Forwarded from نوای عشق
آواز: هژیر مهرافروز
شعر: غزل مولانا
آنک بیباده کند جان مرا مست کجاست؟
و آنک بیرون کند از جان و دلم دست کجاست؟
و آنک سوگند خورم, جز به سر او نخورم
و آنک سوگند من و توبهام اشکست کجاست؟
و آنک جانها به سحر نعره زنانند از او
و آنک ما را غمش از جای ببردهست کجاست؟
جان جانست, وگر جای ندارد چه عجب
این که جا میطلبد, در تن ما هست کجاست؟
غمزه چشم بهانهست, و زان سو هوسیست
و آنک او در پس غمزهست, دل خست کجاست؟
پرده روشن دل بست و خیالات نمود
و آنک در پرده چنین پرده دل بست کجاست؟
عقل تا مست نشد, چون و چرا پست نشد
و آنک او مست شد از چون و چرا رست کجاست؟
https://telegram.me/eshghonava
شعر: غزل مولانا
آنک بیباده کند جان مرا مست کجاست؟
و آنک بیرون کند از جان و دلم دست کجاست؟
و آنک سوگند خورم, جز به سر او نخورم
و آنک سوگند من و توبهام اشکست کجاست؟
و آنک جانها به سحر نعره زنانند از او
و آنک ما را غمش از جای ببردهست کجاست؟
جان جانست, وگر جای ندارد چه عجب
این که جا میطلبد, در تن ما هست کجاست؟
غمزه چشم بهانهست, و زان سو هوسیست
و آنک او در پس غمزهست, دل خست کجاست؟
پرده روشن دل بست و خیالات نمود
و آنک در پرده چنین پرده دل بست کجاست؟
عقل تا مست نشد, چون و چرا پست نشد
و آنک او مست شد از چون و چرا رست کجاست؟
https://telegram.me/eshghonava
Telegram
سادیو مانه ، ستاره فوتبال سنگالی که در تیم بریتانیایی در لیورپول بازی می کند ، سالانه تقریباً 10.2 میلیون دلار دستمزد می گیرد.
پس از اینکه هواداران او را در حال حمل یک آیفون ترک خورده مشاهده کردند ، درسی به دنیا داد. پاسخ او افسانه ای است:
"چرا من باید 10 تا ماشین فراری ، 20 تا ساعت الماس و دو هواپیمای جت بخواهم؟ این برای جهان چه سودی دارد؟
من گرسنه بودم ، در زمینهای کشاورزی کار کردم ، با پای برهنه فوتبال بازی می کردم و به مدرسه نمی رفتم.
حالا می توانم به مردم کمک کنم ترجیح می دهم مدرسه بسازم و به افراد فقیر غذا یا پوشاک بدهم.
من مدارس و ورزشگاه ساخته ام ؛ ما لباس ، کفش و غذا برای افرادی که در فقر شدید هستند تهیه می کنیم.
علاوه بر این ، من 70 یورو در ماه به همه مردم منطقه فقیر سنگال به منظور کمک به اقتصاد خانواده پرداخت می کنم.
من نیازی به نمایش اتومبیل های لوکس ، خانه های لوکس ، سفرها و حتی هواپیماها ندارم.
ترجیح می دهم مردم من کمی از آنچه زندگی به من داده است دریافت کنند. " .
انسانیت دین مذهب نمیخاد اتفاقا سادیو مانه مسلمان است و بسیار معتقد.
❤️@eshghonava
پس از اینکه هواداران او را در حال حمل یک آیفون ترک خورده مشاهده کردند ، درسی به دنیا داد. پاسخ او افسانه ای است:
"چرا من باید 10 تا ماشین فراری ، 20 تا ساعت الماس و دو هواپیمای جت بخواهم؟ این برای جهان چه سودی دارد؟
من گرسنه بودم ، در زمینهای کشاورزی کار کردم ، با پای برهنه فوتبال بازی می کردم و به مدرسه نمی رفتم.
