین تلفیق ICT با یادگیری، عبارت است از بررسی، تحلیل و ارزشیابی هدفهای کلی و جزیی یادگیری مورد نظر. این بررسی برای انتخاب فناوری مناسب و ابزارها و منابع یادگیری اثربخش و معتبر، کمک خوبی است.
در دست داشتن هدفها از همه نوع (دانشی، مهارتی و نگرشی)، ضمن تسهیل انتخاب فناوری، امکان انتخاب محتوای متنی مناسب را نیز برای آموزش میسر میسازد.
به طور کلی در انتخاب فناوری مناسب، بهتراست به دو نکته توجه شود:
1ـ کیفیت فناوری، مفید و اثربخش بودن آن
2ـ قابلیت کاربرد آن در موقعیتهای خاص آموزشی
«ICT میتواند سبب تقویت توانایی حل مسئله در دانشآموزان و کار با دادهها و تفسیر آنها شود.»
تدریس مبتنی بر ICT
اگر تمایل دارید از روش تدریس مبتنی بر ICT در کلاس خود بهره بگیرید، ابتدا کلید واژههای موضوع تدریس خود را مشخص کنید سپس به منابع و پایگاههای اطلاعاتی متفاوت مراجعه و یافتههای خود را روی لوح فشرده (CD) یا حافظه های قابل حمل دیگر به عنوان فایل پشتیبان ذخیره نمایید. از کتابها و مجلات و هر چیز قابل استفاده و مفید غافل نشوید.
برای شروع تدریس دقت کنید چه چیزهایی میتواند کنجکاوی دانشآموزان را پیرامون موضوع تحریک کرده، در ذهن آنها سوال به وجود آورد. برای این کار میتوان از اسلاید، فیلم، داستان نیمه تمام، پانتومیم، فعالیت، رویداد غیرمنتظره، آزمایش و ... استفاده کرد و ذهن دانشآموزان را نسبت به موضوع برانگیخت. در مرحلهی بعد، شرایطی فراهم سازید تا دانشآموزان پیرامون سوالها و ابهامات مطرح در ذهن خود، به شیوهی گروهی و از طریق منابع و پایگاههای اطلاعاتی، به کاوش و جستوجو بپردازند.
در صورت لزوم میتوانید سوالهایی جهتدار، پیرامون موضوع، مطرح سازید. دقت کنید که دانشآموزان کلید واژههای صحیح را انتخاب کرده، متوجه منظور شما شده باشند و در پایان از عملکرد آنان ارزیابی به عمل آورید. تهیهی گزارش گروهی و ارائهی آن در کلاس به منظور تعمیق و توسعهی یادگیری مطلب، مفید خواهد بود.
«هنگام استفاده ICT، معلم نقش مربی و راهنمای فرآیند کسب اطلاعات، سنجش و آرایش آنها را دارد.» @eduarticle
این سه حرف: حروف ابتدای کلمات فناوری، اطلاعات و ارتباطات میباشند که در فارسی با نام اختصاری «فاوا» شهرت دارد. در دنیای امروز، فاوا منحصر به رایانه نیست بلکه دربرگیرندهی تمامی ابزارهای ارتباطی و دیجیتالی است. انواع رایانههای قابل حمل یا متصل به شبکه، تلفنهای همراه و تلویزیونهای دیجیتالی است. انواع رایانههای قابل حمل یا متصل به شبکه، تلفنهای همراه و تلویزیونهای دیجیتال، همگی در این حوزه قرار میگیرند.
اولین تلفیق ICT با یادگیری، عبارت است از بررسی، تحلیل و ارزشیابی هدفهای کلی و جزیی یادگیری مورد نظر. این بررسی برای انتخاب فناوری مناسب و ابزارها و منابع یادگیری اثربخش و معتبر، کمک خوبی است.
در دست داشتن هدفها از همه نوع (دانشی، مهارتی و نگرشی)، ضمن تسهیل انتخاب فناوری، امکان انتخاب محتوای متنی مناسب را نیز برای آموزش میسر میسازد.
به طور کلی در انتخاب فناوری مناسب، بهتراست به دو نکته توجه شود:
1ـ کیفیت فناوری، مفید و اثربخش بودن آن
2ـ قابلیت کاربرد آن در موقعیتهای خاص آموزشی
«ICT میتواند سبب تقویت توانایی حل مسئله در دانشآموزان و کار با دادهها و تفسیر آنها شود.»
تدریس مبتنی بر ICT
اگر تمایل دارید از روش تدریس مبتنی بر ICT در کلاس خود بهره بگیرید، ابتدا کلید واژههای موضوع تدریس خود را مشخص کنید سپس به منابع و پایگاههای اطلاعاتی متفاوت مراجعه و یافتههای خود را روی لوح فشرده (CD) یا حافظه های قابل حمل دیگر به عنوان فایل پشتیبان ذخیره نمایید. از کتابها و مجلات و هر چیز قابل استفاده و مفید غافل نشوید.
برای شروع تدریس دقت کنید چه چیزهایی میتواند کنجکاوی دانشآموزان را پیرامون موضوع تحریک کرده، در ذهن آنها سوال به وجود آورد. برای این کار میتوان از اسلاید، فیلم، داستان نیمه تمام، پانتومیم، فعالیت، رویداد غیرمنتظره، آزمایش و ... استفاده کرد و ذهن دانشآموزان را نسبت به موضوع برانگیخت. در مرحلهی بعد، شرایطی فراهم سازید تا دانشآموزان پیرامون سوالها و ابهامات مطرح در ذهن خود، به شیوهی گروهی و از طریق منابع و پایگاههای اطلاعاتی، به کاوش و جستوجو بپردازند.
در صورت لزوم میتوانید سوالهایی جهتدار، پیرامون موضوع، مطرح سازید. دقت کنید که دانشآموزان کلید واژههای صحیح را انتخاب کرده، متوجه منظور شما شده باشند و در پایان از عملکرد آنان ارزیابی به عمل آورید. تهیهی گزارش گروهی و ارائهی آن در کلاس به منظور تعمیق و توسعهی یادگیری مطلب، مفید خواهد بود.
«هنگام استفاده ICT، معلم نقش مربی و راهنمای فرآیند کسب اطلاعات، سنجش و آرایش آنها را دارد.» @eduarticle
Forwarded from Sahar Soltani
مفهوم مرگ نزد کودکان
احتمالا شما در اطراف خودتان کودکی را دیدهاید که مادر یا پدر و شاید پدربزرگ یا مادربزرگ خودش را بر اثر مرگ از دست داده باشد. معمولا اطرافیان این کودکان بهدرستی نمیدانند چه رفتاری با آنها داشته باشند. مفهوم «مرگ» برای کودکان با «تغییر» شرایط پیرامون فهمیده میشود؛ ابتدا مرگ حیوانات یا درختان و بهشکل عمیقتر با مرگ عزیزان یا افراد مسن و ضعیف در بیمارستان بر اثر بیماری و… بعضی کودکان زیر ۵ سال، مرگ را مثل خواب میدانند و در انتظار بیداری متوفی هستند؛ برخی همچون سفر، و در انتظار بازگشت مسافرند. در این میان کودکان خردسالتر درک بسیار کمتر و سطحیتری از ماجرا دارند، مثل زمانی که کسی در بازی خودش را به مردن میزند و تکان نمیخورد و او منتظر تمام شدن بازی است. این که اطرافیان کودک بتوانند بهخوبی بحران مواجهه با مرگ عزیزان را برای کودک کنترل کنند به مهارتی نیاز دارد که فهم کودک را از «تغییرات»، «جای خالی» و «دلتنگی» و در پارهای اوقات «خدا» و «بهشت» شفافتر کند که ما به مهمترین آنها اشاره میکنیم:
ازعروسک و نمایش کمک بگیرید.
نمایش عروسکی، بهویژه استفاده از عروسکهای دستکشی و انگشتی، و صحبت کردن درباره فرد متوفی حتما در این ماجرا بهخوبی به شما کمک میکند. نمایشی ترتیب بدهید که در آن یکی از شخصیتها بر اثر اتفاقی میمیرد؛ البته خیلی زود و سریع ماجرا را به مردن ختم نکنید. در پایان نمایش، عروسک را از دستتان خارج کنید و به کودک بگویید او دیگر حرکتی نخواهد کرد.
ازعکسها و یادگاریها غافل نشوید.
دیدن عکسها و فیلمهای متوفی همراه با کودک و صحبت کردن از خاطرات او. کودک نیاز دارد تا اطمینان یابد در این غم تنها نیست و دیگران هم حس ناامنی و دلتنگیهای او را درک میکنند. او از تغییرات ناگهانی گیج شده است و با بیان خاطرههای مبهم یا شفاف سعی میکند به درک «نسبتها و روابط» بدون حضور فرد متوفی برسد. ذکر خاطرههایی از گذشته و مرور آنها میتواند در تسلی یافتن و رفع نگرانی برای آینده بسیار مفید باشد.
مرگ را به چیزی تشبیه نکنید.
۳) اگر برای کودک مرگ را بهشکل خوابیدن توضیح بدهید، باید منتظر عوارضی مثل کابوس یا ترس از تاریکی و فرار از خوابیدن در تنهایی باشید. نباید این مفهوم را برای کودکان با سفر رفتن فرد توضیح بدهید، زیرا در این صورت کودک همیشه منتظر برگشتن فرد متوفی میماند و در طولانیمدت با مفهوم «انتظار برای بازگشت» دستوپنجه نرم میکند. اتفاق دیگری که در این راستا کودک را تهدید میکند از دست دادن اعتمادش به بزرگترهاست.
