Forwarded from Shemshadichannel
🆘لطفا اگر افراد بی سرپناه و بی خانمانی را مشاهده کردید ،در صورت تمایل خود شخص او را به این اماکن انتقال داده یا معرفی کنید تا بتوانند شب تا صبح را از سرمای خیابان در امان باشند 👇👇
🏠لیست مددسراهای اضطراری و دائمی مناطق ۲۲ گانه تهران ⬇️
#منطقه۱ : بزرگراه ارتش- خیابان ازگل نبش خیابان شهید صدرنژاد
#منطقه۲ : فرحزاد – خیابان امامزاده داود – بعد از پل ذوالفقار – سرچشمه باشگاه ورزشی امین، پلاک ۲۷۳
#منطقه۴: بزرگراه شهيد زين الدين، خيابان وفادار به سمت حكيميه، ميدان چمن آرا، كوچه مبين علی، پلاک ۲۱
#منطقه۵: اشرفی اصفهانی، چهار ديواری، خ نفت،خ هفدهم، دست چپ، انتهای خيابان نوزدهم، خ قدس پلاک ۹
#منطقه۷ : خیابان شهید مدنی- کوچه حسینیان- کوچه شیرین اصفهانی- جنب بزرگراه امام علی (ع) پلاک ۳۴
#منطقه۸ : اتوبان شهید باقری – تقاطع خیابان گلبرگ – بوستان یاسمن
#منطقه ۹: بزرگراه فتح- بعد از پل شیر پاستوریزه- جنب پل کن- خیابان فتح ۳۱- مددسرای امید
#منطقه۱۱ : خیابان هلال احمر – نرسیده به میدان رازی، روبروی ایستگاه بی آر تی
#منطقه۱۲ : میدان شوش- خیابان ری- بعد از پمپ گاز- کوچه طاهری کاشانی- پلاک ۱۱
#منطقه۱۳ : اتوبان شهید دوران- بعد از پمپ گاز- روبروی پلیس راهور- جنب اتوبان یاسینی
#منطقه۱۴ :اتوبان امام علی(ع)-خيابان پاسدار گمنام- خيابان صالحی
#منطقه۱۵ (مددسرای خاوران) : اتوبان امام رضا(ع)- بعد از میدان آقا نور- لاین کندرو- بالاتر از شهرک رضویه
#منطقه۱۶ (مددسرای بهمن) : میدان بهمن- خیابان دشت آزادگان- جنب شهرداری ناحیه ۲ منطقه۱۶
#منطقه۱۷ : میدان بهاران – انتهای بلوار راد مردان – دست چپ - جنب ترمینال شرکت واحد
#منطقه۱۹: اتوبان آزادگان- خروجی شهید کاظمی- نبش موتوری سنگین منطقه۱۹
#منطقه۲۰ : شهر ری- بین سه راه ورامین و میدان معلم- سه راه ظهیر آباد- مرکز فوریت اجتماعی منطقه ۲۰
#منطقه۲۲، نشانی: خیابان کوهک – درب شرقی پارک چیتگر – خیابان شبنم بعد از زیر گذر
#منطقه۲۲ : اتوبان تهران کرج – کیلومتر ۱۴ خروجی پیکان شهر – (مترو ایران خودرو) ظلع شرقی مترو ایران خودرو - مددسرای بانوان چیتگر
.
.
