آموزش زبان انگلیسی لنگ لرن
112 subscribers
84 photos
1 file
3 links
Download Telegram
📚 Unit23 Essential English Words
#درس23 #لغت بخش دوم

➡️passenger = مسافر
A passenger is a person who rides in a car, train, or airplane.
مسافر کسی است که سوار ماشین، قطار یا هواپیما شده است
One passenger was standing in the subway train.
یک مسافر در قطار مترو ایستاده بود
—-
➡️personality = شخصیت
Your personality is what you are like and how you behave.
شخصیت شما چیزی است که شبیه شماست و چگونگی رفتار شما را نشان می دهد
John has a bad personality.
جان دارای یک شخصیت بد است
—-
➡️poem = شعر
A poem is a short kind of writing.
شعر یک نوع از نوشته کوتاه است
William Shakespeare wrote many poems.
ویلیام شکسپیر اشعار بسیاری نوشت
—-
➡️pole = ستون
A pole is a long thin stick made of wood or metal that supports things.
ستون یک چوب بلند نازک ساخته شده از چوب یا فلز است که از همه چیز پشتیبانی می کند
The flag was hanging from the flag pole.
پرچم از ستون آویزان شد
—-
➡️remove = حذف کردن، برداشتن، زدودن
To remove something is to take it away.
حذف کردن چیزی به معنی دور انداختن آن است
I removed the nail from the board.
من ناخن را از روی تخته برداشتم
—-
➡️safety = ایمنی
Safety means to be the condition of being safe and free from danger.
ایمنی به معنی شرایط امن و بدون خطر است
For his own safety, he was placed in a car seat.
برای ایمنی خود او را بر روی صندلی ماشین قرار داد
—-
➡️shoot = شلیک
To shoot is to fire something like a bullet at someone or something.
شلیک کردن آتش به چیزی شبیه گلوله زدن به چیزی یا کسی است
The hunter raised his gun to shoot at the target.
شکارچی تفک خود را بلند کرد و به هدف شلیک کرد
—-
➡️sound = صدا، صوت
To sound means to make a noise.
صدا یعنی تولید سروصدا
The alarm clock sounded and woke us all up.
ساعت زنگ دار صدا داد و همه را بیدا کرد
—-
➡️swim = شنا
To swim is to move through water.
شنا کردن یعنی حرکت کردن در آب
I love to swim in the ocean.
من عاشق شنا کردن در اقیانوس هستم
—-
➡️web = تار عنکبوت
A web is a home made by a spider.
تار عنکبوت خانه ساخته شده توسط عنکبوت است
Mom cleaned the spider webs out of the garage
مامان تارهای عنکبوت را از گاراژ پاک کرد

+++++
@enlanglearn 🇱🇷
فایل صوتی درس 23
#فایل_صوتی_لغات #درس23 | دوستان. لغات را یک بار مرور کنید. جمله راهنما و مثال فقط برای فهم بهتر معنی لغت است. سعی در حفظ آن نکنید و تمرکز خود را روی لغت اصلی بگذارید.
#جمله با معنی فارسی و بررسی لغات
++++
@enlanglearn
📚 Unit24 Essential English Words
#درس24 #لغت بخش اول

