📚اناگرام(کهن ترین و کارآمدترین رویکرد شخصیت شناسی)
شخصیت، بحثی عمده در دانش روانشناسی است. روانشناسی شخصیت، اهمیت خاصی برای فرد و تفاوتهای او قائل است و علی رغم اعتقاد به شباهتهای رفتاری و شخصیتهای مشابه، بیش تر به تفاوتهای افراد توجه می کند:
❓چرا عده ای موفق و بعضی ناموفق اند؟
❓چرا برداشت های افراد از امور متفاوت است؟
❓چرا عده ای به بیماری روانی دچار می شوند در حالی که دیگران در همان شرایط، سالم می مانند؟
❓چرا و چگونه بعضی از افراد تغییر می کنند یا در برابر تغییر مقاوم اند؟
✅در دوره های مختلف، تیپ های شخصیتیِ متفاوتی شکل گرفته اند؛ برای مثال، گروه بندی «تیپهای شخصیتی یونان باستان» براساس چهار مزاج دموی، سوداوی، صفراوی و بلغمی؛ یا تقسیم بندی «تیپ شناسی چینی» براساس پنج عنصر و ... . در این راستا، نظریه پردازان بزرگی، مانند: «یونگ» تیپ های شخصیتی درونگرا و برونگرا و «کارن هورنای» مهرطلب، برتری طلب و انزواطلب را معرفی کرده اند.
✅تئوری اناگرام یا تیپ های شخصیتی نُه گانه، توجه بسیاری از پژوهشگران و روانشناسان برجسته را به خود جلب کرده است. اناگرام، یک شکل هندسی است که نُه شخصیت اصلیِ انسان و روابط پیچیده ی آن را نشان می دهد.
💠این روش، نه تنها در خودشناسی و تشخیص تیپ شخصیتی مفید و اثرگذار است، بلکه چگونگی رسیدن به مقام والای انسان را نیز به طور مفصل بیان می کند. سرچشمه اصلی اناگرام در انسان شناسی عارفانه و عالمانه فرهنگ های اسطوره ایِ ملیت هایِ مختلف، نهفته است. کلمه ی اناگرام (نُه= Ennea) و (شکل= gram) از یونان باستان آمده که تجزیه و تحلیلی از عقل عرفانیِ ادیان مختلف در هزاران سال گذشته است.
✅در ابتدا این تئوری را «گورجیُف»، دانشمند و عارف بزرگِ روسی، مطرح و سپس «نارنجو» آن را وارد حیطه روانشناسی کرد. تئوری اناگرام، ترکیبی از عرفان شرقی و روانشناسی مدرن است. هدف گورجیُف از پژوهش در این زمینه، شناخت ابعاد شخصیت انسان و ارائه راهکار برای رشد و خودآگاهی بیش تر انسان بود، زیرا اعتقاد داشت انسان با شناخت درست از خود است که می تواند به خود و دیگران کمک کند. تئوری اناگرام، پیش زمینه ای برای دست یابی به عرفان دینی است؛ اما شناخت دینی و مذهبی نمی دهد....
#اناگرام
#شخصیت_شناسی
#پیشینه_اناگرام
#اناگرام_صوفی
#عرفان_شرقی
#گورجیف
#مهشیدرضوی
@fourthway
شخصیت، بحثی عمده در دانش روانشناسی است. روانشناسی شخصیت، اهمیت خاصی برای فرد و تفاوتهای او قائل است و علی رغم اعتقاد به شباهتهای رفتاری و شخصیتهای مشابه، بیش تر به تفاوتهای افراد توجه می کند:
❓چرا عده ای موفق و بعضی ناموفق اند؟
❓چرا برداشت های افراد از امور متفاوت است؟
❓چرا عده ای به بیماری روانی دچار می شوند در حالی که دیگران در همان شرایط، سالم می مانند؟
❓چرا و چگونه بعضی از افراد تغییر می کنند یا در برابر تغییر مقاوم اند؟
✅در دوره های مختلف، تیپ های شخصیتیِ متفاوتی شکل گرفته اند؛ برای مثال، گروه بندی «تیپهای شخصیتی یونان باستان» براساس چهار مزاج دموی، سوداوی، صفراوی و بلغمی؛ یا تقسیم بندی «تیپ شناسی چینی» براساس پنج عنصر و ... . در این راستا، نظریه پردازان بزرگی، مانند: «یونگ» تیپ های شخصیتی درونگرا و برونگرا و «کارن هورنای» مهرطلب، برتری طلب و انزواطلب را معرفی کرده اند.
✅تئوری اناگرام یا تیپ های شخصیتی نُه گانه، توجه بسیاری از پژوهشگران و روانشناسان برجسته را به خود جلب کرده است. اناگرام، یک شکل هندسی است که نُه شخصیت اصلیِ انسان و روابط پیچیده ی آن را نشان می دهد.
💠این روش، نه تنها در خودشناسی و تشخیص تیپ شخصیتی مفید و اثرگذار است، بلکه چگونگی رسیدن به مقام والای انسان را نیز به طور مفصل بیان می کند. سرچشمه اصلی اناگرام در انسان شناسی عارفانه و عالمانه فرهنگ های اسطوره ایِ ملیت هایِ مختلف، نهفته است. کلمه ی اناگرام (نُه= Ennea) و (شکل= gram) از یونان باستان آمده که تجزیه و تحلیلی از عقل عرفانیِ ادیان مختلف در هزاران سال گذشته است.
✅در ابتدا این تئوری را «گورجیُف»، دانشمند و عارف بزرگِ روسی، مطرح و سپس «نارنجو» آن را وارد حیطه روانشناسی کرد. تئوری اناگرام، ترکیبی از عرفان شرقی و روانشناسی مدرن است. هدف گورجیُف از پژوهش در این زمینه، شناخت ابعاد شخصیت انسان و ارائه راهکار برای رشد و خودآگاهی بیش تر انسان بود، زیرا اعتقاد داشت انسان با شناخت درست از خود است که می تواند به خود و دیگران کمک کند. تئوری اناگرام، پیش زمینه ای برای دست یابی به عرفان دینی است؛ اما شناخت دینی و مذهبی نمی دهد....
#اناگرام
#شخصیت_شناسی
#پیشینه_اناگرام
#اناگرام_صوفی
#عرفان_شرقی
#گورجیف
#مهشیدرضوی
@fourthway
📖تلقی ما از مفهوم مطالعه
‼️اگرچه این درست نیست که درباره کتاب هایی که نخوانده ایم، اظهار نظر کنیم ولی این کار را می کنیم، چرا که در این اظهار نظر بدنبال بیان تصور و نگرش خودمان هستیم. چه بسا رمانی را نخوانده ایم ولی آن را می ستاییم و یا نخوانده بر آن خرده می گیریم. آیا به واقع این کتاب ها از منظر ما چنین اند!؟
❓❔در مفهوم مطالعه چه زمانی می توانیم ادعا کنیم که اثری را خوانده ایم؟ آیا مطالعه یک اثر به معنای خواندن خط به خط آن از ابتدا تا انتهاست؟ اگر ما کتابی را تمام و کمال بخوانیم، آیا جزء خوانده های ما قرار می گیرد؟ و بسیاری سوال دیگر.
🔺پی یر بایار در کتابی با عنوان" چگونه در باره کتاب هایی که نخوانده ایم حرف بزنیم؟" به این پرسشها جواب می دهد. او تعاریف مرسوم مطالعه را به چالش می کشد و نشان می دهد مواجهه ما با کتاب ها پیچیده تر از آن است که به نظر می رسد به نحوی که با توجه به انبوه آثار منتشر شده، اساسا مطالعه به معنای خواندن اغلب کتابها از ابتدا تا پایان آن، نه ممکن است و نه مطلوب!
🔺او با نگاه هرمنوتیکی تاکید دارد حتی اگر کتابی را کلمه به کلمه هم بخوانیم، باز هم نمی توانیم با اطمینان ادعا کنیم آن را واقعا خوانده ایم. زیرا اگر خواندن به معنای تعامل ذهن با متن برای درک محتوا باشد، ما چگونه می توانیم مدعی باشیم متنی را بی کم وکاست فهمیده ایم؟ زیرا فهم ما متاثر از «زبان»، «زمینه» و « زمانی» است که در آن قرار داریم واین هر سه بسیار سیال، پویا وگریزپا هستند. درنتیجه فهم ما از متن و محتوای آثار به درجاتی نسبی خواهد بود و این فهم جای بحث دارد!
