Audio
قسمت صد و دوازدهم پادکست دغدغه ایران
بازخوانی ایران معاصر
بعد از پنج قسمت شرح کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی» و پنج قسمت شرح کتاب «در سایه خشونت» که نزدیک به ده ماه طول کشید، در قسمت صدودوازده پادکست دغدغه ایران، تاریخ ایران معاصر را از اواخر مشروطه تا به امروز در چارچوب تحولات نظم دسترسی محدود بازخوانی کردهایم.
حامی مالی این قسمت
آچاره، خدمات و تعمیرات آنلاین ساختمان و لوازم منزل
حامی مالی این قسمت
سارودی (Sarodi) طراح و تولیدکننده محصولات بهداشتی ساختمانی
حمایت از پادکست دغدغه ایران
پادکست جور دیگر: جامعهشناسی برای همه
شناسه پیپال
Mfpaypal97@gmail.com
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: dirancast@gmail.com
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: حامد ملیانی و کریم شاهین
تاریخ انتشار
خرداد هزار و چهارصدوسه
@dirancast_official
بازخوانی ایران معاصر
بعد از پنج قسمت شرح کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی» و پنج قسمت شرح کتاب «در سایه خشونت» که نزدیک به ده ماه طول کشید، در قسمت صدودوازده پادکست دغدغه ایران، تاریخ ایران معاصر را از اواخر مشروطه تا به امروز در چارچوب تحولات نظم دسترسی محدود بازخوانی کردهایم.
حامی مالی این قسمت
آچاره، خدمات و تعمیرات آنلاین ساختمان و لوازم منزل
حامی مالی این قسمت
سارودی (Sarodi) طراح و تولیدکننده محصولات بهداشتی ساختمانی
حمایت از پادکست دغدغه ایران
پادکست جور دیگر: جامعهشناسی برای همه
شناسه پیپال
Mfpaypal97@gmail.com
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: dirancast@gmail.com
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: حامد ملیانی و کریم شاهین
تاریخ انتشار
خرداد هزار و چهارصدوسه
@dirancast_official
👍89👎3
چرا انتخابات ۱۴۰۳ متفاوت است؟
محمد فاضلی
بعد از چند انتخابات بیرمق و نمایشی که اکثریت مردم در آنها شرکت نکردند، انتخابات ریاست جمهوری تیرماه ۱۴۰۳ از لحظه اعلام نام نامزدهای تأییدشده، متفاوت به نظر میرسد. دلایلم را توضیح میدهم.
یک. مردم میخواهند زندگی کنند، راحت زندگی کنند. جامعه ایران دنبال صدای عقلانیتی میگردد که زخمهایش را مرهم بگذارد، شکافهای اجتماعی و سیاسیاش را عمیقتر نکند بلکه بهبود دهد، به علم و عقل احترام بگذارد، مردم را رو در روی هم قرار ندهد، صدای عقلانیت در روابط خارجی باشد، و با گفتار و کردارش اجازه دهد مردم کنار هم زیست مسالمتآمیز داشته باشند؛ و زندگی کنند، زندگی.
دو. مردم پنج سال، از انتخابات مجلس ۱۳۹۸ تاکنون، فکر کردهاند به نتیجهای که از مشارکت نکردن در انتخابات گرفتهاند. ننشستهاند یک گوشه به این دوران فکر کنند، بلکه در گفتوگوها، متنهای فضای مجازی و نتایجی که در دنیای واقعی به دست آمده، جمعی فکر کردهاند.
سه. در انتخاباتهای قبلی، واقعاً گزینه متفاوتی وجود نداشت. همه نامزدها کم و بیش مثل هم بودند و آرایش صحنه به گونهای بود که هیچ تفاوت معناداری به چشم نمیخورد. این بار ورود #مسعود_پزشکیان صحنه متفاوتی رقم زده است.
چهار. عدهای جا انداخته بودند که حکومت جمهوری اسلامی رفتنی است و با یک هُل دیگر میافتد؛ بنابراین بهتر است مدتی ناکارآمدی بیشتر را تحمل کرد تا کل حکومت بیفتد. بعد از اعتراضات گسترده سال ۱۴۰۱ که نظام سیاسی سر جایش ماند، و بالا گرفتن تنش بین ایران و اسرائیل، که با حمله مستقیم ایران به خاک اسرائیل و مشارکت نکردن آمریکا در پاسخ به این حمله، پایان یافت؛ آن تصور درباره افتادن نظام سیاسی با یک هُل، خریداران زیادی ندارد.
پنج. احتمالاً اکثریتی به این نتیجه میرسند که کشور با سطح بالایی از تنش داخلی و با تحریم و حمله خارجی، درست نمیشود. کشور را باید از درون، با اجماعسازی، با کار کارشناسی، با شکل دادن مجموعهای از توافقات بین نیروهای سیاسی بر سر چگونگی بهتر اداره کردن کشور، با فراهم کردن زمینه زندگی کردن بهتر برای همه مردم و بالاخص ضعیفترین اقشار، با بهکارگیری نخبگان و با همدلی ایجاد کردن بین همه مردم ساخت.
شش. مردم بیش از ۳ سال است که شعارهای پرطمطراق شنیدهاند. شعارهایی از یک رقمی کردن تورم، تا ساخت ۴ میلیون مسکن و راهاندازی تولید و ... اما آنچه واقعاً دستگیرشان شده، تورم بالاتر، بیشتر از دسترس خارج شدن مسکن و سختتر شدن زندگی است. این احساس در جامعه پدید آمده که با شعار پرهیاهو نمیتوان کاری از پیش برد و باید دست به دامان تخصص، کارآمدی، انسانهای متخصص و علم و دانش شد.
هفت. جامعه ایرانی از وعده حرکتهای جهشی و غیرتدریجی بسیار ضربه خورده و خسته شده است. وعدههای حرکتهای جهشی – خواه دموکراتیک شدن سریع و توسعه سیاسی باشد، خواه رشد اقتصادی و یکباره تبدیل شدن به ابرقدرت – دیگر جاذبهای ندارند. مردم این بار احتمالاً به صدای «عقلانیت بهبود تدریجی اما مستمر» بیشتر گوش میدهند. آنها دنبال قهرمانی نمیگردند که یکباره آنها را از مشکلات خلاص کند، اما به کسی که گفتار و کردار عقلانی داشته باشد و چشمانداز حرکت تدریجی به سمت عقلانیت بیشتر و بهبود بسازد، روی خوش نشان میدهند.
