📚 Unit9 Essential English Words
#درس9 #لغت بخش اول
➡️against = مقابل
To be against something is to be touching it or opposed to it.
مقابل چیزی یعنی دربرابر و مخالف با آن چیز
They both leaned against the wall.
آن ها هر دو در مقابل دیوار تکیه داده بودند
—-
➡️beach = ساحل
The beach is a sandy or rocky place by the ocean.
ساحل اقیانوس شنی و سنگی است
The little girl built a sandcastle on the beach.
دختر کوچک در ساحل یک قلعه شنی ساخت
—-
➡️damage = آسیب دیدن
To damage something is to break it.
آسیب دیدن چیزی یعنی شکستن آن
The car was damaged in the accident.
این خودرو در تصادف آسیب دیده بود
—-
➡️discover = کشف کردن
To discover something is to find it for the first time.
کشف کردن یعنی پیدا کردن چیزی برای بار اول
I discovered some new information in this book!
من برخی از اطلاعات جدید در این کتاب را کشف کردم
—-
➡️emotion = احساس
An emotion is how you feel.
احساس چیزی است که ما آن را حس می کنیم
Anger is a common emotion that we all feel.
خشم یک احساس مشترک است که همه ما آن را احساس می کنیم
—-
➡️fix = تعمیر کردن
To fix something is to make it work.
تعمیر کردن چیزی، به معنی به کار انداختن آن است
My dad has many tools to help him fix broken things.
پدر من ابزاری دارد که به او کمک می کند تا چیزهای خراب را تعمیر کند
—-
➡️frank = صریح و بی پرده
If you are frank, you are being very honest.
اگر شما صریح و بی پرده هستید، پس بسیار صادق هستید
The teacher had a frank discussion with her students.
معلم یک بحث صریح و بی پرده با دانش آموزان داشت
—-
➡️identify = تعیین هویت، شناسایی
To identify something is to be able to name it.
شناسایی یعنی توانایی نام گذاری برای چیزی
I used the file to identify his name.
من از یک فایل برای شناسایی نام او استفاده کردم
—-
➡️island = جزیره
An island is land in the middle of water.
جزیره زمینی است که در وسط آب قرار دارد
japan is a group of islands.
ژاپن یک گروه از جزایر است
—-
➡️ocean = اقیانوس
The ocean is all of the salt water that surrounds land.
اقیانوس، آب نمکی است که زمین را احاطه کرده است
The ocean can make powerful waves.
اقیانوس می تواند امواج قدرتمند بسازد
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
#درس9 #لغت بخش اول
➡️against = مقابل
To be against something is to be touching it or opposed to it.
مقابل چیزی یعنی دربرابر و مخالف با آن چیز
They both leaned against the wall.
آن ها هر دو در مقابل دیوار تکیه داده بودند
—-
➡️beach = ساحل
The beach is a sandy or rocky place by the ocean.
ساحل اقیانوس شنی و سنگی است
The little girl built a sandcastle on the beach.
دختر کوچک در ساحل یک قلعه شنی ساخت
—-
➡️damage = آسیب دیدن
To damage something is to break it.
آسیب دیدن چیزی یعنی شکستن آن
The car was damaged in the accident.
این خودرو در تصادف آسیب دیده بود
—-
➡️discover = کشف کردن
To discover something is to find it for the first time.
کشف کردن یعنی پیدا کردن چیزی برای بار اول
I discovered some new information in this book!
من برخی از اطلاعات جدید در این کتاب را کشف کردم
—-
➡️emotion = احساس
An emotion is how you feel.
احساس چیزی است که ما آن را حس می کنیم
Anger is a common emotion that we all feel.
خشم یک احساس مشترک است که همه ما آن را احساس می کنیم
—-
➡️fix = تعمیر کردن
To fix something is to make it work.
تعمیر کردن چیزی، به معنی به کار انداختن آن است
My dad has many tools to help him fix broken things.
پدر من ابزاری دارد که به او کمک می کند تا چیزهای خراب را تعمیر کند
—-
➡️frank = صریح و بی پرده
If you are frank, you are being very honest.
اگر شما صریح و بی پرده هستید، پس بسیار صادق هستید
The teacher had a frank discussion with her students.
معلم یک بحث صریح و بی پرده با دانش آموزان داشت
—-
➡️identify = تعیین هویت، شناسایی
To identify something is to be able to name it.
شناسایی یعنی توانایی نام گذاری برای چیزی
I used the file to identify his name.
من از یک فایل برای شناسایی نام او استفاده کردم
—-
➡️island = جزیره
An island is land in the middle of water.
جزیره زمینی است که در وسط آب قرار دارد
japan is a group of islands.
ژاپن یک گروه از جزایر است
—-
➡️ocean = اقیانوس
The ocean is all of the salt water that surrounds land.
اقیانوس، آب نمکی است که زمین را احاطه کرده است
The ocean can make powerful waves.
اقیانوس می تواند امواج قدرتمند بسازد
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
👍1
📚 Unit9 Essential English Words
#درس9 #لغت بخش دوم
➡️perhaps = ممکن است، شاید
Perhaps is used when you say that something could happen.
وقتی که ممکن است استفاده می شود به شما می گوید که چه چیزی رخ خواهد داد
Perhaps I will eat an apple for lunch.
ممکن است من یک سیب برای ناهار بخورم
—-
➡️pleasant = دل انگیز، دلپذیر
If something is pleasant, you enjoy it.
اگر چیزی دلپذیر است شما از آن لذت خواهید برد
The character had a pleasant look on its face.
آن شخصیت صورتی با حالت دل انگیز داشت
—-
➡️prevent = جلوگیری کردن
To prevent something is to stop it from happening.
جلوگیری کردن از چیزی به معنی نگه داشتن آن از اتفاق افتادن است
The handcuffs prevented me from moving my hands.
دستبند من از حرکت دستم جلوگیری کرد
—-
➡️rock = صخره، سنگ
A rock is a hard thing in the dirt.
یک صخره جسمی سخت در خاک است
I stacked rocks on top of one another.
من سنگ ها را روی یکدیگر انباشته کردم
—-
➡️save = صرفه جویی کردن، نجات دادن
To save something is to keep it from being hurt.
برای صرفه جویی در چیزی باید آن را از صدمه دیدن دور نگه دارید
I want to help save the world.
من می خواهم برای نجات دنیا تلاش کنم
—-
➡️Step = گام برداشتن
To step is to walk.
گام برداشتن به معنی راه رفتن است
Be careful where you step.
وقتی که گام برمی دارید مراقب باشید
—-
➡️still = هنوز، همیشه
Still is used when you say that a situation keeps going on.
همیشه، به معنی نگه داشتن وضعیت فعلی است
They are still waiting in line to get tickets.
آنها هنوز هم در خط انتظار برای دریافت بلیط هستند
—-
➡️taste = طعم، چشایی
A taste is the flavor something makes in your mouth.