💬نقل از یادداشت های یک کتابدار_ مجله بخارا شماره آذر- دی 1395
#علوم_انسانی
#مطالعه
#کتاب
@fourthway
‼️اگرچه این درست نیست که درباره کتاب هایی که نخوانده ایم، اظهار نظر کنیم ولی این کار را می کنیم، چرا که در این اظهار نظر بدنبال بیان تصور و نگرش خودمان هستیم. چه بسا رمانی را نخوانده ایم ولی آن را می ستاییم و یا نخوانده بر آن خرده می گیریم. آیا به واقع این کتاب ها از منظر ما چنین اند!؟
❓❔در مفهوم مطالعه چه زمانی می توانیم ادعا کنیم که اثری را خوانده ایم؟ آیا مطالعه یک اثر به معنای خواندن خط به خط آن از ابتدا تا انتهاست؟ اگر ما کتابی را تمام و کمال بخوانیم، آیا جزء خوانده های ما قرار می گیرد؟ و بسیاری سوال دیگر.
🔺پی یر بایار در کتابی با عنوان" چگونه در باره کتاب هایی که نخوانده ایم حرف بزنیم؟" به این پرسشها جواب می دهد. او تعاریف مرسوم مطالعه را به چالش می کشد و نشان می دهد مواجهه ما با کتاب ها پیچیده تر از آن است که به نظر می رسد به نحوی که با توجه به انبوه آثار منتشر شده، اساسا مطالعه به معنای خواندن اغلب کتابها از ابتدا تا پایان آن، نه ممکن است و نه مطلوب!
🔺او با نگاه هرمنوتیکی تاکید دارد حتی اگر کتابی را کلمه به کلمه هم بخوانیم، باز هم نمی توانیم با اطمینان ادعا کنیم آن را واقعا خوانده ایم. زیرا اگر خواندن به معنای تعامل ذهن با متن برای درک محتوا باشد، ما چگونه می توانیم مدعی باشیم متنی را بی کم وکاست فهمیده ایم؟ زیرا فهم ما متاثر از «زبان»، «زمینه» و « زمانی» است که در آن قرار داریم واین هر سه بسیار سیال، پویا وگریزپا هستند. درنتیجه فهم ما از متن و محتوای آثار به درجاتی نسبی خواهد بود و این فهم جای بحث دارد!
💬نقل از یادداشت های یک کتابدار_ مجله بخارا شماره آذر- دی 1395
#علوم_انسانی
#مطالعه
#کتاب
@fourthway
راه چهارم
#کتاب_کوچه #رکب_زدن #رکب_خوردن @fourthway
🔶🔶رکب زدن رکب خوردن
اين دو اصطلاح نيز از فنون كشتي سنتي گرفته شده است. كشتي سنتي منظور يعني همان كشتياي كه از دوره باستان در ايران رايج بوده و برد و باختش بر اساس زمين زدن حريف مشخص ميشده است. نه اين كشتي از غرب برگشته كه در آن برنده و بازنده بر اساس امتياز مشخص ميشوند و ضوابط وزن و داروي خاص دارد. « كشتي» در واقع همان شال سفيد رنگي بوده است كه وقتي نوجوان زردشتي به سن تكليف ميرسيد به دور كمرش ميبستند و كشتيگيري يعني دو نفر اين شال را به مشت گرفته و سعي كنند كه حريف را شكست دهند. نتيجه اين مسابقه هم در مناطق مختلف فرق ميكرد. در جايي وقتي زانوي حريف به زمين ميخورد كشتي تمام بود و اصطلاحاً «حريف را به زانو در آورده بود». در برخي مناطق هم بايد پشت حريف را به زمين ميزد كه اصطلاحاً گفته ميشد «پشت حريف را به خاك ساييده يا به خاك رسانده است».