➡️block = بلوک
A block is a solid piece of wood, stone or ice.
بلوک یک قطعه جامد از چوب، سنگ یا یخ است
I saw a block of ice on the floor.
من یک قطعه یخ بر روی زمین دیدم
—-
➡️cheer = تشویق کردن
To cheer is to give a loud shout of approval or encouragement.
تشویق کردن یعنی فریاد شدید برای تایید و ترغیب کسی
The crowd all cheered when the home team won.
وقتی تیم میزبان برنده شد همه جمعیت آن ها را تشویق کردند
—-
➡️complex = پیچیده
If something is complex, it has many small parts. It is hard to understan
اگر چیزی پیچیده است یعنی از بخش های کوچک تشکیل شده. این فهمیدن آن ها را سخت می کند
A jig-saw puzzle can be complex because it has so many pieces.
پازل منبت کاری می تواند پیچیده باشد به دلیل آن که از قطعات بسیاری تشکیل شده است
—-
➡️critic = منتقد
A critic is someone who give their opinions about movies, books, plays
یک منتقد کسی است که در مورد فیلم، کتاب، نمایشنامه نظرات خود را ارائه می دهد
The wine critic tasted the wine so he could give his opinion.
منتقد شراب، شراب را مزه کرد پس می تواند نظر خود را بدهد
—-
➡️event = رویداد
An event is something that happens, especially something important.
یک رویداد چیزی است که اتفاق می افتد علی الخصوص چیزی که مهم است
Finishing high school was a major event in his life.
پایان دبیرستان یک رویداد بزرگ در زندگی او بود
—-
➡️exercise = ورزش
To exercise is to run or play sports so that you can be healthy.
ورزش به معنی دویدن یا انجام بازی به طوری که شما را سالم می کند
You should exercise every day.
شما باید هر روز ورزش کنید
—-
➡️fit = مناسب
If something fits, it is small enough orthe right size to go there.
اگر چیزی مناسب است آن چیز کوچک نیست یا سایز درستی دارد
The colorful eggs fit into the box.
تخم مرغ رنگی را در جعبه مناسب گذاشت
—-
➡️friendship = دوستی
Friendship is the relationship between people who are friends.
دوستی رابطه ای است بین افراد که دوستانه است
Michael and Lisa have a very strong friendship with each other.
مایکل و لیزا یک دوستی بسیار قوی با یکدیگر دارند
—
➡️guide = راهنما
A guide is someone who shows you where to go.
راهنما کسی است که به شما در رفتن به جایی کمک می کند
We followed a guide at the park.
ما به دنبال یک راهنمای در پارک بودیم
—-
➡️lack = فقدان، کسری
If there is a lack of something, there is not enough of it.
اگر چیزی کسری دارد یعنی از آن به حد کافی وجود ندارد
His only problem is a lack of money.
تنها مشکل او فقدان پول است

+++++
@enlanglearn 🇱🇷
📚 Unit24 Essential English Words
#درس24 #لغت بخش دوم

➡️passage = راهرو
A passage is a long area with walls that goes from one place
یک راهرو یک منطقه طولانی با دیوار است که برای رفتن به محلی از آن گذر می کنند
The long passage led us to the other side of the field.
راهرو طولانی ما را به طرف دیگر مزرعه برد
—-
➡️perform = اجرا کردن
To perform is to do something in front of people who watch.
اجرا کردن چیزی یعنی انجام آن جلو مردم در حالی که در حال تماشا هستند
He will perform a song for the class.
او می خواهد یک آهنگ برای کلاس اجرا کند
—-
➡️pressure = فشار آوردن
Pressure is what you apply to make someone do something.
فشار آوردن یعنی شما کسی را برای انجام چیزی به کار ببرید
They put pressure on him to change his mind.
آن ها برای تغییر ذهنش بر او فشار آوردند
—-
➡️probable = محتمل، احتمال
If something is probable, it is likely to happen.
اگر چیزی محتمل است یعنی احتمال دارد اتفاق بیافتد
It is probable that you will get a good grade if you study for the test.
اگر شما برای آزمون مطالعه کنید این احتمال وجود دارد که یک نمره خوب بیاورید
—-
➡️public = عمومی
If something is public, it is meant for everyone to use.
اگر چیزی عمومی است یعنی آن چیز برای همه قابل استفاده است
I went to the public park to play with my friends.
من به پارک عمومی رفتم و با دوستانم بازی کردم
—-
➡️strike = اصابت، برخورد
To strike someone or something is to hit them.
اصابت کردن به چیزی یا کسی یعنی برخورد کردن با آن
She struck the other girl in the face.
او از ناحیه صورت با دختر دیگری برخورد کرد
—-
➡️support = پشتیبانی
To support something is to like it and help it be successful.
پشتیبانی از چیزی یعنی آن را دوست داشته باشیم و به موفقیت آن کمک کنیم
Everyone at work supports the new plan.
همه در محل کار از طرح جدید پشتیبانی کردند
—-
➡️task = وظیفه
A task is work that someone has to do.
یک وظیفه کاری است که کسی باید انجام دهد
Who has the task of building the brick wall?
چه کسی وظیفه ساخت دیوار آجری را به عهده دارد؟
—-
➡️term = اصطلاح
A term is a word for something.
یک اصطلاح یعنی کلمه ای را به چیزی اختصاص دهیم
I often use the term “oops” when I make a mistake.
من اغلب وقتی اشتباه می کنم از اصطلاح "اوه" استفاده می کنم
—-
➡️unite = متحد شدن
To unite is to get together to do something.
متحد شدن یعنی این که با هم کاری را انجام دهیم
If we unite, we can finish our project faster.
اگر متحد شویم می توانیم به سرعت پروژه را به پایان برسانیم

