کتاب «جامعه شناسی» آنتونی گیدنز در یک نگاه
فراتاب – مهدی (هژار) رمضانی: کتاب «جامعە شناسی» اثر آنتونی گیدنز بدون شک یکی از کتابهای مرجع در جامعە شناسی است که با نثری بسیار سادە و روانف، درکی بسیار عمیق و شگرفی بە خوانندە در باب جامعە شناسی میدهد.
https://www.faratab.com/news/12940
کتاب «ارزیابی و درمان عدم تعادل عضلانی (رویکرد جاندا)» در یک نگاه
فراتاب – حبیبه عبدی: این یکی از مهمترین و تخصصیترین کتابها در زمینه سلامت با تمرکز بر روی عضلات بدن است که طی آن نویسندگان تاکید میکنند بسیاری از مشکلات اسکلتی عضلانی تنها ناشی از آسیبهای ساختاری نیستند، بلکه نتیجه اختلال در الگوهای حرکتی و عدم تعادل میان گروههای عضلانی هستند.
https://www.faratab.com/news/12942
Forwarded from اردشیر پشنگ (Ardeshir Pashang)
مرگ ناگهانی دشمن سرسخت جمهوری اسلامی، متحد اسرائیل و از معدود حامیان کُردها
اردشیر پشنگ
لیندسی گراهام سناتور جنجالی و شناخته شده آمریکایی و از متحدین و دوستان نزدیک دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در سن 71 سالگی درگذشت؛ این خبر از سوی دفتر و خانوادهاش و با صدور بیانیهای رسمی اما پرابهام اعلام شد در این بیانیه گفته شده او در اثر یک بیماری ناگهانی درگذشته و در عین حال خانوادهاش از مردم و رسانهها خواستهاند تا به حریم خصوصی او احترام بگذارند!
گراهام که از یکسو دو رشته روانشناسی و حقوق خوانده و سالها در امر وکالت و قضاوت مشغول به کار بود، از سوی دیگر کهنه سربازی با درجه سرهنگی بود که در هیچ جنگی شرکت نکرد اما در عین حال جنگطلبترین سناتور آمریکا طی دو دهه اخیر به شمار میرفت کسی که طرفدار استراتژی مداخلهگرایانه آمریکا در سیاست خارجی و بخصوص در قبال خاورمیانه بود!
او که یک جمهوریخواه نومحافظهکار با نگاهی شدیدا منفی و مواضعی رادیکال در قبال دشمنان آمریکا شناخته میشد تا سال 2017 از مخالفین ترامپ بود اما پس از دیدار با او به ناگاه تغییر موضع داد و از آن زمان تا لحظه مرگش به یکی از حامیان سرسختش تبدیل شد.
گراهام و خاورمیانه
«خاورمیانه» یکی از حوزههای مورد علاقه، پر سفر و پر موضع گراهام بود و در اینجا میتوان به برخی از مهمترین مواضع او در قبال ایران، اسرائیل، کُردها، ترکیه و ... اشاره کرد. گراهام معقد بود که آمریکا بایست همیشه در خاورمیانه حضور فعال نظامی و سیاسی داشته باشد. از نظر کلی او جمهوری اسلامی ایران را مهمترین تهدید امنیت منافع آمریکا در خاورمیانه میدانست، به اسرائیل با چشم مهمترین متحد آمریکا مینگریست، کُردها را شریکی قابل اعتماد برای واشنگتن برای مبارزه با تروریسم میپنداشت و مخالف هرگونه استراتژی مبنی بر عقبنشینی نظامی آمریکا از خاورمیانه بود چرا که آن را به سود ایران، روسیه و گروههای رادیکال تفسیم میکرد.