طعم مزه چیزها است که در دهان ایجاد می شود
The taste of the fruit was sweet.
طعم میوه ها شیرین است
—-
➡️throw = پرتاب کردن
To throw something is to use your hand to make it go through the air.
پرتاب کردن چیزی یعنی رها کردن آن از دست ها به سمت هوا
The pitcher can throw the baseball very fast.
پرتاب کردن توپ در بیسبال می تواند بسیار سریع باشد
—-
➡️wave = موج
A wave is a line of water that moves higher than the rest of the water.
موج خطی از آب است که بالاتر از سطح آب حرکت می کند
The water was filled with large blue waves
آب با امواج بزرگ آبی رنگ پر شده بود
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
#درس9 #لغت بخش دوم
➡️perhaps = ممکن است، شاید
Perhaps is used when you say that something could happen.
وقتی که ممکن است استفاده می شود به شما می گوید که چه چیزی رخ خواهد داد
Perhaps I will eat an apple for lunch.
ممکن است من یک سیب برای ناهار بخورم
—-
➡️pleasant = دل انگیز، دلپذیر
If something is pleasant, you enjoy it.
اگر چیزی دلپذیر است شما از آن لذت خواهید برد
The character had a pleasant look on its face.
آن شخصیت صورتی با حالت دل انگیز داشت
—-
➡️prevent = جلوگیری کردن
To prevent something is to stop it from happening.
جلوگیری کردن از چیزی به معنی نگه داشتن آن از اتفاق افتادن است
The handcuffs prevented me from moving my hands.
دستبند من از حرکت دستم جلوگیری کرد
—-
➡️rock = صخره، سنگ
A rock is a hard thing in the dirt.
یک صخره جسمی سخت در خاک است
I stacked rocks on top of one another.
من سنگ ها را روی یکدیگر انباشته کردم
—-
➡️save = صرفه جویی کردن، نجات دادن
To save something is to keep it from being hurt.
برای صرفه جویی در چیزی باید آن را از صدمه دیدن دور نگه دارید
I want to help save the world.
من می خواهم برای نجات دنیا تلاش کنم
—-
➡️Step = گام برداشتن
To step is to walk.
گام برداشتن به معنی راه رفتن است
Be careful where you step.
وقتی که گام برمی دارید مراقب باشید
—-
➡️still = هنوز، همیشه
Still is used when you say that a situation keeps going on.
همیشه، به معنی نگه داشتن وضعیت فعلی است
They are still waiting in line to get tickets.
آنها هنوز هم در خط انتظار برای دریافت بلیط هستند
—-
➡️taste = طعم، چشایی
A taste is the flavor something makes in your mouth.
طعم مزه چیزها است که در دهان ایجاد می شود
The taste of the fruit was sweet.
طعم میوه ها شیرین است
—-
➡️throw = پرتاب کردن
To throw something is to use your hand to make it go through the air.
پرتاب کردن چیزی یعنی رها کردن آن از دست ها به سمت هوا
The pitcher can throw the baseball very fast.
پرتاب کردن توپ در بیسبال می تواند بسیار سریع باشد
—-
➡️wave = موج
A wave is a line of water that moves higher than the rest of the water.
موج خطی از آب است که بالاتر از سطح آب حرکت می کند
The water was filled with large blue waves
آب با امواج بزرگ آبی رنگ پر شده بود
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
👍1
#فایل_صوتی_لغات #درس9☝️🎤☝️💤☝️
دوستان. لغات را یک بار مرور کنید. جمله راهنما و مثال فقط برای فهم بهتر معنی لغت است. سعی در حفظ آن نکنید و تمرکز خود را روی لغت اصلی بگذارید.
پس از یک بار مطالعه لغات هر درس. پیشنهاد می کنم یک بار دیگر هر درس را همزمان با گوش دادن به صوت آن مرور کنید.
👓 در صورتی که تازه به عضویت کانال درآمده اید با لمس تگ های #لغت و #فایل_صوتی_لغات می توانید باقی دروس را نیز ببینید.
دوستان. لغات را یک بار مرور کنید. جمله راهنما و مثال فقط برای فهم بهتر معنی لغت است. سعی در حفظ آن نکنید و تمرکز خود را روی لغت اصلی بگذارید.
پس از یک بار مطالعه لغات هر درس. پیشنهاد می کنم یک بار دیگر هر درس را همزمان با گوش دادن به صوت آن مرور کنید.
👓 در صورتی که تازه به عضویت کانال درآمده اید با لمس تگ های #لغت و #فایل_صوتی_لغات می توانید باقی دروس را نیز ببینید.
📚 Unit10 Essential English Words
#درس10 #لغت بخش اول
➡️benefit = مزایا، سود
A benefit is a good thing.
مزایا چیز خوبی است
Being able to fly is a good benefit to birds.
پرواز کردن برای پرندگان یک مزیت به حساب می آید
—-
➡️certain = خاطر جمع، مطمئن
If you are certain about something, you know it is true.
اگر شما در مورد چیزی خاطر جمع هستید پس مطمئنید که آن چیز درست است
I am certain that zebras have stripes.
من مطمئن هستم که گورخرها راه راه هستند
—-
➡️chance = شانس، فرصت
A chance is an opportunity to do something.
شانس یک فرصت برای انجام کاری است
I had a chance to see the Roman Coliseum last summer.
من شانس بازدید از تماشاخانه رم را در تابستان گذشته داشتم
—-
➡️effect = تاثیر
An effect is a change made by something else.
تاثیر چیزی است که باعث تغییر چیز دیگری می شود
The medicine had a good effect on the boy.
این دارو یک تاثیر خوب بر بدن پسر داشت
—-
➡️essential = ضروری
If something is essential, it is very important and necessary.
اگر چیزی ضروری است پس آن چیز خیلی مهم و لازم است
It is essential to have oxygen when you scuba dive.
این ضروری است که شما به هنگام غواصی به اکسیژن دسترسی داشته باشید
—-
➡️far = دور
If something is far, it is not close.
اگر چیزی از شما دور است به معنای آن است که به شما نزدیک نیست
It’s far going from the east coast to the west coast of America.
سواحل غرب و شرق آمریکا بسیار از هم دور هستند
—-
➡️focus = تمرکز کردن
To focus on something is to think about it and pay attention to it.
تمرکز کردن بر روی چیزی یعنی فکر کردن و توجه کردن به آن
My mom always helps me to focus on my school work.
مادر من همیشه به من کمک می کند تا بر روی تکالیف مدرسه ام تمرکز کنم
—-
➡️function = عملکرد
The function of something is what it does.
عملکرد هر چیز یعنی کاری که آن چیز انجام می دهد
The function of a flashlight is to help you see in the dark.
عملکرد یک چراغ قوه این است که به شما کمک کند تا در تاریکی بتوانید ببینید
—-
➡️grass = چمن
Grass is the green leaves that cover the ground.
چمن برگ های سبزی است که زمین را پوشش می دهد
The grass looked so soft and green.
