کانال عشق فقط خدا
3.88K subscribers
3.05K photos
1.78K videos
143 files
829 links
آدرس اینستاگرام کانال
http://instagram.com/_morteza_zamanii

وبسایت www.deniz.blog.ir

کپی از مطالب کانال چه با لینک چه بدون لینک با افتخار آزاد است خیلی هم دلمون بخواد
هدف فقط خداست از پخش و کپی مطالب به هر نحوی استقبال میکنیم
سفیر عشق خدا باشید💙
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#شبهات_محرم

⁉️شاید شما هم در برخی کانال‌های بی‌سواد شنیده باشید که هر ساله تکرار میکنن؛
«جریان عاشورا همش یک دعوای خانوادگی عربهاست و به من و توی ایرانی هیچ ربطی نداره
!»

👌 حال، با دیدن این ویدیو و هم رسانی آن به دیگران در «کانال نقد الحاد و آتئیسمْـ» گامی مهم در جهت مقابله با خرافات منتشر شده در فضای مجازی برداریم.

🆔 @Naghde_elhad
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#شبهات_محرم

⚠️پاسخ به برخی از رایج ترین شبهات عاشورا در جامعه؛ بخصوص بررسی تشنگی در کربلا:

❌کربلا صحرا و خشک نبوده بلکه سرسبز بود و آب داشت.
❌در کربلا با چهار پنج متر کندن به آب می‌رسیدن چرا چاه نکندن؟!
❌عاشورا در مهرماه بود پس اینکه هوا گرم بوده واقعیت ندارد!
❌شهادت حضرت علی‌اصغر آنگونه که می‌گویند نیست، چرا که شیرخوار شش ماهه گردن نداره!
❌ امام حسین چرا کودک و زن‌ و‌ بچشو شب عاشورا رها نکرد برن؟
❌ گیریم آب نبود شتران هم شیر نداشتن که شیر اونا رو بخورن؟
❌وقتی دست حضرت عباس قطع شد میگن مشک رو با اون دست دیگه‌اش گرفت! دست قطع شه چجوری بادست قطع شده مشک رو میده اون یکی دستش!!

👌 با دیدن این ویدیو و هم رسانی آن به دیگران گامی در جهت مقابله با خرافات منتشر شده توسط جاهلان در جامعه را برداریم.


-مطالب مرتبط با این موضوع در «کانالِ نقد الحــاد و آتئیسمْـ»


🆔 @Naghde_elhad
👍3
#یک_لحظه_سکوت_قدری_تامل

مادربزرگ برایم از سفر هدیه آورده بود...
جعبه ی کادو را که باز کردم ، از خوشحالی بالا و پائین می پریدم و فریاد می زدم...
آخ جون... آتاری

آن روزها هر کسی آتاری نداشت... تحفه ای بود برای خودش...

کارم شده بود صبح تا شب در دست گرفتن دسته ی خلبانی آتاری و هواپیما بازی کردن...

مدتی گذشت و من هر روزم را با آتاری بازی کردن شب کردم و هر چه می گذشت بیشتر از قبل دوستش داشتم...

خوشحال ترین کودک دنیا بودم تا اینکه یک روز خانه ی یکی از اقوام دعوت شدیم...

وارد خانه که شدم چشمم خورد به یک دستگاه جدید که پسر آن خانواده داشت...

بهش می گفتند میکرو... آنقدر سرگرم بازی شدیم که زمان فراموش شد... خیلی بهتر از آتاری بود... خیلی... بازی های بیشتری داشت، دسته ی بازی دکمه های بیشتری داشت... بازی هایش بر عکس آتاری یکنواخت نبود و داستان داشت ...

تا آخر شب قارچ خور بازی کردم و هواپیمای آتاری را فراموش کرده بودم...

به خانه که برگشتیم دیگر نمی توانستم آتاری بازی کنم... دلم را زده بود... دیگر برایم جذاب نبود... مدام آتاری را با میکرو مقایسه می کردم... همش به این فکر می کردم که چرا من نباید میکرو داشته باشم ولی یک بار نشد بگویم چرا من آتاری دارم و دیگران ندارند ...

