Forwarded from سیاستگذاری اجتماعی
🔹تحریم؛ درد مردم بدون دستاورد مهم سیاسی
مرکز مطالعات پیشرفتۀ بینالمللی دانشگاه جان هاپکینز پروژهای مطالعاتی را تحت عنوان «ایران تحت تحریمها» پیش میبرد و در این راستا اخیراً گزارشی با عنوان «درد مردم، بدون دستاورد مهم سیاسی» منتشر کرده است. گزارش را هادی کحالزاده؛ پژوهشگر مؤسسۀ کرون سنتر دانشگاه برندایز- آمریکا تهیه کرده است. رویکرد نظری غالب در اعمال تحریمهای بینالمللی این است که فشارهای اقتصادی خارجی میتواند به فشار سیاسی داخلی به نفع تحریمکنندگان تبدیل شود. کحالزاده در این گزارش با تحلیلی از وضعیت نظام رفاهی ایران تلاش کرده که این رویکرد را نقد کند و نشان دهد که تحریمها بیشتر گروههای آسیبپذیر جامعه را تحت فشار قرار داده و گروههای درون دولت نظیر کارکنان کشوری و لشکری و نهادهای وابسته به نوعی در مقابل تأثیر تحریمها تاحدی محافظت شدهاند. در این گزارش با مروری بر پیشینۀ تحریمهای اقتصادی آمریکا علیه ایران، تأثیر این تحریمها را بر تغییر شاخصهای قیمتی و سبد هزینۀ خانوارها، وضعیت بازار کار، و فقر بررسی شده است. یک وجه قابلاعتنای کار این است که پژوهشگر تأثیر تحریمها را در سه گروه جمعیتی شاغلان بخش عمومی، شاغلان تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی، و شاغلان بخش غیررسمی و بیکاران بهطورجداگانه بررسی کرده است. برخی یافتههای گزارش را در ادامه میخوانید:
🔸در فاصلۀ ۲۰۱۴-۲۰۱۱ درحالیکه ۶ درصد شاغلان بخش عمومی زیر خط فقر بودهاند و در کل این دوره این عدد ثابت بوده، اما جمعیت زیر خط فقر شاغلان بخش غیررسمی از حدود ۲۶ درصد در سال ۲۰۱۱ به حدود ۳۱ درصد در سال ۲۰۱۴ رسیده است.
🔸در فاصلۀ ۲۰۲۰-۲۰۱۷ (دورۀ ترامپ) جمعیت زیر خط فقر شاغلان بخش عمومی از ۶ درصد به حدود ۱۰ درصد رسیده، و برای شاغلان بخش غیررسمی از حدود ۳۲ درصد به ۴۰ درصد رسیده است.
🔸در فاصلۀ ۲۰۲۰-۲۰۱۰ حدود ۷۰ درصد شاغلان بخش عمومی در طبقۀ متوسط قرار داشتهاند یعنی هزینۀ این خانوارها بین ۱.۵ تا ۵ برابر خط فقر بوده است. در بین شاغلان بخش غیررسمی حدود ۳۹ درصد در طبقۀ متوسط قرار داشتهاند.
🔸نظام رفاهی ایران بیش از آنکه نیازمحور باشد، امتیازمحور است و شاغلان بخش عمومی از محل منابع عمومی از حمایتهای رفاهی بیشتری نظیر بیمۀ تکمیلی درمان و بعضاً درمانگاههای اختصاصی، خانههای سازمانی، دسترسی به وام، تعاونیهای مصرف، بنهای خرید، تخفیفهای دورهای، و ... برخوردارند، و از این منظر نظام رفاهی در حمایت از گروههای آسیبپذیر ناتوان است.
لینک دسترسی به متن کامل گزارش
@omidi_reza
مرکز مطالعات پیشرفتۀ بینالمللی دانشگاه جان هاپکینز پروژهای مطالعاتی را تحت عنوان «ایران تحت تحریمها» پیش میبرد و در این راستا اخیراً گزارشی با عنوان «درد مردم، بدون دستاورد مهم سیاسی» منتشر کرده است. گزارش را هادی کحالزاده؛ پژوهشگر مؤسسۀ کرون سنتر دانشگاه برندایز- آمریکا تهیه کرده است. رویکرد نظری غالب در اعمال تحریمهای بینالمللی این است که فشارهای اقتصادی خارجی میتواند به فشار سیاسی داخلی به نفع تحریمکنندگان تبدیل شود. کحالزاده در این گزارش با تحلیلی از وضعیت نظام رفاهی ایران تلاش کرده که این رویکرد را نقد کند و نشان دهد که تحریمها بیشتر گروههای آسیبپذیر جامعه را تحت فشار قرار داده و گروههای درون دولت نظیر کارکنان کشوری و لشکری و نهادهای وابسته به نوعی در مقابل تأثیر تحریمها تاحدی محافظت شدهاند. در این گزارش با مروری بر پیشینۀ تحریمهای اقتصادی آمریکا علیه ایران، تأثیر این تحریمها را بر تغییر شاخصهای قیمتی و سبد هزینۀ خانوارها، وضعیت بازار کار، و فقر بررسی شده است. یک وجه قابلاعتنای کار این است که پژوهشگر تأثیر تحریمها را در سه گروه جمعیتی شاغلان بخش عمومی، شاغلان تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی، و شاغلان بخش غیررسمی و بیکاران بهطورجداگانه بررسی کرده است. برخی یافتههای گزارش را در ادامه میخوانید:
🔸در فاصلۀ ۲۰۱۴-۲۰۱۱ درحالیکه ۶ درصد شاغلان بخش عمومی زیر خط فقر بودهاند و در کل این دوره این عدد ثابت بوده، اما جمعیت زیر خط فقر شاغلان بخش غیررسمی از حدود ۲۶ درصد در سال ۲۰۱۱ به حدود ۳۱ درصد در سال ۲۰۱۴ رسیده است.
🔸در فاصلۀ ۲۰۲۰-۲۰۱۷ (دورۀ ترامپ) جمعیت زیر خط فقر شاغلان بخش عمومی از ۶ درصد به حدود ۱۰ درصد رسیده، و برای شاغلان بخش غیررسمی از حدود ۳۲ درصد به ۴۰ درصد رسیده است.
🔸در فاصلۀ ۲۰۲۰-۲۰۱۰ حدود ۷۰ درصد شاغلان بخش عمومی در طبقۀ متوسط قرار داشتهاند یعنی هزینۀ این خانوارها بین ۱.۵ تا ۵ برابر خط فقر بوده است. در بین شاغلان بخش غیررسمی حدود ۳۹ درصد در طبقۀ متوسط قرار داشتهاند.
🔸نظام رفاهی ایران بیش از آنکه نیازمحور باشد، امتیازمحور است و شاغلان بخش عمومی از محل منابع عمومی از حمایتهای رفاهی بیشتری نظیر بیمۀ تکمیلی درمان و بعضاً درمانگاههای اختصاصی، خانههای سازمانی، دسترسی به وام، تعاونیهای مصرف، بنهای خرید، تخفیفهای دورهای، و ... برخوردارند، و از این منظر نظام رفاهی در حمایت از گروههای آسیبپذیر ناتوان است.
لینک دسترسی به متن کامل گزارش
@omidi_reza
👍124👎5
Forwarded from اکوایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 دولت در بیراهه مسئولیت اجتماعی
▫️محمد فاضلی، جامعهشناس، درباره نقش مردم در مسئولیت اجتماعی گفت: مردم میتوانند مطالبه کنند تا شرکتها آنچه را که وظیفه دارند، درست انجام دهند. برای مثال خودروساز باید خودروی ایمن، کممصرف و کمآلودهکننده تولید کند و نمیتواند خودروی بیکیفیت، پرمصرف و آلودهکننده و گرانقیمت تولید کند و مثلا به جای آن استادیوم ورزشی بسازد.
▫️بر اساس اظهارات این جامعهشناس، خطر بزرگی که در تاریخ ایران وجود دارد این است که حکومت و دستگاهها وظیفه خود را به خصوص در مناطق نفتخیر درست انجام ندادند و وزارت نفت مسئولیت دولت و دیگر دستگاهها را قبول کرده است.
▫️به گفته فاضلی، مسئولیت اجتماعی قرار نیست جایگزین کارکردهای سایر دستگاهها شود، بلکه قرار است هر سازمان کار خود را درست انجام دهد و مسئولیت اجتماعی شرکتی یک مرحله متعالی و عقلانیت در سطح بالاتری از توسعه است.
▫️طبق اظهارات فاضلی، افزودن یک قانون مسئولیت اجتماعی شرکتی عین گردنهگیری بوروکراسی است و قانون اضافی گذاشتن، افزودن گرههای بیشتر در وضعیت سیاسی اقتصادی ایران است.َ
📺 @ecoiran_webtv
▫️محمد فاضلی، جامعهشناس، درباره نقش مردم در مسئولیت اجتماعی گفت: مردم میتوانند مطالبه کنند تا شرکتها آنچه را که وظیفه دارند، درست انجام دهند. برای مثال خودروساز باید خودروی ایمن، کممصرف و کمآلودهکننده تولید کند و نمیتواند خودروی بیکیفیت، پرمصرف و آلودهکننده و گرانقیمت تولید کند و مثلا به جای آن استادیوم ورزشی بسازد.