چمن بسیار نرم و سبز است
—-
➡️guard = محافظت کردن
To guard something is to take care of it.
محافظت کردن از چیزی یعنی مراقبت از آن
The police officer will guard us from any harm
افسر پلیس از ما در برابر هرگونه آسیبی محافظت کرد
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
#درس10 #لغت بخش اول
➡️benefit = مزایا، سود
A benefit is a good thing.
مزایا چیز خوبی است
Being able to fly is a good benefit to birds.
پرواز کردن برای پرندگان یک مزیت به حساب می آید
—-
➡️certain = خاطر جمع، مطمئن
If you are certain about something, you know it is true.
اگر شما در مورد چیزی خاطر جمع هستید پس مطمئنید که آن چیز درست است
I am certain that zebras have stripes.
من مطمئن هستم که گورخرها راه راه هستند
—-
➡️chance = شانس، فرصت
A chance is an opportunity to do something.
شانس یک فرصت برای انجام کاری است
I had a chance to see the Roman Coliseum last summer.
من شانس بازدید از تماشاخانه رم را در تابستان گذشته داشتم
—-
➡️effect = تاثیر
An effect is a change made by something else.
تاثیر چیزی است که باعث تغییر چیز دیگری می شود
The medicine had a good effect on the boy.
این دارو یک تاثیر خوب بر بدن پسر داشت
—-
➡️essential = ضروری
If something is essential, it is very important and necessary.
اگر چیزی ضروری است پس آن چیز خیلی مهم و لازم است
It is essential to have oxygen when you scuba dive.
این ضروری است که شما به هنگام غواصی به اکسیژن دسترسی داشته باشید
—-
➡️far = دور
If something is far, it is not close.
اگر چیزی از شما دور است به معنای آن است که به شما نزدیک نیست
It’s far going from the east coast to the west coast of America.
سواحل غرب و شرق آمریکا بسیار از هم دور هستند
—-
➡️focus = تمرکز کردن
To focus on something is to think about it and pay attention to it.
تمرکز کردن بر روی چیزی یعنی فکر کردن و توجه کردن به آن
My mom always helps me to focus on my school work.
مادر من همیشه به من کمک می کند تا بر روی تکالیف مدرسه ام تمرکز کنم
—-
➡️function = عملکرد
The function of something is what it does.
عملکرد هر چیز یعنی کاری که آن چیز انجام می دهد
The function of a flashlight is to help you see in the dark.
عملکرد یک چراغ قوه این است که به شما کمک کند تا در تاریکی بتوانید ببینید
—-
➡️grass = چمن
Grass is the green leaves that cover the ground.
چمن برگ های سبزی است که زمین را پوشش می دهد
The grass looked so soft and green.
چمن بسیار نرم و سبز است
—-
➡️guard = محافظت کردن
To guard something is to take care of it.
محافظت کردن از چیزی یعنی مراقبت از آن
The police officer will guard us from any harm
افسر پلیس از ما در برابر هرگونه آسیبی محافظت کرد
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
📚 Unit10 Essential English Words
#درس10 #لغت بخش دوم
➡️image = تصویر
The image of something is a picture of it.
تصویر چیزها یک عکس از آن چیز است
The image of her eye was very clear.
تصویر چشم او بسیار روشن بود
—-
➡️immediate = فوری
If something is immediate, it happens quickly.
وقتی چیزی فوری است آن چیز به سرعت اتفاق می افتد
An immediate response came from the pizza place.
از پیتزا فروشی واکنش سریع سر زد
—-
➡️primary = ابتدایی، اصلی
If something is primary, it is the most important thing.
اگر چیزی اصلی است پس آن مهمترین چیز است
His primary thoughts are about money.
افکار اصلی او در مورد پول است
—-
➡️proud = افتخار، سرافراز
If someone feels proud, they are happy about what they have done.
اگر کسی احساس افتخار می کند پس در مورد کاری که انجام داده است احساس خوشحالی دارد
She is proud of the picture she drew of her house.
او با افتخار تصویر خانه اش را ترسیم کرد
—-
➡️remain = باقی ماندن، اقامت داشتن
To remain somewhere is to stay there.
اقامت داشتن یعنی باقی ماندن در جایی که هستید
My sister had to remain home since she was sick.
خواهر من در خانه باقی ماند زیرا او بیمار بود
—-
➡️rest = استراحت
To rest is to stop being active while the body gets back its strength.
استراحت کردن به معنی دست از فعالیت کشیدن در حالی که قدرت خود را از دست داده اید
I rested on the couch after work.
من پس از کار بر روی نیمکت استراحت کردم
—-
➡️separate = مجزا
If two things are separate, they are not together.
اگر دو چیز از یکدیگر مجزا هستند یعنی آن ها از هم نیستند
New York and Los Angeles are in two separate parts of America.
نیویورک و لوس آنجلس دو بخش مجزا در آمریکا هستند
—-
➡️Site = محل
A site is a place.
محل به معنی جا است
We found the perfect site for our picnic.
ما یک محل عالی برای پیک نیک خود پیدا کردیم
—-
➡️tail = دم
A tail is a part of an animal’s body, sticking out from its rear or back.
دم بخشی از بدن حیوان است که از پشت بدن به آن چسبیده است
Our dog wags its tail when it’s happy.
سگ شوخ طبع ما وقتی خوشحال است دم خود را تکان می دهد
—-
➡️trouble = مشکل، سختی
Trouble is a problem or a difficulty.
سختی به معنی مشکل یا دشواری است
I have trouble working with my boss
من با رئیسم در کار دچار مشکل شده ام
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
#درس10 #لغت بخش دوم
➡️image = تصویر
The image of something is a picture of it.
تصویر چیزها یک عکس از آن چیز است
The image of her eye was very clear.
تصویر چشم او بسیار روشن بود
—-
➡️immediate = فوری
If something is immediate, it happens quickly.
وقتی چیزی فوری است آن چیز به سرعت اتفاق می افتد
An immediate response came from the pizza place.
از پیتزا فروشی واکنش سریع سر زد
—-
➡️primary = ابتدایی، اصلی
If something is primary, it is the most important thing.
اگر چیزی اصلی است پس آن مهمترین چیز است
His primary thoughts are about money.
افکار اصلی او در مورد پول است
—-
➡️proud = افتخار، سرافراز
If someone feels proud, they are happy about what they have done.
اگر کسی احساس افتخار می کند پس در مورد کاری که انجام داده است احساس خوشحالی دارد
She is proud of the picture she drew of her house.
او با افتخار تصویر خانه اش را ترسیم کرد
—-
➡️remain = باقی ماندن، اقامت داشتن
To remain somewhere is to stay there.
اقامت داشتن یعنی باقی ماندن در جایی که هستید
My sister had to remain home since she was sick.
خواهر من در خانه باقی ماند زیرا او بیمار بود
—-
➡️rest = استراحت
To rest is to stop being active while the body gets back its strength.