حالا می توانم به مردم کمک کنم ترجیح می دهم مدرسه بسازم و به افراد فقیر غذا یا پوشاک بدهم.
من مدارس و ورزشگاه ساخته ام ؛ ما لباس ، کفش و غذا برای افرادی که در فقر شدید هستند تهیه می کنیم.
علاوه بر این ، من 70 یورو در ماه به همه مردم منطقه فقیر سنگال به منظور کمک به اقتصاد خانواده پرداخت می کنم.
من نیازی به نمایش اتومبیل های لوکس ، خانه های لوکس ، سفرها و حتی هواپیماها ندارم.
ترجیح می دهم مردم من کمی از آنچه زندگی به من داده است دریافت کنند. " .
انسانیت دین مذهب نمیخاد اتفاقا سادیو مانه مسلمان است و بسیار معتقد.
❤️@eshghonava
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝
توکل چه کلمه زیبایست ....
تو و کل ...
وقتی تو کل را داری ....
به چه می اندیشی ؟؟
ناراحت چه هستی ..
با کل دنیا ، با کل جهان هستی
دلت قرص باشد ....
چه زیباست توکل ...
❤️https://t.me/eshghonava
توکل چه کلمه زیبایست ....
تو و کل ...
وقتی تو کل را داری ....
به چه می اندیشی ؟؟
ناراحت چه هستی ..
با کل دنیا ، با کل جهان هستی
دلت قرص باشد ....
چه زیباست توکل ...
❤️https://t.me/eshghonava
✍️ * #حکایت*
#عارفی ۴۰ شبانه روز چله گرفته بود تا #امام_زمان را زیارت کند...
تمام روزها #روزه بود و
در حال #اعتکاف.
از خلق الله بریده بود،
صبح به صیام و شب به قیام و زاری و تضرع به حضرت...
شب ۳۶ ام ندایی در خود شنید که می گفت: ساعت ۶ بعد از ظهر، بازار #مسگران، دکان فلان مسگر.
عارف از ساعت ۵ در بازار مسگران حاضر شد و در کوچه های بازار از پی #دکان می گشت...
میگوید: #پیرزنی را دیدم که #دیگ مسی به دست داشت و به مسگران نشان می داد، قصد فروش آنرا داشت...
به هر مسگری نشان می داد، وزن می کرد و می گفت: ۴ ریال و ۲۰ شاهی.
#پیرزن میگفت: نمیشود ۶ ریال بخرید؟
#مسگران می گفتند: خیر مادر، برای ما بیش از این صرف نمیکند.
پیرزن دیگ را بر روی سر نهاده و در بازار می چرخید و همه همین قیمت را می دادند.
بالاخره به #مسگری رسید که دکان مورد نظر من بود. مسگر به کار خود مشغول بود که پیرزن گفت: این دیگ را برای فروش آوردم و به ۶ ریال می فروشم، آیا آنرا میخرید؟
#مسگر پرسید چرا به ۶ ریال؟؟؟
پیر زن سفره دل خود را باز کرد و گفت: #پسری مریض دارم، دکتر #نسخه ای برای او نوشته است که پول آن ۶ ریال می شود!
#مسگر دیگ را گرفت و گفت: این دیگ سالم و بسیار قیمتی است. حیف است بفروشی، امّا اگر مُصر هستی من آنرا به ۲۵ ریال می خرم!!!
#پیر زن گفت: مرا مسخره می کنی؟!!!
#مسگر گفت: ابداً، او دیگ را گرفت و ۲۵ ریال در دست پیرزن گذاشت!!!
#پیرزن که شدیداً متعجب شده بود، دعا کنان دکان مسگر را ترک کرد و دوان دوان راهی خانه خود شد.