▫️بر اساس اظهارات این جامعهشناس، خطر بزرگی که در تاریخ ایران وجود دارد این است که حکومت و دستگاهها وظیفه خود را به خصوص در مناطق نفتخیر درست انجام ندادند و وزارت نفت مسئولیت دولت و دیگر دستگاهها را قبول کرده است.
▫️به گفته فاضلی، مسئولیت اجتماعی قرار نیست جایگزین کارکردهای سایر دستگاهها شود، بلکه قرار است هر سازمان کار خود را درست انجام دهد و مسئولیت اجتماعی شرکتی یک مرحله متعالی و عقلانیت در سطح بالاتری از توسعه است.
▫️طبق اظهارات فاضلی، افزودن یک قانون مسئولیت اجتماعی شرکتی عین گردنهگیری بوروکراسی است و قانون اضافی گذاشتن، افزودن گرههای بیشتر در وضعیت سیاسی اقتصادی ایران است.َ
📺 @ecoiran_webtv
👍163👎3
این کشور برای ساختن آیندهاش، برای آیندهای که دنیای دیجیتال ابزار قدرت و پایداری است، به استعدادهایش و پروراندن استعدادهای بیشتر نیاز دارد. همین استعدادهایی که در اکوسیستم اقتصاد دیجیتال فعال هستند. آدمهای این سرزمین را فراری ندهید، خانههای کوچک امید را ویران نکنید.
@fazeli_mohammad
@fazeli_mohammad
👍365👎5
Forwarded from آینده (عباس عبدی)
🔴یک گام به پیش، ده گام به پس
🔺اعتماد ۹ مرداد ۱۴۰۲
✍️عباس عبدی
🔘روزی که ولادیمیر لنین کتاب یک گام به پیش، دو گام به پس را نوشت، شاید به ذهنش خطور نمیکرد، کسانی هم باشند که یک گام به پیش بردارند و در عوض با ده گام به پس آن را جبران کنند. این حکایت لایحهای است که در باره حجاب در دستور کار مجلس قرار گرفته است. دریغ از اندکی تحلیل و توصیف مسأله حجاب و پوشش زنان که پیوست هر قانونگذاری باید باشد.
🔘آنان به درستی متوجه شدهاند که ماده قانونی حجاب شرعی که فعلا وجود دارد، ناکارآمد است و قابل اجرا نیست، از این نظر یک گام به جلو برداشتهاند، ولی با ده گام به پس متوجه نشدهاند که اگر با مجازات میشد مشکل پوشش را حل کرد که همین قانون موجود مجازات لازم را داشت و بازدارنده بود. عجیبتر اینکه مجازاتهایی را برای این جرم که درجه ۸ است تعیین کردهاند که برای مجازاتهای درجه ۳ و ۴ قابل اجراست!!
🔘گام رو به پیش این لایحه حذف عنوان حجاب شرعی است. هنگامی که این عنوان از جرم خارج میشود به معنای آن است که شرع در این باره جای خود را به عرف داده است، و قانون جدید نمیتواند پایه شرعی داشته باشد و اگر قانون جدید بخواهد براساس شرع تدوین شود، قطعاً شورای نگهبان آن را رد میکند. زیرا حجاب شرعی تعریف شده است و فراتر از پوشش مجاز در این قانون است؛ و اگر بخواهند که پایه قانون براساس عرف باشد، یک گام مهم برداشته شده است، ولی در این صورت روشن نیست که دریافتهای عرفی لایحه جدید از کجا آمده است؟
🔘کدام عرف؛ حکم به وجود چنین جرایمی و مجازاتهایی میکند؟ جرم به عملی گفته میشود که به طور معمول افراد از انجام آن شرمنده باشند و منکرش میشوند، نه عملی که با افتخار آن را انجام میدهند و تعداد مرتکبین آن به صدها هزار و میلیونها نفر میرسد.
🔘مجازاتهای کلان مالی برای پوشش زنان نتیجه ندارد و این کار به نوعی پول در آوردن برای کسری بودجه است که نه قانونی است و نه اخلاقی. به جای آنکه تولید را تقویت کرد، دنبال کاستن از جیب مردم رفتهاند؟ میدانید چرا؟ چون نمیتوانید شلاق بزنید و زندان کنید، مردم برای نقض قواعد پوشش تعریف شده؛ چنین مجازاتهایی را ناپسند میدانند، لذا راه میانبُر پول در آوردن از طریق جریمه را برگزیده شده است.
🔘غافل از اینکه جریمه مربوط به تخلفات و جرایم درجه پایین و عموماً بدل از حبس است. بعلاوه فرض کنید تا حدودی این قانون موفق شود، حتی در این صورت مسأله حجاب را بدتر میکند زیرا در فضاهای دیگر چنان رواج خواهد یافت که فکرش را هم نمیتوانید بکنید. این راه نمایندگی مردم نیست.
🔘چه راهی جلوی روی شما وجود دارد؟ راه اول تاکید بر قانون موجود و رعایت حجاب شرعی است. البته قانون موجود از حیث شرعی هم اشکالاتی دارد. مثلاً غیر مسلمانان و افراد سالمند را نیز شامل میشود که درست نیست. آنها را مستثنا کنید و تأکید را بر حجاب شرعی بگذارید، آنگاه نمیتوانید خانم وزیر خارجه لیبی را با این حجاب پذیرا شوید. ضمناً خانمهای خارجی و غیر مسلمان نیز نیازی به انداختن شال یا روسری ندارند، غیر مسلمانان ایرانی هم مستثنا میشوند.
🔘همچنین اگر این سیاست را پیش بگیرید، دیگر نمیتوانید در هیچ جا از جمله راهپیماییها و مراسم رسمی و انتخابات و... از زنانی استقبال کنید که فاقد حجاب شرعی هستند (بر اساس حجاب شرعی فقط گردی صورت و دو کف دست میتواند پیدا باشد) و بطور قطع باید همه زنانی را که این حد از حجاب را رعایت نمیکنند، مجازات کنید. اگر ذرهای صداقت دارید، این مسیر را بروید. این مسیر قطعاً شکست خورده است به دلیل همین وضعی که میبینیم.
🔘راه دوم این است که مسأله را عرفی در نظر بگیرید، که همین لایحه در صدد عرفی کردن موضوع است. در این صورت هیچ راهی نیست جز اینکه مبتنی بر عرف جامعه، یعنی اکثریت مردم باشد و با مشارکت همگان قانون متعادلی را بنویسید و قانون را منبع درآمدزایی و فشار به مردم نکنید. راه سومی که قابل اجرا باشد وجود ندارد.
🔘حذف عنوان حجاب شرعی مثل ستون خیمهای است که از زیر پای قانون کشیدهاید و دیگر هیچ قانونی غیر از جایگزین کردن ستون عرف جوابگو نخواهد بود و این لایحه هیچ تناسبی با عرف جامعه ایران ندارد و جز ایجاد بحران کار دیگری نمیتواند انجام دهد.
🔘توصیه میشود که یک بار گزارش منتشره از سوی آقای خاتمی در باره مسأله حجاب را بخوانید و توجه کنید که بدون ارجاع به چنین تحلیلی یا تحلیل مشابه دیگر نمیتوان هیچ قانونی در این زمینه نوشت. لایحه موجود جز تشدید بحران هیچ نتیجه دیگری ندارد.
خود دانید
🔺اعتماد ۹ مرداد ۱۴۰۲
✍️عباس عبدی
🔘روزی که ولادیمیر لنین کتاب یک گام به پیش، دو گام به پس را نوشت، شاید به ذهنش خطور نمیکرد، کسانی هم باشند که یک گام به پیش بردارند و در عوض با ده گام به پس آن را جبران کنند. این حکایت لایحهای است که در باره حجاب در دستور کار مجلس قرار گرفته است. دریغ از اندکی تحلیل و توصیف مسأله حجاب و پوشش زنان که پیوست هر قانونگذاری باید باشد.
🔘آنان به درستی متوجه شدهاند که ماده قانونی حجاب شرعی که فعلا وجود دارد، ناکارآمد است و قابل اجرا نیست، از این نظر یک گام به جلو برداشتهاند، ولی با ده گام به پس متوجه نشدهاند که اگر با مجازات میشد مشکل پوشش را حل کرد که همین قانون موجود مجازات لازم را داشت و بازدارنده بود. عجیبتر اینکه مجازاتهایی را برای این جرم که درجه ۸ است تعیین کردهاند که برای مجازاتهای درجه ۳ و ۴ قابل اجراست!!