هر تحلیلی ممکن است حاوی اشتباهاتی باشد، اما به دلایل فوق فکر میکنم انتخابات تیرماه ۱۴۰۳ شاهد وضعیت متفاوتی نسبت به گذشته خواهد بود. اگر صدایی از عقلانیت بلند شود، شنیده خواهد شد و پاسخ مناسب دریافت خواهد کرد.
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی
بعد از چند انتخابات بیرمق و نمایشی که اکثریت مردم در آنها شرکت نکردند، انتخابات ریاست جمهوری تیرماه ۱۴۰۳ از لحظه اعلام نام نامزدهای تأییدشده، متفاوت به نظر میرسد. دلایلم را توضیح میدهم.
یک. مردم میخواهند زندگی کنند، راحت زندگی کنند. جامعه ایران دنبال صدای عقلانیتی میگردد که زخمهایش را مرهم بگذارد، شکافهای اجتماعی و سیاسیاش را عمیقتر نکند بلکه بهبود دهد، به علم و عقل احترام بگذارد، مردم را رو در روی هم قرار ندهد، صدای عقلانیت در روابط خارجی باشد، و با گفتار و کردارش اجازه دهد مردم کنار هم زیست مسالمتآمیز داشته باشند؛ و زندگی کنند، زندگی.
دو. مردم پنج سال، از انتخابات مجلس ۱۳۹۸ تاکنون، فکر کردهاند به نتیجهای که از مشارکت نکردن در انتخابات گرفتهاند. ننشستهاند یک گوشه به این دوران فکر کنند، بلکه در گفتوگوها، متنهای فضای مجازی و نتایجی که در دنیای واقعی به دست آمده، جمعی فکر کردهاند.
سه. در انتخاباتهای قبلی، واقعاً گزینه متفاوتی وجود نداشت. همه نامزدها کم و بیش مثل هم بودند و آرایش صحنه به گونهای بود که هیچ تفاوت معناداری به چشم نمیخورد. این بار ورود #مسعود_پزشکیان صحنه متفاوتی رقم زده است.
چهار. عدهای جا انداخته بودند که حکومت جمهوری اسلامی رفتنی است و با یک هُل دیگر میافتد؛ بنابراین بهتر است مدتی ناکارآمدی بیشتر را تحمل کرد تا کل حکومت بیفتد. بعد از اعتراضات گسترده سال ۱۴۰۱ که نظام سیاسی سر جایش ماند، و بالا گرفتن تنش بین ایران و اسرائیل، که با حمله مستقیم ایران به خاک اسرائیل و مشارکت نکردن آمریکا در پاسخ به این حمله، پایان یافت؛ آن تصور درباره افتادن نظام سیاسی با یک هُل، خریداران زیادی ندارد.
پنج. احتمالاً اکثریتی به این نتیجه میرسند که کشور با سطح بالایی از تنش داخلی و با تحریم و حمله خارجی، درست نمیشود. کشور را باید از درون، با اجماعسازی، با کار کارشناسی، با شکل دادن مجموعهای از توافقات بین نیروهای سیاسی بر سر چگونگی بهتر اداره کردن کشور، با فراهم کردن زمینه زندگی کردن بهتر برای همه مردم و بالاخص ضعیفترین اقشار، با بهکارگیری نخبگان و با همدلی ایجاد کردن بین همه مردم ساخت.
شش. مردم بیش از ۳ سال است که شعارهای پرطمطراق شنیدهاند. شعارهایی از یک رقمی کردن تورم، تا ساخت ۴ میلیون مسکن و راهاندازی تولید و ... اما آنچه واقعاً دستگیرشان شده، تورم بالاتر، بیشتر از دسترس خارج شدن مسکن و سختتر شدن زندگی است. این احساس در جامعه پدید آمده که با شعار پرهیاهو نمیتوان کاری از پیش برد و باید دست به دامان تخصص، کارآمدی، انسانهای متخصص و علم و دانش شد.
هفت. جامعه ایرانی از وعده حرکتهای جهشی و غیرتدریجی بسیار ضربه خورده و خسته شده است. وعدههای حرکتهای جهشی – خواه دموکراتیک شدن سریع و توسعه سیاسی باشد، خواه رشد اقتصادی و یکباره تبدیل شدن به ابرقدرت – دیگر جاذبهای ندارند. مردم این بار احتمالاً به صدای «عقلانیت بهبود تدریجی اما مستمر» بیشتر گوش میدهند. آنها دنبال قهرمانی نمیگردند که یکباره آنها را از مشکلات خلاص کند، اما به کسی که گفتار و کردار عقلانی داشته باشد و چشمانداز حرکت تدریجی به سمت عقلانیت بیشتر و بهبود بسازد، روی خوش نشان میدهند.
هر تحلیلی ممکن است حاوی اشتباهاتی باشد، اما به دلایل فوق فکر میکنم انتخابات تیرماه ۱۴۰۳ شاهد وضعیت متفاوتی نسبت به گذشته خواهد بود. اگر صدایی از عقلانیت بلند شود، شنیده خواهد شد و پاسخ مناسب دریافت خواهد کرد.
@fazeli_mohammad
👍682👎442
Forwarded from کتابفروشی دماوند
#خبرانتشارکتاب
تجربه شیلی؛ ظهور و سقوط نئولیبرالیسم / سباستین ادواردز، ترجمه محمدرضا فرهادیپور / نشر شیرازه، ۴۰۴ صفحه رقعی شومیز، ۴۵۰ هزار تومن
اسم اصلی:
The Chile Project: The Story of the Chicago Boys and the Downfall of Neoliberalism
از صفحه ناشر:
«کتاب حاضر روایت ماجرایی است که با کودتای ژنرال پینوشه علیه دولت سالوادور آلنده در سال ۱۹۷۳ آغاز شد و در سال ۲۰۲۱ با انتخاب گابریل بوریک که جبهه متحدی علیه سلطه نئولیبرالیسم بر اقتصاد و جامعه شیلی را رهبری کرد به ریاست جمهوری به سرانجام خود رسید. بحث در موردِ اقتصاد شیلی در مرکز مباحث کتاب قرار دارند و بااینهمه، کتاب همزمان روایتی است از چگونگی غلبة نیم قرن عقاید و باورهای نئولیبرال بر ذهن بسیاری از مهمترین بازیگران سیاسی این کشور. عقاید و باورهایی که به پشتوانة اقتدارگرایی، شیلی را به رتبه اوّل اقتصادی در میان کشورهای آمریکای لاتین رساندند و همزمان این کشور را به یکی از نابرابرترین کشورهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی تبدیل کردند. باور به لزوم «بازاری کردنِ (تقریباً) همهچیز» سیاستمداران شیلیایی اعم از راستگرایان و چپِ میانه را بر آن داشت تا طی حدود نیم قرن، به خصوصیسازی تمامی ساختارهای خدماتی و رفاهی کشور اقدام کنند: آموزشوپرورش، بیمههای اجتماعی، نظام مستمری سالمندان و شبکه حملونقل عمومی، به ابتکارات فردی و رقابت بازاری سپرده شدند تا شیلی را به سوی نابرابری مورد اشاره سوق دهند. همین نابرابریبود که زمینه شورشهای سال ۲۰۱۹ را فراهم آورد و به سقوط نئولیبرالیسم در شیلی انجامید.»
