آموزش زبان انگلیسی لنگ لرن
112 subscribers
84 photos
1 file
3 links
Download Telegram
📚 Unit3 Essential English Words
#درس3 #لغت بخش دوم

➡️instead = بجای
Instead means in place of.
بجای به معنی جایگزین کردن
He ate the carrot instead of the ice cream.
او بجای بستنی هویچ خورد.
——
➡️library = کتابخانه
A library is a place where you go to read books.
کتابخانه مکانی است که شما برای خواندن کتاب به آنجا می روید.
The library at school is full of books.
کتابخانه مدرسه پر از کتاب است.
——
➡️planet = سیاره
A planet is a large round thing in space.
یک سیاره یک چیز گرد بزرگ در فضا است.
Saturn is the planet with the ring around it.
رحل یک سیاره با حلقه یا دور خود است.
——
➡️report = گزارش
A report is something students write for school.
گزارش چیزی است که دانش اموزان برای مدرسه می نویسند.
Karen had trouble writing her report.
کارل در نشوتن گزارشش مشکل دارد.
——
➡️several = چندین، پیابی
Several is more than two but not many.
چندین یعنی بیش از دوبار و نه خیلی زیاد
He had to read several books for class.
او چندین کتاب را در کلاس خوانده است.
——
➡️solve = حل کردن
To solve something is to find an answer to it.
حل کردن به معنی یافتن پاسخ چیزی است.
All the students could easily solve the math problem.
همه دانش آموزان به راحتی می توانند مسئله ریاضی را حل کنند.
——
➡️suddenly = ناگهان
If something happens suddenly, it happens quickly and unexpectedly.
وقتی چیزی ناگهانی رخ می دهد که سریع و غیرمنتظره باشد.
I was suddenly surprised by the cake my friends brought me.
من ناگهان از کیکی که دوستانم برایم آورده بودند سورپرایز شدم.
——
➡️Suppose = گمان کردن، فرض کردن
To suppose is to guess.
فرض کردن به معنای حدس زدن
I suppose I should go home now.
گمان کنم همین حالا باید به خانه بروم.
——
➡️universe = جهان
The universe is the known or supposed objects in space.
جهان تمام اجزای شناخته شده در فضا است.
The universe is so large that it cannot be measured.
جهان آنقدر بزرگ است که نمی توان آن را اندازه گرفت.
——
➡️view = دیدن، نمایش
To view is to look at something.
نمایش یعنی نگاه کردن به چیزی
Michael likes to view himself in the mirror.
مایکل نگاه کردن به خود در آینه را دوست دارد.
+++++
@enlanglearn 🇱🇷
#فایل_صوتی_لغات #درس3 ☝️🎤☝️💤☝️
دوستان. لغات را یک بار مرور کنید. جمله راهنما و مثال فقط برای فهم بهتر معنی لغت است. سعی در حفظ آن نکنید و تمرکز خود را روی لغت اصلی بگذارید.
پس از یک بار مطالعه لغات هر درس. پیشنهاد می کنم یک بار دیگر هر درس را همزمان با گوش دادن به صوت آن مرور کنید.
#جمله با معنی فارسی و بررسی لغات
++++
@enlanglearn
#جمله با معنی فارسی و بررسی لغات
++++
@enlanglearn
📚 Unit4 Essential English Words
#درس4 #لغت بخش اول

➡️appropriate = مناسب
When a thing is appropriate, it is right or normal.
وقتی چیزی مناسب است که درست و نرمال باشد.
It’s appropriate to wear a suit when you go to the office.
مناسب است که شما لباسی رسمی بپوشید وقتی به اداره می روید.
——
➡️avoid = اجتناب کردن، جلوگیری از
To avoid something is to stay away from it.
جلوگیری کردن از چیزی به معنای دور ماندن از آن است.
Avoid the broken bottle on the floor.
از بطری شکسته روی زمین دوری کن
——
➡️behave = رفتار
To behave is to act in a particular way, especially to be good.
رفتار انجام فعالیتی به روشی خاص است؛ بخصوص در موارد خوب.
She always behaves well when her father is around.
او همیشه رفتار خوبی دارد وقتی پدر او اطرافشان است.
——
➡️calm = آرام
When someone is calm, they do not get excited or upset.
وقتی کسی آرام است که نمی توان آن راهیجان زده یا ناراحت کرد.
A nice warm bath makes me feel so calm.
یک حمام گرم به من احساس آرامش می دهد.
——
➡️concern = نگرانی
Concern is a feeling of worry.
نگرانی نوعی احساس تشویش است.
I was filled with concern after reading the newspaper.
من پر از نگرانی شده بودم وقتی روزنامه را خواندم.
——
➡️content = محتوا
To be content is to be happy and not want more.

