Forwarded from Alirabiei.ir خیر جمعی _ علی ربیعی
🔻پزشکیان: چه کار خواهم کرد؟
و چه کار نخواهم کرد؟
🔹 پرسش این است که در اولین گام چه خواهم کرد؟ اگر از مردم بپرسیم که چه مشکلی را باید رئیسجمهور حل کند اکثریت قاطع مردم به مسائل اقتصادی چون تورم، عدم تناسب دخل و خرج، بیکاری، بیثباتی سیاستها، وضعیت بانکها، مالیاتهای غیر قابل توجیه، و ... اشاره میکنند. در مرحله بعد مسائل سیاست خارجی و ارتباط با جهان و موضوعات اجتماعی و فرهنگی اشاره خواهند کرد.
🔹 اما مردم شریف ایران، اگر از من بپرسید مهمترین کاری که رئیسجمهور باید انجام دهد چیست، میگویم مهمترین کار رئیسجمهور پاسخ دادن به این سؤال است که چرا این مسألهها حل نمیشوند. وجود مسأله در همه جوامع طبیعی است، آنچه طبیعی نیست حل نشدن مسألهها و باقی ماندن آنها برای مدت طولانی است. من به شما میگویم چرا این مسألهها حل نشده و با ادامه وضع موجود، نیز حل نمیشوند.
🔹 اول، شکافهای عمیق داخل ساختار سیاسی، و نیز شکاف میان مردم و دولت. اینها مهمترین موانع تصمیمگیری است. مصالح مردم قربانی درکهای متفاوت از منافع ملی شده است. در ضمن، شکاف بین مردم و دولت باعث ترس از تصمیمگیریهای مهم و عدم اطمینان به حمایت مردم از این تصمیمات شده است. با این سطح از نزاع درون حکومت و شکاف بین مردم و دولت نمیشود برای ایران کار مهمی کرد. با این نزاعها و شکافها نمیشود برای تورم، نظام چندنرخی ارز، قیمتگذاری حاملهای انرژی، مسأله آب، و تحریمها راهحل پیدا کرد.
🔹 بهترین راهحلهای کارشناسانه در میان نزاعهای سیاسی و شکاف مردم و حکومت، بیاثر میشوند و خود به موضوعی برای منازعه و شکاف بیشتر تبدیل میشوند. همان گونه که در گذشته موضوعی ملی نظیر برجام به موضوع نزاع سیاسی و شکاف اجتماعی بدل شد. من میخواهم الگویی از سیاستورزی و اخلاق سیاسی معطوف به توافقسازی را سرلوحه کار قرار دهم و از شدت منازعات سیاسی و شکاف دولت و مردم کم کنم.
🔹 دوم، ارجاع به امر کارشناسی وظیفه من است. هیچگاه نمیپذیرم برای کسب رای در اینجا و در حضور ملت ایران وعدههای غیرکارشناسی و پوچ دهم. امر کارشناسی همراه با شفافیت و پاسخگویی راهبرد من است. من بهکارگیری دیگران را بر اساس شایستگیهای کارشناسی انجام خواهم داد.
🔹 سوم؛ من از رویکرد زورمدارانه و تحقیر و توهین، میپرهیزم. این شیوه زندگی من است. من ارزشهای دینی و اجتماعی خودم را دارم ولی معتقدم در هیچ زمینهای نمیتوان دیگران را نادیده گرفت و تحقیر کرد یا توهین نمود. شما در چندین جلسهای که در خدمتتان بودم اخلاق مرا دیدید. مطمئن باشید که به این راه و روش خود پایبند هستم. مردم ایران فهیم هستند و اخلاقمداری را ضرورت سیاستورزی میدانند و نه نمایشی بیفایده. من در برخورد با رقبا، مواجهه با کارشناسان، و در زندگی با مردم اصول اخلاقی را همواره رعایت کرده و خواهم کرد. من نقدپذیری و تن دادن به آزادی بیان را لازمه دولت شفاف، پاسخگو و به دور از فساد میدانم.
🔹 من وعدههای بیپشتوانه نمیدهم چون برای مردم احترام قایل هستم و ممکن نیست که برای کسب رأی یا خوشایند صاحبان قدرت و ثروت، مردم را فریب دهم. من دروغ نخواهم گفت. اگر موفق نشوم، عذرخواهی خواهم کرد. اطمینان دارم فقط با اتکای بر راستگویی خودم و همه ارکان دولت، اعتماد شما را جلب میکنم و این سرمایه عظیم ما در مسیر ساختن ایران خواهد شد.
🔹 من در عمر خودم و خانوادهام از رانتها بهره نبردهام. به شما قول میدهم گزارشی درباره انواع رانتهای غیرمولدی که در کشور توزیع میشود و جز فساد و نابرابری و بیاعتمادی تولید نمیکنند به مردم ارائه کنم.
🔹 من به آزادی رسانهها و شفافیت باور دارم.
🔹 من معتقد به توسعه هستم و بقای کشور و سعادت مردم را در گرو کارامدی دولت و توسعه میدانم.
🔹 من به رعایت حقوق شهروندی مردم باور دارم. من رئیسجمهوری شنونده و پاسخگو خواهم بود نه سخنگو و ناشنوا. دولت من، دولت شنیدن صدای مردم خواهد بود.
🔹 تکرار میکنم. من دروغ نخواهم گفت. این بزرگترین رذیلت اخلاقی و ویروسی کُشنده است که مثل اپیدمی به جان سیاست ایران افتاده است.
🔹 من از همه کسانی که با افتخار برای سربلندی و آبادی ایران رای میدهند تشکر میکنم و اطمینان دارم دوره جدیدی را در ایران شاهد باشیم.
@alirabiei_ir
و چه کار نخواهم کرد؟
🔹 پرسش این است که در اولین گام چه خواهم کرد؟ اگر از مردم بپرسیم که چه مشکلی را باید رئیسجمهور حل کند اکثریت قاطع مردم به مسائل اقتصادی چون تورم، عدم تناسب دخل و خرج، بیکاری، بیثباتی سیاستها، وضعیت بانکها، مالیاتهای غیر قابل توجیه، و ... اشاره میکنند. در مرحله بعد مسائل سیاست خارجی و ارتباط با جهان و موضوعات اجتماعی و فرهنگی اشاره خواهند کرد.
🔹 اما مردم شریف ایران، اگر از من بپرسید مهمترین کاری که رئیسجمهور باید انجام دهد چیست، میگویم مهمترین کار رئیسجمهور پاسخ دادن به این سؤال است که چرا این مسألهها حل نمیشوند. وجود مسأله در همه جوامع طبیعی است، آنچه طبیعی نیست حل نشدن مسألهها و باقی ماندن آنها برای مدت طولانی است. من به شما میگویم چرا این مسألهها حل نشده و با ادامه وضع موجود، نیز حل نمیشوند.