رًكب زدن از فنون اين نوع كشتي بود. نوعي پشت پا زدن كه تعادل حريف را بهم زده و محكم او را به زمين ميكوبيد. فني كارآمد و بسيار مجرب كه اگر فرصت اجرا مييافت حتماً باعث شكست حريف ميشد. از اين رو در زبان عامه هرگاه فردي فريبي كارگر بزند يا ترفندي بكار برد كه حتماً مقصودش حاصل شود ميگويند ركب زده و فرد مبتلابِهِ اين ترفند يا حيله را ميگويند ركب خورده است. مثلاً ميگويند:« نبايد اعتماد ميكردم. بد ركبي خوردم از فلاني!» #کتاب_کوچه
#رکب_زدن #رکب_خوردن
@fourthway
اين دو اصطلاح نيز از فنون كشتي سنتي گرفته شده است. كشتي سنتي منظور يعني همان كشتياي كه از دوره باستان در ايران رايج بوده و برد و باختش بر اساس زمين زدن حريف مشخص ميشده است. نه اين كشتي از غرب برگشته كه در آن برنده و بازنده بر اساس امتياز مشخص ميشوند و ضوابط وزن و داروي خاص دارد. « كشتي» در واقع همان شال سفيد رنگي بوده است كه وقتي نوجوان زردشتي به سن تكليف ميرسيد به دور كمرش ميبستند و كشتيگيري يعني دو نفر اين شال را به مشت گرفته و سعي كنند كه حريف را شكست دهند. نتيجه اين مسابقه هم در مناطق مختلف فرق ميكرد. در جايي وقتي زانوي حريف به زمين ميخورد كشتي تمام بود و اصطلاحاً «حريف را به زانو در آورده بود». در برخي مناطق هم بايد پشت حريف را به زمين ميزد كه اصطلاحاً گفته ميشد «پشت حريف را به خاك ساييده يا به خاك رسانده است».
رًكب زدن از فنون اين نوع كشتي بود. نوعي پشت پا زدن كه تعادل حريف را بهم زده و محكم او را به زمين ميكوبيد. فني كارآمد و بسيار مجرب كه اگر فرصت اجرا مييافت حتماً باعث شكست حريف ميشد. از اين رو در زبان عامه هرگاه فردي فريبي كارگر بزند يا ترفندي بكار برد كه حتماً مقصودش حاصل شود ميگويند ركب زده و فرد مبتلابِهِ اين ترفند يا حيله را ميگويند ركب خورده است. مثلاً ميگويند:« نبايد اعتماد ميكردم. بد ركبي خوردم از فلاني!» #کتاب_کوچه
#رکب_زدن #رکب_خوردن
@fourthway
Forwarded from اتچ بات
دو نوازی پیانو و ویالون
پیانو از استاد جواد معروفی و ویالن از همایون خرم
آلبوم:شکوفه ها
سبک سنتی
#موسیقی
@fourthway
پیانو از استاد جواد معروفی و ویالن از همایون خرم
آلبوم:شکوفه ها
سبک سنتی
#موسیقی
@fourthway
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
Telegram
attach 📎
در ادامه توضیحات اخیر دکتر #رضوی درباره #بال، امروز دیدن ویدیو بالا را پیشنهاد میکنیم. هم با #اناگرام بیشتر آشنا میشوید هم یک موزیک خوب میشنوید
@fourthway
@fourthway
راه چهارم
#اناگرام #شخصیت_شناسی #مهشیدرضوی @fourthway
اناگرام تئوری راهنمای اثرگذار و باارزشی برای خودشناسی و تشخیص تیپ شخصیتی است و در واقع، چهارچوب شخصیتی ما را به ما می شناساند. در انیاگرام هر تیپ شخصیتی دو تیپ فرعی دارد که کمی با هم متفاوت هستند. هر فرد، یک تیپ شخصیتی دارد که در طول عمر تغییر نمی کند؛ اما درون همان تیپ شخصیتی، می تواند مراحل مختلف رشد انسانی در نوسان باشد (مراحل سالم، متوسط و ناسالم). این اطلاعات، قرار نیست به قدرت ما اضافه کند یا باعث برچسب زدن به دیگران شود؛ بلکه علم شخصیت شناسی، به دلیل افزایش تفاهم میان انسان ها اهمیت دارد. انسان ها در پیِ شناخت یک دیگرند تا روابط را با هم تنظیم کنند و با ایجاد تفاهم بیش تر، روابط سالم تری داشته باشند. تئوری اناگرام، انسان ها را به نُه تیپ شخصیتی قسمت می کند که هر تیپ، نقاط قوت و ضعف خاص خود را دارد.
#اناگرام
#شخصیت_شناسی
#مهشیدرضوی
@fourthway
#اناگرام
#شخصیت_شناسی
#مهشیدرضوی
@fourthway
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محال است بدون شناخت راه درست، یک راه نادرست را تشخیص داد.
#اناگرام
#راه_چهارم
#گورجیف
#مهشیدرضوی
@fourthway
#اناگرام
#راه_چهارم
#گورجیف
#مهشیدرضوی
@fourthway