Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پهلوی راهحل نیست
نقد پادشاهیخواهی و سلطنتطلبی
صدای پادشاهخواهی و سلطنتطلبی به صدایی بلند در ایران زمستان ۱۴۰۴ تبدیل شده است. فریادهای جاوید شاه به گوش میرسند و گویی میلیونها نفر نجات خود را در بازگشت سلطنت و پهلویگرایی جستوجو میکنند. اما #محمد_مالجو معتقد است بازگشت به پهلوی و سلطنتطلبی، حرکتی ارتجاعی و برخلاف مصالح ایرانیان است. وی حرکت فعلی را در شرایط بنبست سیاسی ایجادشده در ایران قابل فهم اما تجویزی نادرست میداند.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/NDQejsUw4M4
محمد مالجو معتقد است بازگشت به پهلوی و بهطور مشخص ایدههای که #رضا_پهلوی و همفکرانش مطرح میکنند، در هر چهار مرحله مربوط به براندازی نظامی سیاسی موجود، دوران گذار، برگزاری رفراندوم برای تعیین نوع حکومت، و در نوبت استقرار نظام سیاسی جدید، حاوی تناقضات جدی و نقصانهایی است. این تناقضات و کاستیها به حدی است که بازگشت به پهلوی نه تنها پیشرفتی در حرکت تاریخی مردم ایران به حساب نمیآید بلکه عقبگردی بزرگ است.
#انسداد_سیاسی #رضا_پهلوی #سلطنت_طلبی #نظام_پادشاهی #پادشاهی_مشروطه #جمهوری_دموکراتیک
@irantalk_sn
نقد پادشاهیخواهی و سلطنتطلبی
صدای پادشاهخواهی و سلطنتطلبی به صدایی بلند در ایران زمستان ۱۴۰۴ تبدیل شده است. فریادهای جاوید شاه به گوش میرسند و گویی میلیونها نفر نجات خود را در بازگشت سلطنت و پهلویگرایی جستوجو میکنند. اما #محمد_مالجو معتقد است بازگشت به پهلوی و سلطنتطلبی، حرکتی ارتجاعی و برخلاف مصالح ایرانیان است. وی حرکت فعلی را در شرایط بنبست سیاسی ایجادشده در ایران قابل فهم اما تجویزی نادرست میداند.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/NDQejsUw4M4
محمد مالجو معتقد است بازگشت به پهلوی و بهطور مشخص ایدههای که #رضا_پهلوی و همفکرانش مطرح میکنند، در هر چهار مرحله مربوط به براندازی نظامی سیاسی موجود، دوران گذار، برگزاری رفراندوم برای تعیین نوع حکومت، و در نوبت استقرار نظام سیاسی جدید، حاوی تناقضات جدی و نقصانهایی است. این تناقضات و کاستیها به حدی است که بازگشت به پهلوی نه تنها پیشرفتی در حرکت تاریخی مردم ایران به حساب نمیآید بلکه عقبگردی بزرگ است.
#انسداد_سیاسی #رضا_پهلوی #سلطنت_طلبی #نظام_پادشاهی #پادشاهی_مشروطه #جمهوری_دموکراتیک
@irantalk_sn
👍495👎336
حمله آمریکا ویرانی عظیم به بار میآورد که تا دههها بازسازی نمیشود. توسعه و دموکراسی هم به بار نمیآورد. اگر به هدفشان برسند نظم فرومیپاشد و خشونت سر برمیآورد؛ اگر نرسند ویرانی میماند و تداوم وخیمتر وضع فعلی، هر دو نکبت. ترامپ هم همین را گفته، سربسته! شر در راه است. دور باد.
از فریاد کشیدن #نه_به_جنگ نترسید/نترسیم.
رد کردن جنگ، تأیید وضع موجود نیست. نکبت وضع موجود با جنگ درمان نمیشود، بدتر خواهد شد.
@fazeli_mohammad
از فریاد کشیدن #نه_به_جنگ نترسید/نترسیم.
رد کردن جنگ، تأیید وضع موجود نیست. نکبت وضع موجود با جنگ درمان نمیشود، بدتر خواهد شد.
@fazeli_mohammad
👍956👎354
«او»
محمد فاضلی
پنجاه روز میگذرد از داغی که بر دل مادران و پدران این سرزمین نشست. داغ آنها که قربانی انسداد و خشونت سیاسی شدند؛ و من چه میتوانم انجام دهم؟ هیچ! اما اگر جای «او» بودم، کار دیگری میکردم.
«او» هر آن کسی است که تخیل شما برایش سهمی در ساختن دنیای کمخشونت قائل است. «او» که میتواند جهانی ترسیم کند و آدمیان را به ساختنش فرابخواند که در آن خشونت میدان زیادی نداشته باشد.
«او» فردوسی است که #سوگ_سیاوش را به نظم کشید؛ و اگر جای او بودم، #سوگ_سیاوشان را به نظم درمیآوردم، پرمایهتر از پیش؛ و حاکمان را متهورانهتر از ریختن خون سیاوشان بر حذر میداشتم.
«او» سعدی است که سرود «خبر داری از خسروان عجم/که کردند بر زیردستان ستم؟ ... بد انجام رفت و بد اندیشه کرد/که با زیردستان جفا پیشه کرد.» و من اگر جای او بودم، نصیحهالملوک را پرمایهتر مینوشتم و چندان به نصحیت خلق نمیپرداختم که به نمایاندن راه و رسم شفقت پادشاهان بر درویشان؛ و به جای هزلیات در هجو کردن خشونت حاکمان میکوشیدم.
«او» محمود فرشچیان است که میتواند در نقاشی «بودن و نبودن» مرگآمیز بودن انسان، تنهایی و بیپناهی، و سوگ جمعی و فروپاشی روانی بعد از مرگ عزیزان را به تصویر درآورد. من اگر جای او بودم، بیشتر از کشیدن سیمینتنان شیرینلب، دهها نقاشی چون «بودن و نبودن» در سرزنش مرگاندیشی و تلخسازی کام خلق میکشیدم.
«او» بهرام بیضایی است که میتواند «مرگ یزدگرد» بنویسد و مردمان بیگناه گرفتار در چرخههای خشونت، له شده زیر سنگ آسیای خشونت سیاسی، و متهم به جرمهای ناکرده را به تصویر بکشد. بیضایی است که میتواند به سِحر زبان، اتهام مسئولیتگریزی صاحبان قدرت را بر تارک تاریخ تئاتر و سینما حک کند. من اگر جای او بودم، حتی به جای «باشو غریبه کوچک» و «روز واقعه» هم چند «مرگ یزدگرد» دیگر مینوشتم؛ و به هزار زبان میگفتم «زبانم لال اگر چنین بگویم. نه. پسر من با پادشاه همسنگ نبود، برای من بسی گرانمایهتر بود.»
«او» علیاکبر دهخداست که سرود «یاد آر ز شمع مرده! یاد آر» و اگرچه در رثای جهانگیرخان صوراسرافیل سرود؛ اما مگر کم شمع مرده در تاریخ معاصر ایران به خاک افتادهاند؟ هزاران بار میسرودم «از سردیِ دِی فِسُرده! یاد آر»؛ و لغتنامه را با خ و در مذمت خشونت آغاز میکردم.
«او» حسین علیزاده است که «نینوا» ساخته تا چهل سال در این سرزمین، راوی غصه و داغ جگر مادرانی باشد که بر نعش پسرانشان مویه کردهاند. او موسیقی «غمنومه فریدون» تا راوی خون فریدونهایی باشد که میرزا قشمشمها ریختهاند. من اگر جای او بودم، کارنامه عمر موسیقاییام را با ساختن قطعه «خوننوا» برای ارکستر آذین میبستم؛ و قطعهای میساختم برای همه تاریخ تا همواره نوای محکومیت خشونت سیاسی باشد.
«او» کارگردانی است که نفی خشونت را روایت میکند؛ مورخی است که تاریخ خشونت در ایران را تحلیل میکند؛ روزنامهنگاری است که برای به بند کشیدن زور عریان و خونریز قلم میزند؛ روشنفکری است که چرخههای بازتولید استبداد را با تیغ قلم و اندیشه میشکافد؛ و ...
«او» آن شهروندی است که خشونت را توجیه نمیکند، روا نمیدارد و بهکار نمیبرد. «او» سیاستمداری است که خشونت خط قرمز سیاستورزیاش است. «او» آن نظامی است که دریدن را برای سینه دشمنی که دست تعدی دراز کرده است مجاز میشمارد و سینه هموطن را نمیدرد.
«او» میتواند زیربنای ساختن جامعهای را فراهم آورد که در آن خون با خشونت سیاسی به زمین ریخته نمیشود. «او» رؤیای ایران دیگری را در سر میپروراند که آدمیان در آن به صلح زیست میکنند، همه شهروندند، قدرت ناپاسخگو نیست، هیچ آدمی مقدس نیست، همه چیز سیاست قابل اعتراض و هر حکمی قابل دادخواهی است. میلیونها «او» جهان بهتری میسازند.
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی
پنجاه روز میگذرد از داغی که بر دل مادران و پدران این سرزمین نشست. داغ آنها که قربانی انسداد و خشونت سیاسی شدند؛ و من چه میتوانم انجام دهم؟ هیچ! اما اگر جای «او» بودم، کار دیگری میکردم.
«او» هر آن کسی است که تخیل شما برایش سهمی در ساختن دنیای کمخشونت قائل است. «او» که میتواند جهانی ترسیم کند و آدمیان را به ساختنش فرابخواند که در آن خشونت میدان زیادی نداشته باشد.