🔹 اول، شکافهای عمیق داخل ساختار سیاسی، و نیز شکاف میان مردم و دولت. اینها مهمترین موانع تصمیمگیری است. مصالح مردم قربانی درکهای متفاوت از منافع ملی شده است. در ضمن، شکاف بین مردم و دولت باعث ترس از تصمیمگیریهای مهم و عدم اطمینان به حمایت مردم از این تصمیمات شده است. با این سطح از نزاع درون حکومت و شکاف بین مردم و دولت نمیشود برای ایران کار مهمی کرد. با این نزاعها و شکافها نمیشود برای تورم، نظام چندنرخی ارز، قیمتگذاری حاملهای انرژی، مسأله آب، و تحریمها راهحل پیدا کرد.
🔹 بهترین راهحلهای کارشناسانه در میان نزاعهای سیاسی و شکاف مردم و حکومت، بیاثر میشوند و خود به موضوعی برای منازعه و شکاف بیشتر تبدیل میشوند. همان گونه که در گذشته موضوعی ملی نظیر برجام به موضوع نزاع سیاسی و شکاف اجتماعی بدل شد. من میخواهم الگویی از سیاستورزی و اخلاق سیاسی معطوف به توافقسازی را سرلوحه کار قرار دهم و از شدت منازعات سیاسی و شکاف دولت و مردم کم کنم.
🔹 دوم، ارجاع به امر کارشناسی وظیفه من است. هیچگاه نمیپذیرم برای کسب رای در اینجا و در حضور ملت ایران وعدههای غیرکارشناسی و پوچ دهم. امر کارشناسی همراه با شفافیت و پاسخگویی راهبرد من است. من بهکارگیری دیگران را بر اساس شایستگیهای کارشناسی انجام خواهم داد.
🔹 سوم؛ من از رویکرد زورمدارانه و تحقیر و توهین، میپرهیزم. این شیوه زندگی من است. من ارزشهای دینی و اجتماعی خودم را دارم ولی معتقدم در هیچ زمینهای نمیتوان دیگران را نادیده گرفت و تحقیر کرد یا توهین نمود. شما در چندین جلسهای که در خدمتتان بودم اخلاق مرا دیدید. مطمئن باشید که به این راه و روش خود پایبند هستم. مردم ایران فهیم هستند و اخلاقمداری را ضرورت سیاستورزی میدانند و نه نمایشی بیفایده. من در برخورد با رقبا، مواجهه با کارشناسان، و در زندگی با مردم اصول اخلاقی را همواره رعایت کرده و خواهم کرد. من نقدپذیری و تن دادن به آزادی بیان را لازمه دولت شفاف، پاسخگو و به دور از فساد میدانم.
🔹 من وعدههای بیپشتوانه نمیدهم چون برای مردم احترام قایل هستم و ممکن نیست که برای کسب رأی یا خوشایند صاحبان قدرت و ثروت، مردم را فریب دهم. من دروغ نخواهم گفت. اگر موفق نشوم، عذرخواهی خواهم کرد. اطمینان دارم فقط با اتکای بر راستگویی خودم و همه ارکان دولت، اعتماد شما را جلب میکنم و این سرمایه عظیم ما در مسیر ساختن ایران خواهد شد.
🔹 من در عمر خودم و خانوادهام از رانتها بهره نبردهام. به شما قول میدهم گزارشی درباره انواع رانتهای غیرمولدی که در کشور توزیع میشود و جز فساد و نابرابری و بیاعتمادی تولید نمیکنند به مردم ارائه کنم.
🔹 من به آزادی رسانهها و شفافیت باور دارم.
🔹 من معتقد به توسعه هستم و بقای کشور و سعادت مردم را در گرو کارامدی دولت و توسعه میدانم.
🔹 من به رعایت حقوق شهروندی مردم باور دارم. من رئیسجمهوری شنونده و پاسخگو خواهم بود نه سخنگو و ناشنوا. دولت من، دولت شنیدن صدای مردم خواهد بود.
🔹 تکرار میکنم. من دروغ نخواهم گفت. این بزرگترین رذیلت اخلاقی و ویروسی کُشنده است که مثل اپیدمی به جان سیاست ایران افتاده است.
🔹 من از همه کسانی که با افتخار برای سربلندی و آبادی ایران رای میدهند تشکر میکنم و اطمینان دارم دوره جدیدی را در ایران شاهد باشیم.
@alirabiei_ir
👍528👎50
Forwarded from بازاروما
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
میتوان به دورهی جدیدی از اقتصاد سیاسی ایران وارد شد
احمد میدری، اقتصاددان:
◾️در دولت خاتمی به علت توزیع قدرت به نفع نظام کارشناسی و حاکمیت قانون علیرغم پایین بودن درآمد نفتی، عملکرد اقتصادی دولت مطلوبترین در تاریخ پس از انتخابات بود.
◾️دولت خاتمی تنها دولتی است که برای دولت بعد از خودش ۲۰ میلیارد دلار زخیره ارزی باقی گذاشت.
◾️اصلیترین دلیل نافرجام ماندن اصلاحات اقتصادی در ایران از مشروطه تا امروز منازعات داخلی است.
◾️پزشکیان با توجه به تجارب دولت خاتمی و روحانی به دنبال توزیع قدرت به نفع نظام کارشناسی کشور و تعامل با جهان است.
◾️حل مسائل اجتماعی و اصلاح در ایران علاوه بر دولت و نیروهای سیاسی به کنش نیروی مدنی هم وابسته است و نیروهای مدنی نقشی تعیینکنندهتر خواهند داشت.
◾️در این شرایط، رای ندادن پیامی ندارد.
میتوانید تبیین فنی و استدلالهای میدری برای ترجیح پزشکیان بر دیگر نامزدها از منظر اقتصاد سیاسی را در ویدئوی کامل این گفتگو را در یوتیوب ببینید.
❗️بازاروما از نمایندگان اقتصادی دیگر نامزدهای انتخابات نیز برای گفتگو دعوت میکند.
@bazaaroma
اینستاگرام بازاروما:
instagram.com/bazaaro.ma
احمد میدری، اقتصاددان:
◾️در دولت خاتمی به علت توزیع قدرت به نفع نظام کارشناسی و حاکمیت قانون علیرغم پایین بودن درآمد نفتی، عملکرد اقتصادی دولت مطلوبترین در تاریخ پس از انتخابات بود.
◾️دولت خاتمی تنها دولتی است که برای دولت بعد از خودش ۲۰ میلیارد دلار زخیره ارزی باقی گذاشت.
◾️اصلیترین دلیل نافرجام ماندن اصلاحات اقتصادی در ایران از مشروطه تا امروز منازعات داخلی است.
◾️پزشکیان با توجه به تجارب دولت خاتمی و روحانی به دنبال توزیع قدرت به نفع نظام کارشناسی کشور و تعامل با جهان است.
◾️حل مسائل اجتماعی و اصلاح در ایران علاوه بر دولت و نیروهای سیاسی به کنش نیروی مدنی هم وابسته است و نیروهای مدنی نقشی تعیینکنندهتر خواهند داشت.
◾️در این شرایط، رای ندادن پیامی ندارد.
میتوانید تبیین فنی و استدلالهای میدری برای ترجیح پزشکیان بر دیگر نامزدها از منظر اقتصاد سیاسی را در ویدئوی کامل این گفتگو را در یوتیوب ببینید.
❗️بازاروما از نمایندگان اقتصادی دیگر نامزدهای انتخابات نیز برای گفتگو دعوت میکند.
