تنها دارایی سالک در طریق، از زبان دُن خوان
دانلود کتاب سفر به دیگرسو، از سایت کتابراه
✨ @galaxywalkerwebsite ✨
دانلود کتاب سفر به دیگرسو، از سایت کتابراه
✨ @galaxywalkerwebsite ✨
❤4🔥1
درحالیکه بسیاری از به ظاهر استادان، از بازگو کردن حقیقت میهراسند یا خودشان نیز از آن بیخبرند، نیسارگاداتا ماهاراج در بخشی از سخنان خود با شاگردانش، اینچنین بیپرده سخن میگوید...
✨ @galaxywalkerwebsite ✨
✨ @galaxywalkerwebsite ✨
❤5
سفر کشتی سپیدهپیما، سومین کتاب از مجموعه افسانۀ نارنیا منتشر شد
سفر کشتی سپیدهپیما
نویسنده: سی. اس. لوئیس
مترجم: غزال رمضانی
ناشر: کهکشان نورد
مشخصات کتاب: نشر الکترونیک
تاریخ انتشار: زمستان هزار و چهارصد و سه
The Voyage of Dawn Treader
By: C. S. Lewis
Translator: Ghazal Ramezani
Publisher: Galaxywalker
Book Format: PDF
Publishing Date: Winter 2025
https://www.galaxywalker.net/fa/ghazal-ramezani-books/narnia/662-voyage-of-dawntreader-pdf
✨ @galaxywalkerwebsite ✨
سفر کشتی سپیدهپیما
نویسنده: سی. اس. لوئیس
مترجم: غزال رمضانی
ناشر: کهکشان نورد
مشخصات کتاب: نشر الکترونیک
تاریخ انتشار: زمستان هزار و چهارصد و سه
The Voyage of Dawn Treader
By: C. S. Lewis
Translator: Ghazal Ramezani
Publisher: Galaxywalker
Book Format: PDF
Publishing Date: Winter 2025
https://www.galaxywalker.net/fa/ghazal-ramezani-books/narnia/662-voyage-of-dawntreader-pdf
✨ @galaxywalkerwebsite ✨
❤8
پیوندها و باغ
شعر از مهدی اخوان ثالث
لحظهای خاموش ماند، آنگاه
بار دیگر سیب سرخی را که در کف داشت، به هوا انداخت
سیب چندی گشت و باز آمد
سیب را بویید
گفت:
گپ زدن از آبیاریها و از پیوندها کافیست
خوب
تو چه میگویی؟
آه
چه بگویم؟ هیچ
سبز و رنگین جامهای گلبفت بر تن داشت
دامن سیرابش از موج طراوت مثل دریا بود
از شکوفههای گیلاس و هلو طوق خوشآهنگی به گردن داشت
پردهای طناز بود از مخملی گه خواب، گه بیدار
با حریری که به آرامی وزیدن داشت
روح باغ شاد همسایه
مست و شیرین میخرامید و سخن میگفت
و حدیث مهربانش روی با من داشت
من نهادم سر به نردۀ آهن باغش
که مرا از او جدا میکرد
و نگاهم مثل پروانه
در فضای باغ او میگشت
گشتن غمگینپری در باغ افسانه
او به چشم من نگاهی کرد
دید اشکم را
گفت:
ها، چه خوب آمد به یادم، گریه هم کاریست
گاه این پیوند با اشک است یا نفرین
گاه با شوق است یا لبخند
یا اسف یا کین
وانچه زینسان لیک باید باشد این پیوند
بار دیگر سیب را بویید و ساکت ماند
من نگاهم را چو مرغی مرده سوی باغ خود بردم
آه
خامشی بهتر
ورنه من باید چه میگفتم به او، باید چه میگفتم؟
گرچه خاموشی سرآغاز فراموشیست
خامشی بهتر
گاه نیز آن بایدی پیوند کو میگفت خاموشیست
چه بگویم؟ هیچ
جوی خشکیدهاست و از بس تشنگی دیگر
بر لب جو بوتههای بارهنگ و پونه و خطمی
خوابشان برده است
با تن بیخویشتن، گویی که در رؤیا
میبردشان آب، شاید نیز
آبشان برده است
به عزای عاجلت ای بینجابت باغ
بعد از آنکه رفته باشی جاودان بر باد
هر چه هر جا ابر خشم از اشک نفرت باد آبستن
همچو ابر حسرت خاموشبار من
ای درختان عقیم ریشهتان در خاکهای هرزگی مستور
یک جوانۀ ارجمند از هیچ جاتان رست نتواند
ای گروهی برگ چرکین تار چرکین پود
یادگار خشکسالیهای گردآلود
هیچ بارانی شما را شست نتواند...
🎤 دکلمۀ شعر با صدای شاعر، در پست بعد
✨ @galaxywalkerwebsite ✨
شعر از مهدی اخوان ثالث
لحظهای خاموش ماند، آنگاه
بار دیگر سیب سرخی را که در کف داشت، به هوا انداخت
سیب چندی گشت و باز آمد
سیب را بویید
گفت:
گپ زدن از آبیاریها و از پیوندها کافیست
خوب
تو چه میگویی؟
آه
چه بگویم؟ هیچ
سبز و رنگین جامهای گلبفت بر تن داشت
دامن سیرابش از موج طراوت مثل دریا بود
از شکوفههای گیلاس و هلو طوق خوشآهنگی به گردن داشت
پردهای طناز بود از مخملی گه خواب، گه بیدار
با حریری که به آرامی وزیدن داشت
روح باغ شاد همسایه
مست و شیرین میخرامید و سخن میگفت
و حدیث مهربانش روی با من داشت
من نهادم سر به نردۀ آهن باغش
که مرا از او جدا میکرد
و نگاهم مثل پروانه
در فضای باغ او میگشت
گشتن غمگینپری در باغ افسانه
او به چشم من نگاهی کرد
دید اشکم را
گفت:
ها، چه خوب آمد به یادم، گریه هم کاریست
گاه این پیوند با اشک است یا نفرین
گاه با شوق است یا لبخند
یا اسف یا کین
وانچه زینسان لیک باید باشد این پیوند
بار دیگر سیب را بویید و ساکت ماند
من نگاهم را چو مرغی مرده سوی باغ خود بردم
آه
خامشی بهتر
ورنه من باید چه میگفتم به او، باید چه میگفتم؟
گرچه خاموشی سرآغاز فراموشیست
خامشی بهتر
گاه نیز آن بایدی پیوند کو میگفت خاموشیست
چه بگویم؟ هیچ
جوی خشکیدهاست و از بس تشنگی دیگر
بر لب جو بوتههای بارهنگ و پونه و خطمی
خوابشان برده است
با تن بیخویشتن، گویی که در رؤیا
میبردشان آب، شاید نیز
آبشان برده است
به عزای عاجلت ای بینجابت باغ
بعد از آنکه رفته باشی جاودان بر باد
هر چه هر جا ابر خشم از اشک نفرت باد آبستن
همچو ابر حسرت خاموشبار من
ای درختان عقیم ریشهتان در خاکهای هرزگی مستور
یک جوانۀ ارجمند از هیچ جاتان رست نتواند
ای گروهی برگ چرکین تار چرکین پود
یادگار خشکسالیهای گردآلود
هیچ بارانی شما را شست نتواند...
🎤 دکلمۀ شعر با صدای شاعر، در پست بعد
✨ @galaxywalkerwebsite ✨
❤6
Audio
www.parand.se
💽 پیوندها و باغ
🎤 دکلمۀ شعر با صدای مهدی اخوان ثالث
🎼 آهنگساز: فریدون شهبازیان
از مجموعۀ صدای شاعر، منتشر شده توسط کانون پرورش فکری، 1352
✨ @galaxywalkerwebsite ✨
🎤 دکلمۀ شعر با صدای مهدی اخوان ثالث
🎼 آهنگساز: فریدون شهبازیان
از مجموعۀ صدای شاعر، منتشر شده توسط کانون پرورش فکری، 1352
✨ @galaxywalkerwebsite ✨
❤5
کردی ای عطار بر عالم نثار....نافۀ اسرار هم دم صدهزار...