«او» فردوسی است که #سوگ_سیاوش را به نظم کشید؛ و اگر جای او بودم، #سوگ_سیاوشان را به نظم درمیآوردم، پرمایهتر از پیش؛ و حاکمان را متهورانهتر از ریختن خون سیاوشان بر حذر میداشتم.
«او» سعدی است که سرود «خبر داری از خسروان عجم/که کردند بر زیردستان ستم؟ ... بد انجام رفت و بد اندیشه کرد/که با زیردستان جفا پیشه کرد.» و من اگر جای او بودم، نصیحهالملوک را پرمایهتر مینوشتم و چندان به نصحیت خلق نمیپرداختم که به نمایاندن راه و رسم شفقت پادشاهان بر درویشان؛ و به جای هزلیات در هجو کردن خشونت حاکمان میکوشیدم.
«او» محمود فرشچیان است که میتواند در نقاشی «بودن و نبودن» مرگآمیز بودن انسان، تنهایی و بیپناهی، و سوگ جمعی و فروپاشی روانی بعد از مرگ عزیزان را به تصویر درآورد. من اگر جای او بودم، بیشتر از کشیدن سیمینتنان شیرینلب، دهها نقاشی چون «بودن و نبودن» در سرزنش مرگاندیشی و تلخسازی کام خلق میکشیدم.
«او» بهرام بیضایی است که میتواند «مرگ یزدگرد» بنویسد و مردمان بیگناه گرفتار در چرخههای خشونت، له شده زیر سنگ آسیای خشونت سیاسی، و متهم به جرمهای ناکرده را به تصویر بکشد. بیضایی است که میتواند به سِحر زبان، اتهام مسئولیتگریزی صاحبان قدرت را بر تارک تاریخ تئاتر و سینما حک کند. من اگر جای او بودم، حتی به جای «باشو غریبه کوچک» و «روز واقعه» هم چند «مرگ یزدگرد» دیگر مینوشتم؛ و به هزار زبان میگفتم «زبانم لال اگر چنین بگویم. نه. پسر من با پادشاه همسنگ نبود، برای من بسی گرانمایهتر بود.»
«او» علیاکبر دهخداست که سرود «یاد آر ز شمع مرده! یاد آر» و اگرچه در رثای جهانگیرخان صوراسرافیل سرود؛ اما مگر کم شمع مرده در تاریخ معاصر ایران به خاک افتادهاند؟ هزاران بار میسرودم «از سردیِ دِی فِسُرده! یاد آر»؛ و لغتنامه را با خ و در مذمت خشونت آغاز میکردم.
«او» حسین علیزاده است که «نینوا» ساخته تا چهل سال در این سرزمین، راوی غصه و داغ جگر مادرانی باشد که بر نعش پسرانشان مویه کردهاند. او موسیقی «غمنومه فریدون» تا راوی خون فریدونهایی باشد که میرزا قشمشمها ریختهاند. من اگر جای او بودم، کارنامه عمر موسیقاییام را با ساختن قطعه «خوننوا» برای ارکستر آذین میبستم؛ و قطعهای میساختم برای همه تاریخ تا همواره نوای محکومیت خشونت سیاسی باشد.
«او» کارگردانی است که نفی خشونت را روایت میکند؛ مورخی است که تاریخ خشونت در ایران را تحلیل میکند؛ روزنامهنگاری است که برای به بند کشیدن زور عریان و خونریز قلم میزند؛ روشنفکری است که چرخههای بازتولید استبداد را با تیغ قلم و اندیشه میشکافد؛ و ...
«او» آن شهروندی است که خشونت را توجیه نمیکند، روا نمیدارد و بهکار نمیبرد. «او» سیاستمداری است که خشونت خط قرمز سیاستورزیاش است. «او» آن نظامی است که دریدن را برای سینه دشمنی که دست تعدی دراز کرده است مجاز میشمارد و سینه هموطن را نمیدرد.
«او» میتواند زیربنای ساختن جامعهای را فراهم آورد که در آن خون با خشونت سیاسی به زمین ریخته نمیشود. «او» رؤیای ایران دیگری را در سر میپروراند که آدمیان در آن به صلح زیست میکنند، همه شهروندند، قدرت ناپاسخگو نیست، هیچ آدمی مقدس نیست، همه چیز سیاست قابل اعتراض و هر حکمی قابل دادخواهی است. میلیونها «او» جهان بهتری میسازند.
@fazeli_mohammad
👍516👎72
فاجعه برای مردم نامختارِ نامسئول
محمد فاضلی
سخنرانی اخیر دونالد ترامپ در کنگره آمریکا با لحنی تهاجمی همراه بود و بیش از هر چیز نشان داد که منازعه دیرپای ایران و آمریکا به نقطهای رسیده که خطر لغزش به سوی جنگ را نمیتوان نادیده گرفت. اگر چنین جنگی رخ دهد، ویرانی آن برای ایران سنگین خواهد بود؛ و این واقعیت تلختر میشود وقتی بدانیم اکثریت مردم ایران نه در شکلگیری این منازعه نقشی داشتهاند و نه امروز ابزار مؤثری برای جلوگیری از آن در اختیار دارند.
اما این وضعیت محصول یک تصمیم ناگهانی نیست. منازعه ایران و آمریکا در طول نزدیک به پنج دهه، در بستر مجموعهای از رویدادها، تصمیمها، ایدئولوژیها و منافع سیاسی و اقتصادی شکل گرفته است. گروگانگیری سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ نقطه عطفی بود که این منازعه را از سطح اختلافات معمول پس از انقلاب فراتر برد و آن را به محور هویت سیاسی گروههایی در هر دو کشور تبدیل کرد. نطفه جنگ را آمران و عاملان اشغال سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ کاشتند. انقلابها ماهیتاً منازعات بینالمللی و ژئوپلتیک خلق میکنند، اما منازعه ایران و آمریکای پس از انقلاب، بدون ماجرای گروگانگیری به سطحی نمیرسید که پنج دهه از تاریخ ایران را زیر سایه خود قرار دهد.
از آن زمان، آمریکاستیزی در ایران و ایرانستیزی در آمریکا نه فقط موضع سیاسی، بلکه منبع قدرت، هویت و منافع اقتصادی شد؛ و همین امر امکان عادیسازی را بارها از میان برد. نگهداشت و تر و خشک کردن کودک منازعهای که در رحم گروگانگیری سفارت آمریکا پدید آمد، به کسانی سپرده شد که در سیاست داخلی ایران و آمریکا ذینفع آن ماجرا شدند. آمریکاستیزی در ایران هیمنهای یافت و کسبوکاری شد؛ و به همین ترتیب ایرانستیزی در آمریکا کسبوکار و هویتی شد. آمریکاستیزی و ایرانستیزی حامیان، نگهبانان، ذینفعان و هویتهایی خلق کرد که پیمودن مسیر تا به امروز را تسهیل کردند.
در این میان، ایران در یکی از پیچیدهترین محیطهای ژئوپلتیک جهان قرار دارد؛ محیطی که حتی بدون خصومت آمریکا نیز پر از تهدیدهای بالقوه است. اما سیاستهای منطقهای ایران، رقابت قدرتهای منطقهای و جهانی، و مداخلات بازیگران مختلف، این وضعیت را پیچیدهتر کرده و امکان مدیریت منازعه را کاهش داده است.
تلاشهای دیپلماتیک در چهار دهه گذشته، از هر دو سو، بارها به سدهایی از هویت، منافع، روانشناسی آدمها و ساختارهای ژئوپلتیک و ژئواکونومیک در واشنگتن، تهران و تلاویو (به علاوه جاهای دیگر) برخوردهاند که بخشی از آنها ساختاری و بخشی ناشی از منافع گروههایی بوده که از تداوم تنش سود میبرند.
اگر جنگی رخ دهد، نه دموکراسی به بار میآورد و نه توسعه؛ بلکه احتمالاً به بازتولید اقتدارگرایی در شرایطی وخیمتر منجر میشود. برای آمریکا نیز چنین جنگی سود راهبردی مشخصی (در مقایسه با هزینههایش و منفعت راههای بدیل) ندارد و میتواند آن کشور را درگیر هزینههایی کند که در رقابت جهانی، بهویژه با چین، برایش زیانبار است. اما تفاوت در مقیاس قدرت روشن است: خسارتهای آمریکا قابل جبران است، اما برای ایران، جنگ میتواند دههها توسعهنیافتگی و ویرانی به همراه داشته باشد.
در این میان، پرسشی مهم باقی میماند: چگونه به نقطهای رسیدهایم که بخشی از جامعه، از سر خشم و استیصال، جنگ را بهعنوان راهحلی محتمل میبیند؟ این نشانه بحران عمیق اعتماد، انسداد سیاسی و فرسایش امید اجتماعی است؛ بحرانهایی که اگر دیده نشوند، حتی در نبود جنگ نیز آینده کشور را به اندازه امروز تخریب میکنند.
پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ فوریه ۲۰۲۶)، شاید آخرین فرصت برای دیپلماتها و سیاستمداران باشد تا مسیر را از لبه پرتگاه دور کنند. شاید، فقط شاید، هنوز میتوان از فاجعه جلوگیری کرد، اگر ارادهای واقعی – و مقدار زیادی ازخودگذشتگی - برای مهار منازعه و باز کردن راه گفتوگو وجود داشته باشد.
مردم ایران سزاوار آن هستند که هزینه تصمیمهایی را نپردازند که در شکلگیریشان اختیاری نداشتهاند و نه مسئولیتی در پیدایش آن دارند.
