يك حامد عسكری معمولی
23.1K subscribers
1.14K photos
454 videos
30 files
386 links
پراكنده های روزانه يك عدد حامد عسكری
Download Telegram
﷽
مراسم عزاداری شب‌های دهه اول
محرم الحرام۱۴۴۸

سخنران||
شیخ محمود ریاضت

مداحان||
کربلایی حسین محمدی
کربلایی دانیال فاخری
کربلایی محمد فرجی

زمان||
از‌ دوشنبه ۲۵ خردادماه الی پنجشنبه ۴ تیرماه ١۴٠۵
به مدت ده شب از ساعت ۲۱:۳۰
جلسه ویژه برادران و خواهران

_________

مراسم عزاداری ظهرهای دهه اول
محرم الحرام۱۴۴۸

مداحان||
حاج جواد حیدری
حاج حمید دادوندی
کربلایی علی کرمی
حاج علی اکبر زاد فرج
کربلایی حسین فروغی
کربلایی حسین محمدی

زمان||
از‌ روز سه‌شنبه ۲۶ خردادماه الی یکشنبه ۷ تیر ماه ١۴٠۵
به مدت سیزده روز از ساعت ۱۳
جلسه ویژه برادران

مكان||
افسريه، خیابان ۳۸، پانزده متری چهارم
مسجد‌روح‌الله

#هيئت_مكتب_الرضا
Telegram.me/razaviouninfo
❤37
Forwarded from CAR ONLINE
.



خلاصه کنفرانس خبری دکتر عراقچی
😁107💔15👍4
شمام تو‌ماکارونی یه تیکه گوشت چرخی قلمبه که خوب پخش نشده می بینید کیف می‌کنید؟
👍389👎353😁83🥴32❤31😎7🥰1👏1💔1😭1
یه رب به یک شب زنگ زده می‌گه یه جمعی هستیم توی یه باغی نشستیم ذکر خیر شما شد به رفقا گفتم شماره شو دارم گفتم بذارید زنگ بزنم ، بعد بزنم رو اسپیکر یه شعری برامون بخونی صفا کنیم...گفتم دوازده و نیم شبه؟ گفت برا شما هنرمندا سر شب محسوب میشه ... گفتم بله خودتم می‌گی برای هنرمندا ... نه برای شما ... بیدارم ولی وقت خودمه ...گفت حالا نمی خونی؟ گفتم مثلا با یه هنرمند تدوینگر رفیق باشی زنگ‌میزنی می‌گی دوتا پلان تدوین کن ، اصلاح رنگ کن صفا کنیم؟ هرچیزی وقتی داره ....
قطع کردم پیامک داده رفاقتمون تمام ... جواب دادم مگه شروع شده بود!! آخرین بار شب شهادت سیدحسن نصرالله یه چایی خوردیم تا الان ...

وی را از زیر قرآن رد کردم تمام ....
🥴258😁93👌66❤27💔11👍9👎3
برادرم خواهرم هموطن عزیزم نورچشمم قربان صفای وجودتان .

من موارد زیر را واقعا بلد نیستم و‌مطرح کردنش با من برایم واقعا عذاب آور است.

تصحیح و اصلاح شعر و نگاهی به دلنوشته‌های شما.

نوشتن هرگونه متن برای رقعه ترحیم کارت عروسی متن سنگ قبر و بنر حج و کربلا

نوشتن متن تولد و فوت و تبریک انتصاب شایسته

ضبط ویدیو‌و ویس برای تشویق و احسنت گفتن برای شاهنامه خوانی حافظ خوانی و رجزخوانی طفل دلبند شما در کلیه مقاطع سنی.

نوشتن متن و ضبط ویدیو و ویس و تبریک گفتن در آن برای تولد، ماهگرد سالگرد و کوفت‌گرد شما و معشوق دلبندتان .


