Forwarded from آزاد | Azad
🔺دیماه خونین و آینده ایران #زنده
🔻گفتگوی سیاسی حسام سلامت، سجاد فتاحی و میلاد دخانچی
🎥 مشاهده این برنامه در یوتوب آزاد:
https://youtube.com/live/xRL_Ba6LNf0
تاریخ گفتگو: ۱۹ بهمن
🆔@AzadSocial
🔻گفتگوی سیاسی حسام سلامت، سجاد فتاحی و میلاد دخانچی
🎥 مشاهده این برنامه در یوتوب آزاد:
https://youtube.com/live/xRL_Ba6LNf0
تاریخ گفتگو: ۱۹ بهمن
🆔@AzadSocial
👍202👎17
Audio
قسمت صد و دوازدهم پادکست دغدغه ایران
بازخوانی ایران معاصر
بعد از پنج قسمت شرح کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی» و پنج قسمت شرح کتاب «در سایه خشونت» که نزدیک به ده ماه طول کشید، در قسمت صدودوازده پادکست دغدغه ایران، تاریخ ایران معاصر را از اواخر مشروطه تا به امروز در چارچوب تحولات نظم دسترسی محدود بازخوانی کردهایم.
حامی مالی این قسمت
آچاره، خدمات و تعمیرات آنلاین ساختمان و لوازم منزل
حامی مالی این قسمت
سارودی (Sarodi) طراح و تولیدکننده محصولات بهداشتی ساختمانی
حمایت از پادکست دغدغه ایران
پادکست جور دیگر: جامعهشناسی برای همه
شناسه پیپال
Mfpaypal97@gmail.com
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: dirancast@gmail.com
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: حامد ملیانی و کریم شاهین
تاریخ انتشار
خرداد هزار و چهارصدوسه
@dirancast_official
بازخوانی ایران معاصر
بعد از پنج قسمت شرح کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی» و پنج قسمت شرح کتاب «در سایه خشونت» که نزدیک به ده ماه طول کشید، در قسمت صدودوازده پادکست دغدغه ایران، تاریخ ایران معاصر را از اواخر مشروطه تا به امروز در چارچوب تحولات نظم دسترسی محدود بازخوانی کردهایم.
حامی مالی این قسمت
آچاره، خدمات و تعمیرات آنلاین ساختمان و لوازم منزل
حامی مالی این قسمت
سارودی (Sarodi) طراح و تولیدکننده محصولات بهداشتی ساختمانی
حمایت از پادکست دغدغه ایران
پادکست جور دیگر: جامعهشناسی برای همه
شناسه پیپال
Mfpaypal97@gmail.com
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: dirancast@gmail.com
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: حامد ملیانی و کریم شاهین
تاریخ انتشار
خرداد هزار و چهارصدوسه
@dirancast_official
👍76👎3
Forwarded from پادکست دغدغه ایران - کانال رسمی
Dirancast_Episode_112_Reviewing_Iranian_Contemporary_History.pdf
723.3 KB
بازخوانی ایران معاصر
این فایل متنی قسمت ۱۱۲ پادکست دغدغه ایران است. این قسمت، تاریخ معاصر ایران را از سالهای آخر مشروطه تا به امروز (۱۴۰۳) بر اساس تحولات نظم دسترسی محدود بازخوانی میکند.
نویسندگان کتاب «در سایه خشونت» در آخرین فصل این کتاب، آموزههای حاصل از بررسی تاریخ این کشورها در قالب نظریه خشونت و نظمهای اجتماعی را استخراج کرده و با شرح و تفسیرهایی ارائه کردهاند. بخش اول قسمت ۱۱۲ پادکست، آموزههای قابل استخراج از نوشته نورث، والیس، وینگاست و وب را نشان داده و در بخش دوم، تاریخ معاصر ایران را با همان آموزهها بازخوانی میکند.
متن پادکست برای ارائه صوتی آماده میشود و معمولاً برای انتشار غیرصوتی مناسب نیست. این فایل استثنائاً با توجه به میزان ارتباط آن با شرایط ایران و زمینهسازی برای نقد و بررسی آن، و تقویت زمینههای گفتوگو بر محور محتوای ارائهشده منتشر میشود.
حمایت از پادکست
@dirancast_official
این فایل متنی قسمت ۱۱۲ پادکست دغدغه ایران است. این قسمت، تاریخ معاصر ایران را از سالهای آخر مشروطه تا به امروز (۱۴۰۳) بر اساس تحولات نظم دسترسی محدود بازخوانی میکند.
نویسندگان کتاب «در سایه خشونت» در آخرین فصل این کتاب، آموزههای حاصل از بررسی تاریخ این کشورها در قالب نظریه خشونت و نظمهای اجتماعی را استخراج کرده و با شرح و تفسیرهایی ارائه کردهاند. بخش اول قسمت ۱۱۲ پادکست، آموزههای قابل استخراج از نوشته نورث، والیس، وینگاست و وب را نشان داده و در بخش دوم، تاریخ معاصر ایران را با همان آموزهها بازخوانی میکند.
متن پادکست برای ارائه صوتی آماده میشود و معمولاً برای انتشار غیرصوتی مناسب نیست. این فایل استثنائاً با توجه به میزان ارتباط آن با شرایط ایران و زمینهسازی برای نقد و بررسی آن، و تقویت زمینههای گفتوگو بر محور محتوای ارائهشده منتشر میشود.
حمایت از پادکست
@dirancast_official
👍65👎3
دغدغه ایران
قسمت صد و دوازدهم پادکست دغدغه ایران بازخوانی ایران معاصر بعد از پنج قسمت شرح کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی» و پنج قسمت شرح کتاب «در سایه خشونت» که نزدیک به ده ماه طول کشید، در قسمت صدودوازده پادکست دغدغه ایران، تاریخ ایران معاصر را از اواخر مشروطه تا به…
این قسمت از پادکست دغدغه ایران که در خرداد ۱۴۰۳ منتشر کردم، برای این لحظه از تاریخ ایران دلالتهای بسیار دارد.
این هم متن آن
این هم متن آن
👍63👎4
لینک دیدن گفتوگوی سه نفر و سه دیدگاه در شرایط خطرناک ایران امروز، در رسانه آزاد.
https://youtube.com/live/xRL_Ba6LNf0
پنج ساعت گفتوگو که نشان میدهد امروز و آینده ایران چقدر پیچیده و خطرناک است؛ و راهها چقدر مبهم و ناقص و سخت هستند.
حسرت: اگر رسانه در ایران از سی سال پیش آزاد بود تا چنین گفتوگوهایی را منتشر کند، الان در این وضع نبودیم!
@fazeli_mohammad
https://youtube.com/live/xRL_Ba6LNf0
پنج ساعت گفتوگو که نشان میدهد امروز و آینده ایران چقدر پیچیده و خطرناک است؛ و راهها چقدر مبهم و ناقص و سخت هستند.
حسرت: اگر رسانه در ایران از سی سال پیش آزاد بود تا چنین گفتوگوهایی را منتشر کند، الان در این وضع نبودیم!