استراحت کردن به معنی دست از فعالیت کشیدن در حالی که قدرت خود را از دست داده اید
I rested on the couch after work.
من پس از کار بر روی نیمکت استراحت کردم
—-
➡️separate = مجزا
If two things are separate, they are not together.
اگر دو چیز از یکدیگر مجزا هستند یعنی آن ها از هم نیستند
New York and Los Angeles are in two separate parts of America.
نیویورک و لوس آنجلس دو بخش مجزا در آمریکا هستند
—-
➡️Site = محل
A site is a place.
محل به معنی جا است
We found the perfect site for our picnic.
ما یک محل عالی برای پیک نیک خود پیدا کردیم
—-
➡️tail = دم
A tail is a part of an animal’s body, sticking out from its rear or back.
دم بخشی از بدن حیوان است که از پشت بدن به آن چسبیده است
Our dog wags its tail when it’s happy.
سگ شوخ طبع ما وقتی خوشحال است دم خود را تکان می دهد
—-
➡️trouble = مشکل، سختی
Trouble is a problem or a difficulty.
سختی به معنی مشکل یا دشواری است
I have trouble working with my boss
من با رئیسم در کار دچار مشکل شده ام
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
👍1
#فایل_صوتی_لغات #درس10☝️🎤☝️💤☝️
دوستان. لغات را یک بار مرور کنید. جمله راهنما و مثال فقط برای فهم بهتر معنی لغت است. سعی در حفظ آن نکنید و تمرکز خود را روی لغت اصلی بگذارید.
پس از یک بار مطالعه لغات هر درس. پیشنهاد می کنم یک بار دیگر هر درس را همزمان با گوش دادن به صوت آن مرور کنید.
👓 در صورتی که تازه به عضویت کانال درآمده اید با لمس تگ های #لغت و #فایل_صوتی_لغات می توانید باقی دروس را نیز ببینید.
دوستان. لغات را یک بار مرور کنید. جمله راهنما و مثال فقط برای فهم بهتر معنی لغت است. سعی در حفظ آن نکنید و تمرکز خود را روی لغت اصلی بگذارید.
پس از یک بار مطالعه لغات هر درس. پیشنهاد می کنم یک بار دیگر هر درس را همزمان با گوش دادن به صوت آن مرور کنید.
👓 در صورتی که تازه به عضویت کانال درآمده اید با لمس تگ های #لغت و #فایل_صوتی_لغات می توانید باقی دروس را نیز ببینید.
📚 Unit11 Essential English Words
#درس11 #لغت بخش اول
➡️anymore = دیگر، بیش از این
Anymore means any longer.
بیش از این به معنی طولانی تر از این
Her old pants don’t fit her anymore.
شلوار قدیمی او بیشتر از این (دیگر) برایش مناسب نیست
—-
➡️sleep = خواب
When a person is sleep, they are not awake.
وقتی کسی درخواب است یعنی بیدار نیست
The baby has been asleep for hours.
نوزاد ساعت ها در خواب است
—-
➡️berry = توت
A berry is a small round fruit that grows on certain plants and trees.
توت میوه کوچک و گردی است که در گیاهان و درختان خاص رشد می کند
The berry looked delicious.
توت طعم خوشمزه ای دارد
—-
➡️Collect = جمع آوری کردن
To collect things is to group them together all in one place.
جمع آوری کردن یعنی جمع کردن چیزها به صورت گروهی در یک مکان
I collected shells when I was younger.
من زمانی که جوان بودم صدف جمع آوری می کردم
—-
➡️compete = رقابت کردن
To compete is to try to be better than someone.
رقابت کردن یعنی سعی در جهت بهتر بودن از دیگران
He will compete with very good athletes.
او با ورزشکاران بسیار خوبی رقابت خواهد کرد
—-
➡️conversation = گفتگو
A conversation is a talk between people.
گفتگو به معنی صحبت کردن بین مردم است
There were two conversations going on at once.
دو گفتگو در یک زمان در حال انجام است
—-
➡️creature = جاندار
A creature is any living thing.
جاندار به معنی هر چیزی است که زندگی دارد
The creature we saw today was either a dolphin or a porpoise.
جانداری که ما امروز شاهد آن بودیم یک دلفین یا یک گراز دریایی بود
—-
➡️decision = تصمیم
A decision is a choice.
تصمیم یک انتخاب است
He made the wrong decision.
او یک تصمیم اشتباه گرفت
—-
➡️either = در هر دو صورت، هر دو
Either is used with “or” to say there are two or more possibilities.
در هر دو صورت زمانی استفاده می شود که دو یا چند احتمال وجود دارد
You can choose to be either white or black when you play chess.
شما می توانید در زمانی بازی شطرنج هر دو مهره سفید یا سیاه را انتخاب کنید
—-
➡️forest = جنگل
A forest is a place with lots of trees and animals.
جنگل محل زندگی درختان و حیوانات بسیاری است
I love to go walking in the forest.
من راه رفتن در جنگل را دوست دارم
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
#درس11 #لغت بخش اول
➡️anymore = دیگر، بیش از این
Anymore means any longer.
بیش از این به معنی طولانی تر از این
Her old pants don’t fit her anymore.
شلوار قدیمی او بیشتر از این (دیگر) برایش مناسب نیست
—-
➡️sleep = خواب
When a person is sleep, they are not awake.
وقتی کسی درخواب است یعنی بیدار نیست
The baby has been asleep for hours.
نوزاد ساعت ها در خواب است
—-
➡️berry = توت
A berry is a small round fruit that grows on certain plants and trees.
توت میوه کوچک و گردی است که در گیاهان و درختان خاص رشد می کند
The berry looked delicious.
توت طعم خوشمزه ای دارد
—-
➡️Collect = جمع آوری کردن
To collect things is to group them together all in one place.
جمع آوری کردن یعنی جمع کردن چیزها به صورت گروهی در یک مکان
I collected shells when I was younger.
من زمانی که جوان بودم صدف جمع آوری می کردم
—-
➡️compete = رقابت کردن
To compete is to try to be better than someone.
رقابت کردن یعنی سعی در جهت بهتر بودن از دیگران
He will compete with very good athletes.
او با ورزشکاران بسیار خوبی رقابت خواهد کرد
—-
➡️conversation = گفتگو
A conversation is a talk between people.
گفتگو به معنی صحبت کردن بین مردم است
There were two conversations going on at once.
دو گفتگو در یک زمان در حال انجام است
—-
➡️creature = جاندار
A creature is any living thing.
جاندار به معنی هر چیزی است که زندگی دارد
The creature we saw today was either a dolphin or a porpoise.
جانداری که ما امروز شاهد آن بودیم یک دلفین یا یک گراز دریایی بود
—-
➡️decision = تصمیم
A decision is a choice.
تصمیم یک انتخاب است
He made the wrong decision.
او یک تصمیم اشتباه گرفت
—-
➡️either = در هر دو صورت، هر دو
Either is used with “or” to say there are two or more possibilities.