گراهام و جاایران
بیاغراق میتوان لیندسی گراهام را سرسختترین دشمن جمهوری اسلامی ایران دانست، او از گروههای اوپوزیسیون مخالف ایران حمایت فعال میکرد و به نوعی لابی آنها در واشنگتن و کنگره به شمار میرفت، تهران را «بزرگترین حامی دولتی تروریسم» میخواند دقیقا همان عبارتی که ترامپ آن را گاه به گاه تکرار میکند و از تحریمهای مختلف اقتصادی علیه ایران حمایت میکرد طی دو جنگ 12 و 40 روزه نیز خواهان شدت عمل و تلاش برای سرنگونی جمهوری اسلامی بود و آشکارا مخالف آتشبس و صلح با مقامات جدید در جمهوری اسلامی بود. لذا طبیعی است وقتی خبر مرگ او منتشر شد یک مجری تلویزیون در صدا و سیما با خوشحالی به مخاطبانش بگوید «لیندسی گراهام سناتور جنگ طلب و ضد ایران به درک واصل شد!»
گراهام و اسرائیل
لیندسی گراهام با توجه به نوع نگاه رادیکال و طرفداریاش از مداخلات نظامی در خاورمیانه، بطور طبیعی دیدگاهها و رابطه بسیار نزدیکی با شخص بنیامین نتانیاهو و لابی اسرائیل در واشنگتن داشت. او طی هر سال چندین سفر به اسرائیل داشت و در هر سفر مقامات مختلف اسرائیلی به آمریکا، از جمله میزبانان آنها به شمار میرفت. در سنا خواهان افزایش حمایتهای مالی، نظامی و اطلاعاتی به اسرائیل بود و از جمله سناتورهایی بود که پس از حمله 7 اکتبر 2023 خواهان واکنش سرسخت اسرائیل به آن شد.
صقحه ۱ - ادامه در متن بعد
Forwarded from اردشیر پشنگ (Ardeshir Pashang)
گراهام و کُردها
روابط میان کُردها و ایالات متحده آمریکا طی یک قرن گذشته یکی از فاکتورهای موثر بر سرنوشت و وضعیت کُردها در خاورمیانه و امنیت منطقهای آن بوده است؛ از بیانیه 14 مادهای ویلسون که به امضای معاهده سور (1920م) و امکان استقلال کردستان منجر شد تا سیاست کنگره مبنی بر انزواگرایی آمریکا که باعث خروج ویلسون و آمریکا از سیاست بینالملل و از مهمترین علل از دست رفتن فرصت استقلال کردستان پس از سقوط عثمانی و انکار آن در پیمان لوزان (1923) شد. تا سیر حوادث و تحولات مختلف و متعدد در نقاط مختلف خاورمیانه که بطور مستقیم و غیرمستقیم با سرنوشت کُردها در ارتباط بود.
در این سالها که کلماتی شبیه کُرد، کردستان، پیشمرگه و... بطور مستمر از زبان روسای جمهور مختلف و دیگر مقامات آمریکایی عمدتا به عنوان یک دوست و متحد در برابر تروریسم و رادیکالیسم در خاورمیانه تکرار شده است، اما هیچگاه آنان به چشم یک متحد استراتژیک به آنها نگاه نکردهاند! لذا در لحظات استراتژیک و نقاط عطف مورد نظر کُردها ،از جمله رفراندوم استقلال اقلیم کردستان از عراق (2017)، اشغال عفرین توسط ترکیه (2019) و یا ایجاد سیستمی فدرال و غیرمتمرکز در سوریه (2024) آمریکا از کُردها حمایت نکرده و به صراحت اعلام کرده مخالف هرگونه ترسیم مرزهای جدید یا بیثباتی بیشتر در منطقه است.
در این بین لیندسی گراهام اگرچه در سیاست کلی آمریکا در قبال کُردها همراه کاخ سفید و وزارت خارجه این کشور بود اما در عمل از معدود سناتورهایی بود که به صراحت از کُردها حمایت میکرد، از جمله حمایت از تقویت جایگاه و وزن بازیگری حکومت اقلیم کردستان عراق و نیز مخالفت با دست کشیدن آمریکا از اتحاد و حضور مشترک نظامی با کُردها بخصوص در سوریه.