@fazeli_mohammad
👍265👎15
Forwarded from کار (یاسرعرب)
تحقیر علوم اجتماعی مدرن
(جامعهشناسی، انسانشناسی، علوم سیاسی انتقادی)
تحقیر دانش تجربی درباره جامعه
(پژوهش میدانی، آمار اجتماعی، روایت زیسته)
تحقیر عقلانیت انتقادی
(حق پرسش از قدرت و روایت رسمی)
تحقیر تحلیل ساختاری بحرانها
(فقر، نابرابری، تبعیض، ناکارآمدی نهادی)
تحقیر مفهوم «اعتراض» بهمثابه کنش اجتماعی
(یکسان سازی همه رخدادها با فتنه)
تحقیر زبان توصیفی و مسئلهمحور
(بهجای زبان داورانه و اخلاقی)
تحقیر تکثر معرفتی
(عدم پذیرش چند منبع دانایی همزمان)
تحقیر خودانتقادی نهادی
(نپذیرفتن نقش سیاستها و ساختارهای داخلی)
تحقیر بدن و زیست روزمره بهعنوان موضوع دانش
(جنسیت، سبک زندگی، تجربه زیسته)
تحقیر دانش بینرشتهای
(پیوند علوم انسانی با اقتصاد، رسانه، روان)
تحقیر گفتوگو
(عدم فهم جامعه و قطبیسازی)
تحقیر توسعه بهمثابه فرایند یادگیری اجتماعی
(نه پروژهی تحمیلی بالا به پایین)
تحقیر تخصص
(هم دانشگاه، هم خودِ حوزه)
تحقیر روحانیت
(تقلیل حوزه از «مرجع اخلاق و فقه» به تریبون داوری ایدئولوژیک)
@yaser_arab57
(جامعهشناسی، انسانشناسی، علوم سیاسی انتقادی)
تحقیر دانش تجربی درباره جامعه
(پژوهش میدانی، آمار اجتماعی، روایت زیسته)
تحقیر عقلانیت انتقادی
(حق پرسش از قدرت و روایت رسمی)
تحقیر تحلیل ساختاری بحرانها
(فقر، نابرابری، تبعیض، ناکارآمدی نهادی)
تحقیر مفهوم «اعتراض» بهمثابه کنش اجتماعی
(یکسان سازی همه رخدادها با فتنه)
تحقیر زبان توصیفی و مسئلهمحور
(بهجای زبان داورانه و اخلاقی)
تحقیر تکثر معرفتی
(عدم پذیرش چند منبع دانایی همزمان)
تحقیر خودانتقادی نهادی
(نپذیرفتن نقش سیاستها و ساختارهای داخلی)
تحقیر بدن و زیست روزمره بهعنوان موضوع دانش
(جنسیت، سبک زندگی، تجربه زیسته)
تحقیر دانش بینرشتهای
(پیوند علوم انسانی با اقتصاد، رسانه، روان)
تحقیر گفتوگو
(عدم فهم جامعه و قطبیسازی)
تحقیر توسعه بهمثابه فرایند یادگیری اجتماعی
(نه پروژهی تحمیلی بالا به پایین)
تحقیر تخصص
(هم دانشگاه، هم خودِ حوزه)
تحقیر روحانیت
(تقلیل حوزه از «مرجع اخلاق و فقه» به تریبون داوری ایدئولوژیک)
@yaser_arab57
👍341👎23
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اقتصاد مستهلک ایران
بیست سال اشتباه راهبردی
دکتر #مسعود_نیلی چهل سال اقتصاد ایران را از نزدیک رصد کرده، چند دهه با سیاستگذار و سیاستمدار ایرانی از نزدیک آشنا یا همکار بوده و شناخت دقیقی از اقتصاد ایران دارد. ایشان در این گفتوگو شرح میدهد که چگونه اقتصاد ایران از میانه دهه ۱۳۸۰ و بعد از وفور نفتی آن دهه، در سراشیبی افتاد و ترکیبی از صنعتزدایی، اتکای شدید به واردات، و همزمان سیاست خارجی تهاجمی، و تحریمها به بحران در اقتصاد ایران انجامیده است.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM
ایشان همچنین ساختار اشتغال در ایران را تحلیل کرده و توضیحی اقتصادی ارائه میکند برای ناامیدی و سرخوردگی بزرگی که در نسل جوان ایرانی بروز کرده است. روایتی که مسعود نیلی از بیست سال اقتصاد ایران در فاصله ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ ارائه میدهد، نشانگر راه بسیار دشواری است که برای بازگشت به شرایط اقتصادی متعادل و پایدار باید طی شود. مسیر دشواری که به عقیده وی دیگر نقطه آغاز آن اصلاحات سیاستی نیست بلکه از تغییر انگاره و الگوی حکمرانی شروع میشود.
#اقتصاد_ایران #تحریم #کامودیتی #رکود_تورمی #بحران_ارزی
@irantalk_sn
بیست سال اشتباه راهبردی
دکتر #مسعود_نیلی چهل سال اقتصاد ایران را از نزدیک رصد کرده، چند دهه با سیاستگذار و سیاستمدار ایرانی از نزدیک آشنا یا همکار بوده و شناخت دقیقی از اقتصاد ایران دارد. ایشان در این گفتوگو شرح میدهد که چگونه اقتصاد ایران از میانه دهه ۱۳۸۰ و بعد از وفور نفتی آن دهه، در سراشیبی افتاد و ترکیبی از صنعتزدایی، اتکای شدید به واردات، و همزمان سیاست خارجی تهاجمی، و تحریمها به بحران در اقتصاد ایران انجامیده است.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM
ایشان همچنین ساختار اشتغال در ایران را تحلیل کرده و توضیحی اقتصادی ارائه میکند برای ناامیدی و سرخوردگی بزرگی که در نسل جوان ایرانی بروز کرده است. روایتی که مسعود نیلی از بیست سال اقتصاد ایران در فاصله ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ ارائه میدهد، نشانگر راه بسیار دشواری است که برای بازگشت به شرایط اقتصادی متعادل و پایدار باید طی شود. مسیر دشواری که به عقیده وی دیگر نقطه آغاز آن اصلاحات سیاستی نیست بلکه از تغییر انگاره و الگوی حکمرانی شروع میشود.
#اقتصاد_ایران #تحریم #کامودیتی #رکود_تورمی #بحران_ارزی
@irantalk_sn
👍247👎17
هر که هستید، برای ایران ...
محمد فاضلی
شما در کدام دسته از آدمهای زیر قرار میگیرید؟
اصولگرا هستید یا اصلاحطلب؟ سلطنتطلب هستید یا طرفدار جمهوری سکولار؟ چپ هستید یا راست؟ دنبال سازش با نظم جهانی آمریکامحور هستید یا دوست دارید بخشی از نظم شرقمحور به رهبری چین باشید؟ امنیت را مقدم بر توسعه میدانید یا توسعه را مقدم بر امنیت یا به همبسته امنیتتوسعه معتقدید؟ دنبال تداوم و اصلاح رادیکال وضع موجود هستید یا در پی براندازی هستید؟ اقتدارگرایید یا دموکراسیخواه؟
چند ثانیه وقت بگذارید و با خودتان به توافق برسید که در کدام دسته جا میگیرید. البته ممکن است در هیچ کدام از آنها که نام بردم جا نگیرید، اما نکته مهم این است که در هر دستهای که جا بگیرید یا نگیرید، دو واقعیت بسیار سهمگین و دردناک پیش روی شماست. دو واقعیتی که هیچ اهمیتی نمیدهند شما که هستید و چه موضعی دارید.
واقعیت اول، وضعیت اقتصاد ایران است. توصیفات بسیاری درباره اقتصاد ایران ارائه شده، اما در ۱۵ دی ۱۴۰۴ گفتوگویی با مسعود نیلی انجام دادم که روز ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ با عنوان «اقتصاد مستهلک ایران: بیست سال اشتباه راهبردی» منتشر شد. مسعود نیلی به استناد مطالعه، عدد و رقم، تصویری از صنعتزدایی، وابسته شدن به منابع محدود، فرسایش منابع طبیعی، بیکیفیت شدن اشتغال، و قطع ارتباط با اقتصاد جهانی ارائه میدهد که به شدت هشداردهنده و حتی هولناک است.
هیچ کسی (هر که هستید) و هیچ گروه سیاسی نمیتواند تصویری از آینده میانمدت و بلندمدت ایران ارائه دهد مگر آنکه تکلیفش را با چگونگی گذار از این #وضع_موجود به هر #وضع_مطلوب اقتصادی را مشخص کند. زمان کلیگویی و گفتن کلمات انگیزشی، یا طرحهای صد تا یک غاز هم نیست. بیش از همه باید به دولتیان و همه مردان و زنان اثرگذار نظام سیاسی توصیه کرد که روایت مسعود نیلی از اقتصاد ایران را ببینند.
واقعیت دوم، وضعیت نظام جهانی است. ایران در تحریم است، شدیدترین تحریمهایی که در طول تاریخ بر کشوری تحمیل شده است. ایران در محاصره نظامی هم هست. ایران در میانه رقابتهای ژئوپلتیک و ژئواکونومیک قدرتهای جهانی هم هست. ایران خودش پرونده است (به دلیل جایگاهش، مواضعش، سابقه رابطهاش با آمریکا و اسرائیل، و دلایل دیگر) و بخشی از پرونده رقابت آمریکا و چین هم هست؛ و به بخشی از پرونده روسیه-اروپا هم هست.
هیچ کسی (هر که هستید) و هیچ گروه سیاسی نمیتواند تصویری از آینده میانمدت و بلندمدت ایران ارائه دهد مگر آنکه تکلیفش را با چگونگی گذار از این #وضع_موجود به هر #وضع_مطلوب امنیتی مشخص کند. زمان کلیگویی، رؤیابافی، نمایش رسانهای ارائه کردن با کارشناسان متوهم فضایی، قیافه گرفتنهای تحلیلی و لاف زدنهای گزافه نیست. پای موجودیت ایران در میان است.