+++++
@enlanglearn 🇱🇷
فایل صوتی درس 24
#فایل_صوتی_لغات #درس24☝️🎤☝️💤☝️ دوستان. لغات را یک بار مرور کنید..
#فایل_صوتی_لغات #درس24 | دوستان. لغات را یک بار مرور کنید. جمله راهنما و مثال فقط برای فهم بهتر معنی لغت است. سعی در حفظ آن نکنید و تمرکز خود را روی لغت اصلی بگذارید.
#جمله با معنی فارسی و بررسی لغات
++++
@enlanglearn
📚 Unit25 Essential English Words
#درس25 #لغت بخش اول

➡️associate = معاشرت کردن، وابسته
To associate means to connect something with a person or thing.
معاشرت کردن به معنی وصل کردن چیزی به کسی یا چیز دیگری است
Most people associate birthday parties with having fun.
اکثر مردم در جشن تولد معاشرت سرگرم کننده ای داشتند
—-
➡️environment = محیط زیست
The environment is the place where people work or live.
محیط زیست جایی است که مردم در آن کار و یا زندگی می کنند
Keeping our environment clean is important to our health.
حفظ محیط زیست پاک برای سلامتی ما مهم است
—-
➡️factory = کارخانه
A factory is a building where things are made or put together.
یک کارخانه ساختمانی است که درآن همه چیز ساخته یا مونتاژ می شود
We have only one factory in our town.
ما فقط یک کارخانه در شهرمان داریم
—-
➡️feature = ویژگی
A feature is an important part of something.
یک ویژگی بخش مهمی از چیزی است
The cell phone has many features.
تلفن همراه ویژگی های بسیاری دارد
—-
➡️instance = نمونه
An instance is an example of something.
یک نمونه مثالی از چیزی است
I have never experienced an instance of hate. Have you?
من هرگز تجربه یک نمونه از نفرت را نداشتم. آیا شما دارید؟
—-
➡️involve = دخیل، درگیر شدن
To involve means to be actively taking part in something.
درگیر شدن یعنی شرکت کردن به طور فعال در چیزی
The whole family was involved in playing the game.
تمام خانواده در بازی درگیر شدند
—-
➡️medicine = دارو
Medicine is something you take to feel better or treat an illness.
دارو چیزی است که باعث می شود احساس بهتری داشته باشید و بیماری درمان یابد
The doctor gave me medicine for my cold.
دکتر دارویی برای سرماخوردگیم به من داد
—-
➡️mix = مخلوط، ترکیب
A mix is different things put together.
ترکیب کردن یعنی کنار هم قرار دادن چیزهای مختلف با هم
The green mix we made in science class spilled onto the table.
مخلوط سبزی که ما در کلاس علوم ساخته بودیم بر روی میز ریخته است
—-
➡️organize = سازماندهی
To organize is to plan or get ready for an event.
سازماندهی کردن یعنی برنامه ریزی و آماده شدن برای یک رویداد
Make a list to help you organize the things you need.
لیستی از چیزهایی که برای سازماندهی نیاز دارید تهیه کنید
—-
➡️period = دوره
A period is an amount of time when something happens.
یک دوره بازه ای از زمان است که در آن اتفاقی می افتد
In one period in Europe, there were many knights.
در یک دوره در اروپا، شوالیه های بسیاری وجود داشت