گراهام از جمله سناتورهایی بود که در سال 2019 با ایجاد فشاری قابل توجه باعث بازنگری ترامپ در فرمانش مبنی بر خروج نیروهای آمریکایی از کردستان سوریه (روژئاوا) شد. او کُردها را «قابل اعتمادترین متحد آمریکا در مبارزه با داعش» میدانست هرچند عمدتا نه از منظر انسانی و حقوق بشر بلکه از منظر دیدگاه امنیتی و سیاسی از کُردها حمایت میکرد و ترک یا کاهش حمایت از آنها توسط دولت واشنگتن را باعث کاهش اعتبار آمریکا در نزد دیگر متحدانش در سراسر جهان میدانست لذا از جمله یکی از آخرین کارهایی که در آخرین ماههای قبل از مرگش کرد ارائه طرح «حفاظت از کُردها» "Save the Kurds Act" بطور مشترک با سناتور ریچارد بلومنتال بود که هدف آن حمایت از نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) و تحریم علیه عاملان حمله به آنها بود. به همین دلیلم هست مرگ او باعث واکنش گسترده میان رهبران مختلف کُرد از مسعود و نیچیروان و مسرور بارزانی در اقلیم کردستان تا ژنرال مظلوم عبدی (کوبانی) در روژئاوا و ... شده است.
گراهام و ترکیه، سوریه و عراق
گراهام مجموعه روابط آمریکا و ترکیه را استراتژیک میدانست اما بارها علیه سیاستهای ضد کُردی دولت ترکیه مواضع انتقادی سرسختانه گرفت ترکیه را در قبال این سیاستهایش به تحریم تهدید میکرد.
درباره عراق و سوریه او مخالف خروج شتابزده نیروهای نظامی و تاکتیکی آمریکا از عراق و سوریه بود و معتقد بود که آمریکا بایست حضور بلند مدتش را در بینالنهرین و شامات حفظ کند تا موازنه در آنجا به نفع روسیه و ایران تغییر نکند.
زندگینامه «لیندسی اولین گراهام» در یک نگاه
1955: تولد در سنترل در کارولینای جنوبی
1977: لیسانس روانشناسی از دانشگاه کارولینای جنوبی
1981: لیسانس حقوق از دانشگاه کارولینای جنوبی
1982: استخدام به عنوان قاضی نظامی در نیروی هوایی ارتش آمریکا
1984: دادستان و وکیل قضایی نیروهای مسلح آمریکا در اروپا
1993 تا 2003: نماینده مجلس نمایندگان آمریکا
2003 – 2026: نماینده مجلس سنای آمریکا
2004: دریافت درجه سرگردی از جورج بوش
2014: دریافت درجه سرهنگی و مدال ستاره برنزی
2026 (11 ژوئیه): درگذشت در واشنگتن دیسی در سن 71 سالگی به علت بیماری ناگهانی، لازم به ذکر است او هرگز ازدواج نکرد و مادرش را در 52 سالگی و پدرش را نیز در 69 سالگی از دست داده بود و از آن زمان سرپرست خواهرش در جوانی شده بود.
اردشیر پشنگ
بازنشر این مطلب با ذکر منبع «فراتاب» بلامانع است.
Forwarded from اردشیر پشنگ (Ardeshir Pashang)
پارادوکس تنگه هرمز برای ایران از مزیت به دردسر!
اردشیر پشنگ
مدت زمان ویدئو: ۷:۳۶
https://youtu.be/phtmCXvsTsI?si=zVlLxOiCLZebpHO-
YouTube
پارادوکس تنگه هرمز برای ایران از مزیت به دردسر!
برخلاف ادعاهای برخی در تریبونهای صدا و سیما و جاهای دیگر که مدعیاند میتوان با بستن مالیات بر کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند میتواند درآمدهای 200 یا حداقل 80 میلیارد دلاری کسب کرد و دیگر ایران اجازه نمیدهد قواعد پیشین بر تنگه هرمز حاکم باشد باید…
Forwarded from اردشیر پشنگ (Ardeshir Pashang)
جنگ و فوتبال!
برای ۹۰ دقیقه یک چشم به ده گل ردوبدل شده بین انگلیس و فرانسه در نبرد سومی جامجهانی فوتبال و چشمی دیگر به سایتها و صفحات خبری برای چک تازهترین اخبار از گسترش درگیریها میان ایران و آمریکا!
و فرداشب جام جهانی فوتبال تمام میشود اما به نظر صحنه نبرد میان ایران و آمریکا فعلا ادامه دارد و ممکن هم هست جدی و گستردهتر نیز شود!
اردشیر پشنگ | یکشنبه ۱۴۰۵.۴.۲۸
Forwarded from اردشیر پشنگ (Ardeshir Pashang)
آموزش سیاست با امیر قلعهنوعی؛ «تاکتیک فرار رو به جلو» یعنی چه؟
اردشیر پشنگ - پژوهشگر روابط بینالملل
وقتی فرد یا مسئولی نتواند به نقدهای وارده به رفتار یا کارنامهاش پاسخی منطقی و مستند بدهد و بجای پاسخگویی، همزمان بکوشد خود را محق، مظلوم و در عین حال قدرتمند نشان دهد؛
موضوع بحث را به مسائل حاشیهای و انحرافی بکشاند و بجای پاسخ به نکات و استدلالهای منتقدان، خودِ منتقدان را با اتهامها و برچسبهای سیاسی، امنیتی یا اخلاقی هدف قرار دهد؛ از منظر علوم سیاسی و علوم ارتباطات، او از تاکتیک «فرار رو به جلو» استفاده کرده است تاکتیکی که مبتنی است بر محورهایی همچون:
1- «تحریف افکار عمومی»،
2- «بکارگیری ادبیات تهدید و ارعاب»،
3- «زدن برچسب و اتهام»،
4- «حمله به منتقد بجای پاسخ به نقد»،
5- «طرح موضوعات نامرتبط» و
6- «خرید و کشتن زمان برای کاهش و فراموشی خشم و نقد عمومی»
در همین راستا تازهترین و بهترین مثال در زمینهی تاکتیک «فرار رو به جلو» واکنشهای امیر قلعهنوعی ،سرمربی تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی 2026، است؛
او بجای پاسخ به نقدهای فنی مربوط به عملکرد نه چندان خوب تیم ملی و چرایی عدمتحقق وعدههایش برای جامجهانی، ضمن اغراق در برجستهکردن دستاوردهای تیمش، منتقدانش همچون عادل فردوسیپور، علی دایی، خداداد عزیزی، کریم باقری و ... را با تعابیری چون «بیوطن ایرانفروش» خطاب کرده است که در زمان جنگهای 12 و 40 روزه آمریکا/اسرائیل علیه ایران ساکت (و در غار) بوده و حالا منتقد تیم ملی فوتبال تحت هدایت او شدهاند،
لذا از مسئولان امنیتی و قضایی خواسته با آنان برخورد کنند (24 ساعت پس از این درخواست وبسایت و اپ فوتبال 360 متعلق به عادل فردوسیپور فیلتر و از دسترس خارج شد!)
و البته لازم به ذکر است همانطور که عادل فردوسیپور در پاسخ به او گفت که در زمان جنگ اولا اینترنت قطع بوده و امکان ساخت برنامه نبوده و ثانیا خود او بطور کامل در تهران بوده در حالیکه قلعهنوعی پرادعا ظاهرا خودش طی جنگ خارج از ایران و در امارات و سپس ترکیه ساکن بوده است!
همانطور که پیشتر نوشته بودم مجموعه رفتار و واکنشهای امیر قلعهنوعی به خوبی به همه نشان داد که «فوتبال ما عین سیاست ماست!» در جاییکه روال رسیدن به نان و نام معمولا نه از طریق تلاش و شایستهسالاری بلکه از مسیر قربانی کردن اصول و ارزشهای اخلاقی و پرنسیبها میسر میشود!
سهشنبه ۱۴۰۵.۴.۳۰
تاریخچه اوتیسم از باورهای غلط تا روند شناخت آن به عنوان یک بیماری ژنتیکی
فراتاب – صبا منصوری: در ابتدای قرن بیستم اوتیسم را نوعی اسکیزوفرنی و بیماری روانی میدانستند بعدها شیوه تربیت مادرها و بعد واکسنها متهم ایجاد اوتیسم شدند تا اینکه ... گزارش پیشرو به بررسی تاریخچه بیماری اوتیسم اختصاص پیدا کرده است.
https://www.faratab.com/news/12945
تداوم مبارزه در برابر زنستیزترین حکومت فعلی جهان!
فراتاب – فائزه پیری: گزارشی در خصوص محدودیتهای روزافزون زنان در افغانستان تحت حکومت طالبان طی 5 سال اخیر
https://www.faratab.com/news/12947
کتاب «اسناد دیوان کیفری بین المللی» در یک نگاه!
فراتاب – هلاله مسعود: دیوان کیفری بین المللی و لازمه ی تاسیس این نهاد در دنیای امروز صلاحیت رسیدگی به چه جرایمی را دارد؟ #معرفی_کتاب
https://www.faratab.com/news/12948
Forwarded from اردشیر پشنگ (Ardeshir Pashang)
در پایان مذاکرات ایران و آمریکا، منتظر جنگ باید بود یا توافق؟
مدت زمان ویدئو: ۷ دقیقه و ۳۸ ثانیه
👇👇
https://youtu.be/uC9kRKogcfM?si=_Zh6M7E0LYynslcg
YouTube
در پایان مذاکرات جدید ایران و آمریکا، منتظر جنگ باید بود یا توافق؟
جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا پس از یک دور دیگر درگیری طی روزهای اخیر مجددا و برای چندمین بار مشغول مذاکرات با هم هستند و تا اینجا ظاهرا روند مثبت است اما به قول ترامپ ایران هنوز با آمادگی لازم برای توافق نرسیده است؛
لذا این چرخه تکراری مذاکره…
لذا این چرخه تکراری مذاکره…
نگاهی به اهداف پشت پرده حمله اوکراین به شناور ایرانی در خزر
فراتاب: هژار رمضانی در این گزارش ضمن بررسی اهداف و سناریوهای محتمل پشت پرده در ماجرای حمله پهپادی اوکراین به کشتی ایرانی در دریای خزر به بررسی آخرین تحولات بین طرفین از جمله تماس تلفنی وزرای خارجه دو کشور پرداخته است.
https://www.faratab.com/news/12949
کتاب «دختری که از دست داعش نجات یافت»؛ وقتی امید به زندگی بزرگترین قدرت انسان است!
فراتاب مهاباد عزیزی: کتاب «دختری که از دست داعش نجات یافت» روایتگر بخشی از رنج زنان کُرد ایزدی در دوران حمله داعش به شنگال است و نشان میدهد که امید، مقاومت و عشق به آزادی میتواند انسان را حتی در سختترین شرایط زنده نگه دارد. امید به زندگی و آزادی از هر ظلم و خشونتی نیرومندتر است.
https://www.faratab.com/news/12950
لیلا زانا؛ زن خانهداری که با مبارزاتش نماد جنبش مدنی کُردها در ترکیه شد!
فراتاب – پیشوا حبیبی: بدلیل ندانستن زبان ترکی مجبور به ترک تحصیل شد، در 14 سالگی به عقد پسرعمویش درآمد 19 ساله بود که همسرش به 16 سال حبس محکوم شد اما ...
https://www.faratab.com/news/12951
Forwarded from اردشیر پشنگ (Ardeshir Pashang)
نقضهای اخیر آتشبس حاکی از آن است جاایران، در برابر خواستههای آمریکا، ادامه جنگ و تصاعد بحران بصورت محدود و کنترل شده را بیشتر به نفع خود میداند لذا همچنان روند سرایت بحران به کشورهای منطقه را تا کاهش شروط ترامپ ادامه میدهد مگر اینکه واکنش آمریکا بسیار شدیدتر از انتظار باشد!
اردشیر پشنگ | شنبه 1405.5.10
Forwarded from اردشیر پشنگ (Ardeshir Pashang)
چهار میدان قالیباف یکطرف و میدانی بنام "میدان زمان" یک طرف دیگر!
محمدباقر قالیباف رئیسمجلس شورای اسلامی که طی ۶ ماه اخیر به نظر بیشترین قدرت را در هیات حاکمه فعلی در دست دارد تاکید کرده باید چهار میدان نظامی، دیپلماسی، خیابان و خدمت را به مانند ماههای اخیر همزمان با هم حفظ و مدیریت کرد.
در این شرایط، نکته مهمی که او خود نیز قاعدتا میداند (اما محتملا برایش چارهای دستکم تا اینجای کار ندارد) این است که این چهار محور را تنها در یک حالت موقت یعنی در بازه زمانی کوتاه مدت میتوان بطور نسبی مدیریت کرد؛
لذا هرچه زمان به پیش برود موازنه کموبیش موجود بین این اضلاع بیشتر بهم میخورد و سناریوهای دیگر میتواند به ناگاه صحنه موجود را به کل دستخوش تغییر و یا مواجه با چالشهای جدی بکند!
بطور مثال، جدای از افزایش احتمال واکنشهای یهویی و گسترده نظامی و سیاسی ترامپ، در داخل کشور افزایش نرم تورم (نرخ دلار، گرانی و...) که به معنی هرچه سختتر شدن معیشت مردم طی این روزهاست، تنها یکی از چندین فاکتوری است که خود به تنهایی میتواند پرپیامد باشد!
اردشیر پشنگ | یکشنبه ۱۴۰۵.۵.۱۱
Forwarded from اردشیر پشنگ (Ardeshir Pashang)
توقف مشروط فرمان حمله گسترده به ایران توسط ترامپ با وساطت بنسلمان
منابع مختلف از کاخ سفید گزارش دادهاند در پی درخواست محمد بن سلمان ،ولیعهد عربستان سعودی، از دونالد ترامپ برای کاهش تنش و درگیری با ایران، رئیس جمهوری آمریکا از صدور آغاز حملات گسترده آمریکا خودداری کرده است.
ترامپ تداوم این توقف حمله را مشروط به دستیابی سریع طرفین به توافق جامع اعلام کرده است.
حال باید دید تفسیر جاایران از این وضعیت،
1️⃣ گشایش پنجرهای برای دیپلماسی با کاهش برخی از شروط آمریکا (هنوز این مورد نامشخص است) خواهد بود؟
و یا
2️⃣ شرایط فعلی را نوعی عقبنشینی آمریکا در اثر فشار و تحرکات محدود نظامی ایران قلمداد میکند؟
هریک از این دو برداشت در رفتار جاایران تاثیر متفاوتی خواهد داشت.
اردشیر پشنگ | یکشنبه 1405.5.11
Forwarded from اردشیر پشنگ (Ardeshir Pashang)
ترامپ: عصر امروز دوشنبه مذاکرات با ایران شروع میشود!
ترامپ: از من خواسته شد که توسط عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر و همچنین خود ایران، از انجام حملات خودداری کنم.
این یک حمله بسیار بزرگ بود.
وقتی متحدان درخواست کردند که این عملیات متوقف شود، باید بگوییم: "خب، بیایید ببینیم."
متحدان فکر میکنند که یک توافق وجود دارد. یک توافق در مورد هرمز وجود دارد و این توافق در مورد مسائل هستهای نیز خواهد بود.
گزارشگر: در مورد ایران، حالا چه اتفاقی خواهد افتاد؟
ترامپ: ما با آنها در حال گفتگو هستیم. این گفتگوها فردا بعد از ظهر آغاز خواهد شد. این کار میتواند جانهای زیادی را نجات دهد.
گروهی از افراد هستند که مایلم این کار را انجام دهم - یعنی به سادگی آن را انجام دهم - و گروه دیگری از افراد هم هستند که نمیخواهند من این کار را انجام دهم.
گزارشگر: آیا ایران برای رسیدن به توافق، ضربالاجلی دارد؟
ترامپ: باید ببینیم. من قصد ندارم کسی را به قتل برسانم.
من از ولیعهد عربستان سعودی پرسیدم: "ترجیح میدهید ما چه کار کنیم؟"
او گفت: "ما ترجیح میدهیم به جای حمله، به یک توافق برسیم."
گزارشگر: گزارشی وجود دارد که حاکی از آن است شما در حال انتقال نیروهای آمریکایی از کویت و بحرین هستید.
ترامپ: من نمیخواهم در این مورد اظهار نظر کنم.
قرار بود یک حمله گسترده باشد.
آنها از ما خواستند که این کار را انجام ندهیم. آنها گفتند: "لطفاً این کار را نکنید."
همسایگان آنها هم همین را گفتند. ما فقط میخواهیم ببینیم آیا میتوانیم به یک توافق برسیم یا خیر.
ما شاهد یک حمله بودیم که بزرگترین حمله از زمان جنگ جهانی دوم به شمار میرفت.
این حمله میتوانست فاجعهبار باشد، و آنها نمیخواستند ما این کار را انجام دهیم.
صادقانه بگویم، عربستان سعودی هم این موضوع را نمیخواست. آنها فکر میکردند که یک توافق در شرف تحقق است.
اردشیر پشنگ | دوشنبه ۱۴۰۵.۵.۱۲
کتاب «نامههای تیربارانشدگان»؛ وقتی قلم جایگزین آخرین نفسها میشود!
فراتاب - پیشوا حببیبی: در میان هیاهوی گلولهها و خون، نامههایی از میان خاک برخاستند که حامل آخرین پیامهای انسانی هستند. کتاب «نامههای تیربارانشدگان» با بازگویی نوشتههای کسانی که در آستانه مرگ بودند، پلی میان دنیای زندگان و آخرین خواسته معصومانهی کسانی میسازد که با قلم خود، یادشان را جاودانه کردند. اینها فقط نامههایی عادی نیستند؛ آنها وصیتنامههایی زنده، اعترافاتی ناگفته و زمزمههای عاشقانی هستند که در آستانهی مرگ، تنها سلاحشان، قلمشان بود.
https://www.faratab.com/news/12953
Forwarded from اردشیر پشنگ (Ardeshir Pashang)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت یک شاهد کموبیش عینی از حمله به ساختمانی در حوالی میدان فردوسی
اردشیر پشنگ
روز سوم جنگ (۴۰ روزه) بود ...
روز قبل به دلیل بمباران سنگین مناطقی در نزدیکی منزل در محدوده شریعتی-مطهری و زندان قصر، خانه را به سرعت و با مقداری وسیله ضروری و دو سه دست لباس در داخل چند کوله و ساک ترک کرده بودیم و به پیشنهاد و لطف دوستم د.رامین چراغی در یکی از واحدهای هتل آپارتمانش مستقر شده بودیم.
حوالی ساعت ۲ ظهر بود و تازه سه تا ساندویچ از سر خیابان (مفتح-انقلاب) گرفته بودم
سفره رو انداخته بودیم؛
یهو صدای موتور جنگندههای آمریکایی و اسرائیلی اومد
(به رغم بودجههای زیادی که شهرداری زاکانی بعد از جنگ ۱۲ روزه هزینه کرده بود و تبلیغات گسترده در سطح شهر و رسانهها اما از صدای هشدار و آژیر قرمز و این بدیهیات در حین حملات اصلا خبری نبود!)
بعدش صدای چند تا انفجار
فقط توانستیم از هال بدویم سمت قسمتی از آپارتمان که اسمش رو گذاشته بودیم سنگر (چون فقط یک پنجره داشت و شب قبلش با پتو پوشیده بودیمش)
در کسری از ثانیه صدای رها شدن یک موشک و زوزه آن در فاصلهای خیلی نزدیک اومد
انگار هواپیما دقیق بالای سر ما بود
یه لحظه تصور کردیم ساختمان ما یا مجاور ما رو هدف قرار دادهند.
حس پایان زندگی و تمام شدن رو در چشم هم میدیدیم
یهو یک صدای انفجار سنگین توام با لرزش ساختمان در نزدیکی آمد
صداهای انفجار بعدی دورتر بودند
تا اینکه همه جا ساکت شد
...
بعد از یکی دو دقیقه از پنجرهها رد دود پخش شده در آسمان رو دنبال کردیم،
انفجار حدود یک کیلومتر دورتر ... سمت میدان فردوسی بود
(عکس انتهای فیلم که گرفتم مربوط به همین حمله بود)
رامین که خودش در واحد روبرو بود اومد دم در؛
خانمش روز قبل به دلیل استرس زیاد ناشی از جنگ، دچار زایمان پیش از موعد شده بود آن هم درست در بیمارستانی در آن حوالی، تنها بستری بود تلفنش خط نمیداد
... شدیدا نگران بود مجددا از پنجره محل تقریبی بیمارستان را چک کردیم دیدیم فاصله دارد.
دقایقی بعد متوجه شدیم ساختمان پلیس دیپلماتیک رو زدهاند.
یک ربع دیگه دوباره هواپیماها آمدند، صحنه قبل همانطور دقیق تکرار شد، صدای موتور و زوزه شلیک موشک، انفجار و لرزش ساختمان ... همان ساختمان دیپلماتیک را مجددا زدند انگار از حمله اول راضی نبودند!
و حالا ۱۵۳ روز پس از آن حمله، فیلمش در شبکههای اجتماعی منتشر شده، نمیدانم مربوط به شلیک اول است یا دوم (منطقا باید حمله اول باشد)
با دیدنش همه آن لحظات دوباره در ذهنم زنده شد، ترس و نگرانی در چشمهای مادر و خواهرم.
صدای نگران رامین، که دور از همسر و فرزند تازه بدنیا آمدهاش بود (متاسفانه چند روز بعد فرزندش را بهدلیل فقدان دارو و بخصوص پزشک متخصص برای یک جراحی ضروری از دست داد)
و بعد خبر کشته شدن حدود ۲۰ نفر سرباز وظیفه داخل آن ساختمان ...
این فیلم طبیعتا دل هر انسانی ،خاصه مخالفان جنگ، را تکان میدهد اما آنها نمیتوانند به مانند ما که در آن لحظات حسش کردیم فاجعه جنگ را حس کنند، همانطور که تجربه ما در برابر تجربه خانوادههای آن ۲۰ سرباز که جگرگوشههایشان را از دست داده و محتملا حتی جسدی هم ازشان پیدا نشد و یا کسانی که در آن حوالی زخمی و یا محل کسب و کارشان ویران شد قابل قیاس نیست!
و این تصاویر و این روایت تنها گوشهای کوچک از واقعیات جنگ ویرانگر ۴۰ روزه است، جنگی که هنوز ادامه دارد و سهم رنج و دردش این روزها در بین هموطنان جنوب کشور بیشتر از دیگر نقاط کشور است.
اردشیر پشنگ | دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