سخن آخر
دو تیغه قیچی، ایران را تهدید میکنند. تیغه اول، اقتصادی است که پس از بیست سال اشتباه راهبردی و تحت فشار سنگینترین تحریمها، فرسوده و مستهلک شده است. تیغه دوم، طوفان ژئوپلتیک و ژئواکونومیک برخاسته در جهان رقابتهای بین ابرقدرتهاست. طوفانی که بعد از ۷ اکتبر خاورمیانه را نیز به دلایلی دیگر در بر گرفته است.
هر که هستید با هر تفکر و رویکردی، اگر به ایران میاندیشید و اگر اصلاً آنقدر عاقل هستید که فکر کنید ایرانی باید بماند تا بخواهید توسعه و سعادت مردمانش را رقم بزنید؛ یا فقط حاکم آن باشید یا در آن ارزشها و سبک زندگیتان را ترویج کنید؛ یا نه اصلاً فقط میخواهید شیرش را بدوشید و به کیسه بریزید؛ باید راه، طرح و برنامهای برای مواجهه با این دو واقعیت درهمتافته و به شدت پیچیده داشته باشید.
بهتر است #همه_برای_ایران، برای بقا و ارتقای نود میلیون جان که در این سرزمین زندگی میکنند، از طرحهای یکخطی، ایدههای فرتوت، گفتههای پوسیده و هر اصرار و تجویز ناکارآمدی دست بردارند و به این بیندیشند که چگونه میتوانیم از چاهی که در آن فروافتادهایم و از راهی که فروبسته است، و از گردابی چنین هایل خارج شویم.
«اقتصاد مستهلک ایران: بیست سال اشتباه راهبردی»
۲۳ بهمن ۱۴۰۴
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی
شما در کدام دسته از آدمهای زیر قرار میگیرید؟
اصولگرا هستید یا اصلاحطلب؟ سلطنتطلب هستید یا طرفدار جمهوری سکولار؟ چپ هستید یا راست؟ دنبال سازش با نظم جهانی آمریکامحور هستید یا دوست دارید بخشی از نظم شرقمحور به رهبری چین باشید؟ امنیت را مقدم بر توسعه میدانید یا توسعه را مقدم بر امنیت یا به همبسته امنیتتوسعه معتقدید؟ دنبال تداوم و اصلاح رادیکال وضع موجود هستید یا در پی براندازی هستید؟ اقتدارگرایید یا دموکراسیخواه؟
چند ثانیه وقت بگذارید و با خودتان به توافق برسید که در کدام دسته جا میگیرید. البته ممکن است در هیچ کدام از آنها که نام بردم جا نگیرید، اما نکته مهم این است که در هر دستهای که جا بگیرید یا نگیرید، دو واقعیت بسیار سهمگین و دردناک پیش روی شماست. دو واقعیتی که هیچ اهمیتی نمیدهند شما که هستید و چه موضعی دارید.
واقعیت اول، وضعیت اقتصاد ایران است. توصیفات بسیاری درباره اقتصاد ایران ارائه شده، اما در ۱۵ دی ۱۴۰۴ گفتوگویی با مسعود نیلی انجام دادم که روز ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ با عنوان «اقتصاد مستهلک ایران: بیست سال اشتباه راهبردی» منتشر شد. مسعود نیلی به استناد مطالعه، عدد و رقم، تصویری از صنعتزدایی، وابسته شدن به منابع محدود، فرسایش منابع طبیعی، بیکیفیت شدن اشتغال، و قطع ارتباط با اقتصاد جهانی ارائه میدهد که به شدت هشداردهنده و حتی هولناک است.
هیچ کسی (هر که هستید) و هیچ گروه سیاسی نمیتواند تصویری از آینده میانمدت و بلندمدت ایران ارائه دهد مگر آنکه تکلیفش را با چگونگی گذار از این #وضع_موجود به هر #وضع_مطلوب اقتصادی را مشخص کند. زمان کلیگویی و گفتن کلمات انگیزشی، یا طرحهای صد تا یک غاز هم نیست. بیش از همه باید به دولتیان و همه مردان و زنان اثرگذار نظام سیاسی توصیه کرد که روایت مسعود نیلی از اقتصاد ایران را ببینند.
واقعیت دوم، وضعیت نظام جهانی است. ایران در تحریم است، شدیدترین تحریمهایی که در طول تاریخ بر کشوری تحمیل شده است. ایران در محاصره نظامی هم هست. ایران در میانه رقابتهای ژئوپلتیک و ژئواکونومیک قدرتهای جهانی هم هست. ایران خودش پرونده است (به دلیل جایگاهش، مواضعش، سابقه رابطهاش با آمریکا و اسرائیل، و دلایل دیگر) و بخشی از پرونده رقابت آمریکا و چین هم هست؛ و به بخشی از پرونده روسیه-اروپا هم هست.
هیچ کسی (هر که هستید) و هیچ گروه سیاسی نمیتواند تصویری از آینده میانمدت و بلندمدت ایران ارائه دهد مگر آنکه تکلیفش را با چگونگی گذار از این #وضع_موجود به هر #وضع_مطلوب امنیتی مشخص کند. زمان کلیگویی، رؤیابافی، نمایش رسانهای ارائه کردن با کارشناسان متوهم فضایی، قیافه گرفتنهای تحلیلی و لاف زدنهای گزافه نیست. پای موجودیت ایران در میان است.
سخن آخر
دو تیغه قیچی، ایران را تهدید میکنند. تیغه اول، اقتصادی است که پس از بیست سال اشتباه راهبردی و تحت فشار سنگینترین تحریمها، فرسوده و مستهلک شده است. تیغه دوم، طوفان ژئوپلتیک و ژئواکونومیک برخاسته در جهان رقابتهای بین ابرقدرتهاست. طوفانی که بعد از ۷ اکتبر خاورمیانه را نیز به دلایلی دیگر در بر گرفته است.
هر که هستید با هر تفکر و رویکردی، اگر به ایران میاندیشید و اگر اصلاً آنقدر عاقل هستید که فکر کنید ایرانی باید بماند تا بخواهید توسعه و سعادت مردمانش را رقم بزنید؛ یا فقط حاکم آن باشید یا در آن ارزشها و سبک زندگیتان را ترویج کنید؛ یا نه اصلاً فقط میخواهید شیرش را بدوشید و به کیسه بریزید؛ باید راه، طرح و برنامهای برای مواجهه با این دو واقعیت درهمتافته و به شدت پیچیده داشته باشید.
بهتر است #همه_برای_ایران، برای بقا و ارتقای نود میلیون جان که در این سرزمین زندگی میکنند، از طرحهای یکخطی، ایدههای فرتوت، گفتههای پوسیده و هر اصرار و تجویز ناکارآمدی دست بردارند و به این بیندیشند که چگونه میتوانیم از چاهی که در آن فروافتادهایم و از راهی که فروبسته است، و از گردابی چنین هایل خارج شویم.
«اقتصاد مستهلک ایران: بیست سال اشتباه راهبردی»
۲۳ بهمن ۱۴۰۴
@fazeli_mohammad
👍682👎51
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تغییرات پویایی تورم در ایران
مسعود نیلی در این گفتوگو شرحی مفصل از شرایط طی شده در اقتصاد ایران و منتهی به وضعیت فعلی ارائه میدهد.
ویدیوی گفتوگو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM
هر طرحی برای آینده ایران از نقطهای آغاز میشود که معنای وضعیتی که #مسعود_نیلی شرح میدهد، درک شود.
#اقتصاد_ایران
@irantalk_sn
مسعود نیلی در این گفتوگو شرحی مفصل از شرایط طی شده در اقتصاد ایران و منتهی به وضعیت فعلی ارائه میدهد.
ویدیوی گفتوگو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM
هر طرحی برای آینده ایران از نقطهای آغاز میشود که معنای وضعیتی که #مسعود_نیلی شرح میدهد، درک شود.
#اقتصاد_ایران
@irantalk_sn
👍172👎10
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جدایی تولید و اشتغال
مسعود نیلی در این گفتوگو شرحی مفصل از شرایط طی شده در اقتصاد ایران و منتهی به وضعیت فعلی ارائه میدهد.
ویدیوی گفتوگو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM
یکی از بنیادیترین مشکللت، جدایی تولید اشتغال است که بر اثر نوع سیاستگذاری و روندهای طی شده در سیاست و اقتصاد پدید آمده است.
بخش مهمی از بحرانهای اجتماعی ایران را هم باید بر همین بستر دید.
#اقتصاد_ایران
@irantalk_sn
مسعود نیلی در این گفتوگو شرحی مفصل از شرایط طی شده در اقتصاد ایران و منتهی به وضعیت فعلی ارائه میدهد.
ویدیوی گفتوگو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM
یکی از بنیادیترین مشکللت، جدایی تولید اشتغال است که بر اثر نوع سیاستگذاری و روندهای طی شده در سیاست و اقتصاد پدید آمده است.
