Forwarded from موسسه توانبخشی همدم
میلاد مولود پنجم ولایت، امام محمد باقر(ع)، دریای بینش و شکافندهی دانش مبارکباد.
❤2
حلول ماه مبارک رجب مبارکباد.
🔸آدرس: مشهد ـــ بولوار خیام شمالی ـــ عبدالمطلب ۵۸
🔸ملی کارت:
۶۰۳۷۹۹۸۱۶۰۸۸۸۸۸۸
🔸ملی شبا:
IR ۵۷ ۰۱۷۰ ۰۰۰۰ ۰۰۱۰ ۶۰۹۱ ۴۵۹۰۰۹
🔸تلفن واحد مشارکت:
۰۵۱-۳۷۱۱۲۱۱۱-۱۳ - ۰۹۰۰۸۲۳۰۲۳۰
🔸مشارکت آنلاین:
www.hamdam.org
🔸آدرس: مشهد ـــ بولوار خیام شمالی ـــ عبدالمطلب ۵۸
🔸ملی کارت:
۶۰۳۷۹۹۸۱۶۰۸۸۸۸۸۸
🔸ملی شبا:
IR ۵۷ ۰۱۷۰ ۰۰۰۰ ۰۰۱۰ ۶۰۹۱ ۴۵۹۰۰۹
🔸تلفن واحد مشارکت:
۰۵۱-۳۷۱۱۲۱۱۱-۱۳ - ۰۹۰۰۸۲۳۰۲۳۰
🔸مشارکت آنلاین:
www.hamdam.org
❤1👍1
Forwarded from موسسه توانبخشی همدم
شهادت دهمین اختر آسمان امامت و ولایت حضرت امام علی نقی، امام هادی علیهالسلام تسلیت باد.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دیدار تازەی نیکوکار بزرگوار (بابا مجدی) با اهالی همدم؛
بخشندگی با دست خالی و همت عالی...
🔸آدرس: مشهد ـــ بولوار خیام شمالی ـــ عبدالمطلب ۵۸
🔸ملی کارت:
۶۰۳۷۹۹۸۱۶۰۸۸۸۸۸۸
🔸ملی شبا:
IR ۵۷ ۰۱۷۰ ۰۰۰۰ ۰۰۱۰ ۶۰۹۱ ۴۵۹۰۰۹
🔸تلفن واحد مشارکت:
۰۵۱-۳۷۱۱۲۱۱۱-۱۳ - ۰۹۰۰۸۲۳۰۲۳۰
🔸مشارکت آنلاین:
www.hamdam.org
بخشندگی با دست خالی و همت عالی...
🔸آدرس: مشهد ـــ بولوار خیام شمالی ـــ عبدالمطلب ۵۸
🔸ملی کارت:
۶۰۳۷۹۹۸۱۶۰۸۸۸۸۸۸
🔸ملی شبا:
IR ۵۷ ۰۱۷۰ ۰۰۰۰ ۰۰۱۰ ۶۰۹۱ ۴۵۹۰۰۹
🔸تلفن واحد مشارکت:
۰۵۱-۳۷۱۱۲۱۱۱-۱۳ - ۰۹۰۰۸۲۳۰۲۳۰
🔸مشارکت آنلاین:
www.hamdam.org
در پایان مراسم بزرگداشت حاج علی اکبر صابریفر (رییس هیئت مدیرهی همدم و شهردار اسبق مشهد) با حضور آقای دکتر مظفری استاندار خراسان رضوی و جمعی از چهرههای علمی - فرهنگی و مدیران با سابقهی استان، از کتاب خاطرات خدمت آقای صابریفر باعنوان «با مسولیت من» نوشته دکتر امیر شهلا و کتاب بررسی تجربیات مدیریتی اکبر صابریفر نوشته دکتر حسن رضایی بحرآباد و همچنین تمبر یادبود آقای صابریفر رونمایی شد - ۲۲ دی ۱۴۰۳, تالار موسسه همدم
👍1
Forwarded from عکس نگار
روز پدر، در آیینهی همدم و از نگاه دخترانش
هر سال، وقتی به روز پدر میرسیم، نگاه حسرتبار و امیدوار دختران همدم، این روز را جور دیگری معنی میکند و به این مناسبت حال و هوای دیگری میدهد.
