نوای عشق
343 subscribers
338 photos
462 videos
134 files
1.34K links
عشق و خداوند و هستی سه روی یک حقیقت است

محمد صالحی

m.salehy@gmail.com

@m_salehy
Download Telegram
06 Baz Forou Rikht Eshgh
Farman Fathalian - سخاموزیک
باز فروریخت #عشق از در و دیوار من
باز ببرید بند #اشتر کین دار من

بار دگر شیر #عشق پنجه خونین گشاد
تشنه خون گشت باز این #دل سگسار من

باز سر ماه شد نوبت #دیوانگی است
آه که سودی نکرد #دانش بسیار من

بار دگر فتنه زاد #جمره دیگر فتاد
خواب مرا بست باز #دلبر بیدار من

صبر مرا خواب برد #عقل مرا آب برد
کار مرا #یار برد تا چه شود کار من

سلسله #عاشقان با تو بگویم که چیست
آنک #مسلسل شود طره دلدار من

خیز دگربار خیز خیز که شد #رستخیز
مایه صد #رستخیز شور دگربار من

گر ز خزان گلستان چون #دل عاشق بسوخت
نک رخ آن #گلستان گلشن و گلزار من

باغ جهان #سوخته باغ دل افروخته
سوخته اسرار باغ #ساخته اسرار من

نوبت #عشرت رسید ای تن محبوس من
خلعت صحت رسید ای #دل بیمار من

پیر #خرابات هین از جهت شکر این
رو گرو می‌بنه خرقه و #دستار من

خرقه و #دستار چیست این نه ز دون همتی است
جان و جهان #جرعه‌ای است از شه خمار من

داد سخن دادمی #سوسن آزادمی
لیک ز #غیرت گرفت دل ره گفتار من

شکر که آن ماه را هر #طرفی مشتری است
نیست ز #دلال گفت رونق بازار من

عربده قال نیست #حاجت دلال نیست
جعفر طرار نیست #جعفر طیار من

#مولانا

#خواننده: فرمان فتحعلیان

❤️
Forwarded from نوای عشق
قسمتی از وصیت نامه ادوارد ادیش ، یکی از بزرگترین تاجران امریکایی در سن 76 سالگی ..


من ادوارد ادیش هستم ، یکی از بزرگترین تاجران آمریکایی با سرمایه ای بسيار هنگفت ، كه قابل شمارش نيست .

وقتی 20 بودم خیال می کردم با یک چهلم سرمایه فعلیم ، خوشبخترین مرد دنیا خواهم شد ، ولي حالا با داشتن سرمایه ای چهل برابر بیشتر ، از این حس زندگی بخش در وجودم خبری نیست .

من در سن 22 سالگی برای اولین بار عاشق شدم .

آنوقتها من تنها یک دانشجوی ساده بودم بدون شغلی و درآمدي .

بعضی وقتها با تمام وجود هوس می کردم برای دختر مورد علاقه ام هدیه ای ارزشمند بگیرم تا عشقم را باور کند .

و کاش کسی به من می گفت که راه ابراز عشق ، خرید کردن نیست ، که اگر بود محل ابراز عشق دلباخته ترین عاشق ها ، فروشگاهها می شد!!

و من چون هرگز نتوانستم هدیه ای ارزشمند بگیرم ، هرگز هم نتوانستم علاقه ام را به آن دختر ابراز کنم و او هم برای همیشه ترکم کرد .

روز رفتنش قسم خوردم دیگر تا روزی که ثروتی به دست نیاوردم ، هرگز به دنبال عشقی هم نباشم و بر سر قلبم فریاد کشیدم : هیس ، از امروز دگر ساکت باش و عجیب که قلبم تا همین امروز هم ساکت مانده است ...

و زندگی جدید من آغاز شد …
من براي اثبات اينكه کسی هستم با تمام جدیت شروع به اندوختن سرمایه کردم .
روزها می گذشت ، جوانیم دور میشد و به جایش ثروت ، قدم به قدم به من نزدیکتر می شد .

آن روزها آنقدر سرم شلوغ بود که اصلا وقت نمی کردم در گوشه ای از زنده ماندنم کمی زندگی هم بکنم !
به هر پله که می رسیدم ، پله بالاتری هم بود و من بالاترش را میخواستم و اصلا فراموش کرده بودم اینجا که ایستادم ، همان بهشت آرزوهای دیروزم بود و کمی در این بهشت بمانم ، لذتش را ببرم و بعد پله بعدی .