امروز که در انباری لای تمام خرت و پرت های قدیمی آتاری م را دیدم فقط به یک چیز فکر کردم...
✨💖✨💖✨💖✨💖✨💖

ما قدر داشته هایمان را نمی دانیم ...
آنقدر درگیر مقایسه کردنشان با دیگران می شویم تا لذتشان از بین برود و دل زده مان کند...
داشته های دیگران را چوب می کنیم و می زنیم بر سر خودمان و عزیزانمان
به این فکر نمی کنیم داشته های ما شاید رویای خیلی ها باشد...
زندگی به من یاد داد مقایسه کردن همه چیز را خراب می کند.

و خداوند در قرآن میفرماید اگر شکر کنید نعمتم را بر شما بیشتر میکنم


وبلاگ‌و کانال عشق فقط خدا💚

www.deniz.blog.ir

@eshgekhodayi
👍2💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داستان حر و توبه زیبایش...

یعنی امام حسین تو این ده روز با حر چیکار کرد؟
میشه دست ما رو هم بگیره این آقا به تمام معنا که برگردیم؟

برگردیم از همه راههایی که تا الان به خطا رفتیم؟

@eshgekhodayi
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قصه از اسب افتادن یک شاه...

عاقلان را اشاره ای بس است...

@eshgekhodayi
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نذر عجیب مرد عراقی...

هر کسی در هر جایگاهی
از هر چی که داره خرج میکنه

ولی نذر این مرد عجیب بغض شکنه

این حسین کیست
که عالم همه دیوانه اوست...

@eshgekhodayi
❤5
Khabare Eshgh
@eshgekhodayi
خبر عشق

حسین الهی قمشه ای

به جرات میتونم بگم این فایل صوتی بهترین فایل در مورد تفسیر حقیقت عشق و امام حسین ع هست.

واقعا نمیشه براش تیتر زد

خودتون حتما حتما گوش کنید

خیلی زیباست و تاثیر گذار و دلنشین و آموزنده

@eshgekhodayi
👍2❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺بررسی قضیه تشنگی در کربلا !!!!

👌در کلیپ فوق از موضوعات ذیل بحث کرده ایم:

▫️بستن آب بر روی کاروان حسینی توسط لشگر یزید.
▫️حفر چاه توسط امام حسین علیه السلام و رسیدن به آب.
▫️ماموریت حضرت عباس و علی اکبر برای رسیدن به آب.
▫️غسل کردن و شستشوی اصحاب امام حسین ع در شب عاشوراء.
▫️با لب تشنه شهید شدن امام حسین ع و یاران با وفایش
.

👌 با دیدن این ویدیو و هم رسانی آن از «کانال نقد الحاد و آتئیسمْـ» به دیگران، گامی در جهت مقابله با خرافات در جامعه را برداریم.


🆔 @Naghde_elhad
👍2🙏1
#یک_لحظه_سکوت_قدری_تامل

بدون شرح...

کی برد و کی باخت؟
اقلیت یا اکثریت؟
حقیقت یا
خشونت و دنیاپرستی و ترس؟

فقط همین نتیجه رو درک کنید از فلسفه کربلا و عاشورا و قیام و آزادی کافیه

متن این عکس رو ببینید👆🏻


@eshgekhodayi
👍2❤1
چارلز دیکنز نویسنده بریتانیایی و معروف و مشهوره اما ببینید در مورد فلسفه قیام امام حسین ع چی گفته

حرفشو تو عکس ببینید و یک دقیقه تفکر کنید خواهشا

عاقلان را اشاره ای بس است👌

@eshgekhodayi
👍3👌1
Donyaye Mani Hossein [ NameSite.iR ]
Mojtaba Ramezani [ NameSite.iR ]
دنیای منی حسین...


یه نوحه دلنشین از
مجتبی رمضانی

@eshgekhodayi
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹وقتی مفتی #وهابی روی آنتن زنده، حقانیت امام #حسین علیه السلام را فریاد می زند

براستی کدام #شیعه واقعیست، این عالم سنی یا آن #قمه زن انگلیسی؟

#عدنان

قضاوت با شما...