+++++
@enlanglearn 🇱🇷
📚 Unit25 Essential English Words
#درس25 #لغت بخش دوم

➡️populate = سکونت داشتن
If people populate an area, they live there.
اگر مردم در یک منطقه سکونت داشته باشند یعنی آن ها در آن جا زندگی می کنند
Billions of people populate the Earth.
میلیاردها نفر از مردم بر روی زمین سکونت دارند
—-
➡️produce = محصول
To produce something is to make or grow it.
محصول چیزی است که ساخته شده و یا رشد می کند
This tree produces apples every year.
این درخت هر ساله محصول سیب دارد
—-
➡️range = طیف
A range is a number or a set of similar things.
طیف یک عدد یا مجموعه از چیزهای مشابه است
I saw a range of cars to choose from.
من طیف وسیعی از اتومبیل ها را برای انتخاب دیدم
—-
➡️recognize = تشخیص دادن
To recognize something is to know it because you have seen it before.
تشخیص دادن یعنی به چیزی مطمئن شوید زیرا قبلا آن را دیده اید
I recognized an old friend from many years ago.
من یک دوستی قدیمی مربوط به سال های پیش را تشخیص دادم
—-
➡️regular = به طور منظم
If something is regular, it happens often and in equal amounts of time.
اگر چیزی به طور منظم است یعنی آن چیز اغلب در بازه های زمانی مساوی اتفاق می افتد
Our regular lunch time is around noon.
وقت ناهار ما به طور منظم حدود ظهر است
—-
➡️sign = نشانه، علامت
A sign is a notice giving information, directions, a warning, etc.
یک نشانه اطلاع دادن در مورد یک خبر، مسیر یا اخطار و غیره است
The sign indicated that today would be a bad day.
علامت نشان داد امروز یک روز بد خواهد بود
—-
➡️tip = نوک
A tip is a pointed end of something.
نوک نقطه پایانی هر چیز است
The tip of his pen was very sharp.
نوک قلم او بسیار تیز بود
—-
➡️tradition = سنت
A tradition is something people have been doing for a long time.
سنت چیزی است که مردم به مدت طولانی انجام می دهند
Marriage is a tradition all over the world.
ازدواج یک سنت در سراسر جهان است
—-
➡️trash = زباله
Trash is waste material or unwanted or worthless things.
زباله مواد زائد، بی ارزش و یا چیزهایی است که آن ها را نمی خواهیم
Please take out the trash; it smells bad.
لطفا زباله ها را بیرون ببر آن ها بوی بد می دهند
—-
wide = عریض، وسیع، گسترده
If something is wide, it is large from side to side.
اگر چیزی گسترده است یعنی بزرگی آن از سمتی تا سمت دیگر است
The door was as wide as my arms.
درب به وسعت آغوش من بود

+++++
@enlanglearn 🇱🇷
فایل صوتی درس 25
#فایل_صوتی_لغات #درس25 | دوستان. لغات را یک بار مرور کنید. جمله راهنما و مثال فقط برای فهم بهتر معنی لغت است. سعی در حفظ آن نکنید و تمرکز خود را روی لغت اصلی بگذارید.
#جمله با معنی فارسی و بررسی لغات
++++
@enlanglearn
📚 Unit26 Essential English Words
#درس26 #لغت بخش اول

