دغدغه ایران
55.8K subscribers
1.18K photos
521 videos
149 files
2.58K links
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشته‌های محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشته‌هایم ندارم.
Download Telegram
⭕️بیانیه انجمن جامعه‌شناسی ایران
در ارتباط با محکومیت دکتر مهرآیین



انجمن جامعه‌شناسی ایران، به‌عنوان نهادی علمی و حرفه‌ای، بر اهمیت آزادی آکادمیک، گفت‌وگوی علمی و نقش نقد اجتماعی در فهم و تحلیل مسائل جامعه تأکید دارد. در شرایط کنونی کشور، صیانت از فضای علمی و امکان طرح دیدگاه‌های انتقادی بیش از پیش واجد اهمیت است.

در این چارچوب، صدور حکم زندان برای دکتر مصطفی مهرآیین، جامعه‌شناس و عضو جامعه علمی کشور، موجب نگرانی جدی جامعه دانشگاهی شده است. انجمن جامعه‌شناسی ایران خواستار توقف اجرای این حکم است. 

 این انجمن تأکید می‌کند که برخورد قضایی با فعالیت‌ها و اظهارنظرهای علمی، نه‌تنها به تضعیف گفت‌وگوی علمی می‌انجامد، بلکه ظرفیت جامعه برای فهم و مواجهه‌ی عقلانی با مسائل پیچیده اجتماعی را نیز کاهش می‌دهد. 

امید است با در نظر گرفتن ملاحظات علمی، اجتماعی و شرایط حساس کنونی، امکان تداوم فعالیت دانشگاهیان در فضایی امن و مسئولانه فراهم شود.
. 
۱۷ بهمن ۱۴۰۴
@iran_sociology

#انجمن_جامعه_شناسی_ایران
👍492👎18
قسمت ششم پادکست ایران‌تاک
 
بنیان‌های نارضایتی و صلح مسلح ایرانیان
 
هزاران نفر در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در ایران کشته شدند. این بزرگ‌ترین خشونت سیاسی در تاریخ معاصر ایران است که بر اثر اعتراضات خیابانی رخ داده است. محمد فاضلی در این گفت‌وگو توضیح می‌دهد که بنیان‌های اعتراضات و عصبانیت مردم ایران چیست. در ضمن او چارچوبی برای درک خشونت سیاسی در ایران معاصر از قتل ناصرالدین شاه تا به امروز ارائه می‌کند، چارچوبی که آن‌را توصیف‌کننده وضعیت صلح مسلح بین مردم و حکومت در صدوسی سال گذشته می‌داند.
 
لینک شنیدن در کستباکس
https://castbox.fm/vb/900865653

مهمان: محمد فاضلی
میزبان: یاسر عرب
 
شماره تماس برای حمایت مالی
09965691194
 
حمایت ارزی
http://patreon.com/daghdaghetalk
 
امور فنی و صوت: مرتضی مشیری‌خواه
گرافیک: استودیو آنسو
                                
تاریخ انتشار
بهمن هزاروچهارصدوچهار
 
#صلح_مسلح #تاریخ_خشونت #18_19_دی #خشونت_سیاسی #یاسر_عرب
 
@irantalk_sn
👍119👎5
قسمت ۶ | بنیان‌های نارضایتی و صلح مسلح ایرانیان

هزاران نفر در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در ایران کشته شدند. این بزرگ‌ترین خشونت سیاسی در تاریخ معاصر ایران است که بر اثر اعتراضات خیابانی رخ داده است. محمد فاضلی در این گفت‌وگو توضیح می‌دهد که بنیان‌های اعتراضات و عصبانیت مردم ایران چیست. در ضمن او چارچوبی برای درک خشونت سیاسی در ایران معاصر از قتل ناصرالدین شاه تا به امروز ارائه می‌کند، چارچوبی که آن‌را توصیف‌کننده وضعیت صلح مسلح بین مردم و حکومت در صدوسی سال گذشته می‌داند.

مهمان: محمد فاضلی
میزبان: یاسر عرب

شنیدن پادکست در تلگرام

@irantalk_sn
👍104👎7
Audio
🔹 چکیده سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:

روزگاری این‌چنین ‌هائل

👤 دکتر مسعود نیلی؛ اقتصاددان

✍️ وضعیت کنونی ایران یکی از غمبارترین و بحرانی‌ترین مقاطع تاریخی است؛ دوره‌ای که در آن طی کمتر از ۴۸ ساعت هزاران نفر، عمدتاً جوانان، جان خود را از دست دادند و جامعه‌ای سوگوار و خشمگین برجا ماند.

✍️ این وقایع قابل پیش‌بینی و قابل پیشگیری بوده و ریشه آن در انباشت طولانی‌مدت نارضایتی‌ها، به‌ویژه اقتصادی، نهفته است. ناتوانی نظام حکمرانی در آسیب‌شناسی و اولویت‌دهی به این مسائل، جامعه را به نقطه انفجار رسانده است.

✍️ از مهم‌ترین نشانه‌های بحران، وجود حدود ۱۲ میلیون جوان نه شاغل و نه محصل است که معادل ۱۴ درصد جمعیت کشور بوده و وضعیت هشداردهنده‌ای ایجاد کرده است.