@eshgekhodayi
❤1👍1
استاد دارستانی
تــوبـه حــر(بسیارشنیدنی)
فایل صوتی بسیار زیبا و
شنیدنی و تاثیرگذار👌

از استاد دارستانی

توبه حر


عشق فقط خدا

@eshgekhodayi
👏5👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نوحه زینب زینب با استاد موذن زاده در تاریخ دلها ماندگار شد...

اما اینبار این نوحه رو متفاوت و با صدا و از شاهکارهای مداح عزیز طالح آذربایجانی ببینید و بشنوید👌

خیلی زیبا و دلنشین👌

@eshgekhodayi
❤5👍1
#داستانک_معنوی

یه کسانی هستن
خیلی مردن...خیلی...👌

سید، دست به سینه از رواق خارج می‌شود. چراغ‌های مسجد دسته دسته روشن می‌شوند. الحمدلله، ده شب مجلس با آبروداری برگزار شد. آقا سید مهدی که از پله‌های منبر پایین می‌آید، حاج شمس‌الدین  بانی مجلس هم کم کم از میان جمعیت راه باز می‌کند تا بهش برسد. جمعیت هم همینطور که سلام می‌کنند راه باز می‌کنند تا دم در مسجد.
وقت خداحافظی، حاجی دست می کند جیب کتش، آقا سید! ناقابل، اجرتون با صاحب اصلی محفل.
دست شما درد نکند، بزرگوار!
سید پاکت را بدون اینکه حساب کتاب کند، می‌گذار پر قبایش. مدت‌ها بود که دخل را سپرده بود دست دیگری!
آقا سید! حاج مرشد شما رو تا دم در منزل همراهی می‌کنن.
حاج مرشد، پیرمرد ۵۰ ، ۶۰ ساله، لبخندزنان نزدیک می‌شود. التماس دعای حاج شمس و راهی راه.
*
زن، خیلی جوان نبود. اما هنوز سن میانسالی‌اش هم نرسیده بود. مضطرب، این طرف آن طرف را نگاه می‌کرد.
زیر تیر چراغ برق خیابان لاله زار، جوراب شلواری توری، رنگ تند لب‌ها، گیس‌های پریشان… رنگ دیگری به خود گرفته بود. دوره و زمونه‌ای نبود که معترضش بشوند.
حاج مرشد!
جانم آقا سید؟
آنجا را می‌بینی؟ آن خانم…
حاجی که انگار تازه حواسش جمع آن طرف خیابان شده بود، زود سرش را انداخت پایین:
استغفرالله ربی و اتوب‌الیه…
سید انگار فکرش جای دیگری است:
حاجی، برو صدایش کن بیاید اینجا.
حاج مرشد انگار که درست نشنیده باشد، تند به سیدمهدی نگاه می‌کند:
حاج آقا، یعنی قباحت نداره؟! من پیرمرد و شمای سید اولاد پیغمبر! این وقت شب، یکی ببیند نمی‌گوید اینها با این فاحشه چه کار دارند؟
سبحان الله…
سید مکثی می‌کند.
بزرگواری کنید و ایشون رو صدا کنید. به ما نمی‌خورد مشتری باشیم؟!
حاج مرشد، بالاخره با اکراه راضی می‌شود. این بار، او مضطرب این طرف و آن طرف را نگاه می‌کند و سمت زن می‌رود.
زن که انگار تازه حواسش جمع آنها شده، کمی خودش را جمع و جور می‌کند.
به قیافه‌شان که نمی‌خورد مشتری باشند! حاج مرشد، کماکان زیرلب استغفرالله می‌گوید.
- خانم! بروید آنجا، پیش آن آقا سید. باهاتان کاری دارند.
زن، با تردید، راه می‌افتد.
حاج مرشد، همانجا می‌ایستد. می‌ترسد از مشایعت آن زن!
زن چیزی نمی‌گوید. سکوت کرده. مشتری اگر مشتری باشد، خودش…
دخترم! این وقت شب، ایستاده‌اید کنار خیابان که چه بشود؟
شاید زن، کمی فهمیده باشد، کلماتش قدری هوای درد دل دارد، همچون چشم‌هایش که قدری هوای باران:
حاج آقا! به خدا مجبورم، احتیاج دارم…
سید؛ ولی مشتری بود!
پاکت را بیرون می‌آورد و سمت زن می‌گیرد:
این، مال صاحب اصلی محفل است، من هم نشمرده‌ام. مال امام حسین(ع) است، تا وقتی که تمام نشده، کنار خیابان نایست!
سید به حاجی ملحق می‌شود و دور…
انگار باران چشم‌های زن، تمامی ندارد.
*
چندسال بعد…نمی‌دانم چندسال… حرم صاحب اصلی محفل!
سید، دست به سینه از رواق خارج می‌شود. زیر لب همینجور سلام می‌دهد و دور می‌شود. به در صحن که می‌رسد، نگاهش به نگاه مرد گره می‌خورد و زنی به شدت محجوب که کنارش ایستاده.
مرد که انگار مدت مدیدی است سید را می‌پاییده، نزدیک می‌آید و عرض ادبی:
زن بنده می‌خواهد سلامی عرض کند.
مرد که دورتر می‌ایستد، زن نزدیک می‌آید و کمی نقاب از صورتش بر می‌گیرد که سید صدایش را بهتر بشنود. صدا، همان صدای خیابان لاله زار است و همان بغض:
آقا سید! من را نشناختید؟ یادتان می‌آید که یک بار، برای همیشه دکان مرا تعطیل کردید؟ همان پاکت…
آقا سید! من دیگر… خوب شده‌ام!
این بار، نوبت باران چشما
ن سید است…
***
سید مهدی قوام  از روحانی های اخلاقی دهه ۴۰ تهران بود. یکی تعریف می‌کرد: روزی که پیکر سید مهدی قوام را آوردند قم، که دفن کنند،به اندازه‌ی دو تا صحن بزرگ حرم حضرت معصومه کلاه شاپویی و لنگ به دست آمده بودند و صحن را پر کرده بودند. زار زار گریه می‌کردند و سرشان را می‌کوبیدند به تابوت…