به پیر به پیغمبر به همه ی مقدسات خیلی عذاب آورست تمنا می‌کنم این موارد را مطلقا مطرح نکنید و من را دچار سکرات‌موت نفرمایید.
باتشکر از توجه شما .
😁473❤92🥴45👍24👎12😎6👏4💔4
از روضه اومدم پیراهن مشکیم به رخت آویز آویزونه ...منتظر شروع بازی ام ... زل زدم به پیراهن ... هی نگاش می‌کنم هی بغض ولم نمی‌کنه...
ما را چرا نمی‌کشی ای داغ مهربان ...
💔421😭66❤38👌3
-اصلاح‌‌طلبی یا اصولگرا؟
+من؟ #علی‌الاصول‌ گرا
❤815😎89👌37👍19👎18🥴15😁8😭2👏1
Forwarded from Porsan l پرسان
⚫️ السلام علیک یا اباعبدلله الحسین علیه السلام

❇️دوره آموزشی معرفتی

✅ با موضوع: معامله با خدا در قاموس عاشوراییان

🎤سخنران: دکتر علی غلامی

📝 در ۱۰جلسه (هر روز یک جلسه)

▪️به صورت مجازی (آفلاین)

⏳شروع دوره:چهارشنبه ۲۷خرداد

🎁 جوایز: کمک هزینه سفر اربعین به ۳نفر اول( که در آزمون آخر دوره نمره بالا۳۰ آورده باشند)

📲 کانال‌های پرسان:

🔹 ایتا:
eitaa.com/porsaan_ir
🔹 بله:
ble.ir/porsaan_ir
🔹 تلگرام:
t.me/Porsan_ir
🔹 روبیکا:
rubika.ir/Porsan_ir
❤38👎4👏2👌2👍1
ما را چرا نمی‌کشی ای داغ مهربان ...
❤272💔154😭32
Forwarded from من ایرانم
از پنجشنبه ۴ تیرماه؛
دومین قرار شبانه «باغ فردوس» برای ایران برپا می‌شود

مردم، هنرمندان و ورزشکاران از پنجشنبه چهارم تیرماه به مدت ۱۰ شب در باغ فردوس تهران گرد هم می‌آیند تا در کنار یکدیگر، شب های متفاوتی را با محوریت ایران سپری کنند.

به گزارش روابط‌عمومی مراسم، دومین قرار شبانه «باغ فردوس» با شعار «من ایرانم» از پنجشنبه چهارم تیرماه آغاز می‌شود و هر شب میزبان جمعی از هنرمندان، ورزشکاران و مردم خواهد بود.

این رویداد فرهنگی و اجتماعی با هدف همدلی و همراهی اقشار مختلف جامعه برگزار می‌شود و برنامه‌های متنوعی هنری برای حاضران تدارک دیده شده است.

دومین قرار شبانه «باغ فردوس» از چهارم تیرماه به مدت ۱۰ شب، هر شب ساعت ۲۰:۳۰ در باغ فردوس تهران برگزار می‌شود.

📲  اینستاگرام | تلگرام | روبیکا | بله

@man_iranam_ir
❤40
سلام
کتاب صوتی «روایت طف» هدیه‌ای برای شماست.
این هدیه را می‌توانی از لینک زیر دریافت کنی. امیدوارم از مطالعه‌ٔ آن در اپلیکیشن طاقچه لذت ببری.
https://taaghche.com/gift/activation?token=639178218994897398
❤121💔5👏4👎3
چراغ‌های حسینیه خاموش... سینه‌زن‌ها همه کوفته و زخمی در خانه‌هایشان ... تو اما هنوز گوشه‌ی حسینیه تاریک با شال عزایی بر گردن و پلکهای زخمی در عزای جدت اشک می‌ریزی...