سفارش به @bahmanbooks یا خرید حضوری از کتابفروشی دماوند
.
تجربه شیلی؛ ظهور و سقوط نئولیبرالیسم / سباستین ادواردز، ترجمه محمدرضا فرهادیپور / نشر شیرازه، ۴۰۴ صفحه رقعی شومیز، ۴۵۰ هزار تومن
اسم اصلی:
The Chile Project: The Story of the Chicago Boys and the Downfall of Neoliberalism
از صفحه ناشر:
«کتاب حاضر روایت ماجرایی است که با کودتای ژنرال پینوشه علیه دولت سالوادور آلنده در سال ۱۹۷۳ آغاز شد و در سال ۲۰۲۱ با انتخاب گابریل بوریک که جبهه متحدی علیه سلطه نئولیبرالیسم بر اقتصاد و جامعه شیلی را رهبری کرد به ریاست جمهوری به سرانجام خود رسید. بحث در موردِ اقتصاد شیلی در مرکز مباحث کتاب قرار دارند و بااینهمه، کتاب همزمان روایتی است از چگونگی غلبة نیم قرن عقاید و باورهای نئولیبرال بر ذهن بسیاری از مهمترین بازیگران سیاسی این کشور. عقاید و باورهایی که به پشتوانة اقتدارگرایی، شیلی را به رتبه اوّل اقتصادی در میان کشورهای آمریکای لاتین رساندند و همزمان این کشور را به یکی از نابرابرترین کشورهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی تبدیل کردند. باور به لزوم «بازاری کردنِ (تقریباً) همهچیز» سیاستمداران شیلیایی اعم از راستگرایان و چپِ میانه را بر آن داشت تا طی حدود نیم قرن، به خصوصیسازی تمامی ساختارهای خدماتی و رفاهی کشور اقدام کنند: آموزشوپرورش، بیمههای اجتماعی، نظام مستمری سالمندان و شبکه حملونقل عمومی، به ابتکارات فردی و رقابت بازاری سپرده شدند تا شیلی را به سوی نابرابری مورد اشاره سوق دهند. همین نابرابریبود که زمینه شورشهای سال ۲۰۱۹ را فراهم آورد و به سقوط نئولیبرالیسم در شیلی انجامید.»
سفارش به @bahmanbooks یا خرید حضوری از کتابفروشی دماوند
.
👍99👎17
آقای پزشکیان این کشور زخم خورده احترام نگذاشتن به تخصص و متخصص است. باور کنید بیماریهای اقتصاد، محیطزیست و جامعه و سیاست ایران، وخیمتر و پیچیدهتر از وضعیت قلب بیماران شماست.
مهمترین کار شما گرد آوردن متخصصان درجه ۱ برای بررسی و یافتن راهحل مسائل ایران است.
@fazeli_mohammad
مهمترین کار شما گرد آوردن متخصصان درجه ۱ برای بررسی و یافتن راهحل مسائل ایران است.
@fazeli_mohammad
👍758👎118
در ایران امروز حزب و تشکیلات منسجمی که برنامه تدوین کند وجود ندارد.
برنامه هم که تدوین شود، معلوم نیست در راهروهای قدرت و سیاست تغییر نکند.
هر رئیسجمهوری بعد از ورود به قدرت، بسته به توان تیم تخصصی و رویکردی برنامه تدوین میکند.
برنامه انتظار داشتن از نامزدها در این شرایط که انتخابات هم غیرمعمول و خارج از موعد شده، واقعبینانه نیست.
@fazeli_mohammad
برنامه هم که تدوین شود، معلوم نیست در راهروهای قدرت و سیاست تغییر نکند.
هر رئیسجمهوری بعد از ورود به قدرت، بسته به توان تیم تخصصی و رویکردی برنامه تدوین میکند.
برنامه انتظار داشتن از نامزدها در این شرایط که انتخابات هم غیرمعمول و خارج از موعد شده، واقعبینانه نیست.
@fazeli_mohammad
👍353👎80
چه انتظاری از پزشکیان؟
محمد فاضلی
انتظارتان از نامزدهای انتخابات چیست؟ بگذارید انواع انتظاراتی را که میتوان از نامزدها داشت، مختصر، با تمرکز بر مسعود پزشکیان شرح دهم.
پزشکیانِ سوپرمن. یعنی انتظار داشته باشیم بیاید و به سرعت تکلیف تورم، تحریم، رشد اقتصادی، آسیبهای اجتماعی، فقر، آب و فرونشست زمین و ... را معین کند.
پزشکیانِ سامورایی. یعنی انتظار داشته باشیم شمشیر دست بگیرد و ناقضان حقوق مردم، خشونتورزان و عناصری را که نمیپسندیم، تار و مار کند.
پزشکیان رابینهود. بعنی انتظار داشته باشیم از راه برسد و حق فقرا و محرومان را از گلوی مستکبران و مال مردمخورها بیرون بکشد و دل مستضعفان را شاد کند.
من میتوانم چند جور دیگر پزشکیان در همین مایهها ردیف کنم. پزشکیان جارچی، دزدگیر، افشاگر و ...؛ اما به گمانم هیچ کدام از اینها نقش رئیسجمهور نیست. ترجیح میدهم پزشکیان در صورت رئیسجمهور شدن (و هر نامزد پیروزی) در نقشهای زیر ظاهر شود.
پزشکیانِ توافقساز. در این کشور، توافقی بین نهادهای حاکمیتی درباره شیوه اداره کشور، حتی در حیاتیترین مسائل، وجود ندارد یا بسیار کمرنگ است. رئیسجمهور رئیس مهمترین شوراهایی است که وظیفهشان توافق بر سر مسائل بنیادین است. او باید توافقساز بزرگ باشد، توافقهایی متضمن منافع مردم ایران.