من که #ناظر ماجرا بودم و وقت ملاقات فراموشم شده بود، در دکان مسگر خزیدم و گفتم:
عمو انگار تو #کاسبی بلد نیستی؟!!! اکثر مسگران بازار این دیگ را وزن کردند و بیش از ۴ ریال و ۲۰ شاهی قیمت ننهادند،
آنگاه تو به ۲۵ ریال میخری؟!!!
#مسگر پیر گفت: من #دیگ نخریدم!!!
من پول دادم که آن پیر زن #دارو برای فرزندش بخرد. پول دادم که یک هفته از فرزندش نگهداری کند و پول دادم بقیه وسایل خانه اش را نفروشد. من دیگ نخریدم...
از حرفی که زدم بسیار شرمسار شدم. در فکر فرو رفته بودم که #ندایی مرا به خود آورد و گفت:
*با #چله گرفتن کسی به زیارت ما نخواهد آمد!!!*
*دست افتاده ای را بگیر و بلند کن، ما خود به زیارت تو خواهیم آمد...*
🍃🌷🌼🌹💐🌸🌲🌳🌴
https://t.me/eshghonava
#عارفی ۴۰ شبانه روز چله گرفته بود تا #امام_زمان را زیارت کند...
تمام روزها #روزه بود و
در حال #اعتکاف.
از خلق الله بریده بود،
صبح به صیام و شب به قیام و زاری و تضرع به حضرت...
شب ۳۶ ام ندایی در خود شنید که می گفت: ساعت ۶ بعد از ظهر، بازار #مسگران، دکان فلان مسگر.
عارف از ساعت ۵ در بازار مسگران حاضر شد و در کوچه های بازار از پی #دکان می گشت...
میگوید: #پیرزنی را دیدم که #دیگ مسی به دست داشت و به مسگران نشان می داد، قصد فروش آنرا داشت...
به هر مسگری نشان می داد، وزن می کرد و می گفت: ۴ ریال و ۲۰ شاهی.
#پیرزن میگفت: نمیشود ۶ ریال بخرید؟
#مسگران می گفتند: خیر مادر، برای ما بیش از این صرف نمیکند.
پیرزن دیگ را بر روی سر نهاده و در بازار می چرخید و همه همین قیمت را می دادند.
بالاخره به #مسگری رسید که دکان مورد نظر من بود. مسگر به کار خود مشغول بود که پیرزن گفت: این دیگ را برای فروش آوردم و به ۶ ریال می فروشم، آیا آنرا میخرید؟
#مسگر پرسید چرا به ۶ ریال؟؟؟
پیر زن سفره دل خود را باز کرد و گفت: #پسری مریض دارم، دکتر #نسخه ای برای او نوشته است که پول آن ۶ ریال می شود!
#مسگر دیگ را گرفت و گفت: این دیگ سالم و بسیار قیمتی است. حیف است بفروشی، امّا اگر مُصر هستی من آنرا به ۲۵ ریال می خرم!!!
#پیر زن گفت: مرا مسخره می کنی؟!!!
#مسگر گفت: ابداً، او دیگ را گرفت و ۲۵ ریال در دست پیرزن گذاشت!!!
#پیرزن که شدیداً متعجب شده بود، دعا کنان دکان مسگر را ترک کرد و دوان دوان راهی خانه خود شد.
من که #ناظر ماجرا بودم و وقت ملاقات فراموشم شده بود، در دکان مسگر خزیدم و گفتم:
عمو انگار تو #کاسبی بلد نیستی؟!!! اکثر مسگران بازار این دیگ را وزن کردند و بیش از ۴ ریال و ۲۰ شاهی قیمت ننهادند،
آنگاه تو به ۲۵ ریال میخری؟!!!
#مسگر پیر گفت: من #دیگ نخریدم!!!
من پول دادم که آن پیر زن #دارو برای فرزندش بخرد. پول دادم که یک هفته از فرزندش نگهداری کند و پول دادم بقیه وسایل خانه اش را نفروشد. من دیگ نخریدم...