@Shemshadichannel
#حسن_شمشادی_خبرنگار
🏠لیست مددسراهای اضطراری و دائمی مناطق ۲۲ گانه تهران ⬇️
#منطقه۱ : بزرگراه ارتش- خیابان ازگل نبش خیابان شهید صدرنژاد
#منطقه۲ : فرحزاد – خیابان امامزاده داود – بعد از پل ذوالفقار – سرچشمه باشگاه ورزشی امین، پلاک ۲۷۳
#منطقه۴: بزرگراه شهيد زين الدين، خيابان وفادار به سمت حكيميه، ميدان چمن آرا، كوچه مبين علی، پلاک ۲۱
#منطقه۵: اشرفی اصفهانی، چهار ديواری، خ نفت،خ هفدهم، دست چپ، انتهای خيابان نوزدهم، خ قدس پلاک ۹
#منطقه۷ : خیابان شهید مدنی- کوچه حسینیان- کوچه شیرین اصفهانی- جنب بزرگراه امام علی (ع) پلاک ۳۴
#منطقه۸ : اتوبان شهید باقری – تقاطع خیابان گلبرگ – بوستان یاسمن
#منطقه ۹: بزرگراه فتح- بعد از پل شیر پاستوریزه- جنب پل کن- خیابان فتح ۳۱- مددسرای امید
#منطقه۱۱ : خیابان هلال احمر – نرسیده به میدان رازی، روبروی ایستگاه بی آر تی
#منطقه۱۲ : میدان شوش- خیابان ری- بعد از پمپ گاز- کوچه طاهری کاشانی- پلاک ۱۱
#منطقه۱۳ : اتوبان شهید دوران- بعد از پمپ گاز- روبروی پلیس راهور- جنب اتوبان یاسینی
#منطقه۱۴ :اتوبان امام علی(ع)-خيابان پاسدار گمنام- خيابان صالحی
#منطقه۱۵ (مددسرای خاوران) : اتوبان امام رضا(ع)- بعد از میدان آقا نور- لاین کندرو- بالاتر از شهرک رضویه
#منطقه۱۶ (مددسرای بهمن) : میدان بهمن- خیابان دشت آزادگان- جنب شهرداری ناحیه ۲ منطقه۱۶
#منطقه۱۷ : میدان بهاران – انتهای بلوار راد مردان – دست چپ - جنب ترمینال شرکت واحد
#منطقه۱۹: اتوبان آزادگان- خروجی شهید کاظمی- نبش موتوری سنگین منطقه۱۹
#منطقه۲۰ : شهر ری- بین سه راه ورامین و میدان معلم- سه راه ظهیر آباد- مرکز فوریت اجتماعی منطقه ۲۰
#منطقه۲۲، نشانی: خیابان کوهک – درب شرقی پارک چیتگر – خیابان شبنم بعد از زیر گذر
#منطقه۲۲ : اتوبان تهران کرج – کیلومتر ۱۴ خروجی پیکان شهر – (مترو ایران خودرو) ظلع شرقی مترو ایران خودرو - مددسرای بانوان چیتگر
.
.
@Shemshadichannel
#حسن_شمشادی_خبرنگار
👍1
Forwarded from احساننامه
❌نمونه کار فرهنگی: معاون یک نهاد فرهنگی قرارداد تألیف کتابی در مورد بیهقی را ابلاغ کرده و به خود ابوالفضل بیهقی (درگذشته به سال ۴۷۰ ه.ق) هم رونوشت زده است! @ehsanname
Forwarded from نبض هنر
💎 مجموعه آثار حامد عسکری را از نبض هنر بخرید
📚 سرمهای | نشر نیماژ
📚 پریشب | نشر شانی
📚 خانمی که شما باشید | نشر شانی
🎈خرید کتاب از صفحهء حامد عسکری در نبض هنر: https://goo.gl/4frszg
🌹 @NabzeHonar
📚 سرمهای | نشر نیماژ
📚 پریشب | نشر شانی
📚 خانمی که شما باشید | نشر شانی
🎈خرید کتاب از صفحهء حامد عسکری در نبض هنر: https://goo.gl/4frszg
🌹 @NabzeHonar
❤1👍1
Forwarded from احساننامه
📚داستاننویسها چی میخوانند؟
@ehsanname
جویس کارول اوتس، بانوی داستاننویس ۷۹ساله آمریکایی، برای کتابخوانهای ایرانی هم نام آشنایی است. او در مصاحبهای خیالی با خودش، نظرش درباره کتابهای مختلف را به شکل جالبی دستهبندی و معرفی کرده. ترجمه این مصاحبه را (به نقل از ایبنا) بخوانید:
@ehsanname
➖کتابی که در حال خواندنش هستم
▫️یک کتاب گُزیده جدید به نام «به فکرم خطور کرده که شاید من آمریکا هستم» گردآوریشده توسط جاناتان سانتلوفر، در مورد به مخاطره افتادن دموکراسی. (افشاگری: یک متن از من هم در آن هست.)
➖کتابی که زندگیام را عوض کرد
▫️«آلیس در سرزمین عجایب» و «آنسوی آینه» نوشته لوئیس کرول تأثیر عمیقی هم بر زندگی و هم بر نوشتنم گذاشت.
➖کتابی که دلم میخواست من نوشته بودم
▫️این لیست میتواند خیلی طولانی باشد... اما در واقع بدون پاسخ است چون قابل تصور نیست: هیچکس دیگری نمیتوانست «اولیس»، «جنایت و مکافات» یا «موبیدیک» یا هر کتاب دیگری را بنویسد، به جز خود افرادی که آنها را نوشتهاند.
➖کتابی که بیشترین تأثیر را بر نویسندگیام گذاشت
▫️احتمالا داستانهای فرانتس کافکا یا «دوبلینیها» یا «بلندیهای بادگیر» یا ...
➖کتابی که افکارم را تغییر داد
▫️«برگهای علف» از والت ویتمن تاثیر عمیقی بر نویسندگان و شاعران -مخصوصا شاعران- گذاشته است که در طول دوران تحصیل به آنها گفته میشود نگاه ویتمن عاشقانه و پرطمطراق است تا شاعرانه.
➖آخرین کتابی که باعث شد گریه کنم
▫️مرا به خاطر این چیزی که ممکن است به نظر عجیب و مسخره برسد ببخشید، اما من اغلب هنگام نوشتن رمان گریهام میگیرد، تا موقع خواندن آن؛ آن هم وقتی که رمان تمام میشود و باید نمونهخوانی کنم. قدرت احساسی که رمان را هدایت میکند چیزی است که رماننویس باید در نوشتن به کار ببندد یا شاید جلوی آن را بگیرد؛ اما هنگام خواندن آزاد است و فرد احساس آسیبپذیری میکند.
➖آخرین کتابی که باعث شد بخندم
▫️مثل خیلیها من هم با عبارات بیشمارِ نیشدار، خندهدار و هولناک «آتش و خشم» مایکل وولف بلند بلند خندیدم.
➖کتابی که نتوانستم تمام کنم
▫️اعتراف به تمام نکردن «شبزندهداری فینگنها» جیمز جویس چیزی است که شاید از یک رئیسجمهور دیوانه بشود انتظار داشت؛ اما حقیقت دارد. در دفاع از خودم باید بگویم که بارها آن را شروع کردم و هر بار پاراگرافها و صفحاتی از آن را نخوانده رد کردم و خلاصه آن را رها کردم.
➖کتابی که از نخواندنش خجالتزدهام
▫️این فهرست هم طولانی خواهد بود ... اما مطمئنا شامل آثار داستانی نظیر «آخرین عادل» اثر آندره شوارتس-بارت درباره هولوکاست میشود.
➖کتابی که هدیه میدهم
▫️همیشه یک عنوان ثابت نیست. خریدهای حسابنشده برای هر خوانندۀ بهخصوص.
➖کتابی که بیشتر از همه دوست دارم با آن به یاد آورده شوم
▫️مثل بیشتر نویسندگان من هم خوشحال میشوم که به خاطر چیزی به خاطر سپرده شوم... قطعا به شخص خواننده بستگی دارد. شاید رمان «بلوند» [درباره مریلین مونرو] که در سال ۲۰۰۰ میلادی منتشر کردم. این رمان بزرگترین اندوهها را برایم به همراه داشت و بیشتر از همه خستهام کرد. به جز آن، شاید کتاب خاطراتم: «منظره از دست رفته: فرا رسیدن دوران یک نویسنده»
📌 theguardian.com/books/2018/feb/16/joyce-carol-oates-books-that-made-me
📌 ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257880/
🔹از بین کتابهایی که در بالا اسم آورده شده، اینها به فارسی ترجمه شدهاند: «جنایت و مکافات» فئودور داستایوسکی، «موبیدیک» هرمان ملویل، آثار فرانتس کافکا، «اولیس» (خلاصه و فصل ۱۷ آن منتشر شده) و «دوبلینیها» جیمز جویس، «بلندیهای بادگیر» امیلی برونته، «آلیس در سرزمین عجایب» و «آنسوی آینه» لوئیس کرول، «برگهای علف» از والت ویتمن (به شکل گزیده)، «آتش و خشم» مایکل وولف
@ehsanname
جویس کارول اوتس، بانوی داستاننویس ۷۹ساله آمریکایی، برای کتابخوانهای ایرانی هم نام آشنایی است. او در مصاحبهای خیالی با خودش، نظرش درباره کتابهای مختلف را به شکل جالبی دستهبندی و معرفی کرده. ترجمه این مصاحبه را (به نقل از ایبنا) بخوانید:
@ehsanname
➖کتابی که در حال خواندنش هستم
▫️یک کتاب گُزیده جدید به نام «به فکرم خطور کرده که شاید من آمریکا هستم» گردآوریشده توسط جاناتان سانتلوفر، در مورد به مخاطره افتادن دموکراسی. (افشاگری: یک متن از من هم در آن هست.)