یا صاحب الزمان...
💔605😭152❤89
🔻بوی کافور عطر چای

📝 حامد عسکری، شاعر و نویسنده در یادداشتی برای فرهیختگان نوشت:

🔻 همین که می‌توانستی بگویی خوش آمدید و وزن یک گلاب‌پاش نقره‌ای حدوداً دویست گرمی را دست‌هایت جان داشته باشد که تحمل کنی و یک ساعت سر پا بایستی می‌شدی نوکر، یعنی آغازگر مسیری بودی که تهش را می‌دیدی... ما چهارده تا نوه این‌جوری بودیم. همه با گلاب دادن در ورودی خونه‌ میزمحمد شروع کردیم. پدربزرگمان بود خدابیامرز و سالی ده شب روضه‌ خانگی داشت، ما دم در می‌ایستادیم، گلاب‌پاش به دست می‌گرفتیم. نوه‌ بعدی که بزرگتر بود کفش جفت می‌کرد، توی جاکفشی می‌گذاشت و نفر بعدی آب و نفر بعدی چای و نان قندی یا کلوچه‌ کشمشی...

🔻 حالا کی می‌فهمیدیم روضه نزدیک است؟ تقویم جلالی که حالیمان نبود، هجری و شمسی هم هیچ، از روی تعطیلی مدرسه، از روی فصل گیلاس و زردآلو و فالوده‌ کرمانی، زمستان و تابستان را آمار می‌گرفتیم. فصل روضه هم خاص بود، اتوبوس آقای جمالزهی می‌پیچید توی کوچه یک بوق کشدار می‌زد. جمالزهی راننده اتوبوس بود، همان اتوبوسی که میزمحمد سوارش شد برود مشهد و توی راه به بغل غلتید و چندتایی کشته داد و همان شب سرد میزمحمد نذر کرد از لای این آهن‌های مچاله زنده بیرون بیاید، ده شب روضه بخواند هر سال. صندلی دوم بود و جمالزهی راننده اهل سنت هم نمی‌دانم از کجا این قرارداد را با حسین علیه‌السلام شنیده و همان‌جا گفته قند و چایش هم با من...

🔻 جمالزهی یک گونی قند و سه کیلو چایی شکسته‌ مارک چکش سبز را می‌گذاشت وسط خانه و می‌رفت. می‌گفت بهترین چای بنگلادشه. بعد یک کاسه فالوده کرمانی یخمال سر می‌کشید و بعد بیب صدیقه از زیر قرآن ردش می‌کرد، بعد جمالزهی یک چیزهایی به بلوچی می‌گفت چشم‌هایش خیس می‌شد می‌رفت. میزمحمد آلزایمر گرفت، تقریباً هیچ‌چیزی یادش نبود، هیچ‌کس را نمی‌شناخت، با همه مهربان بود و لبخند به لب داشت، موسم روضه‌اش شد، سیاهی‌ها را که زدیم، نشست روی صندلی، یک چایی دادیم دستش. بعد اشاره کرد به من گفت اسم شما چیه؟ گفتم حامدم آقا جان... گفت این خونه کیه؟ گفتم خونه میزمحمد متقی... گفت من به گمونم جوون بودم توی این خونه روضه اومدم... روضه خوبی دارن... چندتا بچه هم دم در وایمیستادن و گلاب می‌دادن...کجان؟ خودم بودم. من همان بچه بودم... سجاد همان بچه بود... احسان، مهدی، صدرا، محمد... ما بزرگ شده بودیم... میزمحمد ما را نمی‌شناخت... فقط خانه را می‌شناخت آن‌هم فقط خانه سیاهی‌زده... میزمحمد آن‌قدر فراموشی گرفت که یک روز صبح یادش رفت نفس بکشد و خاطره شد.شد یک قاب عکس کنار قفس مرغ عشق‌های بیب صدیقه، یک قاب عکس توی خانه ما در بم. یک بک‌گراند روی گوشی محسن توی ونکوور و یک نقاشی سیاه‌قلم توی کالیفرنیا... حانیه هفت هشت سال بعد وسط یک برف متواتر خواب میزمحمد را دید.می‌گفت خواب دیدم یک تابلوی یک‌ونیم در دو را چسبانده روی دیوار. روی تابلوی سفید یک عالمه چراغ ریز قرمز و سبز کار شده. حانیه می‌گفت توی خوابم تابلو توی اتاق میزمحمد بود، میرزا داشت نماز می‌خواند که من رسیدم. می‌گفت توی خواب از میرزا پرسیدم این تابلو چیه؟ می‌گفت میرزا به گریه گفته این چراغ‌ها همه تعداد سلام‌هایی که به حسین علیه‌السلام دادم.