از حرفی که زدم بسیار شرمسار شدم. در فکر فرو رفته بودم که #ندایی مرا به خود آورد و گفت:
*با #چله گرفتن کسی به زیارت ما نخواهد آمد!!!*
*دست افتاده ای را بگیر و بلند کن، ما خود به زیارت تو خواهیم آمد...*
🍃🌷🌼🌹💐🌸🌲🌳🌴
https://t.me/eshghonava
Telegram
نوای عشق
عشق و خداوند و هستی سه روی یک حقیقت است
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
#زندگی مردم را چنان #شلوغ میبینم
که دلم برایشان میسوزد.
حتی ذرهای فضا، قدری آسمان خالی نیز در #درون ندارند.
و کسی که #آسمانی در #درونش ندارد
چگونه میتواند #رها شود؟
برای #رهایی آنچه که نیاز است،
#آسمان_درون است
و زمانی که #آسمان_درون با آسمان کائنات یگانه گردد، آن #یگانگی،
آن ممزوج شدن را #رهایی مینامند.
#اشو
@oshoi
❤️ @eshghonava
که دلم برایشان میسوزد.
حتی ذرهای فضا، قدری آسمان خالی نیز در #درون ندارند.
و کسی که #آسمانی در #درونش ندارد
چگونه میتواند #رها شود؟
برای #رهایی آنچه که نیاز است،
#آسمان_درون است
و زمانی که #آسمان_درون با آسمان کائنات یگانه گردد، آن #یگانگی،
آن ممزوج شدن را #رهایی مینامند.
#اشو
@oshoi
❤️ @eshghonava
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرحوم حسین پناهی: یکی از #ضایعات_زندگی اجتماعی، #شنیدن حرفهای #نشنیدنی و #نشنیدن حرفهای #شنیدنی است....
❤️ @eshghonava
❤️ @eshghonava
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💎 #هنری بنام #جاودانگی
✨ صحبت های ارزشمند آقای محمدرضا #اصلانی
استاد محمدرضا اصلانی (متولد ۱۷ آذر سال ۱۳۲۲ در رشت) شاعر، سینماگر، هنرپژوه و فارغالتحصیل رشتهٔ نقاشی از دانشگاه هنرهای تزئینی (دانشگاه هنر فعلی) است.
❤️ @eshghonava
💎 #هنری بنام #جاودانگی
✨ صحبت های ارزشمند آقای محمدرضا #اصلانی
استاد محمدرضا اصلانی (متولد ۱۷ آذر سال ۱۳۲۲ در رشت) شاعر، سینماگر، هنرپژوه و فارغالتحصیل رشتهٔ نقاشی از دانشگاه هنرهای تزئینی (دانشگاه هنر فعلی) است.
❤️ @eshghonava
#نیرومند جلوه کردن برای دیگران،
شکلی از #ناتوانی ست که با جامه ی کاذب توانایی پوشیده شده است،
توجه کنید این رفتار با #عزت_نفس تفاوت دارد،
عزت نفس نیازی به نمایش بیرونی ندارد!
#اکهارت_تله
❤️ @eshghonava
شکلی از #ناتوانی ست که با جامه ی کاذب توانایی پوشیده شده است،
توجه کنید این رفتار با #عزت_نفس تفاوت دارد،
عزت نفس نیازی به نمایش بیرونی ندارد!
#اکهارت_تله
❤️ @eshghonava
هر آنچه که در #دنیای_بیرون می بینی چیزی جز بازتاب و #انعکاس_درونت نیست.
اگر لبریز از #عشق باشی، کل زندگی لبریز از عشق نمایان میشود.
اگر در #غم و درد و رنج شدیدی باشی، کل هستی به نظرت #افسرده می آید.
این تویی که #افسرده ای، نه #دنیا.
#هستی همیشه یکسان است. اما آب و هوای درونی تو مدام تغییر میکند و #ذهنت منعکس،میکند.
#هستی همچون #آینه عمل میکند.