نکته دیگر این است که هرگز مفهوم «مرگ» را به اخلاق یا گناه یا تنبیه و موارد مشابه متصل نکنید. در این صورت مفهوم مرگ با اتصال به امور اخلاقی و گناه و ثواب و بهشت و جهنم پیچیدهتر میشود. کودکی که این مفهوم را به این شکل در ذهن ثبت نماید، همواره در حال قضاوت است؛ قضاوت رفتارهای خودش مبنی بر این که شایسته زنده بودن هست یا نه، قضاوت عزیزان و نزدیکان و…
کودکان زیر ۵ سال توان فهم انتزاعی از مفهوم «خدا» و «بهشت» ندارند، خدا را یک امر جسمانی (مانند انسان) بسیار بزرگ که در آسمانهاست میفهمند و رفتن متوفی پیش خدا در بهشت را نوعی پرواز به آسمان تصور میکنند که با دفن کردن کالبد در خاک در تناقض است. بسیاری از والدین در این شرایط دستپاچه میشوند و سوالات کودک را با جملههایی مثل «رفته پیش خدا، توی بهشت خوشحاله و جاش خوبه، از اونجا تو رو میبینه و حواسش بهت هست…» پاسخ میدهند که به پیچیدهتر شدن مفهوم مرگ در ترکیب با مفاهیم انتزاعی و غیر ملموس دامن میزند. بهترین پاسخ برای کودکان زیر ۵ سال اشاره به مفهوم «زندگی» است و مقایسه با زندگان؛ این که متوفی دیگر دیده نمیشود، نیاز به خوراکی یا لباس ندارد، دیگر مثل ما نیست و در کنار ما زندهها زندگی نمیکند. دیدن سنگ قبر و گورستان به کودک کمک میکند تا حذف «حضور» متوفی از عالم زندگان را بهتر تصور کند و بتواند مفهوم «جای خالی» او را با تغییراتی همگون نماید که بعد از مرگ متوفی شاهدشان است.
طبیعت نمونه خوبی است.
۴) نشان دادن مکانیزم طبیعت و اجزای در حال زوال در فصول مختلف سال مانند برگهای درختان، گیاهان خشکشده، حشرات و حیوانات مرده میتواند به ذهن کودک برای تحلیل مفهوم مردن کمک کند. میتوانید با یادآوری پاییز و زمستان و حالوروز درختان تا اندازهای مفهوم مردن را برایش به تصویر بکشید. کودکان وقتی با مرگ حیوانات روبرو میشوند بیشتر کنجکاوند تا بدانند چه بر سر او آمده و چرا تکان نمیخورد. یک پاسخ کوتاه برایشان کافی است. در این موارد بخش اعظم غمزدگی کودکان نوعی دلسوزی برای مرگ حیوان است.
حواستان به قصههای شب باشد.
احتمالا شما در اطراف خودتان کودکی را دیدهاید که مادر یا پدر و شاید پدربزرگ یا مادربزرگ خودش را بر اثر مرگ از دست داده باشد. معمولا اطرافیان این کودکان بهدرستی نمیدانند چه رفتاری با آنها داشته باشند. مفهوم «مرگ» برای کودکان با «تغییر» شرایط پیرامون فهمیده میشود؛ ابتدا مرگ حیوانات یا درختان و بهشکل عمیقتر با مرگ عزیزان یا افراد مسن و ضعیف در بیمارستان بر اثر بیماری و… بعضی کودکان زیر ۵ سال، مرگ را مثل خواب میدانند و در انتظار بیداری متوفی هستند؛ برخی همچون سفر، و در انتظار بازگشت مسافرند. در این میان کودکان خردسالتر درک بسیار کمتر و سطحیتری از ماجرا دارند، مثل زمانی که کسی در بازی خودش را به مردن میزند و تکان نمیخورد و او منتظر تمام شدن بازی است. این که اطرافیان کودک بتوانند بهخوبی بحران مواجهه با مرگ عزیزان را برای کودک کنترل کنند به مهارتی نیاز دارد که فهم کودک را از «تغییرات»، «جای خالی» و «دلتنگی» و در پارهای اوقات «خدا» و «بهشت» شفافتر کند که ما به مهمترین آنها اشاره میکنیم:
ازعروسک و نمایش کمک بگیرید.
نمایش عروسکی، بهویژه استفاده از عروسکهای دستکشی و انگشتی، و صحبت کردن درباره فرد متوفی حتما در این ماجرا بهخوبی به شما کمک میکند. نمایشی ترتیب بدهید که در آن یکی از شخصیتها بر اثر اتفاقی میمیرد؛ البته خیلی زود و سریع ماجرا را به مردن ختم نکنید. در پایان نمایش، عروسک را از دستتان خارج کنید و به کودک بگویید او دیگر حرکتی نخواهد کرد.
ازعکسها و یادگاریها غافل نشوید.
دیدن عکسها و فیلمهای متوفی همراه با کودک و صحبت کردن از خاطرات او. کودک نیاز دارد تا اطمینان یابد در این غم تنها نیست و دیگران هم حس ناامنی و دلتنگیهای او را درک میکنند. او از تغییرات ناگهانی گیج شده است و با بیان خاطرههای مبهم یا شفاف سعی میکند به درک «نسبتها و روابط» بدون حضور فرد متوفی برسد. ذکر خاطرههایی از گذشته و مرور آنها میتواند در تسلی یافتن و رفع نگرانی برای آینده بسیار مفید باشد.
مرگ را به چیزی تشبیه نکنید.
۳) اگر برای کودک مرگ را بهشکل خوابیدن توضیح بدهید، باید منتظر عوارضی مثل کابوس یا ترس از تاریکی و فرار از خوابیدن در تنهایی باشید. نباید این مفهوم را برای کودکان با سفر رفتن فرد توضیح بدهید، زیرا در این صورت کودک همیشه منتظر برگشتن فرد متوفی میماند و در طولانیمدت با مفهوم «انتظار برای بازگشت» دستوپنجه نرم میکند. اتفاق دیگری که در این راستا کودک را تهدید میکند از دست دادن اعتمادش به بزرگترهاست.
نکته دیگر این است که هرگز مفهوم «مرگ» را به اخلاق یا گناه یا تنبیه و موارد مشابه متصل نکنید. در این صورت مفهوم مرگ با اتصال به امور اخلاقی و گناه و ثواب و بهشت و جهنم پیچیدهتر میشود. کودکی که این مفهوم را به این شکل در ذهن ثبت نماید، همواره در حال قضاوت است؛ قضاوت رفتارهای خودش مبنی بر این که شایسته زنده بودن هست یا نه، قضاوت عزیزان و نزدیکان و…
کودکان زیر ۵ سال توان فهم انتزاعی از مفهوم «خدا» و «بهشت» ندارند، خدا را یک امر جسمانی (مانند انسان) بسیار بزرگ که در آسمانهاست میفهمند و رفتن متوفی پیش خدا در بهشت را نوعی پرواز به آسمان تصور میکنند که با دفن کردن کالبد در خاک در تناقض است. بسیاری از والدین در این شرایط دستپاچه میشوند و سوالات کودک را با جملههایی مثل «رفته پیش خدا، توی بهشت خوشحاله و جاش خوبه، از اونجا تو رو میبینه و حواسش بهت هست…» پاسخ میدهند که به پیچیدهتر شدن مفهوم مرگ در ترکیب با مفاهیم انتزاعی و غیر ملموس دامن میزند. بهترین پاسخ برای کودکان زیر ۵ سال اشاره به مفهوم «زندگی» است و مقایسه با زندگان؛ این که متوفی دیگر دیده نمیشود، نیاز به خوراکی یا لباس ندارد، دیگر مثل ما نیست و در کنار ما زندهها زندگی نمیکند. دیدن سنگ قبر و گورستان به کودک کمک میکند تا حذف «حضور» متوفی از عالم زندگان را بهتر تصور کند و بتواند مفهوم «جای خالی» او را با تغییراتی همگون نماید که بعد از مرگ متوفی شاهدشان است.
طبیعت نمونه خوبی است.
۴) نشان دادن مکانیزم طبیعت و اجزای در حال زوال در فصول مختلف سال مانند برگهای درختان، گیاهان خشکشده، حشرات و حیوانات مرده میتواند به ذهن کودک برای تحلیل مفهوم مردن کمک کند. میتوانید با یادآوری پاییز و زمستان و حالوروز درختان تا اندازهای مفهوم مردن را برایش به تصویر بکشید. کودکان وقتی با مرگ حیوانات روبرو میشوند بیشتر کنجکاوند تا بدانند چه بر سر او آمده و چرا تکان نمیخورد. یک پاسخ کوتاه برایشان کافی است. در این موارد بخش اعظم غمزدگی کودکان نوعی دلسوزی برای مرگ حیوان است.
حواستان به قصههای شب باشد.
Forwarded from Sahar Soltani
۵) در حین بازیها و قصههای شبانه، اگر قرار است قهرمان کودک ما بمیرد، زیاد و بیش از حد احساسات به خرج ندهیم. خوب است اگر بگذاریم بارها بشنود که هر کسی یا هر چیزی یک روزی میمیرد و دیگر نخواهد بود.
اجازه بدهید گریه کند.
۶) خوب است کودک را به قبرستان ببریم و به او اجازه بدهیم گریه و سوگواری کند. از او بخواهیم در صورت تمایل به متوفی هدیه بدهد، مثلا برایش نقاشی بکشد یا برایش عروسک و اسباببازی یا خوراکی کنار بگذارد. برخی مواجهه مستقیم کودک با قبر و مراسم سوگواری را نوعی جریحهدار نمودن احساسات کودکان تلقی میکنند، درحالیکه اگر بازماندگان بتوانند رفتارهای غیرمعمول و پرهیجان خودشان را کنترل نمایند، کودک با حضور داشتن در مراسم سوگواری و گریستن میتواند با مرور خاطرههای متوفی عدم حضور او را بهتر مدیریت کند. حضور کودک در مرکز این تغییرات به او این امکان را میدهد تا به فهم جمعی «غم» و «دلتنگی» برسد و زودتر تسلا یابد.