The baby looked very content sitting on the floor.
کودک محتوای زیادی را نشسته روی زمین تماشا کرد
——
➡️expect = انتظار داشتن
If you expect something to happen, you believe it will happen.
اگر شما انتظار اتفاق افتادن چیزی را داشته باشید، معتقد می شوید که آن اتفاق خواهد افتاد.
I expect the bus to be here very soon.
من انتظار دارم که اتوبوس خیلی زود برسد.
——
➡️frequently = اغلب، متوالی
When something happens frequently, it happens often.
وقتی چیزی به صورت متوالی رخ می دهد، که بیشتر اوقات رخ می دهد.
We meet frequently, either at the beginning or ending of the week.
ما اغلب همدگیر را ملاقات می کنیم در ابتدا و انتهای هفته
——
➡️habit = عادت
A habit is a thing that you do often.
عادت کاری است که شما اغلب انجام می دهید.
Smoking is a bad habit that can kill you.
سیگار کشیدن عادت بدی است که می تواند شما را بکشد.
——
➡️instruct = دستورالعمل
To instruct is to teach.
دستورالعمل یعنی آموزش چیزی
My teacher instructs us in several subjects.
معلم دستورالعمل هایی را در چند موضوع به ما داد.

+++++
@enlanglearn 🇱🇷
📚 Unit4 Essential English Words
#درس4 #لغت بخش دوم

➡️issue = مقاله، مطلب مهم
An issue is an important topic.
یک مقاله یک مطلب مهم است.
The men spoke about issues that were important to the people.
مرد درباره مطلبی که برای مردم مهم بود سخنرانی کرد.
——
➡️none = هیچ
None means not any of someone or something.
هیچ به معنی نبودن هیچ کس یا چیزی
He spent all his money. There is none left.
او همه پولش را خرج کرد و هیچ پولی برایش نماند.
——
➡️patient = صبور
If a person is patient, they don’t become angry or upset easily.
وقتی فردی صبور است به راحتی عصبانی یا ناراحت نمی شود.
I had to be patient and wait until 5 o’clock to leave.
من بسیار صبور بودم و تا ساعت 5 برای ترک کردن آنجا منتظر ماندم.
——
➡️positive = مثبت
If something is positive, it is good.
وقتی چیزی مثبته که خوبه.
She has a positive future ahead of her after finishing college.
آینده مثبتی پس از پایان دانشگاه پیش روی او بود.
——
➡️punish = مجازات
To punish means to make someone suffer for breaking the rules or laws.
مجازات یعنی رنجی که کسی می برد در قبال شکستن قوانین و نقش ها
To punish me, my teacher had me stand in the corner.
معلم برای مجازات من، مرا در کوشه کلاس سرپا نگه داشت.
——
➡️represent = پرزنت کردن
To represent is to speak or act for a person or group.
پرزنت کردن انجام سخنرانی و فعالیتی برای شخص یا گروه است.
My lawyer will represent me in court.
وکیل من من را در دادگاه پرزنت می کند.
——
➡️shake = تکان دادن، لرزش
To shake is to move back and forth or up and down quickly.
حرکت به سمت های جلو و عقب و بالا و پایین
When people shake hands, it usually means they agree.
وقتی مردم با هم دست می دهند، معمولا یعنی با هم موافقند.
——
➡️spread = گسترش
To spread is to move quickly to more places.
گسترش یعنی حرکت سریع به مکان های بیشتر
I like to spread butter on my toast.
من پخش کردن کره روی نان تست را دوست دارم.
——
➡️stroll = قدم زدن
To stroll means to walk slowly and calmly.
قدم زدن به معنای راه رفتن آهسته و آرام است.
My dog and I strolled through the park today.
من و سگم امروز در پارک قدم زدیم.
——
➡️village = روستا
A village is a very small town.
روستا شهری بسیار کوچک است.
There are only a few houses in my village.
تنها چند خانه در روستای من وجود دارد.