✍️ بازار کار از سال ۱۳۹۸ عملاً متوقف شده؛ در حالی که بیش از ۴.۴ میلیون نفر به جمعیت در سن کار افزوده شده‌اند، خالص اشتغال تنها ۲۰۰ هزار نفر افزایش یافته و حتی ۷۰۰ هزار نفر از بازار کار خارج شده‌اند.

✍️ این امر به افزایش شدید جمعیت وابسته انجامیده است. بررسی دوره‌های مختلف نشان می‌دهد اشتغال‌زایی در سال‌های اخیر تقریباً به صفر رسیده است.

✍️ در حوزه رفاه، رشد اقتصادی از حدود ۱۳۹۰ متوقف شده و درآمد سرانه واقعی در سال ۱۴۰۳ پایین‌تر از سال‌های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۶ است.

✍️ جمعیت زیر خط فقر به حدود ۳۲ میلیون نفر رسیده و کیفیت زندگی، از تغذیه تا دسترسی به درمان، به‌شدت کاهش یافته است.

✍️ تورم‌های بالای ۴۵ و حتی ۵۰ درصد، بدون جبران متناسب در دستمزدها، نارضایتی گسترده ایجاد کرده و کاهش قدرت خرید کارکنان دولت و نیروهای مسلح بی‌سابقه توصیف شده است. همزمان، تورم بالا موجب تشدید نابرابری و افزایش ثروت گروه‌های خاص شده است.

✍️ کاهش شدید درآمد نفتی سرانه، نقش دولت در رفاه مردم را کوچک کرده، اما مطالبات تغییر نکرده است.

✍️ انتشار اخبار مربوط به بودجه نهادهای غیرپاسخگو، فسادها و وضعیت رفاهی نزدیکان برخی مسئولان، خشم اجتماعی را تشدید کرده است.

✍️ ترکیب فقر، بیکاری، نابرابری، تورم، ناامنی روانی ناشی از سایه جنگ و تعارضات فرهنگی، به‌ویژه جوانان را در کانون بحران قرار داده است. بی‌توجهی به این واقعیت‌ها و نادیده گرفتن ریشه‌های اقتصادی و اجتماعی نارضایتی، آینده‌ای بسیار خطرناک برای کشور رقم خواهد زد.

✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
👍196👎10
«ما شکست خوردیم» یا «نردبان بر دیوار اشتباه»؟
نقدی بر دو روایت روشنفکری از بحران معاصر ایران

دکتر مهدی منتظرقائم (دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران)

۱. مقدمه: واکنش‌های دانشگاهیان به بحران؛ از مرثیه تا نقد

حوادث سیاسی و اجتماعی اخیر ایران، جان‌های عزیز بسیاری را گرفت و دنیای افراد و خانواده‌ها و کل ملت را در بحرانی ژرف فرو برد و خسارت‌های زیادی به ذهن و روح و عقل، و عاطفه و احساس، ملت بزرگ ما وارد کرد. از هر زاویه به ایام اخیر بنگریم سخت بود و جانگداز و اندیشه‌سوز. اما، اجازه دهید در اینجا از خود حوادث و مباحث سیاسی آن عبور کنیم و به یک بعد خاص آن بپردازیم: این حوادث موجی از بازتاب‌های انتقادی را در میان روشنفکران و دانشگاهیان برانگیخته است. در این میان، دو متن در فضای مجازی، کم‌وبیش، انتشار یافت که به باور اینجانب می‌توان آن‌ها را دو واکنش شاخص و نمایانگر دو موضع متفاوت درون گفتمان روشنگرانه آکادمیک دانست: محمد فاضلی با انتشار متن «ما شکست خوردیم»، صدایی حزن‌آلود از نسل خود سر داد و عیسی مکفی با نقدی تند، آن را نه تحلیل که «مرثیه‌ای اخلاقی» خواند. در این نوشته، ضمن تقدیم احترام خود به هر دو نویسنده‌ی محترم، پس از مرور مختصر این دو متن، به واکاوی مبانی فکری، اختلافات و حتی تضادهای آشکار آن‌ها و، از این‌ها مهم‌تر، به اشتراکات پنهان آن‌ها می‌پردازم که ریشه‌ی خطاهای معرفتی مشترک آن‌ها را نشان می‌دهد.

۲. معرفی دو متن: گزاره‌های مرکزی

الف) متن محمد فاضلی: «ما شکست خوردیم»؛ روایت تراژیک یک نسل
گزاره محوری فاضلی، اعتراف به شکست پروژه‌ای است که عمری را صرف آن کرده‌اند: تلاش برای تغییر ایران از طریق عقلانیت و دانش. او با لحنی سرشار از حسرت می‌نویسد: «ما – همه کسانی که عمرمان را گذاشتیم تا ایران به این نقطه نرسد – شکست خوردیم. ما که عمده اوقات عمر را صرف کردیم تا لابه‌لای کتاب‌ها راه‌های مهار خشونت و توسعه ایران را بجوییم... شکست خوردیم». او شکست را در تمامی عرصه‌هایی که برایش تلاش کرده می‌بیند: «خشونت سیاسی»، «بحران اقتصادی»، «ویرانی محیط زیست» و «بن‌بست ژئوپلیتیک». علت این شکست از نگاه او، ناتوانی در برابر ساختارهای قهری است: «زورمان به اقتدارگرایی داخلی و سرنوشت خاورمیانه‌ای و بازی قدرت‌های جهانی نرسید... عقل خریدار نداشت، هنوز هم ندارد».