من فقظ شتاب رفتن داشتم ، حالا قرار بود کی و کجا به چه چیز برسم ، این را خودم هم نمی دانستم !

اوایل ، خیلی هم تنها نبودم ، خیلی ها دورو برم بودند ، ولي یکی دو تاشان تنها برای خودم .
و افسوس ، که من آن روزها آنقدر وقت نداشتم که این یکی دو نفر را از بين آنها پیدایشان کنم .
من هرگز پیدایشان نکردم و آنها هم برای همیشه گم شدند و درست از روز گم شدن آنها ، تنهایی با تمام تلخیش ، بر من هجوم آورد .

من روز به روز میان انبوه آدمها ، تنها و تنها تر میشدم و خنده دار و هیچ کس از تنهایی من خبر نداشت و شاید خیلی ها هم زیر لب زمزمه می کردند :
خدای من ، این دگر چه مرد خوشبختیست ! و کاش اینطور بود ...

و باز روزها گذشت ، آسایش دوش به دوش زندگیم راه می رفت و هرگز نفهمیدم آرامش این وسط کجا مانده بود ؟

ایام جوانی خیال می کردم ، ثروت ، غول چراغ جادوست که اگر بیاید تمام آرزوها را برآورده می کند ، اما نمی دانم چرا آرزوها ی مرا برآورده نکرد ... ؟

کاش در تمام این سالها ، تنها چند صبح بهاری ، پابرهنه روی شنهای ساحل راه می رفتم تا غلقلک نرم آن شنهای خیس ، روحم را دعوت به آرامش می کرد .

کاش وقتهایی که برف می آمد من هم گلوله ای از برف می ساختم و یواشکی کسی را نشانه می گرفتم و بعد از ترس پیدا کردنم ، تمام راه را بر روی برفها می دویدم .

کاش بعضی وقتها ، بی چتر زیر باران راه می رفتم ، سوت می زدم ، شعر می خواندم ،

کاش وقتهایی که بغضم می گرفت ، یک دل سیر گریه می کردم و وقت شادیم قهقهه خنده هایم دنیا را می گرفت ...
کاش من هم می توانستم عشقم را در نگاهم بگنجانم و ابراز كنم ...

کاش چند روزی از عمرم را هم برای دل آدمها زندگی می کردم ، بیشتر گوش می کردم ، بهتر نگاهشان می کردم ...
شاید باورتان نشود ، من هنوز هم نمی دانم عشق چیست ، چه حسیست ؟

تنها می دانم عشق نعمت باشکوهی بود ، که اگر درون قلبم بود ، من بهتر از اینها زندگی می کردم و بهتر از اینها می مردم .

من تنها می دانم ، عشق ، حس عجیبی¬ست که آدمها را بزرگتر می کند .

درست است که می گویند با عشق قلب سریعتر می زند ، رنگ آدم ، بی هوا می پرد ، حس ، از دست و پای آدم می رود ، اما همانها می گویند عشق ، اعجاز زندگیست ،

کاش من هم از این معجزه چیزی می فهمیدم ...

کاش همین حالا یکی بیاید ، تمام ثروت مرا بردارد و به جایش ، آرام حتی شده به دروغ ! درون گوشم زمزمه کند دوستم دارد ،

کاش یکی بیاید و در این تنهایی پر از مرگ ، مرا از تنهایی و تنهایی را از من ، نجات دهد ،

بیاید و به من بگوید که روزی مرا دوست داشته است ، بگوید بعد از مرگ همواره به خاطرش خواهم ماند ، بگوید وقتی تو نباشی چیزی از این زندگی ، چیزی از این دنیا ، از این روزها کم می شود .

راستی من کجای دنیا بودم ؟

آهای آدمها ، کسی مرا یادش هست ؟

اگر هست ، تو را به خدا یکی بیاید و در این دقایق پر از تنهایی ، به من بگوید ،

که مرا دوست داشته است!

منبع : اینترنت

محمد صالحی – 30/ 11/ 90
https://telegram.me/eshghonava
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 در سکوت از افسردگی خود رنج نبرید
👤 نیکی وبر آلن
همراه با زیرنویس همزمان فارسی و انگلیسی
🌾 @Sedanet
❤️ @eshghonava
یک #کشیش، خود را شبیه به یک شخص #فقیر و بی‌ خانمان با لباس‌های ژولیده در می آورد و روزی که قرار بوده #اسمش به عنوان کشیش جدید یک کلیسای ده هزار نفری اعلام شود با همین قیافه به کلیسا می رود.