🔘گام رو به پیش این لایحه حذف عنوان حجاب شرعی است. هنگامی که این عنوان از جرم خارج میشود به معنای آن است که شرع در این باره جای خود را به عرف داده است، و قانون جدید نمیتواند پایه شرعی داشته باشد و اگر قانون جدید بخواهد براساس شرع تدوین شود، قطعاً شورای نگهبان آن را رد میکند. زیرا حجاب شرعی تعریف شده است و فراتر از پوشش مجاز در این قانون است؛ و اگر بخواهند که پایه قانون براساس عرف باشد، یک گام مهم برداشته شده است، ولی در این صورت روشن نیست که دریافتهای عرفی لایحه جدید از کجا آمده است؟
🔘کدام عرف؛ حکم به وجود چنین جرایمی و مجازاتهایی میکند؟ جرم به عملی گفته میشود که به طور معمول افراد از انجام آن شرمنده باشند و منکرش میشوند، نه عملی که با افتخار آن را انجام میدهند و تعداد مرتکبین آن به صدها هزار و میلیونها نفر میرسد.
🔘مجازاتهای کلان مالی برای پوشش زنان نتیجه ندارد و این کار به نوعی پول در آوردن برای کسری بودجه است که نه قانونی است و نه اخلاقی. به جای آنکه تولید را تقویت کرد، دنبال کاستن از جیب مردم رفتهاند؟ میدانید چرا؟ چون نمیتوانید شلاق بزنید و زندان کنید، مردم برای نقض قواعد پوشش تعریف شده؛ چنین مجازاتهایی را ناپسند میدانند، لذا راه میانبُر پول در آوردن از طریق جریمه را برگزیده شده است.
🔘غافل از اینکه جریمه مربوط به تخلفات و جرایم درجه پایین و عموماً بدل از حبس است. بعلاوه فرض کنید تا حدودی این قانون موفق شود، حتی در این صورت مسأله حجاب را بدتر میکند زیرا در فضاهای دیگر چنان رواج خواهد یافت که فکرش را هم نمیتوانید بکنید. این راه نمایندگی مردم نیست.
🔘چه راهی جلوی روی شما وجود دارد؟ راه اول تاکید بر قانون موجود و رعایت حجاب شرعی است. البته قانون موجود از حیث شرعی هم اشکالاتی دارد. مثلاً غیر مسلمانان و افراد سالمند را نیز شامل میشود که درست نیست. آنها را مستثنا کنید و تأکید را بر حجاب شرعی بگذارید، آنگاه نمیتوانید خانم وزیر خارجه لیبی را با این حجاب پذیرا شوید. ضمناً خانمهای خارجی و غیر مسلمان نیز نیازی به انداختن شال یا روسری ندارند، غیر مسلمانان ایرانی هم مستثنا میشوند.
🔘همچنین اگر این سیاست را پیش بگیرید، دیگر نمیتوانید در هیچ جا از جمله راهپیماییها و مراسم رسمی و انتخابات و... از زنانی استقبال کنید که فاقد حجاب شرعی هستند (بر اساس حجاب شرعی فقط گردی صورت و دو کف دست میتواند پیدا باشد) و بطور قطع باید همه زنانی را که این حد از حجاب را رعایت نمیکنند، مجازات کنید. اگر ذرهای صداقت دارید، این مسیر را بروید. این مسیر قطعاً شکست خورده است به دلیل همین وضعی که میبینیم.
🔘راه دوم این است که مسأله را عرفی در نظر بگیرید، که همین لایحه در صدد عرفی کردن موضوع است. در این صورت هیچ راهی نیست جز اینکه مبتنی بر عرف جامعه، یعنی اکثریت مردم باشد و با مشارکت همگان قانون متعادلی را بنویسید و قانون را منبع درآمدزایی و فشار به مردم نکنید. راه سومی که قابل اجرا باشد وجود ندارد.
🔘حذف عنوان حجاب شرعی مثل ستون خیمهای است که از زیر پای قانون کشیدهاید و دیگر هیچ قانونی غیر از جایگزین کردن ستون عرف جوابگو نخواهد بود و این لایحه هیچ تناسبی با عرف جامعه ایران ندارد و جز ایجاد بحران کار دیگری نمیتواند انجام دهد.
🔘توصیه میشود که یک بار گزارش منتشره از سوی آقای خاتمی در باره مسأله حجاب را بخوانید و توجه کنید که بدون ارجاع به چنین تحلیلی یا تحلیل مشابه دیگر نمیتوان هیچ قانونی در این زمینه نوشت. لایحه موجود جز تشدید بحران هیچ نتیجه دیگری ندارد.
خود دانید
👍317👎7
Forwarded from ️ شبکه جامعه شناسی
🔰 اصرار بر تکرار
🖋 نفیسه آزاد
🔻 وقتی دختر نوجوانی بودم در مدرسه، ناظم مدرسه اصرار داشت ما باید جورابهای سفید و کفشهای سیاه بپوشیم و کولههایمان را روی شانه راست بیندازیم، بعد همهمان را به صف میکرد، هر روز و این الگو را با سختگیری خاصی اعمال میکرد.
🔻 ما نمیفهمیدیم چرا اصرار میکند، درکی هم از مفهوم کنترل و تنبیه نداشتیم، اما یک روز کولههایمان را در کلاس گذاشتیم و بیاینکه بفهمد مدرسه را ترک کردیم. چیزی که ما را علیرغم همهٔ اختلافاتمان متحد کرده بود، اصرار بر تکرارِ رفتاری بود که برای ما معنی خاصی نداشت. وقتی مدرسه را ترک کردیم و شرط گذاشتیم که بازنمیگردیم تا این قانون بهنظرمان مسخره ملغی شود، حتی پدر و مادرهایمان که تا آن روز ما را به تمکین و مدارا دعوت میکردند، از ما حمایت کردند و ما پیروز و امیدوار به مدرسه برگشتیم و ناظم همهٔ متحدان خود حتی محافظهکارترینها را که روی کمکشان حساب باز کرده بود، از دست داد. مضاف بر اینکه اقتدارش در مدرسه بهشدت شکسته شد؛ یعنی نهتنها از جوراب سفید و کفشهای سیاه عقب نشست که ناچار بخش مهمی از مواضعش را از دست داد، درحالیکه مدرسه به شکلی از حرمت و اقتدار او نیاز داشت.
🔺 من نه بهعنوان شهروند و نه بهعنوان جامعهشناس نمیتوانم تحلیلی منطقیای داشته باشم از بازگشت دوبارهٔ طرح شکستخوردهٔ «گشت ارشاد»؛ برای من تداعی جورابهای سفید و کفشهای سیاه است. گشت ارشاد محصولِ اندیشهای است که در سال ۸۵ تصور میکرد جامعه در سالهای ۷۶ تا ۸۴ آزادیهای بیجایی را تجربه کرده و باید دوباره به نظم پیشین و مطلوب برگردد. این مداخلهٔ اجتماعی در زمان حیاتِ خود هیچکدام از کارکردهای اصلی را برآورده نکرد، حجابِ اجباری در فضای عمومی تبدیل به مبارزهای روزمره و تنبهتن شد و دائم از مرزهای مطلوبِ سیاستگذاران دور و دورتر شد؛ نه خانواده حفظ شد، نه معیارهای عرفیِ عفت و پاکدامنی بهنفع ذهنیتِ تبلیغشده و رسمی به نسلهای بعدی زنان منتقل شد و نه حتی نظمی ولو اندک پیادهسازی شد. اما لیستی نامحدود از کژکارکردها روی دستِ سیاستگذار باقی گذاشت که مهمترینِ آنها کارکردِ پلیس در جامعهٔ شهری است. پلیس در کلانشهری ۹ میلیونی از ارکان مهمِ حفظ امنیت فردی و اجتماعی است، اما آنقدر درگیرِ حجاب و مبارزه با زنان شده است که کمکم محافظهکارترین نیروهای اجتماعی را علیه خود شورانده است. تصویرِ پلیس که قاعدتاً در ذهن کودکان باید آرامش و امنیت، و در ذهن شهروندان تجسمِ آرامش و پناه باشد، آسیب دیده است. حجابِ اجباری برای همهٔ زنها نه دستاورد گشت ارشاد که محصولِ همراهی اجتماعی در خانهها و کوچهپسکوچههای شهر با این موضوع بوده است، هنجاری که یک سال گذشته نشان میدهد دیگر به سیاق سابق نیست. نظم هنجاریِ جدیدی در جامعه تجربه شده است که اتفاقاً برعکس بلندگوهای انذاردهنده، نه منجر به برهنهشدن همهٔ زنها شده است (همانطور که در هیچ کشوری نشده است) و نه همه به اصطلاح شلحجابها را جذب خود کرده است. اجماع عقل جمعی جامعهٔ ایرانی میگوید این کار غیرمنطقی است، اجماع یک جامعهٔ مسلمانِ خاورمیانهای با همهٔ المانهای فرهنگی و مذهبی مرزهای خود را دوباره تعریف کرده و حتی زندگی با آن را تجربه کرده است. این بار گشت ارشاد نهتنها کژکارکردهای پیشین را خواهد داشت که بهعنوان طرحی شکستخورده، به یکی از مهمترین نهادهای جامعهٔ مدرن آسیب جدی میزند. اتفاقی که تبعاتِ آن بهمراتب بدتر و سهمگینتر از روسری بر سر نداشتنِ بخشی از جامعه است.
🔁 پیام ما
🏌♂ رسانه ما شمایید. لطفاً به اشتراک بگذارید.