ب) نقد عیسی مکفی: نقد استراتژی، نه تحلیل
مکفی متن فاضلی را یک «مرثیه شرافتمندانه» اما دارای «خطای تحلیلی» می‌داند. گزاره مرکزی او این است که شکست، نه از نبود تحلیل درست، که از اشتباه در تشخیص ماهیت قدرت ناشی شده است: «مسئله اصلی این نیست که “ما زورمان نرسید”؛ مسئله این است که روی کدام زمین ایستاده بودید و با چه تصوری از سیاست». او استدلال می‌کند که روشنفکران، سیاست را با اقناع اشتباه گرفتند: «این “ما”، سیاست را عمدتاً در سطح گفتمان، دانش و هشدار اخلاقی تعریف کرد؛ گویی مسئله اصلی، ناآگاهی حاکمان یا فقدان تحلیل درست بوده است... اما سیاست در ایران ــ دست‌کم از مقطعی به بعد ــ نه میدان اقناع، بلکه میدان اعمال اراده قدرت بوده است».

نقد نهایی مکفی تلخ است: «دکتر فاضلی، شما دیر فهمیدید که سیاست ایران، بازی قدرت و اقتدار است، نه محل اقناع و منطق. و همین دیر فهمیدن، تلخ‌ترین شکست شماست».

۳. افتراقات و تضادهای دو روایت:

محورهای تضاد محمد فاضلی و عیسی مکفی را می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد:

الف) علت شکست:
فاضلی: ناتوانی عقل در برابر ساختارهای قهار (تاریخ، اقتدارگرایی، ژئوپلیتیک).
مکفی: خطای استراتژیک نخبگان فکری در انتخاب میدان و ابزار نادرست.

ب) نقش روشنفکر:
فاضلی: مسئولیتی اخلاقی برای هشدار و ارائه راه‌حل، حتی اگر بی‌اثر باشد: «گمان می‌کنم چیزی کم نگذاشتیم».
مکفی: مسئولیتی سیاسی برای تشخیص درست ماهیت قدرت و انتخاب استراتژی مناسب. ادامه تلاش در چارچوب نادرست، ساده‌انگاری است.

ج) گونه‌ی روایت:
فاضلی: مرثیه و سوگ اخلاقی: «حس و حال خودم، حال آدم شکست خورده مغمومی است...».
مکفی: نقد سیاسیِ تلخ و طعنه‌آمیز: با استعاره‌هایی چون «نردبان را روی دیوار اشتباه گذاشتید» و «سقوط دردناک».

د) نسبت با عقلانیت:
فاضلی: عقلانیت، ارزش ذاتی و ابزار اصلی بود که متأسفانه خریدار نداشت.
مکفی: عقلانیت در میدان قدرت، تنها زمانی معنا دارد که با منطق قدرت هماهنگ باشد؛ در غیر این صورت ابزاری مصرفی یا حذف‌شدنی است.

ه) دریافت از زمان:
فاضلی: تأکید بر تلاش طولانی و پیوسته‌ای که به نتیجه نرسید.
مکفی: تأکید بر نقطه گسست تاریخی (مثلاً تعلیق قانون با حکم حکومتی) که از آن پس، ادامه کار در چارچوب قبلی خطا بود.

ادامه متن
👍116👎10
Forwarded from آزاد | Azad
🔺دی‌ماه خونین و آینده ایران #زنده

🔻گفتگوی سیاسی حسام سلامت، سجاد فتاحی و میلاد دخانچی

🎥 مشاهده این برنامه در یوتوب آزاد:
https://youtube.com/live/xRL_Ba6LNf0

تاریخ گفتگو: ۱۹ بهمن

🆔@AzadSocial‌
👍202👎17
Audio
قسمت صد و دوازدهم پادکست دغدغه ایران
 
بازخوانی ایران معاصر

بعد از پنج قسمت شرح کتاب «خشونت و نظم‌های اجتماعی» و پنج قسمت شرح کتاب «در سایه خشونت» که نزدیک به ده ماه طول کشید، در قسمت صدودوازده پادکست دغدغه ایران، تاریخ ایران معاصر را از اواخر مشروطه تا به امروز در چارچوب تحولات نظم دسترسی محدود بازخوانی کرده‌ایم.
 
حامی مالی این قسمت
آچاره، خدمات و تعمیرات آنلاین ساختمان و لوازم منزل
 
حامی مالی این قسمت
سارودی (Sarodi) طراح و تولیدکننده محصولات بهداشتی ساختمانی
 
 حمایت از پادکست دغدغه ایران

 
پادکست جور دیگر: جامعه‌شناسی برای همه
 
شناسه پیپال
Mfpaypal97@gmail.com
 
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
 
Email: dirancast@gmail.com
 
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیری‌خواه
گرافیک: حامد ملیانی و کریم شاهین
                                
تاریخ انتشار
خرداد هزار و چهارصدوسه

@dirancast_official
👍76👎3
Dirancast_Episode_112_Reviewing_Iranian_Contemporary_History.pdf
723.3 KB
بازخوانی ایران معاصر

این فایل متنی قسمت ۱۱۲ پادکست دغدغه ایران است. این قسمت، تاریخ معاصر ایران را از سال‌های آخر مشروطه تا به امروز (۱۴۰۳) بر اساس تحولات نظم دسترسی محدود بازخوانی می‌کند.

نویسندگان کتاب «در سایه خشونت» در آخرین فصل این کتاب، آموزه‌های حاصل از بررسی تاریخ این کشورها در قالب نظریه خشونت و نظم‌های اجتماعی را استخراج کرده و با شرح و تفسیرهایی ارائه کرده‌اند. بخش اول قسمت ۱۱۲ پادکست، آموزه‌های قابل استخراج از نوشته نورث، والیس، وینگاست و وب را نشان داده و در بخش دوم، تاریخ معاصر ایران را با همان آموزه‌ها بازخوانی می‌کند.

متن پادکست برای ارائه صوتی آماده می‌شود و معمولاً برای انتشار غیرصوتی مناسب نیست. این فایل استثنائاً با توجه به میزان ارتباط آن با شرایط ایران و زمینه‌سازی برای نقد و بررسی آن، و تقویت زمینه‌های گفت‌وگو بر محور محتوای ارائه‌شده منتشر می‌شود.

حمایت از پادکست

@dirancast_official
👍65👎3
لینک دیدن گفت‌وگوی سه نفر و سه دیدگاه در شرایط خطرناک ایران امروز، در رسانه آزاد.

https://youtube.com/live/xRL_Ba6LNf0

‏پنج ساعت گفت‌وگو که نشان می‌دهد امروز و آینده ایران چقدر پیچیده و خطرناک است؛ و راه‌ها چقدر مبهم و ناقص و سخت هستند.

حسرت: اگر رسانه در ایران از سی سال پیش آزاد بود تا چنین گفت‌وگوهایی را منتشر کند، الان در این وضع نبودیم!

@fazeli_mohammad
👍265👎15
تحقیر علوم اجتماعی مدرن
(جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی، علوم سیاسی انتقادی)

تحقیر دانش تجربی درباره جامعه
(پژوهش میدانی، آمار اجتماعی، روایت زیسته)

تحقیر عقلانیت انتقادی
(حق پرسش از قدرت و روایت رسمی)

تحقیر تحلیل ساختاری بحران‌ها
(فقر، نابرابری، تبعیض، ناکارآمدی نهادی)

تحقیر مفهوم «اعتراض» به‌مثابه کنش اجتماعی
(یکسان سازی همه رخدادها با فتنه)

تحقیر زبان توصیفی و مسئله‌محور
(به‌جای زبان داورانه و اخلاقی)

تحقیر تکثر معرفتی
(عدم پذیرش چند منبع دانایی هم‌زمان)

تحقیر خودانتقادی نهادی
(نپذیرفتن نقش سیاست‌ها و ساختارهای داخلی)

تحقیر بدن و زیست روزمره به‌عنوان موضوع دانش
(جنسیت، سبک زندگی، تجربه زیسته)

تحقیر دانش بین‌رشته‌ای
(پیوند علوم انسانی با اقتصاد، رسانه، روان)

تحقیر گفت‌وگو
(عدم فهم جامعه و قطبی‌سازی)

تحقیر توسعه به‌مثابه فرایند یادگیری اجتماعی
(نه پروژه‌ی تحمیلی بالا به پایین)

تحقیر تخصص
(هم دانشگاه، هم خودِ حوزه)

تحقیر روحانیت
(تقلیل حوزه از «مرجع اخلاق و فقه» به تریبون داوری ایدئولوژیک)

@yaser_arab57
👍341👎23
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اقتصاد مستهلک ایران
بیست سال اشتباه راهبردی


دکتر #مسعود_نیلی چهل سال اقتصاد ایران را از نزدیک رصد کرده، چند دهه با سیاست‌گذار و سیاست‌مدار ایرانی از نزدیک آشنا یا همکار بوده و شناخت دقیقی از اقتصاد ایران دارد. ایشان در این گفت‌وگو شرح می‌دهد که چگونه اقتصاد ایران از میانه دهه ۱۳۸۰ و بعد از وفور نفتی آن دهه، در سراشیبی افتاد و ترکیبی از صنعت‌زدایی، اتکای شدید به واردات، و هم‌زمان سیاست خارجی تهاجمی، و تحریم‌ها به بحران در اقتصاد ایران انجامیده است.

دیدن ویدیو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM

ایشان هم‌چنین ساختار اشتغال در ایران را تحلیل کرده و توضیحی اقتصادی ارائه می‌کند برای ناامیدی و سرخوردگی بزرگی که در نسل جوان ایرانی بروز کرده است. روایتی که مسعود نیلی از بیست سال اقتصاد ایران در فاصله ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ ارائه می‌دهد، نشانگر راه بسیار دشواری است که برای بازگشت به شرایط اقتصادی متعادل و پایدار باید طی شود. مسیر دشواری که به عقیده وی دیگر نقطه آغاز آن اصلاحات سیاستی نیست بلکه از تغییر انگاره و الگوی حکمرانی شروع می‌شود.