پزشکیانِ آرامشبخش. ایران امروز درگیر التهابهای شدید اجتماعی بین گروههای سیاسی، گروههایی از مردم و حاکمیت، و تنشهایی بین ایران و جهان است. رئیسجمهور باید آرامشبخش باشد، التهابها را کاهش داده و التهاب را به همکاری، توافق و شور تبدیل کنید. شور سیاسی و التهاب سیاسی دو مقوله کاملاً متفاوت هستند.
پزشکیانِ تخصصگرا. ایران دهههاست از بیاحترامی به تخصص رنج برده است. از اینکه سر جای خودشان نیستند عذاب کشیده است. رئیسجمهور وظیفه دارد به تخصص احترام بگذارد، آنرا قدر نهد و بر صدر نشاند.
پزشکیانِ یکملت. ملت ایران به واسطه خطکشیهای بیحاصل و نابهجا، چندپاره شده است. رئیسجمهور باید در جایگاه التیامبخش روح یک ملت، آنها را به هم نزدیک کند، ایران را برای همه ایرانیان بداند و در عمل به آن وفادار باشد. او باید رئیسجمهور یکملت باشد.
پزشکیانِ کمحرف. مقامات بس که سخن گفتهاند و عمل نکردهاند، و بس که حرفهای زدهاند که از اساس نمیشده به آنها عمل کرد؛ بیاعتبار شدهاند. رئیسجمهور باید کمحرف باشد و تا اطمینان از واقعگرایانه بودن سخنش و عملی بودن وعدهاش نداشته باشد، سخن نگوید. به این طریق است که میشود اعتبار را به رئیسجمهور، سیاست و سخن بازگرداند.
پزشکیانِ راهسازِ راهدار. رئیسجمهور باید راهسازی کند، راهی که مردم در تعیین مسیر و مقصد آن مهمترین نقش را دارند؛ و درباره مسیر این راه بین همه نهادهای حاکمیت توافقسازی کند. او باید راهداری کند که راه ساختهشده با نظر و کمک مردم، خوب نگهداری شود و راهزنان راه بر مردم نبندند.
من دنبال قهرمان نمیگردم، و باور ندارم که ایران با دهها درد بنیادین، در میانه شدیدترین تحریمها، راهحلهای کوتاهمدت، سریع و کمهزینه دارد. هر رئیسجمهور احتمالی، از جمله #مسعود_پزشکیان فقط به شرطی که صدای عقلانیت باشد و دست از پوپولیسم بکشد و به نقشهایی که برشمردم پایبند باشد، میتواند دردی از دردهای ایران را درمان کند.
منطق نظری و بنیادین این نوشته را در قسمت ۱۱۲ پادکست دغدغه ایران توضیح دادهام. مفصل!
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی
انتظارتان از نامزدهای انتخابات چیست؟ بگذارید انواع انتظاراتی را که میتوان از نامزدها داشت، مختصر، با تمرکز بر مسعود پزشکیان شرح دهم.
پزشکیانِ سوپرمن. یعنی انتظار داشته باشیم بیاید و به سرعت تکلیف تورم، تحریم، رشد اقتصادی، آسیبهای اجتماعی، فقر، آب و فرونشست زمین و ... را معین کند.
پزشکیانِ سامورایی. یعنی انتظار داشته باشیم شمشیر دست بگیرد و ناقضان حقوق مردم، خشونتورزان و عناصری را که نمیپسندیم، تار و مار کند.
پزشکیان رابینهود. بعنی انتظار داشته باشیم از راه برسد و حق فقرا و محرومان را از گلوی مستکبران و مال مردمخورها بیرون بکشد و دل مستضعفان را شاد کند.
من میتوانم چند جور دیگر پزشکیان در همین مایهها ردیف کنم. پزشکیان جارچی، دزدگیر، افشاگر و ...؛ اما به گمانم هیچ کدام از اینها نقش رئیسجمهور نیست. ترجیح میدهم پزشکیان در صورت رئیسجمهور شدن (و هر نامزد پیروزی) در نقشهای زیر ظاهر شود.
پزشکیانِ توافقساز. در این کشور، توافقی بین نهادهای حاکمیتی درباره شیوه اداره کشور، حتی در حیاتیترین مسائل، وجود ندارد یا بسیار کمرنگ است. رئیسجمهور رئیس مهمترین شوراهایی است که وظیفهشان توافق بر سر مسائل بنیادین است. او باید توافقساز بزرگ باشد، توافقهایی متضمن منافع مردم ایران.
پزشکیانِ آرامشبخش. ایران امروز درگیر التهابهای شدید اجتماعی بین گروههای سیاسی، گروههایی از مردم و حاکمیت، و تنشهایی بین ایران و جهان است. رئیسجمهور باید آرامشبخش باشد، التهابها را کاهش داده و التهاب را به همکاری، توافق و شور تبدیل کنید. شور سیاسی و التهاب سیاسی دو مقوله کاملاً متفاوت هستند.
پزشکیانِ تخصصگرا. ایران دهههاست از بیاحترامی به تخصص رنج برده است. از اینکه سر جای خودشان نیستند عذاب کشیده است. رئیسجمهور وظیفه دارد به تخصص احترام بگذارد، آنرا قدر نهد و بر صدر نشاند.
پزشکیانِ یکملت. ملت ایران به واسطه خطکشیهای بیحاصل و نابهجا، چندپاره شده است. رئیسجمهور باید در جایگاه التیامبخش روح یک ملت، آنها را به هم نزدیک کند، ایران را برای همه ایرانیان بداند و در عمل به آن وفادار باشد. او باید رئیسجمهور یکملت باشد.
پزشکیانِ کمحرف. مقامات بس که سخن گفتهاند و عمل نکردهاند، و بس که حرفهای زدهاند که از اساس نمیشده به آنها عمل کرد؛ بیاعتبار شدهاند. رئیسجمهور باید کمحرف باشد و تا اطمینان از واقعگرایانه بودن سخنش و عملی بودن وعدهاش نداشته باشد، سخن نگوید. به این طریق است که میشود اعتبار را به رئیسجمهور، سیاست و سخن بازگرداند.
پزشکیانِ راهسازِ راهدار. رئیسجمهور باید راهسازی کند، راهی که مردم در تعیین مسیر و مقصد آن مهمترین نقش را دارند؛ و درباره مسیر این راه بین همه نهادهای حاکمیت توافقسازی کند. او باید راهداری کند که راه ساختهشده با نظر و کمک مردم، خوب نگهداری شود و راهزنان راه بر مردم نبندند.
