نوای عشق
345 subscribers
338 photos
462 videos
134 files
1.34K links
عشق و خداوند و هستی سه روی یک حقیقت است

محمد صالحی

m.salehy@gmail.com

@m_salehy
Download Telegram
#آدم از یک جایی به بعد دیگر باید #خواندن را کم کم کنار بگذارد و بیشتر #بفهمد، نه اینکه نخواند ، بخواند اما بیشتر شروع کند به #فهمیدن دنیا...

گاهی آدم توی انبوهی از #واژه ها گرفتار میشود .

عین یک #استخر پُر از کاه می ماند که چندین سال زحمت کشیده ای و ساخته ای و حالا خودت را از آن بالا پرتاب میکنی توی آن و هر چه دست و پا میزنی به جایی نمیرسی.

باید از یک #سنی به بعد #زندگی را فهمید...

از وقتی که دیگر #شب ها سینه‌ات به خِس و خِس می افتد.

وقتی که دیگر #دویدن توی زندگی با #نشستن هیچ فرقی ندارد.

وقتی که آنقدر سر چیزهای بیهوده #جنگیده ای که دیگر رمقی در جانت نمانده...

باید #بفهمی از زندگی چه میخواهی و داری به #کجا میروی...

باید کم کم از #رویای های بزرگ دست بکشی و #عاشق لذت های کوچک زندگی بشوی...

باید #دوست داشته باشی دیگران را نه آن گونه که در کتاب ها نوشته اند ، آن طوری که خودت میفهمی...

باید گاهی #خودت را در #آغوش بگیری و تسکین بدهی.

گاهی با #بو کردن یک گُل ، دادن چند #اسکناس نو به یک کودک دوره گرد، #فراموش کردن تلخی ها و نفرت ها و یا #بخشیدن چیزهایی که زمانی برای بدست آوردنشان با تمام دنیا #جنگیده ای میتوانی زندگی را آن طور که هست، سهمگین و گشاده دست، بفهمی و از فهمیدن آن به سکون و #آرامش برسی...

❤️https://t.me/eshghonava
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#عمر به قدر کافی #تند می دود، شما #آهسته راه بروید.

❤️ @eshghonava
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#دختر_شش‌ساله‌ی کرد از پدر و مادرش خواسته که پول هدیه‌ی #تولدش را به خودش بدهند تا به سلیقه‌ی خود خرج کند.

او هم رفته #بازار و در ادامه خودتون ببینید ...

❤️ @eshghonava
در دنیایی زندگی می‌کنیم که به راحتی #عادات بد را به ما تزریق می‌کند و این عادات بد نمی‌گذارند #خوشحال باشیم و رضایت خاطر پیدا کنیم.

در این دنیا « #اگر_فقط»‌های زیادی یاد می‌گیریم،
برای مثال، اگر فقط یک #کار خوب، یک #خانه بزرگ، یک #ماشین خوب یا یک #کسی که عاشقم باشد داشتم، #غمی نداشتم (و حتماً #خوشبخت می‌شدم.)

در این #دنیا یاد می‌گیریم خود را با دوستان و همسایگان و حتی با غریبه‌ها #مقایسه کنیم و فرض را بر این بگذاریم که آن‌ها « #بالاتر»، « #شادتر» و بهتر از ما هستند.

این #دنیا به ما القا می‌کند که اگر به #داشته‌های دیگران برسیم، #خوشبخت خواهیم شد.

ولی #خوشبختی در #درک داشته های خودمان است همین و بس

❤️https://t.me/eshghonava
یک #دوستی داشتم #پلوی غذایش را خالی می خورد؛ گوشت و #مرغش را می گذاشت آخر کار، می گفت: می خواهم #خوشمزگی اش بماند زیر زبانم.

همیشه هم #پلو را که می خورد #سیر می شد، گوشت و #مرغ غذا میماند گوشه ی بشقابش، نه از خوردن آن پلو #لذت می برد، نه دیگر ولعی داشت برای خوردن گوشت و مرغش، برای جاهای خوشمزه ی غذا !