در هر دو صورت زمانی استفاده می شود که دو یا چند احتمال وجود دارد
You can choose to be either white or black when you play chess.
شما می توانید در زمانی بازی شطرنج هر دو مهره سفید یا سیاه را انتخاب کنید
—-
➡️forest = جنگل
A forest is a place with lots of trees and animals.
جنگل محل زندگی درختان و حیوانات بسیاری است
I love to go walking in the forest.
من راه رفتن در جنگل را دوست دارم
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
📚 Unit11 Essential English Words
#درس11 #لغت بخش دوم
➡️ground = خاک، زمین
The ground is the top part of the Earth that we walk on.
خاک قسمت بالایی زمین است که ما بر روی آن راه می رویم
The ground under our feet was dry and brown.
زمین زیر پای ما خشک و قهوه ای بود
—-
➡️introduce = معرفی کردن
To introduce someone or something is to say who they are.
معرفی کردن چیزی یا کسی به معنی آن است که بگوییم آن چیز چیست یا آن فرد کیست
I introduced myself to our newest co-worker today.
من امروز خودم را به عنوان همکار جدیدمان معرفی کردم
—-
➡️marry = ازدواج کردن
To marry is to legally become husband and wife.
ازدواج کردن یعنی قانونی شدن ارتباط زن و شوهر
Rose and Henry were married, and they lived happily.
رز و هنری، ازدواج کرده بودند و آنها با خوشحالی زندگی می کردند
—-
➡️prepare = آماده شدن، آماده سازی
To prepare is to get ready for something.
آماده سازی به معنی آماده شدن برای چیزی است
I prepared my speech to the class.
من برای سخنرانی کلاسم آماده شدم
—-
➡️sail = بادبان
To sail is to move a boat on the water.
بادبان علت حرکت قایق در آب است
I love to sail my boat on the lake.
من بادبان کشیدن قایقم را روی دریاچه دوست دارم
—-
➡️serious = وخیم، خطیر
When something is serious, it is bad or unsafe.
وقتی چیزی وخیم است به معنای آن است که بد یا نا امن است
The accident was very serious.
حادثه بسیار وخیم بود
—-
➡️spend = گذراندن
To spend is to use time doing something or being somewhere.
گذراندن یعنی صرف کردن زمان برای انجام چیزی یا بودن در جایی
I like to spend my free time fishing.
من دوست دارم اوقات فراغتم را به ماهیگیری بگذرانم
—-
➡️strange = عجیب و غریب
When something is strange, it is not normal.
وقتی چیزی عجیب و غریب است یعنی حالت طبیعی ندارد
Joe had a strange look on his face after he saw what happened.
صورت جو بعد از دیدن آن اتفاق حالت عجیب و غریبی به خود گرفت
—-
➡️truth = حقیقت
The truth is a fact or something that is right.
حقیقت یک واقعیت یا چیزی است که حق است
He was telling the truth about seeing a large green snake.
او حقیقت را در مورد دیدن یک مار بزرگ سبز گفت
—-
➡️wake = بیدار کردن
To wake is to not be sleeping anymore.
بیدار کردن کسی یعنی دوباره نخوابد
He is always full of energy when he wakes in the morning.
او هنگامی که صبح بیدار می شود همیشه پر از انرژی است
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
#درس11 #لغت بخش دوم
➡️ground = خاک، زمین
The ground is the top part of the Earth that we walk on.
خاک قسمت بالایی زمین است که ما بر روی آن راه می رویم
The ground under our feet was dry and brown.
زمین زیر پای ما خشک و قهوه ای بود
—-
➡️introduce = معرفی کردن
To introduce someone or something is to say who they are.
معرفی کردن چیزی یا کسی به معنی آن است که بگوییم آن چیز چیست یا آن فرد کیست
I introduced myself to our newest co-worker today.
من امروز خودم را به عنوان همکار جدیدمان معرفی کردم
—-
➡️marry = ازدواج کردن
To marry is to legally become husband and wife.
ازدواج کردن یعنی قانونی شدن ارتباط زن و شوهر
Rose and Henry were married, and they lived happily.
رز و هنری، ازدواج کرده بودند و آنها با خوشحالی زندگی می کردند
—-
➡️prepare = آماده شدن، آماده سازی
To prepare is to get ready for something.
آماده سازی به معنی آماده شدن برای چیزی است
I prepared my speech to the class.
من برای سخنرانی کلاسم آماده شدم
—-
➡️sail = بادبان
To sail is to move a boat on the water.
بادبان علت حرکت قایق در آب است
I love to sail my boat on the lake.
من بادبان کشیدن قایقم را روی دریاچه دوست دارم
—-
➡️serious = وخیم، خطیر
When something is serious, it is bad or unsafe.
وقتی چیزی وخیم است به معنای آن است که بد یا نا امن است
The accident was very serious.
حادثه بسیار وخیم بود
—-
➡️spend = گذراندن
To spend is to use time doing something or being somewhere.
گذراندن یعنی صرف کردن زمان برای انجام چیزی یا بودن در جایی
I like to spend my free time fishing.
من دوست دارم اوقات فراغتم را به ماهیگیری بگذرانم
—-
➡️strange = عجیب و غریب
When something is strange, it is not normal.
وقتی چیزی عجیب و غریب است یعنی حالت طبیعی ندارد
Joe had a strange look on his face after he saw what happened.
صورت جو بعد از دیدن آن اتفاق حالت عجیب و غریبی به خود گرفت
—-
➡️truth = حقیقت
The truth is a fact or something that is right.
حقیقت یک واقعیت یا چیزی است که حق است
He was telling the truth about seeing a large green snake.
او حقیقت را در مورد دیدن یک مار بزرگ سبز گفت
—-
➡️wake = بیدار کردن
To wake is to not be sleeping anymore.
بیدار کردن کسی یعنی دوباره نخوابد
He is always full of energy when he wakes in the morning.
او هنگامی که صبح بیدار می شود همیشه پر از انرژی است
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
فایل صوتی درس 11
#فایل_صوتی_لغات #درس11☝️🎤☝️💤☝️ دوستان. لغات را یک بار مرور کنید..
#فایل_صوتی_لغات #درس11 | دوستان. لغات را یک بار مرور کنید. جمله راهنما و مثال فقط برای فهم بهتر معنی لغت است. سعی در حفظ آن نکنید و تمرکز خود را روی لغت اصلی بگذارید.
📚 Unit12 Essential English Words
#درس12 #لغت بخش اول
➡️alone = تنهایی
If someone is alone, they are not with another person.
اگر کسی تنها است یعنی او با شخص دیگری نیست
The boy wanted to be alone to think.
آن پسر می خواست به تنهایی فکر کند
—-
➡️apartment = آپارتمان
An apartment is a set of rooms in a building where people live.
یک آپارتمان مجموعه ای از چند اتاق است که مردم در آن زندگی می کنند
She has a nice apartment in the city.