من دنبال قهرمان نمیگردم، و باور ندارم که ایران با دهها درد بنیادین، در میانه شدیدترین تحریمها، راهحلهای کوتاهمدت، سریع و کمهزینه دارد. هر رئیسجمهور احتمالی، از جمله #مسعود_پزشکیان فقط به شرطی که صدای عقلانیت باشد و دست از پوپولیسم بکشد و به نقشهایی که برشمردم پایبند باشد، میتواند دردی از دردهای ایران را درمان کند.
منطق نظری و بنیادین این نوشته را در قسمت ۱۱۲ پادکست دغدغه ایران توضیح دادهام. مفصل!
@fazeli_mohammad
Telegram
پادکست دغدغه ایران - کانال رسمی
قسمت صد و دوازدهم پادکست دغدغه ایران
بازخوانی ایران معاصر
بعد از پنج قسمت شرح کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی» و پنج قسمت شرح کتاب «در سایه خشونت» که نزدیک به ده ماه طول کشید، در قسمت صدودوازده پادکست دغدغه ایران، تاریخ ایران معاصر را از اواخر مشروطه تا…
بازخوانی ایران معاصر
بعد از پنج قسمت شرح کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی» و پنج قسمت شرح کتاب «در سایه خشونت» که نزدیک به ده ماه طول کشید، در قسمت صدودوازده پادکست دغدغه ایران، تاریخ ایران معاصر را از اواخر مشروطه تا…
👍534👎166
Forwarded from مسعود نیلی Masoud Nili
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مهمترین چالشهای نظام حکمرانی در دولت بعد
👍68👎20
این متن را دکتر احمد میدری درباره قسمت ۱۱۲ پادکست دغدغه ایران نوشته است.
قسمت ۱۱۲: بازخوانی ایران معاصر
اصل متن دکتر میدری
@fazeli_mohammad
قسمت ۱۱۲: بازخوانی ایران معاصر
اصل متن دکتر میدری
@fazeli_mohammad
👍164👎15
Forwarded from پادکست دغدغه ایران - کانال رسمی
Dirancast ep-112.amr
13.4 MB
قسمت صد و دوازدهم پادکست دغدغه ایران (نسخه کم حجم)
بازخوانی ایران معاصر
بعد از پنج قسمت شرح کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی» و پنج قسمت شرح کتاب «در سایه خشونت» که نزدیک به ده ماه طول کشید، در قسمت صدودوازده پادکست دغدغه ایران، تاریخ ایران معاصر را از اواخر مشروطه تا به امروز در چارچوب تحولات نظم دسترسی محدود بازخوانی کردهایم.
حامی مالی این قسمت
آچاره، خدمات و تعمیرات آنلاین ساختمان و لوازم منزل
حامی مالی این قسمت
سارودی (Sarodi) طراح و تولیدکننده محصولات بهداشتی ساختمانی
حمایت از پادکست دغدغه ایران
پادکست جور دیگر: جامعهشناسی برای همه
شناسه پیپال
Mfpaypal97@gmail.com
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: dirancast@gmail.com
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: حامد ملیانی و کریم شاهین
تاریخ انتشار
خرداد هزار و چهارصدوسه
@dirancast_official
بازخوانی ایران معاصر
بعد از پنج قسمت شرح کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی» و پنج قسمت شرح کتاب «در سایه خشونت» که نزدیک به ده ماه طول کشید، در قسمت صدودوازده پادکست دغدغه ایران، تاریخ ایران معاصر را از اواخر مشروطه تا به امروز در چارچوب تحولات نظم دسترسی محدود بازخوانی کردهایم.
حامی مالی این قسمت
آچاره، خدمات و تعمیرات آنلاین ساختمان و لوازم منزل
حامی مالی این قسمت
سارودی (Sarodi) طراح و تولیدکننده محصولات بهداشتی ساختمانی
حمایت از پادکست دغدغه ایران
پادکست جور دیگر: جامعهشناسی برای همه
شناسه پیپال
Mfpaypal97@gmail.com
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: dirancast@gmail.com
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: حامد ملیانی و کریم شاهین
تاریخ انتشار
خرداد هزار و چهارصدوسه
@dirancast_official
👍88👎1
Forwarded from پادکست دغدغه ایران - کانال رسمی
Dirancast_Episode_112_Reviewing_Iranian_Contemporary_History.pdf
723.3 KB
بازخوانی ایران معاصر
این فایل متنی قسمت ۱۱۲ پادکست دغدغه ایران است. این قسمت، تاریخ معاصر ایران را از سالهای آخر مشروطه تا به امروز (۱۴۰۳) بر اساس تحولات نظم دسترسی محدود بازخوانی میکند.
نویسندگان کتاب «در سایه خشونت» در آخرین فصل این کتاب، آموزههای حاصل از بررسی تاریخ این کشورها در قالب نظریه خشونت و نظمهای اجتماعی را استخراج کرده و با شرح و تفسیرهایی ارائه کردهاند. بخش اول قسمت ۱۱۲ پادکست، آموزههای قابل استخراج از نوشته نورث، والیس، وینگاست و وب را نشان داده و در بخش دوم، تاریخ معاصر ایران را با همان آموزهها بازخوانی میکند.
متن پادکست برای ارائه صوتی آماده میشود و معمولاً برای انتشار غیرصوتی مناسب نیست. این فایل استثنائاً با توجه به میزان ارتباط آن با شرایط ایران و زمینهسازی برای نقد و بررسی آن، و تقویت زمینههای گفتوگو بر محور محتوای ارائهشده منتشر میشود.
حمایت از پادکست
@dirancast_official
این فایل متنی قسمت ۱۱۲ پادکست دغدغه ایران است. این قسمت، تاریخ معاصر ایران را از سالهای آخر مشروطه تا به امروز (۱۴۰۳) بر اساس تحولات نظم دسترسی محدود بازخوانی میکند.
نویسندگان کتاب «در سایه خشونت» در آخرین فصل این کتاب، آموزههای حاصل از بررسی تاریخ این کشورها در قالب نظریه خشونت و نظمهای اجتماعی را استخراج کرده و با شرح و تفسیرهایی ارائه کردهاند. بخش اول قسمت ۱۱۲ پادکست، آموزههای قابل استخراج از نوشته نورث، والیس، وینگاست و وب را نشان داده و در بخش دوم، تاریخ معاصر ایران را با همان آموزهها بازخوانی میکند.