#زندگی هم همینجوری ست. گاهی شرایط ِ ناجور زندگی را #تحمل می کنیم، و لحظه های #خوبش را می گذاریم برای بعد؛ برای روزی که مشکلات تمام شود.

هیچ کداممان زندگی در #لحظه را بلد نیستیم...
همه ی #خوشی ها را حواله می کنیم برای فرداها، برای روزی که قرار است دیگر مشکلی نباشد؛
غافل از اینکه #زندگی دست و پنجه نرم کردن با همین مشکلات است.

یک #روزی به خودمان می آییم می بینیم یک #عمر در حال خوردن #پلوی_خالی زندگی مان بوده ایم و گوشت و مرغ لحظه ها، دست نخورده مانده گوشه ی بشقاب؛ دیگر نه حالی هست، نه میل و حوصله ایی...

❤️ https://t.me/eshghonava
#بازگشت_به_خانه

هر انسانی در #جستجوی خانه است.
چون او چنانکه هست، فقط یک #فراری است.
خودش با جهان اطرافش #راحت نیست.
او به شیوه ای که شخص در خانه اش راحت است، راحت نمیباشد.
شاید #دین(واقعی) را بتوان به صورت جستجوی خانه تعریف کرد.

#روانشناسان یک بینش خاص به این پدیده دارند:
لحظه ای که یک بچه #متولد میشود...
او نه ماه در #راحتی مطلق زیسته است،
در آرامش و امنیت مطلق بوده است.
#رحِم مادر اولین تجربه زندگی او بود
نه #مسئولیتی، نه نگرانی ای،
نه نزاعی و نه رنجی.
او در جوهر خود بود. مطلقاً #راضی،
ارضا شده؛

اما آن رضایت و خرسندی،
آن خانه، هنگام #تولد از دست میرود.
ناگهان او خود را در یک #جهان عجیب می یابد.
با #مردمی که با آنها آشنا نیست،
با چیزهایی که مطلقاً تازه و جدید هستند.
او باید از الف ب شروع کند.
اکنون او دیگر #حفاظت شده نیست،
#امن و ایمن نیست.

#روانشناسان میگویند که تجربه آن نه ماه در رحم مادر، علت اصلیِ آرزوی شدید او برای یافتن دوبارۀ همان #خانه است.
همان روزهای گذشته که #آرام و ساکت بود، نه نگرانی بود، نه تنازع بقا و نه دیگری...
روزهای #تنهایی و برای خود کافی بودن.
بنظر میرسد که حقیقتی در آن هست.

آنهایی که دوباره به همان حالت سکوت، #آرامش و سکون رسیده اند، مانند بچه ای در رحم مادر
به بیان دیگر کسانی که برای آنها #کل_هستی یک رحم و یک مادر شده است، همه اینها آنرا مانند
#بازگشت_به_خانه یافته اند.

یک خانه وسیع تر، با آزادی بیشتر، با فضای بی اندازه، با زیبایی عظیم و با وجدی شدید.

#خانۀ پیشین، فقط یک انعکاس دور از خانۀ واقعی بود.
خانۀ واقعی یافتن #خلوت،
تنهایی و #خویشتن خود است.

#اشو
#کتاب_زرتشت_پيامبر_خندان
@oshoi
❤️https://t.me/eshghonava
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کلمات پیر میشن و تاریخ مصرفشون تموم میشه، #فرهنگ را باید #نقد کرد؛
#اردشیر_رستمی

❤️ @eshghonava
😍بهترین‌باشیم

خداوند در همه چیز تجلی می‌یابد، امّا "کلمه" یکی از ابزارهای محبوب او برای تجلّی یافتن است. چرا که کلمه، اندیشهٔ استحاله یافته به ارتعاش است.

چیزی که پیش از این تنها انرژی بوده است، در فضا، در پیرامونت می‌پراکند.

بسیار مراقب آنچه میگویی، باش. کلمه نیرویی عظیم‌تر از همه‌ی آیین‌ها دارد.

وقتی کلامی را جاری کردی؛ ارتعاش میسازی و ارتعاش تو موجی میسازد در دل مخاطب. گاهی این موج می‌تواند کسی را به زیر ببرد و گاهی به اوج! اولین کسی که همراه این موج به بالا یا پایین میرود خودِ تو هستی. مگذار موج کلامت تورا به نزول سوق دهد.

اگر نمی‌دانی نگو. اگر می‌دانی به بهترین شیوه بگو. باید همواره زیباترین‌هایت را به زبان آوری حتی به هنگامه‌‌ی خشم.

آنچه را که کلام تو جاری می‌سازد همه‌ی آن چیزی است که تو در آن لحظه هستی.

بگذار فقط خوبی‌هایت جاری شود.


✍🏻 پائولو کوئیلو


❤️https://t.me/eshghonava
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من هرگز چنین #جسارتی که بعد از #سرطان بهش رسیدم رو نداشتم

خانم #ایران_درودی
❤️ @eshghonava
👨هروقت #بابام میدید لامپ اتاق یا پنکه روشنه و من بیرون اتاقم، میگفت:

چرا #اسراف؟چرا #هدر دادن #انرژی ؟ 🤔

#آب چکه میکرد، میگفت: اسراف حرامه !😔

#اطاقم که بهم ریخته بود میگفت :تمیز و منظم باش؛ #نظم اساس دینه..🙄

حتی درزمان بیماریش نیز تذکر میداد
مدام حرفهای #تکراری و عذاب‌آور،

تااینکه روز #خوشی فرارسید؛چون می بایست در #شرکت بزرگی برای کار،مصاحبه بدم.
باخودگفتم اگر #قبول شدم،این خونه کسل کننده و پُراز توبیخ رو، ترک میکنم.

صبح زود حمام کردم، بهترین لباسمو پوشیدم و خواستم برم بیرون که پدرم بِهم‌ پول‌ داد و با لبخند گفت: #فرزندم!😍

🍃۱_مُرَتب و #منظم باش؛
🌺۲_ همیشه #خیرخواه دیگران‌باش
🍃۳_ #مثبت اندیش باش؛
🌺۴-خودت رو #باور داشته باش؛

تو دلم غُرولُند کردم که در بهترین روز زندگیم هم از #نصیحت دست بردار نیست و این لحظات شیرین رو زهرمارم میکنه!😔

با سرعت به شرکت رویایی ام رفتم،به در شرکت رسیدم،باتعجب دیدم هیچ #نگهبان و تشریفاتی نبود، فقط چند تابلو راهنما بود!

به محض ورود دیدم #آشغال زیادی در اطراف سطل زباله ریخته، یاد حرف بابام افتادم؛ آشغالا رو ریختم تو سطل زباله..

اومدم تو راهرو ، دیدم #دستگیره در کمی ازجاش دراُومده، یاد پند پدرم افتادم که میگفت:خیرخواه باش؛ دستگیره رو سرجاش محکم کردم تا نیوفته!

از کنار باغچه رد میشدم، دیدم #آب سر ریز شده و داره میاد تو راهرو، یاد تذکر بابا افتادم که اسراف حرامه؛ لذا شیر آب رو هم بستم..‌

پله ها را بالا میرفتم، دیدم علیرغم روشنی هوا #چراغ ها روشنه، نصیحت بابا هنوز توی گوشم زمزمه میشد، لذا اونارو خاموش کردم!

به بخش مرکزی رسیدم و دیدم افراد زیادی زودتر از من برای همان کار آمدن و منتظرند #نوبتشون برسه

چهره و لباسشون رو که دیدم، احساس خجالت کردم؛خصوصاً اونایی که از #مدرک دانشگاههای غربی شون تعریف میکردن!

#عجیب بود؛ هرکسی که میرفت تو اتاق مصاحبه، کمتر از یک دقیقه میامد بیرون!

باخودم گفتم:اینا با این دَک و پوزشون رد شدن،مگرممکنه من #قبول بشم؟عُمرا!!
بهتره خودم محترمانه انصراف بدم تا عذرمو نخواستن!
باز یاد پند پدر افتادم که #مثبت اندیش باش، نشستم و منتظر نوبتم شدم🍃🌺

*اونروز حرفای بابام بهم #انرژی میداد*

توی این فکرا بودم که اسممو صدا زدن.
وارد #اتاق مصاحبه‌ شدم، دیدم ۳ نفر نشستن و به من نگاه میکنند😳

یکیشون گفت:کِی میخواهی کارتو #شروع کنی❓

لحظه ای فکر کردم، داره مسخره م میکنه
یاد نصیحت آخر پدرم افتادم که خودت رو #باور کن و اعتماد به نفس داشته باش❗️

پس با اطمینان کامل بهشون #جواب دادم:
ِان شاءالله بعد از همین مصاحبه آماده ام.

یکی از اونا گفت: شما #پذیرفته شدی‼️
باتعجب گفتم: هنوزکه #سوالی نپرسیدید⁉️

گفت: چون با پرسش که نمیشه مهارت داوطلب رو فهمید، گزینش ما #عملی بود.
با #دوربین مداربسته دیدیم، تنها شما بودی که تلاش کردی ازدرب ورود تا اینجا، #نقصها رو اصلاح کنی..

درآن لحظه همه چی ازذهنم پاک شد، کار، مصاحبه، شغل و..

هیچ چیزجز #صورت_پدرم را ندیدم، کسیکه ظاهرش سختگیر، اما درونش پر از محبت بود‌و آینده نگری..💪

🌺عزیزانم!🌺

🍃در #ماوراء نصایح و توبیخهای‌ #مادرها و #پدرها ، محبتی نهفته است که روزی #حکمت آن را خواهید فهمید...

🍃اما شاید دیگر آنها در کنار ما نباشند: میگن قدیما #حیاطها درب نداشت
اگر درب داشت هیچوقت #قفل نبود...

میدونید چرا قدیمیا اینقدر #مخلص بودند؟
چرا اينقدر #شاد بودن؟*
چرا اينقدر احساس #تنهايی نميكردند؟
چرا زندگيها #بركت داشت؟
چرا عمرشون #طولانی بود؟...

چون تو کتاب ها دنبال #ثواب نمیگشتند
که چی بخونند ثواب داره،
دنبال #عمل‌کردن بودند. فقط یک کلام میگفتند:
خدایا به داده‌هایت #شکر.

نمیگفتند #تشنه رو آب بدید #ثواب داره
میگفتند آب بدید به بچه که #طاقت نداره

موقعی که #غذا میپختند، نمیگفتند بدیم‌ به همسایه #ثواب داره، میگفتند بو بلندشده همسایه #میلش میکشه
ببریم اونا هم بخورن.

موقعی که یکی #مریض میشد نمیگفتن
این #دعا رو بخونی خوب میشی، میرفتن
خونه طرف #ظرفاشو می‌شستن #جارو میزدن، #غذاشو می‌پختن که بچه هایش‌ غصه نخورن

اول و آخر کلامشون #رحم و مهربانی بود.
به بچه #عیدی می‌دادند، میگفتن دلشون
#شاد میشه

به #همسایه میرسیدن میگفتن همسایه
از خواهر و برادر به آدم نزدیکتره...

خدایا قلب ما را جلا بده که تو کتاب ها
دنبال #ثواب نگردیم خودمان را #اصلاح‌ کنیم و با عمل کردن به ثواب برسیم‌
نه فقط با خواندن دعا...

#مهربان باشیم
#محبت کنیم بی منت...

خدایا عاقبت بخیرمان کن 🙏

❤️https://t.me/eshghonava
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشق آفرینش زندگی است💃❤️🌺🎻

❤️@eshghonava
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از بچگی گولمون زدن ....

❤️ @eshghonava
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۴ درس مهم زندگی

❤️ @eshghonava
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کسی در درون شما، منتظر شماست، اردشیر رستمی

❤️ @eshghonava