➡️advice = مشاوره
Advice is an opinion about what to do.
مشاوره، نظر دادن در مورد انجام کاری است
I don’t know how to study for my exams. Can you give me some advicel
من نمی دانم چطور برای امتحانات مطالعه کنم. آیا می توانید به من مشاوره بدهید؟
—-
➡️along = در امتداد
Along means to move from one part of a road, river, etc. to another.
در امتداد به معنی حرکت در بخشی از یک جاده، رودخانه و غیره است
Walk along this tunnel for ten minutes, and you’ll see a door on the left.
اگر شما ده دقیقه در امتداد این تونل حرکت کنید یک درب در سمت چپ خواهید دید
—-
➡️attention = توجه
Attention is the notice, thought, or consideration of someone.
توجه، دقت، فکر کردن یا در نظر گرفتن کسی است
His work got the attention of two of his co-workers.
کار خود را با توجه به دو نفر از همکارانش کرد
—-
➡️attract = جذب
To attract means to make a person or thing come closer or be intereste
جذب کردن به معنی نزدیک کردن یا علاقمند کردن است
The magnet attracted the metal.
آهنربا فلز را جذب می کند
—-
➡️climb = صعود کردن
To climb means to use your hands and feet to go up on something.
صعود کردن به معنی بالا رفتن از چیزی با استفاده از دست و پای خود
The girls climbed to the top of the mountain.
دخترها به بالای کوه صعود کردند
—-
➡️drop = چکه
To drop is to fall or allow something to fall.
چکه سقوط کردن یا اجازه سقوط دادن به چیزی است
A small amount of water dropped from the bottle.
مقدار کمی از آب از بطری چکه کرد
—-
➡️final = نهایی
If something is final, it is the last part.
اگر چیزی نهایی است یعنی آن در قسمت پایانی است
In the final part of the film, the man and the woman got married.
در بخش پایانی این فیلم، مرد و زن ازدواج کردند
—-
➡️further = دورتر
Further is used to say something is from a distance or time.
دورتر زمانی استفاده می شود که بخواهند بگویند چیزی از نظر راه یا زمان فاصله دارد
The escalator is further along than I thought.
پله برقی بیش از آنکه من فکر می کردم امتداد داشت
—-
➡️imply = اشاره کردن، این مفهموم را می رساند
To imply something is to suggest it without saying it.
اشاره کردن به چیزی یعنی پیشنهاد دادنش بدون صحبت درباره آن
The man implied that he wanted the job, but he didn’t say so.
مرد اشاره کرد که او کار می خواهد اما او این را نگفت
—-
➡️maintain = حفظ کردن
To maintain means to make something stay the same.
حفظ کردن به معنی باقی ماندن چیزی به همان حالت است
The balls maintain constant movement.
توپ حرکت ثابت را حفظ کرد