[ شبکه جامعهشناسی | رویدادنگار علوم انسانی | کاریابی علوم اجتماعی | انگاره ]
🖋 نفیسه آزاد
🔻 وقتی دختر نوجوانی بودم در مدرسه، ناظم مدرسه اصرار داشت ما باید جورابهای سفید و کفشهای سیاه بپوشیم و کولههایمان را روی شانه راست بیندازیم، بعد همهمان را به صف میکرد، هر روز و این الگو را با سختگیری خاصی اعمال میکرد.
🔻 ما نمیفهمیدیم چرا اصرار میکند، درکی هم از مفهوم کنترل و تنبیه نداشتیم، اما یک روز کولههایمان را در کلاس گذاشتیم و بیاینکه بفهمد مدرسه را ترک کردیم. چیزی که ما را علیرغم همهٔ اختلافاتمان متحد کرده بود، اصرار بر تکرارِ رفتاری بود که برای ما معنی خاصی نداشت. وقتی مدرسه را ترک کردیم و شرط گذاشتیم که بازنمیگردیم تا این قانون بهنظرمان مسخره ملغی شود، حتی پدر و مادرهایمان که تا آن روز ما را به تمکین و مدارا دعوت میکردند، از ما حمایت کردند و ما پیروز و امیدوار به مدرسه برگشتیم و ناظم همهٔ متحدان خود حتی محافظهکارترینها را که روی کمکشان حساب باز کرده بود، از دست داد. مضاف بر اینکه اقتدارش در مدرسه بهشدت شکسته شد؛ یعنی نهتنها از جوراب سفید و کفشهای سیاه عقب نشست که ناچار بخش مهمی از مواضعش را از دست داد، درحالیکه مدرسه به شکلی از حرمت و اقتدار او نیاز داشت.
🔺 من نه بهعنوان شهروند و نه بهعنوان جامعهشناس نمیتوانم تحلیلی منطقیای داشته باشم از بازگشت دوبارهٔ طرح شکستخوردهٔ «گشت ارشاد»؛ برای من تداعی جورابهای سفید و کفشهای سیاه است. گشت ارشاد محصولِ اندیشهای است که در سال ۸۵ تصور میکرد جامعه در سالهای ۷۶ تا ۸۴ آزادیهای بیجایی را تجربه کرده و باید دوباره به نظم پیشین و مطلوب برگردد. این مداخلهٔ اجتماعی در زمان حیاتِ خود هیچکدام از کارکردهای اصلی را برآورده نکرد، حجابِ اجباری در فضای عمومی تبدیل به مبارزهای روزمره و تنبهتن شد و دائم از مرزهای مطلوبِ سیاستگذاران دور و دورتر شد؛ نه خانواده حفظ شد، نه معیارهای عرفیِ عفت و پاکدامنی بهنفع ذهنیتِ تبلیغشده و رسمی به نسلهای بعدی زنان منتقل شد و نه حتی نظمی ولو اندک پیادهسازی شد. اما لیستی نامحدود از کژکارکردها روی دستِ سیاستگذار باقی گذاشت که مهمترینِ آنها کارکردِ پلیس در جامعهٔ شهری است. پلیس در کلانشهری ۹ میلیونی از ارکان مهمِ حفظ امنیت فردی و اجتماعی است، اما آنقدر درگیرِ حجاب و مبارزه با زنان شده است که کمکم محافظهکارترین نیروهای اجتماعی را علیه خود شورانده است. تصویرِ پلیس که قاعدتاً در ذهن کودکان باید آرامش و امنیت، و در ذهن شهروندان تجسمِ آرامش و پناه باشد، آسیب دیده است. حجابِ اجباری برای همهٔ زنها نه دستاورد گشت ارشاد که محصولِ همراهی اجتماعی در خانهها و کوچهپسکوچههای شهر با این موضوع بوده است، هنجاری که یک سال گذشته نشان میدهد دیگر به سیاق سابق نیست. نظم هنجاریِ جدیدی در جامعه تجربه شده است که اتفاقاً برعکس بلندگوهای انذاردهنده، نه منجر به برهنهشدن همهٔ زنها شده است (همانطور که در هیچ کشوری نشده است) و نه همه به اصطلاح شلحجابها را جذب خود کرده است. اجماع عقل جمعی جامعهٔ ایرانی میگوید این کار غیرمنطقی است، اجماع یک جامعهٔ مسلمانِ خاورمیانهای با همهٔ المانهای فرهنگی و مذهبی مرزهای خود را دوباره تعریف کرده و حتی زندگی با آن را تجربه کرده است. این بار گشت ارشاد نهتنها کژکارکردهای پیشین را خواهد داشت که بهعنوان طرحی شکستخورده، به یکی از مهمترین نهادهای جامعهٔ مدرن آسیب جدی میزند. اتفاقی که تبعاتِ آن بهمراتب بدتر و سهمگینتر از روسری بر سر نداشتنِ بخشی از جامعه است.
🔁 پیام ما
🏌♂ رسانه ما شمایید. لطفاً به اشتراک بگذارید.
[ شبکه جامعهشناسی | رویدادنگار علوم انسانی | کاریابی علوم اجتماعی | انگاره ]
👍268👎2
Forwarded from تاریخشناسی (حسن حضرتی)
طاقچه
چند سال است از طاقچه کتاب میخرم. منصف است. تنوع دارد و ناشران با سلایق گوناگون کتابهای خود را آنجا عرضه میکنند. تخفیفهای خوب و گاه شگفتانگیز دارد و از همه جالبتر «طاقچه بینهایت» دلانگیز! تازه جایزه هم میدهد. هرچه بیشتر در طاقچه کتاب بخوانی برگهای تخفیف هدیه میگیری. اگر یک روز هم به طاقچه سر نزنی از طرف کتابهایت «نامهای همراه با دلتنگی» برایت مینویسد که کجایی؟ کتابهایی که خریدهای به تو سلام میرسانند. سری به آنها بزن و با خواندن دلتنگیشان را برطرف کن. تو هم شرمنده میشوی و به سراغ قفسهٔ کتابهایت در طاقچه میروی. اگر هم دل و دماغ خواندن با موبایل نباشد، باب فیض مسدود نیست؛ میتوانی برای بار چندم شاهکارهای داستایوفسکی را با صدای آرمان سلطانزاده بشنوی و کتاب کاغذیات را بخوانی.
فروغی میگفت کتاب خریدن او را خانهخراب کرده. او باید روزگار ما را درمییافت و این قیمتها را میدید، تا معنی خانهخرابی را دریابد. طاقچه به سهم خود دسترسی ارزانتر به کتاب را میسر کرده است. هم خواننده سود میبرد و هم ناشر و هم مؤلف. کاغذ کمتری نیز مصرف میشود و این به سود محیط زیست است. بلای عظیم کمبود جا برای کتاب در خانهها را نیز کمی مرتفع میکند و از این طریق بنیان خانوادههای مبتلا به کتاب را قدری استواری میبخشد.
من از کسانی هستم که هنوز اعتقاد دارند هیچ چیز جای کتاب کاغذی را نمیگیرد با اینهمه از طاقچه استفاده میکنم. چه بسیار کتابها و مجلاتی که اگر طاقچه نبود نمیخریدم و نمیخواندمشان. بماند که خیلی از کتابها که در طاقچه و فیدیبو هست قابلیت جستجو دارد و این ارزشمند است و موجب صرفهجویی در وقت. همینقدر بگویم گاهی نسخهٔ کاغذی کتابی را دارم اما برای استفاده از امکان جستجو، نسخهٔ الکترونیک آن را هم میخرم.
طاقچه نه تنها باید بماند که باید گسترش یابد. باید توانمندتر شود تا بتواند در این وانفسای گرانی و تورم، همچنان منصف و هواخواه خواننده و خریدار بماند. امکان بیابد که با انواع تخفیفها، زهر آزمندی برخی ناشران را که در قیمتگذاری کتاب الکترونیک نیز اندازه نگاه نمیدارند، بگیرد. تا در حد وسع خود فضایی بسازد که ناشران عرضهٔ کتاب الکترونیک را سودمند بل ضروری بشمارند. هرچه نشر الکترونیک رونق بیابد، بخت نجات یافتن کتاب از ورطهٔ تبدیل شدن به کالای تجملی و اشرافی، بیشتر میشود.
تخریب و تضعیف طاقچه، بخصوص صدمه زدن به مردمی است که به دلیل اوضاع خراب اقتصادی، خریدن کتاب برایشان بسیار دشوار شده است. نمیتوان ادعای حمایت از محرومان داشت اما همین آبباریکهٔ ارتباط آنان با کتاب را هم بست.
https://t.me/n00re30yah
چند سال است از طاقچه کتاب میخرم. منصف است. تنوع دارد و ناشران با سلایق گوناگون کتابهای خود را آنجا عرضه میکنند. تخفیفهای خوب و گاه شگفتانگیز دارد و از همه جالبتر «طاقچه بینهایت» دلانگیز! تازه جایزه هم میدهد. هرچه بیشتر در طاقچه کتاب بخوانی برگهای تخفیف هدیه میگیری. اگر یک روز هم به طاقچه سر نزنی از طرف کتابهایت «نامهای همراه با دلتنگی» برایت مینویسد که کجایی؟ کتابهایی که خریدهای به تو سلام میرسانند. سری به آنها بزن و با خواندن دلتنگیشان را برطرف کن. تو هم شرمنده میشوی و به سراغ قفسهٔ کتابهایت در طاقچه میروی. اگر هم دل و دماغ خواندن با موبایل نباشد، باب فیض مسدود نیست؛ میتوانی برای بار چندم شاهکارهای داستایوفسکی را با صدای آرمان سلطانزاده بشنوی و کتاب کاغذیات را بخوانی.