@bazaaroma
اینستاگرام بازاروما:
instagram.com/bazaaro.ma
👍346👎42
Forwarded from شرق
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیام ویدئویی سیدمحمدخاتمی درباره انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳
🔹سیدمحمدخاتمی در پیام ویدئویی، با اشاره به فسادستیزی و شایستهسالاری دکتر #پزشکیان در کنار ویژگیهای برجسته راستگویی، پاکدستی، پاکدامنی، مردمداری و عدالتخواهی خاطرنشان کرد: آمدن و آوردن رویکردی به صحنه که درد مردم را دارد و عزم آن را دارد که با کمک خود مردم و فرزندان شایسته مردم به درمان بپردازد و انشاءالله شجاعت اقدام را دارد، امیدبخش و نویددهنده به آیندهای بهتر است.
🔹در انتخابات گذشته رأی ندادم و با اکثریتی که احساس می کند گوشی برای شنیدن صدای او و دست توانایی برای رفع مشکلات او وجود ندارد همصدا شدم
🔹اینک فرصتی پیش آمده که امیدوارم روزنه ای باشد به فضایی که در آن صدای اکثریت شنیده شود و تفاوتی هرچند اندک در فضای کنونی پدید آید
🔹پزشکیان راستگو، پاکدست، پاکدامن، مردمی، عدالتخواه، فسادستیز و شایستهسالار است
🔹این بنده کوچک خداوند که خیر و پیشرفت کشور و سربلندی ملت و والایی و توانمندی جامعه را میخواهد به جناب دکتر پزشکیان رأی خواهد داد.
@sharghdaily
sharghdaily.com
🔹سیدمحمدخاتمی در پیام ویدئویی، با اشاره به فسادستیزی و شایستهسالاری دکتر #پزشکیان در کنار ویژگیهای برجسته راستگویی، پاکدستی، پاکدامنی، مردمداری و عدالتخواهی خاطرنشان کرد: آمدن و آوردن رویکردی به صحنه که درد مردم را دارد و عزم آن را دارد که با کمک خود مردم و فرزندان شایسته مردم به درمان بپردازد و انشاءالله شجاعت اقدام را دارد، امیدبخش و نویددهنده به آیندهای بهتر است.
🔹در انتخابات گذشته رأی ندادم و با اکثریتی که احساس می کند گوشی برای شنیدن صدای او و دست توانایی برای رفع مشکلات او وجود ندارد همصدا شدم
🔹اینک فرصتی پیش آمده که امیدوارم روزنه ای باشد به فضایی که در آن صدای اکثریت شنیده شود و تفاوتی هرچند اندک در فضای کنونی پدید آید
🔹پزشکیان راستگو، پاکدست، پاکدامن، مردمی، عدالتخواه، فسادستیز و شایستهسالار است
🔹این بنده کوچک خداوند که خیر و پیشرفت کشور و سربلندی ملت و والایی و توانمندی جامعه را میخواهد به جناب دکتر پزشکیان رأی خواهد داد.
@sharghdaily
sharghdaily.com
👍1.07K👎199
Forwarded from Renani Mohsen / محسن رنانی
..👈برای ایران و احتمال انقراضش
بخش دوم:
از «فرصت انتخاب» تا «خلق امکان»
✍️ محسن رنانی
گزیده متن:
حامیان تحریم انتخابات میگویند تحریم، مشروعیت نظام را کاهش میدهد. گیرم چنین باشد؛ جز خنک شدن چندماهه دل تحریمیها و هلهلهکردن چند هفتهایشان، چه ثمری برای کشور دارد؟ آیا چند تحریم قبلی تاثیری در رفتار حکومت گذاشت؟ آیا خارجیها پس از تحریم، دیگر سفرای ما را راه نمیدهند و با آنها دیدار نمیکنند؟ آیا دیگر با حکومت ایران قرارداد نمیبندند؟ آیا دیگر با مقامات ما دست نمیدهند؟ آیا منافع کشورشان را برای حمایت از تحریمکنندگان ایرانی نادیده میگیرند؟ تجربه جهانی میگوید برای نمایش مشروعیت یک نظام سیاسی حمایت ۱۵ درصد از مردم آن کشور کافی است و تنها کافی است حکومت بتواند بخشی از آنها را به خیابان بیاورد تا مشروعیت و اقتدار بیرونی خود را به نمایش بگذارد.
برخی هم فکر میکنند با رای ندادن و کاهش مشروعیت نظام، امکان براندازی از خارج فراهم میشود. این تصور اشتباهی است. باتوجه به این که وجود جمهوری اسلامی با ساختار و رفتار کنونیاش به نفع همه قدرتهای بزرگ (آمریکا، چین و روسیه) و به نفع اسرائیل و سایر کشورهای منطقه است، هیچ کشوری تمایل ندارد به ترکیب این نظام خدشهای وارد شود. اما البته همهشان عزم جدی دارند که رفتار حکومت ایران مدیریت شود که خیلی هم در نظم جهانی شِلتاق نکند.
اما تحریم انتخابات، که قاعدتاً منجر به سرکارآمدن یک رئیسجمهور جزماندیش تندرو میشود، سه پیامد محتمل پرهزینه و خسارتبار دارد که دستکم یکی از آنها محقق خواهد شد:
یک: جامعه در سکوت و سرخوردگی فرو رود: دراین حالت با یک دولت تمامیت خواه روبهرو خواهیم بود که در تمام عرصههای زندگی مردم مداخله میکند و با اخراج و تعلیق و خالصسازی و سانسور و فیلترینگ و گشت ارشاد و پلمپ و زندان و حصر و خلعلباس و ممنوع التصویری و ممنوعالخروجی و اتهام جاسوسی و جنگ و سرکوب و زندان، زندگی را به کام ایرانیان زهر میکند. ادامه این فرایند به استهلاک تمدنی ایران و نابودی تتمه منابع و مواهبی میانجامد که متعلق به نسلهای آینده است.
دو: اعتراضات فراگیری شکل بگیرد اما حکومت موفق به سرکوب آن شود: در این صورت حرکت به سوی فاشیزم آغاز میشود (در حکومتهای فاشیستی، قانون و اخلاق و شرع و وجدان دیگر کاربردی ندارند و نظر پیشوا معیار درستی و نادرستی هر اندیشه، تصمیم و اقدامی است).
سه: اعتراضات فراگیری شکل بگیرد ولی سرکوب سنگین و خونبار حکومت هم نتواند آن را مهار کند: دراینصورت کشور به سوی هرجومرج و فروپاشی یا تجزیه سوق داده خواهد شد.
هیچکدام از این سه نتیجه، برای یک ایرانی عاقل و منصفی که برای زندگی نسلهای بعدی نیز حقی قائل است و فقط به بیرون ریختن خشم و نفرت خویش نمیاندیشد، مطلوب نیست.
