This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آن هنگام که «آن» می شویم, عنقای قاف قربت و صاحبقران عالم می شویم:
با قدسیان آسمان، من هر شبی یاهو زنم
گر صوفی از لا دم زند، من دم ز الا هو زنم
باز هوایی نیستم، تا تیهوی جانها برم
عنقای قاف قربتم، کی بانگ بر تیهو زنم
من کوکویی دیوانه ام، صد شهر ویران کرده ام
بر قصر قیصر قی کنم، بر تاج خاقان قو زنم
قاضی چه باشد پیش من، مفتی چه داند کیش من
چون پشت پای نیستی، بر حکم و بر یرغو زنم
خاقان اردودار اگر از جان نگردد ایل من
صاحبقران عالمم، بر ایل و بر اردو زنم
ای کاروان، ای کاروان، من دزد شبرو نیستم
من پهلوان کشورم، من تیغ رویارو زنم
ای باغبان، ای باغبان، در بسته ای بر من چرا؟
بگشا دری این باغ را، تا سیب و شفتالو زنم
ای نفس هندووش برو، ترکی مکن با من که من
سلطان صاحب قوتم، بر ترک و بر هندو زنم
گر آسیای معرفت بی بار ماند ساعتی
من بر فراز نه فلک، از بهر او توتو زنم
نفس است کدبانوی من، من کدخدای و شوی او
کدبانو گر بد می کند، بر روی کدبانو زنم
تا دوست دارندم خسان، از بهر آرایش کنون
همچون زنان فاحشه، کی شانه بر گیسو زنم؟
خیز ای نعیمی پیش من، بنشین به زانوی ادب
من پادشاه کشورم، کی پیش تو زانو زنم؟
با قدسیان آسمان، من هر شبی یاهو زنم
گر صوفی از لا دم زند، من دم ز الا هو زنم
باز هوایی نیستم، تا تیهوی جانها برم
عنقای قاف قربتم، کی بانگ بر تیهو زنم
من کوکویی دیوانه ام، صد شهر ویران کرده ام
بر قصر قیصر قی کنم، بر تاج خاقان قو زنم
قاضی چه باشد پیش من، مفتی چه داند کیش من
چون پشت پای نیستی، بر حکم و بر یرغو زنم
خاقان اردودار اگر از جان نگردد ایل من
صاحبقران عالمم، بر ایل و بر اردو زنم
ای کاروان، ای کاروان، من دزد شبرو نیستم
من پهلوان کشورم، من تیغ رویارو زنم
ای باغبان، ای باغبان، در بسته ای بر من چرا؟
بگشا دری این باغ را، تا سیب و شفتالو زنم
ای نفس هندووش برو، ترکی مکن با من که من
سلطان صاحب قوتم، بر ترک و بر هندو زنم
گر آسیای معرفت بی بار ماند ساعتی
من بر فراز نه فلک، از بهر او توتو زنم
نفس است کدبانوی من، من کدخدای و شوی او
کدبانو گر بد می کند، بر روی کدبانو زنم
تا دوست دارندم خسان، از بهر آرایش کنون
همچون زنان فاحشه، کی شانه بر گیسو زنم؟
خیز ای نعیمی پیش من، بنشین به زانوی ادب
من پادشاه کشورم، کی پیش تو زانو زنم؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به دنبال «همزاد» تا یک قدمی مرگ...ماجرای یک دلال آثار هنری که سرانجام کارش به چانه زنی بر سر جان خود و فردی یهودی «همنام» وی می رسد. «موسیو کلن» نام یکی از فیلم های کمتر دیده شده آلن دلون است که همچنان در انتظار «همصدا»ی همیشگی اش، خسرو دوبلاژ ایران بسر می برد. امیدوارم به زودی شاهد نسخه دوبله شده این فیلم با صدای جاودانه استاد خسروشاهی باشیم.
@galaxywalkerwebsite
@galaxywalkerwebsite
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هدیه عقاب, به زودی....
⭐️ @galaxywalkerwebsite ⭐️
⭐️ @galaxywalkerwebsite ⭐️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهار برای ایرانیان در شیراز رنگ و بویی دیگر دارد... خاستگاه آیین منحصر به فرد سلام به پدر خورشید, چرا که ما فرزندان خورشیدیم. سلام بر آفتاب, سلام بر بهار...💚🌞
⭐️ @galaxywalkerwebsite ⭐️
⭐️ @galaxywalkerwebsite ⭐️
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حقا که سعدی از دوست نشانی دارد...
آلبوم دل مجنون, ساز و آواز بیات زند, با صدای خسرو آواز, سه تار: داریوش پیرنیاکان
⭐️ @galaxywalkerwebsite ⭐️
آلبوم دل مجنون, ساز و آواز بیات زند, با صدای خسرو آواز, سه تار: داریوش پیرنیاکان
⭐️ @galaxywalkerwebsite ⭐️
ششمین کتاب از مجموعه آثار کارلوس کاستاندا منتشر شد. کتاب «هدیه عقاب» و پنج کتاب قبلی این مجموعه را می توانید از سایت کتابراه دانلود نمایید...
https://www.ketabrah.ir/کتاب-هدیه-عقاب/book/46272
https://www.ketabrah.ir/کتاب-هدیه-عقاب/book/46272
طریق رهیدن بی حسرت, از زبان سیلویو مانوئل و شیخ اجل سعدی...تمام الماس های جهان نیز با این گنج برابری نمی کنند...