فروغی میگفت کتاب خریدن او را خانهخراب کرده. او باید روزگار ما را درمییافت و این قیمتها را میدید، تا معنی خانهخرابی را دریابد. طاقچه به سهم خود دسترسی ارزانتر به کتاب را میسر کرده است. هم خواننده سود میبرد و هم ناشر و هم مؤلف. کاغذ کمتری نیز مصرف میشود و این به سود محیط زیست است. بلای عظیم کمبود جا برای کتاب در خانهها را نیز کمی مرتفع میکند و از این طریق بنیان خانوادههای مبتلا به کتاب را قدری استواری میبخشد.
من از کسانی هستم که هنوز اعتقاد دارند هیچ چیز جای کتاب کاغذی را نمیگیرد با اینهمه از طاقچه استفاده میکنم. چه بسیار کتابها و مجلاتی که اگر طاقچه نبود نمیخریدم و نمیخواندمشان. بماند که خیلی از کتابها که در طاقچه و فیدیبو هست قابلیت جستجو دارد و این ارزشمند است و موجب صرفهجویی در وقت. همینقدر بگویم گاهی نسخهٔ کاغذی کتابی را دارم اما برای استفاده از امکان جستجو، نسخهٔ الکترونیک آن را هم میخرم.
طاقچه نه تنها باید بماند که باید گسترش یابد. باید توانمندتر شود تا بتواند در این وانفسای گرانی و تورم، همچنان منصف و هواخواه خواننده و خریدار بماند. امکان بیابد که با انواع تخفیفها، زهر آزمندی برخی ناشران را که در قیمتگذاری کتاب الکترونیک نیز اندازه نگاه نمیدارند، بگیرد. تا در حد وسع خود فضایی بسازد که ناشران عرضهٔ کتاب الکترونیک را سودمند بل ضروری بشمارند. هرچه نشر الکترونیک رونق بیابد، بخت نجات یافتن کتاب از ورطهٔ تبدیل شدن به کالای تجملی و اشرافی، بیشتر میشود.
تخریب و تضعیف طاقچه، بخصوص صدمه زدن به مردمی است که به دلیل اوضاع خراب اقتصادی، خریدن کتاب برایشان بسیار دشوار شده است. نمیتوان ادعای حمایت از محرومان داشت اما همین آبباریکهٔ ارتباط آنان با کتاب را هم بست.
https://t.me/n00re30yah
Telegram
نور سیاه
یادداشتهای ایرانشناسی میلاد عظیمی
@MilaadAzimi
@MilaadAzimi
👍480👎13
ساختارها را به رسمیت نمیشناسند، فهمی از سازوکارهای نهادی ندارند، و فکر میکنند عاملیت آنها علیرغم همه نقصانهای ساختاری، درمانگر است. ترکیبی از توهم و دروغ.
@fazeli_mohammad
@fazeli_mohammad
👍313👎5
Forwarded from اتچ بات
🔹 چرا گزافه گویی در نظام های ایدئولوژیک پاداش دارد؟
@solati_mehran
✍ مهران صولتی
#اپیزود_یکم: حجت عبدالملکی وزیر کار پیشین و دبیر کنونی مناطق آزاد کشور با اشاره به درگیر شدن اتاق های بازرگانی کشورهایی مانند چین و امارات برای سرمایه گذاری خارجی در ایران تصریح کرده است؛ امارات برای سرمایه گذاری ۱۰۰ میلیارد دلاری (معادل بودجه یک سال ایران) در کشور اظهار آمادگی کرده است!
#اپیزود_دوم: محمد فاضلی، جامعه شناس توییت کرده است؛ بدبختی فقط این نیست که شخص عبدالملکی در سالیان گذشته حرف های مضحک گفته و دائم پاداش گرفته است. به نظر می رسد این کم و بیش خصیصه ساختار حکمرانی شده که هر که حرف های نامعقولانه تری بگوید پاداش می گیرد. عجیب است!
✅ گزافه گویی به مثابه جبران ناکارآمدی: نظام های ایدئولوژیک از آن جا که واقعیت ها را به رسمیت نشناخته و به دنبال تحمیل ذهنیت ها بر عینیت ها هستند ذاتا دچار نارسایی می باشند. همان حکومت هایی که از یک سو داعیه مدیریت جهان و تغییر مناسبات حاکم بر آن را دارند و از سوی دیگر در انجام وظایف اولیه خود همچون ایجاد امنیت، تامین رفاه، و تکریم شهروندان ناتوان اند. در فقدان این توانمندی، نظام های ایدئولوژیک می کوشند تا با ایجاد نوعی فضای احساسی و شعارزده، گزافه گویان را برای القای حس کارآمدی به جامعه بر صدر نشانند.
✅ گزافه گویی به مثابه تولید روایت: نظام های ایدئولوژیک با بی اعتنایی به واقعیت ها، عرصه های داخلی و خارجی را جلوه ای از جنگ روایت ها می بینند که در آن دشمنان می کوشند با تولید و انتشار هدفمند روایت های مغرضانه توان و انگیزه مردم را دچار فرسایش سازند. برای جبران این کاستی چنین حکومت هایی می کوشند تا به جای اصلاح شیوه حکمرانی، گزافه گویی را به عنوان وجهی از تولید روایت به نفع جبهه خودی مورد حمایت قرار دهند.
✅ گزافه گویی به مثابه غیریت سازی: نظام های ایدئولوژیک عرصه روابط بین الملل را مشحون از توطئه چینی های دشمنان و نبردهای نابرابر رسانه ای می بینند. در چنین شرایطی هویت بخشی به نیروهای خودی بیش از ایجاد کارآمدی برای حکومت اولویت داشته و موجب ترجیح اقلیت بر اکثریت می شود. از همین رو غیریت سازی در عرصه گفتمانی به یک استراتژی تبدیل شده و گزافه گویی ها به عنوان سوخت تبلیغاتی جبهه خودی مورد تشویق و پاداش قرار می گیرند.
✅ گزافه گویی به مثابه تولید رانت: نظام های ایدئولوژیک از آن جا که مبتنی بر خط کشی خودی - غیر خودی، بسیج وفاداران، و ایجاد تبعیض های چند جانبه میان شهروندان هستند به منبعی برای تولید و اعطای رانت تبدیل می شوند. در حقیقت رانت ها به مثابه امتیازی برای پیوستن شهروندان به جبهه خودی عمل کرده و وفاداری آن ها به سیستم را خریداری می کند. در همین راستا گزافه گویی ها می توانند به عنوان سند معتبری برای دریافت رانت و پاداش از نظام سیاسی به کار آیند.
@solati_mehran
#عبدالملکی
#گزافه_گویی
#رانت
@solati_mehran
✍ مهران صولتی
#اپیزود_یکم: حجت عبدالملکی وزیر کار پیشین و دبیر کنونی مناطق آزاد کشور با اشاره به درگیر شدن اتاق های بازرگانی کشورهایی مانند چین و امارات برای سرمایه گذاری خارجی در ایران تصریح کرده است؛ امارات برای سرمایه گذاری ۱۰۰ میلیارد دلاری (معادل بودجه یک سال ایران) در کشور اظهار آمادگی کرده است!
#اپیزود_دوم: محمد فاضلی، جامعه شناس توییت کرده است؛ بدبختی فقط این نیست که شخص عبدالملکی در سالیان گذشته حرف های مضحک گفته و دائم پاداش گرفته است. به نظر می رسد این کم و بیش خصیصه ساختار حکمرانی شده که هر که حرف های نامعقولانه تری بگوید پاداش می گیرد. عجیب است!
✅ گزافه گویی به مثابه جبران ناکارآمدی: نظام های ایدئولوژیک از آن جا که واقعیت ها را به رسمیت نشناخته و به دنبال تحمیل ذهنیت ها بر عینیت ها هستند ذاتا دچار نارسایی می باشند. همان حکومت هایی که از یک سو داعیه مدیریت جهان و تغییر مناسبات حاکم بر آن را دارند و از سوی دیگر در انجام وظایف اولیه خود همچون ایجاد امنیت، تامین رفاه، و تکریم شهروندان ناتوان اند. در فقدان این توانمندی، نظام های ایدئولوژیک می کوشند تا با ایجاد نوعی فضای احساسی و شعارزده، گزافه گویان را برای القای حس کارآمدی به جامعه بر صدر نشانند.
✅ گزافه گویی به مثابه تولید روایت: نظام های ایدئولوژیک با بی اعتنایی به واقعیت ها، عرصه های داخلی و خارجی را جلوه ای از جنگ روایت ها می بینند که در آن دشمنان می کوشند با تولید و انتشار هدفمند روایت های مغرضانه توان و انگیزه مردم را دچار فرسایش سازند. برای جبران این کاستی چنین حکومت هایی می کوشند تا به جای اصلاح شیوه حکمرانی، گزافه گویی را به عنوان وجهی از تولید روایت به نفع جبهه خودی مورد حمایت قرار دهند.