➖کتابی که زندگیام را عوض کرد
▫️«آلیس در سرزمین عجایب» و «آنسوی آینه» نوشته لوئیس کرول تأثیر عمیقی هم بر زندگی و هم بر نوشتنم گذاشت.
➖کتابی که دلم میخواست من نوشته بودم
▫️این لیست میتواند خیلی طولانی باشد... اما در واقع بدون پاسخ است چون قابل تصور نیست: هیچکس دیگری نمیتوانست «اولیس»، «جنایت و مکافات» یا «موبیدیک» یا هر کتاب دیگری را بنویسد، به جز خود افرادی که آنها را نوشتهاند.
➖کتابی که بیشترین تأثیر را بر نویسندگیام گذاشت
▫️احتمالا داستانهای فرانتس کافکا یا «دوبلینیها» یا «بلندیهای بادگیر» یا ...
➖کتابی که افکارم را تغییر داد
▫️«برگهای علف» از والت ویتمن تاثیر عمیقی بر نویسندگان و شاعران -مخصوصا شاعران- گذاشته است که در طول دوران تحصیل به آنها گفته میشود نگاه ویتمن عاشقانه و پرطمطراق است تا شاعرانه.
➖آخرین کتابی که باعث شد گریه کنم
▫️مرا به خاطر این چیزی که ممکن است به نظر عجیب و مسخره برسد ببخشید، اما من اغلب هنگام نوشتن رمان گریهام میگیرد، تا موقع خواندن آن؛ آن هم وقتی که رمان تمام میشود و باید نمونهخوانی کنم. قدرت احساسی که رمان را هدایت میکند چیزی است که رماننویس باید در نوشتن به کار ببندد یا شاید جلوی آن را بگیرد؛ اما هنگام خواندن آزاد است و فرد احساس آسیبپذیری میکند.
➖آخرین کتابی که باعث شد بخندم
▫️مثل خیلیها من هم با عبارات بیشمارِ نیشدار، خندهدار و هولناک «آتش و خشم» مایکل وولف بلند بلند خندیدم.
➖کتابی که نتوانستم تمام کنم
▫️اعتراف به تمام نکردن «شبزندهداری فینگنها» جیمز جویس چیزی است که شاید از یک رئیسجمهور دیوانه بشود انتظار داشت؛ اما حقیقت دارد. در دفاع از خودم باید بگویم که بارها آن را شروع کردم و هر بار پاراگرافها و صفحاتی از آن را نخوانده رد کردم و خلاصه آن را رها کردم.
➖کتابی که از نخواندنش خجالتزدهام
▫️این فهرست هم طولانی خواهد بود ... اما مطمئنا شامل آثار داستانی نظیر «آخرین عادل» اثر آندره شوارتس-بارت درباره هولوکاست میشود.
➖کتابی که هدیه میدهم
▫️همیشه یک عنوان ثابت نیست. خریدهای حسابنشده برای هر خوانندۀ بهخصوص.