+++++
@enlanglearn 🇱🇷
📚 Unit26 Essential English Words
#درس26 #لغت بخش دوم

➡️neither = هیچ یک
You use neither to connect two negative statements.
شما با استفاده از هیچ یک می توانید دو نظر منفی را به هم وصل کنید
Neither the pass on the left nor the pass on the right will lead us home.
هیچ یک از گذرگاه های سمت راست و چپ ما را به خانه نخواهد رساند
—-
➡️otherwise = در غیر این صورت
Otherwise means different or in another way.
در غیر این صورت به معنی وجود راه های متفاوت و دیگر است
It’s good to stay active; otherwise, you’ll gain weight.
فعال بودن خوب است در غیر صورت شما اضافه وزن پیدا خواهید کرد
—-
➡️physical = فیزیکی، جسمی
If something is physical, it is related to your body and not your mind.
اگر چیزی فیزیکی است یعنی آن چیز به بدن شما مربوط است و ربطی به ذهن ندارد
Biking is good for your physical health.
دوچرخه سواری برای سلامت جسمی خوب است
—-
➡️prove = اثبات کردن
To prove something is to show that it is true.
اثبات کردن چیزی یعنی نشان دادن این که آن چیز درست است
My teacher proved the answer on the board.
معلم جواب را بر روی تخته اثبات کرد
—-
➡️react = واکنش نشان دادن
To react is to act in a certain way because of something that happened.
واکنش نشان دادن یعنی در مقابل چیزی که اتفاق افتاده است به یک روش خاص عمل کرد
James reacted badly to the news.
جیمز به اخبار بد واکنش نشان داد
—-
➡️ride = سوار شدن
To ride something is to travel on it. You can ride an animal, a bike, etc.
سوار شدن بر روی چیزی یعنی سفر کردن با آن. شما می توانید بر روی یک حیوان، دوچرخه و غیره سوار شوید
I will ride a roller-coaster for the first time today.
من امروز برای اولین بار یک ترن هوایی سوار شدم
—-
➡️situated = واقع شدن
If something is situated somewhere, it is in that place.
اگر چیزی در جایی واقع شده است یعنی آن چیز در آن محل است
The white board is situated between the two men.
تخته سفید بین این دونفر واقع شده است
—-
➡️society = جامعه
Society is people and the way that they live.
جامعه، مردم و راه زندگی کردن آن هاست
Society expects people to be good and honest.
جامعه مورد انتظار مردم، جامعه ای خوب و صادق است
—-
➡️standard = استاندارد
A standard is what people consider normal or good.
استاندارد چیزی است که مردم آن را عادی و خوب فرض می کنند
This older model TV is below our store’s standards.
این مدل از تلویزیون قدیمی تر از استانداردهای فروشگاه ما است
—-
➡️suggest = پیشنهاد کردن
To suggest something means to give an idea or plan about it.
پیشنهاد کردن چیزی به معنی ارائه یک ایده یا برنامه در مورد آن است
He suggested that we go to see his boss.
او پیشنهاد کرد که ما به دیدن رئیسش برویم

+++++
@enlanglearn 🇱🇷
فایل صوتی درس 26
#فایل_صوتی_لغات #درس26 | دوستان. لغات را یک بار مرور کنید. جمله راهنما و مثال فقط برای فهم بهتر معنی لغت است. سعی در حفظ آن نکنید و تمرکز خود را روی لغت اصلی بگذارید.
📚 Unit27 Essential English Words
#درس27 #لغت بخش اول

➡️actually = در حقیقت
Actually means in fact or really.
در حقیقت به معنی در واقع و واقعی است
My dad looks a little mean, but actually he’s very kind.
پدرم نگاه معناداری به من کرد اما در واقع او بسیار مهربان است
—-
➡️bite = گاز گرفتن
Bite is the act of using your teeth to cut and tear into something.
گاز گرفتن حرکتی است که به وسیله آن دندان ها چیزی را بریده و پاره می کنند
The boy took a big bite out of his hamburger.
پسر یک گاز بزرگ از همبرگر خود گرفت
—-
➡️coast = ساحل
The coast is the land by an ocean.
ساحل زمینی است که به واسطه اقیانوس پدید آمده
I stayed on the southern coast of Australia.
من در ساحل جنوبی استرالیا ماندم
—-
➡️deal = معامله
A deal is an agreement that you have with another person.
معامله توافقی است که شما با فرد دیگری دارید
I made a deal with the other company to give us some money.
من یک معامله با شرکت دیگر داشتم و از آن ها مقداری پول گرفتم
—-
➡️desert = کویر، صحرا، بیابان
The desert is an area of land without many plants or water.
کویر به مساحتی از زمین گفته می شود که بدون گیاه یا آب است
Not many plants grow in the desert.
هنوز بسیاری از گیاهان در بیابان رشد می کنند
—-
➡️earthquake = زلزله
An earthquake is a shaking movement of the ground.
زلزله حرکت زمین است
The building shook during the earthquake.
این ساختمان در طول زلزله تکان خورد
—-
➡️effective = موثر
If something is effective, it works well.
اگر چیزی موثر است یعنی به خوبی کار می کند
Swimming is an effective way to stay healthy.
شنا یک راه موثر برای سالم ماندن است
—-
➡️examine = بررسی
To examine something is to look at it carefully.
بررسی کردن چیزی یعنی نگاه کردن آن به دقت
The doctor examined my eyes today.
دکتر امروز چشم من را بررسی کرد
—-
➡️false = نادرست
If something is false, it is not correct.
اگر چیزی نادرست است یعنی درست نیست
If you think the answer is false, press the red button.
اگر شما فکر می کنم پاسخ نادرست است، دکمه قرمز را فشار دهید
—-
➡️gift = هدیه
A gift is something you give someone.
هدیه چیزی است که به کسی می دهید
Dave received many gifts for Christmas.
دیو هدایای بسیاری برای کریسمس دریافت کرد