✅ گزافه گویی به مثابه غیریت سازی: نظام های ایدئولوژیک عرصه روابط بین الملل را مشحون از توطئه چینی های دشمنان و نبردهای نابرابر رسانه ای می بینند. در چنین شرایطی هویت بخشی به نیروهای خودی بیش از ایجاد کارآمدی برای حکومت اولویت داشته و موجب ترجیح اقلیت بر اکثریت می شود. از همین رو غیریت سازی در عرصه گفتمانی به یک استراتژی تبدیل شده و گزافه گویی ها به عنوان سوخت تبلیغاتی جبهه خودی مورد تشویق و پاداش قرار می گیرند.
✅ گزافه گویی به مثابه تولید رانت: نظام های ایدئولوژیک از آن جا که مبتنی بر خط کشی خودی - غیر خودی، بسیج وفاداران، و ایجاد تبعیض های چند جانبه میان شهروندان هستند به منبعی برای تولید و اعطای رانت تبدیل می شوند. در حقیقت رانت ها به مثابه امتیازی برای پیوستن شهروندان به جبهه خودی عمل کرده و وفاداری آن ها به سیستم را خریداری می کند. در همین راستا گزافه گویی ها می توانند به عنوان سند معتبری برای دریافت رانت و پاداش از نظام سیاسی به کار آیند.
@solati_mehran
#عبدالملکی
#گزافه_گویی
#رانت
Telegram
attach 📎
👍278👎2
Forwarded from تاریخشناسی (حسن حضرتی)
📝 ارمغان مشروطه
✍ حسن حضرتی
✅ انقلاب مشروطه در تاریخ ایران، قیام بر ضد پادشاهی مطلقه است. اندیشه مشروطهخواهی به دنبال تحدید قدرت سلطان و تفریق آن در نهادهای سیاسی دیگر بود. براین اساس میتوان گفت انقلاب مشروطه پایان دوران پادشاهی مطلق و آغاز دوران پادشاهی مشروط در تاریخ ایران است. با استقرار نظام مشروطه، به رغم تداوم حیات سیاسی دودمان قاجاریه، نوع حکمرانی در تاریخ ایران تغییر میکند و بخشهایی از قدرت و اختیارات سلطان در حوزههای قانونگذاری، اجرا و قضا به نهادهای تازهتأسیس مربوط واگذار میشود. به مردم هم این فرصت داده میشود تا در قالب شرکت در انتخابات، به صورت غیرمستقیم در سیاستگذاریها و قانونگذاریها مشارکت داشته باشند. در این نظام سیاسی، قدرت پادشاه، مطلق نیست؛ بل در اِعمال قدرت و صدور فرمانها مشروط و مقیّد است به قانون اساسی. قانون اساسی مشروطه ایران گرچه سلطنت را "موهبت الهی" میداند، اما تفویض آن را به شخص پادشاه، از جانب ملت میداند و نه خداوند. در اين قانون، مصوبات مجلس بايد به تأييد سلطان برسد [قانون اساسی مشروطه ایران، اصل 15] اما سلطان هرگز اجرای آن قوانين را نمیتوانست به تعويق انداخته و يا توقيف نمايد [اصل 49 متمم]. همچنين در اين قانون، سلطان به طور مستقيم حقّ انفصال مجلس شورای ملی را ندارد، بل در زمانی كه بين مجلس شورای ملی و مجلس سنا اختلاف بيفتد و رفع نشود و اگر ثلث آراء مجلس سنا رأی به انفصال مجلس شورا بدهد و هيأت وزراء هم رأی به انفصال آن بدهد، در آن صورت پادشاه میتواند مجلس را منحل كند و البته در همان فرمان انحلال بايد به تجديد انتخابات حكم کند و مردم حق خواهند داشت منتخبين سابق را هم دوباره برگزینند. [اصل 48 متمم] در قانون اساسی مشروطه ايران انتخاب نصف اعضای مجلس سنا از اختيارات سلطان و انتخاب نصف ديگر به عهده ملت است. [اصل 45]
میبینیم که چقدر داستان حکمرانی در نظام مشروطه در قیاس با دوران پیشامشروطه ایران متفاوت است و وظایف و اختیارات پادشاه تا چه میزان مقید شده است. همه این مساعی گامی تندتر در مسیر دولت- ملتسازی نیز به شمار میرفت. تلاشی که با استقرار دولت صفویه در ایران آغاز و با انقلاب مشروطه شتاب بیشتری گرفته بود تا اینکه با موانع سختی روبهرو گردید و ...
🆔@Hassanhazrati50
✍ حسن حضرتی
✅ انقلاب مشروطه در تاریخ ایران، قیام بر ضد پادشاهی مطلقه است. اندیشه مشروطهخواهی به دنبال تحدید قدرت سلطان و تفریق آن در نهادهای سیاسی دیگر بود. براین اساس میتوان گفت انقلاب مشروطه پایان دوران پادشاهی مطلق و آغاز دوران پادشاهی مشروط در تاریخ ایران است. با استقرار نظام مشروطه، به رغم تداوم حیات سیاسی دودمان قاجاریه، نوع حکمرانی در تاریخ ایران تغییر میکند و بخشهایی از قدرت و اختیارات سلطان در حوزههای قانونگذاری، اجرا و قضا به نهادهای تازهتأسیس مربوط واگذار میشود. به مردم هم این فرصت داده میشود تا در قالب شرکت در انتخابات، به صورت غیرمستقیم در سیاستگذاریها و قانونگذاریها مشارکت داشته باشند. در این نظام سیاسی، قدرت پادشاه، مطلق نیست؛ بل در اِعمال قدرت و صدور فرمانها مشروط و مقیّد است به قانون اساسی. قانون اساسی مشروطه ایران گرچه سلطنت را "موهبت الهی" میداند، اما تفویض آن را به شخص پادشاه، از جانب ملت میداند و نه خداوند. در اين قانون، مصوبات مجلس بايد به تأييد سلطان برسد [قانون اساسی مشروطه ایران، اصل 15] اما سلطان هرگز اجرای آن قوانين را نمیتوانست به تعويق انداخته و يا توقيف نمايد [اصل 49 متمم]. همچنين در اين قانون، سلطان به طور مستقيم حقّ انفصال مجلس شورای ملی را ندارد، بل در زمانی كه بين مجلس شورای ملی و مجلس سنا اختلاف بيفتد و رفع نشود و اگر ثلث آراء مجلس سنا رأی به انفصال مجلس شورا بدهد و هيأت وزراء هم رأی به انفصال آن بدهد، در آن صورت پادشاه میتواند مجلس را منحل كند و البته در همان فرمان انحلال بايد به تجديد انتخابات حكم کند و مردم حق خواهند داشت منتخبين سابق را هم دوباره برگزینند. [اصل 48 متمم] در قانون اساسی مشروطه ايران انتخاب نصف اعضای مجلس سنا از اختيارات سلطان و انتخاب نصف ديگر به عهده ملت است. [اصل 45]
میبینیم که چقدر داستان حکمرانی در نظام مشروطه در قیاس با دوران پیشامشروطه ایران متفاوت است و وظایف و اختیارات پادشاه تا چه میزان مقید شده است. همه این مساعی گامی تندتر در مسیر دولت- ملتسازی نیز به شمار میرفت. تلاشی که با استقرار دولت صفویه در ایران آغاز و با انقلاب مشروطه شتاب بیشتری گرفته بود تا اینکه با موانع سختی روبهرو گردید و ...
🆔@Hassanhazrati50
👍152👎5
Audio
اپیزود نودم پادکست دغدغه ایران
خشونت و نظمهای اجتماعی – بخش دوم
داگلاس نورث (برنده جایزه نوبل اقتصاد)، جوزف والیس و بری وینگاست در کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی» جوامع را بر اساس «نظریه نظم اجتماعی» به دو دسته «نظم دسترسی محدود» و «نظم دسترسی باز» تقسیم کرده و سیر حرکت از نظم دسترسی محدود (حکومتهای طبیعی) به نظم دسترسی باز را تشریح میکنند. بخش دوم از شرح این کتاب، ساختار و عملکرد ائتلاف مسلط مرکب از سیاسیون، نظامیون، روحانیون، فعالان اقتصادی و نخبگان فرهنگی در حکومتهای طبیعی شکننده، پایه و بالغ را بر اساس مرور تاریخ اروپا و آزتکها در آمریکای جنوبی، ارائه میکند.
