📚 Unit32 Essential English Words
#درس32 #لغت بخش اول
➡️bring = رساندن به، ارمغان آوردن
To bring means to take someone or something to a person or place.
رساندن به معنی بردن کسی یا چیزی به سمت فردی یا مکانی است
Oscar will bring in all the boxes.
اسکار تمام جعبه های را خواهد رساند
—---
➡️castle = قلعه
A castle is a building with strong walls where royalty usually lives.
قلعه یک ساختمان با دیوارهای قوی است که در آن معمولا اعضای خانواده سلطنتی زندگی می کند
The castle was built many years ago.
این قلعه در سال های قبل ساخته شده است
—-
➡️command= دستور، فرمان
To command someone is to tell them to do something.
فرمان دادن به کسی یعنی به او بگوییم چه کار انجام دهد
The general commanded his army to attack.
ژنرال به ارتش خود فرمان حمله داد
—-
➡️counsel = مشاور، مشورت
To counsel someone is to listen and give advice about a problem.
مشاور کسی است به صحبت ها گوش داده ودر مورد مشکل مشورت می دهد
The teacher counseled the girl about her troubles.
معلم به دختر در مورد مشکلاتش مشورت داد
—-
➡️ensure = اطمینان، تضمین
To ensure is to make certain that something happens.
اطمینان یعنی مطمئن باشیم چیزی رخ می دهد
Eating good food ensures that we stay healthy.
خوردن غذای خوب تضمین می کند که ما سالم بمانیم
—-
➡️explosion = انفجار، هیاهو
An explosion is a violent burst, usually with a loud sound.
هیاهو رفتارهای خشونت آمیزکه معمولا همراه با صدای بلند است
A nuclear explosion can cause great damage.
یک انفجار هسته ای می تواند باعث آسیب بزرگ شود
—-
➡️jewelry = طلا و جواهر
Jewelry is something that people wear like earrings or necklaces.
طلا و جواهر چیزی مثل گوشواره و گردنبند است که مردم می بندند
The woman looked beautiful with her nice dress and jewelry.
زن با لباس خوب و جواهرات زیبا بود
—-
➡️land = پیاده شدن، زمین
To land means to come to the ground usually from a ship or aircraft.
پیاده شدن یعنی آمدن بر روی زمین از روی کشتی یا هواپیما
The parachutist landed safely on the ground.
چتر باز با خیال راحت بر روی زمین فرود آمد
—-
➡️meteor = شهاب سنگ
A meteor is a rock from outer space that falls to Earth.
شهاب سنگ سنگی است که از فضا بر روی زمین می افتد
We saw a meteor in the sky last night.
ما در شب گذشته یک شهاب سنگ در آسمان دیدیم
—-
➡️monster = هیولا
A monster is any imaginary frightening creature that looks strange.
هیولا هر موجود ترسناک خیالی است که به نظر عجیب و غریب می رسد
The monster scared everyone in the village.
همه در روستا از هیولا می ترسند
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
#درس32 #لغت بخش اول
➡️bring = رساندن به، ارمغان آوردن
To bring means to take someone or something to a person or place.
رساندن به معنی بردن کسی یا چیزی به سمت فردی یا مکانی است
Oscar will bring in all the boxes.
اسکار تمام جعبه های را خواهد رساند
—---
➡️castle = قلعه
A castle is a building with strong walls where royalty usually lives.
قلعه یک ساختمان با دیوارهای قوی است که در آن معمولا اعضای خانواده سلطنتی زندگی می کند
The castle was built many years ago.
این قلعه در سال های قبل ساخته شده است
—-
➡️command= دستور، فرمان
To command someone is to tell them to do something.
فرمان دادن به کسی یعنی به او بگوییم چه کار انجام دهد
The general commanded his army to attack.
ژنرال به ارتش خود فرمان حمله داد
—-
➡️counsel = مشاور، مشورت
To counsel someone is to listen and give advice about a problem.
مشاور کسی است به صحبت ها گوش داده ودر مورد مشکل مشورت می دهد
The teacher counseled the girl about her troubles.
معلم به دختر در مورد مشکلاتش مشورت داد
—-
➡️ensure = اطمینان، تضمین
To ensure is to make certain that something happens.
اطمینان یعنی مطمئن باشیم چیزی رخ می دهد
Eating good food ensures that we stay healthy.
خوردن غذای خوب تضمین می کند که ما سالم بمانیم
—-
➡️explosion = انفجار، هیاهو
An explosion is a violent burst, usually with a loud sound.
هیاهو رفتارهای خشونت آمیزکه معمولا همراه با صدای بلند است
A nuclear explosion can cause great damage.
یک انفجار هسته ای می تواند باعث آسیب بزرگ شود
—-
➡️jewelry = طلا و جواهر
Jewelry is something that people wear like earrings or necklaces.
طلا و جواهر چیزی مثل گوشواره و گردنبند است که مردم می بندند
The woman looked beautiful with her nice dress and jewelry.
زن با لباس خوب و جواهرات زیبا بود
—-
➡️land = پیاده شدن، زمین
To land means to come to the ground usually from a ship or aircraft.
پیاده شدن یعنی آمدن بر روی زمین از روی کشتی یا هواپیما
The parachutist landed safely on the ground.
چتر باز با خیال راحت بر روی زمین فرود آمد
—-
➡️meteor = شهاب سنگ
A meteor is a rock from outer space that falls to Earth.
شهاب سنگ سنگی است که از فضا بر روی زمین می افتد
We saw a meteor in the sky last night.
ما در شب گذشته یک شهاب سنگ در آسمان دیدیم
—-
➡️monster = هیولا
A monster is any imaginary frightening creature that looks strange.
هیولا هر موجود ترسناک خیالی است که به نظر عجیب و غریب می رسد
The monster scared everyone in the village.
همه در روستا از هیولا می ترسند
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
📚 Unit32 Essential English Words
#درس32 #لغت بخش دوم
➡️northern = شمالی
If something is northern, it is in the direction of north.
اگر چیزی شمالی است یعنی آن چیز در جهت شمال قرار دارد
It is much colder in northern countries than it is here.
کشورهای شمالی سردتر از اینجا هستند
—-
➡️remote = دور دست، بعید
If something is remote, it is very far away and difficult to get to.