25 فروردین، روز بزرگداشت شیخ فریدالدین عطار نیشابوری
✨ @galaxywalkerwebsite ✨
25 فروردین، روز بزرگداشت شیخ فریدالدین عطار نیشابوری
✨ @galaxywalkerwebsite ✨
❤5
بخشی از مثنوی «فی وصف حاله» از کتاب منطقالطیر:
کردی ای عطار بر عالم نثار
نافهٔ اسرار هر دم صد هزار
از تو پر عطرست آفاق جهان
وز تو در شورند عشاق جهان
گه دم عشق علیالاطلاق زن
گه نوای پردهٔ عشاق زن
شعر تو عشاق را سرمایه داد
عاشقان را دایم این سرمایه داد
ختم شد بر تو چو بر خورشید نور
منطقالطیر و مقامات طیور
از سر دردی بدین میدان درآی
جان سِپُر زار و بدین دیوان درآی
در چنین میدان که شد جان ناپدید
بل که شد هم نیز میدان ناپدید
گر نیایی از سر دردی درو
روی ننماید ترا گردی درو
در ازل درد تو چون شد گام زن
گر زنی گامی همه بر کام زن
تا نگردد نامرادی قوت تو
کی شود زنده دل مبهوت تو
درد حاصل کن که درمان درد تست
در دو عالم داروی جان درد تست
در کتاب من مکن ای مرد راه
از سر شعر و سر کبری نگاه
از سر دردی نگه کن دفترم
تا ز صد یک درد داری باورم
گوی دولت آن برد تا پیشگاه
کز سر دردی کند این را نگاه
✨ @galaxywalkerwebsite ✨
کردی ای عطار بر عالم نثار
نافهٔ اسرار هر دم صد هزار
از تو پر عطرست آفاق جهان
وز تو در شورند عشاق جهان
گه دم عشق علیالاطلاق زن
گه نوای پردهٔ عشاق زن
شعر تو عشاق را سرمایه داد
عاشقان را دایم این سرمایه داد
ختم شد بر تو چو بر خورشید نور
منطقالطیر و مقامات طیور
از سر دردی بدین میدان درآی
جان سِپُر زار و بدین دیوان درآی
در چنین میدان که شد جان ناپدید
بل که شد هم نیز میدان ناپدید
گر نیایی از سر دردی درو
روی ننماید ترا گردی درو
در ازل درد تو چون شد گام زن
گر زنی گامی همه بر کام زن
تا نگردد نامرادی قوت تو
کی شود زنده دل مبهوت تو
درد حاصل کن که درمان درد تست
در دو عالم داروی جان درد تست
در کتاب من مکن ای مرد راه
از سر شعر و سر کبری نگاه
از سر دردی نگه کن دفترم
تا ز صد یک درد داری باورم
گوی دولت آن برد تا پیشگاه
کز سر دردی کند این را نگاه
✨ @galaxywalkerwebsite ✨
❤6
Avaze Segah
MohammadReza Shajarian
ساز و آواز سهگاه برگرفته از آلبوم آسمان عشق با صدای محمدرضا شجریان
غزل آواز: عطار نیشابوری
جانا شعاع رویت در جسم و جان نگنجد
وآوازهٔ جمالت اندر جهان نگنجد
وصلت چگونه جویم کاندر طلب نیاید
وصفت چگونه گویم کاندر زبان نگنجد
هرگز نشان ندادند از کوی تو کسی را
زیرا که راه کویت اندر نشان نگنجد
آهی که عاشقانت از حلق جان برآرند
هم در زمان نیاید هم در مکان نگنجد
آنجا که عاشقانت یک دم حضور یابند
دل در حساب ناید جان در میان نگنجد
اندر ضمیر دلها گنجی نهان نهادی
از دل اگر برآید در آسمان نگنجد
عطار وصف عشقت چون در عبارت آرد
زیرا که وصف عشقت اندر بیان نگنجد
✨ @galaxywalkerwebsite ✨
غزل آواز: عطار نیشابوری
جانا شعاع رویت در جسم و جان نگنجد
وآوازهٔ جمالت اندر جهان نگنجد
وصلت چگونه جویم کاندر طلب نیاید
وصفت چگونه گویم کاندر زبان نگنجد
هرگز نشان ندادند از کوی تو کسی را
زیرا که راه کویت اندر نشان نگنجد
آهی که عاشقانت از حلق جان برآرند
هم در زمان نیاید هم در مکان نگنجد
آنجا که عاشقانت یک دم حضور یابند
دل در حساب ناید جان در میان نگنجد
اندر ضمیر دلها گنجی نهان نهادی
از دل اگر برآید در آسمان نگنجد
عطار وصف عشقت چون در عبارت آرد
زیرا که وصف عشقت اندر بیان نگنجد
✨ @galaxywalkerwebsite ✨
❤7
گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش
میگویم و بعد از من گویند به دورانها...
🌸 اول اردیبهشتماه جلالی، سالروز بزرگداشت شیخ اجل، سعدی شیرازی
🌼 @galaxywalkerwebsite 🌼
میگویم و بعد از من گویند به دورانها...