خاطرهی زینب از بابا، با تصویر تقریبا تلخی همراه است. با این وجود زینب میخواهد برای پدرش ماشین بخرد! او میگوید آخرین خاطره از پدرش مربوط به وقتی است که بابا او را فقط به خاطر خواستن پفک؛ کتک زد و بعد هم پلیس، زینب را به همدم آورد! زینب با این وجود میخواهد برای بابا ماشین بخرد تا دیگر عصبانی نشود!
با زهره راحتتر حرف میزنم. زهره بابا ندارد و او را هیچوقت ندیدهاست. میپرسم به نظر تو باباها شبیه چه هستند؟ میگوید: «باباها مثل درخت هستند.» شاید زهره درختی میخواهد تا به آن تکیه بدهد؛ نمیدانم درخت بابا وجود داردیا نه! ولی اگر وجود میداشت حتما تنومند و محکم و مهربان بود!
بعد از گپ و گفتی که با زینب و زهره دارم، حالا باید بروم سروقت مردانی که سالهاست در کنار دختران همدم هستند و برایشان نقش پدر را ایفا میکنند.
باغبان همدم، بابای پیر بچههاست و دائم مشغول رسیدگی به گلها و باغچه است. سالهای زیادی از حضور و کار آقای شعبانی در همدم میگذرد، اما مدتیست که بیمار شده و از بچهها دور است و دلش برای گل ها و دختران همدمیاش حسابی تنگ شده.
دیروز که همکاران ما به بهانهی روز پدر رفتند تا جویای حالش شوند، گفته: «برای من در دنیا دو عشق وجود دارد؛ عشق به گلها و عشق به این بچهها. باید به بچه ها هم مثل گلها عاشقانه رسیدگی بشود که وقتی به لبخند شیرینشان نگاه میکنیم، دلمان باز بشود.»
پدر همدمی دیگری که سراغش میروم آقای جندقی است؛ یکی از نگهبانان همدم. از او میپرسم: آیا پیش آمده که بچهها بخواهند سرخود از موسسه بیرون بروند؟ میگوید: «خیلی کم... همیشه سعی کردهام بچهها را قانع کنم که به خوابگاه برگردند. گاهی هم رفتهام از سوپری سر کوچه برایشان تنقلات خریدهام تا حال و هوایشان عوض شود »
آقای نوباغی، یکی دیگر از نگهبانان همدم و از باسابقههای خدمت در این خانه است. او میگوید: «در مواقع خیلی کمی که بچهها دوست دارند از اینجا بروند، به آنها میگویم: اینجا برای شما امنترین مکان است. معمولا کاری از دستم بر نمیآید و همیشه برایشان دعا میکنم.»
آقای نوباغی، خاطرهی جالبی هم تعریف میکند: «یک روز یکی از دخترها آمد جلو و گفت من بابا ندارم. میشود بابای من باشی؟ من هم گفتم چرا که نه، حتما! از آن روز تا امروز، آن دختر هر روز که مرا میبیند با اشتیاق به طرفم می دود و بابا صدایم میکند و حس زیبای همین تکرار برای تمام عمرم کافیاست.»
اما، مردی که 400 بچهی این خانه همه مشتاقانه بابا صدایش میزنند، کسی نیست غیر از رئیس موسسه؛ حاج آقا شیرازینیا.
مدتها است نرگس میخواهد پولی جمع کند و برای بابا شیرازینیا فنجان رنگارنگ بخرد. در یک لحظه آرزوی عجیبی به دلم چنگ میزند. کاش نصف دنیا مال من بود تا همه را خرج لبخند تمام بچههای دنیا کنم.
به سر و صدای بچههایی که در حیاط زیبای همدم در حال بازی کردن و ورزش هستند گوش میدهم. دختران همدم خوشحال بهنظر میرسند، ولی پیداست که یک جای دل این دخترهای معصوم، خالی است... جایی که شاید تنها یک پدر بتواند پرش کند. پدری شبیه مردان مهربان و خیرخواهی مثل شما، که به هر مناسبتی در همدم هستند تا دست بخشنده و دل مهربانشان را بین چهارصد فرزند موسسهی خیریهی همدم تقسیم کنند.
زادروز پدر یتیمان و تنهایان امام علی(ع) و روز پدر، به همهی پدرانی که معلم عشق و نیکی اند، مبارک باد.
همدم، همچنان با درهای باز و چشمهای همیشه به راهش، منتظر ورود پدرانی است که میتوانند محبت راستین را برای دختران این خانه معنی کنند و جریان زلال زندگی را، برای حوضچههای چشمان مشتاق فرشتههای همدم، هدیه بیاورند.
هر سال، وقتی به روز پدر میرسیم، نگاه حسرتبار و امیدوار دختران همدم، این روز را جور دیگری معنی میکند و به این مناسبت حال و هوای دیگری میدهد.
خاطرهی زینب از بابا، با تصویر تقریبا تلخی همراه است. با این وجود زینب میخواهد برای پدرش ماشین بخرد! او میگوید آخرین خاطره از پدرش مربوط به وقتی است که بابا او را فقط به خاطر خواستن پفک؛ کتک زد و بعد هم پلیس، زینب را به همدم آورد! زینب با این وجود میخواهد برای بابا ماشین بخرد تا دیگر عصبانی نشود!
با زهره راحتتر حرف میزنم. زهره بابا ندارد و او را هیچوقت ندیدهاست. میپرسم به نظر تو باباها شبیه چه هستند؟ میگوید: «باباها مثل درخت هستند.» شاید زهره درختی میخواهد تا به آن تکیه بدهد؛ نمیدانم درخت بابا وجود داردیا نه! ولی اگر وجود میداشت حتما تنومند و محکم و مهربان بود!
بعد از گپ و گفتی که با زینب و زهره دارم، حالا باید بروم سروقت مردانی که سالهاست در کنار دختران همدم هستند و برایشان نقش پدر را ایفا میکنند.
باغبان همدم، بابای پیر بچههاست و دائم مشغول رسیدگی به گلها و باغچه است. سالهای زیادی از حضور و کار آقای شعبانی در همدم میگذرد، اما مدتیست که بیمار شده و از بچهها دور است و دلش برای گل ها و دختران همدمیاش حسابی تنگ شده.
دیروز که همکاران ما به بهانهی روز پدر رفتند تا جویای حالش شوند، گفته: «برای من در دنیا دو عشق وجود دارد؛ عشق به گلها و عشق به این بچهها. باید به بچه ها هم مثل گلها عاشقانه رسیدگی بشود که وقتی به لبخند شیرینشان نگاه میکنیم، دلمان باز بشود.»
پدر همدمی دیگری که سراغش میروم آقای جندقی است؛ یکی از نگهبانان همدم. از او میپرسم: آیا پیش آمده که بچهها بخواهند سرخود از موسسه بیرون بروند؟ میگوید: «خیلی کم... همیشه سعی کردهام بچهها را قانع کنم که به خوابگاه برگردند. گاهی هم رفتهام از سوپری سر کوچه برایشان تنقلات خریدهام تا حال و هوایشان عوض شود »
آقای نوباغی، یکی دیگر از نگهبانان همدم و از باسابقههای خدمت در این خانه است. او میگوید: «در مواقع خیلی کمی که بچهها دوست دارند از اینجا بروند، به آنها میگویم: اینجا برای شما امنترین مکان است. معمولا کاری از دستم بر نمیآید و همیشه برایشان دعا میکنم.»
آقای نوباغی، خاطرهی جالبی هم تعریف میکند: «یک روز یکی از دخترها آمد جلو و گفت من بابا ندارم. میشود بابای من باشی؟ من هم گفتم چرا که نه، حتما! از آن روز تا امروز، آن دختر هر روز که مرا میبیند با اشتیاق به طرفم می دود و بابا صدایم میکند و حس زیبای همین تکرار برای تمام عمرم کافیاست.»
اما، مردی که 400 بچهی این خانه همه مشتاقانه بابا صدایش میزنند، کسی نیست غیر از رئیس موسسه؛ حاج آقا شیرازینیا.
مدتها است نرگس میخواهد پولی جمع کند و برای بابا شیرازینیا فنجان رنگارنگ بخرد. در یک لحظه آرزوی عجیبی به دلم چنگ میزند. کاش نصف دنیا مال من بود تا همه را خرج لبخند تمام بچههای دنیا کنم.
به سر و صدای بچههایی که در حیاط زیبای همدم در حال بازی کردن و ورزش هستند گوش میدهم. دختران همدم خوشحال بهنظر میرسند، ولی پیداست که یک جای دل این دخترهای معصوم، خالی است... جایی که شاید تنها یک پدر بتواند پرش کند. پدری شبیه مردان مهربان و خیرخواهی مثل شما، که به هر مناسبتی در همدم هستند تا دست بخشنده و دل مهربانشان را بین چهارصد فرزند موسسهی خیریهی همدم تقسیم کنند.