متن پادکست برای ارائه صوتی آماده میشود و معمولاً برای انتشار غیرصوتی مناسب نیست. این فایل استثنائاً با توجه به میزان ارتباط آن با شرایط ایران و زمینهسازی برای نقد و بررسی آن، و تقویت زمینههای گفتوگو بر محور محتوای ارائهشده منتشر میشود.
حمایت از پادکست
@dirancast_official
👍102👎6
Forwarded from هممیهن
یک گام به پیش
✍🏻علیرضا علوی تبار، نویسنده و نظریهپرداز سیاسی
🔹۱- ایران نیازمند «اصلاحات بنیادی» است. مشکلات در هم پیچیده و تثبیتشده ایران که هر کدام با فشار و حمایت «گروه ذینفع» قدرتمندی تداوم یافته و در مقابل هر راهحلی مقاومت میکند، با تغییر برخی از مسئولان سیاسی و برخی از راهبردها و خطمشیها قابل حل نیستند. باید نظام تصمیمگیری و اداره امور عمومی بهگونهای بنیادی تغییر کند. حداقل تغییرهای ضروری همان است که در پانزده محور بیانیه آقای سیدمحمد خاتمی آمده است.
۲- اصلاحات بنیادی هنگامی بهگونهای مسالمتآمیز در کشور تحقق خواهد یافت که نخست در درون حکومت درکی از این واقعیت پیدا شود که تداوم وضع موجود منجر به «بحران» و در نهایت «فاجعه» خواهد شد. پس از پیدایش این درک، گرایشی برای «بهبودخواهی حکومتی» شکل بگیرد و آمادگی پذیرش تغییر پدید آید، حداقل با هدف بقای بلندمدت. از سوی دیگر، نیروهای اجتماعی دگرگونیخواه بتوانند سازمانیافته و منضبط و با «آرمانگراییِ واقعبینانه» جنبش اجتماعی قدرتمندی را با بهرهگیری از همه ابزارهای مسالمتجویانه پیش ببرند. با همسویی این دو (بهبودخواهی حکومتی و جنبش اجتماعی)، در نقطهای، توافقی ملی برای دگرگونی مسالمتآمیز و کمهزینه شکل میگیرد و آهسته و پیوسته در مسیری پرسنگلاخ پیش میرود.
📌متن کامل:
https://hammihanonline.ir/fa/tiny/news-17271
@hammihanonline
✍🏻علیرضا علوی تبار، نویسنده و نظریهپرداز سیاسی
🔹۱- ایران نیازمند «اصلاحات بنیادی» است. مشکلات در هم پیچیده و تثبیتشده ایران که هر کدام با فشار و حمایت «گروه ذینفع» قدرتمندی تداوم یافته و در مقابل هر راهحلی مقاومت میکند، با تغییر برخی از مسئولان سیاسی و برخی از راهبردها و خطمشیها قابل حل نیستند. باید نظام تصمیمگیری و اداره امور عمومی بهگونهای بنیادی تغییر کند. حداقل تغییرهای ضروری همان است که در پانزده محور بیانیه آقای سیدمحمد خاتمی آمده است.
۲- اصلاحات بنیادی هنگامی بهگونهای مسالمتآمیز در کشور تحقق خواهد یافت که نخست در درون حکومت درکی از این واقعیت پیدا شود که تداوم وضع موجود منجر به «بحران» و در نهایت «فاجعه» خواهد شد. پس از پیدایش این درک، گرایشی برای «بهبودخواهی حکومتی» شکل بگیرد و آمادگی پذیرش تغییر پدید آید، حداقل با هدف بقای بلندمدت. از سوی دیگر، نیروهای اجتماعی دگرگونیخواه بتوانند سازمانیافته و منضبط و با «آرمانگراییِ واقعبینانه» جنبش اجتماعی قدرتمندی را با بهرهگیری از همه ابزارهای مسالمتجویانه پیش ببرند. با همسویی این دو (بهبودخواهی حکومتی و جنبش اجتماعی)، در نقطهای، توافقی ملی برای دگرگونی مسالمتآمیز و کمهزینه شکل میگیرد و آهسته و پیوسته در مسیری پرسنگلاخ پیش میرود.
📌متن کامل:
https://hammihanonline.ir/fa/tiny/news-17271
@hammihanonline
هممیهن
یک گام به پیش
1- ایران نیازمند «اصلاحات بنیادی» است. مشکلات در هم پیچیده و تثبیتشده ایران که هر کدام با فشار و حمایت «گروه
👍146👎35
کار رئیسجمهور ساخت و ساز نیست
محمد فاضلی
پست رئیسجمهور سیاسی است.
یعنی چه رئیسجمهور پست سیاسی است؟ پاسخ این سؤال را باید با متضادش روشن کرد، یعنی اول پست غیرسیاسی (یعنی تخصصی، تکنوکراتیک یا بوروکراتیک) را توضیح داد.
رئیس نیروگاه، استاد دانشگاه، معلم دبستان تا دبیرستان، متخصص چشم در بیمارستان، معاون آب وزیر نیرو و تقریباً همه معاونین وزرا و ... کار تخصصی انجام میدهند. حوزه مشخصی را در اختیار دارند، و باید کاری را انجام دهند که علیالقاعده باید تخصص و تحصیلات متناسب با آن را داشته باشند.
صاحبان پستهای تخصصی، کاری که انجام میدهند از اصول و قواعد تخصصشان تبعیت میکند. پزشک وقتی جراحی میکند، عدالتخواه باشد یا طرفدار بازار آزاد، تأثیری بر ماهیت کارش ندارد. معلمی هم که ریاضی درس میدهد، تحت تأثیر ایده سیاسیاش نیست. معاون آب و برق وزارت نیرو هم باید همین گونه عمل کنند. صاحبان پستهای تخصصی قرار نیست مسألههایی را حل کنند که فراتر از حیطه تخصصیشان است.
اما صاحبان پست سیاسی، قرار است مسألههایی را حل کنند که سمتهای تخصصی قادر به آن نیستند. برخی از این مسألهها عبارتند از:
یک. ساختن توافقهایی میان نیروهای درون و بیرون حاکمیت، به منظور اجماعسازی برای انجام کنشهای جمعی هماهنگ بین مردم، نیروهای سیاسی بیرون از قدرت، و حاکمیت سیاسی.
دو. تعریف جایگاه مردم در درون و در نسبت با حاکمیت سیاسی.
سه. برقراری ارتباط بین مردم و حاکمیت سیاسی، به نحوی که صدای مردم شنیده شود.