حمایت از پادکست
شناسه پیپال
Mfpaypal97@gmail.com
📚 خرید کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی»
ده درصد تخفیف با کد diran10
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: dirancast@gmail.com
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: حامد ملیانی و کریم شاهین
تاریخ انتشار
مرداد هزار و چهارصدودو
@dirancast_official
خشونت و نظمهای اجتماعی – بخش دوم
داگلاس نورث (برنده جایزه نوبل اقتصاد)، جوزف والیس و بری وینگاست در کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی» جوامع را بر اساس «نظریه نظم اجتماعی» به دو دسته «نظم دسترسی محدود» و «نظم دسترسی باز» تقسیم کرده و سیر حرکت از نظم دسترسی محدود (حکومتهای طبیعی) به نظم دسترسی باز را تشریح میکنند. بخش دوم از شرح این کتاب، ساختار و عملکرد ائتلاف مسلط مرکب از سیاسیون، نظامیون، روحانیون، فعالان اقتصادی و نخبگان فرهنگی در حکومتهای طبیعی شکننده، پایه و بالغ را بر اساس مرور تاریخ اروپا و آزتکها در آمریکای جنوبی، ارائه میکند.
حمایت از پادکست
شناسه پیپال
Mfpaypal97@gmail.com
📚 خرید کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی»
ده درصد تخفیف با کد diran10
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: dirancast@gmail.com
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: حامد ملیانی و کریم شاهین
تاریخ انتشار
مرداد هزار و چهارصدودو
@dirancast_official
👍75👎1
Forwarded from آکادمی علوم اجتماعی سپنتا
✅دوره های آکادمی علوم اجتماعی سپنتا ( سهروردی شمالی- نرسیده به مطهری) برای ماه شهریور عبارتند از:
1- نقد زندگی روزمره در ایران معاصر (1)/ عباس کاظمی/ از 6 شهریور/4 جلسه/دوشنبه ها/ 18 تا 19:30
2- جامعهشناسی وجودی: شرحی بر آرای جک دی. داگلاس/ حسن محدثی/ از 7 شهریور/ 4 جلسه /سه شنبه ها/ 18 تا 19:30
3- درس گفتارهایی در جامعه شناسی سلبریتی ها/ فردین علیخواه/ از 4 شهریور/ 4 جلسه / شنبه ها / 18 تا 19:30
4- دورتی اسمیت، جنسیت و روابط قدرت در جامعه/ شیوا علینقیان/ از 7 شهریور/ 4 جلسه / سه شنبه ها / 16 تا 17:30
5- گرامشی در زمانه فقدان سوژه جمعی / محمد رضا کلاهی/ از 11 شهریور/ 4 جلسه / شنبه ها / 16 تا 17:30
6-ایران پسا انقلابی با لنز دلوز/ حامد طاهری کیا/ از 6 شهریور/ 4 جلسه / دوشنبه ها / 16 تا 17:30
👇برای شرکت در دورهها و اطلاع از شرایط ثبتنام به شماره تلگرامی زیر پیام دهید
09126270530
یا لینک تلگرامی زیر 👇
@nahal_4720
📢درسگفتارهای نظری سپنتا تکرار نمیشود و فقط برای یکبار ارائه میشود
https://t.me/sepantasocialscience
👏از اینکه این پست را در گروهها و صفحه خود به اشتراک میگذارید ممنونیم
1- نقد زندگی روزمره در ایران معاصر (1)/ عباس کاظمی/ از 6 شهریور/4 جلسه/دوشنبه ها/ 18 تا 19:30
2- جامعهشناسی وجودی: شرحی بر آرای جک دی. داگلاس/ حسن محدثی/ از 7 شهریور/ 4 جلسه /سه شنبه ها/ 18 تا 19:30
3- درس گفتارهایی در جامعه شناسی سلبریتی ها/ فردین علیخواه/ از 4 شهریور/ 4 جلسه / شنبه ها / 18 تا 19:30
4- دورتی اسمیت، جنسیت و روابط قدرت در جامعه/ شیوا علینقیان/ از 7 شهریور/ 4 جلسه / سه شنبه ها / 16 تا 17:30
5- گرامشی در زمانه فقدان سوژه جمعی / محمد رضا کلاهی/ از 11 شهریور/ 4 جلسه / شنبه ها / 16 تا 17:30
6-ایران پسا انقلابی با لنز دلوز/ حامد طاهری کیا/ از 6 شهریور/ 4 جلسه / دوشنبه ها / 16 تا 17:30
👇برای شرکت در دورهها و اطلاع از شرایط ثبتنام به شماره تلگرامی زیر پیام دهید
09126270530
یا لینک تلگرامی زیر 👇
@nahal_4720
📢درسگفتارهای نظری سپنتا تکرار نمیشود و فقط برای یکبار ارائه میشود
https://t.me/sepantasocialscience
👏از اینکه این پست را در گروهها و صفحه خود به اشتراک میگذارید ممنونیم
👍63👎1
Forwarded from آکادمی علوم اجتماعی سپنتا
✅گفتارهایی در جامعهشناسی سلبریتیها
🔷فردین علیخواه
▶️در این دوره ابتدا به تعریف سلبریتی و تفاوت آن با سایر واژههای مرتبط و نزدیک، و همچنین «فرهنگ سلبریتی» خواهیم پرداخت. در این زمینه خواهیم گفت که چرا مطالعه پدیده سلبریتی اهمیت دارد. همچنین، درباره انواع سلبریتی و ویژگیهای آنها گفتگو خواهیم کرد. سپس، درباره جامعهشناسی و سلبریتی مباحثی مطرح خواهد شد با این پرسش که در قرن بیستم جامعهشناسان چه موضعی درباره موضوع سلبریتی و سلبریتیها داشتند؟ در ادامه به سلبریتیزه شدن جامعه و فرهنگ خواهیم پرداخت که در این خصوص مقاله اولیویر دریسنز مبنای بحث خواهد بود. سپس با تمرکز بر ظهور پدیده میکرو-سلبریتی در فضای شبکههای اجتماعی، مهمترین ویژگیهای آنها و تفاوتشان با سلبریتیهای سنتی طرح خواهد شد. همه مباحث یادشده با ذکر مثالها و نمونههایی از جامعه ایرانی خواهد بود.
لازم به ذکر است که این دوره تلاش دارد تا چشماندازی کلی در خصوص مطالعات سلبریتی فراهم نماید
⏰شنبهها ۱۸ تا ۱۹.۳۰
ثبتنام 👇
@nahal_4720
کانال دکتر فردین علیخواه
https://t.me/Fardinalikhah
آکادمی علوم اجتماعی سپنتا
https://t.me/sepantasocialscience
🔷فردین علیخواه
▶️در این دوره ابتدا به تعریف سلبریتی و تفاوت آن با سایر واژههای مرتبط و نزدیک، و همچنین «فرهنگ سلبریتی» خواهیم پرداخت. در این زمینه خواهیم گفت که چرا مطالعه پدیده سلبریتی اهمیت دارد. همچنین، درباره انواع سلبریتی و ویژگیهای آنها گفتگو خواهیم کرد. سپس، درباره جامعهشناسی و سلبریتی مباحثی مطرح خواهد شد با این پرسش که در قرن بیستم جامعهشناسان چه موضعی درباره موضوع سلبریتی و سلبریتیها داشتند؟ در ادامه به سلبریتیزه شدن جامعه و فرهنگ خواهیم پرداخت که در این خصوص مقاله اولیویر دریسنز مبنای بحث خواهد بود. سپس با تمرکز بر ظهور پدیده میکرو-سلبریتی در فضای شبکههای اجتماعی، مهمترین ویژگیهای آنها و تفاوتشان با سلبریتیهای سنتی طرح خواهد شد. همه مباحث یادشده با ذکر مثالها و نمونههایی از جامعه ایرانی خواهد بود.
لازم به ذکر است که این دوره تلاش دارد تا چشماندازی کلی در خصوص مطالعات سلبریتی فراهم نماید
⏰شنبهها ۱۸ تا ۱۹.۳۰
ثبتنام 👇
@nahal_4720
کانال دکتر فردین علیخواه
https://t.me/Fardinalikhah
آکادمی علوم اجتماعی سپنتا
https://t.me/sepantasocialscience
👍55👎4
Forwarded from مدرسه توسعه
شاید هنوز تیغ رد نشده باشد!
در کتابفروشی مشغول تماشا و ورق زدن کتابها بودم که مردی حدوداً پنجاه ساله وارد شد. به سمتم آمد و گفت: «پسرم! کتاب *ایران بر لبهی تیغ* نوشتهی محمد فاضلی کجاست؟» گفتم: «میآورم برایتان»
کتاب را آوردم و تقدیمش کردم. تشکر کرد و با لحنی جدی و محترمانه پرسید: «هنوز هم لبهی تیغ است یا تیغ رد شده؟»
مردم معمولاً اینگونه سؤالها را با کنایه و پوزخند میپرسند؛ با لحنی که انگار خودشان میدانند کار تمام است و فقط میخواهند تنفری کوتاه اما عمیق را ابراز کنند. او اما با لحنی جدی و چشمی نگران، سؤالش را پرسید. واقعاً دنبال پاسخ بود.
سؤال سختی بود. اگر کتاب را قبلاً نخوانده بودم و اگر آنقدر مشتاق و مضطرب نپرسیده بود، شاید راحتتر میتوانستم پاسخ بدهم. دلم نیامد حرف ناامیدکنندهای بزنم. با لبخندی مصنوعی گفتم: «نمیدانم! اگر همه این کتاب را بخوانیم، شاید هنوز امیدی باشد.» شوق کودکانهای در چشمهایش دیدم.