➖کتابی که بیشتر از همه دوست دارم با آن به یاد آورده شوم
▫️مثل بیشتر نویسندگان من هم خوشحال میشوم که به خاطر چیزی به خاطر سپرده شوم... قطعا به شخص خواننده بستگی دارد. شاید رمان «بلوند» [درباره مریلین مونرو] که در سال ۲۰۰۰ میلادی منتشر کردم. این رمان بزرگترین اندوهها را برایم به همراه داشت و بیشتر از همه خستهام کرد. به جز آن، شاید کتاب خاطراتم: «منظره از دست رفته: فرا رسیدن دوران یک نویسنده»
📌 theguardian.com/books/2018/feb/16/joyce-carol-oates-books-that-made-me
📌 ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257880/
🔹از بین کتابهایی که در بالا اسم آورده شده، اینها به فارسی ترجمه شدهاند: «جنایت و مکافات» فئودور داستایوسکی، «موبیدیک» هرمان ملویل، آثار فرانتس کافکا، «اولیس» (خلاصه و فصل ۱۷ آن منتشر شده) و «دوبلینیها» جیمز جویس، «بلندیهای بادگیر» امیلی برونته، «آلیس در سرزمین عجایب» و «آنسوی آینه» لوئیس کرول، «برگهای علف» از والت ویتمن (به شکل گزیده)، «آتش و خشم» مایکل وولف
.
باشد مي نويسم ... سخت است ولي مي نويسم ... دست و دلم به نوشتن نمي رود ولي مي نويسم ... خدا را چه ديديد شايد آخرين پستم بود ... چه بهتر كه آخرين پستم براي حضرت مادر باشد ... اين چند روزه به اين چند روزه ي خانه ي يك مرد فكر ميكنم در مدينه ... همه منتظر يك نوزاد بودند ... حجم خوشحالي اهالي خانه طبيعتا حدس زدني است ... اتفاقاتي را هم كه اين روزها توي كوچه و افتاد را هم شنيده ايد ... همه خانه ها وقتي منتظر يك عضو جديدند يك نشاط خاصي دارند ... اصلا ولش كنيد اينقدر اين روزها شعر و متن مادرانه خوانده ايد كه اشباعيد ... بگذاريد يك خاطره بگويم كه هنوز جگرم را خنج مي زند: من اصولا كليد خانه مان را ندارم ... يعني دارم عمدا نمي برم ...دوست دارم زنگ بزنم دوست دارم "در" را برايم باز كنند ... منتظر تولد محمدنيكان بوديم ... روزهاي آخر بود شما بگو يكي دوهفته ... يك روز صبح كه مي رفتم مادرخانه گفت : مي شود اين روزها كليد ببري ؟ گفتم چرا ؟ گفت : يكهو زنگ ميزني صدا مي دهد هول ميكنم خوف مي كنم ... مي ترسم ... گفتم : چشم ... يك چشم ميگويم يك چشم مي شنويد ... پا كه توي پياده رو گذاشتم نزديك اولين جدول زانوهايم تا خورد و نشستم به گريه ... يك زن كه بار شيشه دارد مي شود با يك صداي زنگ "در" هول كند...بترسد ... من حرفم را تا همينجاي متنم زدم از اينجا به بعدش را نمي نويسم فكر ميكنم : من آنروز از گوشه خياباني در تهران پرت شدم به كوچه اي در مدينه پشت در خانه همان مرد ... خانه قطعا زنگ نداشته آمده اند پشت "در" "اند" آخر آمده يعني يك نفر نبوده تاريخ مي گويد چهل نفر در هم نزده اند ... داد زده اند هيزم آورده اند... لگد زده اند ...يك زن هم توي خانه بوده كه بار شيشه داشته ... هيجده ساله بوده ...مردخانه مامور به سكوت بوده ... مردها نخلند غم به جانشان بيافتد از تو خرد ميشوند يكهو مي افتند يكهو مي شكنند..."در" زده اند ...زن خانه ترسيده هول كرده ... اصلا ولش كنيد ...من دستم به تمام كردن اين متن نمي رود ... يكي روضه بخواند ... كلمه هاي من كوچكند ... يك نفر به ما تسليت بگويد ... مادر ما جوان بود ... مادر ما بار شيشه داشت ...