#اقتصاد_ایران #تحریم #کامودیتی #رکود_تورمی #بحران_ارزی

@irantalk_sn
👍247👎17
هر که هستید، برای ایران ...
 
محمد فاضلی
 
شما در کدام دسته از آدم‌های زیر قرار می‌گیرید؟
اصول‌گرا هستید یا اصلاح‌طلب؟ سلطنت‌طلب هستید یا طرفدار جمهوری سکولار؟ چپ هستید یا راست؟ دنبال سازش با نظم جهانی آمریکامحور هستید یا دوست دارید بخشی از نظم شرق‌محور به رهبری چین باشید؟ امنیت را مقدم بر توسعه می‌دانید یا توسعه را مقدم بر امنیت یا به همبسته امنیت‌توسعه معتقدید؟ دنبال تداوم و اصلاح رادیکال وضع موجود هستید یا در پی براندازی هستید؟ اقتدارگرایید یا دموکراسی‌خواه؟
 
چند ثانیه وقت بگذارید و با خودتان به توافق برسید که در کدام دسته جا می‌گیرید. البته ممکن است در هیچ کدام از آن‌ها که نام بردم جا نگیرید، اما نکته مهم این است که در هر دسته‌ای که جا بگیرید یا نگیرید، دو واقعیت بسیار سهمگین و دردناک پیش روی شماست. دو واقعیتی که هیچ اهمیتی نمی‌دهند شما که هستید و چه موضعی دارید.
 
واقعیت اول، وضعیت اقتصاد ایران است. توصیفات بسیاری درباره اقتصاد ایران ارائه شده، اما در ۱۵ دی ۱۴۰۴ گفت‌وگویی با مسعود نیلی انجام دادم که روز ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ با عنوان «اقتصاد مستهلک ایران: بیست سال اشتباه راهبردی» منتشر شد. مسعود نیلی به استناد مطالعه، عدد و رقم، تصویری از صنعت‌زدایی، وابسته شدن به منابع محدود، فرسایش منابع طبیعی، بی‌کیفیت شدن اشتغال، و قطع ارتباط با اقتصاد جهانی ارائه می‌دهد که به شدت هشداردهنده و حتی هولناک است.
 
هیچ کسی (هر که هستید) و هیچ گروه سیاسی نمی‌تواند تصویری از آینده میان‌مدت و بلندمدت ایران ارائه دهد مگر آن‌که تکلیفش را با چگونگی گذار از این #وضع_موجود به هر #وضع_مطلوب اقتصادی را مشخص کند. زمان کلی‌گویی و گفتن کلمات انگیزشی، یا طرح‌های صد تا یک غاز هم نیست. بیش از همه باید به دولتیان و همه مردان و زنان اثرگذار نظام سیاسی توصیه کرد که روایت مسعود نیلی از اقتصاد ایران را ببینند.
 
واقعیت دوم، وضعیت نظام جهانی است. ایران در تحریم است، شدیدترین تحریم‌هایی که در طول تاریخ بر کشوری تحمیل شده است. ایران در محاصره نظامی هم هست. ایران در میانه رقابت‌های ژئوپلتیک و ژئواکونومیک قدرت‌های جهانی هم هست. ایران خودش پرونده است (به دلیل جایگاهش، مواضعش، سابقه رابطه‌اش با آمریکا و اسرائیل، و دلایل دیگر) و بخشی از پرونده رقابت آمریکا و چین هم هست؛ و به بخشی از پرونده روسیه-اروپا هم هست.
 
هیچ کسی (هر که هستید) و هیچ گروه سیاسی نمی‌تواند تصویری از آینده میان‌مدت و بلندمدت ایران ارائه دهد مگر آن‌که تکلیفش را با چگونگی گذار از این #وضع_موجود به هر #وضع_مطلوب امنیتی مشخص کند. زمان کلی‌گویی، رؤیابافی، نمایش رسانه‌ای ارائه کردن با کارشناسان متوهم فضایی، قیافه گرفتن‌های تحلیلی و لاف زدن‌های گزافه نیست. پای موجودیت ایران در میان است.
 
سخن آخر
دو تیغه قیچی، ایران را تهدید می‌کنند. تیغه اول، اقتصادی است که پس از بیست سال اشتباه راهبردی و تحت فشار سنگین‌ترین تحریم‌ها، فرسوده و مستهلک شده است. تیغه دوم، طوفان ژئوپلتیک و ژئواکونومیک برخاسته در جهان رقابت‌های بین ابرقدرت‌هاست. طوفانی که بعد از ۷ اکتبر خاورمیانه را نیز به دلایلی دیگر در بر گرفته است.

هر که هستید با هر تفکر و رویکردی، اگر به ایران می‌اندیشید و اگر اصلاً آن‌قدر عاقل هستید که فکر کنید ایرانی باید بماند تا بخواهید توسعه و سعادت مردمانش را رقم بزنید؛ یا فقط حاکم آن باشید یا در آن ارزش‌ها و سبک زندگی‌تان را ترویج کنید؛ یا نه اصلاً فقط می‌خواهید شیرش را بدوشید و به کیسه بریزید؛ باید راه، طرح و برنامه‌ای برای مواجهه با این دو واقعیت درهم‌تافته و به شدت پیچیده داشته باشید.
 
بهتر است #همه_برای_ایران، برای بقا و ارتقای نود میلیون جان که در این سرزمین زندگی می‌کنند، از طرح‌های یک‌خطی، ایده‌های فرتوت، گفته‌های پوسیده و هر اصرار و تجویز ناکارآمدی دست بردارند و به این بیندیشند که چگونه می‌توانیم از چاهی که در آن فروافتاده‌ایم و از راهی که فروبسته است، و از گردابی چنین هایل خارج شویم.
 
«اقتصاد مستهلک ایران: بیست سال اشتباه راهبردی»
 
۲۳ بهمن ۱۴۰۴
 
@fazeli_mohammad
👍682👎51
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تغییرات پویایی تورم در ایران

مسعود نیلی در این گفت‌وگو شرحی مفصل از شرایط طی شده در اقتصاد ایران و منتهی به وضعیت فعلی ارائه می‌دهد.

ویدیوی گفت‌وگو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM

هر طرحی برای آینده ایران از نقطه‌ای آغاز می‌شود که معنای وضعیتی که #مسعود_نیلی شرح می‌دهد، درک شود.

#اقتصاد_ایران
@irantalk_sn
👍172👎10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جدایی تولید و اشتغال

مسعود نیلی در این گفت‌وگو شرحی مفصل از شرایط طی شده در اقتصاد ایران و منتهی به وضعیت فعلی ارائه می‌دهد.

ویدیوی گفت‌وگو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM

یکی از بنیادی‌ترین مشکللت، جدایی تولید اشتغال است که بر اثر نوع سیاست‌گذاری و روندهای طی شده در سیاست و اقتصاد پدید آمده است.

بخش مهمی از بحران‌های اجتماعی ایران را هم باید بر همین بستر دید.

#اقتصاد_ایران
@irantalk_sn
👍132👎8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایران: آزمایشگاه اقتصاد جهان

مسعود نیلی در این گفت‌وگو نشان می‌دهد مجموعه‌ای از اتفاق‌ها در اقتصاد ایران رخ داده که آنرا به کلاس درس و آزمایشگاه برای تدریس اقتصاد تبدیل کرده است.

ویدیوی گفت‌وگو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM

#اقتصاد_ایران
@irantalk_sn
👍128👎7
Economy of Iran - Dr Masud Nili.pdf
580.8 KB
اسلایدهای «اقتصاد مستهلک ایران»
 
دکتر مسعود نیلی (اقتصاددان) در گفت‌وگویی با رسانه ایران‌تاک که با عنوان «اقتصاد مستهلک ایران: بیست سال اشتباه راهبردی» منتشر شد، با استناد به اعداد و ارقام واقعیت‌های اقتصادی ایران، تصویری از تحولات اقتصاد ایران در دو دهه گذشته ارائه کردند.
 
شماری از بینندگان این گفت‌وگو خواسته بودند اسلایدهایی که ایشان در این گفت‌وگو استفاده کرده‌اند را منتشر کنیم. بنابراین اسلایدها را با اجازه خود ایشان در این‌جا منتشر می‌کنیم.

اگرچه توصیه ما این است که اسلایدها را با توضیحات خود آقای دکتر مسعود نیلی در رسانه ایران‌تاک ملاحظه بفرمایید.
 
دیدن گفت‌وگو
 https://youtu.be/A9mn9k4c-KM
 
#اقتصاد_ایران #مسعود_نیلی

@irantalk_sn
👍137👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاز در اقتصاد ایران

مسعود نیلی در این گفت‌وگو نشان می‌دهد اقتصاد ایران چگونه به تدریج انرژی‌بر شده است.

ویدیوی گفت‌وگو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM

عسلویه و پارس جنوبی جایگاه مهمی در این اقتصاد دارند.

#اقتصاد_ایران
@irantalk_sn
👍77👎5
Forwarded from محمد مالجو
⭕️ دو قطب، یک منطق

دو قطبِ ظاهراً متخاصمِ سیاست امروز ایران، یعنی هستۀ اصلی نظام جمهوری اسلامی و پادشاهی‌خواهان، در یک چیز شبیهِ همدیگرند: در ناتوانی از تحملِ «سومی». هر دو جهان را دوپاره می‌بینند: یا با مایی یا با دشمن. هر صدای مستقلی را که بکوشد بیرون از این دوگانه بایستد بلافاصله به اردوگاه مقابل منتسب می‌کنند. این دوگانه‌سازی نه صرفاً یک خطای تحلیلی بلکه یک ابزار قدرت است: با تقلیلِ میدان سیاست به نبردی وجودی اصولاً هر موضعِ مستقل از پیش بی‌اعتبار می‌شود.