خودش #ماجرا را این طور تعریف می کند:

نیم ساعت قبل از شروع جلسه به #کلیسا رفتم، به خیلی ها #سلام کردم اما فقط ۳ نفر از این همه جمعیت #جواب سلام من را دادند...

به خیلی ها گفتم، #گرسنه هستم اما هیچ کس حاضر نشد یک دلار به من #کمک کند...

سپس وقتی رفتم در #ردیف_جلو بنشینم، #انتظامات کلیسا از من خواست که از آن جا بلند شوم و به عقب برگردم...

به هر حال وقتی شبان کلیسا #اسم_کشیش جدید را اعلام می کند، تمام کلیسا شروع به کف زدن می کنند و این مرد #ژولیده از جای خود بلند می شود و با همین #قیافه به جلوی کلیسا دعوت می شود...

#مردم با دیدن او سرهایشان را از #خجالت خم می کنند،
عده ای هم #گریه می کنند و این مرد #سخنانش را با خواندن بخشی از انجیل آغاز می کند:

#گرسنه بودم، #غذا دادید...
#تشنه بودم، #آب دادید...
#مریض بودم به #عیادتم آمدید...

خیلی ها به #کلیسا می روند، اما #شاگرد و پیرو راستین عیسی مسیح نیستند...

#خدا به دنبال #جمعیت نیست، خدا به دنبال #دستیست که کمک می کند،
#قلبی که #محبت می کند،
#چشمی که برای دیگران #نگران است
و #پایی که برای #ناتوانان برداشته می شود...

❤️ @eshghonava
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#خبر_فوت_مادرش رو چند روز پیش اشتباه بهش میدن ،
امابعد تو ی برنامه #تلویزیونی میگن #بهترین^هدیه دنیا رو بهت میدیم .

#چشماتو_ببند !

هزار بار ارزش تکرار دارد این فیلم...

#‌فدای_هرچی_مادره...

❤️ @eshghonava
‍ #ﺑﺎﮔﻮﺍﻥ_ﻋﺰﻳﺰ :
ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺯ #ﺩﻭ_ﻣﺎﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ #ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻧﺮﻓﺘﻪ ﺍﻳﺪ ،
ﻭ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲ ﺭﺳﺪ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﭼﻴﺰﻱ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻳﻚ #ﺯﻧﺪﮔﻲﻛﺴﺎﻟﺖ ﺁﻭﺭ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻧﻢ ﺑﺴﻴﺎﺭ #ﻟﺬﺕ ﻣﻲ ﺑﺮﻳﺪ.

#ﺑﺎﮔﻮﺍﻥ، ﭼﻪ ﭼﻴﺰﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺎ ﭼﻨﻴﻦ #ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ .
ﻭﮔﺎﻫﻲ ﺑﺴﻴﺎﺭ #ﺗﺮﺱ ﺁﻭﺭ __ﻛﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻫﺎﻱ #ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ، #ﺧﺎﻟﻲ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ #ﺗﻬﻲ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﻭﻳﺎﺭﻭ ﺷﻮﻳﻢ؟
ﺁﻳﺎ #ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻛﺮﺩﻥ ﺍﻳﻦ ﺧﺎﻟﻲ ﺑﻮﺩﻥ ﻫﻤﺎﻥ #ﺁﺭﻭﺯﻱ ﻫﻴﺠﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺍﺳﺖ؟

#پاسخ:

#ﺁﻭﺵ Avesh ، ﺍﮔﺮ ﻛﺴﻲ ﺑﺎ #ﺧﻮﺩﺵ ﺷﺎﺩﺑﺎﺷﺪ، ﻣﺘﻤﺮﻛﺰ ﺑﺎﺷﺪ،
#ﻧﻴﺎﺯﻱ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻪ ﻫﻴﭻ ﻛﺠﺎ ﺑﺮﻭﺩ،
ﺯﻳﺮﺍ ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻧﻲ ﻫﻴﭻ ﺟﺎﻳﻲ ﺭﺍ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ #ﻭﺟﻮﺩ_ﺩﻭﺭﻧﻲ ﺧﻮﺩﺕ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﻨﻲ.