فریم اول: قسمتی از کتاب هدیه عقاب
فریم دوم: بخشی از مقدمه کتاب
@galaxywalkerwebsite
فریم اول: قسمتی از کتاب هدیه عقاب
فریم دوم: بخشی از مقدمه کتاب
@galaxywalkerwebsite
غزل کامل سعدی:
ای پیک پی خجسته که داری نشان دوست
با ما مگو به جز سخن دل نشان دوست
حال از دهان دوست شنیدن چه خوش بود
یا از دهان آن که شنید از دهان دوست
ای یار آشنا علم کاروان کجاست
تا سر نهیم بر قدم ساربان دوست
گر زر فدای دوست کنند اهل روزگار
ما سر فدای پای رسالت رسان دوست
دردا و حسرتا که عنانم ز دست رفت
دستم نمیرسد که بگیرم عنان دوست
رنجور عشق دوست چنانم که هر که دید
رحمت کند مگر دل نامهربان دوست
گر دوست بنده را بکشد یا بپرورد
تسلیم از آن بنده و فرمان از آن دوست
گر آستین دوست بیفتد به دست من
چندان که زندهام سر من و آستان دوست
بی حسرت از جهان نرود هیچ کس به در
الا شهید عشق به تیر از کمان دوست
بعد از تو هیچ در دل سعدی گذر نکرد
وان کیست در جهان که بگیرد مکان دوست
@galaxywalkerwebsite
ای پیک پی خجسته که داری نشان دوست
با ما مگو به جز سخن دل نشان دوست
حال از دهان دوست شنیدن چه خوش بود
یا از دهان آن که شنید از دهان دوست
ای یار آشنا علم کاروان کجاست
تا سر نهیم بر قدم ساربان دوست
گر زر فدای دوست کنند اهل روزگار
ما سر فدای پای رسالت رسان دوست
دردا و حسرتا که عنانم ز دست رفت
دستم نمیرسد که بگیرم عنان دوست
رنجور عشق دوست چنانم که هر که دید
رحمت کند مگر دل نامهربان دوست
گر دوست بنده را بکشد یا بپرورد
تسلیم از آن بنده و فرمان از آن دوست
گر آستین دوست بیفتد به دست من
چندان که زندهام سر من و آستان دوست
بی حسرت از جهان نرود هیچ کس به در
الا شهید عشق به تیر از کمان دوست
بعد از تو هیچ در دل سعدی گذر نکرد
وان کیست در جهان که بگیرد مکان دوست
@galaxywalkerwebsite
Saz Va Avaz [BehtarMusic.COM]
Mohammad Reza Shajarian [BehtarMusic.COM]
قطعه ساز و آواز بیات زند: نشان دوست
غزل سعدی
با صدای خسرو آواز
سه تار: داریوش پیرنیاکان، نی: جمشید عندلیبی
آلبوم: دل مجنون
@galaxywalkerwebsite
غزل سعدی
با صدای خسرو آواز
سه تار: داریوش پیرنیاکان، نی: جمشید عندلیبی
آلبوم: دل مجنون
@galaxywalkerwebsite
انسان دانا می داند، زیرا می بیند (به واسطه کشف و شهود) که هیچ چیز واقعاً مهمتر از چیزهای دیگر نیست.
به عبارت دیگر انسان دانا، نه جاه و مقامی دارد، نه خانواده ای، نه اسمی و نه کشوری. بلکه فقط یک زندگی که باید آن را سپری کند و تحت این شرایط، تنها پیوندی که با همنوعان خود دارد، همان «خطای کنترل شده» یا مسائل بی اهمیت است.
📖
دن خوان، کتاب حقیقتی دیگرگون
اثر: کارلوس کاستاندا
ترجمه: غزال رمضانی
دانلود از سایت کتابراه
@galaxywalkerwebsite
به عبارت دیگر انسان دانا، نه جاه و مقامی دارد، نه خانواده ای، نه اسمی و نه کشوری. بلکه فقط یک زندگی که باید آن را سپری کند و تحت این شرایط، تنها پیوندی که با همنوعان خود دارد، همان «خطای کنترل شده» یا مسائل بی اهمیت است.
📖
دن خوان، کتاب حقیقتی دیگرگون
اثر: کارلوس کاستاندا
ترجمه: غزال رمضانی
دانلود از سایت کتابراه
@galaxywalkerwebsite
🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چه زود تاریک شد...
صحنه هایی از سریال دارک همراه با ترانه «دوباره اتفاق می افتد» با ترجمه فارسی
خواننده: اگنس اوبل
ادیت و ترجمه: غزال رمضانی
So soon...It got DARK...
It's Happening Again
Agnes Obel
Edit and translation: Galaxywalker
⭐️ @galaxywalkerwebsite ⭐️
صحنه هایی از سریال دارک همراه با ترانه «دوباره اتفاق می افتد» با ترجمه فارسی
خواننده: اگنس اوبل
ادیت و ترجمه: غزال رمضانی
So soon...It got DARK...
It's Happening Again
Agnes Obel
Edit and translation: Galaxywalker
⭐️ @galaxywalkerwebsite ⭐️