در منطق رسمیِ جمهوری اسلامی، منتقدی که نه سلطنت‌طلب است و نه خواهانِ مداخلۀ خارجی، به‌محض نقدِ ولایت فقیه، «همسو با براندازان» خوانده می‌شود. کافی است از حقوق بشر سخن بگویی یا از ناکارآمدی ساختار قدرت، ناگهان در قاب رسانه‌ای حاکمیت در کنار «دشمن» جا داده می‌شوی. نقد، به‌جای این که بخشی از حیات سیاسی باشد، به سند اتهام بدل می‌شود و امر سیاسی به امر امنیتی فروکاسته می‌شود. این‌جا مسئله فقط برچسب‌زنی نیست. کارکرد این برچسب‌زنی‌ها بستنِ فضای گفت‌وگو و تبدیلِ اختلاف نظر به تهدید امنیتی است.

در سوی دیگر، بخشی از پادشاهی‌خواهان نیز با الگویی معکوس اما مشابه عمل می‌کنند. اگر از خطر تمرکز قدرت بگویی یا از ضرورت جمهوری دفاع کنی، فوراً «حامی جمهوری اسلامی» یا «همراهِ رژیم» لقب می‌گیری. گویی میان دفاع از سلطنت و دفاع از حکومت مستقر هیچ امکان سومی وجود ندارد. هر نقدی به یک قطب انگار بی‌درنگ بیعت با قطب دیگر است. در این‌جا نیز مسئله نه اقناع و گفت‌وگوی برنامه‌محور بلکه حذفِ دیگری است. سیاست به‌جای این که میدان رقابت بر سر ایده‌ها و راه‌حل‌ها باشد به صحنۀ مرزبندیِ وفاداری‌ها و تعیینِ «خودی» و «غیرخودی» فروکاسته می‌شود.

این همان منطقِ آینه‌ای است: هر دو خود را یگانه بدیلِ ممکن می‌پندارند و دیگران را یا پیاده‌نظامِ دشمن می‌بینند یا فریب‌خورده. نتیجه اما یکسان است: حذف نمادینِ تکثر و تهی‌شدن سیاست از معنا. سیاست از میدان رقابتِ برنامه‌ها به صحنۀ افشاگری و انگ‌زنی تقلیل می‌یابد. نیروهای جمهوری‌خواهِ دموکرات، چپ‌های منتقد، ملی‌گرایان مستقل، یا حتی محافظه‌کارانِ غیرولایی، همه زیر فشار این دوگانه له می‌شوند و امکان تکوین بدیل‌های پیچیده و چندلایه از بین می‌رود.

خطر اصلی دقیقاً همین‌جاست: وقتی دو قطبِ مسلط، هر دو، امکانِ «راه سوم» را انکار کنند، جامعه میان دو روایتِ انحصاری زندانی می‌شود. آن‌گاه نزاع نه بر سر کیفیت آزادی بلکه بر سر جابه‌جاییِ جای زندانبان خواهد بود. اگر قرار است افقی نو گشوده شود، ابتدا باید این دوگانۀ کاذب شکسته شود. باید پذیرفت که مخالفت با یکی الزاماً وفاداری به دیگری نیست. سیاستِ بالغ از همین تمایز آغاز می‌شود، از به‌رسمیت‌شناختنِ تکثر همچون شرطِ آزادی.

🆔 @mmaljoo
👍275👎66
Forwarded from محمد مالجو
⭕️ دام گذار: هشدار تاریخی دربارۀ نقش تسهیل‌گر

پادشاهی‌خواهان می‌گویند پس از سرنگونی جمهوری اسلامی باید رفراندومی برگزار شود تا مردم در یک انتخابات آزاد میان جمهوری و پادشاهی یکی را برگزینند. خود رضا پهلوی نیز در بیانیۀ اخیرش تصریح کرده است: «نقش من در این مسیر ... نقش یک تسهیل‌گر برای رسیدن به آن روزی است که شما، مردم ایران، در یک انتخابات آزاد، نوع حکومت آیندۀ خود را برگزینید.»

این سخن، در سطح اعلامی، پاسخی دموکراتیک به بحران مشروعیت به‌ نظر می‌رسد: واگذاری تصمیم نهایی به رأی مردم و تعلیق داوری دربارۀ نوع حکومت تا برگزاری انتخابات آزاد. اما، در سطح اِعمالی، مسئله معمولاً نه در سطح نیت‌ها بلکه در سطح سازوکارهای قدرت تعیین تکلیف می‌شود. پرسش تعیین‌کننده این نیست که چه کسی چه می‌خواهد. پرسش این است که زمین بازی قدرت چه رفتاری را پاداش می‌دهد و چه رفتاری را جزا.

تاریخ معاصر ایران نشان می‌دهد «دربار» یا«بیت» در این سرزمین یا می‌بلعد یا بلعیده می‌شود. به‌ بیان دیگر، کانون مرکزیِ قدرت یا چنان اقتدار خود را گسترش می‌دهد که سایر نهادها را در خود حل کند یا، اگر در این کار ناکام بماند، خود به‌سرعت در معرض حذف و فروپاشی قرار می‌گیرد. وضعیت میانه، یعنی قدرتی مقید و محدود و همزیست با نهادهای مستقل، به‌ندرت دوام آورده است. هر گاه توازنی نسبی شکل گرفته یا به‌ سوی تمرکز بیش‌تر لغزیده یا در اثر رقابت‌های حل‌نشده از هم گسیخته است.