+++++
@enlanglearn 🇱🇷
#فایل_صوتی_لغات #درس4☝️🎤☝️💤☝️
دوستان. لغات را یک بار مرور کنید. جمله راهنما و مثال فقط برای فهم بهتر معنی لغت است. سعی در حفظ آن نکنید و تمرکز خود را روی لغت اصلی بگذارید.
پس از یک بار مطالعه لغات هر درس. پیشنهاد می کنم یک بار دیگر هر درس را همزمان با گوش دادن به صوت آن مرور کنید.
#جمله با معنی فارسی و بررسی لغات
++++
@enlanglearn
#جمله با معنی فارسی و بررسی لغات
++++
@enlanglearn
#جمله با معنی فارسی و بررسی لغات
++++
@enlanglearn
#جمله با معنی فارسی و بررسی لغات
++++
@enlanglearn
📚 Unit5 Essential English Words
#درس5 #لغت بخش اول

➡️aware = آگاه
If you are aware of something, you know about it.
اگر شما از چیزی آگاه هستید، یعنی درباره آن می دانید.
I was not aware of the ringing phone.
من از زنگ خوردن تلفن آگاه نبودم.
——
➡️badly = به بدی، به صورت بد
Badly means in a severe or harmful way.
به صورت بد، به معنی روش و راهی مضر
He hurt his arm badly playing with friends.
بازوی او در بازی بدی که با دوستانش داشت آسیب دید.
——
➡️belong = متعلق
If something belongs to you, you own it.
چیزی متعلق به شماست که صاحبش باشید.
The blue suit belongs to Paul.
کت و شلوار آبی متعلق به پاول است.
——
➡️continue = ادامه دادن
To continue something is to keep doing it.
ادامه دادن چیزی یعنی انجام دادن پیوسته آن
She stood under her umbrella as the rain continued to fall.
او زیر چتر او ایستاده بود تا باران به ریزشش ادامه می داد.
——
➡️error = خطا
An error is something you do wrong.
خطا چیزی است که شما اشتباه انجام می دهید.
made an error on my report, so my boss was angry.
یک خطا در گزارش من ایجاد شده بود؛ بنابراین رئیس عصبانی بود.
——
➡️experience = تجربه
An experience is something you have seen or done.
یک تجربه چیزی است که شما دیدید و یا انجام دادید.
Rock climbing was a fun experience.
سخره نوردی یک تجربه سرگرم کننده بود.
——
➡️field = زمین
A field is a big area of land.
زمین منطقه بزرگی از کره زمین است.
The field of flowers looked so pretty.
زمین گل ها بسیار زیبا بنظر می رسید.
——
➡️hurt = صدمه، آسیب
To hurt is to do something that makes you feel pain.
صدمه انجام کاری است که مجر به احساس درد در شما می شود.
She hurt her leg falling down the stairs.
پای او هنگام سقوط از پله ها آسیب دید.
——
➡️judgment = قضاوت
Judgment is the ability to form opinions or decisions.
قضاوت توانایی شکل دادن به اعتقادات یا تصمیم گیری است.
It’s good judgment to recycle your aluminum cans.
آن قضاوت خوبی برای بازیافت قوطی های آلمینیوم بود.
——
➡️likely = احتمال
If something likely happens, it will probably happen.
وقتی چیزی احتمال دارد اتفاق بیافتد، که شاید رخ دهد.
I will likely stay at home and watch TV tonight.
به احتمال زیاد من امشب در خانه خواهم ماند و تلوزیون تماشا می کنم.

+++++
@enlanglearn 🇱🇷
📚 Unit5 Essential English Words
#درس5 #لغت بخش دوم

➡️normal = نرمال
If something is normal, it is not strange nor surprising to you.
وقتی چیزی نرمال است که عجیب و غریب و تعجب آور نیست.
It is normal for me to bathe every night.
برای من طبیعی است که هرشب به حمام بروم.
——
➡️rare = نادر
If something is rare, you do not see it very often.
وقتی چیزی نادر است که آن را اغلب نمی بینیم.
It is rare for him to miss his flight.
بعید است برای او که پروزاش را از دست بدهد.
——
➡️relax = استراحت
To relax is to rest.
ریلکس به معنی استراحت کردن است.
The frog relaxed in the warm sun.
قورباغه در آفتاب گرم استراحت کرد.
——
➡️request = درخواست
To request something is to ask for it.
درخواست چیزی به معنی پرسیدن و خواستن آن است.
The little girl requested a special gift from Santa Claus.
دختر کوچک یک هدیه ویژه از بابانوئل خواست.
——
➡️reside = اقامت
To reside means to live somewhere permanently or for a long time.
اقامت به معنی زندگی در جایی برای مدت طولانی یا به صورت دائم است.
My brother and his family reside in a lovely house on the beach.
برادر من و خانواده اش در یک خانه دوست داشتنی در ساحل زندگی می کنند.
——
➡️result = نتیجه
A result is something that happens because of something else.
نتیجه چیزی است که اتفاق می افتد بخاطر چیز دیگیری
As a result of all the rain, the man had to climb on the roof.
برای نتیجه باران، مرد به پشت بام رفت.
——
➡️roll = رول
To roll is to move by turning over and over.
رول حرکت با تبیدل بیش از پیش (روی هم) است.
You must roll the ball into the pins when you bowl.
شما باید توپ را بین دو پین رول کنید.
——
➡️since = از...
Since is used to talk about a past event still happening now.
این واژه برای اتفاقی که در گذشته اتفاق افتاده و هنوز در حال رخ دادن است استفاده می شود.
Since 1992, he has been driving that car.
از سال 1992 او با ماشین راندگی می کند.
——
➡️visible = قابل مشاهده
If something is visible, it can be seen.
وقتی چیزی قابل مشاهده است که می توان آن را دید.
The moon and stars were visible in the night sky.
ماه و ستارگان در آسمان شب قابل مشاهده هستند.
——
➡️wild = وحشی
If something is wild, it is found in nature.
وقتی چیزی وحشی است، در طبیعت پیدا می شود.
You should be careful around a fox, because it is a wild animal.
شما باید در اطراف یک روباه مراقب باشید، چون او یک حیوان وحشی است.

+++++
@enlanglearn 🇱🇷
#فایل_صوتی_لغات #درس5☝️🎤☝️💤☝️
دوستان. لغات را یک بار مرور کنید. جمله راهنما و مثال فقط برای فهم بهتر معنی لغت است. سعی در حفظ آن نکنید و تمرکز خود را روی لغت اصلی بگذارید.
پس از یک بار مطالعه لغات هر درس. پیشنهاد می کنم یک بار دیگر هر درس را همزمان با گوش دادن به صوت آن مرور کنید.
👓 در صورتی که تازه به عضویت کانال درآمده اید با لمس تگ های #لغت و #فایل_صوتی_لغات می توانید باقی دروس را نیز ببینید.
#جمله با معنی فارسی و بررسی لغات
++++
@enlanglearn
#جمله با معنی فارسی و بررسی لغات
++++
@enlanglearn
📚 Unit6 Essential English Words
#درس6 #لغت بخش اول

➡️advantage = مزیت
An advantage is something that helps you.
یک مزیت چیزی است که به شما کمک می کند.
Being tall is an advantage to a basketball player.
قد بلند یک مزیت برای بازیکن بسکتبال است.
——
➡️cause = علت
To cause is to make something happen.
علت، دلیل پیش امدن اتفاق است.
The cold weather caused her to get sick.
آب و هوای سرد باعث شد او سرما بخورد.
——
➡️choice = انتخاب
A choice is the act or possibility of picking something.
انتخاب، فعالیت یا امکانی است برای چیدن و جاکردن چیزی.
I had my choice of five doors to open.
انتخاب من باز کردن 5 در بود.
——
➡️community = جامعه
A community is a group of people who live together.
یک جامعه کروهی از مردم هستند که با هم زندگی می کنند.
The kids from my community usually play together.
کودکان جامعه ما معمولا با هم بازی می کنند.
—-
➡️dead = مرده
To be dead is to not be alive.
مرده زنده نیست.
A dead person is usually buried in the ground.
شخص مرده معمولا زیر زمین دفن می شود.
——
➡️distance = فاصله
The distance between two things is how far it is between them.
فاصله یعنی بین دو چیز چه مقدار فضا هست.
The distance between the Earth and the Moon is 384,400 kilometers.
فاصله بین زمین و ماه 384400 کیلومتر است.
——
➡️escape = فرار
To escape is to run away from something bad.
فرار به معنای خروج از چیزی بد است.
The butterfly could not escape from the cage.
پروانه نمی تواند از قفس فرار کند.
—-
➡️face = چهره، صورت، روبرو شدن
If you face a problem, you deal with it.
اگر با مشکلی روبرو شدید با آن برخورد کنید.
My sister and I have to find a better way to face our differences.
من و خواهرم راه بهتری برای روبرو شدن با تفاوت ها یافتیم.
——
➡️follow = دنبال کردن
To follow means to go behind someone and go where they go.
دنبال کردن یعنی پشت سر کسی بروید و جایی که او می رود بروید.
The little boy followed his mother home.
پسر کوچک مادرش را دنبال کرد.
——
➡️fright = ترس
Fright is the feeling of being scared.
ترس نوعی احساس هراس است.
She was filled with fright.
او پر از احساس ترس شده بود.

+++++
@enlanglearn 🇱🇷