ﺗﻤﺎﻡ #ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻫﺎ، #ﺳﻴﻨﻤﺎﻫﺎ، #ﻗﻤﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺎﺯﺩﻳﺪ ﻣﺮﺩﻣﺎﻧﻲ ﺑﺴﻴﺎﺭ #ﺑﻴﭽﺎﺭﻩ ﺍﻧﺪ ﻛﻪ #ﺗﻤﺎﺳﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ #ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺍﺯﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ.

ﺁﻧﺎﻥ ﻧﻤﻲ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ #ﺩﺭﻭﻧﺸﺎﻥ ﻓﻀﺎﻳﻲ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻛﻪ #ﺯﻳﺒﺎﺗﺮﻳﻦ ﻭ ﻟﺬﻳﺬﺗﺮﻳﻦ ﺍﺳﺖ.

ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻫﺮﻛﺲ ﺑﻪ #ﻣﻦ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﻨﺪ ﻓﻜﺮ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ #ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻳﻜﻨﻮﺍﺧﺖ ﻭ #ﻛﺴﻞ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﺑﺎﺷﺪ.

ﻣﻦ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﻲ ﻫﺎﻱ ﻣﺘﻌﺪﺩ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻛﻨﻢ.
ﻣﻦ ﻫﻴﭻ #ﻓﺎﻳﺪﻩ ﺍﻱ ﻧﻤﻲ ﺑﻴﻨﻢ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻫﻴﭻ #ﻛﺠﺎ ﺑﺮﻭﻡ ،
ﺯﻳﺮﺍ #ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﭘﻲ ﺁﻥ ﻫﺴﺘﻴﺪ،
ﻣﻦ #ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ #ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺍﻡ.
ﻭ #ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﺩﻧﻴﺎ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﻥ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﻳﺪ ﻭ #ﭘﻴﺪﺍﻳﺶ ﻧﺨﻮﺍﻫﻴﺪ ﻛﺮﺩ.

ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻮ، ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲ ﺭﺳﺪ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻮﺩﻱ ﺩﺭ ﻳﻚ #ﺍﺗﺎﻕ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻛﻨﻲ، #ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﻲ ﺣﻮﺻﻠﮕﻲ ﻣﻲ ﻛﺮﺩﻱ،
ﻭﻟﻲ ﺗﺎ ﺟﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺍﺳﺖ، ﺣﺘﻲ #ﻓﻜﺮ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺭﻓﺘﻦ ﺩﺭ ﻣﻦ ﭘﻴﺶ ﻧﻴﺎﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﭼﻨﺎﻥ ﻋﻤﻴﻘﺎً ﻭ ﭼﻨﺎﻥ ﺯﻳﺎﺩ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻡ #ﻟﺬﺕ ﻣﻲ ﺑﺮﻡ ﻛﻪ ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺗﺼﻮﺭ ﻛﻨﻢ ﻛﻪ ﺟﺎﻳﻲ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﻛﻪ ﻫﺴﺘﻢ #ﺑﺴﺎﺯﺩ .

ﻣﻦ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ #ﺩﻧﻴﺎ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻡ.
ﻣﻦ ﺩﺭ #ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻫﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﻫﺘﻞ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﻡ...
ﻭﻟﻲ ﺍﻳﻦ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ،
#ﻫﺮﻛﺠﺎ ﻛﻪ ﻫﺴﺘﻢ، ﻫﻤﻴﺸﻪ #ﺧﻮﺩﻡ ﻫﺴﺘﻢ.
ﻭ ﭼﻮﻥ ﻫﺮﺟﺎ ﻛﻪ ﻫﺴﺘﻢ #ﻣﺴﺮﻭﺭﻡ،
ﺁﻥ ﻣﻜﺎﻥ ﺑﺮﺍﻳﻢ #ﺳﺮﻭﺭﺍﻧﮕﻴﺰ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ.

تذکر : #باگوان اسم #اشو است .

@Asepid
❤️ @eshghonava
اين #متن گرچه طولانی است ولی به خواندنش می ارزد.

یادم هست پیش از #ازدواج‌، مدتی با همسرم #همکار بودم.
فضای کار باعث شده بود که او از #شخصیت و اطلاعاتِ من خوشش بیاید.
ناگفته هم نماند؛ خودم بدم نمی‌آمد که او این قدر #شیفته‌ی یک آدمِ فراواقعی و به قولِ خودش «عجیب و غریب» شده!