اکنون ببینیم مشارکت گسترده منتقدان و معترضان و اصلاحجویان و تحولخواهان در انتخابات چه نتایجی خواهد داشت؟ برای این نیز سه وضعیت متصور است:
یک: رای نیاوردن پزشکیان
دو: تقلب برای ممانعت از پیروز شدن پزشکیان
سه: رای آوردن و رئیسجمهور شدن پزشکیان
در بخش اصلی این یادداشت، مورد به مورد نشاندادهام که هر کدام از این سه حالت که محقق شود، باز، دربلندمدت نتیجه به نفع جامعه است و در نهایت بازنده اصلی ساختار سیاسی موجود است. تنها در یک مورد (شکست پزشکیان) ممکن است طرفداران وضع موجود برای چندماهی دلشان خنک شود و هلهله کنند (مثل وقتی تحریمیها از مشارکت پایین شادمان میشوند) اما هلهلهها خیلی زود تمام میشود و واقعیتهای عریان و بحرانهای ویرانگر سربرمیآورد. همان واقعیتهایی که با استهلاک انرژی سیستم، سقوط نهایی ساختار را در یک بحران غافلگیرکننده رقم میزنند.
اما مهمترین دستاورد مشارکت در این انتخابات را «خلق امکان» برای لحظه جانشینی میدانم. میتوان احتمال داد که در سالهای آینده لحظه جانشینی فرا برسد. در دوره گذار فرصتهایی برای خلق امکان پدیدار میشود که فقط اگر یک فرد شرافتمند و توسعهخواه و معتقد به دموکراسی و متعهد به حق و رأی مردم در صندلی ریاست جمهوری نشسته باشد آن فرصتها امکان بروز خواهند داشت. بنابراین رأی امروز ماست که تعیین میکند در لحظه جانشینی کدام خلق امکانی رخ بدهد یا ندهد و سرنوشت نسلهای آینده در چه مسیری قرار گیرد.
رئیسجمهور، رئيس «شورای عالی امنیت ملی» و نیز رئیس «شورای امنیت کشور» است که در شرایط بحرانی تصمیمات امنیتی اصلی کشور را آنها می گیرند. پس روشن است که در بحران اجتماعی احتمالی در لحظه جانشینی ....
ادامه متن را در یکی از پیوندهای زیر بخوانید:
در تارنمای رسمی محسن رنانی:
https://renani.net/texts/notes/create-posibility/
به صورت فایل پیدیاف:
---------
بخش اول این مقاله را نیز میتوانید در پیوند زیر بخوانید:
https://renani.net/texts/notes/nursing-for-iran/
.
.
بخش دوم:
از «فرصت انتخاب» تا «خلق امکان»
✍️ محسن رنانی
گزیده متن:
حامیان تحریم انتخابات میگویند تحریم، مشروعیت نظام را کاهش میدهد. گیرم چنین باشد؛ جز خنک شدن چندماهه دل تحریمیها و هلهلهکردن چند هفتهایشان، چه ثمری برای کشور دارد؟ آیا چند تحریم قبلی تاثیری در رفتار حکومت گذاشت؟ آیا خارجیها پس از تحریم، دیگر سفرای ما را راه نمیدهند و با آنها دیدار نمیکنند؟ آیا دیگر با حکومت ایران قرارداد نمیبندند؟ آیا دیگر با مقامات ما دست نمیدهند؟ آیا منافع کشورشان را برای حمایت از تحریمکنندگان ایرانی نادیده میگیرند؟ تجربه جهانی میگوید برای نمایش مشروعیت یک نظام سیاسی حمایت ۱۵ درصد از مردم آن کشور کافی است و تنها کافی است حکومت بتواند بخشی از آنها را به خیابان بیاورد تا مشروعیت و اقتدار بیرونی خود را به نمایش بگذارد.
برخی هم فکر میکنند با رای ندادن و کاهش مشروعیت نظام، امکان براندازی از خارج فراهم میشود. این تصور اشتباهی است. باتوجه به این که وجود جمهوری اسلامی با ساختار و رفتار کنونیاش به نفع همه قدرتهای بزرگ (آمریکا، چین و روسیه) و به نفع اسرائیل و سایر کشورهای منطقه است، هیچ کشوری تمایل ندارد به ترکیب این نظام خدشهای وارد شود. اما البته همهشان عزم جدی دارند که رفتار حکومت ایران مدیریت شود که خیلی هم در نظم جهانی شِلتاق نکند.
اما تحریم انتخابات، که قاعدتاً منجر به سرکارآمدن یک رئیسجمهور جزماندیش تندرو میشود، سه پیامد محتمل پرهزینه و خسارتبار دارد که دستکم یکی از آنها محقق خواهد شد:
یک: جامعه در سکوت و سرخوردگی فرو رود: دراین حالت با یک دولت تمامیت خواه روبهرو خواهیم بود که در تمام عرصههای زندگی مردم مداخله میکند و با اخراج و تعلیق و خالصسازی و سانسور و فیلترینگ و گشت ارشاد و پلمپ و زندان و حصر و خلعلباس و ممنوع التصویری و ممنوعالخروجی و اتهام جاسوسی و جنگ و سرکوب و زندان، زندگی را به کام ایرانیان زهر میکند. ادامه این فرایند به استهلاک تمدنی ایران و نابودی تتمه منابع و مواهبی میانجامد که متعلق به نسلهای آینده است.
دو: اعتراضات فراگیری شکل بگیرد اما حکومت موفق به سرکوب آن شود: در این صورت حرکت به سوی فاشیزم آغاز میشود (در حکومتهای فاشیستی، قانون و اخلاق و شرع و وجدان دیگر کاربردی ندارند و نظر پیشوا معیار درستی و نادرستی هر اندیشه، تصمیم و اقدامی است).
سه: اعتراضات فراگیری شکل بگیرد ولی سرکوب سنگین و خونبار حکومت هم نتواند آن را مهار کند: دراینصورت کشور به سوی هرجومرج و فروپاشی یا تجزیه سوق داده خواهد شد.
هیچکدام از این سه نتیجه، برای یک ایرانی عاقل و منصفی که برای زندگی نسلهای بعدی نیز حقی قائل است و فقط به بیرون ریختن خشم و نفرت خویش نمیاندیشد، مطلوب نیست.
اکنون ببینیم مشارکت گسترده منتقدان و معترضان و اصلاحجویان و تحولخواهان در انتخابات چه نتایجی خواهد داشت؟ برای این نیز سه وضعیت متصور است:
یک: رای نیاوردن پزشکیان
دو: تقلب برای ممانعت از پیروز شدن پزشکیان
سه: رای آوردن و رئیسجمهور شدن پزشکیان
در بخش اصلی این یادداشت، مورد به مورد نشاندادهام که هر کدام از این سه حالت که محقق شود، باز، دربلندمدت نتیجه به نفع جامعه است و در نهایت بازنده اصلی ساختار سیاسی موجود است. تنها در یک مورد (شکست پزشکیان) ممکن است طرفداران وضع موجود برای چندماهی دلشان خنک شود و هلهله کنند (مثل وقتی تحریمیها از مشارکت پایین شادمان میشوند) اما هلهلهها خیلی زود تمام میشود و واقعیتهای عریان و بحرانهای ویرانگر سربرمیآورد. همان واقعیتهایی که با استهلاک انرژی سیستم، سقوط نهایی ساختار را در یک بحران غافلگیرکننده رقم میزنند.
اما مهمترین دستاورد مشارکت در این انتخابات را «خلق امکان» برای لحظه جانشینی میدانم. میتوان احتمال داد که در سالهای آینده لحظه جانشینی فرا برسد. در دوره گذار فرصتهایی برای خلق امکان پدیدار میشود که فقط اگر یک فرد شرافتمند و توسعهخواه و معتقد به دموکراسی و متعهد به حق و رأی مردم در صندلی ریاست جمهوری نشسته باشد آن فرصتها امکان بروز خواهند داشت. بنابراین رأی امروز ماست که تعیین میکند در لحظه جانشینی کدام خلق امکانی رخ بدهد یا ندهد و سرنوشت نسلهای آینده در چه مسیری قرار گیرد.
رئیسجمهور، رئيس «شورای عالی امنیت ملی» و نیز رئیس «شورای امنیت کشور» است که در شرایط بحرانی تصمیمات امنیتی اصلی کشور را آنها می گیرند. پس روشن است که در بحران اجتماعی احتمالی در لحظه جانشینی ....
ادامه متن را در یکی از پیوندهای زیر بخوانید:
در تارنمای رسمی محسن رنانی:
https://renani.net/texts/notes/create-posibility/
به صورت فایل پیدیاف:
---------
بخش اول این مقاله را نیز میتوانید در پیوند زیر بخوانید:
https://renani.net/texts/notes/nursing-for-iran/
.
.
تارنمای محسن رنانی
برای ایران و احتمال انقراضش (۲)
مقدمه: بکوش انتخابهایت بازتاب امیدهایت باشد نه ترسهایت (حضرت نلسون ماندلا) انسانِ رشد یابنده انسان انباشته از امیدی است که میکوشد در زندگی خود «فرصت انتخاب» را به «خلق امکان» تبدیل میکند. جامعه توسعهیافته نیز جامعهای است که همواره میکوشد «فرصت انتخاب»…
👍445👎102
Forwarded from برای ایران
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍942👎113
Forwarded from آینده (عباس عبدی)
🔴سیاست؛ شرّ یا خیر عمومی؟
🔺اعتماد ۶ تیر ۱۴۰۳
✍️عباس عبدی
🔘سالها است که سیاست و کنشگری سیاسی در اینجا به سراشیبی ابتذال افتاده شده. سیاست در معنای اصیل آن، یعنی کوشش برای تأمین خیر عمومی، ولی ما آن را به شر عمومی تبدیل کردهایم. اولین و ضروریترین کار برای تأمین هر هدفی و اجرای هر برنامهای، تبدیل فضای شر عمومی به فضایی برای تامین خیر عمومی است.
🔘مهمترین ویژگی فضای کنونی ما، عادی شدن دروغ و ریاکاری است. این گزاره که سیاستمداران باید دروغ بگویند و فریب دهند را عدهای باور کردهاند و به آن عمل میکنند، در حالی که هم در سنت ملی و هم در سنت دینی ما، دروغ نکوهیدهترین ویژگی اخلاقی است.
🔘در دعای داریوش خطاب به اهورامزدا و در کتیبه تخت جمشید آمده است که: ”این کشور را از سپاه دشمن، خشکسالی و دروغ؛ مصون دارد.“ دروغ را در ردیف سپاه دشمن و خشکسالی قرار داده است و این درست و دقیق است.
🔘در فرهنگ دینی نیز دروغ جزو گناهان کبیره است، راستگویی راه نجات دانسته شده است و دروغگویی را ناشی از حقارت و پستی درون دروغگو میداند، شاید صدها حدیث معتبر در مذمت دروغ و در تأیید راستگویی بتوان یافت و در متن قرآن نیز فراوان بر آن تأکید شده است.
🔘پس چرا دروغگویی تا این اندازه در فضای سیاسی و رسمی ایران رواج دارد؟ به طوری که افراد در دوربین نگاه میکنند و چیزهایی را میگویند و وعدههایی میدهند که خلاف بودن آن بر همگان روشن است؟
🔘اگر بخواهیم دقیقتر سخن بگوییم مانع اصلی در تداوم مشکلات کشور، رواج رذیله دروغ در سیاست است، بطوری که ارائه برنامه را نیز به فرصتی برای گفتن دروغ های بزرگ تبدیل کرده است.
🔘انتخابات پیش رو فرصتی برای دادن وعدههای دروغ و خلاف عقل نیست. دادن این وعدهها همان مشکل واقعی است و نه راهحل. وعدههای پوچ نه تنها مسایل و آلام مردم را درمان نمیکند، بلکه خود یک درد بیدرمان جدید است. حتماً متوجه شدهایم، آنان که وعدههای غیر قابل اجرا میدادند، دچار چه وضعیتی شدند.
🔘از این رو به عنوان یک ایرانی و کسی که بیش از ۳۳ سال است که به طور مستمر در باره سیاست و جامعه نوشتهام، کمابیش میدانم که ریشه مشکلات کشور کجاست، معتقدم که اگر کسی پیدا شود که متعهد به صداقت و راستگویی شود و در زندگی خود نیز از دروغ پرهیز کرده باشد، میتوان به او اطمینان کرد و از رییس جمهور شدن او استقبال نمود. البته این شرط لازم است و نه کافی، ولی کیست که بتواند چنین شرط لازمی را محقق کند؟ هر کس باید زندگی و عملکرد خودش را در منظر عموم قرار دهد و با شهامت ادعای صداقت کند، و اینکه هرگز دروغ نگفته و نخواهد گفت.
🔘البته میدانم که میان دروغ و خطا فاصله معناداری است. هر یک از ما ممکن است مرتکب اشتباه و خطا و حتی فراموشی شویم و مسألهای را به اشتباه و نادرست بیان کنیم ولی همیشه خطا و اشتباه را میتوان تصحیح و عذرخواهی کرد، در حالی که دروغ ماهیت دیگری دارد. با علم و آگاهی خلاف واقع گفتن و جعل کردن است.
🔘از سال ۱۳۸۴ به این سو بنیانها و اصول اخلاقی کنشگری سیاست تخریب شد. ضربهای که از آن سال به میدان سیاست زده شده است بسیار زیانبارتر از صدها میلیارد دلار اتلاف درآمدهای نفتی در آن دوره است. هنگامی که بنیانهای اخلاقی جامعه فرو میریزد، دیگر جایی برای ایستادن باقی نمیماند. همه چیز دوز و کلک و دروغ و ریا میشود.
🔘ریشهایترین علت بدبختیهای ایران رواج این رذیلت اخلاقی است. از این رو به نظر من برای بازگرداندن سیاست به معنای واقعی آن یعنی، تأمین خیر عمومی، اولین گام مخالفت جدی با دروغ و حذف کردن آن از میدان سیاست و کنشگری سیاسی است. از این رو با توجه به شناختی که از آقای پزشکیان دارم و با توجه به گفتارش و نیز رفتار اخلاقی او در مناظرهها که در دام رفتارهای زشت برخی از رقبایش نیفتاد، وی را به واسطه این شعارش شایسته ریاست جمهوری مردم ایران دانسته و با افتخار به وی رأی میدهم، زیرا موضع و رفتار وی در نفی رذیلت دروغگویی برای رسیدن به این مسند کفایت میکند.