🌸 اول اردیبهشتماه جلالی، سالروز بزرگداشت شیخ اجل، سعدی شیرازی
🌼 @galaxywalkerwebsite 🌼
❤5
Avaze Bayate Zand
MohammadReza Shajarian
قطعۀ ساز و آواز بیات زند، از آلبوم دل مجنون... با صدای محمدرضا شجریان و غزلی روحنواز از جناب سعدی:
ای پیک پیخجسته که داری نشان دوست
با ما مگو به جز سخن دلنشان دوست
حال از دهان دوست شنیدن چه خوش بود
یا از دهان آن که شنید از دهان دوست
ای یار آشنا علم کاروان کجاست؟
تا سر نهیم بر قدم ساربان دوست
گر زر فدای دوست کنند اهل روزگار
ما سر فدای پای رسالترسان دوست
دردا و حسرتا که عنانم ز دست رفت
دستم نمیرسد که بگیرم عنان دوست
رنجور عشق دوست چنانم که هر که دید
رحمت کند مگر دل نامهربان دوست
گر دوست بنده را بکشد یا بپرورد
تسلیم از آن بنده و فرمان از آن دوست
گر آستین دوست بیفتد به دست من
چندان که زندهام سر من و آستان دوست
بیحسرت از جهان نرود هیچکس به در
الا شهید عشق به تیر از کمان دوست
بعد از تو هیچ در دل سعدی گذر نکرد
وآن کیست در جهان که بگیرد مکان دوست؟
🌼 @galaxywalkerwebsite 🌼
ای پیک پیخجسته که داری نشان دوست
با ما مگو به جز سخن دلنشان دوست
حال از دهان دوست شنیدن چه خوش بود
یا از دهان آن که شنید از دهان دوست
ای یار آشنا علم کاروان کجاست؟
تا سر نهیم بر قدم ساربان دوست
گر زر فدای دوست کنند اهل روزگار
ما سر فدای پای رسالترسان دوست
دردا و حسرتا که عنانم ز دست رفت
دستم نمیرسد که بگیرم عنان دوست
رنجور عشق دوست چنانم که هر که دید
رحمت کند مگر دل نامهربان دوست
گر دوست بنده را بکشد یا بپرورد
تسلیم از آن بنده و فرمان از آن دوست
گر آستین دوست بیفتد به دست من
چندان که زندهام سر من و آستان دوست
بیحسرت از جهان نرود هیچکس به در
الا شهید عشق به تیر از کمان دوست
بعد از تو هیچ در دل سعدی گذر نکرد
وآن کیست در جهان که بگیرد مکان دوست؟
🌼 @galaxywalkerwebsite 🌼
❤4
من چه هستم اگر انسان نیستم؟
بخشی از کتاب من آن هستم، جلد دوم
دانلود از سایت و اپلیکیشن کتابراه
💫 @galaxywalkerwebsite 💫
بخشی از کتاب من آن هستم، جلد دوم
دانلود از سایت و اپلیکیشن کتابراه
💫 @galaxywalkerwebsite 💫
⚡1❤1👌1
آنها کیستند؟
در ادامه پست قبل:
دن خوان در کتاب کرانه فعال بیکرانگی به واضح ترین شکل ممکن طریقه اسارت آدمی و توهم او نسبت به انسان بودن را شرح می دهد و از همه مهمتر به علت حیاتی ایجاد سکوت درون می پردازد.
ماهاراج می گوید آنچه که باعث می شود فکر کنیم انسان هستیم, انسان نیست... دن خوان به توصیف آن حضور غیر انسانی می پردازد که در اینجا بخشی کوتاه از سخنان او آورده شده...
در پایان اشاره به ابیاتی از مثنوی معنوی خالی از لطف نیست که جهان خیالی آدمی را اینچنین وصف می کند
دانلود کتاب کرانه فعال بیکرانگی
💫 @galaxywalkerwebsite 💫
در ادامه پست قبل:
دن خوان در کتاب کرانه فعال بیکرانگی به واضح ترین شکل ممکن طریقه اسارت آدمی و توهم او نسبت به انسان بودن را شرح می دهد و از همه مهمتر به علت حیاتی ایجاد سکوت درون می پردازد.
ماهاراج می گوید آنچه که باعث می شود فکر کنیم انسان هستیم, انسان نیست... دن خوان به توصیف آن حضور غیر انسانی می پردازد که در اینجا بخشی کوتاه از سخنان او آورده شده...