بخش مهمی از بحرانهای اجتماعی ایران را هم باید بر همین بستر دید.
#اقتصاد_ایران
@irantalk_sn
👍132👎8
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایران: آزمایشگاه اقتصاد جهان
مسعود نیلی در این گفتوگو نشان میدهد مجموعهای از اتفاقها در اقتصاد ایران رخ داده که آنرا به کلاس درس و آزمایشگاه برای تدریس اقتصاد تبدیل کرده است.
ویدیوی گفتوگو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM
#اقتصاد_ایران
@irantalk_sn
مسعود نیلی در این گفتوگو نشان میدهد مجموعهای از اتفاقها در اقتصاد ایران رخ داده که آنرا به کلاس درس و آزمایشگاه برای تدریس اقتصاد تبدیل کرده است.
ویدیوی گفتوگو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM
#اقتصاد_ایران
@irantalk_sn
👍128👎7
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
Economy of Iran - Dr Masud Nili.pdf
580.8 KB
اسلایدهای «اقتصاد مستهلک ایران»
دکتر مسعود نیلی (اقتصاددان) در گفتوگویی با رسانه ایرانتاک که با عنوان «اقتصاد مستهلک ایران: بیست سال اشتباه راهبردی» منتشر شد، با استناد به اعداد و ارقام واقعیتهای اقتصادی ایران، تصویری از تحولات اقتصاد ایران در دو دهه گذشته ارائه کردند.
شماری از بینندگان این گفتوگو خواسته بودند اسلایدهایی که ایشان در این گفتوگو استفاده کردهاند را منتشر کنیم. بنابراین اسلایدها را با اجازه خود ایشان در اینجا منتشر میکنیم.
اگرچه توصیه ما این است که اسلایدها را با توضیحات خود آقای دکتر مسعود نیلی در رسانه ایرانتاک ملاحظه بفرمایید.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM
#اقتصاد_ایران #مسعود_نیلی
@irantalk_sn
دکتر مسعود نیلی (اقتصاددان) در گفتوگویی با رسانه ایرانتاک که با عنوان «اقتصاد مستهلک ایران: بیست سال اشتباه راهبردی» منتشر شد، با استناد به اعداد و ارقام واقعیتهای اقتصادی ایران، تصویری از تحولات اقتصاد ایران در دو دهه گذشته ارائه کردند.
شماری از بینندگان این گفتوگو خواسته بودند اسلایدهایی که ایشان در این گفتوگو استفاده کردهاند را منتشر کنیم. بنابراین اسلایدها را با اجازه خود ایشان در اینجا منتشر میکنیم.
اگرچه توصیه ما این است که اسلایدها را با توضیحات خود آقای دکتر مسعود نیلی در رسانه ایرانتاک ملاحظه بفرمایید.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM
#اقتصاد_ایران #مسعود_نیلی
@irantalk_sn
👍137👎3
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاز در اقتصاد ایران
مسعود نیلی در این گفتوگو نشان میدهد اقتصاد ایران چگونه به تدریج انرژیبر شده است.
ویدیوی گفتوگو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM
عسلویه و پارس جنوبی جایگاه مهمی در این اقتصاد دارند.
#اقتصاد_ایران
@irantalk_sn
مسعود نیلی در این گفتوگو نشان میدهد اقتصاد ایران چگونه به تدریج انرژیبر شده است.
ویدیوی گفتوگو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM
عسلویه و پارس جنوبی جایگاه مهمی در این اقتصاد دارند.
#اقتصاد_ایران
@irantalk_sn
👍77👎5
Forwarded from محمد مالجو
⭕️ دو قطب، یک منطق
دو قطبِ ظاهراً متخاصمِ سیاست امروز ایران، یعنی هستۀ اصلی نظام جمهوری اسلامی و پادشاهیخواهان، در یک چیز شبیهِ همدیگرند: در ناتوانی از تحملِ «سومی». هر دو جهان را دوپاره میبینند: یا با مایی یا با دشمن. هر صدای مستقلی را که بکوشد بیرون از این دوگانه بایستد بلافاصله به اردوگاه مقابل منتسب میکنند. این دوگانهسازی نه صرفاً یک خطای تحلیلی بلکه یک ابزار قدرت است: با تقلیلِ میدان سیاست به نبردی وجودی اصولاً هر موضعِ مستقل از پیش بیاعتبار میشود.
در منطق رسمیِ جمهوری اسلامی، منتقدی که نه سلطنتطلب است و نه خواهانِ مداخلۀ خارجی، بهمحض نقدِ ولایت فقیه، «همسو با براندازان» خوانده میشود. کافی است از حقوق بشر سخن بگویی یا از ناکارآمدی ساختار قدرت، ناگهان در قاب رسانهای حاکمیت در کنار «دشمن» جا داده میشوی. نقد، بهجای این که بخشی از حیات سیاسی باشد، به سند اتهام بدل میشود و امر سیاسی به امر امنیتی فروکاسته میشود. اینجا مسئله فقط برچسبزنی نیست. کارکرد این برچسبزنیها بستنِ فضای گفتوگو و تبدیلِ اختلاف نظر به تهدید امنیتی است.
در سوی دیگر، بخشی از پادشاهیخواهان نیز با الگویی معکوس اما مشابه عمل میکنند. اگر از خطر تمرکز قدرت بگویی یا از ضرورت جمهوری دفاع کنی، فوراً «حامی جمهوری اسلامی» یا «همراهِ رژیم» لقب میگیری. گویی میان دفاع از سلطنت و دفاع از حکومت مستقر هیچ امکان سومی وجود ندارد. هر نقدی به یک قطب انگار بیدرنگ بیعت با قطب دیگر است. در اینجا نیز مسئله نه اقناع و گفتوگوی برنامهمحور بلکه حذفِ دیگری است. سیاست بهجای این که میدان رقابت بر سر ایدهها و راهحلها باشد به صحنۀ مرزبندیِ وفاداریها و تعیینِ «خودی» و «غیرخودی» فروکاسته میشود.
این همان منطقِ آینهای است: هر دو خود را یگانه بدیلِ ممکن میپندارند و دیگران را یا پیادهنظامِ دشمن میبینند یا فریبخورده. نتیجه اما یکسان است: حذف نمادینِ تکثر و تهیشدن سیاست از معنا. سیاست از میدان رقابتِ برنامهها به صحنۀ افشاگری و انگزنی تقلیل مییابد. نیروهای جمهوریخواهِ دموکرات، چپهای منتقد، ملیگرایان مستقل، یا حتی محافظهکارانِ غیرولایی، همه زیر فشار این دوگانه له میشوند و امکان تکوین بدیلهای پیچیده و چندلایه از بین میرود.
خطر اصلی دقیقاً همینجاست: وقتی دو قطبِ مسلط، هر دو، امکانِ «راه سوم» را انکار کنند، جامعه میان دو روایتِ انحصاری زندانی میشود. آنگاه نزاع نه بر سر کیفیت آزادی بلکه بر سر جابهجاییِ جای زندانبان خواهد بود. اگر قرار است افقی نو گشوده شود، ابتدا باید این دوگانۀ کاذب شکسته شود. باید پذیرفت که مخالفت با یکی الزاماً وفاداری به دیگری نیست. سیاستِ بالغ از همین تمایز آغاز میشود، از بهرسمیتشناختنِ تکثر همچون شرطِ آزادی.
🆔 @mmaljoo
دو قطبِ ظاهراً متخاصمِ سیاست امروز ایران، یعنی هستۀ اصلی نظام جمهوری اسلامی و پادشاهیخواهان، در یک چیز شبیهِ همدیگرند: در ناتوانی از تحملِ «سومی». هر دو جهان را دوپاره میبینند: یا با مایی یا با دشمن. هر صدای مستقلی را که بکوشد بیرون از این دوگانه بایستد بلافاصله به اردوگاه مقابل منتسب میکنند. این دوگانهسازی نه صرفاً یک خطای تحلیلی بلکه یک ابزار قدرت است: با تقلیلِ میدان سیاست به نبردی وجودی اصولاً هر موضعِ مستقل از پیش بیاعتبار میشود.
در منطق رسمیِ جمهوری اسلامی، منتقدی که نه سلطنتطلب است و نه خواهانِ مداخلۀ خارجی، بهمحض نقدِ ولایت فقیه، «همسو با براندازان» خوانده میشود. کافی است از حقوق بشر سخن بگویی یا از ناکارآمدی ساختار قدرت، ناگهان در قاب رسانهای حاکمیت در کنار «دشمن» جا داده میشوی. نقد، بهجای این که بخشی از حیات سیاسی باشد، به سند اتهام بدل میشود و امر سیاسی به امر امنیتی فروکاسته میشود. اینجا مسئله فقط برچسبزنی نیست. کارکرد این برچسبزنیها بستنِ فضای گفتوگو و تبدیلِ اختلاف نظر به تهدید امنیتی است.