🔘اوست که شعار «دروغ نمیگویم» را سرلوحه عملکرد خود قرار داده است. امیدوارم با مشارکت عمومی مردم و کمک همگان موفق شود.
🔺اعتماد ۶ تیر ۱۴۰۳
✍️عباس عبدی
🔘سالها است که سیاست و کنشگری سیاسی در اینجا به سراشیبی ابتذال افتاده شده. سیاست در معنای اصیل آن، یعنی کوشش برای تأمین خیر عمومی، ولی ما آن را به شر عمومی تبدیل کردهایم. اولین و ضروریترین کار برای تأمین هر هدفی و اجرای هر برنامهای، تبدیل فضای شر عمومی به فضایی برای تامین خیر عمومی است.
🔘مهمترین ویژگی فضای کنونی ما، عادی شدن دروغ و ریاکاری است. این گزاره که سیاستمداران باید دروغ بگویند و فریب دهند را عدهای باور کردهاند و به آن عمل میکنند، در حالی که هم در سنت ملی و هم در سنت دینی ما، دروغ نکوهیدهترین ویژگی اخلاقی است.
🔘در دعای داریوش خطاب به اهورامزدا و در کتیبه تخت جمشید آمده است که: ”این کشور را از سپاه دشمن، خشکسالی و دروغ؛ مصون دارد.“ دروغ را در ردیف سپاه دشمن و خشکسالی قرار داده است و این درست و دقیق است.
🔘در فرهنگ دینی نیز دروغ جزو گناهان کبیره است، راستگویی راه نجات دانسته شده است و دروغگویی را ناشی از حقارت و پستی درون دروغگو میداند، شاید صدها حدیث معتبر در مذمت دروغ و در تأیید راستگویی بتوان یافت و در متن قرآن نیز فراوان بر آن تأکید شده است.
🔘پس چرا دروغگویی تا این اندازه در فضای سیاسی و رسمی ایران رواج دارد؟ به طوری که افراد در دوربین نگاه میکنند و چیزهایی را میگویند و وعدههایی میدهند که خلاف بودن آن بر همگان روشن است؟
🔘اگر بخواهیم دقیقتر سخن بگوییم مانع اصلی در تداوم مشکلات کشور، رواج رذیله دروغ در سیاست است، بطوری که ارائه برنامه را نیز به فرصتی برای گفتن دروغ های بزرگ تبدیل کرده است.
🔘انتخابات پیش رو فرصتی برای دادن وعدههای دروغ و خلاف عقل نیست. دادن این وعدهها همان مشکل واقعی است و نه راهحل. وعدههای پوچ نه تنها مسایل و آلام مردم را درمان نمیکند، بلکه خود یک درد بیدرمان جدید است. حتماً متوجه شدهایم، آنان که وعدههای غیر قابل اجرا میدادند، دچار چه وضعیتی شدند.
🔘از این رو به عنوان یک ایرانی و کسی که بیش از ۳۳ سال است که به طور مستمر در باره سیاست و جامعه نوشتهام، کمابیش میدانم که ریشه مشکلات کشور کجاست، معتقدم که اگر کسی پیدا شود که متعهد به صداقت و راستگویی شود و در زندگی خود نیز از دروغ پرهیز کرده باشد، میتوان به او اطمینان کرد و از رییس جمهور شدن او استقبال نمود. البته این شرط لازم است و نه کافی، ولی کیست که بتواند چنین شرط لازمی را محقق کند؟ هر کس باید زندگی و عملکرد خودش را در منظر عموم قرار دهد و با شهامت ادعای صداقت کند، و اینکه هرگز دروغ نگفته و نخواهد گفت.
🔘البته میدانم که میان دروغ و خطا فاصله معناداری است. هر یک از ما ممکن است مرتکب اشتباه و خطا و حتی فراموشی شویم و مسألهای را به اشتباه و نادرست بیان کنیم ولی همیشه خطا و اشتباه را میتوان تصحیح و عذرخواهی کرد، در حالی که دروغ ماهیت دیگری دارد. با علم و آگاهی خلاف واقع گفتن و جعل کردن است.
🔘از سال ۱۳۸۴ به این سو بنیانها و اصول اخلاقی کنشگری سیاست تخریب شد. ضربهای که از آن سال به میدان سیاست زده شده است بسیار زیانبارتر از صدها میلیارد دلار اتلاف درآمدهای نفتی در آن دوره است. هنگامی که بنیانهای اخلاقی جامعه فرو میریزد، دیگر جایی برای ایستادن باقی نمیماند. همه چیز دوز و کلک و دروغ و ریا میشود.
🔘ریشهایترین علت بدبختیهای ایران رواج این رذیلت اخلاقی است. از این رو به نظر من برای بازگرداندن سیاست به معنای واقعی آن یعنی، تأمین خیر عمومی، اولین گام مخالفت جدی با دروغ و حذف کردن آن از میدان سیاست و کنشگری سیاسی است. از این رو با توجه به شناختی که از آقای پزشکیان دارم و با توجه به گفتارش و نیز رفتار اخلاقی او در مناظرهها که در دام رفتارهای زشت برخی از رقبایش نیفتاد، وی را به واسطه این شعارش شایسته ریاست جمهوری مردم ایران دانسته و با افتخار به وی رأی میدهم، زیرا موضع و رفتار وی در نفی رذیلت دروغگویی برای رسیدن به این مسند کفایت میکند.
🔘اوست که شعار «دروغ نمیگویم» را سرلوحه عملکرد خود قرار داده است. امیدوارم با مشارکت عمومی مردم و کمک همگان موفق شود.
👍639👎82
Forwarded from دیدارنیوز
🔴 علی شریفی زارچی:
دیشب با جمعی از دانشجویان صحبت میکردم. یکی از آنها با خشم گفت: به عکس مونا نقیب نگاه کن و بگو رای میدهی.
گفتم: در این جمع، تنها کسی که نام مهسا و زاهدان را آشکارا فریاد زد من بودم؛ الان هم اتفاقا به خاطر جلوگیری از تکرار همان فجایع رای میدهم.
پاسخی نداشت.
#دیدار_نیوز
@didarnews1| @didarnewsir
دیشب با جمعی از دانشجویان صحبت میکردم. یکی از آنها با خشم گفت: به عکس مونا نقیب نگاه کن و بگو رای میدهی.
گفتم: در این جمع، تنها کسی که نام مهسا و زاهدان را آشکارا فریاد زد من بودم؛ الان هم اتفاقا به خاطر جلوگیری از تکرار همان فجایع رای میدهم.
پاسخی نداشت.
#دیدار_نیوز
@didarnews1| @didarnewsir
👍1.1K👎298
.
ایران را در لحظهای که به مجموعهای از توافقات درون کشور و توافقات با جهان نیاز دارد،دست تندروها نسپریم.
#دغدغه_ایران #پزشکیان
@fazeli_mohammad
ایران را در لحظهای که به مجموعهای از توافقات درون کشور و توافقات با جهان نیاز دارد،دست تندروها نسپریم.