با او درباره ترسهایش حرف بزنید.
۷) بهتر است از کودک سوال کنید تا او حرف بزند. مثلا مهمترین چیزی که میتوان از او در هنگام مواجهه با مرگ پرسید این است که «از چه چیزی ترسیدی؟» یا «الان چه چیزی داره اذیتت میکنه؟» خوب است با این شیوه بگذارید کودک ترسهای خودش را با جزییات برای شما شرح دهد.
مهمترین پرسشهای کودکان در مواجهه با مرگ عزیزان:
الف: اگه شما بمیرین، من چی کار کنم؟
ب: چرا اون مرده؟ کار بدی کرده؟
ج: چرا خاکش میکنن؟ زیر خاک چی میشه؟
د: وقتی همه برن، از تنهایی نمیترسه؟
ه: برمیگرده؟
و: چرا همه گریه میکنن؟
به این پرسشها پاسخی در حد فهم و سن کودک بدهیم.
ممکن است کودک بارها و بارها این سوالات را بکند. صبور باشید و هر بار با آرامش و دقت پاسخش را بدهید.
به کودک ۲ تا ۴ سال بهتر است بگویید که هر آدم یا حیوانی که نفس نکشد و تکان نخورد، مرده است.
برای کودکان ۴ تا ۶ سال میتوانید این گونه توضیح بدهید که هیچکس نمیداند چه زمانی میمیرد، اما وقتی مرد، دیگر برنمیگردد؛ قلبش نمیزند و نفس نمیکشد. دفن کردن یک جور خداحافظی است و نمیشود فردی را که فوت کرده در خانه نگه داشت، چون بدنش میپوسد و بوی بدی میگیرد. در ادامه توضیحاتتان روی مفهوم «زندگی» متمرکز باشید، از خوردن و دویدن و بازی کردن و حرف زدن و… بهعنوان نمودهای زنده بودن استفاده کنید. او را مطمئن کنید که همه تلاش میکنند زنده بمانند و مراقب او هستند.
کودکان ۸ تا ۱۰ سال مرگ را بهشکل «مسئله»ای درک میکنند که باید «راهحلی» داشته باشد. در واقع بیش از آن که با خود مفهوم مرگ درگیر شوند، با چگونگی کنار آمدن تغییرات پس از آن درگیرند. کودکان تا حدی با «چرخه زندگی» آشنا شدهاند و مرگ را به خودشان هم نزدیک میبینند. به این میاندیشند که با مرگ خودشان چه تغییراتی در دنیا ایجاد خواهد شد. کودکان جای خالی و عدم حضور متوفی را با دلتنگی میفهمند و بهدنبال راههایی برای کاهش این دلتنگیاند؛ درعینحال احساسات دیگران برای آنها پررنگتر میشود و سوگواری و غم بازماندگان را بهخوبی درک میکنند. در برخی مواقع این حس ناتوانی در یافتن «راهحل» با رفتارهای پرخاشگرانه و تلخی کودک همراه میشود. راهکارهای بندهای بالا برای این کودکان نیز کاراست. مهمترین نکته این است که باید مراقب «حس امنیت» کودک باشیم و تلاش کنیم بدون عجله و اجبار کودک را به شرایط روزمره و عادی زندگیاش بازگردانیم.http://www.alephba.org/a380/
اجازه بدهید گریه کند.
۶) خوب است کودک را به قبرستان ببریم و به او اجازه بدهیم گریه و سوگواری کند. از او بخواهیم در صورت تمایل به متوفی هدیه بدهد، مثلا برایش نقاشی بکشد یا برایش عروسک و اسباببازی یا خوراکی کنار بگذارد. برخی مواجهه مستقیم کودک با قبر و مراسم سوگواری را نوعی جریحهدار نمودن احساسات کودکان تلقی میکنند، درحالیکه اگر بازماندگان بتوانند رفتارهای غیرمعمول و پرهیجان خودشان را کنترل نمایند، کودک با حضور داشتن در مراسم سوگواری و گریستن میتواند با مرور خاطرههای متوفی عدم حضور او را بهتر مدیریت کند. حضور کودک در مرکز این تغییرات به او این امکان را میدهد تا به فهم جمعی «غم» و «دلتنگی» برسد و زودتر تسلا یابد.
با او درباره ترسهایش حرف بزنید.
۷) بهتر است از کودک سوال کنید تا او حرف بزند. مثلا مهمترین چیزی که میتوان از او در هنگام مواجهه با مرگ پرسید این است که «از چه چیزی ترسیدی؟» یا «الان چه چیزی داره اذیتت میکنه؟» خوب است با این شیوه بگذارید کودک ترسهای خودش را با جزییات برای شما شرح دهد.
مهمترین پرسشهای کودکان در مواجهه با مرگ عزیزان:
الف: اگه شما بمیرین، من چی کار کنم؟
ب: چرا اون مرده؟ کار بدی کرده؟
ج: چرا خاکش میکنن؟ زیر خاک چی میشه؟
د: وقتی همه برن، از تنهایی نمیترسه؟
ه: برمیگرده؟
و: چرا همه گریه میکنن؟
به این پرسشها پاسخی در حد فهم و سن کودک بدهیم.
ممکن است کودک بارها و بارها این سوالات را بکند. صبور باشید و هر بار با آرامش و دقت پاسخش را بدهید.
به کودک ۲ تا ۴ سال بهتر است بگویید که هر آدم یا حیوانی که نفس نکشد و تکان نخورد، مرده است.
برای کودکان ۴ تا ۶ سال میتوانید این گونه توضیح بدهید که هیچکس نمیداند چه زمانی میمیرد، اما وقتی مرد، دیگر برنمیگردد؛ قلبش نمیزند و نفس نمیکشد. دفن کردن یک جور خداحافظی است و نمیشود فردی را که فوت کرده در خانه نگه داشت، چون بدنش میپوسد و بوی بدی میگیرد. در ادامه توضیحاتتان روی مفهوم «زندگی» متمرکز باشید، از خوردن و دویدن و بازی کردن و حرف زدن و… بهعنوان نمودهای زنده بودن استفاده کنید. او را مطمئن کنید که همه تلاش میکنند زنده بمانند و مراقب او هستند.
کودکان ۸ تا ۱۰ سال مرگ را بهشکل «مسئله»ای درک میکنند که باید «راهحلی» داشته باشد. در واقع بیش از آن که با خود مفهوم مرگ درگیر شوند، با چگونگی کنار آمدن تغییرات پس از آن درگیرند. کودکان تا حدی با «چرخه زندگی» آشنا شدهاند و مرگ را به خودشان هم نزدیک میبینند. به این میاندیشند که با مرگ خودشان چه تغییراتی در دنیا ایجاد خواهد شد. کودکان جای خالی و عدم حضور متوفی را با دلتنگی میفهمند و بهدنبال راههایی برای کاهش این دلتنگیاند؛ درعینحال احساسات دیگران برای آنها پررنگتر میشود و سوگواری و غم بازماندگان را بهخوبی درک میکنند. در برخی مواقع این حس ناتوانی در یافتن «راهحل» با رفتارهای پرخاشگرانه و تلخی کودک همراه میشود. راهکارهای بندهای بالا برای این کودکان نیز کاراست. مهمترین نکته این است که باید مراقب «حس امنیت» کودک باشیم و تلاش کنیم بدون عجله و اجبار کودک را به شرایط روزمره و عادی زندگیاش بازگردانیم.http://www.alephba.org/a380/
📊 لزوم بازنگري جدي در مقررات رشته رياضي - برگزیده
يک استاد رياضي دانشگاه شهيد چمران اهواز با اشاره به جايگاه فعلي علم رياضيات در کشور، گفت: شرايط فعلي کشور بهويژه نبود شغل مناسب براي دانشآموختگان رياضي سبب عدم توانايي لازم دانشآموزاني است که در سالهاي اخير براي تحصيل در رشته رياضي وارد دانشگاهها ميشوند.
دکتر مهرداد نامداري در گفتوگو با ايسنا ، افزود: ايران نيز يکي از کشورهايي است که بهطور سنتي، رياضيات در آن از جايگاه بسيار خوبي برخوردار بوده و در واقع در اين زمينه، در مقايسه با ديگر کشورها پيشرفتهاي نسبتاً مطلوبي داشته است. بهطور مثال يکي از مسابقاتي که سابقه بيش از پنجاه ساله در دنيا دارد، المپياد جهاني رياضي است که هر سال در يکي از کشورهاي جهان برگزار ميشود؛ کشور ما نيز از سال 1366 حضور در اين مسابقات را آغاز کرد و هميشه در جايگاه بسيار خوبي (بين 10 کشور اول دنيا) قرار گرفته است.
اين استاد رياضي دانشگاه شهيد چمران اهواز ادامه داد: در سال 1998 که اين مسابقه در آرژانتين برگزار شده بود، تيم المپياد رياضي ايران جايگاه نخست جهان را به خود اختصاص داد؛ لازم است از طرف جامعه رياضي ايران از پروفسور کرمزاده چهرهي ماندگار رياضي کشور که سرپرستي علمي تيم المپياد رياضي ايران را بيش از 15 سال به عهده داشته و نقش شاياني در اين زمينه و همچنين عموميکردن رياضيات در کشور داشتهاند، قدرداني ويژه داشته باشم.نامداري با اشاره به ديگر فعاليتها در زمينه رياضيات در کشور، عنوان کرد: ايجاد خانههاي رياضي در شهرستانهاي کشور نيز کاري است که بايد مديون دکتر علي رجالي (استاد دانشگاه صنعتي اصفهان) باشيم.
وي افزود: در حقيقت در خانههاي رياضي دانشآموزان علاقهمند را با رياضيات بيشتر آشنا ميکنند.