+++++
@enlanglearn 🇱🇷
📚 Unit27 Essential English Words
#درس27 #لغت بخش دوم

➡️hunger = گرسنگی
Hunger is the feeling that you get when you need to eat.
گرسنگی احساسی است که شما هنگام نیاز به خوردن دارید
After playing all day long, he was filled with hunger.
پس از بازی در تمام طول روز، او گرسنه بود
—-
➡️imagine = تصور کردن
To imagine something is to think of it in your mind.
تصور کردن چیزی یعنی فکر کردن به آن در ذهنمان
Sally imagined herself winning lots of money.
سالی برنده شدن مقدار زیاد پول را تصور کرد
—-
➡️journey = مسافرت
A journey is a long trip.
مسافرت یک سفر طولانی است
I went on a journey across the country with my parents.
من با پدر و مادرم به یک سفر به سراسر کشور رفتم
—-
➡️puzzle = معما
A puzzle is something that is hard to understand.
معما چیزی است که فهم آن مشکل است
The question was a puzzle to him.
سوال یک معما برای او بود
—-
➡️quite = کاملا
Quite is used to say that something is complete or very much.
کاملا برای گفتن این که چیزی کامل و خیلی زیاد است استفاده می شود
I think typing on a keyboard is quite easy.
من فکر می کنم تایپ کردن بر روی صفحه کلید کاملا آسان است
—-
➡️rather = ترجیحا
Rather is used when you want to do one thing but not the other.
ترجیحا زمانی استفاده می شود که شما بخواهید کاری را انجام بدهید و کار دیگری را انجام ندهید
I would rather have the red one than the blue one.
من ترجیح می دهم یک قرمز و یک آبی داشته باشم
—-
➡️specific = خاص، ویژه
If something is specific, it is .precise or exact
اگر چیزی خاص است یعنی دقیق و صحیح است
Please choose a specific place on the map.
لطفا یک مکان خاص را بر روی نقشه انتخاب کنید
—-
➡️tour = تور
A tour is a short trip in which you see many sights.
تور سفری کوتاه است که در آن مناظر بسیاری را می بینیم
I took a tour of Asia and Europe.
من به توری از آسیا و اروپا رفتم
—-
➡️trip = سفر
A trip is a journey to a certain place.
سفر به معنی مسافرت به مکانی خاص است
Ken took a trip to the city yesterday.
کن دیروز در حال سفر به شهر بود
—-
➡️value = ارزش
If something has value, it is worth a lot of money.
اگر چیزی ارزش داشته باشد قیمت آن مقدار زیادی پول است
Matthew found a treasure of very high value.
متی گنجینه ای با ارزش بسیار زیاد پیدا کرد

+++++
@enlanglearn 🇱🇷
فایل صوتی درس 27
#فایل_صوتی_لغات #درس27 | دوستان. لغات را یک بار مرور کنید. جمله راهنما و مثال فقط برای فهم بهتر معنی لغت است. سعی در حفظ آن نکنید و تمرکز خود را روی لغت اصلی بگذارید.
#جمله با معنی فارسی و بررسی لغات
++++
@enlanglearn