#دغدغه_ایران #پزشکیان
@fazeli_mohammad
👍959👎212
چرا آگاهانه رأی میدهم؟
محمد فاضلی
دلایلم برای رأی دادن، برآمده از بازخوانی تاریخ ایران معاصر از مشروطه تا امروز است. این بازخوانی را به صورت مکتوب و صوتی منتشر کردهام. شما هم اگر خواستید در چند ساعت باقیمانده تا پایان رأیگیری، بشنوید و بخوانید. شاید همراه شدید.
خواندن متن بازخوانی ایران معاصر
شنیدن فایل صوتی در تلگرام
شنیدن فایل صوتی در کستباکس
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی
دلایلم برای رأی دادن، برآمده از بازخوانی تاریخ ایران معاصر از مشروطه تا امروز است. این بازخوانی را به صورت مکتوب و صوتی منتشر کردهام. شما هم اگر خواستید در چند ساعت باقیمانده تا پایان رأیگیری، بشنوید و بخوانید. شاید همراه شدید.
خواندن متن بازخوانی ایران معاصر
شنیدن فایل صوتی در تلگرام
شنیدن فایل صوتی در کستباکس
@fazeli_mohammad
Castbox
قسمت صد و دوازده - بازخوانی ایران معاصر
<p>قسمت صد و دوازدهم پادکست دغدغه ایران</p><p> </p><p><strong>بازخوانی ایران معاصر</strong></p><p>بعد از پنج قسمت شرح کتاب «<strong>خشونت و نظمهای اجتم...
👍498👎170
«رایِ نجاتبخش»
نوشته حمید ایوطالبی (دیپلمات)
الف) چرا این توییت را مینویسم:
۱)من در انتخابات هشتم تیرماه شرکت نکردم، و کسی را هم تشویق به آن ننمودم؛ چون در چیدمانِ! انتخابات، کسی را برای برگزیدن نداشتم؛
۲)جناب پزشکیان را نیز نمیشناسم، و نسبت به تواناییهایش برای تحوّل و تغییر تردید دارم؛ اما مطمئن هستم تعهد ایشان به سیاستهای اصلاحطلبانهاش، کشور را به وادی هلاکت نمیاندازد؛
۳)اما جناب جلیلی را بیش از سه دهه است که کاملا میشناسم؛ و میدانم که ایشان تندرویی متعصّب و متصلّب است، که اکنون خود و جناح افراطگرایش را در مسیر ریاست جمهوری میبیند؛
۴)مناظرهی انتخاباتی آمریکا را از نزدیک مشاهده کردم؛ این مناظره، انتخاب ترامپ را قریبالوقوع کرده است. یکی از موضوعات مطرح در این مناظره، ایران و نحوه مقابله با آن بود. از این رو، سالهای آینده برای ایران و ایرانیان عزیز، از منظر بینالمللی و داخلی، سالهای بسیار حساس و پیچیدهای است؛
۵)اینک که در دور نخست رایگیری، بیش از ۶۰ درصد مردم با شرکت نکردن در انتخابات، و حدود نیمی از شرکت کنندگان هم با رای به جناب پزشکیان پیام صریح و بیابهام خویش را رساندهاند، وظیفهی ملّی ما شکل دیگری به خود گرفته است. چراکه در صورت قدرت گرفتنِ افراطیترین جناح اصولگرا، ایران عزیز در سالهای آتی، با چالشها و خطرات بسیاری در این شرایط حساس روبرو خواهد شد.
ب)این خطرات و چالشهای آتی که سرآغازِ دور جدید آنها، مذاکرات پیشینِ جناب جلیلی بوده است، عبارتند از:
۱)خطر درگیری با غرب:
غرب تهدید کرده است که به دلیل فروپاشی برجام، مجبور است حداکثر تا سال آینده، از مکانیزم اسنپبک برای بازگرداندن ایران به فصلهفتم منشور و برقراری کامل تحریمهای شورای امنیت UN استفاده کند؛ فصل هفتمی، که اولین دستاورد مذاکراتی جناب جلیلی و سرآغاز فلاکت کشور بوده است، و تحریمهایی که تمام کشورها موظف به اجرای آنها خواهند بود.
با این وضعیت تازه، انتخاب ایشان و حاکمیّتِ نظرات جناح وی، به خروج ایران از NPT منجر شده، و برای تثبیت این خروج، انجام آزمایشات هستهای ایران قریبالوقوع خواهد بود؛ در مقابل، غرب هم که متعهدشده است از هستهای شدن نظامی ایران جلوگیری نماید، ولوآنکه دست به اقدام نظامی بزند، به جنگ و درگیری روی خواهد آورد؛
۲)خطر تحریمهای فلجکننده:
ترامپ، متعهد شده است تا در صورت پیروزی، تحریمها را دوباره به شکل فلجکنندهای بازگرداند، جناب جلیلی هم در مناظرهها گفته است که در صورت پیروزی، میخواهد غرب را به خاطر تحریمها پشیمان نماید؛
لذا در صورت انتخاب جناب جلیلی و جناح ایشان، نه تنها مذاکرهای برای حل مشکلات مردم در کار نخواهد بود بلکه ایشان که متعهد شده است تا اثرات تحریمها را به شکل داخلی! کاهش دهد به مخاصمه با غرب خواهد پرداخت؛ و این یعنی: حاکمیت کامل فقر مطلق در کشور، فروپاشی اقتصاد ایران، نابودی حیثیت اجتماعی و بینالمللی ایرانیان، از بین رفتن دینداری و باورهای ملی مردم، و…
۳)خطر فروپاشی اقتصادی - اجتماعی:
درگیری با غرب و فقر مطلقِ کشور و حاکمیت کامل افراطگرایی، ایران را در آستانه فروپاشی قرار میدهد؛
و در صورت انتخاب جناب جلیلی، جناح ایشان برای رهایی از این وضعیت، رو به سوی روسیه و چین خواهد آورد؛ و ایران عزیز از سر ناچاری! و نه انتخاب، در ساختار نظم جدیدِ شرقی یعنی روسیه و کرهشمالی و… قرار خواهد گرفت، و تامین کنندهی ارزان و تقریبا مجانیِ نیازهای انرژی و مواد خام آنان و بویژه چین خواهد شد؛
۴)خطر تبدیل ایران به مرکز مخاصمهی منطقهای:
این وضعیت، ایران را به جبههی اصلیِ نزاع میان شرقِ جدید و غرب تبدیل میکند؛ محور مقاومت را به دلیل ضعف اقتصادی ایران از هم خواهد پاشید؛ محاصرهی نظامی و اقتصادی ایران وفق فصل هفتم منشور UN کامل خواهد شد؛ مردم میبایست هر روز در هراس و وحشتِ درگیری زندگی نمایند؛ و…
۵)خطر ورشکستگی کشور:
فقر مطلق و زیستن در زیر سایه هراس و وحشت، که حاصل سیاستهای اعلامی جناب جلیلی در مناظرهها خواهد بود، به: ورشکستگی اقتصادی، تشدید فساد سیستماتیک، اختلاس روزافزون، فروپاشی اجتماعی، تخریب بنیان خانواده، نابودی نهادهای ملی، مهاجرت ایرانیان به خارج و مهاجرت افغانیها به ایران، تغییرات وسیع جمعیتی، و… خواهد انجامید؛