اگر چیزی بعید است یعنی رسیدن به آن بسیار دشوار است
It took many days to get to the remote island.
برای رسیدن به جزیره دوردست چند روز زمان نیاز است
—-
➡️southern = جنوبی
If something is southern, it is in the direction of south.
اگر چیزی جنوبی است یعنی آن چیز در جهت جنوب قرار دارد
Taegu is located in the southern part of the Korean peninsula.
تائجو در بخش جنوبی شبه جزیره کره واقع شده است
—-
➡️Statue = مجسمه
A statue is an image of a person or animal made of stone or metal.
مجسمه یک تصویر از یک شخص یا حیوان است که از سنگ یا فلز ساخته شده است
I saw a beautiful statue of a lion today.
من امروز یک مجسمه زیبا از یک شیر دیدم
—-
➡️steam = بخار
Steam is water that has become hot and has turned into a misty gas.
بخار آب داغ شده است که تبدیل به گاز مه آلود شده است
We could see the steam rise from the boiling water.
ما می توانیم بخار آب جوش را ببینیم
—-
➡️submit = تسلیم شدن
To submit to someone is to agree to do what they tell you to do.
تسلیم شدن در برابر کسی یعنی برای آنچه باید انجام دهیم به توافق برسیم
She submitted to her mother’s wishes and did her homework.
او در برابر خواسته های مادرش تسلیم شد و مشق شبش را انجام داد
—-
➡️temple = معبد
A temple is a building that is used for religious purposes.
معبد ساختمانی است که برای اهداف مذهبی استفاده می شود
The people visited the temple to pray.
مردم برای دعا کردن از معبد بازدید کردند
—-
➡️upper = فوقانی
Upper means higher in position or place.
فوقانی به معنی موقعیت یا محل بالاتر است
A home’s attic is at the upper part of the structure.
اتاق زیر شیروانی قسمتی از خانه است که در بخش فوقانی ساختار آن قرار دارد
—-
➡️weed = علف های هرز
A weed is a plant, especially one that is not useful or wanted.
علف های هرز گیاهانی هستند که غیر مفید و ناخواسته هستند
The yard of the house was full of ugly weeds.
حیاط خانه پر از علف های هرز زشت بود
—-
➡️wing = بال
A wing is the part of an animal that lets it fly.
بال بخشی از بدن حیوان است که به آن اجازه می دهد پرواز کند
The bird used its wings to fly across the water.
پرنده برای پرواز بر فراز آب از بال خود استفاده کرد
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
#درس32 #لغت بخش دوم
➡️northern = شمالی
If something is northern, it is in the direction of north.
اگر چیزی شمالی است یعنی آن چیز در جهت شمال قرار دارد
It is much colder in northern countries than it is here.
کشورهای شمالی سردتر از اینجا هستند
—-
➡️remote = دور دست، بعید
If something is remote, it is very far away and difficult to get to.
اگر چیزی بعید است یعنی رسیدن به آن بسیار دشوار است
It took many days to get to the remote island.
برای رسیدن به جزیره دوردست چند روز زمان نیاز است
—-
➡️southern = جنوبی
If something is southern, it is in the direction of south.
اگر چیزی جنوبی است یعنی آن چیز در جهت جنوب قرار دارد
Taegu is located in the southern part of the Korean peninsula.
تائجو در بخش جنوبی شبه جزیره کره واقع شده است
—-
➡️Statue = مجسمه
A statue is an image of a person or animal made of stone or metal.
مجسمه یک تصویر از یک شخص یا حیوان است که از سنگ یا فلز ساخته شده است
I saw a beautiful statue of a lion today.
من امروز یک مجسمه زیبا از یک شیر دیدم
—-
➡️steam = بخار
Steam is water that has become hot and has turned into a misty gas.
بخار آب داغ شده است که تبدیل به گاز مه آلود شده است
We could see the steam rise from the boiling water.
ما می توانیم بخار آب جوش را ببینیم
—-
➡️submit = تسلیم شدن
To submit to someone is to agree to do what they tell you to do.
تسلیم شدن در برابر کسی یعنی برای آنچه باید انجام دهیم به توافق برسیم
She submitted to her mother’s wishes and did her homework.
او در برابر خواسته های مادرش تسلیم شد و مشق شبش را انجام داد
—-
➡️temple = معبد
A temple is a building that is used for religious purposes.
معبد ساختمانی است که برای اهداف مذهبی استفاده می شود
The people visited the temple to pray.
مردم برای دعا کردن از معبد بازدید کردند
—-
➡️upper = فوقانی
Upper means higher in position or place.
فوقانی به معنی موقعیت یا محل بالاتر است
A home’s attic is at the upper part of the structure.
اتاق زیر شیروانی قسمتی از خانه است که در بخش فوقانی ساختار آن قرار دارد
—-
➡️weed = علف های هرز
A weed is a plant, especially one that is not useful or wanted.
علف های هرز گیاهانی هستند که غیر مفید و ناخواسته هستند
The yard of the house was full of ugly weeds.
حیاط خانه پر از علف های هرز زشت بود
—-
➡️wing = بال
A wing is the part of an animal that lets it fly.
بال بخشی از بدن حیوان است که به آن اجازه می دهد پرواز کند
The bird used its wings to fly across the water.
پرنده برای پرواز بر فراز آب از بال خود استفاده کرد
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
فایل صوتی درس 32
#فایل_صوتی_لغات #درس32 | دوستان. لغات را یک بار مرور کنید. جمله راهنما و مثال فقط برای فهم بهتر معنی لغت است. سعی در حفظ آن نکنید و تمرکز خود را روی لغت اصلی بگذارید.
📚 Unit33 Essential English Words
#درس33 #لغت بخش اول
➡️arrow = تیر
An arrow is a thin, straight stick shot from a bow.
تیر یک چوب نازک و صاف است که از کمان رها می شود
The arrow flew through the air and hit the target.
تیر در هوا پرواز کرد و به هدف خورد
—-
➡️battle = نبرد
A battle is a fight between two armies during a war.
نبرد مبارزه بین دو ارتش در طول جنگ است
The battle lasted for many days.