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی
سخنرانی اخیر دونالد ترامپ در کنگره آمریکا با لحنی تهاجمی همراه بود و بیش از هر چیز نشان داد که منازعه دیرپای ایران و آمریکا به نقطهای رسیده که خطر لغزش به سوی جنگ را نمیتوان نادیده گرفت. اگر چنین جنگی رخ دهد، ویرانی آن برای ایران سنگین خواهد بود؛ و این واقعیت تلختر میشود وقتی بدانیم اکثریت مردم ایران نه در شکلگیری این منازعه نقشی داشتهاند و نه امروز ابزار مؤثری برای جلوگیری از آن در اختیار دارند.
اما این وضعیت محصول یک تصمیم ناگهانی نیست. منازعه ایران و آمریکا در طول نزدیک به پنج دهه، در بستر مجموعهای از رویدادها، تصمیمها، ایدئولوژیها و منافع سیاسی و اقتصادی شکل گرفته است. گروگانگیری سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ نقطه عطفی بود که این منازعه را از سطح اختلافات معمول پس از انقلاب فراتر برد و آن را به محور هویت سیاسی گروههایی در هر دو کشور تبدیل کرد. نطفه جنگ را آمران و عاملان اشغال سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ کاشتند. انقلابها ماهیتاً منازعات بینالمللی و ژئوپلتیک خلق میکنند، اما منازعه ایران و آمریکای پس از انقلاب، بدون ماجرای گروگانگیری به سطحی نمیرسید که پنج دهه از تاریخ ایران را زیر سایه خود قرار دهد.
از آن زمان، آمریکاستیزی در ایران و ایرانستیزی در آمریکا نه فقط موضع سیاسی، بلکه منبع قدرت، هویت و منافع اقتصادی شد؛ و همین امر امکان عادیسازی را بارها از میان برد. نگهداشت و تر و خشک کردن کودک منازعهای که در رحم گروگانگیری سفارت آمریکا پدید آمد، به کسانی سپرده شد که در سیاست داخلی ایران و آمریکا ذینفع آن ماجرا شدند. آمریکاستیزی در ایران هیمنهای یافت و کسبوکاری شد؛ و به همین ترتیب ایرانستیزی در آمریکا کسبوکار و هویتی شد. آمریکاستیزی و ایرانستیزی حامیان، نگهبانان، ذینفعان و هویتهایی خلق کرد که پیمودن مسیر تا به امروز را تسهیل کردند.
در این میان، ایران در یکی از پیچیدهترین محیطهای ژئوپلتیک جهان قرار دارد؛ محیطی که حتی بدون خصومت آمریکا نیز پر از تهدیدهای بالقوه است. اما سیاستهای منطقهای ایران، رقابت قدرتهای منطقهای و جهانی، و مداخلات بازیگران مختلف، این وضعیت را پیچیدهتر کرده و امکان مدیریت منازعه را کاهش داده است.
تلاشهای دیپلماتیک در چهار دهه گذشته، از هر دو سو، بارها به سدهایی از هویت، منافع، روانشناسی آدمها و ساختارهای ژئوپلتیک و ژئواکونومیک در واشنگتن، تهران و تلاویو (به علاوه جاهای دیگر) برخوردهاند که بخشی از آنها ساختاری و بخشی ناشی از منافع گروههایی بوده که از تداوم تنش سود میبرند.
اگر جنگی رخ دهد، نه دموکراسی به بار میآورد و نه توسعه؛ بلکه احتمالاً به بازتولید اقتدارگرایی در شرایطی وخیمتر منجر میشود. برای آمریکا نیز چنین جنگی سود راهبردی مشخصی (در مقایسه با هزینههایش و منفعت راههای بدیل) ندارد و میتواند آن کشور را درگیر هزینههایی کند که در رقابت جهانی، بهویژه با چین، برایش زیانبار است. اما تفاوت در مقیاس قدرت روشن است: خسارتهای آمریکا قابل جبران است، اما برای ایران، جنگ میتواند دههها توسعهنیافتگی و ویرانی به همراه داشته باشد.
در این میان، پرسشی مهم باقی میماند: چگونه به نقطهای رسیدهایم که بخشی از جامعه، از سر خشم و استیصال، جنگ را بهعنوان راهحلی محتمل میبیند؟ این نشانه بحران عمیق اعتماد، انسداد سیاسی و فرسایش امید اجتماعی است؛ بحرانهایی که اگر دیده نشوند، حتی در نبود جنگ نیز آینده کشور را به اندازه امروز تخریب میکنند.
پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ فوریه ۲۰۲۶)، شاید آخرین فرصت برای دیپلماتها و سیاستمداران باشد تا مسیر را از لبه پرتگاه دور کنند. شاید، فقط شاید، هنوز میتوان از فاجعه جلوگیری کرد، اگر ارادهای واقعی – و مقدار زیادی ازخودگذشتگی - برای مهار منازعه و باز کردن راه گفتوگو وجود داشته باشد.
مردم ایران سزاوار آن هستند که هزینه تصمیمهایی را نپردازند که در شکلگیریشان اختیاری نداشتهاند و نه مسئولیتی در پیدایش آن دارند.
@fazeli_mohammad
👍483👎85
Forwarded from پادکست دغدغه ایران - کانال رسمی
انقلاب و دیکتاتوری
آیا نظامهای سیاسی که از دل #انقلاب_اجتماعی بیرون میآیند با بقیه نظامهای اقتدارگرا فرق دارند یا میتوان آنها را مثل بقیه اقتدارگراییها دانست؟ استیون لویتسکی و لوکان وی در کتاب «انقلاب و استبداد» استدلال میکنند که نظامهای برآمده از انقلابهای اجتماعی به دلیل رادیکالیسم و تغییراتی بنیادینی که ایجاد میکنند، و زنجیرهای از واکنشهای ضدانقلابی که برمیانگیزند، به سازماندهی و کیفیت کاملاً متمایزی میرسند. ویژگیهای آنها این رژیمهای انقلابی را به سطحی از صلب بودن، مقاومت در برابر تغییر، و پایداری میرساند. این رژیمها البته در معرض فرسایش هستند اما میتوانند دههها دوام بیاورند و بهطور معمول سه برابر سایر رژیمهای اقتدارگرایی عمر میکنند که از دل انقلاب بیرون نیامدهاند.
شنیدن در تلگرام
شناسه پیپال
Mfpaypal97@gmail.com
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: dirancast@gmail.com
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: استودیو آنسو
تاریخ انتشار
اسفند هزاروچهارصدوچهار
#انقلاب_اجتماعی #استبداد #دیکتاتوری
@dirancast_official
آیا نظامهای سیاسی که از دل #انقلاب_اجتماعی بیرون میآیند با بقیه نظامهای اقتدارگرا فرق دارند یا میتوان آنها را مثل بقیه اقتدارگراییها دانست؟ استیون لویتسکی و لوکان وی در کتاب «انقلاب و استبداد» استدلال میکنند که نظامهای برآمده از انقلابهای اجتماعی به دلیل رادیکالیسم و تغییراتی بنیادینی که ایجاد میکنند، و زنجیرهای از واکنشهای ضدانقلابی که برمیانگیزند، به سازماندهی و کیفیت کاملاً متمایزی میرسند. ویژگیهای آنها این رژیمهای انقلابی را به سطحی از صلب بودن، مقاومت در برابر تغییر، و پایداری میرساند. این رژیمها البته در معرض فرسایش هستند اما میتوانند دههها دوام بیاورند و بهطور معمول سه برابر سایر رژیمهای اقتدارگرایی عمر میکنند که از دل انقلاب بیرون نیامدهاند.
شنیدن در تلگرام
شناسه پیپال
Mfpaypal97@gmail.com
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: dirancast@gmail.com
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: استودیو آنسو
تاریخ انتشار
اسفند هزاروچهارصدوچهار
#انقلاب_اجتماعی #استبداد #دیکتاتوری
@dirancast_official
👍111👎38
پریشب با محمد مالجو ۳ ساعت در بین دانشجویان در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران گفتوگو کردیم. مستأصل و خشمگین از اصلاحناپذیری حکومتند. زندگی برایشان تیره شده. فحش زیبا نیست اما رسانه رادیکال اعتراضشان است. آنان که افق زندگی آنها را تیره کردهاند حق ندارند درس اخلاق بدهند.
@fazeli_mohammad
@fazeli_mohammad
👍464👎28
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جان به لب رسیدگان
بنیانهای نارضایتی و صلح مسلّح ایرانیان
مردم ایران بعد از فاجعه کشته شدن هزاران نفر در ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، مغموم و سوگوار به نظاره تحولات ژئوپلتیک و زورآزمایی قدرتهای جهانی با نظام جمهوری اسلامی ایران نشستهاند. محمد فاضلی در این میان تلاش میکند از تسلیت گفتن و همدردی با مردم فراتر رود، ریشههای نارضایتی مردم ایران را صورتبندی کند و سهم نظام سیاسی و قدرتهای خارجی در این وضعیت را تشریح کند. #یاسر_عرب در این گفتوگو وظیفهای دشوار به عهده گرفته تا گفتمان و رویکرد هسته سخت و حامیان نظام جمهوری اسلامی را نمایندگی کند و علیرغم دیدگاههای شخصی خودش، از زبان آنها سخن بگوید.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/r_puAsv64fw
محمد فاضلی در این گفتوگو علاوه بر نشان دادن ریشههای نارضایتی مردم ایران و معترض شدن ایشان، یک معضل تاریخی ایران – یعنی خشونت سیاسی – را از عصر ناصرالدین شاه تا به امروز، مرور میکند. صورتبندی او بر مفهوم صلح مسلح در جامعهحکومت ایرانی بنا شده و دشواریهای ساختاری غلبه بر خشونت را آشکار میکند.