#در
#مادر
#فاطميه
#روضه
باشد مي نويسم ... سخت است ولي مي نويسم ... دست و دلم به نوشتن نمي رود ولي مي نويسم ... خدا را چه ديديد شايد آخرين پستم بود ... چه بهتر كه آخرين پستم براي حضرت مادر باشد ... اين چند روزه به اين چند روزه ي خانه ي يك مرد فكر ميكنم در مدينه ... همه منتظر يك نوزاد بودند ... حجم خوشحالي اهالي خانه طبيعتا حدس زدني است ... اتفاقاتي را هم كه اين روزها توي كوچه و افتاد را هم شنيده ايد ... همه خانه ها وقتي منتظر يك عضو جديدند يك نشاط خاصي دارند ... اصلا ولش كنيد اينقدر اين روزها شعر و متن مادرانه خوانده ايد كه اشباعيد ... بگذاريد يك خاطره بگويم كه هنوز جگرم را خنج مي زند: من اصولا كليد خانه مان را ندارم ... يعني دارم عمدا نمي برم ...دوست دارم زنگ بزنم دوست دارم "در" را برايم باز كنند ... منتظر تولد محمدنيكان بوديم ... روزهاي آخر بود شما بگو يكي دوهفته ... يك روز صبح كه مي رفتم مادرخانه گفت : مي شود اين روزها كليد ببري ؟ گفتم چرا ؟ گفت : يكهو زنگ ميزني صدا مي دهد هول ميكنم خوف مي كنم ... مي ترسم ... گفتم : چشم ... يك چشم ميگويم يك چشم مي شنويد ... پا كه توي پياده رو گذاشتم نزديك اولين جدول زانوهايم تا خورد و نشستم به گريه ... يك زن كه بار شيشه دارد مي شود با يك صداي زنگ "در" هول كند...بترسد ... من حرفم را تا همينجاي متنم زدم از اينجا به بعدش را نمي نويسم فكر ميكنم : من آنروز از گوشه خياباني در تهران پرت شدم به كوچه اي در مدينه پشت در خانه همان مرد ... خانه قطعا زنگ نداشته آمده اند پشت "در" "اند" آخر آمده يعني يك نفر نبوده تاريخ مي گويد چهل نفر در هم نزده اند ... داد زده اند هيزم آورده اند... لگد زده اند ...يك زن هم توي خانه بوده كه بار شيشه داشته ... هيجده ساله بوده ...مردخانه مامور به سكوت بوده ... مردها نخلند غم به جانشان بيافتد از تو خرد ميشوند يكهو مي افتند يكهو مي شكنند..."در" زده اند ...زن خانه ترسيده هول كرده ... اصلا ولش كنيد ...من دستم به تمام كردن اين متن نمي رود ... يكي روضه بخواند ... كلمه هاي من كوچكند ... يك نفر به ما تسليت بگويد ... مادر ما جوان بود ... مادر ما بار شيشه داشت ...
#در
#مادر
#فاطميه
#روضه
👍3😭1
Forwarded from کبریت مدیا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🕯 فاطمه، فاطمه است...
روايتی عاشقانه از بانوی آب و آيينه به قلم دكتر #علی_شريعتی
با اجرای مژده لواسانی و حامد عسكری
👉 @KebritMedia 👈
روايتی عاشقانه از بانوی آب و آيينه به قلم دكتر #علی_شريعتی
با اجرای مژده لواسانی و حامد عسكری
👉 @KebritMedia 👈
Forwarded from سهنقطه
🔔
فوری فوری
📌پیششماره اول از دوره جدید «مکتوب طنز سهنقطه» منتشر میشود. به گزارش منابع آگاه، نخستین پیششماره از دوره جدید مجله سهنقطه تا چندی دیگر روی پیشخوان (پیشخوان؟) روزنامهفروشیها و کتابفروشیهای معتبر قرار خواهد گرفت و این بمعنای بیاعتبار بودن دکههای و کتابفروشیهایی است که این نشریه وزین و فاخر را برای فروش عرضه نکنند.
📌در نخستین شماره از دوره جدید مکتوب سهنقطه، که به مدیرمسئولی و صاحبامتیازی و حروفنگاری امید مهدینژاد منتشر میشود، حاصل قلم نویسندگانی چون امرالله احمدجو، اسماعیل امینی، احسان حسینینسب، مرتضی درخشان، احمد دهقان، احسان رضایی، محسن رضوانی، محمدرضا زائری، ابوالفضل زرویی نصرآباد، سروش صحت، عزتالله ضرغامی، فهیم عطار، احسان محمدی، هادی مقدمدوست، احمد ملکوتیخواه و... را خواهید خواند و از خواندن آن حظ وافر خواهید برد.