۶)خطر بدتر شدن زندگی ایرانیان:
جناب جلیلی با باقیماندن در رقابتها، چند دهه کشمکشهای درونی میان جناحهای افراطگرای ایدئولوژیک و انحصارطلبِ بوروکراتیک در درون جبههی اصولگرایی را صورتی آشتیناپذیر بخشید، و آن را به خصومتی عمیق تبدیل کرد؛ لذا و در صورت پیروزی وی، کشور به صحنهی چالش سیاسی میان این دو گروه تبدیل خواهد شد که توام با بحرانهای دیگر، بهارستان و پاستور به عنوان نمادهای پیشران در این نزاعِ آنتاگونیستی، مردم را بیش از پیش تحت فشار و محدودیت قرار
نوشته حمید ایوطالبی (دیپلمات)
الف) چرا این توییت را مینویسم:
۱)من در انتخابات هشتم تیرماه شرکت نکردم، و کسی را هم تشویق به آن ننمودم؛ چون در چیدمانِ! انتخابات، کسی را برای برگزیدن نداشتم؛
۲)جناب پزشکیان را نیز نمیشناسم، و نسبت به تواناییهایش برای تحوّل و تغییر تردید دارم؛ اما مطمئن هستم تعهد ایشان به سیاستهای اصلاحطلبانهاش، کشور را به وادی هلاکت نمیاندازد؛
۳)اما جناب جلیلی را بیش از سه دهه است که کاملا میشناسم؛ و میدانم که ایشان تندرویی متعصّب و متصلّب است، که اکنون خود و جناح افراطگرایش را در مسیر ریاست جمهوری میبیند؛
۴)مناظرهی انتخاباتی آمریکا را از نزدیک مشاهده کردم؛ این مناظره، انتخاب ترامپ را قریبالوقوع کرده است. یکی از موضوعات مطرح در این مناظره، ایران و نحوه مقابله با آن بود. از این رو، سالهای آینده برای ایران و ایرانیان عزیز، از منظر بینالمللی و داخلی، سالهای بسیار حساس و پیچیدهای است؛
۵)اینک که در دور نخست رایگیری، بیش از ۶۰ درصد مردم با شرکت نکردن در انتخابات، و حدود نیمی از شرکت کنندگان هم با رای به جناب پزشکیان پیام صریح و بیابهام خویش را رساندهاند، وظیفهی ملّی ما شکل دیگری به خود گرفته است. چراکه در صورت قدرت گرفتنِ افراطیترین جناح اصولگرا، ایران عزیز در سالهای آتی، با چالشها و خطرات بسیاری در این شرایط حساس روبرو خواهد شد.
ب)این خطرات و چالشهای آتی که سرآغازِ دور جدید آنها، مذاکرات پیشینِ جناب جلیلی بوده است، عبارتند از:
۱)خطر درگیری با غرب:
غرب تهدید کرده است که به دلیل فروپاشی برجام، مجبور است حداکثر تا سال آینده، از مکانیزم اسنپبک برای بازگرداندن ایران به فصلهفتم منشور و برقراری کامل تحریمهای شورای امنیت UN استفاده کند؛ فصل هفتمی، که اولین دستاورد مذاکراتی جناب جلیلی و سرآغاز فلاکت کشور بوده است، و تحریمهایی که تمام کشورها موظف به اجرای آنها خواهند بود.
با این وضعیت تازه، انتخاب ایشان و حاکمیّتِ نظرات جناح وی، به خروج ایران از NPT منجر شده، و برای تثبیت این خروج، انجام آزمایشات هستهای ایران قریبالوقوع خواهد بود؛ در مقابل، غرب هم که متعهدشده است از هستهای شدن نظامی ایران جلوگیری نماید، ولوآنکه دست به اقدام نظامی بزند، به جنگ و درگیری روی خواهد آورد؛
۲)خطر تحریمهای فلجکننده:
ترامپ، متعهد شده است تا در صورت پیروزی، تحریمها را دوباره به شکل فلجکنندهای بازگرداند، جناب جلیلی هم در مناظرهها گفته است که در صورت پیروزی، میخواهد غرب را به خاطر تحریمها پشیمان نماید؛
لذا در صورت انتخاب جناب جلیلی و جناح ایشان، نه تنها مذاکرهای برای حل مشکلات مردم در کار نخواهد بود بلکه ایشان که متعهد شده است تا اثرات تحریمها را به شکل داخلی! کاهش دهد به مخاصمه با غرب خواهد پرداخت؛ و این یعنی: حاکمیت کامل فقر مطلق در کشور، فروپاشی اقتصاد ایران، نابودی حیثیت اجتماعی و بینالمللی ایرانیان، از بین رفتن دینداری و باورهای ملی مردم، و…
۳)خطر فروپاشی اقتصادی - اجتماعی:
درگیری با غرب و فقر مطلقِ کشور و حاکمیت کامل افراطگرایی، ایران را در آستانه فروپاشی قرار میدهد؛
و در صورت انتخاب جناب جلیلی، جناح ایشان برای رهایی از این وضعیت، رو به سوی روسیه و چین خواهد آورد؛ و ایران عزیز از سر ناچاری! و نه انتخاب، در ساختار نظم جدیدِ شرقی یعنی روسیه و کرهشمالی و… قرار خواهد گرفت، و تامین کنندهی ارزان و تقریبا مجانیِ نیازهای انرژی و مواد خام آنان و بویژه چین خواهد شد؛
۴)خطر تبدیل ایران به مرکز مخاصمهی منطقهای:
این وضعیت، ایران را به جبههی اصلیِ نزاع میان شرقِ جدید و غرب تبدیل میکند؛ محور مقاومت را به دلیل ضعف اقتصادی ایران از هم خواهد پاشید؛ محاصرهی نظامی و اقتصادی ایران وفق فصل هفتم منشور UN کامل خواهد شد؛ مردم میبایست هر روز در هراس و وحشتِ درگیری زندگی نمایند؛ و…
۵)خطر ورشکستگی کشور:
فقر مطلق و زیستن در زیر سایه هراس و وحشت، که حاصل سیاستهای اعلامی جناب جلیلی در مناظرهها خواهد بود، به: ورشکستگی اقتصادی، تشدید فساد سیستماتیک، اختلاس روزافزون، فروپاشی اجتماعی، تخریب بنیان خانواده، نابودی نهادهای ملی، مهاجرت ایرانیان به خارج و مهاجرت افغانیها به ایران، تغییرات وسیع جمعیتی، و… خواهد انجامید؛
۶)خطر بدتر شدن زندگی ایرانیان:
جناب جلیلی با باقیماندن در رقابتها، چند دهه کشمکشهای درونی میان جناحهای افراطگرای ایدئولوژیک و انحصارطلبِ بوروکراتیک در درون جبههی اصولگرایی را صورتی آشتیناپذیر بخشید، و آن را به خصومتی عمیق تبدیل کرد؛ لذا و در صورت پیروزی وی، کشور به صحنهی چالش سیاسی میان این دو گروه تبدیل خواهد شد که توام با بحرانهای دیگر، بهارستان و پاستور به عنوان نمادهای پیشران در این نزاعِ آنتاگونیستی، مردم را بیش از پیش تحت فشار و محدودیت قرار
👍776👎150