نبرد برای چند روز به طول انجامید
—-
➡️bow = کمان
A bow is a weapon made of curved wood and string that shoots arrows.
کمان سلاح ساخته شده از چوب خمیده است که تیر را شلیک می کند
He went hunting with a bow and arrow.
او با تیر و کمان به شکار رفت
—-
➡️brave = شجاع، دلاور
When people are brave, they are not afraid to face pain or danger.
وقتی کسی شجاع است یعنی از درد و خطر نمی ترسد
The brave firefighter saved the girl from the burning building.
آتش نشان شجاع دختر را از ساختمان در حال سوختن نجات داد
—-
➡️chief = فرمانده، پیشرو
A chief is the leader of a group of people.
فرمانده رهبر یک گروه از مردم است
The chief led the people through the mountains.
فرمانده مردم، در داخل کوه ها فرماندهی می کرد
—-
➡️disadvantage = نقطه ضعف
A disadvantage is a situation where someone is likely to lose.
نقطه ضعف وضعیتی است که افراد به احتمال زیاد از طریق آن صدمه می بینند
Mike had a disadvantage in the race since he hurt his knee.
مایک یک نقطه ضعف داشت.زانوی او در مسابقه صدمه دیده بود
—-
➡️enemy = دشمن
An enemy is a country that is fighting another country during a war.
دشمن کشوری است که در طول جنگ با کشور دیگر مبارزه می کند
The enemy prepared to attack the kingdom.
دشمن آماده حمله به پادشاهی بود
—-
➡️entrance = ورودی
An entrance is a place where someone can enter an area.
ورودی جایی است که افراد می توانند از آن منطقه وارد شوند
The gate was locked, so Bill had to find a different entrance.
دروازه قفل شده بود و بیل به دنبال ورودی متفاوتی می گشت
—-
➡️hardly = به سختی
If something hardly happens, it almost does not happen at all.
وقتی چیزی به سختی اتفاق می افتد یعنی آن چیز همیشه اتفاق نخواهد افتاد
I hardly saw the concert since I had to leave early.
از آنجا که مجبور بودم زود بروم، به سختی کنسرت را دیدم
➡️intend = قصد
To intend to do something means to plan to do it.
قصد داشتن برای انجام کاری یعنی برنامه ریزی برای انجام آن
I intend to finish college in three years.
من قصد دارم کالج را در 3 سال به پایان برسانم
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
#درس33 #لغت بخش اول
➡️arrow = تیر
An arrow is a thin, straight stick shot from a bow.
تیر یک چوب نازک و صاف است که از کمان رها می شود
The arrow flew through the air and hit the target.
تیر در هوا پرواز کرد و به هدف خورد
—-
➡️battle = نبرد
A battle is a fight between two armies during a war.
نبرد مبارزه بین دو ارتش در طول جنگ است
The battle lasted for many days.
نبرد برای چند روز به طول انجامید
—-
➡️bow = کمان
A bow is a weapon made of curved wood and string that shoots arrows.
کمان سلاح ساخته شده از چوب خمیده است که تیر را شلیک می کند
He went hunting with a bow and arrow.
او با تیر و کمان به شکار رفت
—-
➡️brave = شجاع، دلاور
When people are brave, they are not afraid to face pain or danger.
وقتی کسی شجاع است یعنی از درد و خطر نمی ترسد
The brave firefighter saved the girl from the burning building.
آتش نشان شجاع دختر را از ساختمان در حال سوختن نجات داد
—-
➡️chief = فرمانده، پیشرو
A chief is the leader of a group of people.
فرمانده رهبر یک گروه از مردم است
The chief led the people through the mountains.
فرمانده مردم، در داخل کوه ها فرماندهی می کرد
—-
➡️disadvantage = نقطه ضعف
A disadvantage is a situation where someone is likely to lose.
نقطه ضعف وضعیتی است که افراد به احتمال زیاد از طریق آن صدمه می بینند
Mike had a disadvantage in the race since he hurt his knee.
مایک یک نقطه ضعف داشت.زانوی او در مسابقه صدمه دیده بود
—-
➡️enemy = دشمن
An enemy is a country that is fighting another country during a war.
دشمن کشوری است که در طول جنگ با کشور دیگر مبارزه می کند
The enemy prepared to attack the kingdom.
دشمن آماده حمله به پادشاهی بود
—-
➡️entrance = ورودی
An entrance is a place where someone can enter an area.
ورودی جایی است که افراد می توانند از آن منطقه وارد شوند
The gate was locked, so Bill had to find a different entrance.
دروازه قفل شده بود و بیل به دنبال ورودی متفاوتی می گشت
—-
➡️hardly = به سختی
If something hardly happens, it almost does not happen at all.
وقتی چیزی به سختی اتفاق می افتد یعنی آن چیز همیشه اتفاق نخواهد افتاد
I hardly saw the concert since I had to leave early.
از آنجا که مجبور بودم زود بروم، به سختی کنسرت را دیدم
➡️intend = قصد
To intend to do something means to plan to do it.
قصد داشتن برای انجام کاری یعنی برنامه ریزی برای انجام آن
I intend to finish college in three years.
من قصد دارم کالج را در 3 سال به پایان برسانم
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
📚 Unit33 Essential English Words
#درس33 #لغت بخش دوم
➡️laughter = قهقهه
Laughter is the sound produced by laughing about something funny.
قهقهه صدای تولید شده از خنده در مورد چیز خنده داری است
Susan’s joke made her classmates burst into laughter.
شوخی که سوزان درست کرده بود باعث شد همکلاسی هایش پشت سر هم قهقهه بزنند
—-
➡️log = کنده درخت
A log is a thick piece of wood that is cut from a tree.
کنده درخت یک قطعه ضخیم از چوب است که از درخت کنده شده است
The fire was too small, so we added another log to it.
آتش خیلی کوچک بود بنابراین ما یک کنده درخت به آن اضافه کردیم
—-
➡️military = ارتش
The military is the armed forces of a country.
ارتش نیروهای مسلح یک کشور است
I joined the military after I finished high school.
من پس از این که دبیرستانم به پایان رسید به ارتش پیوستم
—-
➡️obey = اطاعت کردن
To obey means to follow what a law or a person says you must do.