🔻 حانیه می‌گفت پرسیدم چرا بعضیش سبزه بعضیش قرمز و میرزا جواب داده سبزهاشو حسین جواب داده و علیک‌السلام...جنگ شد، درست وسط چهل و چهارسالگی‌ام.زیر موشک و بمب و حمله همه آرزویم این بود، من از مرگ نمی‌ترسم شهادت هم باشد چه بهتر ولی امسال مشکی عزای حسین را بپوشم، امسال شب تاسوعا بساط آش شله‌قلمکارم چراغش خاموش نشود، من روزه قضا کم ندارم... هزار برابرش روضه‌ قضا دارم، در میان مخلوقات خدا ما آدم‌ها کمترین گریه را بر عزای حسین علیه‌السلام کرده‌ایم و وای به حال آنکه حسین(ع) را ندارد. هر کسی یک آرزوی کاری دارد، فوتبالیست دلش می‌خواهد در جام جهانی توپ بزند، کشتی‌گیر آرزویش المپیک است، خواننده آرزوی گرمی دارد و نویسنده نوبل... من دلم نوبل و نیویورکر نمی‌خواهد.

🔻 من دلم می‌خواهد چیزی بنویسم که ترجمه شود که به جهان بفهمانم ما حسینی داریم که هزار و چهارصد سال پیش کشتندش، زن و بچه‌اش اسارت رفت و ما هزار و چهارصد سال بعد این‌سوی تاریخ در عزایش مشکی می‌پوشیم، دو ماه کنسرت نمی‌رویم، سلمانی نمی‌کنیم، عطر نمی‌زنیم و تخمه نمی‌خوریم، دوست دارم دنیا بفهمد یک‌جور گریه‌کردن هست که دهانت را ترش نمی‌کند، سردرد نمی‌گیری و اتفاقاً بعدش بهجت و سروری قلبت را می‌گیرد که توی هیچ لپ‌تاپی نمی‌شود نوشتش... این سیاهه بی‌پایان‌بندی کلاسیک تمام شد.
چون من باید بروم توی روضه، این سیاهه در اتاق چایی روضه قلمی شد درست وقتی که مداح جوان داشت می‌گفت: «والوتر الموتور...» و این خیلی غم‌انگیز است. می‌شود برای همین عبارت عاشورا مرد، «والوتر الموتور» یعنی تک‌وتنها مانده.

#از_کودکی_عاشقت_بوده‌ام ❤️

🔻 @FarhikhteganOnline
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤209😭29
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یک مجموعه لالایی کربلایی چندسال پیش نوشته بودم . یکیش ساخته و‌خوانده شد و اینجا تقدیمتان می کنم. اگر کودک دارید برایش پخش کنید اگر ندارید گوشه ای ذخیره داشته باشید ، خدا را چه دیدید شاید محرم آینده طفلی در آغوشتان بود که بابا یا مادر صداتان بزند.
❤210💔30🥰19😭10👍3
Forwarded from چارسو فرهنگ
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🏴بدرقه تا بهشت

▪️در مراسم وداع و تشییع پیکر امام شهید
#همه_می_آییم

#هيئت_مكتب_الرضا
@razaviouninfo
💔180😭36❤15🥴3
من عراقم برای روایت زیارت آخر و تشییع تکه ای از قلبم .. شما اگر تهرانید و اگر می توانید به تهران بیایید حتما بیایید، امکانات تمهید شده، هوا از پیش بینی ها خنک تر است ... لطفا بیایید این آخرین دیدار است ...
❤608😭211💔108👎1