#خشونت_سیاسی #۱۸_۱۹_دی #یاسر_عرب #صلح_مسلح
@irantalk_sn
بنیانهای نارضایتی و صلح مسلّح ایرانیان
مردم ایران بعد از فاجعه کشته شدن هزاران نفر در ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، مغموم و سوگوار به نظاره تحولات ژئوپلتیک و زورآزمایی قدرتهای جهانی با نظام جمهوری اسلامی ایران نشستهاند. محمد فاضلی در این میان تلاش میکند از تسلیت گفتن و همدردی با مردم فراتر رود، ریشههای نارضایتی مردم ایران را صورتبندی کند و سهم نظام سیاسی و قدرتهای خارجی در این وضعیت را تشریح کند. #یاسر_عرب در این گفتوگو وظیفهای دشوار به عهده گرفته تا گفتمان و رویکرد هسته سخت و حامیان نظام جمهوری اسلامی را نمایندگی کند و علیرغم دیدگاههای شخصی خودش، از زبان آنها سخن بگوید.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/r_puAsv64fw
محمد فاضلی در این گفتوگو علاوه بر نشان دادن ریشههای نارضایتی مردم ایران و معترض شدن ایشان، یک معضل تاریخی ایران – یعنی خشونت سیاسی – را از عصر ناصرالدین شاه تا به امروز، مرور میکند. صورتبندی او بر مفهوم صلح مسلح در جامعهحکومت ایرانی بنا شده و دشواریهای ساختاری غلبه بر خشونت را آشکار میکند.
#خشونت_سیاسی #۱۸_۱۹_دی #یاسر_عرب #صلح_مسلح
@irantalk_sn
👍149👎17
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کشتهها در تاریخ ملتها
در تاریخ برخی ملتها، کشته شدن چند نفر. - مثلا پنج نفر در سوئد به سال ۱۹۳۱ - سبب تحولی عظیم و شکلگیری قرارداد اجتماعی نوین شده است.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/NDQejsUw4M4
در این کشور به روایت خود حکومت سه هزار نفر کشته شدهاند و برخی حاضر نیستند محکوم کنند، حرف بزنند، بگویند قرار نبود این کشتارها صورت بگیرد. انگار نه انگار فاجعهای رخ داده است. نشانهای از عذرخواهی و ندامت هم نیست.
حمله خارجی و نه به جنگ را باید کنار نهیب زدن بر قدرت گذاشت که با انسداد سیاسی، مردمان را مجبور میکند به قدرت خارجی و جنگ امیدوار شوند.
@irantalk_sn
در تاریخ برخی ملتها، کشته شدن چند نفر. - مثلا پنج نفر در سوئد به سال ۱۹۳۱ - سبب تحولی عظیم و شکلگیری قرارداد اجتماعی نوین شده است.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/NDQejsUw4M4
در این کشور به روایت خود حکومت سه هزار نفر کشته شدهاند و برخی حاضر نیستند محکوم کنند، حرف بزنند، بگویند قرار نبود این کشتارها صورت بگیرد. انگار نه انگار فاجعهای رخ داده است. نشانهای از عذرخواهی و ندامت هم نیست.
حمله خارجی و نه به جنگ را باید کنار نهیب زدن بر قدرت گذاشت که با انسداد سیاسی، مردمان را مجبور میکند به قدرت خارجی و جنگ امیدوار شوند.
@irantalk_sn
👍307👎29
Forwarded from انتشارات روزنه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✔️ داگلاس نورث در مورد وضعیت همین امروز ما چه میگوید؟
توسعه فقط حاصل فناوری یا انقلاب صنعتی نیست. داگلاس نورث و همکارانش در کتاب خشونت و نظمهای اجتماعی نشان میدهند آنچه جهان مدرن را متمایز کرد، نه رشدهای خارقالعاده، بلکه کاهش عقبگردها و توانِ حفظ دستاوردها بود. جوامع موفق، نظم سیاسی–اقتصادیِ انعطافپذیری ساختند؛ نظمی که بتواند با بحرانها و شوکها سازگار شود، نه آنکه با هر تکانه همهچیز را از نو ببازد.
در این پست تصویری سید علیرضا بهشتی شیرازی توضیح میدهد چرا این چارچوب نظری، کلیدی برای فهم مسیر توسعه و وضعیت امروز ایران به شمار میآید.
✔️چاپ ششم کتاب خشونت و نظمهای اجتماعی با ویراست جدید روانۀ بازار شده است.
🛒خرید اینترنتی کتاب با تخفیف
📖مطالعۀ ۲۰ صفحۀ نخست کتاب
▫️تلگرام نشر روزنه
▫️اینستاگرام نشر روزنه
☎️ 02188721514
توسعه فقط حاصل فناوری یا انقلاب صنعتی نیست. داگلاس نورث و همکارانش در کتاب خشونت و نظمهای اجتماعی نشان میدهند آنچه جهان مدرن را متمایز کرد، نه رشدهای خارقالعاده، بلکه کاهش عقبگردها و توانِ حفظ دستاوردها بود. جوامع موفق، نظم سیاسی–اقتصادیِ انعطافپذیری ساختند؛ نظمی که بتواند با بحرانها و شوکها سازگار شود، نه آنکه با هر تکانه همهچیز را از نو ببازد.
در این پست تصویری سید علیرضا بهشتی شیرازی توضیح میدهد چرا این چارچوب نظری، کلیدی برای فهم مسیر توسعه و وضعیت امروز ایران به شمار میآید.
✔️چاپ ششم کتاب خشونت و نظمهای اجتماعی با ویراست جدید روانۀ بازار شده است.
🛒خرید اینترنتی کتاب با تخفیف
📖مطالعۀ ۲۰ صفحۀ نخست کتاب
▫️تلگرام نشر روزنه
▫️اینستاگرام نشر روزنه
☎️ 02188721514
👍95👎10
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بحران حکمرانی
چرا جمهوری اسلامی مسأله حل نمیکند؟
محمد فاضلی یک دهه قبل از عبارت «ایران: جامعه مسائل حلنشده» استفاده کرد. ویژگی حکمرانی جمهوری اسلامی ایران این است که قادر نیست مسأله حل کند و علی سرزعیم در این گفتوگو تلاش میکند در سطوح مختلف توضیح بدهد که چرا این نظام سیاسی قادر به حل مسأله نیست.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/Nm3hCdJi6pc
علی سرزعیم این ناتوانی در حل مسألهها را در سطوح مختلف شناختی، اجرایی، نهادی و متکی بر ویژگیهای کنشگران نظام سیاسی توضیح میدهد. وی همچنین بر اساس پژوهشی از کریس میلر که با عنوان «تلاش برای نجات اقتصاد اتحاد شوروی» منتشر شده است، نشان میدهد که چه ویژگیهایی بین ساختار حکمرانی و تصمیمگیری ایران و اتحاد شوروی مشترک است که سبب میشود هر دو قادر به حل مسأله نباشند.
#اقتصاد_ایران #اتحاد_شوروی #کریس_میلر #علی_سرزعیم #سیاست_اقتصادی #اصلاحات_اقتصادی
@irantalk_sn
چرا جمهوری اسلامی مسأله حل نمیکند؟
محمد فاضلی یک دهه قبل از عبارت «ایران: جامعه مسائل حلنشده» استفاده کرد. ویژگی حکمرانی جمهوری اسلامی ایران این است که قادر نیست مسأله حل کند و علی سرزعیم در این گفتوگو تلاش میکند در سطوح مختلف توضیح بدهد که چرا این نظام سیاسی قادر به حل مسأله نیست.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/Nm3hCdJi6pc
علی سرزعیم این ناتوانی در حل مسألهها را در سطوح مختلف شناختی، اجرایی، نهادی و متکی بر ویژگیهای کنشگران نظام سیاسی توضیح میدهد. وی همچنین بر اساس پژوهشی از کریس میلر که با عنوان «تلاش برای نجات اقتصاد اتحاد شوروی» منتشر شده است، نشان میدهد که چه ویژگیهایی بین ساختار حکمرانی و تصمیمگیری ایران و اتحاد شوروی مشترک است که سبب میشود هر دو قادر به حل مسأله نباشند.
#اقتصاد_ایران #اتحاد_شوروی #کریس_میلر #علی_سرزعیم #سیاست_اقتصادی #اصلاحات_اقتصادی
@irantalk_sn
👍96👎9
Forwarded from انجمن جامعه شناسی ایران
⭕️فراخوان مشارکت در مجموعه یادداشتهای «رخداد دی ۱۴۰۴»
انجمن جامعهشناسی ایران
با انتشار نخستین یادداشت از مجموعه یادداشتهای «رخداد دی ۱۴۰۴»، بدین وسیله انجمن جامعهشناسی ایران از پژوهشگران، دانشجویان، استادان و صاحبنظران و فعالان حوزههای علوم اجتماعی دعوت میکند تا با ارسال یادداشتهای تحلیلی خود در تداوم انتشار این مجموعه با انجمن جامعهشناسی ایران مشارکت کنند.
در این مجموعه همچنین یادداشتهایی منتخب که در رسانههای دیگر منتشر شدهاند، امکان بازنشر خواهد یافت.
هدف از انتشار این مجموعه یادداشتها، فراهمکردن فضایی برای تأمل جامعهشناختی درباره ابعاد مختلف رخداد دی ۱۴۰۴ است؛ از زمینههای تاریخی و ساختاری آن گرفته تا پیامدهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادیاش. این مجموعه میکوشد بستری برای گفتوگوی چندصدایی و انتقادی فراهم آورد و امکان صورتبندی تحلیلی این رخداد را از منظرهای متنوع نظری و روشی فراهم کند.
از علاقهمندان دعوت میشود یادداشتهای تحلیلی خود را با حجم تقریبی ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ کلمه ارسال کنند.
یادداشتها پیرو بررسی هیئت داوران و با دبیری دکتر آتنا کامل منتشر خواهند شد.
نشانی ارسال:
iran_sociology@gmail.com
لطفا در بخش موضوع ذکر شود:
#رخداد_دی_۱۴۰۴
امید است این مجموعه بتواند به تعمیق فهم جامعهشناختی ما از تحولات معاصر ایران و تقویت گفتوگوی علمی در فضای عمومی یاری رساند.
انجمن جامعهشناسی ایران
با انتشار نخستین یادداشت از مجموعه یادداشتهای «رخداد دی ۱۴۰۴»، بدین وسیله انجمن جامعهشناسی ایران از پژوهشگران، دانشجویان، استادان و صاحبنظران و فعالان حوزههای علوم اجتماعی دعوت میکند تا با ارسال یادداشتهای تحلیلی خود در تداوم انتشار این مجموعه با انجمن جامعهشناسی ایران مشارکت کنند.
در این مجموعه همچنین یادداشتهایی منتخب که در رسانههای دیگر منتشر شدهاند، امکان بازنشر خواهد یافت.
هدف از انتشار این مجموعه یادداشتها، فراهمکردن فضایی برای تأمل جامعهشناختی درباره ابعاد مختلف رخداد دی ۱۴۰۴ است؛ از زمینههای تاریخی و ساختاری آن گرفته تا پیامدهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادیاش. این مجموعه میکوشد بستری برای گفتوگوی چندصدایی و انتقادی فراهم آورد و امکان صورتبندی تحلیلی این رخداد را از منظرهای متنوع نظری و روشی فراهم کند.
از علاقهمندان دعوت میشود یادداشتهای تحلیلی خود را با حجم تقریبی ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ کلمه ارسال کنند.
یادداشتها پیرو بررسی هیئت داوران و با دبیری دکتر آتنا کامل منتشر خواهند شد.
نشانی ارسال:
iran_sociology@gmail.com
لطفا در بخش موضوع ذکر شود:
#رخداد_دی_۱۴۰۴
امید است این مجموعه بتواند به تعمیق فهم جامعهشناختی ما از تحولات معاصر ایران و تقویت گفتوگوی علمی در فضای عمومی یاری رساند.
👍88👎13
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کدام پادشاهی، کدام جمهوری؟
نقدی بر منتقدان رضا پهلوی
محمد مالجو در گفتوگویی که با عنوان «پهلوی راهحل نیست» روش سیاسی رضا پهلوی و ایده پادشاهیخواهی و سلطنتطلبی را نقد کرد. سجاد فتاحی که خود را پادشاهیخواه میداند در این گفتوگو به نقدهای محمد مالجو پاسخ میدهد. او معتقد است باید مشخصات پادشاهی یا جمهوری مناسب برای ایران را شناخت و تعریف کرد.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/K8h7CthuKQw
سجاد فتاحی معتقد است باید تلاش کرد تا آنچه وی انقلاب ملی میخواند سبب گذار از جمهوری اسلامی شود و همزمان برای اصلاح دفترچه اضطرار و فرایند سیاسی استقرار نظام سیاسی جدید در ایران کوشش کرد. وی از حمله خارجی برای تسهیل گذار نیز حمایت میکند.
#انسداد_سیاسی #رضا_پهلوی #حمله_آمریکا #ساختن_جامعه #سجاد_فتاحی #پادشاهی_مشروطه #طراحی_نهادی #دفترچه_اضطرار
@irantalk_sn
نقدی بر منتقدان رضا پهلوی
محمد مالجو در گفتوگویی که با عنوان «پهلوی راهحل نیست» روش سیاسی رضا پهلوی و ایده پادشاهیخواهی و سلطنتطلبی را نقد کرد. سجاد فتاحی که خود را پادشاهیخواه میداند در این گفتوگو به نقدهای محمد مالجو پاسخ میدهد. او معتقد است باید مشخصات پادشاهی یا جمهوری مناسب برای ایران را شناخت و تعریف کرد.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/K8h7CthuKQw
سجاد فتاحی معتقد است باید تلاش کرد تا آنچه وی انقلاب ملی میخواند سبب گذار از جمهوری اسلامی شود و همزمان برای اصلاح دفترچه اضطرار و فرایند سیاسی استقرار نظام سیاسی جدید در ایران کوشش کرد. وی از حمله خارجی برای تسهیل گذار نیز حمایت میکند.
#انسداد_سیاسی #رضا_پهلوی #حمله_آمریکا #ساختن_جامعه #سجاد_فتاحی #پادشاهی_مشروطه #طراحی_نهادی #دفترچه_اضطرار
@irantalk_sn
👎183👍175
نشست «گفتوگویی در باب آینده ایران» مطرح شد
فاضلی: باور نمیکنم ناوهای ترامپ در خلیج فارس، خونخواه جوانان جانباخته دی باشند / عجله در رسیدن به هدف، کلاه دوخته شده بر سر ما
نشست «گفتوگویی در باب آینده ایران» به همت انجمن علمی جامعهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در سالن شریعتی این دانشکده برگزار شد. در این نشست، «محمد فاضلی» جامعهشناس و «محمد مالجو» اقتصاددان و پژوهشگر تاریخ ایران حضور داشتند. این گزارش سخنان محمد فاضلی را حول سوالات زیر پوشش میدهد:
چرا بسیاری از انقلابهای اجتماعی ناگزیر به خشونت و جنگ میرسند؟ چرا پس از انقلابها معمولاً میانهروها حذف میشوند؟ چرا و چگونه یک انقلاب نظم داخلی و حتی ژئوپولیتیک جهانی را به چالش میکشد؟ و بالاخره این که چرا ایران در مقاطع مختلف تاریخ معاصر خود ادعاهایی فراتر از ظرفیتهای واقعی خود داشته تا جایی که نظم بینالملل را به چالش کشیده است؟ انتخابات ۷۶ و رخدادهای ۷۸ و ۸۸ چه نسبتی با وضعیت امروز دارند؟ تحریم، ایدئولوژی و ساختار قدرت چگونه به هم گره خوردهاند؟ برای پرهیز از تکرار این چرخه، به چه چیزهایی نباید تن داد؟
و مهمتر از همه، آیا هنوز میتوان قواعدی برای تغییر غیرخشونتآمیز آینده ساخت.
#آینده_ایران #نظم_بین_الملل #تاریخ_معاصر_ایران #انقلابهای_اجتماعی
@fazeli_mohammad
فاضلی: باور نمیکنم ناوهای ترامپ در خلیج فارس، خونخواه جوانان جانباخته دی باشند / عجله در رسیدن به هدف، کلاه دوخته شده بر سر ما
نشست «گفتوگویی در باب آینده ایران» به همت انجمن علمی جامعهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در سالن شریعتی این دانشکده برگزار شد. در این نشست، «محمد فاضلی» جامعهشناس و «محمد مالجو» اقتصاددان و پژوهشگر تاریخ ایران حضور داشتند. این گزارش سخنان محمد فاضلی را حول سوالات زیر پوشش میدهد:
چرا بسیاری از انقلابهای اجتماعی ناگزیر به خشونت و جنگ میرسند؟ چرا پس از انقلابها معمولاً میانهروها حذف میشوند؟ چرا و چگونه یک انقلاب نظم داخلی و حتی ژئوپولیتیک جهانی را به چالش میکشد؟ و بالاخره این که چرا ایران در مقاطع مختلف تاریخ معاصر خود ادعاهایی فراتر از ظرفیتهای واقعی خود داشته تا جایی که نظم بینالملل را به چالش کشیده است؟ انتخابات ۷۶ و رخدادهای ۷۸ و ۸۸ چه نسبتی با وضعیت امروز دارند؟ تحریم، ایدئولوژی و ساختار قدرت چگونه به هم گره خوردهاند؟ برای پرهیز از تکرار این چرخه، به چه چیزهایی نباید تن داد؟
و مهمتر از همه، آیا هنوز میتوان قواعدی برای تغییر غیرخشونتآمیز آینده ساخت.
#آینده_ایران #نظم_بین_الملل #تاریخ_معاصر_ایران #انقلابهای_اجتماعی
@fazeli_mohammad
خبرآنلاین
فاضلی: باور نمیکنم ناوهای ترامپ در خلیج فارس، خونخواه جوانان جانباخته دی باشند / عجله در رسیدن به هدف، کلاه دوخته شده بر سر…
محمد فاضلی گفت: من امروز باور نمیکنم، نمیدانم چند درصد شما باور میکنید که کسی مثل ترامپ، امروز اگر ناوهایش در خلیج فارس باشد، خونخواه جوانان به خون غلطیده دیماه ماست. یا من باور نمیکنم که تحریمها صرفاً برای حقوق بشر یا چیز دیگری باشد.
👍154👎71
Forwarded from ازسوی دیگر | رضا کلاهی (Reza Kolahi)
نامه انجمن جامعهشناسی ایران به انجمن بینالمللی جامعهشناسی:
موضوع: درخواست واکنش نسبت به حملات نظامی ایالات متحده و اسرائیل به ایران
رئیس و اعضای محترم انجمن بینالمللی جامعهشناسی،
احتراماً به آگاهی میرساند که در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۶ فوریه ۲۰۲۶) ارتشهای ایالات متحده و اسرائیل برای دومینبار طی کمتر از نه ماه، بهطور غیرقانونی و بدون هیچگونه مجوز حقوقی یا اعلام قبلی، خاک جمهوری اسلامی ایران را هدف حملات گسترده نظامی قرار دادهاند. این تجاوزات در بحبوحهی مذاکرات میان ایران و آمریکا رخ داده و منجر به تلفات وسیع غیرنظامیان و خسارات سنگین به زیرساختها، مراکز درمانی، آموزشی، فرهنگی و تاریخی کشور شده است.
طبق ماده ۵۱ منشور ملل متحد، ایران صرفاً در چارچوب دفاع مشروع از خود اقدام کرده است. با این حال، ماهیت و ابعاد این حملات آشکارا ناقض اصول بنیادین حقوق بینالملل، کنوانسیونهای ژنو و قواعد آمرهی حقوق بشردوستانه است. از جمله موارد بارز نقض قانون میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- تجاوز به حاکمیت و تمامیت ارضی ایران (نقض ماده ۲ بند ۴ منشور ملل متحد)؛
- حمله به مدرسه ابتدایی در میناب و کشته شدن ۱۶۸ کودک (نقض کنوانسیون حقوق کودک ۱۹۸۹)؛
- بمباران مراکز درمانی و امدادی؛
- حملات به مناطق غیرنظامی که منجر به ویرانی بیش از ۱۷ هزار واحد مسکونی و مجروح شدن هزاران نفر شد؛
- تخریب مراکز فرهنگی ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو؛
- نابودی زیرساختهای حیاتی و پیامدهای زیستمحیطی وسیع.
این رویدادها نهتنها بنیانهای همزیستی صلحآمیز میان ملتها را تهدید میکند، بلکه به تضعیف ارزشهایی چون آزادی، برابری و کرامت انسانی—ارکان اصلی جوامع مدرن—میانجامد.
از منظر جامعهشناسی، بیتفاوتی در برابر اقداماتی که موجودیت جامعه و امکان زندگی مشترک انسانی را به خطر میاندازد، روا نیست. بر این اساس، بدینوسیله، انجمن جامعهشناسی ایران (و اتحادیه انجمنهای علوم اجتماعی ایران متفقاً) از انجمن بینالمللی جامعهشناسی انتظار دارد:
۱. موضع رسمی خود را علیه تحمیل جنگ از سوی ایالات متحده و اسرائیل اعلام کند؛
۲. جامعهشناسان، بهویژه در کشورهای درگیر، را به تحلیل پیامدهای اجتماعی و اخلاقی این جنایات و مطالبهی توقف آن فراخواند؛
۳. از تشکیل کمیسیون حقیقتیاب بیطرف بینالمللی برای بررسی کشتار غیرنظامیان، بهویژه کودکان، حمایت کند؛
۴. بر ضرورت حفاظت از میراث فرهنگی و جلوگیری از تداوم تخریب آثار تاریخی تأکید ورزد؛
۵. از تلاشهای بینالمللی برای برقراری آتشبس، پیشگیری از تکرار تجاوز و جبران خسارتها پشتیبانی نماید.
ما اطمینان داریم جامعهشناسان سراسر جهان، بر پایهی مسئولیت اخلاقی و علمی خویش، در برابر چنین تهدیدی نسبت به بنیانهای انسانی و اجتماعی سکوت نخواهند کرد.
با احترام،
انجمن جامعهشناسی ایران
و
اتحادیه انجمنهای علوم اجتماعی ایران
موضوع: درخواست واکنش نسبت به حملات نظامی ایالات متحده و اسرائیل به ایران
رئیس و اعضای محترم انجمن بینالمللی جامعهشناسی،
احتراماً به آگاهی میرساند که در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۶ فوریه ۲۰۲۶) ارتشهای ایالات متحده و اسرائیل برای دومینبار طی کمتر از نه ماه، بهطور غیرقانونی و بدون هیچگونه مجوز حقوقی یا اعلام قبلی، خاک جمهوری اسلامی ایران را هدف حملات گسترده نظامی قرار دادهاند. این تجاوزات در بحبوحهی مذاکرات میان ایران و آمریکا رخ داده و منجر به تلفات وسیع غیرنظامیان و خسارات سنگین به زیرساختها، مراکز درمانی، آموزشی، فرهنگی و تاریخی کشور شده است.
طبق ماده ۵۱ منشور ملل متحد، ایران صرفاً در چارچوب دفاع مشروع از خود اقدام کرده است. با این حال، ماهیت و ابعاد این حملات آشکارا ناقض اصول بنیادین حقوق بینالملل، کنوانسیونهای ژنو و قواعد آمرهی حقوق بشردوستانه است. از جمله موارد بارز نقض قانون میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- تجاوز به حاکمیت و تمامیت ارضی ایران (نقض ماده ۲ بند ۴ منشور ملل متحد)؛
- حمله به مدرسه ابتدایی در میناب و کشته شدن ۱۶۸ کودک (نقض کنوانسیون حقوق کودک ۱۹۸۹)؛
- بمباران مراکز درمانی و امدادی؛
- حملات به مناطق غیرنظامی که منجر به ویرانی بیش از ۱۷ هزار واحد مسکونی و مجروح شدن هزاران نفر شد؛
- تخریب مراکز فرهنگی ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو؛
- نابودی زیرساختهای حیاتی و پیامدهای زیستمحیطی وسیع.
این رویدادها نهتنها بنیانهای همزیستی صلحآمیز میان ملتها را تهدید میکند، بلکه به تضعیف ارزشهایی چون آزادی، برابری و کرامت انسانی—ارکان اصلی جوامع مدرن—میانجامد.
از منظر جامعهشناسی، بیتفاوتی در برابر اقداماتی که موجودیت جامعه و امکان زندگی مشترک انسانی را به خطر میاندازد، روا نیست. بر این اساس، بدینوسیله، انجمن جامعهشناسی ایران (و اتحادیه انجمنهای علوم اجتماعی ایران متفقاً) از انجمن بینالمللی جامعهشناسی انتظار دارد:
۱. موضع رسمی خود را علیه تحمیل جنگ از سوی ایالات متحده و اسرائیل اعلام کند؛
۲. جامعهشناسان، بهویژه در کشورهای درگیر، را به تحلیل پیامدهای اجتماعی و اخلاقی این جنایات و مطالبهی توقف آن فراخواند؛
۳. از تشکیل کمیسیون حقیقتیاب بیطرف بینالمللی برای بررسی کشتار غیرنظامیان، بهویژه کودکان، حمایت کند؛
۴. بر ضرورت حفاظت از میراث فرهنگی و جلوگیری از تداوم تخریب آثار تاریخی تأکید ورزد؛
۵. از تلاشهای بینالمللی برای برقراری آتشبس، پیشگیری از تکرار تجاوز و جبران خسارتها پشتیبانی نماید.
ما اطمینان داریم جامعهشناسان سراسر جهان، بر پایهی مسئولیت اخلاقی و علمی خویش، در برابر چنین تهدیدی نسبت به بنیانهای انسانی و اجتماعی سکوت نخواهند کرد.
با احترام،
انجمن جامعهشناسی ایران
و
اتحادیه انجمنهای علوم اجتماعی ایران
👍161👎72
Forwarded from ازسوی دیگر | رضا کلاهی (Reza Kolahi)
7748470006450429699_283846406707448.pdf
171.6 KB
فایل اصلی نامهی بالا
👍71👎38
دو ساعت مانده تا تحویل سال؛ نوروز بر شما مبارک باشد، در حد مقدور، به آن اندازه که جانی باقی مانده است تا آرزو کنیم ایران روی خوش ببیند؛ فارغ از بمباران و ویرانی؛ با مردمانی که مسالمتآمیز در کنار هم زندگی میکنند، کشورشان را میسازند، و نقشی عزتمندانه در جهان دارند. سلامت و در امان باشید از جنگی که شر مطلق است.
محمد فاضلی
۱۴۰۴/۱۲/۲۹
محمد فاضلی
۱۴۰۴/۱۲/۲۹
👍393👎36
Forwarded from محمد مالجو
️ ⭕️ از نیروگاه تا نانوایی: زنجیرۀ فروپاشی
تهدید به هدفگرفتن نیروگاههای برق صرفاً تهدیدی نظامی نیست. تهدیدی است علیه بافت زندگی روزمره. در جامعۀ مدرن اصولاً برق یک «کالای زیرساختی» است که نهفقط تولید بلکه بازتولید اجتماعی را ممکن میسازد: از بیمارستانها و زنجیرۀ تأمین دارو تا شبکههای آبرسانی و حملونقل و ارتباطات و حتی اعتماد متقابل میان افراد.
نابودی این زیرساخت یعنی فروپاشی دفعی نظمی که کنش جمعی را ممکن میکند. زیرساختها همان بسترهایی نامرئیاند که روابط اجتماعی را شکل میدهند. وقتی برق از کار بیفتد نهفقط کارخانهها تعطیل میشوند بلکه قراردادهای نانوشتهای که زندگی را قابل پیشبینی میکنند نیز از هم میپاشند: نان بهموقع نمیرسد، بیمار درمان نمیشود، اطلاعات قطع میشود و نااطمینانی به قاعده بدل میگردد.
در چنین وضعی، جامعه وارد وضعیت «فرسایش شتابان» میشود، جایی که پیوندهای اجتماعی پیش از آن که بازسازی شوند فرو میریزند. اینجاست که سادهانگاری مدافعان تهاجم خارجی آشکار میشود: تصور این که میتوان به «نظام» ضربه زد بیآنکه «جامعه» آسیب ببیند نادیدهانگاری همین پیوستگی عمیق است. زیرساختها بیطرف نیستند. نابودیشان بیش از آن که قدرت سیاسی را هدف بگیرد ظرفیت زیست جمعی را تخریب میکند.
🆔 @mmaljoo
تهدید به هدفگرفتن نیروگاههای برق صرفاً تهدیدی نظامی نیست. تهدیدی است علیه بافت زندگی روزمره. در جامعۀ مدرن اصولاً برق یک «کالای زیرساختی» است که نهفقط تولید بلکه بازتولید اجتماعی را ممکن میسازد: از بیمارستانها و زنجیرۀ تأمین دارو تا شبکههای آبرسانی و حملونقل و ارتباطات و حتی اعتماد متقابل میان افراد.
نابودی این زیرساخت یعنی فروپاشی دفعی نظمی که کنش جمعی را ممکن میکند. زیرساختها همان بسترهایی نامرئیاند که روابط اجتماعی را شکل میدهند. وقتی برق از کار بیفتد نهفقط کارخانهها تعطیل میشوند بلکه قراردادهای نانوشتهای که زندگی را قابل پیشبینی میکنند نیز از هم میپاشند: نان بهموقع نمیرسد، بیمار درمان نمیشود، اطلاعات قطع میشود و نااطمینانی به قاعده بدل میگردد.
در چنین وضعی، جامعه وارد وضعیت «فرسایش شتابان» میشود، جایی که پیوندهای اجتماعی پیش از آن که بازسازی شوند فرو میریزند. اینجاست که سادهانگاری مدافعان تهاجم خارجی آشکار میشود: تصور این که میتوان به «نظام» ضربه زد بیآنکه «جامعه» آسیب ببیند نادیدهانگاری همین پیوستگی عمیق است. زیرساختها بیطرف نیستند. نابودیشان بیش از آن که قدرت سیاسی را هدف بگیرد ظرفیت زیست جمعی را تخریب میکند.
🆔 @mmaljoo
👍224👎36
طرد و تحقیرشدگان
محمد فاضلی
بیکاری و شرایط جنگی باعث شد به اجبار تعدادی فیلم و سریال ببینم و از جمله #سریال_قورباغه و فیلم جنگ جهانی سوم ساختههای #هومن_سیدی را دیدم. فیلم «مغزهای کوچک زنگزده» را هم سالیان قبل از او دیده بودم. به گمانم در ذهنیت هومن سیدی، نکته مهم و بسیار قابل اعتنایی هستد که در هر سه اثر او آشکارند. البته درباره بقیه آثار او قضاوت نمیکنم.
آدمها، شخصیتها و وضعیتهایی که سیدی در این سه اثر به تصویر میکشد، همگی نشان طردشدگی را بر خود دارند. آدمهای مغزهای کوچک زنگزده در حاشیه شهر و در خشنترین صورتهای طردشدگی به سر میبرند. همچنین است شخصیتی که محسن تنابنده در جنگ جهانی سوم بازی میکند و حتی دختر کر و لالی که او عاشقش میشود. آدمهای قورباغه هم همگی نشان طردشدگی بر چهره دارند از نوری گرفته تا رامین و سروش و بقیه.
اما نکتهای که سیدی در همه اینها به تصویر میکشد، ظرفیت این آدمهای طردشده برای اعمال خشونت است. شخصیت مظلوم و ساکت تنابنده در جنگ جهانی سوم میتواند در نهایت آدم بکشد و سم در غذای دهها نفر بریزد. در کل فیلم هم توسط کارگردان و تهیهکننده و سایر شخصیتهای درون فیلم تحقیر میشود.
آدمهای سریال قورباغه آرزومندان طردشدهای هستند که به دنبال ثروت و بیشتر از آن قدرت میگردند. گرد مخدر قورباغه، نوشداروی قدرت برای نفی طردشدگی است و همه حاضرند برای رسیدن به آن آدم بکشند، از عشق بگذرند و خشونت بورزند. آدمهای طردشده مغزهای کوچک زنگزده هم همین قابلیت را دارند.
درست است که شرایط جنگی است و حال و حوصلهای برای این نوع نگاه به زندگی اجتماعی نیست، اما دقیقاً همین نقطه کانونی نگاه هومن سیدی است که او و طرح انتقادی آثارش (حداقل در این سه اثر که من دیدهام) را به لحظه حال ایران در فروردین ۱۴۰۵ پیوند میزند.
جامعه ایران چگونه دوپاره شد؟ چگونه بخشی از این جمعیت (هر چند درصد که هست) به نقطهای رسید که از باریدن خشنترین و فلاکتبارترین صورت خشونت (جنگ علیه وطن با همه خسارات و خشونتهایش) استقبال کرده و خوشحالی کند؟ این لحظه تأسفبار چگونه پدید آمد؟
پاسخ آثار هومن سیدی این است: بخشی از ایرانیان طرد شدند، صدایشان شنیده نشد، عاملیتشان از دست رفت، و در نهایت از سر استیصال به قدرت جادویی (مثل گَرد قورباغه) دل بستند. آنها بر اثر سازوکارهای اقتصادی (فقر و بسته شدن فرصتهای رشد)، سازوکارهای اجتماعی (سرکوب سبک زندگی، محترم شمرده نشدن، نادیده گرفته شدن و احساس سرکوب منزلتی)، سازوکارهای سیاسی (ممانعت از مشارکت سیاسی، خلق بیقدرتی در اثرگذاری معنادار بر سرنوشت سیاسی، مشاهده فساد و ناکارآمدی و بسته شدن روزنههای خروج از این وضعیت)؛ و در تنگنای فقدان بازنمایی رسانهای دیدگاه و اندیشهشان، عصیان کردند. این البته عصیانی مستأصل است که در قالب دل بستن به اعمال خشونتی که دیگری (دشمن بیرونی) اعمال میکند، جلوهگر میشود.
آثار هومن سیدی از این جهت که طردشدگان را در کانون توجه قرار میدهد، نگاه انتقادی نافذی به جامعه ایرانی دارد؛ و از آن جهت که ظرفیت بروز خشونت و اهمیت خطرهای نهفته در احساس بیقدرتی را به تصور میکشد، مهم و هشداردهنده هستند.
ایران بهتر در شرایطی ساخته میشود که تعداد هر قدر کمتری از آدمها احساس طردشدگی و تحقیر داشته باشند. هر کجا انسانی تحقیر و طرد شود، تخم کینه و نفرتی کاشته میشود، و سودای دستیابی به قدرتی برای خروج از طرد و تحقیر شکل میگیرد که خانمانسوز است. گاه بنیان خانوادهای را میسوزاند و گاه جامعهای را به آتش میکشد.
ایرانی بدون طرد و تحقیرم آرزوست.
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی
بیکاری و شرایط جنگی باعث شد به اجبار تعدادی فیلم و سریال ببینم و از جمله #سریال_قورباغه و فیلم جنگ جهانی سوم ساختههای #هومن_سیدی را دیدم. فیلم «مغزهای کوچک زنگزده» را هم سالیان قبل از او دیده بودم. به گمانم در ذهنیت هومن سیدی، نکته مهم و بسیار قابل اعتنایی هستد که در هر سه اثر او آشکارند. البته درباره بقیه آثار او قضاوت نمیکنم.
آدمها، شخصیتها و وضعیتهایی که سیدی در این سه اثر به تصویر میکشد، همگی نشان طردشدگی را بر خود دارند. آدمهای مغزهای کوچک زنگزده در حاشیه شهر و در خشنترین صورتهای طردشدگی به سر میبرند. همچنین است شخصیتی که محسن تنابنده در جنگ جهانی سوم بازی میکند و حتی دختر کر و لالی که او عاشقش میشود. آدمهای قورباغه هم همگی نشان طردشدگی بر چهره دارند از نوری گرفته تا رامین و سروش و بقیه.
اما نکتهای که سیدی در همه اینها به تصویر میکشد، ظرفیت این آدمهای طردشده برای اعمال خشونت است. شخصیت مظلوم و ساکت تنابنده در جنگ جهانی سوم میتواند در نهایت آدم بکشد و سم در غذای دهها نفر بریزد. در کل فیلم هم توسط کارگردان و تهیهکننده و سایر شخصیتهای درون فیلم تحقیر میشود.
آدمهای سریال قورباغه آرزومندان طردشدهای هستند که به دنبال ثروت و بیشتر از آن قدرت میگردند. گرد مخدر قورباغه، نوشداروی قدرت برای نفی طردشدگی است و همه حاضرند برای رسیدن به آن آدم بکشند، از عشق بگذرند و خشونت بورزند. آدمهای طردشده مغزهای کوچک زنگزده هم همین قابلیت را دارند.
درست است که شرایط جنگی است و حال و حوصلهای برای این نوع نگاه به زندگی اجتماعی نیست، اما دقیقاً همین نقطه کانونی نگاه هومن سیدی است که او و طرح انتقادی آثارش (حداقل در این سه اثر که من دیدهام) را به لحظه حال ایران در فروردین ۱۴۰۵ پیوند میزند.
جامعه ایران چگونه دوپاره شد؟ چگونه بخشی از این جمعیت (هر چند درصد که هست) به نقطهای رسید که از باریدن خشنترین و فلاکتبارترین صورت خشونت (جنگ علیه وطن با همه خسارات و خشونتهایش) استقبال کرده و خوشحالی کند؟ این لحظه تأسفبار چگونه پدید آمد؟
پاسخ آثار هومن سیدی این است: بخشی از ایرانیان طرد شدند، صدایشان شنیده نشد، عاملیتشان از دست رفت، و در نهایت از سر استیصال به قدرت جادویی (مثل گَرد قورباغه) دل بستند. آنها بر اثر سازوکارهای اقتصادی (فقر و بسته شدن فرصتهای رشد)، سازوکارهای اجتماعی (سرکوب سبک زندگی، محترم شمرده نشدن، نادیده گرفته شدن و احساس سرکوب منزلتی)، سازوکارهای سیاسی (ممانعت از مشارکت سیاسی، خلق بیقدرتی در اثرگذاری معنادار بر سرنوشت سیاسی، مشاهده فساد و ناکارآمدی و بسته شدن روزنههای خروج از این وضعیت)؛ و در تنگنای فقدان بازنمایی رسانهای دیدگاه و اندیشهشان، عصیان کردند. این البته عصیانی مستأصل است که در قالب دل بستن به اعمال خشونتی که دیگری (دشمن بیرونی) اعمال میکند، جلوهگر میشود.