اگر تو در #درون هرج و مرج باشی، بی شک دنیایت چیزی جز هرج و مرج نخواهد شد.
اگر در #درون مرده باشی، در دنیایی مرده زندگی خواهی کرد.
اگر در #درون زنده باشی، دنیا میتواند زنده باشد.
همه چیز به تو و اینکه در درونت چه میگذرد بستگی دارد.
فقط #تو واقعا وجود داری، نه چیز دیگر.
چیزهای دیگر فقط #آینه اند.
#اشو
پ.ن: هیچ چیز #بیرونی بطور #خالص وارد ذهن و آگاهی ما نمی شود، بلکه از مسیر #قالبهای_ذهنی ما رنگ و لعابِ خوب و بد و زشت و زیبا گرفته و #تفسیر آن به آگاهی ما منجر می شود.
م. صالحی
❤️ @eshghonava
اگر لبریز از #عشق باشی، کل زندگی لبریز از عشق نمایان میشود.
اگر در #غم و درد و رنج شدیدی باشی، کل هستی به نظرت #افسرده می آید.
این تویی که #افسرده ای، نه #دنیا.
#هستی همیشه یکسان است. اما آب و هوای درونی تو مدام تغییر میکند و #ذهنت منعکس،میکند.
#هستی همچون #آینه عمل میکند.
اگر تو در #درون هرج و مرج باشی، بی شک دنیایت چیزی جز هرج و مرج نخواهد شد.
اگر در #درون مرده باشی، در دنیایی مرده زندگی خواهی کرد.
اگر در #درون زنده باشی، دنیا میتواند زنده باشد.
همه چیز به تو و اینکه در درونت چه میگذرد بستگی دارد.
فقط #تو واقعا وجود داری، نه چیز دیگر.
چیزهای دیگر فقط #آینه اند.
#اشو
پ.ن: هیچ چیز #بیرونی بطور #خالص وارد ذهن و آگاهی ما نمی شود، بلکه از مسیر #قالبهای_ذهنی ما رنگ و لعابِ خوب و بد و زشت و زیبا گرفته و #تفسیر آن به آگاهی ما منجر می شود.
م. صالحی
❤️ @eshghonava
تازگی کشف کرده اند که توجه و مراقبت یکی از مهم ترین عوامل رشد درونی و بیرونی کودک است
کودک به شیر مادر نیاز دارد اما بیشتر از آن به توجه و مراقبت مادرش محتاج است
اگر مادر فقط بدن نوزاد را تغذیه کند و هیچ گونه مراقبت دیگری از او نکند
اگر کودک احساس کند به او توجهی نمی شود،از رشد باز می ماند و احساس اطمینان و اعتماد به نفس را از دست می دهد
احساس می کند موجودی بی مصرف است که نیازی به او نیست
مورد نیاز بودن، نیازی اساسی است. بدون آن، بدون فضای آرامش بخش آن، هیچ چیزی قادر به رشد نیست.
همین اتفاق در دنیای درون نیز می افتد.
اگر ما یک بیابان مانده ایم مقصر خودمانیم،زیرا هیچ گاه به آن توجه نشان نداده ایم...
و مهم تر از هر چیز توجه نشان دادن است.
توجه بیشتری به کانون وجود خود نشان بده.
هر زمان فرصتی پیش آمد،چشم هایت را به روی دنیا ببند و همه چیز را در مورد آن فراموش کن.
کانون وجودت را از توجه، مراقبت و عشق سرشار کن تا به زودی شاهد به ثمر نشستن گل ها باشی.
این کار نوعی باغبانی و کشاورزی است که محصول آن خِرمن نشاط است.
زیرا وقتی شاهد شکوفایی گل های خودآگاهی باشی پی می بَری زندگی ات بی ثمر و بیهوده نبوده است
تو فرصت را از دست نداده ای،
بلکه از آن استفاده کرده ای.