وي همچنين به ثبت انجمن رياضي ايران در سال 1350 اشاره و خاطرنشان کرد: اين انجمن در بين ديگر انجمنهاي علمي کشور يکي از قديميترين انجمنها است که از برترين جايگاه علمي برخوردار است و در زمينه پيشبرد اهداف جامعه رياضي کشور نقش بسيار
پر رنگي ايفا ميکند. در حال حاضر انجمن رياضي ايران در جهان رتبهاي بسيار مناسب و در رديف کشورهايي مانند فنلاند، کره جنوبي و چين قرار دارد.
اين استاد رياضي دانشگاه شهيد چمران اهواز جايگاه فعلي رياضيات در ايران در مقايسه با جهان را جايگاهي مناسب عنوان و تصريح کرد: با اينکه اين جايگاه رشد قابل توجهي داشته، ولي شرايط فعلي موجود در کشور بهويژه نبود شغل مناسب براي دانشآموختگان رياضي باعث شده که دانشآموزاني که در سالهاي اخير براي تحصيل در رشته رياضي وارد دانشگاهها ميشوند از توانايي لازم برخوردار نباشند، به همين دليل در دانشگاهها و مراکز آموزش عالي، شاهد يک اُفت علمي نسبي در دانشجويان رشته رياضي هستيم که بسيار ناراحتکننده است.
نامداري ادامه داد: البته عوامل ديگري نيز وجود دارند که در ايجاد اين اُفت علمي بيتأثير نبودهاند، مثلاً در گذشته مدرسان دانشگاهها در امر آموزش جديت بيشتري داشتند و با علاقه و شوق و ذوق بيشتري در کلاس درس حاضر ميشدند ولي متأسفانه در سالهاي اخير با قوانين نسبتاً نادرست وزارت علوم، مدرسان دانشگاهها تشويق ميشوند که فقط به کارهاي پژوهشي بپردازند و براي ارتقاهاي شغلي و تبديل وضعيت استخدامي، اهميت و وزن بيشتري براي پژوهش قائل هستند و امر آموزش تقريباً مورد غفلت واقع شده است. @eduarticle
يک استاد رياضي دانشگاه شهيد چمران اهواز با اشاره به جايگاه فعلي علم رياضيات در کشور، گفت: شرايط فعلي کشور بهويژه نبود شغل مناسب براي دانشآموختگان رياضي سبب عدم توانايي لازم دانشآموزاني است که در سالهاي اخير براي تحصيل در رشته رياضي وارد دانشگاهها ميشوند.
دکتر مهرداد نامداري در گفتوگو با ايسنا ، افزود: ايران نيز يکي از کشورهايي است که بهطور سنتي، رياضيات در آن از جايگاه بسيار خوبي برخوردار بوده و در واقع در اين زمينه، در مقايسه با ديگر کشورها پيشرفتهاي نسبتاً مطلوبي داشته است. بهطور مثال يکي از مسابقاتي که سابقه بيش از پنجاه ساله در دنيا دارد، المپياد جهاني رياضي است که هر سال در يکي از کشورهاي جهان برگزار ميشود؛ کشور ما نيز از سال 1366 حضور در اين مسابقات را آغاز کرد و هميشه در جايگاه بسيار خوبي (بين 10 کشور اول دنيا) قرار گرفته است.
اين استاد رياضي دانشگاه شهيد چمران اهواز ادامه داد: در سال 1998 که اين مسابقه در آرژانتين برگزار شده بود، تيم المپياد رياضي ايران جايگاه نخست جهان را به خود اختصاص داد؛ لازم است از طرف جامعه رياضي ايران از پروفسور کرمزاده چهرهي ماندگار رياضي کشور که سرپرستي علمي تيم المپياد رياضي ايران را بيش از 15 سال به عهده داشته و نقش شاياني در اين زمينه و همچنين عموميکردن رياضيات در کشور داشتهاند، قدرداني ويژه داشته باشم.نامداري با اشاره به ديگر فعاليتها در زمينه رياضيات در کشور، عنوان کرد: ايجاد خانههاي رياضي در شهرستانهاي کشور نيز کاري است که بايد مديون دکتر علي رجالي (استاد دانشگاه صنعتي اصفهان) باشيم.
وي افزود: در حقيقت در خانههاي رياضي دانشآموزان علاقهمند را با رياضيات بيشتر آشنا ميکنند.
وي همچنين به ثبت انجمن رياضي ايران در سال 1350 اشاره و خاطرنشان کرد: اين انجمن در بين ديگر انجمنهاي علمي کشور يکي از قديميترين انجمنها است که از برترين جايگاه علمي برخوردار است و در زمينه پيشبرد اهداف جامعه رياضي کشور نقش بسيار
پر رنگي ايفا ميکند. در حال حاضر انجمن رياضي ايران در جهان رتبهاي بسيار مناسب و در رديف کشورهايي مانند فنلاند، کره جنوبي و چين قرار دارد.
اين استاد رياضي دانشگاه شهيد چمران اهواز جايگاه فعلي رياضيات در ايران در مقايسه با جهان را جايگاهي مناسب عنوان و تصريح کرد: با اينکه اين جايگاه رشد قابل توجهي داشته، ولي شرايط فعلي موجود در کشور بهويژه نبود شغل مناسب براي دانشآموختگان رياضي باعث شده که دانشآموزاني که در سالهاي اخير براي تحصيل در رشته رياضي وارد دانشگاهها ميشوند از توانايي لازم برخوردار نباشند، به همين دليل در دانشگاهها و مراکز آموزش عالي، شاهد يک اُفت علمي نسبي در دانشجويان رشته رياضي هستيم که بسيار ناراحتکننده است.
نامداري ادامه داد: البته عوامل ديگري نيز وجود دارند که در ايجاد اين اُفت علمي بيتأثير نبودهاند، مثلاً در گذشته مدرسان دانشگاهها در امر آموزش جديت بيشتري داشتند و با علاقه و شوق و ذوق بيشتري در کلاس درس حاضر ميشدند ولي متأسفانه در سالهاي اخير با قوانين نسبتاً نادرست وزارت علوم، مدرسان دانشگاهها تشويق ميشوند که فقط به کارهاي پژوهشي بپردازند و براي ارتقاهاي شغلي و تبديل وضعيت استخدامي، اهميت و وزن بيشتري براي پژوهش قائل هستند و امر آموزش تقريباً مورد غفلت واقع شده است. @eduarticle
Forwarded from M Hosseini
مادربزرگ 87 ساله Rolleen Tayso ساکن یوتا آمریکا پس از 70 سال انتظار ، از دبیرستان فارغ التحصیل گردید . او بعد از مرگ پدر مجبور شدتا از مادر و هفت خواهر و برادر خود مراقبت کند . @eduarticle
🔴🔴 دردسری از جنس اوقات فراغت
بسياري بر اين باورند که اوقات فراغت، مقوله بسيار حساسي است که بي توجهي مسئولان به آن، ناهنجاريهاي بسياري را به پيکره خانواده و اجتماع وارد ميسازد.
اوقات فراغت در خانوادههاي امروزي به دليل تفاوتهاي ساختاري ايجاد شده در نهاد خانواده در سالهاي اخير، تفاوتهايي يافته است. در خانوادههاي جديد ديگر مادران همواره در نقش خانه دار ظاهر نميشوند و با اشتغال آنها، فرزندان ساعتهاي زيادي از روز را به تنهايي در خانه سر ميکنند و اين زمانهاي تنهايي فرزندان در خانه با فرا رسيدن فصل تابستان افزايش چشمگيري نيز پيدا ميکند.
در گزارشي كه از «کيانا نيکفام» در سايت تبيان منتشر شده است، ميخوانيم: با آغاز فصل فراغت از درس و مدرسه، نوجوانان از صبح تا عصر تنها و بدون هيچ نظارتي در محيط خانه در معرض انواع تهديدها مانند هجوم برنامههاي ماهوارهاي و اينترنت هستند. از اين رو، اوقات فراغت تابستاني براي والدين همواره نگرانيهاي بسياري را به دنبال دارد.
*روابط نامناسب و دوستيها خياباني
از جمله خطراتي که اوقات فراغت براي نوجوانان در پي دارد، گذران وقت در خيابانها و به اصطلاح خيابان گردي است. دانش آموزاني كه پس از پايان روزهاي مدرسه و دانشگاه در بيکاري به سر ميبرند و برنامه خاصي براي گذران اوقات خود ندارد، براي رهايي از اين بيحوصلگي، به وقت گذراني در خيابانها و پارکها و همنشيني با دوستاني رو ميآورند که در بيشتر موارد اين دوستيها دور از چشم والدين صورت ميگيرد.
*اوقات فراغت و سيگار و قليان
از ديگر آسيبهايي که هدفمند نکردن اوقات فراغت براي نوجوان و جوانان به ارمغان ميآورد، گرايش آنها به پارکها و دوستيهاي نامناسب و نابهنجار است. به اعتقاد کارشناسان گرايش به مواد مخدر و ساير اعمال خلاف بيشتر در بيشتر موارد از تعارف يک دوست آغاز ميشود. نوجوان که خانه را به اميد گذران اوقات خوش ترک کرده، با دوستان خود به محيطهايي چون کافيشاپها، سفره خانهها و پارکها کشيده ميشوند و در بيشتر موارد در مقابل تعارف هم سالانشان به کشيدن قليان و سيگار نميتوانند «نه» بگويند و اين آغاز فاجعههاي فراگير بعدي است.
*راهکارهاي آسيب زدايي
براي جلوگيري از آسيبهاي فراواني که اوقات فراغت در صورت بي توجهي به دنبال خواهد داشت، بايد پيش از فرا رسيدن آن تصميمهاي لازم گرفته شود و در اين ميان نقش والدين بسيار پررنگ است.
پدر و مادرها بايد با برنامه ريزي براي اوقات فراغت فرزندان شان، شرايطي را فراهم کنند که نوجوانان در تعطيلات تابستاني از برنامههاي ورزشي، هنري و آموزشي مورد علاقه خود بهره ببرند و از اين طريق از سقوط در ورطه بطالت رها شوند.
گرايش به فعاليتهاي مفيد ورزشي، هنري و علمي باعث ميشود که ديگر نوجوانان به دليل بيکاري، دست به دامن خيابان گردي نشوند و از عواقب آن نيز در امان بمانند. والدين همچنين ميتوانند فرزندانشان را به يادگيري فنون و حرفههاي شغلي تشويق کنند و با آموختن آن علاوه بر آموزشهاي حرفهاي زمينهاي براي اشتغال آينده آنان را نيز به وجود بياورند.
با توجه بيشتر والدين و مسئولان به اهميت اوقات فراغت، ميتوان تهديد فراغت را تبديل به فرصت کرد و در اين مسير آموزش و پرورش به عنوان متولّي اين امر بايد با برگزاري کلاسهاي مختلف، خانوادهها را در پر کردن اوقات فراغت فرزندان شان به بهترين شكل ياري كند.موضوع اوقات فراغت ويژه تابستان نيست و هر زمان که نوجوان از مشغوليتهاي روزانه فارغ شود، در صورت بيتوجهي والدين و مسئولان، تهديدي براي او به شمار ميرود. @eduarticle
بسياري بر اين باورند که اوقات فراغت، مقوله بسيار حساسي است که بي توجهي مسئولان به آن، ناهنجاريهاي بسياري را به پيکره خانواده و اجتماع وارد ميسازد.
اوقات فراغت در خانوادههاي امروزي به دليل تفاوتهاي ساختاري ايجاد شده در نهاد خانواده در سالهاي اخير، تفاوتهايي يافته است. در خانوادههاي جديد ديگر مادران همواره در نقش خانه دار ظاهر نميشوند و با اشتغال آنها، فرزندان ساعتهاي زيادي از روز را به تنهايي در خانه سر ميکنند و اين زمانهاي تنهايي فرزندان در خانه با فرا رسيدن فصل تابستان افزايش چشمگيري نيز پيدا ميکند.
در گزارشي كه از «کيانا نيکفام» در سايت تبيان منتشر شده است، ميخوانيم: با آغاز فصل فراغت از درس و مدرسه، نوجوانان از صبح تا عصر تنها و بدون هيچ نظارتي در محيط خانه در معرض انواع تهديدها مانند هجوم برنامههاي ماهوارهاي و اينترنت هستند. از اين رو، اوقات فراغت تابستاني براي والدين همواره نگرانيهاي بسياري را به دنبال دارد.
*روابط نامناسب و دوستيها خياباني
از جمله خطراتي که اوقات فراغت براي نوجوانان در پي دارد، گذران وقت در خيابانها و به اصطلاح خيابان گردي است. دانش آموزاني كه پس از پايان روزهاي مدرسه و دانشگاه در بيکاري به سر ميبرند و برنامه خاصي براي گذران اوقات خود ندارد، براي رهايي از اين بيحوصلگي، به وقت گذراني در خيابانها و پارکها و همنشيني با دوستاني رو ميآورند که در بيشتر موارد اين دوستيها دور از چشم والدين صورت ميگيرد.
*اوقات فراغت و سيگار و قليان
از ديگر آسيبهايي که هدفمند نکردن اوقات فراغت براي نوجوان و جوانان به ارمغان ميآورد، گرايش آنها به پارکها و دوستيهاي نامناسب و نابهنجار است. به اعتقاد کارشناسان گرايش به مواد مخدر و ساير اعمال خلاف بيشتر در بيشتر موارد از تعارف يک دوست آغاز ميشود. نوجوان که خانه را به اميد گذران اوقات خوش ترک کرده، با دوستان خود به محيطهايي چون کافيشاپها، سفره خانهها و پارکها کشيده ميشوند و در بيشتر موارد در مقابل تعارف هم سالانشان به کشيدن قليان و سيگار نميتوانند «نه» بگويند و اين آغاز فاجعههاي فراگير بعدي است.
*راهکارهاي آسيب زدايي
براي جلوگيري از آسيبهاي فراواني که اوقات فراغت در صورت بي توجهي به دنبال خواهد داشت، بايد پيش از فرا رسيدن آن تصميمهاي لازم گرفته شود و در اين ميان نقش والدين بسيار پررنگ است.
پدر و مادرها بايد با برنامه ريزي براي اوقات فراغت فرزندان شان، شرايطي را فراهم کنند که نوجوانان در تعطيلات تابستاني از برنامههاي ورزشي، هنري و آموزشي مورد علاقه خود بهره ببرند و از اين طريق از سقوط در ورطه بطالت رها شوند.
گرايش به فعاليتهاي مفيد ورزشي، هنري و علمي باعث ميشود که ديگر نوجوانان به دليل بيکاري، دست به دامن خيابان گردي نشوند و از عواقب آن نيز در امان بمانند. والدين همچنين ميتوانند فرزندانشان را به يادگيري فنون و حرفههاي شغلي تشويق کنند و با آموختن آن علاوه بر آموزشهاي حرفهاي زمينهاي براي اشتغال آينده آنان را نيز به وجود بياورند.
با توجه بيشتر والدين و مسئولان به اهميت اوقات فراغت، ميتوان تهديد فراغت را تبديل به فرصت کرد و در اين مسير آموزش و پرورش به عنوان متولّي اين امر بايد با برگزاري کلاسهاي مختلف، خانوادهها را در پر کردن اوقات فراغت فرزندان شان به بهترين شكل ياري كند.موضوع اوقات فراغت ويژه تابستان نيست و هر زمان که نوجوان از مشغوليتهاي روزانه فارغ شود، در صورت بيتوجهي والدين و مسئولان، تهديدي براي او به شمار ميرود. @eduarticle
✅✅اوقات فراغت
اوقات فراغت، پديدهاي است که از يک سو مناسبترين بستر براي رشد و شکوفايي استعدادهاي گوناگون و ابعاد مختلف وجود نوجوانان و جوانان به شمار ميآيد و از سوي ديگر زمينه ساز بسياري از مشکلات اجتماعي و بزه کاريهاي فردي و اجتماعي است.
بنابراين اگر با آگاهي و دانش با آن روبه رو نشويم و برنامهاي سنجيده و منظم براي رويارويي با آن نداشته باشيم، دچار صدمات و ضررهاي جبران ناپذيري خواهيم شد.به گزارش سايت تبيان، بيشتر وقت جوانان در فصل تابستان به اوقات فراغت اختصاص مييابد. طبق استانداردهاي بين المللي تعداد روزهاي فراغت کشورهاي ديگر در سال، 80 روز و اين رقم در کشور ما 90روز است.اما بررسيهاي انجام گرفته نشان ميدهد که فقط 61 درصد نوجوانان ايراني اوقات فراغت خود را کافي و مفيد ميدانند.
با توجه به اهميت اوقات فراغت در زندگي فرزندان، ضرورت برنامه ريزي در اين زمينه داراي اهميت بسيار زيادي است. متن کامل ... http://bit.ly/1UCqcMU
@eduarticle
اوقات فراغت، پديدهاي است که از يک سو مناسبترين بستر براي رشد و شکوفايي استعدادهاي گوناگون و ابعاد مختلف وجود نوجوانان و جوانان به شمار ميآيد و از سوي ديگر زمينه ساز بسياري از مشکلات اجتماعي و بزه کاريهاي فردي و اجتماعي است.
بنابراين اگر با آگاهي و دانش با آن روبه رو نشويم و برنامهاي سنجيده و منظم براي رويارويي با آن نداشته باشيم، دچار صدمات و ضررهاي جبران ناپذيري خواهيم شد.به گزارش سايت تبيان، بيشتر وقت جوانان در فصل تابستان به اوقات فراغت اختصاص مييابد. طبق استانداردهاي بين المللي تعداد روزهاي فراغت کشورهاي ديگر در سال، 80 روز و اين رقم در کشور ما 90روز است.اما بررسيهاي انجام گرفته نشان ميدهد که فقط 61 درصد نوجوانان ايراني اوقات فراغت خود را کافي و مفيد ميدانند.
با توجه به اهميت اوقات فراغت در زندگي فرزندان، ضرورت برنامه ريزي در اين زمينه داراي اهميت بسيار زيادي است. متن کامل ... http://bit.ly/1UCqcMU
@eduarticle
www.mh1342.ir
نيازهاي كودكان و نوجوانان در تابستان
وقات فراغت، پديدهاي است که از يک سو مناسبترين بستر براي رشد و شکوفايي استعدادهاي گوناگون و ابعاد مختلف وجود نوجوانان و جوانان به شمار ميآيد و از سوي ديگر زمينه ساز بسياري از مشکلات اجتماعي و بزه کاريهاي فردي و اجتم
Forwarded from کانال کانون صنفی معلمان ایران
🔹🔷🔹 کافه خبر 🔹🔷🔹
🔶 الزام مدارس برای آشناکردن والدین با قوانین و موضوعات جدید از ۲۰ شهریور
🔸 معاون آموزش ابتدایی آموزش و پرورش شهر تهران ضمن اشاره به اینکه بیش از ۸۸ درصد معلمان از برنامه فرصت طلایی خرداد رضایت دارند گفت: اجرای این برنامه موجب می شود در سال تحصیلی بعدی برنامه های آموزشی و پرورشی از غنای خوبی برخوردار شوند.
🔗 منبع :
yon.ir/Whzs
---------------------------------
https://telegram.me/kanoonsenfi
🔶 الزام مدارس برای آشناکردن والدین با قوانین و موضوعات جدید از ۲۰ شهریور
🔸 معاون آموزش ابتدایی آموزش و پرورش شهر تهران ضمن اشاره به اینکه بیش از ۸۸ درصد معلمان از برنامه فرصت طلایی خرداد رضایت دارند گفت: اجرای این برنامه موجب می شود در سال تحصیلی بعدی برنامه های آموزشی و پرورشی از غنای خوبی برخوردار شوند.
🔗 منبع :
yon.ir/Whzs
---------------------------------
https://telegram.me/kanoonsenfi
moallemirani.com
الزام مدارس برای آشناکردن والدین با قوانین و موضوعات جدید از ۲۰ شهریور - moallemirani.com
معاون آموزش ابتدایی آموزش و پرورش شهر تهران ضمن اشاره به اینکه بیش از ۸۸ درصد معلمان از برنامه فرصت طلایی خرداد رضایت دارند گفت: اجرای این برنامه موجب می شود در سال تحصیلی بعدی برنامه های آموزشی و پرورشی از غنای خوبی برخوردار شوند.
وزير كشور در پارلمان اعداد «بحران آسيب هاي اجتماعي » را گزارش كرد
پنجگانهشوم اجتماعي
٣ میلیون و ٥٠٠ هزار نفر بیکار
یک و نیم میلیون نفر معتاد
٣٦درصد ازدواج منجر به طلاق
١١ میلیون نفر حاشیه نشین
٦٠٠ هزار بزهكار زنداني در هر سال
هشدار هاي وزير كشور
اگر آمار آسیبهای اجتماعی را در بعد خانوار ضرب کنیم
عدد بالایی به دست میآید که زمینه نارضایتی را فراهم میکند
اگر فقر و برخی نارضایتیها را اضافه کنیم رقمی خواهد بود
که در تحلیلهای ما باید جای خاصی داشته باشد
اگر با انبوهی از جمعیت مواجه شویم که باعث کاهش انسجام اجتماعی شود، اين میتواند ما را در برخی شرایط دچار اشکال کند @eduarticle
پنجگانهشوم اجتماعي
٣ میلیون و ٥٠٠ هزار نفر بیکار
یک و نیم میلیون نفر معتاد
٣٦درصد ازدواج منجر به طلاق
١١ میلیون نفر حاشیه نشین
٦٠٠ هزار بزهكار زنداني در هر سال
هشدار هاي وزير كشور
اگر آمار آسیبهای اجتماعی را در بعد خانوار ضرب کنیم
عدد بالایی به دست میآید که زمینه نارضایتی را فراهم میکند
اگر فقر و برخی نارضایتیها را اضافه کنیم رقمی خواهد بود
که در تحلیلهای ما باید جای خاصی داشته باشد
اگر با انبوهی از جمعیت مواجه شویم که باعث کاهش انسجام اجتماعی شود، اين میتواند ما را در برخی شرایط دچار اشکال کند @eduarticle
وزير كشور «بحران آسيب هاي اجتماعي » را گزارش كرد
پنجگانهشوم اجتماعي
٣ میلیون و ٥٠٠ هزار نفر بیکار
یک و نیم میلیون نفر معتاد
٣٦درصد ازدواج منجر به طلاق
١١ میلیون نفر حاشیه نشین @eduarticle
پنجگانهشوم اجتماعي
٣ میلیون و ٥٠٠ هزار نفر بیکار
یک و نیم میلیون نفر معتاد
٣٦درصد ازدواج منجر به طلاق
١١ میلیون نفر حاشیه نشین @eduarticle
آیا می دانید بیشتر مدارس ژاپن سرایدار ندارند، و مسئولیت تمیز نگه داشتن مدرسه با خود دانش آموزان است . @eduarticle
✅✅پژوهشگران میگویند زنان دستکم دو برابر مردان در معرض ابتلا به اختلال اضطرابی هستند. بر اساس این بررسی جهانی علاوه بر زنان، جوانان زیر ۳۵ سال و افراد مبتلا به بیماریهای مزمن بیشتر دچار اضطراب میشوند.
دانشگاه کمبریج در بریتانیا که بخشی از این تحقیقات را انجام داده میگوید اختلال اضطرابی از آنچه تصور میشد بسیار فراگیرتر است. برآورد شده است که در اروپا از هر صد نفر چهار نفر دچار اضطراب هستند.
این تحقیق بخشی از یک بررسی جهانی است که نتیجه آن در نشریه 'مغز و رفتار' (Brain and Behavior) منتشر شده است. این تحقیقات نشان داده است که سالانه بیش از ۶۰ میلیون نفر در اتحادیه اروپا به نوعی اختلال اضطرابی مبتلا میشوند.
این مسئله در آمریکای شمالی حادتر است و از هر صد نفر ۸ نفر دچار اضطراب هستند. آمار نشان داده است که در آسیای شرقی این میزان به پایینترین حد خود می رسد و از هر صد نفر ۳ نفر به اختلال اضطرابی مبتلا هستند.
پژوهشگران میگویند با آنکه بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۰ آمار مبتلایان تقریبا یکسان مانده است، اما مسئله این است که بر خلاف بیماری افسردگی، در مورد اضطراب بندرت تحقیقات انجام شده است.
اولیویا رمس، از بخش بهداشت عمومی و مراقبتهای پایه دانشگاه کمبریج گفت اختلال اضطرابی زندگی روزمره را بسیار دشوار میکند.
به گفته او به بیماری افسردگی توجه زیادی میشود که البته مسئله مهمی است، "اما اضطراب هم به همان اندازه حائز اهمیت است و زندگی را به همان اندازه مختل میکند."
خانم رمس گفت: "اضطراب ممکن است باعث بیماریهای دیگر از جمله اختلالات روانی دیگر شود، خطر اقدام به خودکشی را بالا ببرد و اصولا اختلالی است که هزینه آن برای جامعه بسیار بالاست."
"این نکته بسیار مهم است که نهادهای بهداشتی و درمانی بدانند این اختلال تا چه حد شایع است و چه اقشاری بیشتر در معرض ابتلا به آن قرار دارند."
اختلال اضطراب چیست؟
احساس نگرانی، تشویش، ترس و دلهرهای که فرد به مدت طولانی تجربه کند یا مکررا رخ دهد به طوری که کارهای روزانه و عادی را مختل کند، اختلال اضطرابی محسوب میشود.
زنان در سراسر جهان دو برابر در معرض خطر ابتلا به اختلال اضطرابی قرار دارند
اضطراب مزمن با علائم فیزیکی نیز همراه است. فشار خون بالا، حالت تهوع و بیخوابی یا کمخوابی از بارزترین نشانههای جسمانی آن است.
در این مرحله اضطراب به بیماری تبدیل شده و این امکان برای پزشکان وجود دارد که نوعی خاص از اختلال اضطرابی (به عنوان مثال وسواس و یا ترس مفرط از اماکن عمومی) را تشخیص دهند.
آیا زنان بیشتر از مردان دچار اضطراب میشوند؟
بر اساس تحقیقاتی که انجام شده است زنان در سراسر جهان دو برابر در معرض خطر ابتلا به اختلال اضطرابی قرار دارند.
اما خانم رمس میگوید که این مسئله ممکن است ناشی از نوسانات هورمونی باشد یا ممکن است به دلیل نقش سنتی زنان در نگهداری از فرزندان باشد.
این تحقیقات نشان داده است که اختلال اضطرابی به ویژه در افراد مبتلا به بیماریهای مزمن شایعتر است.
به عنوان مثال ۳۲% از افرادی که مبتلا به بیماری اماس هستند و همچنین ۲۳% از بیماران مبتلایان به سرطان دچار اختلال اضطرابی هستند.
بعلاوه در این تحقیق آمده که زنان باردار درست قبل و بعد از وضع حمل بیشتر در معرض ابتلا به اختلال وسواسی-اجباری (OCD) هستند. منبع بی بی سی فارسی .
http://www.bbc.com/persian/science/2016/06/160606_l43_anxiety_disorder
@eduarticle
دانشگاه کمبریج در بریتانیا که بخشی از این تحقیقات را انجام داده میگوید اختلال اضطرابی از آنچه تصور میشد بسیار فراگیرتر است. برآورد شده است که در اروپا از هر صد نفر چهار نفر دچار اضطراب هستند.
این تحقیق بخشی از یک بررسی جهانی است که نتیجه آن در نشریه 'مغز و رفتار' (Brain and Behavior) منتشر شده است. این تحقیقات نشان داده است که سالانه بیش از ۶۰ میلیون نفر در اتحادیه اروپا به نوعی اختلال اضطرابی مبتلا میشوند.
این مسئله در آمریکای شمالی حادتر است و از هر صد نفر ۸ نفر دچار اضطراب هستند. آمار نشان داده است که در آسیای شرقی این میزان به پایینترین حد خود می رسد و از هر صد نفر ۳ نفر به اختلال اضطرابی مبتلا هستند.
پژوهشگران میگویند با آنکه بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۰ آمار مبتلایان تقریبا یکسان مانده است، اما مسئله این است که بر خلاف بیماری افسردگی، در مورد اضطراب بندرت تحقیقات انجام شده است.
اولیویا رمس، از بخش بهداشت عمومی و مراقبتهای پایه دانشگاه کمبریج گفت اختلال اضطرابی زندگی روزمره را بسیار دشوار میکند.
به گفته او به بیماری افسردگی توجه زیادی میشود که البته مسئله مهمی است، "اما اضطراب هم به همان اندازه حائز اهمیت است و زندگی را به همان اندازه مختل میکند."
خانم رمس گفت: "اضطراب ممکن است باعث بیماریهای دیگر از جمله اختلالات روانی دیگر شود، خطر اقدام به خودکشی را بالا ببرد و اصولا اختلالی است که هزینه آن برای جامعه بسیار بالاست."
"این نکته بسیار مهم است که نهادهای بهداشتی و درمانی بدانند این اختلال تا چه حد شایع است و چه اقشاری بیشتر در معرض ابتلا به آن قرار دارند."
اختلال اضطراب چیست؟
احساس نگرانی، تشویش، ترس و دلهرهای که فرد به مدت طولانی تجربه کند یا مکررا رخ دهد به طوری که کارهای روزانه و عادی را مختل کند، اختلال اضطرابی محسوب میشود.
زنان در سراسر جهان دو برابر در معرض خطر ابتلا به اختلال اضطرابی قرار دارند
اضطراب مزمن با علائم فیزیکی نیز همراه است. فشار خون بالا، حالت تهوع و بیخوابی یا کمخوابی از بارزترین نشانههای جسمانی آن است.
در این مرحله اضطراب به بیماری تبدیل شده و این امکان برای پزشکان وجود دارد که نوعی خاص از اختلال اضطرابی (به عنوان مثال وسواس و یا ترس مفرط از اماکن عمومی) را تشخیص دهند.
آیا زنان بیشتر از مردان دچار اضطراب میشوند؟
بر اساس تحقیقاتی که انجام شده است زنان در سراسر جهان دو برابر در معرض خطر ابتلا به اختلال اضطرابی قرار دارند.
اما خانم رمس میگوید که این مسئله ممکن است ناشی از نوسانات هورمونی باشد یا ممکن است به دلیل نقش سنتی زنان در نگهداری از فرزندان باشد.
این تحقیقات نشان داده است که اختلال اضطرابی به ویژه در افراد مبتلا به بیماریهای مزمن شایعتر است.
به عنوان مثال ۳۲% از افرادی که مبتلا به بیماری اماس هستند و همچنین ۲۳% از بیماران مبتلایان به سرطان دچار اختلال اضطرابی هستند.
بعلاوه در این تحقیق آمده که زنان باردار درست قبل و بعد از وضع حمل بیشتر در معرض ابتلا به اختلال وسواسی-اجباری (OCD) هستند. منبع بی بی سی فارسی .
http://www.bbc.com/persian/science/2016/06/160606_l43_anxiety_disorder
@eduarticle
BBC News فارسی
زنان 'دو برابر مردان' در معرض اضطراب هستند
پژوهشگران میگویند زنان دستکم دو برابر مردان در معرض ابتلا به اختلال اضطرابی هستند. بر اساس این بررسی جهانی علاوه بر زنان، جوانان زیر ۳۵ سال و افراد مبتلا به بیماریهای مزمن بیشتر دچار اضطراب میشوند.
جعفر خولی بر چوبه دار در ملا عام ،جهت اطمینان مردم که این راهزن شرور واقعا کشته شده است. @eduarticle
✅✅شرط وزارت علوم براي اعطاي گرنت
مديرکل دفتر سياستگذاري و برنامه ريزي امور پژوهشي وزارت علوم با تاکيد بر اين که بر اساس «نظامنامه مديريت پژوهشي تحصيلات تکميلي» حمايت از پايان نامهها و اعطاي گرنت اساتيد ساماندهي خواهد شد، گفت: علاوه بر آن شيوه انتخاب پژوهشگران برتر نيز تغيير خواهد کرد.دکتر محسن شريفي در گفتگو با ايسنا افزود: هدايت پايان نامهها به سمت رفع نيازهاي کشور يکي از اولويتهاي کاري دفتر سياستگذاري و برنامهريزي امور پژوهشي وزارت علوم است از اين رو در سال جاري برنامههايي را در دستور کار قرار داديم.
به گفته وي بر اساس اين نظام نامه پاياننامههايي که در راستاي نيازهاي کشور هستند، از سوي معاونان پژوهشي دانشگاهها مورد حمايت قرار خواهند گرفت. @eduarticle
مديرکل دفتر سياستگذاري و برنامه ريزي امور پژوهشي وزارت علوم با تاکيد بر اين که بر اساس «نظامنامه مديريت پژوهشي تحصيلات تکميلي» حمايت از پايان نامهها و اعطاي گرنت اساتيد ساماندهي خواهد شد، گفت: علاوه بر آن شيوه انتخاب پژوهشگران برتر نيز تغيير خواهد کرد.دکتر محسن شريفي در گفتگو با ايسنا افزود: هدايت پايان نامهها به سمت رفع نيازهاي کشور يکي از اولويتهاي کاري دفتر سياستگذاري و برنامهريزي امور پژوهشي وزارت علوم است از اين رو در سال جاري برنامههايي را در دستور کار قرار داديم.
به گفته وي بر اساس اين نظام نامه پاياننامههايي که در راستاي نيازهاي کشور هستند، از سوي معاونان پژوهشي دانشگاهها مورد حمايت قرار خواهند گرفت. @eduarticle
✅✅ اعلام مهلت ويرايش و تعيين اولويت هاي جذب هيأت علمي
متقاضياني که در فراخوان جذب اعضاي هيأت علمي ارديبهشت 95شرکت کرده اند تا 21خرداد جهت ويرايش و ثبت نهايي در سامانه جذب مهلت دارند.
به گزارش مهر، مرکز جذب اعضاي هيات علمي وزارت علوم اعلام کرد، انتظار مي رود در زمان تعيين اولويت يا ويرايش اطلاعات به فايل راهنماي استفاده از سامانه و همچنين سوالات متداول توجه ويژه اي شود . @eduarticle
متقاضياني که در فراخوان جذب اعضاي هيأت علمي ارديبهشت 95شرکت کرده اند تا 21خرداد جهت ويرايش و ثبت نهايي در سامانه جذب مهلت دارند.
به گزارش مهر، مرکز جذب اعضاي هيات علمي وزارت علوم اعلام کرد، انتظار مي رود در زمان تعيين اولويت يا ويرايش اطلاعات به فايل راهنماي استفاده از سامانه و همچنين سوالات متداول توجه ويژه اي شود . @eduarticle
✅✅افزایش پلکانی یا قطرهای حقوق بازنشستگان در سال 95؛ برگزیده -ابتکار 19 خرداد 95
حقوق شما چقدر می شود؟
دولتهای جهانی برای بازنشستگان احترام زیادی قائل هستند. ایران مستثنی نیست اما میزان واقعی و کافی که پاسخگوی نیاز بازنشستگان شود، چقدر است؟ آیا افزایشهای قطرهای میتواند توجه بازنشستگان را جلب کند؟ آیا زندگی ایدهآل یک انسان در سن پیری با این میزان افزایش برآورده میشود؟ سن امید به زندگی در ایران در حال افزایش است و این روند همچنان ادامه دارد؛ با توجه به این موضوع بر شمار بازنشستگان و سالمندان روز به روز افزوده میشود. براساس آخرین آمار ارائه شده توسط دولت در ایران یک میلیون و 260 هزار بازنشسته کشوری و 500 هزار بازنشسته لشکری وجود دارد. این افراد یا پس از دوران بازنشستگی توانایی ایجاد یک کسب و کار جدید را داشته یا از کارافتاده و در گوشه از منزل نشسته اند. اگر یک بازنشسته در زمان اشتغال، حداقل حقوق را دریافت و در سال 94 تمام آن را ذخیره می کرد، می توانست 9 میلیون تومان پس انداز کند، یعنی روزانه کمتر از 25 هزار تومان! آیا این مبلغ خرج یک خانواده را می دهد؟
به گزارش مهر، در بهمن ماه سال گذشته محمد باقر نوبخت، سخنگوی دولت از افزایش 20 درصد حقوق بازنشستگان در سال 95 خبر داد. به گفته نوبخت: «در راستای عدالت خواهی در پرداخت های داخلی در سال آینده حقوق بازنشستگان که زیر یک میلیون و نیم حقوق میگیرند، ۲۰ درصد و بازنشستگانی که بالای یک میلیون و نیم حقوق می گیرند ۱۲ درصد افزایش مییابد.»
براساس آمار ارائه شده، حقوق بیش از یک میلیون از بازنشستگان کشوری بین 750 هزار تومان تا یک و نیم میلیون تومان است. همچنین قرار بر این بود که، برای کاهش فاصله و نابرابری و در راستای عدالت مزدی، تمامی بازنشستگانی که از دولت به عنوان پاداش بازنشستگی مطالباتی دارند بالغ بر ۴ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان اعتبار در بودجه اختصاص داده شد و تمام کسانی که پاداش بازنشستگی طلب دارند را دولت پرداخت خواهد کرد. نهایت در روزهای گذشته تکلیف حقوق بازنشستگان روشن شد. افزایش پلهای 12 تا 20 درصد برای بازنشستگان. با دقیق شدن در جزئیات افزایش پلکانی میتوان گفت در طرح مورد نظر برای افرادی که 750 هزار تومان حقوق دریافت میکردند، افزایش 20 درصدی لحاظ میشود. به عبارتی این افراد در سال 95 حقوقی معادل 900 هزار تومان دریافت خواهند کرد. همچنین برای بازنشستهای که 800 هزار تومان دریافت میکند 19.5 درصد و برای بازنشستهای که 900 هزار تومان دریافت میکند 18.5 درصد افزایش حقوق صورت خواهد گرفت که به ترتیتب معادل 956 هزار تومان و یک میلیون و شصت و شش هزار و پانصد تومان خواهد بود. این نسبت همینطور ادامه پیدا میکند تا به کسانی که 1.5 میلیون تومان حقوق دارند میرسد. برای این گروه و بالاتر افزایشها 12 درصدی است. @eduarticle
حقوق شما چقدر می شود؟
دولتهای جهانی برای بازنشستگان احترام زیادی قائل هستند. ایران مستثنی نیست اما میزان واقعی و کافی که پاسخگوی نیاز بازنشستگان شود، چقدر است؟ آیا افزایشهای قطرهای میتواند توجه بازنشستگان را جلب کند؟ آیا زندگی ایدهآل یک انسان در سن پیری با این میزان افزایش برآورده میشود؟ سن امید به زندگی در ایران در حال افزایش است و این روند همچنان ادامه دارد؛ با توجه به این موضوع بر شمار بازنشستگان و سالمندان روز به روز افزوده میشود. براساس آخرین آمار ارائه شده توسط دولت در ایران یک میلیون و 260 هزار بازنشسته کشوری و 500 هزار بازنشسته لشکری وجود دارد. این افراد یا پس از دوران بازنشستگی توانایی ایجاد یک کسب و کار جدید را داشته یا از کارافتاده و در گوشه از منزل نشسته اند. اگر یک بازنشسته در زمان اشتغال، حداقل حقوق را دریافت و در سال 94 تمام آن را ذخیره می کرد، می توانست 9 میلیون تومان پس انداز کند، یعنی روزانه کمتر از 25 هزار تومان! آیا این مبلغ خرج یک خانواده را می دهد؟
به گزارش مهر، در بهمن ماه سال گذشته محمد باقر نوبخت، سخنگوی دولت از افزایش 20 درصد حقوق بازنشستگان در سال 95 خبر داد. به گفته نوبخت: «در راستای عدالت خواهی در پرداخت های داخلی در سال آینده حقوق بازنشستگان که زیر یک میلیون و نیم حقوق میگیرند، ۲۰ درصد و بازنشستگانی که بالای یک میلیون و نیم حقوق می گیرند ۱۲ درصد افزایش مییابد.»