در پایان اشاره به ابیاتی از مثنوی معنوی خالی از لطف نیست که جهان خیالی آدمی را اینچنین وصف می کند
دانلود کتاب کرانه فعال بیکرانگی
💫 @galaxywalkerwebsite 💫
❤8
در سالهای اخیر که به ترجمه و نشر کتب عرفانی مشغول بودهام، بسیاری از خوانندگان از طرق گوناگون برایم پیام ارسال کرده و خواهان معرفی یک استاد معنوی بودهاند. تا آنجا که توانستم پاسخ تکتک مخاطبان را داده و دوباره آنها را به سوی گوروی راستین رهنمون ساختهام. با این حال به نظر میرسد نگاشتن یک مقاله بتواند به بسیاری از ابهاماتی که در این زمینه وجود دارد، پاسخ دهد و سالکان تازهنفس را با ابعاد گوناگون این مقوله آشنا سازد. از این رو مقالهای در سایت منتشر کردم که با توجه به اوضاع و احوال ناگوار کنونی، شاید بتواند بعضی از مسائل را روشن سازد.
میتوانید مقالۀ مورد نظر را تحت عنوان «گوهر چو دست داد...» در این آدرس بیابید یا به منوی زمزمهها در صفحۀ اصلی سایت کهکشاننورد مراجعه نمایید.
https://galaxywalker.net/fa/whispers-fa/667-guru
💫 @galaxywalkerwebsite 💫
میتوانید مقالۀ مورد نظر را تحت عنوان «گوهر چو دست داد...» در این آدرس بیابید یا به منوی زمزمهها در صفحۀ اصلی سایت کهکشاننورد مراجعه نمایید.
https://galaxywalker.net/fa/whispers-fa/667-guru
💫 @galaxywalkerwebsite 💫
❤6
Tasnif (Saghi)
Mohammadreza Shajarian
🎵تصنیف الا یا ایها الساقی, با صدای محمدرضا شجریان
اجرا توسط گروه عارف در سال ۱۳۶۸
منتشر شده در آلبوم طریق عشق
با غزل بی نظیر حافظ که گویی سرآغاز سلوک و طی طریق را توصیف نموده:
اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأسَاً و ناوِلْها
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها
به بویِ نافهای کآخِر صبا زان طُرّه بُگشاید
ز تابِ جَعدِ مشکینش چه خون افتاد در دلها
مرا در منزلِ جانان چه امنِ عیش، چون هر دَم
جَرَس فریاد میدارد که بَربندید مَحمِلها
به مِی سجّاده رنگین کُن گَرَت پیرِ مُغان گوید
که سالِک بیخبر نَبْوَد ز راه و رسمِ منزلها
شبِ تاریک و بیمِ موج و گِردابی چنین هایل
کجا دانند حالِ ما سبکبارانِ ساحلها؟
همهْ کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخر
نهان کِی مانَد آن رازی کَزو سازند مَحفلها؟
حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ
مَتیٰ ما تَلْقَ مَنْ تَهْویٰ دَعِ الدُّنْیا وَ اَهْمِلْها
💫 @galaxywalkerwebsite 💫
اجرا توسط گروه عارف در سال ۱۳۶۸
منتشر شده در آلبوم طریق عشق
با غزل بی نظیر حافظ که گویی سرآغاز سلوک و طی طریق را توصیف نموده:
اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأسَاً و ناوِلْها
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها
به بویِ نافهای کآخِر صبا زان طُرّه بُگشاید
ز تابِ جَعدِ مشکینش چه خون افتاد در دلها
مرا در منزلِ جانان چه امنِ عیش، چون هر دَم
جَرَس فریاد میدارد که بَربندید مَحمِلها
به مِی سجّاده رنگین کُن گَرَت پیرِ مُغان گوید
که سالِک بیخبر نَبْوَد ز راه و رسمِ منزلها
شبِ تاریک و بیمِ موج و گِردابی چنین هایل
کجا دانند حالِ ما سبکبارانِ ساحلها؟
همهْ کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخر
نهان کِی مانَد آن رازی کَزو سازند مَحفلها؟
حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ
مَتیٰ ما تَلْقَ مَنْ تَهْویٰ دَعِ الدُّنْیا وَ اَهْمِلْها
💫 @galaxywalkerwebsite 💫
❤5