او یک آپارتمان خوب در شهر دارد
—-
➡️article = مطلب
An article is a story in a newspaper or magazine.
یک مطلب متنی است که در روزنامه یا مجله منتشر می شود
Did you read the article in the newspaper about the soccer game?
آیا شما مطلب روزنامه را در مورد بازی فوتبال خود خوانده اید؟
—-
➡️artist = هنرمند
An artist is a person who paints, draws, or makes sculptures.
یک هنرمند کسی است که نقاشی می کشد یا مجسمه می سازد
He went to Paris to become an artist.
او به پاریس رفت تا تبدیل به یک هنرمند شود
—-
➡️attitude = نگرش، رویکرد
Someone’s attitude is the way they feel and think.
نگرش یک فرد راه او برای احساس کردن و تفکر است
John has a bad attitude. He’s always angry.
جان یک نگرش بد دارد. او همیشه عصبی است
—-
➡️compare = مقایسه کردن
To compare means to say how two things are the same and different.
مقایسه ابزاری است که می گوید چگونه دو چیز با یکدیگر یکسان یا متفاوت هستند
If you compare cats and dogs, you’ll see that they’re both good pets
اگر شما گربه و سگ را با هم مقایسه کنید خواهید دید که هر دو آن ها حیوانات خانگی خوبی هستند
—-
➡️judge = قضاوت کردن
To judge something is to say if it is good or bad.
قضاوت کردن چیزی است که به شما می گوید کارها خوب یا بد هستند
The boy was going to judge how his mother’s turkey tasted.
آن پسر در مورد مزه غذاهای ترکی مادرش قضاوت کرد
—-
➡️magazine = مجله
A magazine is a regular publication with news, stories, and articles.
یک مجله نشریه ای منظم از اخبار، داستان و مقالات است
She likes to read fashion magazines.
او به خواندن مجلات مد علاقه دارد
—-
➡️material = ماده
A material is what is used to make something.
ماده چیزی است که در ساختن چیز دیگری استفاده می شود
Brick is a good material for building houses.
آجر یک ماده خوب برای ساختن خانه است
—-
➡️meal = وعده غذایی
A meal is a time when food is eaten like breakfast, lunch, or dinner.
یک وعده غذایی به زمانی گفته می شود که غذایی برای صبحانه، ناهار یا شام خورده شود
Breakfast is my favorite meal because I enjoy breakfast foods
صبحانه وعده غذایی مورد علاقه من است زیرا من از غذاهایی که برای صبحانه خورده می شود لذت می برم
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
#درس12 #لغت بخش اول
➡️alone = تنهایی
If someone is alone, they are not with another person.
اگر کسی تنها است یعنی او با شخص دیگری نیست
The boy wanted to be alone to think.
آن پسر می خواست به تنهایی فکر کند
—-
➡️apartment = آپارتمان
An apartment is a set of rooms in a building where people live.
یک آپارتمان مجموعه ای از چند اتاق است که مردم در آن زندگی می کنند
She has a nice apartment in the city.
او یک آپارتمان خوب در شهر دارد
—-
➡️article = مطلب
An article is a story in a newspaper or magazine.
یک مطلب متنی است که در روزنامه یا مجله منتشر می شود
Did you read the article in the newspaper about the soccer game?
آیا شما مطلب روزنامه را در مورد بازی فوتبال خود خوانده اید؟
—-
➡️artist = هنرمند
An artist is a person who paints, draws, or makes sculptures.
یک هنرمند کسی است که نقاشی می کشد یا مجسمه می سازد
He went to Paris to become an artist.
او به پاریس رفت تا تبدیل به یک هنرمند شود
—-
➡️attitude = نگرش، رویکرد
Someone’s attitude is the way they feel and think.
نگرش یک فرد راه او برای احساس کردن و تفکر است
John has a bad attitude. He’s always angry.
جان یک نگرش بد دارد. او همیشه عصبی است
—-
➡️compare = مقایسه کردن
To compare means to say how two things are the same and different.
مقایسه ابزاری است که می گوید چگونه دو چیز با یکدیگر یکسان یا متفاوت هستند
If you compare cats and dogs, you’ll see that they’re both good pets
اگر شما گربه و سگ را با هم مقایسه کنید خواهید دید که هر دو آن ها حیوانات خانگی خوبی هستند
—-
➡️judge = قضاوت کردن
To judge something is to say if it is good or bad.
قضاوت کردن چیزی است که به شما می گوید کارها خوب یا بد هستند
The boy was going to judge how his mother’s turkey tasted.
آن پسر در مورد مزه غذاهای ترکی مادرش قضاوت کرد
—-
➡️magazine = مجله
A magazine is a regular publication with news, stories, and articles.
یک مجله نشریه ای منظم از اخبار، داستان و مقالات است
She likes to read fashion magazines.
او به خواندن مجلات مد علاقه دارد
—-
➡️material = ماده
A material is what is used to make something.
ماده چیزی است که در ساختن چیز دیگری استفاده می شود
Brick is a good material for building houses.
آجر یک ماده خوب برای ساختن خانه است
—-
➡️meal = وعده غذایی
A meal is a time when food is eaten like breakfast, lunch, or dinner.
یک وعده غذایی به زمانی گفته می شود که غذایی برای صبحانه، ناهار یا شام خورده شود
Breakfast is my favorite meal because I enjoy breakfast foods
صبحانه وعده غذایی مورد علاقه من است زیرا من از غذاهایی که برای صبحانه خورده می شود لذت می برم
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
📚 Unit12 Essential English Words
#درس12 #لغت بخش دوم
➡️method = روش
A method is the way to do something.
روش راه انجام کاری است
One method to remember things is to tie a string around your finger.
یکی از روش های به یاد ماندن بستن کروات این است که آن را به شکل رشته ها در اطراف انگشت ببندید
—-
➡️neighbor = همسایه
A neighbor is a person who lives near you.
همسایه کسی است که در نزدیکی شما زندگی می کند
I like my neighbor because he’s very friendly.
من همسایه ام را دوست دارم زیرا او بسیار دوست داشتنی است
—-
➡️professional = حرفه ای
If something is professional, it deals with work that uses special skills.
اگر چیزی حرفه ای باشد می توان از آن در کارهایی که نیاز به مهارت های ویژه دارد استفاده کرد
If you want to be a pilot, you must have professional training.
اگر می خواهید یک خلبان شوید باید آموزش های حرفه ای ببینید
—-
➡️profit = سود
A profit is the extra money you make when you sell something.
سود پول اضافه ای است که از فروش چیزی به دست می آورید
I made a small profit from selling my old clothes.
من سود ناچیزی از فروش لباس های قدیمی ام به دست آوردم
—-
➡️quality = کیفیت
The quality of something is how good it is.
کیفیت عاملی است که نشان می دهد یک چیز چقدر خوب است
The quality of his car is very good.
کیفیت ماشین او بسیار خوب است
—-
➡️shape = شکل
A shape is a simple form like a square or circle.