در سوی دیگر، بخشی از پادشاهیخواهان نیز با الگویی معکوس اما مشابه عمل میکنند. اگر از خطر تمرکز قدرت بگویی یا از ضرورت جمهوری دفاع کنی، فوراً «حامی جمهوری اسلامی» یا «همراهِ رژیم» لقب میگیری. گویی میان دفاع از سلطنت و دفاع از حکومت مستقر هیچ امکان سومی وجود ندارد. هر نقدی به یک قطب انگار بیدرنگ بیعت با قطب دیگر است. در اینجا نیز مسئله نه اقناع و گفتوگوی برنامهمحور بلکه حذفِ دیگری است. سیاست بهجای این که میدان رقابت بر سر ایدهها و راهحلها باشد به صحنۀ مرزبندیِ وفاداریها و تعیینِ «خودی» و «غیرخودی» فروکاسته میشود.
این همان منطقِ آینهای است: هر دو خود را یگانه بدیلِ ممکن میپندارند و دیگران را یا پیادهنظامِ دشمن میبینند یا فریبخورده. نتیجه اما یکسان است: حذف نمادینِ تکثر و تهیشدن سیاست از معنا. سیاست از میدان رقابتِ برنامهها به صحنۀ افشاگری و انگزنی تقلیل مییابد. نیروهای جمهوریخواهِ دموکرات، چپهای منتقد، ملیگرایان مستقل، یا حتی محافظهکارانِ غیرولایی، همه زیر فشار این دوگانه له میشوند و امکان تکوین بدیلهای پیچیده و چندلایه از بین میرود.
خطر اصلی دقیقاً همینجاست: وقتی دو قطبِ مسلط، هر دو، امکانِ «راه سوم» را انکار کنند، جامعه میان دو روایتِ انحصاری زندانی میشود. آنگاه نزاع نه بر سر کیفیت آزادی بلکه بر سر جابهجاییِ جای زندانبان خواهد بود. اگر قرار است افقی نو گشوده شود، ابتدا باید این دوگانۀ کاذب شکسته شود. باید پذیرفت که مخالفت با یکی الزاماً وفاداری به دیگری نیست. سیاستِ بالغ از همین تمایز آغاز میشود، از بهرسمیتشناختنِ تکثر همچون شرطِ آزادی.
🆔 @mmaljoo
👍275👎66
Forwarded from محمد مالجو
⭕️ دام گذار: هشدار تاریخی دربارۀ نقش تسهیلگر
پادشاهیخواهان میگویند پس از سرنگونی جمهوری اسلامی باید رفراندومی برگزار شود تا مردم در یک انتخابات آزاد میان جمهوری و پادشاهی یکی را برگزینند. خود رضا پهلوی نیز در بیانیۀ اخیرش تصریح کرده است: «نقش من در این مسیر ... نقش یک تسهیلگر برای رسیدن به آن روزی است که شما، مردم ایران، در یک انتخابات آزاد، نوع حکومت آیندۀ خود را برگزینید.»
این سخن، در سطح اعلامی، پاسخی دموکراتیک به بحران مشروعیت به نظر میرسد: واگذاری تصمیم نهایی به رأی مردم و تعلیق داوری دربارۀ نوع حکومت تا برگزاری انتخابات آزاد. اما، در سطح اِعمالی، مسئله معمولاً نه در سطح نیتها بلکه در سطح سازوکارهای قدرت تعیین تکلیف میشود. پرسش تعیینکننده این نیست که چه کسی چه میخواهد. پرسش این است که زمین بازی قدرت چه رفتاری را پاداش میدهد و چه رفتاری را جزا.
تاریخ معاصر ایران نشان میدهد «دربار» یا«بیت» در این سرزمین یا میبلعد یا بلعیده میشود. به بیان دیگر، کانون مرکزیِ قدرت یا چنان اقتدار خود را گسترش میدهد که سایر نهادها را در خود حل کند یا، اگر در این کار ناکام بماند، خود بهسرعت در معرض حذف و فروپاشی قرار میگیرد. وضعیت میانه، یعنی قدرتی مقید و محدود و همزیست با نهادهای مستقل، بهندرت دوام آورده است. هر گاه توازنی نسبی شکل گرفته یا به سوی تمرکز بیشتر لغزیده یا در اثر رقابتهای حلنشده از هم گسیخته است.
بنابراین مسئله فقط این نیست که یک بازیگر سیاسی خود را «تسهیلگر» بداند یا وعدۀ صندوق رأی بدهد. مسئله این است که آیا ساختار سیاسی ایران امکان میدهد چنین موقعیتی واقعاً بیطرف و موقتی بماند یا نه. در سرزمینی که قواعد نانوشتهاش به سود تمرکز عمل میکند، هر کانونی که در مرکز بسیج سیاسی بنشیند دیر یا زود با این دوگانه روبهرو میشود: یا اقتدارش را تثبیت کند و بگستراند یا جای خود را به رقیبی بدهد که چنین خواهد کرد. همین منطق است که تعادل پایدار را در تاریخ سیاسی ما شکننده و کمدوام کرده است. تاریخ معاصر ایران این الگو را بارها نشان داده است.
انقلاب مشروطه تلاشی بود برای مقیدکردن شاه از طریق قانون اساسی و مجلس، تلاشی برای انتقال بخشی از اقتدار از دربار به نهادهای نمایندگی. اما این توازن نوپا یا، در تجربۀ محمدعلیشاهی، با بازگشت اقتدار سلطنتی و تقویت ابزارهای نظامی و دیوانی به سود دربار بر هم خورد یا، در تجربۀ احمدشاهی، در کشاکش نیروهای رقیب و بیثباتیهای سیاسی چنان فرسوده شد که کلیت نظم فرو ریخت. به عبارت دیگر، یا شاه دست بالا را گرفت یا میدان از کنترل همگان خارج شد.
در دورۀ رضاشاه پهلوی تمرکز قدرت در قالب دولتسازی مقتدر و حذف نیروهای رقیب سیاسی چنان پیش رفت که امکان تکوین نهادهای مستقل و پایدار از میان رفت و توازن نوپای پسامشروطه عملاً پایان یافت. در دورۀ محمدرضاشاه پهلوی نیز تمرکز قدرت در رأس هرم از بهار ۱۳۲۶ بهتدریج چنان افزایش یافت که احزاب و مطبوعات و نهادهای مدنی استقلال واقعی پیدا نکردند. ساختار چنان شکل گرفت که بقایش به اقتدار شخص اول گره خورد. در نتیجه، با نخستین بحران فراگیر و ازدسترفتن اقتدار پادشاه عملاً کل سازه بهناگاه فروپاشید، چه، ستونهای مستقل برای حفظ تعادل وجود نداشت.
پس از انقلاب ۱۳۵۷ نیز «بیت» نوظهور بهتدریج به کانون اصلی تنظیم و توزیع قدرت بدل شد، روندی که در دورۀ رهبری دوم بهشدت تعمیق یافت. بازنگری قانون اساسی و گسترش اختیارات رهبری و تقویت نهادهای انتصابی، جملگی، جایگاهی ساخت که عملاً فراتر از رقابتهای انتخاباتی قرار گرفت. نهادهای انتخابی هر گاه کوشیدند از حدود ترسیمشده فراتر روند با سازوکارهای حقوقی و امنیتی مهار شدند. هر کانون قدرت موازی یا در ساختار ادغام شد یا به حاشیه رفت. معماری نهادی نظام چنان شکل گرفت که تمرکز را بازتولید کند و جلوِ چندپارگی را بگیرد. باز همان منطق آشنا در تاریخ سیاسی ایران: یا ببلع یا بلعیده شو.
در این چارچوب، ایدۀ «من تسهیلگرم و تصمیم با مردم است» صرفاً یک ترفند برای خلق اجماع حداکثری در مرحلۀ سرنگونسازی نظام کنونی است. چهرهای با سرمایۀ نمادین، وقتی خود را بیطرفِ نوع حکومت معرفی میکند، چهبسا بتواند طیف وسیعی از مخالفان را زیر چتر خود گرد آورد، بیآنکه نسبت به مقصد نهایی تعهد الزامآوری بدهد. اما در مرحلۀ گذار است که همان شبکۀ بسیجشده و همان جایگاه محوری به اهرم قدرت بدل میشود. در زمینی که تعادل پایدار چندان دوام نمیآورد، «تسهیلگر» بهسرعت به «کانون» تبدیل میشود. کانون نیز برای بقا به متمرکزسازی قدرت گرایش مییابد. در چنین وضعی، رفراندوم نه نقطۀ صفرِ بیطرف بلکه محصول توازن قوایی است که در دورۀ گذار شکل گرفته، توازنی که میتواند گزینۀ پادشاهی را، همچون امتداد طبیعی قدرت مستقرِ دورۀ گذار، از صندوق بیرون بکشد.