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا💚

www.deniz.blog.ir

@eshgekhodayi
👍3❤1🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#استاد_محرابیان

همین که بعد از نماز
دستتو سمت #خدا دراز میکنی
یعنی خدا دوست داره که
باهاش حرف بزنی.

✨🌸آن قدر لطف و عنایت
✨🌸 به همه داری که

✨🌸نه فقط اهل دعا را
✨🌸همه را می‌بخشی

✨🌸یک نفر گر که دعایش
✨🌸 به اجابت برسد

✨🌸شک ندارم که تو یکجا
✨🌸همه را می بخشی


خیلی زیبا و تو دل برو
و #حرف_دل خیلیا...👌👌👏👏


وبلاگ و کانال عشق فقط خدا💞

www.deniz.blog.ir

@eshgekhodayi
❤3👍3
#انسانیت_ساده_یا_پیچیده 245

#داستانک_معنوی

عارفی ۴۰ شبانه روز چله گرفته بود تا خدا را زیارت کند، تمام روزها روزه بود، در حال اعتکاف،
از خلق الله بریده بود، صبح به صیام و شب به قیام،
زاری و تضرع به درگاه او ...

شب ۳۶ ام ندایی در خود شنید که می گفت: ساعت ۶ بعد از ظهر، بازار مسگران، دکان فلان مسگر برو خدا را زیارت خواهی کرد ...

عارف از ساعت ۵ در بازار مسگران حاضر شد و در کوچه های بازار از پی دکان می گشت ...

می‌گوید: پیرزنی را دیدم دیگ مسی به دست داشت و به مسگران نشان می داد،

قصد فروش آنرا داشت ...

به هر مسگری نشان می داد، وزن می کرد و می گفت: ۴ ریال و ۲۰ شاهی

پیرزن می گفت: نمیشه ۶ ریال بخرید؟

مسگران می گفتند: خیر مادر، برای ما بیش از این مبلغ نمی صرفد. پیرزن دیگ را روی سر نهاده و در بازار می چرخید و همه همین قیمت را می دادند.