گفت: پس یکی را هم خودم برمیدارم. همانطور که به سمت قفسه میرفت تا کتاب دیگری را نیز بردارد، گفت: «من رانندهی تاکسی هستم و کتاب را برای کسی میخواستم که سفارش داده است. ولی خودم هم میخوانم. شاید هنوز تیغ رد نشده باشد»
فضای کتابفروشی را پر از زندگی کرده بود. نمیشد ناامید بود. گفتم: «اجازه دهید این کتاب را من حساب کنم. حالم را خوب کردید. دلم میخواهد به شما هدیه بدهم.» قبول کرد.
وقتی داشت از کتابفروشی بیرون میرفت، حالم آنقدر خوب بود که صدایش زدم و گفتم: «آقا راستی! حالا دیگر مطمئنم که هنوز تیغ رد نشده است.» لبخند قشنگی زد و رفت. چند دقیقهی دیگر نیز با لذت، کتابها را تماشا کردم. مدتی بود پولهایم را پسانداز کرده بودم تا چند کتاب بخرم. همهی پولم را دادم و چند کتابِ «ایران بر لبهی تیغ» خریدم و همان روز به چند نفر از دوستانی که همان روز دیدمشان، هدیه دادم.
نمیدانم آن رانندهی نگران و امیدوار، کتاب را بخواند یا نه! نمیدانم دوستانم کتاب را بخوانند یا نه! نمیدانم تیغ عبور کرده است یا نه! ولی میخواهم ادامه دهم...
#امید
#محمد_فاضلی
#داستان_توسعه
@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»
در کتابفروشی مشغول تماشا و ورق زدن کتابها بودم که مردی حدوداً پنجاه ساله وارد شد. به سمتم آمد و گفت: «پسرم! کتاب *ایران بر لبهی تیغ* نوشتهی محمد فاضلی کجاست؟» گفتم: «میآورم برایتان»
کتاب را آوردم و تقدیمش کردم. تشکر کرد و با لحنی جدی و محترمانه پرسید: «هنوز هم لبهی تیغ است یا تیغ رد شده؟»
مردم معمولاً اینگونه سؤالها را با کنایه و پوزخند میپرسند؛ با لحنی که انگار خودشان میدانند کار تمام است و فقط میخواهند تنفری کوتاه اما عمیق را ابراز کنند. او اما با لحنی جدی و چشمی نگران، سؤالش را پرسید. واقعاً دنبال پاسخ بود.
سؤال سختی بود. اگر کتاب را قبلاً نخوانده بودم و اگر آنقدر مشتاق و مضطرب نپرسیده بود، شاید راحتتر میتوانستم پاسخ بدهم. دلم نیامد حرف ناامیدکنندهای بزنم. با لبخندی مصنوعی گفتم: «نمیدانم! اگر همه این کتاب را بخوانیم، شاید هنوز امیدی باشد.» شوق کودکانهای در چشمهایش دیدم.
گفت: پس یکی را هم خودم برمیدارم. همانطور که به سمت قفسه میرفت تا کتاب دیگری را نیز بردارد، گفت: «من رانندهی تاکسی هستم و کتاب را برای کسی میخواستم که سفارش داده است. ولی خودم هم میخوانم. شاید هنوز تیغ رد نشده باشد»
فضای کتابفروشی را پر از زندگی کرده بود. نمیشد ناامید بود. گفتم: «اجازه دهید این کتاب را من حساب کنم. حالم را خوب کردید. دلم میخواهد به شما هدیه بدهم.» قبول کرد.
وقتی داشت از کتابفروشی بیرون میرفت، حالم آنقدر خوب بود که صدایش زدم و گفتم: «آقا راستی! حالا دیگر مطمئنم که هنوز تیغ رد نشده است.» لبخند قشنگی زد و رفت. چند دقیقهی دیگر نیز با لذت، کتابها را تماشا کردم. مدتی بود پولهایم را پسانداز کرده بودم تا چند کتاب بخرم. همهی پولم را دادم و چند کتابِ «ایران بر لبهی تیغ» خریدم و همان روز به چند نفر از دوستانی که همان روز دیدمشان، هدیه دادم.
نمیدانم آن رانندهی نگران و امیدوار، کتاب را بخواند یا نه! نمیدانم دوستانم کتاب را بخوانند یا نه! نمیدانم تیغ عبور کرده است یا نه! ولی میخواهم ادامه دهم...
#امید
#محمد_فاضلی
#داستان_توسعه
@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»
Telegram
attach 📎
👍487👎10
Forwarded from Dorna
اسامی_امضاکنندگان_درخواست_رفع_تعلیق_دکتر_مطیع_و_دکتر_سلطانی_19_مرداد1402.pdf
745.1 KB
تاکنون ۳۵۰۰ نفر از جامعه دانشگاهی بیانیه رفع تعلیق دکتر مهدی مطیع و دکتر محمد سلطانی را امضا کردهاند، لطفا جهت امضای بیانیه از طریق لینک زیر اقدام کنید.
به پیوسن اسامی اساتید امضا کننده بیانیه آمده است.
https://survey.porsline.ir/s/7E891FL4
به پیوسن اسامی اساتید امضا کننده بیانیه آمده است.
https://survey.porsline.ir/s/7E891FL4
👍100👎1
Forwarded from مجمع کارآفرینان ایران
نشست تخصصی بررسی «پیامدهای قیمتگذاری دستوری»
محورهای اصلی این نشست که به همت «مجمع کارآفرینان ایران» برگزار خواهد شد شامل بررسی: «اقتصاد سیاسی قیمتگذاری دستوری» و «آثار مخرب قیمتگذاری دستوری بر صنعت» میباشد.
سخنرانان:
دکتر محمد طبیبیان
دکتر علی سرزعیم
زمان: چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۰ تا ۱۲ در محل مجمع کارآفرینان ایران
#رویدادها
#قیمت_گذاری_دستوری
🔹مجمع کارآفرینان ایران
🔸@iranef_ir
محورهای اصلی این نشست که به همت «مجمع کارآفرینان ایران» برگزار خواهد شد شامل بررسی: «اقتصاد سیاسی قیمتگذاری دستوری» و «آثار مخرب قیمتگذاری دستوری بر صنعت» میباشد.
سخنرانان:
دکتر محمد طبیبیان
دکتر علی سرزعیم
زمان: چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۰ تا ۱۲ در محل مجمع کارآفرینان ایران
#رویدادها
#قیمت_گذاری_دستوری
🔹مجمع کارآفرینان ایران
🔸@iranef_ir
👍52👎1
دعوت به شنیدن #پادکست_دغدغه_ایران
محمد فاضلی
انتشار پادکست دغدغه ایران را از ۲۰ دیماه سال ۱۳۹۹ آغاز کردم و ۳۱ ماه از انتشار اولین قسمت آن میگذرد و تا به امروز ۹۰ قسمت از آن منتشر شده است. این پادکست را میتوانید در تلگرام و برنامههای مخصوص شنیدن پادکست (کستباکس، اپل پادکست، گوگل پادکست، شنوتو و ...) بشنوید.
شنیدن در تلگرام
شنیدن از طریق کستباکس
شنیدن از طریق اَپل پادکست
شنیدن از طریق گوگلپادکست
شنیدن از طریق شنوتو
تهرانپادکست
من در این پادکست کتابهای مهم درباره اندیشه توسعه (اقتصادی و سیاسی) و مصاحبه با متفکران را منتشر میکنم. محور همه کتابها و گفتوگوها، مسائل ایران است.
شما را نیز به شنیدن این پادکست و اندیشیدن جمعی به مسائل ایران دعوت میکنم.
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی
انتشار پادکست دغدغه ایران را از ۲۰ دیماه سال ۱۳۹۹ آغاز کردم و ۳۱ ماه از انتشار اولین قسمت آن میگذرد و تا به امروز ۹۰ قسمت از آن منتشر شده است. این پادکست را میتوانید در تلگرام و برنامههای مخصوص شنیدن پادکست (کستباکس، اپل پادکست، گوگل پادکست، شنوتو و ...) بشنوید.
شنیدن در تلگرام
شنیدن از طریق کستباکس
شنیدن از طریق اَپل پادکست
شنیدن از طریق گوگلپادکست
شنیدن از طریق شنوتو
تهرانپادکست
من در این پادکست کتابهای مهم درباره اندیشه توسعه (اقتصادی و سیاسی) و مصاحبه با متفکران را منتشر میکنم. محور همه کتابها و گفتوگوها، مسائل ایران است.
شما را نیز به شنیدن این پادکست و اندیشیدن جمعی به مسائل ایران دعوت میکنم.
@fazeli_mohammad
Telegram
پادکست دغدغه ایران - کانال رسمی
کانال رسمی پادکست دغدغه ایران
مدیر پادکست: محمد فاضلی
حمایت از پادکست
Https://hamibash.com/dirancast
شماره کارت
6362-1411-1942-3466
شماره حساب
0302819106008
بانک آینده
مدیر پادکست: محمد فاضلی
حمایت از پادکست
Https://hamibash.com/dirancast
شماره کارت
6362-1411-1942-3466
شماره حساب
0302819106008
بانک آینده
👍147👎3