🆔 @mmaljoo
پادشاهیخواهان میگویند پس از سرنگونی جمهوری اسلامی باید رفراندومی برگزار شود تا مردم در یک انتخابات آزاد میان جمهوری و پادشاهی یکی را برگزینند. خود رضا پهلوی نیز در بیانیۀ اخیرش تصریح کرده است: «نقش من در این مسیر ... نقش یک تسهیلگر برای رسیدن به آن روزی است که شما، مردم ایران، در یک انتخابات آزاد، نوع حکومت آیندۀ خود را برگزینید.»
این سخن، در سطح اعلامی، پاسخی دموکراتیک به بحران مشروعیت به نظر میرسد: واگذاری تصمیم نهایی به رأی مردم و تعلیق داوری دربارۀ نوع حکومت تا برگزاری انتخابات آزاد. اما، در سطح اِعمالی، مسئله معمولاً نه در سطح نیتها بلکه در سطح سازوکارهای قدرت تعیین تکلیف میشود. پرسش تعیینکننده این نیست که چه کسی چه میخواهد. پرسش این است که زمین بازی قدرت چه رفتاری را پاداش میدهد و چه رفتاری را جزا.
تاریخ معاصر ایران نشان میدهد «دربار» یا«بیت» در این سرزمین یا میبلعد یا بلعیده میشود. به بیان دیگر، کانون مرکزیِ قدرت یا چنان اقتدار خود را گسترش میدهد که سایر نهادها را در خود حل کند یا، اگر در این کار ناکام بماند، خود بهسرعت در معرض حذف و فروپاشی قرار میگیرد. وضعیت میانه، یعنی قدرتی مقید و محدود و همزیست با نهادهای مستقل، بهندرت دوام آورده است. هر گاه توازنی نسبی شکل گرفته یا به سوی تمرکز بیشتر لغزیده یا در اثر رقابتهای حلنشده از هم گسیخته است.
بنابراین مسئله فقط این نیست که یک بازیگر سیاسی خود را «تسهیلگر» بداند یا وعدۀ صندوق رأی بدهد. مسئله این است که آیا ساختار سیاسی ایران امکان میدهد چنین موقعیتی واقعاً بیطرف و موقتی بماند یا نه. در سرزمینی که قواعد نانوشتهاش به سود تمرکز عمل میکند، هر کانونی که در مرکز بسیج سیاسی بنشیند دیر یا زود با این دوگانه روبهرو میشود: یا اقتدارش را تثبیت کند و بگستراند یا جای خود را به رقیبی بدهد که چنین خواهد کرد. همین منطق است که تعادل پایدار را در تاریخ سیاسی ما شکننده و کمدوام کرده است. تاریخ معاصر ایران این الگو را بارها نشان داده است.
انقلاب مشروطه تلاشی بود برای مقیدکردن شاه از طریق قانون اساسی و مجلس، تلاشی برای انتقال بخشی از اقتدار از دربار به نهادهای نمایندگی. اما این توازن نوپا یا، در تجربۀ محمدعلیشاهی، با بازگشت اقتدار سلطنتی و تقویت ابزارهای نظامی و دیوانی به سود دربار بر هم خورد یا، در تجربۀ احمدشاهی، در کشاکش نیروهای رقیب و بیثباتیهای سیاسی چنان فرسوده شد که کلیت نظم فرو ریخت. به عبارت دیگر، یا شاه دست بالا را گرفت یا میدان از کنترل همگان خارج شد.
در دورۀ رضاشاه پهلوی تمرکز قدرت در قالب دولتسازی مقتدر و حذف نیروهای رقیب سیاسی چنان پیش رفت که امکان تکوین نهادهای مستقل و پایدار از میان رفت و توازن نوپای پسامشروطه عملاً پایان یافت. در دورۀ محمدرضاشاه پهلوی نیز تمرکز قدرت در رأس هرم از بهار ۱۳۲۶ بهتدریج چنان افزایش یافت که احزاب و مطبوعات و نهادهای مدنی استقلال واقعی پیدا نکردند. ساختار چنان شکل گرفت که بقایش به اقتدار شخص اول گره خورد. در نتیجه، با نخستین بحران فراگیر و ازدسترفتن اقتدار پادشاه عملاً کل سازه بهناگاه فروپاشید، چه، ستونهای مستقل برای حفظ تعادل وجود نداشت.
پس از انقلاب ۱۳۵۷ نیز «بیت» نوظهور بهتدریج به کانون اصلی تنظیم و توزیع قدرت بدل شد، روندی که در دورۀ رهبری دوم بهشدت تعمیق یافت. بازنگری قانون اساسی و گسترش اختیارات رهبری و تقویت نهادهای انتصابی، جملگی، جایگاهی ساخت که عملاً فراتر از رقابتهای انتخاباتی قرار گرفت. نهادهای انتخابی هر گاه کوشیدند از حدود ترسیمشده فراتر روند با سازوکارهای حقوقی و امنیتی مهار شدند. هر کانون قدرت موازی یا در ساختار ادغام شد یا به حاشیه رفت. معماری نهادی نظام چنان شکل گرفت که تمرکز را بازتولید کند و جلوِ چندپارگی را بگیرد. باز همان منطق آشنا در تاریخ سیاسی ایران: یا ببلع یا بلعیده شو.
در این چارچوب، ایدۀ «من تسهیلگرم و تصمیم با مردم است» صرفاً یک ترفند برای خلق اجماع حداکثری در مرحلۀ سرنگونسازی نظام کنونی است. چهرهای با سرمایۀ نمادین، وقتی خود را بیطرفِ نوع حکومت معرفی میکند، چهبسا بتواند طیف وسیعی از مخالفان را زیر چتر خود گرد آورد، بیآنکه نسبت به مقصد نهایی تعهد الزامآوری بدهد. اما در مرحلۀ گذار است که همان شبکۀ بسیجشده و همان جایگاه محوری به اهرم قدرت بدل میشود. در زمینی که تعادل پایدار چندان دوام نمیآورد، «تسهیلگر» بهسرعت به «کانون» تبدیل میشود. کانون نیز برای بقا به متمرکزسازی قدرت گرایش مییابد. در چنین وضعی، رفراندوم نه نقطۀ صفرِ بیطرف بلکه محصول توازن قوایی است که در دورۀ گذار شکل گرفته، توازنی که میتواند گزینۀ پادشاهی را، همچون امتداد طبیعی قدرت مستقرِ دورۀ گذار، از صندوق بیرون بکشد.
🆔 @mmaljoo
👍375👎127
Forwarded from دغدغه ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عادیسازی رابطه ایران و آمریکا
گفتوگوی محمد فاضلی و ناصر هادیان
دکتر ناصر هادیان، متخصص علوم سیاسی و استاد بازنشسته روابط بینالملل دانشگاه تهران، در ۴۶ سال گذشته درگیر بررسی و کنشگر در روابط ایران و آمریکا بوده است. ایشان در دیپلماسی پنهان نیز نقشی فعال داشته و در سطوح مختلف با طرفهای آمریکایی و اروپایی مذاکره کرده است.
نسخه کامل این گفتوگو
دکتر #ناصر_هادیان در این گفتوگوی صریح، به سؤالاتی درباره دشواریهای روابط ایران و آمریکا، نقش اسرائیل در این روابط، پیشنیازهای وجود رابطهای متعارف و کمتنش بین ایران و آمریکا، شیوه درست مواجهه ایران با مسأله اسرائیل، و همچنین رویکرد مناسب ایران برای دست یافتن به آرزوهایش در این منطقه از جهان پاسخ میدهد.
ناصر هادیان معتقد است چندهزار ساله بودن تمدن و کشور ایران بدان معناست که سیاستمدار ایرانی میتواند بسیاری از خواستههایش را به زمانی دورتر محول کند که این زمان در مقیاس تاریخ ایران، اصلاً بلند و قابل توجه نیست.
نسخه کامل این گفتوگو
#مذاکرات_ایران_آمریکا #پرونده_اتمی #ایران_اسرائیل
@fazeli_mohammad
گفتوگوی محمد فاضلی و ناصر هادیان
دکتر ناصر هادیان، متخصص علوم سیاسی و استاد بازنشسته روابط بینالملل دانشگاه تهران، در ۴۶ سال گذشته درگیر بررسی و کنشگر در روابط ایران و آمریکا بوده است. ایشان در دیپلماسی پنهان نیز نقشی فعال داشته و در سطوح مختلف با طرفهای آمریکایی و اروپایی مذاکره کرده است.