زادروز پدر یتیمان و تنهایان امام علی(ع) و روز پدر، به همهی پدرانی که معلم عشق و نیکی اند، مبارک باد.
همدم، همچنان با درهای باز و چشمهای همیشه به راهش، منتظر ورود پدرانی است که میتوانند محبت راستین را برای دختران این خانه معنی کنند و جریان زلال زندگی را، برای حوضچههای چشمان مشتاق فرشتههای همدم، هدیه بیاورند.
❤5👍3
دکتر زهرا حجت (مدیرعامل خیریهی توانبخشی همدم)، ضمن خوشآمدگویی به میهمانان آیین بزرگداشت شهدای هویزه، گفت:
واقعهی هویزه، تکرار ظهر عاشورا بود؛ تصویری از عاشقانی که در عین مطلومیت، یکایک آماج تیر دشمن شدند، تا ما امروز بیشتر به فکر خدمت به این ملت صبور و فداکار و بزرگوار باشیم.
۲۵ دیماه ۱۴۰۳
تالار همایشهای همدم
واقعهی هویزه، تکرار ظهر عاشورا بود؛ تصویری از عاشقانی که در عین مطلومیت، یکایک آماج تیر دشمن شدند، تا ما امروز بیشتر به فکر خدمت به این ملت صبور و فداکار و بزرگوار باشیم.
۲۵ دیماه ۱۴۰۳
تالار همایشهای همدم
Forwarded from موسسه توانبخشی همدم
وفات حضرت زینب سلاماللهعلیها اسوهی صبر و بردباری تسلیت باد.
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مروری مصور بر مراسم یادواره شهدای هویزه در تالار همدم - ۲۵ دی ماه ۱۴۰۳
👍4
Forwarded from موسسه توانبخشی همدم
زین پیش دلی بود و هزار اندیشه
اکنون همه لا اله الا الله است...
در انتظارند آنهایی که بین ما بودند و اکنون نیستند؛
آنهایی که با ما همنفس و همراه بودند و بودنشان غنیمت بود... و حالا، نبودنشان جای خالی نگاهی است که با آه پر میشود...
با خواندن آیهای از کتاب الهی و انجام امور خیر، به یادشان باشیم.
🔸آدرس: مشهد ـــ بولوار خیام شمالی ـــ عبدالمطلب ۵۸
🔸ملی کارت:
۶۰۳۷۹۹۸۱۶۰۸۸۸۸۸۸
🔸ملی شبا:
IR ۵۷ ۰۱۷۰ ۰۰۰۰ ۰۰۱۰ ۶۰۹۱ ۴۵۹۰۰۹
🔸تلفن مشارکت:
۰۵۱-۳۷۱۱۲۱۱۱-۱۳ - ۰۹۰۰۸۲۳۰۲۳۰
🔸مشارکت آنلاین:
www.hamdam.org
اکنون همه لا اله الا الله است...
در انتظارند آنهایی که بین ما بودند و اکنون نیستند؛
آنهایی که با ما همنفس و همراه بودند و بودنشان غنیمت بود... و حالا، نبودنشان جای خالی نگاهی است که با آه پر میشود...
با خواندن آیهای از کتاب الهی و انجام امور خیر، به یادشان باشیم.
🔸آدرس: مشهد ـــ بولوار خیام شمالی ـــ عبدالمطلب ۵۸
🔸ملی کارت:
۶۰۳۷۹۹۸۱۶۰۸۸۸۸۸۸
🔸ملی شبا:
IR ۵۷ ۰۱۷۰ ۰۰۰۰ ۰۰۱۰ ۶۰۹۱ ۴۵۹۰۰۹
🔸تلفن مشارکت:
۰۵۱-۳۷۱۱۲۱۱۱-۱۳ - ۰۹۰۰۸۲۳۰۲۳۰
🔸مشارکت آنلاین:
www.hamdam.org
Forwarded from موسسه توانبخشی همدم
ماه فرو ماند از جمال محمّد
سرو نباشد به اعتدال محمّد
قدر فلک را کمال و منزلتی نیست
در نظر قدر با کمال محمّد
عید مبعث، عید شکوفایی و کمال مبارکباد.
سرو نباشد به اعتدال محمّد
قدر فلک را کمال و منزلتی نیست
در نظر قدر با کمال محمّد
عید مبعث، عید شکوفایی و کمال مبارکباد.
👍2