یک شکل یک فرم ساده مثل یک مربع یا دایره است
The triangle is my favorite shape.
مثلث شکل مورد علاقه من است
—-
➡️space = فضا
A space is an empty area.
فضا یک قسمت خالی است
I don’t have much space for things in my small house.
من فضای زیادی برای چیزها در خانه کوچکم ندارم
—-
➡️stair = پله
Stairs are the things that are used to go up in a building.
پله چیزی است که برای بالا رفتن از ساختمان مورد استفاده قرار می گیرد
You can take the stairs to the second floor.
شما می توانید از پله ها به طبقه دوم بروید
—-
➡️symbol = نماد
A symbol is a thing that stands for something else.
نماد چیزی است که نشان از چیز دیگری دارد
This symbol tells us that we cannot smoke in this area.
این نماد به ما می گوید که ما نمی توانید در این مکان دود ایجاد کنیم
—-
➡️thin = لاغر، نازک
If someone or something is thin, they are not fat.
اگر کسی یا چیزی لاغر ( نازک ) است یعنی آن چربی ندارد
The man was thin because he didn’t eat much.
آن مرد لاغر بود زیرا او زیاد غذا نمی خورد
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
#درس12 #لغت بخش دوم
➡️method = روش
A method is the way to do something.
روش راه انجام کاری است
One method to remember things is to tie a string around your finger.
یکی از روش های به یاد ماندن بستن کروات این است که آن را به شکل رشته ها در اطراف انگشت ببندید
—-
➡️neighbor = همسایه
A neighbor is a person who lives near you.
همسایه کسی است که در نزدیکی شما زندگی می کند
I like my neighbor because he’s very friendly.
من همسایه ام را دوست دارم زیرا او بسیار دوست داشتنی است
—-
➡️professional = حرفه ای
If something is professional, it deals with work that uses special skills.
اگر چیزی حرفه ای باشد می توان از آن در کارهایی که نیاز به مهارت های ویژه دارد استفاده کرد
If you want to be a pilot, you must have professional training.
اگر می خواهید یک خلبان شوید باید آموزش های حرفه ای ببینید
—-
➡️profit = سود
A profit is the extra money you make when you sell something.
سود پول اضافه ای است که از فروش چیزی به دست می آورید
I made a small profit from selling my old clothes.
من سود ناچیزی از فروش لباس های قدیمی ام به دست آوردم
—-
➡️quality = کیفیت
The quality of something is how good it is.
کیفیت عاملی است که نشان می دهد یک چیز چقدر خوب است
The quality of his car is very good.
کیفیت ماشین او بسیار خوب است
—-
➡️shape = شکل
A shape is a simple form like a square or circle.
یک شکل یک فرم ساده مثل یک مربع یا دایره است
The triangle is my favorite shape.
مثلث شکل مورد علاقه من است
—-
➡️space = فضا
A space is an empty area.
فضا یک قسمت خالی است
I don’t have much space for things in my small house.
من فضای زیادی برای چیزها در خانه کوچکم ندارم
—-
➡️stair = پله
Stairs are the things that are used to go up in a building.
پله چیزی است که برای بالا رفتن از ساختمان مورد استفاده قرار می گیرد
You can take the stairs to the second floor.
شما می توانید از پله ها به طبقه دوم بروید
—-
➡️symbol = نماد
A symbol is a thing that stands for something else.
نماد چیزی است که نشان از چیز دیگری دارد
This symbol tells us that we cannot smoke in this area.
این نماد به ما می گوید که ما نمی توانید در این مکان دود ایجاد کنیم
—-
➡️thin = لاغر، نازک
If someone or something is thin, they are not fat.
اگر کسی یا چیزی لاغر ( نازک ) است یعنی آن چربی ندارد
The man was thin because he didn’t eat much.
آن مرد لاغر بود زیرا او زیاد غذا نمی خورد
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
فایل صوتی درس 12
فایل صوتی درس 12
#فایل_صوتی_لغات #درس12 | دوستان. لغات را یک بار مرور کنید. جمله راهنما و مثال فقط برای فهم بهتر معنی لغت است. سعی در حفظ آن نکنید و تمرکز خود را روی لغت اصلی بگذارید.
📚 Unit13 Essential English Words
#درس13 #لغت بخش اول
➡️blood = خون
Blood is the red liquid in your body.
خون مایع قرمز رنگی در بدن شما است
I cut my finger and got blood on my shirt.
من انگشتم را بریدم و خون بر روی پیراهنم ریخت
—-
➡️burn = سوازندن
To burn something is to set it on fire.
برای سوزاندن چیزی باید آن را به آتش کشید
I burned some wood in the camp fire.
من مقداری چوب را در آتش اردو سوزاندم
—-
➡️Cell = سلول، زندان تکی
A cell is a small room where a person is locked in.
سلول یک اتاق کوچک است که درب آن بر روی فردی قفل شده است
The jail cell was very small.
سلول زندان بسیار کوچک بود
—-
➡️contain = شامل بودن
To contain something is to have it inside.
شامل بودن یعنی چیزهایی که در داخل آن قرار دارد
The mailbox contained a letter.
صندوق پستی شامل یک نامه است
—-
➡️correct = درست، صحیح
To be correct is to be right.
درست بودن یعنی حق بودن چیزی
All of my answers on the test were correct.
همه پاسخ های من در امتحان صحیح بود
—-
➡️crop = محصول
A crop is food that a farmer grows.
یک محصول غذایی دسترنج یک کشاورز است
Wheat is a crop that is made into bread.
گندم یک محصول است که از آن نان ساخته می شود
—-
➡️demand = تقاضا، خواستار
To demand something is to say strongly that you want it.
تقاضا چیزی است که شما به شدت خواهان آن هستید
The workers demanded to be paid more money.
کارگران خواستار پرداخت پول بیشتری بودند
—-
➡️equal = برابر
To be equal is to be the same.
برابر بودن به معنای مساوی بودن است
Both students are equal in age.
هر دو دانش آموز در سن برابر بودند
—-
➡️feed = خوراک، تغذیه
To feed is to give food.
تغذیه یعنی خوردن غذا
Mother feeds my baby brother everyday.
مادرم هر روز برادرم را تغذیه می کند
—-
➡️hole = سوراخ، حفره
A hole is an opening in something.
حفره به معنی باز کردن چیزی
The man was going to jump into the hole in the ice
مردی که داشت می پرید در حفره یخ افتاد
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
#درس13 #لغت بخش اول
➡️blood = خون
Blood is the red liquid in your body.
خون مایع قرمز رنگی در بدن شما است
I cut my finger and got blood on my shirt.
من انگشتم را بریدم و خون بر روی پیراهنم ریخت
—-
➡️burn = سوازندن
To burn something is to set it on fire.
برای سوزاندن چیزی باید آن را به آتش کشید
I burned some wood in the camp fire.
من مقداری چوب را در آتش اردو سوزاندم
—-
➡️Cell = سلول، زندان تکی
A cell is a small room where a person is locked in.