چهار. ساختن روح جمعی، اتحاد و امید در مردم.
پنج. بالا بردن سطح و ظرفیت مذاکره بین مردم و حاکمیت.
شش. هدایت نیروهای اجتماعی به سوی انسجام برای حل مسألههای ملی.
هفت. رفع تعارضات بنیادی بین نهادهای حاکمیت-بوروکراسی، و موانع اقدام جمعی مؤثر.
این فهرست را میتوان طولانیتر کرد. اما همین مقدار نشان میدهد که چه تفاوت بنیادی بین این نوع کارها و اقدامات تخصصی وجود دارد. «سیاستفرد» (واژهای که سیاستمرد و سیاستزن را شامل میشود) باید این کارها را انجام دهد.
و سخن آخر
سیاستفرد، که کارش سیاسی و پستش سیاسی است، باید بر اساس همین قابلیتهایش، زمینهای فراهم کند که متخصصان بتوانند فارغ از سیاست، کار تخصصی خودشان را انجام دهند.
سیاستفرد باید سپر حفاظتی بوروکراتها، تکنوکراتها و متخصصان در برابر مداخله سیاست باشد.
سیاستفرد باید از سیاستورزی استفاده کند تا سیاست در کار تخصصی دخالت نکند.
رئیسجمهور از اگر سیاستفردی باشد که مانع از دخالت سیاست در کار تخصصی باشد، و حریم پستهای تخصصی را پاس بدارد، و جمعی از متخصصترینها را بهکار بگیرد، و با هنر سیاستورزی، حریم امنی برای آنها فراهم کند تا کار تخصصیشان را انجام دهند، ممکن است ره به جایی ببریم.
رئیسجمهور در این معنا، فردی برای ساختوساز نیست، فردی است که سازوکارها را اصلاح میکند.
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی
پست رئیسجمهور سیاسی است.
یعنی چه رئیسجمهور پست سیاسی است؟ پاسخ این سؤال را باید با متضادش روشن کرد، یعنی اول پست غیرسیاسی (یعنی تخصصی، تکنوکراتیک یا بوروکراتیک) را توضیح داد.
رئیس نیروگاه، استاد دانشگاه، معلم دبستان تا دبیرستان، متخصص چشم در بیمارستان، معاون آب وزیر نیرو و تقریباً همه معاونین وزرا و ... کار تخصصی انجام میدهند. حوزه مشخصی را در اختیار دارند، و باید کاری را انجام دهند که علیالقاعده باید تخصص و تحصیلات متناسب با آن را داشته باشند.
صاحبان پستهای تخصصی، کاری که انجام میدهند از اصول و قواعد تخصصشان تبعیت میکند. پزشک وقتی جراحی میکند، عدالتخواه باشد یا طرفدار بازار آزاد، تأثیری بر ماهیت کارش ندارد. معلمی هم که ریاضی درس میدهد، تحت تأثیر ایده سیاسیاش نیست. معاون آب و برق وزارت نیرو هم باید همین گونه عمل کنند. صاحبان پستهای تخصصی قرار نیست مسألههایی را حل کنند که فراتر از حیطه تخصصیشان است.
اما صاحبان پست سیاسی، قرار است مسألههایی را حل کنند که سمتهای تخصصی قادر به آن نیستند. برخی از این مسألهها عبارتند از:
یک. ساختن توافقهایی میان نیروهای درون و بیرون حاکمیت، به منظور اجماعسازی برای انجام کنشهای جمعی هماهنگ بین مردم، نیروهای سیاسی بیرون از قدرت، و حاکمیت سیاسی.
دو. تعریف جایگاه مردم در درون و در نسبت با حاکمیت سیاسی.
سه. برقراری ارتباط بین مردم و حاکمیت سیاسی، به نحوی که صدای مردم شنیده شود.
چهار. ساختن روح جمعی، اتحاد و امید در مردم.
پنج. بالا بردن سطح و ظرفیت مذاکره بین مردم و حاکمیت.
شش. هدایت نیروهای اجتماعی به سوی انسجام برای حل مسألههای ملی.
هفت. رفع تعارضات بنیادی بین نهادهای حاکمیت-بوروکراسی، و موانع اقدام جمعی مؤثر.
این فهرست را میتوان طولانیتر کرد. اما همین مقدار نشان میدهد که چه تفاوت بنیادی بین این نوع کارها و اقدامات تخصصی وجود دارد. «سیاستفرد» (واژهای که سیاستمرد و سیاستزن را شامل میشود) باید این کارها را انجام دهد.
و سخن آخر
سیاستفرد، که کارش سیاسی و پستش سیاسی است، باید بر اساس همین قابلیتهایش، زمینهای فراهم کند که متخصصان بتوانند فارغ از سیاست، کار تخصصی خودشان را انجام دهند.
سیاستفرد باید سپر حفاظتی بوروکراتها، تکنوکراتها و متخصصان در برابر مداخله سیاست باشد.
سیاستفرد باید از سیاستورزی استفاده کند تا سیاست در کار تخصصی دخالت نکند.
رئیسجمهور از اگر سیاستفردی باشد که مانع از دخالت سیاست در کار تخصصی باشد، و حریم پستهای تخصصی را پاس بدارد، و جمعی از متخصصترینها را بهکار بگیرد، و با هنر سیاستورزی، حریم امنی برای آنها فراهم کند تا کار تخصصیشان را انجام دهند، ممکن است ره به جایی ببریم.
رئیسجمهور در این معنا، فردی برای ساختوساز نیست، فردی است که سازوکارها را اصلاح میکند.
@fazeli_mohammad
👍320👎27
آقای پزشکیان با ژیان نمیشود!
محمد فاضلی
میخواهم از وسوسهای بنویسم که تا به امروز هر رئیسجمهوری را کموبیش زمین زده است. رؤسای جمهور و مشاورانشان در ایران فکر میکنند مشکل کشور نداشتن اسناد یا طرح و ایدههای خوب است. چندین دفتر و دستک نوشتن سند هم در این مملکت وجود دارد. مثلاً شورای عالی انقلاب فرهنگی از سند ملی موسیقی مینویسد تا سند توسعه تولید گیاهان دارویی. اسناد برنامههای پنج ساله هم همین گونه هستند. هر رئیسجمهوری هم مجموعهای از اهداف خوب را در این اسناد برنامه میگنجاند.
