هنگام آشنایی با چیزی بسیار آشنا
گویی همهی نقش ها و نقاب ها
و اضطرابِ بر دوششان غریبه میشوند
و شاید تمرکز چشم هایم در آینه
پس زمینه را بسیار تار میبیند اما
مثل کنجکاوی مردمک گشادی که میخواهد حاشیه ی دامنهی دید را بیابد،
نگاهم نشت میکند و گاهی غریبه ها را میبینم.
............
صاحب نظر ها! ایده ای دارند؟
............
🪚🌫@HANGOVERTHOUGHTS
گویی همهی نقش ها و نقاب ها
و اضطرابِ بر دوششان غریبه میشوند
و شاید تمرکز چشم هایم در آینه
پس زمینه را بسیار تار میبیند اما
مثل کنجکاوی مردمک گشادی که میخواهد حاشیه ی دامنهی دید را بیابد،
نگاهم نشت میکند و گاهی غریبه ها را میبینم.
............
صاحب نظر ها! ایده ای دارند؟
............
🪚🌫@HANGOVERTHOUGHTS
❤10💯1
وقتی که بچه بودم از مردم انتظاری داشتم که نمیتوانستد برآورده کنند:
دوستی مداوم، عاطفهی همیشگی.
حال آموختهام انتظاری کمتر از آنچه میتوانند برآورند داشته باشم:
همدهی و مصاحبتی دور از تکلف و تعارف.
عواطف آنان، دوستی آنان، و حرکتهای بزرگوارانهشان ارزش معجزهآسایشان را در چشم من حفظ میکند: تفضلی تماموکمال.
..............
آلبر کامو
..............
🌫❕@HANGOVERTHOUGHTS
دوستی مداوم، عاطفهی همیشگی.
حال آموختهام انتظاری کمتر از آنچه میتوانند برآورند داشته باشم:
همدهی و مصاحبتی دور از تکلف و تعارف.
عواطف آنان، دوستی آنان، و حرکتهای بزرگوارانهشان ارزش معجزهآسایشان را در چشم من حفظ میکند: تفضلی تماموکمال.
..............
آلبر کامو
..............
🌫❕@HANGOVERTHOUGHTS
❤14👌4🕊3💔1
ﮔﺎهگاهی ﮐﻪ ﺩﻟﻢ می گیرد،
به خودم می گویم:
در دیاری که پر از دیوار است؛
به ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ؟
به ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﯿﻮﺳﺖ؟
به ﮐﻪ ﺩﻝ باید ﺑﺴﺖ؟
.................
🌫🌑@HANGOVERTHOUGHTS
ﮔﺎهگاهی ﮐﻪ ﺩﻟﻢ می گیرد،
به خودم می گویم:
در دیاری که پر از دیوار است؛
به ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ؟
به ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﯿﻮﺳﺖ؟
به ﮐﻪ ﺩﻝ باید ﺑﺴﺖ؟
.................
🌫🌑@HANGOVERTHOUGHTS
💔7❤6
بدون توانایی فراموشی، گذشته آنچنان بر دوشمان سنگینی میکرد که توان رویارویی و حتی کمتر، گذراندن لحظهای دیگر را نداشتیم. زندگی تنها برای کسانی قابل تحمل به نظر میرسد که ذاتا سبک سر اند. درست همان کسانی که چیزی به خاطر نمیآورند.
.....................
امیل سیوران
.....................
🌫🔇😴@HANGOVERTHOUGHTS
.....................
امیل سیوران
.....................
🌫🔇😴@HANGOVERTHOUGHTS
❤8👍6🕊1