بالاخره به مسگری رسید که دکان مورد نظر من بود.
مسگر به کار  خود مشغول بود که پیرزن گفت: این دیگ را برای فروش آوردم به ۶ ریال می فروشم، خرید دارید؟

مسگر پرسید چرا به ۶ ریال؟؟؟

پیر زن سفره دل خود را باز کرد و گفت: پسری مریض دارم، دکتر نسخه ای برای او نوشته است که پول آن ۶ ریال می شود!

مسگر دیگ را گرفت و گفت: این دیگ سالم و بسیار قیمتی است. حیف است بفروشی، امّا اگر مُصر هستی من آنرا به ۲۵ ریال می خرم!!!

پیر زن گفت: مرا مسخره می کنی؟!!!
مسگر گفت: ابدا"
دیگ را گرفت و ۲۵ ریال در دست پیرزن گذاشت!!!

پیرزن که شدیدا متعجب شده بود؛ دعا کنان دکان مسگر را ترک کرد و دوان دوان راهی خانه خود شد.

من که ناظر ماجرا بودم و وقت ملاقات فراموشم شده بود، در دکان مسگر خزیدم و گفتم: عمو انگار تو کاسبی بلد نیستی؟!!! اکثر مسگران بازار این دیگ را وزن کردند و بیش از ۴ ریال و ۲۰ شاهی ندادند

آنگاه تو به ۲۵ ریال می خری؟!!!

مسگر پیر گفت: من دیگ نخریدم!!!

من پول دادم نسخه فرزندش را بخرد، پول دادم یک هفته از فرزندش نگهداری کند، پول دادم بقیه وسایل خانه اش را نفروشد، من دیگ نخریدم ...

از حرفی که زدم بسیار شرمسار شدم در فکر فرو رفته بودم که، ندایی با صدای بلند گفت:

با چله گرفتن و عبادت کردن کسی به زیارت ما نخواهد آمد!!!

دست افتاده ای را بگیر و بلند کن، ما خود به زیارت تو خواهیم آمد ...

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا💚

www.deniz.blog.ir

@eshgekhodayi
👍7❤5👏3😎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#یک_لحظه_سکوت_قدری_تامل

شما در یک کلیپ زیبا و کوتاه حدود دو دقیقه ای ۳ لحظه ناب از انسانیت را مشاهده میفرمایید...👍👌👏👏

مردی که جلو بچه هایش سرافکنده نمیشود،
حس مادرانه ای که این زن پیدا میکند،

نانی که مالِ دیروز نیست و

جوابی که راننده کامیون
به محبت مغازه دار میدهد..

ببینید که خداوند چطور سخاوت مغازه دار و فروشنده رو در کوتاه ترین زمان به آنها برمیگرداند
ببینید چطور از هر دستی بدی از دست دیگری بهت برمیگرده تفسیر میشود

پیامبر اسلام فرموده است
هیچ کس با بخشش فقیر نمیشود

محال است در محاسبات ریاضی از یک سبد که ۱۰ قرص نان است ۱ قرص برداری و تعداد ۹ نشود

اما در محاسبات خداوند در قرآن و آیه ۲۶۱ سوره بقره قانون ریاضی رنگ میبازد و در سبد شما با بخشش ۱قرص نان بجای ۹ قرص باقیمانده سبد شما به اعداد ۲۰ و حتی به ۷ هزار قرص نان میرسد

یعنی ۷۰۰ برابر👌👏👏

کافیست یکبار امتحان کنید

نه از روی تجارت

از روی صداقت و
حسن نیت و انسانیت و صرفا بخاطر رضای خدا...

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا💚

www.deniz.blog.ir

@eshgekhodayi
👍5❤1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ولادت فخر عالمیان
سرور کائنات
حضرت ختمی مرتبت
محمد مصطفی رسول الله (ص)
رحمت العالمین
پیامبر رحمت و مهربانی
و امام جعفر صادق(ع)
بر همه مسلمین جهان و دوستداران حضرتش فرخنده باد🌺

@eshgekhodayi
❤4