اطاعت کردن یعنی از قانونی که به شما می گوید چه کنید پیروی کنید
My little sister did not obey my mother. Now she is in trouble.
خواهر کوچک من از مادرم اطاعت نمی کند. در حال حاضر او دچار مشکل است
—-
➡️secure = مطمئن، امن
To secure something means to get it after a lot of effort.
مطمئن بودن به چیزی یعنی به دست آوردن آن پس از تلاش زیاد
I was able to secure a good grade on my test after weeks of studying.
من پس از هفته ها مطالعه قادر بودم یک نمره مطمئن در امتحان به دست آورم
—-
➡️steady = ثابت
When someone or something is steady, they are under control.
هنگامی که کسی یا چیزی ثابت است، یعنی آن ها تحت کنترل هستند
The problem was hard but she remained steady and solved it.
مشکل سخت بود اما او ثابت باقی ماند و آن را حل کرد
—-
➡️trust = اعتماد
To trust is to believe that someone is honest and will do what is right.
اعتماد یعنی باور داشتن به این که کسی صادق است و آن چه که حق است را انجام خواهد داد
I trust my friends; they don’t tell my secrets to other people.
من به دوستانم اعتماد دارم آن ها راز من را به کس دیگری نمی گویند
—-
➡️twist = پیچیدن
To twist something is to wrap it around itself or another thing.
پیچیدن چیزی یعنی چرخاندن آن دور خود یا چیز دیگری است
She twisted the spaghetti around her fork.
او اسپاگتی را دور چنگال خود پیچید
—-
➡️unless = مگر اینکه
Unless means if not or except when.
مگر این که به معنی به جز زمانی که است
Unless you clean your room, you cannot play with your friends.
شما نمی توانید با دوستان خود بازی کنید مگر اینکه اتفاق خود را تمیز کنید
—-
➡️weapon = سلاح
A weapon is an object that can be used to hurt people.
سلاح شئ ای است که می تواند برای صدمه زدن به دیگران از آن استفاده شود
Swords have been used as weapons for thousands of years.
شمشیر به عنوان یک سلاح هزاران سال است که استفاده می شود
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
#درس33 #لغت بخش دوم
➡️laughter = قهقهه
Laughter is the sound produced by laughing about something funny.
قهقهه صدای تولید شده از خنده در مورد چیز خنده داری است
Susan’s joke made her classmates burst into laughter.
شوخی که سوزان درست کرده بود باعث شد همکلاسی هایش پشت سر هم قهقهه بزنند
—-
➡️log = کنده درخت
A log is a thick piece of wood that is cut from a tree.
کنده درخت یک قطعه ضخیم از چوب است که از درخت کنده شده است
The fire was too small, so we added another log to it.
آتش خیلی کوچک بود بنابراین ما یک کنده درخت به آن اضافه کردیم
—-
➡️military = ارتش
The military is the armed forces of a country.
ارتش نیروهای مسلح یک کشور است
I joined the military after I finished high school.
من پس از این که دبیرستانم به پایان رسید به ارتش پیوستم
—-
➡️obey = اطاعت کردن
To obey means to follow what a law or a person says you must do.
اطاعت کردن یعنی از قانونی که به شما می گوید چه کنید پیروی کنید
My little sister did not obey my mother. Now she is in trouble.
خواهر کوچک من از مادرم اطاعت نمی کند. در حال حاضر او دچار مشکل است
—-
➡️secure = مطمئن، امن
To secure something means to get it after a lot of effort.
مطمئن بودن به چیزی یعنی به دست آوردن آن پس از تلاش زیاد
I was able to secure a good grade on my test after weeks of studying.
من پس از هفته ها مطالعه قادر بودم یک نمره مطمئن در امتحان به دست آورم
—-
➡️steady = ثابت
When someone or something is steady, they are under control.
هنگامی که کسی یا چیزی ثابت است، یعنی آن ها تحت کنترل هستند
The problem was hard but she remained steady and solved it.
مشکل سخت بود اما او ثابت باقی ماند و آن را حل کرد
—-
➡️trust = اعتماد
To trust is to believe that someone is honest and will do what is right.
اعتماد یعنی باور داشتن به این که کسی صادق است و آن چه که حق است را انجام خواهد داد
I trust my friends; they don’t tell my secrets to other people.
من به دوستانم اعتماد دارم آن ها راز من را به کس دیگری نمی گویند
—-
➡️twist = پیچیدن
To twist something is to wrap it around itself or another thing.
پیچیدن چیزی یعنی چرخاندن آن دور خود یا چیز دیگری است
She twisted the spaghetti around her fork.
او اسپاگتی را دور چنگال خود پیچید
—-
➡️unless = مگر اینکه
Unless means if not or except when.
مگر این که به معنی به جز زمانی که است
Unless you clean your room, you cannot play with your friends.
شما نمی توانید با دوستان خود بازی کنید مگر اینکه اتفاق خود را تمیز کنید
—-
➡️weapon = سلاح
A weapon is an object that can be used to hurt people.
سلاح شئ ای است که می تواند برای صدمه زدن به دیگران از آن استفاده شود
Swords have been used as weapons for thousands of years.
شمشیر به عنوان یک سلاح هزاران سال است که استفاده می شود
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
فایل صوتی درس 33
#فایل_صوتی_لغات #درس33 | دوستان. لغات را یک بار مرور کنید. جمله راهنما و مثال فقط برای فهم بهتر معنی لغت است. سعی در حفظ آن نکنید و تمرکز خود را روی لغت اصلی بگذارید.
📚 Unit34 Essential English Words
#درس34 #لغت بخش اول
➡️Chest = قفسه سینه
The chest is the front part of a person’s body under the neck.
قفسه سینه قسمت جلوی بدن یک فرد در زیر گردن است
The water in the lake was as high as my chest.
آب این دریاچه بالای قفسه سینه ام بود
—-
➡️confidence = اعتماد به نفس
If you have confidence about something, you are sure of it.
اگر شما در مورد چیزی اعتماد به نفس دارید یعنی از آن مطمئن هستید
I have confidence that I did well on the test.
من اعتماد به نفس دارم که به خوبی امتحان می دهم
—-
➡️consequence = عاقبت
A consequence is a result of a choice or action.
عاقبت یک نتیجه از یک انتخاب و یا عمل است
Asa consequence of missing my bus, I had to find another way to work.
آسا عاقبت اتوبوس من را گم کرد من در حال پیدا کردن کار دیگری هستم
—-
➡️disaster = فاجعه
A disaster is a really bad thing that happens.
یک فاجعه یک چیز واقعا بد است که اتفاق می افتد
When the car crashed, it was a disaster.
زمانی که خودرو سقوط کرد یک فاجعه رخ داد
—-
➡️disturb = مزاحم شدن
To disturb someone means to upset them.
مزاحم کسی شدن یعنی او را ناراحت کردن
The loud noise disturbed me while I was working.
صدای بلند در حالی که مشغول به کار بودم مزاحمم شد
—-
➡️estimate = برآورد
To estimate something means to make a guess about it.
برآورد چیزی یعنی حدس زدن در مورد آن
The boy estimated that he was one meter tall.
پسر حدس زده است که او یک متر قد دارد
—-
➡️honor = افتخار، احترام
When you honor people or things, you show respect for them.
وقتی شما به کسی یا چیزی افتخار می کنید شما به آن احترام می گذارید
I honor my science teacher by working hard in class.
من با تلاش زیاد در کلاس به معلم علومم ادای احترام می کنم
—-
➡️impress = تحت تاثیر قرار دادن
To impress someone means to make that person proud.
تحت تاثیر قرار دادن کسی یعنی آن شخص به شما افتخار کند
He was able to impress the girls with his new dance.
او با رقص جدید خود قادر است دختران را تحت تاثیر قرار دهد
—-
➡️marathon = ماراتن
A marathon is a very long foot race just over 42 kilometers.
ماراتن مسابقه دویدن است که بیش از 42 کیلومتر باشد
I ran a marathon, and now my legs are tired.
من در یک ماراتن دویدم و الان پاهایم خسته است
—-
➡️narrow = باریک
When something is narrow, it is very thin.
وقتی چیزی باریک است یعنی بسیار نازک است
The bridge is too narrow for a car to drive over.
این پل خیلی باریک است و برای رانندگی بیش از یک ماشین جا ندارد
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
#درس34 #لغت بخش اول
➡️Chest = قفسه سینه
The chest is the front part of a person’s body under the neck.
قفسه سینه قسمت جلوی بدن یک فرد در زیر گردن است
The water in the lake was as high as my chest.
آب این دریاچه بالای قفسه سینه ام بود
—-
➡️confidence = اعتماد به نفس
If you have confidence about something, you are sure of it.
اگر شما در مورد چیزی اعتماد به نفس دارید یعنی از آن مطمئن هستید
I have confidence that I did well on the test.
من اعتماد به نفس دارم که به خوبی امتحان می دهم
—-
➡️consequence = عاقبت
A consequence is a result of a choice or action.
عاقبت یک نتیجه از یک انتخاب و یا عمل است
Asa consequence of missing my bus, I had to find another way to work.
آسا عاقبت اتوبوس من را گم کرد من در حال پیدا کردن کار دیگری هستم
—-
➡️disaster = فاجعه
A disaster is a really bad thing that happens.
یک فاجعه یک چیز واقعا بد است که اتفاق می افتد
When the car crashed, it was a disaster.
زمانی که خودرو سقوط کرد یک فاجعه رخ داد
—-
➡️disturb = مزاحم شدن
To disturb someone means to upset them.
مزاحم کسی شدن یعنی او را ناراحت کردن
The loud noise disturbed me while I was working.
صدای بلند در حالی که مشغول به کار بودم مزاحمم شد
—-
➡️estimate = برآورد
To estimate something means to make a guess about it.
برآورد چیزی یعنی حدس زدن در مورد آن
The boy estimated that he was one meter tall.
پسر حدس زده است که او یک متر قد دارد
—-
➡️honor = افتخار، احترام
When you honor people or things, you show respect for them.
وقتی شما به کسی یا چیزی افتخار می کنید شما به آن احترام می گذارید
I honor my science teacher by working hard in class.
من با تلاش زیاد در کلاس به معلم علومم ادای احترام می کنم
—-
➡️impress = تحت تاثیر قرار دادن
To impress someone means to make that person proud.
تحت تاثیر قرار دادن کسی یعنی آن شخص به شما افتخار کند
He was able to impress the girls with his new dance.
او با رقص جدید خود قادر است دختران را تحت تاثیر قرار دهد
—-
➡️marathon = ماراتن
A marathon is a very long foot race just over 42 kilometers.
ماراتن مسابقه دویدن است که بیش از 42 کیلومتر باشد
I ran a marathon, and now my legs are tired.
من در یک ماراتن دویدم و الان پاهایم خسته است
—-
➡️narrow = باریک
When something is narrow, it is very thin.
وقتی چیزی باریک است یعنی بسیار نازک است
The bridge is too narrow for a car to drive over.
این پل خیلی باریک است و برای رانندگی بیش از یک ماشین جا ندارد
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
👍2
📚 Unit34 Essential English Words
#درس34 #لغت بخش دوم
➡️pale = کم رنگ
When something is pale, it does not have a bright color.
وقتی چیزی کم رنگ است یعنی رنگ روشنی ندارد
The girl’s skin was very pale.
پوست دختر بسیار کم رنگ بود
—-
➡️rough = خشن
When something is rough, it is not even or smooth.
وقتی چیزی خشن است یعنی صاف نیست
The rough ground hurt my feet.
زمین خشن و غیرصاف به پای من آسیب زد
—-
➡️satisfy = خشنود کردن
To satisfy someone means to make them happy.
خشنود کردن کسی یعنی او را خوشحال کردن
It will satisfy my teacher if I finish all my homework.
من می خواهم با تمام کردن تکالیف منزل، معلمم را خشنود کنم
—-
➡️scream = فریاد، جیغ
To scream means to make a loud noise with your mouth.
فریاد کشیدن به معنی ایجاد سروصدا با دهان است
The girl saw a spider and screamed.
دختر عنکبوت را دید و جیغ کشید
—-
➡️sensitive = حساس
When someone or something is sensitive, they are easily hurt.
وقتی کسی یا چیزی حساس است یعنی به سادگی صدمه می بیند
My teeth are sensitive to cold things.
دندان های من نسبت به چیزهای سرد حساس است
—-
➡️shade = سایه
The shade is a dark area that something makes when it blocks the sun.
سایه منطقه ای تاریک است که وقتی چیزی مانع عبور نور خورشید می شود ایجاد می شود
It was hot outside, so the boy sat in the shade of a tree.
هوای بیرون گرم بود، بنابراین پسر در سایه یک درخت نشسته است
—-
➡️supplement = مکمل
To supplement something is to add something else to it in a good way.
تکمیل کردن چیزی یعنی اضافه کردن چیز دیگری به آن برای بهتر کردنش
He supplements his diet with fresh fruits.
او رژیم غذایی خود را با میوه های تازه تکمیل کرد
—-
➡️terror = وحشت
When someone feels terror, they are scared.
وقتی کسی احساس وحشت دارد یعنی ترسیده است
I felt a sense of terror when the tiger chased me.
زمانی که ببر به دنبال من می دوید احساس وحشت داشتم
—-
➡️threat = تهدید
A threat is something bad that might happen.
تهدید چیز بدی است که اتفاق می افتد
Due to the dark clouds, there was a threat of a bad storm.
با توجه به ابرهای تیره، تهدید طوفان بدی وجود دارد
—-
➡️victim = قربانی
A victim is a person that had something bad happen to them.
یک قربانی کسی است که چیز بدی برای او اتفاق می افتد
I was a victim of a robbery.
من قربانی یک سرقت بودم
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
#درس34 #لغت بخش دوم
➡️pale = کم رنگ
When something is pale, it does not have a bright color.
وقتی چیزی کم رنگ است یعنی رنگ روشنی ندارد
The girl’s skin was very pale.
پوست دختر بسیار کم رنگ بود
—-
➡️rough = خشن
When something is rough, it is not even or smooth.
وقتی چیزی خشن است یعنی صاف نیست
The rough ground hurt my feet.
زمین خشن و غیرصاف به پای من آسیب زد
—-
➡️satisfy = خشنود کردن
To satisfy someone means to make them happy.
خشنود کردن کسی یعنی او را خوشحال کردن
It will satisfy my teacher if I finish all my homework.
من می خواهم با تمام کردن تکالیف منزل، معلمم را خشنود کنم
—-
➡️scream = فریاد، جیغ
To scream means to make a loud noise with your mouth.
فریاد کشیدن به معنی ایجاد سروصدا با دهان است
The girl saw a spider and screamed.
دختر عنکبوت را دید و جیغ کشید
—-
➡️sensitive = حساس
When someone or something is sensitive, they are easily hurt.
وقتی کسی یا چیزی حساس است یعنی به سادگی صدمه می بیند
My teeth are sensitive to cold things.
دندان های من نسبت به چیزهای سرد حساس است
—-
➡️shade = سایه
The shade is a dark area that something makes when it blocks the sun.
سایه منطقه ای تاریک است که وقتی چیزی مانع عبور نور خورشید می شود ایجاد می شود
It was hot outside, so the boy sat in the shade of a tree.
هوای بیرون گرم بود، بنابراین پسر در سایه یک درخت نشسته است
—-
➡️supplement = مکمل
To supplement something is to add something else to it in a good way.
تکمیل کردن چیزی یعنی اضافه کردن چیز دیگری به آن برای بهتر کردنش
He supplements his diet with fresh fruits.
او رژیم غذایی خود را با میوه های تازه تکمیل کرد
—-
➡️terror = وحشت
When someone feels terror, they are scared.
وقتی کسی احساس وحشت دارد یعنی ترسیده است
I felt a sense of terror when the tiger chased me.
زمانی که ببر به دنبال من می دوید احساس وحشت داشتم
—-
➡️threat = تهدید
A threat is something bad that might happen.
تهدید چیز بدی است که اتفاق می افتد
Due to the dark clouds, there was a threat of a bad storm.
با توجه به ابرهای تیره، تهدید طوفان بدی وجود دارد
—-
➡️victim = قربانی
A victim is a person that had something bad happen to them.
یک قربانی کسی است که چیز بدی برای او اتفاق می افتد
I was a victim of a robbery.
من قربانی یک سرقت بودم
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
👍1
فایل صوتی درس 34
#فایل_صوتی_لغات #درس34 | دوستان. لغات را یک بار مرور کنید. جمله راهنما و مثال فقط برای فهم بهتر معنی لغت است. سعی در حفظ آن نکنید و تمرکز خود را روی لغت اصلی بگذارید.
📚 Unit35 Essential English Words
#درس35 #لغت بخش اول
➡️ancestor = جد
An ancestor is a family member from the past.
جد یکی از اعضای خانواده است که در گذشته زندگی می کرده است
My ancestors came from Germany.
اجداد من از آلمان آمدند
—-
➡️angle = زاویه
An angle is the direction from which you look at something.
زاویه جهتی است که از آن شما به چیزی نگاه می کنید
The giraffe turned its head to see from another angle.
زرافه سر خود را برای دیدن از زاویه دیگر چرخاند
—-
➡️boot = چکمه، بوت
A boot is a heavy shoe that goes over your ankle.
بوت کفش سنگینی است که تا بالاتر از مچ پا امتداد دارد
He wore boots so that his feet wouldn’t get wet.
او چکمه به پا داشت به طوری که پای او خیس نمی شد
—-
➡️border = مرز، حاشیه
A border is the edge of an area.
مرز لبه یک منطقه است
The postcard had a pretty green border of pine needles.
کارت پستال حاشیه ای بسیار سبز از کاج های سوزنی داشت
—-
➡️congratulate = تبریک گفتن
To congratulate someone is to tell them that you are happy for them.
تبریک گفتن به کسی یعنی به آن ها بگوییم که برای آن ها خوشحال هستیم
Bill and Angela congratulated each other on a job well done.
بیل و آنجلا پس از انجام یک کار خوب به یکدیگر تبریک گفتند
—-
➡️frame = قاب
A frame is a border for a picture or mirror.
یک قاب حاشیه ای برای عکس یا آینه است
I have to get a frame for my friend’s picture.
من یک قاب برای عکس دوستم گرفتم
—-
➡️heaven = بهشت
Heaven is the place that some people believe people go when they die.
بهشت جایی است که برخی از مردم بر این باورند که وقتی میمیرند به آنجا می روند
When I die, I hope that I go to heaven.
امیدوارم وقتی که مردم به بهشت بروم
—-
➡️incredible = باور نکردنی
If someone or something is incredible, it is hard to believe they are true.
وقتی کسی یا چیزی باور نکردنی است به این معنی است که باور داشتن به درست بودنش سخت است
I have an incredible story to tell you about my vacation.
من در مورد تعطیلاتم به شما یک داستان باور نکردنی گفتم
—-
➡️legend = افسانه
A legend is a story from the past.
افسانه یک داستان از گذشته است
There is a well-known legend about a king and his queen.
یک افسانه شناخته شده در مورد یک پادشاه و ملکه او وجود دارد
—-
➡️praise = ستایش کردن
To praise is to show that you like someone or something.
ستایش کردن یعنی نشان دادن آن که شما چیزی یا کسی را دوست دارید
The coach praised both athletes after a good practice.
مربی تیم هر دو ورزشکار را پس از تمرین خوب ستود
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
#درس35 #لغت بخش اول
➡️ancestor = جد
An ancestor is a family member from the past.
جد یکی از اعضای خانواده است که در گذشته زندگی می کرده است
My ancestors came from Germany.
اجداد من از آلمان آمدند
—-
➡️angle = زاویه
An angle is the direction from which you look at something.
زاویه جهتی است که از آن شما به چیزی نگاه می کنید
The giraffe turned its head to see from another angle.
زرافه سر خود را برای دیدن از زاویه دیگر چرخاند
—-
➡️boot = چکمه، بوت
A boot is a heavy shoe that goes over your ankle.
بوت کفش سنگینی است که تا بالاتر از مچ پا امتداد دارد
He wore boots so that his feet wouldn’t get wet.
او چکمه به پا داشت به طوری که پای او خیس نمی شد
—-
➡️border = مرز، حاشیه
A border is the edge of an area.
مرز لبه یک منطقه است
The postcard had a pretty green border of pine needles.
کارت پستال حاشیه ای بسیار سبز از کاج های سوزنی داشت
—-
➡️congratulate = تبریک گفتن
To congratulate someone is to tell them that you are happy for them.
تبریک گفتن به کسی یعنی به آن ها بگوییم که برای آن ها خوشحال هستیم
Bill and Angela congratulated each other on a job well done.
بیل و آنجلا پس از انجام یک کار خوب به یکدیگر تبریک گفتند
—-
➡️frame = قاب
A frame is a border for a picture or mirror.
یک قاب حاشیه ای برای عکس یا آینه است
I have to get a frame for my friend’s picture.
من یک قاب برای عکس دوستم گرفتم
—-
➡️heaven = بهشت
Heaven is the place that some people believe people go when they die.
بهشت جایی است که برخی از مردم بر این باورند که وقتی میمیرند به آنجا می روند
When I die, I hope that I go to heaven.
امیدوارم وقتی که مردم به بهشت بروم
—-
➡️incredible = باور نکردنی
If someone or something is incredible, it is hard to believe they are true.
وقتی کسی یا چیزی باور نکردنی است به این معنی است که باور داشتن به درست بودنش سخت است
I have an incredible story to tell you about my vacation.
من در مورد تعطیلاتم به شما یک داستان باور نکردنی گفتم
—-
➡️legend = افسانه
A legend is a story from the past.
افسانه یک داستان از گذشته است
There is a well-known legend about a king and his queen.
یک افسانه شناخته شده در مورد یک پادشاه و ملکه او وجود دارد
—-
➡️praise = ستایش کردن
To praise is to show that you like someone or something.
ستایش کردن یعنی نشان دادن آن که شما چیزی یا کسی را دوست دارید
The coach praised both athletes after a good practice.
مربی تیم هر دو ورزشکار را پس از تمرین خوب ستود
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
📚 Unit35 Essential English Words
#درس35 #لغت بخش دوم
➡️proceed = حرکت کردن
To proceed is to go in a certain direction.
حرکت کردن یعنی رفتن به یک جهت خاص
My son and I proceeded to the beach so we could go fishing.
من و پسرم به سمت ساحل حرکت کردیم پس ما می توانیم ماهیگیری کنیم
—-
➡️pure = خالص، پاک
If something is pure, it is very clear and beautiful.
اگر چیزی خالص است یعنی آن چیز بسیار تمیز و زیبا است
The rose was pure. It had no dirt or imperfections.
گل رز پاک بود. آن هیچ آلودگی و عیبی نداشت
—-
➡️relative = بستگان
A relative is a family member.
بستگان یکی از اعضای خانواده است
My relatives came by to see the new baby.
بستگانم برای دیدن نوزاد جدیدم آمدند
—-
➡️senior = قدیمی
If one is senior, they are the oldest or have been there the longest.
اگر کسی قدیمی است یعنی او پیرتر است یا مدت طولانی تری وجود داشته است
Because he got his job first, Bob is the senior chef.
از آن جا که او کار خود را برای اولین بار انجام می دهد، باب آشپز قدیمی تر است
—-
➡️silent = سکوت
If someone or something is silent, they make no sound.
اگر کسی یا چیزی ساکت است یعنی آن بدون صدا است
Since no one was home, the house was silent.
از آن جا که هیچ کس در خانه نبود، خانه ساکت بود
—-
➡️sink = غرق شدن
To sink into something is to slowly fall into it.
غرق شدن چیزی یعنی چیزدیگری به آرامی آن را در بر گیرد
The boat had a hole in it, and it sank into the ocean.
در حالی که قایق یک سوراخ داشت در اقیانوس غرق شد
—-
➡️superior = برتر
If someone or something is superior, they are better than another.
اگر کسی یا چیزی برتر است یعنی بهتر از دیگری است
I think cooking outdoors is superior to cooking indoors.
من فکر می کنم پخت و پز در فضای باز برتر از پخت و پز در خانه است
—-
➡️surround = محاصره
To surround something is to close in on it from all sides.
محاصره کردن چیزی یعنی بستن فضاهای اطراف آن
we surrounded the suspect on all four sides.
ما مظنون را از هر چهار طرف محاصره کردیم
—-
➡️thick = غلیظ
If something is thick, it is wide and solid.
اگر چیزی غلیظ است یعنی وسیع و جامد است
The fog was so thick that I couldn’t see through it.
مه غلیظ بود و من نمی توانستم ببینم
—-
➡️wrap = بسته بندی کردن
To wrap is to cover something on all sides.
بسته بندی کردن یعنی پوشاندن آن از همه طرف
I wrapped his gift and put a bow on it.
من هدیه خود را بسته بندی کردم و یک قوس بر روی آن قرار دادم
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
#درس35 #لغت بخش دوم
➡️proceed = حرکت کردن
To proceed is to go in a certain direction.
حرکت کردن یعنی رفتن به یک جهت خاص
My son and I proceeded to the beach so we could go fishing.
من و پسرم به سمت ساحل حرکت کردیم پس ما می توانیم ماهیگیری کنیم
—-
➡️pure = خالص، پاک
If something is pure, it is very clear and beautiful.
اگر چیزی خالص است یعنی آن چیز بسیار تمیز و زیبا است
The rose was pure. It had no dirt or imperfections.
گل رز پاک بود. آن هیچ آلودگی و عیبی نداشت
—-
➡️relative = بستگان
A relative is a family member.
بستگان یکی از اعضای خانواده است
My relatives came by to see the new baby.
بستگانم برای دیدن نوزاد جدیدم آمدند
—-
➡️senior = قدیمی
If one is senior, they are the oldest or have been there the longest.
اگر کسی قدیمی است یعنی او پیرتر است یا مدت طولانی تری وجود داشته است
Because he got his job first, Bob is the senior chef.
از آن جا که او کار خود را برای اولین بار انجام می دهد، باب آشپز قدیمی تر است
—-
➡️silent = سکوت
If someone or something is silent, they make no sound.
اگر کسی یا چیزی ساکت است یعنی آن بدون صدا است
Since no one was home, the house was silent.
از آن جا که هیچ کس در خانه نبود، خانه ساکت بود
—-
➡️sink = غرق شدن
To sink into something is to slowly fall into it.
غرق شدن چیزی یعنی چیزدیگری به آرامی آن را در بر گیرد
The boat had a hole in it, and it sank into the ocean.
در حالی که قایق یک سوراخ داشت در اقیانوس غرق شد
—-
➡️superior = برتر
If someone or something is superior, they are better than another.
اگر کسی یا چیزی برتر است یعنی بهتر از دیگری است
I think cooking outdoors is superior to cooking indoors.
من فکر می کنم پخت و پز در فضای باز برتر از پخت و پز در خانه است
—-
➡️surround = محاصره
To surround something is to close in on it from all sides.
محاصره کردن چیزی یعنی بستن فضاهای اطراف آن
we surrounded the suspect on all four sides.
ما مظنون را از هر چهار طرف محاصره کردیم
—-
➡️thick = غلیظ
If something is thick, it is wide and solid.
اگر چیزی غلیظ است یعنی وسیع و جامد است
The fog was so thick that I couldn’t see through it.
مه غلیظ بود و من نمی توانستم ببینم
—-
➡️wrap = بسته بندی کردن
To wrap is to cover something on all sides.
بسته بندی کردن یعنی پوشاندن آن از همه طرف
I wrapped his gift and put a bow on it.
من هدیه خود را بسته بندی کردم و یک قوس بر روی آن قرار دادم
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
فایل صوتی درس 35
#فایل_صوتی_لغات #درس35 | دوستان. لغات را یک بار مرور کنید. جمله راهنما و مثال فقط برای فهم بهتر معنی لغت است. سعی در حفظ آن نکنید و تمرکز خود را روی لغت اصلی بگذارید.
با عضویت در کانال تلگرام ما از تخفیفات ویژه بر خوردار شوید
مشاوره تلفنی رایگان
مشاوره حضوری پنجاه درصد
حق الوکاله بیست درصد
به کانال مشاوره حقوقی ما بپیوندید https://telegram.me/moshaaverehoghoghi
ما اول قضاوت می کنیم بعد وکالت می کنیم . تلاش ما بر ان است که با ارائه مشاوره به شما تا انجا که ممکن است شما را کمتر گرفتار مراجع قضائی نمائیم . قبل از هر اقدام حقوقی با ما مشورت نمایید .
ابوالقاسم حمزه لویی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی قوه قضائیه .
ادرس. تهران . فلکه دوم صادقیه برج گلدیس طبقه هشتم واحد 802.
پذیرش با وقت قبلی . 09192020944 و 02144280184
از اینکه این لینک را به دوستان و بستگان و گروههایی که در آن عضو می باشید ارسال می فرمایید بی نهایت سپاسگزاریم و موجب خرسندی است در گروههایی که شما عضو هستید ما را نیز عضو بفرمایید
https://telegram.me/joinchat/BiJQ_z9ZAHJrY_U8-faLxg
مشاوره تلفنی رایگان
مشاوره حضوری پنجاه درصد
حق الوکاله بیست درصد
به کانال مشاوره حقوقی ما بپیوندید https://telegram.me/moshaaverehoghoghi
ما اول قضاوت می کنیم بعد وکالت می کنیم . تلاش ما بر ان است که با ارائه مشاوره به شما تا انجا که ممکن است شما را کمتر گرفتار مراجع قضائی نمائیم . قبل از هر اقدام حقوقی با ما مشورت نمایید .
ابوالقاسم حمزه لویی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی قوه قضائیه .
ادرس. تهران . فلکه دوم صادقیه برج گلدیس طبقه هشتم واحد 802.
پذیرش با وقت قبلی . 09192020944 و 02144280184
از اینکه این لینک را به دوستان و بستگان و گروههایی که در آن عضو می باشید ارسال می فرمایید بی نهایت سپاسگزاریم و موجب خرسندی است در گروههایی که شما عضو هستید ما را نیز عضو بفرمایید
https://telegram.me/joinchat/BiJQ_z9ZAHJrY_U8-faLxg
Telegram
مشاوره حقوقی
پرسش و پاسخ حقوقی