اما واقعیت تلخ و خیلی سفت و محکم چیز دیگری است. این اسناد – با کیفیت بد، متوسط یا خوب – باید در نظام اداری و بوروکراسیای اجرا شوند که «قابلیت اجرا کردن» ندارد. چند مثال وضع را روشن میکند:
یک. ادارات کشاورزی توانایی کمک کردن به کشاورزان و توانمند ساختن ایشان برای کشت بهتر، دسترسی بهتر به بازار یا ارتقای فناوری را ندارند. حالا شما دائم اهداف توسعه کشاورزی را در اسناد، بالاتر ببرید.
دو. نظام آموزشی قادر نیست ریاضیات یا حتی فارسی را درست به دانشآموزان آموزش دهد. حالا شما دائم اهداف سنگینتری برای آموزش و پرورش در نظر بگیرید.
سه. دانشگاهها قادر نیستند ارتباط مولدی با صنایع برقرار کنند. حالا شما دائم اسنادی درباره ارتباط دانشگاه و صنعت بنویسید.
هر ایرانی قادر است فهرست این مثالها را بیشتر کند.
واقعیت تلخ این است:
یک. ماشین نظام اداری و بوروکراسی دولت، یک ژیان مدل دهه ۱۳۵۰ است که اسناد پیشرفتهتر و با اهداف متعالیتر، بار سنگینتری بر آن تحمیل میکنند. بار و سرعت حرکتی که میتوانید از یک بنز انتظار داشته باشید نه یک ژیان کهنه.
دو. این ماشین اداری زیر بار مداخلات سیاسی و انواع تعارض منافعی که سیاسیون در آن دارند، فشل شده است.
سه. انواع سطوح سیاسی، از نماینده مجلس گرفته تا امام جمعه و فرمانده نظامی هر شهر و استانی، خلاف قانون اساسی در این نظام اداری و عزل و نصبهایش مداخله میکنند و آنرا به ناکارآمدی بیشتر میکشانند.
چهار. این نظام اداری، آزمون استخدامی شایستهگزین ندارد.
آقای #پزشکیان هر قدر پول و سرمایه بیشتری هم وارد کشور شود، این ماشین کهنه میتواند آنرا ببلعد و خروجی نداشته باشد. بزرگترین کاری که میتوانید برای این کشور انجام دهید، درست کردن این نظام اداری است. این نظام اداری را توانمند کنید که به همین اهداف اسناد موجود برسد؛ بعد وسوسه شوید اسناد متعالیتری بنویسید.
آقای پزشکیان، نداشتن اسناد و برنامههای پیشرفته نیست که شما را زمین میزند، بلکه نظام اداری ناکارآمد، پر از تعارض منافع و بدون خروجی است که میتواند شما و البته کشوری را زمین بزند. هر برنامهای را باید ماشین اداری اجرا کند، و ماشین اداری که شما یک هر کدام از بقیه نامزدها فرمانش را در دست میگیرد، ژیانی است که راه نمیرود. اول فکری به حال این ژیان کنید.
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی
میخواهم از وسوسهای بنویسم که تا به امروز هر رئیسجمهوری را کموبیش زمین زده است. رؤسای جمهور و مشاورانشان در ایران فکر میکنند مشکل کشور نداشتن اسناد یا طرح و ایدههای خوب است. چندین دفتر و دستک نوشتن سند هم در این مملکت وجود دارد. مثلاً شورای عالی انقلاب فرهنگی از سند ملی موسیقی مینویسد تا سند توسعه تولید گیاهان دارویی. اسناد برنامههای پنج ساله هم همین گونه هستند. هر رئیسجمهوری هم مجموعهای از اهداف خوب را در این اسناد برنامه میگنجاند.
اما واقعیت تلخ و خیلی سفت و محکم چیز دیگری است. این اسناد – با کیفیت بد، متوسط یا خوب – باید در نظام اداری و بوروکراسیای اجرا شوند که «قابلیت اجرا کردن» ندارد. چند مثال وضع را روشن میکند:
یک. ادارات کشاورزی توانایی کمک کردن به کشاورزان و توانمند ساختن ایشان برای کشت بهتر، دسترسی بهتر به بازار یا ارتقای فناوری را ندارند. حالا شما دائم اهداف توسعه کشاورزی را در اسناد، بالاتر ببرید.
دو. نظام آموزشی قادر نیست ریاضیات یا حتی فارسی را درست به دانشآموزان آموزش دهد. حالا شما دائم اهداف سنگینتری برای آموزش و پرورش در نظر بگیرید.
سه. دانشگاهها قادر نیستند ارتباط مولدی با صنایع برقرار کنند. حالا شما دائم اسنادی درباره ارتباط دانشگاه و صنعت بنویسید.
هر ایرانی قادر است فهرست این مثالها را بیشتر کند.
واقعیت تلخ این است:
یک. ماشین نظام اداری و بوروکراسی دولت، یک ژیان مدل دهه ۱۳۵۰ است که اسناد پیشرفتهتر و با اهداف متعالیتر، بار سنگینتری بر آن تحمیل میکنند. بار و سرعت حرکتی که میتوانید از یک بنز انتظار داشته باشید نه یک ژیان کهنه.
دو. این ماشین اداری زیر بار مداخلات سیاسی و انواع تعارض منافعی که سیاسیون در آن دارند، فشل شده است.
سه. انواع سطوح سیاسی، از نماینده مجلس گرفته تا امام جمعه و فرمانده نظامی هر شهر و استانی، خلاف قانون اساسی در این نظام اداری و عزل و نصبهایش مداخله میکنند و آنرا به ناکارآمدی بیشتر میکشانند.
چهار. این نظام اداری، آزمون استخدامی شایستهگزین ندارد.
آقای #پزشکیان هر قدر پول و سرمایه بیشتری هم وارد کشور شود، این ماشین کهنه میتواند آنرا ببلعد و خروجی نداشته باشد. بزرگترین کاری که میتوانید برای این کشور انجام دهید، درست کردن این نظام اداری است. این نظام اداری را توانمند کنید که به همین اهداف اسناد موجود برسد؛ بعد وسوسه شوید اسناد متعالیتری بنویسید.
آقای پزشکیان، نداشتن اسناد و برنامههای پیشرفته نیست که شما را زمین میزند، بلکه نظام اداری ناکارآمد، پر از تعارض منافع و بدون خروجی است که میتواند شما و البته کشوری را زمین بزند. هر برنامهای را باید ماشین اداری اجرا کند، و ماشین اداری که شما یک هر کدام از بقیه نامزدها فرمانش را در دست میگیرد، ژیانی است که راه نمیرود. اول فکری به حال این ژیان کنید.
@fazeli_mohammad
👍751👎17