سلول یک اتاق کوچک است که درب آن بر روی فردی قفل شده است
The jail cell was very small.
سلول زندان بسیار کوچک بود
—-
➡️contain = شامل بودن
To contain something is to have it inside.
شامل بودن یعنی چیزهایی که در داخل آن قرار دارد
The mailbox contained a letter.
صندوق پستی شامل یک نامه است
—-
➡️correct = درست، صحیح
To be correct is to be right.
درست بودن یعنی حق بودن چیزی
All of my answers on the test were correct.
همه پاسخ های من در امتحان صحیح بود
—-
➡️crop = محصول
A crop is food that a farmer grows.
یک محصول غذایی دسترنج یک کشاورز است
Wheat is a crop that is made into bread.
گندم یک محصول است که از آن نان ساخته می شود
—-
➡️demand = تقاضا، خواستار
To demand something is to say strongly that you want it.
تقاضا چیزی است که شما به شدت خواهان آن هستید
The workers demanded to be paid more money.
کارگران خواستار پرداخت پول بیشتری بودند
—-
➡️equal = برابر
To be equal is to be the same.
برابر بودن به معنای مساوی بودن است
Both students are equal in age.
هر دو دانش آموز در سن برابر بودند
—-
➡️feed = خوراک، تغذیه
To feed is to give food.
تغذیه یعنی خوردن غذا
Mother feeds my baby brother everyday.
مادرم هر روز برادرم را تغذیه می کند
—-
➡️hole = سوراخ، حفره
A hole is an opening in something.
حفره به معنی باز کردن چیزی
The man was going to jump into the hole in the ice
مردی که داشت می پرید در حفره یخ افتاد
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
📚 Unit13 Essential English Words
#درس13 #لغت بخش دوم
➡️increase = افزایش دادن
To increase something is to make it larger or more.
افزایش دادن چیزی یعنی بزرگ کردن یا بیشتر کردن آن
They’ve increased the price of gas by 15 cents!
آن ها قیمت گاز را 15 سنت افزایش دادند
—-
➡️lord = لرد
Long ago, a lord was a man in charge of a town.
مدت ها پیش لرد عهده دار شهر بود
The lord of the town was not kind.
لرد آن شهر مهربان نبود
—-
➡️owe = بدهکار بودن، مدیون بودن
To owe is to have to pay or give back something received from another.
بدهکار بودن یعنی پول یا چیزی که باید به دیگران پرداخت کنیم
I owed him twenty dollars, so I paid him back.
من 20 دلار به او بدهکار بودم بنابراین آن را پرداخت کردم
—-
➡️position = موقعیت
A position is the way something is placed.
موقعیت مسیر قرار گرفتن چیزهاست
How can you sit in that position?
چگونه می توانید در آن موقعیت بنشینید
—-
➡️raise = افزایش دادن
To raise something is to lift it up.
افزایش دادن چیزی به معنی بالابردن آن است
We had to work together to raise the last piece.
ما داشتیم با هم کار می کردیم تا آخرین قطعه را بالا ببریم
—-
➡️responsible = مسئول
If a person is responsible, they do the right things.
اگر کسی مسئول کاری است پس باید آن کار را درست انجام دهد
I try to be responsible and save money.
من سعی می کنم در مقابل صرفه جویی در پول مسئول باشم
—-
➡️sight = منظره
A sight is something interesting to see.
منظره چیز جالبی است که دیده شود
I saw the pyramids of Egypt. What a sight!
من اهرام مصر را دیدم. چه منظره
—-
➡️spot = محل، مکان
A spot is a place where something happens.
مکان جایی است که چیزی در آن اتفاق می افتد
The kitchen is a good spot to eat meals.
آشپزخانه مکان خوبی برای خوردن وعده های غذایی است
—-
➡️structure = بنا، ساختار
A structure is a building.
بنا به معنی یک ساختمان است
They just built a beautiful new structure downtown.
آنها فقط یک نبای زیبا در مرکز شهر ساخته بودند
—-
➡️whole = تمام، کامل
Whole means all of something.
کامل به معنی همه ی چیزی است
I ate the whole pie. We don’t have any more
من تمام پای را خوردم. ما چیز بیشتری نداریم
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
#درس13 #لغت بخش دوم
➡️increase = افزایش دادن
To increase something is to make it larger or more.
افزایش دادن چیزی یعنی بزرگ کردن یا بیشتر کردن آن
They’ve increased the price of gas by 15 cents!
آن ها قیمت گاز را 15 سنت افزایش دادند
—-
➡️lord = لرد
Long ago, a lord was a man in charge of a town.
مدت ها پیش لرد عهده دار شهر بود
The lord of the town was not kind.
لرد آن شهر مهربان نبود
—-
➡️owe = بدهکار بودن، مدیون بودن
To owe is to have to pay or give back something received from another.
بدهکار بودن یعنی پول یا چیزی که باید به دیگران پرداخت کنیم
I owed him twenty dollars, so I paid him back.
من 20 دلار به او بدهکار بودم بنابراین آن را پرداخت کردم
—-
➡️position = موقعیت
A position is the way something is placed.
موقعیت مسیر قرار گرفتن چیزهاست
How can you sit in that position?
چگونه می توانید در آن موقعیت بنشینید
—-
➡️raise = افزایش دادن
To raise something is to lift it up.
افزایش دادن چیزی به معنی بالابردن آن است
We had to work together to raise the last piece.
ما داشتیم با هم کار می کردیم تا آخرین قطعه را بالا ببریم
—-
➡️responsible = مسئول
If a person is responsible, they do the right things.
اگر کسی مسئول کاری است پس باید آن کار را درست انجام دهد
I try to be responsible and save money.
من سعی می کنم در مقابل صرفه جویی در پول مسئول باشم
—-
➡️sight = منظره
A sight is something interesting to see.
منظره چیز جالبی است که دیده شود
I saw the pyramids of Egypt. What a sight!
من اهرام مصر را دیدم. چه منظره
—-
➡️spot = محل، مکان
A spot is a place where something happens.
مکان جایی است که چیزی در آن اتفاق می افتد
The kitchen is a good spot to eat meals.
آشپزخانه مکان خوبی برای خوردن وعده های غذایی است
—-
➡️structure = بنا، ساختار
A structure is a building.
بنا به معنی یک ساختمان است
They just built a beautiful new structure downtown.
آنها فقط یک نبای زیبا در مرکز شهر ساخته بودند
—-
➡️whole = تمام، کامل
Whole means all of something.
کامل به معنی همه ی چیزی است
I ate the whole pie. We don’t have any more
من تمام پای را خوردم. ما چیز بیشتری نداریم
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
فایل صوتی درس 13
#فایل_صوتی_لغات #درس13 | دوستان. لغات را یک بار مرور کنید. جمله راهنما و مثال فقط برای فهم بهتر معنی لغت است. سعی در حفظ آن نکنید و تمرکز خود را روی لغت اصلی بگذارید.