بنابراین مسئله فقط این نیست که یک بازیگر سیاسی خود را «تسهیل‌گر» بداند یا وعدۀ صندوق رأی بدهد. مسئله این است که آیا ساختار سیاسی ایران امکان می‌دهد چنین موقعیتی واقعاً بی‌طرف و موقتی بماند یا نه. در سرزمینی که قواعد نانوشته‌اش به‌ سود تمرکز عمل می‌کند، هر کانونی که در مرکز بسیج سیاسی بنشیند دیر یا زود با این دوگانه روبه‌رو می‌شود: یا اقتدارش را تثبیت کند و بگستراند یا جای خود را به رقیبی بدهد که چنین خواهد کرد. همین منطق است که تعادل پایدار را در تاریخ سیاسی ما شکننده و کم‌دوام کرده است. تاریخ معاصر ایران این الگو را بارها نشان داده است.

انقلاب مشروطه تلاشی بود برای مقیدکردن شاه از طریق قانون اساسی و مجلس، تلاشی برای انتقال بخشی از اقتدار از دربار به نهادهای نمایندگی. اما این توازن نوپا یا، در تجربۀ محمدعلی‌شاهی، با بازگشت اقتدار سلطنتی و تقویت ابزارهای نظامی و دیوانی به سود دربار بر هم خورد یا، در تجربۀ احمدشاهی، در کشاکش نیروهای رقیب و بی‌ثباتی‌های سیاسی چنان فرسوده شد که کلیت نظم فرو ریخت. به‌ عبارت دیگر، یا شاه دست بالا را گرفت یا میدان از کنترل همگان خارج شد.

در دورۀ رضاشاه پهلوی تمرکز قدرت در قالب دولت‌سازی مقتدر و حذف نیروهای رقیب سیاسی چنان پیش رفت که امکان تکوین نهادهای مستقل و پایدار از میان رفت و توازن نوپای پسامشروطه عملاً پایان یافت. در دورۀ محمدرضاشاه پهلوی نیز تمرکز قدرت در رأس هرم از بهار ۱۳۲۶ به‌تدریج چنان افزایش یافت که احزاب و مطبوعات و نهادهای مدنی استقلال واقعی پیدا نکردند. ساختار چنان شکل گرفت که بقایش به اقتدار شخص اول گره خورد. در نتیجه، با نخستین بحران فراگیر و ازدست‌رفتن اقتدار پادشاه عملاً کل سازه به‌ناگاه فروپاشید، چه، ستون‌های مستقل برای حفظ تعادل وجود نداشت.

پس از انقلاب ۱۳۵۷ نیز «بیت» نوظهور به‌تدریج به کانون اصلی تنظیم و توزیع قدرت بدل شد، روندی که در دورۀ رهبری دوم به‌شدت تعمیق یافت. بازنگری قانون اساسی و گسترش اختیارات رهبری و تقویت نهادهای انتصابی، جملگی، جایگاهی ساخت که عملاً فراتر از رقابت‌های انتخاباتی قرار گرفت. نهادهای انتخابی هر گاه کوشیدند از حدود ترسیم‌شده فراتر روند با سازوکارهای حقوقی و امنیتی مهار شدند. هر کانون قدرت موازی یا در ساختار ادغام شد یا به حاشیه رفت. معماری نهادی نظام چنان شکل گرفت که تمرکز را بازتولید کند و جلوِ چندپارگی را بگیرد. باز همان منطق آشنا در تاریخ سیاسی ایران: یا ببلع یا بلعیده شو.

در این چارچوب، ایدۀ «من تسهیل‌گرم و تصمیم با مردم است» صرفاً یک ترفند برای خلق اجماع حداکثری در مرحلۀ سرنگون‌سازی نظام کنونی است. چهره‌ای با سرمایۀ نمادین، وقتی خود را بی‌طرفِ نوع حکومت معرفی می‌کند، چه‌بسا بتواند طیف وسیعی از مخالفان را زیر چتر خود گرد آورد، بی‌آن‌که نسبت به مقصد نهایی تعهد الزام‌آوری بدهد. اما در مرحلۀ گذار است که همان شبکۀ بسیج‌شده و همان جایگاه محوری به اهرم قدرت بدل می‌شود. در زمینی که تعادل پایدار چندان دوام نمی‌آورد، «تسهیل‌گر» به‌سرعت به «کانون» تبدیل می‌شود. کانون نیز برای بقا به متمرکزسازی قدرت گرایش می‌یابد. در چنین وضعی، رفراندوم نه نقطۀ صفرِ بی‌طرف بلکه محصول توازن قوایی است که در دورۀ گذار شکل گرفته، توازنی که می‌تواند گزینۀ پادشاهی را، همچون امتداد طبیعی قدرت مستقرِ دورۀ گذار، از صندوق بیرون بکشد.

🆔 @mmaljoo
👍375👎127