ما با هم #ازدواج کردیم. سالِ اول را پشت سر گذاشتیم و مثلِ همه‌ی زن و شوهرهای دیگر، بالاخره یک روزی #دعوای سختی با هم کردیم. در آن دعوا چیزی از همسرم #شنیدم که حالا بعد از جدایی‌مان، چراغِ راهِ آینده‌ رفتارهایم شده؛

-«منو باش که #خیال می‌کردم تو چه آدمِ بزرگ و خاصی هستی!...ولی می‌بینم الآن #هیچ‌چی نیستی!... یه آدمِ معمولی!»

امروز که دقت می‌کنم، می‌بینم تقریبا #همه‌_ما در طولِ زندگی، به #لحظه‌یی می‌رسیم که آدم‌های خاص و افسانه‌ ای مان، تبدیل به #آدمی_واقعی و معمولی می‌شوند.

و درست در همان لحظه، آن آدمی که همیشه برایمان بُت بوده، به طرزِ وحشتناکی خُرد و #خاکشیر خواهد شد.

ما اغلب دوست داریم از کسانی که خوش‌مان می‌آید، #بت درست کنیم و از آن‌ها ابر انسان بسازیم،

و وقتی آن #شخصیتِ ابرانسانی تبدیل به یک انسانِ عادی شد، از او #متنفر شویم.

#واقعیت آن است که همه، آدم‌ها #معمولی‌ هستند.
حتی آن‌هایی که ما #ابرانسان می‌پنداریم هم ،
وقتی #دست‌شویی می‌روند....،
وقتی #می‌خوابند، آبِ دهن‌شان روی بالش می‌ریزد.

آن‌ها هم دچار #اسهال و یبوست می‌شوند،
می‌ترسند،
#دروغ می‌گویند،
عرقِ‌شان بوی گند می‌دهد
و #دهن‌شان سرِ صبح، بوی خُسفه‌ی خَر!

بعدها که فرصتی شد تا به #هنرجویانِ ادبیات و تآتر آموزش بدهم، احساس کردم هنرجویانم ناخواسته و از روی #لطف، دوست داشتند بگویند که #مربی‌ ما، آدمِ خیلی #عجیب و غریبی ست!

اولین #چاره‌ی کار این بود که از آن‌ها بخواهم « #استاد» خطابم نکنند.
چون اصولا این #لفظ برای منی که سطحِ علمی و آکادمیکِ لازم را ندارم، عنوانِ #اشتباهی است.

در قدم بعد، سعی کردم بهشان نشان دهم که من هم مثلِ همه‌ی آدم‌های دیگر، #نیازهای طبیعی دارم.
#عصبانی می‌شوم، #غمگین می‌شوم، #گرسنه می‌شوم، می‌شاشم، دست و بالم درد می‌گیرد و هزار و یک چیزِ دیگر که همه‌ی آدم‌ها دارند.

اما به نظرم، #دو_چیز خیلی مهم هست که باید هر کس به خودش بگوید و نگذارد دیگران از او تصویری #فراانسانی و غیرواقعی بسازند:

👈اول؛ #احترام:

حتا جلوی پای یک #پسربچه‌ی ۷ ساله هم باید بلند شد و یا بعد از یک #دخترِ ۵ ساله از در عبور کرد.

باید آن قدر به دیگران #احترام گذاشت که بدانند نه تنها از تو چیزی کم ندارند که به مراتب از تو با ارزش‌تر و #مهم‌ترند.

👈و بعد؛ #راست‌گویی!

به عقیده‌ی من هیچ ارزشی و #خصلتی بزرگ‌تر و انسانی‌تر از #راست‌گویی نیست.

اعترافِ به « #ندانستن» و « #نتوانستن» یکی از بزرگ‌ترین #سدهایی ست که ما در طولِ عمرمان باید از آن بگذریم.

#اطرافیان اگر بدانند که ما هم مثلِ همه‌ی آدم‌های دیگر، یک آدمِ با #نیازهای عادی هستیم، هرگز تصورشان از ما، تصوری #فراواقعی نخواهد شد.

اینهایی که گفتم، فقط مخصوصِ #هنرجو و مربی نیست. خیلی به کارِ #عاشق و معشوق‌ها هم می‌آید.