نسخه کامل این گفتوگو
دکتر #ناصر_هادیان در این گفتوگوی صریح، به سؤالاتی درباره دشواریهای روابط ایران و آمریکا، نقش اسرائیل در این روابط، پیشنیازهای وجود رابطهای متعارف و کمتنش بین ایران و آمریکا، شیوه درست مواجهه ایران با مسأله اسرائیل، و همچنین رویکرد مناسب ایران برای دست یافتن به آرزوهایش در این منطقه از جهان پاسخ میدهد.
ناصر هادیان معتقد است چندهزار ساله بودن تمدن و کشور ایران بدان معناست که سیاستمدار ایرانی میتواند بسیاری از خواستههایش را به زمانی دورتر محول کند که این زمان در مقیاس تاریخ ایران، اصلاً بلند و قابل توجه نیست.
نسخه کامل این گفتوگو
#مذاکرات_ایران_آمریکا #پرونده_اتمی #ایران_اسرائیل
@fazeli_mohammad
👍104👎22
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایران و آمریکا
چشماندازهای تاریکتر
سند امنیت ملی آمریکا در سال ۲۰۲۵ منتشر شده است. این سند آنقدر اهمیت دارد که در اندیشکدههای جهان و اتاقهای تصمیمسازی و تصمیمگیری دولتها درباره آن بحث و گفتوگو میشود و تحلیلهای متعدد درباره محتوا و پیآمدهای آن منتشر شده است.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/48wEUp4ytSc
رحمان قهرمانپور در این گفتوگو، مندرجات این سند و اهمیت آنها برای ایران را تحلیل میکند. همه شواهد و تحلیلهایی که در این گفتوگو ارائه میشود نشان میدهد ایران بهواسطه ویژگیهای خودش و تاریخ طیشده در چند دهه گذشته، و تحت تأثیر شرایطی که بر جهان و بالاخص روابط بین قدرتها حاکم است، با چشماندازهای پیچیدهتر و دشوارتری برای تأمین امنیت و منافع ملی خود مواجه است.
سیاستگذار و حکمرانی ایرانی، و به تبع آن همه شهروندان در وضعیت پیچیده، ابهامآمیز و با چشماندازی کموبیش تیره مواجه هستند. عقلانیت، واقعنگری، اتکا بر همه مردم و تغییر سیاستهای گذشته میتواند بهکار تغییر این شرایط بیاید.
https://youtu.be/48wEUp4ytSc
#امنیت_ملی_آمریکا #امنیت_ملی_ایران #رحمان_قهرمانپور #ایران_تاک
@irantalk_sn
چشماندازهای تاریکتر
سند امنیت ملی آمریکا در سال ۲۰۲۵ منتشر شده است. این سند آنقدر اهمیت دارد که در اندیشکدههای جهان و اتاقهای تصمیمسازی و تصمیمگیری دولتها درباره آن بحث و گفتوگو میشود و تحلیلهای متعدد درباره محتوا و پیآمدهای آن منتشر شده است.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/48wEUp4ytSc
رحمان قهرمانپور در این گفتوگو، مندرجات این سند و اهمیت آنها برای ایران را تحلیل میکند. همه شواهد و تحلیلهایی که در این گفتوگو ارائه میشود نشان میدهد ایران بهواسطه ویژگیهای خودش و تاریخ طیشده در چند دهه گذشته، و تحت تأثیر شرایطی که بر جهان و بالاخص روابط بین قدرتها حاکم است، با چشماندازهای پیچیدهتر و دشوارتری برای تأمین امنیت و منافع ملی خود مواجه است.
سیاستگذار و حکمرانی ایرانی، و به تبع آن همه شهروندان در وضعیت پیچیده، ابهامآمیز و با چشماندازی کموبیش تیره مواجه هستند. عقلانیت، واقعنگری، اتکا بر همه مردم و تغییر سیاستهای گذشته میتواند بهکار تغییر این شرایط بیاید.
https://youtu.be/48wEUp4ytSc
#امنیت_ملی_آمریکا #امنیت_ملی_ایران #رحمان_قهرمانپور #ایران_تاک
@irantalk_sn
👍86👎2
Forwarded from انتشارات دنیای اقتصاد
کتاب چالشهای صنعتی شدن ایران منتشر میشود
کتاب «چالشهای صنعتیشدن ایران» بیتردید یکی از مهمترین آثاری است که درباره اقتصاد ایران به نگارش درآمده است.
بیش از شش دهه از نخستین تلاشها برای صنعتیشدن اقتصاد ایران میگذرد؛ با این حال، امروز در مسیر زوال صنعتی قرار گرفتهایم. صنعت ایران در مواجهه با انواع محدودیتهای خارج از کنترل خود، به منابع ارزی حاصل از نفت، انرژی برخاسته از گاز و منابع زیرزمینی آب متکی است. اکنون محدودیتهای ناشی از هر سه منبع یادشده، صنعت کشور را با تهدیدی جدی و حتی موجودیتی مواجه کرده است.
کتاب را مسعود نیلی، امینه محمودزاده، علیرضا ساعدی و منصور شاکریان با همکاری جمعی از اقتصاددانان جوان نوشتهاند و انتشارات دنیایاقتصاد مفتخر به چاپ این تحقیق ارزشمند است.
اگر علاقه دارید این کتاب ارزشمند را پیشخرید کنید، میتوانید مبلغ 850 هزار تومان به شماره کارت 5054167000245812 یا شماره حساب 114996717904021 بانک گردشگری به نام دنیای اقتصاد تابان واریز و فیش آن را برای شماره 09031239791 در واتساپ یا تلگرام یا بله، ارسال کنید. هزینه ارسال نیز با خریدار محاسبه میشود.
@eco_philo_book
کتاب «چالشهای صنعتیشدن ایران» بیتردید یکی از مهمترین آثاری است که درباره اقتصاد ایران به نگارش درآمده است.
بیش از شش دهه از نخستین تلاشها برای صنعتیشدن اقتصاد ایران میگذرد؛ با این حال، امروز در مسیر زوال صنعتی قرار گرفتهایم. صنعت ایران در مواجهه با انواع محدودیتهای خارج از کنترل خود، به منابع ارزی حاصل از نفت، انرژی برخاسته از گاز و منابع زیرزمینی آب متکی است. اکنون محدودیتهای ناشی از هر سه منبع یادشده، صنعت کشور را با تهدیدی جدی و حتی موجودیتی مواجه کرده است.
کتاب را مسعود نیلی، امینه محمودزاده، علیرضا ساعدی و منصور شاکریان با همکاری جمعی از اقتصاددانان جوان نوشتهاند و انتشارات دنیایاقتصاد مفتخر به چاپ این تحقیق ارزشمند است.
اگر علاقه دارید این کتاب ارزشمند را پیشخرید کنید، میتوانید مبلغ 850 هزار تومان به شماره کارت 5054167000245812 یا شماره حساب 114996717904021 بانک گردشگری به نام دنیای اقتصاد تابان واریز و فیش آن را برای شماره 09031239791 در واتساپ یا تلگرام یا بله، ارسال کنید. هزینه ارسال نیز با خریدار محاسبه میشود.
@eco_philo_book
👍75👎2
Forwarded from سهند ایرانمهر
✔️برای عشق به میهن
( #معرفی_کتاب)
✍🏻سهند ایرانمهر
در روزگاری که نام «میهن» یا به هیاهوی شعار فروکاسته میشود یا به تعصبهای تنگدامن آلوده میگردد، پرسش از معنای راستین آن پرسشی تجملاتی نیست، بلکه ضرورتی اخلاقی و سیاسی است. آیا دوست داشتن میهن یعنی دل بستن به خاک و خون و خاطره، یا وفاداری به نظمی که آزادی را پاس میدارد و قانون را بر فراز ارادههای خودسر مینشاند؟ این کتاب ما را به تأملی دوباره فرا میخواند: تأملی در باب عشقی که اگر از جنس فضیلت مدنی نباشد، چهبسا به نقابی برای سلطه بدل شود.
کتاب «برای عشق به میهن» اثر مائوریسیو ویرولی دعوتی است به بازاندیشی در معنای «میهن». ویروُلی میکوشد غبار را از چهره مفهومی بردارد که در روزگار ما یا به شورهای هویتی فروکاسته شده یا به شعارهای تهی. او میان دو نحوه دلبستگی تمایز مینهد: یکی میهندوستیِ جمهوریخواهانه، و دیگر ملیگراییِ هویتمحور.