📌سهنقطه، آخرین ماهنامه طنز فارسی است که در قطع وزیری کوتاه و با صفحات دورنگ چاپ و منتشر خواهد شد.
🎁ضمناً به هفت نفر از کسانی که این خبر را برای هفت نفر دیگر فوروارد کنند، به قید قرعه جایزه نفیسی اهدا خواهد شد. در دوره پیشین انتشار سهنقطه، یکنفر فوروارد نکرد، به دردی ناشناخته و لاعلاج مبتلا شد و دار فانی را وداع گفت. خدایش بیامرزاد.
👁
@SeNoghteMag
فوری فوری
📌پیششماره اول از دوره جدید «مکتوب طنز سهنقطه» منتشر میشود. به گزارش منابع آگاه، نخستین پیششماره از دوره جدید مجله سهنقطه تا چندی دیگر روی پیشخوان (پیشخوان؟) روزنامهفروشیها و کتابفروشیهای معتبر قرار خواهد گرفت و این بمعنای بیاعتبار بودن دکههای و کتابفروشیهایی است که این نشریه وزین و فاخر را برای فروش عرضه نکنند.
📌در نخستین شماره از دوره جدید مکتوب سهنقطه، که به مدیرمسئولی و صاحبامتیازی و حروفنگاری امید مهدینژاد منتشر میشود، حاصل قلم نویسندگانی چون امرالله احمدجو، اسماعیل امینی، احسان حسینینسب، مرتضی درخشان، احمد دهقان، احسان رضایی، محسن رضوانی، محمدرضا زائری، ابوالفضل زرویی نصرآباد، سروش صحت، عزتالله ضرغامی، فهیم عطار، احسان محمدی، هادی مقدمدوست، احمد ملکوتیخواه و... را خواهید خواند و از خواندن آن حظ وافر خواهید برد.
📌سهنقطه، آخرین ماهنامه طنز فارسی است که در قطع وزیری کوتاه و با صفحات دورنگ چاپ و منتشر خواهد شد.
🎁ضمناً به هفت نفر از کسانی که این خبر را برای هفت نفر دیگر فوروارد کنند، به قید قرعه جایزه نفیسی اهدا خواهد شد. در دوره پیشین انتشار سهنقطه، یکنفر فوروارد نکرد، به دردی ناشناخته و لاعلاج مبتلا شد و دار فانی را وداع گفت. خدایش بیامرزاد.
👁
@SeNoghteMag
👍1
Forwarded from مکتب الرضاعلیه السلام
.
حيِّ عَليٰ...گرفتن دست فتادگان
تنهاسوال روز قيامت نماز نيست
#ما_با_هم_ميتوانيم
#خيريه_مكتب_الرضا
اين فهرست به روزرساني ميشود
Telegram.me/razaviooun
حيِّ عَليٰ...گرفتن دست فتادگان
تنهاسوال روز قيامت نماز نيست
#ما_با_هم_ميتوانيم
#خيريه_مكتب_الرضا
اين فهرست به روزرساني ميشود
Telegram.me/razaviooun
❤1
Forwarded from سکانس برتر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعر خوانی حامد عسکری در برنامه شابک.
#شابک
#حامد_عسکری
#شاعر
📩📲10000503
🆔https://telegram.me/joinchat/BG-n_j5ms65T-QSzI1s6Kg
#شابک
#حامد_عسکری
#شاعر
📩📲10000503
🆔https://telegram.me/joinchat/BG-n_j5ms65T-QSzI1s6Kg
Forwarded from مکتب الرضاعلیه السلام
در سرحدات ما زناني بودند كه "چترباز"شان ميگفتند. زناني بلند و چغر با صداهايي زمخت با النگوهاي بدلي ارزان و چادرهايي گل گلي و بور شده از نامهرباني آفتاب، زناني با صورتهايي پنهان شده زير كرم پودرهايي ارزان عربي كه از سرحدات جنوب به بندرعباس ميرفتند و ماشين موزِر و چاي و تترون و عطرهاي ارزان اماراتي مي آوردندو به مغازه دارها مي فروختند. حرفه اي ترهاشان چيزي دوخته بودند مثل جاي خشاب و به خود مي آويختند و مي شد جاي امن موزرهاي اصل آلماني و توپ تترون رو دور خود ميپيچيدند و يك چادر سر ميكردند و جنس مي آوردند. سود توي تترون و موزر بود ولي براي رد گم كردن ده بيست بسته چاي باروتي و چند عطر ارزان هم مي آوردند. اين ردگم كن ها چيزي نبود كه نشود با لبخندي لوند براي سربازي بلوغاتي از پاسگاهي كويري رد كرد. هر دوره اي هم يك چيزي مد ميكردند.تعيين كننده لباس و عطر و پوشش رعاياي جنوب بودند. براي مردها كفش ورلدكاپ و اَگنِس و كمل مي آوردند و شلوار پرپيله كرپ و براي زنان عطر رمي و وازلين معطر ... خودم اولين ادكلن بِست را از يكي از آنها خريدم ... دوهزار و هفتصدتومن...زمان رسيد به لحظه اين صندلها... كره اي بودند و ارزان ... يكهفته نشده شهر پرشد از حضورشان، زنان و دختران شهر معمولا يك شماره كوچكتر ميگرفتند باناخنهاي حنا كرده به پا مي انداختند و از بيرون افتادن پاشنه هاي برهنه و مهتابي رنگشان شان كيف ميكردند، خدا ميداند توي ختم ها و مهماني ها و جمع هاي زنانه سرحدات ما چند جفتش قاطي شد و كسي نفهميد، چقدر با تخت كفي پرسي و فومي اش كتك خورديم ... زنان چترباز سرحدات ما همان كوله بران امروزي بودند كه دوربيني نبود ثبتشان كند و از رنجشان بنويسد. دوربيني نبود وقتي پژوي چهارصدو پنجي در مسير بم بندر چپ كرد و پنج زن در ميان آهنها زنده زنده سوختند، دنيا عوض شد ، زنان چترباز را باد برد. ديگر عطر عربي لبخند زني در شامه ي رگ كرده ي سربازي بلوغاتي در پاسگاهي بياباني نپيچيد . موزر و چاي و تترون و ادكلن كانتينر كانتينر وارد شد . دنيا عوض شد . معني "چترباز"هم عوض شد. راستي كسي از زنان چترباز خبري دارد؟؟
https://t.me/hamedaskary
https://t.me/hamedaskary
Telegram
يك حامد عسكری معمولی
پراكنده های روزانه يك عدد حامد عسكری
Forwarded from مکتب الرضاعلیه السلام
Forwarded from مکتب الرضاعلیه السلام
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#همين_حوالي
.
چشمان بغض كرده ي يك كودك يتيـم
درانتــظار دســـتِ نوازشـــگرِشــماست
#١٤اسفندروزاحسان_ونيكوكاري
#خيريه_مكتب_الرضا
#ما_با_هم_ميتوانيم
#حامدعسكري
.
چشمان بغض كرده ي يك كودك يتيـم
درانتــظار دســـتِ نوازشـــگرِشــماست
#١٤اسفندروزاحسان_ونيكوكاري
#خيريه_مكتب_الرضا
#ما_با_هم_ميتوانيم
#حامدعسكري
Forwarded from باشگاه ترانه و موسیقی راه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 نماهنگ «خلوت خوب»، #عاشقانه ای متفاوت بمناسبت روز زن
💢با صدای #حسین_حقیقی، ترانه #حامد_عسکری، آهنگسازی #مهدی_یغمایی و کارگردانی #سیدمهدی_حسینی
🎬نسخه با کیفیت: goo.gl/QDQTpy
✅ @Rahnava_ir
💢با صدای #حسین_حقیقی، ترانه #حامد_عسکری، آهنگسازی #مهدی_یغمایی و کارگردانی #سیدمهدی_حسینی
🎬نسخه با کیفیت: goo.gl/QDQTpy
✅ @Rahnava_ir