به یک #دل‌داده‌ی شیفته باید گفت:

-«کسی که تو امروز در بهترین #لباس و عطر و #قیافه می‌بینی، در #خلوتش، یک #شامپانزه‌ی تمام‌عیار می‌شود!... تو با یک آدمِ #معمولی طرفی، نه یک #ابرقهرمانِ سوپراستار!»

همه‌ی ما #آدم‌ایم. آدم‌های خیلی #معمولی...

#دالتون_ترومبو: فیلم‌نامه‌نویس و نویسنده‌ آمریکایی

با تشکر از #رضا

❤️https://telegram.me/eshghonava
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بشنوید #ترانه زیبایی که دو برادر در برنامه زنده می خوانند ،

در حالیکه #مادر ناشنوای آن دو نیز هست و نمی تواند #لذت شنیدن را بچشد !

❤️ @eshghonava
#درس‌های_اگزیستنسیالیستی

✍️ من می‌توانم #خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا #شیطان‌صفت باشم.
من می‌توانم تو را #دوست داشته باشم یا از تو #متنفر باشم.

من می‌توانم #سکوت کنم، نادان و یا #دانا باشم، چرا که من یک #انسانم و اینها #صفات انسانی‌ست.

#تو هم به یاد داشته باش:

من #نباید چیزی باشم که تو می‌خواهی، من را #خودم از خودم ساخته‌ام.

#تو را دیگری باید برایت بسازد و همچنین به‌یاد داشته باش:

#منی که من از خود ساخته‌ام، #آمال من است.
#تویی که تو از #من می‌سازی آرزوها یا #کمبودهایت هستند.

#لیاقت انسان‌ها، #کیفیت زندگی آنها را تعیین می‌کند نه #آرزوهایشان.

و من #متعهد نیستم که آن چیزی باشم که تو #می‌خواهی،
و تو هم #می‌توانی انتخاب کنی که از من چه #می‌خواهی.

#می‌توانی دوستم داشته باشی همین‌گونه که هستم، و #من هم.

#می‌توانی از من متنفر باشی بی‌هیچ دلیلی، و #من هم،

چرا که ما هر دو #انسانیم.

این #جهان مملو از #انسان‌هاست،
پس این جهان می‌تواند هر لحظه #مالک_احساسی جدید باشد.

#تو نمی‌توانی برایم به #قضاوت بنشینی و #حکمی صادر کنی، و #من هم.

#قضاوت و صدور حکم به عهده #نیروی ماورایی پروردگار است.

#دوستانم مرا همین‌گونه پیدا می‌کنند و می‌ستایند.
#حسودان از من متنفرند ولی باز می‌ستایندم.

#دشمنان کمر به نابودیم بسته‌اند و همچنان #می‌ستایندم،
چرا که #من اگر قابل ستایش نباشم نه #دوستی خواهم داشت،
نه #حسودی، نه #دشمنی و نه حتی #رقیبی.

#من قابل ستایشم، و #توهم.

یادت باشد اگر #چشمت به این دست نوشته افتاد،
به‌خاطر بیاوری، #آنهایی که هرروز می‌بینی و با آنها مراوده می‌کنی همه #انسان هستند و دارای #خصوصیات یک انسان،
با #نقابی متفاوت، اما همگی #جایزالخطا.

#نامت را انسانی باهوش بگذار اگر توانستی انسان‌ها را از پشت #نقاب‌های متفاوت‌شان بشناسی...

و یادت باشد که این کار، کاری نه چندان #راحت است.

#پ‌ن: این نوشته را به #بودا نسبت داده‌اند.

❤️ https://telegram.me/eshghonava
#موسیقی_هستی

#روزانه نیم ساعت را به خلوت و #سکوت اختصاص بده .

در این زمان هیچ کاری انجام نده.

وقتی کاری نمی کنی و #دلمشغول چیزی نیستی و به معنای واقعی کلمه #ساکت هستی،

آنگاه #موسیقی_هستی را می شنوی ،

#خلوت تو به خدا فرصت می دهد روی تو کار کند .

وقتی #گرفتار نیستی در دسترس اویی.

#گشوده بر روی بیکران و چنین است که #معجزه رخ می دهد.

#اشو
@oshoi
❤️ @eshghonava
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌#بیایید بیایید که #گلزار دمیده‌ست
#بیایید بیایید که #دلدار رسیده‌ست

#بیارید به یک بار همه #جان و جهان را
به #خورشید سپارید که خوش تیغ کشیده‌ست

بر آن #زشت بخندید که او #ناز نماید
بر آن #یار بگریید که از #یار بریده‌ست

همه شهر بشورید چو #آوازه درافتاد
که #دیوانه دگربار ز #زنجیر رهیده‌ست

چه #روزست و چه روزست چنین روز #قیامت
مگر #نامه اعمال ز #آفاق پریده‌ست

بکوبید #دهل‌ها و دگر هیچ مگویید
چه جای دل و عقلست که #جان نیز رمیده‌ست

#مولانا

#خواننده : فرمان فتحعلیان

❤️ @eshghonava
راز طول عمر مردم آسیای شرقی

🔸آنها هر روز چای سبز مي خورند
🔹به جای گوشت قرمز، ماهی می خورند
🔸در وعده های غذايی شان سبزی می خورند
🔹سبزيجات پخته مانند هويچ و كلم جزو وعده های اصلی غذايی شان در هفته است
🔸پير و جوان ورزش می كنند
🔹بين غذا، به هیچ عنوان نوشيدنی نمي خورند
🔸مهربانی با ديگران و روابط بسیار مستحكم فاميلی در فرهنگ شان نهادينه شده

❤️ @eshghonava
#داستان_کوتاه

#ارزش_زندگی

✍️ یک روز #پسری از #پدرش سوال کرد #ارزش این زندگی چقدر است؟

#پدرش به‌جای جواب دادن یک تکه #سنگ به او داد و گفت برو در بازار آن را #بفروش.
هر که #قیمتش را پرسید دو انگشتت را بالا ببر و چیزی نگو.

بعد از اینکه پسر به بازار رفت یک #زن قیمت این سنگ را پرسید و گفت می‌خواهم آن را بخرم و بگذارم در باغچه‌ام.

#پسرک چیزی نگفت، دو انگشتش را بالا آورد و زن گفت #دو_دلار؟

#پسر به خانه برگشت به پدرش گفت که یک زن حاضر است سنگ را دو دلار از من بخرد.

#پدر گفت پسرم حالا از تو می‌خواهم که این سنگ را به #موزه ببری هر کسی که خواست سنگ را بخرد چیزی نگو و فقط دو انگشتت را بالا ببر.

#پسر به موزه رفت. یک #مرد خواست که سنگ را بخرد پسر بدون اینکه چیزی بگوید دو انگشتش را بالا برد #مرد گفت ۲۰۰ دلار می‌خرم.

#پسر متعجب زده با عجله به خانه برگشت و به پدرش گفت یک مرد حاضر شده است که این سنگ را به قیمت ۲۰۰ دلار بخرد.

#پدر گفت پسرم آخرین جایی که ازت می‌خواهم سنگ را ببری #فروشگاه سنگ‌های قیمتی است، به صاحب مغازه نشان بده و چیزی نگو و اگر قیمتش را پرسیدند فقط دو انگشت خود را بالا ببر.

#پسر به فروشگاه سنگ‌های قیمتی رفت آن سنگ را به صاحب مغازه نشان داد.

#مغازه‌دار پرسید این سنگ را از کجا پیدا کردی؟
این یکی از #کمیاب‌ترین سنگ‌های جهان است. باید بخرمش چقدر می‌فروشی؟

#پسر دو انگشتش را بالا آورد و مرد گفت حاضرم ۲۰۰ هزار دلار بخرم.

#پسر که نمی‌دانست چه بگوید با عجله پیش پدر بازگشت و گفت پدر یک مرد می‌خواهد سنگ را به قیمت ۲۰۰ هزار دلار بخرد.

#پدرش گفت پسرم اکنون #ارزش_زندگی را درک کردی؟

دیدی مهم نیست که از #کجا آمده‌ای؟
#کجا به دنیا آمده‌ای،
#پوستت چه رنگی است،
چه مقدار #پول در زندگی داری؟

مهم این است که چه نقطه‌ای را برای #ایستادن انتخاب کرده‌ای.
شاید کل زندگی خود را به خیال اینکه یک #سنگ ۲ دلاری هستی گذرانده باشی.
شاید کل زندگی‌ات را در میان کسانی گذرانده باشی که #ارزشت را فقط 2 دلار دانسته باشند.

هر #انسانی نگهدارنده یک #الماس در وجودش است و ما اختیار این را داریم که اطرافمان را با کسانی احاطه کنیم که #ارزش‌مان و الماس وجودمان را ببینند.

ما این #انتخاب را داریم که الماس وجودمان را در بازار بگذاریم یا در فروشگاه سنگ‌های قیمتی.

همچنین این #انتخاب را داریم که ارزش دیگران را ببینیم و درک کنیم و می‌توانیم به دیگران کمک کنیم که #الماس نهفته در وجودشان را ببینند.

در انتها #خودت را با کسی احاطه کن که بر خرد و #دانایی‌ات بی‌افزاید، بدین ترتیب می‌توانی کل #اختلاف‌ها در زندگی‌ات را تشخیص دهی و درک کنی.

❤️ https://telegram.me/eshghonava
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه كسي تو را در پس #مرگ #همراهي خواهد كرد...

❤️ @eshghonava
#کاریکاتور بی نظیر رابطه پدر و #مادر با فرزند.

#پدر همه #فکرش پیش فرزندش است و #مادر همه #عشقش....

و این دو هیچیک بر دیگری #ترجیح ندارد ،
که هر دو ، #بالهای پرواز فرزندند ،
#تقویت و یا #تضعیف هر کدام ، مساویست با #سقوط فرزند .

بیاییم از #جنسیتی فکر کردن و ایجاد فضای #دوئل در خانواده ها ،
به فضایی سرشار از #وجود و حضور هر دو ، که بدون هر یک ،.دیگر چیزی بنام #زندگی وجود ندارد ،
بیندیشیم .🙏

م . صالحی

❤️ @eshghonava
🍃کاش برایِ #دوست_داشتنمان دنبالِ #بهانه هایِ موجه نمی گشتیم ،
دنبالِ یک #تاریخ ، یک #مناسبت ، یک #روز ... که در تقویمِ دلِ عزیزانمان #خاطره اش کنیم .

باورکنید #هر_روز می شود بدونِ مناسبت دوست داشت ،
بدونِ #دلیل ، هدیه داد ،
بدونِ #تاریخ ، شاد بود ،
و #بی_بهانه در آغوش کشید ...

این ماییم که #مهربانیِ مان را "زمان دار" کرده ایم !

این ماییم که به #سکوت و غرور و انکار ، عادت کرده ایم !

آدم ها #نیاز دارند که هر روز ، #دوست داشته شوند ،
آدم ها از #بی_مهری و بی توجهی ، #پیر می شوند ...

آرزو می کنم هیچ کس در جهان ، #طعمِ تلخِ نادیده گرفته شدن را نچشد ،

و هیچ کس برایِ #دوست داشته شدن ، در #انتظارِ روزِ تولدش نمانَد !

کاش بی هیچ #بهانه ای ، هوایِ هم را داشتیم ،

کاش آدم ها را بدونِ #تاریخ می خواستیم..!

#نرگس_صرافیان_طوفان

❤️ https://telegram.me/eshghonava
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎞 #نسلی در دنیای #ارضای_فوری_زندگی

###### #####

یکی از مولفه های #انقلاب صنعتی و متعاقب آن انفورماتیکی ، تولید #تجهیزاتی بود که #سرعت رسیدن به خیلی چیزها را زیاد کردند
و این باعث شد که خصیصه #سرعت و #زود رسیدن به نیازها و اهداف ، در وجود انسان مدرن به اصلی ترین #ویژگی او تبدیل شود ،

و همین است که در مواردی مثل #عشق ورزی ، تثبیت #شغل ، یادگیری #مهارتهای اساسی و .. که نیاز به #صبر و #گذر زمان دارند ، همواره در حال #شکست باشد
و بقول دکتر #سلیگمن در کتاب خوشبینی آموخته شده ، به #افسردگی او منجر شود .

این خصلت #سریع و آسان به خواسته ها رسیدن ، می تواند او را #تنبل ، #متوقع و #مدعی بار آورده که همه چیز و همه کس باید در #خدمت او باشد تا هر چه #زودتر به #اهدافش برسد ( بقول #سلیگمن : فرهنگ #فردیت گرایی )
و چون #همه درگیر همین خصلتها هستند ، این #اتفاق نیفتاده و شخص خود را #ناکام و شکست خورده یافته و باز بسوی #افسردگی می رود .

محمد صالحی

❤️ @eshghonava