در سنت جمهوریخواهی کلاسیک ـ سنتی که از روم باستان برمیخیزد و در رنسانس ایتالیا با آثاری چون اندیشههای ماکیاولی جانی تازه میگیرد ـ «میهن» نه خاک است و نه خون، نه زبان است و نه نژاد؛ بلکه نظمی است سیاسی که آزادی را پاس میدارد. در این تلقی، عشق به میهن یعنی عشق به قانون عادلانه، به مشارکت شهروندان، و به رهایی از سلطه. آزادی در اینجا به معنای نبودِ چیرگی و استیلاست؛ یعنی آنجا که ارادهای خودسر بر سرنوشت همگان سایه نیفکند.
اما ملیگرایی مدرن، موضوع صحبت را از «نظم آزاد» به «هویت جمعی» منتقل میکند. ملت به صورت جماعتی فرهنگی و تاریخی فهم میشود و وفاداری به آن، گاه مستقل از کیفیت نهادهای سیاسی، فضیلت شمرده میگردد. ویروُلی هشدار میدهد که چنین جابهجاییای میتواند آزادی را به حاشیه براند و همبستگی را بر محور دیگریسازی سامان دهد.
مدعای مرکزی کتاب این است که جمهوریهای آزاد تنها با قانون پایدار نمیمانند؛ آنان به عاطفهای مدنی محتاجاند. شهروندانی که به آزادی دل نبندند، در هنگامه خطر از آن دفاع نخواهند کرد. از این رو، میهندوستی ـ اگر به معنای تعهد به آزادی مشترک فهم شود ـ نه رقیب لیبرالیسم که مکمل آن است؛ زیرا حقوق بیپشتوانه فضیلت مدنی، در تندباد سیاست، بیپناه خواهد ماند.
حاصل سخن آنکه میتوان به میهن عشق ورزید، بیآنکه به دام ملیگرایی تنگنظر افتاد. میهن، اگر جمهوری آزاد باشد، شایسته محبت است؛ و محبت به آن، یعنی پاسداری از قانون، مشارکت در امر عمومی، و ایستادگی در برابر هر سلطهای که آزادی را تهدید کند.
@sahandiranmehr
( #معرفی_کتاب)
✍🏻سهند ایرانمهر
در روزگاری که نام «میهن» یا به هیاهوی شعار فروکاسته میشود یا به تعصبهای تنگدامن آلوده میگردد، پرسش از معنای راستین آن پرسشی تجملاتی نیست، بلکه ضرورتی اخلاقی و سیاسی است. آیا دوست داشتن میهن یعنی دل بستن به خاک و خون و خاطره، یا وفاداری به نظمی که آزادی را پاس میدارد و قانون را بر فراز ارادههای خودسر مینشاند؟ این کتاب ما را به تأملی دوباره فرا میخواند: تأملی در باب عشقی که اگر از جنس فضیلت مدنی نباشد، چهبسا به نقابی برای سلطه بدل شود.
کتاب «برای عشق به میهن» اثر مائوریسیو ویرولی دعوتی است به بازاندیشی در معنای «میهن». ویروُلی میکوشد غبار را از چهره مفهومی بردارد که در روزگار ما یا به شورهای هویتی فروکاسته شده یا به شعارهای تهی. او میان دو نحوه دلبستگی تمایز مینهد: یکی میهندوستیِ جمهوریخواهانه، و دیگر ملیگراییِ هویتمحور.
در سنت جمهوریخواهی کلاسیک ـ سنتی که از روم باستان برمیخیزد و در رنسانس ایتالیا با آثاری چون اندیشههای ماکیاولی جانی تازه میگیرد ـ «میهن» نه خاک است و نه خون، نه زبان است و نه نژاد؛ بلکه نظمی است سیاسی که آزادی را پاس میدارد. در این تلقی، عشق به میهن یعنی عشق به قانون عادلانه، به مشارکت شهروندان، و به رهایی از سلطه. آزادی در اینجا به معنای نبودِ چیرگی و استیلاست؛ یعنی آنجا که ارادهای خودسر بر سرنوشت همگان سایه نیفکند.
اما ملیگرایی مدرن، موضوع صحبت را از «نظم آزاد» به «هویت جمعی» منتقل میکند. ملت به صورت جماعتی فرهنگی و تاریخی فهم میشود و وفاداری به آن، گاه مستقل از کیفیت نهادهای سیاسی، فضیلت شمرده میگردد. ویروُلی هشدار میدهد که چنین جابهجاییای میتواند آزادی را به حاشیه براند و همبستگی را بر محور دیگریسازی سامان دهد.
مدعای مرکزی کتاب این است که جمهوریهای آزاد تنها با قانون پایدار نمیمانند؛ آنان به عاطفهای مدنی محتاجاند. شهروندانی که به آزادی دل نبندند، در هنگامه خطر از آن دفاع نخواهند کرد. از این رو، میهندوستی ـ اگر به معنای تعهد به آزادی مشترک فهم شود ـ نه رقیب لیبرالیسم که مکمل آن است؛ زیرا حقوق بیپشتوانه فضیلت مدنی، در تندباد سیاست، بیپناه خواهد ماند.
حاصل سخن آنکه میتوان به میهن عشق ورزید، بیآنکه به دام ملیگرایی تنگنظر افتاد. میهن، اگر جمهوری آزاد باشد، شایسته محبت است؛ و محبت به آن، یعنی پاسداری از قانون، مشارکت در امر عمومی، و ایستادگی در برابر هر سلطهای که آزادی را تهدید کند.
@sahandiranmehr
👍129👎12
Forwarded from دغدغه ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
صدای شیر برای حفاظت از گربه
فرهنگ استراتژیک و روایتهای راهبردی ایران
فرهنگ استراتژیک ایران چیست؟ سیاستمداران و حاکمان در ایران چگونه تصمیم میگیرند؟ تعریف دوست و دشمن چیست و شکست و پیروزی چگونه تعریف میشوند؟ جغرافیا و تاریخ ایران به چه روایتهایی که ذهن سیاستمدار و حاکم ایرانی قالببندی میکنند شکل داده است؟ و روایتهای راهبردی چگونه به مسیرهای منتهی به جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران شکل داده است؟
دیدن نسخه کامل
https://youtu.be/ATtfoyXAyak
دکتر حسامالدین آشنا، متخصص ارتباطات و فرهنگ، با تحلیل فرهنگ استراتژیک ایران، مجموعه روایتها و واقعیاتی را تحلیل میکند که در مسیر شکل دادن به وضعیت حکمرانی، سیاستگذاری و تصمیمگیری به هم آمیخته شده و ایران امروز را شکل دادهاند. وی معتقد است همه روایتها برای حفاظت از ایران و با آگاهی بر آسیبپذیرهای این کشور، ساخته شدهاند. وی در این مسیر، روایتهایی را تحلیل میکند که نتایجی درست برخلاف مقاصد راویانشان داشتهاند.
#فرهنگ_استراتژیک #انقلاب_اسلامی #پرونده_اتمی #ژئوپلتیک_ایران #جنگ_روایت #حسام_آشنا
@fazeli_mohammad
فرهنگ استراتژیک و روایتهای راهبردی ایران
فرهنگ استراتژیک ایران چیست؟ سیاستمداران و حاکمان در ایران چگونه تصمیم میگیرند؟ تعریف دوست و دشمن چیست و شکست و پیروزی چگونه تعریف میشوند؟ جغرافیا و تاریخ ایران به چه روایتهایی که ذهن سیاستمدار و حاکم ایرانی قالببندی میکنند شکل داده است؟ و روایتهای راهبردی چگونه به مسیرهای منتهی به جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران شکل داده است؟
دیدن نسخه کامل
https://youtu.be/ATtfoyXAyak
دکتر حسامالدین آشنا، متخصص ارتباطات و فرهنگ، با تحلیل فرهنگ استراتژیک ایران، مجموعه روایتها و واقعیاتی را تحلیل میکند که در مسیر شکل دادن به وضعیت حکمرانی، سیاستگذاری و تصمیمگیری به هم آمیخته شده و ایران امروز را شکل دادهاند. وی معتقد است همه روایتها برای حفاظت از ایران و با آگاهی بر آسیبپذیرهای این کشور، ساخته شدهاند. وی در این مسیر، روایتهایی را تحلیل میکند که نتایجی درست برخلاف مقاصد راویانشان داشتهاند.
#فرهنگ_استراتژیک #انقلاب_اسلامی #پرونده_اتمی #ژئوپلتیک_ایران #جنگ_روایت #حسام_آشنا
@fazeli_mohammad
👍89👎20