براساس آمار ارائه شده، حقوق بیش از یک میلیون از بازنشستگان کشوری بین 750 هزار تومان تا یک و نیم میلیون تومان است. همچنین قرار بر این بود که، برای کاهش فاصله و نابرابری و در راستای عدالت مزدی، تمامی بازنشستگانی که از دولت به عنوان پاداش بازنشستگی مطالباتی دارند بالغ بر ۴ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان اعتبار در بودجه اختصاص داده شد و تمام کسانی که پاداش بازنشستگی طلب دارند را دولت پرداخت خواهد کرد. نهایت در روزهای گذشته تکلیف حقوق بازنشستگان روشن شد. افزایش پلهای 12 تا 20 درصد برای بازنشستگان. با دقیق شدن در جزئیات افزایش پلکانی میتوان گفت در طرح مورد نظر برای افرادی که 750 هزار تومان حقوق دریافت میکردند، افزایش 20 درصدی لحاظ میشود. به عبارتی این افراد در سال 95 حقوقی معادل 900 هزار تومان دریافت خواهند کرد. همچنین برای بازنشستهای که 800 هزار تومان دریافت میکند 19.5 درصد و برای بازنشستهای که 900 هزار تومان دریافت میکند 18.5 درصد افزایش حقوق صورت خواهد گرفت که به ترتیتب معادل 956 هزار تومان و یک میلیون و شصت و شش هزار و پانصد تومان خواهد بود. این نسبت همینطور ادامه پیدا میکند تا به کسانی که 1.5 میلیون تومان حقوق دارند میرسد. برای این گروه و بالاتر افزایشها 12 درصدی است. @eduarticle
✅✅استراتژيها و تاكتيكهاي مديريت آموزشي
روزنامه اعتماد - 19 خرداد 95
محمد داوري كارشناس ارشد مديريت آموزشي
اينكه يك مدير آموزشي آن هم مدير ارشد در راس هرم مديريتي بايد به دو پرسش نخستين پاسخ بدهد آغاز راه و از بديهيات مديريت است. پرسش نخست اين است كه استراتژيهاي مديريتي او چيست؟ و پرسش دوم اين است كه در مسير اين استراتژيها چه تاكتيكهاي مديريتي بايد اعمال شود؟
در ارزيابي عملكرد وزراي آموزش و پرورش از همان روزهاي نخست پس از انقلاب و بر كرسي مديريت نشستن غلامحسين شكوهي، محمدعلي رجايي، علياكبر پرورش، اكرمي و نجفي در دهه ٦٠ و ٧٠ تا دو دهه بعدي با مديريت مظفر، حاجي، فرشيدي، علياحمدي و حاجبابايي و اكنون علياصغر فاني در دهه ٨٠ و ٩٠ اين دو پرسش اساسي مشخص ميكند چقدر استراتژيها و تاكتيكهاي مديريت آموزشي مهم است.تعيين راه و مشخص كردن چگونگي پيمودن آن، مديران ارشد را از روزمرّگي نجات ميدهد، بلايي كه بيشتر وزراي آموزش و پرورش گرفتار آن بودند. به جز دوره محمدعلي نجفي كه تا حدودي اين رويكرد مديريتي مورد توجه قرار گرفت و به نسبت هم براي مدت طولانيتر اين مسووليت را برعهده داشت، متاسفانه در ساير دورهها يا گرفتاريهاي خارج از سيستم مانع ايجاد مينمود يا روزمرّگيهاي داخل سيستم امكان اين نوع مديريت را سلب كرده بود.
بيترديد لازمه مديريت استراتژيك ثبات و پايداري و اراده و اختيار است كه در ساير دورهها كمتر ديده ميشود. يكي از دلايل موفقيت نسبي محمدعلي نجفي ثبات مديريتي او و اختياري كه دولت سازندگي به وزيران ميداد و سپس اراده مهم شخص وزير بود كه جرات و جسارت تحول و تغيير را داشت.
استراتژيهاي مديريتي در آموزش و پرورش در چند بعد اصلي از اهميت خاصي برخوردار است؛ نخست رويكرد تمركزگرايي در مقابل تمركززدايي است كه مانع تحرك و پويايي و خلاقيت ميشود. در فضايي كه به مناطق و مدارس اختيار عمل داده شده است و مدرسهمحوري بيشتر مورد توجه قرار گرفته دستاوردهاي خوبي داشته است و رويكرد ديگر در مديريت منابع انساني است. در مقطعي كه نگاه حرفهاي و شايستهگرايي بوده است كيفيت آموزشي جهش قابل توجهي داشته و رويكرد سومي كه در حوزه آموزش و پرورش حياتي است مشاركتمحوري است و اين مهم نيز نشان داده است كه نگاه فرابخشي ميتواند ظرفيتهاي مالي و معنوي كشور را در اين مسير به كار گيرد و علاوه بر اين سه بعد در زمينه محتواي آموزشي و برنامه درسي هم رويكردهاي صحيح تضمينكننده موفقيت است. @eduarticle
روزنامه اعتماد - 19 خرداد 95
محمد داوري كارشناس ارشد مديريت آموزشي
اينكه يك مدير آموزشي آن هم مدير ارشد در راس هرم مديريتي بايد به دو پرسش نخستين پاسخ بدهد آغاز راه و از بديهيات مديريت است. پرسش نخست اين است كه استراتژيهاي مديريتي او چيست؟ و پرسش دوم اين است كه در مسير اين استراتژيها چه تاكتيكهاي مديريتي بايد اعمال شود؟
در ارزيابي عملكرد وزراي آموزش و پرورش از همان روزهاي نخست پس از انقلاب و بر كرسي مديريت نشستن غلامحسين شكوهي، محمدعلي رجايي، علياكبر پرورش، اكرمي و نجفي در دهه ٦٠ و ٧٠ تا دو دهه بعدي با مديريت مظفر، حاجي، فرشيدي، علياحمدي و حاجبابايي و اكنون علياصغر فاني در دهه ٨٠ و ٩٠ اين دو پرسش اساسي مشخص ميكند چقدر استراتژيها و تاكتيكهاي مديريت آموزشي مهم است.تعيين راه و مشخص كردن چگونگي پيمودن آن، مديران ارشد را از روزمرّگي نجات ميدهد، بلايي كه بيشتر وزراي آموزش و پرورش گرفتار آن بودند. به جز دوره محمدعلي نجفي كه تا حدودي اين رويكرد مديريتي مورد توجه قرار گرفت و به نسبت هم براي مدت طولانيتر اين مسووليت را برعهده داشت، متاسفانه در ساير دورهها يا گرفتاريهاي خارج از سيستم مانع ايجاد مينمود يا روزمرّگيهاي داخل سيستم امكان اين نوع مديريت را سلب كرده بود.
بيترديد لازمه مديريت استراتژيك ثبات و پايداري و اراده و اختيار است كه در ساير دورهها كمتر ديده ميشود. يكي از دلايل موفقيت نسبي محمدعلي نجفي ثبات مديريتي او و اختياري كه دولت سازندگي به وزيران ميداد و سپس اراده مهم شخص وزير بود كه جرات و جسارت تحول و تغيير را داشت.
استراتژيهاي مديريتي در آموزش و پرورش در چند بعد اصلي از اهميت خاصي برخوردار است؛ نخست رويكرد تمركزگرايي در مقابل تمركززدايي است كه مانع تحرك و پويايي و خلاقيت ميشود. در فضايي كه به مناطق و مدارس اختيار عمل داده شده است و مدرسهمحوري بيشتر مورد توجه قرار گرفته دستاوردهاي خوبي داشته است و رويكرد ديگر در مديريت منابع انساني است. در مقطعي كه نگاه حرفهاي و شايستهگرايي بوده است كيفيت آموزشي جهش قابل توجهي داشته و رويكرد سومي كه در حوزه آموزش و پرورش حياتي است مشاركتمحوري است و اين مهم نيز نشان داده است كه نگاه فرابخشي ميتواند ظرفيتهاي مالي و معنوي كشور را در اين مسير به كار گيرد و علاوه بر اين سه بعد در زمينه محتواي آموزشي و برنامه درسي هم رويكردهاي صحيح تضمينكننده موفقيت است. @eduarticle