آثار هومن سیدی از این جهت که طردشدگان را در کانون توجه قرار میدهد، نگاه انتقادی نافذی به جامعه ایرانی دارد؛ و از آن جهت که ظرفیت بروز خشونت و اهمیت خطرهای نهفته در احساس بیقدرتی را به تصور میکشد، مهم و هشداردهنده هستند.
ایران بهتر در شرایطی ساخته میشود که تعداد هر قدر کمتری از آدمها احساس طردشدگی و تحقیر داشته باشند. هر کجا انسانی تحقیر و طرد شود، تخم کینه و نفرتی کاشته میشود، و سودای دستیابی به قدرتی برای خروج از طرد و تحقیر شکل میگیرد که خانمانسوز است. گاه بنیان خانوادهای را میسوزاند و گاه جامعهای را به آتش میکشد.
ایرانی بدون طرد و تحقیرم آرزوست.
@fazeli_mohammad
👍318👎8
Forwarded from محمد مالجو
️ ⭕️ فرصتطلبی در لباس تاریخ: نقد یک استدلال جنگطلبانه
یکی از کارمندان "ایراناینترنشنال" ادعا می کند که تجربهٔ عراق در سال ۱۹۹۱ نشان داد که اگر مردم همزمان با حملهٔ خارجی برای سرنگونی حکومت اقدام نکنند فرصت از دست میرود و هزینهها در آینده چندبرابر میشود. نتیجه میگیرد در ایران نیز باید جنگ جاری را به نقطهٔ پایانِ حکومت بدل کرد و هر تعللی خیانت به وطن است.
این حرف در ظاهر به تاریخ اشاره میکند، اما در واقع عمیقاً غیرتاریخی است: میخواهد سرنوشت ایران را با الگوی جنگی یک کشور دیگر توضیح دهد و همان نسخه را اینجا اجرا کند. اما تاریخ اصلاً نسخهٔ آماده و قابل کپیکردن نیست. هر جامعه شرایط خاص خودش را دارد. ترکیبی است از نیروهای سیاسی و شکافهای اجتماعی و ظرفیتهای درونی. نمی توان با یک مقایسهٔ ساده و عجولانه بر استمرار مسیر جنگ اصرار ورزید.
اولاً این استدلال به طرزی فرصتطلبانه جنگ را از یک «فاجعه» به یک «فرصت» بدل میکند. گویی بمباران نه ویرانگر زیرساخت و جان انسانها بلکه میانبُری برای رهایی است. در واقعیت اما جنگ نه جراحی دقیق که طوفانی کور است: نهفقط دولت بلکه جامعه را نیز میفرساید. نهفقط قدرت حکومت بلکه اعتماد و همبستگی و امکان کنش جمعی میان ملت را نیز تضعیف می کند. ایرانِ فرسوده از جنگ نه ایرانِ آماده برای آزادی که ایرانِ آماده برای فروپاشیهای زنجیرهای است.
ثانیاً این روایت با برچسبزنی اخلاقی اصولاً پیچیدگی سیاست را به دوگانهای ساده تقلیل میدهد: «وطنپرست» یا «خائن». اما این دوگانه در بستر حملهٔ خارجی اصلاً خود به ابزار سرکوب بدل میشود. هر که را با تهاجم خارجی مخالفت بورزد بهراحتی به «همدست حکومت» متهم میکنند و میدان سیاست را بر این مبنا نه گستردهتر که تنگتر میسازند. نتیجه کاملاً متناقضنماست: جنگی که بنا بود برای آزادی آغاز شود عملاً فضای آزادی را خفه میکند.
ثالثاً این نگاه از یک نکتهٔ تعیینکننده غفلت میکند: نیروهای خارجی اصولاً اهداف خود را دارند نه پروژهٔ رهایی مردم ایران را. تاریخ نشان داده که مداخلهٔ بیرونی، حتی اگر به تغییر حکومت بینجامد، لزوماً به استقرار نظمی باثبات و عادلانه و مردمی ختم نمیشود. آنچه باقی میماند غالباً دولتی ضعیف و جامعهای گسیخته و میدانی باز برای انواع رقابتهای ویرانگر است.
رابعاً قیاس با عراق دقیقاً همان چیزی را پنهان میکند که باید دیده شود: هزینهٔ واقعی «تأخیر» نهفقط در سالها بلکه در کیفیت ویرانی است. مسئله این نیست که چرا تغییر دیر رخ داد. مسئله این است که چرا تغییر، بهواسطهٔ جنگ و مداخله، به شکلی رخ داد که خود به منبعی تازه از خشونت و بیثباتی بدل شد.
سرانجام نیز این که مهمترین لغزش این استدلال مشخصاً چشمپوشی از اصل بنیادین استقلال است. مخالفت با یک حکومت بههیچوجه به معنای پذیرش یا توجیه تجاوز خارجی نیست. برعکس، دقیقاً در لحظهٔ تجاوز است که دفاع از سرزمین و جامعه معنایی دوچندان مییابد. آزادی و رهایی اگر قرار است پایدار باشد باید بر بستر نیروهای درونی جامعه ساخته شود نه بر شانههای بمبافکنها.
🆔 @mmaljoo
یکی از کارمندان "ایراناینترنشنال" ادعا می کند که تجربهٔ عراق در سال ۱۹۹۱ نشان داد که اگر مردم همزمان با حملهٔ خارجی برای سرنگونی حکومت اقدام نکنند فرصت از دست میرود و هزینهها در آینده چندبرابر میشود. نتیجه میگیرد در ایران نیز باید جنگ جاری را به نقطهٔ پایانِ حکومت بدل کرد و هر تعللی خیانت به وطن است.
این حرف در ظاهر به تاریخ اشاره میکند، اما در واقع عمیقاً غیرتاریخی است: میخواهد سرنوشت ایران را با الگوی جنگی یک کشور دیگر توضیح دهد و همان نسخه را اینجا اجرا کند. اما تاریخ اصلاً نسخهٔ آماده و قابل کپیکردن نیست. هر جامعه شرایط خاص خودش را دارد. ترکیبی است از نیروهای سیاسی و شکافهای اجتماعی و ظرفیتهای درونی. نمی توان با یک مقایسهٔ ساده و عجولانه بر استمرار مسیر جنگ اصرار ورزید.
اولاً این استدلال به طرزی فرصتطلبانه جنگ را از یک «فاجعه» به یک «فرصت» بدل میکند. گویی بمباران نه ویرانگر زیرساخت و جان انسانها بلکه میانبُری برای رهایی است. در واقعیت اما جنگ نه جراحی دقیق که طوفانی کور است: نهفقط دولت بلکه جامعه را نیز میفرساید. نهفقط قدرت حکومت بلکه اعتماد و همبستگی و امکان کنش جمعی میان ملت را نیز تضعیف می کند. ایرانِ فرسوده از جنگ نه ایرانِ آماده برای آزادی که ایرانِ آماده برای فروپاشیهای زنجیرهای است.
ثانیاً این روایت با برچسبزنی اخلاقی اصولاً پیچیدگی سیاست را به دوگانهای ساده تقلیل میدهد: «وطنپرست» یا «خائن». اما این دوگانه در بستر حملهٔ خارجی اصلاً خود به ابزار سرکوب بدل میشود. هر که را با تهاجم خارجی مخالفت بورزد بهراحتی به «همدست حکومت» متهم میکنند و میدان سیاست را بر این مبنا نه گستردهتر که تنگتر میسازند. نتیجه کاملاً متناقضنماست: جنگی که بنا بود برای آزادی آغاز شود عملاً فضای آزادی را خفه میکند.
ثالثاً این نگاه از یک نکتهٔ تعیینکننده غفلت میکند: نیروهای خارجی اصولاً اهداف خود را دارند نه پروژهٔ رهایی مردم ایران را. تاریخ نشان داده که مداخلهٔ بیرونی، حتی اگر به تغییر حکومت بینجامد، لزوماً به استقرار نظمی باثبات و عادلانه و مردمی ختم نمیشود. آنچه باقی میماند غالباً دولتی ضعیف و جامعهای گسیخته و میدانی باز برای انواع رقابتهای ویرانگر است.
رابعاً قیاس با عراق دقیقاً همان چیزی را پنهان میکند که باید دیده شود: هزینهٔ واقعی «تأخیر» نهفقط در سالها بلکه در کیفیت ویرانی است. مسئله این نیست که چرا تغییر دیر رخ داد. مسئله این است که چرا تغییر، بهواسطهٔ جنگ و مداخله، به شکلی رخ داد که خود به منبعی تازه از خشونت و بیثباتی بدل شد.
سرانجام نیز این که مهمترین لغزش این استدلال مشخصاً چشمپوشی از اصل بنیادین استقلال است. مخالفت با یک حکومت بههیچوجه به معنای پذیرش یا توجیه تجاوز خارجی نیست. برعکس، دقیقاً در لحظهٔ تجاوز است که دفاع از سرزمین و جامعه معنایی دوچندان مییابد. آزادی و رهایی اگر قرار است پایدار باشد باید بر بستر نیروهای درونی جامعه ساخته شود نه بر شانههای بمبافکنها.
🆔 @mmaljoo
👍172👎41