#اشو
@oshoi
❤️ @eshghonava
کودک به شیر مادر نیاز دارد اما بیشتر از آن به توجه و مراقبت مادرش محتاج است
اگر مادر فقط بدن نوزاد را تغذیه کند و هیچ گونه مراقبت دیگری از او نکند
اگر کودک احساس کند به او توجهی نمی شود،از رشد باز می ماند و احساس اطمینان و اعتماد به نفس را از دست می دهد
احساس می کند موجودی بی مصرف است که نیازی به او نیست
مورد نیاز بودن، نیازی اساسی است. بدون آن، بدون فضای آرامش بخش آن، هیچ چیزی قادر به رشد نیست.
همین اتفاق در دنیای درون نیز می افتد.
اگر ما یک بیابان مانده ایم مقصر خودمانیم،زیرا هیچ گاه به آن توجه نشان نداده ایم...
و مهم تر از هر چیز توجه نشان دادن است.
توجه بیشتری به کانون وجود خود نشان بده.
هر زمان فرصتی پیش آمد،چشم هایت را به روی دنیا ببند و همه چیز را در مورد آن فراموش کن.
کانون وجودت را از توجه، مراقبت و عشق سرشار کن تا به زودی شاهد به ثمر نشستن گل ها باشی.
این کار نوعی باغبانی و کشاورزی است که محصول آن خِرمن نشاط است.
زیرا وقتی شاهد شکوفایی گل های خودآگاهی باشی پی می بَری زندگی ات بی ثمر و بیهوده نبوده است
تو فرصت را از دست نداده ای،
بلکه از آن استفاده کرده ای.
#اشو
@oshoi
❤️ @eshghonava
ساعت سه ونیم شب، زنی به من تلفن زد که قصد #خودکشی داشت.
او کنجکاو بود بداند که نظر من در این باره چیست.
با تمام قدرت #نظر_مخالفم را با این راه حل بیان کردم و سی دقیقه کامل برای او حرف زدم.
در نهایت گفت به جای اینکه به زندگی اش خاتمه بدهد، برای دیدن من به #بیمارستان خواهد آمد.
اما وقتی مرا دید متوجه شدم که حتی یک کلمه از حرف های من، در او اثر نکرده است.
تنها دلیلش برای #خودکشی نکردن این بود که #تلفن او در نیمه شب، نه تنها من را #عصبانی نکرده، بلکه در نهایت #شکیبایی، سی دقیقه هم برایش حرف زده بودم.
به این ترتیب او پی برده بود که #دنیایی که در آن چنین از#خودگذشتگی اتفاق میافتد، به یقین #ارزش_زیستن دارد.
ما و #برخورد های ما، هنوز هم میتوانند از #زیباییهای این دنیا باشند.
🖋️📚ویکتور #فرانکل
❤️https://t.me/eshghonava
او کنجکاو بود بداند که نظر من در این باره چیست.
با تمام قدرت #نظر_مخالفم را با این راه حل بیان کردم و سی دقیقه کامل برای او حرف زدم.
در نهایت گفت به جای اینکه به زندگی اش خاتمه بدهد، برای دیدن من به #بیمارستان خواهد آمد.
اما وقتی مرا دید متوجه شدم که حتی یک کلمه از حرف های من، در او اثر نکرده است.
تنها دلیلش برای #خودکشی نکردن این بود که #تلفن او در نیمه شب، نه تنها من را #عصبانی نکرده، بلکه در نهایت #شکیبایی، سی دقیقه هم برایش حرف زده بودم.
به این ترتیب او پی برده بود که #دنیایی که در آن چنین از#خودگذشتگی اتفاق میافتد، به یقین #ارزش_زیستن دارد.
ما و #برخورد های ما، هنوز هم میتوانند از #زیباییهای این دنیا باشند.
🖋️📚ویکتور #فرانکل
❤️https://t.me/eshghonava
Telegram
نوای عشق
عشق و خداوند و هستی سه روی یک حقیقت است
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy