نوشته‌های من
192 subscribers
604 photos
50 videos
3 files
3.19K links
فریما محمودی
دانشجوی دکتری تخصصی زبان و ادبیات فارسی
شاعر، نویسنده
بازنشر آثار با نام نویسنده نشان دهنده فرهنگ شماست

@farima228
Download Telegram
گاه گاهی بشود چشم و دلم بارانی
از سخن‌های درشت تو شَوَم قربانی

حکم‌هایت ضرر و باعث هر دردسر است
حیف بیمارم و دارو شده لب درمانی!

#فریما_محمودی
#سلام_روزتون_دلبرونه

https://telegram.me/farimamahmudi
❤3🔥1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
تا به کی بی سر و سامانی و سرگردانی
دردهای دل من را تو فقط میدانی

آنقَدَر ناله کنم تا که به دادم برسی
که بیایی تو شبی خانه ی من مهمانی

دوش کز کوچه‌ی قلبم تو گذشتی ز وفا
من وُ مهتاب کشیدیم سَرَک پنهانی

حکم دیوانگی و مست و خرابم دادی
پاک کن مُهر خطا از سرِ این پیشانی

از درِ میکده‌ات رانده شدم جرمم چیست؟
مثل حوا تو مرا سوی زمین می‌رانی؟؟

آدمی وسوسه‌ی گندم و سیب از ملکوت
در زمین گشت گرفتار شب ظلمانی

نذر کردم که اگر آمدی ای ماه تمام
کنم این لاشه‌ی بی‌جان تنم قربانی

تا سحر چشم به در دوخته بودم گویی
خواب دیدم که مرا سوی خودت می‌خوانی!!

ای سرآغاز غزل، مرثیه‌ی پایانی
تا به کی بی سروسامانی و سرگردانی؟؟

#فریما_محمودی
#شعر_نو_۱۹۱۵۵۳
#کتاب_خوابگردها_۱۹
#درود_لحظه‌هاتون_شیک

https://telegram.me/farimamahmudiد
❤4🔥1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اشک می‌بارم ز دیده حرف پایانی منم
در تلاطم‌های هجرت بغض پنهانی منم

رفته‌ای از بر ولی در دل نشستی تا ابد
آنکه هر لحظه رَود سوی پریشانی منم

سجده کردم سال‌ها بر خاک درگاهت عزیز
آنکه دارد نقشی از مِهرت به پیشانی منم

گفته‌ای از امتحان سخت وُ جانانه، دریغ
دانش آموز ِ ضعیف ِ درس ِ جبرانی منم

ریخته بر سر ز هر سو درد و غم، ناراحتی
توی میدان شدائد شکل قربانی منم

بارها در بازی تقدیر زندانی شدم
شد لباسم پاره اما شاه کنعانی منم

چون کمندی تنگ بر جانم نِشَسته بوی مو
رفته در آغوش تو تا مرز ویرانی منم!

#فریما_محمودی
#شعر_نو_۶۴۱۳۸۴
#کتاب_مشترک_دیر_می‌آیی_و_ما_را_می‌کشی
#درود_روزتون_شیک

https://telegram.me/farimamahmudi
❤2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
حاضر هم که نباشی
پر رنگ‌تر می‌شود خاطراتت
هر روز
درست مثل چای
که رنگش از بدنه‌ی فنجان نمی‌رود!
و اشک
تنها چیزی است که می‌افتد
از چشم زندگی‌ام
ته ِ فنجان ِ فالی
که تو را
همیشه در خود دارد!!

#فریما_محمودی
#درود_روزتون_نیک

https://telegram.me/farimamahmudi
❤3👏2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
نیستی
آغوش خیالم
تو را در بر می‌گیرد
رنگ‌های عالم
به دلم می ریزد
و زمزمه می‌کنم:
"حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست"

#فریما_محمودی
#درود_روزتون_نیک

https://telegram.me/farimamahmudi
❤6
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
شانه‌ی گریه می‌شود
زمین
وقتی ابر از کوه پائین می‌آید
توهم ِ خاطره می‌گیرم
و رها می‌شوم
زیر آسمانی که
بوسه‌ی باران را به پوستم می‌رساند
ریشه‌هایم خیس عاطفه
رنگی‌تر از همیشه
تکرار می‌شوم
هر لحظه در باران !!

#فریما_محمودی
#درود_روزتون_به_مهر

https://telegram.me/farimamahmudi
❤2👏1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
نوشتن یکی از راههای آرامشه بخصوص وقتی که دلم درد داره.وقتی که همه ی آدمهای اطرافم فکر می کنن آدم سابقم و تحمل خیلی چیزا رو دارم.بیش از نیم قرن از حضورم در این دنیا می گذره و تجربه های زیادی رو تو کارنامه ام ثبت کردم و در ازای هر تجربه بخشی از روحم آزرده شد و تحملم کمتر. از سختی نقشی که خدا بهم داده گله مند نیستم ولی دیگه توانایی سابق رو ندارم حتی اگه بخوام .
هنوز صبحها بیدار که میشم انتظار یک زخم کشنده ی جدید اذیتم می کنه . اینکه روزگار چه امتحانی واسم در نظر گرفته کلافه ام می کنه و احساس مات شدن داره کم کم تو ذهنم ماندگار میشه .
به زور دارم خودم رو می کشونم تا کسانی که تو حلقه ی زندگی من هستن پشتشون خالی نشه اما پشت من چی؟! مثل سرما زده ای هستم که نه لباساش ضخیمه و نه یقه داره و سوز سرما از درزای بازش بدون اجازه وارد میشه و قدرت سر پا وایسادن رو ازش می گیره. تازگیها از شنیدن حرفها و دیدن رفتارها بهم میریزم و نمی تونم بدون واکنش ازشون رد شم ! بعد از گذشت این سالها دارم می بینم که دایره رابطه ام با اطرافیانم تغییر کرده و محدودتر شده هر چند این مسئله خوشحالم نمی کنه ولی واسه اینکه به کسی آسیب نزنم و روحش رو مکدر نکنم و خودم هم کمی آسایش داشته باشم مجبورم قبولش کنم.
شکسته تر از آنی هستم که جمله ی " این نیز بگذرد" روحیه ام رو عوض کنه🙄🙄🙄
شاید دوباره قلبم تند بزنه
شاید تو پوشیدن لباس ، رنگ مورد علاقه ام رو بردارم و از این ممتد تیره بیرون بیام
شاید خندیدن از ته دل به سراغم بیاد و زل بزنم به مناظر زیبای مورد علاقه ام
شاید با خودم صمیمی شم و به خودم خوبی کنم و شاید های متفاوت !!

بی خیال
زیر این سقف بلند
من بدنبال" کسی "هستم که
حال "مرا "خوب کند !

پ.ن ۱ : من خوبم نگران نباشین همه ی ما درگیر زندگی هستیم و زندگی نمیذاره برگردیم عقب ، پس ناچار ادامه میدیم .هر کدوم از شما ممکنه یه روز روحیه تون مثل این متن باشه .😊😊😊😊
پ.ن۲ : واقعیت زندگی اینه " قوی تر از ما هم هست "
💪💪💪💪
پ.ن۳: یادمه اون قدیما وقتی یه ظرف چینی می شکست چون ارزشمند بود و نمی شد جایگزین کرد ، اونو بند میزدن . یه استادکارایی بودن هفتگی تو محل دور میزدن و می گفتن چینی بند زن اومده !! اول تکه ها رو با یه چسب بهم وصل می کردن و بعد روی اونا رو با برش های فلزی محکم می کردن و جالب اینه که چند سال همونطوری استفاده میشد.من از قوری های بند زده خوب یادم میاد.
مسئله مهم اینه که " دل " رو نمیشه بند زد ! مواظب دلهای اطرافیانتون باشین😘
......بگذریم

#فریما_محمودی
#ویرگول
#درود_روزتون_به_مهر 

https://telegram.me/farimamahmudi
👏3❤1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
شرابی
- چون چشم‌های نم زده
لبریز ِ حرف
که با نگرانی
به نقطه‌ی رفتنش زل زده -
می‌خواهم
تا سیرابم کند از بغض های ناب
و رها کند مرا از هر چه سیاه ِ تکراری !

#فریما_محمودی
#درود_روزتون_بخیر 

https://telegram.me/farimamahmudi
❤1👍1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM